آسیب‌شناسی جایگزینی مخازن پلاستیکی با فلزی؛ آیا این تغییر سیاست هزینه‌های شهری را کاهش داده یا به مشکلات محیط‌زیستی دامن زده است؟

تصمیمی که بوی شیرابه می‌دهد

پوسیدگی سریع، جذب گرما و تولید شیرابه از مشکلاتی است که استفاده از مخازن فلزی را در مناطق مختلف کشور با چالش جدی مواجه کرده است





تصمیمی که بوی شیرابه می‌دهد

۲۴ اسفند ۱۴۰۳، ۱۹:۴۷

پس از سال ۱۳۸۸ و تصمیم مدیریت شهری و ... مبنی‌بر استفاده از مخازن فلزی در برخی از معابر مهم شهری، استفاده از مخازن گالوانیزه به‌تدریج در سطح شهر تهران و حتی دیگر شهرهای کشور توسعه‌ یافت و مخازن پلاستیکی با مخازن فلزی جایگزین شد. موضوعی که به‌تدریج فراگیر شد و امروزه غالب مخازن پسماند ذخیره‌سازی کشور را مخازن فلزی تشکیل داده‌اند. ولی آیا این تغییر رویه به‌نفع شهروندان و محیط‌زیست کشور بوده است؟! با بررسی وضعیت فعلی و گذشته مدیریت پسماندها در کشورهای توسعه‌یافته و همچنین نتایج برخی از پژوهش‌های بومی (همچون گزارش جهاددانشگاهی دانشگاه صنعتی شریف- ارزیابی زیست‌محیطی مکانیزاسیون خدمات شهری) و مشاهدات میدانی متخصصین از سایر کشورهای توسعه‌یافته، می‌توان به این نتیجه رسید که درصورت مدیریت اصولی پسماندها، استفاده از مخازن ۱۱۰۰لیتری پلاستیکی در مقایسه با مخازن فلزی (گالوانیزه) چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ زیست‌محیطی و بهداشتی مقرون‌به‌صرفه‌تر خواهد بود. لذا در ادامه تلاش شده است موضوع استفاده گسترده از مخازن گالوانیزه در فرایند مدیریت پسماند کشور مورد آسیب‌شناسی و بررسی کارشناسی قرار گیرد.

براساس منابع موجود به‌صورت متوسط ۵۰ الی ۷۵ درصد از کل هزینه‌های مدیریت شهری در حوزه مدیریت پسماندها به موضوع جمع‌آوری و انتقال پسماندها تعلق می‌گیرد. این بدان معنی است که تنها ۲۵ الی ۵۰ درصد از کل بودجه به موضوعات مهم دیگری همچون آموزش، فرهنگسازی، دفع بهداشتی و مهندسی و مراقبت‌های پس از دفع تعلق می‌گیرد. لذا در شهر و کشوری که اثربخشی فرایند ذخیره‌سازی و انتقال پسماندها در حد مناسب و قابل‌قبولی نباشد، ناخودآگاه آسیب‌های بهداشتی و زیست‌محیطی ناشی از دفع غیراصولی پسماندها (به‌دلیل کمبود بودجه) گریبانگیر کشور و شهروندان و روستاییان خواهد شد و این مهم در بلندمدت و با بروز بیماری‌های پیدا و نهان، افزایش بودجه درمان کشور و درنتیجه، تحمیل هزینه‌های سنگین به دولت همراه خواهد بود.

بررسی‌های میدانی و مصاحبه شخصی صورت‌گرفته با پیمانکاران خدمات شهری نشان می‌دهد دفعات تعویض مخازن فلزی نو با مخازن فلزی از رده خارج بیشتر از دفعات جایگزینی مخازن پلاستیکی نو با مخازن پلاستیکی معیوب است

این موضوع به‌ویژه درباره کشور ایران که شهرداری‌ها به‌عنوان دولت محلی مطرح نیستند و ورود بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در بخش دفع و مراقبت‌های پس از دفع با محدودیت‌هایی مواجه است، از اهمیت بیشتری نیز برخوردار است. تجربه موفق برخی از کشورهای توسعه‌یافته درباره ذخیره‌سازی و جمع‌آوری پسماندها و همچنین پیاده‌سازی سیستم PAYT (پرداخت کن در قبال پسماندی که تولید می‌کنی) نشان داده است انتخاب درست و بهره‌گیری از تجهیزات مناسب و متناسب در فرایند ذخیره‌سازی و جمع‌آوری و انتقال پسماندها می‌تواند از طریق کاهش هزینه‌ها، باعث سودآوری غیرمستقیم شهرداری‌ها (و یا پیمانکاران شهرداری) شود.

در این میان، مشاهده می‌شود که در این کشورها جنس مخازن مورد استفاده غالباً پلاستیکی است و مخازن فلزی در موارد محدودی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. حال، سؤالی که در این میان مطرح می‌شود، این است که چرا باتوجه‌به تجربه موفق سایر کشورهای جهان در بهره‌گیری گسترده از مخازن پلاستیکی ذخیره‌سازی پسماندها، شهرداری‌های کشور همچنان بر استفاده از مخازن فلزی اصرار می‌ورزند؟ شاید برای پاسخ به این سؤال بتوان با مطرح‌ کردن چند نکته و سؤال دیگر درک خوانندگان را برای درک بهتر این موضوع افزایش داد.
استانداردهای ملی ۱۸۶۵۸-۱، ۱۸۶۵۸-۲، ۱۸۶۵۸-۳، ۱۸۶۵۸-۴، ۱۸۶۵۸-۵ و ۱۸۶۵۸-۶ با عنوان «مخازن متحرک پسماند و بازیافت» پیرامون شرایط و الزامات ساخت مخازن پلاستیکی ذخیره‌سازی پسماندها در سال ۱۳۹۳ تدوین و بازنگری مجدد این شش استاندارد در سال ۱۴۰۰ از سوی سازمان ملی استاندارد صورت گرفت.

در مواردی شنیده می‌شود شهرداری‌ها دلیل عدم استفاده از مخازن پلاستیکی را کیفیت پایین و عمر مفید کوتاه آنها برشمرده‌اند. در این میان، این سؤال مطرح می‌شود که تاکنون چند شهرداری و چند سازمان مدیریت پسماند در کشور در فرایند مناقصه خرید مخازن پلاستیکی، دریافت برگه و تأییدیه شش استاندارد ملی نامبرده را برای مخازن، جزو الزامات و مدارک مورد نیاز برای شرکت در مناقصه قرار داده‌اند؟
در مواردی اظهار می‌شود قابلیت آتش‌گیری این مخازن می‌تواند با بروز مشکلاتی همراه شود. دراین‌باره توجه‌ به این نکته ضروری‌ست که در شش استاندارد ملی مربوط به مخازن ذخیره‌سازی پسماندها به این مهم پرداخته شده است و درصورت استفاده از مواد ضدحریق در هنگام ساخت و قالب‌گیری این مخازن در واحدهای صنعتی می‌توان بر این مشکل نیز فائق آمد.
در شهرها و روستاهای استان‌های ساحلی شمالی و جنوبی کشور، استفاده از مخزن فلزی به‌دلیل رطوبت بالای محیط و پوسیدگی پیوسته مخازن به‌ویژه در کف (به‌دلیل ریزش شیرابه) با تحمیل هزینه مستقیم به شهرداری‌ها و دولت همراه است.

در شهرهایی با آب‌وهوای گرم‌وخشک، ریزش شیرابه و تجمع آن در کف مخزن به‌تدریج با پوسیدگی آنها و تحمیل هزینه به شهرداری‌ها و دولت همراه است. توجه به این نکته ضروری است که در غالب موارد و به‌دلیل فعالیت عوامل غیرمجاز جمع‌آوری پسماند خشک، پسماندهای تر از کیسه‌های پلاستیکی خارج و به کف مخزن منتقل می‌شوند که این امر باعث مسدود شدن دریچه خروجی شیرابه و تجمع شیرابه در کف آن می‌شود.
در بسیاری از نظرسنجی‌های صورت‌گرفته از شهروندان پس از پیاده‌سازی مکانیزاسیون خدمات شهری در نیمه دهه ۸۰، عدم وجود در بر روی مخازن و انتشار بو و آلودگی بصری و… به‌عنوان یکی از مهمترین موارد منفی از سوی آنان مطرح بوده است. حال سؤالی که مطرح می‌شود، این است که با وجود دارا بودن استاندارد EN و واردات مخازن اولیه پلاستیکی در دهه ۸۰، چرا درب این مخازن از سوی شهرداری‌ها جدا شد. برخی از کارشناسان حوزه مدیریت پسماند معتقدند هزینه احتمالی تحمیلی به پیمانکاران جهت تغییر مهندسی و طراحی مجدد تجهیزات مکانیکی خودروهای جمع‌آوری پسماند (خودروهای معروف به فان) در آن زمان بسیار بالا بوده و در این میان قرعه ناکامی به‌جای پیمانکار به‌نام مخازن پلاستیکی باز شده است. موضوعی که تا به امروز نیز ادامه دارد.

حال با فرض تصمیم شهرداری‌ها برای توجه به اعتراض شهروندان و استفاده از مخازنی با درب مناسب، استفاده از کدام نوع مخزن (پلاستیکی یا فلزی) از لحاظ عقلانی و فنی منطقی به‌نظر می‌رسد؟! مخزنی فلزی با درب فلزی سنگین یا مخزنی پلاستیک و با درب پلاستیکی سبک‌تر؟
امروزه برخی از شهرداری‌ها برای پاسخ‌دهی به اعتراضات شهروندان درباره انتشار بوی ناخوشایند از مخازن فلزی، آلودگی بصری و انتشار پسماندها به اطراف مخازن (به‌دلیل فعالیت عوامل غیرمجاز) از پوشش‌های فلزی مکعب‌مستطیلی‌شکل با پایه ثابت (فرورفته در زمین و بتن) بهره برده‌اند. سؤالی که در این میان مطرح می‌شود، این است که با وجود کارایی پایین این پوشش‌های فلزی، آیا تابه‌حال محاسبه و تحلیل اقتصادی دقیقی پیرامون مقایسه استفاده از مخازن پلاستیکی درب‌دار و خودروهای به‌روزرسانی و مهندسی‌ترشده جمع‌آوری پسماندها و یا حتی مخازن فلزی با درب‌های فلزی نیم‌استوانه‌ای فنردار خودبسته‌شو در شهرداری کشور صورت گرفته است؟

موضوع بالا بودن میزان و درصد شیرابه یکی از موضوعاتی که همواره از سوی شهرداری‌ها به‌عنوان یکی از مشکلات مدیریت پسماند در کشور مطرح می‌شود. توجه به این نکته ضروری است که باتوجه‌به آب هوای گرم‌وخشک کشور و تشکیل بیش از ۷۰ درصد از پسماندهای شهری کشور توسط پسماندهای تر و غذایی (با رطوبت حدود ۶۰ درصد) و عدم همکاری شهروندان در رعایت ساعت ۲۱ و بیرون گذاشتن کیسه‌های پسماندها در طول روز، میزان تولید شیرابه به‌دلیل تعریق شدیدتر صورت‌گرفته در مخازن فلزی (به‌دلیل جذب بیشتر گرما و ایجاد محیطی گرم در داخل مخزن) نسبت به مخزن پلاستیکی افزایش خواهد یافت.
مشاهده روزانه شهروندان به‌راحتی نشان‌دهنده این حقیقت است که نیروهای انسانی ناوگان جمع‌آوری پسماندهای شهری از تخصص لازم برخوردار نبوده و حتی در مواردی از نیروی انسانی خارجی استفاده شده است. برخورد شدید مخازن فلزی و پلاستیکی در هنگام پایین آوردن مخازن از خودروهای جمع‌آوری و برخورد شدید آنها با زمین موضوعی است که بر هیچ شهروندی پوشیده نیست. حال سؤال مهمی که در این میان مطرح می‌شود، در اینجاست که براساس اصول فیزیک و مکانیک اجسام پلاستیکی تنش و کرنش حاصل از ضربات مکانیکی را راحت‌تر تحمل کرده و از خود عبور می‌دهند. این درحالی‌است که اجسام فلزی تنش و کرنش را در قالب تغییر شکل و اعوجاج نشان می‌دهند. موضوعی که به‌راحتی می‌توان در ظاهر در هم خمیده مخازن فلزی مستقر در شهرها در این سال‌ها به‌راحتی برای شهروندان قابل‌مشاهده است.

در تمام کشورهای جهان آسیب‌دیدگی تجهیزات حوزه مدیریت پسماند امری عادی و معمول است. ولی نکته‌ای که در این میان بارز و مشهور است، تلاش شهرداری‌ها و پیمانکاران برای کاهش دفعات خرابی‌ها و هزینه‌های حاصل از آن است. با نگاهی گذرا به دو دهه گذشته (از دهه ۱۳۸۰ تا کنون) و همچنین نتایج بررسی‌ها و مشاهدات میدانی صورت‌گرفته می‌توان به این حقیقت پی برد که تعداد و دفعات خرابی مخازن پلاستیکی ۱۱۰۰ لیتری پلاستیکی بسیار کمتر از دفعات خرابی مخازن فلزی است. شاید به‌جای استناد به کشورهای دیگر لازم باشد یکبار تعداد مخازن پلاستیکی آسیب‌دیده در مسیر کار یا منزلمان را با تعداد مخازن فلزی آسیب‌دیده مشاهده‌شده مقایسه کنیم؟!
بررسی‌های میدانی و مصاحبه شخصی صورت‌گرفته با پیمانکاران خدمات شهری نشان می‌دهد دفعات تعویض مخازن فلزی نو با مخازن فلزی از رده‌ خارج بیشتر از دفعات جایگزینی مخازن پلاستیکی نو با مخازن پلاستیکی معیوب است. در بسیاری از موارد می‌توان شکستگی بدنه پلاستیکی مخازن را با دوخت حرارتی و مفتول فلزی با کمترین هزینه انجام داد. همچنین، تعداد دفعات خرابی چرخ‌های مخازن پلاستیکی به‌خاطر انتقال تنش و کرنش توسط بدنه پلاستیکی کمتر از دفعات خرابی چرخ مخازن فلزی است. متأسفانه در مواردی شنیده می‌شود فروش ضایعات مخازن فلزی از رده‌ خارج به منبع درآمدی برای برخی از افراد سودجو تبدیل شده است.

درباره مخازن پلاستیکی می‌توان با اضافه کردن مواد نانو به پلیمر در مرحله ذوب و تزریق و یا پاشش آن به سطح داخلی تمیز مخزن (در محل کارخانه) علاوه‌بر کاهش هزینه‌های شست‌وشو و ضدعفونی، میزان رضایت شهروندان درباره نظافت مخازن ذخیره‌سازی پسماندها را افزایش داد. موضوعی که درباره مخازن فلزی چندان امکانپذیر نیست.
هرچند که در این آسیب‌شناسی کارشناسی تلاش شده تا منافع ملی و محیط‌زیست مدنظر قرار گرفته شود، ولی باوجوداین و به‌عنوان جمع‌بندی باید به این حقیقت اشاره کرد که در مواردی خاص و به شرط انجام بررسی‌های میدانی، مهندسی و محاسباتی و همچنین نظرسنجی از شهروندان، استفاده از مخازن فلزی بسیار کارآمدتر از مخازن پلاستیکی است. در پایان و با هدف بهبود وضعیت مدیریت پسماند کشور، پیشنهادات زیر درباره استفاده از مخازن پلاستیکی و فلزی به‌صورت زیر ارائه شده است:
باتوجه‌به تجربیات موفق سایر کشورهای جهان و همچنین، نتایج بررسی‌های میدانی و پژوهشی‌های صورت‌گرفته در کشور (همچون طرح‌های جامع مدیریت پسماند شهرهای کشور)، ریشه بسیاری از مشکلات موجود در مدیریت پسماند در داخل شهرها را می‌توان در استقرار مخازن ۱۱۰۰ لیتری فلزی و پلاستیکی در داخل معابر و خیابان‌ها جست‌وجو کرد. تجربه شهرهایی همچون اصفهان، شیراز، مشهد و یزد نشان‌دهنده این حقیقت است که جمع‌آوری تدریجی و هدفمند مخازن از معابر و خیابان‌ها و جمع‌آوری پسماندها از درب منابع مسکونی و… با پیامدهای اقتصادی، زیست‌محیطی، بهداشتی و اجتماعی و فرهنگی بسیار فراتری در مقایسه با وضعیت فعلی برخوردار است. لذا تلاش برای جمع‌آوری تدریجی و هدفمند مخازن ۱۱۰۰ لیتری جمع‌آوری پسماند (چه پلاستیکی و چه فلزی) به‌عنوان مهمترین راهکار برای رفع بخش عمده‌ای از مشکلات موجود پسماند کشور مطرح می‌شود.
پیشنهاد می‌شود شهرداری‌های کشور در فرایند برگزاری مناقصات مربوط به خرید مخازن (چه فلزی و چه پلاستیکی) ارائه برگه استاندارد ملی از سوی تأمین‌کنندکان را به‌عنوان یکی از مدارک مورد نیاز برای حضور در مناقصه در نظر بگیرند.
پیشنهاد می‌شود سازمان حفاظت از محیط‌زیست، وزارت صنعت و معدن، وزارت کشور و سازمان ملی استاندارد موضوع پیاده‌سازی کامل شش استاندارد ملی به شماره‌های ۱۸۶۵۸-۱، ۱۸۶۵۸-۲، ۱۸۶۵۸-۳، ۱۸۶۵۸-۴، ۱۸۶۵۸-۵ و ۱۸۶۵۸-۶ را در واحدهای تولیدی پیگیری کنند و حتی این استانداردها را به استانداردی از نوع اجباری تبدیل نمایند.
پیشنهاد می‌شود به‌منظور تسهیل شرایط استفاده از مخازن پلاستیکی درب‌دار و افزایش رضایت شهروندان، ایجاد تغییرات مهندسی در تجهیزات خودروهای جمع‌آوری پسماندها از سوی پیمانکاران در طول دوره‌ای مشخص و به‌صورت تدریجی (برای مثال در طول مدت یکسال) در دستورکار شهرداری‌ها قرار گیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *