گفتوگو با پادکسترهای ایرانی در روز جهانی پادکست
تنها صداست که میماند
۷ مهر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۷
آنچه روزگاری از امواج رادیو شنیده میشد، حالا از گوشیهای هوشمند به گوش میرسد: «پادکست». رسانهای که میلیونها شنونده در سراسر جهان پیدا کرده و در ایران هم در چندین سال گذشته بهسرعت محبوب شده. هشتم مهرماه، روز جهانی پادکست است؛ روزی برای شنیدن صداهای متفاوت که از دل روایتهای شخصی و بومی، جهانی تازه ساختهاند. ما در «پیام ما» به سراغ این جهان تازه رفتیم و تلاش کردیم با تعدادی از سازندههای پادکستهای پرمخاطب همچون «رادیوتراژدی» و «گازت» گفتوگو کنیم تا از ایدهها و چالشهایشان برایمان بگویند. در مسیر تهیه این گزارش، محبوبیت پادکستهای بومی ما را بر آن داشت که گپوگفتی هم با سازندگان رادیو «جمعه»، «اسفار» و «مگون» داشته باشیم.
نام «پادکست» را اولینبار روزنامه گاردین در دوازدهم فوریه سال ۲۰۰۴ بهکار برد و نویسندهای بهنام «بن همرزلی» در مطلبی که علت رشد پرشتاب رادیوهای آنلاین را بررسی میکرد، نام «پادکست» را بهعنوان یکی از پیشنهادهای خود مطرح کرد. از زمان انتشار این مقاله تا انتشار اولین پادکست در ایران، حدود هشت سال زمان برد.
بهنظر میرسد ورود جدی ایرانیها برای تولید پادکست به ۱۴ سال پیش برمیگردد و یکی از نخستین پادکستهای فارسی «رادیوگیک» است. این پادکست را «امیرعماد میرمیرانی»، برنامهنویس ایرانی با نام مستعار «جادی» ساخت.
پسازآن، در سالهای ۹۱ و ۹۲ موج اول تولید پادکستهای فارسی با محوریت موضوعات سیاسی، اقتصادی و ادبی شکل گرفت. از میان این پادکستها، «رادیو چهرازی» بهخاطر فضای خاص و ترکیب موضوعات عاشقانه، سیاسی و طنز، بسیار محبوب شد. از سال ۹۴ دوره جدیدی در پادکست فارسی با حضور چهرههای مثل «علی بندری»، سازنده پادکست «چنلبی»، آغاز شد. این پادکست ترجمهای از مهمترین پروندههای جنجالی است که روزنامهنگاران مطرح جهان به آن پرداختهاند. نحوه روایت و موضوعاتی که اغلب جنایی یا مافیایی هستند، مخاطبان چنلبی را روزبهروز بیشتر کرد؛ بهطوریکه او با پادکست بعدی خود یعنی «بیپلاس» که به خلاصه کتابها میپردازد، سراغ ویدیوکست هم رفت که حالا در یوتیوب مخاطبان زیادی دارد.
جستوجو در تاریخ برای رسیدن به داستانهای دراماتیک
پس از سال ۹۵ تعداد پادکستهای فارسی بهسرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکستهای پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر میشود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناختهشده که معمولاً اطلاعات چندانی دربارهاش نیست یا فراموش شده، میپردازد.
اساس کار رادیو تراژدی، روایت داستانهایی برپایه واقعیت و حاصل کار روزنامهنگاران تحقیقی است. «کریم نیکونظر»، سازنده این پادکست و روزنامهنگار، به «پیام ما» میگوید ازآنجاکه رادیو تراژدی یک پادکست تاریخی است بیش از هر چیز متکی به منابع مکتوب و کتابخانهای است: «به همین دلیل، تحقیقات میدانی برای ما جوابگو نیست. اما معیار این است هر شخصیتی که انتخاب میشود، باید بیش از دو منبع درباره او وجود داشته باشد تا بتوانیم از او بنویسیم؛ چراکه اگر غیر از این عمل کنیم، نتیجه مانند خلاصه یک کتاب میشود. سعی میکنیم درباره شخصیتها لابهلای کتابها، مجلات و روزنامهها جستوجو و آنها را پیدا کنیم.»
