«نوید پویش»، مجموعهدار از تاریخ و کارکرد تمبرها در جهان میگوید
سفیران کاغذی فرهنگ
۱۷ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۲۰
از «پنی سیاه» انگلستان تا «سری باقری» در ایران قاجار، تمبرها هیچگاه فقط تکههایی کوچک از کاغذ نبودهاند. آنها روایتگر تاریخاند؛ اسنادی که نشان میدهند جهان چگونه تغییر کرده، دولتها چگونه خود را به دیگران معرفی کردهاند و ایدئولوژیها چگونه از دل تصویر و رنگ راهشان را به دورترین نقاط دنیا باز کردهاند. البته در دورانی که نامهها جای خود را به پیامهای فوری دادهاند، تمبرها نیز کمکم از زندگی روزمره کنار رفتهاند. بااینحال، برای مجموعهداران، این تکههای کوچک کاغذ همچنان اسنادی تاریخیاند که ردپای تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشورها را در خود حفظ کردهاند. نوید پویش، مجموعهدار تمبر، در گفتوگو با «پیام ما» از تاریخ تمبر در ایران و جهان، بازار مجموعهداران و سرنوشت سفیران کاغذی فرهنگ در عصر دیجیتال میگوید.
«نوید پویش» سالهاست که در دنیای تمبرها زندگی میکند. او در میان آلبومهای قدیمی و مجموعههای ارزشمندش، نه فقط به دنبال تمبرهای کمیاب، بلکه به دنبال روایتهایی است که روی این کاغذهای کوچک نقش بستهاند. او تمبر را «سفیر فرهنگی» مینامد؛ سفیری که از یک دفتر پست کوچک راهی جهان میشود و در مسیر خود، بخشی از هویت یک کشور را به نمایش میگذارد. به گفته او، اگر کسی بخواهد تاریخ معاصر جهان را در قالبی متفاوت مرور کند، کافی است آلبوم یک مجموعهدار تمبر را ورق بزند.
آنطور که او میگوید؛ داستان تمبرهای مدرن از لندن قرن نوزدهم آغاز میشود. سال ۱۸۴۰ میلادی، زمانی که نظام پستی بریتانیا با اصلاحی بزرگ روبهرو شد: «همه چیز از ایدهای آغاز شد که «سر رولند هیل» مطرح کرد؛ پیشنهادی که در زمان خود جسورانه به نظر میرسید. تا پیش از آن، دریافت هزینه پستی شیوههای متفاوتی داشت، اما هیل پیشنهاد داد اعتبار پستی روی برگهای کوچک چاپ شود تا فرستنده پیش از ارسال نامه هزینه را پرداخت کند. نتیجه این ایده، تولد نخستین تمبر رسمی جهان بود؛ «پنی بلک» یا همان «پنی سیاه» که تصویر نیمرخ ملکه ویکتوریا بر آن نقش بسته بود.»
شاید در نگاه نخست، انتشار یک تمبر اتفاقی ساده به نظر برسد، اما همین قطعه کوچک کاغذ مسیر ارتباطات جهانی را تغییر داد. کشورهای مختلف خیلی زود دریافتند که تمبر تنها ابزاری برای دریافت هزینه پست نیست. تمبر در واقع نوعی سند رسمی و حتی اوراق بهادار محسوب میشود؛ چیزی شبیه پول که اعتبار دولت صادرکننده را با خود حمل میکند. به همین دلیل، تمبرها بهتدریج به محملی برای نمایش قدرت، فرهنگ، تاریخ و دستاوردهای کشورها تبدیل شدند.
این تحول دیریازود به ایران هم رسید. در دوره قاجار و همزمان با سفرهای «ناصرالدینشاه» به اروپا، بسیاری از ساختارهای مدرن غربی موردتوجه قرار گرفتند و نظام پستی نیز یکی از آنها بود. پویش در این باره توضیح میدهد: «نخستین تمبرهای ایران در سال ۱۸۶۷ میلادی منتشر شدند؛ مجموعهای که امروز با نام «سری باقری» شناخته میشود و برای مجموعهداران اهمیت ویژهای دارد. انتشار این تمبرها آغاز مسیری بود که بعدها به عضویت ایران در اتحادیه جهانی پست و پیوستن کشور به استانداردهای نوین ارتباطی انجامید.»
بااینحال، ارزش تمبرهای قاجاری امروز فقط به نقش آنها در تاریخ پست ایران محدود نمیشود. بسیاری از این تمبرها اکنون به آثار ارزشمند کلکسیونی تبدیل شدهاند و بازار خریدوفروش آنها همچنان پررونق است. البته این بازار پیچیدگیهای خاص خود را نیز دارد. پویش میگوید: «تعداد نسخههای جعلی برخی تمبرهای قدیمی بهاندازهای زیاد است که تشخیص نمونه اصل از تقلبی، بدون دانش تخصصی و تجربه طولانی تقریباً غیرممکن است. همین مسئله باعث شده دنیای مجموعهداران تمبر بیش از آنکه به یک سرگرمی ساده شباهت داشته باشد، به حوزهای تخصصی و حرفهای تبدیل شود.»
اما جذابیت تمبرها فقط در ارزش تاریخی یا اقتصادی آنها خلاصه نمیشود. پویش معتقد است هر تمبر در حقیقت بازتابی از روحیات و نگاه یک ملت است. او از چیزی سخن میگوید که آن را «روانشناسی طراحی تمبر» مینامد؛ اینکه چگونه انتخاب رنگها، تصاویر، نمادها و حتی شیوه طراحی میتواند بخشی از هویت فرهنگی یک جامعه را آشکار کند. به باور او، اگر مجموعه تمبرهای کشورهای مختلف را کنار هم قرار دهیم، میتوانیم تفاوتهای فرهنگی و فکری ملتها را بهخوبی مشاهده کنیم.
او برای توضیح این موضوع به آلمان اشاره میکند؛ کشوری که نظم و ساختار ذهنی مردمش حتی در طراحی تمبرها نیز قابلمشاهده است. در نقطه مقابل، تمبرهای دوران جنگ سرد را مثال میزند؛ زمانی که کشورهای بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی از تمبر بهعنوان ابزاری برای تبلیغات ایدئولوژیک استفاده میکردند. روی این تمبرها، تصاویر کارگران، صنایع سنگین، رهبران سیاسی و نمادهای کمونیستی دیده میشد؛ تصاویری که قرار بود پیام سیاسی یک نظام را به سراسر جهان منتقل کنند.
او اضافه میکند: «از این منظر، تمبرها چیزی شبیه آرشیو مصور تاریخ جهان هستند. مجموعهای از روایتهای کوچک که کنار هم تصویری بزرگتر میسازند. وقتی یک مجموعهدار آلبوم تمبرهای ورزشی را ورق میزند، در واقع تاریخ مسابقات، قهرمانان و رویدادهای مهم ورزشی را مرور میکند. تمبرهای مربوط به المپیک، جامهای جهانی، اکتشافات علمی یا رویدادهای فرهنگی، هر کدام بخشی از حافظه تاریخی بشر را در خود نگه داشتهاند. آنها نشان میدهند کدام کشورها در چه دورهای در کانون توجه بودهاند، چه رویدادهایی اهمیت جهانی پیدا کردهاند و حتی چگونه مرزهای سیاسی در طول زمان تغییر کردهاند.»
در میان روایتهای جذاب دنیای تمبر، پویش به ماجرایی کمتر شناختهشده نیز اشاره میکند. او از دورهای میان سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۵ میلادی یاد میکند که برخی شیخنشینهای کوچک حوزه خلیجفارس، از جمله «فجیره» و چند امارت دیگر، راهبرد متفاوتی را در پیش گرفتند. این کشورها برایآنکه نام خود را در سطح بینالمللی مطرح کنند و همزمان درآمدی ارزی به دست آورند، اقدام به چاپ انبوه تمبرهایی کردند که گاه هیچ ارتباطی با تاریخ، فرهنگ یا جغرافیای خودشان نداشت.
روی این تمبرها میشد تصاویر نقاشیهای مشهور جهان، شخصیتهای بینالمللی، مسابقات ورزشی یا موضوعات علمی را دید. هدف روشن بود؛ جذب مجموعهداران جهانی. پویش این اقدام را نوعی بازاریابی هوشمندانه میداند. به گفته او، این شیخنشینها با استفاده از بازار جهانی تمبر توانستند نام خود را وارد آلبومهای کلکسیونرها در سراسر دنیا کنند و به شکلی غیرمستقیم برای خود اعتبار بینالمللی به دست آورند.
با وجود تمام این جذابیتها، پویش از اتفاقی سخن میگوید که به باور او یکی از تلخترین تحولات سالهای اخیر در حوزه تمبر ایران بوده است. او میگوید حدود چهار یا پنج سال است که تمبر عملاً از چرخه روزمره پستی کشور حذف شده و جای خود را به برچسبها و لیبلهای دیجیتال داده است. تغییری که شاید از منظر فنی و اجرایی منطقی به نظر برسد، اما از نگاه یک مجموعهدار و علاقهمند به تاریخ پست، چیزی فراتر از یک تغییر اداری است.
او معتقد است حذف تمبر از نامههای روزمره، به معنای حذف یکی از مهمترین ابزارهای معرفی فرهنگی کشور است. در گذشته، هر نامهای که از ایران به نقطهای دیگر از جهان فرستاده میشد، تصویری از تاریخ، هنر، طبیعت یا فرهنگ ایران را نیز با خود حمل میکرد. تمبرها در واقع ویترینی کوچک اما اثرگذار برای معرفی کشور بودند. امروز اگرچه تمبرهای یادبود و مناسبتی همچنان منتشر میشوند، اما دیگر نقش کاربردی خود را ازدستدادهاند و بیشتر به کالاهایی برای خریدوفروش در بازار کلکسیونرها تبدیل شدهاند.
پویش معتقد است اگر قرار باشد تمبر در جهان امروز همچنان زنده بماند، باید خود را با نسلهای جدید سازگار کند. او به تجربه برخی کشورهای اروپایی اشاره میکند که برای جذب مخاطبان جوان، سراغ موضوعات محبوب فرهنگ عامه رفتهاند. انتشار تمبرهایی با تصاویر شخصیتهای هری پاتر، ارباب حلقهها یا دیگر آثار شناختهشده، تلاشی برای پیونددادن دنیای سنتی تمبر با علایق نسلهای جدید است.
اما در ایران، به گفته او، چنین رویکردی چندان جدی گرفته نشده است. او با حسرت از فاصله نسل جدید با دنیای تمبر سخن میگوید؛ نسلی که کمتر فرصتی برای آشنایی با این سرگرمی پیدا کرده است. نه در مدارس آموزشی درباره تمبر وجود دارد و نه نمایشگاهها و رویدادهای مرتبط توانستهاند مخاطبان گستردهای جذب کنند. درحالیکه جمعآوری تمبر، به گفته او، یکی از ارزانترین و درعینحال آموزندهترین سرگرمیهاست؛ فعالیتی که میتواند دانش تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی افراد را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
با وجود همه این چالشها، بازار تمبر در ایران هنوز زنده است. پویش میگوید کتابهای قیمتگذاری، مبادلات تخصصی میان مجموعهداران و تلاش برای یافتن تمبرهای کمیاب همچنان ادامه دارد. حتی محدودیتهای موجود نیز نتوانستهاند اشتیاق علاقهمندان را از میان ببرند. هنوز کسانی هستند که برای بهدستآوردن یک تمبر نادر، سالها جستوجو میکنند و هنوز آلبومهایی وجود دارد که صاحبانشان آنها را نه مجموعهای از کاغذها، بلکه بخشی از حافظه تاریخی بشر میدانند.
برای نوید پویش، تمبر تنها یک سرگرمی نیست. او معتقد است هر تمبر بخشی از حافظه جمعی جهان را در خود حفظ کرده است؛ حافظهای که اگر فراموش شود، بخشی از روایت ملتها نیز از میان خواهد رفت. شاید به همین دلیل است که هنوز امیدوار است روزی دوباره کودکان در مدارس با تمبر آشنا شوند؛ با این ایده ساده اما شگفتانگیز که میتوان جهان را در یک آلبوم کوچک جا داد و با هر صفحهای که ورق میخورد، به کشوری دیگر سفر کرد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خوانشی انتقادی بر منطق «توزیع اجباری» در موزههای ایران
یتیمخانه هنـــــــــــر
نوری پیشگام حوزه مسئولیت اجتماعی شد
رونمایی از تمبر «دلفین گوژپشت خلیج فارس»
تمبر یادبود دلفین گوژپشت خلیج فارس رونمایی شد
وقتی تئاتر به مفهوم حیات پیوند میخورد
«کیتی میچل»، «اکوفمینیسم» و سیاستِ بقا
به بهانه نودمین سالمرگ «شیخ خزعل»
محبوب و منفــورِ بریتانیا
درباره اهمیت روایتگری در گفتوگو با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسدالهنژاد» و «علیاصغر سیدآبادی»
ما هم روایـــــــت خود را داریم
آیین رونمایی و نشست خبری «آفرینش» برگزار شد
شاهنامه در میان نتها و ماشینها
معرفی مستند «مرد گریزلی»
مردی که سعی کرد خرس باشد
فرهنگ و هنر / سینمای کوتاه
فراخوان شانزدهمین دوره «جوایز ایسفا» منتشر شد؛ مهلت ثبتنام تا ۳۱ تیر ۱۴۰۵
نگاهی به وضعیت گیشه سینما و تئاتر در روزهای پس از جنگ
گیشـــــــه زنده شــد؟
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شاهنامه در میان نتها و ماشینها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید