جنگ و شکستن پیونـــــد کودکان با طبیعت





جنگ و شکستن پیونـــــد کودکان با طبیعت

۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۰

پیش از آنکه مدرسه‌ای ساخته شود، پیش از آنکه تخته‌ای در کلاسی سیاه شود، این طبیعت است که به کودک زندگی را می‌آموزد؛ آرام، بی‌واسطه و بی‌ادعا. نور که از پنجره عبور می‌کند، رنگ‌های آسمان و زمین که در هم می‌آمیزند، عطر خاک و لمس زمین، تماشای گیاهان، صدای حیوانات، بادوباران؛ همه‌وهمه نخستین الفبای یادگیری‌اند که در ذهن و جان کودک جوانه می‌زنند.

طبیعت، کلاسی بی‌سقف و بی‌دیوار است؛ کلاسی سرشار از شگفتی، چالش و کشف. در این محیط زنده و پیش‌بینی‌ناپذیر، کودک امتحان می‌کند، اشتباه می‌کند و دوباره می‌آموزد. سنگی را برمی‌دارد و وزنش را با سنگی دیگر مقایسه می‌کند، خاک را زیرورو می‌کند و با موجوداتی روبه‌رو می‌شود که پیش از آن ندیده است. دانه‌ای را در خاک می‌کارد و روزها منتظر سبزشدنِ نخستین جوانه می‌ماند. خزان و بهار درختان را تماشا می‌کند و می‌فهمد که تغییر، بخشی از زندگی است.

آنچه دراین‌بین برای بزرگسالان عادی و روزمره به نظر می‌رسد، برای کودک فرصتی برای شناخت جهان است. او از دل همین تجربه‌ها، مشاهده‌کردن، صبرکردن، آزمودن و کشف‌کردن را می‌آموزد. همین بازی‌های ساده در طبیعت، بذر کنجکاوی، خلاقیت و حل مسئله را در وجود او می‌کارند. کودک تصمیم می‌گیرد، نقشه می‌کشد و می‌سازد؛ بدون آنکه کسی دائماً به او بگوید چه باید بکند و چه باید باشد. اینجاست که استقلال و خودباوری شکل می‌گیرد.

طبیعت برای کودک بخشی از حق بنیادین او برای رشد، تجربه و زیستن است. کودک حق دارد در جهانی قدم بگذارد که زنده، قابل‌لمس و قابل‌کشف باشد، نه دور و دست‌نیافتنی و آلوده. این حق، پیش از هر آموزش رسمی و هر ساختار اجتماعی، با خودِ زندگی به او داده شده است. طبیعت در واقع بخشی از حق مادرزاد کودک است؛ حقی که بدون آن، بسیاری از ابعاد رشد انسانی ناقص می‌ماند.

فرایند ظریف و تدریجی رشد، بیش از آنچه تصور می‌کنیم به سلامت محیطی که کودک در آن زندگی می‌کند وابسته است. در روزگاری که آلودگی هوا، کاهش فضاهای سبز، آلودگی منابع آب، فرسایش خاک و کاهش تنوع زیستی به بخشی از واقعیت زندگی تبدیل شده‌اند، پیوند کودکان با طبیعت نیز روزبه‌روز محدودتر شده و بخشی از فرصت کودکان برای تجربه و یادگیری از دست می‌رود. در چنین شرایطی که محیط‌زیست پیشاپیش زیر فشار بحران‌های گوناگون قرار دارد، جنگ می‌تواند روند تخریب را شتابی چندبرابر ببخشد. جنگ نه‌تنها آنچه از طبیعت باقی‌مانده را ویران می‌کند، بلکه خاک، آب‌وهوا را نیز با لایه‌ای تازه از آلودگی درگیر می‌سازد و نخستین کلاس درس کودک را از او می‌گیرد.
جنگ، خاکی را که سال‌ها زمان برده تا شکل بگیرد، آلوده و نابارور می‌سازد. آب‌وهوا با مواد شیمیایی حاصل از انفجارها آلوده می‌شوند، زیستگاه جانوران از بین می‌رود، بسیاری از حیوانات می‌میرند یا از سرزمین خود رانده می‌شوند. صدای پرندگان، وزوز حشرات و جنب‌وجوش حیات، جای خود را به سکوتی سنگین می‌دهند. جهانی که روزی کودک را به کشف و تجربه دعوت می‌کرد، آرام‌آرام خاموش و از دسترس او خارج می‌شود.

پیامدهای این تغییر تنها روانی و عاطفی نیست. آلودگی هوا، آب‌وخاک بیش از همه سلامتِ کودکان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بدن آنان هنوز درحال‌رشد است و نسبت به آلاینده‌ها آسیب‌پذیرتر است. هوای آلوده و مواد سمی باقی‌مانده در محیط می‌توانند سال‌ها بر سلامت جسمی و رشد کودکان اثر بگذارند. عواقبی که تا سال‌های طولانی بعد از جنگ باقی می‌مانند. اما شاید عمیق‌ترین آسیب، چیزی باشد که کمتر دیده می‌شود. وقتی طبیعت تخریب می‌شود، کودک یکی از مهم‌ترین منابع یادگیری، آرامش، اعتماد و امنیت را از دست می‌دهد. او کمتر فرصت می‌یابد که با خیال آسوده نگاه کند، کشف کند، بیازماید و با جهان پیرامون خود رابطه‌ای بر اساس اعتماد برقرار سازد.
از همین رو، تخریب محیط‌زیست تنها یک مسئله محیط زیستی نیست؛ مسئله‌ای مربوط به حقوق کودک است. این آسیب‌ها به طور مستقیم حقوق بنیادین کودکان را هدف قرار می‌دهند؛ حق رشد، حق سلامت، حق یادگیری و حق برخورداری از محیطی امن که کودک بتواند در آن جهان را کشف کند و با پیرامون خود پیوند برقرار سازد. کودکان حق دارند که هوای پاک تنفس کنند، به آب سالم دسترسی داشته باشند و از فرصت بازی، کشف و یادگیری در طبیعت بهره‌مند شوند. این‌ها امتیاز نیستند؛ بخشی از حقوق بنیادین کودکان‌اند.

توجه به محیط‌زیست در جنگ‌وصلح، تنها محافظت از درختان، رودخانه‌ها و خاک نیست؛ بلکه حفاظت از حق زندگی کودکان است. جنگ، زخم‌های عمیقی بر زمین و کودکیِ کودکانمان می‌زند؛ زخم‌هایی که با پایان جنگ التیام نمی‌یابند، بلکه با آنان بزرگ می‌شوند. شاید زمان آن باشد که در کنار همه محاسبات سیاسی و نظامی، صدای طبیعت و نسل‌هایی نیز شنیده شود که هیچ نقشی در آغاز جنگ‌ها ندارند، اما سنگین‌ترین هزینه‌های آن را می‌پردازند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی