گفت‌وگوی «پیام ما» با «محمد وصال، اقتصاددان و مدرس دانشگاه

بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد

این جنگ ۱۲روزه، طبیعتاً نا‌اطمینانی‌ها را افزایش داده است، طبیعی است اگر ارزیابی سرمایه‌گذاران این باشد که اقتصاد ایران به‌سمت بی‌ثباتی بیشتر حرکت می‌کند، کمتر به فکر توسعه می‌افتند





بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد

۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۱:۰۳

هنوز آتش‌بس میان ایران و اسرائیل قطعی نشده بود و گمانه‌زنی‌ سیاستمداران غرب و شرق درباره آن به یقین نرسیده بود که بسیاری از کسب‌وکارها به فکر تعدیل نیرو افتادند؛ تعدیلی که برای برخی از کارمندان و کارگران از جنگ هم ترسناک‌تر بود. اما ریشه این تعدیل نیروها چیست؟ آیا صاحبان کسب‌وکار و سرمایه‌گذاران به این نتیجه رسیده‌اند که روزهای بدتری در راه است و دیگر نمی‌توانند به کارمندان و کارگرانشان حقوق دهند؟ آیا جنگ ۱۲روزه شرایط را دشوارتر از پیش کرده است؟ «محمد وصال»، اقتصاددان و مدرس دانشگاه شریف معتقد است مسئله تعدیل نیرو بیشتر انعکاسی از شرایط پیش از جنگ است و انعکاسی از نااطمینانی‌های قبل است. او می‌گوید: اخراج و کنار گذاشتن نیرو برای کسب‌وکارها زمانی توجیه دارد که کسب‌وکار در افق میان‌مدت و بلندمدت نخواهد کسب‌وکار فعلی را حفظ کند؛ زیرا اگر اکنون بخواهد افرادی را از کسب‌وکار بیرون کند و یک یا دو ماه دیگر دوباره بخواهد آنها را استخدام کند، هزینه استخدام و اخراج به‌قدری زیاد است که اصلاً توجیه ندارد. برداشت بنده آن است که برای روشن شدن مسائل چند هفته یا حتی چند ماه زمان لازم داریم. در بخشی از این گفت‌وگو او درباره اینکه سیاستگذار باید در شرایط فعلی دست به چه اقدامی بزند، توضیح داد.

در روزهای اخیر در فضای مجازی روایت‌های متعددی درباره تعدیل نیروی کار می‌خوانیم. تعدیلی که به‌گفته کارفرمایان به‌سبب جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل بوده است، این جنگ تا چه اندازه می‌تواند روی کسب‌وکارها و به‌طور جامع‌تر بازار کار اثرگذار بوده باشد؟
باید توجه کنیم که نقطه شروع اقتصاد ایران پیش از این اتفاق کجا بوده است. تقریباً می‌توان گفت بیشتر از پنج سال است که اقتصاد ایران درگیر نااطمینانی‌های بزرگ است. بعد از خروج آمریکا از برجام و بعد از آن شیوع ویروس کرونا، اقتصاد ایران شوک‌های بزرگی را تجربه کرد. بعد از کرونا هم تورم‌های نسبتاً بالا رخ داد. با اینکه در روابط خارجی ثبات نسبی حاکم بود و در برهه‌هایی نرخ ارز ثباتی داشت، اما تورم بالا بود و ما اکنون بیشتر از چهار سال است که تورم‌های بالای ۳۵ درصد را تجربه می‌کنیم. شاید بگوییم، مسئله افزایش قیمت‌ها به‌خودی‌خود مسئله پراهمیتی نیست، اما از دو جهت می‌تواند اثرگذار باشد. اول اینکه نااطمینانی بالا می‌رود و سرمایه‌گذار نمی‌داند شرایط چه خواهد شد. سرمایه‌گذار نمی‌داند بازده فعالیت‌های مختلف چقدر خواهد بود و اینکه چقدر قیمت محصولش افزایش می‌یابد و چقدر قیمت نهاده‌ها. نکته دوم هم این است که اگر دستمزدها و درآمد افراد، متناسب با تورم زیاد نشود. درواقع، ما با افت قدرت خرید مواجه می‌شویم و تقاضا برای کسب‌وکارها افت می‌کند. این دو موضوع سبب شرایط نامناسبی در اقتصاد ایران می‌شود. به همین دلیل هم پیش از جنگ، بسیاری از کسب‌وکارها در حال گذران امور به‌شکل حداقلی بودند؛ یعنی به توسعه و سرمایه‌گذاری فکر نمی‌کردند. از طرف دیگر قواعدی که وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانک مرکزی در بحث واردات و صادرات داشتند، موانع بیشتری بر سر راه کسب‌و‌کارها ایجاد می‌کرد و جریان تجارت کشور را مختل کرده بود. تمام این موضوعات را که کنار هم بگذاریم، می‌توانیم به این نتیجه برسیم که مسئله تعدیل نیروها که به آن اشاره کردید، شاید ارتباطی هم به این جنگ ۱۲روزه نداشته باشد و بیشتر انعکاس آن نااطمینانی‌های قبل از جنگ است.

اما همین جنگ ۱۲روزه ریسک سرمایه‌گذاری را برای سرمایه‌گذار بالاتر برده و به‌نوعی به این نااطمینانی که در صحبت‌هایتان به‌عنوان یکی از تبعات افزایش قیمت‌ها بود، دامن می‌زند؟
این جنگ ۱۲روزه، طبیعتاً نا‌اطمینانی‌ها را افزایش داده است. این جنگ غیرمنتظره بود و سرمایه هم سیال‌تر است و راحت‌تر از نیروی کار جابه‌جا می‌شود. طبیعی است اگر ارزیابی سرمایه‌گذار این باشد که اقتصاد ایران به‌سمت بی‌ثباتی بیشتر حرکت می‌کند، کمتر به فکر توسعه بیفتند؛ چه در کسب‌وکارهای موجود و چه در کسب‌وکارهای جدید. این موضوع لاجرم سبب می‌شود تقاضا برای نیروی کار کم شود و فرصت‌های شغلی هم کاهش پیدا کند.

می‌توان با قطعیت گفت این نااطمینانی‌های جنگ ۱۲روزه سرمایه‌گذار را به کدام سمت سوق داده است؟
این ۱۲ روز شوکی به اقتصاد وارد کرد، اما هنوز نمی‌دانیم به کدام سمت خواهد رفت و برای قضاوت اینکه ببینیم این نااطمینانی‌ها در اقتصاد قرار است کمتر شود یا بیشتر، کمی زود است. ممکن است به‌سمت گشایش‌هایی حرکت کنیم. مثلاً همین موضوع تسهیل فروش نفت ممکن است به سایر بخش‌های محدودشده در تحریم‌ها تسری یابد. به‌هرحال، افزایش درآمدهای نفتی هم به‌خودی‌خود خیلی برای اقتصاد ایران مهم است.

در چنین شرایطی که همچنان برای قضاوت درباره اثرات جنگ در اقتصاد فرصت داریم، به‌نظر شما چرا برخی دست به تعدیل نیرو زده‌اند؟
اخراج و کنار گذاشتن نیرو زمانی توجیه دارد که کسب‌وکار در افق میان‌مدت و بلندمدت نخواهد فعالیت فعلی را حفظ کند؛ زیرا اگر اکنون بخواهد افرادی را از کسب‌وکار بیرون کند و یک یا دو ماه دیگر دوباره بخواهد آنها را استخدام کند، هزینه استخدام و اخراج به‌قدری زیاد است که اصلاً توجیه ندارد. برداشت من آن است که برای روشن شدن مسائل چند هفته یا حتی چند ماه زمان لازم داریم. بنابراین، کسب‌وکارهایی که شاید قبل از جنگ هم در حال کوچک‌شدن بوده‌اند، الان در حال تعدیل نیرو هستند. به‌عبارت دیگر، شاید الان توجه ما به تعدیل نیرو بیشتر جلب شده است، وگرنه شرایط اقتصاد ایران بعد از کرونا (که یک میلیون شغل از دست رفت) با کندی بسیار در حال بهبود بود و تنها در سال ۱۴۰۳ بود که تعداد شاغلین قدری از رقم شاغلین در سال پیش از کرونا (۱۳۹۸) بالاتر رفته بود. به‌نظرم قدری باید صبر کرد و دید اقتصاد به چه سمتی می‌رود.

هنوز گزارش دقیقی از میزان خسارت‌های اقتصادی جنگ منتشر نشده است، اما وزیر اقتصاد به‌تازگی گفته وضعیت اقتصاد خوب است، معنای این جمله یعنی اثرات اقتصادی جنگ کنترل‌شده و کم است؟
اگر بخواهیم روی بحث بازار کار متمرکز باشیم، اثرات جنگ بر آن را می‌توان از چند جهت بررسی کرد. اولین موضوع بحث تقاضای نیروی کار است که بنگاه‌ها و کسب‌وکارها با سرمایه‌ای که دارند، ممکن است به‌سمت استخدام نیروی کار بروند و بعد از خروج سرمایه‌ نیز دست به اخراج نیروی کار بزنند. به‌نظر من، این جنگ از جهت ریسک سرمایه‌گذاری ممکن است اثر منفی روی سرمایه‌گذاری بگذارد. البته با توجه به سابقه‌ای که گفتم، بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های خارجی از ایران رفته بودند. بنابراین، باید دید سرمایه‌گذاران عمدتاً داخلی چه برداشتی از وقایع جنگ و بعد از آن دارند. برداشت منفی و افزایش نااطمینانی و احتمال وقوع مجدد جنگ، ممکن است باعث خروج سرمایه شود.
اما این تمام ماجرا نیست، سمت دیگر عرضه نیروی کار است. یعنی افراد که خواهان استخدام هستند. این موضوع را باید به دو بخش نیروی کار ماهر و غیرماهر تفکیک کرد. در بخش نیروی کار غیرماهر نقش اتباع به‌ویژه شهروندان افغانستانی پررنگ است، با توجه به شرایط پیش‌آمده و تلاش‌ها برای اخراج شهروندان افغانستانی بدون مجوز، می‌توان نتیجه گرفت که کمبودی در نیروی کار غیرماهر خواهیم داشت که البته این خروج پیش از جنگ شروع شده بود و حالا تشدید شده است. پیش از جنگ هم کسب‌وکارها در پیدا کردن نیروی کار غیرماهر، یعنی کارگر ساده، مشکل داشتند. در بحث نیروی کار ماهر نیز به‌نظرم اکنون برای قضاوت زود است. خروج نیروی کار ماهر معمولاُ به‌سبب مهاجرت رخ می‌داد و مدت‌هاست که به‌دلیل شرایط متفاوت در کشورهای دیگر مانند سخت‌‌شدن فرایند اخذ ویزا و کاهش فرصت‌های شغلی و تحصیلی در دنیا این موج مهاجرت کند شده بود. من تصور نمی‌کنم این جنگ ۱۲روزه در این موضوع تأثیر جدی‌ای در کوتاه‌مدت بگذارد، مگر اینکه وضعیت سیاسی کشور عوض شود و شرایط تازه‌ای تجربه کند.
جمله آقای وزیر درباره وضعیت اقتصاد نیز به‌نظر می‌رسد بیشتر ناظر بر تأمین کالاهای اساسی و تأمین نیازها در برهه جنگ بود. طبیعتاً به‌دلیل جابه‌جایی جمعیت در برخی نقاط کمبودهایی بود که به‌سرعت رفع شد. تعبیر من از صحبت آقای وزیر این نیست که شرایط اقتصاد اکنون در وضعیت ایدئالی قرار دارد؛ شرایط اقتصاد ایران پیش از جنگ با ایدئال خیلی فاصله داشت و هم‌اکنون هم اگر بدتر نشده باشد، در همان وضعیت است.

در چنین شرایطی دولت و سیاستگذار باید چه کند؟
به‌نظرم مهمترین جنبه مدیریت فضای سیاسی و بین‌المللی است. دولت باید تلاش کند عدم‌قطعیت را شفاف کند. اینکه وضعیت قرار است به چه سمت‌وسویی برود. در این بین، باید دستگاه‌های مقررات‌گذار به‌ویژه سازمان بیمه تأمین اجتماعی و سازمان امور مالیاتی، حداکثر تسهیلات و تخفیفات را قائل شوند. مثلاً بیمه اگر بخواهد به‌رغم جنگ ۱۲روزه تحمیلی و شرایط دورکاری و تعطیلی، کماکان مطابق روال قبل جریمه دیرکرد حساب کند یا سازمان مالیاتی سختگیرانه عمل کند، وضعیت سخت می‌شود. فکر می‌کنم البته در حال حاضر تسهیلات تصویب شده، مثلاً مهلت تسلیم اظهارنامه مالیات یک‌ماهی به تعویق افتاده و بیمه هم برای شرکت‌ها تمدیدی داشته است. همچنین، در خبرها دیدم که وزارت اقتصاد گفته بود خسارت کسب‌وکارها را جبران می‌کنیم، حالا اینکه این خسارت قرار است از چه منبعی تأمین شود، مهم است؛ زیرا بحث کسری بودجه و تورم پیش می‌آید. اما درنهایت تأکید می‌کنم به‌نظرم در بحث بازار کار، به‌غیر از بحث اتباع، دچار شوک بزرگی نخواهیم شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه