همدلی با حزن نی‌انبان جنوب





همدلی با حزن  نی‌انبان جنوب

۲۵ تیر ۱۴۰۵، ۱:۰۵

تاریخ این سرزمین کمتر با مردمانش مهربان بوده است. مدام فرزندانش را به برزخ درد و امید انداخته است؛ به‌ویژه این روزها که آسمانش را دود گرفته و دلش را غبار حمله‌ای تازه سیاه کرده است. هر بار می‌گوییم دیگر به این زخم‌ها عادت کرده‌ایم، اما بزنگاه‌ها هرگز مطابق قاعده ما پیش نمی‌روند. باز شبی از راه می‌رسد که آسمان بوشهر یا بندرعباس بوی باروت می‌دهد و دل مردمانی که به دریا خو کرده‌اند، دوباره می‌لرزد.

در همین شب‌هاست که صدایی برمی‌خیزد؛ نه از سیاست و نه از فریادهای تند و ملتهب، بلکه از ساز جنوب، از دریا. نی‌انبان ناله می‌کشد، دهل‌ها ضربان قلب جمعی را زنده نگه می‌دارند و آوازی برمی‌خیزد که گویی نفس خود این خاک است. این موسیقی فقط موسیقی جنوب نیست؛ رگی است که در تن همه ما جاری است.

حمله‌های اخیر به تأسیسات نظامی و مناطق ساحلی جنوب، از بوشهر و بندرعباس تا خوزستان، چابهار و جنوب کرمان، زخمی تازه بر تن مردمان دریادل نشاند. با این حال، صدای موسیقی جنوب بار دیگر مانند مرهمی زنده بر همان زخم نشسته است. این موسیقی زاده طبیعتی تفتیده و سوزان است؛ سرشار از شور و حرارت و همان نیروی حیاتی که هیچ حمله‌ای نتوانسته از این مردم بگیرد. ریتم‌های کوبه‌ای آن، مانند امواج خلیج فارس، قلب را به تپش درمی‌آورد. ردپای تاریخ مهاجرت‌ها، تجارت‌ها و سختی‌ها در هر نت آن موج می‌زند.

سازهای جنوب اما جادویی‌اند. نی‌انبان با صدای پرطنین و ناله‌مانندش، گویی فریاد جدایی دریانوردانی است که از ساحل دور شده‌اند یا ناله مادرانی که فرزندانشان را به دریا سپرده‌اند. دمام، تمپو و دهل، ریتمی جمعی می‌سازند که هیچ‌کس را بیرون از دایره همبستگی نمی‌گذارد. اشعارشان ساده‌اند، اما در همین سادگی، دریا، عشق، جدایی و زندگی پرتلاطم نشسته است. در لایه‌های پنهان‌تر این موسیقی، همان حزنی حضور دارد که همیشه جنوب را تعریف کرده است؛ شادی‌ای که پوسته‌اش شور است و مغزش اندوه، درست مانند مردمانی که در گرمای طاقت‌فرسا و میان موج‌های خروشان، همچنان ایستاده‌اند.

این ویژگی‌ها تصادفی نیست. موسیقی جنوب، برخلاف فرم‌های نخبه‌گرایانه، مردمی و مشارکتی است. ریشه در زندگی واقعی دارد و در بحران‌ها، به‌جای پراکنده‌کردن، مردم را گرد هم می‌آورد. همان‌طور که در سال‌های جنگ تحمیلی، جنوب پیشانی مقاومت بود و نغمه‌هایش روحیه می‌بخشید، امروز نیز همین گرما و همین حزن، درد مشترک را به همدلی ملی بدل کرده است. این موسیقی زخم‌های تازه را لمس می‌کند و در همان لمس، امید به ایستادگی را زنده نگه می‌دارد.

اکنون در فضای مجازی که این‌بار ــ دست‌کم تا این لحظه ــ قطع نشده است، این صدا بلندتر از همیشه پیچیده است. کلیپ‌های نی‌انبان و رقص بندری، ویدئوهای همخوانی مردمی، شمال و جنوب این سرزمین را به هم گره زده‌اند. همدلی با هموطنان جنوبی، مانند موجی گرم و انسانی در حال جاری‌شدن است. صداهای تند و ملتهب حامی احتمالی جنگ، در میان این نت‌های پرشور و غمگین گم می‌شوند. گویی ریتم‌های جنوب با همان قدرت احساسی همیشگی خود، آن فریادها را کنار زده‌اند و جای آن‌ها را به همنوایی ملی داده‌اند.
این موسیقی فقط نوا نیست؛ روایت زنده مقاومت فرهنگی است. گرمایش، قلب‌های سرد از فاصله را گرم می‌کند و حزنش، اشک همدردی را جاری می‌سازد. در این روزهای سخت، وقتی جنوب دوباره زخم می‌خورد، شنیدن این صدا بیش از هر سخنرانی ما را به یکدیگر نزدیک می‌کند. موسیقی جنوب فریاد می‌زند: «ما یکی‌ایم» و این سرزمین با تمام وجود، به سبک بوشهری خوش‌آمد می‌گوید و پاسخ می‌دهد: «هله مالی».

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *