به مناسبت اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری ای عبور ظریف! بال را معنی کن
۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ۰:۳۸
به مناسبت اول اردیبهشت سالروز درگذشت سهراب سپهری
ای عبور ظریف! بال را معنی کن
اول اردیبهشت ماه سالروز درگذشت سهراب سپهری است شاعری که در باره اش گفته ها و ناگفته های زیادی وجود دارد کتاب شعر « ما هیچ،ما نگاه» از جمله کتاب های شعر سهراب است که شعریت بر پایه عناصر چون تخیل، تصویر، کشف و ایجاز درآن از بسامد بالایی برخوردار است به رغم خوانده شدن و نشر بالای اشعار سهراب این کتاب کمتر مورد خوانش قرار گرفته است چند گزین سروده از این مجموعه را که شاهدی بر مدعای مذکور است را می خوانیم:
1
ته شب، یک حشره
قسمت خرم تنهایی را
تجربه خواهد کرد .
2
ای عجیب قشنگ!
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لکنت سبز یک باغ،
چشم هایی شبیه حیای مشبک،
پلک های مردد
مثل انگشت های پریشان خواب مسافر !
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یک مشت خاکستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده می شد .
3
یک نفر باید از این حضور شکیبا
با سفرهای تدریجی باغ چیزی بگوید .
یک نفر باید این حجم کم را بفهمد،
دست او را برای تپش های اطراف معنی کند،
قطره ای وقت
روی این صورت بی مخاطب بپاشد .
یک نفر باید این نقطۀ محض را
در مدار شعور عناصر بگرداند .
یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید .
4
امشب
دست هایم نهایت ندارند :
امشب از شاخه های اساطیری
میوه می چینند .
امشب
هر درختی به اندازۀ ترس من برگ دارد .
5
ای حیات شدید !
ریشه های تو از مهلت نور
آب می نوشد .
آدمی زاد – این حجم غمناک –
روی پاشویۀ وقت
روز سرشاری حوض را خواب می بیند .
6
ای عبور ظریف !
بال را معنی کن
تا پر هوش من از حسادت بسوزد .
7
حنجرۀ جوی آب را
قوطی کنسرو خالی
زخمی می کرد .
8
یک نفر آمد
تا عضلات بهشت
دست مرا امتداد داد .
یک نفر آمد که نور صبح مذاهب
در وسط دگمه ها یپرهنش بود .
از علف خشک آیه های قدیمی
پنجره می بافت .
9
ای شروع لطیف !
جای الفاظ مجذوب، خالی !
10
امشب
ساقۀ معنی را
وزش دوست تکان خواهد داد،
بهت پرپر خواهد شد .
11
شاخۀ مو به انگور
مبتلا بود .
کودک آمد
جیب هایش پر از شور چیدن .
12
جوی آبی که از پای شمشادها تا تخیل روان بود
جهل مطلوب تن را به همراه می برد .
13
من
روبرو می شدم با عروج درخت،
با شیوع پر یک کلاغ بهاره،
با افول وزغ در سجایای ناروشن آب،
با صمیمیت گیج فوارۀ حوض،
با طلوع تر سطل از پشت ابهام یک چاه .
14
ای بهشت پریشانی پاک پیش از تناسب !
خیس حسرت، پی رخت آن روزها می شتابم 15
چشم تا کار می کرد
هوش پاییز بود .
16
فکر من از شکاف تجرد به او دست می زد.
هوش من پشت چشمان او آب می شد .
روی پیشانی مطلق او
وقت از دست می رفت .
17
پشت شمشادها کاغذ جمعه ها را
انس اندازه ها پاره می کرد .
این حراج صداقت
مثل یک شاخۀ تمرهندی
در میان من و تلخی شنبه ها سایه می ریخت .
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید