آثار هنرمندان بزرگ دنیا در تهران؛ روایت رنج، جنگ و زیبایی

چشم در چشم پیکاسو





چشم در چشم پیکاسو

۱۸ فروردین ۱۴۰۴، ۱۸:۴۷

دومین‌بار است که طی یک سال گذشته، مردم پشت درِ موزه هنرهای معاصر صف‌های طولانی تشکیل می‌دهند تا بتوانند چشم‌هایشان را با تماشای آثار هنرمندان بزرگ دنیا نوازش دهند، با نقاشی‌ها عکس یادگاری بگیرند و با اشتراک عکس‌هایشان در شبکه‌های اجتماعی به آثار ارزشمندی که در کشورشان نگهداری می‌شود، افتخار کنند.

سالی که گذشت، ویدئوهایی از استقبال مردم برای بازدید از موزه هنرهای معاصر در شبکه‌های اجتماعی دست‌ به‌ دست و موجب تعجب بسیاری شد، موضوعی که نشان‌دهنده ولع عامه مردم به‌ویژه نسل جوان به هنر بود.

 مهرماه ۱۴۰۳ بود که منتخبی از آثار ایرانی و خارجی گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران از هنرمندان بزرگی چون فرانسیس بیکن، لوترک، پیکاسو، ونسان ونگوگ، اندی وارهول، جیاکومتی، جیمز انسور، مونه، جیم داین، رابرت راشنبرگ، فرنان لژه، خوان میرو، کمال‌الملک، بهمن محصص، مارکو گریگوریان، محمود جوادی‌پور، احمد اسفندیاری، ژازه تباتبایی، کامبیز درم بخش، غلامحسن نامی، مهدی سحابی، فرشید ملکی، کوروش گلناری و… به نمایش درآمد. استقبال از این نمایشگاه که عنوان «چشم در چشم» را برایش انتخاب کرده بودند، آنقدر زیاد بود که آن را برای سه بار پی در پی تمدید کردند.  

با نزدیک شدن به روزهای پایان سال، یک بار دیگر موزه‌ هنرهای معاصر با استقبال روبه‌رو شد؛ این‌بار آثار پابلو پیکاسو، یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم از گنجینه بیرون آورده شد. ۷۹ اثر از آثار پابلو پیکاسو، منتخب ۹ اثر از آثار هنرمندان ایرانی متاثر از پیکاسو از جمله بهرام دبیری، بهمن محصص، جلیل ضیاءپور، محسن وزیری مقدم، محمدعلی شیوا (کاکو)، گارنیگ درهاکوپیان، هانیبال الخاص و پروانه اعتمادی مردم را بار دیگر به موزه هنرهای معاصر کشاند تا برای دومین‌بار در یک سال در صف بایستند تا چشم‌هایشان را از دیدن هنر مطرح‌ترین هنرمندان دنیا نوازش دهند.

طبق اعلام موزه هنرهای معاصر از ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۳ تا ۱۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۴ بیش از ۵۵ هزار نفر از نمایشگاه آثار پیکاسو در تهران دیدن کردند؛ آماری که نشان می‌دهد عامه مردم هم با هنرهای پیچیده، هنر تفاخر به مکتب‌ها و سبک‌ها، ارتباط برقرار می‌کنند. منظور از عامه مردم همان توده مردم هستند که سبک‌های تخصصی هنر را نمی‌شناسند و با یک اثر هنری، حسی ارتباط برقرار می‌کنند.  

در مردم‌شناسی هنر، پیکاسو در زمره هنرمندانی قرار دارد که هنرش خاص است؛ یعنی برخلاف هنر عامه که بدون هیچ تکلف و درنهایت ساده‌اندیشی است، کارهایش براساس مکتب‌ها و سبک‌هایی خاص روی بوم نقش می‌بسته است. کارهایش متکی بر اندیشه و سلیقه شخصی است، اما عموم مردمی که مقابل موزه‌ هنرهای معاصر برای دیدن کارهایش صف می‌بندند، با آثار او ارتباط برقرار می‌کنند؛ حتی اگر آن اثر «گرنیکا» باشد که به سبک کوبیسم نقاشی شده است.

عامه‌ مردم جنگ را می‌فهمند و وقتی به توضیحات این اثر ضد جنگ او گوش می‌سپارند و رنگ‌های سیاه، سفید و خاکستری نقاشی‌اش را می‌بینند به بهترین شکل، زشتی و سیاهی جنگ را درک می‌کنند، گویی که با تماشای «گرنیکا» بخش کوچکی از تاریخ را می‌خوانند؛ چراکه این اثر در شرایط بحرانی جنگ داخلی اسپانیا خلق شده تا زشتی و سیاهی جنگ را بهتر به تصویر بکشد

عامه‌ مردم جنگ را می‌فهمند و وقتی به توضیحات این اثر ضد جنگ او گوش می‌سپارند و رنگ‌های سیاه، سفید و خاکستری نقاشی‌اش را می‌بینند، به بهترین شکل، زشتی و سیاهی جنگ را درک می‌کنند، گویی که با تماشای «گرنیکا» بخش کوچکی از تاریخ را می‌خوانند؛ چراکه این اثر در شرایط بحرانی جنگ داخلی اسپانیا خلق شده تا زشتی و سیاهی جنگ را بهتر به تصویر بکشد؛ درست زمانی که روستای گرنیکا در کشور اسپانیا در سال ۱۹۳۷ توسط نیروهای نازی آلمان و نیروهای ایتالیایی فاشیست بمباران شد و مثل دیگر جنگ‌های دنیا، عمده قربانیانش انسان‌های بی‌گناه بودند. به همین دلیل، فارغ از گذر زمان پای ویدئوهایی که این اثر را توضیح می‌دهد، می‌نشینند و روایت آنچه که بر مردم در گوشه‌ای از دنیا گذشته، گوش می‌دهند و با اثر هنرمندی که سال‌ها پیش رنج مردم را کشیده، ارتباط برقرار می‌کنند.

«گرنیکا» یکی از بهترین نقاشی‌های ضد جنگ پیکاسو است. گرچه اصل این تابلوی عظیم با ابعاد ۳.۴۹ در ۷.۷۷ متری در موزه رینا سوفیا مادرید وجود دارد، اما مخاطبان عامه هنر می‌توانند توضیح کاملی از چگونگی شکل‌گیری سیاسی‌ترین اثر پیکاسو تا سرنوشتی که بر آن گذشته را بشنوند؛ اثری که به‌عنوان یکی از مهمترین آثار هنری قرن بیستم شناخته می‌شود و نمادی از قدرت هنر برای بیان پیام‌های قوی و انسان‌محور است.

نمادها در «گرنیکا» با ببینده‌ها حرف می‌زنند؛ چهره‌های گریه‌کننده و بدن‌های مجروح به نمادهای آشکار درد و رنج انسانی تبدیل شده‌اند. تصاویری از اسب در این اثر، نمادی از مردم بی‌گناه و  قربانیان جنگ و گاو که ریشه در آیین‌های مردم کشور اسپانیا دارد، نمادی از وحشی‌گری و خشونت است.

خلق «گرنیکا» مفهوم دیگری هم در پی دارد که پیکاسو پیش از آنکه یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم شود، یک انسان عامی بوده است و فقط برای آنکه مورد تحسین قرار بگیرد، آثارش را خلق نمی‌کرده بلکه به‌عنوان یک انسان هنرمند در جامعه، همپای دیگران بوده است و با هنرش در قالب یک نقاشی یا مجسمه به زیبایی‌ها، فقر، سوگ و اندوه‌ها رونق بخشیده است؛ چراکه هنر زبان گویای مردم است و وسیله سبک جانی و رفع تن خستگی او. حتی زبان در کام انسان عامی به تفنن به سرود و ترانه و خواندن شعر نمی‌چرخد و به‌نظر می‌رسد تا دردی نباشد و اشکی بر گوشه چشمی سُر نخورد کلام در قالب نقاشی، مجسمه، فیلم و… جان نمی‌گیرد و تا سوگ و یادبودی نباشد، بنای یادبودی هم ساخته نمی‌شود. 

بعد از شنیدن روایت‌ها و قصه‌های یک اثر است که برای بازدیدکنندگان چنین نمایشگاهی پرسش مطرح می‌شود که چه بر سر «گرنیکا» آمده و در حال حاضر کجاست؟

تاپستری یا پرده نگارین که در سال ۱۹۵۵ به سفارش خانواده راکفلر در فرانسه بافته شده است، از سال ۱۹۸۴ به‌صورت امانت در اختیار سازمان ملل قرار داشت. نصب این پرده با نقشی از تابلوی گرنیکا قرار بود به‌عنوان هشدار نمادین به سیاستمداران در جهت جلوگیری از جنگ‌های بیهوده عمل کند که درنهایت در ماه مارس ۲۰۲۱ و بعد از گذشت ۳۷ سال به درخواست خاندان راکفلر، از ورودی ساختمان شورای امنیت سازمان ملل متحد در نیویورک برداشته و به آنها بازگردانده شد. همچنین، اصل این تابلوی عظیم در موزه رینا سوفیا مادرید نگهداری می‌شود.

نمایشگاه «پیکاسو در تهران» تا ۳۱ اردیبهشت‌ماه به‌جز دوشنبه‌ها از ساعت ۱۰ الی ۱۹ در موزه هنرهای معاصر تهران برقرار است.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سینماگران پای کارِ ایران

سینماگران پای کارِ ایران