الزامات تازه برای صدور ویزا و سفر به ایران، چرخ گردشگری را کند کرده‌‌ است

ورود گردشگر ممنوع

روایت فعالان گردشگری از شرایط این بخش که در نبود مسافر، زیر بار بی‌اعتمادی، فرسایش زیرساخت‌ها و مهاجرت نیروی انسانی به حاشیه رانده‌ شده‌اند





ورود گردشگر ممنوع

۱۱ شهریور ۱۴۰۴، ۱۸:۱۳

گردشگری محصول مستقیم دموکراسی است. صنعتی که چرخ اقتصاد را نه بر محور فروش سوخت‌ فسیلی که براساس فروش جاذبه و سفر می‌چرخاند‌. گردشگری در خاورمیانه با حضور پررنگ قطر، عمان، عربستان سعودی، دبی و ترکیه پرچم سفید خود را برافراشته و با گردش مالی قابل‌توجه، آینده‌ امیدوارکننده‌ای پیش‌ رو دارد. در ایران از میانه دهه ۹۰ خورشیدی، رویکرد اغلب دولت‌ها این بخش را در موقعیتی شکننده و آسیب‌پذیر قرار داده و جنگ دوزاده‌روزه ضربه آخر را بر پیکره کم‌توان گردشگری وارد کرده‌ است. در ایام پساجنگ هم موقعیت تعلیق حاکم بر کشور، مجال تنفس به صاحبان کسب‌و‌کارهای حوزه گردشگری نمی‌دهد؛ هرچند وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از پرواز مستقیم تهران-مینسک و گسترش ارتباطات گردشگری با این کشور اروپای شرقی خبر می‌دهد و آن را آغازگر جهش گردشگری میان ایران و بلاروس معرفی می‌کند و در گفت‌وگویی مردم بلاروس را علاقه‌مند به میراث‌فرهنگی ایران می‌داند. او این اقدام را «گام بلندی در مسیر توسعه دیپلماسی گردشگری و تسهیل ارتباطات مردمی میان دو کشور» دانست، اما تدوین آیین‌نامه جدید درمورد صدور ویزا و ضابطه‌مند کردن گردشگری ورودی و اعمال قوانین جدید برای سفر به ایران نقطه مقابل تسهیل در گردشگری است.

آیین‌نامه‌ای که سفر مستقل گردشگران خارجی به ایران را عملاً ممنوع می‌کند و براساس آن متقاضیان باید علاوه‌بر فرم‌های استاندارد درخواست ویزا، رزومه‌ای جامع شامل اطلاعات سفرهای قبلی، سوابق تحصیلی، حرفه‌ای و حتی لینک پروفایل‌های شبکه‌های اجتماعی خود را ارائه دهند. علاوه‌براین، آنها ملزم می‌شوند قراردادی با یک اپراتور رسمی تور شامل برنامه دقیق سفر همراه با تاریخ، مسیرها، مقاصد و جزئیات دیگر منعقد و برای دریافت ویزا ارائه کنند. 

در شرایطی که جامعه‌ جهانی برچسب سطح ۴ سفر را به ایران نسبت داده‌، تدوین آیین‌نامه‌های انقباضی در مورد گردشگر ورودی و سفر به ایران چه تأثیرات کوتاه‌مدت و بلندمدتی برای این بخش دارد؟

مجموعه سیاست‌های اتخاذشده از جانب وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی پس از جنگ در مسیری پیش می‌رود که نگرانی و ابهامات فراوانی را برای اقشار مختلف گردشگری به‌دنبال دارد. «شراره ظفری» با ۲۲ سال فعالیت در حوزه‌های مختلف گردشگری هم‌اکنون مشغول بازرگانی تورهای ورودی است. ظفری روند ورود گردشگر به ایران را چنین بیان می‌کند: «پیش‌تر گردشگران ورودی در سه گروه تقسیم‌بندی می‌شدند: فهرستی متشکل از حدود ۴۲کشور که برای ورود به ایران لغو روادید بودند. حدود ۷۰ کشور امکان دریافت ویزای فرودگاهی داشتند و دسته آخر تبعه سه کشور آمریکا، انگلیس و کانادا بودند که برای گردش و سفر در ایران روند متفاوتی را نسبت به سایر ملل دنبال می‌کردند. ویزای فرودگاهی نیز در دولت سیزدهم با قوانین جدیدی روبه‌رو شد. نهایتاً مسیر ورود گردشگر به‌گونه‌ای رقم خورد که سفر به ایران را سخت‌تر کرد.»


هفت‌خوان صدور ویزای ایران

ظفری به آخرین آیین‌نامه صادره از جانب وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اشاره می‌کند. آیین‌نامه‌ای بدون زمان‌بندی که باعث تغییر در روند صدور ویزا و ورود گردشگر به ایران شده است: «در این آیین‌نامه بدون مشخص کردن ملیت‌ها، مسافران باید چندماه پیش از ورود به ایران تمامی خدمات تور اعم از راهنما، هتل و راننده را از آژانس خریداری کنند و آژانس‌ها موارد فوق را در سامانه وزارتخانه ثبت کنند. این روند پیش از جنگ مسبوق به سابقه بود، ولی جزئیاتی چون مواضع فکری مسافر، لینک شبکه‌های اجتماعی، شماره تماس خانواده‌ و رزومه شغلی به‌تازگی الزام شده‌ است. از طرفی آژانس‌ها موظف‌اند اطلاعاتی نظیر مشخصات راننده‌ و شماره پلاک ماشینی که تور را همراهی می‌کند، به انضمام برگه تاییدیه رزرو هتل را سه ماه قبل از ورود گردشگر در سامانه بارگذاری کنند. درصورتی‌که ثبت و رزرو خدمات تور در ایران از سه ماه قبل، امری غیرممکن است و این روند پرتکلف مسیر گردشگر ورودی را دشوار می‌کند. این درحالی‌است که قانون لغو روادید ۴۲ کشور کماکان پابرجاست و اطلاعی از چگونگی اجرای قوانین پیشین و فعلی در دست نیست.» 


یک آیین‌نامه پرابهام

وضعیت فعلی کشور و بیم نفوذ و جاسوسی گزاره قابل‌درکی در نگاه تصمیم‌گیران است، اما چگونگی پرداختن و توجه به این گزاره در بازار گردشگری ایران مبهم است. ظفری دراین‌باره می‌گوید: «بخش قابل‌توجهی از گردشگران ورودی به ایران از کشورهای لغو روادید، نظیر عراق و پاکستان، هستند. کشورهایی که عمدتاً به‌واسطه آشنایی با زبان فارسی بدون خرید خدمات تور به ایران وارد می‌شوند و عملاً در چرخه اقتصاد توریسم نقشی ندارند. این کشورها مشمول هیچ قانونی نمی‌شوند و امکان گردش آزاد در ایران را دارند، ضمن اینکه حضور و اقامت آنها قابل‌ پیگیری نیست.»


مقدمات یک بحران

«میلاد اسماعیل‌نژاد» هشت سال است که به‌صورت تخصصی راهنمای گردشگر ورودی است؛ راهنما بودن شغل اصلی او است. در روزهایی که فصل سفر و پرکاری راهنمایان گردشگری به‌حساب می‌آید، اسماعیل‌نژاد بیکار است. این راهنمای گردشگری بیمه تأمین اجتماعی ندارد و از تصمیمش برای تدریس زبان انگلیسی به‌جهت گذران زندگی می‌گوید. اسماعیل‌نژاد وضعیت فعلی گردشگری در ایران را نه یک بحران مقطعی، بلکه سونامی دهشتناکی می‌داند که عواقب دیرپایش در آینده نمودار می‌شود. آینده‌ای که درهای کشور به روی مسافر باز می‌شود، اما به‌علت ازبین‌رفتن زیرساخت‌ها، تعطیلی مراکز اقامتی و مهاجرت راهنمایان با چالش جدی روبه‌رو خواهیم بود. اسماعیل‌نژاد وضعیت فعلی اغلب راهنمایان گردشگری را چنین بیان می‌کند: «در شرایط فعلی اغلب همکاران من بیکار شده‌‌اند؛ تعدادی از آنها مهاجرت کرده و بعضاً تغییر شغل داده‌اند و جهانی از دانش و تجربه را بی‌استفاده در پستوی شرکت‌های خصوصی جا می‌گذارند.» این راهنمای گردشگری تدوین و ابلاغ آیین‌نامه‌های دستوری را که نگاه جامع و فراگیر به مقوله گردشگری ندارند، فاقد قابلیت اجرایی می‌داند. 


گردشگری یک‌جانبه

سفر به‌مثابه حقی برای همه در سال ۲۰۱۶ به‌عنوان شعار سازمان جهانی گردشگری انتخاب شد. کشورهای مختلف به‌جهت تسهیل راه‌های ورودی اقداماتی نظیر لغو روادید، ویزای فرودگاهی، تنوع و تکثر مراکز اقامتی و گسترش حمل‌ونقل عمومی را در دستورکار خود قرار داده‌اند. اقداماتی که بعضی از ‌آنها در ایران اجرا شد و در دوره‌هایی شاهد رشد مقطعی در گردشگری بودیم. در شرایط فعلی توجه به وجهه جهانی ایران در کنار مدیریت مسیر‌های ورودی و خروجی راهی برای بقای آنی و دیرپای گردشگری است.

«مینا قربانی» راهنمای گردشگری کوهستان است و از نگاه اقلیتی حاکم بر وضع قوانین گردشگری سخن ‌می‌گوید. نگاهی که با بازار عرضه و تقاضای این بخش نسبتی ندارد: «در این نگاه، نفع عمومی و نگاه جامع به تمامی اشکال گردشگری دیده نمی‌شود. در بادی امر چنین به‌نظر می‌رسد که با وضع قوانین سختگیرانه گردشگر ورودی ضابطه‌مند می‌شود و تمامی مسافران از مسیر قابل پیگیری آژانس‌های گردشگری وارد کشور می‌شوند؛ اما این رویکرد در درازمدت کوچک شدن بازار گسترده گردشگری را به‌دنبال دارد‌؛ در این وضعیت شاهد حذف پرشمار اقامتگاه و مشاغل خردی خواهیم بود که چرخ‌دنده‌های نادیدنی این بخش هستند.»

 

گردشگری انفرادی حذف می‌شود

قربانی ویترین اصلی معرفی ایران را نه تورهای ورودی و بلاگرهای خارجی که مسافرانی می‌بیند که با منش مردم ایران آشنا شدند و سر سفره همین مردم نشستند. قربانی معتقد است: «چنین گردشگرانی با تبلیغ مثبت در خارج از مرزهای ایران سبب جذب گردشگران و تورهای بیشتری در درازمدت به ایران می‌شدند. اما در نگاه فعلی چنین طیفی از گردشگر انفرادی که سفر با تور انتخابش نیست، امکان ورود به ایران را ندارد و عملاً ویترینی پایدار از معرفی ایران را از دست می‌دهیم.»


ایران کشوری گران با خدماتی نازل

برخلاف تصور عمومی، سفر در ایران ارزان نیست. این واقعیت را تورم ۳۵ درصدی و ضعف زیر‌ساخت‌های گردشگری به ما می‌گوید. قربانی با توجه به تنوع پایین مراکز اقامتی و محدودیت حمل‌و‌نقل عمومی، سفر در ایران را در مقایسه با سایر کشورهای آسیایی امری پرهزینه می‌داند. امری که به‌واسطه تبیین آیین‌نامه‌های جدید، ایران را به مقصدی گران با خدمات بی‌کیفیت در گردشگری تبدیل می‌کند. 


مالیات بر بیکاری

بیکار شدن و تعدیل نیرو، واقعیت انکارنشدنی بخش خوش آب‌ورنگ گردشگری در ایران است. این ‌درحالی‌است که با وجود تمامی مشکلاتی که این چرخه را به مرز ورشکستگی رسانده‌ است، از ابتدای امسال نیز راهنمایان برای صدور و یا تمدید کارت راهنمای گردشگری‌شان ملزم به دریافت کد یکتا هستند؛ کدی که راهنمایان گردشگری پس از رسمیت یافتن شغلشان ملزم به دریافت آن شدند. راهنمایان به‌تبع این کد، موظف به پرداخت مالیات بر مبنای گردش مالی حساب بانکی خود هستند. حسابی که تنخواه تور به آن واریز و مشمول مالیات می‌شود. «محمد یزدانی»، رئیس انجمن صنفی راهنمایان استان تهران، از تلاش این انجمن برای حذف مالیات بر درآمد راهنمایان سخن می‌گوید: «با توجه به ماهیت آسیب‌پذیر شغل راهنمای گردشگری و دستمزدمحور بودن درآمد آن تلاش می‌کنیم راهنمایان از الزام به کد یکتا و مالیات معاف شوند. در غیر این‌صورت، باید سازو‌‌‌‌‌کاری تدوین شود که مالیات به‌جای گردش مالی برپایه دستمزد راهنما محاسبه شود. این در‌حالی‌است که تورهای ورودی معاف از مالیات‌اند، اما راهنمایان همان تورها ملزم به پرداخت مالیات هستند.»


مُسکن موقت گردشگری ایران

یزدانی با اشاره به آیین‌نامه اخیر وزارت گردشگری، این آیین‌نامه را در کوتاه‌مدت مسکن موقتی برای گردشگری ایران می‌داند، اما معتقد است در درازمدت پیام منفی به جهان مخابره می‌کند؛ پیامی مبنی‌بر اینکه ایران توریست‌پذیر نیست و گردشگر به‌تنهایی نمی‌تواند در ایران سفر کند. یزدانی به خلأهای این آیین‌نامه از جمله مشخص نبودن ملیت‌ها و زمان‌دار نبودن آن اشاره می‌کند.

*گردشگری سوداگرانه

درحالی‌که بحث بر سر گردشگری و نوع گردشگرانی است که به ایران وارد می‌شوند، «الناز نجفی»، پژوهشگر فرهنگی، نظر متفاوتی به مقوله گردشگری در سرزمینی نظیر ایران دارد. نجفی از غلبه نگاه سوداگرانه به گردشگری صحبت می‌کند: «نگاهی که در آن گردشگر، صاحب‌ محضر و کنشگر اصلی پنداشته می‌شود و مقاصد گردشگری به کالا تنزل داده می‌شوند.» نجفی معتقد است: «ایران در زمره معدود سرزمین‌هایی است که در آن گردشگر فرصت ملاقات با فرهنگی کهن و متداوم را پیدا می‌کند و در‌عین‌حال اهالی‌ای دارد که بنا به فرهنگشان همواره آغوشی گشوده به تعامل با دیگران داشته‌اند؛ در این سرزمین لازم است نگرشی نو به گردشگری مبتنی‌بر سرشت ایران و ایرانیان داشته‌ باشیم.» 


میزبانی از گردشگر: خریداری یا فروشندگی؟

این پژوهشگر فرهنگ در تکمیل مفهوم گردشگری سوداگرانه می‌گوید: «در نگاه سوداگرانه مقاصد گردشگری به‌سرعت نقد و تبدیل به پول می‌شوند. در این بازار سوداگرانه همه‌چیز فروختنی است، حتی خود ایران! به‌جای اینکه گردشگر به محضر ایران بیاید، این ایران است که به محضر گردشگر می‌رود؛ چراکه پول دست اوست. این گردشگری‌ای است که در بهترین حالت عایدی آن پول است و این پول چون ماحصلِ به‌جا نیاوردنِ ارزش‌هاست، معمولاً صرف مخدوش کردنِ ارزش‌ها نیز می‌شود.» نجفی مثال بارز این نگاه را در اصفهان یافته‌ است: «اینکه جواهری مثل میدان نقش جهان، با بنجل‌فروشی‌هایی احاطه شده که هیچ تناسبی با عیار خود میدان ندارد، فقط و فقط ناشی از همین موضعِ فروشندگی است؛ معنایش این است که ما متوجه تفاوت خرمهره و جواهر نشده‌ایم و جواهری را به‌بهای خرمهره‌ای عرضه کرده‌ایم.» این نویسنده تغییر معادله گردشگری را از چنین مسیری میسر می‌داند: «تغییر این معادله منوط به این است که ما خود «خریدار» و نه «فروشنده» ایران شویم و این مهم محقق نمی‌شود جز اینکه ایران را «به‌جا بیاوریم»». 


کم‌رونق شدن گردشگری یک فرصت است!

نجفی از دو نگاه ایجابی و سلبی به وضعیت اخیر گردشگری سخن ‌می‌گوید: «نگاه سلبی با قوانین محدودکننده، ورود گردشگر به ایران را تهدیدی برای کشور و گردشگری می‌داند؛ اما نگاه ایجابی این محدودیت‌ها را که وضع یا تعلیق آن در اراده ما نیست، فرصت مغتنمی برای بازاندیشی در الگوی ویژه گردشگری ایران در نظر می‌گیرد.» نجفی درباره تمایز و تفاوت گردشگری در ایران چنین می‌گوید: «به‌رغم تصور چنددهه‌ای که آرمانی‌ترین الگوی گردشگری را الگوی استاندارد توریسم اروپایی می‌داند یا دائماً ایران را با مالزی و دبی مقایسه می‌کند، ایران مقصدی منحصربه‌فرد است که همین متمایز بودن هم جذابیت‌های ویژه‌ای برایش رقم زده که صرف‌نظر کردن از آنها ممکن و معقول نیست. ایرانیان که با آداب گردشگری، نه از خلال شیوع گردشگری در یک سده اخیر، بلکه به‌تبع سنت چندسده‌ای میهمان‌نوازی، آشنایند باید الگوی ویژه خود را پدید آورند. رفتن از مسیرِ تمایزات سبب می‌شود گردشگران با اذعان به تفاوت ایران با یک مقصد استاندارد گردشگری، «ملاقات» با ایران را وجهه همت خود قرار دهد.»

نجفی نسبت به تغییر معادله گردشگری در ایران از فروشندگی به خریداری امیدوار است. او معتقد است: «تغییرات ماندگار معمولاً از سطوح پایین و در مقیاس خرد رخ می‌دهند. نظیر جریانی که در موضوع اقامتگاه‌های بومگردی و در خانه‌ها به‌طور خاص رخ داد. در این الگو دیگر خبری از اقامتگاه و خدمات‌دهنده نیست، بلکه صحبت از خانه، میهمان و میزبان است. میهمانی که اگر آداب میهمانی را به‌جا آورد، میزبان نیز بنا به آداب میزبانی، برای او تجربه سفر را به تجربه ملاقاتی فراموش‌نشدنی تبدیل می‌کند.»

گردشگری در ایران، نه یک بخش پویا که به خاطره‌ای دور تبدیل شده است. در غیاب سیاست‌های هم‌راستا با واقعیت‌های جهانی و همراه با تخریب وجهه بین‌المللی ایران مسیر سفر به ایران برای بسیاری از گردشگران به بن‌بست رسیده‌ است. آنچه باقی مانده، مجموعه‌ای از تجربه‌های نیمه‌کاره، اقامتگاه‌های خاموش و راهنمایانی‌ است که یا مهاجرت کرده‌اند یا در سکوت، شغلشان را کنار گذاشته‌اند. شاید بازگشت مسافر به ایران روزی ممکن شود؛ اما تا آن روز باید پذیرفت که «ایران بی‌مسافر» فقط یک تیتر نیست بلکه برآیند مجموعه سیاستگذاری‌های چندین دهه است‌.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت