روایت خانه‌هایی که میزبانی را تبدیل به یک کنش فرهنگی کرده‌اند

سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»





سنتزی از دل «خوشه‌سار بومی»

۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۶

ساکنان خانه‌ای مرمت‌شده در حوالی یزد دو جوان تهرانی‌اند که کار و زندگی در شهر زادگاهشان را رها کرده‌اند و راهی این شهر کوچک شده‌اند. می‌گویند برای آرامش خودمان آمدیم و تجربه سبکی نو از زندگی. راستش اینکه توی تهران هم دیگر نمی‌شد ماند. از همان ابتدا هم می‌دانستیم که خبری از مسافر و گردشگری نیست. تازه گردشگر خارجی هم اگر بیاید آن‌قدر هتل و بوتیک هتل هست که نوبت به ما نمی‌رسد. مرور شکل فعالیت این خانه و خانه‌های مشابه آنها، نکات قابل تأملی را یادآوری می‌کند.

می‌گویند ما نهایتاً پذیرای ده مهمان هستیم. خانه‌ای ساخته‌اند با جزئیات زیاد که در آن تعامل و تجربه‌کردن محور اصلی است. نه مجوزی دارند و نه درگیر مناسبات رسمی شده‌اند. در هیچ پلتفرمی هم ثبت نشده‌اند. حتی گوگل‌مپ. تنها یک صفحه اینستاگرام برای تبلیغ‌کردن دارند و بیشتر دهان‌به‌دهان شناخته شده‌اند و آرام‌آرام. می‌گویند حالا هم اوضاعمان بد نیست. هیچ‌وقت مسافر گذری نمی‌گیریم و به دنبال مهمان تکراری و ماندگار هستیم. کسی که بشود با او نشست و حرف زد. می‌پرسم این مدل اقامتگاه اسمش چیست؟ نمی‌داند. می‌گوید اینجا خانه‌مان است اما شاید بیشتر شبیه به بوم‌گردی‌های اولیه باشیم یا اکولوژها در خارج از کشور ولی هیچ‌کدام از این دو مدل هم نیستیم. ما زیستن در این خانه را به‌مثابه یک کنش فرهنگی می‌فهمیم. خدمات‌رسان نیستیم و در واقعشان اجتماعی و جایگاه خودمان را خدمات‌رسان از جنس کارمند هتل نمی‌دانیم. پیش از آنکه مهمان به خانه بیاید فایلی برایشان می‌فرستیم و تمام داستان خانه و قوانینش را توضیح می‌دهیم. انتظار داریم آن را مطالعه کنند و وقتی وارد می‌شوند بدانند که پا در چه مکانی گذاشته‌اند.

روایت بالا داستان غالب سبکی نو از اقامتگاه‌هاست که مختصاتشان آن‌ها را تبدیل به یک جریان کوچک اما رو به گسترش کرده است. مختصاتی مثل دانشگاهی بودن، به لحاظ فرم مدرن بودن، به لحاظ اقتصادی کوچک بنیان بودن، زوج محور بودن و مهم‌تر از همه دغدغه‌مند بودن. بیشترشان مهاجرت معکوس کرده‌اند و از زندگی در شهر بزرگ گذشته‌اند یا امکان ادامه‌دادن نداشته‌اند. اهل مطالعه‌کردن و تماشای فیلم هستند و در این دو موضوع ذائقه خوبی دارند. تفکیک زباله و مباحث محیط زیستی برایشان دغدغه است و ارتباط درست با جامعه بومی و انتفاع بوم را نکته‌ای کلیدی برای ماندن می‌دانند. مخاطبشان غالباً طبقه متوسط فرهنگی شهرهای بزرگ و بخصوص تهران است و جنس میزبانی‌شان اصیل و دل‌نشین. بااین‌حال میزبانی را در جهت خدمات‌رسانی انجام نمی‌دهند و این نکته‌ای بسیار کلیدی است. مخاطبشان هم با این موضوع آشناست و توقع خدمات هتلی ندارد. مهم‌تر اینکه فایلی که برای مخاطب ارسال می‌کنند همه چیز را روشن می‌کند. درواقع با ارسال این فایل مهمانشان را به‌درستی انتخاب می‌کنند و هرکسی وارد خانه‌شان نمی‌شود.

این جریان اگرچه نیاز به مطالعه جدی‌تر دارد؛ اما در بضاعت اندک این مطلب می‌توان گفت خلق معنا برایش مهم‌تر از صرف فرم (معماری و چیدمان) یا رفع نیاز اقتصادی است. اگرچه فرم را هم در جزئیات فراوان به بهترین شکل ارائه می‌دهند و اقتصادشان هم به‌قدر بضاعت پایدار است. بیشترین نمونه از این خانه‌ها یا بوم‌گردی‌های موج نو را می‌توان در استان گیلان و استان‌های حاشیه کویر به‌خصوص یزد و اصفهان پیدا کرد. در سایر استان‌ها هم مثلاً در بوشهر ردی از این جریان فرهنگی را می‌توان جست.

به نظر می‌رسد که در میان توده بی‌شکل بوم‌گردی این جریان نو را (اگرچه هنوز کوچک است ولی) باید جدی گرفت و مطالعه کرد. جریانی بسیار ساکت و آرام که نه به دنبال هیاهوست و نه رسمی شدن اما درحال‌رشد است. جریانی که خود را به‌مثابه یک رسانه کوچک فرهنگی و پرمغز برای مخاطب جستجوگر ارائه می‌دهد. از نام بوم‌گردی بعضاً فاصله می‌گیرد و حرفش در عین پیچیدگی ساده است: اینجا خانه‌مان است. جایی برای پذیرایی و تعامل، نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر.

جریانی که شاید نام موج نوی بوم‌گردی بر آن بتوان گذاشت بیش از همه چیز اهل تفکر است. «اتاق دورهمی» برایش جایی برای گفتگوکردن است و جزئیات چیدمان اتاق دورهمی برایش مهم است. محیط‌زیست را مصرف نمی‌کند. تعامل با بوم را به‌مثابه تسهیلگری میان جامعه میزبان و مهمان می‌بیند. کنشش از جنس آگاهی است و به نظر می‌رسد سنتزی از دل جریان خوشه‌سار بومی است. سنتزی که شاید دیگر نام بوم‌گردی بر آن نتوان گذاشت. جالب اینکه این جریان به‌صورت ارگانیک به یکدیگر وصل است. مهمان‌ها بین این خانه‌ها بدون هیچ تبلیغی به حرکت درمی‌آیند و از قضا ایده‌های نو میانشان توسط مهمانان منتقل می‌شود.

آنچه نیاز به مطالعه دارد اما، چرایی به‌وجودآمدن این جریان نیست که به‌قاعده از یک نیاز جامعه بیرون‌آمده است؛ بلکه توجه به چگونگی کار این خانه‌هاست. توجه به اتاق دورهمی، به زوج محور بودن، دغدغه‌مند بودن، آبادگر بودن و البته مهم‌تر از همه ورود شکلی از مدرنیته به بوم که باید دید چه سمت‌وسویی پیدا می‌کند.

سؤالی که بیش از همه اینجا مطرح است این است که آیا اصولاً چنین شکل غیررسمی از فعالیت فرهنگی و اقتصادی پایدار است؟ چه معضلاتی دارد؟ تا کجا کشش دارد و از یک‌زمان به بعد چه خواهد شد؟ در ورطه تکرار می‌افتد و از یاد می‌رود یا خلاقانه و پیش‌رو به کارش ادامه می‌دهد؟ قانون چقدر آن را خواهد پذیرفت؟ ارتباط نسل جدید با این مدل به چه شکل است؟ جامعه محلی حذفشان خواهد کرد یا می‌پذیردشان؟ تأکید این جریان بر روی اتاق دورهمی چه دستاوردی دارد؟ و چقدر این دستاورد به لحاظ کمی و کیفی قابل‌مطالعه است؟ شاید پیشنهاد درست، مطالعه شباهت‌ها و تفاوت‌های این جریان با نسل قبل توسط دانشگاهیان و جامعه‌شناسان باشد و جواب به این سؤال که ظرفیت‌های این موج نوی بوم‌گردی چیست و آسیب‌های آن کدام است؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

خوانشی انتقادی بر منطق «توزیع اجباری» در موزه‌های ایران

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

کریدور گردشگری «مکران تا آبادان» در دستور کار توسعه جنوب

کریدور گردشگری «مکران تا آبادان» در دستور کار توسعه جنوب

سپر آبیِ گمشده ایران

میراث جهانی ایران بدون ابزارهای حفاظتی بین‌المللی در جنگ چه شرایطی داشت؟

سپر آبیِ گمشده ایران

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

با وجود هشدارها درباره فرسایش «حمام گنجعلی‌خان» کرمان مسئولان می‌گویند این آسیب‌ها در طولانی مدت ایجاد شده و وضعیت تحت کنترل است

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

در گفت‌وگو با «یاور عبیری»، رئیس «جامعه انجمن‌های حرفه‌ای اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران» مطرح شد

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان

آغاز رسمی گردشگری خارجی در ایران

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری

در تغییر یک مفهوم از خانه بوم‌گردی تا اقامتگاه سنتی، توسعه پایدار چه جایگاهی دارد؟

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری

پایان گمانه‌زنی و تدقیق عرصه محوطه باستان‌شناسی «قره‌سنگی» سرخس

باستان‌شناسی خراسان رضوی

پایان گمانه‌زنی و تدقیق عرصه محوطه باستان‌شناسی «قره‌سنگی» سرخس

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت