مسعود امیرزاده
فعال محیطزیست
مسعود امیرزاده
۶ اسفند ۱۴۰۴
جامعه بیتاب و کنشگر صبور
مسعود امیرزاده
۹ دی ۱۴۰۴
عقلانیت شکستخورده در ایران
این نوشته بر آن نیست که نقش فساد، منافع خاص یا ناآگاهی را در شکست سیاستهای توسعه در ایران انکار کند. این عوامل وجود دارند و در بسیاری از موارد تعیینکنندهاند. اما تمرکز این مقاله بر وضعیتی متفاوت است؛ وضعیتی که در آن، حتی در غیاب بدخواهی آشکار، سیاستهایی که با نیت اصلاح، استدلال فنی و با عقلانیت ابزاری طراحی شدهاند، به نتایجی منتهی شدهاند که دقیقاً علیه هدف اولیه عمل کردهاند.
مسعود امیرزاده
۱۸ آذر ۱۴۰۴
کارشناسی همیشه دلسوز
مسعود امیرزاده
۱۲ آذر ۱۴۰۴
تهران بغض دارد
مسعود امیرزاده
۳۰ آبان ۱۴۰۴
شهرداری و حافظهزدایی از شهر
مسعود امیرزاده
۲۰ آبان ۱۴۰۴
جدال مدنی و قانونی برای احیای حقوق رودخانهها
آنچه در این نوشتار میآید، روایت یکی از نفسگیرترین کنشهای مدنی چند دهه اخیر ایران است؛ حرکتی که با پیگیری خستگیناپذیر جامعه مدنی و حقوقدانان، به پیروزیای کمنظیر برای طبیعت و برای بازتعریف مفهوم «مالکیت عمومی» انجامید.
مسعود امیرزاده
۱۷ آبان ۱۴۰۴
تهران زیر پوست سیمان
مسعود امیرزاده
۲۶ مهر ۱۴۰۴
معادن، صحنه درگیریهای خونین
ضرورتهای اقتصادی و نیاز کشور به توسعه و ایجاد اشتغال، همواره از جمله مفاهیمی بوده است که مدافعان و منتفعین بخش معدن برای توجیه گسترش فعالیتهای خود در طبیعت نیمهجان ایران به آن استناد میکنند. ترجمه دقیقتر این ادعا چنین است: گرچه محیط طبیعی و بنیانهای حیاتی سرزمین در هم شکست و از کوهها، رودها و جنگلهای زیبا جز تودهای آلوده و سمی باقی نماند، اما درعوض، کشور ثروتمند شد، مردم به رفاه رسیدند و بخشی مهم از جامعه به شغلی مطمئن و با درآمد مکفی دست یافتند. ناترازی میان سرمایههای ازدسترفته غیرقابلتکرار و دستاوردهای اقتصادی حاصل از این فرایند را کنار بگذاریم و ببینیم تا چه اندازه بخش «مثبت» این روایت، یعنی ایجاد ثروت و اشتغال، در عمل قابل تصدیق است. آنچه در میدان واقعیت دیده میشود، چندان همراستا با این روایت پرطمطراق آن نیست. گزارشهای رسمی، از جمله مطالعات مرکز پژوهشهای مجلس، نشان میدهد بخش عمدهای از معادن کشور نهتنها اشتغال پایدار و مولد ایجاد نکردهاند، بلکه در بسیاری از مناطق، موجب فروپاشی نظامهای معیشتی بومی، تعمیق فقر و گسترش نابرابریهای منطقهای شدهاند.
