دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور در گفتگو با «پیام ما» از اختلال ارتباط فعالان محیطزیست با دنیا به دلیل قطع اینترنت و بیتوجهی مجامع بینالمللی به تبعات محیطزیستی جنگ در ایران میگوید
روایت بیانیهای که به جهان نرسید
اگر در دو دهه گذشته محدودیت ارتباط بینالمللی وجود نداشت ما میتوانستیم کمپینی جهانی در بخش غیردولتی برای بیان آسیبهای جنگ به محیطزیست داشته باشیم
۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۳۹
هفته سوم اسفند ۱۴۰۴ و در میانه بمباران ممتد تهران بود که اعضای شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور بیانیهای مهم نوشتند، آنها از آسیبهای گسترده حملات اسرائیل و آمریکا تا آن لحظه بر محیطزیست کشور گفتند و سازمانهای بینالمللی حفاظت محیطزیست را خطاب قرار دادند. بیانیه به سازمان حفاظت محیطزیست رفت و از آنجا به وزارت امور خارجه. وزارتخانه بیانیه را برای سازمانهای مختلف ارسال کرد و به آنها از تبعات آسیبهای جدی این جنگ بر زیستبوم ایران هشدار داد. حالا «محمد الموتی» در روزهای آتشبس شکننده از نوشتن بیانیه زیر بمباران ممتد میگوید. از اینکه قطع اینترنت چطور ارتباط آنها را با دنیا و فعالان محیطزیست جهانی مختل کرد و از اینکه بخش بینالملل محیطزیست و وزارت امور خارجه چطور با قطع ارتباط تشکلهای محیطزیستی در دهههای گذشته با دنیا عامل ضعف و سختی در شرایط بحرانی کنونی شدند.
شورای تشکلهای محیطزیستی و منابع طبیعی کشور به نمایندگی بیش از ۱۲۰۰ تشکل مردمنهاد و اجتماعمحور، همزمان با تشدید حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، بهویژه پس از حمله موشکی به تأسیسات آبشیرینکن جزیره قشم و همچنین بمباران تأسیسات نفتی در اسفندماه نامهای به سازمانهای بینالمللی نوشت، روند نگارش این نامه چه بود؟
ما تاکنون سه بیانیه از سوی شبکه تشکلهای محیطزیستی و منابع طبیعی کشور درباره شرایط جنگی ارائه دادهایم. دو بیانیه نخست توصیههای محیطزیستی و محکومیت جنگ و تجاوز بود و بیانیه سوم را زمانی نوشتیم که خبر حمله به زیرساختهای انرژی مطرح شده بود و خبر آمد آبشیرینکن قشم مورد اصابت قرار گرفته. این بیانیه باتوجهبه اینکه وضعیت ارتباطی بسیار سخت بود و تبدیل به تجربهای ویژه و منحصربهفرد شد و ما زیر بمباران بیانیه را نوشتیم. در عرض ۲۴ ساعت زیر صدای ممتد حمله و بمباران با همکارانمان در حال بحثوبررسی بودیم که چه نکاتی باید نوشته شود. وقتی بیانیه برای سازمان حفاظت محیطزیست ارسال شد، آقای بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه با ما تماس گرفتند و خواستند ترجمه انگلیسی هم به آنها داده شود و از سوی وزارت امور خارجه برای تمام نمایندگیهای ایران ارسال شد. خود ما هم از طریق تشکلهایی که دارای مقام مشورتی هستند، مانند «انجمن حامی» که در حوزه پناهندگان کار میکند، برای سازمانهای مردمنهاد در دنیا هم ارسال کردیم. خطاب این بیانیه به تمام فعالان و نهادهای بینالمللی و دبیرخانههای مرتبط با حوزه محیطزیست است. دفاتر زیرمجموعه سازمان ملل متحد را هم خطاب قرار دادیم و در پایان سعی کردیم برای سازمانهای مردمنهاد محیطزیستی بینالمللی هم ارسال کنیم. این نامه یکی از بیانیههای خوب موجود است؛ چون هم جامعیت و هم اصول علمی و حقوقی دارد. اما نگارش آن سخت بود، هفته آغازین جنگ بود. ارتباطات بسیار محدود بود و ما بهسختی در شورای هماهنگی شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور به همراه چند نفر از دبیران شبکه استانی متن اولیه را نوشتنیم و در اختیار دبیر شبکههای استانی گذاشتیم و آنها با متخصصان استانی در میان گذاشتند و نکاتی که افراد در سراسر کشور در نظر داشتند اعمال شد و برایآنکه پایه حقوقی محکم داشته باشیم، از کمک برخی متخصصان حوزه حقوق بینالملل هم نظر خواستیم و نهایتاً مدیر امور بینالملل سازمان حفاظت محیطزیست هم کمک کردند و بهسرعت این کار انجام گرفت. بعد از آن متن برای یکی از تشکلها که مقام مشورتی دارد در سازمان ملل ارسال شد و آنها ترجمه فنی – حقوقی کردند.
نامه به سازمانهای مختلفی ارسال شد، در ابتدا بفرمایید کدام سازمانهای بینالمللی محیطزیستی خطاب قرار گرفتند و چرا؟
میخواستیم این بیانیه صرفاً به دبیرکل سازمان ملل ارسال نشود و کلیه سازمانهایی که میتوانند نقش داشته باشند مخاطب قرار گیرند تا تبعات این حملات را گوشزد کنیم. بر همین اساس این بیانیه برای دبیر کنوانسیون رامسر که کنوانسیون تالابهاست ارسال شد و از آثار بسیار جدی بمبارانها بر سلامت تالابها گفتیم. بیانیه برای دبیر کنوانسیون تنوع زیستی ارسال شد و به بمباران مناطق حفاظت شده و آلودگیهای گسترده ناشی از آن اشاره شد.
«یونسکو»، «سازمان بینالمللی دریانوردی»، «اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت»، «کنسرسیوم تنماهیان اقیانوس هند» هم خطاب قرار گرفتند. اثری که این جنگ بر خلیجفارس و دریای عمان و بر روی زندگی پستانداران دریایی داشت بسیار گسترده بود و این موضوع موردتوجه ما بود و میخواستیم توجه جهانی را به آن جلب کنیم. کنوانسیون همکاریهای محیطزیست دریایی که به «کنوانسیون کویت» معروف است و «کنوانسیون حفاظت از گونههای مهاجر» هم یکی دیگر از ارگانهای بینالمللی بودند که بیانیه را برایشان فرستادیم. علاوه بر اینها، یکی از سازمانهایی که میخواستیم حتماً در جریان مخاطرات این جنگ قرار گیرد و واکنش نشان دهد، «شبکه پایش صخرههای مرجانی» بود. ما در زیستبوم خلیجفارس، صخرههای مرجانی منحصربهفرد داریم و در جنگ قبلی هم گفته بودیم که باید توجه به این زیستبوم مولد وجود داشته باشد. این بیانیه برای «تفاهمنامه حفاظت از پستانداران و لاکپشتهای دریایی» و «کمیسیون شکار نهنگ» هم ارسال شد و در نتیجه همه مراجع بینالمللی محیطزیستی مستقیم یا غیرمستقیم موردخطاب این بیانیه قرار گرفتند.
واکنش آنها به نامههای منتقل شده چه بود؟
ما هنوز واکنشی از دولتها یا مجامع بینالمللی دریافت نکردیم؛ اما اطلاع داریم که این بیانیه به همه این مراجع رسیده و قطعاً پیگیری انجام میشود. اما سازمانهای مردمنهاد و فعالان محیطزیستی در پاسخ به ایمیلهای ما واکنش داشتند و بازخوردها همدلانه و بسیار جالب بود. آنها این تجاوز را محکوم کرده و آرزو میکردند فعالان محیطزیست ایرانی بتوانند در این شرایط سخت هم حفاظت را پیگیری کنند و هم در بهبود وضعیت برای بعد از جنگ پایکار باشند. حتی برخی از آنها گفتند هرگونه کمک فنی و علمی برای مناطق آسیبدیده را در اختیار ما خواهند گذاشت.
در حال حاضر بیش از ۵۰ روز از قطع اینترنت میگذرد، تا چه میزان قطع اینترنت بر این روند اثر داشت؟
ما یکی از بزرگترین ضربههایی که متحمل شدیم قطع اینترنت بود. ما نمیتوانستیم پیاممان را به جامعه جهانی برسانیم. این خطا و ضعف بزرگی بود که ظرفیتش از دست رفت. تبعیض دردناکی در جریان است. عدهای دسترسیهایی دارند که خلاف قانون اساسی مشمول این تبعیض شدهاند و در کنارش صداهای مستقل که صحبت از ویرانیهای کشور میکرد بیصدا شد. اینترنت باید در اختیار همگان خصوصاً فعالان محیطزیست و میراثفرهنگی قرار میداشت تا آسیبهای گسترده این جنگ را فریاد بزنند و این پیام را مستقیماً به جهان برسانند. این خلأ همچنان ادامه دارد و نباید دیگر تکرار شود. ما اگر این ظرفیت را داشتیم، روزانه جهان را در جریان وضعیت محیطزیست و تخریبهای جنگ قرار میدادیم. هرچند ریاست سازمان حفاظت محیطزیست و برخی از مدیران درباره این آسیبها صحبت کردند؛ اما اظهارنظرهای رسمی با واکنش فعالان و کنشگران متفاوت است و ما امکان را عملاً از دست دادیم.
عملکرد بخش بینالملل سازمان حفاظت محیطزیست و البته وزارت امور خارجه را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا آنها توانایی مواجهه با این بحران عظیم و اطلاعرسانی درباره آن را داشتند؟
ما همچنان در موضع مطالبهگری و انتقادی نسبت به بخش بینالمللی محیطزیست و وزارت امور خارجه هستیم. در این جنگ بیشتر متوجه شدیم که ضعیف نگهداشتن سازمانهای مردمنهاد داخل کشور میتواند چه تبعات زیانباری داشته باشد. اگر طی دو دهه گذشته محدودیت ارتباط بینالمللی وجود نداشت ما میتوانستیم کمپین جهانی در بخش غیردولتی برای بیان آسیبهای جنگ به محیطزیست داشته باشیم. متأسفانه دولتهای مختلف ابزار چانهزنی بینالمللی را نادیده گرفتند و تبعاتش گریبان همه کشور را گرفت. خودشان در این سالها برنامهای نداشتند و پاسخی هم به درخواستهای سازمانهای مردمنهاد داخلی در این زمینه ندادند. این ضعف و خلأ گسترده را بعد از جنگ قبلی گوشزد کردیم؛ اما اراده و اعتقادی به تشکلهای مردمنهاد و اثرگذاری آنها در عرصه بینالملل وجود نداشت. اما ما بهمحض آنکه وزارت امور خارجه درخواست کرد این نامه را داشته باشد ما آن را پذیرفتیم و دیدیم چطور میشود ارتباط گرفت و چه میزان این ارتباط مهم است؛ اما باید ظرفیت تشکلهای مردمنهاد دیده شود و وزارت امور خارجه بخش سازمانهای مردمنهاد و غیردولتی را بهعنوان دپارتمان جدی ببیند و درها را باز کند به روی متخصصان داوطلب در کشور. این کار قطعاً میتواند نتایج خوبی را برای کشور داشته باشد.
از جنگ خرداد گذشته تا جنگی که گذشت و فعلاً در آتشبس آن حضور داریم، فکر میکنید تغییری در واکنشها در حوزه بازسازی و حفاظت محیطزیست رخ داد؟
در جنگ خردادماه ۱۴۰۴ ما تقریباً روز هشتم یا نهم جنگ وقتی برخی پرتابههای مهاجمان وارد زیستبومهای حساس در پهنههای مورد حفاظت غرب کشور و باعث آتشسوزی شد، نامهنگاریهایی انجام دادیم؛ اما با اتمام جنگ و آتشبس بیانیه ما منتقل نشد و فقط در جریان همان جنگ بهصورت مداوم به سازمان حفاظت محیطزیست و منابع طبیعی نکاتی را منتقل کردیم که منجر به تدوین برنامه مدیریت بحران در این حوزه شد. یعنی این امر به کاری روتین بدل شد که آسیبهای محیطزیستی را بتوانند احصا کرده و به جوامع بینالمللی منتقل کنند.
در جنگ خردادماه گذشته، سازمان حفاظت محیطزیست بیانیهای داد و استانهای تحتتأثیر از جنگ را نام برد، هرچند نام تهران در آن نبود. الان هم طی بیانیهای آسیبها مطرح شده، واکنش و عملکردشان از نظر شما چطور بوده؟
این بار همکاریای میان ادارات کل محیطزیست و شبکههای استانی به جریان افتاد که بسیار خوب بود و این تعامل بعد از مذاکره شبکه ملی با سازمان حفاظت محیطزیست رخ داد و بعد ما به این جمعبندی رسیدیم که تشکلهای مردمنهاد باتوجهبه اینکه پراکندگی گستردهای دارند حتماً میتوانند به فهرستکردن آسیبهای محیطزیستی کمک کنند. برنامه برآورد خسارات محیطزیستی از ابتدا ابلاغ شده بود و از جنگ قبلی این برنامه موردتوجه قرار گرفت و کارگروهی برایش تشکیل شد. بعد از شروع مجدد جنگ به تمام استانها ابلاغ شد که روزانه خسارات را مستندسازی کنند. در دو هفته منتهی به آتشبس این مستندات جمعآوری شد که جزئیات بسیاری هم دارد و میتوان بر اساس آن اقدامات حقوقی انجام داد.
آیا نشانههایی میبینید از اینکه بازسازی و احیای محیطزیست جزو اولویتهای دولت باشد یا بخواهد در عرصه بینالمللی برایش چانهزنی کند؟
توجه به محیطزیست همانطور که گفتم اصلاً در اولویتها نیست. در دنیا هم این رویه جاری است. محیطزیست آسیب خاموش دارد و تبعات و آثارش، بلندمدت است و بهزودی هم خودش را نشان نمیدهد. بر همین اساس در کوران منازعات موردتوجه نیست. در «بیانیه ریو» مشخصاً اعلام شده که کشورهای مشارکتکننده در منازعات جنگی باید تعهد دهند که در بهبود محیطزیست آسیبدیده مشارکت کند. نمونههای بسیار زیادی در دنیا در این حوزه نداریم، همیشه توجه به کشتار انسانهای و زیرساختها میرود و منابع مالی هم برای آن بخش استفاده میشود و کم اتفاق میافتد که بازسازی محیطزیست جزو برنامههای دولتها بعد از جنگ باشد. ما در حال تلاشیم در مسیر بازسازی از اعتبارات بازسازی محیطزیست به نقاط دیگر داده نشود. هرچند مسائل روزمره و معیشتی سخت است و آنها باید در اولویت قرار داشته باشد؛ اما تبعات تخریبهای محیطزیستی هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت زندگی مردم را تحتتأثیر قرار خواهد داد.
میدانیم تعهداتی توسط سازمانهای بینالمللی برای بازسازی و احیای محیطزیست بعد از بحرانهایی چون جنگ وجود دارد، موانع کمکگرفتن از این سازمانها در حال حاضر چیست؟
سازمان ملل و نهادهای زیرمجموعه وابسته به آن یا برخی دیگر از سازمانها که سازمانهای غیردولتی این عرصه هستند در اساسنامههای خود تعهداتی برای بازسازی محیطزیست دارند؛ اما این تعهدات هم به برخورد حاکمیت ایران مربوط است، اینکه آیا این کمکها را میپذیرد؟ ما باید بتوانیم این موارد را بهدرستی منعکس کرده و کمک بخواهیم تا از نظر بینالمللی وجههای به دست بیاید و بتوانیم کمکهایی در قالب وام و… دریافت کنیم. اینها مواردی است که در درخواستها و بحثها از طرف برخی فعالان، کارشناسان و اساتید دانشگاه به ما رسیده و باید از ظرفیت نهادهای بینالمللی برای بازسازی استفاده کنیم، هرچند توانمندی داخلی وجود دارد که خودمان این بازسازی را شروع کنیم و فقط به این بستگی دارد که این امر جزو اولویتهای ما باشد.
وضعیت احیا و بازسازی توسط سازمانهای متولی داخل را چطور ارزیابی میکنید؟
فرایند بازسازی محیطزیست کوتاهمدت نیست، باید آرامآرام انجام گیرد و چندین سال ممکن است طول بکشد. در موارد بسیار، سالها پس از جنگ، عرصههای تحتتأثیر همچنان تخریبشده باقیماندهاند. باید در این زمینهها مداخله انسانی انجام گیرد تا در زمان کوتاهتری به وضعیت قبل از جنگ برگردیم. مثلاً آتشسوزی ناشی از پرتابه داشتیم و سعی شد با درختکاری اصلاح و ترمیم شود. برخی نقاط زادآوری و توانایی بیشتری دارند و نیاز به مداخله ندارد و خودش ترمیم میشود. بااینحال این آمادگی را هم در بخش دولتی و هم خصوصی بعد از جنگ خرداد گذشته دیدیدم که در نقاطی که آسیبدیدگی وجود داشت اقداماتی شروع کنند. حالا باید دید با وضعیت فعلی چطور این روند پیش میرود و باتوجهبه اینکه کارگروه مشخصی برای رسیدگی به این وضعیت هم در سازمان حفاظت محیطزیست و هم منابع طبیعی شکلگرفته، به نظر میرسد همفکری و اجماعی لازم است که این کارگروهها با کنشگران فعال و اساتید دانشگاه هممسیر شوند تا این فرایند سرعت گیرد و بازسازی آسیبهای ناشی از جنگ شامل زمان کمتری شود.
برچسب ها:
آتشبس، جنگ، جنگ خرداد، محیط زیست، منابع طبیعی، وزارت امور خارجه
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست:
پیگیری شکایت بینالمللی درباره خسارات زیستمحیطی جنگ
انسان گـــرگِ انسان است
تابآوری شهری و چالشهای مفهومی در زمان جنگ
درباره اهمیت روایتگری در گفتوگو با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسدالهنژاد» و «علیاصغر سیدآبادی»
ما هم روایـــــــتخود را داریم
گفتوگو با «مهرنوش ارزاقی»، پژوهشگر و منتقد ادبی
روایت جنگ، ادبیات جنگ نیست
از جنگ تا محیطزیست؛ آیا زمان خداحافظی با کیسههای پلاستیکی فرارسیده است؟
زخم جنـــــــگ، درس پلاستیک
نمیتوانم ضدِجنگ نباشم
شینا انصاری:
حمله به مناطق حفاظتشده ایران جنایتی زیستمحیطی بود
فرسایش خاک و بیابانزایی
ایران رتبه پنجم توسعه بیابان در جهان
اخطار محیط زیست به ۲۵ شهرک و مجتمع منطقه ۲۲ تهران
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید