تهران زیر پوست سیمان
۱۷ آبان ۱۴۰۴، ۱۹:۲۶
تهران شهری است که بر رودخانهها بنا شد، اما با سیمان دفنشان کرد. حالا نهتنها رودها که جویها، درختان و خاکش نیز زیر لایههای بیپایان بتن مدفون میشوند؛ زخمی تازه بر پیکر شهری که از تنفس افتاده است.
رودهایی که تهران را ساختند
تهران کمتر با رودخانههایش شناخته میشود. وقتی نامش را میشنویم، یاد ترافیک، دود و برج میافتیم نه آب و جریان. اما این شهر، برخلاف چهره خشک و خفه امروز، روزگاری بر رگهایی از آب زنده بود. رودهایی از دامنههای البرز پایین میآمدند و در مسیر خود، باغها، مزارع و محلات را سیراب میکردند.
از «تجریش» تا «تیگریس»
یکی از زیباترین نشانههای این پیشینه آبی، در نام محلهای نهفته است که امروز یکی از پررفتوآمدترین نقاط تهران است: تجریش. کمتر کسی میداند که «تجریش» در اصل واژهای است همریشه با «تیگریس» (دجله)، «تجن» و حتی واژه کهن «تایگر» بهمعنای ببر. همه از ریشهای واحد در زبانهای کهن هندواروپایی و ایرانی میآیند که معنایش «تیز، تند و خروشان» است. همانطورکه ببر به تندی و جهش شناخته میشود، رودخانه تجریش نیز روزگاری بهسان ببرِ تیزپای از کوههای توچال و دربند میآمد و بهسوی دشت تهران میدوید.
این ریشه زبانی یادآور آن است که هویت تجریش، و در معنایی وسیعتر، هویت تهران، با آب جاری گره خورده است؛ نه با بتن و آسفالت.
رودهای خفته زیر سیمان
اما امروز از آن رودهای تند و زنده، جز نامی بر تابلوها و نقشهها باقی نمانده است. بیشترشان به کانالهای بسته فاضلاب یا مسیرهای بتنی تبدیل شدهاند؛ جویهایی که روزگاری صدای آب در آنها جریان داشت، حالا با صدای مته و دستگاه برش سیمان پر شدهاند.
سیمانکاری سیستماتیک تهران
در سالهای اخیر، هرچه بیشتر میگذرد، روندی نگرانکننده در شهر شدت میگیرد: سیمانکاری سیستماتیک تهران. نهفقط در بزرگراهها و پیادهروها، بلکه حتی در جویها و فضاهای سبز. پیمانکاران شهرداری با عناوین ظاهرفریب «زیباسازی» و «نوسازی»، عملاً سطح شهر را از نفوذپذیری تهی کردهاند. در خیابانهایی چون ولیعصر، شریعتی، زعفرانیه و میدان تجریش، کفسازیهای جدید جای خاک و آجرهای قدیمی را گرفتهاند.
شهر بیتنفس
این ظاهر براق، اما در عمق، به فاجعهای زیستمحیطی منتهی میشود. آب باران دیگر مجالی برای نفوذ به زمین ندارد و بهجای آن، سیلابها در خیابانها روان میشوند. سفرههای آب زیرزمینی که زمانی از طریق همین نفوذ تغذیه میشدند، هر روز فقیرتر میشوند. درختان کنار جویها که ریشهشان در تماس مستقیم با خاک بود، حالا زیر لایهای از بتن خفه میشوند.
درختهای تهران در شرایطی سخت زندگی میکنند: آلودگی هوا، گرمای فزاینده، کاهش بارش و خاک فشردهشده. بااینحال، همچنان تلاش میکنند زنده بمانند. اما سیمانکاری گسترده، آخرین امیدشان را هم میگیرد. ریشهها دیگر نمیتوانند آب جذب کنند، خاک در زیرشان خفه میشود و تنهها آرامآرام خشک میشوند. آنچه باقی میماند، خیابانی با ظاهری مرتب اما بیجان است؛ بیسایه، بیصدا و بیخاک.
لایههای «بتونیسم» در شهرداریهای نامتمدن
نمونهای روشن از این فاجعه در خیابان شریعتی دیده میشود. جویهای این خیابان را میتوان دفتر تاریخچه شهرداریهای تهران دانست؛ هر مدیریت جدید، لایهای تازه از سیمان روی لایه پیشین کشیده است. اگر روزی باستانشناسی بخواهد تاریخ عمران تهران را بررسی کند، کافی است زمین شریعتی را متربهمتر بشکافد تا لایههای پیدرپی بتن، روایتگر دورههای متوالی «بتونیسم» و بلایی باشند که شهرداران ادوار اخیر بر سر شهر رودخانههای تیزرو آوردند.
توسعه کژکارکرد
اما زیبایی واقعی شهر در نفس خاک و حضور آب است، نه در یکدستی خاکستری کف خیابانها. شهرهای پیشرو در جهان، سالهاست در مسیر معکوس ما حرکت میکنند. آنها میکوشند سطح شهر را نفوذپذیر کنند: پیادهروهایی از جنس مصالح طبیعی میسازند، جویهای سبز برای هدایت و نفوذ آب ایجاد میکنند و حتی آسفالتهای متخلخل به کار میگیرند تا باران در خاک فرو رود. ما اما همچنان شهر را از نفس میاندازیم.
این روند فقط مسئلهای زیستمحیطی نیست؛ نشانهای است از توسعه کژکارکرد در مدیریت شهری. پروژههای پیمانکاری، بهویژه در مناطق شمالی شهر، بیشتر با هدف درآمدزایی کوتاهمدت برای پیمانکاران انجام میشود تا با نگاه بلندمدت به پایداری تهران. هیچکس توضیح نمیدهد چرا باید هر چندسال یکبار، کفپوش پیادهروها عوض شود، درحالیکه ریشه درختان همان زیر در حال مرگاند.
بازتعریف زیبایی، بازگرداندن خاک
شاید وقت آن رسیده باشد شهرداریها و مدیران شهری مفهوم «زیباسازی» را بازتعریف کنند. زیبایی شهر در بتن براق و همسطح نیست؛ در نفس درختان و بوی خاک بارانخورده است. تهران نیازی به سیمان بیشتر ندارد، به خاک بیشتر نیاز دارد؛ خاکی که بتواند آب را در خود بپذیرد و زندگی را در دلش حفظ کند.
درختی که کنار جوی خشکیده میمیرد، فقط یک درخت نیست؛ سندی است از شکست یک سیاست شهری. هر بار که لایهای تازه از سیمان بر زمین کشیده میشود، آینده ما لایهای دیگر از امیدش را از دست میدهد. هر درختی که بهواسطه این اقدامات ابتدا خشک و سپس کفبر میشود، هویت و تاریخ سبزی است که از گنجینه شهر ربوده میشود.
تهران هنوز میتواند زنده شود، اگر این پروژههای مورد مناقشه از تاریکخانه تصمیمات شهرداریها، شوراها و پیمانکاران خارج شود و پیش از اجرا، در معرض نظرخواهی متخصصان مستقل و افکار عمومی قرار گیرد.
این نهفقط تکلیف سازمان پرمسئله و نارضایتیتراشی بهنام شهرداری، بلکه ضرورتی برای رهایی شهر از چرخه تصمیمات تباه است.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ
دانشگاه از دانشجو خبر ندارد
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد
محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت
ارزیابی کارشناسان از یک پدیده غیرمنتظره؛ جنگ، صعود قیمتها را در بازار مسکن متوقف نکرد
غافلگیری مستأجـــــــــران
محیطزیست اصفهان خواستار مهار تخلیه غیراصولی نخالههای جنگ شد
تفاوت «پایه سنوات» و «پایه سنوات تجمیعی»؛
هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید