خسارت‌بارترین حادثۀ معدنی ایران در خراسان جنوبی اتفاق افتاد

فاجعه در «شیفت شب»

موضوع تجمع گاز متان از سوی معدنچیان گزارش شده بود و انفجار در زمان تلاش برای مهار گاز رخ داده است





فاجعه در «شیفت شب»

۲ مهر ۱۴۰۳، ۹:۲۴

|پیام ما| شامگاه ۳۱ شهریور، انفجار در تونل‌های معدن زغال‌سنگ در طبس، بزرگ‌ترین فاجعۀ معدنی کشور در چند سال اخیر را رقم زد. خلاف آنچه انتظار می‌رفت و فقط ۷ سال بعد از فاجعۀ معدن زمستان یورت در گلستان با ۴۳ کشته، این‌بار مرگ گروهی، سراغ معدنچیان خراسان جنوبی رفت. تنها دلیل رسمی اعلام‌شده برای این فاجعه تا زمان تنظیم این گزارش، «تصاعد آنی گاز متان» است، اما یک عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، موضوع مشکل در تهویۀ هوا را مطرح کرده، اما گفته که موضوع در دست بررسی است. بااین‌حال عضو هیئت‌مدیرۀ هلدینگ معدنی همکار با معدن حادثه‌دیده می‌گوید، مقصر حادثه تجهیزات قدیمی و خارج از رده و ناکارآمدی است که در همۀ معادن کشور استفاده می‌شود.

«یک‌دفعه دودی بلند رفت. بچه‌ها گفتند دود چیه؟ ما متوجه نرفتیم که دود چی است، اما یک‌دفعه نفس‌هامان تنگ رفت. خودم را انداختم پایین…» این جمله‌ها را یکی از کارگران معدن زغال‌سنگ «معدن‌جو» شهرستان «طبس»، به همان لهجۀ زیبای خراسانی‌اش و نگاهی که هنوز مبهوت فاجعۀ شب گذشته است، رو به دوربین صداوسیما می‌گوید. «…خودم را انداختم پایین، اما رفیق‌هایم نتوانستند.» درست می‌گوید؛ رفیق‌هایش نتوانستند. بیش از ۵۰ نفر از رفیق‌هایش، از تونل‌های «بی» و «سی» زنده بیرون نیامدند. بعضی‌های دیگر هم که آمدند، روانۀ بیمارستان شدند. نمی‌دانیم یک صدای زنگ به کارگران معدن می‌گوید شیفت کارشان تمام شده، یا کسی آن‌ها را خبر می‎کند؟ شاید هم هیچ‌کدام این‌ها نباشد. در آن عمقِ سیاهِ معدن زغال‌سنگ که سیاهیِ سنگ‌ها تاریکی بی‌نوریِ تونل‌های عمیق را احاطه می‌کند و تا چشم و گوش کار می‌کند، نه چیزی جز صدای نقاله‌ها و مته‌ها می‌شنوی نه تصویری جز این همه سیاهی می‌بینی، در شیفت شبِ ۳۱ شهریور، هرطور که به کارگران خبر داده باشند که وقت شروع کار است، فرقی نمی‌کند. احتمالاً روحشان در دورترین کابوس‌ها هم نمی‌دید که شیفت امشب، آخرین شیفت کار خواهد بود.

مدیر بحران خراسان جنوبی: گزارش ارائه‌شده نشان داد، مشکل ایمنی نداشته؛ هرچند باید بهتر می‌شد. یک استانداردی تعیین می‌کنند و آن را بهبود می‌بخشند

گروهی از کارگران از تونل‌ها خارج می‌شوند و گروهی وارد. هیچ روایت کامل و با جزئیاتی وجود ندارد. ساعت انفجار را برخی از خبرگزاری‌ها ۲۱ اعلام می‌کنند و برخی ۲۳؛ چندان بازمانده‌ای هم از آن شیفت باقی نمانده است تا بتواند جزئیات را به یاد آورده و حکایت کند. آنچه مسلم است، در شامگاه ۳۱ شهریور، گروهی از کارگران معدن زغال‌سنگ به تونل‌های معدن وارد شدند و پس از آن دیگر به زندگی برنگشتند.

اما در این تراژدی، هزار و یک روایت پنهان وجود دارد. در لحظۀ تنظیم این گزارش، اخبار رسمی می‌گویند ۳۴ نفر جان خود را از دست داده‌اند و ۱۸ نفر دیگر هنوز در تونل باقی مانده‌اند؛ یعنی بیش از ۵۰ نفر کشته و محبوس شده‌اند و حالا می‌توان تخمین زد که چقدر نَقلِ گفته‌نشده مانده است.

 تراژدی اول: بهت فاجعه

واگن‌های حمل زغال‌سنگ‌ها، زیر نور آفتاب بر ریل حرکت می‌کنند و به کارگری که در کادر بستۀ دوربین، خطوط مضرس و شکستۀ چهره‌اش حتی با وجود اندود گردوغبار پیداست، می‌رسد. واگن را خم می‌کند تا واگن‌های حامل جنازۀ معدنکاران را خالی کنند. جنازه‌ها در کاورهای مشکی پیچیده شده تا روانۀ بیمارستان‌هایی شوند که حتی به اندازۀ تعداد اجساد در سردخانه‌هایشان جا ندارند. پاییز از راه رسیده، اما مگر هوا چقدر سرد شده است که بتوان برای جابه‌جایی اجساد تعلل کرد؟ معدن حدود چهار ساعت با شهر فاصله دارد. در این تصویر هم نمی‌توان فهمید پشت آن چهرۀ غم‌زده و تکیدۀ مردی که احتمالاً می‌توانست جای یکی از آن معدنکاران جان‌باخته باشد، دارد به چه چیزی فکر می‌کند؟ زندگی چه بازی‌های تلخی برای برخی آدم‌ها رقم می‌زند! به هرچه فکر کند، اما جابه‌جایی دوستان و همکارانی که حالا دیگر جان ندارند، حتماً باید سریع انجام شود.

 

  تراژدی دوم: کسی نمی‌داند!

اخبار کمی از معدن بیرون می‌آید. تماس‌های مکرر ما با منابع و خبرنگاران محلی و اهالی بومی به جایی نمی‌رسد؛ یا صحبت نمی‌کنند و می‌گویند فضا بسیار کنترل‌شده است، یا می‌گویند همۀ خبرها را به صداوسیما می‎‌دهیم، از خبرگزاری صداوسیما بردارید. کسی خبری از وضعیت معدنکاران طبس ندارد. اسامی جان‌باختگان منتشر شده و نام‌هایشان مشخص است: چهره‌هایی جوان. برخی معلوم است که اهل کدام روستا یا شهر هستند. نام یک روستا توجه را جلب می‌کند: «احمدیه»؛ احمدیه روستای بسیار کوچکی است، فقط ۱۳۶ نفر جمعیت دارد، اما همین ۱۳۶ نفر، حالا یک کشته در میان معدنکاران دارند. احمدیه در فاصلۀ کمی از «بهشت‌آباد» قرار دارد؛ روستای دیگری که گویا او هم امروز عزادار معدنکاران شده است؛ همه عزادارند. ۳ روز در خراسان جنوبی عزای عمومی اعلام شده است. حالا چهرۀ روستاها تغییر می‌کند و چهرۀ طبس هم. عزای ۵۰ جوان، قامت یک روستا نه، قامت یک شهر را هم خم می‌کند.

 

  تراژدی سوم: هنوز محبوسند

در گیرودار بحران، وقتی هنوز اجساد کامل از تونل‌ها بیرون نیامده‌اند، شاید زمان بررسی علت حادثه نباشد. در لحظاتی که این واژه‌ها نوشته می‌شوند، زنان و مردان زیادی یا به انتظار عزیزی محبوس‌مانده در تونل معدن هستند یا در بهت و غم ازدست‌دادن، همسر، برادر، فرزند و … بااین‌حال نمی‌توان از این سؤال مهم چشم پوشید: آیا نمی‌شد که اتفاق نیفتد؟

سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی: صحبت‌هایی دربارۀ علل این حادثه و ایمنی معدن و نداشتن تهویۀ هوا مطرح شده است اما نیاز به بررسی دارد

«احمد پروین»، نایب رئیس خانۀ صنعت، معدن و تجارت خراسان جنوبی است؛ او نیز فکر می‌کند که برای اظهارنظر خیلی زود است: «حتماً باید بررسی فنی شود و به این راحتی نمی‌توان کسی را متهم کرد یا فرض محکمی را پیش کشید. حادثه بسیار سنگین است. الزاماً این نیست که حتماً قصور بوده و اتفاقات ناخواسته‌ای در عمق زمین رخ می‌دهد که باید کار کارشناسی انجام گیرد. تونل‌ها هنوز مسدودند و الان زمان رسیدگی به وضعیت مصدومان و محبوسان است و بعد از این، زمان رسیدگی دقیق به ماجراست. ارادۀ استان بر این است که اگر قصوری بوده، حتماً برخورد و ریشه‌یابی شود و از تکرارش جلوگیری شود.»

او فکر می‌کند که در مجموع، آمار حوادث معدنی بالا نیست: «نمی‌گویم قصور و کوتاهی نیست و کمبود تجهیزات و مسائل اقتصادی هم به این مسائل دامن می‌زند، اما نمی‌توان گفت اراده‌ای نیست؛ سیستم باید کارآمد شود تا اتفاقی نیفتد.»

 

 روایت چهارم: پرتاب گاز

پروین روایت می‌کند که فرض اولیه‌ای در مورد پرتاب گاز مطرح شده است که غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌کنترل است: «چون دسترسی به تونل‌ها نداریم، باید ابتدا افراد محبوس خارج شوند و بعد گام بعدی که ریشه‌یابی مشکل است را داشته باشیم. الان همه‌چیز بر مبنای فرض و تحلیل است و پیش از این حادثه‌ای در این ابعاد در طبس نداشتیم. اما سال گذشته حادثه داشتیم و این به دلیل نبود کنترل ایمنی نیست؛ در بخش‌های مختلف ایمنی رعایت می‌شود. نمی‌خواهم کسی را تبرئه کنم یا حادثه را کوچک بشمارم، اما بعضی مواقع حادثه قابل‌پیش‌بینی نیست، اما می‌خواهیم بازار گمانه‌زنی را مدیریت کنند تا تیم‌های فنی موضوع را ریشه‌یابی کنند. ما حتی تعطیلی موقتی معادن را هم داریم، وقتی شرایط ایمنی ناپایدار است. هم قوۀ قضاییه و هم وزارتخانه به این موضوعات می‌پردازند. باید حوادث اجتناب‌‌ناپذیر شناسایی شوند. همۀ نظارت‌ها و کنترل‌ها اتفاق می‌افتد و در طبس هم نظارت‌های سخت‌گیرانه‌ای وجود دارد، اما باید تجهیزات ایمن‌تر داشته باشیم و همۀ مشکل را نباید بکوبیم بر سر یک نفر؛ یک‌سویه‌رفتن قضاوت‌ها، باعث می‌شود از مسائل ریشه‌ای غفلت کنیم و تحلیل درستی نداشته باشیم. باید این موارد در ستادی مشخص بررسی شود و معدن‌داران هم مسائلی که دارند را مطرح کنند، حتی مسائلی که فکر می‌کنند اثر کمتری دارد.

 

 روایت پنجم: آخرین اخبار

«محمدعلی آخوندی» مدیرکل مدیریت بحران استان خراسان جنوبی، روز گذشته (روز بعد از فاجعه) با «پیام ما» صحبت می‌کند. او نیز در ابتدا اصول کلی را توضیح می‌دهد که معتقد است در مورد معدن طبس نیز رعایت می‌شده است: «تمام صنایع و معادن، واحد HTC دارند و نیروهای تخصصی باید نظارت کنند. این شرکت معدنی جزو شرکت‌های معتبر بوده و اصول ایمنی توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت و همچنین بازرسی وزارت کار و تعاون، مستمراً بررسی می‌شود. تأکید در حوزۀ مدیریت بحران هم به دستگاه متولی این است که ایمنی مجموعه را پیگیری کنید؛ در قانون هم آمده. بازرسی‌هایی که به صورت ملی انجام گرفته، در اردیبهشت‌ماه امسال، شرایط را ناایمن تشخیص نداده‌اند و در ماه اخیر هم بوده و من نقل قول می‌کنم از بازرسی وزارت کار و تعاون که خودشان این کار را پیگیری می‌کردند. حساسیت هم وجود داشت؛ چرا که بعد کارگری‌اش برای وزارت کار اهمیت دارد، اما مورد خاصی گزارش نشده است. نظارت‌های مستمر بوده و گزارشی که صبح دادند، ناشی از این نبود که مشکل ایمنی داشته؛ هرچند باید بهتر می‌شد. یک استانداردی تعیین می‌کنند و آن را بهبود می‌بخشند.»

او در مورد این سؤال که آیا سیستم نشت گاز در تونل‌های این معدن وجود داشته و سالم بوده است یا خیر نیز، پاسخ می‌دهد که اطلاعی ندارد؛ چرا که وقتی کار تقسیم می‌شود، سیستم نظارتی و حتی قضایی در این مورد کار می‌کنند:  «ما جلسه‌ای داشتیم با حضور وزیر صمت که یکی از معاونان ایشان مسئول این موضوع شد. قرار شد آنجا بررسی‌های لازم انجام گیرد و سیستم قضایی هم جداگانه کار را پیش ببرد، اما گزارش اولیه که مدیر کار داد، نشان می‌داد ایرادی نیست؛ هرچند این نقل قول است و در کارگروه ویژه باید این نکته بررسی شود.»

او در مورد جزئیات دیگر این حادثه نیز می‌گوید: «در معادن زغال‌سنگ همیشه نشت گاز هست. این‌بار گاز در یک حفره‌ای جمع شده و در لحظۀ کار، این انفجار رخ داده است. شدت حادثه به‌حدی بوده است که به تونل مجاور که دو کیلومتر فاصله داشته هم سرایت کرده و دو زون را تحت‌تأثیر قرار داده است. در گزارش‌های موجود، می‌بینیم که نظارت وجود داشته، اما باید بررسی کرد. امدادرسانی با حضور ۴۰ نفر از نیروهای تخصصی منطقه در جریان است. در حوزۀ امدادرسانی و پشتیبانی، تلاش شد مشکلی نباشد و سایر موارد هم متعاقباً توسط دستگاه‌های متولی اعلام می‌شود. من نیم ساعت قبل آنجا بودم و الان برای جلسه به منطقه می‌روم و آمار همان است که اعلام شد. یعنی در یک زون، ۱۸ مصدوم و سی فوتی خارج شده و در زون دیگر، سه نفر فوتی خارج شدند و مابقی هم در حال تلاش برای خارج‌کردن هستند. غلظت گاز بسیار بالاست و در تلاشند با دستگاه‌های مخصوص، غلظت گاز را کم کنند و در حال پیمایش برای پیداکردن افراد هستند؛ به این ترتیب ۱۸ نفر در معدن هستند که هنوز به بیرون منتقل نشده‌اند.»

 

 روایت هفتم: شک به تهویۀ هوا

«زهرا سعیدی مبارکه» سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس هم، به «پیام ما» می‌گوید، رئیس کمیسیون عازم طبس شده است: «نکاتی دربارۀ علل این حادثه و ایمنی معدن و نداشتن تهویۀ هوا مطرح شده است، اما تا اطلاعات کامل صبر می‌کنیم و سپس اظهارنظر می‌کنم. بااین‌وجود مسئولان وزارت صمت و وزارت کار، لازم است پاسخگوی این حادثۀ تلخ باشند. در همین زمینه، کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در نامه‌هایی جداگانه از وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت، برای ارائۀ گزارش و توضیح دربارۀ حادثۀ انفجار معدن «معدن‌جو» طبس در جلسۀ فوق‌العادۀ این کمیسیون دعوت کرد.»

عضو هیئت‌مدیرۀ هلدینگ معدنی: در حقیقت این حادثه به‌خاطر عقب‌ماندگی و نبودن تجهیزات مدرن معدنکاوی و معدن داری است

خبرگزاری خانۀ ملت هم خبر داده است که کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، در نامه‌هایی جداگانه از وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی و صنعت، معدن و تجارت، برای ارائۀ گزارش و توضیح در مورد حادثۀ انفجار معدن معدن‌جوی طبس در جلسۀ فوق‌العادۀ این کمیسیون دعوت کرده است.

 

 روایت هفتم: روایت صادق

«هوشنگ احمدپور سامانی»، عضو هیئت‌مدیرۀ هلدینگ معدنی است که با شرکت «معدن‌جو» همکاری دارد. او در مورد وضعیت این معدن با «پیام‌ ما» صحبت کرده است: «این مسئله کاملاً ناشی از مشکلات کشور است. دستگاه‌ها قدیمی هستند و به‌روز نیستند. گاز در منطقه‌ای حدود ۷۰۰متری تونل، از نظر عمقی ۲۰۰ تا ۲۵۰متری تونل بوده است. گاز جمع می‌شود و باید مرتب تهویۀ خوب و درستی انجام شود. دستگاه خراب می‌شود، لوله پاره می‌شود، برق قطع می‌شود و حوادثی مانند این اتفاق می‌افتد. در حقیقت این حادثه به‌خاطر عقب‌ماندگی و نبودن تجهیزات مدرن معدنکاوی و معدن داری است.»

او می‌گوید که تحریم‌ها از یک‌سو و دریافت تجهیزاتی که از سوی دولت با شرایط بسیار سخت و سنگین انجام می‌شود، همه از جمله دلایلی است که معادن ایران را نه فقط در مورد معادن زیرزمینی، بلکه معادن روباز هم دچار فقر امکانات می‌کند. در دولت جدید قرار بر اصلاح است تا شرایط بهتر شود و در کنار این تحریم‌ها، ما خود تحریمی هم نداشته باشیم. این معدن خصوصی و شرکت خوبی است. در حد توان تلاش می‌کردند که همۀ تجهیزات به‌روز کنند، اما واقعیت این است که تجهیزات ما در کشور، مانند دستگاه‌های تهویۀ هوا، مربوط به زمانی است که صنعت فولاد وارد کشور شد؛ یعنی دهه‌های ۴۰ و ۵۰. در دنیا هم اگر چنین اتفاقاتی رخ دهد، مجهز هستند. ما حتی پس از حادثه، می‌خواهیم با چند کارگر و بیل و کلنگ کار کنیم؛ همین است که تلفات بالا می‌رود. در همۀ دنیا یک حفره از بالا در همان منطقه که حادثه اتفاق افتاده است، نهایتاً ظرف ۱۲ تا ۲۴ ساعت حفر می‌کنند، حداقل آدم‌هایی که زنده مانده‌اند را نجات دهند، اما حدود ۷۰ نفر کارگر در دو زون محبوس بودند و سرعت‌عمل ما این‌قدر است. همۀ معادن زغال این مسئلۀ تجمع گاز را دارند؛ باید هوا کامل تهویه شود. تجمع گاز گزارش‌ شده بوده است، در تلاش بودند که گاز را خارج کنند که این اتفاق رخ داده است.»

 

 روایت هشتم: انتظار  

بررسی کمیسیون مجلس و دستگاه قضایی، روزی که دیر نیست به پایان می‌رسد و دلیل اصلی این فاجعه اعلام خواهد شد؛ گرچه روزها خواهند گذشت مانند امروز، اما حالا خانواده‌هایی هستند که دیگر هرگز چشمشان به عزیزانشان نخواهد افتاد. همین حالا، چشم‌هایی به انتظار به تونل‌های معدن دوخته‌ شده است. زندگی‌هایی فروپاشیده که نه با اعداد اعلامی قابل بیان است و نه آنچه بر آنان رفته است در این کلمه‌ها عیان است. اردیبهشت ۹۶ وقتی معدن زغال‌سنگ زمستان یورت در استان گلستان دچار حادثۀ انفجار ناشی از تجمع متان شد، قرار بر این بود که آخرین حادثه با این ابعاد باشد و وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، همراه با وزارت سمت بر طبل ضرورت ایمن‌سازی کوبیدند، اما در فاصلۀ ۷ سال، بار دیگر معدن زغال فاجعه آفرید. تا این‌بار شعارها تا کجا به عمل نزدیک می‌شود؛ چند جان دیگر؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت