درباره شبکه کارشناسان تغییراقلیم در ایران چه می‌دانیم؟‌

حلقه گمشده کارشناسان اقلیمی

براساس یافته‌‌های یک پژوهش، میزان کلی ارتباطات شبکه‌ای میان کارشناسان ایران فقط ۲۳.۷ درصد است





حلقه گمشده کارشناسان اقلیمی

۳ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۴۳

با وجود آثار پررنگ تغییراقلیم در کشور، تلاش‌های کارشناسی برای مقابله یا سازگاری با این پدیده کمرنگ است. ایران با چالش‌های جدی تغییراقلیم روبه‌روست؛ خشکسالی گسترده، افزایش محسوس دما و کاهش شدید منابع آب، زندگی و محیط‌زیست را نشانه رفته و امنیت غذایی را به خطر انداخته است. در چنین شرایطی، نقش متخصصان تغییراقلیم و همکاری میان آنها برای تحلیل داده‌ها، برنامه‌ریزی و ارائه راهکارهای علمی بیش از همیشه اهمیت یافته، اما نتایج یک پژوهش حاکی از آن است که ارتباطات میان کارشناسان در کشور همچنان پراکنده و محدود است. در همین حال، یکی از کارشناسان تغییر‌اقلیم با تأیید تعداد اندک کارشناسان این حوزه و محدودیت پژوهش‌های مرتبط، به «پیام ما» می‌گوید تصمیم‌گیران هم هنوز درک درستی از ابعاد گرمایش جهانی و تغییر‌اقلیم ندارند.

پژوهشی که در نشریه (Weather, Climate and Society (WCAS منتشر شده است، همکاری میان کارشناسان تغییر‌اقلیم در ایران را سنجیده و می‌گوید مراکز مرتبط با تغییر‌اقلیم در ایران به‌شدت نیازمند این هستند که ارتباطات بهتری با سازمان‌ها، مدیران و متخصصان تغییر‌اقلیم در بخش‌های مختلف برقرار کنند و از فعالیت‌های پژوهشی در این حوزه آگاهی بیشتری داشته باشند. «بررسی ارتباطات متخصصان تغییر‌اقلیم در ایران با استفاده از تحلیل شبکه اجتماعی» می‌گوید کارهای پژوهشی در ایران هنوز بر شناخت این پدیده متمرکز است.
براساس این پژوهش، با توجه به اینکه رشته‌های علمی و حرفه‌ای متنوعی در زمینه مطالعات و سیاستگذاری تغییر‌اقلیم درگیر هستند، این تنوع به پیچیدگی ارتباطات میان آنها می‌انجامد. افزون‌براین، تولید مداوم داده‌های جدید، بازتعریف یافته‌های قبلی و بازنگری ورودی‌ها و خروجی‌ها در رشته‌ها و بخش‌های مختلف، این پیچیدگی را بیشتر می‌کند.

فرایند فراموش‌شده سازگاری
سازگاری با تغییر‌اقلیم در جایگاه سیاستی کلیدی برای کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری در بسیاری کشورها پذیرفته شده است، اما در ایران مطالعات کارشناسی در این زمینه تازه است و سازگاری هنوز در برنامه‌ریزی‌های عملی و سیاستگذاری‌ها جایی ندارد. پژوهش WCAS با مرور یک‌‌هزار و ۲۰۰ مقاله، ۶۲۰ کتاب، ۳۴۰ پایان‌نامه و یک‌هزار و ۱۵۰ پروژه در ایران، این موضوع را تأیید می‌کند:‌ «بیشتر پژوهش‌ها تاکنون بر ارزیابی آثار تغییر‌اقلیم و اقدامات کاهشی متمرکز بوده‌اند، درحالی‌که به راهبردهای سازگاری توجه بسیار کمتری شده است.»
در این پژوهش آمده است: «در سطح بین‌المللی، برای تشویق و افزایش پروژه‌های سازگاری یکپارچه با تغییر‌اقلیم، اسناد مهمی چون مواد ۵ و ۶ کنوانسیون سازمان ملل درباره تغییر‌اقلیم (۱۹۹۲) و همچنین ماده ۱۲ توافقنامه پاریس کشورها را ترغیب می‌کنند پژوهش‌ها و آموزش‌های مرتبط با تغییر‌اقلیم را در سطح ملی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ارتقا دهند.» بر این اساس، یکی از راه‌های انجام این کار، گسترش و استفاده از برنامه‌ها و شبکه‌های ارتباطی میان کارشناسان است.
«روح‌الله اوجی»، «مهدی حسام» و «ویکتوریا و. کینر» نویسندگان این مقاله با اشاره به شدت آسیب‌پذیری برخی اکوسیستم‌های ایران در برابر پیامدهای منفی گرمایش جهانی، بر این تأکید دارند که یافتن راه‌حل‌های مناسب برای سازگاری با تغییرات اقلیمی آینده، نیازمند شناخت دقیق آثار منطقه‌ای تغییر‌اقلیم است و اینجا روابط میان متخصصان و سازمان‌ها تأثیر چشمگیری بر اجرای فرایند سازگاری با بحران اقلیمی دارد.
ازآنجاکه «یکی از مسائل کلیدی در برنامه‌ریزی برای سازگاری، همکاری مؤثر کارشناسان و مدیران در قالب یک شبکه است»، این پژوهش با تحلیل کمی و کیفی شبکه ارتباطی کارشناسان تغییر‌اقلیم می‌گوید: «گاهی اقدامات فردی ظرفیت سازگاری را کاهش می‌دهد.»

از کارشناسان تغییر‌اقلیم چه می‌دانیم؟
درباره شبکه کارشناسان تغییر‌اقلیم در ایران چه می‌دانیم؟‌ در این مطالعه، ۵۵ کارشناس از بخش‌ها و سازمان‌های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته‌اند و نتایج نشان داده است در بین رشته‌ها، اقلیم‌شناسان بیشترین ارتباط را با هم‌تخصصان خود دارند (۳۷ درصد)، در‌حالی‌که روابط آنها با کارشناسان سنجش از دور (۲۰درصد)، هواشناسی (۱۵درصد) و بوم‌شناسی (۱۴درصد) کمتر است.
براساس یافته‌ها، میزان کلی ارتباطات شبکه‌ای میان کارشناسان فقط ۲۳.۷ درصد است، حدود ۴۲/۴ درصد از ارتباط‌ها دوطرفه بوده و امکان ارتباط غیرمستقیم میان افراد ۵۱/۳۹ درصد برآورد شده است. طبق شاخص‌های سنجش، ۳۴/۲۹ درصد از متخصصان با دیگران در تماس فعال بوده‌اند.
تحلیل روابط میانی حاکی از این است که بیشتر ارتباطات کارشناسان براساس محل کار، در تهران متمرکز است و حتی افراد غیرتهرانی هم تمایل دارند با ساکنان تهران ارتباط برقرار کنند. از طرف دیگر، بیشتر کارشناسان با افراد خارج از گروه سازمانی خود ارتباط بیشتری دارند. درواقع، بعضی کارشناسان پژوهشی و اجرایی روابط برون‌گروهی گسترده‌ای دارند که برای تصمیم‌گیری علمی مفید است، درحالی‌که کارشناسان بخش آموزش بیشتر روابط درون‌گروهی دارند. درنتیجه این تعامل محدود، امکان استفاده از تجربه و دانش کارشناسان اقلیمی کمتر فراهم می‌شود.
در سطح خرد، برخی افراد با داشتن ارتباطات گسترده و جایگاه مرکزی در شبکه، در جریان اطلاعات و تبادل تجربه نقشی کلیدی دارند. طبق این بررسی، تمرکز بر این افراد و گسترش روابط آنها با دیگر متخصصان می‌تواند کارایی شبکه و کیفیت تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌های مرتبط با سازگاری اقلیمی را افزایش دهد. علاوه‌براین، کارشناسان جوان‌تر به‌دنبال ارتباط با متخصصان باتجربه‌تر هستند و گروه‌های مسن‌تر تمایل بیشتری به روابط درون‌گروهی دارند.
تحلیل کیفی مصاحبه‌ها نشان می‌دهد پنج عامل اصلی بر کیفیت همکاری‌ها تأثیرگذار است: سرمایه اجتماعی، مدیریت، پژوهش، روابط انسانی و هماهنگی. برپایه یافته‌های این پژوهش همکاری گروهی کارشناسان تغییر‌اقلیم در سطح ملی ضعیف است و بیشتر به فعالیت‌های فردی تمایل دارند. در همین حال، مشکلات مدیریتی مانند نبود ساختار روشن برای تعیین استراتژی و اولویت‌ها، تکرار مطالعات مشابه در سازمان‌ها و نبود هماهنگی میان نهادها، بهره‌وری پژوهش را کاهش داده است.

این تلاش‌ها کافی نیست
از نگاه «مجید شفیع‌پور»، رئیس مؤسسه ملی تغییر‌اقلیم و محیط‌زیست دانشگاه تهران، در شرایطی که افزایش دما، طولانی‌تر شدن دوره‌های گرما، شدت گرفتن تبخیر سطحی، کاهش منابع آب و انرژی واقعیت ملموس کشور است، انجام پژوهش‌های کاربردی برگرفته از مسائل فعلی برای تعدیل آثار تغییر‌اقلیم و سازگاری با این پدیده ضروری است.
او پژوهش‌های انجام‌شده در ایران را کافی و منسجم نمی‌داند و به «پیام ما» می‌گوید: «سرچشمه عمده مشکلات محیط‌زیستی کشور، توسعه گرمایش جهانی و تغییر‌اقلیم است که علاوه‌بر افزایش دمای میانگین سطحی زمین، به تغییر فاحش در رژیم‌های بارش‌های جوی منتهی شده است؛ به‌گونه‌ای که ما از نظر آورد آب‌های تجدیدپذیر با مشکلاتی جدی مواجه‌ایم و قرارگیری در غرب آسیا بر تشدید این شرایط اقلیمی افزوده است. با این‌همه، موضوع تغییر‌اقلیم در ارکان حکمرانی کشور، به‌خصوص حکمرانی محیط‌زیستی، اهمیت خود را نشان نداده است. تلاش‌های فعلی برای مقابله با پدیده گرمایش جهانی و تغییر‌اقلیم و سازگاری با آن، برای کشور آسیب‌پذیری چون ایران بسیار ناکافی است و ازآنجا‌که شبکه منسجمی میان پژوهشگران و صاحب‌نظران ایجاد نشده، این تلاش‌ها پژواک بی‌اثری از خود به‌جا می‌گذارد.»
همان‌طورکه مقاله مورد بحث در این گزارش به پژوهش‌های محدود اشاره کرده است، مرور مختصر پایگاه‌های رسمی نشان می‌دهد تغییر‌اقلیم نقش کمرنگی در مطالعات این حوزه دارد. جست‌وجو در پایان‌نامه‌های منتشرشده در سال ۱۴۰۴ در وب‌سایت ایرانداک (زیر نظر وزارت علوم) ما را به ۱۷ مقاله منتشرشده (۹ مورد دکترای تخصصی و ۸ مورد کارشناسی ارشد) می‌رساند. سامانه جامع طرح‌های تحقیقاتی علوم‌پزشکی کشور (زیر نظر وزارت بهداشت) ۶ پایان‌نامه مرتبط با تغییر‌اقلیم را در سال ۱۴۰۴ نمایش می‌دهد؛ آمار پایان‌نامه‌های تصویب‌شده با موضوع تغییر‌اقلیم در سال گذشته ۶ مورد و شمار پایان‌نامه‌های تصویب‌شده با موضوعات مرتبط در این سال ۲۴ مورد است. در وب‌سایت مرکز تحقیقات تغییر‌اقلیم و سلامت دانشگاه علوم‌پزشکی تهران نیز به‌طور کلی ۲۱ مورد مقاله علمی با این موضوع منتشر شده که فقط ۲ مورد آن مربوط به امسال است. در پایگاه عمومی‌تری چون «علم‌نت» ۲ مقاله نشریه‌ای و ۲ مقاله کنفرانس با موضوع تغییر‌اقلیم در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است.
نتایج این جست‌وجوها پیامی مشترک دارد؛ پژوهش‌های اقلیمی در ایران بیشتر به‌صورت پایان‌نامه‌های پراکنده باقی مانده‌اند و تقریباً هیچ‌وقت راهی به تصمیم‌گیری‌های کلان کشور پیدا نمی‌کنند. نتیجه اینکه انبوهی مقاله و تحقیق روی هم تلنبار شده است، بی‌ آنکه درباره بحران اقلیمی هم‌صدا شده باشند.
رئیس مؤسسه ملی تغییر‌اقلیم و محیط‌زیست دانشگاه تهران می‌گوید: «پژوهشگران و دانشجویان باید ببینند که دستگاه‌های اجرایی به تلاش آنها بها می‌دهند.»

کمبود کارشناسان تغییر‌اقلیم
سؤال این است که چرا روند قابل‌مشاهده تغییر‌اقلیم متناسب با نیازهای کشور جدی گرفته نمی‌شود؟ شفیع‌پور در جواب می‌گوید: «دلیلش به این واقعیت تأسف‌بار برمی‌گردد که تغییر‌اقلیم به‌عنوان واقعیتی که همه اهداف کاری خود را بر آن متمرکز کنیم، پذیرفته نشده است. درحالی‌که تمامی وزراتخانه‌ها و سازمان‌های زیرمجموعه باید بر این موضوع تمرکز کنند و موضوع تغییر‌اقلیم در ارکان تصمیم‌گیری‌های حاکمیتی اولویت یابد. اما حتی استفاده از ابزارهای حقوقی الزام‌آوری مثل توافقنامه پاریس بین دستگاه‌های مختلف اجرایی و مجلس مورد اختلاف است و نمی‌توانیم از فرصت‌های همکاری بین‌المللی استفاده کنیم.»
او با تأسف می‌گوید: «با نگاهی واقع‌بینانه، باید بگویم که علاوه‌بر پژوهش‌های اندک و پراکنده، تعداد کارشناس مسلط به موضوع تغییر‌اقلیم بسیار کم است. منظورم از کارشناس، داشتن مدرک کارشناسی نیست، بلکه کارشناس به مفهوم واقعی آن است.»
با این‌همه، عضو هیئت‌علمی دانشکده محیط‌زیست به رشد نسبی پژوهش‌های کاربردی در پنج سال گذشته و راه‌اندازی واحدهای درسی درباره تاب‌آوری، تعدیل و تطابق با تغییرات اقلیمی و همین‌طور انرژی برای تربیت نیروهای انسانی در مراکز علمی مثل دانشکده محیط‌زیست دانشگاه تهران اشاره می‌کند؛ هرچند «در مقیاس کلان، هنوز برای تربیت نیرو جا داریم تا درخور مشکلاتمان تلاش کنیم، نه اینکه در مواجهه با رخدادهای بحرانی، فقط تصمیماتی برای عبور از بحران بگیریم و بگذریم».
به‌گفته رئیس مؤسسه ملی تغییر‌اقلیم و محیط‌زیست دانشگاه تهران، برای مدیریت پدیده تغییر‌اقلیم که شکل‌گیری آن یک قرن و نیم زمان برده و در دو-سه دهه گذشته شتاب گرفته است، باید برنامه‌های طولانی‌مدت، منسجم و برآوردهای دقیق از میزان اثرگذاری اقدامات داشت. او می‌گوید: «علاوه‌بر توسعه فنی، توسعه کیفی لازم است و باید زمینه انسجام بیشتر بین مجامع دانشگاهی، پژوهشی، آموزشی با دستگاه‌های اجرایی و همین‌طور انسجام بیشتر میان دستگاه‌ها و همچنین بین دو قوه مقننه و مجریه کشور ایجاد شود. علاوه‌بر تلاش‌های ملی، باید تلاش‌های منطقه‌ای و سپس بین‌المللی با قدرت دنبال شود.»

باید چه کرد؟
توصیه پژوهش منتشرشده در WCAS، تقویت روابط بین‌دانشگاهی، برنامه‌ریزی پژوهشی مبتنی‌بر تجربه گذشته و افزایش هماهنگی میان سازمان‌ها و متخصصان است؛ اقداماتی که می‌تواند به بهبود کیفیت تصمیم‌گیری و افزایش ظرفیت شبکه در مواجهه با تغییر‌اقلیم کمک کند.
نویسندگان پژوهش با اشاره به ضرورت افزایش ارتباطات بین گروه‌ها و سازمان‌های مختلف و استفاده از ظرفیت سازمان‌های غیردولتی، بخش خصوصی و انجمن‌های علمی می‌گویند مسائل یادشده را می‌توان با تمرکز بر استراتژی‌ها و مطالعات مرتبط با تغییر‌اقلیم در کشور حل کرد. تقویت شبکه کارشناسان تغییر‌اقلیم ایران برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات، ایده‌ها و برنامه‌ها ضروری است و افزایش تراکم روابط باعث ارتقای یادگیری و هم‌افزایی میان اعضا می‌شود. به‌طور خلاصه، ایران نیاز دارد شبکه متخصصان تغییر‌اقلیم خود را از حالت پراکنده و فردی به یک شبکه منسجم و هماهنگ تبدیل کند تا تصمیم‌گیری علمی و اقدامات عملی برای مقابله با چالش‌های اقلیمی تقویت شود.
روشن است ‌که بدنه پژوهش اقلیمی در ایران کوچک و محدود است؛ اما همین مطالعات پراکنده ابعاد بحران را تصویر کرده‌اند. پرسش اینجاست که این تصاویر بالاخره چه زمانی به تصمیم‌گیری‌های کلان راه پیدا می‌کنند؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *