یک معلم به تمام‌ معنا بود





یک معلم به تمام‌ معنا بود

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۲۸

دکتر «عبدالمجید ارفعی»، زبان‌شناس و متخصص زبان‌های باستانی است که در پیش از انقلاب در بنیاد فرهنگ ایران زیر نظر دکتر پرویز ناتل‌خانلری مشغول به تحصیل و کار بود و در آمریکا بورسیه شد. او به مرکز شیکاگو رفت و در آنجا و نزد استاد ممتاز زبان‌های باستانی منطقه خاورمیانه یعنی ریچارد هالک شروع به کار و آموختن کرد.

مرحوم ارفعی یک معلم به تمام‌ معنا بود. هر زمان که از او سؤالی می‌پرسیدی و در هرکجا که بود، به آن پاسخ می‌داد. این ویژگی معلمی در کنار ویژگی علمی، از او شخصیتی منحصربه‌فرد ساخته بود. متأسفانه بعد از انقلاب چنین شخصیتی را که منحصربه‌فرد در جهان بود، مازاد اعلام کردند و از کار برکنار شد. اما با وجود اینکه می‌توانست در هر نقطه‌ای از جهان به کارش ادامه دهد، ایران را بیشتر از هر جایی دوست داشت و در ایران ماند. عده‌ای به او خرده می‌گیرند که چرا ماهی‌ آکواریوم در ساختمان پلاسکو می‌فروخت، اما این موضوع نشان‌دهنده آزادمنشی ارفعی است که هر شغلی را به زحمت انجام می‌داد تا در ایران بماند.

زمانی که با او آشنا شدم، در آپارتمانی در بلوار کشاورز زندگی و در آن آپارتمان پیتزای بیرون‌بر درست می‌کرد. اما در همان‌جا هم شاگردانی داشت که به آنها آموزش می‌داد. اکنون یکی از آنان رئیس بخش ایران‌شناسی دانشگاه آکسفورد است. درواقع، حتی در آن شرایط هم کلاس درس خود را متوقف نکرده بود.

با آمدن مهندس سیدمحمد بهشتی به سازمان میراث‌فرهنگی فرصتی فراهم شد که از دکتر ارفعی برای کار دعوت شود و او برای ساماندهی کتیبه‌های موزه ایران باستان آمد. همچنین در آن زمان من خواهش کردم یک دوره آموزشی برای فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد زبان‌های باستانی و پژوهشگران برگزار شود. چهار تن از شاگردان این کلاس تا پایان با ایشان باقی ماندند. سه نفر از آنها برای تحصیل در مدارج عالی‌تر به آلمان رفتند که این موضوع نشان‌دهنده تأثیر همان خوی معلمی مرحوم ارفعی و انتقال دانش خود به نسل جوان است.

آقای ارفعی ساماندهی تالار کتیبه‌های موزه ایران باستان را انجام داد و در همین ساماندهی بود که متوجه مفقود شدن لوح زرین و سیمین هخامنشی شدیم. پیگیری‌های بعدی منجر به پیداشدن لوح سیمین و پیدا نشدن زرین شد و به بازداشت باستان‌شناس مسئول این کار ختم شد.

ارفعی کار خود را ادامه داد، اما متأسفانه با بی‌مهری‌هایی مواجه شد که برای من مشخص نیست به چه دلیل؛ چراکه انسان فرهیخته و اخلاقمندی بود. ولیکن بعدها به خوزستان رفت و ساماندهی کتیبه‌های قلعه شوش را انجام داد و در آنجا زحمت بسیار کشید. غیر از شوش، این ساماندهی را در موزه تخت‌جمشید استمرار داد. درنهایت در آن زمان جلد سوم گل‌نبشته‌های باروی تخت‌جمشید را به اتمام رساند. این جلد با همراهی مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی به چاپ رسید که برگ زرینی است از کار او.

ارفعی کار بازپس‌گیری گل‌نبشته‌های تخت‌جمشید را با زحمت زیاد در دوره بهشتی آغاز کرد و بعدها ادامه داد؛ کاری که به مذاق برخی در آن‌سوی دریاها خوش نیامد و گاهی با سنگ‌اندازی‌هایی مواجه می‌شد. اما در بازگشتن این گل‌نبشته‌ها که به همت مجموعه‌ای از افراد کارشناس انجام شد، سهم عمده ارفعی را نمی‌توان فراموش کرد.

او از افراد جانشین‌ناپذیر است. کمیسیون ملی یونسکو به ایشان مدال تقدیری به‌عنوان یک شخصیت مهم و تأثیرگذار اهدا کرد. همچنین از سوی کمیته ملی موزه‌های ایران، مدال ایکوم ایران را گرفت؛ به‌دلیل اینکه یک موزه زنده بودند. استاد ارفعی تا آخرین لحظه زندگی‌اش دست از پژوهش برنداشت. این ما بودیم که کمتر توانستیم از او بهره ببریم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *