گفتوگو با «محمدرضا معمارصادقی» درباره پویش جمعآوری کتاب برای زندانها
رهایــــــی از بند با کتاب
27 تیر 1405، 21:10
وقتی کامیون کتابهای تازه به زندان بجنورد رسید، یکی از زندانیان سه روز روزه شکر گرفت؛ مردی که به گفته مسئول زندان، پیشتر همه کتابهای کتابخانه را خوانده بود. این روایت را «محمدرضا معمارصادقی»، بنیانگذار پویش جمعآوری کتاب برای زندانها، در گفتوگو با «پیام ما» تعریف میکند؛ پویشی که از سال ۱۳۹۹ تاکنون هزاران جلد کتاب را به کتابخانههای زندانهای سراسر ایران رسانده است.
پشت دیوارهای زندان، زمان شکل دیگری دارد و کتاب برای بسیاری از زندانیان، روزنهای برای امید و بازگشت به زندگی است. در برخی کشورها، کتاب بخشی از برنامههای بازپروری زندانیان محسوب میشود.
در آمریکا، رجینالد دواین بتس، شاعر و وکیلی که در ۱۶سالگی به جرم سرقت خودرو زندانی شد، سازمان «Freedom Reads» را راهاندازی کرد. این ایده از خاطره روزهای سلول انفرادی او شکل گرفت. نخستین چیزی که پس از ورود به زندان از همبندیهایش خواست، یک کتاب بود. امروز این سازمان با ایجاد بیش از ۶۰۰ کتابخانه در ۶۰ زندان و ارسال بیش از ۲۷۹ هزار جلد کتاب، تلاش میکند کتاب را از قفسههای دورافتاده کتابخانههای مرکزی به داخل بندها ببرد. در برزیل نیز زندانیان با خواندن هر کتاب و نوشتن گزارشی درباره آن، میتوانند چهار روز از مدت محکومیت خود را کاهش دهند و در مجموع، سالانه تا ۴۸ روز از حکمشان کم کنند. مسئولان این برنامه معتقدند هدف فقط کاهش مجازات نیست، بلکه کتاب فرصتی برای اندیشیدن، یادگیری و ساختن آیندهای متفاوت است؛ فرصتی که بسیاری از زندانیان آن را نخستین گام برای بازگشت به جامعه میدانند.
نمونهای مشابه از این پویشها در ایران نیز شکل گرفته است. محمدرضا معمارصادقی، بنیانگذار پویش جمعآوری کتاب برای زندانیان، این حرکت را با شعار «کتاب در زندان معجزه میکند» آغاز کرده است.
شبکهای از داوطلبان در ۱۸۰ نقطه ایران
این پویش اکنون وارد هفتمین سال فعالیت خود شده است. معمارصادقی میگوید در این سالها، شبکهای از داوطلبان در ۱۸۰ نقطه ایران شکل گرفته که کتابها، مجلهها، دیویدیها، دستگاههای پخش دیویدی و نقشههای اهدایی مردم را جمعآوری میکنند. ابتدا کتابها دستهبندی میشوند؛ کتابهای کودک و نوجوان به مناطق محروم یا کانونهای اصلاح و تربیت فرستاده میشوند و کتابهای مناسب بزرگسالان به زندانها میروند. حتی کتابهای فرسوده نیز تا حد امکان ترمیم یا صحافی میشوند. معمارصادقی میگوید: «تلاش میکنیم هیچ کتابی دور ریخته نشود.»
او توضیح میدهد شکلگیری این پویش ریشه در تجربه شخصی خودش دارد. سال ۱۳۹۸ مدتی را در زندان اوین گذراند. همانجا توانست کتاب «زندگینامه خودنوشت مارتین لوتر کینگ» را ترجمه کند؛ کتابی که بعدتر توسط نشر کرگدن منتشر شد. به گفته او، اگر کتابخانه بند ۸ اوین و فرهنگنامههای موجود در آن نبود، این ترجمه انجام نمیشد.نقطه آغاز پویش، پس از آزادی او رقم خورد. یکی از همبندیهای سابقش، «محمد حبیبی»، سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان، که به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود، از طریق همسرش با معمارصادقی در ارتباط بود. معمارصادقی ابتدا فقط برای او کتاب و مجله میفرستاد، اما یک روز حبیبی درخواست دیگری مطرح کرد: «من دیگر برای خودم کتاب نمیخواهم، اما بند ما کتابخانه ندارد.» همین جمله مسیر کار را تغییر داد. با کمک کانون صنفی فرهنگیان، کتابهایی جمعآوری شد و نخستین کتابخانه بند راه افتاد. هرچند حضور حبیبی در آن بند کوتاه بود. دو هفته بعد او به بند دیگری منتقل شد و مسئولان اجازه ایجاد کتابخانه جدید را ندادند. معمارصادقی میگوید: «به او گفته بودند ممکن است استفاده تبلیغاتی کنید که اینجا کتابخانه نداشته و شما آن را تأسیس کردهاید.» در نهایت، کتابهای جمعآوریشده با هماهنگی «جعفر عظیمزاده»، فعال کارگری زندانی، به زندان رجاییشهر منتقل شد. او میگوید: «مسئولان زندان هم از این ایده استقبال کردند، تا جایی که خودشان ون فرستادند. این اتفاق در نهایت منجر به سفارش گرفتن از زندانیها برای تهیه کتاب شد. از آنجا که عظیمزاده فعال کارگری بود، فهرستی از کتابهای مارکسیستی و کمونیستی به ما داد و همه آنها را تهیه کردیم. آن فهرست به حدی کامل بود که اگر زندان رجاییشهر تعطیل نشده بود، اکنون کاملترین کتابخانه مارکسیستی ایران را داشت.» پس از آن نیز معمارصادقی به واسطه سفرهایی که به نقاط مختلف ایران داشت، توانست داوطلبانی را در شهرهای دیگر پیدا کند تا به جمعآوری کتاب برای زندانیان بپیوندند.
کمبود تنوع در کتابخانه زندانها
به گفته معمارصادقی، امروز فعالیت این پویش فقط به جمعآوری کتاب محدود نیست و فهرست درخواستهای زندانیان نیز تهیه میشود. گروهی از داوطلبان با ناشران تماس میگیرند و آنها را از فعالیت پویش باخبر میکنند. او میگوید: «بسیاری از ناشران، کتابهای مازاد خود را اهدا میکنند و بعضی حتی بدون تماس، سالی یک یا دو بار کتاب میفرستند. از سوی دیگر، اگر زندانیای کتاب مشخصی بخواهد، اعضای پویش تلاش میکنند آن را از ناشر هدیه بگیرند یا با تخفیف و کمک خیران تهیه کنند.» معمارصادقی میگوید بزرگترین مشکل کتابخانههای زندان، نبود کتابخانه نیست، بلکه کمبود تنوع است. «تقریباً همه زندانها کتابخانه مرکزی دارند، اما دسترسی به آن محدود است و بهویژه در شهرهای کوچکتر، مجموعه کتابها پاسخگوی نیازهای متنوع زندانیان نیست.» او معتقد است اگر مسئولان همکاری کنند، میتوان در داخل بندها نیز کتابخانه ایجاد کرد تا زندانیان هر روز به کتاب دسترسی داشته باشند.
او وضعیت زندان اوین را با دیگر زندانها متفاوت میداند؛ جایی که به دلیل سابقه طولانی حضور زندانیان سیاسی و مالی، بسیاری از بندها کتابخانههای نسبتاً غنی دارند و زندانیان در طول سالها کتابهای شخصی خود را به آنها اهدا کردهاند. اما در بسیاری از زندانهای دیگر، شرایط متفاوت است. معمارصادقی در اینباره به مثالی اشاره میکند: «پیشتر زندانیای در بند زنان زندان زنجان به من گفته بود که اینجا حتی دو ترجمه مختلف از قرآن هم نیست تا بتوانیم آنها را با هم مقایسه و کار تحقیقی انجام دهیم.» به گفته او، در این سالها و از طریق این پویش، فقط از تهران بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار جلد کتاب به زندانهای مختلف ارسال شده است؛ آماری که بر اساس گنجایش وانتها و محمولههای ارسالی برآورد میشود. زندانیان همچنان برای تهیه کتاب با او و دیگر داوطلبان تماس میگیرند؛ تماسهایی که به گفته او، بار دیگر شعار این پویش را یادآوری میکند: «کتاب در زندان معجزه میکند.»
برچسب ها:
اصلاح و تربیت، بازپروری، ترویج کتابخوانی، زندان، زندانهای ایران، عدالت آموزشی، مسئولیت اجتماعی، مشارکت مردمی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بحران کمبود فضای آموزشی در تهران؛ حدود ۲۰ درصد مدارس پایتخت دوشیفته
برگزاری کارگاه آموزشی «سیپا»
توانمندسازی جوامع محلی برای حفاظت از تالابهای اسدآباد
تعامل محیط زیست و دامداران میانکاله برای پیشگیری از حریق
مقالهای تازه بررسی میکند که خواندن داستانهای روایی چطور همدلی ما را افزایش میدهد
زندگی از چشم دیگری
چرا «یادداشتهای زیرزمینی» همچنان پرفروش است؟
در زیرزمینِ ذهن یک انسان
«سیروس علینژاد» در نشستی خاطرات گردآوری کتاب «چرا سفر میکنید» را مرور کرد
سفر به روایت روزنامهنگار پیشکسوت
«حامیِ» کاغذی در حاشیه اهواز
نگاهی به زندگی و زمانه نویسندهای که خود را به یک تعریف محدود نکرد
زیستن رندانه
یادی از «جواد مجابی» و شخصیت برجسته او
مردی که میخندیــــــد
پرونده «پیام ما» به یاد «جواد مجابی» مردی میان ادبیات، مطبوعات و هنر
یک راه کافـــی نبـــــــود
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زنی که آوازش در تاریخ ماند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید