پیشنهاد بازنگری در جغرافیای سیاسی سیستان‌وبلوچستان





پیشنهاد بازنگری در جغرافیای سیاسی سیستان‌وبلوچستان

۳ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۰۴

اصلی‌ترین ‌مسئله‌ای که برای مردم سیستان وبلوچستان مطرح است و تا آن را علاج نکنند، هیچ دردی دوا نخواهد شد، موضوع جغرافیای سیاسی است. این جغرافیا که از ۱۳۰۷ به ما به ارث رسیده است، مبنای نظامی داشته نه مبنای کارشناسی.

 

ماجرا از این قرار است که در آن زمان در این منطقه حکومت محلی‌ای برقرار بود به‌نام حکومت «بارکزایی». این حکومت را باید معادل فرمانداری‌های امروز در نظر بگیریم. این حکومت از اواخر قاجار با حکومت مرکزی مشکل پیدا کرد. این چالش که مربوط به ندادن مالیات بود، برای ۱۸ سال طول کشید و عملاً طی این مدت روابط اداری و سیاسی این منطقه با حکومت مرکزی قطع بوده است. وقتی در سال ۱۳۰۷ عملیات قشون با محوریت لشگر شرق شروع شد، توانستند بساط این حکومت محلی را جمع کنند. نظامیان برای اینکه دوباره این منطقه حوزه اقتدار منطقه خارج نشود، تقسیمات سیاسی انجام دادند که براساس مختصات، امکانات و ملاحظات نظامی بود. در آن زمان زاهدان به‌عنوان حکومت‌نشین مرکزی با چهار حکومت تابعه معین شد.

 

در ۱۳۱۶ همین تقسیمات در مجلس شورای ملی ذیل قانون جدید تقسیمات کشوری مصوب شد و این موضوع ادامه پیدا کرد. یعنی سیستان‌وبلوچستان از ۱۳۰۷ تا به امروز به این شکل به‌صورت مشترک اداره شده است و چون این تقسیمات کشوری مبنای علمی و یا عمل کارشناسی نداشته، مشکلات عدیده‌ای مانند بحران‌های قومی، بحران‌های فرهنگی و اجتماعی و مشکلات امنیتی ایجاد کرده است.

 

از این منظر می‌توان گفت نخستین اقدامی که باید برای توسعه استانی به این وسعت انجام شود، بازنگری در تقسیمات کشوری باتوجه‌به عمل و بررسی‌های کارشناسی است.

 

در حال حاضر، چالش‌های زیادی گریبان سیستان‌وبلوچستان را به‌عنوان یک استان واحد گرفته است. موضوع مرز، موضوع آب، مهاجرت، چالش‌های اجتماعی و اقتصادی نمونه‌هایی از این چالش‌هاست. بخش قابل‌توجهی از این چالش‌ها با بازنگری در تقسیمات سیاسی قابل رفع است.

 

حاکمیت دو مؤلفه مهم دارد. یکی، جغرافیای سیاسی به‌عنوان مؤلفه افقی حاکمیت و دیگری دولت به‌عنوان مؤلفه عمودی. مهمترین وظیفه دولت سامان‌ دادن به یک جغرافیای سیاسی است. در حال حاضر، دولت در سامان دادن به این جغرافیای سیاسی چالش دارد و همه این مشکلات یا از آن ناشی و یا به‌دلیل آن تشدید می‌شود.

 

اسناد تاریخی نشان می‌‌دهد حکومت پهلوی در زمان رضاشاه متوجه این موضوع شد که این تقسیمات کشوری درست کار نمی‌کند. از دربار گروهی برای بررسی همین موضوع به منطقه می‌آیند. سؤال این گروه این بود که چرا امور در این منطقه درست پیش نمی‌رود. همین گروه گزارشی ارائه می‌کنند که مشکل مدیریت در منطقه سیستان‌وبلوچستان مشکل تقسیمات سیاسی‌ است و تا زمانی که این مشکل رفع نشود، سازوکار دیوانی و اداری در آن‌هم درست و کارا عمل نخواهد کرد.

 

دولت نمی‌تواند این استان گسترده را ساماندهی کند. بارها این موضوع از طرف کارشناسان و نخبگان دولت اعلام شده است که نخستین گام برای توسعه استان بازنگری و تجدیدنظر در تقسیمات سیاسی استان است. یکی از مشکلات بسیار مهم در این منطقه در مورد هر عمل مجلس یا دولت، مسئله قوم‌گرایی است. اگر به اسناد رجوع کنید پیش از تعیین و تصویب این حدود سیاسی، این منطقه دچار چنین چالش‌هایی نبوده است؛ چراکه نزاعی بر سر منابع و امکانات وجود نداشت. اینجا در حال حاضر دوگانه‌ای به‌نام سیستانی و بلوچ شکل‌ گرفته است که متأسفانه ریشه در همین تقسیمات سیاسی دارد. این دوگانه مبنای تمام منازعات اجتماعی و اقتصادی و … در استان است. به دولت تکلیفی نمی‌کنیم که حتماً این کار را انجام بدهد یا ندهد. اما این پیشنهاد روی میز دولت است. می‌تواند جلسات منظمی با کارشناسان موافق و مخالف این بازنگری برگزار و درنهایت تصمیم صحیح را اتخاذ کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق