تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

روایتی از پشت پرده مطالبه‌گری در ایران





مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰

درحالی‌که بسیاری از مشکلات جامعه صرفاً به‌عنوان «وضعیت‌های موجود» دیده می‌شوند، «محمد ایرانمنش»، استاد دانشگاه و کنشگر مدنی، معتقد است؛ آنچه یک وضعیت را به «مسئله اجتماعی» تبدیل می‌کند، نه خود آن، بلکه فرایند هوشمندانه مطالبه‌گری و اقناع افکار عمومی و نهادهای رسمی است؛ فرایندی که بدون آن، حتی جدی‌ترین آسیب‌ها نیز ممکن است هرگز به دستور کار سیاست‌گذاری راه پیدا نکنند.

بعدازظهر شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه، نشست «مطالبه‌گری فعال» در «مؤسسه رحمان» برگزار شد. در این نشست، تفاوت میان «مشاهده واقعیت» و «ساختن مسئله» موردبحث قرار گرفت و نقش کلیدی آگاهی‌بخشی در مسیر رسیدن به پاسخگویی، موضوع مطالبه‌گری اجتماعی فعال و ضرورت حرکت از گلایه‌های پراکنده به کُنش جمعی و هدفمند موردبررسی قرار گرفت.

محمد ایرانمنش، عضو شورای راهبردی کمک، کنشگر و فعال مدنی در این نشست با تشریح تجربه‌های میدانی خود از کنش جمعی طی سال‌های گذشته و در مکان‌های گوناگون، بر این نکته تأکید کرد که مطالبه‌گری زمانی به نتیجه می‌رسد که بر پایه برنامه‌ریزی، مشارکت و پیگیری مستمر شکل بگیرد.

او با نگاهی تحلیلی به سازوکار شکل‌گیری مسائل اجتماعی، از نقش رسانه‌ها، قدرت اقناع، مشروعیت‌بخشی به مطالبات و خلأ پژوهشی موجود در حوزه مطالبه‌گری در ایران سخن گفت و تأکید کرد که جامعه مدنی برای اثرگذاری پایدار، نیازمند عبور از مطالبه‌گری شعاری و حرکت به‌سوی الگوهای علمی و مستند است.

این استاد دانشگاه و فعال مدنی، پس از برگزاری این نشست در گفت‌وگویی تحلیلی با «پیام ما»، بر این نکته تأکید کرد که مسئله اجتماعی، صرفاً یک وضعیت عینی یا یک آسیب موجود نیست، بلکه محصول یک فرایند اجتماعی است. به گفته او، «هیچ پدیده‌ای ذاتاً مسئله اجتماعی نیست؛ این فرایند مطالبه‌گری است که به آن معنا و اهمیت عمومی می‌بخشد».

از وضعیت تا مسئله

ایرانمنش توضیح می‌دهد: «زمانی که نهادی اجتماعی مانند یک گروه مدنی، رسانه خبری یا چهره‌ای بانفوذ توجه افکار عمومی را به وضعیتی جلب کرده و آن را ناگوار و نیازمند اصلاح معرفی می‌کند، نخستین گام در ساخت یک مسئله اجتماعی برداشته می‌شود. این مرحله همان چیزی است که در ادبیات جامعه‌شناسی «مطالبه‌گری» نام دارد و کنشگران آن «مطالبه‌گر» خوانده می‌شوند.»
به باور او، موفقیت در این مرحله وابسته به قدرت اقناع، دسترسی به رسانه‌ها و توان بسیج افکار عمومی است. «گروه‌هایی که ابزارهای ارتباطی گسترده‌تر یا سرمایه اجتماعی بیشتری دارند، احتمال بیشتری برای تبدیل یک دغدغه به مسئله‌ای عمومی خواهند داشت.»

مرحله مشروعیت؛ آزمون اقناع

اما تبدیل یک وضعیت به مسئله اجتماعی پایان راه نیست. ایرانمنش تأکید می‌کند که پس از جلب‌توجه عمومی، مطالبه‌گران می‌کوشند دولت یا نهادهای رسمی را به اقدام عملی وادارند؛ از سیاست‌گذاری تا تخصیص منابع.
او می‌گوید: «در این مرحله، مشروعیت‌بخشی اهمیت حیاتی دارد. گروه‌های مطالبه‌گر باید نشان دهند خواسته‌هایشان قانونی، مبتنی بر شواهد و متکی بر پژوهش است. هر اندازه این اقناع قوی‌تر باشد، احتمال پاسخگویی رسمی افزایش می‌یابد.»

تداوم مطالبه و امکان تنش

بااین‌حال، تجربه نشان داده است که حتی در صورت اقدام دولت، مطالبات پایان نمی‌یابد. به اعتقاد ایرانمنش، «در اغلب کنش‌های اجتماعی، اقدامات انجام‌شده ناکافی است و وارد مرحله‌ای تازه از مطالبه‌گری می‌شوند».
این مرحله می‌تواند به بروز تنش میان جامعه مدنی و نهادهای رسمی بینجامد؛ تنشی که در صورت مدیریت درست، می‌تواند به اصلاح سیاست‌ها کمک کند و در صورت بی‌توجهی، شکاف‌ها را عمیق‌تر سازد.
به گفته او اگر مطالبه‌گری‌های متعارف به نتیجه مطلوب نرسد، گروه‌های اجتماعی به سراغ راهبردهای جدید می‌روند؛ از کارزارهای رسانه‌ای گرفته تا ائتلاف‌سازی میان گروه‌های مختلف.
ایرانمنش نقش رسانه‌ها را در این میان تعیین‌کننده می‌داند و می‌گوید: «رسانه‌ها نه‌تنها بازتاب‌دهنده مطالبات‌اند، بلکه خود بخشی از فرایند ساخت مسئله اجتماعی هستند».

برساخت اجتماعی؛ تمرکز بر «چگونه گفتن»از منظر برساخت‌گرایان اجتماعی، آنچه اهمیت دارد، خودِ وضعیت عینی نیست، بلکه نحوه تعریف و طرح آن است. ایرانمنش در این باره می‌گوید: «در مطالعه مسائل اجتماعی باید ببینیم مردم و کنشگران چگونه از یک وضعیت سخن می‌گویند، چه چارچوب تفسیری ارائه می‌دهند و چگونه آن را به دغدغه‌ای عمومی تبدیل می‌کنند.»
به بیان دیگر، مسئله اجتماعی نه صرفاً در واقعیت بیرونی، بلکه در گفتمان و کنش متقابل شکل می‌گیرد.

خلأ پژوهشی در ایران

ایرانمنش در ادامه با اشاره به پیشینه مطالبه‌گری در ایران می‌افزاید: «اگرچه درباره اهمیت مطالبه‌گری همایش‌ها و مقالاتی برگزار شده، اما هنوز الگوی منسجم و پژوهش دقیقی درباره شیوه‌های عملی مطالبه‌گری در کشور وجود ندارد.»

به باور او، برای تقویت جامعه مدنی، باید تجربه‌های عملی مستندسازی و تحلیل شوند تا مطالبه‌گری از سطح شعار به سطح دانش کاربردی ارتقا یابد.
در نهایت، آنچه یک وضعیت را به مسئله اجتماعی بدل می‌کند، نه صرفاً وجود آن، بلکه فرایند اقناع، مشروعیت‌بخشی و پیگیری مستمر مطالبات است. همان‌گونه که ایرانمنش تأکید می‌کند: «مسئله اجتماعی ساخته می‌شود؛ و این ساختن، نیازمند آگاهی، گفت‌وگو و پیگیری مسئولانه است.»

این مدرس پیشین دانشگاه تهران، مطالبه‌گری اجتماعی را صرفاً به معنای بیان اعتراض یا طرح یک خواسته نمی‌داند، بلکه معتقد است مطالبه‌گری اجتماعی، فرایندی برنامه‌ریزی‌شده برای طرح مسئله، اقناع افکار عمومی، متقاعدسازی و واداشتن مسئولان به پاسخ‌گویی و حل مسئله است.

ایرانمنش تأکید می‌کند که تجربه‌های میدانی، نشان داده است که مطالبه‌گری زمانی به نتیجه می‌رسد که از سطح گلایه‌های مقطعی فراتر رود و به یک کنش جمعی، مستمر و هدفمند تبدیل شود.
این فعال مدنی معتقد است مطالبه‌گری اجتماعی، به‌ویژه در قالب تشکل‌های مدنی مانند سمن‌ها، انجمن‌ها، اصناف و اتحادیه‌ها، می‌تواند نماینده طیف گسترده‌ای از شهروندان باشد و قدرت گفت‌وگو و چانه‌زنی آنان را در برابر نهادهای قدرت افزایش دهد.

به باور او، این نوع مطالبه‌گری نه‌تنها هزینه‌های کنش فردی را کاهش می‌دهد، بلکه شانس اثرگذاری و تحقق خواسته‌ها را نیز بالا می‌برد.
ایرانمنش با تفکیک میان مطالبه‌گری فعال و مطالبه‌گری غیرفعال توضیح می‌دهد که نوع فعال مطالبه‌گری مبتنی بر برنامه‌ریزی، تعامل، صبر، خلاقیت و حضور مداوم است؛ درحالی‌که مطالبه‌گری غیرفعال معمولاً به گلایه‌های پراکنده، واکنش‌های مقطعی و اقدام‌های بی‌برنامه محدود می‌شود.

از نگاه او، در مطالبه‌گری فعال، مردم فقط مطالبه‌کننده نیستند؛ بلکه خود در فرایند تبیین مسئله، جلب همراهی مسئولان و حتی یافتن راه‌حل مشارکت می‌کنند.

این فعال مدنی در ادامه در تحلیل موانع مطالبه‌گری اجتماعی در ایران، بر این باور است که نبود الگوی مدون برای مطالبه‌گری، یکی از خلأهای جدی در جامعه مدنی ایران است؛ خلئی که باعث می‌شود بسیاری از مطالبات یا در حد شعار باقی بمانند یا در مسیر اجرا فرسوده شوند.

ایرانمنش همچنین نقش رسانه‌ها را در این میان بسیار مهم می‌داند و معتقد است که رسانه‌ها هم ابزار آگاهی‌بخشی‌اند و هم چشم ناظر جامعه بر عملکرد مدیران. به همین دلیل، هر مطالبه‌گری موفق، ناگزیر باید از رسانه، گفت‌وگو، اقناع و پیگیری مستمر بهره بگیرد.

در پایان آنکه، بنابراین الگو، مطالبه‌گری اجتماعی فعال برای کسب موفقیت، باید از خشونت پرهیز کند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *