بایگانی

مسئولیت شرکت‌های نفتی در برابر مخازن زیرزمینی

ذخایر نفت و گاز ایران تقریباً ۱۰ درصد از کل ذخایر نفت جهان، یعنی نزدیک به ۱۳۷ میلیارد بشکه، و ۱۵ درصد از کل ذخایر گاز جهان یعنی حدود ۴۱ تریلیون متر‌مکعب را تشکیل می‌دهند. طی ۶۰ سال گذشته ایران به‌طور متوسط روزانه پنج میلیون بشکه نفت تولید کرده است. تولید هیدروکربن از مخازن زیرزمینی، نگرانی‌های محیط زیستی ایجاد کرده است. چنین مسائلی شامل فعالیت‌های مکرر لرزه‌ای، فرونشست زمین و نشت نفت بر فراز خلیج فارس مجاور است.

 

آلودگی ناشی از صنعت نفت یا گاز نمادی از آلودگی نشت نفت است. تقریباً ۴۵ درصد از نشت نفت اقیانوس‌های جهانی به منابع انسانی نسبت داده می‌شود. درحالی‌که میانگین سهم حمل‌و‌نقل تقریباً فقط پنج درصد است.  

از نمونه‌های رویدادهای فاجعه‌بار نشت نفت آلودگی در سواحل کویت در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ است. شعله‌ور شدن گاز و انتشار گازهای گلخانه‌ای به اتمسفر، نمونه‌های دیگری از چنین اثرهای محیط زیستی هستد. 

 

با استفاده از تکنیک‌های مدرن ذخیره‌سازی کربن می‌توان از انتشار چنین آلاینده‌هایی در جو جلوگیری کرد. شعله‌ور کردن گازهای قابل‌احتراق منبع اصلی اتلاف انرژی در اکتشافات نفت و گاز، پالایشگاه‌ها و صنایع پتروشیمی است. شعله‌ور شدن به انتشار مقادیر زیادی از آلاینده‌های محیط زیستی مانند CO2، هیدروکربن‌ها و همچنین سایر اثرات نامطلوب انسانی و محیطی می‌انجامد.

 

ایران با داشتن ۱۷.۴۰ میلیارد مترمکعب گازهای مشعل سالانه، رتبهٔ سوم را در میان کشورهای برتر گازسوز در سال ۲۰۲۱ به خود اختصاص داد. شعله‌ور شدن این میزان گاز نشان‌دهندهٔ زیان اقتصادی قابل‌توجه و همچنین انتشار حجم زیادی از گازهای گلخانه‌ای است. آلودگی هوای ناشی از شعله‌ور شدن یک مشکل طولانی‌مدت در مناطق نفت‌خیز ایران است و آثار فلزات سنگین در اکوسیستم‌های زاگرس در خاک و برگ درختان یافت شده است.

 

امیدهای جدیدی برای سرمایه‌گذاری به‌ویژه از سوی بخش خصوصی وجود دارد. نزدیکی مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی ایران به سایت‌های اصلی مشعل گازی و امکان‌سنجی استفاده از آنها به‌عنوان خوراک نشانهٔ مثبتی است. علاوه‌بر استفاده از خوراک گاز همراه، تولید برق از گازهای مشعل برای مقادیر کمتر فلرینگ قابل سرمایه‌گذاری است.

 

 در سال‌های اخیر ردپای محیط زیستی ناشی از بهره‌برداری نفت یا گاز در استان خوزستان در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ از سوی «محمدرضا جلالی» در پژوهشی بررسی شد. این پژوهش نشان داد بهره‌برداری نفت یا گاز، رژیم زمین‌ساختی اولیهٔ زمین منطقه را فعال کرده و درنتیجه منجر به وقوع زلزله‌های کم‌ژرفای مکرر شده است. 

 

علاوه‌براین، چنین عملیاتی باعث فرونشست زمین (۱۰ تا ۱۵سانتی‌متر در سال) در نواحی ساحلی و مناطق دائمی نشت نفت در بخش‌های شمالی و غربی خلیج فارس شده است. زمین‌لرزه‌های کوچک ثبت‌شده در زاگرس چین‌خورده از ابتدای دههٔ ۷۰ میلادی بررسی شده‌اند و اکثر آنها در نزدیکی میدان‌های تولید نفت و گاز هستند. ازآنجاکه اکتشاف و تولید نفت و گاز بر تنش زمین‌ساختی اثر می‌گذارد، افزودن تغییرهای کوچک به رژیم تنش محلی می‌تواند گسل‌های موجود یا درزه‌ها و ترک‌های طبیعی زیرزمینی را فعال کند. 

همچنین برآوردها نشان می‌دهد میادین نفت و گاز با فرونشست حدود پنج سانتی‌متری مواجهند و ساحل از تولید نفت و گاز بین ۱۰ تا ۲۵ سانتی‌متر فرونشست داشته است. 

 

در طی یک قرن گذشته، عمده‌ٔ مخازن متعارف جنوب ایران توسط شرکت ملی نفت ایران استخراج شده‌اند. از جمله دو مخزن پربازدهٔ «آسماری» و «بنگستان» که به‌ترتیب ۴۳ و ۲۵ درصد از کل تولید نفت  را شامل می‌شوند. 

مخزن سازند آسماری، اولین و پربارترین مخزن است. این سازند در استان خوزستان با ضخامت‌های مختلف ۳۲۰ تا ۴۸۸ متر است که مخازن مؤثری را در بر می‌گیرد. سن تشکیل آن به دورهٔ الیگوسن-میوسن می‌رسد. سنگ‌های کلاهک سازند آسماری، تبخیرهای مربوط به سازند نمکی گچساران هستند. علاوه‌براین، تخلخل اولیهٔ مخزن معمولاً کمتر از پنج درصد است. درحالی‌که تخلخل ثانویه درنتیجهٔ شکستگی به ۲۵درصد می‌رسد.

 

دومین سازند مهم نفتی در ایران، بنگستان است که از دو سازند شامل سروک قدیمی و سازند ایلام و از سنگ آهک دریایی عظیم و کم‌ژرفا تشکیل شده است. محدودهٔ ضخامت ناخالص و خالص این دو مخزن به‌ترتیب در حدود ۲۲۰ تا ۹۸۰ متر محاسبه شده است. دامنهٔ تخلخل رایج آن نیز تقریباً ۴ تا ۱۵ درصد است. سازند سروک از سنگ آهک و سنگ چرت تشکیل شده و تخلخل در محدودهٔ ۷ تا ۱۴ درصد است. سازند ایلام از سنگ آهک ماسهٔ سنگی و شیل با دامنهٔ تخلخل ۹ تا ۲۰ درصد تشکیل‌ شده است.

 

در مراحل حفاری نفت و گاز، تنش اولیه در زمین تغییر می‌کند که منجر به  فعال‌سازی گسل‌ها و رخ دادن زمین‌لرزه‌های کوچک می‌شود. همچنین، نشست سطح زمین ناشی از فعالیت‌های انسانی مانند استخراج معدن و خروج هیدروکربن‌ها رخ می‌دهد.

اثرهای فرونشست زمین را می‌توان به چهار دستهٔ اصلی تقسیم کرد. دستهٔ اول، آسیب زیرساخت‌ها مانند ساختمان‌ها، خطوط لوله و سدها، دستهٔ دوم، آسیب‌های پایه و خدمات مانند جاده‌ها و راه‌آهن، دستهٔ سوم، قرار گرفتن در معرض سیل در طول فصول بارانی و دستهٔ چهارم، آلودگی آب‌های زیرزمینی به‌دلیل نفوذ مواد شیمیایی. 

 

بیشتر فرونشست‌های زمین در محدودهٔ میدان‌های نفتی مربوط به استخراج سیالات زیرزمینی است. به‌طور مثال برداشت آب کم‌عمق و شیرین در مکزیک منجر به فرونشست ۷۶۲ سانتی‌متری در «سن خواکین» و ۳۹۶ سانتی‌متری در کالیفرنیا، درهٔ سانتاکلارا شده است. آسیب زیرساختی در خود میدان نفتی، از جمله شکست میله چاه، را نیز می‌توان به فرونشست، نسبت داد. بهره‌برداری از ذخایر عظیم نفت و گاز در استان خوزستان اثرات محیط زیستی متعددی بر اکوسیستم منطقه دارد و این مسائل باید توسط شرکت‌های نفتی مورد توجه روزافزون قرار گیرد.

ظرفیت‌های دولت، بازار و جامعهٔ مدنی برای تغییر وضع موجود

«محمد مالجو»، اقتصاددان در ابتدای این نشست با اشاره به ویژگی‌های اصلی دولت گفت: «دولت، خصلتی دو بخشی دارد. یک بخش آن انتصابی و بخش دیگر طبق تعاریف، باید انتخابی باشد. کارکرد بخش انتصابی آن، غلظت ناچیزی از انتخاب صوری را با خود همراه دارد که همهٔ بدنه آن را از تیررس انتخاب و پاسخگویی چه به مردم و چه بخش‌های‌ انتخابی خارج‌ می‌کند. بخش انتخابی نیز گرچه طی سالیان پس از انقلاب فراز‌ونشیب داشته، اما به‌هرحال در برخی مقاطع فضایی کاملاً انتخابی و رقابتی را برای طبقهٔ سیاسی مسلط تجربه کرده است.» 

دست تنظیم‌گر بازار باید دموکراتیک، انتخابی و پاسخگو به مردم باشد. اینجا نقطه‌ای است که ناامید شدن از بازار پیوند مستقیمی با نوع ساخت سیاسی کشور پیدا می‌کند

این اقتصاددان با این مقدمه و اشاره به خصلت انتخابی دولت و انتقاد از رویه‌ای که انتخابات در سال‌های اخیر طی کرده است، گفت: «در سال‌های اخیر به‌ویژه پس از سال ۱۴۰۰، انتخابات بیشتر از اینکه فضایی رقابتی داشته باشد، رگه‌هایی از فضای انتصابی را تجربه کرده است.» او در ادامه با بیان اینکه در چنین شرایطی میزان نارضایتی نیروهای درون قدرت افزایش می‌یابد: «بنابراین، گویی کارکرد انتخابات در سال‌های اخیر بیش از هر چیز، حل‌و‌فصل اختلافات سیاسی بین نیروهای قدرت بوده است.»

 

خصولتی‌سازی به‌جای خصوصی‌سازی

این اقتصاددان در این نشست، بدنه‌ٔ حکومت را از منظر مالکیت اقتصادی مورد بررسی قرار داد و گفت: «دولت (یعنی قوای سه‌گانه) مالکیت اقتصادی انبوهی از شرکت‌های دولتی را به‌عهده دارند که لایه‌های بالایی این شرکت‌ها در حد بسیار محدودی زیرنظر بخش‌های انتخابی هستند که امروز کاربرد این بخش‌های انتخابی از معنا تهی شده است. بخش اعظمی از این مالکیت‌ها که محصول تأسیس و واگذاری‌ها و خصوصی‌سازی‌های اموال دولتی به بخش‌های غیردولتی بودند، زیرمجموعهٔ بخش انتصابی یعنی بخش‌های نظامی و انواع نهادهای انقلابی هستند. از منظر حقوق مالکیت، به‌رغم همهٔ واگذاری‌ها، هنوز حکومت بدنه‌ٔ بزرگی‌ به‌لحاظ اقتصادی دارد.»

 

منطق مبادلهٔ بازاری به هیچ‌کدام از ارکان غیرانتصابی پاسخگو نیست

مالجو در ادامه اقتصاد دولت از منظر مالکیت را از اقتصاد دولت از منظر مبادله مجزا کرد و  آن را این‌گونه تعریف کرد: «مبادلهٔ شرکت‌های دولتی باید براساس بازتوزیع باشد. مثلاً درآمدهای دولتی در جغرافیا و جمعیت بنابر صلاحدید دولت توزیع می‌شود. اگر دولت دموکراتیک باشد، صلاحدیدی که دولت تعریف می‌کند بازتاب خواسته‌های بخش‌های گوناگون جمعیت است. اما همین شرکت‌ها و بنگاه‌های دولتی که باید مبادله‌شان براساس بازتوزیع باشد، به‌دلایلی خصوصاً بعد از جنگ هشت‌ساله، نوع دیگری از مبادله، یعنی مبادلهٔ بازاری را در دستورکار قرار داده‌اند. این نوع از مبادله مبتنی‌بر نفع و سود اقتصادی است و به هیچ‌کدام از ارکان غیرانتصابی پاسخگویی ندارند. 

هرچند سه‌گانهٔ دولت، بازار و جامعهٔ مدنی نقش زیادی در تغییرات بازی می‌کنند، اما آنها نباید منازعات طبقاتی، قومیتی، دیاسپورای ایرانی، احزاب سیاسی و … را که همه کم‌وبیش بر تغییرات درونی مؤثرند، نادیده ‌بگیرند

نوع مبادله‌ٔ آنها ترکیبی است از مبادلهٔ بازاری و ملاحظات ایدئولوژیک که کارکرد بنیادها را شکل می‌دهند. مثلاً بنیاد مستضعفان و آستان قدس از منطق همین نوع از مبادله پیروی می‌کنند.» او در ادامه دربارهٔ دلایل شکست بخشی از نیروهای قدرت، احزاب سیاسی و انتخابات گفت: «اگر امروز از شکست اصلاح‌طلبان حرف می‌زنیم، یکی از تعیین‌کننده‌ترین‌ دلایلش قدرت اقتصادی بخش انتصابی است. این قدرت اقتصادی از بودجهٔ دولت سهم قابل‌توجهی دارد که در چارچوب تعاریف بودجه‌ای ما به‌سادگی قابلیت کمی شدن ندارد. بودجه‌نویسی به‌صورتی است که نمی‌شود فهمید به‌عنوان مثال فلان درصد برای آموزش صرف شده است؛ از این درصد بخشی مربوط به سازوبرگ‌های ایدئولوژیک آموزش است که غیرقابل محاسبه است و توان اقتصادی صرف منویاتی می‌شود که بیش از هر چیز این بدنه غیرانتخابی می‌طلبد.»

 

اقتصاد بازار آزاد می‌‌تواند وضع کنونی را تغییر دهد؟

او در ادامه با توضیح برخی قواعد بازار به موضوع روابط دولت و بازار پرداخت: «در ایران نیروهای مولد بر نیروهای نامولد چیرگی ندارند. به‌عبارت دیگر پول در تولید نیست. اگر پول و منابع اقتصادی را صرف کار اقتصادی و سوداگرانه کنند، دورهٔ بازگشت سرمایه‌شان بیشتر و نرخ سودشان کمتر است؛ چون سود در تولید نیست. اقتصاددانان بازارگرا می‌گویند اگر دولت دخالت نکند سود در تولید خواهد بود، اما اگر دستی آگاهانه و مرئی وجود نداشته باشد که افراد به‌سمت فعالیت‌های مولد بروند، وضعیت موجود ادامه پیدا می‌کند. اگر آزادی کامل اقتصادی وجود داشته باشد، اولاً پیش از هر چیز چیرگی فعالیت‌های نامولد بر فعالیت‌های مولد رخ می‌دهد. 

 

ثانیاً چیرگی تجارت بر تولیدکنندهٔ داخلی باعث می‌شود که ما بیشتر خریدار کالاهای خارجی باشیم و سرمایه‌ٔ تجاری بر تولیدکنندهٔ داخلی چیره می‌شود. سوماً اگر آزادی اقتصادی و آزادی ورود و خروج سرمایه به‌حد اعلی وجود داشته باشد، چیرگی سرمایه‌برداری از درون مرزهای ملی را بر سرمایه‌گذاری خواهیم داشت. این یعنی فرار سرمایه.» او این ویژگی‌های بازار تجارت و اقتصاد ایران را مرهون دست راهنمای تنظیم‌کنندهٔ بازار می‌داند: «اگر دستی نامرئی این اشکالات را تنظیم نکند، ظرفیت بازار برای اصلاح آنها بسیار ناچیز است. آن دست تنظیم‌گر باید دموکراتیک، انتخابی و پاسخگو به مردم باشد. اینجا نقطه‌ای است که ناامید شدن از بازار پیوند مستقیمی با نوع ساخت سیاسی کشور پیدا می‌کند.»

 

جامعهٔ مدنی یگانه امید تغییر؟

مالجو در پایان نشست نقش جامعهٔ مدنی را در سه‌گانه‌ٔ دولت و بازار و جامعهٔ مدنی روشن می‌کند: «جامعهٔ مدنی نقش تأثیرگذاری بر عملکرد دولت برای پیشبرد منافع گروهی دارد. جامعهٔ مدنی لزوماً معنای بسیار مثبتی ندارد و گاهی استمرار صدای بخش غیرانتخابی حکومت است. علاوه‌برآن، جامعهٔ مدنی به‌طرزی تبعیض‌آمیز محمل صدادار شدن بخش‌هایی از جامعه و حذف بخش‌هایی دیگر است. برای مثال طبقات فرادست در جامعهٔ مدنی حضور بیشتری دارند؛ چون هم امکان و هم منابع تشکل‌یابی بیشتری دارند. جامعهٔ مدنی همهٔ گروه‌های اجتماعی را به یکسان نمایندگی نمی‌کند.»

 

او با این توضیح ادامه داد که جامعهٔ مدنی از دید دولت و بازار در نبود یک دولت دموکراتیک و در فقدان بازاری که دست تنظیم‌کننده داشته باشد، یگانه امید برای تغییر است: «به گمان من هرچند سه‌گانهٔ دولت، بازار و جامعهٔ مدنی نقش زیادی در تغییرات بازی می‌کنند، اما آنها نباید منازعات طبقاتی، قومیتی، دیاسپورای ایرانی، احزاب سیاسی و … را که همه کم‌وبیش بر تغییرات درونی مؤثرند، نادیده ‌بگیرند؛ توده‌های بی‌تشکل هم بازیگران مهمی هستند. بنابراین، اگر امکان و ظرفیت تغییر را صرفاً از لنز دولت، بازار و جامعهٔ مدنی بسنجیم، شانس تغییر بسیار ناچیز باشد.»

 

روستاهای سیل‌زده در انتظار

سرانجام سه روز پس از جاری شدن سیلاب مهیب در جنوب استان سیستان‌وبلوچستان، رئیس‌جمهوری با دستور به وزیر کشور او را مأمور کرد در صدر هیئتی به استان سیستان‌وبلوچستان سفر کند و ضمن سرکشی به مناطق سیل‌زده و نظارت بر عملکرد دستگاه‌های امدادرسان، برای تسریع در رفع نیازمندی‌های مردم منطقه و جبران آسیب‌های وارده به زیرساخت‌های مواصلاتی دستورهای لازم را صادر کند.

 

 این دستور درحالی صادر شده است که مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر سیستان‌وبلوچستان از امدادرسانی به چهار هزار و ۵۷۸ نفر در حادثهٔ آبگرفتگی جنوب این استان در چند روز اخیر خبر داده است. بر اثر بارش‌های شدید باران در جنوب سیستان‌وبلوچستان و آسیب دیدن برخی شهرستان‌ها، ۵۱۶ نیروی عملیاتی در قالب ۹۱ تیم به مناطق حادثه‌دیدهٔ نیکشهر، کنارک و چابهار اعزام شده‌اند. اما ماجرا از سوی مردم این‌گونه روایت نمی‌شود. اهالی مناطق سیل‌زده به‌ویژه در منطقهٔ چابهار بر نبود امکانات و معطل ماندن در امداد اولیه تأکید دارند. 

نزدیک به دو هزار روستا و چندین شهرستان متأثر از سیلاب‌های استان سیستان‌وبلوچستان است که هم‌اکنون دسترسی به بیش از دوسوم روستاها و شهرستان‌ها به‌دلیل آبگرفتگی‌های فراوان امکانپذیر نیست

موضوعی که «آرش حسین‌پور» مسئول تیم امداد و نجات در منطقهٔ دشتیاری دلیل آن را تداوم بارندگی می‌داند: «تا شب گذشته در اکثر مناطق‌مان همچنان شاهد بارش باران بودیم. حجم آب ورودی به روستاها و مناطق مسکونی به‌حدی بود که اولویت ما بر نجات بود. در سیلی که آمد، زنان باردار، کودکان و افراد آسیب‌پذیری بودند که نیاز به کمک جدی داشتند. خوشبختانه سیلاب فقط جان یک نفر را گرفت، اما اگر تمرکز همهٔ نیروها بر نجات در سیلاب‌ماندگان نبود، این اعداد زیاد می‌شد. با توقف بارندگی و فروکش کردن نسبی آب، امکان تردد، البته به‌سختی اما میسر است و تیم‌های ارزیاب هم با سرعت بیشتری کار می‌کنند.» «عبدالباسط وحدتی» مسئول تیم امداد و نجات جمعیت هلال‌احمر در چابهار است. به‌گفتهٔ او، عملیات با کمک‌ نیروهای مردمی پیش می‌رود: «هنوز ارزیابی از میزان خسارت مشخص نیست، اما مسیر دسترسی به بیش از ۷۰ روستای چابهار و دشتیاری همچنان مسدود است. امکان تردد هر نوع خودرویی در منطقه وجود ندارد. همهٔ کسانی که قایقی داشتند، قایق‌هایشان را آورده‌اند. باید از تعداد محدودی قایق برای جابه‌جایی اقلام کمکی و همچنین مردم استفاده کنیم. بنابراین، کار به‌کندی پیش می‌رود. اما خوشبختانه همهٔ امکانات وجود دارد؛ فقط باید بتوانیم آنها را به دست مردم برسانیم.»

 

سیلاب درست زمانی از راه رسید که دستگاه‌های اجرایی مشغول امور مربوط به انتخابات بودند. فیلم‌ها و تصاویر در فضای مجازی همراه با گلایه‌های منتشرشده از سوی شهروندان این‌گونه حکایت می‌کرد که بالگردهایی که برای عملیات امداد و نجات نیامده بودند، برای جمع‌آوری آرای مربوط به انتخابات مجلس در همان مناطق سیل‌زده حضور داشتند. اما وحدتی می‌گوید: «بالگردهای امداد و نجات از نخستین دقایقی که امکان پرواز داشتند، به میدان آمدند. آنچه باعث سوءتفاهم شده است، وضعیت جوی بود. هنوز هم در اکثر مناطق امکان ورود و فرود بالگرد وجود ندارد.»

 

«خالد فاضلی» از اهالی «سراوان» وضعیت این منطقه را در برابر شرایط چابهار و دشتیاری بحرانی نمی‌داند. اما از زاویه‌دید یک پرستار به نکات مهمی اشاره می‌کند: «سیل بسیار فراگیر و گسترده است. مگر جمعیت هلال‌احمر چقدر جمعیت دارد؟ باید از نیروهای مردمی استفاده کند، آن‌هم به‌صورت سازمان‌یافته. همین الان هم مردم در همهٔ شهرهای سیستان‌وبلوچستان از جمله خود سراوان و سرباز، دست به کار شده‌اند تا اقلام موردنیاز مردم سیل‌زده را به دستشان برسانند. اما طبیعتاً امکانات مردمی کم است. در بهترین حالت این کمک‌ها تا آخر هفته به دست اهالی نخواهد رسید. مردم در سرما بی آب و غذا می‌مانند. بنابراین، منطق حکم می‌کند نه‌تنها همهٔ نهادهای دولتی مرتبط بسیج شوند، بلکه به‌شکل گسترده از کمک‌ نهادهای مردمی باتجربه و خبره در این زمینه استفاده شود.» به‌نظر می‌رسد سازمان جمعیت هلال‌احمر در روز گذشته مجوزی به یک تشکل مردمی برای جمع‌آوری و توزیع اقلام موردنیاز با کمک‌های مردمی صادر کرده است. «رضا سخن‌سنج»، مدیر روابط‌عمومی تشکل مردمی «رعد»، این خبر را تأیید می‌کند: «ساعت یک‌ونیم ظهر روز گذشته، این مجوز از سوی جمعیت هلال‌احمر برای تشکل ما صادر شد. 

بنابر اعلام تنها تشکل مردمی مستقر در منطقه، نایلون، پتو، وسایل گرمایی، مواد غذایی بسته‌بندی، قند، شکر، چای، آب آشامیدنی بسته‌بندی و لباس گرم از جمله اقلامی است که به‌شدت موردنیاز است

پیش‌ازآن اما از روز پنجشنبه دوستان ارزیاب ما در منطقه وضعیت را ارزیابی کرده بودند. در حال حاضر، نایلون، پتو، وسایل گرمایی، مواد غذایی بسته‌بندی، قند، شکر، چای، آب آشامیدنی بسته‌بندی و لباس گرم از جمله اقلامی است که به‌شدت موردنیاز است. البته رعد در ۱۰ روستای بخش دشتیاری فعالیت می‌کند و کمک‌های مردمی جمع‌شده در ابتدا به این ۱۰ روستا که مجوز فعالیت ما در آن صادر شده است، تعلق می‌گیرد.» «منصور کریمدادی»، فعال اجتماعی و روزنامه‌نگار اهل نیکشهر بلوچستان نیز می‌گوید بلوچستان به‌ویژه در منطقهٔ چابهار و دشتیاری به کمک‌های فوری نیاز دارد: «با توجه به وضعیت هوا این کمک‌ها باید هرچه سریعتر به دست شهروندان برسد. سامانهٔ بارشی دیگری نیز در راه است که می‌تواند این شرایط و کمک‌رسانی را دشوارتر کند. متأسفانه بیشترین خسارت استان در حوزهٔ روستایی اعلام شده است و جاده‌های روستایی پس از مسدود شدن دیگر امکان تردد و سرعت عمل در کمک‌رسانی را نمی‌دهد. این بحران هم از منطقه با همهٔ خسارت‌هایش می‌گذرد، اما مطمئن باشیم درصورت اصلاح نشدن زیرساخت‌های ضعیف روستایی و همچنین ساختارهای مهار سیلاب هرچند سال یکبار شاهد این رخداد خواهیم بود.»

 

در زمان تنظیم این گزارش وزیر کشور به مناطق سیل‌زده سفر کرده است؛ سفری که پس از دستور رئیس‌جمهوری اتفاق افتاد. به‌گفتهٔ «مجید جودی»، معاون امور بازسازی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، دو هزار روستای سیستان‌وبلوچستان دچار سیل شدند: «نزدیک به دو هزار روستا و چندین شهرستان متأثر از سیلاب‌های استان سیستان‌وبلوچستان است که هم‌اکنون دسترسی به بیش از دوسوم روستاها و شهرستان‌ها به‌دلیل آبگرفتگی‌های فراوان امکانپذیر نیست. 

 

بازدید و ارزیابی‌های اولیه از مناطقی که بازگشایی شده‌اند، نشان می‌دهد ۵۰۰ واحد به‌طور کامل تخریب شده‌اند و باید از نو ساخته شوند. هنوز بخش عمده‌ای از مناطقی که تحت‌تأثیر سیلاب استان قرار داشتند، درگیر آبگرفتگی‌های گسترده و سیلاب هستند و ارزیابی دقیق میزان خسارت‌ها به واحد‌های مسکونی بعد از فروکش کردن سیلاب امکانپذیر است.» به‌گفتهٔ او، برآورد این میزان خسارت، نتیجهٔ ارزیابی‌های اولیه است و باید ارزیابی‌های بیشتر انجام شود و گزارش تکمیلی و نتیجهٔ نهایی ارائه شود: «تجهیزات، ماشین‌آلات و همچنین نیرو‌های امدادی بنیاد مسکن در کنار ستاد مدیریت بحران و دیگر نیرو‌های  امدادی از روز نهم اسفند در منطقه مستقر شد و کمک‌رسانی‌ها در حال انجام است.» سیل گسترده در جنوب استان سیستان‌وبلوچستان درحالی یک‌بار دیگر خسارت زد که خسارت سیلاب سال ۱۴۰۰ برای این مناطق به‌تمامی جبران نشده است یا بخشی از بازسازی‌ها به‌تازگی تمام شده است.

 

پنج ماه پیش یعنی در مهری که گذشت مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی سیستان‌وبلوچستان از پیشرفت ۸۶ درصدی در احداث واحدهای خسارت‌دیده از سیل سال ۱۴۰۰ خبر داد. خبرگزاری مهر به‌نقل از «مصطفی بیک مداح»، مدیر کل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی سیستان و بلوچستان، نوشته بود: «امسال از محل اعتبارات ملی مقاوم‌سازی، هفت هزار و ۶۰۰ خانوار روستایی به بانک‌های عامل معرفی شده‌اند و به‌صورت میانگین ۲۰۰ میلیون تومان برای ساخت مسکن مقاوم روستایی دریافت کرده‌اند. با احتساب واحدهای احداثی در سال جاری، مجموعاً تاکنون ۱۲۷ هزار واحد مسکونی در روستاهای سیستان‌وبلوچستان مقاوم‌سازی شده و هزار و ۵۲۸ میلیارد تومان امسال صرف مقاوم‌سازی در استان شده است. سالانه به‌طور متوسط ۱۰ هزار واحد مسکونی با اعتبارات ملی مقاوم‌سازی در روستاهای استان توسط بنیاد ساخته می‌شود و افزون بر این، بنیاد مسکن استان در همکاری با نهادهای حمایتی و به‌ویژه بنیاد مستضعفان کشور، سالانه برای اقشار آسیب‌پذیر ۲۰ هزار واحد مسکونی در کشور احداث می‌کند که امسال این سهمیه برای استان بالغ بر چهار هزار واحد بوده است؛ دو هزار و ۱۰۰ واحد خسارت‌دیده از سیل ۱۴۰ با پیشرفت ۸۶ درصد در مراحل پایانی ساخت قرار دارد.»

 

پیش‌بینی رشد ۵۵ درصدی سفرهای درون استانی

نوروز ۱۴۰۲،‌ ۵۷ میلیون و ۱۱۸ هزار نفرشب اقامت از ۲۵ اسفند ۱۴۰۱ تا ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ با تجمیع آمار اقامت‌های رسمی و غیررسمی، اضطراری و خوابگاه‌های آموزش‌وپرورش، زائرسراها، مساجد و … ثبت شد. از این تعداد حدود ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار نفرشب آمار اقامت در هتل‌ها و مراکز اقامت رسمی دارای مجوز از وزارت میراث‌فرهنگی بوده است. امسال ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر کار خود را زودتر آغاز کرده است و با توجه به همزمانی نوروز و ماه مبارک رمضان برنامه‌ریزی در این باره را انجام می‌دهد. شصتمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر با محوریت نوروز ۱۴۰۳ هم روز شنبه، ۱۲ اسفند، برگزار شد و دستگاه‌های متبوع گزارش خود را در این باره ارائه کردند.

 

معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی و رئیس ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر در این نشست با بیان اینکه جمعیتی بیش از یک‌ میلیون نفر به‌صورت مستمر مشغول خدمت‌رسانی به مسافران خواهند بود، گفت: «دربارهٔ نحوهٔ عملکرد و برخورد با گردشگران در نوروز ۱۴۰۳ که امسال مصادف با ایام ماه مبارک رمضان است، مصوبهٔ شورای فرهنگ عمومی منشور فعالیت است.»

 

آن‌طورکه «علی‌اصغر شالبافیان» توضیح داد این مصوبه از سوی وزیر ارشاد و فرهنگ اسلامی به وزرای مربوطه و استان‌ها ابلاغ شده و نحوهٔ عملکرد در چارچوب مشخص و با رعایت حرمت گردشگران و ماه مبارک رمضان تعیین شده است.

معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی همچنین بر هماهنگی با استانداردها و ایجاد وحدت رویه در جلسات ستاد سفر استانی تأکید کرد و افزود: «با توجه به اینکه عید فطر مصادف با انتهای نوروز است تعطیلات تا ۲۴ فروردین ادامه خواهد داشت و استان‌های دارای گردشگر بیشتر باید در این راستا برنامه‌ریزی کنند.» به‌گفتهٔ او، فعالیت ستاد سفر در طول سال دائمی شده است و جمعیتی بیش از یک‌ میلیون نفر به‌صورت مستمر مشغول خدمت‌رسانی به مسافران خواهند بود.

 

شالبافیان با بیان اینکه معرفی شهرهای مکمل و جایگزین در دستورکار قرار دارد، تأکید کرد مبنای معرفی شهرهای مکمل و جایگزین ستاد سفر را استان قرار داده‌ایم که برنامه‌ریزی و خدمات‌رسانی به‌صورت کامل انجام شود. او در پایان از استان‌هایی که در حیطهٔ مربوط به سوخت‌رسانی، کارت سوخت و مواد غذایی سال گذشته با مشکلاتی مواجه بودند، درخواست‌ کرد اعلام کنند تا پیگیری لازم با دستگاه‌ مربوطه به‌منظور رفع مشکلات انجام شود.

 

فروش روزانهٔ بلیت

در ادامهٔ این نشست چهارساعته، نمایندگان دستگاه‌های عضو ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر مهمترین برنامه‌های دستگاه‌های متبوع خود را برای نوروز ۱۴۰۳ و ماه مبارک رمضان تشریح کردند. «رضا نفیسی»، رئیس مرکز تدوین مقررات، ایمنی حمل‌ونقل، پدافند غیرعامل و مدیریت بحران وزارت راه‌وشهرسازی به‌عنوان یکی از دستگاه‌های متبوع در این نشست گفت که یکی از مهمترین موضوعات وزارتخانه در نوروز ۱۴۰۳، تأمین ناوگان و تهیهٔ بلیت است که در این راستا، عرضهٔ عادلانهٔ بلیت مدنظر قرار گرفته و علاوه‌بر پیش‌فروش، بلیت‌ها به‌صورت روزانه نیز به فروش می‌رسد. معاون حمل‌ونقل سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای نیز در این نشست گفت همهٔ ظرفیت‌های موجود در قالب بیش از دو هزار و ۴۰۰ شرکت‌ حمل‌و‌نقل و بیش از ۹۵ هزار راننده در خدمت به گردشگران در نوروز ۱۴۰۳است.

 

به‌گفتهٔ «حمیدرضا شهرکی»، پیش‌بینی این است که سفرهای نوروزی امسال پنج درصد رشد داشته باشد، ۵۵ درصد سفرها در داخل استان‌ها و ۴۵ درصد برون‌استانی. او همچنین توضیح داد بیش از ۱۰ هزار نیروی راهداری، یک‌هزار و ۵۳ فعالیت و ۸ هزار دستگاه ماشین‌آلات، ۹ هزار اتوبوس و یک‌هزار و ۱۱۳ دوربین در خدمت گردشگران در نوروز ۱۴۰۳ هستند.

 

تأمین سوخت کشتی‌ها و شناورهای تفریحی در مناطق آزاد برای نوروز هم موضوعی بود که «محمدفرزاد میرزایی»، مدیرکل گردشگری شورای‌عالی مناطق آزاد، دربارهٔ آن صحبت کرد و گفت: «در جلسهٔ قبل دستورکارهای مهمی اتخاذ شد که شاهد اتفاقات بسیار خوبی در نوروز باشیم. قیمت‌گذاری برای سوخت کشتی‌ها و شناورهای تفریحی در مناطق آزاد در جلسات مختلف مورد بررسی قرار گرفته است و مشکلی برای تأمین سوخت امسال نخواهیم داشت.»

مدیرکل برنامه‌ریزی و نظارت بر خدمات مسافری راه‌آهن نیز گفت برای نوروز امسال یک‌هزار و ۱۲۰ واگن و صد رام قطار مسافربری فعال هستند و بیش از یک میلیون و صد هزار صندلی در خدمت مسافران نوروزی است.

به‌گفتهٔ «محسن طباطبایی»، در سه روز گذشته ۴۵ درصد بلیت‌های نوروزی به فروش رسیده است.

 

۲۰ اسفند،‌ رزمایش ترافیکی نوروز

در بخش دیگری از شصتمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر با محوریت نوروز ۱۴۰۳ نوبت به ارائهٔ گزارش پلیس راهور رسید که سرپرست معاونت اجتماعی و فرهنگ ترافیک پلیس راهور انتظامی کشور در این باره گفت:‌ «رزمایش ترافیکی نوروزی، امسال ۲۰ اسفند در محل دانشگاه امام حسن مجتبی (ع) برگزار خواهد شد.»

«سیروس حسن‌زاده» شروع طرح ترافیکی نوروزی را از ۲۴ اسفند دانست و افزود: «امید داریم امسال با کاهش تصادفات روبه‌رو‌ باشیم. بیش از ۴۰۰ مرکز در جاده‌های کشور تعیین شده است تا رانندگان در طول مسیر بتوانند دقایقی را استراحت کنند.»

 

رئیس‌گروه دفتر نظارت بر فرودگاه‌ها، شرکت‌ها و مؤسسات هوانوردی نیز در این نشست گفت به‌منظور ارائهٔ خدمات بهتر به گردشگران در نوروز ۱۴۰۳ جلسات مختلفی برگزار شده و یکی از مهمترین اقدامات این است که حداکثر ظرفیت پروازی به‌کار گرفته شود. «رضا صدیق‌نیا» پیش‌بینی کرد در حوزهٔ مسافرت‌های هوایی امسال پیش‌بینی می‌کنیم بیش از پنج درصد رشد نسبت به سال قبل داشته باشد.

 

وضعیت امداد و نجات در نوروز

امداد و نجات به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم در ارائهٔ خدمات نوروزی مطرح است که طی شصتمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر با محوریت نوروز ۱۴۰۳ هم رئیس سازمان اورژانس کشور به ارائهٔ گزارشی در این باره پرداخت و گفت:‌‌ «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در ایام نوروز و ماه مبارک مانند سایر اعضای ستاد در خدمت مسافران نوروزی است، با این تفاوت که فعالیت‌های ما از اول اسفند شروع و نظارت‌ها بر مراکز ارائهٔ مواد غذایی آغاز شده است.» «جعفر میعادفر» با بیان اینکه سه هزار و ۳۰۰ پایگاه اورژانس در جاده‌ها و ۵۳ پایگاه هوایی برای نوروز در نظر گرفته شده است، افزود: «همچنین، دو هواپیما برای ارائهٔ خدمات پزشکی به مسافران امسال در نظر گرفته شده که یک فروند هواپیما در هرمزگان و یک فروند در تهران مستقر است و درصورت نیاز در طول شبانه‌روز به ارائهٔ خدمات درمانی به گردشگران می‌پردازند.»

معاون حمل‌ونقل سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای: همهٔ ظرفیت‌های موجود در قالب بیش از دو هزار و ۴۰۰ شرکت‌ حمل‌ونقل و بیش از ۹۵ هزار راننده آمادهٔ خدمت به گردشگران در نوروز ۱۴۰۳است

رئیس سازمان جوانان جمعیت هلال‌احمر نیز در این نشست به برنامه‌ریزی برای ارائهٔ خدمات ۹۵ هزار و ۴۰۰ نفر از جمعیت هلال‌احمر در نوروز به گردشگران خبر داد و گفت از این میان، سه هزار و ۵۰۰ نفر عضو رسمی جمعیت و مابقی داوطلب هستند. به‌گفتهٔ حجت‌الاسلام «هاشم حسینی المدنی»، دو هزار و ۴۰۰ پایگاه در کشور در نظر گرفته شده است و تعداد زیادی از امدادگران با کیف امدادی و به‌صورت پیاده یا دوچرخه از نزدیک‌ترین مرکز به فرد مصدوم در نخستین دقایق مراجعه می‌کنند و به درمان افراد می‌پردازند.

 

او با بیان اینکه تلاش می‌شود خدمات به ۳۰ کیلومتری شهرها برده شود، افزود: «در کنار پایگاه‌های امداد و نجات، مراکز خدمات رفاهی نیز برپا می‌شود تا رانندگان درصورت نیاز دقایقی را در این مراکز استراحت کنند. پویش غرق نشویم را راه‌اندازی کردیم که در تابستان امسال در سواحل شمالی ۷۰ درصد و در سواحل جنوبی ۵۰ درصد کاهش غرق‌شدگان را داشتیم و قصد داریم در نوروز در سواحل جنوبی اجرا کنیم.»

«احمد احمدی»، نمایندهٔ پایگاه‌های امداد نجات هلال‌احمر نیز با بیان اینکه یک‌هزار و ۵۰۰ پایگاه در تمامی محورهای کشور در ایام عید فعال خواهند بود، به تجهیز ناوگان امداد هوایی و اضافه شدن هشت هلی‌کوپتر اشاره کرد و گفت: «پیش‌بینی فعالیت سه هزار و ۵۰۰ پایگاه در حوزهٔ ناوگان جاده‌ای شده است و همچنین چهار هزار نیروی تخصصی نیز به هلال‌احمر اضافه شده‌اند که طی ایام نوروز خدمات‌رسانی می‌کنند.»

 

«صادق ضیاییان»، رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا، نیز با بیان اینکه در ایام‌ نوروز بیش از یک هزار و ۵۰۰ نفر در سراسر کشور وظیفهٔ پایش جو و پیش‌بینی‌ها را انجام می‌دهند، گفت: «ارائهٔ گزارش‌های ۱۰روزه را در دستورکار داریم که به‌صورت روزانه برای ۴۵۰ شهر کشور صادر می‌شود.»

همچنین، آن‌طور که «الله‌مراد عفیفی‌پور»، سرپرست اداره‌کل امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی، توضیح داد  ۱۸۰ فروند شناور برای امداد و نجات و خدمات‌رسانی سازمان‌دهی شده است و همچنین تأمین به‌موقع سوخت قایق‌های تفریحی، کنترل ترافیک‌ خودروها در بنادری که حمل خودرو ‌می‌کنند، کنترل قایقرانی در محدودهٔ شهرها از سوی شهرداری‌ها، کنترل ترددهای غیرمجاز شناورهای غیرمجاز و مبادی غیرمجاز توسط نیروهای نظامی‌-انتظامی و اعلام مبادی تفریحی دریایی از سوی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی به سازمان بنادر و دریانوردی نیز در دستورکار است.

«محمدحسین صوفی»، مدیرعامل کانون جهان‌گردی و اتومبیلرانی، نیز تأکید کرد که تعداد دستگاه‌های خدمات‌رسان در حوزهٔ امداد خودرو در سراسر کشور یک‌هزار و ۷۰۰ دستگاه است.

 

 اسکان در امامزاده‌ها و مدارس

موضوع اسکان مسافران در امامزاده‌ها هم یکی از محورهای شصتمین نشست ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر با محوریت نوروز  ۱۴۰۳ بود.

حجت‌الاسلام «سید محمدکاظم موسوی متقی»، مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه، در این باره با بیان اینکه دو هزار امامزاده در ایام‌ نوروز میزبان مسافران هستند، گفت:‌ «در ۴۲۵ امامزاده امکان اسکان وجود دارد. همچنین، مصوبهٔ شورای فرهنگ عمومی برای حرمت ماه مبارک رمضان مبنای کار قرار گیرد.»

 

همچنین، مدیرکل رفاه و پشتیبانی آموزش‌وپرورش توضیح داد ۶۱ هزار و ۴۵۱ کلاس‌ درس برای طرح اسکان در نظر گرفته شده است. به‌گفتهٔ «سعید مقدم‌زاده‌»، سال گذشته در استان‌های فارس، اصفهان، خراسان‌رضوی، خوزستان و یزد به‌ترتیب بیشترین پذیرش را داشتیم. امسال نیز احتمالاً آمار همین‌گونه باشد و احتمالاً در شهرهای مذهبی مانند مشهد و قم به‌دلیل ماه رمضان افزایش ظرفیت خواهیم داشت.

حراکاری پرندگان را بی‌‌آشیان می کند

شرق بندرعباس هنوز ساحلی گِلی دارد و پرندگان گوناگون. هنوز هم از دوردست‌ها برای زمستان‌گذرانی، راه پرندگانی چون تلیلهٔ بزرگ به گوشه‌ای از هرمزگان می‌رسد و آنها در منطقه‌ای شهری ساکن می‌شوند و اهالی هم می‌توانند از نزدیک پرنده‌ای در معرض خطر انقراض را ببینند که هر روز با سختی‌های جدیدی برای بقا باید دست‌وپنجه نرم کند. حالا یکی از این سختی‌ها کاشت نهال حرا است. نهال‌های حرا، ساحل گِلی را از بین خواهند برد؛ یعنی پرندگان این منطقه باید به فکر نقطهٔ جایگزین باشند. این اتفاق باعث نگرانی و اندوه بسیاری از فعالان این حوزه شده است. «ایمان ابراهیمی»، مدیرعامل انجمن حفاظت پرندگان آوای بوم، یکی از این افراد است که به «پیام‌ ما» می‌گوید: «این منطقه از ساحل بندرعباس هیچگاه محل رشد حرا نبوده و کاشت این درختان تغییر در اکوسیستم است. ما در کشور ۲۵۰ گونه پرندهٔ آبزی و کنارآبزی داریم که زندگی‌شان به پهنهٔ گِلی وابسته است.» 

ایمان ابراهیمی: ساحل شرقی بندرعباس در پژوهش سه‌سالهٔ ما و پژوهش‌های گذشته بیشترین تنوع پرندگان را در کل هرمزگان دارد. هرمزگان بیش از ۵۰ تالاب ساحلی دارد و از بین این‌همه تالاب بیشترین تنوع پرندگان در ساحل شهر قرار دارد که این اتفاق فرصت بی‌نظیری برای توسعهٔ پرنده‌نگری در ابعاد ملی و بین‌المللی فراهم می‌کند

ابراهیمی و همکارانش سه سال است که در هرمزگان به بررسی جمعیت و تنوع پرندگان مشغولند و آماری که از این بررسی به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که تنوع و جمعیت پرندگان در سواحل گِلی حداقل هفت برابر جنگل‌های حرا است  «جنگل‌های حرا بسیار بااهمیت و باارزش‌اند، اما نکته اینجاست که چرا باید به‌صورت دست‌کاشت آنها را به این نقطه بیاوریم و باعث مرگ یک اکوسیستم باارزش و گونه‌های منحصربه‌فرد آن شویم؟ این سؤالی است که ما از نهادهای متولی داریم و امیدواریم پاسخ درست بگیریم.»  به‌گفتهٔ او، هزینهٔ تمام‌شده برای کاشت جنگل حرا کم است، آبرسانی و حفاظت نمی‌خواهد و همین دلیلی است که منابع طبیعی علاقهٔ زیادی برای افزایش کاشت آن دارد. «در کمال ناباوری، ساحل شرقی بندرعباس در پژوهش سه‌سالهٔ ما و پژوهش‌های گذشته بیشترین تنوع پرندگان را در کل هرمزگان دارد. 

 

هرمزگان بیش از ۵۰ تالاب ساحلی دارد و از بین این‌همه تالاب بیشترین تنوع پرندگان در ساحل شهر قرار دارد که این اتفاق فرصت بی‌نظیری برای توسعهٔ پرنده‌نگری در ابعاد ملی و بین‌المللی فراهم می‌کند. دیدن یک پرندهٔ خاص و در معرض انقراض در سواحل یک کلانشهر و در داخل شهر اتفاق عجیب و مهمی است، اما می‌خواهند این اتفاق را نابود کنند.» آنها در روزهای اخیر نهال‌ها را با چشم خود دیده‌اند و می‌گویند ساحل بکر و گِلی به‌زودی از بین خواهد رفت. «نصف محدودهٔ زندگی تلیلهٔ بزرگ نهال کاشته شده است. اگر اراده و فکر درستی در کار باشد، می‌توان این نهال‌ها را کند. ما از سازمان حفاظت محیط زیست هم پیگیری کرده‌ایم و آنها به ما گفتند منابع‌طبیعی به نامه‌نگاریشان پاسخ نداده.»

 

در توسعهٔ جنگل‌های حرا بازنگری شود

اهمیت جنگل حرا بسیار زیاد است. جنگل‌هایی با قدرت حفاظتی بالا که به‌واسطهٔ دارا بودن منابع حساس بیوفیزیکی، اهمیت زیستگاهی و پرورشگاهی، تنوع زیستی، غنای جانداران، وجود گونه‌های در معرض خطر و کمیاب، واقع شدن در آستانهٔ تحمل اکولوژیک شرایط محیط‌زیستی، حساسیت به آلاینده‌ها، کندی ترمیم محیط‌زیستی و مشکلات ناشی از پاکسازی آلاینده‌ها در ردیف یکی از مهمترین مناطق حساس دریایی ایران قرار می‌گیرند و توسعهٔ اقتصادی-اجتماعی در اطراف آنها تنها برپایهٔ رعایت حریم زیست امکانپذیر است. آن‌طورکه سایت سازمان حفاظت محیط‌زیست نوشته، وسعت این جنگل‌ها در استان هرمزگان ۱۵ هزار و ۸۰۰ هکتار است و این اکوسیستم‌ها نه‌تنها به‌عنوان زیستگاه‌های حساس از نظر اهداف حفاظت از اولویت بیشتری برخوردارند بلکه به‌دلیل کارکرد و ارزش‌های غیر قابل جانشین خود از یکسو و اهمیت آنها از نظر زیستگاهی از سوی دیگر امروزه در کانون توجه کنوانسیون تنوع زیستی نیز واقع شده‌اند.  

میثم قاسمی: توسعهٔ حرا نباید بدون مطالعه و در هر نقطه‌ای شکل بگیرد. یک بخشی از این کاشت‌ها به خواست منابع‌طبیعی و بخشی هم به خواست سازمان فضای سبز شهرداری است. آنها مسائل را به‌صورت کلان و بدون توجه به جزئیات می‌بینند

این موارد دلیلی است تا «میثم قاسمی»، فعال محیط‌زیست، در منطقه به «پیام‌ ما» بگوید که با وجود اهمیت این جنگل‌ها، کاشت آنها در هر نقطه‌ای توجیه ندارد. «توسعهٔ حرا نباید بدون مطالعه و در هر نقطه‌ای شکل بگیرد. یک بخشی از این کاشت‌ها به خواست منابع‌طبیعی و بخشی هم به خواست سازمان فضای سبز شهرداری است. آنها مسائل را به‌صورت کلان و بدون توجه به جزئیات می‌بینند، اما برای ما توجه به جزئیات اهمیت زیادی دارد؛ ما روی تک‌تک گونه‌ها تمرکز می‌کنیم و می‌بینیم کاشت حرا یعنی از بین رفتن زیست این گونه‌ها و تغییر در اکوسیستم.» 

 

او بازنگری در توسعهٔ کاشت حرا را یکی از اصلی‌ترین مواردی می‌داند که سازمان منابع طبیعی باید به آن توجه کند و ادامه می‌دهد «در صورتی که ساحل شرق بندرعباس با حرا پوشیده شود، پرندگان مختلف، خصوصا تلیله مجبور به جابجایی و پیدا کردن محل جدید می‌شوند. کل تلیله‌های بزرگ منطقه ۲۰۰ فرد هستند و این جابجایی می‌تواند این گونه در معرض انقراض را نابود سازد. از سویی حضور آنها عامل گردشگری و پرنده‌نگری است و چرا شهر باید از این حضور خالی شود؟»

 

قاسمی همچنین به تغییر ماهیت ساحل هم اشاره می‌کند و کاشت حرا را عاملی می‌داند که ساحل را از بومی‌ها دریغ خواهد کرد «ما در گذشته در بخش‌های دیگری از بندرعباس شاهد این بودیم که مردم مقابل حراکاری ایستادند. چراکه ساحل را از آنها گرفته بود و ممکن است در آینده این اتفاق برای این نقطه هم رخ دهد.»

او بار دیگر اثرات مثبت حراکاری را بسیار زیاد می‌داند، اما تأکید می‌کند که این اثرات مثبت نباید تغییر در اکوسیستم ایجاد کند و باعث نابودی گونه‌های مختلف شود. 

 

در سواحل توسعهٔ حرا جدی نیست

آذرماه امسال و همزمان با طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت، ایرنا خبر از کاشت  شش میلیون و ۵۰۰ اصله نهال در هرمزگان و سه میلیون نهال حرا در هفت شهرستان ساحلی استان داد. «مهدی دوستی»، استاندار هرمزگان، نیز با بیان آنکه سهم استان هرمزگان در این طرح کاشت ۲۵ میلیون اصله نهال در مدت چهار سال است، گفت «به‌طور متوسط سالانه باید حدود شش میلیون و ۵۰۰ نهال تولید و در سطح استان کاشته شود. در مقایسه با دو سال پایانی دولت گذشته که به‌طور متوسط صد هزار درخت کاشته می‌شد، سال گذشته دو میلیون نهال در استان کاشته شد و امسال نیز شش و نیم میلیون نهال کاشته می‌شود که رشدی ۶۵ برابری را رقم زده‌ایم.» 

 

کاشت حرا هرچند مزایای زیادی دارد، اما نباید در هر نقطه‌ای انجام شود و بااین‌حال، «سید محمدنور موسوی»، مدیرکل منابع‌طبیعی هرمزگان، مخالف انتقادات وارده است و به «پیام‌ ما» می‌گوید «در سواحل بندرعباس توسعه جدی نیست و فقط در حد ۲۰۰ تا ۳۰۰ نهال و برای برگزاری مراسم کاشته شده است و این تعداد در حدی نیست که زیستگاه را نابود سازد.» به‌گفتهٔ او، تولید این نهال‌ها توسط جامعهٔ محلی در حال انجام است و بسیاری از آنها خواهان کشت این گونه هستند. «جنگل‌های حرا جایی است برای تخم‌ریزی ماهی و میگو و همین هم باعث استقبال ساحل‌نشینان است. از سویی تولید و کاشت هم با کمک جامعهٔ محلی در جریان است و این نشان از حضور و رضایت آنها دارد.»

 

موسوی اما در پایان در پاسخ به این پرسش که چرا طرح توسعه بدون توجه به بخش‌های مختلف و قابلیت آنها در جریان است و چطور بدون بررسی صرفاً به گفتن آنکه تغییری در اکوسیستم ایجاد نمی‌شود، بسنده کرده‌اید؟ می‌گوید «این کار طرح پژوهشی دارد و بدون بررسی عملیاتی نشده است.» 

نتایج کار اما تاکنون خلاف این گفته‌ها را نشان می‌دهد و همچنان فعالان محیط‌زیست نگران وضعیت یکی از بهترین ساحل‌های گِلی کشور و پرندگان خاص آن هستند. 

 

هما از خیال تا واقعیت

در ایران تاکنون بیش از ۵۵۰ نوع پرنده ثبت شده که جمعیت آنان از نظر اقامت در چند گروه اصلی از جمله «مهاجر تابستانه»، «مهاجر زمستانه»، «مهاجر عبوری» و «مقیم (جوجه‌آور)» جای می‌گیرد. در این میان، هما که این روزها تصاویر و خبرهایی از آن به صدر شبکه‌های اجتماعی راه یافته است یکی از ۳۶ عضو خانوادهٔ عقاب و کرکس ایران است که در البرز و زاگرس جوجه‌آوری دارد و مانند بسیاری از عقاب‌شکلان از عادات لاشه‌خواری (نه فقط استخوان خواری) برخوردار است. 

 

همچنین، علیرغم کاهش جهانی انواع کرکس‌ها، به نظر می‌رسد هما در محدوده پراکنش تاریخی خود در ایران به مراتب از شرایط بهتری نسبت به همنوعان خود در اغلب کشورهای آفریقایی و اروپایی برخوردار است. اخبار درست و غلط اخیر در مورد این پرنده، موجی از پرسش‌ها را در ذهن خوانندگان و تعجب فراوان در ذهن پرنده‌نگرها و متخصصین تنوع زیستی ایجاد کرد. این نوشته سعی دارد از زوایای مختلفی به این موضوع بپردازد. از دیرباز آمیختگی اسطوره و خیال با شرح رویدادهای طبیعی به ویژه شرح رفتارهای جانوران در بین پارسی‌زبانان رواج داشته است. 

 

چه بسا به‌کارگیری استعاره‌ها در نظم و نثر پارسی به نوعی باعث غنابخشی به مفاهیم و در نتیجه پرواز ذهن خوانندگان می‌شده. در این نوع نوشته‌ها، رویارویی قطره شرمگین باران با پهنه وسیع دریا از آن مروارید غلتان در دل صدف ساخته و چه‌چه مرغک هزاردستان در باغ، تنها از شوق دیدار گل بوده است. امروزه می‌دانیم برای توضیح صحیح تمامی این پدیده‌ها دلایل علمی کافی وجود دارد. در این میان، شاید نزهه‌القلوب به قلم حمدالله مستوفی در دوره ایلخانی از اولین نوشته‌هایی باشد که به درستی از مشاهده برای شرح رفتارشناسی یک گونه بهره جسته است. 

 

مراقبت نوعی باقرقره از تخم‌های خود در این کتاب که در حقیقت دانشنامه‌ای در باب جغرافی است بر پایه واقعیت بوده است. در رفت و آمد مفاهیم بین خیال تا واقعیت، هما را باید به‌ عنوان یکی از پرندگان خوش اقبال فلات ایران برشمرد چرا که لااقل شرح بخشی از آنچه این پرنده می‌خورد در متون پارسی به واقعیت نزدیک است؛ چنانچه سعدی در گلستان آورده:

همای بر همه مرغان از آن شرف دارد

که استخوان خورد و جانور نیازارد

 

بنابراین، هما نه تنها از دیرباز در بین شاعران و ادیبان پارسی زبان به پیام آور نیکبختی شناخته شده بود بلکه در سروده‌های بسیاری به روشنی به عادت استخوان خواری آن نیز پرداخته بودند. مشاهدات همواره خوردن قطعات استخوانی دست و پای لاشه‌ها را تایید کرده اگرچه مطالعه 10 سالهای در اسپانیا بر روی 32 نمونه هما نشان داد در بیش از 90 درصد مواقع گرایش غذایی هما به تغذیه از مواد گوشتی به ویژه بلع پستانداران کوچک باعث افزایش موفقیت جوجه‌آوری شده است. این توضیح خط بطلانی است بر باور غلط دیگری که غذای این پرنده زیبا را صرفا به استخوانهای به جا مانده از لاشه‌ها محدود می‌سازد. از طرفی احتمالا هما از جمله پرندگانی است که گزارش‌های پرتکراری از گذشته‌های دور تاکنون داشته است. 

 

اکنون نیز در بین پرنده‌نگرهای ایران کم نیستند کسانی که مکان‌های مشخصی را برای تصویر برداری و دیدن آن سراغ دارند. پرواز هما که اغلب بر فراز دره‌های مرتفع انجام میشود بخت دیدن و شناسایی آن را از نزدیک افزایش داده و چه بسا سایه متحرک و باشکوه آن در هوای آفتابی به افسانه نیکبختی آن دامن زده است. اما این سوال همچنان به جای خود باقی است که چگونه محتواهای بصری می‌توانند واقعیت‌ها را با رنگ و لعاب گزافه‌گویی مخدوش کنند؟ عده‌ای معتقدند که مرجعیت دنیای رسانه در گوشی‌های هوشمند در دست افرادی است که با جذب دنبال‌کننده از آن کسب درآمد می‌کنند. آنها در مقایسه با کارشناسان از انگیزه، وقت و مهارت بیشتری برای استفاده از این ابزار برخوردارند. عدهای نیز نگاهی اجتماعی-سیاسی به ماجرا دارند؛ جایی که انسان‌ها برای برون‌رفت از فشار زندگی آرزوی معجزه‌ای قریب‌الوقوع از یک رویداد ماورایی دارد. باید پذیرفت در روزگاری که کتابخانه‌ها حتی در مراکز دانشگاهی خاک می‌خورند و مطالعه عمیق جای خود را به اطلاعات سطحی شبکه‌ها می‌دهد و جای کارشناسان با فعالان همه‌چیزدان عوض میشود هر آینه می‌توان منتظر خبرهای عجیب بود.

فرونشست زیر پای آثار تاریخی

در مطالعات اخیر از دشت مرودشت و بخشی‌هایی از محدوده دشت شیراز طی حدود ۱۵ سال اخیر، همه دشت مرودشت درگیر پدیده فرونشست شده و وسعت و سرعت آن در این دشت پیشرفت قابل‌توجهی داشته است. در این‌‌باره «محمد درویش»، پژوهشگر و کنشگر محیط‌زیست به «ایلنا گفته» است که «در حال حاضر بخش بزرگی از دشت مرودشت که شامل قلمروی بزرگ پاسارگاد، تخت جمشید، نقش رستم می‌شود با فرونشست بیش از ۱۵ تا ۲۰ سانتی متری مواجه است.»

 

 برای فرونشست‌ها بودجه نمی‌دهند

رئیس بخش زلزله‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی هم در یادداشتی تاکید کرده «شکاف و ترک‌های فرونشستی واضح در محدوده تخت جمشید و نقش رستم ایجاد شده است.»‌

البته به گفته «علی بیت‌اللهی»، این وضعیت به آثار تاریخی فارس محدود نیست و بناهای تاریخی دیگر شهرها نیز به دلیل پدیده فرونشست در معرض خطر نابودی‌اند به‌ طوری‌ که از مساحت حدود ۳۱ هزار هکتاری بافت‌های تاریخی، حدود ۵۲ درصد در پهنه‌های فرونشستی قرار دارند. همچنین از حدود ۶۳ سایت ثبت‌شده جهانی در ایران، ۲۷ سایت از جمله میدان نقش‌جهان و مسجد شاه در اصفهان و تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم در فارس با خطر فرونشست زمین مواجه‌اند.

رئیس بخش زلزله‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی: برای رفع مشکل ناشی از فرونشست هیچ اقدامی نمی‌شود تا اثر آن مشخص باشد. سند این استدلال و ادعا هم این است که با وجودی که از تعدادی نمایندگان درخواست عاجز کردیم که بندی را به برای فرونشست زمین به این برنامه اضافه کنند، اما از واژهٔ فرونشست در فایل برنامه هفتم توسعه خبری نیست

بیت‌اللهی در توضیح بیشتر و دلیل این که با وجود تمامی این هشدارها چرا اقدامی انجام نمی‌شود یا اگر هست نتایج آن قابل مشاهده نیست به «پیام ‌ما» می‌گوید: «پاسخ این سوال دقیقا این است که هیچ اقدامی نمی‌شود تا اثر آن مشخص باشد. سند این استدلال و ادعا هم این است که در متن برنامه هفتم که مجلس فعلی آن را بررسی کرده با وجودی که از تعدادی نمایندگان درخواست عاجز کردیم که بندی را به برای فرونشست زمین به این برنامه اضافه کنند، اما با جست و جوی ساده از واژه فرونشست در فایل این برنامه، حتی یک کلمه هم پیدا نخواهد شد.»

 

او معتقد است برای این که کاری در این باره انجام شود، لازم است نهادهایی که فلکه تنظیم بودجه را در اختیار دارند، برای کاهش خطرات فرونشست زمین اعتبار تخصیص دهند وگرنه همه ما بلدیم شعار دهیم و برنامه تعریف کنیم، اما بدون تامین اعتبارات چه کاری از پیش می‌رود؟»

این کارشناس به مصوبهٔ قانونی در این باره هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «در قانون مدیریت بحران، بند ز، ماده 14، 4 جزء درباره فرونشست زمین قرار گرفته و از سال 98 هم مصوب و ابلاغ شده، اما تا همین حالا هم یک ریال بودجه به آن تخصیص پیدا نکرده است و عملا کار خاصی برای کاهش خطرات فرونشست انجام نمی‌شود.»

 

همه استان‌ها، درگیر فرونشست

رئیس بخش زلزله‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی با تاکید بر این که اکنون همه استان‌ها دچار فرونشست شده‌اند، بیان می‌کند: «علاوه بر تخت جمشید، نقش‌رستم، میدان نقش جهان، آثار تاریخی در بسیاری از نقاط کشور از جمله اصفهان، یزد، مشهد، کرمان و حتی مازندران تحت‌تاثیر این پدیده قرار گرفته‌اند. حتی در استان شمالی کشور (مازندران) با آن جغرافیای سبز و بارندگی‌ها خوب 10 سانتی‌متر در سال فرونشست وجود دارد. این در حالی است که فرونشست‌ها علاوه بر آثار باستانی، شریان‌های حیاتی انتقال انرژی و نیرو از جمله گاز، آب و… را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد، آن هم در حالی که 49 درصد جمعیت ایران روی پهنه‌های فرونشست یا در جوار زون‌های فرونشست زندگی می‌کنند.»  

 

به گفتهٔ بیت‌اللهی، بحرانی که فرونشست‌ها می‌توانند در بخش‌های مختلف رقم بزنند مهم، اما این مساله به ویژه درباره آثار تاریخی بیشتر مورد توجه است. دلیلش هم این است که شکاف و آسیب‌پذیری این ابنیه‌های تاریخی قابل ترمیم و نوسازی نیست. چون ارزش آثار تاریخی در حفظ ماهیت خودشان است. مثال این وضعیت ارگ بم است که به دلیل زلزله تخریب شد و آن را بازسازی می‌کنند، با این حال دیگر آن حال و هوای تاریخی را ندارد.

 

تکرار سرنوشت

کارشناسان تاکید می‌کنند فرونشست زمین در مناطق تاریخی ایران از جمله پاسارگاد می‌تواند خطرات قابل توجهی را برای حفظ این آثار باستانی به همراه داشته باشد، از جمله ناپایداری سازه. چون جابه‌جایی و ته‌نشینی ناهموار زمین زیر بناها به دلیل فرونشست منجر به ناپایداری سازه‌ای و احتمال ریزش این بناهاست و همچنین می‌تواند شکاف‌هایی در دیوارها، کف‌ها و پایه‌ بناها ایجاد کند و یکپارچگی و زیبایی‌شناسی آنها را به خطر بیندازد.

از مساحت حدود ۳۱ هزار هکتاری بافت‌های تاریخی، حدود ۵۲ درصد در پهنه‌های فرونشستی قرار دارند. همچنین از حدود ۶۳ سایت ثبت‌شده جهانی در ایران، ۲۷ سایت از جمله میدان نقش‌جهان و مسجد شاه در اصفهان و تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم در فارس با خطر فرونشست زمین مواجه‌اند

از سوی دیگر آسیب آب هم این بناهای تاریخی را تهدید می‌کند به این دلیل که فرونشست می‌تواند الگوهای زهکشی طبیعی اطراف بناها را تغییر دهد و منجر به تجمع آب و آسیب احتمالی آب به سازه‌ها شود یا حتی دسترسی به مکان‌های تاریخی را تحت تأثیر قرار دهد.

البته فرونشست زمین یک مشکل جهانی است که بسیاری از کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده و میزان و شدت آن به عواملی مانند زمین‌شناسی، هیدروژئولوژی، شیوه‌های کاربری زمین و استخراج آب‌های زیرزمینی می‌تواند متفاوت باشد. برخی از مناطق به دلیل عواملی مانند پمپاژ بیش از حد آب‌های زیرزمینی، فرآیندهای زمین‌شناسی طبیعی و شهرنشینی بیشتر مستعد فرونشست زمین هستند. 

 

از جمله بخش‌هایی از ایالات متحده (دره مرکزی کالیفرنیا و منطقه ساحل خلیج به دلیل پمپاژ گستردهٔ آب زیرزمینی برای کشاورزی و تامین آب شهری)، بخش‌هایی از چین (پکن و شانگهای، به دلیل گسترش شهرنشینی و استخراج آب‌های زیرزمینی)،  بخش‌هایی از مکزیکو‌سیتی (به دلیل پمپاژ بیش از حد آب زیرزمینی) و بخش‌هایی از اندونزی (جاکارتا به دلیل استخراج بیش از حد آب‌های زیرزمینی و فرآیندهای طبیعی زمین شناسی).

 

اما نگرانی اصلی از تداوم فرونشست‌ها از بین رفتن کامل آثار تاریخی و باستانی است که پیش از این هم وجود داشته. از جمله شهر باستانی «تونیس – هراکلیون» در مصر که اواخر دوره مصر باستان بندر بزرگی در دریای مدیترانه بوده و گفته می‌شود که به دلیل ترکیبی از عوامل از جمله فرونشست زمین، بالا آمدن سطح آب دریاها و بلایای طبیعی از بین رفته است. منطقهٔ تاریخی دیگر شهر تفریحی «Baiae» در ایتالیاست که «خلیج ناپل» قرار داشته است. این شهر به خاطر ویلاهای مجلل و حمام‌های حرارتی‌اش معروف بود اما اکنون به دلیل فرونشست زمین و فعالیت‌های آتشفشانی زیر آب رفته است. منطقه دیگر هم شهر «پورت رویال» جامائیکاست که در قرن هفدهم پناهگاه بزرگ دزدان دریایی و بندر تجاری بود. این شهر در 1692 به دلیل زمین‌لرزه‌ و فرونشست تا حد زیادی ویران شد. سایت باستان‌شناسی «Pavlopetri» در یونان به دلیل ترکیبی عواملی از جمله فرونشست زمین و بالا آمدن سطح دریا از بین رفت.

 

بیت‌اللهی در پاسخ به این سوال که آیا سرنوشت دیگر آثار تخریب شده ناشی از فرونشست زمین در جهان در انتظار محوطه‌های تاریخی ایران از جمله پاسارگاد، تخت جمشید یا نقش رستم است، بیان می‌کند: «پدیده فرونشست بر اساس نمودارهای کاهش افت آب در ایران از اوایل دهه 60 شروع شده و از اواسط دهه 70 با شیب تندی ادامه پیدا کرد. در حال حاضر این اثر فرونشست عمری حدود 30 سال دارد و هنوز به آن شرایط تخریب‌گری نمایان نرسیده اما طی 5 تا 10 سال آینده اگر اقدامی انجام نشود، آثار تخریبی زیادی را در این باره مشاهده خواهیم کرد.»

 

بارش‌های فعلی چندان موثر نیست

به گفته رئیس بخش زلزله‌شناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی به دلیل کشاورزی، تمرکز جمعیتی، نوع آبیاری، هدردهی آب و… آب زیرزمینی در حال کاهش است و به تدریج فرونشست‌ها تاثیرشان در سطح نشان می‌دهند. مسائلی هم که مطرح می‌شود نمودهای اولیه است، اما ادامه‌دار خواهد بود که می‌تواند منجر به تخریب کامل شود. البته مستندات تخریب کامل هنوز مشاهده نشده،  اما اگر اقدام و صیانتی نشود و حساسیت لازم در این باره وجود نداشته باشد باید طی 5 تا 10 سال آینده انتظار از دست رفتن این آثار و کاهش دسترسی به آنها را داشته باشیم.»

 

بیت‌اللهی  در پاسخ به این سوال که آیا بارندگی‌های اخیر می‌تواند تا حدودی روند تخریبی این فرونشست‌ها را کندتر کند، توضیح می‌دهد: «اگر این بارش‌ها مستمر و سال‌های طولانی ادامه‌دار باشد قطعا تاثیر بسزایی خواهد داشت، اما با بارش یک تا دوهفته نمی‌توان این انتظار داشت. این بارش‌ها برای آب‌های سطحی تاثیر دارد اما اثر مثبت آن در آب‌های زیرزمینی در کوتاه‌مدت رخ نمی‌دهد. زمان زیادی می‌برد که آب‌های سطحی به لایه‌های آب‌دار برسد و لازمه آن بارش طی سال‌های متمادی است. البته بخشی از باران و برف لاجرم به زیر خاک نفوذ می‌کند و می‌تواند تا حدودی برداشت آب‌های زیرزمینی را جبران کند».

هنوز آثار تاریخی کشور با تخریب و زوال کامل ناشی از فرونشست مواجه نشده‌اند، اما متخصصان این حوزه نگرانی‌های جدی در این باره مطرح می‌کنند. پیش از این «علیرضا انیسی»، معاون پژوهشی پژوهشگاه میراث فرهنگی ضمن هشدار دربارهٔ وقوع فرونشست زمین در بسیاری از آثار باستانی کشور گفته بود بدون شک عنصر بستر زمین برای حراست صحیح از تمامی آثار میراث فرهنگی به شدت مهم و حیاتی مهم است اما امروز شاهدیم که نقاط متعددی در استان‌های مختلف کشور که تعداد قابل توجهی از آثار فرهنگی و تاریخی را در دل خود جای داده‌اند به صورت جدی در معرض تهدید عواقب ناشی از فرونشست زمین قرار دارند و هیچگونه برنامه‌ای برای مقابله با این مسئله وجود ندارد.

اسطوره به مثابه بال حفاظت؟

افسانه‌ را فراموش کن

| مهدی نبی‌یان، کارشناس حیات‌وحش |

 

به‌نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از ادبیات عامه در ایران به مانند بسیاری دیگر از جوامع با پیشینهٔ تاریخی، در تقابل با حیات‌وحش و حیوان‌ستیزانه است که تقابل ریشه در خرافات بی‌پایه و اساس گذشتگان دارد.

تشبیه بسیاری از گوشتخواران به حیواناتی درنده، پلید و خونخوار، بدون توجه به مبانی اولیه در حفاظت از اکوسیستم از آن جمله است. توصیف روباه حیله‌گر، جغد شوم، گرگ درنده، کفتار بد صفت، مارمولک کشنده و مسموم، کرکس زشت و کریه و بسیاری تشبیهات صفات زشت انسانی با انواع حیوانات در ادبیات کهن ایران به‌وفور دیده می‌شود.

 

همچنین در جای‌جای کشور بسته به ریشه‌های فرهنگی و قومی هر منطقه، نگاهی مصرف‌گرایانه و منفعت‌طلبانه که به‌طور عمده ریشه در خرافات دارد همچنان پا برجاست.

در این ارتباط می‌توان به اعتقاد خرافی به خواص آلت تناسلی کفتار ماده، اسکینک شنزار (که به‌عنوان ماهی بیابان فروخته می‌شود)، پوست آهو و پلنگ و همچنین توصیفات نادرست از خواص درمانی روغن گورخر و گوشت حیوانات از گوزن و خرس گرفته تا تشی و گنجشک و مار اشاره کرد.

در این میان برخی افسانه‌ها و اسطوره‌ها با ریشه‌های ایرانی و غیرایرانی هم هستند که در دل ادبیات کهن و باور عامه در ایران، برخی حیوانات را ستوده و یا با شمایل و قدرت‌های ماورایی توصیف کرده‌اند. از آن جمله می‌توان به افسانه‌های سیمرغ و شیردال و یا باور عوام به پوپک دانا، کلاغ جاودان و با حیا و همای نویدبخش سعادت و کامیابی نام برد.

کارشناسان حیات‌وحش اما همواره در حال مبارزه و ستیز با چنین باورهای نادرست بوده و هستند که در این راه با هجمهٔ رسانه‌های زرد، باستانگرایان افراطی و همچنین سوداگران اجزای بدن حیوانات روبه‌رو هستند.

 

در عرصهٔ جهانی نیز مبارزه با باورهای غلط عامه یکی از مبارزات پایان‌ناپذیر حفاظتگرایان است. برای مثال اعتقادات خرافی به خواص شاخ کرگدن و پوست و استخوان ببر بر پایهٔ افسانه‌های کهن آسیای شرقی این دو گونه را تا مرز انقراض پیش برده است.

در عصر جدید نیز همچنان ترویج باورهای غلط در میان عوام، بقای بسیاری از گونه‌های جانوری را تهدید می‌کند. ترس و وحشت القا شده به مردم از کوسه‌ماهیان در اثر پخش فیلم آرواره‌های کوسه نقش فاجعه‌باری در ترویج نفرت مردم جهان نسبت به این گونه و کشتار آن داشته است.

 

پر واضح است بخش زیادی از تجارت سیاه و کشتار حیات‌وحش بر پایهٔ افسانه‌های کهن و باورهای غلط شکل گرفته است. کنوانسیون تجارت بین‌المللی گونه‌های جانوری و گیاهی وحشی در حال انقراض CITES که ایران نیز یکی از اعضای آن به شمار می‌آید توسط دانشمندان حیات‌وحش برای مبارزه با چنین تجارتی شکل گرفته است.

به اعتقاد نویسنده این سطور، دنیای امروز دنیای علم و دانش است که اصول حفاظت از حیات‌وحش نیز بر پایهٔ آن شکل گرفته است. ما نیازمند به پایه‌گذاری نگاهی نو در آشنایی با حیات‌وحش و جذب مشارکت مردم و توسعهٔ فرهنگ حفاظت در ایران و جهان هستیم و باید پذیرفت دنیای اسطوره و افسانه سال‌هاست که به پایان رسیده است.

 

اسطوره‌ها به کمک حفاظت می‌آیند

| حسین یوسفی، پژوهشگر بوم‌شناسی و تکامل، دانشگاه پورتو، پرتغال |

 

افسانه‌ها، اسطوره‌ها،‌ باورها و موارد مشابه دو وجه مثبت و منفی دارند؛ آنها هم می‌توانند به قوت فرآیند حفاظت کمک کنند و در عین حال قادرند تبعات منفی و زیانبار بر این حوزه داشته باشند. به‌عنوان مثال برداشت‌های اشتباه دربارهٔ یک گونه مشابه آنچه دربارهٔ جغد، کفتار و… وجود دارد، به آسیب‌رساندن به این گونه‌ها منجر شده و برای رفع آن باید آگاهی‌رسانی انجام گیرد. در مقابل شاهد افسانه‌ها و اسطوره‌های مثبت دربارهٔ یک گونه هم هستیم، نظیر آنچه در ذهن ایرانی‌ها دربارهٔ «هما» شکل گرفته و عبارت «همای سعادت» در ادبیات ایران بارها و بارها تکرار شده است. در روزهای اخیر هم شاهد بودیم ویدئویی دربارهٔ این گونه، به‌شکل باورنکردنی در شبکه‌های اجتماعی «وایرال» شد. از نظر من می‌توان از این ظرفیت برای حفاظت استفاده کرد، چرا که نه! حالا که چند میلیون نفر به‌واسطهٔ یک ویدئو گوش‌هایشان برای شنیدن اخبار دربارهٔ یک گونه تیز شده،‌ چرا از این پتانسیل برای اطلاع‌رسانی دربارهٔ وضعیت حفاظتی، تهدیدها و ارزش‌های بی‌همتای «هما» استفاده نکنیم.

 

البته باید توجه داشت که همیشه نمی‌‌توان روی باور و اسطوره حساب صددرصدی باز کرد. اگر گونه‌ای خسارت‌های اقتصادی برای مردم داشته باشد، هر چقدر هم برای اصلاح برداشت نادرست تلاش کنیم، باز هم شاهد تعارض خواهیم بود. به‌عنوان نمونه دربارهٔ گونه‌‌ای مانند گرگ شاهدیم که در پرتغال و اسپانیا با وجود اجرای انواع و اقسام پروژه‌های اطلاع‌رسانی، جبران خسارت بهترین راهکار بوده است.

این مثال نشان می‌دهد دربارهٔ باور نادرستی که تعارض منافع با مردم ندارد، می‌توان روی گزینهٔ اطلاع‌رسانی حساب کرد اما زمانی که تعارض واقعی است و حیات‌وحش به دام و مزارع مردم صدمه می‌زند، چاره‌ای جز این نداریم که برای رفع تعارض به‌جز آگاهی‌بخشی، سراغ راهکارهایی برای رفع خسارت برویم. در بیشتر موارد گرگ‌ها به‌دلیل باور نادرست نیست که کشته می‌شوند، بلکه به‌دلیل آسیبی که به دام‌های اهلی وارد می‌کنند مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند یا از بین می‌روند. این درست است که علت اصلی تعارض کاهش طعمه‌های طبیعی آنها است، اما خیلی وقت‌ها و شاید حتی بشود گفت در بیشتر موارد این زیان‌دیدگان از گرگ نیستند که باعث کاهش این طعمه‌های طبیعی شده‌اند، در نتیجه نمی‌توان آنها را مقصر دانست. به همین دلیل باید تعارض را رفع کرد.

 

«گونهٔ پرچم» بهانه‌ای برای حفاظت 

| رضا گلجانی، پژوهشگر حیات‌وحش در دانشگاه داکوتای جنوبی |

در حفاظت از حیات‌وحش مفهومی به نام «گونهٔ پرچم» وجود دارد؛ گونه‌هایی که به‌واسطهٔ شخصیت کاریزماتیک‌ خود مورد توجه عموم جامعه هستند و حفاظتگران از این توجه عمومی برای حفاظت بهتر از آن گونه و سایر گونه‌هایی که در زیستگاه گونهٔ پرچم هستند استفاده می‌کنند.

 

شخصیت کاریزماتیک لزوماً به‌خاطر نقش اکولوژیک گونهٔ پرچم نیست. بلکه می‌تواند بر اساس باورهای عمومی،‌ سابقهٔ تاریخی و حضور آن گونه در فرهنگ و تاریخ کشور میزبان باشد. برای مثال در آمریکا، «عقاب سرسفید» گونه‌ٔ پرچم و کاریزماتیک و نماد این کشور است و از تصویرش در کنار پرچم آمریکا بهره گرفته می‌شود. اینکه چرا عقاب سرسفید به‌عنوان گونهٔ پرچم در ایالات متحده شناخته شده شاید به زیستگاه این گونه برمی‌گردد که به آمریکای شمالی محدود می‌شود. همچنین شکل ظاهری این عقاب نمایانگر قدرت و عظمت است. جالب اینکه این نماد از بدو شکل‌گیری آمریکا به‌عنوان یکی از نمادهای تفاوت این کشور با انگلیس (به‌عنوان استعمارگر آمریکا) شناخته می‌شود.

 

با وجود انتخاب عقاب‌ سرسفید به‌عنوان نماد، فعالیت‌های حفاظتی خاصی دربارهٔ آن انجام نمی‌شد تا اینکه در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی به‌دلیل استفاده از سموم کشاورزی، این گونه در خطر انقراض قرار گرفت. شخصیت کاریزماتیک عقاب سرسفید باعث شد نگاه افکار عمومی به‌شدت به موضوع انقراض این گونه جلب شود و فشارهای مردم به حکومت و دولت وقت آمریکا بالا گرفت، به‌طوری که برای حفاظت از آن قانون جامع حفاظت از گونه‌های در معرض خطر انقراض تصویب شد.

 

 قبل از عقاب سرسفید بسیاری از گونه‌های دیگر در معرض خطر انقراض بودند و منقرض شدند اما چنین حرکت جمعی در جامعه برای حفاظت از این گونه‌ها شکل نگرفت. با بالا رفتن تهدیدها علیه عقاب سرسفید، یکی از سخت‌ترین و محکم‌ترین قوانین آمریکا در امر حفاظت تصویب شد، به‌شکلی که چنانچه گونه‌ای در لیست گونه‌های در معرض خطر انقراض قرار داشته باشد، هرگونه توسعهٔ انسانی در زیستگاه‌های آن گونه ممنوع خواهد بود و بودجه‌های دولتی برای خارج کردن آن گونه از فهرست در معرض خطر انقراض اختصاص داده می‌شود.

 

مشابه وضعیت عقاب سرسفید در آمریکا می‌توانیم از «پاندا» در چین نام ببریم که از نمادهای این کشور است. در قالب حمایت از «پاندا» بسیاری از اکوسیستم‌ها و زیستگاه‌های مختلف حفظ شدند. این در حالی است که لزوماً «عقاب سرسفید» و «پاندا» نقش ویژه و ممتازی در اکوسیستم ندارند و گونه‌ای مشابه سایر گونه‌ها هستند. ولی با توجه به نقش تاریخی‌شان باعث جلب توجه افکار عمومی به امر حفاظت می‌شوند.

 

برخی کشورها چنین گونه یا گونه‌هایی ندارند. زیرا در تاریخ و فرهنگ‌شان به گونهٔ خاصی اشاره نشده است اما با این حال تلاش کرده‌اند به برخی گونه‌ها این نقش را بدهند. به‌عنوان مثال قطر گونهٔ پرچم نداشت ولی تلاش کرد «اوریکس» را به‌عنوان گونهٔ پرچم و نماد خود معرفی و در قبال حفاظت از «اوریکس» توجه عموم را به حفاظت از زیستگاه‌ها و تنوع زیستی جلب کند. در مقابل کشوری مثل ایران با فرهنگ و ادبیات و تاریخ غنی، سرشار از گونه‌هایی است که پتانسیل معرفی به‌عنوان گونهٔ پرچم را دارند.

 

یکی از این گونه‌ها «هما» است که در ادبیات و تاریخ کشورمان به آن بسیار پرداخته شده است. لزوماً «هما» نقش بسیار ویژه و ممتازی نسبت به سایر گونه‌ها در اکوسیستم و اکولو‌ژی ندارد. احتمالاً اکولوژی این گونه برای مردم اهمیت خاصی ندارد، همچنان که نحوهٔ زیست عقاب سرسفید برای آمریکایی‌ها و پاندا برای چینی‌ها مهم نیست. با این حال آنچه اهمیت دارد، ویژگی نماد بودن است. این موضوع نشان می‌دهد در بررسی گونهٔ پرچم نباید تفکر اکولوژیک داشته باشیم بلکه باید به تفکر جامعه‌شناختی و نحوهٔ بهره‌گیری از افکار عمومی برای امر حفاظت فکر کنیم.

 

نقش تاریخی و گونهٔ پرچم بودن «هما» در جامعهٔ ما به‌واسطهٔ پخش یک فیلم عیان شد و جامعهٔ بوم‌شناسان و حفاظت‌گرایان ایران را در شوک فرو برد. اینکه چطور بعد از سال‌ها تبلیغات اکولوژیک، یک فیلم تصادفی توانست چنین توجهی را به این گونه جلب کند. این موضوع ما را به این نتیجه می‌رساند که در گونهٔ پرچم نباید تنها اکولوژیست‌ها صاحبنظر باشند بلکه پیشنیهٔ فرهنگی و تاریخی مدنظر قرار گیرد. آنچه ما به‌عنوان حفاظتگران می‌توانیم انجام دهیم، استفاده از پتانسیل این گونه و سایر گونه‌ها به‌عنوان معرفی گونهٔ پرچم و جلب حمایت جامعه برای حفاظت از زیستگاه‌هاست. در تاریخ و ادبیات‌ ایران گونه‌های زیادی نظیر شیر، هما،‌ یوز، آهو و… را داریم که با کمک جامعه‌شناسان و تاریخ‌دانان و اهالی فرهنگ می‌توانیم راه‌هایی را پیدا کنیم که بتوانیم با معرفی آنها به‌عنوان گونهٔ پرچم در جامعه، نقش‌شان را بارزتر کنیم. به‌جای آنکه خلاف جهت آب حرکت کنیم و اصرار داشته باشیم جامعه به‌جای تمرکز روی حرف فیلمبرداران آماتور باید به گزاره‌های علمی ما اکولوژیست‌ها توجه کند.

فناوری، ابزار همزیستی انسان و حیات‌وحش

فناوری، ابزار همزیستی انسان و حیات‌وحش

بیراه نیست که روز جهانی حیات‌وحش امسال نیز تحت تأثیر فضای توسعهٔ فناوری‌های جدید و هوش مصنوعی قرار گیرد. توسعهٔ سریع ابزارهای جدید، همه‌چیز را متأثر از خود کرده اما به‌نظر می‌رسد پیچیدگی‌های حفاظت از طبیعت، خصوصاً گونه‌های وحشی باعث شده تا این حوزه در مقایسه با سایر حوزه‌های دیگر کمتر از این ابزارها بهره بگیرد. با این حال از سال‌ها قبل فناوری‌هایی مانند دوربین‌های تله‌ای، پهپادها، ردیاب‌های ماهواره‌ای، استفاده از هوش مصنوعی در مشاهده و سرشماری گونه‌ها و برخی مدلسازی‌ها برای مطالعهٔ پراکنش گونه‌ها مورد استفادهٔ پژوهشگران قرار می‌گرفت. اما به‌نظر می‌رسد هنوز ظرفیت‌های فراوانی در استفاده از فناوری‌های جدید برای حفاظت حیات‌وحش وجود دارد. 

 

بسیاری از کاربردهای فناوری در شناخت و حفاظت حیات‌وحش، مرتبط با ابزارهایی است که کار مشاهده، شناسایی و ردیابی گونه‌ها و جمعیت‌ها را ساده و تسریع می‌کند. گاهی نیز در برآورد جمعیت و وضعیت گونه‌ها از ابزارهای محاسبات عددی بهره برده می‌شود. اما فناوری‌های دیجیتال جدید امکانات گسترده‌ای برای تعامل جوامع محلی با سایر نقاط جهان را فراهم کرده‌اند. از اتصال به اینترنت بدون نیاز به زیرساخت‌های سنگین و تولید برق پاک در نیروگاه‌های خانگی و کوچک مقیاس گرفته تا سامانه‌های گردآوری گزارش‌های مشاهدهٔ گونه‌ها، سامانه‌های هوشمند اطفاء حریق عرصه‌های طبیعی و حتی سامانه‌های مالی و ابزارهایی از این دست می‌توانند نقش ارزنده‌ای در حفاظت از گونه‌های زنده و زیستگاه‌های ارزشمند داشته باشند. از طرفی چنین ابزارهایی می‌توانند در ایجاد معیشت‌های جایگزین، سازوکارهای اقتصادی جدید و انتقال تجربیات از گوشه‌ای به گوشهٔ دیگر جهان بسیار کاربردی و تأثیرگذار باشند. 

بیانیهٔ سایتیس: روز جهانی حیات‌وحش ۲۰۲۴ با هدف آگاهی در مورد آخرین برنامه‌های کاربردی فناوری‌های دیجیتال در حفاظت و تجارت حیات‌وحش و در مورد تأثیر مداخلات دیجیتال بر اکوسیستم‌ها و جوامع در سراسر جهان است

سایتیس نیز در بیانهٔ روز جهانی حیات‌وحش امسال خود دبه این موضوع اشاره کرده است: «ما خودمان را در میان یک تحول جهانی دیجیتال می‌بینیم. دو سوم مردم جهان در سال ۲۰۲۳ آنلاین بودند و راه‌هایی که ما با یکدیگر و با سیاره ارتباط برقرار می‌کنیم در حال توسعه و تکامل است. امروزه فناوری‌های دیجیتال در بسیاری از جنبه‌های حفاظت از حیات‌وحش، تجارت و زندگی روزمرهٔ ما گنجانیده شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از روش‌های ما برای دستیابی به اهداف توسعهٔ پایدار 2030 (SDGs) تبدیل شده‌اند.» 

 

در این بیانیه آمده است: «ارتباطات بهتر کمک می‌کند تا افرادی از هر سن و جنسیت و تحت هر شرایط محلی به مهارت‌های شغلی دیجیتال دست پیدا کنند. اقدامات ابتکاری که توسط بومیان صورت پذیرفته‌اند و اقداماتی که به‌رهبری زنان انجام شده‌اند، در حال یافتن راه‌هایی برای استفاده از فناوری‌هایی هستند که متناسب با نیازهای اکوسیستم، شرایط محلی و معیشتی آنها باشد. سامانه‌های خدمات مالی دیجیتال در حال گسترش، ارتباط افراد و سازمان‌ها را به ابزارهای مالی پایدار برای کسب درآمد و دستیابی به اهداف حفاظت را میسر کرده‌اند. مجوزهای الکترونیک سایتس نیز به جلوگیری از تقلب در تجارت غیرقانونی حیوانات و گیاهان کمک کرده‌اند. در همین حال با نوآوری در فناوری‌هایی که تحقیقات و ارتباطات را بر داده‌های بیشتر و کارآمد مبتنی کرده‌اند، می‌توانیم به‌راحتی اطلاعات را به‌اشتراک بگذاریم و جمعیت گونه‌های خشکی و دریا را شناسایی، نظارت و ردیابی کنیم. از همین راه می‌توانیم شیوه‌های صیادی و کشاورزی و دامپروری را به نفع مردم و سیاه بهبود بخشیم.» 

 

تلاش برای عدالت در دسترسی به ابزارهای دیجیتال

اما یکی از محدودیت‌های مهم در به‌کارگیری فناوری‌های نوین برای حفاظت حیات‌وحش، نقاط کوری است که دسترسی مردم به اینترنت و سایر ابزارهای دیجتال را با مشکل روبه‌رو کرده است. بخشی از دنیای امروز، خصوصاً دنیایی که کمتر توسعه‌یافته است، هنوز از اینترنت محروم است و اتفاقاً بخش قابل‌توجهی از تنوع زیستی زمین نیز در همان قسمت از جهان عقب‌مانده از توسعه محفوظ مانده است؛ جایی که هنوز می‌توان امید داشت که گونه‌های زیادی در آن حفظ شوند و البته با بهره‌گیری از فناوری‌های جدید، رفاه و آسایش نیز برای انسان‌ها فراهم شود. 

مدیر ارشد بانک جهانی: تجارت غیرقانونی حیات‌وحش یک صنعت ۲۰ میلیارد دلاری است که با تهدید گونه‌های در معرض خطر و ایجاد اختلال در اکوسیستم‌ها، جریان‌های مالی غیرقانونی را تقویت می‌کند

ساتیس در بیانیه‌اش می‌گوید: «حدود ۲.۷ میلیارد نفر از مردم جهان به اینترنت متصل نیستند. به‌طور متوسط تنها ۳۶ درصد از مردم در کشورهای کمتر توسعه‌یافته و کشورهای در حال توسعهٔ محصور در خشکی به اینترنت دسترسی دارند. در کشورهای دارای درآمد کم و متوسط، زنان کمتر از مردان از اینترنت تلفن همراه استفاده می‌کنند و پاندمی کووید-۱۹ نیز شکاف مهارت‌های دیجیتال را در بین جوانان گسترش داده است. از طرفی گاهی اوقات از فناوری‌های دیجیتال استفاده‌هایی مضر مانند فروشی گونه‌های حفاظت‌شده در اینترنت می‌شود. این بدان معناست که به یک بسیج و همکاری جمعی برای تعهدات جدید به سیاست‌های بلندپروازانه و رویکردهای مالی نیاز داریم تا در این عصر دیجیتال، جامعهٔ مدنی، صنعت فناوری، حفاظت‌گرایان و فعالان اقتصادی را به سوی سازگاری پایدار و حفظ طبیعت سوق دهیم و با هم متحد کنیم.» 

این بیانیه همچنین دربارهٔ موضوع امسال روز جهانی حیات‌وحش اضافه می‌کند: «بر اساس این موضوع، روز جهانی حیات‌وحش ۲۰۲۴ با هدف آگاهی در مورد آخرین برنامه‌های کاربردی فناوری‌های دیجیتال در حفاظت و تجارت حیات‌وحش و در مورد تأثیر مداخلات دیجیتال بر اکوسیستم‌ها و جوامع در سراسر جهان است. برنامه‌های این روز، نوآوری‌های دیجیتال را بررسی می‌کنند و نشان می‌دهند که چگونه این فناوری‌ها می‌توانند ارتباط حفاظت از حیات‌وحش و همزیستی انسان و حیات‌وحش برای نسل کنونی و نسل‌های آیندهٔ بشر را فراهم کنند.»

 

فرصت بهره‌گیری از فناوری‌های جدید

خانم «ایوان هیگوئرو» (Ivonne Higuero) دبیرکل سایتیس در پیامی به‌مناسبت روز جهانی حیات‌وحش گفت: «نوآوری دیجیتال در حال تغییر روش‌های ما در حفاظت از تنوع‌زیستی ارزشمند است. اکنون برنامه‌های پیشگامانه، ما را قادر می‌سازند تا افراد مختلف یک جمعیت ببر را در عرض چند ثانیه از هم تشخیص دهیم. پهپادها کمک می‌کنند تا در مناطق وسیعی پرسه بزنیم و مکان‌های لانه‌سازی لاکپشت‌های دریایی را پیدا کنیم. سیستم‌های ردیابی پیشرفته، تجزیه و تحلیل لحظه‌ای داده‌ها و راه‌حل‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، حفاظتگران را در سراسر جهان به‌وسیلهٔ ابزارهایی بی‌سابقه برای شناسایی، نظارت، ردیابی و در نهایت حفظ حیات‌وحش توانمند کرده‌اند.» 

 

او اضافه کرد: «با این حال، همان‌طور که ما از ظرفیت‌های تکنولوژیک رو به رشد خود استفاده می‌کنیم، باید تعهدات خود را برای توسعهٔ پایدار انجام دهیم. این تعهدات شامل جلوگیری از اثرات مخرب محیط زیستی، کاهش تهدیدات برای گونه‌ها و سوء‌استفاده از تکنولوژی و همچنین دستیابی همگان به ابزارهای دیجیتال تا سال ۲۰۳۰ است. ما خودمان را در حال حرکت در یک چشم‌انداز در حال تحول از ارتباط دنیای دیجیتال به حفاظت از حیات‌وحش می‌بینیم. اکنون این فرصت را داریم مزایایی را برای سیاره و همهٔ مردم کسب کنیم که فناوری‌های نوپدید برایمان به‌ارمغان آورده‌اند.» 

 

 طبیعت، ثروت جوامع فقیر است 

«اکسل ون تروتزنبورگ» (Axel Van Trotsenburg)، مدیر ارشد بانک جهانی نیز در پیامی به‌مناسبت روز جهانی حیات‌وحش گفت: «در بانک جهانی، ما در مأموریتی برای پایان‌دادن به فقر در یک سیارهٔ قابل زندگی هستیم. ما نمی‌توانیم این مأموریت را بدون طبیعت انجام دهیم. طبیعت ثروت جوامع فقیر است. مثلاً حدود نیم میلیارد نفر برای امرار معاش خود به ماهیگیری وابسته هستند. گردشگری مبتنی بر طبیعت یکی دیگر از فرصت‌های شغلی است. تنها دو پارک ملی در زامبیا بیش از ۳۵ هزار شغل ایجاد می‌کنند. سالم نگه‌داشتن اکوسیستم‌ها، ما را سالم نگه می‌دارد و از پاندمی‌ها، بیماری‌های عفونی و تأثیر تغییراقلیم حفظ می‌کند.»

 

او همچنین گفت: «تنوع‌زیستی توسط بسیاری موارد از بهره‌برداری بیش‌از حد گرفته تا تغییر اقلیم تهدید می‌شود. بیش از یک میلیون گونه در معرض خطر انقراض قرار دارند. جرایم مرتبط با حیات‌وحش نیز یک تهدید مستقیم هستند که باعث تسریع فروپاشی تنوع‌زیستی می‌شوند. این جرایم فرصت‌های اقتصادی را برای کشورها و جوامع محلی تضعیف می‌کنند. تجارت غیرقانونی حیات‌وحش یک صنعت ۲۰ میلیارد دلاری است که با تهدید گونه‌های در معرض خطر و ایجاد اختلال در اکوسیستم‌ها، جریان‌های مالی غیرقانونی را تقویت می‌کند.» 

مدیر ارشد بانک جهانی همچنین اضافه کرد: «ما از طریق برنامهٔ جهانی حیات‌وحش با همکاری ۳۸ کشور در حال کار برای مبارزه با قاچاق حیات‌وحش و ترویج اقتصادهای پایدار هستیم.» 

اسطوره به مثابه بال حفاظت؟

۱۱ شهر در محاصرهٔ سیل

مرکز اطلاع رسانی وزارت کشور روز پنجشنبه گزارش کرد که «احمد وحیدی»، وزیر کشور در تماسی تلفنی با استاندار سیستان‌وبلوچستان، ضمن بررسی آخرین وضعیت مناطق سیل‌زدهٔ جنوب استان، بر به‌کارگیری امکانات انسانی و تجهیزات و ماشین‌آلات دستگاه‌های اجرایی منطقه برای کمک به آسیب‌دیدگان تأکید کرد و خواستار رسیدگی فوری به مشکلات و آلام سیل‌زدگان اعم از اسکان، مواد غذایی، درمان و لوازم گرمایشی شد. او همچنین از «محمد حسن نامی»، رئیس سازمان مدیریت بحران خواست با اعزام هیئتی از تهران، همهٔ امکانات و تمهیدات لازم، به‌فوریت برای کمک‌رسانی به استان ارسال شود.

به گفتهٔ افراد بومی حاضر در مناطق سیل‌زده نیازهای اساسی مردم عبارتند از وسایل بهداشتی، پتو و زیرانداز و مواد غذایی است

با این وجود اما منابع آگاه و فعالان اجتماعی در منطقهٔ دشتیاری در گفت‌وگو با «پیام ما» ادعا کرده‌اند که حضور نیروهای امدادرسان دولتی در این منطقه کمرنگ است و بیشترین کمک‌ها از سوی مردم محلی و بومی روستاهایی که کمتر آسیب‌دیده‌اند با قایق‌های صیادی و همچنین خودروهای سوخت‌بر در حال انجام است. همچنین تعداد کمی از داوطلبان جمعیت هلال‌احمر در مناطق سیل‌زده حاضر شده‌اند.

 

بیش از ۱۱۰ هزار نفر از روستاییان در وضعیت اضطراری

براساس گزارش وزارت کشور، جاری شدن سیلاب ۳۸۷ روستا در شهرستان‌های دشتیاری، چابهار و قصرقند سیستان‌وبلوچستان را به محاصرهٔ خود در آورده و بر اساس اعلام مسئولان و تماس‌های مردمی، وضعیت بیش از ۱۱۰ هزار نفر از مردم روستاهای جنوب سیستان‌وبلوچستان نامناسب توصیف شده است. به‌طوری که در برخی مناطق، به‌دلیل نبود راه و شکسته‌شدن پل‌ها، کار امدادرسانی به سختی انجام می‌شود و نیاز به امداد هوایی در این مناطق است. همچنین سیلاب سبب طغیان رودخانه‌های فصلی و بارش سنگین در قصرقند، بخش تلنگ، دشتیاری، بخش پلان، پیرسهراب و خسارت سنگینی به بخش کشاورزی، واحدهای مسکونی خشتی و گلی، راه‌های روستایی و زیرساخت‌های شهری و روستایی شده است.

 

انسداد ۲۲ راه ارتباطی و قطعی برق ۴۱ روستا

آن‌طور که روز گذشته «مجید محبی»، مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستان‌و‌بلوچستان به ایرنا گفته است، بارندگی‌های شدید و طغیان رودخانه‌ها در چند روز اخیر راه ارتباطی ۲۲ مسیر اصلی، فرعی و روستایی در جنوب این استان را بسته است. به گفتهٔ او، تا زمانی که طغیان رودخانه‌های محلی فروکش نکند، مسیرهای دسترسی به شهرستان‌های دشتیاری، قصرقند، فنوج و دلگان که بیشترین انسداد را داشته‌اند، بازگشایی نمی‌شوند. محبی در همین رابطه گفته است: «برق ۴۱ روستای جنوب استان بر اثر سیلاب و بارندگی قطع شده بود که با وجود سیلابی بودن مسیرها و دشواری‌های فراوان تاکنون برق ۱۱ روستا متصل شده و همچنان تلاش برای برقرار کردن ۳۰ روستای دیگر با قوت ادامه دارد.» به گفتهٔ محبی، بیشترین خسارت‌های وارده سیلاب اخیر به بخش‌های زیربنایی از جمله راه‌ها، شبکهٔ برق و کشاورزی بوده که برآورد دقیق آنها توسط کارشناسان ستاد بحران در حال انجام است.

 

او همچنین ادعا کرده است که این سیلاب، هیچ‌گونه خسارت جانی نداشته، با این‌حال «معین‌الدین سعیدی»، نمایندهٔ چابهار در مجلس از مرگ یک شهروند در سیل جنوب استان سیستان‌و‌بلوچستان خبر داده است. او به «انتخاب» گفته است: «سیل شدید در جنوب استان سیستان و در منطقهٔ مرکزی چابهار، موجب مرگ یکی از شهروندان شده است.»

 

۱۱ شهرستان در محاصرهٔ سیل

پایگاه اطلاع‌رسانی جمعیت هلال‌احمر روز گذشته به‌نقل از «صادق محمودی»، رئیس سازمان امداد و نجات هلال‌احمر از آبگرفتگی ۱۱ شهرستان خبر داده است. محمودی گفته است: «از روز هشتم اسفند بارندگی‌هایی در جنوب شرق کشور داشتیم که این بارندگی‌ها در سیستان‌و‌بلوچستان از شب گذشته افزایش قابل توجهی پیدا کرد. چهار منطقهٔ اصلی در شهرستان‌های چابهار دچار آبگرفتگی بوده و در ۱۱ شهرستان خاش، سیب و سوران، فنوج، ایرانشهر، میرجاوه، نیکشهر، دلگان، چابهار، سراوان، زاهدان، نیمروز، سرباز، کنارک و مهرستان نیازمند دریافت خدمات امدادی شدند.» به گفتهٔ او در همین راستا، سه فروند بالگرد برای امدادرسانی به سیل‌زدگان سیستان‌و‌بلوچستان در حالت آماده‌باش هستند: «به‌محض مهیاشدن شرایط جوی، عملیات امدادرسانی هوایی آغاز خواهد شد.»

فعالان بومی منطقهٔ دشتیاری: خدمات‌رسانی از سوی مردم محلی انجام می‌شود و از روستاهای اطراف که گرفتار سیل نشده‌اند برای امدادرسانی آمده‌اند. همچنین آنهایی که قایق و کامیون داشته‌اند و به‌ویژه سوخت‌بران با ماشین‌های شاسی بلند که امکان حرکت در گل‌ولای را دارند، پیش از همه به منطقه وارد شده‌اند

هر چند محمودی ادعا کرده که این شهرستان‌ها با مخاطرهٔ جدی ناشی از بروز سیلاب مواجه نشده‌اند، منابع محلی از فروریختن خانه‌ها و قطع دسترسی آنها به راه‌ها و آنتن مخابرات گفته‌اند. با این حال محمودی گفته که «سیلاب‌ها در شمال چابهار به‌وقوع پیوسته و منجر به بروز آبگرفتگی‌های گسترده شده و تا این لحظه به حدود هزار و ۱۰۰ خانوار امدادرسانی شده است. همچنین هنوز برخی خانوارهای گرفتار در سیلاب وجود دارند که امکان دسترسی و امدادرسانی به آنها وجود ندارد. از این تعداد به ۲۷۰ خانوار اسکان اضطراری داده شده است.» او دربارهٔ نیازهای سیل‌زدگان گفت: «بین متأثرین از سیل و آبگرفتگی هزار و ۲۰۰ تخته موکت و دو هزار تخته پتو، پنج تن نایلون، ۲۵۰ شعله چراغ والور توزیع و شش هزار بسته غذایی هم آمادهٔ تحویل به مردم سیل‌زده است.»

فراخوان کمک جمعیت هلال احمر

«پیرحسین کولیوند»، رئیس جمعیت هلال‌احمر نیز گفته است:‌«تیم‌های امدادی در مکران و شهرستان دشتیاری استان سیستان‌و‌بلوچستان مستقر شده‌اند. وضعیت امدادی سیل سیستان‌و‌بلوچستان را پیگیری کرده‌ و دستورات لازم دربارهٔ چگونگی امدادرسانی صادر شده است. همچنین برای نیرو‌های کمکی به مناطق سیل‌زده استان سیستان‌و‌بلوچستان فراخوان صادر کرده‌ایم. به تمام امدادگران، نجاتگران و نیرو‌های داوطلب جمعیت هلال‌احمر فراخوان داده‌ایم که برای کمک به مردم سیل‌زدهٔ استان سیستان‌و‌بلوچستان پای کار بیایند.»

 

۷۲ روستای دشتیاری زیر آب

فعالان اجتماعی حاضر در منطقه‌ٔ سیل‌زدهٔ دشتیاری به «پیام ما» گفته‌اند: «اوضاع بسیار وخیم و نابه‌سامان است و بیشتر روستاها زیر آب هستند. از منطقه‌ٔ سیتار تا کلانی و عورکی که بخش وسیعی از دشتیاری را تشکیل می‌دهند، همه زیر آب رفته‌اند و هیچ راه کمک‌رسانی به مردم منطقه به‌جز استفاده از قایق وجود ندارد.» به گفتهٔ این منابع محلی، قایق‌های امدادرسان از مناطق بندری چون چابهار، «بریس» و «رمین» آمده و در حال جابه‌جایی مردم از کانون سیل هستند. آنها می‌گویند که خانه‌ها و دارایی‌های مردم به کل از بین رفته است و تلاش برای نجات جان آن‌ها ادامه دارد. آنها می‌گویند که جمعیت افراد آسیب‌دیده مشخص نیست اما به‌علت وسعت منطقهٔ دشتیاری به‌نظر می‌رسد که عدهٔ زیادی خسارت دیده باشند. یکی از این منابع آگاه دربارهٔ وضعیت روستاهای درگیر سیل می‌گوید که راه مواصلاتی ۷۲ روستا در دشتیاری مسدود شده است: «بعضی مناطق تپه‌مانند و مرتفع است، تلاش مردم محلی این است که به این مناطق برسند تا امدادرسان‌ها بتوانند آنها را از منطقه خارج کنند.»

 

سوخت‌بران خط مقدم خدمت‌رسانی

این فعالان بومی به «پیام ما» می‌گویند که خدمات‌رسانی از سوی مردم محلی و بومی انجام می‌شود: «از روستاهای اطراف که گرفتار سیل نشده‌اند برای امدادرسانی آمده‌اند. همچنین آنهایی که قایق و کامیون داشته‌ و به‌ویژه سوختبران با ماشین‌های شاسی بلند که امکان حرکت در گل‌ولای را دارند، پیش از همه به منطقه،  وارد شده‌اند.» آن‌طور که آنها مدعی شده‌اند، امدادرسانی از سوی نیروهای بدنه دولت بسیار کمرنگ بوده و فقط تعداد کمی از داوطلبان جمعیت هلال احمر برای امدادرسانی حاضر شده‌اند. به گفتهٔ این فعالان محلی که خواستند نامشان فاش نشود، تاکنون راه روستای بمباسری در بخش مرکزی شهرستان دشتیاری با خاکریزی باز شده و به نسبت باقی روستا‌ها اوضاع بهتری برای آن رقم خورده است.

 

بیماران با قایق به مراکز درمانی رسیدند

همچنین به‌گفتهٔ منابع محلی تعدادی از سیل‌زدگان نیازمند دیالیز و بعضی نیز باردار بودند که به مراکز درمانی منتقل شوند: «محلی‌ها به بیمارستان علوم پزشکی درخواست بالگرد دادند اما چون بالگرد‌ها خراب بودند، این بیماران با قایق‌، شناورهای صیادی و ماهیگیری به بریس رسانده‌اند.» آنها می‌گویند که این منطقه در خاموشی به‌سر می‌برد و برق منطقه کامل قطع شده و همهٔ راه‌های دسترسی قطع شده است. نیازهای اساسی مردم به گفتهٔ افراد بومی حاضر در منطقه دشتیاری عبارتند از وسایل بهداشتی، پتو و زیرانداز و مواد غذایی که ضروری‌ترین مواد را شامل می‌شود. 

 

سیلاب همهٔ جنوب استان را درنوردیده است

یکی از فعالان اجتماعی چابهار که خواست نامش فاش نشود، دربارهٔ آثار این بارندگی‌ها بر همهٔ مناطق جنوبی استان به «پیام ما» می‌گوید: «سیلاب همهٔ مناطق جنوبی استان را متأثر کرده و رسانه‌ها نباید فقط بر خسارت‌های یک منطقه تمرکز کنند. به‌طور مثال، خودروها در میرجاوه و سراوان به‌واسطهٔ سیل دچار حادثه شده‌اند. همچنین در بخش‌هایی از بمپور توفان شن آمده که باعث قطع آنتن‌دهی شبکهٔ مخابرات شده است.» به گفتهٔ این فعال اجتماعی،  مناطق کوهستانی بین سراوان و ایرانشهر (همان مهرستان)‌ با بارندگی شدید رو‌به‌رو هستند: «در این منطقه، دسترسی دشوار است و به‌دلیل اینکه خانه‌های این منطقه از خشت و گل است، بارندگی کامل آنها را از بین برده است. 

 

همچنین از آنجایی که اکثر خانه‌های روستایی مناطقی مثل آهوران در شمال شهرستان قصرقند که از ترکیب سنگ و ملاتی مثل سیمان ضعیف ساخته شده‌اند و تحت‌تأثیر طغیان سرچشمهٔ اصلی رود سرباز هستند، تخریب شدید بوده است.» این فعال اجتماعی با انتقاد از تمرکز رسانه‌ها بر یک منطقه می‌گوید: «اشتباه سیل سال ۹۸ نباید تکرار شود. این سیلاب بر همهٔ منطقه اثر گذاشته و به‌جز دشتیاری، مناطق دیگری مثل فنوج، آهوران، قصرقند، سرباز و… هم آسیب دیده‌اند و نقاط دور افتاده که دسترسی به آنها دشوار است، نباید مغفول بمانند.»

ترسی که از فناوری داریم

ابزارهای فناورانهٔ نوین، ظرفیت‌های جدیدی را برای حفاظت از طبیعت و حیات‌وحش پیش پای حفاظتگران گذاشته‌اند. از دو دههٔ قبل دوربین‌های تله‌ای برای ثبت تصویر گونه‌های وحشی در زیستگاه طبیعی‌شان به ایران آمدند و تا امروز انواع ردیاب‌های ماهواره‌ای، ابزارهای یادگیری ماشین برای تشخیص تفاوت‌های افراد مختلف از یک گونه، نرم‌افزارهای محاسبات عددی و مدلسازی شرایط زیستگاهی و… در دسترس کارشناسان و پژوهشگران حوزهٔ حیات‌وحش در جهان قرار گرفته‌اند تا آنچه در گذشته با صرف وقت و انرژی و هزینهٔ فراوان به‌دست می‌آمد، امروزه در زمانی کوتاه‌تر و ارزان‌تر در اختیار پژوهشگران و حفاظتگران قرار گیرد و آنها بتوانند به‌سرعت برنامه‌های حفاظت از گونه‌های مختلف را طرح‌ریزی و اجرا کنند. 

 

این ابزارها هر روز با ابتکاری جدید، توانمندتر از گذشته در خدمت حفاظت قرار گرفته‌اند و با توسعهٔ هوش مصنوعی انتظار می‌رود تحولات جدیدی در ابزارهای نوین حفاظت نیز شکل بگیرد.  اما آنچه در ایران می‌گذرد، حاکی از نگاهی همراه با ترس و واهمه به ابزارهای جدید است. در حوزهٔ حیات‌وحش هم مانند بسیاری حوزه‌های تخصصی دیگر، به‌همان اندازه که بین پژوهشگران و متخصصان علاقه به استفاده از ابزارهای نوین وجود دارد، اما در بین تصمیم‌گیران و مدیران، در مورد این ابزارها واهمه و مقاومت دیده می‌شود. هنوز به‌کارگیری ابزارهای جدید، بر اساس پروتکل‌های نامشخص و قانون‌های نانوشته اجازهٔ بهره‌برداری پیدا نمی‌کنند. 

 

اوج این نگاه، شش سال قبل و در زمان بازداشت جنجالی کارشناسان محیط‌زیست بود. آن زمان، عده‌‌ای بدون ارائهٔ سندی از ادعای خود، مدعی شدند که دوربین‌های تله‌ای، ابزاری برای رصد فعالیت‌های نظامی در فواصل دور هستند و قادرند از کیلومترها دورتر هر تحرک نظامی را ثبت و مخابره کنند. حال آنکه دوربین‌های تله‌ای تنها مجهز به حسگرهای دمایی و حرکتی نه‌چندان قوی و دوربین‌های معمولی با شعاع عملکرد مفید حداکثر ۱۵ متر هستند که هیچ امکان ارتباط از راه دور نیز ندارند. همین موضوع به شکلی دیگر دربارهٔ فناوری گردنبندهای مجهز به ردیاب ماهواره‌ای که برای گربه‌سانان و سگ‌سانان استفاده می‌شوند نیز رخ داد. عده‌ای آنها را ابزارهای جاسوسی از مراکز حساس می‌دانستند و خواستار توقف استفاده از این ابزار شدند. حال آنکه در ایران از این ابزار تنها در مواردی معدود برای ردیابی چند پلنگ، آنهم در مناطق تحت حفاظت استفاده شده است. 

 

واهمه از فناوری‌های جدید می‌تواند امری طبیعی باشد. همانطور که امروزه با توسعهٔ هوش مصنوعی، کشورهای مختلف با هدف جلوگیری از استفادهٔ مخاطره‌آمیز از این فناوری‌ها، سعی دارند قوانینی برای آن وضع کنند. اما آنچه در کشور شاهد آن هستیم، تحریم‌های خودخواسته در استفاده از همین فناوری‌هاست. تحریم‌هایی که عمدتاً ناشی از عدم شناخت این ابزارهاست. شوربختانه در اکثر موارد به‌جای آنکه تلاش شود تا ابزارها به خوبی شناخته شوند یا دستورالعمل‌های مرتبط با آنها وضع و اجرا شود، کوتاه‌ترین راه یعنی مقابله و توقف استفاده از آنها در دستورکار بسیاری از تصمیم‌گیران قرار می‌گیرد؛ و به‌این صورت است که پژوهشگران و حفاظتگران مجبور به خانه‌نشینی یا مهاجرت می‌شوند، یا بدتر از آن، از ترس اتهاماتی همچون جاسوسی و همکاری با دولت‌های متخاصم، بازنشستگی خودخواسته را به کار در طبیعت ترجیح می‌دهند. 

 

موضوع روز جهانی حیات‌وحش امسال، کشف نوآوری‌های دیجیتال برای حفاظت حیات‌وحش است. موضوعی که با یکی از بزرگترین سوء تفاهم‌ها در تاریخ حفاظت محیط زیست ایران، یعنی پروندهٔ کارشناسان محیط زیست ارتباط مستقیم دارد. آنچه در این شش سال بر سر کارشناسان و حفاظتگران طبیعت رفت (چه آنها که محکوم به زندان شدند و چه آنها که بیرون از زندان بودند اما فرصت فعالیت نیافتند) حاکی از تحریم‌هایی داخلی و خودخواسته برای استفاده از فناوری بود. تحریمی که از واهمهٔ سیاستمداران و تصمیم‌گیران نشأت می‌گرفت و تبعات این ترس و آن خانه‌نشینی، امروز در مبهم‌بودن وضعیت گونه‌های وحشی و زیستگاه‌های طبیعی هویداست. در روز جهانی حیات‌وحش امسال تنها می‌توان گفت که حفاظت امروز، نیاز به ابزارهایی نوین دارد که بهره‌برداری از آنها نیازمند کنار گذاشتن ترس‌های کهنه و تلاش برای شناخت این ابزارهاست. با ممنوعیت‌های به‌دور از منطق، تنها از واقعیت فاصله می‌گیریم، چرا که واقعیت، بدون توجه به محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های ما، همواره راه خود را رفته و می‌رود. 

خطای مدیریت سیلاب بلوچستان

بارش‌هایی که طی هفته اول و دوم اسفندماه در بلوچستان نازل شد و در بعضی از مناطق مانند قصرقند به ۱۳۰ میلیمتر هم بالغ گردید باعث شد که سیلاب‌هایی در سه رودخانه اصلی  «باهوکلات»، «کهیر»  و «رابج» به جریان افتاده و در پایین دست و منطقه دشتیاری خسارت‌هایی را به بار آورد‌. اینکه باید برای مهار سیلاب‌های بلوچستان از دو طریق ساخت سدهای مخزنی و اجرای طرح‌های آبخیزداری اقدام شود  شکی نیست و البته  طرح‌های مناسبی هم برای ذخیره‌سازی سیلاب‌ها و کاهش خسارت‌ها هم اکنون در جریان است. اما به عقیدهٔ نگارنده در سیلاب اخیر از ظرفیت‌های ایجاد شده و پتانسیل‌هایی که قبلاً برای کنترل سیلاب  پیش بینی شده استفاده مناسب نشد و شاید بتوان از آن به عنوان کوتاهی در انجام وظایف هم یاد کرد. در این یادداشت به سه رودخانه اصلی بلوچستان که سیلاب اخیر را تحمل کرده و در بعضی از مناطق دچار خسارت‌هایی نیز شده، اشاره می‌کنیم.  

 

رودخانهٔ باهوکلات به عنوان اصلی‌ترین رودخانه بلوچستان در قسمت کوهستانی و بالادست خود دارای سه سد مخزنی به نام پیشین با ظرفیت ۱۷۵ میلیون متر مکعب‌، سد «زیردان» با ظرفیت ۲۰۷ میلیون مترمکعب و سد «شی‌کلک» با ظرفیت ۱۰ میلیون مترمکعب بوده که هر سه سد در حال بهره‌برداری هستند و انتظار می‌رفت که از ظرفیت ۳۹۰ میلیون مترمکعبی این سدها برای کنترل سیلاب‌های فصلی استفاده شود ولی متاسفانه به علت پر بودن بیش از ۹۰ درصد حجم مخازن این سدها در هنگام وقوع سیلاب‌، بالطبع عملکرد خوبی از بابت کنترل سیلاب توسط این سه سد حاصل نشد و متاسفانه حجم اصلی سیلاب وارد رودخانه باهوکلات شده و خسارت های سنگینی با برآورد اولیه ۲۰۰ میلیارد تومان بوجود آورد.

 

آنچه که به عنوان کوتاهی در انجام وظایف می‌توان نام برد عدم استفاده از حجم آب این سدها در فصل تابستان و پاییز برای توسعه و بهبود کشاورزی منطقه از یک طرف و تخلیهٔ قسمتی از حجم آب این سدها درابتدای اسفند و فروردین  به عنوان ماه‌های پربارش سال بود که متاسفانه اهمیتی به این دو موضوع  داده نشد. به این ترتیب شاهد بروز خسارت‌های گسترده و قطع ارتباط ده‌ها در منطقه هستیم. البته در این رابطه، مدیرکل بحران استانداری سیستان بلوچستان به درستی، موضوع بازکردن دریچه سدها را ناشی از تصمیم وزارت نیرو اعلام کرده و دستگاه های متولی آب در استان را از این قصور مبرا دانسته است. 

 

رودخانهٔ کهیر، دومین رودخانه‌ای بود که سیلاب‌های اخیر را تجربه کرد. در بالادست رودخانهٔ کهیر سد خیرآباد قرار دارد. این سد هم با ظرفیت ۲۸ میلیون مترمکعبی خود سرریز کرد ولی خوشبختانه هر آنچه سرریز شد و یا سیلاب‌های دیگری که از سرشاخه‌های رودخانه کهیر جاری شدند به سد مخزنی کهیر با حجم ۳۴۰ میلیون مترمکعب رسیدند و این سد مخزنی توانست  حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب سیلاب را مهار کند. در این بخش از بروز خسارت به روستای کهیر و دیگر روستا‌های منطقه جلوگیری شد. در واقع اینجا برنامه‌ریزی صحیح وزارت نیرو برای تکمیل هر چه سریعتر این سد در ابتدای سال ۱۴۰۲ به کمک آمد تا بتوان بعداً برای توسعهٔ منطقه از منابع آبی تجمیع شده در سد کهیر استفاده کرد. 

 

«رابج»، سومین رودخانه‌ای بود که سیلاب در آن رخ داد. در برآوردهای اولیه در مسیر این رودخانه نیز حجمی معادل ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب طی هفته گذشته از آن گذر کرده و وارد دریای عمان شده است. سد کاریانی با حجم ۵۰۰ میلیون مترمکعب روی این رودخانه برنامه ریزی شده و اگر این سد عظیم طی سال‌های قبل احداث می‌شد ما هم اکنون شاهد حجم آب ۲۰۰ میلیون مترمکعبی در این سد بودیم.

  

به طور کلی با بررسی سیلاب روی سه رودخانهٔ اصلی منطقه بلوچستان می‌توان گفت که در حوضهٔ آبریز رودخانه باهوکلات مدیریت بهره‌برداری از سدهای موجود نامناسب بوده و خسارت‌های به‌وجود آمده به تبع این مدیریت ناکارآمد بوده است‌. در حوضهٔ آبریز رودخانه کهیر به خوبی عمل شده و تکمیل و آبگیری سد کهیر در یک زمان کوتاه باعث شده که خسارت در پایین‌دست سد به حداقل برسد. در حوضهٔ آبریز رودخانه رابج هم ذکر این نکته ضروری است که وزارت نیرو هر چه سریعتر باید تمهیدات لازم برای ایجاد سد مخزنی کاریانی را فراهم آورد.

 

به خاطر داشته باشیم که یکی از کاربرد‌های سدهای مخزنی همانا جلوگیری از تخریب ناشی از سیلاب است و به درستی می‌توان با روشهای مدیریت هوشمند بهره‌برداری از سدها و همچنین ساخت سدهای مخزنی جدید در بلوچستان طی سال‌های آتی به کاهش خسارت‌های ناشی از وقوع سیلاب رسید.