رادیو تراژدی با پادکستهای دیگر یک تفاوت مهم دارد؛ برخلاف بسیاری از پادکستها که گویندگی و نوشتن برعهده یک نفر است، نیکونظر تنها نویسنده پادکستها نیست و افراد مختلفی، نویسنده اپیزودها هستند و او با لحن خود، گویندگی این روایتها را برعهده دارد. اکثر داستانهای این پادکست درباره افرادی است که بارها به در بسته خوردهاند، اما ناامیدی در زندگیشان معنایی نداشته. به همین دلیل، روند دراماتیک زندگی اشخاص در رادیو تراژدی اهمیت دارد، اما این بهمعنای انتخاب شخصیتها براساس یک پایان تلخ در زندگیشان نیست: «باید زندگی شخصیتها دارای معنا یا کارکرد در جامعه باشد؛ چراکه مسئله ما ارتباط فرد با جامعه است؛ اینکه جامعه چقدر او را پذیرفته، چه مسیری را طی کرده، زندگیاش چه اوج و فرودهایی داشته. این زیر و زبرها برای ما مهم است؛ زیرا اگر فردی فقط یک کار مهم انجام داده باشد، ولی مسیرش ادامه نیافته، در این پادکست به او نمیپردازیم.»
اما هدف اول رادیو تراژدی مانند هر پادکست دیگری سرگرمکردن مخاطب است و همین اهمیت جذاببودن روایتها را بیشتر میکند: «مخاطب اول باید سرگرم شود و بعد به اطلاعات مفید برسد. بهویژه که میتواند آن را هر زمان که میخواهد، قطع کند. بنابراین، در رادیو تراژدی دراماتیک کردن به ما کمک میکند نقاط عطف متعددی را در نظر بگیریم. البته پیش از پادکست، این کار در مطبوعات جهان و ایران رایج بوده و ما هم تقریباً از همین ویژگیها استفاده میکنیم. نکته مهمتر این است که ما تاریخدان نیستیم؛ ما خواننده تاریخی هستیم و سعی میکنیم زندگی اشخاص را با جنبههای سرگرمکننده بازگو کنیم. حتی در انتخاب موسیقیها هم این جنبه را رعایت میکنیم.»
یکی از چالشهای ساخت رادیو تراژدی، در نظرگرفتن برخی احتیاطها درباره اپیزودهایی است که به مسائل روز میپردازند؛ مانند اپیزود «متروپل»: «باید زبان خاصی را پیدا کنیم که مروج یک عصبیت و خشونت نباشد و درعینحال واقعیت را هم بیان کند. در این شرایط، امکان اشتباه زیاد است و باید جوانب مختلف را در نظر گرفت.»
از پادکست تا مجله
«کتاب تراژدی» دوماهنامهای است وابسته به رادیو تراژدی که سازندگان این پادکست از آذر سال ۱۴۰۰ منتشرش میکنند. سه هدف برای انتشار مجله وجود داشت که یکی از آنها به جبران هزینههای مالی پادکست برمیگردد: «در انتشار پادکست هدفمان این بود که آگهی نداشته باشیم و به همین دلیل، سراغ انتشار مجله رفتیم. در سالهای اول هزینههایی که برای پادکست میکردیم، با فروش مجله جبران میشد. الان هم تقریباً همینطور است و نمیتوانم بگویم که پادکست به ما ضرر میزند.»
نیکونظر میگوید هدف بعدی، پرداختن به مطالبی است که امکان انتشار آنها در پادکست وجود ندارد: «برای مثال پرداختن به اشخاص مطرح هنرهای تجسمی در پادکست کار بسیار سختی است. انتشار زندگینامه آنان به شیوه رادیو تراژدی، یعنی با همان فرمول دراماتیک کردن، در مجله امکانپذیر بود و سعی کردیم کاری را که در پادکست نمیتوانیم انجام دهیم، در مجله پیش ببریم.»
سومین هدف پیداکردن نسبتی میان نوشتههای فردی با جامعه امروز بوده: «تلاش کردیم در مجله پنجرههای مختلفی را باز کنیم و با انتشار داستان، ویژهنامه، مقاله یا جستار کار جدیدی انجام دهیم.»
ما کجای این ماجرا قرار گرفتهایم؟
برای رادیو تراژدی، نظرات مخاطبان در هر دورهای متفاوت بوده: «زمانی از شخصیتها استقبال میکنند و زمانی نه. برخی نسبت به انتخابهای ما حساس هستند که به سلیقه، تجربه و زاویه دید سیاسیشان برمیگردد. اما آنچه برایمان اهمیت دارد، این است که ما کجای این ماجرا قرار گرفتهایم.»
بنابراین، معیار انتخابهای رادیو تراژدی براساس سلیقه مخاطب نیست بلکه براساس زندگی و اهمیت شخصیتهاست: «زمانی که دو شماره درباره «سید احمد فردید» منتشر شد، واکنشها مثبت نبود؛ چون اکثر مخاطبان فردید را شخصیت جالبی نمیدانستند. اما این موضوع برای ما به این معنا نیست که درباره این اشخاص کار نکنیم؛ چون اگر بخواهیم نگاه سلیقهای را در نظر بگیریم، اساساً اختیار کار از دست ما خارج میشود. گاهی ممکن درباره یک شخصیت واکنشهای منفی زیاد باشد و در زمان انتشار یک شماره تعلل کنیم، اما تغییری در رویهمان داده نمیشود»
او مشکل کلی در رسانههای ایران اعم از روزنامه، مجله و پادکست را این میداند که در اکثر اوقات مخاطب، خاموش است و نمیتواند بازخورد منسجمی از مخاطبان داشته باشد: «وقتی در روزنامه یا مجله کار میکنید، بازخورد وسیعی دریافت نمیکنید. طیف محدودی واکنش نشان میدهند و نمیتوان یک جامعه آماری دقیقی داشت.»
بااینحال، نیکونظر در تولید این پادکست با نظرات و موارد عجیبی هم مواجه شده؛ بهویژه نظراتی از خاندان شخصیتهای مطرحشده در پادکست. مثلاً تماس دختر ناتلخانلری با او یکی از این موارد عجیب بوده؛ چراکه نیکونظر فکر نمیکرده صدای این پادکست فارسی به گوش آنان در خارج از ایران هم برسد.
بعد از انتشار شمارهای درباره شخصی که اولین سالن سینما را در ایران تأسیس کرده، زنی با او تماس گرفته و گفته بود این فرد پدربزرگ اوست: «متوجه شدم جهان واقعاً کوچک است. انگار مرزها از بین میرود و رابطههای انسانی را میتوان پیدا کرد.»
صدای روزنامه از پادکست میآید
سال ۹۶ در مخزن روزنامه کتابخانه ملی «الهه خسروی»، روزنامهنگار، با مجموعهای از روزنامههای تاریخی چون وقایع اتفاقیه، حبلالمتین، اختر و قانون مواجه شد. قدمت این مجموعه در کنار نگهداری نامناسب روزنامهها، این آرشیو را تحتتأثیر قرار داده و حتی در مواردی در تماس با دست پودر میشوند. نبود اسکنر ویژه برای عکسبرداری از نشریات، مطبوعات تاریخی ایران را محکوم به فراموشی و زوال کرده بود. ایده حفظ و انتشار این آرشیو، نخست در قالب کتاب به ذهن خسروی رسید، اما پیشنهاد ساخت پادکست از جانب دوستی مطرح شد و او یکسال بعد اولین شماره پادکست «گازت» را منتشر کرد.
خسروی از روزنامهنگاران دهه ۷۰ است، اما روزی میرسد که در برایش روی یک پاشنه نمیچرخد و در سال ۹۶ همه چیز برایش تغییر کرد. او در گیرودار محرومیت از رسانه با مدیومی بهنام پادکست آشنا شد؛ رسانهای که نمیشناخت و گوشش به این رادیوی نوظهور آشنا نبود. اما بهواسطه انتشار پادکست گازت و ملاقاتی که با روزنامههای مخزن کتابخانه ملی داشت، پادکست به رسانه اختصاصی او بدل شد. حالا با گذشت هفت سال، گازت، یکی از پادکستهای تخصصی پرمخاطب شده است.
در حال حاضر، شش فصل و ۵۸ اپیزود از این پادکست منتشر شده و ترتیب انتشار هر فصل نیز براساس ادوار تاریخی شکل میگیرد. خسروی از روند طولانی و پرفرازونشیب تهیه محتوای پادکست به «پیام ما» میگوید: «برای هر دوره تاریخی، در ابتدا روزنامههای آن دوره را میخوانم. مثلاً برای دوره مشروطه حدود سه سال است که مشغول مطالعه و فیشبرداری از روزنامههای مختلف هستم. سپس اخباری که موردنظرم است را جدا میکنم و بهدنبال آن خبر، روزنامهها و منابع تاریخی مختلف را جستوجو میکنم. پس از جمعآوری اخبار روزنامهها، دادهها را با تحلیلهای معاصر از آن واقعه ادغام و شروع به نوشتن متن پادکست میکنم.» شیوه بهکارگرفتهشده توسط خسروی برای پیشتولید گازت مشابه پژوهشهای کتابخانهای است. این روند اغلب به مطالعه و بررسی منابع متعددی میانجامد. چنانکه بهگفته خسروی، برای اپیزود «دختران قوچان» حدود ۴۰ منبع تاریخی بررسی شده است.
روایتگری زن و مرد نمیشناسد
دسترسی راحت و فراگیری این رسانه طیف متنوعی از مخاطبان را در پادکستی چون گازت کنار هم قرار داده است: «گازت یک پادکست با محوریت روزنامه است. تصور ما بر این بود که مخاطب گازت، اهالی رسانه و مطبوعات باشند، اما مخاطبان غیرمرتبط و متفاوتی داریم که به ما بازخورد میدهند.»
پادکست صدایی است که زن و مرد نمیشناسد، امروز زنان دیگری هم بهجز الهه از این مدیوم برای رساندن صدایشان به جامعه استفاده میکنند، همچون «رادیو مرز» مرضیه رسولی، «رادیو چکش» صنم حمیدی و… .
پادکستهای بومی بهمثابه رادیوی نواحی
در کنار پادکستهای پرمخاطب و مطرح فارسی، پادکستهای بومی هم بهمثابه رادیوی نواحی عمل میکنند و به بستری برای آگاهی از تنوع فرهنگی، تاریخی و اجتماعی چهار نقطه ایران تبدیل شدهاند. اما در دنیای پادکست فارسی در میان ۳۲ استان ایران تنها به تعداد انگشتان یک دست پادکست بومی داریم.
یکی از این پادکستها، رادیو «جمعه» گیلان است. از کارکردهای دنیای پادکست در ایران، میتوان به معرفی افراد و چهرههای کمترشناختهشده اشاره کرد. گیلان بهواسطه موقعیت ژئوپلتیکی و ردپای پررنگی که در وقایع تاریخی چون مشروطه، نهضت جنگل و جنبش آزادیخواهانه زنان دارد، منبع فربهی از اشخاص نامی و اثرگذار در طول تاریخ است. «امین حقره»، در پادکست خود به معرفی و شناساندن افراد دغدغهمند و فراموششده گیلان پرداخته؛ همچون رجبعلی امیری، ضیا جلیلپور و کیومرث صابری فومنی. پژوهش دستمایه اصلی او برای پادکست جمعه است: «شرایط اجتماعی و اقتضای جامعه شیوههای نویی را برای ارائه محتوا به مخاطب میطلبد. پادکست بهواسطه دسترسی راحت و فراگیری که در تولید و انتشارش دارد، این امکان را فراهم میکند که مخاطبی که بهدنبال آگاهی است و فرصت کافی ندارد، بهوسیله پادکست بتواند بر آگاهیاش بیفزاید.»
همچنین، بیمرز بودن پادکست برای هر نوع اندیشهای جایگاهی ایجاد کرده. یکی از مهمترین قابلیتهای پادکست، دسترسپذیری این رسانه است. چنین سطحی از دسترسپذیری سبب شده پادکست فارسی در سیستانوبلوچستان هم تریبون داشته باشد و «رادیو اسفار» یکی از اینهاست.
اسفار روایتی از کتاب و سفر است. سفر به دنیای کشفنشده مردم سیستانوبلوچستان و پلی بین واقعیت و خیال. «قاسم نجاری»، جوان ۲۹سالهای که دانشآموخته ادبیات نمایشی دانشگاه تهران است، با بهرهگیری از ادبیات شفاهی، گفتگو با مردم بومی و تعمق در منابع کمشمار تاریخ و فرهنگ این خطه، اسفار را میسازد؛ پادکستی داستانی که در آن عناصر خیال رنگ روشنی از زیستن را بر وقایع این سرزمین میزند و در هر اپیزودش شاهد تلفیق هنرمندانهای از واقعیت و خیال هستیم.
برای نجاری اولین مواجههاش با پادکست از طریق میکروفن رادیو اسفار محقق شد: «من علاقهای به پادکست گوش دادن نداشتم. اما در فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری از پایتخت، ساخت و انتشار یک رادیوی اینترنتی راحتتر از کتاب و فیلم است و به امکانات پیچیده سختافزاری نیاز ندارد.»
در پادکست فارسی استفاده از فرم داستان بهجای ناداستان و مستند برای گفتن از دیار دریای مکران نوآوری و جسارت سازنده اسفار را نشان میدهد. نجاری این رویکرد را ریشه در علاقهاش به قصه و روایتگری میداند: «سرزمین مکران غنی از داستانهای شنیدهنشده و اعجاببرانگیز است؛ من برای باورپذیرتر شدن این قصهها برای مخاطب، فرم داستان و استفاده از تخیل را انتخاب کردم.»
پادکست «مُگون» هم روایتگر تاریخ و فرهنگ دریای پارس و هرمزگان است. «بهروز عباسی»، مستندساز و نویسنده پادکست مگون، از هرمزگانی میگوید که دریا برایش معنایی فراتر از سفر و تفریح دارد.
دوری از مناصب قدرت و پایتختهای ایران در ادوار مختلف تاریخی باعث شده است دانش عمومی و شناخت درستی از خطه جنوب ایران شکل نگیرد. عباسی میگوید: «آگاهی نامناسب و بعضاً غلط از جغرافیای جنوب یکی از انگیزههای اصلی من برای پژوهش در فرهنگ و تمدن هرمزگان بود.» او نگاه تاریخی تبعیدگاهی به مناطق دور از مرکز ایران را از دلایل فقر پژوهشی در این منطقه میداند: «دوری از مرکز، نگاه تبعیدگاهی، حذف سهوی یا عمدی در ترجمههای قدیمی از علل ناشناخته ماندن این خطه در اذهان و افواه عمومی است.» و حالا عباسی با تیمی کوچک و چهارنفره تلاش دارد این فقدان شناختی را پر کند. هشت اپیزود فصل اول این پادکست، به شهرهای این استان یعنی میناب، بندرعباس، بندرلنگه، هرمز و در جدیدترین اپیزودشان، به قشم پرداختهاند. پادکستها حالا صداهایی برخاسته از گوشهگوشه ایران شدهاند. صداهایی که مرزها را میشکند و پیوندی میان گذشته و حال و حتی واقعیت و خیال ایجاد میکند. صداهایی که هرگز نمیمیرند. همانطورکه فروغ میگوید: «تنها صداست که میماند».
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید