زندگی زیر سایه جنگ احتمالی
۱ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۲۹
زندگی در سایه جنگ احتمالی، وضعیتی برزخی است. نه صلحی اطمینانبخش در کار است و نه جنگی آشکار که تکلیف را روشن کند؛ تعلیقی فرساینده که هر روز را به انتظار حادثهای نامعلوم گره میزند؛ حادثهای که شاید هرگز رخ ندهد، اما سایهاش از سر جامعه کنار نمیرود.
این روزها افکار عمومی با موجی از خبرهای تأییدشده و تأییدنشده نفس میکشد. یکسو از کاهش تنش سخن میرود و سوی دیگر، از تحرکات تازه نظامی. یک تحلیل از مذاکره میگوید و تحلیلی دیگر از آمادگی برای درگیری گسترده. این نوسان دائمی، ذهن جمعی را فرسوده کرده است. پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد «انتظار خطر» حتی بدون وقوع جنگ، میتواند اضطراب مزمن، بیخوابی، فرسودگی و کاهش تمرکز را به بخشی از زندگی روزمره بدل کند؛ نشانههایی که امروز در رفتار و حالوهوای جامعه قابلمشاهده است.
این وضعیت در آستانه آخرین ماه سال، با فشارهای اقتصادی و اجتماعی سنگینتر شده است. تورم، کاهش قدرت خرید، ناامنی شغلی و تنگنای معیشتی، امکان برنامهریزی را از بسیاری گرفته است. بازارها در ابهاماند، سرمایهگذاریها به تعویق میافتد و خانوادهها حتی برای تصمیمهای معمول زندگی نیز مرددند؛ زیرا افق فردا روشن نیست. به همه آنچه گفته شد دوقطبی شدن جامعه را به باشرف و بیشرف هم اضافه کنیم!
در کنار اینها، سوگ جمعی دیماه زخمی عمیق بر پیکر جامعه گذاشته است. این اندوه بزرگ، آنگونهکه باید مجال سوگواری آرام و ترمیم اجتماعی نیافته و به احساسی فراگیر از غم، خشم و ناامنی روانی دامن زده است. کاهش اعتماد عمومی و احساس بیعدالتی، بر این فرسودگی افزوده است.
مجموع این عوامل، جامعه را در وضعیتی پیچیده قرار داده است. ترس از آینده، اندوه گذشته و فشار حال، همزمان بر دوش مردم سنگینی میکند و تابآوری را تحلیل میبرد.
نوشتن از این واقعیت، نه برای بازتولید ناامیدی، بلکه برای دیدهشدن رنجی است که زیر پوست شهر جریان دارد. جامعه نیازمند شفافیت، آرامشبخشی و سیاستهایی است که ثبات اقتصادی و روانی را در اولویت قرار دهد. بدون کاستن از سایه بیثباتی، بهبود پایدار دستیافتنی نخواهد بود.
بااینحال، ثبت این درد و گفتوگو درباره آن، خود شکلی از مقاومت مدنی است. مردم ایران شایسته زیستن در صلح، امنیت و افقی قابل پیشبینیاند؛ نه در برزخی ممتد که امید را به شماره انداخته است.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




افسانه
نکیسا جان، مقاله بسیار جالبی است! سالهاست که رنگ آسایش خیال و یک زندگی معمولی را ندیده ایم. ولی یک سوال به ذهنم خطور کردک هم اکنون در جنگ نیستیم؟! یک جنگ را نام ببر که در کمتر از 42 ساعت دست کم حدود 40000 ایرانی کشته شده باشند!!!!!!!!