هفت زن، هشت قنات، یک رؤیا
۲۵ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۲۰
سال ۱۳۹۳ برای اولین بار وارد روستای شفیعآباد شدم. مبنای پروژه توانافزایی جامعه محلی بهمنظور دستیابی به معیشت پایدار بود. با اهالی روستا جلسه گذاشتیم تا در ابتدای راه با نیازهای واقعی مردم آشنا شویم. طی روزهای مختلف این جلسات ادامه داشت تا اینکه کمکم از تعداد اهالی حاضر در جلسه کاسته شد و تنها هفت زن باقی ماند. چیزی که این هفت زن در آن جلسات عنوان کردند، نیاز نبود بلکه دغدغهای واقعی بود. همین دغدغه باعث شد من برای ۱۰ سال در کنار این جامعه بمانم؛ آن دغدغه تغییر نگاه جامعه به نقش زنان در روستا بود.
گروه «گوجینو»، زاده هفت زنی است که در قدم اول تلاش کردند با حذف واسطهها، صنایعدستی منطقه خود را که پته و حصیربافی بود، به گردشگران بفروشند. من، اسم این قدم را آگاهی میگذارم. این زنان بهخوبی میدانستند که باید از نظر اقتصادی قوی شوند؛ راهی که میتوانست دیگر زنان را نیز با آنان همراه کند. روش ویدئوی مشارکتی را شروع کردیم. در این روش گروه گوجینو یاد گرفت با استفاده از دوربین فعالیتش را ثبت کند و صدای خودش را به جامعه برساند. روشی که اگرچه پایان خوبی داشت، اما برای زنان مسیری سخت بود؛ زنانی که حالا دوربین به دست گرفته بودند و روایت زنان منطقه را به تصویر میکشیدند، پیشازاین نهتنها دیده که شنیده هم نمیشدند.
این مسیر اما تابهامروز ادامه دارد و هر روزه زنانی جدید از راه میرسند و به این گروه ملحق میشوند؛ گروهی که حالا صدای بیش از ۱۵۰ زن را در خود دارد و هر روز به این صداها اضافه میشود.
با قوی شدن گروه گوجینو از نظر اقتصادی، آنها تصمیم گرفتند ۱۵ درصد از درآمدشان را به منفعتی جمعی اختصاص دهند. آن جلسه را بهخوبی به یاد دارم و اسم این قدم زنان گوجینو را جسارت میگذارم؛ وقتی که قنات بهعنوان این منفعت جمعی انتخاب شد. فکر میکنم هیچ واژهای نمیتواند طاقتفرسا بودن این تصمیم را بهخوبی به تصویر بکشد، ولی شاید اگر فقط برای چند ثانیه به زن و قنات فکر کنیم، بتوانیم واژگانی مثل جنگ و صلح و یا خشکی و آبادانی و یا روزمرگی و نوآوری را به یاد آریم. جنگ و خشکی در منطقهای که هر روز شاهد ازدسترفتن ارزشمندترین میراثفرهنگیاش بود، به صلح رسید. آبادانی هشت قنات تابهامروز، به دست زنان نوآور گوجینو.
و امروز روستای شفیعآباد ثبت جهانی شد. شاخصهای سازمان جهانی گردشگری را که خواندم، متوجه شدم زنان گوجینو یک قدم بزرگ برای این افتخار برداشتهاند. اسم این قدم را بخشش میگذارم. آنان در طی سالهای گذشته با صبر، ایستادگی و تلاش بخش زیادی از این شاخصها را به روستا و منطقه خود اهدا کرده بودند. اما درست در میانه اینهمه ایثار، گویی باید دوباره به ۱۰ سال پیش برمیگشتند؛ اینبار نه برای تغییر نگاه جامعه که برای تغییر نگاه مسئولین و دستاندرکاران دولتی به نقش زن. زنان گوجینو نهتنها با همه مطالبهگریشان به مراسم این روز بزرگ در چین دعوت نشدند که حتی عکسی از آنها در پوسترهای تبلیغاتی نیست؛ باز صدایشان شنیده نشد و دیده نشدند.
تنها یک سؤال دارم: در معیار پایداری اجتماعی برای ثبت جهانی این روستا، شاخص عدالت اجتماعی برایتان معنا داشت؟ شاید زنان گوجینو نیاز به برداشتن یک قدم دیگر دارن؛ من اسم این قدم را ایستادگی میگذارم.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت یک خستگــــــی جمعی
کارِ کودک و ضرورت بازنگری سیاستی
صنایعدستی ایران و انباشت هزینه فرصتهای ازدسترفته
جنگلداری نوین فرصتـــــی برای مدیریت پایدار جنگلها
آموزشوپرورش در آینه کارزارهای مردمی
آموزش برای زندگی یا آموزش برای آزمون؟
تنگه هرمز، امنیت غذایی و هشدار فائو به جهان
حفاظت از زیستگاهها و مناطق چهارگانه، ضامن امنیت زیستی کشور
بازی خطرناک با واژگان
وقتی زندگی غیر عادی، عادی میشود
مسئله «مخاطب» در ادبیات داستانی معاصر فارسی
چه کسی امروز داستان فارسی میخواند؟
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید