تأسیس بوم‌گردی چه الزاماتی دارد؟

خانه، مفهومی که آن را گم کردیم





خانه، مفهومی که آن را گم کردیم

۲۵ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۸

گردشگری در ایران یک روز، بالاخره دیر یا زود، رونق دوباره خواهد گرفت و روزگارش خوش خواهد شد. این جمله حرفی برای امیدواری نیست. ظرفیت‌‌های گردشگری ایران فراوان است و عطش بازدید از ایران غیرقابل‌انکار. خلاصه آنکه روزگار همیشه تیره‌وتار نخواهد ماند. با این حال، چند سال گذشته برای گردشگری کشور همه سختی و اخبار بد و رکود و بیکاری بوده است؛ به‌طوری‌که بسیاری عطای این کار را به لقایش بخشیدند و آن‌ها هم که ماندند، معیشتشان را به درآمد گردشگری گره نزدند. کار دیگری کردند و گردشگری را چون یک عشق در خاطرشان حفظ کردند. شاید این تجربه زیسته برای اهالی گردشگری ایران نیاز بود تا از پس چالش‌ها، درک درستی از اقتصاد این حوزه به دست بیاورند. با این حال، هرچه جلو می‌رویم به نظر می‌رسد نوری که در انتهای دهلیزی تاریک است، درخشان و درخشان‌تر می‌شود. گفتن این حرف در روزهایی که کشور همچنان درگیر تنش‌های داخلی و خارجی است، البته شاید گزاف به نظر برسد؛ با این حال، همه می‌دانند که نور همیشه در نهایت تاریکی و ناامیدی خواهد تابید.

به‌رغم همه بیم‌ها و ناامیدی‌ها، این روزها هنوز عاشقانی هستند که در سر سودای مهاجرت معکوس و زندگی در بوم‌های روستایی یا شهرهای کوچک دور از تهران و مرمت خانه‌ای قدیمی و راه‌اندازی یک بوم‌گردی را می‌پرورانند یا به آن به‌صورت جدی فکر می‌کنند و سؤالات بسیاری درباره این شغل دارند. از گیلان تا یزد و از یزد تا بوشهر، راه‌اندازی بوم‌گردی دغدغه یا آرزوی هرروزه زوج‌هایی است. اگرچه به دلیل مشکلات اقتصادی، این کار هم این روزها بسیار سخت شده، ولی همچنان به دلیل اختلاف قیمت زمین و مسکن در تهران و شهرستان، جریانی از آدم‌های اغلب پا در میان‌سالی گذاشته در حال تلاش برای پیدا کردن مسیر هستند.

برخی از آن‌ها که هنوز دست به کاری نزده‌اند و تنها ایده‌اش را در سر دارند، می‌پرسند: از کجا شروع کنیم؟ در کدام شهر بخریم؟ کجا رونق گردشگری بیشتری دارد؟ اصلاً خانه بخریم یا اجاره کنیم و این کار را راه بیندازیم؟ آن‌ها که خریده‌اند می‌پرسند وام بگیریم و مرمت را شروع کنیم یا نه، با سرمایه خودمان شروع کنیم؟ اصلاً وام‌های وزارت میراث فرهنگی به چه شکلی است؟ راست است که این وام‌ها خواب یک‌ساله دارد و سودش چهار درصد است؟ چطور مرمت کنم؟ اصلاً مرمت را تا کجا پیش ببرم و از کجا فعالیت بوم‌گردی را شروع کنم؟

برای برخی دیگر که در شرف راه‌اندازی‌اند، سؤالاتی از این دست رایج‌تر است: این شغل چه سختی‌هایی دارد؟ خودمان راه بیندازیم یا کارمند استخدام کنیم؟ خودمان مدیریت کنیم یا عده‌ای راهبری و مدیریت کنند و ما ناظر باشیم؟ یا اصلاً همه‌چیزش با خودمان باشد و یکی، دو پرسنل پاره‌وقت بگیریم که برای تمیزکاری بیایند و بروند؟

برای عده‌ای دیگر که کمی عمیق‌تر به این مفهوم فکر کرده‌اند، سؤالاتی از این جنس تکرار می‌شود: من علاوه بر اتاقی برای اقامت، چه چیزی برای ارائه کردن دارم؟ چه حرفی برای گفتن دارم؟ چه تجربه‌ای برای خلق کردن دارم و اصولاً مفهوم بوم‌گردی برای من چیست؟ یا اینکه بوم‌گردی چه ارزش‌افزوده‌ای برای مخاطب دارد؟ چه ارزش‌افزوده‌ای برای صاحب بوم‌گردی دارد؟ زیست در شهرهای کوچک و بوم‌های روستایی چه دشواری‌هایی دارد؟ چقدر دغدغه فرهنگی من از این طریق برطرف خواهد شد؟ نگاه سایرین و قضاوت مردم نسبت به ما و کاری که انجام می‌دهیم چگونه است؟ چقدر تحمل انجام کار خدماتی دارم؟ چطور هویت شهری خودم را، که یک کارمند اداره یا مهندس ارشد پروژه‌ای در تهران بوده، یک‌شبه نادیده بگیرم و مثلاً صبحانه سرو کنم؟ یا دستشویی تمیز کنم؟

سؤالات سخت‌تری هم البته همیشه وجود دارد. مثلاً اینکه آیا کار صاحب بوم‌گردی فروش تجربه است؟ یا کسب تجربه‌ای منحصربه‌فرد به‌صورت هم‌زمان با مهمان؟ و این کار چگونه اتفاق می‌افتد؟ اصلاً ارتباط با مهمان چطور ساخته می‌شود؟ لزومش چیست؟ و اگر حوصله ارتباط گرفتن نبود چه؟ اگر مهمان اهل معاشرت کردن نبود چه؟ اگر به من به شکل نیروی خدمه نگاه کرد چه؟

سؤالی که پیش از همه‌چیز برای برخی دغدغه می‌شود، این است که اصلاً باید به همه این سؤالات بالا جواب داد پیش از اینکه درهای بوم‌گردی به روی مهمان باز شود؟ صاحب بوم‌گردی باید بداند چه می‌خواهد و چه نه؟ یا اینکه باید سعی و خطا کند؟ باید با انصاف و مرام جوانمردی و روش عارفانه با مخاطب رفتار کند یا حساب‌وکتاب دقیق کند و ریزودرشت را توی فاکتور آخر سر بیاورد؟ به مقوله پول در بوم‌گردی چطور باید نگاه کند؟ چطور باید از دست مردم پول گرفت؟ یک دستگاه پوز دم در خانه باید گذاشت تا موقع خروج کارت بکشند؟ یا باید حساب‌وکتاب را بعداً برایشان فرستاد؟ اگر پولی واریز نکردند چه؟

جواب همه این سؤالاتِ شاید پیچیده، از قضا بسیار ساده است؛ خیلی ساده‌تر از آنچه تصور می‌کنید. باید گفت بروید و از هرکه بوم‌گردی دارد و این کار را به‌درستی انجام می‌دهد، بپرسید. جواب بیشترشان همین است: ساکن یک خانه قدیمی شوید و در آن زندگی کنید. خود خانه جواب همه سؤالاتتان را به‌مرور خواهد داد. نه وام بگیرید، نه هیچ کار اضافه‌ای بکنید. تنها زیستن در یک خانه قدیمی را تجربه کنید. لااقل فرصت زیستن در یک خانه قدیمی را برای چند ماه به خودتان بدهید. آن‌وقت دیگر نگران حضور توریست و رکود بازار گردشگری هم نخواهید بود. گردشگری اگر رونق گرفت که چه‌بهتر و اگر نگرفت، لااقل کیفیت زیست خودتان ارتقا پیدا خواهد کرد.

سعی کنید به این درک برسید که گذشتگان ما چرا در خانه‌های بزرگ حیاط‌دار ساکن بوده‌اند؟ چه شد که ما ساکن آپارتمان شدیم؟ چه چیزی را در آپارتمان از دست دادیم؟ حیاط، زیرزمین، حوض، ایوان، باغچه، مهمانخانه، هشتی، سه‌دری، پنج‌دری، اُرُسی و… چه معنایی دارند؟ مفهوم مهمان در خانه قدیمی با آپارتمان چقدر متفاوت است؟ اقلیم به چه معناست و آفتاب و سایه چیست؟ چرا گذشتگان ما زباله‌ای نداشتند؟ زباله‌شان را چه می‌کردند؟ چرا مسئله فاضلاب نداشتند؟ آن را چه می‌کردند؟ چرا مفهوم برکت در فرهنگ ایرانی گم شد؟ مفهوم مهمان عوض شد؟ چه شد که این شدیم؟ جواب همه این سؤالات در یک کلمه است: خانه. ما مفهومی به نام خانه را گم کردیم. ما خانه‌ای مرمت می‌کنیم و ساکنش می‌شویم و نام بوم‌گردی به آن می‌دهیم تا به یاد بیاوریم «زندگی کردن در خانه» یعنی چه؛ مفهومی که در ناخودآگاه ما وجود دارد و در زندگی شهری، کیلومترها از آن فاصله گرفته‌ایم.

برای همه آن‌ها که چنین سودایی دارند و در پی جواب سؤالات بسیارند، باید گفت زندگی کردن در خانه را به یاد بیاورید. خانه تنها جایی برای خوابیدن نیست. آنچه از مفهوم خانه در ناخودآگاه جمعی‌مان است، جواب همه سؤالات بالاست. به ریشه‌ها برگردید و تأمل کنید. جواب سؤالاتتان را پیدا خواهید کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

جهانی‌شدن روستاها در میانه جنگ

هشت روستای ایران برای ثبت در فهرست دهکده‌های برتر گردشگری دنیا نامزد شده‌اند اما چشم‌انداز توسعه پایدار پس از ثبت جهانی روستاها همچنان مبهم است

جهانی‌شدن روستاها در میانه جنگ

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

ابهام در واگذاری و سرنوشت هتل تاریخی قزوین

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

محیط‌زیست در آتش جنگ، صنایع‌دستی در بحران؛ مروری بر تیترهای پیام ما در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

محیط‌زیست در آتش جنگ، صنایع‌دستی در بحران؛ مروری بر تیترهای پیام ما در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

افزایش سهم تسهیلات اشخاص حقیقی گردشگری به ۶۰ درصد

افزایش سهم تسهیلات اشخاص حقیقی گردشگری به ۶۰ درصد

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

روایت خانه‌هایی که میزبانی را تبدیل به یک کنش فرهنگی کرده‌اند

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

کریدور گردشگری «مکران تا آبادان» در دستور کار توسعه جنوب

کریدور گردشگری «مکران تا آبادان» در دستور کار توسعه جنوب

سپر آبیِ گمشده ایران

میراث جهانی ایران بدون ابزارهای حفاظتی بین‌المللی در جنگ چه شرایطی داشت؟

سپر آبیِ گمشده ایران

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

در گفت‌وگو با «یاور عبیری»، رئیس «جامعه انجمن‌های حرفه‌ای اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران» مطرح شد

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان

آغاز رسمی گردشگری خارجی در ایران

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان