گفت‌و‌گوی «پیام ما» با «ابوالحسن اتابکی» که کتیبه‌های تدفینی در نقش رستم را خوانده است

کشف خانه ابدی با تزئینات خلاقانه





کشف خانه ابدی با تزئینات خلاقانه

۱۴ مرداد ۱۴۰۴، ۱۸:۴۲

| پیام ما | «این دخمک/... پسر نیکداد؟/ بهشت /برین بهرش/ باد.» این جملات در پنج سطر بر کتیبه‌ای که اخیراً در نقش‌رستم خوانده شده، نقش بسته است. کتیبه‌ای تدفینی متعلق به عصر ساسانی و به زبان پهلوی کتابی. کتیبه‌های تدفینی در کاوش‌ها و مطالعات باستان‌شناسی بخش مهمی از نوشته‌های مرتبط با سنت زرتشتی هستند. ازآنجاکه مجموعه نقش‌رستم، ماهیتی آیینی دارد در این محدوده و محوطه‌های اطراف آن بارها کتیبه‌های مشابه به‌دست‌آمده است. کتیبه اخیر اما تزئیناتی دارد که توجه باستان‌شناسان را به خود جلب کرده است.

کتیبه‌ای تدفینی با ویژگی‌های خاص، هفته گذشته در نقش رستم توسط باستان‌شناسان خوانده شد. پیش از این نیز، در فروردین‌ماه امسال، کتیبه تدفینی دیگری در همین منطقه کشف و خوانده شده بود. با توجه به ماهیت محوطه باستانی نقش رستم، کشف این کتیبه‌ها در این محدوده رویداد تازه‌ای نیست.

ابوالحسن اتابکی، باستان‌شناس و پژوهشگری که خوانش این کتیبه را بر عهده داشته، به «پیام ما» می‌گوید: «کتیبه‌های تدفینی در استودان‌ها از نظر معنایی یکسان هستند. در بیشتر آن‌ها، نام شخص درگذشته و نام پدرش ذکر شده و در پایان متن، جمله‌ای دعایی با خط پهلوی کتابی درج شده است.» به گفته او، کتیبه‌های تدفینی به خودی خود نمی‌توانند ویژگی خاصی داشته باشند؛ اما استودان‌ها گاهی دارای مشخصات منحصربه‌فردی هستند: «در استودانی که این کتیبه در آن کشف شده، نقوش و تزئیناتی وجود دارد که در استودان‌های دیگر دیده نشده‌ است. این تزئینات بیشتر نشان‌دهنده خلاقیت بازماندگان برای تزئین خانه ابدی فرد درگذشته (استودان) بوده و نمی‌تواند نمایانگر جایگاه اجتماعی یا مالی فرد در گذشته باشد.»

اتابکی در مورد نقوش این استودان می‌گوید: «این خلاقیت البته ریشه در معماری آن عصر هم دارد. این مسئله در مشابهت‌هایی که بین مقابر پادشاهان هخامنشی با کاخ‌ها و دیگر آثار معماری آن دوران نیز قابل مشاهده است. این تزئینات استودان هم می‌تواند اطلاعاتی درباره معماری آن عصر به ما بدهد؛ زیرا این خانه ابدی تا حدودی شبیه به خانه‌ای تزئین می‌شد که فرد در زندگی دنیایی خود در آن سکونت داشت. پس، وجود این مشابهت‌ها ریشه در این نگاه دارد.»

اتابکی درباره جزئیات نقوش این استودان می‌گوید: «استودانی که کتیبه در آن کشف شده، افزون بر داشتن کتیبه تدفینی، دارای تزئینات بسیار زیبایی است که در نوع خود کم‌نظیر است؛ تزئینات گنبدی‌شکل با نقوش ترسیمی بر فراز آن، که در استودان‌های دوره ساسانی کمتر دیده می‌شود و تداعی‌کننده عروج به عالم بالاست و چشم‌اندازی از معماری دوره ساسانی را به نمایش می‌گذارد.»

 

استودان‌ها و تاریخی که روایت می‌کنند

اتابکی در مقاله‌ای که سال گذشته با همکاری «نجمه ابراهیمی» در مجله «پیام باستان‌شناس» در مورد نخستین کتیبه تدفینی کشف‌شده در نقش رستم منتشر کرده، درباره آیین‌های تدفین و نقش استودان‌ها در آیین زرتشتی نوشته است: «شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که پیش از گسترش دین زرتشتی، ایرانیان باستان معمولاً مردگان خود را در خاک دفن می‌کردند؛ اما با گسترش آیین زرتشت، روش‌های تدفین در بسیاری از مناطق فلات ایران دچار تحولی اساسی شد. بر اساس متون دینی همچون «وندیداد» و «مینوی خرد»، سوزاندن و دفن مردگان عملی ناپسند و گناهی نابخشودنی به شمار می‌آمد. دلیل این رویکرد آن بود که در باور زرتشتی، عناصر طبیعی مانند آب، خاک و گیاه مقدس بودند و نباید با پیکر بی‌جان انسان -که پس از مرگ نَسُو یا ناپاک خوانده می‌شد و تهی از روان به شمار می‌رفت- آلوده شوند. همچنین، از دیدگاه این دین، دنیای زیر خاک مکانی تاریک، ساکن و اهریمنی بود. به همین سبب، زرتشتیان تلاش می‌کردند که روان فرد درگذشته را هرچه سریع‌تر از جسم او جدا کرده و به جهان بالا و روشنایی هدایت کنند. بر همین اساس، اجساد در مکان‌هایی موسوم به دَخمه‌های آفتاب‌گیر قرار می‌گرفتند؛ جایی که پرتوهای خورشید و پرندگان گوشت‌خوار -مانند لاشخورها- به روند تجزیه بدن کمک می‌کردند. پس از آن، مراسمی به نام «خورشیدنِگرشن» برگزار می‌شد که طی آن، استخوان‌های پاک‌شده در برابر نور خورشید تطهیر می‌شدند. این روند نه‌تنها با اعتقادات زرتشتی درباره «معاد جسمانی» همخوانی داشت، بلکه به‌نوعی مقدمه‌ای برای شکل‌گیری شیوه‌های نوین دفن بود. یکی از این شیوه‌های جدید، ساخت سازه‌هایی به نام استودان بود؛ فضاهایی شبیه به طاقچه که در دل کوه یا صخره‌ها کنده می‌شدند و استخوان‌های پاک‌شده مردگان در آن‌ها قرار می‌گرفت. در کنار برخی از این استودان‌ها، کتیبه‌هایی به خط پهلوی نیز به یادگار مانده است.» کتیبه‌های کشف‌شده در ماه‌های اخیر از همین نوع هستند و اطلاعات دقیقی دربارهٔ آیین‌های تدفین در اواخر عصر ساسانی به ما می‌دهند.

در مقاله‌ای که اتابکی سال گذشته درباره نخستین کتیبه‌های تدفینی کشف‌شده در نقش رستم منتشر کرد، به نقل از پژوهشی از نجمه ابراهیمی، به اهمیت استودان‌ها و اطلاعات حاصل از کتیبه‌ها و نقوش آن‌ها برای باستان‌شناسان اشاره شده است: «ساخت استودان پرهزینه بود و تنها ثروتمندان یا طبقات بالای جامعه توانایی تأمین آن را داشتند. بررسی‌ها در دشت مرودشت نشان می‌دهد که تعداد استودان‌های دوران ساسانی و اوایل دوره اسلامی، در مقایسه با گورهای ساده‌تر (مانند گورهای هاونی یا توده‌سنگیِ متعلق به مردم عادی) بسیار کمتر بوده است. این امر نشان می‌دهد که تنها عده‌ای معدود از طبقات ممتاز جامعه امکان استفاده از این آرامگاه‌های فاخر را داشته‌اند. با این وجود، همین تعداد اندک استودان‌ها نیز عمدتاً در محدوده شهر استخر و محوطه باستانی نقش رستم متمرکز شده‌اند. این تمرکز مکانی بیانگر رفاه اجتماعی مردم این ناحیه و روستاهای پیرامون آن، و امکان ایجاد چنین آرامگاه‌هایی برای آنان است. همچنین، شهر استخر یکی از مراکز علمی و فرهنگی مهم دوران ساسانی و قرون اولیه اسلامی بوده و کاتبان حرفه‌ای و زبردستی داشته که نمونه‌هایی از سنگ‌نوشته‌های پهلوی آنان هنوز موجود است. به‌طور کلی، شهر آیینی استخر، زادگاه شاهنشاهی ساسانی، محیطی مناسب و مستعد برای ساخت استودان‌های طاقچه‌ای و سایر آرامگاه‌های مجلل و خاص بوده است.»

در اوستا، درباره چگونگی تدفین و ویژگی‌های ساخت استودان چنین آمده است: «برای از بین بردن جسد مردگان، آن را به بالای کوه، محل زندگی سگ‌ها و پرندگان مردارخوار، منتقل می‌کنند تا توسط این جانوران خورده شود. پس از پاک شدن استخوان‌ها از گوشت، آن‌ها را در استودان قرار می‌دهند. استودان‌ها را باید در مکانی بنا کرد که آب باران در آن جمع نشود و سگ و روباه به آن دسترسی نداشته باشند و مصالح ساخت آن نیز سنگ و ساروج باشد.»

به گفته هرتسفلد، در حوالی تخت‌جمشید مقبره‌های متعددی یافت شده است؛ برخی به شکل گودال‌های عمودی و برخی دیگر به صورت گودال‌های افقی در دل صخره‌ها حفر شده‌اند. تعدادی از این استودان‌ها دارای سنگ‌نبشته نیز هستند. گیرشمن نیز درباره این سازه‌های تدفینی می‌نویسد: «پس از اینکه گوشت بدن مرده کاملاً از بین می‌رفت، استخوان‌ها را در پارچه‌ای می‌پیچیدند و در اتاق‌های مخصوص تدفین یا استودان‌ها قرار می‌دادند. این استودان‌ها در دامنه کوه‌ها حفر می‌شدند. قطعات بسیاری از استودان‌های گلی که در ترکستان روسیه کشف شده، به اواخر دوره ساسانی تعلق دارند.»

بر اساس نوشته‌های اتابکی، با گسترش آیین زرتشتی پس از دوره فراهخامنشی، شیوه‌های تدفین گوناگونی در فلات ایران، به‌ویژه در نواحی جنوبی و غربی، پدید آمد. این شیوه‌ها، که امروزه در باستان‌شناسی شناخته شده‌اند، شامل استودان، دخمه، میل‌گور، گور حفره‌سنگی، گور هاونی و گور توده‌سنگی‌اند. زرتشتیان ثروتمند و دارای جایگاه اجتماعی برتر، آرامگاه‌های باشکوهی چون استودان، دخمه، میل‌گور و گورهای حفره‌سنگی می‌ساختند، در حالی که افراد عادی‌تر، معمولاً به گورهای هاونی و توده‌سنگی بسنده می‌کردند. برخی از این گورهای مجلل، دارای سنگ‌نوشته‌هایی به خط پهلوی هستند که اغلب در اواخر دوره ساسانی و اوایل دوران اسلامی نگارش شده‌اند. این کتیبه‌ها به توصیف ساخت آرامگاه و نیایش برای روان درگذشتگان می‌پردازند. جالب آنکه پیروان سایر ادیان نیز در این دوره، به روش‌های معمول تدفین خاکی ادامه می‌دادند و تفاوت یا سخت‌گیری مذهبی چندانی میان آن‌ها دیده نمی‌شد.

رازهای نهفته در دل مردگان، قرن‌ها پس از تجزیه جسم‌شان آشکار می‌شود. دعایی که بازماندگان، بدرقه راه فرد درگذشته کرده‌اند، امروز همچنان بر تن سنگ آرام گرفته و آرزویی است بر جای مانده در تاریخ: «بهشت برین، جایگاهش باد». باستان‌شناسان امروز با یاری همین آرزوهای نقش بسته بر سنگ، با معماهای تاریخ روبرو شده و گره از آن‌ها می‌گشایند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