چرا طرح «نماد» را نمی‌شناسیم؟





چرا طرح «نماد» را نمی‌شناسیم؟

۱۹ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۱۳

در خبرها آمده است که مدیرکل آموزش‌وپرورش استان همدان از شناسایی ۹ هزار دانش‌آموز دارای فقر شدید در قالب «طرح نماد» خبر داده و در ادامه، از سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه‌ها برای گسترش این طرح دعوت به همکاری کرده است. در این خبر، دو نکته قابل تأمل وجود دارد. موضوع نخست، جمعیت غربالگری‌شده و معیارهای تعیین فقر و فقر شدید است که محل بحث این یادداشت نیست. نکته دوم، شیوه تعامل با تشکل‌های غیردولتی است.

بی‌شک تشکل‌های دوستدار کودک، دغدغه‌مندی آموزش‌وپرورش در حوزه آسیب‌های اجتماعی و فقر را به فال نیک می‌گیرند و از آن استقبال می‌کنند. با این حال، یک پرسش اساسی مطرح است: چرا این طرح پس از ۱۰ سال، نتایج ملموسی نداشته است؟ منظور از نتایج در اینجا، به‌طور قطع ریشه‌کن‌شدن فقر و آسیب‌های اجتماعی نیست؛ زیرا تحقق چنین هدفی به دگرگونی‌هایی بسیار بنیادی‌تر از این‌گونه مداخلات نیاز دارد. مقصود، دستیابی به اهدافی در چارچوب همین طرح است.

در همین زمینه، مدیرکل امور تربیتی وزارت آموزش‌وپرورش در نشست گفتمان‌سازی برنامه ملی نماد در مهرماه سال گذشته به یکی از مشکلات اساسی این طرح پس از یک دهه اجرا اشاره کرد و گفت: «متأسفانه به نظر می‌رسد برای انتقال پیام‌های ما به جامعه، فکر اساسی نشده است یا پس از ۱۰ سال، نماد آن‌گونه که باید و شاید در میان همکاران آموزش‌وپرورش شناخته نشده است. همچنان نیازمند آن هستیم که گفتمان و جریان‌سازی نماد در جامعه شکل بگیرد.»

او به‌درستی بر نقش اهالی فرهنگ، هنر و رسانه تأکید کرد، اما متأسفانه هیچ اشاره‌ای به سازمان‌های غیردولتی نداشت. به نظر می‌رسد این مسئله ریشه در نوع نگاه مسئولان آموزش‌وپرورش به مشارکت‌های مردمی دارد؛ نگاهی که باید مورد تأمل و بازبینی قرار گیرد.

نگاهی گذرا به طرح نماد می‌تواند تا حدی این مسئله را روشن کند. در سند ائتلاف، از آغاز این طرح در سال ۱۳۹۴ با مشارکت ۱۴ سازمان و نهاد دولتی یا وابسته به حاکمیت یاد شده است. در دستورالعمل اجرایی طرح، در بخش اهداف اولیه و در بند پایانی، به بسیج مشارکت‌های مردمی و خیریه اشاره شده است، اما در هدف کلی و اهداف اختصاصی طرح، هیچ اشاره‌ای به این موضوع دیده نمی‌شود.

در بخش ساختار مدیریت طرح که در چهار سطح ستاد، استان، شهرستان و مدرسه تدوین شده است، در سه سطح نخست، مشارکت‌های مردمی و حتی انجمن‌های اولیا و مربیان هیچ نقشی ندارند. در سطح مدرسه نیز از میان ۹ عضو کارگروه هماهنگی و اجرایی، تنها یک نفر از اعضای انجمن اولیا و مربیان حضور دارد. جالب آنکه در بخش شرح وظایف، با وجود آنکه برای مشاور و معاونت تربیتی هر کدام ۱۶ وظیفه تعریف شده است، برای نماینده انجمن اولیا و مربیان و حتی نماینده معلمان هیچ وظیفه یا کارکرد مشخصی در نظر گرفته نشده است.

به نظر می‌رسد در این طرح، نقش تشکل‌های مردمی به واسطه‌ای برای جذب کمک‌های مالی محدود شده است؛ به این معنا که در مواقع لازم، این تشکل‌ها بسیج شوند و کمک‌های مردمی را به سازمان منتقل کنند.

بنیان تشکل‌های دوستدار کودک، به‌ویژه سازمان‌های حامی حقوق کودکان که سال‌های طولانی، با وجود همه مشکلات و محدودیت‌ها، در حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی و حمایت از کودکان کار فعالیت کرده‌اند، بر دغدغه‌ای عمیق نسبت به حال و آینده کودکان استوار است. این تشکل‌ها از صمیم قلب به سخن «گابریلا میسترال» باور دارند که می‌گوید: «بسیاری از نیازها را می‌توان به بعد موکول کرد، اما در مورد کودک چنین نیست؛ زیرا همین لحظه، استخوان‌های او در حال شکل‌گیری، خونش در حال ساخته‌شدن و شعور و احساسش در حال رشد است. به همین دلیل، نمی‌توان نیازهای او را به فردا موکول کرد؛ زیرا نام او امروز است.»

این تشکل‌ها برای فعالیت خود نیازی به دستورالعمل، آیین‌نامه، کمیته و جلسات مکرر ندارند؛ زیرا هدف آنان ارائه آمار عملکرد به نهادهای بالادستی نیست، بلکه خود را در برابر کسانی که در جامعه فرودست شمرده می‌شوند، مسئول و پاسخگو می‌دانند.

آموزش‌وپرورش و دیگر سازمان‌های دولتی، اگر اراده‌ای جدی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی کودکان دارند، باید در نگاه خود به سازمان‌های مردم‌نهاد تجدیدنظر اساسی کنند و با تسهیل مشارکت همه‌جانبه آنان، از نخستین مراحل طراحی تا اجرای برنامه‌ها، زمینه مردمی‌تر شدن این‌گونه طرح‌ها را فراهم آورند.

جولان فقر در مدارس همدان

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

خاک که زنده بماند

خاک که زنده بماند