حاضران در نشست «زنان در مواجهه با جنگ» چه گفتند؟
جنگ روایتها زنان را به حاشیه میبرد
۲۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۲۲
«حقیقت زندگی افراد حاشیه همیشه در حرفهایشان نیست؛ گاهی باید این حقیقت را در سکوت و احساسات آنها پیدا کرد» طرح این دیدگاه در کنار این هشدار که «کنشگری مؤثر باید با واقعیت عینی جامعه نسبت داشته باشد» محور اصلی نشست تخصصی «زنان در مواجهه با جنگ» بود. این نشست بر این متمرکز بود که چگونه در میانه جنگ روایتها و تحلیلهای دور از واقعیت، زندگی روزمره زنان به ابزاری برای بازی قدرت رسانهها تبدیل میشود. از سوی دیگر، آمارهای نگرانکننده از حذف زنان از بازار کار، زنگ خطری است که نشان میدهد این روند چگونه جامعه را در روزهای بحران، شکننده میکند. پژوهشگران حاضر در این نشست، راه خروج از این بنبست را شکستن ساختارهای مسلط و پناه بردن به فضاهای کوچک حمایتی میدانند؛ جریانی که میتواند خشم و ناامیدی امروز را به امید و حرکت تبدیل کند.
جنگ روایتها و معناها مسئلهایست که در روزهای سخت جنگ و بحران در رسانهها با آن مواجهیم. با توجه به تحلیل پژوهشگران این نشست، اگر به کانالها و شبکههای مختلف نگاه کنیم، میبینیم که سوژه زن چطور دستمایه بازیهای قدرت میشود؛ رسانههای غربی گاهی زن ایرانی را کاملاً حذف میکنند یا او را صرفاً قربانی ضعیفی نشان میدهند که منتظر یک ناجی خارجی است. در مقابل، برخی رسانههای داخلی از تصاویر زنان برای شعارهای ملیگرایی استفاده میکنند، اما در عمل، خواستههای واقعی جامعه را نادیده میگیرند. نشست تخصصی «زنان در مواجهه با جنگ» در موسسه رحمان، دریچهای جدید به یکی از مسائل پنهان در جامعه گشود. پدیدهای مثل جنگ یا بحران، ابعاد مختلف زندگی زنان از تصاویر رسانهای گرفته تا کنشگریهای مدنی و معیشت مادی را تحت تاثیر قرار میدهد. نگاههای مسلط و مردانه، سالهاست که زن را از حاشیه به متن تحلیلهای خود میآورند اما فقط به دنبال منافع خود یا ساختن الگوهای انتزاعی هستند و تجربه واقعی و روزمره زنان را نادیده میگیرند.
بخش تکاندهنده این گزارش، آمارهای رسمی بازار کار است؛ جایی که نشان میدهد نرخ مشارکت اقتصادی زنان در کشور سالهاست روی رقم ناچیز ۱۵ درصد قفل شده و تفاوتهای فاحشی میان استانها (از ۶ درصد در یک استان تا ۲۵ درصد در استانی دیگر) وجود دارد.
سوژه زن در گفتمانهای جنگ و رسانهها
در بخش نخست این نشست، «شیما وزوایی»، پژوهشگر ارتباطات، به بررسی جایگاه سوژه زن در گفتمانهای رسانههای جریان اصلی پرداخت. او با بهرهگیری از دادههای شبکههای اجتماعی و مشاهدات میدانی در تهران، چگونگی تولید معنا حول محور زنان را کالبدشکافی کرد. او ضرورت توجه به لایههای پنهان زبان و بدن را یادآور شد و با ارجاع به نظریهپردازان این حوزه گفت: «براساس گفتههای «ساندرا پونزانسی»، محقق مطالعات جنسیت، در تحلیل گفتمان باید حالات و حرکات بدن و احساسات را در نظر بگیریم و آن را بهعنوان نشانههایی که در گفتارها تأثیر میگذارند و آنها را تغییر میدهند؛ لحاظ کنیم. اگر این کار را نکنیم، به دام مسئله بازنمایی و سلسله مراتب قدرتی که گفتمانها را تولید میکنند، میافتیم. به زبان سادهتر، حقیقت فرودستان و افراد تحت حاشیه، همیشه در کلماتشان نیست؛ گاهی در بدن، احساسات و سکوتهایشان نهفته است. اگر اینها را نبینی، همان دروغی را تکرار میکنی که سیستم قدرت درباره آنها ساخته است.»
او با نقد نگاههای حاکم بر فضای مجازی و محدودیتهای ارتباطی موجود، تغییرات ساختاری تولید معنا را اینگونه توصیف کرد: «تعدادی قدرت بنیادین داریم که از سوژههایی برای نبرد با یکدیگر استفاده میکنند؛ برای اینکه بتوانند معنایی را در ذهن کسانی که جامعه هدف آنها هستند تولید کنند. در این وضعیت فقط با جنگ روایتها مواجه نیستیم، بلکه با جنگ معناها درگیریم. معناهایی که به نظر من معناهای مردانهای هستند، میتوانند سوژگی را از خود سوژه بگیرند و هرچیزی را ازآن خود و سوژه را ایستا کنند و از آن برای تثبیت آنچه که معنای مورد تأکید آنهاست، استفاده کنند. به همین دلیل سلسه مراتب تولید معنا در شرایط ویژهای که در ایران داریم مهم میشود.»
این پژوهشگر با تفکیک استراتژیهای رسانههای آمریکا و اسرائیل، رویکرد مقامات آنها را بر اساس محتوای صفحات رسمی آنها تحلیل کرده بود: «به نظر میآید دو عدد گفتمان وجود دارد: گفتمان آمریکا و گفتمان اسرائیل. گفتمان آمریکا همانطور که نزدیک به سیاست قدرت دولت ترامپ است، همیشه حذف زن از مسئله است. در این گفتمان زن اصلا سوژه مطرحشدهای نبوده. تعداد محتوا حول زن بسیار پایین بود. آنچه که زن ایرانی در آن مطرح شده بود فقط همان نجات زن مسلمان از مرد رنگین پوست خاورمیانهای بودکه این موضوع در پستی که درمورد نجات هشت زن ایرانی که به اعدام محکوم بودند، دیده شد. ترامپ گفته بود به آنها آسیب نرسانید و من آنها را نجات خواهم داد. «لیلا ابولغد»، استاد علوم اجتماعی و مطالعات زنان و جنسیت در دانشگاه کلمبیا، درمورد این موضوع در مقالهای با عنوان «آیا زنان مسلمان واقعاً به نجات نیاز دارند؟» گفته است که نجات زن رنگین پوست مسلمان چگونه در خدمت جنگهای امپریالیستی قرار میگیرد.»
با توجه به گفتههای وزوایی رویکرد رسانهای اسرائیل نسبت به ایالات متحده در برخورد با مسئله زن کاملاً متفاوت بوده است. «نهادهای اسرائیلی کاملاً برعکس بودهاند. صحبتها و پوسترها نشان میدهد که رویکرد اسرائیل اصلا مانند آمریکا نیست و دولت اسرائیل خیلی زیاد به پیوند میان زن، وطن و هویت اتنیکی مشترکی که بین ایرانیها و اسرائیلیها وجود دارد ارجاع میدهد و از آیندهای مبهم صحبت میکنند که در آن زنی ایرانی وجود دارد که هم ضعیف است و باید نجات داده شد و هم خیلی قوی است و همهچیز را در دست دارد و مبارزه با آزادی را محقق میکند. این موقعیت، متناقض و مبهم است. مبهم کردن فردای آزادی و سوژه همزمان فرادستی و فرودستی که در این ادبیات به کار گرفته شده خیلی شبیه به آن چیزیست که «کارل مانهایم»، فیلسوف و جامعهشناس مجارستانی، در کتاب «ایدئولوژی و اتوپیا» از آن بهعنوان «ناممکن کردن پیشرفت» یاد کرده است؛ چیزی که موقعیت زن و مسئلههای مربوط به او را در همان وضعیتی که هست نگه میدارد و صرفاً با توجه به منافع خود کمی آن را بالاپایین میکند.»
رضایت اجباری
مورد بعدی که وزوایی سوژه زن در جنگ چهلروزه را در آن بررسی کرده؛ رسانه اصلی حامی جنگ، «ایراناینترنشنال» است. به گفته او این تحقیق جامع نیست و رسانههای دیگری هم باید بررسی میشد. اما درحال حاضر فقط پستهای اینستاگرام این رسانه به همراه تصاویری که استفاده کردند، بررسی شده. «بخشی که بهنظر میرسید تعداد بیشتری را در محتوای این رسانه تشکیل میدهد و میتوان از طریق آن این گفتمان را تعریف کرد که به جنگ هم ربط داشته باشد؛ معیشت بود. چه آن چیزی که خود زنان توضیح میدادند، چه گزارشهایی که وجود داشت؛ اینگونه بهنظر میرسید که یک وضعیت رضایت اجباری وجود دارد. وضعیتی که سخت است، جنگی که معیشت ما را تحت تأثیر خودش قرار داده، اما صبر و رضایتی داریم که این وضعیت سپری شود چرا که تقصیر ما نیست و ناچار بودیم که این اتفاق بیفتد. گفتمان رایجی که رسانههای جریانهای اصلی از جنگ انتخاب میکنند، معمولاً گفتمان رایج قربانی بودن زنان و کودکان است. اما در ایراناینترنشنال این گفتمان غایب بوده و عکسهایی که استفاده شده اکثراً مردانه بوده.»
در قدم بعدی این پژوهشگر محتوای خبرگزاری فارس در چهل روز جنگ را مورد بررسی قرار داد. «این رسانه به این دلیل انتخاب شد که در طول جنگ محتوای زیادی تولید میکرد و به نظر میرسید که مخاطب زیادی دارد و بخش اجتماعی دارد که در آن افراد میتوانند صحبت کنند. در مقایسه با دیگر رسانههای داخلی، این رسانه بیشتر از بقیه از تصاویر و مطالب مربوط به زنان در محتواهایش استفاده میکرد. بهاین صورت که زن سوژه اصلی در این رسانه به نظر میرسید. زن را در کنار مفاهیمی چون سرزمین و وطن قرار میدادند و جغرافیای ایران را با زن پیوند میزند. ادبیات سیاست بدنمند، سیاست زندگی و زنانه شدن سیاست، ادبیات نزدیک به جنبش زن زندگی آزادی است که در حال استفاده در این رسانه است.»
بعد از بررسی رسانههای دیگری از جمله «ایرنا»، «آتیه آنلاین»، «شرق» و «پیام ما»، این پژوهشگر نتیجه گرفت: «برای ارائه یک تحلیل کلی باید دید که چه کسانی در حال تلاش هستند تا چه گفتمانی تولید شود. نقش زنان در جنگ، جایگاه پرچم در جنگ چهلروزه و ملیگرایی و آیینهای مذهبی سه عنصری هستند که وقتی در کنار هم قرار میگیرند ابزار پیشبرندهای میشوند برای آن قدرت و ابزار متوقفکنندهای میشوند برای مسئله زن. وقتی که ما فقط رسانههای اصلی و رسانههای درگیر قدرت را بررسی میکنیم باید در نظر بگیریم که بخش بزرگی از زنان را که من به آنها زنان متحرک روی پارچه میگویم، فراموش میکنیم که در جنگ، در جمعهای مراقبتی و در تغییر دادن ادبیات حضور دارند. اما رسانه اجتماعی ندارند که بتواند به دیدهشدن آنها کمک کند. نظم نمادین و نهادینهشدهایکه الان بر فضای جریانی و میدانی وجود دارد باید در فضاهای شهری و مراقبتی شکسته شود و گفتمانهای جدید ایجاد شود. این گفتمان است که قدرت خواهد داشت و میتواند از خشم به سمت امید حرکت کند.»
کنشگری مسئولانه و نقد گفتار روشنفکری انتزاعی
در بخش دوم نشست، «فرشته طوسی»، پژوهشگر علوم اجتماعی، با تمرکز بر مفهوم عاملیت و کنشگری در شرایط بحران، به کالبدشکافی فاصلهگیری فعالان اجتماعی از واقعیتهای ملموس جامعه پرداخت. او در ابتدای سخنان خود با طرح پرسشی جدی درباره امکان فعالیت در وضعیت فعلی گفت: «احتمالاً همه ما این روزها با یک پرسش مهم روبروییم؛ اینکه در وضعیت فعلی کنش مؤثری ممکن است؟ این پرسش از آن دست سؤالهایی نیست که بشود با پاسخهای آماده از کنارش گذشت؛ چرا که اگر قرار است کنشی اثرگذار باشد، نباید فقط کنشگریای باشد که آرامش وجدان فردی ما را تأمین کند، بلکه باید با واقعیت عینی جامعه نسبت داشته باشد.»
او با نقد الگوهای کنشگری کلان که دستاوردهای کوچک مردم را کمارزش جلوه میدهند، گفت: «گفتار هژمونیک میخواست به ما بقبولاند که اگر کارهای بزرگ نمیکنید و نمیتوانید تغییرات کلانی انجام دهید، کنشهایتان هیچ ارزشی ندارد. آنقدر این ذهنیت را وسعت بخشیدند که حتی هرگونه فعالیت نهادمند رسمی، صنفی، دانشجویی یا فعالیت نهادهای مدنی را بیخاصیت جلوه دادند. این بیخاصیت جلوه دادن در نهایت منجر به این شد که چشم باز کنیم و ببینیم همه منتظرند تا یک چیزی بیرون از آنها تغییر کند و دیگر هیچگونه عاملیتی اهمیت ندارد.»
این فعال مدنی با تحلیل ساختار نگاه روشنفکری مسلط، پنهان کردن جایگاه واقعی گوینده را یکی از آسیبهای اساسی تحلیلهای سیاسی دانست: «یکی از مهمترین چیزهایی که باید دربارهاش صادق باشیم این است که بخش قابل توجهی از گفتار روشنفکری که در این سالها تولید شد، گفتاری بود که جایگاه تولیدکنندهاش را پنهان کرد. زمان و مکان گم شد؛ نه تجربه زیسته اهمیت داشت، نه بدن، نه جایگاه فرد در وضعیت موجود و نه مختصات خودشان (که معمولاً مردان آن را تشکیل میدهند).»
طوسی در پایان، راهکار خروج از تعلیق را پناه بردن به فضاهای خُرد و اخلاق مراقبت جمعی دانست و نمونههای عینی آن را بازگو کرد: «ما در حال حاضر در دو سطح به کنش مسئولانه نیاز داریم. سطح اول، آن چیزی است که من فکر میکنم ساختن ادبیات ضد جنگ در تمامی ساحتهایی است که در آن فعالیت میکنیم. پیوند دادن مشخص کنشگری فمینیستی و ضد جنگ بودن، هنوز در سطح کلان اتفاق نیفتاده و این یک خلاء جدی است. سطح دوم، ساختن فضاهایی است که در آن مراقبت جمعی ممکن باشد، تفکر انتقادی شکل بگیرد و افراد بتوانند دور هم جمع بشوند؛ جمع شدنی نه بهشکل انتزاعی، بلکه حول نیازهای مشخص و واقعی زندگی.»
حذف زنان از اقتصاد و کاهش تابآوری در میانه بحرانها
بخش پایانی این نشست به کالبدشکافی آماری و ساختاری بازار کار ایران و تاثیر بحرانها بر وضعیت اشتغال زنان اختصاص داشت. «کوثر کریمیپور»، پژوهشگر جامعهشناسی محاسباتی، با ارائه ارقام و جداول آماری، شکنندگی اقتصادی جامعه را ناشی از خروج سیستماتیک زنان از چرخه خلق ثروت دانست.
این پژوهشگر اقتصادی با ارجاع به وضعیت اضطراری بیکاری در دوران بحران گفت: «در این بحث تلاش میکنم نشان دهم که چگونه حذف زنان از اقتصاد بهویژه با تمرکز بر بازار کار تابآوری اقتصادی ما را بهشدت کاهش داده است؛ تا جایی که اکنون در میانه بحرانهای پیوسته و جدی سالهای گذشته، در یک بنبست اقتصادی گرفتار شدهایم. یکی از دلایل اصلی افت شدید تابآوری اقتصادی ما، همین حذف شدن زنان از چرخه اقتصاد است.»
او با ارزیابی نوسانات بلندمدت نرخ مشارکت زنان در بازار کار ادامه داد: «تحلیل این روند نشان میدهد که مشارکت زنان در نیروی کار ایران همواره بسیار پایین و همراه با نوسان بوده است. کمترین میزان ثبتشده متعلق به سال ۱۳۹۲ با ۱۲ درصد و بیشترین میزان مربوط به سال ۱۳۹۷ با ۱۹ درصد است. طبعاً پیامدهای اقتصادی کرونا، موانع ساختاری، رکود اقتصادی و تحریمها، نیروی کار زنان را از بازار خارج میکند و متأسفانه این نیرو دیگر به بازار کار بازنمیگردد.»
این پژوهشگر با اشاره به گستردگی جمعیت در سن کار و ابعاد مادی این کاهش آماری بیان کرد: «در حال حاضر بیش از ۳۰ میلیون زن در سن اشتغال در کشور داریم؛ بنابراین هر یک درصدی که از آن صحبت میکنیم، معادل ۳۰۰ هزار نفر است. وقتی میگوییم نرخ مشارکت از ۱۲ درصد در سال ۹۲ به ۱۹ درصد در سال ۹۷ رسیده، یعنی با یک جابجایی ۷ درصدی روبهرو بودهایم که معادل ۲ میلیون زن است. این یعنی ما در یک دوره، ۲ میلیون نیروی کار زن را از دست دادهایم؛ در حالی که کل زنان حاضر در بازار کار ما در حال حاضر حدود ۴ میلیون نفر است.»
این استاد دانشگاه با اشاره به تفاوتهای فاحش استانی، نقش فرهنگ و ساختارهای منطقهای را فراتر از شاخصهای رفاهی دانست: «بررسی آمار در سطح استانها تفاوتهای بسیار قابلملاحظهای را نشان میدهد. بخشی از این مسئله قطعاً به ساختار اقتصادی هر استان برمیگردد، اما بخش مهم دیگر آن ناشی از ساختار تبعیض جنسیتی و خردهفرهنگهای منطقهای است که با عوامل دیگر ترکیب شده و این تفاوتهای فاحش را ایجاد میکند؛ تفاوتهایی که زنجان را با ۲۵ درصد مشارکت به برخی کشورهای منطقه نزدیک میکند، اما کهگیلویه و بویراحمد را در حد ۶ درصد پایین میآورد.»
او در ادامه به تشریح وضعیت تاهل و سهم بخشهای مختلف از اشتغال ۴ میلیون زن شاغل در کشور پرداخت: «بررسی وضعیت تأهل نشان میدهد که این عامل تأثیر تعیینکنندهای بر نرخ مشارکت دارد. بیشترین نرخ مشارکت اقتصادی با ۴۰ درصد متعلق به زنان مطلقه است. از نظر توزیع اشتغال در بخشهای مختلف اقتصادی، از حدود ۴ میلیون زن شاغل در کشور، بخش خدمات حدود ۲.۵ میلیون نفر (۵۳ درصد)، بخش صنعت و معدن حدود ۹۰۰ هزار نفر و بخش کشاورزی حدود ۵۰۰ هزار نفر را شامل میشود. باوجود اینکه باکیفیتترین وظایف، بالاترین دستمزدها و بیشترین امنیت شغلی متعلق به بخش صنعت و معدن است، سهم زنان در آن بسیار ناچیز است.»
ما جهانی جدید را در قلبهای خود حمل میکنیم
با توجه به گفتههای وزوایی، مسئله زن بهصورت ساختاری و عامدانه به حاشیه کشیده شده و باید گفت که ما نه فضای میدانی را به شکل قبلی داریم و نه فضای جریانی آنلاین را. پس باید به اشکال دیگری فکر کرد که بتوان گفتمانهایی را باتوجه به دیگر چیزهایی که میتوانند عناصر سازنده گفتمان باشند بهوجود بیاورند. مانند آن گفتمان و آن جریان جدیدی که باعث شده بود تونسیها در سال ۲۰۰۹ روی دیوارهایشان بنویسند: «ما جهانی جدید را در قلبهای خود حمل میکنیم و همان جهان را زندگی میکنیم» الان هم مثل همان موقع است ما نیاز داریم به ساختن حرکتهایی که به جای اینکه از بالا به پایین باشد، در فضای سرزمینی و میدانی الگوریتمها را بتوانند بشکنند و جریانهایی را از پایین به بالا یا به شکل شبکهای تولید کنند. در آخر هم یکی از دیوارنویسیهای محبوبش که در سال ۲۰۱۱ در میدان تحریر قاهره نوشته میشد را خواند: «ما دیوار ترس را فروریختهایم. شما دیوار خانه ما را فروریختهاید. ما خانههای خود را دوباره خواهیم ساخت اما شما هرگز نمیتوانید آن دیوار ترس را دوباره بسازید.»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
طالبان حلقه محدودیت بر زنان افغانستان را تنگتر کرد
فصل تازه سرکوب زنان افغانستان
« پیام ما» به تبیین جامعه شناختی رشد مصرف داروهای لاغری در ایران و جهان میپردازد
بدن بهعنوان پروژه دائمی در اقتصاد زیبایی
حکمرانی محیطزیست از پیشگیری تا مستندسازی و بازتوانی پس از جنگ
جنگ تمام میشود، زخــــم طبیعت نه
وزیر ارتباطات در نخستین نشست خبری خود مطرح کرد
محدودسازی اینترنت توسعه اینترنت روستایی را کُند میکند
پیامدهای زیستمحیطی در خلیج فارس
تلف شدن ۲۵ رأس آهو در جزیره خارگ بر اثر حملات اخیر
بازی خطرناک با واژگان
سایه دوباره جنگ بر سر خوزستان
منابع طبیعی: مجوز ندادیم
طرح ساخت شهربازی در «سرخهحصار» روی میز شهـــــرداری تهران
مدارس با اعتراض به استقبال تعطیلات تابستانی میروند
معدلِ اجبـــــــــاری
«تابستانی گرمتر از همیشه»
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت به تریاک بهجای درمان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید