درباره موج افغانستانیستیزی
روایتسازی و انسانزدایی
۱۰ تیر ۱۴۰۴، ۱۷:۳۰
«یوآو گالانت»، وزیر جنگِ رژیم آپارتاید اسرائیل، در ابتدای دوره جنگ پسا هفتِ اکتبر ۲۰۲۳ ساکنانِ غزه را «حیواناتِ انساننما» نامید و این رتوریک تبلیغاتی اسرائیل در جنگ را تشکیل میداد که غزه معادل با حماس است و حتی کودکانی که کشته میشوند (و البته آمارشان انکار میشود) در آینده به عضوِ حماس و تروریست بدل میشدند. انسانیتزدایی از یک قوم، نژاد و ملت سوابق تاریخی متعددی دارد. اخراج فلسطینیها در نکبه (۱۹۴۸) و استعارههایی چون «زمین بدون مردم» (برای توصیفِ فلسطین) و کاربردِ اصطلاحِ انتقال(Transfer) برای خنثیسازیِ خشونت و سبعیتِ آوارهسازی بنیانِ نژادپرستیِ سیستماتیکِ اسرائیل را شکل میدهد. مثالهای فراوانی میتوان برشمرد چون اخراج هندیها (عمدتاً از تبار گجراتی) از اوگاندا در ۱۹۷۲ از اوگاندا توسط دولتِ عیدی امین با توصیفهایی چون «خونآشام»، «غارتگران منابع ملی»، «پارازیت» و «بار اضافی»، پاکسازی قومی و جابهجابی اجباری قومِ روهینگیا در میانمار در ۲۰۱۷ با اصطلاحاتی چون «مهاجر غیرقانونی»، «تروریست»، «خطر برای بوداییها»، نسلکشیِ کردها در عملیاتِ انفال (۱۹۸۸) در رژیم بعث عراق با توصیفِ کردها بهعنوان «خائنان»، «همدستانِ ایران»، «دشمنانِ ملت»، «میکروب»، «اهل کوه»، نسلکشیِ ارامنه (۱۹۱۵-۱۹۲۳) در امپراتوری عثمانی و توسطِ رهبرانِ ترکانِ جوان (حزب اتحاد و ترقی) در خلال جنگ جهانی اول با استفاده از واژگانی مانندِ «خائن»، «دشمن داخلی»، «غیرمتمدن»، «آفت»، «عنصر نامطلوب»، «مسئله ارمنی(Ermeni Meselesi)»، «گاوور بهمعنای کافر»، نسلکشی هزارهها در افغانستان با توصیف آنها تحت عناوینِ «کافر»، «پست» و «بیگانه»، نسلکشیِ توتسیها در رواندا (۱۹۹۴) با تشبیهِ توتسیها بهویژه توسطِ رادیو RTLM با اصطلاحاتی نظیرِ «سوسک»(Inyenzi)، یهودستیزی در آلمانِ نـازی (۱۹۳۳-۱۹۴۵) و توصـیف یهودیها به «فرو-انـسـان» (Untermensch)، «طـفیـلی» (Parasite)، «آلوده» و «سرطان جامعه» و ترسیم کاریکاتورهای ضدیهودی در نشریاتی مانندِ Der Sturmer کـه در آن یـهودیان بـا ویژگـیهای حـیوانی(بینی بزرگ، حـالـتِ خزنده) به تصویر کشیده میشدند.
انسانزدایی بروزهای مختلفی دارد؛ خـشونت نمادین، خشونت و بدررفتاری، آوارهسازی، پاکسازی قومی و نسلکشی که گاه بهصورت چرخهای در امتداد یکدیگر شکل میگیرند.
انسانزدایی از روایتسازی کاذب حاصل میشود. از تصویری یکپارچه و موهوم که از یک قوم، نژاد، ملت و مذهب ساخته میشود. همه مسلمانها تروریستاند، همه بهاییها جاسوسِ اسرائیلاند، همه یهودیها فاسدند، همه سیاهان تنبل و کمهوشاند، همه اعراب بدوی و بیابانگردند. بدیهی است این انسانیتزداییها بههماناندازه بیمعنی و پوچاند که جوکهای قومیتی درباره ترک و لر و رشتی. در موردِ اخیر، یعنی افغانستانیها این تصویرِ موهوم عبارت است از اینکه همه افغانستانیها مهاجر غیرقانونی هستند، همه آنها پشتون هستند، همه آنها حامی طالباناند، آنها اغلب مرد هستند و عده خیلی قلیلی زن که نقشِ ماشینِ جوجهکشی را ایفا میکنند، همه آنها بیسواد و بیفرهنگ هستند و همه آنها ضد ایران هستند و مترصد فرصتی برای ضربهزدن به ایران. اگرچه دیدگاههای منفی نسبت به افغانستانیها در بینِ ایرانیان، دارای ریشههای تاریخی بود و افکارسنجی شهروندان تهرانی توسط دفتر مطالعات اجتماعیِ شهرداری تهران در سال ۱۳۹۸ گویای این مسئله بود، اما در زمان سلطه مجدد طالبان بر افغانستان در سالِ ۱۴۰۰ شاهد همدلی ایرانیان با افغانستانیها بودیم و با مقاومتِ پنجشیر، همدلیای وجود داشت، ولی از اواخر سال ۱۴۰۱ بهتدریج ابتدا توسط چند اکانت در شبکههای اجتماعی و سپس چند روزنامهنگار و یکی-دو رسانه موج جدیدی از نفرتپراکنی نسبت به افغانستانیها شکل گرفت که بر دو عنصرِ «روایتسازیِ کاذب» و «خطرناک قلمداد کردنِ افغانستانیها از نظرِ جمعیتی و سیاسی» استوار بود و دامنه آن به گروههای واتساپی و تلگرامی خانوادگی نیز رسید و خود را در هشتگهایی چون «اخراج افغانی مطالبه ملی» نمود داد و همه مشکلات موجود در کشور از ناترازی انرژی، گرانی، کمبود سیبزمینی، افزایش اجارهبها، ناامنی را به آنها نسبت داد که در آخرین حلقه نیز شبکه نفوذ گسترده اسرائیل در کشور را که به اذعانِ مسئولانِ اطلاعاتی و امنیتی (از جمله «علی یونسی»، وزیر اسبق اطلاعات) در سطوح بالای حاکمیت گسترده است، به افغانستانی منسوب کرد و تقلیل داد و از آن برای تشدیدِ موجِ اخراجِ مهاجرانِ افغانستانی که پیش از جنگِ ۱۲روزه با شدت در جریان بود، بهره برد.
این روایتسازی کاذب درحالیاست که در واقعیت، افغانستان متشکل از اقوام متعددی چون پشتون، تاجیک، هزاره، ازبک، ایماق، ترکمن، بلوچ؛ پشهای، نورستانی، گوجر، عرب، براهویی، قزلباش، پامیری، قرقیز، سادات، مغول و سیک است و قانون اساسی پیشین و سرود ملی سابق افغانستان به ۱۴ قوم اشاره کرده است. ۴۹ درصد افغانستانیهای ساکن در ایران زن هستند. جمعیت زیادی از افغانستانیها جزو نسلهای دوم و سوم و چهارم مهاجران محسوب میشوند که متولد ایران هستند و اصلاً افغانستان را ندیدهاند. جمعیت قابلتوجهی از افغانستانیهای تحصیلکرده داریم (چه آنها که در ایران تحصیل کردهاند و چه آنها که در افغانستان یا کشورهای دیگر و بهدلیل سلطه طالبان بهدلیل مشاغل دولتی یا نظامی، فعالیتهای حقوق بشری یا حوزه زنان و سایر حوزههای شغلی یا فعالیتی یا سبک زندگی که زیستن در سایه طالبان را برای آنها با خطر جانی مواجه میساخت، به ایران آمدند) و بنابر برآوردها از جمعیت مهاجران ساکن در ایران بین یکسوم تا یکچهارم آنها مهاجر قانونی محسوب میشدند و بخش قابلتوجهی از آنها نیز از طریق کارت آمایش و سرشماری نیمهرسمی محسوب میشوند و تقریباً میتوان گفت آنچه تحت عنوان «مهاجر غیرقانونی» اطلاق میشد، بخش کوچکتری از آنها را در بر میگرفت، اما در موجِ اخیر اخراج شامل افغانستانیهای دارای پاسپورت و ویزا هم شده است. «هانا آرنت» در «ریشههای توتالیتاریسم» از مفهومِ «انسانهای زائد»(Superfluos People) و «بیریشگی»(Rootlessness) یاد میکند. اینکه چگونه با زائد تلقیکردن جمعیتهای انسانی، رژیمهای توتالیتر به بیریشهسازی انسانها دست میزنند که کمترینِ آنها آوارهسازی است، مسیری که در انتها به آشویتس میرسد. آرنت این فرایند را در «آیشمن در اورشلیم» فرایندِ «پیشپاافتادگیِ شر» میخواند، فرایندی که در آن فرودستسازی و تحقیرِ تاریخیِ افغانستانیها به این مرحله خشونتبار رسیده است. «پیتر گاتریش» در «The Making of the Modern Refuee» نشان میدهد چگونه اشکال مختلف انسانزدایی از جمله با عنوانِ «مهاجر غیرقانونی»، آوارگی را به یک ابزارِ سیاسی بدل میکند و «سامانتا پاور» در «Problem from Hell» از اینکه چگونه توجیهات امنیتی مستمسکی برای نسلکشی میشوند، روایت می کند.
مسئله مهم آن است که انسانزدایی تنها مغلوبانِ آن را قربانی نمیکند، انسانزدایی جدا از آنکه گسترش مییابد و قربانیان جدیدی انتخاب میکند تا جایی که حتی به تضادِ تهرانی/شهرستانی میرسد، جمعیتِ غالب را پس از مدتی با شرمندگیِ تاریخی مواجه خواهد کرد.
برچسب ها:
اسرائیل، افغان، افغانستان، جنگ، شبکههای اجتماعی، شهرداری تهران، کودکان، مهاجر، مهاجران، ناترازی انرژی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تاریخ در محاصره زمان
از ورشو تا حلب؛ درسهایی درباره حفاظت اضطراری پس از جنگ
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
میــــــراث در بــرزخ
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید