ادامه معدن‌کاری مخرب در منطقه حفاظت‌شده دره دوآب ـ بلده مازندران





ادامه معدن‌کاری مخرب در منطقه حفاظت‌شده دره دوآب ـ بلده مازندران

۱۹ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۰۹

در کیلومتر ۴۴ جاده هراز، در مسیر آمل به تهران، هر از چند گاهی و به‌ویژه در فصل بهار، زمین‌لغزش و سقوط واریزه همراه با گردوخاک گسترده رخ می‌دهد و تردد را، به‌ویژه در محدوده ابتدای جاده بلده، با مشکل مواجه می‌کند. زمین‌لغزش‌های عمده دره نور در البرز مرکزی در راستای گسل‌های اصلی، از جمله گسل بلده، و بر روی فرادیواره گسل مهم شمال البرز رخ داده‌اند. زمین‌لغزش‌های غول‌پیکر این دره نشان می‌دهد چندین رویداد بزرگ زلزله در دوره‌های ماقبل تاریخ در این منطقه رخ داده است.

از سوی دیگر، زمین‌لغزش رزن در شمال دره بلده با پهنایی حدود ۱۳ کیلومتر از محدوده دوآب تا غرب روستای رزن و به طول حدود سه کیلومتر رخ داده است. راستای جابه‌جایی واریزه و توده کوه به سمت جنوب و به داخل دره بلده بوده است. معدن شن و ماسه واقع در ابتدای این جاده و در محل لغزش رزن، علاوه بر ایجاد آلودگی گسترده محیط‌زیستی، موجب برداشت و ناپایداری پنجه لغزش شده و همچنان این روند را تشدید می‌کند.

با وجود آنکه رئیس وقت اداره حفاظت محیط‌زیست آمل، واقعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۱ را به معدن‌کاری شن و ماسه در ابتدای جاده بلده مرتبط ندانست، معاون وقت راهداری اعلام کرد این گردوخاک ناشی از ریزش کوه در معدن بخش خصوصی بوده است.

معدن مورد نظر و محور هراز از یکدیگر فاصله دارند و رودخانه‌ای میان آن‌ها جریان دارد. با این حال، انفجارهای پیشین در معدن شن و ماسه و عملیات برداشت از پنجه لغزش رزن، این محدوده را برای وقوع لغزش آماده کرده است. بارندگی‌ها نیز به‌عنوان عامل محرک، شرایط را برای ریزش واریزه فراهم کرده‌اند. در خرداد ۱۳۹۶، استخراج غیراصولی از پایین‌دست و از جلوی پاشنه لغزش، به دلیل اصرار صاحبان معدن، موجب ریزش دیواره سینه‌کار شد. این حادثه به جان‌باختن راننده بولدوزر و زخمی شدن دو کارگر انجامید. تداوم این فرایند مخرب در البرز مرکزی، وضعیت منطقه را در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از دیدگاه محیط‌زیستی پیچیده‌تر کرد. در مرداد ۱۴۰۴، بی‌توجهی به هشدارهای زمین‌شناختی و اصرار بر باربرداری سنگین در شیب‌های ناپایدار بلده، حادثه‌ای مرگبار رقم زد. ریزش گسترده سنگ از ارتفاعات بر روی سینه‌کار و ماشین‌آلات یک معدن فعال در منطقه، به مرگ دو نفر انجامید. این رخداد نشان داد پاشنه لغزش‌های منطقه دیگر توان تحمل فشارهای مکانیکی ناشی از انفجار و استخراج را ندارد.

هم‌زمان با این حادثه، ابعاد تخریب منابع زیستی در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نیز گسترش یافت. فعالیت بی‌رویه ماشین‌آلات سنگین، جاده‌سازی‌های غیراصولی معادن در بالادست و ریزش‌های آواری مداوم، عملاً به نابودی و تراشیده شدن پهنه‌های وسیعی از جنگل‌های باستانی هیرکانی رزن و مراتع کوهستانی البرز مرکزی انجامیده است.

این جنگل‌ها که میراثی چند میلیون ساله به شمار می‌روند، قربانی خاک‌برداری از پاشنه لغزش‌ها شده‌اند. به‌تدریج بخش‌های گسترده‌ای از پوشش گیاهی و مراتع بالادست نیز بر اثر ناپایداری‌های ناشی از رانش، شسته شده و به قعر دره بلده سرازیر شده‌اند. نتیجه مستقیم این رویدادها، فرسایش شدید خاک، تخریب تنوع زیستی منطقه حفاظت‌شده و انسداد مکرر محور ارتباطی دوآب ـ بلده بر اثر رانش‌های پی‌درپی خاک و واریزه بوده است.

ورود دستگاه قضایی و توقیف معادن پرخطر

تکرار حوادث مرگبار کارگری و شتاب گرفتن روند نابودی مراتع و جنگل‌ها در سال ۱۴۰۴، سرانجام به واکنش دستگاه قضایی منجر شد. با وجود مقاومت‌های اقتصادی صاحبان نفوذ و مالکان معادن که با استناد به آسیب‌های احتمالی به اشتغال بر ادامه برداشت اصرار داشتند، دادستانی استان مازندران با ورود مستقیم به این پرونده در سال ۱۴۰۴ دستور توقیف و تعطیلی ۱۵ معدن پرخطر و ناایمن را در این زون صادر کرد.

این اقدام حاکمیتی، اگرچه گامی مهم برای توقف زنجیره ریزش‌ها و صیانت از باقی‌مانده مراتع آسیب‌دیده البرز مرکزی بود، اما پیامدهای ناپایداری‌های ایجادشده در سال‌های گذشته همچنان بر منطقه سایه افکنده است. به‌طوری که راهداری در سال ۱۴۰۵ همچنان درگیر لق‌گیری اضطراری سنگ‌های معلق و ایمن‌سازی دهانه پل‌های محور دوآب ـ بلده است؛ پل‌هایی که پاشنه آن‌ها بر اثر فعالیت معادن توقیف‌شده سست شده بود.

ادامه هرگونه فعالیت معدنی در این پهنه، حتی با توجیهات اقتصادی، به معنای تداوم یک مداخله مخرب محیط‌زیستی است. پاشنه لغزش‌های البرز مرکزی با مداخله بیشتر انسان، ناپایدارتر خواهد شد و بقای حیات در حوضه آبریز هراز و بلده در گرو دائمی شدن این توقیف‌ها و بازسازی اکولوژیک مراتع و جنگل‌های تخریب‌شده است.

دره بلده و محدوده دوآب، یعنی محل تلاقی رودخانه بلده‌رود با رودخانه هراز، با لایه‌های کربناته زغال‌دار، ماسه‌سنگ‌های سازند شمشک و سازند لار و همچنین شیب تند دامنه‌ها شناخته می‌شود. سازند شمشک به دلیل ساختار شیلی و ظرفیت بالای فرسایش، در صورت قرار گرفتن در شیب‌های تند و اشباع شدن از آب، مستعدترین واحد زمین‌شناختی برای ایجاد لغزش‌های ترانشه‌ای و واریزه‌ای به شمار می‌رود.

در بخش‌هایی از زون ساختاری بلده، سازندهای قدیمی‌تر یا رسوبات تبخیری انحلال‌پذیر وجود دارند که بر اثر شسته شدن توسط آب‌های زیرزمینی، فضاهای خالی ایجاد می‌کنند و سست شدن توده‌های سنگی بالادست را تشدید می‌کنند. دره نور و بلده دقیقاً بر روی فرادیواره گسل فشاری شمال البرز قرار دارند. شیب تند توده‌های کوهستانی به سمت جنوب در این دره نیز تحت تأثیر جنبایی همین گسل قرار دارد.

پنجه یا پاشنه لغزش، به‌عنوان تکیه‌گاه و سد طبیعی در برابر حرکت کل توده بالادست عمل می‌کند. دره دوآب دقیقاً در موقعیتی قرار دارد که پاشنه این لغزش‌های ساختاری در آن واقع شده است. در کیلومتر ۱۰ جاده دوآب ـ بلده نیز محل سد زمین‌لغزشی قدیمی و گسیخته‌شده قابل مشاهده است.

فعالیت معادن شن، ماسه و لاشه‌سنگ در ابتدای جاده بلده و محدوده دوآب، عملاً به معنای تراشیدن و برداشتن پاشنه لغزش رزن است. هنگامی که پاشنه لغزش، که نگهدارنده توده فعال بالادست است، برداشت می‌شود، کل ساختار تعادل ایستایی خود را از دست می‌دهد.

آتش‌باری و انفجارهای معدنی نیز امواج لرزه‌ای مصنوعی در سنگ‌های خردشده زون گسلی بلده ایجاد می‌کنند. این ارتعاشات پی‌درپی، ریزگسیختگی‌های پنهان را گسترش می‌دهد و با نخستین بارندگی‌های فصلی یا ذوب برف‌ها، که فشار آب منفذی را افزایش می‌دهند، توده سنگ و خاک دچار زمین‌لغزش ناگهانی یا سقوط سنگ می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

خاک که زنده بماند

خاک که زنده بماند