در دو راهی رفتن یا ماندن

نه‌! نه! قلبم نمی‌خواهد خانه کوچکم را رها کند





نه‌! نه! قلبم نمی‌خواهد خانه کوچکم را رها کند

۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۱۹

هنوز صدای گنجشک‌ها در صبح زود شهری جنگ‌زده می‌آید. شهری که خانه‌هایش یک به یک خالی می‌شوند. بعد از دستور تخلیه منطقه سه در عصر دوشنبه ۲۶ خرداد توسط اسرائیل، حالا آدم‌ها دو دسته‌اند، عده‌ای که می‌گویند می‌خواهند کنار خانه‌شان بمانند و اگر قرار بر مرگ است، همینجا در کنار خانه‌ای که به سختی ساخته‌اند عمرشان تمام شود و دیگرانی که راهی شده‌اند.

مرتضی عکس از درخت انجیر حیاط خانه‌اش گذاشته و برای نرفتن بهانه‌های مختلف آورده و در اینستاگرامش نوشته «ته ته قلبم نمی‌خوام این خونه کوچکی که به سختی و زحمت و با بی‌پولی عطیه ساختیم رو ترک کنیم.»

مهناز تصویری از پیچکی روی اپن خانه‌اش گذاشته، ساکش را جمع کرده تا از منطقه خطر اعلام شده دور شود، او هم می‌خواهد در تهران بماند و محمد نوشته «به کسانی که مانده‌اند ترس ندهید، ما راهی جز ماندن نداریم. نه ماشینمان بنزین دارد و نه در شهری دیگر جایی داریم… ما همینجا می‌مانیم.»

در پنج روز آتش‌باران در تهران حالا عده‌ای از شوک در آمده‌اند و فهمیده‌اند «جنگ» به خانه‌شان رسیده و عده‌ای هنوز در شوک‌اند. نمی‌توانند مادر و پدر پیرشان را برای رفتن از شهری که مدام اعلام خروج از آن می‌دهند راضی کنند. یکی از آنها در توییتر از دیگران می‌خواست تا به او بگویند چطور پدر و مادرشان را برای رها کردن خانه راضی کرده‌اند؟

«آخرین عکس با خانه»، «آخرین تصویر خانه‌ای که دوستش دارم»، «آخرین آب دادن به گل‌های خانه»… آخرین…. آخرین…  اینها را بسیاری دیگر نوشته‌اند و با خانه‌شان خداحافظی کرده و حالا تعدادی از آنها در جاده‌های مختلف کشورند. با ترس از تمام شدن بنزین و ترافیک.

یکی از کاربران در توییترش از دزدها خواسته تا خانه‌های خالی مانده را رها کنند و به آنها دستبرد نزنند و تعدادی دیگر از محتویات ساک‌هایشان گفته‌اند. از اینکه نمی‌دانند چه چیزی با خود برداشته‌اند و فکر می‌کنند چه چیزهایی را جا گذاشته‌اند. مانند مریم که تصویری از دو جلد کتابش را گذاشته و نوشته «نمی‌دانم چرا اینها را برداشته‌ایم، لحظه‌ای که برداشتم به هیچ چیز فکر نمی‌کردم…»

مهتاب هم عکس خانه‌اش را گذاشته، در صبحی که خبری از جنگ نبود و نوری آرام بر لیوان‌های چایی تابیده بود، او امیدش برگشت به خانه است و برای همین عکسی از آخرین روز خانه‌اش برنداشته است، او عکس روزی عادی را برداشته، روزی در هفته‌های گذشته که آفتاب بهاری‌اش می‌تابید و آسمانش پر از جنگنده نبود.

برزخی به وسعت یک شهر

خانه‌های خالی، چراغ‌های روشن

تهران در بحران

تهران، تهران دوست‌داشتی

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق