گفتوگو با «ژیلا مشیری»، پژوهشگر پژوهشکده مردمشناسی، درباره آداب و آیینهای سوگواری در ایران
زیستن با مرگ
۱ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۱۲
سوگ این روزها تمام نمیشود. اندوه و رنج در هوا معلق است و ما فقط برای یک نام سوگواری نمیکنیم؛ برای تداوم فقدانها سوگواریم. در چنین روزهایی، سوگواری از یک آیین خانوادگی به تجربهای جمعی تبدیل شده و مرز میان عزای ما و عزای دیگران فرو ریخته است. اندوه معنای دیگری پیدا کرده و عزاداری به آیینی تمامنشدنی بدل شده که در آن جامعه میکوشد رنج خود را بلند و عمومی بیان کند. بسیاری از آیینهای سوگواری که امروز میبینیم، تاریخی طولانی دارند. «ژیلا مشیری»، پژوهشگر پژوهشکده مردمشناسی، از لایهمند بودن الگوی سوگواری در ایران و آداب و آیینهای آن در طول تاریخ میگوید.
ایرانیان برای عزیز ازدسترفتهشان تا یک سال سوگواری میکنند و آداب و آیینهای متفاوتی دارند. ریشههای تاریخی بهجای آوردن این رسوم را در کجا میتوان جست و بعد از ورود اسلام چه تغییراتی کرده است؟
در الگوی سوگواری در ایران با پدیدهای لایهمند روبهرو هستیم؛ یعنی مجموعهای از زمانبندیهای آیینی که حاصل انباشت سه دوره فرهنگی است، ایران باستان، سنتهای اسلامی و سازوکارهای اجتماعی جامعه خویشاوندی. در ایران پیشازاسلام، بهویژه در سنتهای زرتشتی، مرگ نه صرفاً یک فقدان اجتماعی بلکه رخدادی کیهانی تلقی میشد. متون اوستایی و پهلوی از دوره سهروزه حضور روان در کنار بدن سخن میگویند؛ در این مدت روح هنوز به جهان مینوی عبور نکرده و نیازمند مراقبت آیینی است. پسازآن، در روز چهارم، روح از پل چینوت میگذرد. این ساختار بعدها در فرهنگ عامه بهشکل مراسم سوم تثبیت شد. بنابراین، اصل زمانبندی مرگ پیشازاسلام وجود داشت، اما شکل فعلی نداشت. عدد هفت در کیهانشناسی ایرانی، از هفت امشاسپند تا هفت اقلیم، نماد تکمیل نظم هستی است. مراسم شب هفتم درواقع پایان مرحله آشوب پس از مرگ و بازگشت نظم به خانواده را اعلام میکند.
چهلم اما ریشهای میانفرهنگی دارد. در بسیاری از جوامع، چهل روز زمان لازم برای گذار کامل متوفی از وضعیت میانبودگی به نیاکان تلقی میشود. بهباور انسانشناسان در این مرحله فرد نه کاملاً زنده است و نه کاملاً به جهان مردگان پیوسته است. سالگرد نیز بیشتر کارکرد اجتماعی دارد تا دینی. جامعه خویشاوندی ایرانی مبتنیبر حافظه جمعی است؛ تکرار سالانه، متوفی را به «نیا» تبدیل و جایگاهش را در شجره تثبیت میکند.
تغییرات این آیینها با گذشت سالها چه بوده است؟ آیا مرگ از دایره خانوادگی خارج و به موضوعی اجتماعی و دینی تبدیل شده است؟
در دورههای کهن، سوگواری امری خانوادگی و در قلمرو خانه بود. در ایران پیشااسلامی، مراقبت از روان متوفی و حفظ پاکی کیهانی محور آیینها بود. با ورود اسلام، بهویژه سنتهای سوگواری شیعی، مرگ از امر صرفاً خانوادگی به امر اجتماعی-دینی تبدیل شد. از سدههای میانه بهبعد، مسجد و جماعت مؤمنان به بازیگر اصلی بدل شدند؛ تلاوت قرآن، صدقه و اطعام، جای مراقبتهای آیینی کهن را گرفتند. در دوره صفوی و تثبیت تشیع در ایران، الگوی سوگ جمعی متأثر از الگوهای عزاداری برای امامحسین شد؛ یعنی سوگ فردی در قالبی نمایشیتر و عمومیتر بیان میشد. از دوره قاجار بهبعد تغییر مهم دیگری رخ داد. مجالس ختم به فضایی برای نمایش سرمایه اجتماعی تبدیل شد؛ تعداد شرکتکنندگان، نوع پذیرایی و مکان برگزاری حامل پیام طبقاتی بود.
در شهرهای بزرگ سده بیستم، با آپارتماننشینی و محدودیت فضا، مراسم از خانه به مسجد و سپس به سالن منتقل شد؛ بنابراین، جغرافیای سوگ از فضای خصوصی به فضای نیمهعمومی جابهجا شد. در دهههای اخیر، رسانه و اقتصاد آیینی نقش تعیینکننده یافتهاند، آگهی ترحیم چاپی به پوستر و سپس به اعلام دیجیتال تبدیل شده، حضور فیزیکی با حضور نمادین (پیام، استوری، پخش آنلاین) تکمیل شده و خدمات مراسم حرفهای شده است. همزمان، مدت سوگواری عاطفی کوتاهتر اما یادبودهای تقویمی پایدار ماندهاند.
در مناطق مختلف ایران برگزاری این آیینهای سوگواری سوم، هفتم، چهلم و سالگرد چه تفاوتهایی داشته است؟ این تفاوتها نتیجه چه عواملی هستند؟
تفاوتهای منطقهای در سوگواری را باید نتیجه سه عامل دانست: اقتصاد معیشتی، ساخت خویشاوندی و شدت پیوندهای محلی. زمانبندی «سوم، هفتم، چهلم و سال» تقریباً سراسری است، اما نحوه اجرا و تأکید آیینی در هر ناحیه متفاوت میشود.
در نواحی غربی و کوهستانی، مانند لرستان و کرمانشاه، سوگ هنوز خصلت خویشاوندی پررنگ دارد. مشارکت طایفهای تعیینکننده است. خانواده متوفی تنها برگزارکننده نیست، بلکه شبکه خویشاوندان هزینه و تدارک را برعهده میگیرند. موسیقی سوگ (چمر، مور) و حرکت جمعی بدن بخشی از آیین است؛ سوگواری نه سکوت بلکه بیان عمومی رنج است. این الگو به جوامع ایلی شباهت دارد که در آن مرگ، بحران کل گروه تلقی میشود.
در شمال ایران، بهویژه گیلان و مازندران، عنصر «پذیرایی آیینی» برجستهتر است. اینجا سوگواری بیشتر حول بازتولید پیوندهای همسایگی شکل میگیرد؛ حضور در مجلس نوعی بدهوبستان اجتماعی است، نهفقط همدردی. بهعبارت انسانشناختی، مجلس ترحیم سازوکار بازتوزیع اجتماعی است.
در مرکز و شهرهای بزرگ، بهخصوص تهران، فرم آیین انتزاعیتر شده، زمان کوتاهتر، بیان عاطفه کنترلشدهتر و نقش نهاد مذهبی پررنگتر است. سخنران، قاری و نظم برنامه اهمیت دارد و سوگ به مراسمی رسمی نزدیک میشود.
در جنوب و سواحل خلیجفارس، لایههایی از آیینهای کهن و آیینهای مذهبی در هم آمیختهاند؛ گاه ریتم، صدا و حرکت بدنی حضور پررنگ دارد و مجلس حالت جمعی و احساسی میگیرد.
در میان جوامع ترکزبان شمالغرب نیز «مراسم یادآوری» اهمیت ویژه دارد؛ شعرخوانی و روایت زندگی متوفی، او را به حافظه جمعی تبدیل میکند.
درنتیجه، تفاوتها صرفاً ظاهری نیستند؛ هر منطقه با سوگواری نوع خاصی از همبستگی اجتماعی را بازتولید میکند.
در میان همه این مراسمها به نظر میآید برگزاری آیین چهلم اهمیت بیشتری دارد. فکر میکنید کارکرد روانی و اجتماعی این آیین بهعنوان آخرین روز وداع با رفتگان چه بوده است؟
در سنتهای سوگواری در ایران، چهلم نقطه پایان اندوه نیست؛ پایان وضعیت معلق است. انسانشناسان مرگ را رویدادی آنی نمیدانند، بلکه یک «فرایند گذار» میبینند. فرد از جهان زندگان خارج میشود، اما هنوز به جهان نیاکان نپیوسته است. این فاصله همان چیزی است که در نظریه آیینی، مرحله میانبودگی نامیده میشود؛ دورهای که نظم اجتماعی مختل است و بازماندگان نیز از نظر روانی در وضعیت ناپایدار قرار دارند. عدد چهل در بسیاری از فرهنگهای خاورمیانهای مرز تثبیت است. زمان لازم برای آنکه خاطره شوک اولیه به روایت تبدیل شود. سوگ در روزهای نخست تجربهای خام و بدنی است؛ گریه، بیخوابی و انکار. اما تا حدود یک چرخه زمانی کامل (که در فرهنگ ایرانی چهل روز تثبیت شده) ذهن توانایی بازسازی داستان زندگی متوفی را پیدا میکند. چهلم درواقع لحظهای است که «فقدان» از واقعه به حافظه تبدیل میشود. اگر این گذار اجتماعی نشود، در روان فردی باقی میماند. به همین دلیل، چهلم فقط یادبود مرده نیست؛ درمان زندگان است. حضور جمعی به بازمانده میگوید واقعیتِ فقدان به رسمیت شناخته شده است و رنج او خصوصی و پنهان نیست. سوگ اگر در جمع بیان نشود، اغلب بهشکل اضطراب یا گناه فردی ادامه مییابد.
جامعه با گردهمآیی در چهلم، فقدان را از دوش فرد برمیدارد و به حافظه مشترک منتقل میکند. در زبان مردمشناسی، متوفی از «وابسته خانوادگی» به «عنصر حافظه جمعی» تبدیل میشود. نمونههای تاریخی نشان میدهد جوامعی که امکان این آیین انتقالی را از دست میدهند، سوگ طولانیتر و خشونتپذیرتری تجربه میکنند؛ زیرا مرحله گذار نیمهتمام میماند. در مقابل، برگزاری منظم یادبود چهلم باعث میشود اندوه شکل روایت بگیرد. افراد نه صرفاً گریه میکنند، بلکه درباره زندگی، ویژگیها و جایگاه فرد سخن میگویند. در اسطورهها نیز قهرمان پس از گذشت زمانی معین به جهان نیاکان میپیوندد و تنها پس از آن آرامش به جامعه بازمیگردد؛ یعنی نظم زمانی آیین، شرط آرامش جمعی است. جامعه با تکرار این مرز زمانی، به بازمانده کمک میکند بداند اندوه او پایان ندارد، اما شکلش تغییر میکند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد
دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
تهدید تازه علیه عرصه تاریخی دقیانوس
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
مناقشه بر سر حفاظت از «بیابان لوت»
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید