بایگانی

سیل هر روزهٔ شیرابه در شمال

در سال‌های اخیر مسئلهٔ پسماند شمال کشور به گره‌ای کور تشبیه می‌شود که هیچ‌یک از مدیران خواهان حل درست آن نیستند، نظر شما چیست و راه‌حل‌های موجود را چطور ارزیابی می‌کنید؟

پسماند در استان‌های شمالی همچنان مشکلی بدون راه‌حل است. آن‌هم در شرایطی که روزانه پنج هزار تن زباله در دو استان مازندران و گیلان تولید می‌شود که سهم مازندران سه هزار تن و گیلان دو هزار تن است. این مقدار زباله بدون مدیریت خاصی در مراکز دفن در جنگل یا ساحل جمع شده و مشکل اصلی نداشتن استراتژی منسجم است. از حدود دههٔ ۷۰ که این مساله مطرح شد و به‌عنوان بحران در سه دههٔ گذشته از آن یاد شد، تاکنون اما راهکار مناسبی اجرایی نشده است. استراتژی دقیق و برنامهٔ میان‌مدت و بلند‌مدت برای این موضوع تعریف و بر این موضوع تاکید نشده که باید مدیران غیرسیاسی به این مسئله رسیدگی کنند تا با تغییر دولت‌ها، رویکردها تغییری نداشته باشند. ما در این سی سال اگر هر پنج سال یکبار هم یک واحد پردازش مناسب را راه‌ می‌انداختیم، مشکل زبالهٔ منطقه حل می‌شد. در استان مازندران دستگاه متولی خاصی وجود ندارد، سازمان پسماند به‌لحاظ قانونی و مالی محدودیت‌های بسیاری دارد. شاید داشتن سازمانی قوی و کادری مجرب و متخصص بتواند اولین گام برای حل این مشکل و در گام بعدی تأمین منابع مالی باشد.

 

استفاده از دستگاه‌های زباله‌سوز به‌عنوان یکی از راهکارهای اساسی توسط مدیریت پسماند عنوان می‌شود، اما به‌‌صراحت در نوشهر و سراوان گیلان شاهد شکست آن بوده‌ایم، نگاه شما به این بخش چیست؟

هر پروژه‌ای چه کمپوست، چه هاضم و چه زباله‌سوز که شما درباره‌اش پرسیدید، به چند ویژگی برای موفقیت نیاز دارد. در ابتدا نوع تکنولوژی‌ای است که در آن استفاده می‌شود. زباله‌سوز انواع مختلفی دارد. در نوشهر با زباله‌سوزی روبه‌رو هستیم که تکنولوژی مناسبی ندارد و سیستم گازی‌سازی آن مناسب زباله‌های آن منطقه نیست. زباله‌های ما رطوبت بالایی دارند و مناسب این تکنولوژی نیستند. جدای از نوع تکنولوژی انتخاب‌شده، باید دید کارفرما و پیمانکار آیا صلاحیت انجام چنین کاری را دارند؟ شهرداری به‌عنوان کارفرما تا چه میزان صلاحیت راه‌اندازی چنین چیزی را دارد؟ زباله‌سوزها، نیروگاه هستند؛ در جای دیگر سوخت مورد استفادهٔ نیروگاه‌ها مازوت است و در زباله‌سوزها، زباله. به‌این‌ترتیب، نظارت بر آن تخصص لازم را می‌طلبد. بر این اساس، زباله‌سوز نوشهر از جنس همان زباله‌سوزی است که برای ساری و تهران انتخاب شده است و مشکلات یکسانی دارند. یعنی در همهٔ ابعاد، هم تکنولوژی، هم پیمانکار و هم کارفرما به‌درستی عمل نمی‌کنند و مسیر درستی را طی نشده است. کارفرما باید مطالعات اولیه را درست انجام می‌داد، براساس مطالعات تکنولوژی انتخاب می‌شد و بعد پیمانکار به سر کار می‌آمد. اما این مسیر به‌صورت کج‌دار و مریز طی شده و نتیجهٔ هم چیزی است که شاهدش هستیم. زباله‌سوز ساری هنوز بعد از یک دهه راه‌اندازی نشده است و احتمالاً تجهیزاتی که از یک دههٔ گذشته به آنجا آورده شده، الان فرسوده شده‌اند و این مشکل کوچکی نیست. 

۶۰ درصد زباله مواد آلی است، ۲۰ درصد مواد قابل‌بازیافت است و تنها ۲۰ درصد موادی است که نیاز به محل دفن دارد و آن را هم می‌توان با مدیریت درست، به جایی رساند که حتی این میزان هم به از روستاها خارج نشود

در حال حاضر در شمال کشور چند محل دفن رسمی و غیررسمی وجود دارد و چه تعداد از اینها در نزدیکی ساحل هستند؟

تعداد مراکز دفن زبالهٔ مازندران حدود ۳۱ مرکز و در گیلان هم حدود ۲۸ مرکز است. بعضی از این مراکز مانند فریدونکنار و بابلسر کنار ساحلند، اما عمده مراکز دفن در جنگل جانمایی شده‌اند و جنگل‌ها به‌عنوان سرچشمه رودها و سفره‌های آب زیرزمینی سال‌هاست در خطر جدی قرار دارند. 

 

می‌دانیم میزان شیرابهٔ تولیدی توسط این مراکز دفن چه میزان است؟

مراکز دفن کاملاً غیراصولی کار کرده‌اند. بنابراین شیرابه‌های آن هم جاری در رودخانه‌هاست و هم در خاک و سفره‌های آب زیرزمینی فرو می‌رود. این فاجعهٔ بزرگی است. اگر هر محل دفنی روزانه ۲۰ متر مکعب شیرابه تولید کند، روزانه در این حدود ۶۰ محل دفن در دو استان، یک میلیون و ۲۰۰ هزار لیتر شیرابه تولید می‌شود و در فصول بارندگی این میزان بسیار بیشتر خواهد بود. ممکن است استان‌های مازندران و گیلان به نسبت استان‌های مرکزی منابع آبی خوبی داشته باشند، اما تمام این منابع آبی در معرض آلودگی گسترده قرار دارند. باید برای منابع آلاینده چاره‌اندیشی کرد. هرچند شاید الان دیر باشد، اما شناسایی منابع آلوده‌کنندهٔ آب و هشدار به مردم و از سویی تلاش یرای تصفیهٔ آن باید جدی گرفته شود. اینها تنها منابع آبی منطقه هستند و از بین رفتن آنها یعنی از بین رفتن حیات در این مناطق. 

 

یکی از راه‌های فرار برای موقعیت فعلی توسط مسئولان، تعیین زمان برای جابه‌جایی محل دفن بود که در نمونه‌هایی چون (سراوان) در استان گیلان و (سایت عمارت) در مازندران بارها بیان شده، اما نتوانسته نتیجه‌ای داشته باشد. صحبت از جابه‌جایی مرکز دفن غیراستاندارد چقدر عملیاتی است؟

از سراوان اطلاع چندانی ندارم، اما عمارت هفت تا هشت هکتار زمین است که ارتفاع زباله در آن حداقل به ۴۰ متر می‌رسد و این میزان زباله امکان جابه‌جایی ندارد و شرکت مشاوری که در سال‌های قبل مطالعاتی را در این زمینه انجام داده، به این نتیجه رسیده بود که عملاً جابه‌جایی ممکن نیست. خاک منطقه آلوده شده و ارتفاع خاک هم حدود ۸۰ متر است و اگر زبالهٔ سطحی را جابه‌جا کنیم، آیا می‌توان ۸۰ متر خاک را هم جابه‌جا کرد؟ اصلا این میزان زباله را به کجا می‌توان برد؟ با وجود همهٔ این مشکلات اما همچنان فکری برای زباله‌های روزانه و مرکز دفن استاندارد جدید هم نشده است. عمارت در دریاچهٔ پشت سد هراز است و خاک آلوده در داخل دریاچه قرار گرفته و این بحرانی بر بحران گذشته است. مسدود کردن و ایزوله کردن آن ممکن است، اما نیاز به هزینه و سرعت عمل دارد؛ چراکه سد هراز کارش تمام شده و منتظر آبگیری است، اما هنوز برنامه‌ای برای زباله پسماند آمل و اطراف آن وجود ندارد. 

اگر ۹ منطقهٔ مدیریت پسماند استان مازندران به کارخانهٔ پردازش و کمپوست مجهز شوند، عملاً از سه هزار تن زباله، ۶۰۰ تن ریجکتی خواهیم داشت که این میزان هم اگر به کارخانهٔ سیمان بروند، حتی خاکستر پسماند نخواهند داشت و استان می‌تواند به‌سمت زبالهٔ صفر حرکت کند

در سال‌های قبل که اهالی روستای سراوان گیلان مقابل محل دفن ایستادند و برخوردهایی هم با آنها شد تاکنون وضع در آنجا فرقی نکرده، اما از سال گذشته شاهد جمع‌آوری سطل‌های زباله بزرگ و واگذاری مسئلهٔ پسماند به دهیاران روستاها در برخی مناطق استان است. تا چه میزان این طرح و طرح‌هایی از این‌دست را درست می‌دانید؟

برای روستاها الگوهای مناسب مدیریت پسماند وجود دارد و برخی از آنها اجرایی هم شده‌ و موفق هم بوده‌اند. برخی روستاها در سال‌های گذشته که سازمان‌های مردم‌نهاد فعال بودند و آموزش و همدلی بیشتر بود، توانستند زبالهٔ خود را مدیریت کنند. ۶۰ درصد زباله‌های شهری و روستایی مواد آلی هستند که می‌تواند مورد مصرف دام و طیور قرار گیرد و به‌عنوان کود برای زمین از آن استفاده کرد. این طرح‌ها توسط برخی دهیاران اجرا شده بود و مدیریت پسماند استان و یا کشور باید از این الگوها استفاده می‌کرد تا زباله‌های روستایی در همان منطقه مدیریت شود. ۶۰ درصد زباله مواد آلی است، ۲۰ درصد مواد قابل‌بازیافت است و تنها ۲۰ درصد موادی است که نیاز به محل دفن دارد و آن را هم می‌توان با مدیریت درست، به جایی رساند که حتی این میزان هم از روستاها خارج نشود. 

 

آیا برای رساندن این مناطق به پسماند صفر امکانی وجود داریم؟

سال ۹۸ مطالعه‌ای را با عنوان مدیریت تلفیقی پسماند انجام دادم با طرح این پرسش که از امکانات موجود چطور می‌توان برای مدیریت پسماند استفاده کرد؟ مدیریت پسماند مازندران ۹ منطقه دارد و هرکدام از این مناطق ممکن است شامل چند شهرستان باشد. مثلاً تنکابن در غرب استان، شامل عباس‌آباد، رامسر و خود تنکابن است. براساس این طرح پیشنهادی،‌ این سه شهرستان باید مرکز پردازش و کمپوست می‌داشتند. به‌این‌ترتیب، حدود ۵۰ درصد زباله به کمپوست تبدیل و ۱۰ درصد بازیافتی و آنچه ریجکتی است به RDF بدل می‌شود که سوخت نیروگاه‌های برق و سیمان است و این ریجکتی‌ها را می‌توان به زباله‌سوز یا کارخانهٔ سیمان هدایت کرد.

 اگر ۹ منطقه استان به کارخانهٔ پردازش و کمپوست مجهز شوند، عملاً از سه هزار تن زباله، ۶۰۰ تن ریجکتی خواهیم داشت که این میزان هم اگر به کارخانهٔ سیمان بروند، حتی خاکستر پسماند نخواهند داشت و استان می‌تواند به‌سمت زبالهٔ صفر حرکت کند. حتی اگر به کارخانجات هم فرستاده نشود، ریجکتی کارخانهٔ کمپوست می‌تواند برای زباله‌سوزها مناسب باشد و این مدل درست‌تری است. 

 

در مسیرِ پلِ خدایان

با اینکه یک دهه از ساخت فیلم «وحشی» (Wild) می‌­گذرد، اما هنوز هم روایتی انسانی برای گذر از رنج‌­ها دارد. ایدهٔ فیلم زنده است و می‌­تواند کار صدها تراپیست را در ۱۵۰ دقیقه انجام دهد و تماشاگر را دوباره عاشق زندگی کند. این یک امتیاز بسیار خوب برای یک اثر سینمایی است که توانایی بالایی در جذب مخاطب دارد و می‌­تواند با یک اقتباس خوب از داستانی زندگینامه‌­ای به یک درام جذاب برسد. فراتر از فرم و محتوا، این مفهوم والای اثر است که انسانیت را در کنار ادبیت به تصویری ختم می‌­کند که ترکیبی از عمقِ احساس و منطق است. هرچند ساخت لحظات خاص دراماتیک اولویت یک اثر سینمای و نمایشی است، اما این نکته که مخاطب بتواند با پیرنگ فیلمنامه همراه شود و از پس آن به یک فهم فرامتنی برسد، یک هنر ماندگار است.

 

این‌گونه است که مفهوم فیلم در روحِ مخاطب رسوخ می‌کند و حتی پس از گذشت یک دهه نیز می‌­تواند به‌عنوان یک اتفاقِ پایدار در ذهن او اثربخشی خود را داشته باشد. به بیانی بهتر، فیلم را می‌­توان از طریق دو دستگاه فکری نقد و بررسی کرد. نخست، از بُعد روانشناسی که سازنده به‌خوبی شرایط را برای بازگشت به زندگی فراهم کرده و اثری در ستایش زیستن آفریده است. شخصیت اصلی داستان با مرگِ مادرش کنار نیامده و در راه سوگواری، به مواد مخدر و روابط جنسی معتاد شده، اما پس از گذشت مدتی متوجه می‌شود که به خود­ویرانگری رسیده است. اینک او خانه‌ای برای بازگشت ندارد و زندگی او به‌سمتی رفته است که چیزی برای از دست دادن هم ندارد. پس تصمیم می‌گیرد برای فرار از آنچه به آن دچار شده، به توصیهٔ مادرش عمل کند و شخص دیگری شود. این‌گونه برای بازیابی خویش، به سفری می‌­رود تا دوباره به زندگی بازگردد. این سفر هرچند که برای او نقش گریز از گذشته را ایفا می‌کند، اما با گذشت زمان او به‌نوعی خودشناسی می‌رسد که نتیجه‌ٔ آن یافتن معنای واقعی زندگی است، درواقع زنِ داستان بی‌آنکه بخواهد سفرش تبدیل به یک مدیتیشنِ طبیعت‌­گرایانه می‌شود. تماشاگر تا انتها با «شریل» همراه می‌­شود تا ببیند که می‌­توان از رنج‌­های درونی گذر کرد. این یک انگیزهٔ بالا برای مخاطب است که باور کند که روزی سختی‌­های زندگی تمام می‌­شود؛ البته با تحمل یک مسیر سخت! سفری که از همان سکانس نخستین با ناخن شکسته و کفش ازدست‌رفته و نمایی از یک درهٔ عمیق اما زیبا شروع می‌­شود تا شریل همان شخصیت اصلی داستان دریابد که پای در چه راه دشواری گذاشته است؛ اما باید آن مسیر را طی کند، وگرنه در اعماق تاریکی برای همیشه دفن خواهد شد. این یک تراپی از طریق پناه‌ بردن به طبیعت است.

 

با اینکه ذات طبیعت خشن است، اما می‌تواند سبب صیقل‌خوردن یک روح ناآرام شود؛ این همان کاری است که با شریل می‌کند و مخاطب با دوربین کارگردان او را تا روی پل خدایان همراهی می‌کند. این هنر کارگردان است که با فلاش­‌بک­‌های پی‌­در­پی به گذشته، هم داستان را پیش می‌­برد و هم شخصیت را به تکامل نزدیک می‌­کند. از سوی دیگر، فیلم می‌­تواند یک بُعد دیگر هم داشته باشد و آن رویکرد فمینیسم است؛ فیلم به‌صورت آشکار این شیوه را انتخاب کرده، اما اثر نمی‌­تواند یک نسخهٔ زنانه از فیلم «به‌سوی طبیعت»، ساختهٔ «شان پن» باشد، زیرا در انتخاب میزانسن و نوع دکوپاژی که کارگردان انجام داده طبیعت در نماهای منظم در چهرهٔ بازیگر نمود پیدا می‌­کنند. کارگردان با دوربین خود اسیر لانگ‌­شات‌­های جاده‌ای و کار‌ت‌­پستالی نشده و طبیعت را در چهرهٔ بازیگر ترسیم می‌­کند. به همین دلیل، اثر کاملاً مستقل ساخته شده است و این را می‌­توان در تصویر و تدوین مشاهده کرد. اثر با ناخودآگاه شخصیت پیوند خورده است، اما این نوع پردازش سبب نمی‌­شود تا بیننده دچار سرگردانی و قضاوت یکطرفه شود که اثر فضایی زن‌­محور دارد، پس برای مخاطب خاص ساخته شده است. این یک امتیاز برجسته برای فیلم است که کارکردِ داستان، جهان­‌شمول روایت می‌­شود. از سوی دیگر نقش موسیقی ستودنی است، زیرا برای نمایش درونیات و پرداخت شخصیت به نیکی عمل می‌کند و کارگردان فیلم به‌‌خوبی از پتانسیل موسیقی آگاه است و توانسته به‌‌درستی از آن استفاده کند. فیلم بر مدارِ طبیعت می‌گردد و توالی فیلمنامه بر خرده‌روایت‌­هایی استوار است که کاملاً ارگانیک هستند. شخصیت فیلم در ابتدا یک خداناباور است، اما در انتها چنان بر روی پل خدایان گام می‌گذارد که گویی در عمق فلسفهٔ وجودی انسان غرق شده است. فیلم «وحشی»، فهم یک ایدهٔ ناب برای انسان است که ارکانِ زیستنش در طبیعت معنا می‌­یابد.

اترک، بدون معاهدهٔ دوجانبه

|پیام ما| حوضهٔ آبریز رودخانهٔ مرزی اترک یکی از مهمترین منابع استحصال آب شمال‌شرق کشور است. حجم جریان سالیانه در محل چات حدود ۴۴۰ میلیون مترمکعب است که ۲۲۰ میلیون مترمکعب از آن به ایران تعلق دارد. ترکمنستان از لحاظ منابع آبی بسیار فقیر است و تمامی نیازهای آب شیرین این کشور از طریق رودخانه‌های بالادستی و یا رودخانه‌های مشترک مرزی تأمین می‌شود. بخش عمده‌ای از نیازهای آبی ترکمنستان از سرشاخه‌‌های رودخانهٔ آمودریا که در خاک تاجیکستان سرچشمه گرفته و به‌عنوان مهمترین رودخانه در منطقه آسیای مرکزی است، تأمین می‌شود و پس از آن، دومین منبع آبی ترکمنستان را منابع رودخانه‌‌های مرزی اترک و سومبار تشکیل می‌دهد.

براساس توافقات تاریخی بین ایران و ترکمنستان، تاکنون اختلافی جدی در این زمینه وجود نداشته است. اما برخی متخصصان حقوق بین‌المللی، معتقدند برداشت دو کشور از منابع رودخانهٔ اترک عادلانه نیست

در مرزهای ایران و ترکمنستان، هیدروپلیتیک رودخانه‌‌های مرزی بین دو کشور، منشأ شکل‌دهی به روابط میان آنها بوده است. در ماده ۱۴ اولین موافقتنامه‌ای که پس از تشکیل جمهوری ترکمنستان، بین ایران و شوروی سابق منعقد شد، پیرامون رودخانه اترک آمده است: «آب رودخانهٔ مرزی در سراسر خط مرزی بین دو طرف موافقتنامه، به دو قسمت مساوی بین ایران و ترکمنستان تقسیم می‌شود. اندازه‌گیری آب رودخانهٔ اترک توسط تکنسین‌‌های دو طرف موافقتنامه از مرز تا محلی که جریان آب رودخانهٔ اترک در داخل ایران وارد می‌شود، به‌عمل آید. آب اندازه‌گیری‌شده باید به دو قسمت مساوی تقسیم شود». مجدداً در سال ۱۹۵۷ میلادی مطابق با سال ۱۳۳۶هجری شمسی موافقتنامه‌ای در تهران دربارهٔ بهره‌برداری مشترک از آب رودخانهٔ اترک، تشکیل کمیسیون برای میله‌کوبی مرزهای دو کشور و نظارت بر تغییر مسیر رودخانه به امضای طرفین رسید که در حال حاضر نیز، این قرارداد به‌عنوان مبنای تصمیم‌گیری‌های حقوقی پیرامون رودخانه‌‌های مرزی ایران با ترکمنستان است. در تمامی قراردادهای منعقده بین ایران و شوروی سابق، روس‌ها بر تضمین بهره‌برداری مشترک جریان آب رودخانهٔ اترک به‌منظور توسعهٔ اراضی پایین‌دست رودخانه (اراضی مربوط به ترکمنستان) تأکید داشته‌اند.

 

پس از استقلال جمهوری ترکمنستان، در رابطه با رژیم حقوقی رودخانه‌‌های مرزی این کشور با جمهوری اسلامی ایران، هیچ قرارداد رسمی‌ای بین طرفین منعقد نشده است. هرچند براساس توافقات تاریخی صورت‌گرفته بین ایران و ترکمنستان، تاکنون اختلاف و تنش جدی‌ای بین آنها در این زمینه وجود نداشته است، اما برخی محققان و متخصصان حقوق بین‌المللی معتقدند شیوهٔ برداشت مساوی دو کشور از منابع رودخانهٔ اترک عادلانه نیست. آنها استدلال می‌کنند که در مفاد کنوانسیون‌های بین‌المللی دربارهٔ چگونگی بهره‌برداری از رودخانه‌‌های مرزی و یا حوضه‌‌های آبریز مشترک، به شرط «انصاف» و «عدالت» در بهره‌برداری از آب‌های مشترک تاکید شده است. از این لحاظ، این عادلانه نیست که کشور ترکمنستان با داشتن یک‌چهارم مساحت و یک پانزدهم جمعیت ایران (کمی بیش از پنج میلیون و ۶۰۰ هزار نفر)، تا کنون به میزانی مساوی از آب‌‌های مشترک رودخانهٔ اترک بهره‌برداری کرده است و همچنان نیز انتظار دارد مطابق قراردادهای استعماری زمان تزارها این روند ادامه داشته باشد.

 

هرچند این مباحث در سطوح آکادمیک از طرف برخی اندیشمندان ایرانی مطرح شده است، اما تاکنون جایی در مذاکرات سیاسی بین دو کشور نداشته است. آنچه در سال‌های اخیر مورد بحث و توجه مقامات دو کشور قرار گرفته مسائلی همچون لایروبی، دیوارسازی و میله‌کوبی در نقاطی از رودخانهٔ مرزی اترک بوده که به‌دلیل نداشتن قراردادهای دوجانبه، باعث خسارت‌های فراوان در منطقهٔ گلستان و خراسان‌شمالی و نیز تجاوزات مرزی به حریم سرزمینی ایران شده است. رودخانهٔ اترک در چند دههٔ اخیر بر اثر سیلاب‌های متعدد به‌سمت ایران منحرف شده است و خسارت‌های زیادی نیز وارد کرده بود. پس از اصلاح مرز بین دو کشور براساس پروتکل‌های ایران و شوروی با نظارت مرزبانان و کارشناسان ایران و ترکمنستان، دو طرف برای لایروبی و ساماندهی رودخانه به توافق رسیدند. در اواخر سال ۸۶ و اوایل سال ۸۷ توافق‌هایی با مسئولان کشور ترکمنستان پیرامون لایروبی، دیواره‌بندی و میله‌کوبی جدید در خط مرزی رودخانهٔ اترک، به‌عمل آمد و عملیات اجرایی آن شروع شد؛ اما پس از مدتی به‌دلیل اعتراض شدید دولت و مقامات مرزی ترکمنستان، عملیات اجرایی لایروبی و … متوقف شد.

بی‌خبری شهرداری از نشتی آب

نمایان شدن یک سازهٔ قدیمی پس از فرونشست خیابان کارگر جنوبی باعث نمایان شدن یک سازهٔ قدیمی پس از فرونشست خیابان کارگر جنوبی باعث نگرانی‌ها و انتشار اخبار ضدونقیضی دربارهٔ زیرساخت‌های خیابان‌های پایتخت شد. بعضی با اشاره به تصاویری که سیم‌کشی‌ها، تیرآهن‌ها و سازه‌ٔ فروریخته زیر این خیابان گمانه‌زنی‌هایی دربارهٔ ضعف زیرساخت‌های عمرانی تهران مطرح کردند و گروهی دیگر مدعی شدند که شهرداری‌ها سازه‌ای میراثی را تخریب کرده‌اند. در این راستا «علی بیت‌اللهی»، عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی به‌ باشگاه خبرنگاران جوان گفته است که عکس و مختصات اولیهٔ این حادثه حاکی از آن است که فرونشست ناگهانی خیابان کارگر جنوبی سطحی و احتمالاً آنچه موجب این فروریزش سطحی و ایجاد فروچاله شده، ریزش سقف این سازه بوده و مسیر کابل‌های متعدد در مجاورت آن در مقطع فروریزشی نمایان است. 

 

سه روز بی‌توجهی شهرداری به نشتی 

حالا وقت آن است که شهرداری دربارهٔ وضعیت ایمنی زیرساخت‌های شهری مسئولانه‌تر عمل کند و گزارشی شفاف برای آگاهی اذهان عمومی منتشر کند

«محدثه ذوالفقاری»، مدیر روابط‌عمومی شهرداری منطقه ۱۱ تهران، در گفت‌وگو با رسانه‌ها از زمان وقوع این حادثه روایت دیگری داشته است. به‌گفتهٔ او، تعدادی از کارکنان شهرداری در حین انجام عملیات رفیوژ میانی خیابان کارگر برای کاهش بار ترافیکی آن، از طریق رانندهٔ کامیون متوجه صدایی می‌شود و ترک آسفالت را می‌بینند. در همین زمان بلافاصله پس از حرکت کامیون، آسفالت ریزش می‌کند. به‌گفتهٔ او، عوامل سامانهٔ ۱۳۷ شهرداری در شامگاه روز پنجشنبه صدای نشتی شدید آب را شنیدند و در ادامه با بررسی‌های عوامل آبفا متوجه شدند که «حدود سه روز» آب در این محدوده نشتی داشته و باعث نرمی خاک و درنهایت با توجه به عملیات عمرانی در آن محدوده منجر به فرونشست زمین شده است.

 

 سازهٔ زیر خیابان کارگر ارزش میراثی ندارد

مدیرکل مدیریت بحران استان تهران ادعا کرده بود که سازه‌ای که در گود خیابان کارگر جنوبی پدیدار شده، احتمالاً حمامی قدیمی و سازه‌های میراثی است، اما مدیر روابط‌عمومی شهرداری منطقه ۱۱ تهران این ادعا را تکذیب کرده است: «مکانی که زیر زمین نمایان شد، سرویس بهداشتی‌ای است که با کارشناسی اولیه قدمتی حدود ۳۰ الی ۳۵ سال دارد و از کاشی‌های کف آن مشخص است.» «محسن سعادتی»، معاون میراث‌فرهنگی استان تهران، نیز دربارهٔ ماهیت این سازه بدون حضور در محل در متنی مکتوب به ایسنا نوشت است: «براساس بررسی‌های به‌عمل‌آمده، این محدوده شامل یک راهروی زیرزمینی و چندین سرویس بهداشتی است که با توجه به مصالح به‌کاررفته شامل آجر و استفاده از تیرآهن در پوشش سقف و نبود هیچ‌گونه تزئینات و معماری تاریخی، بنای مکشوفه «معاصر» است. شایان ذکر است محدودهٔ مذکور خارج از حصار ناصری است و همچنین، براساس تصاویر هوایی سال ۱۳۱۹ و ۱۳۳۵ به‌صورت معبر بوده است.» مدیر روابط‌عمومی شهرداری منطقه ۱۱ همچین در این باره گفته است: «با توجه به اینکه ملک میراثی نبود و تحقیقات اولیه انجام شده است، مشکلی برای پر کردن چاله و عملیات عمرانی در کمتر از ۲۴ وجود ندارد.» به‌گفتهٔ ذوالفقاری، این چاله از شب جمعه تا ۴ صبح روز شنبه پر شده و مسیر تردد باز است و با اتمام بارندگی‌ها عملیات آسفالت‌ریزی آن نیز آغاز خواهد شد. در ساعات اولیهٔ صبح شنبه ۷ بهمن‌ماه نیز «سرهنگ فیروز کشیر»، معاون آموزش و فرهنگ ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ، از رفع محدودیت تردد در این محدوده خبر داد و گفت که «در این محدوده اقدام به پلیت‌گذاری شده و مسیر تردد باز است.»

 

زیرسازی‌های ناامن، تهران را تهدید می‌کند؟

علی بیت‌اللهی، رئیس بخش زلزله‌شناسی و مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی: بی‌دقتی در زمان تأسیس خیابان در سنوات گذشته و زیرسازی‌های نا‌مناسب و غیر‌مهندسی معبر منجر به این حادثه شده است

بیت‌اللهی دربارهٔ روش‌هایی که امکان بررسی وضعیت زیرسازی‌ها را فراهم می‌کند با اشاره به پدیدار شدن سازهٔ خیابان کارگر به رسانه‌ها گفته است: «از روش‌های ژئوفیزیکی مانند GPR درصورت عدم وجود نویز‌های EM و نیز سایر روش‌های ژئوفیزیکی مانند ژئوالکتریک، سیستمیک، میکروگراویمتری می‌توان حفرات زیرسطحی، مغار‌ه‌ها و بنا‌های مدفون را بررسی کرد و به‌نظر می‌رسد که در سطح شهر تهران، چنین بناهای مدفونی کم نباشد.» همچنین، آن‌طورکه رئیس بخش زلزله‌شناسی و مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی گفته بی‌دقتی در زمان تأسیس خیابان در سنوات گذشته و زیرسازی‌های نا‌مناسب و غیر‌مهندسی معبر منجر به این حادثه شده است. ازآنجاکه این حادثه دقیقاً ساعاتی پس از آتش‌سوزی هولناک بیمارستان گاندی که آن‌هم در پی بی‌توجهی این بیمارستان به دستور‌العمل‌های ایمنی رخ داده بود، نگرانی‌ شهروندان تهرانی دربارهٔ میزان ایمنی زیرساخت‌های شهری افزایش یافته است و حالا گفته‌های بیت‌اللهی دربارهٔ زیرسازی‌های نامناسب بر این نگرانی‌های بحق صحه گذاشته و حالا وقت آن است که شهرداری دربارهٔ وضعیت ایمنی زیرساخت‌های شهری مسئولانه‌تر عمل کند و گزارشی شفاف برای آگاهی اذهان عمومی منتشر کند.

 

پایان انحصار صادرات برق

براساس آنچه معاون وزیر نیرو اعلام کرده است به‌زودی ‌شیوه‌نامهٔ صادرات برقی که از سوی بخش خصوصی و در نیروگاه‌های تجدید پذیرکشور تولید می‌شود، به صنعتگران برق ابلاغ می‌شود. این موضوع درحالی‌است که پیش از آن انحصار صادرات برق و شبکهٔ توزیع در اختیار شرکت توانیر بود. وب‌سایت خبری وزارت نیرو به‌نقل از کمانی نوشت: «امضای توافقنامه برای اجرای طرح ساخت ۵۵۰ هزار واحد انشعابی تجدیدپذیر پنج کیلوواتی تحت پوشش نهادهای حمایتی انجام شده است. قرار است با همکاری وزارت نیرو، کمیتهٔ امداد، سازمان بهزیستی، بسیج سازندگی و معاونت روستایی ریاست‌جمهوری، هر سال ۱۱۰ هزار سامانهٔ خورشیدی پنج کیلوواتی برای خانواده‌ها با پرداخت تسهیلات قرض‌الحسنه احداث شود تا از محل فروش برق آن، بخشی برای بازپرداخت وام دریافتی و بخشی برای درآمد خانواده‌ها اختصاص یابد.»

 

تحویل پنج هزار واحد

به‌گفتهٔ او، این اقدام شروع شده و درنتیجهٔ آن پنج هزار واحد تحویل داده شده و پنج هزار واحد دیگر در حال نصب است: «امیدواریم با پرداخت به‌موقع تسهیلات این رقم را افزایش دهیم. برای بخش غیرحمایتی، خانواده‌ها می‌توانند تا سقف ۲۰۰ کیلووات نیروگاه تجدیدپذیر در حیاط منزل و یا پشت‌بام احداث بکنند. به‌طور متوسط سالانه ظرفیت نصب تولید ۶۰ مگاوات نیروگاه انشعابی حمایتی در کشور وجود دارد. برای پرداخت تسهیلات به متقاضیان روش‌های مختلفی وجود دارد که از طریق صندوق محیط زیست، صندوق شکوفایی و تبصره ۱۸ وزارت اقتصاد و دارایی امکانپذیر است.»

 

کمانی همچنین دربارهٔ برآورد هزینهٔ تولید انرژی تجدیدپذیر در کشور نیز توضیح داد: «اگر زنجیرهٔ کامل تولید انرژی تجدیدپذیر در کشور وجود نداشته باشد، قیمت پنل خورشیدی در داخل و خارج کشور تفاوتی نخواهد داشت که شرایط را برای رقابت تولیدکنندگان داخلی سخت خواهد کرد. ولی اگر کل زنجیرهٔ تولید داخلی‌سازی شود، قیمت‌های پنل‌ها مناسب خواهد شد. برای صادرات برق تجدیدپذیرها دستورالعملی تدوین شده است که توسط وزارت نیرو بررسی شده و به‌زودی توسط وزارت نیرو ابلاغ می شود. ظرفیت برق مورد نیاز برای صادرات احصا می‌شود و شرکت‌ها می‌توانند نسبت به احداث نیروگاه اقدام کنند و طی قراردادهایی که با شرکت‌های خارجی منعقد می‌کنند، طی هشت ماه برق صادر کنند و طی چهار ماه از طریق تابلوی برق سبز به فروش برسانند. می‌توان از طریق سه کشور ترکیه و از مسیر ترکیه به سایر کشورها و نیز از سمت شرق کشور و کشورهای همسایه شامل افغانستان و پاکستان برق را صادر کرد.»

 

قیمت بورسی شد

به‌گفتهٔ کمانی، قیمت برق تجدیدپذیر بورسی شده و در تابستان به سه هزار و ۸۰۰ تومان و نزدیک به قیمت برق صادراتی رسیده است. طی هشت ماه از سال خیلی بیش از نیاز ظرفیت کشور، ظرفیت نیروگاهی وجود دارد و از طرفی چون نیروگاه‌های تجدیدپذیر نیاز به سوخت ندارند، مسئلهٔ ناترازی سوخت و گاز بر روی آن تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین، در هشت‌ماههٔ سال مشکلی برای تأمین برق داخلی وجود ندارد. ظرفیت صادرات حدود هزار تا هزار و ۵۰۰ مگاوات انرژی تجدیدپذیر وجود دارد. البته شرایط در دستورالعمل دیده شده است که به‌صورت منفردی یا کنسرسیومی بتوان شرایط جدیدی را برای صادرات ایجاد کرد و خطوط جدید احداث شود که طبعاً زمان‌بر است. در حال حاضر امکان استفاده از خطوط هزار تا هزار و ۵۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر در دوره‌ای که کمبود نیست وجود دارد، اما در دورهٔ کمبود و فصل تابستان، برق تحویل شبکه برای مصرف داخلی می‌شود. فعلاً تا زمانی که محدودیت زمانی برای صادرات برق وجود دارد، چاره‌ای جز این نیست که ظرفیت و اولویت مصرف چهارماهه برای داخل کشور در نظر گرفته شود. در بازار فروش و صادرات برق مرسوم است و در انعقاد قراردادها این شرایط وجود دارد که اگر کشوری به برق مصرفی نیاز داشته باشد، برق تحویلی به صادرکنندگان کم می‌شود و به نیاز داخلی اختصاص می‌یابد. نکتهٔ دوم آنکه شرکت‌های متقاضی این کار را شدنی می‌دانستند، ولی باید به‌سمتی برویم که برق صادراتی را با قراردادهای بهتری به فروش برسانیم و آغاز صادرات بهتر از انجام ندادن آن است.»

قرار است با همکاری وزارت نیرو، کمیتهٔ امداد، سازمان بهزیستی، بسیج سازندگی و معاونت روستایی ریاست‌جمهوری، هر سال ۱۱۰ هزار سامانهٔ خورشیدی پنج کیلوواتی برای خانواده‌ها با پرداخت تسهیلات قرض‌الحسنه احداث شود

او همچنین در مورد انعقاد قرارداد ساخت چهار هزار و ۵۰۰ مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر در ۸۹ ساختگاه در سراسر کشور عنوان کرد: «زمان بندی دقیق و فشرده‌ای دیده شده و اگر دستگاه‌های ذی‌ربط به تعهدات خود عمل کنند، این نیروگاه‌های خورشیدی در موعد مقرر به بهره‌برداری می‌رسد. بحث واگذاری زمین‌های مربوط به آن انجام شده و قرار است این نیروگاه‌ها در مناطقی که مشکل بیشتری داشتند و ظرفیت ساخت در آنها وجود داشت، ساخته شوند. هماهنگی بین استانداران و مجموعه‌های برق منطقه‌ای، محیط زیست انجام شده و تحویل ساختگاه‌ها در حال انجام است. پیگیری موضوعات مربوط به صدور به‌موقع مجوزهای محیط زیست و تحویل به‌موقع زمین و بحث اتصال به شبکه و پرداخت وام و ثبت سفارش و تخصیص ارز از وظایف دولت است. برای پیگیری این امور کمیته‌ای تحت ریاست ریاست‌جمهوری با حضور وزیران ذی‌ربط و مرتبط تشکیل شده است و اگر همه به تعهدات خود عمل کنند، ساخت این نیروگاه‌ها در مدت کوتاه و فشرده، شدنی است.»

 

او با مثالی از کشور چین نیز عنوان کرد که سالیانه هزار گیگاوات نیروگاه خورشیدی نصب می‌شود و یا در کشوری همچون آلمان ماهانه هزار مگاوات نیروگاه نصب می‌شود: «توسعهٔ ناوگان برقی شهرها باید مبتنی‌بر استفاده از نیروگاه‌های تجدیدپذیر باشد و پیگیر هستیم میان وزارت نیرو، صمت و شهرداری فضایی به‌وجود بیاید تا برای توسعهٔ ناوگان برقی ملزم به استفاده از برق تجدیدپذیرها باشند. همچنین ۲۰ میلیون کولر آبی در کشور وجود دارد که اگر با کولرهای پربازده جایگزین شوند پنج هزار مگاوات در محل مصرف صرفه‌جویی می‌شود که اگر این میزان سرمایه‌گذاری برای ساخت نیروگاه‌ها را در نظر بگیریم، هزینه‌ها خیلی بیشتر از این می شوند. به همین منظور طرحی تهیه شده است تا به‌صورت پایلوت ۲۰۰ هزار دستگاه الکتروموتور با پربازده‌ها تعویض شوند. خوشبختانه در بودجهٔ ۱۴۰۳ کشور منابع اعتباری خوبی پیش‌بینی شده است. منابعی برای انرژی تجدیدپذیر از محل عوارض برق پیش‌بینی شده که هشت ‌هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان دیده شده است. از این مقدار پنج درصد آن برای موضوع تجدیدپذیرها پیش‌بینی شده و ۳۵ درصد برای توسعهٔ برق روستایی در نظر گرفته می‌شود.»

قیمت برق تجدیدپذیر بورسی شده است و در تابستان به سه هزار و ۸۰۰ تومان و نزدیک به قیمت برق صادراتی رسیده است. طی هشت ماه از سال خیلی بیش از نیاز ظرفیت کشور، ظرفیت نیروگاهی وجود دارد

تابستان امسال میزان ناترازی تولید و مصرف کشور به اوج خود رسید و البته مصرف برق هم به‌شکل روزانه رکورد خود را می‌شکست. با این‌همه بنا به اعلام رسمی وزارت نیرو که در هفتهٔ دولت و از سوی «علی‌اکبر محرابیان» وزیر نیرو اعلام شد، از ابتدای دولت سیزدهم پنج هزار و ۷۸۴ مگاوات نیروگاه حرارتی، هزار و ۴۰۰ مگاوات افزایش ظرفیت یا ارتقای راندمان نیروگاه‌، ۲۰۳ مگاوات نیروگاه‌های تجدیدپذیر و ۳۵۸ مگاوات نیروگاه‌های تولید پراکنده در نقاط مختلف کشور به بهره‌برداری رسیده است. از این ظرفیت منصوبه در اوج مصرف تابستان امسال بالغ بر ۷۳ هزار و ۶۰۰ مگاوات به ثبت رسید. طبق این آمار  ۳۱ هزار مگاوات مصرف برق کشور در فصل گرما مربوط به استفاده از کولرها و دیگر سیستم‌های سرمایشی است. این میزان معادل مصرف برق کشور مصر با جمعیتی بالغ بر ۱۰۶ میلیون نفر است. تفاوت مصرف زمستان و تابستان ایران ۳۱ مگاوات است و بهینه‌سازی در این موضوع کمک شایانی به صنعت برق کشور می‌کند.

مقصدهای پر شکایت‌

ستادهای هماهنگی خدمات سفر برای نوروز ۱۴۰۳ فعالیت خود را از آذرماه آغاز کرد‌ه‌اند و آن‌طورکه دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر و مدیرکل دفتر توسعهٔ گردشگری داخلی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گفته است، دستورالعمل مدیریت سفر سال آینده و آغاز به‌کار رسمی فعالیت ستادهای هماهنگی خدمات سفر نوروز ۱۴۰۳ در سراسر استان‌های کشور هم‌زمان انجام شده است. به‌گفتهٔ «سید مصطفی فاطمی»، در دستورالعمل مدیریت سفر سال ۱۴۰۳ تلاش شده است علاوه‌بر وظایف ذاتی دستگاه‌های اجرایی عضو، مسئولیت هریک متناسب با نیاز ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر تعریف شود تا در کنار فعالیت کمیته‌های ستاد مرکزی و اقدامات اجرایی ویژهٔ هرکدام، خدمت‌رسانی مطلوب به هم‌وطنان نیز انجام شود. یکی از نکات مهم ذکرشده همراه با این خبر، سامانهٔ ۰۹۶۲۹ بود که رسیدگی به شکایت‌های مردمی را دنبال می‌کند.

 

آمادگی برای شکایت‌های نوروزی

حالا مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری دربارهٔ فعالیت این سامانه گفت عموماً در طول سال در زمان‌های پرمسافر و تعطیلات چندروزه‌ای که پیش می‌آید با افزایش میزان شکایات روبه‌رو می‌شویم: «درواقع در ایام مشخصی از سال، تعداد شکایات و تماس‌ها افزایش می‌یابد. برای مثال از ۲۳۰ هزار تماسی که در طول سال جاری در سامانهٔ ۰۹۶۲۹ ثبت شده است، صد هزار تماس فقط در یک ماه آن‌هم فروردین ثبت شده. سایر تماس‌ها در ایام تابستان که پیک تابستانی سفر را شاهد هستیم، حاصل می‌شود. تعداد کمی از تماس‌ها نیز بین سایر ماه‌های سال توزیع می‌شود.»

نقی‌زاده محجوب: میزان شکایت طبیعتاً تابعی از میزان سفر و مسافرت است و مقاصد با مسافر بیشتر تبعاً شکایت بیشتری را شاهد هستند. در تهران سه هزار و ۱۴۲ شکایت ثبت شده است

«یحیی نقی‌زاده محجوب» توضیح داد: «سازوکاری که در نظر گرفته‌ایم که قبل از آنکه مورد پیش‌آمده منجر به شکایت شود، این امکان را ایجاد می‌کند تا شکایت مسافران به‌صورت آنلاین دریافت شود و مورد پیگیری قرار گیرد. علاوه‌بر مرکز، معاونان گردشگری و کارشناسان گردشگری استان‌های کشور نیز در جریان این انتقادات و شکایات قرار می‌گیرند؛ در کارتابل اختصاصی استان وارد می‌شود و ما نیز امکان رصد داریم. همین امر سبب شده تا در بسیاری از استان‌ها بیش از ۹۰ درصد و حتی صد درصد موارد شکایت رسیدگی و رفع شود. به‌طور میانگین بیش از ۸۰ درصد شکایات رسیدگی شده است و سایر موارد نیز در حال رسیدگی است.»

 

به‌گفتهٔ او، با توجه به آیین‌نامه‌ای که از طریق هیئت وزیران به وزارتخانهٔ میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی ابلاغ شده، قیمت تأسیسات گردشگری در قالب تعرفه‌ای سالانه بررسی می‌شود و با هماهنگی تشکل‌ها تعیین و ابلاغ می‌شود.

نقی‌زاده محجوب افزود: «پس از ابلاغ این تعرفه، هیچ‌یک از تأسیسات گردشگری دارای مجوز از وزارتخانهٔ میراث و گردشگری حق افزودن به قیمت‌ها را نخواهند داشت. این موضوع از طریق نظارت‌های مستقیم و غیرمستقیم و درخواست‌ها و شکایات مردمی قابل رصد، پایش، رسیدگی و برخورد است.»

او ادامه داد: «همهٔ تأسیسات گردشگری موظفند نرخ‌های ابلاغی را در معرض دید عموم قرار دهند تا بر مبنای نرخ‌های مصوب قیمت‌ها تطبیق داده شود. این مهم یکی از موضوعات بازرسی محسوب می‌شود.»

 

بیشترین شکایت‌ها

مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری در بخش دیگری از سخنان خود که «ایلنا» منتشر کرده است، گفت: «طی ۱۰ ماه گذشته در میان تمام تماس‌های انجام‌شده با سامانهٔ ۰۹۶۲۹، حدود ۳.۵ درصد مربوط به شکایات است. از این میان حدود ۲۰ درصد مربوط به شکایت از تعرفه‌ها و نرخ‌هاست. اکثر آنها نیز به تأسیسات رسمی مانند هتل  … ارتباطی ندارد و در بیشتر مواقع مربوط به تأسیسات کوچک مانند خانه‌مسافرها و ویلاها و … است که از ما مجوز ندارند. از‌این‌رو، می‌توان گفت بحث قیمت‌ها دربارهٔ مراکز اقامتی مجاز خیلی مورد شکایت نیست. البته در حوزهٔ کمی و کیفی خدمات و حتی در حوزهٔ رزرواسیون اشکالاتی وجود داشته است.»

نقی‌زاده محجوب با بیان اینکه بیشترین شکایت متعلق به استان تهران است، افزود: «بعد از تهران، مازندران و خراسان‌رضوی در صدر پرشکایت‌ترین استان‌های کشور قرار می‌گیرند. میزان شکایت طبیعتاً تابعی از میزان سفر و مسافرت است و مقاصد با مسافر بیشتر تبعاً شکایت بیشتری را شاهد هستند. در تهران سه هزار و ۱۴۲ مورد ثبت شده که تاکنون به ۹۷ درصد آنها پاسخ داده شده است.»

 

هشدار به مسافران

مدیرکل نظارت و ارزیابی خدمات گردشگری در آمار ارائه‌شده تأکید کرده است که بیشترین شکایت ثبت‌شده در سامانهٔ ملی سفر مربوط به تأسیسات کوچک و بدون مجوز است. این نکته را دبیر ستاد خدمات سفر هم تأیید کرد و گفت: «بیشتر شکایات‌های نوروزی تاکنون مربوط به رزروها، به‌ویژه رزروهای اینترنتی بوده که از طریق فضای مجازی توسط مسافران انجام شده است.»

همهٔ تأسیسات گردشگری موظفند نرخ‌های ابلاغی را در معرض دید عموم قرار دهند تا بر مبنای نرخ‌های مصوب قیمت‌ها تطبیق داده شود. این مهم یکی از موضوعات بازرسی محسوب می‌شود

«سیدمصطفی فاطمی» به مسافران و گردشگران هشدار داد که با شروع نوروز، کلاهبرداران فضای مجازی با تبلیغات گسترده و حراج کالاهای ارزان و طرح‌های وسوسه‌انگیز در شبکه‌های اجتماعی مختلف اقدام به کلاهبرداری و فریب شهروندان می‌کنند.

او افزود: «مردم از سایت‌هایی که یک‌شبه راه‌اندازی شده‌اند و بدون داشتن ای‌نماد (نشان اعتماد الکترونیک) برای اجارهٔ خانه و اقامتگاه تبلیغ می‌کنند و پول‌های کلان از مردم می‌گیرند و متأسفانه وجود خارجی هم ندارند، بسیار شاکی هستند.»

آن‌طور که مسئولان اعلام می‌کنند ۲۵ دستگاه عضو ستاد هماهنگی خدمات سفر به شکایات ثبت‌شده به‌منظور رسیدگی و رفع مشکلات، در سامانهٔ ۰۹۶۲۹ دسترسی دارند و از اسفند سال گذشته با راه‌اندازی بخش انگلیسی این سامانه، گردشگران خارجی و توریست‌ها در داخل ایران نیز می‌توانند با شمارهٔ سراسری ۰۹۶۲۹ تماس بگیرند و راهنمایی‌های لازم در حوزهٔ مراکز گردشگری، ظرفیت‌های اقامتی و هتل‌ها، اطلاعات راه‌ها، وضعیت آب‌وهوایی و … را به زبان انگلیسی دریافت کنند. سامانهٔ ملی سفر در تمامی ساعات شبانه‌‌روز با شماره تلفن سراسری ۰۹۶۲۹ و وب‌سایت  WWW.09629.IR اطلاعات موردنیاز مخاطبان در زمینهٔ جاذبه‌های گردشگری، اماکن اقامتی و پذیرایی، جاذبه‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی، آب‌وهوا، اطلاعات راه‌ها، پمپ بنزین، مراکز خدمات رفاهی بین‌راهی، بیمارستان‌ها، مراکز خدمات درمانی و امداد خودرو را در اختیار آنان قرار می‌دهد و شکایات، انتقادات و پیشنهادهای آنان را به ثبت می‌رساند.

حمایت از حفاظت مشارکتی «گلستان»

در این نامه آمده است: همان‌گونه که مستحضرید ما دانشگاهیان در راستای رسالت علمی و مسئولیت اجتماعی بر خود لازم می‌دانیم به‌منظور دستیابی به اهداف عالیهٔ میهن عزیزمان و نظام مقدس جمهوری اسلامی، علاوه‌بر تربیت نیروهای متخصص و کارآمد در دانشگاه، در مقام خادمین، ناظرین و مشاورین خیرخواه در امور اجرایی، نظارتی و مشورتی برای آن سازمان محترم مشارکت داشته باشیم.

این نامه می‌افزاید: در همین راستا، پارک ملی و ذخیره­‌گاه زیست­کرهٔ گلستان به‌عنوان یکی از مهمترین مناطق تحت حفاظت آن سازمان و با دربرگیری طیف گسترده‌­ای از زیستگاه­‌ها و به‌تبع تنوع گسترده‌­ای از انواع زیستمندان، همواره مورد توجه و نظارت دانشگاهیان بوده است. در سالیان اخیر و بعد از تغییر رویهٔ مدیریتی این ذخیره‌­گاه زیست­کره مطابق با بند ط ماده ۳۸ قانون برنامهٔ ششم توسعهٔ کشور و به‌کارگیری مدیریت خردمندانه با همکاری و مشارکت مردم محلی و علاقه‌مندان، دستاوردهای بی‌­سابقه‌­ای حاصل شده است، به‌طوری‌که این رویکرد به الگویی همه‌جانبه از حفاظت معقول از سرزمین با مشارکت ذی‌نفعان بدل شده است.

از متن نامه: انتظار می‌رود سازمان حفاظت محیط به‌عنوان متولی حفظ و حراست زیستگاه‌­های کشور، نگاه ویژه و خاص به پارک ملی گلستان و مدیریت و رویکرد موفق آن در چند سال اخیر داشته باشد

در این نامه همچنین آمده است: با توجه به شاخص‌های علمی و به‌­روز در سطح دنیا رئوس برخی از مهمترین تغییرات مشهود در پارک ملی گلستان از دیدگاه نظارتی جامعهٔ دانشگاهی به این شرح است: رشد معنی‌­دار جمعیت وحوش برای اغلب گونه­‌های شاخص جانوری، افزایش چشمگیر احساس تعلق خاطر و مشارکت جوامع محلی، علاقه‌مندان و متخصصین غیردولتی و دانشگاهی در فرآیند حفاظت،‌ مرمت و بازسازی تمامی ابنیهٔ موجود در پارک ملی گلستان از جمله پاسگاه‌­های محیط­بانی، مهمانسراها و سالن اجتماعات در سطح بهترین مناطق حفاظت‌شده در دنیا،‌ کاهش انواع تخلفات و تعارضات در منطقه به‌ویژه شکار غیرمجاز و آتش‌­سوزی، و استفاده از ظرفیت‌­های مختلف در آموزش و فرهنگسازی حفاظت محیط زیست.

 

نگارندگان تأکید کرده‌اند: انتظار می‌­رود سازمان حفاظت محیط به‌عنوان متولی حفظ و حراست زیستگاه‌­های کشور، نگاه ویژه و خاص به پارک ملی گلستان و مدیریت و رویکرد موفق آن در چند سال اخیر داشته باشد. ازآنجاکه شایسته‌سالاری در بیانیهٔ گام دوم انقلاب اسلامی توسط رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است و معظم‌له راه اصلی توسعهٔ کشور و رسیدن به جامعهٔ طراز نظام مقدس جمهوری اسلامی را بهره‌گیری از این ظرفیت دانسته‌اند. بنابراین، ما امضاکنندگان ذیل نامه، حمایت همه‌جانبه از مدیران جریان‌ساز و شایسته در حفاظت و مدیریت از زیستگاه­‌های کشور از جمله مدیریت کنونی پارک ملی گلستان و الگوبرداری از تجربیات و روند مشارکت فعلی در این مجموعهٔ حفاظتی و البته به‌کارگیری آن در سایر ذخیره‌­گاه‌­های زیستکره و پارک‌های ملی کشور را از مهمترین رویکردها برای ارتقا و پیشرفت آن سازمان می‌­دانیم. توفیقات روزافزون حضرتعالی و تمامی پرسنل خدوم آن سازمان را از درگاه ایزد منان مسئلت داریم.

در میان امضاکنندگان، نام چهره‌هایی نام‌آشنا ازجمله «مجید مخدوم»،«هوشنگ ضیایی»، «محمودرضا همامی»، «حمیدرضا رضایی»، «افشین دانه­‌کار» و… به چشم می‌خورد

اساتیدی همچون دکتر مجید مخدوم استاد بازنشستهٔ دانشگاه تهران و عضو شورای‌عالی محیط زیست، مهندس هوشنگ ضیایی پیشکسوت محیط زیست و مدرس آموزشکده محیط زیست، دکتر محمودرضا همامی عضو هیئت‌علمی دانشگاه صنعتی اصفهان، دکتر حمیدرضا رضایی عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،‌ دکتر افشین دانه­‌کار عضو هیئت‌علمی دانشگاه تهران، دکتر سیدمحسن حسینی عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس، دکتر مریم شهبازی عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، دکتر زهرا قلیچی‌­پور عضو هیئت‌علمی دانشگاه حکیم سبزواری،‌ دکتر نسرین کیوانفر مدرس دانشگاه فردوسی مشهد، دکتر عباس پهلوانی عضو هیئت‌علمی دانشگاه حکیم سبزواری،‌ دکتر سیدمحمود قاسمپوری عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس،‌ دکتر کامران الماسیه عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان،‌ دکتر علیرضا محمدی دانشگاه جیرفت،‌ دکتر لیلا جاجوندیان عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد بجنورد، دکتر آزاده عتباتی عضو هیئت‌علمی دانشگاه حکیم سبزواری،‌ دکتر حسین وارسته مرادی عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان،‌ دکتر فاطمه فخارزاده جهرمی عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، دکتر مهدی قنبری دانشگاه سیستان‌وبلوچستان، دکتر مرتضی نادری عضو هیئت‌علمی دانشگاه اراک و محقق دانشگاه کوچ ترکیه،‌ دکتر هادی سلطانی‌فرد عضو هیئت‌علمی دانشگاه حکیم سبزواری،‌ دکتر محسن شهریاری‌مقدم عضو هیئت‌علمی دانشگاه زابل،‌ دکتر حامد یوسف‌زاده عضو هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس،‌ دکتر قاسم ذوالفقاری عضو هیئت‌علمی دانشگاه حکیم سبزواری، و دکتر سعید نادری عضو هیئت‌علمی دانشگاه گیلان این نامه را امضا کرده‌اند.

بگذاریم تا این گلستان، همچنان گلستان بماند

در بحبوحهٔ سال‌هایی که بر محیط زیست ایران عزیزمان گذشت، حوادث خوب و بد بی‌شماری رقم خورد که در این مجال اندک جای پرداختن به آن نیست. اما چه شد که امروز پارک ملی و ذخیرگاه زیستکرهٔ گلستان تبدیل به چشم و چراغ همهٔ دوستداران طبیعت ایران زمین شد؟ به‌طوری‌که حتی به‌عنوان نمونه‌ای عینی از یک مدیریت کارآمد قابل الگوبرداری برای دیگر مناطق کشور کشور شد. این منطقه که به‌عنوان اولین پارک ملی ایران شصت‌وهفتمین سال تأسیس خود را سپری می‌کند، در طول سال‌های مختلف کمتر زمانی به مانند امروز غنی از مواهب زیستی و سرشار از حمایت اجتماعی بوده است. 

اغلب کارشناسان قدیمی، محیطبانان بازنشسته و پیشکسوت‌هایی که عمر خود را در راه حفاظت سپری کرده‌اند، اذعان دارند حتی در سال‌های قبل از ۵۷ یعنی زمانی که منطقه به‌دلیل توجه خاص خاندان پهلوی تحت حفاظت سرسختانهٔ فیزیکی قرار داشت، هیچ‌گاه توفیق در حفاظت پایدار از مواهب زیستی و سرمایه‌های این پارک ملی حاصل نشد.

به‌راستی در این سال‌ها چه اتفاقی افتاد تا تخلفات شکار در منطقه به حداقل رسید و از اخبار ناگوار آتش‌سوزی‌های پی‌درپی در پارک ملی گلستان خبری نیست؟ چه شد که امروزه بزرگترین جمعیت قوچ و میش اوریال، این علف‌خوار وحشی باشکوه در دنیا به‌راحتی چشم هر بیننده‌ای را با گله‌های چند صدتایی خود خیره می‌کند؟ چگونه است که با وجود فقر معیشتی روستاییان حاشیهٔ پارک ملی، مردم محلی همچنان از دیدن آهوهای خرامان دشت میرزابایلو لذت می‌برند و دست در دست همیاران و محیطبانان در حفاظت از جمعیت‌های وحوش تلاش می‌کنند.

 

آنچه امروزه به دفعات تحت‌عنوان حفاظت مشارکتی، توجه به ذی‌نفعان، مشارکت دادن آحاد مردم و مسئولین در فرآیند حفاظت، توانمندسازی جوامع محلی و در یک کلام فرهنگسازی به‌منظور حفاظت پایدار از آن یاد می‌شود، حداقل چند نمونهٔ عملی در ایران دارد که تجلی یکی از بهترین نمونه‌های آن پارک ملی گلستان است. به‌راستی این حفاظت مشارکتی چیست؟ این نوع حفاظت از دانش‌آموزی شروع می‌شود که پدرش اسلحهٔ غیرمجاز خود را برای همیشه بر زمین نهاده است. زیرا به مدد خیرین پارک شاهد تحصیل فرزندش در مدرسهٔ نوساز هیرکان است؛ مدرسه‌ای که باکیفیت آبرومندانه‌ای در شمالی‌ترین و دورافتاده‌ترین روستای حاشیهٔ پارک یعنی لُهُندُر ساخته شده است. حفاظت مشارکتی درحقیقت تجلی باورهای یک حفاظت‌گر در عمل است.

 

یک الگوی رفتاری از مدیر موفق و اجرایی شدن اعتقاد راسخ او به امر صیانت از مواهب خدادادی این سرزمین، بر روی مردم، مسئولین و جامعهٔ علمی و دانشگاهی کشور اثر می‌گذارد. به‌عنوان عضو کوچکی از جامعهٔ محیط زیست کشور که در سال ۷۲ اولین کار رسمی خود را به‌عنوان یک محیطبان در پارک ملی گلستان (دورهٔ مدیریت آقایان مهندس رمضانعلی قائمی و شهید یحیی شاکوه محلی) شروع کردم و اکنون در دانشگاه ارتباط تنگاتنگی با مباحث حفاظت پایدار از تنوع زیستی دارم. مدیر کنونی این پارک آقای مهندس مهدی تیموری را به‌عنوان نمونه‌ای برای معرفی یک فرد دلسوز و لایق می‌دانم؛ کسی که حتی زندگی شخصی او نیز در حفاظت خلاصه شده است و بیم آن می‌رود که درصورت هرگونه تغییر و تحولات مدیریتی، فرد بعدی نتواند از این داشته‌ها به‌راحتی صیانت کند. اشاره به جمیع اقدامات مدیریتی ایشان از جمله تجهیز و مرمت تمامی پاسگاه‌ها، آمفی‌تئاتر، موزه و مرکز بازدیدکنندگان، اقامتگاه‌ها، نظم دادن به سرشماری پاییزهٔ علف‌خواران پارک، همکاری و همراهی بی‌دریغ ایشان با جامعهٔ علمی کشور تنها موارد انگشت‌شماری از فعالیت‌هایش است. بی تردید اشاره به آنچه او در طول این شش سال بدان عمل کرده است، در این چند ده کلمه نمی‌گنجد. امیدوارم نگهداشتن و ابقای مدیرانی مانند ایشان که عینیت یافتن معنی و مفهوم شایسته‌سالاری است، جامهٔ عمل بپوشد.

انسداد راه دسترسی ۱۶۰ روستای لرستان

لرستان مدیرکل مدیریت بحران لرستان از بسته شدن راه دسترسی ۱۶۰روستای استان خبر داد. ایسنا به‌نقل از «مهدی پازوکی» نوشت: «طی دو روز اخیر شاهد بارندگی‌های خوبی در اقصی نقاط لرستان بودیم. در شهرستان الیگودرز و در چهار گردنهٔ گله‌بادوش، شیخان، امام‌زاده و آبشار شاهد بارندگی برف بودیم و شدت بارش به‌حدی بوده که راه دسترسی ۱۵۰ روستای این شهرستان مسدود شده است. همچنین، در شهرستان بروجرد نیز به‌دلیل بارش برف راه دسترسی ۱۰ روستا بسته شده است.»

طبق اعلام سازمان هواشناسی از امروز بارش‌ها در غرب و زاگرس مرکزی تشدید می‌شود و نیمهٔ غربی و مناطقی از جنوب و شمال‌شرق کشور را نیز فرامی‌گیرد

به‌گفتهٔ پازوکی تلاش برای بازگشایی راه دسترسی روستاهای مذکور ادامه دارد: «البته به‌دلیل بارش برف ممکن است این کار به کندی انجام شود و یا به تعداد روستاهای مسدودشده افزوده شود. همچنین، در گردنهٔ هیراب بین محور بروجرد-اراک مه‌گرفتگی شدید وجود دارد و توصیه می‌شود رانندگان با احتیاط حرکت کنند.»

مدیرکل مدیریت بحران لرستان با بیان اینکه در حال حاضر مابقی راه‌های اصلی استان باز هستند، ادامه داد: «همچنین در استان قطعی آب، برق و گاز به‌علت بارندگی و یا برودت هوا گزارش نشده است.»

 

تداوم برف و باران

هم‌زمان با این اتفاق، در جاده‎‌های مواصلاتی استان همدان نیز احتمال انسداد پیش‌بینی شده است. مدیرکل راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای همدان از بارش سنگین برف در محورهای جنوبی استان و اجرای دو هزار و ۵۰۰ کیلومتر برف‌روبی و نمک‌پاشی خبر داد.

«مهرداد آهکی» صبح دیروز در یک نشست خبری اعلام کرد که بارش برف و باران در برخی نقاط استان شروع شده است و همچنان نیز در راه‌ها و جاده‌ها ادامه دارد: «طی ۲۴ ساعت گذشته در ملایر، تویسرکان و نهاوند بیشترین بارش برف را شاهد بودیم، عوامل راهداری در آمادگی کامل خدمت به مردم هستند و در حال حاضر نیز محورهای برف‌گیر استان را باز می‌کنند: «از مردم می‌خواهیم از سفرهای غیرضروری پرهیز کنند و درصورت اجبار به سفر از همراه داشتن زنجیرچرخ، تجهیزات زمستانی، پر بودن باک خودرو، سالم بودن سیستم گرمایشی و برف‌پاک‌کن مطمئن شوند. تمام محورهای استان به‌جز محور کوهستانی گنجنامه-تویسرکان باز بوده و تردد نیز به‌آرامی و روان در حال انجام است.» 

 

در استان‌های آذربایجان‌شرقی، غربی و اردبیل نیز بارش برف و باران با شدت بیشتری اتفاق می‌افتد؛ وضعیتی که بنا به هشدارهای سازمان هواشناسی کل کشور طی روزهای آتی همچنان ادامه خواهد داشت. 

همچنین، براساس اعلام مرکز مدیریت راه‌های کشور در زمان تنظیم این گزارش (عصر روز شنبه) تردد وسایل نقلیه در محورهای چالوس، هراز، فیروزکوه، آزادراه تهران-شمال و آزادراه قزوین-رشت (رفت‌وبرگشت) روان است. محورهای چالوس، هراز و آزادراه تهران-شمال دارای بارش برف و باران و محور فیروزکوه و آزادراه قزوین-رشت فاقد مداخلات جوی هستند.

در آزادراه قزوین-کرج محدودهٔ مهرویلا و حدفاصل پل فردیس تا پل کلاک، آزادراه کرج-تهران حدفاصل پل کلاک تا وردآورد و محور شهریار-تهران حدفاصل میدان معادن تا شهرقدس ترافیک نیمه‌سنگین و در آزادراه ساوه-تهران حدفاصل نسیم‌شهر تا احمدآباد مستوفی ترافیک سنگین گزارش شده است.

 

بارش در ۲۲ استان

مرکز مدیریت راه‌های کشور از بارش برف و باران در جاده‌های آذربایجان‌غربی، اصفهان، البرز، زنجان، قزوین، کردستان، مازندران، مرکزی، تهران، همدان، قم، لرستان، یزد، کهگیلویه‌وبویراحمد، چهارمحال‌وبختیاری، خراسان‌رضوی، خراسان‌جنوبی، سمنان، فارس، ایلام، کرمانشاه و خوزستان خبر داده است. سازمان هواشناسی کشور با اعلام ورود سامانهٔ بارشی جدید به کشور از امروز، نسبت به بارش برف و باران در ۲۳ استان کشور و احتمال وارد شدن خسارت به محصولات کشاورزان هشدار داد.

سازمان هواشناسی اعلام کرد: از امروز بارش‌ها در غرب و زاگرس مرکزی تشدید می‌شود و نیمهٔ غربی و مناطقی از جنوب و شمال‌شرق کشور را نیز فرا می‌گیرد.

 

هفتهٔ برفی 

همچنین رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا ضمن اشاره به بارش برف و باران در نقاط مختلف کشور از ورود سامانهٔ بارشی جدید طی سه‌شنبه (۱۰ بهمن‌ماه) خبر داد.

ایسنا به‌نقل از «صادق ضیائیان» نوشت: «امروز (۷ بهمن‌ماه) در نیمهٔ غربی کشور، ارتفاعات و دامنه‌های زاگرس و ارتفاعات و دامنه‌های البرز غربی، برخی مناطق جنوبی کشور و استان‌های واقع در شمال‌شرق و شرق کشور و سواحل غربی دریای خزر سامانهٔ بارشی فعال خواهد بود. یکشنبه (۸ بهمن‌ماه) بارش در شمال‌غرب، غرب، ارتفاعات و دامنه‌های زاگرس مرکزی کاهش می‌یابد و در سواحل دریای خزر و شمال‌شرق با شدت بیشتری ادامه خواهد داشت. همچنین، در این روز در جنوب استان‌های کرمان و سیستان‌وبلوچستان و شرق هرمزگان بارش پراکنده رخ خواهد داد.»

 

به‌گفتهٔ او، دوشنبه (۹ بهمن‌ماه) در استان‌های ساحلی دریای خزر و شمال‌غرب بارش رخ خواهد داد و در سایر مناطق کشور جوی نسبتاً پایدار پیش‌بینی می‌شود. سه‌شنبه (۱۰ بهمن‌ماه) با ورود سامانهٔ بارشی جدید از غرب کشور، بارش در غرب، شمال‌غرب و سواحل ادامه خواهد داشت. چهارشنبه (۱۱ بهمن‌ماه) ضمن تقویت سامانهٔ بارشی در غرب به مناطقی از مرکز و دامنه‌ها و ارتفاعات البرز و زاگرس نیز کشیده خواهد شد: «امروز در مرکز، شرق، جنوب‌شرق و شمال‌غرب و یکشنبه در مرکز شرق و شمال‌شرق و استان‌های واقع در دامنه‌های جنوبی البرز و چهارشنبه در مناطق مرکزی کشور افزایش سرعت باد، گاهی وزش باد شدید و خیزش گردوخاک رخ خواهد داد. یکشنبه خلیج‌فارس، تنگهٔ هرمز و طی روزهای یکشنبه تا سه‌شنبه دریای خزر مواج خواهد شد. آسمان تهران فردا (۸ بهمن‌‌ماه) نیمه‌ابری، در صبح بارش پراکنده، به‌تدریج کاهش ابر و گاهی وزش باد شدید با حداقل دمای ۵ و حداکثر دمای ۹ درجهٔ سانتی‌گراد و طی ‌ دوشنبه (۹ بهمن‌ماه) صاف تا کمی ابری، در بعضی ساعت‌ها وزش باد با حداقل دمای ۲ و حداکثر دمای ۱۰ درجهٔ سانتی‌گراد پیش‌بینی می‌شود. طی فردا و پس‌فردا بندرعباس با دمای ۲۴ و ۲۵ درجهٔ سانتی‌گراد گرم‌ترین و شهرکرد با دمای ۵- و ۱۰- درجهٔ سانتی‌گراد سردترین مراکز استان‌ کشور هستند.»

آخرین اخطار به بیمارستان گاندی ۲ روز قبل از آتش‌سوزی

این اولین‌بار نیست که یک مرکز درمانی گرفتار شعله‌های آتش می‌شود و اولین‌بار هم نیست که به مراکز درمانی، اخطارهای ایمنی داده می‌شود. نمونهٔ آن فاجعهٔ کلینیک سینا اطهر در ۱۰ تیرماه ۱۳۹۹ بود که حوالی ساعت ۲۱ انفجاری در مرکز جراحی محدود واقع در خیابان شریعتی تهران رخ داد و موجب کشته شدن ۱۵ زن و ۴ مرد شد. همان زمان هم جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران به مهر گفته بود که طبق مستند چهار بار به این مرکز درمانی اخطار داده‌ بودند، اما تفاوتی در اصل ماجرا نداشت و کم‌کاری دیگر نهادهای نظارتی باعث وقوع چنین حادثهٔ دردناکی شد.

حدود ۴۰ بیمارستان خصوصی و دولتی بزرگ از جمله بیمارستان‌های دی، شریعتی، بیمارستان امام خمینی و اکثر بیمارستان‌های مناطق مرکزی تهران حداقل سه اخطار ایمنی دریافت کرده‌اند

البته هرچند آتش‌سوزی بیمارستان گاندی با حضور به‌موقع آتش‌نشانان بدون هیچ فوتی‌ مهار شد، اما هزینهٔ سنگینی روی دست رئیس بیمارستان گذاشت و آن‌طورکه مهدی خسروانی، رئیس ستاد مدیریت بحران منطقه ۶ شهرداری تهران، به «پیام‌ ما» می‌گوید این حادثه منجر به حذف دست‌کم صد تخت بیمارستانی از سیستم درمان شد. او دربارهٔ ناایمن بودن این بیمارستان و اقداماتی که برای ایمن‌سازی آن باید انجام می‌شد، اضافه می‌کند: «هرچند به تجهیزات بیمارستانی آسیب جدی وارد نشده، اما رویکرد ستاد مدیریت این است که بازسازی به‌طور کامل انجام شود و بیمارستان به چرخهٔ فعالیت بازگردد. همچنین، از سال گذشته برای اجرای دستور‌العمل‌های ایمن‌سازی مراکز آموزشی و درمانی پیشنهاد فازبندی اعمال مراحل ایمن‌سازی ساختمان‌های ناایمن داده شده بود که در جلساتی که داشتیم به این بیمارستان پیشنهاد دادیم که فاز یک ایمن‌سازی بیمارستان را با هزینه بسیارکم انجام دهند، اما بی‌توجهی کردند و حالا با وقوع آتش‌سوزی متحمل هزینهٔ بسیار سنگین‌تری برای بازسازی آن شدند.»

 

پنج بار اخطار ایمنی کارساز نشد

سخنگوی آتش‌نشانی از پنج اخطار این سازمان بابت ناامن بودن ساختمان بیمارستان گاندی به رسانه‌ها گفت. رئیس ستاد مدیریت بحران منطقه ۶ شهرداری تهران دربارهٔ مفاد این اخطارها به «پیام‌ ما» می‌گوید: «براساس دستورالعمل‌های آتش‌نشانی این بیمارستان دربارهٔ نصب نشدن سیستم اطفای حریق هوشمند و وجود ضایعات بیمارستانی در مسیر تردد و سایر مسائل ایمنی اخطاریه صادر شده بود.» به‌گفتهٔ خسروانی، روز سه‌شنبه گذشته در جلسه‌ای به رئیس بیمارستان گاندی هشدار داده بودند که اگر دستور‌العمل ایمنی را اجرا نکنند، ستاد مدیریت بحران از مراجع قضایی برای اجرایی شدن آن پیگیری می‌کند: «به آنها گفته بودیم که با نصب بنر و قطع انشعابات به‌صورت حقوقی وارد ماجرا می‌شویم که پس از این اخطار بود که بیمارستان متعهد شد دستور‌العمل را اجرایی کند.»

 

بی‌توجهی به اخطارها به بهانهٔ بار مالی

این اما فقط داستان بیمارستان گاندی نیست و چنان‌که در خبرها آمده چند بیمارستان دیگر تهران هم بیش از سه اخطار دریافت کرده‌اند. مدیریت بحران منطقه ۶ شهرداری تهران به رسانه‌ها در این باره گفته است که به حدود ۴۰ بیمارستان خصوصی و دولتی بزرگ از جمله بیمارستان‌های دی، شریعتی، بیمارستان امام خمینی(ره) هشدار داده‌ایم و اکثر بیمارستان‌های مناطق مرکزی تهران حداقل سه اخطار دریافت کرده‌اند و با همهٔ آنها جلسات متعدد دربارهٔ ایمنی سازه و کنترل حریق برگزار شده است. 

جلال ملکی، سخنگوی آتش‌نشانی تهران نیز در تأیید این صحبت‌ها دربارهٔ آتش‌سوزی بیمارستان گاندی و اخطارهای داده‌شده به این بیمارستان گفته است: «تاکنون پنج مرتبه به بیمارستان گاندی اخطار ناایمن بودن داده شده‌ است و آبان‌ماه سال جاری آخرین‌باری بود که به این بیمارستان در جلسهٔ کمیتهٔ ایمنی منطقه هشدار و اخطار دادیم اما ترتیب اثر ندادند.»

رئیس ستاد مدیریت بحران منطقه ۶ شهرداری تهران: از سال گذشته ایمنی مراکز درمانی و آموزشی را اولویت قرار دادیم و با اجرای فازبندی به آنها گفتیم که می‌توانند به‌طور پله‌پله برای ایمن‌سازی سازه‌ها اقدام کنند، اما متأسفانه با وجود فراهم آوردن این امکان برای بیمارستان گاندی، بازهم ایمن‌سازی پشت گوش انداخته شد

رئیس ستاد مدیریت بحران منطقه ۶ شهرداری تهران دربارهٔ علت بی‌توجهی به ایمنی در مراکز درمانی می‌گوید: «همهٔ مجموعه‌های بزرگ به‌علت اینکه باید دستورالعمل‌های ایمنی را براساس متراژ سازه پیاده‌سازی کنند، غالبا با مشکل تأمین منابع مالی با پیمانکاران مواجهند. به همین دلیل ما از سال گذشته ایمنی مراکز درمانی و آموزشی را اولویت قرار دادیم و با اجرای فازبندی به آنها گفتیم که می‌توانند به‌طور پله‌پله برای ایمن‌سازی سازه‌ها اقدام کنند که اجرای فاز اول ایمن‌سازی هم هزینهٔ بسیار کمتری دارد، اما متأسفانه با وجود فراهم آوردن این امکان برای بیمارستان گاندی، بازهم ایمن‌سازی پشت گوش انداخته شد.»

 

حرف و حدیث‌ها دربارهٔ علت آتش‌سوزی

با خاموش شدن آتش بیمارستان گاندی و انتقال ۹۳ نفر بیمار این بیمارستان به سایر مراکز درمانی، پروندهٔ قضایی برای بررسی بیشتر حادثه تشکیل شد، اما هنوز هیچ منبعی علت آتش‌سوزی را اعلام نکرده است. هرچند در شبکه‌های مجازی گمانه‌زنی‌هایی دربارهٔ عمدی بودن این حادثه مطرح شده است. این درحالی‌است که به‌گفتهٔ سخنگوی سازمان آتش‌نشانی با توجه به ابعاد حادثه نمی‌توان به این سرعت علت حادثه را توضیح داد. او همچنین دربارهٔ این شایعه به سایر رسانه‌ها گفته است: «این حرف و حدیث‌ها در محل حادثه هم شنیده می‌شد که برای راستی‌آزمایی و مشخص شدن دلیل حادثه باید منتظر گزارش تیم کارشناسی باشیم. این تیم کارشناسی از روز جمعه وارد عمل شده و در هفتهٔ آتی به این پرسش پاسخ می‌دهند و پس از بازدید و مشاهدات کارشناسان در محل و دوربین‌هایی که در محل حادثه بوده، می‌توان دلیل اصلی حادثه را بیان کرد‌. اما زمانی که گزارش کارشناسی حادثه تکمیل نشده، نمی‌توان دربارهٔ شنیده‌ها نظر داد و این که عمدی بوده یا سهل‌انگاری، مشخص نیست؛ شاید باشد و شاید هم نه.» باوجوداین، «حسین نظری»، معاون خدمات شهری شهرداری تهران دربارهٔ علت بزرگ شدن آتش بیمارستان گاندی گفته است: «نمای کامپوزیتی ساختمان بیمارستان گاندی باعث شد که آتش‌سوزی بزرگ جلوه کند.» همچنین خسروانی دربارهٔ منشأ آتش‌سوزی می‌گوید که طبق گزارش‌های روز جمعه، آتش‌سوزی در طبقهٔ شانزدهم بیمارستان شروع شده و به سایر بخش‌ها سرایت کرده، اما علت دقیق آن هنوز از سوی کارشناسان اعلام نشده است. از طرفی با وجود اینکه بارها منابع رسمی از نداشتن مصدوم و فوتی در این حادثه گفته‌اند، اما برخی ادعا کرده‌اند که در این طبقه تخمک‌های فریزشده برای درمان ناباروری نگهداری می‌شده است. سخنگوی سازمان آتش‌نشانی که در محل حضور داشته در این باره به «پیام ما» می‌گوید که طبقاتی که آتش گرفته بود، بخش مهمانپذیر بیمارستان بود و اطلاعات بیشتری دربارهٔ این ادعاها در دسترس نیست.

 

باغ‌های ایرانی محبوب دیگران مطرود در ایران

براساس گزارش سایت «Encyclopedia» باغ تاریخی یک دسته از میراث باستانی است که به‌طور عمدی از سوی انسان طراحی و ایجاد و به‌عنوان بنای زنده ثبت شده است. باغ‌ها به‌نوعی بیان‌کنندهٔ رابطهٔ بین انسان و طبیعت و بخشی از چشم‌انداز فرهنگی هر تمدن و جامعه‌ای هستند که فرهنگ، هویت و تاریخ یک قوم را منعکس می‌کنند. ایران جزو کشورهایی است که باغ‌هایش با قدمتی طولانی و زیبایی منحصربه‌فرد در جهان شناخته می‌شود. باغ ایرانی سبک سنتی باغ است که در طراحی باغ‌های کشورهای مختلف از جمله هند، اسپانیا و حتی تا باغ‌های مغول در جنوب آسیا تأثیرگذار بوده. طرح اولیهٔ باغ ایرانی با چهار ربع و یک آب‌نمای مرکزی در مناطق و فرهنگ‌های مختلف تکرار و اقتباس شده است. ایدهٔ یک باغ رسمی با چیدمان هندسی با کانال‌های آب و فواره‌ها در مرکز آن نیز در کاخ «الحمرا» در اسپانیا دیده می‌شود که نشان‌دهندهٔ تأثیر طراحی باغ‌های ایرانی است و نشان می‌دهد باغ‌های ایرانی به‌عنوان میراث باستانی، تأثیری ماندگار بر طراحی باغ و سنت‌های محوطه‌سازی در سایر کشورها بر جای گذاشته است و تأثیر ماندگار فرهنگ و زیبایی‌شناسی ایرانی را فراتر از مرزهای خود نشان می‌دهد.

طی سال‌های متمادی چند باغ تاریخی مهم ایران به‌دلیل عوامل مختلفی مانند توسعهٔ شهری، بی‌توجهی و بلایای طبیعی به‌طور قابل‌توجهی تغییر یافته‌اند که از آن جمله می‌توان به «باغ فین»، «باغ شاه»، «باغ ارم» و «باغ نارنجستان» اشاره کرد

در ترکیه باغ‌های «کاخ توپکاپی» و «پارک یلدیز» در استانبول، در هند باغ‌های معروف «تاج محل در «آگرا» و باغ «شالیمار» در «سرینگار»، در مراکش باغ «Jardin Majorelle،»، در ازبکستان شهر باستانی «سمرقند»، خانهٔ مسجد «بی‌بی خانم» و باغ‌های اطراف آن که در برخی عناصر و ویژگی‌های طراحی با باغ‌های سنتی ایرانی مشترک هستند، مانند استفاده از آب‌نماها، چیدمان‌های هندسی و پوشش گیاهی سرسبز.

 

تضعیف شاخصه‌های باغ ایرانی

باغ «پاسارگاد» قدیمی‌ترین باغ شناخته‌شدهٔ ایرانی و مادر باغ‌های ایرانی است. ۱۰ سالی می‌شود که ایران ۹ باغ تاریخی ثبت‌شده در یونسکو دارد، شامل باغ «پاسارگاد» مرودشت در شیراز، باغ «شازده» ماهان در کرمان، باغ «چهل‌ستون» در اصفهان، باغ «ارم» شیراز، باغ «فین» کاشان، باغ «عباس‌آباد» در مازندران، باغ «دولت‌آباد» در «چهارمنار» یزد، باغ «اکبریه» بیرجند و باغ «پهلوان‌پور» در مهریز یزد.

این در‌حالی‌است که طی سال‌های متمادی چند باغ تاریخی مهم ایران به‌دلیل عوامل مختلفی مانند توسعهٔ شهری، بی‌توجهی و بلایای طبیعی به‌طور قابل‌توجهی تغییر یافته‌اند که از جمله آنها می‌توان به «باغ فین»، «باغ شاه»، «باغ ارم» و «باغ نارنجستان» اشاره کرد.

قدمت «باغ فین» در شهر کاشان به دوران صفویه می‌رسد که هنوز وجود دارد، اما در طول زمان دستخوش تغییرات و آسیب‌های قابل‌توجهی شده است. تقریباً یک‌ دهه پیش درختان ۴۰۰سالهٔ این باغ در اثر طوفان آسیب دیدند. ابنیهٔ این باغ شامل بنای حمام، عمارت و کوشک صفوی هم طی سال‌های اخیر دچار تخریب شده است؛ هرچند که پاییز امسال رئیس ادارهٔ میراث‌فرهنگی کاشان از اختصاص شش میلیارد ریال بودجه برای عملیات مرمتی این اثر تاریخی جهانی خبر داد. 

 

«باغ شاه» تهران هم در ابتدای زمان قاجار ساخته شده، اما گسترش و توسعهٔ شهری بخش قابل‌توجهی از این مکان تاریخی را از بین برده است. این باغ تاریخی در غرب تهران قدیم بود که بیرون از دروازه‌‌های شهر داشت و در زمان قاجاریه محل اقامت پادشاهان نیز بوده ‌است. این مکان در حال حاضر در درون شهر تهران جای گرفته و محل پادگان نظامی، پادگان حر و دانشگاه جنگ است و خیابان امام خمینی (ره) و خیابان کارگر هم از آن عبور می‌کنند. عمارت این باغ نیز هم‌اکنون از میان رفته و تخریب شده ‌است.

 

«باغ ارم» شیراز هم با وجود اینکه همچنان یک جاذبهٔ قابل‌توجه در دل مرکز فارس است، اما طی سال‌های گذشته دستخوش تغییر و تخریب توسعهٔ شهرنشینی و فشارهای توسعه بوده. چندی پیش «داریوش مختاری»، پژوهشگر باغ‌های تاریخی شیراز، در این باره گفت «مالک باغ ارم، دانشگاه شیراز، اما متولی و ناظر اصلی این بافت‌های تاریخی، میراث‌فرهنگی است. اما گاهی افراد با اعمال نفوذ موفق به تغییر کاربری یا ساخت‌وساز درون این باغ‌ها می‌شوند یا به حریم آنها تجاوز و موجبات نابودی آنها را فراهم می‌کنند.»

دومین باغ تاریخی شیراز یعنی نارنجستان هم که به‌خاطر معماری زیبا و درختان مرکباتش شناخته می‌شود، تغییراتی را تجربه کرده و ویژگی‌های اصلی خود را از دست داده است.

 

تخریب باغ‌های تاریخی ایران منحصر به همین نقاط معروف که برخی از آنها برند جهانی هم هستند، نیست. چندی پیش «علی مستوفیان»، مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری خراسان‌شمالی، از تخریب بخش‌هایی از باغ فواره در بجنورد توسط ارتش خبر داده و به ایسنا گفته بود: «پادگان تاریخی این شهر در یک باغ ایرانی به‌نام باغ فواره قرار دارد که متعلق به دورهٔ قاجاریه است. در این باغ درخت‌های چنار قدمت بالایی دارند که البته تعدادی از این چنارها به هر دلیلی در گذشته خشک شده‌اند و تعدادی از آن‌ها نیز دوباره رشد کرده‌اند. باغ چنار ارزشمند این منطقه می‌تواند به‌عنوان فضای فرهنگی برای عموم مردم استفاده شود.» مستوفیان با اشاره به اهمیت باغ‌های ایرانی و ثبت آنها در فهرست جهانی یونسکو، تأکید کرده بود «وظیفهٔ ذاتی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی توجه و حفاظت از عناصر باقیماندهٔ این باغ‌های ایرانی است.»

 

آبان امسال هم «علی علیزاده علی‌آبادی»، رئیس مؤسسهٔ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، در نامه‌ای به سران سه قوه خواستار جلوگیری از تخریب باغ ملی گیاه‌شناسی ایران به‌دنبال صدور مجوز ساخت ۲۲ برج ۳۸ طبقه با ساخت بیش از پنج هزار و ۶۰۰ واحد مسکونی در جوار ضلع شمالی این باغ از سوی شهرداری شد. باغ ملی گیاه‌شناسی ایران درحالی از سوی ۲۲ برج در آستانهٔ ساخت تهدید می‌شود که طبق قانون تنها می‌توان با فاصله‌ای مشخص و دور، پروانهٔ ساخت ساختمان‌هایی را داد که درنهایت سه طبقه داشته باشند. به گفتهٔ علیزاده، «با افزایش جمعیت و گسترش شهر به حومهٔ آن، مسئولین وقت شهرداری ۲۲ با برنامه‌ریزی‌ برای شهری مناسب، طرح تفصیلی این منطقه را طوری تهیه کرده بودند که بتواند به‌عنوان الگوی شهری پایدار به‌لحاظ اکولوژیک، سرمشقی برای سایر مناطق شهری قرار گیرد. در همین راستا، کاربری مسکونی از اراضی حومهٔ این باغ را در شعاعی وسیع و کافی، ممنوع و حومهٔ این باغ را به‌طور کامل آموزشی-تحقیقاتی و فضای سبز در نظر گرفته بودند تا آسیبی به این باغ ارزشمند وارد نشود. پس از به‌هم ریختن برنامهٔ فوق در دو دهه گذشته به‌ویژه در دههٔ ۹۰ و گسترش ناهنجارگونه برج‌سازی و فراهم شدن شرایط سکونتی بسیار بیش از ظرفیت منطقه، طرح تفصیلی منطقه ۲۲ در سال ۱۳۹۸، به درخواست شورای‌عالی شهرسازی و معماری و از سوی مسئولان وقت شهرداری بازنگری شد و در همین پهنهٔ مشرف به باغ، اجازهٔ ساخت بناهای فقط حداکثر دو تا سه طبقه داده شد.» او معتقد است «شهرداری تهران طرح تفصیلی منطقهٔ چیتگر و ضوابط کمیسیون ماده ۵ را در جریان صدور مجوز برج‌سازی‌ها در حاشیهٔ باغ گیاه‌شناسی ملی ایران نادیده گرفته و مهمترین و قابل‌توجه‌ترین اقدامات ضد محیط‌زیستی و غیرکارشناسی، فاجعه‌ای است که در یکی دو سال اخیر کلید خورده و در شرف تکوین است و هنوز هم ادامه دارد، یعنی صدور مجوز ساخت ۲۲ برج ۳۸ طبقه با ساخت بیش از پنج هزار و ۶۰۰ واحد مسکونی در جوار ضلع شمالی این باغ است که این موضوع، درواقع، به‌منزلهٔ تیر خلاصی است به سلامت و موجودیت این باغ ارزشمند.»

 

انجمنی برای حفظ باغ‌های تاریخی اروپا

برخلاف مهجور ماندن باغ‌های ارزشمند تاریخی در ایران، اما بسیاری از کشورها قوانین و مقرراتی برای حفاظت از باغ‌های تاریخی و میراث فرهنگی دارند. به‌گزارش «Europeanhistoricgardens» در سال ۲۰۱۶ یک انجمن غیرانتفاعی در اروپا برای حفظ باغ‌های تاریخی تأسیس شد که اعضای آن باغ‌های تاریخی اروپایی و مؤسساتی هستند که منافع مشترک حفاظت و ترویج میراث باغ‌های تاریخی را دارند.

از سوی دیگر اقدامات کشورها شامل تعیین مکان‌ها به‌عنوان آثار ملی، ایجاد مناطق حفاظت‌شده و اجرای مقررات منطقه‌بندی خاص برای حفاظت از باغ‌های تاریخی هم همواره در حال اجراست. آنها همچنین با ظرفیت دولت‌ها، سازمان‌های غیرانتفاعی و ابتکارات بخش خصوصی اغلب پروژه‌های حفاظتی و مرمتی را برای حفظ و احیای باغ‌های تاریخی انجام می‌دهند.

ارتقای درک عمومی و ایجاد حس ارزش نسبت به باغ‌های تاریخی هم می‌تواند برای حفظ طولانی‌مدت آنها حیاتی باشد و بر این اساس، قوانین میراث در سایر کشورها اجرای برنامه‌های آموزشی، تورهای راهنما و تلاش‌ برای اطلاع‌رسانی به‌منظور افزایش آگاهی در مورد اهمیت فرهنگی این مکان‌هاست. از سوی دیگر همکاری بین کشورها و سازمان‌های بین‌المللی هم مدنظر قرار داده‌اند و از تبادل دانش، تخصص و منابع برای حفظ باغ‌های تاریخی در مقیاس جهانی بهره‌مند می‌شوند.

 

کشورهای موفق‌تر از ایران

از جمله کشورهای موفق در حفظ باغ‌های تاریخی می‌توان به ایتالیا اشاره کرد که سابقهٔ طولانی در حفظ باغ‌های دوران رنسانس و باروک خود دارد و بسیاری از آنها را به‌عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت کرده است. همچنین، فرانسه در حفظ باغ‌های تاریخی از جمله ورسای و ویلندری معروف است. ایران هم با وجود اینکه توسعهٔ شهری و بی‌توجهی‌ها، باغ‌های تاریخی‌اش را در معرض آسیب قرار داده، اما طی سال‌های اخیر گام‌های مهمی برای حفاظت و احیای میراث باغ‌های تاریخی خود برداشته است؛ از جمله اینکه باغ‌های شیراز و اصفهان، توسط یونسکو به رسمیت شناخته شده‌‌اند و به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی ایران فعالانه حفظ و ترویج می‌شوند. البته کارشناسان میراث معتقدند با وجود اینکه تلاش‌ها برای مستندسازی و حفاظت از باغ‌های تاریخی باقی‌مانده در ایران ادامه دارد، اما افزایش آگاهی دربارهٔ نیاز به حفاظت از این گنجینه‌های فرهنگی ضروری است. همچنین، ابتکارات حفاظتی و پروژه‌های حفاظت از میراث برای حفاظت از باغ‌های تاریخی نیز باید افزایش پیدا کند.

 

یکی از مهم‌ترین دلایلی که حیات باغ‌های ایرانی را به خطر افتاده، شهرنشینی و توسعهٔ مدرن است. با گسترش شهرها و افزایش جمعیت، باغ‌های تاریخی اغلب با فشارهای تجاوز شهری مواجه و منجر به تکه‌تکه شدن یا تخریب آنها شده است. این درحالی‌است که تغییرات در کاربری اراضی و توسعهٔ زیرساخت‌ها بر منابع آب و سیستم‌های آبیاری سنتی که جزء لاینفک عملکرد باغ‌های ایرانی‌ است هم تأثیرگذار بوده است. عوامل اقتصادی را هم در تهدید حیات این باغ‌ها نباید نادیده گرفت. نگهداری و احیای باغ‌های تاریخی پرهزینه، اما بودجه برای تلاش‌های حفاظتی محدود است که بی‌توجهی و زوال این گنجینه‌های فرهنگی را رقم می‌زند. همچنین عوامل سیاسی و اجتماعی هم تلاش‌های حفاظتی را مختل می‌کند و منجر به بی‌توجهی به سایت‌های میراث فرهنگی، از جمله باغ‌های تاریخی می‌شود.

زنگ خطر تخریب در «تنگ‌ صیاد»

در پی انتشار خبر تغییر کاربری در منطقهٔ حفاظت‌شده، تشکل‌های محیط زیستی استان چهارمحال‌وبختیاری اظهارنامه‌ای به اداره‌کل محیط زیست استان، استانداری، مدیریت برنامه‌ریزی استان، راه‌وشهرسازی، دیوان عدالت اداری و همچنین دفتر امام‌جمعهٔ استان چهارمحال‌وبختیاری ارائه کردند. در اظهارنامه موارد قانونی منع واگذاری محدوده مناطق حفاظت‌شده، وظیفهٔ سازمان محیط زیست در جلوگیری از تغییر اکوسیستم و سیاست‌های کلی نظام (ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری) مؤکد شده است. همچنین، درخواست شده تا زمان اخذ مجوزهای قانونی، اعتباری به این پروژه اختصاص داده نشود. قابل‌توجه است واگذاری زمین برای کاربری مسجد از نظر شرعی غیر قابل برگشت است. این درحالی‌است که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در سخنرانی‌ای در سال ۱۳۹۳ تأکید داشتند که توجیهاتِ به‌ظاهر قابل‌قبول نظیر ساخت حوزهٔ علمیه نباید بهانه‌ای برای تصرف اراضی ملی و تخریب محیط زیست و منابع طبیعی شود. ایشان تأکید کردند: باید در قانون، این‌گونه اقدامات جرم تلقی شوند و افراد سوءاستفاده‌کننده بی‌هیچ اغماضی مورد تعقیب قضایی قرار گیرند و اگر در دستگاه‌ها نیز کوتاهی انجام گیرد، باید با عوامل این کوتاهی هم به‌شدت برخورد شود. (پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ۱۷ اسفند ۱۳۹۳)

 

همچنین با استناد بند ب ماده ۱۶ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست  و به استناد تبصره ۴ ماده ۳۱ اصلاحی قانون اصلاح فصل پنجم و مواردی از مواد قانون حفاظت و بهره‌برداری (مصوب ۱۳۵۴)، تبصره ۵ قانون اصلاح ماده ۳۳ اصلاحی قانون حفاظت و بهره‌برداری (مصوب ۱۳۸۶ مجمع تشخیص مصلحت نظام)، و بند الف ماده ۶ دستورالعمل اصلاحی شرایط و ضوابط واگذاری و تخصیص اراضی ( ابلاغیهٔ شماره ۹۳/۱/۴۰۴۰۲ سازمان منابع‌طبیعی کشور به تاریخ ۱۳۹۳ ) واگذاری مناطق چهارگانهٔ مصوب سازمان حفاظت محیط زیست ممنوع است.

 

اداره‌کل محیط زیست استان چهارمحال‌وبختیاری در پاسخ به اظهارنامهٔ تشکل‌های محیط زیستی، خبر منقضی شدن مجوز پروژهٔ ساخت مسجد را تأیید می‌کند و بررسی مجدد و تأیید در دفتر زیستگاه و مناطق سازمان حفاظت محیط زیست را برای دریافت مجوز الزامی می‌داند. همچنین، مکاتباتی بین مدیریت برنامه‌ریزی و دفتر امام‌جمعهٔ استان صورت می‌گیرد که در آن طرفین بر التزام‌شان به قوانین تأکید می‌کنند.

شورای هماهنگی تشکل‌های محیط زیستی و منابع طبیعی کشور نیز در مکاتبه‌ای با سازمان محیط زیست و دو بخش دفتر مشارکت‌های مردمی و دفتر زیستگاه و مناطق، بر قوانین حاکم بر مناطق حفاظت‌شده تأکید می‌کند و از سازمان می‌خواهد با دقت ویژه به موضوع رسیدگی کند. هنوز پاسخ و مجوز جدیدی برای این تغییر کاربری و ساخت مسجد از سوی سازمان حفاظت محیط زیست صادر نشده و موضوع در دست بررسی است.

 

اهمیت بخش شمالی منطقهٔ حفاظت‌شدهٔ تنگ صیاد

تنگ صیاد سال ۱۳۴۹ از طرف شورای‌عالی شکاربانی و نظارت بر صید به‌عنوان منطقهٔ شکار و تیراندازی ممنوع اعلام شد و در سال ۱۳۵۲ با تصویب شورای‌عالی محیط زیست منطقهٔ حفاظت‌شده معرفی شد و در سال ۱۳۷۴ نیز بخشی از قسمت میانی آن تبدیل به پارک ملی شد. همچنین، این منطقه بخشی از ذخیره‌گاه زیستکرهٔ تنگ صیاد-سبزکوه است و از نظر تنوع زیستی و ارتباط با انسان و سکونتگاه‌ها در یونسکو به ثبت رسیده. 

تجمع پسماند خوراکی و پلاستیکی که با باد تا گسترهٔ زیادی پراکنده می‌شود و آلودگی‌های بنزین و روغن خودروها از آلودگی‌های اجتناب‌ناپذیر توقفگاه‌های جاده‌ای است. به‌تبع وجود پسماند، تجمع سگ‌ها و غذادهی به آنها که از دشمنان شناخته‌شدهٔ حیات وحش هستند، نیز رخ می‌دهد. چنین تبعاتی با افزایش رفت‌وآمد در منطقهٔ تنگ صیاد به‌وجود خواهد آمد

برنامهٔ مدیریتی منطقهٔ حفاظت‌شده در سال ۱۳۸۲ و مدیریت ذخیره‌گاه زیستکره در سال ۱۳۹۴ تدوین شده و به تصویب رسیده است. طبق تعریف قانون حفاظت و بهسازی، مناطق حفاظت‌شده، اراضی ﺑﻪ ﻧﺴﺒﺖ وﺳﻴﻊ ﺑﺎارزش ﺣﻔﺎظتی زﻳﺎد هستند ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺣﻔﻆ و اﺣﻴﺎی روﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎی گیاهی و زﻳﺴﺘﮕﺎه‌ﻫﺎی ﺟﺎﻧﻮری اﻧﺘﺨﺎب می‌ﺷﻮﻧﺪ. در این ﻣﻨﺎﻃﻖ، اﻧﺠﺎم ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ‌ﻫﺎی آموزشی، ﭘﮋوﻫﺶ، ﮔﺮدﺷﮕﺮی و ﺑﻬﺮه‌ﺑﺮداری ﻣﺼﺮفی و اﻗﺘﺼﺎدی ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻧﻮاحی ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺑﺮاﺳﺎس ﻃﺮح ﺟﺎﻣﻊ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﻃﻖ، ﻣﺠﺎز اﺳﺖ.

 

منطقهٔ حفاظت‌شده به‌دلیل احاطه شدن با شهرها در معرض تهدیدات مختلف است. بروز خشکسالی‌ها و کاهش منابع غذایی موجب می‌شود حیات‌وحش از منطقهٔ زیست خود خارج و به شهرها و روستاها نزدیک شوند که موجب افزایش شکار و تعارضات مربوط به حیات‌وحش می‌شود. در ضلع شمالی منطقه برای جلوگیری از ورود حیات‌وحش به جاده، فنس‌کشی انجام شده است. در بعضی موارد که قوچ و میش از کوه پایین می‌آیند، خودروهای بسیاری کنار جاده متوقف می‌شوند تا از آن‌سوی فنس‌ها حیات‌وحش زیبای تنگ صیاد را نظاره کنند. پشت ساختمان پلیس‌راه، یک پایگاه محیطبانی و یک موزهٔ حیات‌وحش قرار دارد. در سال‌های اخیر ادارهٔ محیط زیست اقدامات مؤثری برای علوفه‌رسانی در فصول خشک و آبرسانی در فصول گرم برای حیات‌وحش در مجاورت همین محیطبانی انجام داده است. اگرچه برف سنگین سال گذشته از جمعیت علف‌خواران منطقه کم کرد اما حفاظت از گله‌های باقیمانده بسیار اهمیت دارد. ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که منابع آبی در تنگ صیاد به‌جهت تغییرات در نوع و مقدار بارش برف و باران بسیار محدود شده و در بخش شمالی معدودی چشمه باقی مانده که برخی از آنها در منطقه مرزی است. بنابراین، حیات‌وحش برای نوشیدن آب ناگزیر به نزدیک شدن به مرزهای منطقه است.

 

از نظر پوشش گیاهی اگرچه در محدودهٔ شمالی منطقه گیاه در معرض انقراض و تهدید وجود ندارد، اما پدیدهٔ جالبی در این منطقه گزارش شده و آن هم رویش گستردهٔ گیاه کافوری Camphorosma monspeliaca است. در تحقیقات مشترک انجام‌شده بین دانشگاه شهرکرد با دانشگاه تربیت مدرس و گرگان، مشخص شده است گیاه کافوری یکی از گونه‌‌های نادر در استان چهارمحال‌وبختیاری است که در منطقهٔ دوتو-تنگ صیاد (هم دامنه‌های شمالی و هم جنوبی، از پایین‌ترین تا بالاترین شیب) پراکنش دارد. این گیاه از دستهٔ گیاهان با مسیر فتوسنتزی C4 است که به‌جهت جذب کربن هم اهمیت ویژه دارد. همچنین، این گیاه سازگاری بالا با شرایط خشک و سخت نظیر صحرای آفریقا دارد. کافوری اگر چه در مناطق مختلفی در دنیا رویش دارد، اما رویشگاه‌های آن در ایران محدود است. این گیاه در منطقهٔ تنگ صیاد از تراکم قابل‌توجهی برخوردار است. حفاظت از چنین گونه‌هایی می‌تواند در شرایط تغییراقلیم نجات‌دهندهٔ گونه‌های علف‌خواران و اثر‌گذار در حفاظت از خاک منطقه در مقابل فرسایش باشد. این گونهٔ ارزشمند مرتعی با ایجاد الگوی خاص پراکنش ریشه‌ای و شکل‌گیری شبکهٔ تار عنکبوتی ریشه‌ها، سطح وسیعی از خاک را از فرسایش حفاظت می‌کند.

 

تبعات منفی احداث مسجد بین‌راهی در منطقهٔ حفاظت‌شدهٔ تنگ صیاد:

 تجمع پسماند خوراکی و پلاستیکی که با باد تا گسترهٔ زیادی پراکنده می‌شود و آلودگی‌های بنزین و روغن خودروها از آلودگی‌های اجتناب‌ناپذیر توقفگاه‌های جاده‌ای است. به‌تبع وجود پسماند، تجمع سگ‌ها و غذادهی به آنها که از دشمنان شناخته‌شدهٔ حیات وحش هستند، نیز رخ می‌دهد. چنین تبعاتی با افزایش رفت‌وآمد در منطقهٔ تنگ صیاد به‌وجود خواهد آمد. اگر فروشگاهی هم در منطقه ایجاد شود، این آلودگی‌ها با شدت بیشتری خواهد بود

  احداث مسجد یا نمازخانه نیازمند ایجاد سرویس بهداشتی و پارکینگ است. که با توجه به شیب منطقه مستلزم خاکبرداری و تخریب بیشتر است. مدیریت فاضلاب در این منطقه باید مورد توجه قرار گیرد. 

شورای هماهنگی تشکل‌های محیط زیستی و منابع طبیعی کشور نیز در مکاتبه‌ای با سازمان محیط زیست و دو بخش دفتر مشارکت‌های مردمی و دفتر زیستگاه و مناطق، بر قوانین حاکم بر مناطق حفاظت‌شده تاکید می‌کند و از سازمان می‌خواهد با دقت ویژه به موضوع رسیدگی کند

در حال حاضر در محل پلیس‌راه (سه‌راهی شهرکرد-بروجن-اصفهان) برای رعایت حق تقدم و جلوگیری از تصادف لازم است خودروها توقف کامل داشته باشند یا سرعت خود را بسیار کم کنند. ایجاد مسجد این سه‌راه را به یک چهارراه تبدیل خواهد کرد که از نظر ترافیکی در جادهٔ اصلی مخاطره‌آمیز است. دیری نمی‌گذرد که ادارهٔ راه برای حل مشکل جدید و تفکیک مسیرها، جاده را عریض می‌کند و تخریب گسترده‌تر خواهد شد.

بی‌شک احداث این مسجد سرآغاز گسترش تخریب در منطقه خواهد بود که به‌راحتی با انتخاب محل جایگزین (با فاصله از منطقهٔ حفاظت‌شده) قابل پیشگیری است.  ضمن آنکه محل موردنظر برای ساخت مسجد بین‌راهی چهار دقیقه با پمپ بنزین (کنار جاده اصلی) و پنج دقیقه با شهر فرخشهر فاصله دارد.