میراث جهانی ایران بدون ابزارهای حفاظتی بین‌المللی در جنگ چه شرایطی داشت؟

سپر آبیِ گمشده ایران





سپر آبیِ گمشده ایران

۱۶ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۱

چهار میلیون اثر ثبت‌شده و شناسایی‌شده، ده‌ها محوطه جهانی، هزاران بنای تاریخی، صدها موزه و مجموعه فرهنگی و درعین‌حال نبود «کمیته ملی سپر آبی»؛ این همان تناقضی است که پس از اظهارات اخیر رئیس کمیته سپر آبی آمریکا درباره وضعیت ایران، دوباره به یکی از بحث‌های مهم حوزه حقوق بین‌الملل میراث‌فرهنگی تبدیل شده است؛ بحثی که جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران آن را از یک موضوع تخصصی در محافل میراثی به مسئله‌ای عمومی در افکار عمومی و رسانه‌ها بدل کرد.

اظهارات «پتی گرستنبلیث» رئیس کمیته سپر آبی آمریکا مبنی بر اینکه ایران، لبنان و اسرائیل فاقد کمیته ملی سپر آبی هستند، در حالی مطرح شد که هم‌زمان گزارش‌هایی از آسیب‌دیدن بخشی از آثار تاریخی و محوطه‌های فرهنگی ایران در جریان حملات و پیامدهای ناشی از آن منتشر شده بود. این حقوق‌دان آمریکایی که از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های حوزه حقوق میراث‌فرهنگی در جهان به شمار می‌رود، در گفت‌وگویی درباره کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه تأکید کرده بود که اگرچه وجود کمیته ملی سپر آبی شرط لازم برای استفاده از نشان سپر آبی نیست، اما این کمیته‌ها بخشی از سازوکار رسمی حفاظت از میراث‌فرهنگی در دوران جنگ و بحران محسوب می‌شوند.

پرسش اصلی در ایران این است که کشوری با این حجم از میراث‌فرهنگی و تجربه‌های متعدد جنگ، بحران و تهدیدهای امنیتی، چرا هنوز فاقد کمیته ملی سپر آبی است و مهم‌تر از آن، نبود چنین ساختاری چه تأثیری بر حفاظت حقوقی و بین‌المللی از میراث‌فرهنگی ایران دارد؟

سپر آبی فقط یک نشان نیست

«منیره خلقی»، رئیس ایکوم ایران، در گفت‌وگو با «پیام ما» صراحتاً تأیید می‌کند که ایران تاکنون موفق به تشکیل کمیته ملی سپر آبی نشده است؛ موضوعی که به گفته او بخشی از آن به درک ناقص از کارکرد واقعی این نهاد بازمی‌گردد. او معتقد است هنوز در برخی سطوح مدیریتی، سپر آبی صرفاً به‌عنوان یک «نماد» دیده می‌شود، درحالی‌که فلسفه وجودی آن بسیار فراتر از نصب یک نشان روی بناها و موزه‌هاست.

خلقی می‌گوید: «بخشی از این نگاه وجود دارد که چون شکل جنگ‌ها تغییر کرده و جنگ‌ها هوشمند شده‌اند، دیگر نصب نشان سپر آبی موضوعیت گذشته را ندارد. درحالی‌که سپر آبی فقط نصب یک علامت نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از سازوکارهای حقوقی، حفاظتی، آموزشی و بین‌المللی است.»

این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که در روزهای آغازین جنگ اخیر، تصاویر متعددی از نصب نماد سپر آبی بر سردر برخی موزه‌ها و مراکز فرهنگی ایران منتشر شد؛ اقدامی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های تخصصی حوزه میراث‌فرهنگی بازتاب گسترده‌ای داشت و حتی به گفته رئیس ایکوم ایران، از سوی شورای بین‌المللی موزه‌ها نیز مورد تحسین قرار گرفت.

بااین‌حال، همین موضوع یک پارادوکس مهم را به وجود آورد؛ چگونه کشوری که فاقد کمیته ملی سپر آبی است، از نشان رسمی این سازوکار بین‌المللی استفاده می‌کند؟

خلقی در پاسخ به این پرسش تأکید می‌کند که مبنای استفاده از نماد سپر آبی، صرفاً عضویت در کمیته ملی نیست، بلکه ریشه در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکل‌های الحاقی آن دارد؛ کنوانسیونی که ایران نیز به آن پیوسته است. او توضیح می‌دهد که بر اساس استعلام صورت‌گرفته از وزارت امور خارجه در زمان جنگ، استفاده از این نشان منع قانونی نداشته و اداره کل موزه‌های وزارت میراث‌فرهنگی نیز دستورالعمل استفاده از آن را به مجموعه‌های زیرمجموعه ابلاغ کرده است.

به گفته او، سپر آبی اساساً محدود به موزه‌ها نیست و کتابخانه‌ها، آرشیوها، محوطه‌های تاریخی و اماکن مذهبی را نیز در برمی‌گیرد. از همین رو، تشکیل چنین نهادی نیازمند مشارکت دستگاه‌های مختلف و محوریت وزارت میراث‌فرهنگی است و ایکوم ایران به‌تنهایی نمی‌تواند وارد این حوزه شود.

حلقه مفقوده مدیریت بحران میراث‌فرهنگی

با وجود استفاده از نماد سپر آبی در برخی اماکن فرهنگی ایران، مسئله اصلی نه صرفاً نصب یک نماد، بلکه فقدان یک ساختار هماهنگ و رسمی برای مدیریت بحران در حوزه میراث‌فرهنگی است؛ ساختاری که در بسیاری از کشورها از طریق کمیته‌های ملی سپر آبی شکل‌گرفته و وظایفی فراتر از علامت‌گذاری را بر عهده دارد؛ از آموزش نیروهای نظامی گرفته تا تدوین بانک‌های اطلاعاتی، ثبت مکان‌های حفاظت تقویت‌شده، هماهنگی با یونسکو، تهیه فهرست‌های اضطراری و حتی برنامه‌ریزی برای تخلیه آثار در شرایط جنگی.

خلقی تأکید می‌کند که یکی از مهم‌ترین وظایف چنین ساختاری، آموزش نیروهای نظامی پیش از وقوع بحران است؛ آموزش‌هایی که باید مشخص کند نحوه مواجهه با بناهای تاریخی، موزه‌ها و محوطه‌های فرهنگی در زمان درگیری نظامی چگونه باید باشد.

او می‌گوید: «علامت‌زدن کفایت نمی‌کند. در جنگ‌های امروز از فناوری‌های پیشرفته و پهپادها استفاده می‌شود و نیروهای نظامی باید آموزش ببینند که اگر با چنین اماکنی مواجه شدند، از حمله به آن‌ها اجتناب کنند.»
درعین‌حال، یکی دیگر از خلأهای مهم، نبود شفافیت درباره سازوکار انتقال فهرست اماکن فرهنگی به نهادهای نظامی و امنیتی است. رئیس ایکوم ایران در پاسخ به این پرسش که آیا چنین سازوکاری در ایران وجود دارد یا نه توضیح می‌دهد که این مسئله باید از معاونت میراث‌فرهنگی و بخش‌های تخصصی وزارت میراث‌فرهنگی پیگیری شود، هرچند به گفته او، اقداماتی در ماه‌های اخیر برای ثبت برخی آثار در قالب «حفاظت تقویت‌شده» آغاز شده است.
بر اساس پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، کشورها می‌توانند برخی اماکن فرهنگی شاخص خود را در فهرست حفاظت تقویت‌شده ثبت کنند تا در زمان جنگ از حمایت‌های حقوقی و بین‌المللی بیشتری برخوردار شوند. لبنان طی سال‌های اخیر موفق شده ده‌ها مکان را در این فهرست ثبت کند، اما ایران هنوز به شکل رسمی از این ظرفیت بهره نگرفته است.

خلقی می‌گوید پس از تحولات اخیر، کمیسیون ملی یونسکو، معاونت میراث‌فرهنگی و برخی بخش‌های تخصصی وزارت میراث‌فرهنگی اقداماتی را در این زمینه آغاز کرده‌اند و فرم‌های مربوط به ثبت آثار در اختیار مجموعه‌ها قرار گرفته است، اما روند کار با موانعی نیز روبه‌رو بوده است.

او یکی از مهم‌ترین این موانع را نگرانی برخی موزه‌ها و مجموعه‌ها از ارائه اطلاعات دقیق می‌داند؛ نگرانی‌هایی که بیشتر جنبه امنیتی دارد. به گفته او، برخی موزه‌های خصوصی و حتی برخی مجموعه‌های دولتظی تمایلی به ارائه جزئیات و اطلاعات فنی آثار خود ندارند و همین مسئله روند تکمیل پرونده‌های حفاظتی را دشوار کرده است.

یگان حفاظت جای سپر آبی را گرفته است؟

در سوی دیگر این بحث، «محسن طوسی‌ثانی»، مدیرکل حفظ و احیای بناها، محوطه‌ها و بافت‌های تاریخی، نگاه متفاوت‌تری به موضوع دارد. او در گفت‌وگو با «پیام ما» معتقد است ایران در عمل ساختاری مشابه کمیته سپر آبی را در قالب «یگان حفاظت میراث‌فرهنگی» در اختیار دارد و همین نهاد وظایف حفاظتی را انجام می‌دهد.

طوسی‌ثانی به «پیام ما» می‌گوید: «در مورد تشکیل کمیته سپر آبی در ایران، ما معادل این ساختار را با عنوان یگان حفاظت میراث‌فرهنگی داریم.» البته باید به این نکته توجه داشت که یگان حفاظت میراث‌فرهنگی، برخلاف کمیته‌های ملی سپر آبی، جایگاه بین‌المللی ندارد و بیشتر یک ساختار داخلی محسوب می‌شود. همین تفاوت، یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف در این بحث است. کمیته‌های ملی سپر آبی صرفاً واحدهای حفاظتی نیستند، بلکه حلقه اتصال کشورها با شبکه بین‌المللی حفاظت از میراث‌فرهنگی در شرایط بحران به شمار می‌روند.

این کمیته‌ها امکان تعامل مستقیم با یونسکو، ایکوم، ایکروم، ایکوموس و سایر نهادهای تخصصی جهانی را فراهم می‌کنند و در بسیاری موارد، مرجع رسمی هماهنگی‌های بین‌المللی در شرایط جنگ و بحران هستند. طوسی‌ثانی با اشاره به تجربه برخی کشورها، از جمله لبنان، می‌گوید برخی دولت‌ها در شرایط بحران از ظرفیت نیروهای خارجی یا نهادهای بین‌المللی برای حفاظت از میراث‌فرهنگی استفاده می‌کنند، اما ایران تاکنون چنین تجربه‌ای نداشته و ترجیح داده از سازوکار داخلی خود استفاده کند.

او همچنین تأکید می‌کند که استفاده از نماد سپر آبی در ایران ممنوعیتی ندارد و بسیاری از آثار تاریخی کشور نیز با این نماد نشانه‌گذاری شده‌اند. بااین‌حال، او به نکته مهمی اشاره می‌کند: «به‌رغم این اقدامات، باز هم آثار ما آسیب دیدند.» این جمله شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد؛ زیرا نشان می‌دهد مسئله حفاظت از میراث‌فرهنگی در دوران جنگ، صرفاً با نصب یک نماد حل نمی‌شود. در جهان امروز که جنگ‌ها بیش از گذشته مبتنی بر فناوری‌های دقیق، پهپادها و سامانه‌های هوشمند شده‌اند، حفاظت از میراث‌فرهنگی نیازمند شبکه‌ای پیچیده از هماهنگی‌های حقوقی، اطلاعاتی، آموزشی و بین‌المللی است.

آزمون بزرگ ایران در حکمرانی میراث‌فرهنگی

بر اساس مفاد کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، دولت‌ها موظف‌اند پیش از وقوع جنگ، فهرست اموال فرهنگی خود را مشخص کنند، آموزش‌های لازم را به نیروهای نظامی ارائه دهند و از استفاده نظامی از اماکن فرهنگی خودداری کنند. همچنین نیروهای مهاجم نیز موظف‌اند از حمله به این اماکن اجتناب کنند، مگر در شرایط استثنایی و ضرورت نظامی. اما در عمل، اجرای این تعهدات تا حد زیادی وابسته به وجود ساختارهای تخصصی و نظام‌مند است؛ ساختارهایی که در بسیاری از کشورها در قالب کمیته‌های ملی سپر آبی شکل‌گرفته‌اند.

در ایران، اگرچه بخش‌هایی از این وظایف میان نهادهای مختلف توزیع شده، اما به نظر می‌رسد هنوز یک ساختار متمرکز، رسمی و دارای پشتوانه بین‌المللی برای مدیریت بحران میراث‌فرهنگی شکل نگرفته است؛ موضوعی که جنگ اخیر دوباره آن را به یک مطالبه جدی در میان کارشناسان تبدیل کرده است.

اکنون بسیاری از متخصصان میراث‌فرهنگی معتقدند تجربه جنگ اخیر باید به نقطه عطفی برای بازنگری در سیاست‌های حفاظتی ایران تبدیل شود؛ بازنگری‌ای که نه فقط شامل مرمت آثار آسیب‌دیده، بلکه مستلزم بازتعریف جایگاه ایران در سازوکارهای بین‌المللی حفاظت از میراث‌فرهنگی نیز هست.

در چنین شرایطی، تشکیل کمیته ملی سپر آبی دیگر صرفاً یک مطالبه نمادین یا تشریفاتی نیست؛ بلکه بخشی از ضرورت‌های حکمرانی فرهنگی در عصر بحران‌های پیچیده و جنگ‌های فناورانه به شمار می‌رود. به‌ویژه برای کشوری مانند ایران که بخش بزرگی از هویت تاریخی و سرمایه فرهنگی خود را در قالب میراث ملموس و ناملموس حفظ کرده است، نبود چنین سازوکاری می‌تواند در آینده هزینه‌های سنگین‌تری به همراه داشته باشد.

آنچه امروز در برابر ایران قرار دارد، فقط مسئله بازسازی بناهای آسیب‌دیده نیست؛ بلکه پرسش بزرگ‌تری است درباره اینکه آیا نظام حفاظت میراث‌فرهنگی کشور می‌تواند خود را با استانداردهای نوین حقوق بین‌الملل و الزامات جنگ‌های جدید تطبیق دهد یا نه؛ پرسشی که پاسخ آن، سرنوشت بخشی از حافظه تاریخی ایران را رقم خواهد زد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

با وجود هشدارها درباره فرسایش «حمام گنجعلی‌خان» کرمان مسئولان می‌گویند این آسیب‌ها در طولانی مدت ایجاد شده و وضعیت تحت کنترل است

کاشی‌های ۴۰۰ساله در آستانه سقوط

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

در گفت‌وگو با «یاور عبیری»، رئیس «جامعه انجمن‌های حرفه‌ای اقامتگاه‌های بوم‌گردی ایران» مطرح شد

بوم‌گردی ایران در دوراهی کیفیــــت و تشریفات

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان

آغاز رسمی گردشگری خارجی در ایران

برقراری ۴۰ پرواز بین‌المللی هفتگی در کانون‌های گردشگری خراسان رضوی و گیلان

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری

در تغییر یک مفهوم از خانه بوم‌گردی تا اقامتگاه سنتی، توسعه پایدار چه جایگاهی دارد؟

بوم‌گردی بدون پیوست پایداری

پایان گمانه‌زنی و تدقیق عرصه محوطه باستان‌شناسی «قره‌سنگی» سرخس

باستان‌شناسی خراسان رضوی

پایان گمانه‌زنی و تدقیق عرصه محوطه باستان‌شناسی «قره‌سنگی» سرخس

کشف ۱۰ جفت پایه میز آیینی در آتشکده ساسانی ویگل آران و بیدگل

باستان‌شناسی اصفهان

کشف ۱۰ جفت پایه میز آیینی در آتشکده ساسانی ویگل آران و بیدگل

نجات گردشگری پس از بحــــران

کشورهای دنیا چگونه از مقاصدی ناامن برای سفر به مقصدی پرطرف‌دار برای گردشگران تبدیل شدند؟

نجات گردشگری پس از بحــــران

ملک شخصی یا نخستین مدرسه دخترانه تهران؟

اختلاف بر سر هویت بنای «طوبی» در سنگلج

ملک شخصی یا نخستین مدرسه دخترانه تهران؟

کارخانه قند کرج موزه صنعتی می‌شود

کارخانه قند کرج موزه صنعتی می‌شود

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت