حقابه هیرمند؛ مطالبه واحد مردم سیستان از پزشکیان در سفر رئیسجمهوری به این استان بود
سیستان، خط مقدم امنیت آبی کشور
سدسازیهای افغانستان و عدم پاسخگویی دیپلماسی آب ایران تهدیدی جدی برای امنیت آبی و زیستی سیستان و مناطق پیرامونی آن است
۲۳ دی ۱۴۰۳، ۱۷:۳۳
در جریان سفر رئیسجمهوری و جمعی از اعضای هیئتدولت به منطقه سیستان، مطالبه واحد مردم، مسئولان، ائمه جمعه، اهالی رسانه، نخبگان و مطالبهگران، صرفاً گرفتن حقابه ایران از رودخانه هیرمند بود که پس از احداث بند انحرافی کمالخان در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
مسعود پزشکیان که بلافاصله پس از ورود به فرودگاه زابل به محل اسکان ۵۰ سال قبلش در روستای «کلوخی» رفت و با رؤیت خشک شدن انهار و باغات منطقه، به درک نسبتاً درستی از خشکسالی رسیده بود، در جریان سخنرانیاش در میان مردم عنوان کرد وضع زابل نسبت به ۵۰ سال قبل بدتر شده است و با دیدن این شرایط دلم گرفت.
مادامی که پزشکیان بهعنوان نیروی سپاه ترویج و آبادانی در سیستان سکونت داشت، سیستان جمعیتی بالغبر ۵۰۰ هزار نفر داشت، اما قهر طبیعت، بدعهدی همسایه شرقی و رویکرد هیدروپلیتیک این کشور، گردوغبار، فساد اداری و مدیران نالایق وضع اسفناکی به سیستان تحمیل کرده که علیرغم زادوولد و کاهش مرگومیر نوزادان نسبت به ۵۰ سال قبل، جمعیت کنونی سیستان حدود ۴۰۰ هزار نفر برآورد میشود.
اهالی سیستان در گذشته غالباً به کار کشاورزی، دامپروری و صیادی مشغول بودند. در حال حاضر، در سیستان حدود ۶۰ هزار بهرهبردار کشاورزی بهدلیل ضعف ایران در حوزه دیپلماسی آب از بیکاری رنج میبرند، به مشاغل کاذب روی آورده و تعداد قابلتوجهی جلای وطن کرده و در حاشیه کلانشهرها ساکن شدهاند. کشاورزان منطقه مادامی که سند اراضی کشاورزی خود را دریافت کردند؛ بهای حقابه زمین خود پرداخت کردند، اما طی چند دهه گذشته، مدیریت اسفناک منابع آبی حق این کشاورزان را تضییع کرده است؛ آب را با اولویت شرب در مخازنی ذخیره کردند و اگر کشاورزی در مقیاس کوچک از آب لولهکشی برداشت میکرد، با جرایم سنگین مواجه می شد. از طرفی دولتها در قبال این اجحاف، حق «نکشتی» به مردم سیستان پرداخت نکردند و نابودی یک فرهنگ را به نظاره نشستند.
مسعود پزشکیان در سیستان با یک پارادوکس مواجه شد؛ ۵۰ سال قبل سیستان بخش قابلتوجهی از گوشت و غلات کشور را تأمین میکرد و غالب مردم نیازی به دستگاه دولتی نداشتند، چه برسد به نهادهای حمایتی، اما اکنون علاوهبر خشک شدن مزارع و باغات منطقه، رئیسجمهوری با این واقعیت مواجه شد که ۶۰ درصد اهالی سیستان تحت پوشش نهادهای حمایتی هستند.
مادامی که سیلابهای رودخانه هیرمند وارد سیستان میشد، مشاغل سنتی کارکرد خود را داشتند و مردم روزی خود را کسب میکردند و برای کسب روزی، عزت نفسشان در نهادهای حمایتی از بین نمیرفت. از طرفی جاری شدن آب در انهار و اراضی کشاورزی و تالابی در تثبیت شنهای روان مؤثر واقع میشد و شرایط آبوهوایی مطلوبتر بود.
رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان و سدسازیهای این کشور، اهالی سیستان را بهشدت نگران کرده، اما ساختار دیپلماسی پاسخ منطقی به ایننگرانی ها نداده است؛ از طرفی مردم به این درک رسیدند که عدم کارکرد دیپلماسی آب کشور ناشی از تعارض منافع است.
درصورت افتتاح سد بخشآباد و کارکرد بند انحرافی کمالخان، هیچ آبی وارد دشت سیستان و تالاب بینالمللی هامون نخواهد شد و کل این مناطق به محل برداشت گردوغبار بدل میشود
سیستان به خط مقدم امنیت ملی، امنیت آبی و زیستی تبدیل شده است. بند کمالخان، چهارم فروردین سال ۱۴۰۰ با رویکرد مهندسی اجتماعی، احیای اراضی گودزره و اسکان پشتونهای ناقل در این مناطق و در امتداد مرز ایران و همچنین بهعنوان ابزار کنترل سیلاب رودخانه هیرمند برای اخذ امتیازات سیاسی و اقتصادی احداث شد. سد بخشآباد نیز با پیشرفت فیزیکی ۷۰ درصدی با مشارکت ترکیه و قطر بر روی سرشاخه مهم فراه در حال احداث است که تأثیرات مهمی در شرایط زیستی و تثبیت خاستگاههای گردوغبار دارد. درصورت تکمیل و افتتاح سد بخشآباد و کارکرد بند انحرافی کمالخان، هیچ آبی وارد دشت سیستان و تالاب بینالمللی هامون نخواهد شد و کل این مناطق به محل برداشت گردوغبار بدل میشود و یک وضعیت آخرالزمانی را بر مناطق سیستان و نیمه شمالی سیستانوبلوچستان، ولایتهای غربی افغانستان و ایالت بلوچستان پاکستان حاکم میکند.
چنین شرایطی توسعه سیستانوبلوچستان را غیرممکن میکند و موجب خالی شدن نیمه شمالی استان از سکنه خواهد شد.
اظهارات وزیر نیرو و رئیسجمهوری مبنیبر اینکه «با گفتوگو با مقامات افغانستان، حقابه سیستان را پیگیری میکنیم» تاکنون ره به جایی نبرده و نخواهد برد و صرفاً بدعهدیهای مقامات افغانستان و طالبان را یادآور میشود.
استراتژی افغانستان در قبال مسئله آب مشخص است، اگر دولت چهاردهم ارادهای برای حل مشکلات منطقه دارد، باید با ابزارهای متعدد حقوقی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی در اختیارش یک ضد استراتژی برای مقابله با رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان تعریف کند. در غیر اینصورت، تا چند سال آینده سیستان به شهر سوخته دیگری تبدیل میشود که شاید توسط هیچ باستانشناسی کشف نشود.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چرا پر بودن سدها به معنای پایان خشکسالی نیست؟
پارادوکس آبی ایران در ۱۴۰۵
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید