«پیام ما» چالشهای حفاظت در ایران را در گفتوگو با محمدصادق فرهادینیا رئیس کمیته برگزارکننده «کنگره آسیایی حفاظت» بررسی میکند
حفاظت مشارکتی؛ مفهومی که مد شد، اجرا نه
تشکلهای غیردولتی در ایران برای حوزه حفاظت کمک میکنند؛ اما اعتباری به آنها از سوی سازمان محیطزیست نمیرسد و حتی اسمی از آنها برده نمیشود
۲۳ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۹
«کنگره آسیایی حفاظت» که بهتازگی در نپال برگزار شد، فرصتی برای مرور تجربههای موفق و چالشهای حفاظت تنوع زیستی در منطقه بود. دکتر محمدصادق فرهادینیا عضو هیئتعلمی دانشگاه «کنت» رئیس کمیته برگزارکننده این دوره از کنگره در گفتوگو با «پیام ما» دستاوردهای این کنگره، چالشهای حفاظت در ایران و تفاوت گفتمان حفاظت در کشورمان با سایر کشورها را شرح داد و چالشهای پیش روی «حفاظت مشارکتی» را برشمرد. به گفته این استاد دانشگاه نپال تجربه موفقی در حفاظت است. کشوری با جمعیتی با حدود 31 میلیون نفر که توانسته باوجود کمبود زمین در این کشور، جمعیت کرگدنهای خود را از حدود ۱۰۰ فرد به نزدیک ۷۰۰ فرد و شکار اینگونه را برای یک دهه به صفر برساند. نپالیها جمعیت ببرهایشان را هم تقریباً سه برابر کردهاند.
چه مشکلاتی باعث شد تا کنگره حفاظت آسیا از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۶ برگزار نشود و چه شد که شما به فکر برگزاری آن افتادید؟
مهمترین عامل، همهگیری کووید-۱۹ بود که برگزاری بسیاری از رویدادهای بینالمللی را با وقفه مواجه کرد. علاوه بر این، در آن دوره انجمن زیستشناسی حفاظت (SCB) تمرکز و جدیت کافی برای پیشبرد این کنگره را نداشت. از سوی دیگر، یافتن یک میزبان مناسب برای برگزاری کنگره با دشواری همراه بود و همین موضوع باعث شد روند برنامهریزی و اجرای آن چندین سال به تعویق بیفتد. در نهایت، با فراهمشدن شرایط مناسب و پیداشدن میزبان مناسب، تصمیم گرفتیم برگزاری دوباره کنگره را در دستور کار قرار دهیم.
شما در سخنرانی اختتامیه، از کار مداوم برای این کنگره صحبت کردید، جلساتی که حتی یک هفته هم تعطیل نشدند. به نظرتان در ایران با حجم بالای تلاطمها، امکان برگزاری چنین رویدادهایی وجود دارد، وقتی با قطعیهای متعدد اینترنت و دیگر مشکلات مواجه میشویم؟
جلسات ما حدود ۶ تا ۷ ماه بهصورت مداوم و هفتگی برگزار میشد که نشاندهنده تعهد بالای تیم کوچک ما بود. باتوجهبه تجربهام، اگر در ایران هم خواست جدی برای برگزاری رویدادی اینچنینی وجود داشته باشد، چنین چیزی ممکن است. نکته مهم این است که افراد حس کنند بخشی از ماجرا هستند و مشارکتشان واقعی و معنادار است. اما اگر روند کاملاً دولتی باشد، معمولاً افرادی که خارج از سیستم هستند، فقط گهگاه کمک میکنند. اما در این کنگره، همه احساس کردند مشارکتشان اهمیت دارد و همین باعث شد روند اجرایی و حمایتها بسیار مؤثر باشد.
شما باز هم در همان سخنرانی عنوان کردید که میخواستید این کنگره فراتر از یک فعالیت رزومهساز برای شرکتکنندگان باشد. چه کردید تا به این هدف برسید؟
به نظر من مهمترین چیزی که باید از دل یک کنگره حفاظتی بیرون بیاید، یک تجربه ارزشمند برای هر حفاظتگر است. جامعه حفاظتگران دغدغهها، آرزوها و چالشهای مشترکی دارند، ازاینرو شرکتکنندگان باید احساس کنند به جامعهای بزرگتر از حفاظتگران تعلق دارند. این احساس که تنها نیستند و لازم نیست بهتنهایی با مشکلات دستوپنجه نرم کنند. بهعلاوه فرصت یادگیری از تجربههای دیگران مهمترین دستاوردی است که یک رویداد حفاظتی میتواند ایجاد کند. برای رسیدن به این هدف، قبل از هر چیز باید محیطی امن، برابر و فراگیر فراهم شود. یکی از مشکلاتی که گاهی در برخی کنفرانسهای بینالمللی دیده میشود، وجود سلسلهمراتب و احساس برتری برخی افراد نسبت به دیگران است. ما تلاش کردیم فضایی ایجاد کنیم که همه در یک سطح قرار داشته باشند و بتوانند آزادانه ایدهها و تجربههای خود را به اشتراک بگذارند، از نظر ما بهعنوان برگزارکنندگان در چنین فضایی است که یادگیری واقعی و انتقال تجربه شکل میگیرد.
نکته مهم دیگر، ایجاد زمینه برای شکلگیری همکاریهای جدید چه همکاریهای علمی و پژوهشی و چه ارتباطات حرفهای و انسانی بود. بسیاری از حفاظتگران در فضاهایی کار میکنند که ارتباط انسانی محدودی برایشان وجود دارد و عملاً در انزوا هستند. دوستیها، شبکههای حرفهای و همکاریهایی که در چنین رویدادهایی شکل میگیرد، به افراد کمک میکند انگیزه خود را حفظ کنند و باانرژی بیشتری مسیر حفاظت را ادامه دهند.
شما روی «تجربه» تأکید زیادی دارید. چه تفاوتی میان تجربه حضور در این کنگره و سایر کنگرههای مرتبط با حفاظت وجود داشت؟
به نظر من مهمترین عاملی که باعث شد شرکتکنندگان تجربه مثبتی از این کنگره داشته باشند، دسترسپذیر بودن آن بود. ما تلاش کردیم این رویداد بهگونهای برگزار شود که محدودیتهای مالی یا سایر موانع، مانع حضور افراد نشود. در واقع، یکی از مهمترین بازخوردهایی که دریافت کردیم همین بود که شرکتکنندگان احساس میکردند این کنگره واقعاً برای همه قابلدسترس است. وقتی افراد احساس کنند به یک رویداد تعلق دارند و دانش، تجربه و نقش آنها ارزشمند است، آن فضا به محیطی واقعی برای یادگیری و تبادل تجربه تبدیل میشود. فکر میکنم این مهمترین دستاورد کنگره بود.
از سوی دیگر، ترکیب متنوع شرکتکنندگان نیز به این تجربه کمک کرد. نزدیک به ۴۵ درصد شرکتکنندگان را زنان تشکیل میدادند و بیش از ۱۰۰ نفر از نپال در کنگره حضور داشتند. همچنین تعداد زیادی از شرکتکنندگان افرادی بودند که به طور مستقیم با جوامع محلی کار میکنند و در خط مقدم فعالیتهای حفاظتی قرار دارند. ما همچنین توانستیم برای تعداد قابلتوجهی از افراد حمایت مالی فراهم کنیم تا هزینههای سفر و حضورشان تأمین شود. توجه به مسائل رفاهی شرکتکنندگان هم کمک کرد تا تجربه حضور در کنگره برای اکثر افراد مثبت باشد و خوشبختانه با مشکل جدی یا چالش خاصی در طول برگزاری رویداد مواجه نشویم.
آیا تفاوتی میان گفتمان حفاظت در آسیا و ایران وجود داشت؟
به نظرم یکی از مهمترین آثار شرکت در چنین اجلاسی آن است که ببینیم چقدر بسیاری از مشکلاتی که در حوزه حفاظت از طبیعت وجود دارد، در بسیاری از کشورها مشابه هم هستند، البته شرایط برخی کشورها بخصوص ایران بهخاطر حساسیتهای امنیتی دشوارتر است، ولی در مجموع کمبود پول، رقابتهای درونگروهی، شنوا نبودن سیاستمداران، تعارض انسان و حیاتوحش و شرایط دشوار کاری برای حفاظتگران در همه کشورها جدی است. یکی از تفاوتها آن بود که نمایندگان دانشگاهی در اجلاس از بسیاری کشورهای آسیایی شرکت کرده بودند، ولی از ایران متأسفانه کسی شرکت نکرده بود. طبیعتاً دشواریهای بیشتری پیش روی دانشگاهیان ماست، ولی در گذشته هم شرایط به چنین دشواری نبود، من خاطرم نیست هیچگاه از دانشگاههای ایران در اجلاسهای بینالمللی کسی را دیده باشیم. به این معنا نیست که اصلاً نبوده، ولی احتمالاً کم بوده است. ما تلاش کردیم برای اساتید ایرانی کمکهزینه تأمین شود؛ ولی متأسفانه برخی از اساتید حتی باوجود تلاش ما برای تأمین کمکهزینه، نتوانستند در کنگره شرکت کنند. برخی حتی با تأیید کمکهزینه انصراف دادند و برخی دیگر به دلیل تأییدنشدن و امتیاز پایین مقالات خود واجد شرایط کمک مالی نبودند. در نهایت مجموع این عوامل باعث شد تا همه شرکتکنندگان ایرانی از بخش غیردولتی و تشکلها باشند.
جایگاه مردم محلی در این کنگره چگونه بود و آیا میان کشورهای آسیایی تفاوتی در این زمینه وجود دارد؟
ما تلاش کردیم تا به شکل ویژه برای افرادی که از جوامع بومی حضور داشتند، منابع مالی تأمین شود و آنها تشویق شوند که در کنگره شرکت کنند. حتی برای برخی هتل رزرو کردیم تا حضورشان آسان شود. هدف اصلی ما این بود که مردم محلی واقعاً حضور داشته باشند، تجربههای خود را به اشتراک بگذارند و درعینحال تجربه کسب کنند. این موضوع باعث شد که حضورشان واقعاً تأثیرگذار و مفید باشد. برای حمایت بیشتر، بخشی از سالن هتل اجلاس را به انجمنهای محلی بدون دریافت هزینه اختصاص دادیم تا بتوانند محصولات خود را ارائه و به فروش برسانند. در مراسم اختتامیه نیز پنج گروه از جوامع محلی که در حوزه حفاظت فعالیت میکنند روی صحنه دعوت شدند و تقدیر شدند که این بخش برای همه بسیار جذاب بود. ما همیشه از اهمیت مردم محلی صحبت میکنیم. در این کنگره هم به شکل فعالانه تلاش کردیم که آنها بدون هزینه و حتی با حمایت مالی کامل فرصت حضور و مشارکت پیدا کنند.
به نظر شما حفاظت مشارکتی در آسیا و ایران موفق بوده و چه مثالهایی برای آن سراغ دارید؟
در نپال حفاظت مشارکتی در سطح خیلی جالبی اجرا میشود، بسیاری از روستاهایی که اطراف پارک ملی چیتوان زندگی میکنند، خودشان در حوزه میزبانی و لیدری توریستها نقش دارند، هر حوزه و شهری تا سقف 30 ماشین از گردشگرها میتواند در روز به داخل پارک ملی بفرستد و قبل از 6 بعدازظهر هم باید خارج شوند. در واقع مردم از زندگی در کنار چیتوان بهرهمند میشوند. در ایران عبارت «حفاظت مشارکتی» بهنوعی تبدیل به یک مد شده و اغلب روشن نیست دقیقاً چه معنایی دارد. تجربه من نشان میدهد که معمولاً سازمان حفاظت محیطزیست نگاهش این است که اگر بقیه منابع مالی برایش فراهم کنند تا سازمان به وظایفش برسد، حفاظت مشارکتی اتفاق افتاده است. یا مثلاً آنکه وقتی نیرو کم دارند، برای سرشماریها از مردم استفاده میکنند. ولی معلوم نیست این چه حفاظت مشارکتی است که فقط یک طرف یعنی سازمان نفع میبرد و طرف مقابل یعنی مردم فقط به ارائه خدمات میپردازد. بهاینترتیب میبینیم که حتی خود سازمان حفاظت محیطزیست گاهی مفهوم مشارکت را بهدرستی تعریف نمیکند. مدیران سازمان محیطزیست در همه دورهها تصور میکنند اگر فرصتی برای حفاظت ایجاد کردهاند، یعنی مشارکت انجام شده، درحالیکه مشارکت واقعی یعنی افراد در همه مراحل و تصمیمها سهم دارند و احساس کنند حضورشان ارزشمند است. نکته مهم دیگر این است که مشارکت زمانی موفق است که برای مردم منفعت ملموس داشته باشد. در ایران معمولاً چنین سازوکاری وجود ندارد. مثلاً ساختن یک چشمه توسط مردم حفاظت مشارکتی نیست. بلکه به این معناست که سازمان پول تعمیر چشمه را نداشته و از مردم کمک گرفته است. حفاظت مشارکتی واقعی یعنی مشارکت مردم در فعالیتها بهگونهای که هم به محیطزیست کمک شود و هم مردم از آن بهرهمند شوند که نمونه آن را در گردشگری پایدار میبینیم.
با این توضیحات باید بگویم که پاسخ به این سؤال برای ایران چندان مثبت نیست. سازمان حفاظت محیطزیست در اغلب موارد به دنبال این است که کارهایی که خودش نمیتواند انجام دهد را به دیگران واگذار کند بدون اینکه به تشکلها اعتباری بدهد یا حتی نامی از آنها ببرد. استثناهایی مثل برخی قرقها هم وجود دارد که داستان جداگانهای است.
چه تجربههای موفقی در این کنگره ارائه شد که قابلیت الگوبرداری برای ایران را دارد؟
بسیاری از فعالیتهایی که در این کنگره ارائه شد، میتواند برای ایران الگو باشد، ضمن اینکه خود ایران هم در حوزه حفاظت تجربیات ارزشمندی دارد که قابل به اشتراک گذاشتن است. یکی از نکات مهم، نحوه مدیریت منابع مالی بود. ایران منابع حفاظتی داخلی دارد، در حالی که در بسیاری از کشورهای دیگر بودجه حفاظت کاملاً وابسته به منابع خارجی است که متأسفانه در حال رسیدن به صفر هستند. این یعنی ایران دستش بسته نیست و میتواند مدلهای اثربخشتری ایجاد کند. ما در کشورمان در حوزه پایش و ارزیابی ضعف قابلتوجهی داریم. در بسیاری از مناطق، پایش با بزرگنمایی آمار انجام میشود. لزومی ندارد افزایش جمعیت یکگونه در مناطق مثل بادکنک باد شود. من در این کنگره چنین نقدی را به جمعیت ببر و کرگدن در نپال ندیدم، با اینکه جمعیت ببر سه برابر و جمعیت کرگدن هفتبرابر شده است. در این کشور مردم نسبت به آمار اعلامی دولت تردید ندارند. منتها در ایران همین چند روز پیش عددی درباره جمعیت جدید یوز اعلام شد که من خودم منتقد آن بودم و بازخوردهایی هم که گرفتم، نشاندهنده تردید برخی حتی کارکنان سازمان حفاظت محیطزیست بود. تلاش برای بزرگتر جلوهدادن آمار و توهم درباره وضعیت، ضعف سازمان حفاظت محیطزیست در ایران است. موضوع دیگر حفاظت مشارکتی و اشتراک منافع با مردم محلی است. در کشورهای دیگر، مردم به شکل واقعی و ملموس در حفاظت مشارکت دارند، بخشی از اقتصاد محلی از طریق بازدیدهای مناطق تأمین میشود و انگیزه مشارکت افزایش مییابد. مثلاً در نپال، سالانه بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر از پارک ملی چیتوان، دیدن میکنند که 60 درصد آنها یعنی حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر از شهروندان این کشور هستند.
آنها با خرید بلیت ارزان وارد این پارک شده و در کلبههای روستایی اقامت دارند. این چرخه گردشگری حتی در فصل گرم و بارانهای موسمی نیز پایدار است. اما در ایران چنین مکانیزمهایی هنوز شکل نگرفته است و حتی در پارک ملی گلستان هم چنین حجم بازدیدکنندهای نداریم. یکی از دلایل، تمرکز بیش از حد روی شکار تروفه است که باعث شده به سایر مدلهای مشارکت کمتر توجه شود.
نکته بعدی، اعتبار و دیدهشدن تشکلهاست. در بسیاری از موارد، سازمان حفاظت محیطزیست تلاش جامعه مدنی را نمیبیند و نامی از آنها در برنامههایش نمیبرد، درحالیکه در کنگره ما تمام همکاران محلی و انجمنها را نام بردیم و از تلاشهایشان تقدیر شد. حتی وزیر محیطزیست این کشور در مراسم اختتامیه از آنها یادکرد. این شفافیت و تمجید واقعی از همکاران، یکی از تجربیات موفقی است که ایران میتواند الگوبرداری کند، زیرا مشارکت بدون دیدهشدن و اعتبار واقعی، در عمل مشارکت نیست.
مهمترین ضعفها و نقاط قوت ساختاری حفاظت در ایران در مقایسه با کشورهای موفق منطقه چه هستند؟
یکی از مهمترین چالشها در ایران، ضعیف کردن تشکلهاست. طی یک دهه گذشته، این روند ادامه داشته و به نظر میرسد سازمان حفاظت محیطزیست هم نهتنها دنبال رفع این مشکل نیست، بلکه شاید حتی از ادامه آن رضایت دارد. دلیل اصلی این وضعیت، ناتوانی سازمان محیطزیست در همکاری مؤثر با تشکلهاست که البته تا حدی هم مرهون حساسیتهای جدی روی کارگروههای مردمی در حوزه محیطزیست است. بسیاری از فعالیتهای عمومی که قبلاً انجام میشد، امروز محدود و نقطهای شده است. تشکلها عمدتاً به نقش مشاورهای در پروژهها محدود میشوند و اختیاری برای تصمیمگیری و اجرای مستقل ندارند. این کاهش نقش و قدرت تشکلها، یکی از نقاط ضعف جدی ساختار حفاظت در ایران است. در کشورهای موفق منطقه، بعد از فارغالتحصیلی فضاهای داوطلبی و تجربه کاری وجود دارد در این کشورها دانشجویان میتوانند یک تا دو سال به شکل داوطلب در پروژههای حفاظتی کار و تجربه کسب کنند. در ایران چنین فرصتهایی محدود است در گذشته انجمنهای مختلفی این فضا را برای دانشجویان فراهم میکردند تا تجربه کاری کسب کنند، اما امروز این شکاف تا زمانی که دانشجو وارد بازار کار شود، وجود دارد. از نظر علمی و فنی هم عمده مقالات نوشته شده در ایران بر مدلسازی زیستگاه متمرکزند که نسبت به سایر حوزهها سادهتر و کمتر عملیاتی است. در مقابل در دنیا مطالعات بیشتر بر روند جمعیت و پایش گونهها متمرکز است. یکی از دلایل این موضوع به اعتماد پایین دانشگاهها به آمار رسمی سازمان محیطزیست برمیگردد.
آیا نسبت به آینده تنوع زیستی در آسیا امیدوارتر شدهاید؟
من همیشه نسبت به آینده تنوع زیستی در ایران امیدوار بودهام و همچنان هم معتقدم آینده تنوع زیستی کشور میتواند روشن باشد. اگر به وضعیت بسیاری از گونهها نگاه کنیم، در مقایسه با گذشته شرایط حتی در برخی موارد بهتر شده است. البته استثناهایی هم وجود دارد، در موضوع حفاظت از یوزپلنگ که همواره درگیر مسائل مدیریتی بوده است. گاهی هم تحتتأثیر عوامل طبیعی گونهای مانند درنای سیبری به مشکل برخوردیم. یا ترکیبی از عوامل مدیریتی و محیطی درباره یکگونه اثرگذار بودند که نمونه آن میشمرغ است. اما بهجز این موارد محدود، در بسیاری از مناطق، وضعیت گونهها قابلمقایسه با دهه ۵۰ است، درحالیکه جمعیت انسانی کشور در آن زمان حدود ۴۰ درصد امروز بوده است.
با این توضیحات من نسبت به وضعیت فعلی و آینده خوشبین هستم. نقش تشکلها در این میان بسیار مهم بوده است؛ صدها انجمن در دو دهه گذشته آگاهیرسانی گستردهای انجام دادهاند. متأسفانه سازمان حفاظت محیطزیست در بسیاری از موارد تمایل نداشته این نقش را به رسمیت بشناسد یا در اعتباردهی آنها را شریک کند که این خود یکی از ضعفهای ساختاری بوده است. از سوی دیگر، بخشی از موفقیتها به تلاش محیطبانان و مدیریت مناطق و بخش مهمی هم به افزایش آگاهی عمومی و همکاری مردم برمیگردد. در کنار اینها، تغییرات اجتماعی نیز بسیار مهم است. ما شاهدیم که میزان تحمل و پذیرش جامعه نسبت به حیاتوحش بیشتر شده و این موضوع امیدبخش است. در ایران اگرچه در برخی مناطق انقراضهای محلی داشتهایم، اما در سطح کلان نمیتوان گفت که گونههایی مانند پلنگ یا آهو در دهههای اخیر به طور کامل از بین رفته باشند. اکنون زمان آن رسیده که سازمان حفاظت محیطزیست علاوه بر حفاظت صرف، به سمت احیا نیز حرکت کند. برای مثال بهجای اینکه تلاش خود را روی منطقهای که در گذشته 5 هزار آهو داشته و حالا دو هزار آهو دارد، بگذارد، سراغ احیای آن در سایر مناطق برود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مردم؛ شریکان حفاظت از طبیعت
هشدار سازمان حفاظت محیط زیست درباره صید غیرمجاز در خلیج فارس
صید کوسهماهیان در خلیج فارس زیر تیغ برخورد قانونی رفت
در پیام رسمی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران مطرح شد
تبریک شینا انصاری به وزیر جدید محیط زیست عراق با تأکید بر توسعه همکاریهای مشترک
محیط طباطبایی:
تنوع فرهنگی ایران برخاسته از تنوع زیستی کشور است
مدیرکل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد خبر داد
مهار آتش در منطقه حفاظتشده دیل پس از ۱۳ ساعت عملیات
هوش مصنوعی سبز نیست
گزارش «پیام ما» از سرنوشت ۳۰ همیار پارک ملی گلستان پس از معرفی بهعنوان یکی از پنج تجربه برتر حفاظت مشارکتی جهان
همیاران پارک ملی گلستان در تله وعدهها
در هفته محیط زیست در بهارستان انجام شد
بهارستان در مسیر کاهش آلایندگیهای شهری
مدیرکل محیط زیست شهرداری تهران اعلام کرد
انرژی خورشیدی در تهران زیر سایه کمبود بودجه
معاونت علمی ریاستجمهوری اعلام کرد
فناوری نانوحباب وارد فاز توسعه ملی میشود
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید