بایگانی
تأمین آب از بیرون مرزها امید واهی است
در ابتدای این گفتوگو ترسیمی کلی از آنچه بهنام دیپلماسی آب در سراسر جهان میشناسیم، داشته باشیم و نگاهی کنیم به آنچه که طی چند دههٔ اخیر با این عنوان در کشور در جریان بوده است.
دیپلماسی آب موضوع جدیدی نیست. شاید از زمانی که بشر وارد عصر کشاورزی شد، دیپلماسی آب میان انسانها وجود داشته است، اما در قرون جدید وضع جدیتری به خود گرفته است. به این دلیل که منابع آب اعم از رودخانهها، دریاها و دریاچهها یا منابع آب زیرزمینی معمولاً بین دو یا چند کشور مشترک است، بهخصوص رودخانهها که جاری هستند و مرز سیاسی نمیشناسند، همیشه میان کشورهای مختلف مورد اختلاف یا نزاع برای دسترسی به این منابع بودهاند. دسترسی به دریاها بحث مفصلی دارد. چه جنگها صورت گرفته است تا کشورها بتوانند خاکشان را به دریا متصل کنند. بنابراین، تاریخ شاهد منازعات زیادی بر سر آب است؛ اما جالب است که با یک بررسی دقیقتر میبینیم بیش از آنکه «منازعه» برای آب صورت گرفته باشد، «همکاری» در مورد آب اتفاق افتاده است. یعنی بههرحال کسانی که از یک حوزهٔ آبی مشترک استفاده میکردند، درنهایت به این نتیجه رسیدند که باید ترتیباتی فراهم کنند که بتوانند بهصورت مشترک و بدون نزاع و درگیری از این منبع استفاده کنند. لذا ما شاهد پیمانهای متعددی هستیم که دربارهٔ رودخانههای مختلف شکل گرفته است.
در کمآبی مطلق تأمین آب از خارج مرزها امید واهی است. کشور ما باید این واقعیت را درک کند و با توجه به آن برای مشکل کمبود آب برنامهریزی کند
بیش از ۲۶۰حوضهٔ آبی در جهان وجود دارد که بین ۱۵۰ کشور مشترک هستند. دیپلماسی آب تا الان دیپلماسیِ آبهای فرامرزی بوده است. یعنی آبهایی که فراتر از مرزهای سیاسی یک کشور و بهشکل مشترک وجود دارند، در مورد آنها باید تعیینتکلیف و حلاختلاف شود و در مورد آنها ترتیبی برای استفادهٔ منصفانه و عادلانهٔ طرفین ایجاد شود. در کشور ما هم این دیپلماسی سالها جریان داشته است. در مورد رودخانهٔ هیرمند حدود ۱۰۰ سال مذاکره انجام شده است تا نهایتاً معاهدهٔ هیرمند بهدست آمده است. یا معاهدهٔ ۱۹۷۵ بر اروندرود، بهنوعی نتیجهٔ دیپلماسی آب یا دیپلماسی آبهای فرامرزی است. اما در سالهای اخیر، دیپلماسی آب ابعاد دیگری نیز پیدا کرده است و منحصر به اّبهای فرامرزی نیست. البته همچنان آبهای فرامرزی بخش عمدهای از دیپلماسی آب را بهخود اختصاص می دهد، اما ابعاد جدیدتر و گستردهتری پیدا کرده است. یکی از این ابعاد «آب مجازی» است. یعنی کشورها دادوستد کالایی خودشان را با عنایت به آب موجود در هر کالا هوشمند کنند.
آب مجازی یعنی میزان آبی که مصرف شده است تا کالایی تولید شود. وقتی رد پای آب را در یک کالا مثلاً یک برگ کاغذ دنبال میکنید، تا مشخص شود چه مقدار آب برای تولید آن برگ کاغذ مصرف شده است، به اعداد بالایی میرسید که تعجببرانگیز است. بنابراین، قاعدتاً کشورهایی که کمآب هستند باید کالاهای آببر را وارد کنند و کالاهای کمآب را تولید کنند. ازاینجهت، بحث تجارت آب مجازی موضوع مهمی است. باید در تولید کالا و صادرات و واردات یک کشور، عنصر آب در نظر گرفته شود و کالاهایی تولید، صادر یا وارد شوند که از نظر میزان آب مصرفشده مقرونبهصرفه باشند. این موضوع نیازمند سیاست خارجی یا دیپلماسی تجاری است. البته بحثهایی مانند امنیت غذایی نیز در اینجا مطرح میشود. فرضکنید یک کشور کمآب همهٔ نیاز خود به گندم بهعنوان یک کالای آببر را وارد کند، در این صورت در شرایط تحریمی دچار مشکل میشود. بنابراین، باید سنجیده شود چهمیزان از نیاز تولید و چه میزان وارد شود، یا واردات از چند کشور باشد تا متنوعسازی شود و درحقیقت امنیت غذایی تضمین شود.
موضوع دیگر کشت فراسرزمینی است که با دیپلماسی گره خورده است. اگر شما کمآب هستید کالاهای آببر را در کشوری که آب زیادی دارد تولید کنید. این موضوع در میان کشورهایی که سرزمینهای زیاد و منابع آب زیادی دارند، رایج شده است. موضوع تکنولوژی آب و تکنولوژی بهینهسازی مصرف آب هم یکی دیگر از این ابعاد است. کشورهایی هستند که تکنولوژی بهروز و کارایی در اختیار دارند که یا آن را صادر میکنند یا آن را موضوع همکاری قرار میدهند. کشور ژاپن که من دورهای در آنجا سفیر بودم، بسیار در زمینهٔ بهینهسازی مصرف آب و انرژی پیشرفته است. تکنولوژی بهینهسازی مصرف آب زمینهٔ بسیار مهمی برای همکاری میان کشورها ایجاد کرده است. نیازی نیست برای صرفهجویی در مصرف آب همهٔ راههایی که دیگران رفتهاند را دوباره طی کنید بلکه میتوانید در یک همکاری دوجانبه یا چندجانبه از این تجربیات و تکنولوژیها استفاده کنید. موضوع دیگر قوانین مربوط به آب است؛ از کنوانسیون دریاها گرفته تا سایر کنوانسیونها که منابع آبی را مذاکرهپذیر کرده است. در حال حاضر سازمانهای بینالمللی حتی در مورد حقوق ابرها نیز کار میکنند. اینکه ابر بارانزایی که در آسمان حرکت میکند و مسیر را سیراب میکند، متعلق به کدام کشور است؟ آیا کشور مبدأ حق دارد با استفاده از تکنولوژی، ظرفیت آن را تخلیه کند؟ همهٔ این موارد ذیل دیپلماسی آب قرار میگیرند.
در موضوع آب، کشور باید به یک خودکفایی برسد، ولو با آب اندک. ما حداقل به یک دورهٔ ۱۰سالهٔ ریاضت آبی احتیاج داریم تا بتوانیم مصرف را بهینه کنیم
ابعاد جدیدتری هم مطرح شده است. یک سؤال مهم وجود دارد: دیپلماسی در خدمت آب یا آب در خدمت دیپلماسی؟ کشوری که کمآب است، دیپلماسیاش در خدمت تأمین آب قرار میگیرد، اما کشورهای پرآبی هستند که آب در خدمت دیپلماسی آنان است. یعنی میتوانند آب را کنترل کنند و به اهداف سیاسی در رابطه با همسایگان از طریق آب برسند. اگر ما از وزارت خارجهٔ خودمان انتظار داریم در خدمت آب باشد و به تأمین آب کمک کند، در همین همسایگی ما کشورهایی هستند که آب را برای اهداف سیاسیشان بهکار میگیرند. بنابراین، آنچه بسیار مهم است اینکه دیپلماسی آب مقولهٔ بسیار مهمی برای کشورها شده است که برای آن وقت و هزینه میگذارند. در وزارت امور خارجهٔ ما، تا همین اواخر فقط دیپلماسی آبهای فرامرزی مطرح بوده است. تفاهمنامهها و توافقات با همسایگان در ادارهٔ مرزی وزارت امور خارجه بررسی میشد. یعنی دیپلماسی آبهای فرامرزی جریان داشته است، اما نه تحتعنوان بخشی به این نام. در سالهای اخیر بخشی بهعنوان دیپلماسی آب ایجاد شد و کموبیش فعال است. البته مهمتر از ساختار این است که این بینش در دستگاههای مربوط به سیاست خارجی ما وجود داشته باشد. در حوزهٔ دیپلماسی آب فقط وزارت امور خارجه مسئولیت ندارد. وزارت نیرو یکی از مجریان اصلی دیپلماسی آب است. باید در همهٔ دستگاههای کشور این بینش بهوجود بیاید که دیپلماسی آب بسیار از شکل سنتی خودش فاصله گرفته است. برای کشور ما که کشور کمآبی است یکی از اولویتهای سیاست خارجی باید این باشد که چگونه به تأمین آب در کشور کمک کند.
از رقابت دیپلماتیک و همکاری صحبت کردیم، اما در نظام بینالملل حق آب چگونه تعریف میشود؟
این نکته مهمی است که نظام بینالملل براساس رقابت شکل گرفته است. کشورها واحدهای سیاسی مستقلی هستند که هرکدام بهدنبال منافع خودشان و حداکثرسازی این منافع هستند. این رقابتها که از گذشته بوده و الان هم هست، اگر مدیریت نشود به جنگ و نزاع منتهی میشود. حقوق بینالملل سعی میکند این رقابتها را در یک قالب قرار دهد که از نزاع جلوگیری کند و همکاری را جایگزین درگیری کند. در نظام بینالملل این حقوق در قالب کنوانسیونها تعریف شده است، بهعنوان نمونه کنوانسیون دریاها. کنوانسیونها در حوزهٔ آبهای فرامرزی، اتفاقاً وارد حوزههایی شدهاند که پیچیدگیهای زیادی دارد.
یک نمونهٔ ناکارآمد مدیریت و ذخیرهٔ آب، همین چاهنیمههاست که بهمنظور ذخیرهٔ آب سیلابها احداث شدهاند. سیلابها به چاهنیمهها وارد میشوند، ولی بهسرعت تبخیر میشوند
مثلاً در مورد رودخانههای فرامرزی بحث بالادست و پاییندست بودن وجود دارد. ما هم این مشکل را داریم. در شرق کشور، ما پاییندستیم و افغانستان بالادست. در غرب کشور برعکس ما بالادستیم و عراق پاییندست. کشور بالادست امکان کنترل آب، سدسازی و… دارد. آیا حق دارد این کار را انجام دهد و بگوید حق حاکمیتی من است و میتوانم؟ یا حق حاکمیتی اینجا اعمال نمیشود؟ این موضوع یکی از مباحث پیچیده در حقوق بینالملل است. نظام بینالملل حقوقی را برای کشور پاییندست قائل شده است. البته کشورها در عمل اقدامات زیادی انجام میدهند و حقوق بینالملل لزوماً همهجا رعایت نمیشود. این مسئله در حال حاضر بین افغانستان و ایران وجود دارد. همچنین آن سوی کشور، میان ایران و عراق هم وجود دارد. حقوق بینالملل سعی میکند اینها را تنظیم کند. بعضی جاها به کنوانسیون رسیده است و در مورد برخی موضوعات هنوز بحث وجود دارد. این حقوق باید در اثر اجماع شکل بگیرد و رسیدن به اجماع کار بسیار دشواری است.
برای همهٔ کشورها منافع ملی اولویت دارد، حتی اگر خلاف کنوانسیونهای بینالمللی یا حقوق بینالملل باشد. تا جاییکه بتوانند همهٔ منافع ملی را اولویت قرار میدهند، مگر اینکه نقض قوانین بینالملل برایشان هزینهٔ سنگینی داشته باشد. در مورد مسائل آب، چون بحثی انسانی و حیاتی است، استناد به حقوق بینالملل در شرایطی که مردم تشنه هستند، کار مشکلی است. از آنجا که منطقهٔ ما بهسمت کمآبی و خشکسالی میرود باید بدانیم که برای حل معضل کمآبی در کشور نباید فقط به آبهای فرامرزی اکتفا کنیم. راههای دیگری باید بیندیشیم. در شرایط بحرانی و کمآبی مطلق تأمین آب از خارج مرزها یک امید واهی است. کشور ما باید این واقعیت را درک کند و با توجه به این واقعیات برای مشکل کمبود آب برنامهریزی کند. سیاستهای آبی در کشور ما باید بهسمت بهینهسازی مصرف آب برود. ما این قسمت را فراموش کردیم، فقط میخواهیم آب تأمین کنیم. وقتی هم که نمیتوانیم، میگوییم پس وزارت خارجه چه میکند؟ باید برنامههایی تدوین شود که کشور بتواند منابع آبی خودش را مدیریت و بهینه کند. یعنی ما باید بتوانیم بر این اساس با مشکل کمآبی کنار بیاییم و زندگی کنیم بدون اینکه به بحران برسیم.
از دیدگاه شما این موضوع در مورد مذاکرات ما با طالبان در مورد هیرمند نیز صدق میکند؟ بهویژه با تأکید طالبان بر اثرات تغییراقلیم.
ببینید موضوع خشکسالی باید جدی گرفته شود. این مشکل در ایران هست، در بقیهٔ کشورهای منطقه هم هست. معاهدهٔ هیرمند یک توافق امضاشده بین ایران و افغانستان است. حقابههای تعیینشده هم در آن مشخص است و امکان تغییر ندارد. دو بحث مطرح است. یکی اینکه آیا این آب هست و بهما نمیدهند؟ یا نیست. خود معاهده این را پیشبینی کرده است که در چنین شرایطی، کمیساران یا میرآبها با یک سازوکار مشخصی از نقاط تعیینشده بازدید میکنند که ببیند آیا آب هست و به ایران داده نمیشود یا آب نیست. اگر هست و به ایران نمیدهند، باید جبران شود.
باید در تولید کالا، صادرات و واردات یک کشور، عنصر آب در نظر گرفته شود. این موضوع نیازمند سیاست خارجی یا دیپلماسی تجاری است
حق ایران در معاهده، ۸۲۰ میلیون مترمکعب در سال است. البته میزان آن در هر ماه با توجه به میزان بارندگی فصلی فرق میکند و لذا در معاهده جداولی در همین خصوص وجود دارد. این معاهده تغییرناپذیر و مذاکرهناپذیر است. نه کسی میتواند اعداد آن را کم کند، نه زیاد. فقط اگر کمتر از این به ما آب داده شد، باید طرف افغانستانی با ما همکاری کند و میرابها جمعبندی کنند که چرا این اتفاق افتاده است؟ آیا عامل دیگری در میانهٔ راه ایجاد شده است که باعث شده آب به ایران نرسد یا ناشی از عوامل طبیعی است؟ هر دولتی که باشد، حاکم فعلی و قبلی ندارد، باید حقابهٔ ایران را بدهد و اگر حقابه محقق نشد به علل طبیعی باشد نه غیرطبیعی.
نکتهٔ دیگری که آنهم بسیار مهم است، اینکه حقابهٔ ایران، از حقابهٔ هامونها جداست. این یک موضوع جدی است که هر دولتی در افغانستان باشد باید به آن توجه کند. ما چهار هامون داریم که یا در طرف ایران است یا افغانستان و یا مشترک است. رودخانهٔ هیرمند در سر راه خود هامونها را پر میکند و نهایتاً از ایران خارج و دوباره وارد خاک افغانستان میشود و به شورهزار «گودزره» میریزد. حرف ما با دولت افغانستان این بوده و هنوز هم هست که آبی که میآید و هامونها را پر میکند از حقابهٔ ایران جدا است و سوای این ۸۲۰ میلیون مترمکعب است. آن حقابهٔ محیطزیست است و مال ما نیست. بهلحاظ منطقی افغانستانیها هم قبول دارند و میدانند که تبعات خشکی هامونها، حتی هامونهای داخل ایران گریبان افغانستان را نیز خواهد گرفت. چون طوفان شن و ریزگرد در داخل مرزهای سیاسی نمیماند. بههرحال، باید دانسته شود که حقابهٔ هامونها جدا از حقابهٔ ایران است. یک نکتهٔ دیگر هم وجود دارد که فقط در مورد هیرمند نیست، اما بهویژه میان ایران و افغانستان مهم است. فراموش نکنیم بحث آب یک بحث انسانی است و انسانها از جهت برخورداری آب و غذا و کرامت با هم فرقی ندارد، چه این طرف مرز باشند، چه آن طرف مرز. در هر تعامل سیاسی بین ایران و کشورهای باید به آب با جنبهٔ انسانی نگاه شود. اگر نه، باعث اختلاف و درگیری میشود. نباید از نظر دور داشت که آب ابعاد امنیتی و اجتماعی مهمی هم دارد و می تواند منجر به نزاع بین دو کشور یا درگیریهای قومی و محلی در داخل یک کشور شود یا به مهاجرت دامن زند. موضوع آب را بههیچوجه نباید دستکم گرفت.
به زمان مسئولیت شما و مذاکره با افغانستان سری بزنیم. آیا امروز هنوز هم میتوان از گزینههای مورد استفادهٔ شما استفاده کنیم؟ منظورم کارگروههای همکاری است.
بین ما و افغانستان در دورهٔ جدید افغانستان یعنی از زمان آقای کرزی به این طرف، و البته قبل از دورهٔ فعلی طالبان، این بحث مطرح بوده است که لازم است دو کشور یک سند جامع همکاری داشته باشند. هر دو طرف موافق بودند، اما چون بحثهای جدی در میان بود، خوب جلو نمیرفت. تا اینکه در دیداری میان آقای دکتر ظریف و اشرف غنی توافق شد برای تدوین این سند، کارگروهی درست شود که ظرف ششماه پیشنویس آن را تهیه کنند. این کارگروه پنج کمیته درست کرد. کمیتهٔ سیاسی-امنیتی، اقتصادی، اتباع، فرهنگی و آب. تصور میشد که کار کمیتهٔ آب بسیار دشوار خواهد بود. مسئولیت کمیتهٔ آب به بنده داده شد و اتفاقاً اولین کمیتهای که به نتیجه رسید و قسمت مربوط به خود در سند نهایی را تکمیل کرد، کمیتهٔ آب بود. یکی از علل آن هم این بود که در ابتدای مذاکره در یک جلسهٔ خصوصی به همتای افغانستانی خودم گفتم من دو نیت در این مذاکرات دارم. یکی اینکه آب را از موضوع منازعه تبدیل کنم به موضوع همکاری و این بهنظر من ممکن است. دوم اینکه از نظر من آب موضوعی انسانی است و برای من تشنگی مردم افغانستان با مردم ایران فرقی ندارد. بنابراین، نیامدهام چیزی را به شما تحمیل کنم، ارادهٔ ما این است که هم مردم شما سیراب باشند و هم مردم ما. با این نیت وارد مذاکره شدیم و روند خوبی هم طی کردیم.
کمیتهٔ آب چند جمعبندی داشت. یکی در مورد هیرمند بود. تکرار و تأکید شد که معاهدهٔ هیرمند معتبر است و باید بهدقت اجرا شود. نکتهٔ دوم در مورد هامونها و حقابهٔ محیطزیست بود. این موضوع بسیار جدل داشت. نهایتاً بهاین نتیجه رسیدیم که یک بررسی مشترک انجام شود تا مشخص شود که مشکل کمآبی هامونها از کجاست. یعنی طرف افغانستانی قبول کرد حقابهٔ هامونها از حقابهٔ ایران جداست. ولی در مورد اینکه مشکل کمآبی هامونها از کجاست اختلافنظر داشتیم و هر طرف تقصیر را به گردن دیگری میانداخت. نهایتاً قرار شد پس از بررسیهای مشترک، هر طرف مقصر بود بپذیرد و جبران کند. بحث سوم ما در مورد هریرود بود. در مورد هریرود، دولت افغانستان از قدیم تا حال هرگز نپذیرفته است یک رژیم حقوقی برای آن مانند هیرمند تدوین شود. توجیهات مختلفی میآوردند اما نهایتاً توافق شد که در این خصوص نیز یک کمیتهٔ فنی بین دو طرف تشکیل شود که ابعاد فنی هریرود را بررسی کند و جمعبندی ارائه دهد. یعنی قبل از رسیدن به رژیم حقوقی، ما بتوانیم به یک جمعبندی فنی برسیم. این هم بحث خوبی در رژیم حقوقی هریرود بود. بخش چهارم هم در مورد همکاری در حوزهٔ آب و ظرفیتهای موجود بین دو کشور در این رابطه بود. هدف این بود که بستهای از امکانات و ظرفیتهای دو طرف (آب، زمین، انرژی، فناوری، نیروی کار و…) آماده شود و با بهکارگیری آنها طرحها و پروژههایی در دو سوی مرزهای مشترک طراحی و اجرا شود بهگونهای که منفعت دو طرف در آن باشد، مثل ایجاد تأسیسات پرورش ماهی، مزارع کشت گلخانهای، یا مبادلهٔ آب با انرژی در شهرهای دو سوی مرز و دیگر پیشنهاداتی از این دست.
کمیتهٔ آب نخستین کمیتهای بود که جمعبندی کردیم. کمیتهٔ سیاسی اما آخرین کمیتهای بود که سند خود را آماده کرد. متأسفانه آقای غنی در آخرین لحظات در امضای سند تردید کرد و کار را معطل کرد تا زمانی که به تحولات در افغانستان منجر شد و طالبان آمد و همهٔ اتفاقاتی که شاهد بودیم. البته من معتقدم درصورت رفع برخی مشکلات سیاسی که جای بحث آنها اینجا نیست، سندی که تهیه شد بهلحاظ فنی حتی با نظام فعلی در افغانستان هم میتواند به سرانجام برسد. شاید بعضی از بخشهای آن، مثلاً در بخش امنیتی نیاز به تغییر داشته باشد، ولی بخش مربوط به کمیتهٔ آب بهنظر من نیازی به تغییر ندارد؛ چراکه منافع دو طرف در آن لحاظ شده است. یک بازی برد-برد تعریف شده است و همچنان میتواند راهگشای مشکلات آبی میان دو طرف باشد. این نکته را هم بگویم که حتی اگر آن سند نهایی میشد، تفاوت چندانی در وضعیت فعلی آب ایجاد نمیکرد. مشکل سیستانوبلوچستان با این آبها حل نمیشود. قبل از هر چیز، نهفقط در این منطقه بلکه در کل کشور، ما باید بتوانیم وضعیت آبیمان را مدیریت کنیم و بهاتکای منابع داخلی زندگی را در هر استانی بسازیم و اگر منابع ناشی از آب های فرامرزی هم کمک کرد، چه بهتر.
در موضوع آب، کشور باید به یک خودکفایی برسد، ولو با آب اندک. من فکر میکنم که ما حداقل به یک دورهٔ ۱۰سالهٔ ریاضت آبی احتیاج داریم تا بتوانیم مصرف را بهینه کنیم. بهینهسازی مصرف آب دو بخش دارد. یک بخش آن مدیریتی است و دیگری استفاده از فناوری است. بهعنوان مثال در سیستم لولهکشی آب شهری ما بین ۳۰ تا ۵۰ درصد هدررفت آب داریم. این بدان معناست که آبی که از نبود آن صحبت میکنیم، بهسادگی هدر میرود. هیچ چارهای هم جز این نداریم. کمبود آب در کشور هیچ راهحل فوری و معجزهآسایی ندارد. هیچ راهحل دستوریای هم ندارد. حتی اگر معاهدهٔ هیرمند هم بهطور کامل اجرا شود، که باید اجرا شود، مشکلات ما عمیقتر از این حرفهاست. بهنظر من قبل از هر چیز نیاز به آگاهی عمومی میان مردم و مسئولان داریم. باید بدانیم مشکلات آب در کشور، جدی، بزرگ و خطرناک است؛ مشکلات بزرگ اجتماعی، امنیتی و انسانی پیش میآورد. حداقل باید ۱۰ سال ریاضت آبی بکشیم تا وضعیت آب در کشور احیا شود.
در منطقهٔ خودمان نمونهٔ موفق مدیریت مشترک منابع آبهای فرامرزی داریم؟
نمونهٔ موفق بسیار زیاد است. همکاری در حوزهٔ آبهای فرامرزی بسیار بیشتر از منازعه و درگیری است. مانند معاهدات مربوط به رودخانههای دانوب، مکونگ و… نمونههای زیادی وجود دارد که موفق بودند و منجر به صلح و همکاری بین کشورهای آن حوضهٔ آبی شدند. اما اگر نظر من را بپرسید، ما نیاز به این نمونهها برای الگوبرداری نداریم. ما الان احتیاج به نمونهبرداری از کشورهایی داریم که توانستند مصرف آب خودشان را بهینه کنند. برخی از کشورها تجارب بسیار خوبی دارند.
در برخی کشورها تا ۹۰ درصد آب بازچرخانی میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. گاهی میبینید دو سوی یک مرز مشترک بین دو کشور چقدر با هم فرق میکند، یک طرف سرسبز و طرف دیگر بیرمق است، درحالیکه جغرافیای مشترک دارند؛ یعنی در اینجا مدیریت تأثیر دارد نه جغرافیا. اینها مواردی است که باید یاد بگیریم. تجربیات بسیار خوبی است که میتواند برای ما آموزنده باشد. یک نمونهٔ ناکارآمد، همین چاهنیمههاست که بهمنظور ذخیرهٔ آب سیلابها احداث شدهاند. سیلابها به چاهنیمهها وارد میشوند، ولی در اثر دمای بالای هوا بهسرعت تبخیر میشوند. دنیا فناوریهایی دارد که جلوی این تبخیر آب را میگیرد. صفحههای خورشیدی سیار یک نمونهٔ بسیار خوب است که نهتنها جلوی تبخیر آب را میگیرند بلکه برق هم تولید میکنند و اتفاقاً بسیاری از این موارد چون در مورد آب و موضوعات انسانی است، مشمول تحریم هم نمیشوند.
https://payamema.ir/payam/117824
پیشبینی بارشها در هفتهای که گذشت، در برخی از نواحی استانهای سمنان، گلستان، اصفهان و فارس ۵۰ تا ۷۰ میلیمتر و در استانهای تهران، البرز، مرکزی، همدان، قم و نیز چهارمحالوبختیاری ۴۰ تا ۶۰ میلیمتر بود. سیل اما گریبان بلوچستان را رها نکرد و بسیاری از روستاها از آسیبهایش در امان نبودند. بااینحال، بار دیگر ادعای نقش بارورسازی ابرها بر میزان بارشها دوباره مطرح شد. خصوصاً آنکه این بارشها منطقه را هم تحتتأثیر قرار داده بود. بر همین اساس در روز گذشته نشستی تخصصی با عنوان «بررسی بارشهای سیلآسای فروردین در جنوب و جنوبشرق کشور» در پژوهشگاه هواشناسی برگزار شد که در آن صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوای سازمان هواشناسی گفت «مدلهای هواشناسی وقوع بارندگی شدید جنوب کشور و کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس را از قبل پیشبینی کرده بودند. ازآنجاکه مدلهای هواشناسی هیچگونه اطلاعاتی از دخالت در افزایش یا کاهش بارش نظیر بارورسازی ابرها ندارند و همچنین قابلیتی در آنها بسط داده نشده است تا بتوانند بارندگی عظیم در ایران، عمان و امارات متحده عربی بهویژه دبی را به آن ربط دهند.» بهگزارش ایسنا، او در ادامه علت بارش سنگین در جنوب و جنوبشرق کشور شکلگیری بندال امگا با مراکز کمارتفاع واقع در اروپا و منطقهٔ جنوب کشور، شکلگیری رودباد با سرعت پایین (این نوع رودباد میتواند هوای مرطوب را برای مدت بیشتر در منطقه نگه دارد) بههمراه استقرار واچرخند در غرب اقیانوس هند و چرخند روی شبهجزیرهٔ عربستان دانست که سبب تغذیهٔ خوب رطوبتی از شمالغرب اقیانوس هند، دریای عمان دریای عرب دریای سرخ و خلیجفارس به جنوب کشور شد.
در سال گذشته، ۷۹ فاجعهٔ مرتبط با خطرات آبوهوایی مرتبط با آب در آسیا گزارش شد. از این تعداد، بیش از ۸۰ درصد سیل و طوفان بوده که بیش از دو هزار کشته داشته است و ۹ میلیون نفر مستقیماً متأثر شدهاند
«مهدی رهنما»، رئیس پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو، از جمله دیگر حاضران در این نشست بود که خسارت مستقیم ناشی از سیل را پنج میلیارد دلار دانست و گفت «از سال ۸۳ بهدنبال وقوع سیل شدید در کارون چهار نسخهٔ اولیهٔ سامانهٔ هشدار سیل شکل گرفت. سامانههای هشداری طی سالهای اخیر ایجاد شده است که هرکدام از آنها دارای قابلیتهای خاص خود هستند. هرچند پیشبینیپذیری رخداد سیل در تابستان با عدم قطعیت بیشتری همراه است.»
سیستانوبلوچستان ۲۱ رکورد تازه در بارشها ثبت کرد
در ادامهٔ این نشست «جمشید عیدانی»، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت آبمنطقهای هرمزگان، با اشاره به آنکه حدود ۷۰ هزار کیلومترمربع حوضهٔ آبریز خلیجفارس و دریای عمان است، افزود: «با توجه به اینکه هرمزگان یک استان ساحلی است، بیش از پنج هزار کیلومتر طول رودخانههای اصلی و ۲۰ هزار کیلومتر طول رودخانههای فرعی استان است و بارشهای روزهای پایانی فروردین در هرمزگان دور از انتظار بود؛ بهعنوان مثال میانگین بارش در ایستگاه آبوهواشناسی پیوشک ۶۵.۶ میلیمتر است، اما در پی سامانهٔ اخیر بارش ۲۳۴ میلیمتر بارش دریافت کرد. متوسط بارش هرمزگان ۵۵.۲ میلیمتر بود که در پی فعالیت این سامانه در جاسک ۸۴.۸ میلیمتر بارش رخ داد.»
رئیس پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو: از سال ۸۳ بهدنبال وقوع سیل شدید در کارون چهار نسخهٔ اولیهٔ سامانهٔ هشدار سیل شکل گرفت. سامانههای هشداری طی سالهای اخیر ایجاد شده است که هرکدام از آنها دارای قابلیتهای خاص خود هستند. هرچند پیشبینیپذیری رخداد سیل در تابستان با عدم قطعیت بیشتری همراه است
بهگفتهٔ او، بیشترین تلفات مربوط به خودروهای عبوری بود که به هشدارهای هواشناسی توجه نکرده بودند. «با توجه به تنوع اقلیمی و وسعت هرمزگان و تفاوت تأثیر سامانههای بارشی در نقاط مختلف آن هشدارهای هواشناسی با توجه به شدت رخداد جوی در هر منطقه صادر شود. در سامانهٔ بارشی اخیر، سطح هشدار قرمز تنها در شهرستانهای جاسک و بشاگرد رخ داد و بارش در سایر مناطق استان در این سطح نبود.»
در ادامهٔ این نشست، «اللهبخش ریگی»، معاون توسعهٔ پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات جوی ادارهکل هواشناسی استان سیستانوبلوچستان، خبر از ۲۱ رکورد جدید در سامانهٔ بارشی رخداده در اواخر فروردین داد: «حدود ۴۰ درصد بارش یکسالهٔ زراعی دریافت شد. علاوهبر شهرهای ساحلی، شهرهای مرکزی استان نیز رکوردهای بارشی ثبت کردند. بیشترین بارش در مناطق ساحلی استان در کنارک و زرآباد ثبت شد.»
ریگی با اشاره به ویژگیهای اقتصادی و اجتماعی مناطق تحتتأثیر سیل گفت: اکثر آنها از کشاورزی و صیادی و باغات موز در مناطقی مانند زرآباد امرار معاش میکنند. بارشهای اخیر برای فعالیتهای تجاری و گردشگری منطقه مشکلزا شد.
۲۰۲۳ سال سخت آسیا
سازمان ملل متحد در جدیدترین گزارش خود، قارهٔ آسیا را آسیبدیدهترین منطقهٔ جهان از نظر آبوهوا و مخاطرات آبوهوایی در سال ۲۰۲۳ اعلام کرده است. براساس این گزارش که ایسنا بهنقل از خبرگزاری فرانسه منتشر کرده است، آسیا در سال ۲۰۲۳ آسیبدیدهترین منطقهٔ جهان بود که سیل و طوفان عامل اصلی تلفات و خسارات اقتصادی آن محسوب میشود. همچنین دمای جهانی در سال گذشته به بالاترین حد خود رسید و آژانس آبوهوای سازمان ملل متحد اعلام کرد آسیا با سرعتی ویژه در حال گرم شدن است.
سازمان جهانی هواشناسی اعلام کرد آسیا سریعتر از میانگین جهانی گرم میشود و دما در سال گذشته نزدیک به ۲ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۰ است.
«سلست سائولو»، دبیرکل سازمان جهانی هواشناسی، در بیانیهای گفت نتیجهگیری گزارش نگرانکننده است. بسیاری از کشورهای منطقه در سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبتشدهٔ خود را همراه با رگبار شرایط شدید، از خشکسالی و موج گرما گرفته تا سیل و طوفان، تجربه کردند.
تغییراقلیم فراوانی و شدت چنین رویدادهایی را تشدید کرد و بر جوامع، اقتصادها و مهمتر از همه بر زندگی انسانها و محیطی که در آن زندگی میکنیم، تأثیر گذاشت.
گزارش وضعیت آبوهوا در آسیا در سال ۲۰۲۳ بر سرعت شتاب شاخصهای کلیدی تغییراقلیم مانند دمای سطح، عقبنشینی یخچالهای طبیعی و افزایش سطح دریا تأکید کرد و گفت آنها پیامدهای جدی برای جوامع، اقتصادها و اکوسیستمهای منطقه خواهند داشت. این سازمان همچنین اعلام کرد آسیا از نظر آبوهوا و مخاطرات مرتبط با آب در سال ۲۰۲۳ بیشترین بلایا را در جهان داشت و میانگین دمای بسیار بالایی از سیبری غربی تا آسیای مرکزی و از شرق چین تا ژاپن ثبت شده است و ژاپن، گرمترین تابستان خود را در گذشته داشته است. در مورد بارندگی، هیمالیا و رشتهکوه هندوکش در پاکستان و افغانستان کمتر از حد نرمال را ثبت کردند.
این درحالیاست که دمای سطح دریا در سال ۲۰۲۳ در شمالغربی اقیانوس آرام بالاترین رکورد ثبتشده، بوده است و سال گذشته، ۷۹ فاجعهٔ مرتبط با خطرات آبوهوایی مرتبط با آب در آسیا گزارش شد. از این تعداد، بیش از ۸۰ درصد سیل و طوفان بوده که بیش از دو هزار کشته داشته است و ۹ میلیون نفر مستقیماً متأثر شدهاند.
هنگکنگ در هفتم سپتامبر ۱۵۸.۱ میلیمتر بارندگی را در یک ساعت ثبت کرد که بالاترین میزان بارندگی از زمان شروع رکورد در سال ۱۸۸۴ درنتیجهٔ طوفان بود.
۱۱۰ هزار میلیارد ریال خسارت اولیۀ سیل به سیستان و بلوچستان
جادهها بیشترین خسارت را دیده است
همزمان با فعالیت سامانهٔ بارشی، بارانهای سیلآسا و در پی آن طغیان رودخانههای فصلی که منجر به بسته شدن مسیرها، اختلال در ترددها، آبگرفتگی معابر و خسارت به بخشهای زیرساختی در نقاط مختلف شد. در برخی شهرستانهای جنوبی سیستانوبلوچستان مانند ایرانشهر، سراوان، دلگان، بمپور، قصرقند و نیکشهر بارندگیها خسارتهایی به جادهها و برخی زیرساختها وارد کرد. همچنین، بهدلیل حجم بالای بارشها برق تعدادی از روستاها قطع و برخی منازل دچار آبگرفتگی شدند.
در برخی شهرستانهای جنوبی سیستانوبلوچستان مانند ایرانشهر، سراوان، دلگان، بمپور، قصرقند و نیکشهر بارندگیها خسارتهایی به جادهها و برخی زیرساختها وارد کرد
مدیرکل ستاد بحران سیستانوبلوچستان روز گذشته در گفتوگو با ایرنا برآورد اولیهٔ خسارت سیل در این استان را فعلاً ۱۱۰ هزار اعلام کرده و گفته است با توجه به حجم بارندگیها این خسارت درحال افزایش است. او گفته است: از مجموع ۴۲۰ راه روستایی بستهشده ناشی از سیلاب در جنوب سیستانوبلوچستان با تلاش دستگاههای خدماترسان تاکنون ۳۷۸ مسیر فرعی بازگشایی شده است. بیشترین خسارت سیلاب اخیر سیستانوبلوچستان بهترتیب به راههای ارتباطی، بخش کشاورزی، شبکهٔ برقرسانی و آب اختصاص دارد.
او همچنین از بسته بودن ۴۲ راه روستایی و یک راه فرعی قدیمی اسپکه-بمپور در جنوب این استان بر اثر بارندگیهای اخیر و طغیان رودخانههای محلی خبر داده است.
«مجید محبی» اضافه کرده است: همچنان تیمهای ارزیاب ستاد بحران سیستانوبلوچستان با حضور در مناطق درگیر سیلاب در حال بررسی برآورد دقیق این خسارتها هستند.
آسیب به سه شهر اصفهان
سخنگوی سازمان مدیریت بحران کشور نیز دیروز به ایسنا گفته است سه شهر اصفهان آسیب دیده است. در روزهای اخیر، بارشهایی را در شهرهای کاشان، آرانوبیدگل و قمصر در استان اصفهان داشتیم که این موضوع باعث ایجاد آبگرفتگیهایی شد و برخی اماکن مسکونی دچار خسارت شدند. در این مناطق آب، برق، گاز و راههای ارتباطی برقرار است و هیچ مشکلی در این زمینهها وجود ندارد.
خسارت به محورهای مواصلاتی، پلها و آبنماها در خراسانجنوبی
«حسین ظفری» گفته است: در دو روز اخیر، در استان خراسانجنوبی نیز بارشهایی را داشتیم. در شهرهای زیرکوه، خوسف، طبس و بیرجند بارشها شدت داشت و خسارتهایی به محورهای مواصلاتی، پلها و آبنماها وارد شد. البته تمام محورهای مواصلاتی باز هستند، اما از مردم خواهش میکنیم تا ایمنسازی کامل محورها از تردد خودداری کنند.
او با اشاره به بخشی از خسارات بارشها در خراسانجنوبی اضافه کرده: این بارشها باعث آسیب به ۲۰ قنات و تلف شدن بیش از ۳۰۰ رأس دام شده است. همچنین، تعدادی روستا دچار قطعی برق شده بودند که بهتازگی وصل شده است. سیستم سوخترسانی در این استان فعال است.
سخنگوی سازمان مدیریت بحران از تلاشها برای برطرف کردن مشکل آب نیز خبر داده است.
خسارت به راههای روستایی کرمان
ظفری به خسارت سیل در جنوب کرمان هم اشاره کرده. او در این باره گفته است: در جنوب کرمان نیز، بارشها به منازل، راههای عشایری و ابنیه خساراتی وارد کرد، اما نیروهای امدادی در تلاشند تا زودتر مشکلات را رفع کنند. راههای مواصلاتی باز هستند، اما راههای روستایی ناایمناند که باید مدنظر هموطنان قرار گیرد.
برق روستاهای یزد وصل شد
سخنگوی سازمان مدیریت بحران دربارهٔ تخریب راههای روستایی یزد و مشکلات راههای اصلی نیز گفته است: بارشها در استان یزد نیز سبب شد تا راههای روستایی تخریب شود. همچنین مشکلاتی در راههای اصلی نیز وجود دارد که درحال برطرف شدن است. تردد در این استان مشکلی ندارد. در این استان ۲۵۲ روستا دچار قطعی برق شده بودند که امروز شبکهٔ برق پایدار شده است و مشکلی وجود ندارد.
در انتظار نتایج نظارت بر کاشت یک میلیارد نهال
چهارم دیماه سال ۱۴۰۲ دبیر شبکهٔ تشکلهای مردمنهاد محیطزیست و منابعطبیعی کشور در مصاحبهای پیرامون طرح کاشت یک میلیارد نهال گفت: «با وجود تمام نقدهای موجود، خوشبختانه اکنون نگاهی مثبت به وجود آمده که باعث شده است نهادهای مردمی دلسوز وارد عرصه شوند و مشارکت کنند. این برای اولینبار است که نظارت در این سطح توسط دولت به تشکلهای مردمی سپرده میشود. اکنون نظارتها آغاز شده است و ما برنامههایی را با تشکلهای مختلف در کشور و سازمان محیطزیست آغاز کردهایم.»
اگرچه این دیدگاه و اقدام با انتقاد بعضی از کنشگران روبهرو شده است و آنها اساساً مخالف ورود به چنین عرصه به قول خودشان تبلیغاتی شدهاند، اما درواقع موضوع نظارت انجمنها و سازمانهای مردمنهاد هم در قوانین و مقررات جاری کشور مورد توجه قرار گرفته است و هم این فتح باب میتواند به دیگر طرحها و پروژههای منابعطبیعی و محیطزیست مانند موضوع ارزیابی محیطزیستی، توقف فعالیت طرحهای جنگلداری شمال کشور و تهیهٔ طرحهای جایگزین تسری یابد و گسترش پیدا کند.
البته باید یادآور شد که این نوع مشارکت بهطور محدود و تقریباً کماثر در حال حاضر نیز وجود دارد. مثلاً در همین طرح کاشت یک میلیارد نهال کمیتهٔ فنی مرکب از محققان، استادان دانشگاه و کارشناسان تشکیل شده که ریاست آن برعهدهٔ رئیس مؤسسهٔ تحقیقات جنگلها و مراتع کشور است، اما خروجی آن دستکم در آنچه اطلاعرسانی شده، چندان قابلتوجه و اثرگذار نبوده است.
بهعنوان مثال رئیس محترم کمیته در مقالهٔ طولانی «تحلیل علمی سال اول اجرای طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت» که در شماره ۴۳ نشریهٔ طبیعت ایران چاپ شده، تقریباً هیچ اشارهای به آنچه انجامشده و مورد تأیید کمیته قرار گرفته، نکرده و درعوض به بیان کلیاتی پرداخته است که در چنین طرحهایی باید مورد توجه قرار گیرد. نمونهٔ آنها «اکوسیستم طبیعی کشور را تخریب نکنیم»، «از تجارب تلخ گذشته درس بگیریم»، «بودجهٔ دولتی را به کار واجبتر حفظ منابعطبیعی موجود کشور اختصاص دهیم» و «بودجهٔ موردنیاز این طرح را از منابع مردمی تأمین کنیم».
تنها نکتهٔ مهمی که در این مقاله مستقیماً به اجرای این طرح اختصاص دارد، بیان این خبر است که ۴۰ درصد این طرح یعنی کاشت سالانهٔ یکصد میلیون اصله نهال مربوط به زراعت چوب است که توسط صدها کشاورز در استانهای مختلف کشور انجام خواهد شد؛ کاری که سالهاست در مقیاسی کوچکتر انجام میشود و راستیآزمایی میزان آن بهآسانی امکانپذیر نیست.
باید یادآور بود که شبکهٔ تشکلهای مردمنهاد محیطزیست و منابعطبیعی در اسفند سال گذشته در متنی طولانی به انتقاد از عملکرد سازمان منابعطبیعی پرداخته و از جمله در بند ۱۸ به «ضعف زیرساختی، فنی، کارشناسی و اجرایی در برخی طرحهای ملی همچون طرح مردمی کاشت یک میلیارد درخت» اشاره کرده است. سازمان منابعطبیعی در پاسخی که در همان اسفندماه به شبکهٔ داده یادآور شده است «این سازمان اقدام به صدور ابلاغ بهمنظور نظارت شبکههای مردم کرده و… یک الگوی جدید برای کنترل و نظارت چندسویه اقدامات از طرف فعالان و دوستداران بخش منابعطبیعی و محیطزیست شکل گرفته است».
اینک اما به قول معروف توپ در زمین شبکه افتاده و نوبت شبکهٔ تشکلهای مردمنهاد محیطزیست و منابعطبیعی است که چندوچون نظارت خود بر اجرای عملکرد طرح کاشت یک میلیارد نهال را به اطلاع افکار عمومی برسانند تا هم مشخص شود خوشبینی اولیهٔ دبیر شبکه تا چه اندازه با واقعیت منطبق بوده است و هم از وضعیت اجرای ۶۰ درصد این طرح (بهجز ۴۰ درصد زراعت چوب) اطلاع دقیقی به جامعه و دوستداران محیطزیست و طبیعت برسد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی بر این نظر است که سیر تطور مفهوم جامعهٔ مدنی از یک درک «آریستوکراتیک» (حکومت دانایان)، به سمت سنخی از جامعهٔ مدنی که با زندگی روزمره در ارتباط است تغییر پیدا کرده است: «جامعهٔ مدنی در پیوند با زندگی روزمره فرم و صورت دیگری پیدا میکند. درک جامعهٔ مدنی به صورت درک مقتضی زندگی روزمره نقطه آغازی است برای یک بازآفرینی رو به آینده. در ادبیات سیاسی معاصر نیم قرن گذشته، طرح جامعهٔ مدنی بیشتر با گفتمان سیاسی مشخص اصلاحطلبان ظهور پیدا کرد و درک ما از جامعهٔ مدنی همان درک دههٔ هفتاد است که عمرش به سر رسیده و لازم است که از آن فاصله بگیریم. درک از جامعهٔ مدنی در دهه هفتاد درک هگلی بود که میان فرد و دولت مستقر میشد و کارکرد آن حمایت از مردم در مقابل دولت و بخشیدن قدرت به افراد در برابر ساختارهای قدرت بود و قرار بود عصای دست دولت اصلاحات برای پیشبرد دموکراسی باشد. معنای دیگری هم بعدها اضافه شد این که جامعه مدنی دست ناتوانان را بگیرد و رنج مردم را التیام دهد.»
جامعهٔ مدنی نسبتی با کف جامعه نداشت
«کاشی» در ادامه با اشاره به این که معنای قبلی از جامعهٔ مدنی به مرور کمرنگ شد چرا که کارکرد اصلیاش یعنی واسط بودن بین فرد و دولت را ایفا نمیکرد، گفت:«همهٔ نهادهای جامعهٔ مدنی متعلق به یک طبقهٔ خاص تحصیلکرده و شهری بود که خواستار موقعیتی در ساختار قدرت بودند و نسبتی با کف جامعه نداشتند. آن واسطهگری در تعریف هگلی اصلا اتفاق نمیافتاد. این جامعه مدنی منافع خاصی داشت و نسبتی با اقشار دیگر نداشت. وقتی اصلاحطلبان به تدریج از صحنهٔ قدرت کنار گذاشته شدند، ایدهای بین آنها شکل گرفته بود که نهادهای واسط (جامعهٔ مدنی) حذف شدند و حکومت با خود مردم مواجه شده و جامعه «ذرهای» و منفعتطلب شده، در این مواجهه مردم تنها هستند و آگاهی ندارند و گسیخته و فاقد معنا و مستعد فاشیزم هستند.»
آگاهی روشنفکران به آگاهی جامعهٔ متکثر، مجال زندگی نمیداد
او تحولات و جنبشهای چند سال اخیر خصوصا جنبش ۱۴۰۱ را نقطه دگرگون شدن فهم گذشته از جامعهٔ مدنی دانست و تأکید کرد: «تحولات ۱۴۰۱ تصویر از جامعهٔ مدنی را دگرگون کرد. جنبش گستردهای بدون میانجیگری نهادهای واسط اتفاق افتاد و آنها دیگر نقطه آغاز نبودند و قدرت این را نداشتند که وجودی به کف جامعه ببخشند بلکه جان از این جنبشها گرفتند. این که من فکر کنم کف جامعه، فرد ناآگاه پیچیده در منافع شخصی منزوی و ناتوان است در مقابل دولت، اشتباه است.
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی: فرض این که طبقهٔ روشنفکران مردم ناآگاه را آگاه میکنند اشتباه بود. سنخ آگاهی روشنفکران اصلا به آگاهی جامعه که متکثر و انسجامنیافته بود، مجال زندگی نمیداد
بلکه فرد در شبکهای از مناسبات و روابط حضور دارد و فرمهایی از دانایی و آگاهی و الگوهایی از ارادهورزی و مقاومت ساخته است. ما پدیدهای داریم به اسم زندگی روزمره که شبکهای از مناسبات متکثر است که در آن سوژهها آگاهیهایی مییابند که مغفول مانده و سرکوب شده است. فرض این که طبقه روشنفکران مردم ناآگاه را آگاه میکنند اشتباه بود. سنخ آگاهی روشنفکران اصلا به آگاهی جامعه که متکثر و انسجامنیافته بود، مجال زندگی نمیداد.»
جامعهٔ مدنی امروز با متن زندگی روزمره مردم همبسته است
کاشی در ادامهٔ نشست به اهمیت زبان در ایجاد یک طبقه اجتماعی از روشنفکران مجزا از جامعه اشاره کرد: «در جامعهٔ شهری امروز، زبان قدرت پیدا میکند. اربابان سخن یک طبقهٔ «آریستوکراسی» (حکومت دانایان) هستند که با قدرت زبان یک شبکه قدرت ترسیم میکنند که به زبان مردم تبدیل میشود بدون این که الزاماً زبان مردم باشند.» به نظر او دو اتفاق باعث شد درک کهنه از جامعهٔ مدنی به پایان برسد.
یکی امتحان پس دادن خود انقلاب ۵۷، جریان اصلاحات و غیره که همه حاصل طبقات «آریستوکرات» و دارای قدرت بود و کماعتبار شدن این طبقه که میخواست میانجی بین فرد و دولت باشد. دیگری، رسانههای جدید که به آن طبقاتی که امکان بروز و ظهور نداشتند، امکان سخن گفتن بخشید. بهاینترتیب ما به سمت سنخی تازه از جامعهٔ مدنی حرکت کردیم که با متن زندگی روزمره مردم همبسته بود و سنخی از بیانگری ظهور پیدا کرد که با بیانگری قبلی متفاوت بود.»
ما با رنجهای مشترک جمعی به هم پیوند خوردهایم
او در بخش دیگری از سخنانش دربارهٔ چگونگی ایجاد و قدرت گرفتن این جامعه مدنی بدون وساطت انسانهای صاحبنام و صاحبکلام گفت: «یکی از ویژگیهای مهم این جامعهٔ مدنی همبسته با زندگی روزمره این است که مبتنی بر هیچ حقیقت قدرتمندی نیست. مفاهیم قدرتمندی مثل اسلام، ناسیونالیسم و غیره که یک شبکهای از گزارههای به همپیوسته و معنادار میسازند، گرچه خواهان عدالت و آزادی و… هستند اما هیچ کدام از این مفاهیم دالهای قدرتمندی نیستند که یک شبکهٔ نیرومند از معنا بسازند. به جای دالهای قدرتمند زبانی چیز دیگری جای آن را گرفت و آن مخرج مشترک تجربههای زیرپوستی ملموس بود. وقتی داریم زندگی روزمره میکنیم چه رنجهای زیرپوستیای داریم؟ ممکن است با هم یکی نباشند اما یک مخرج مشترک دارند. ما به دلیل رنجهای مشترک جمعی به هم پیوند خوردهایم. بنابراین هر کس چیزی بگوید که این منطق رنجهای مشترک زیرپوستی را نادیده بگیرد، اعتبار ندارد.
حقیقت در برابر دادگاه زندگی
به گفتهٔ «محمدجواد غلامرضاکاشی» اکنون دو میدان وجود دارد، یک میدان که یک یا چند نظام حقیقتی است با سرمایههای کلامی قدرتمند که نسل جدید آنها را باور نمیکند و میدان دیگری که حقیقتزداست و هر سخن معطوف به حقیقت را میزداید و شالودهاش را میشکند و انگار جز خشونت و انسداد، راه تقابلی میان آن دو وجود ندارد؛ پس در این میانه چشمانداز چیست؟ «ما در یک نقطه تاریخی بسیار مهم هستیم، «زندگی» چیزی است که همه چیز را باید در نسبت با آن تعریف کنیم. ما اجتماعات سیاسی را از دست دادهایم یا بسیار تضعیف شده. فقط به شرط آغاز مجدد میتوان به سمت افقهای جدید پیش رفت. به شرط اینکه پذیرفت که همه چیز باید از نقطهٔ صفر، شروع شود. این جامعه پر از سوال است که جوابش در دست فیلسوف و روشنفکر نیست. به جای ایدههای انتزاعی، ارجاع آنها به رنجهای واقعی زیست روزمره است که اهمیت دارد. عمر پرستش مفاهیم انتزاعی به سر آمده، مردم امروز از این مفاهیم میپرسند که آنها این چه ربطی به زندگی فعلیشان دارد؟ این ادراکات امروز، یک ارادهٔجمعی و واکنشهای جمعی بسیار قدرتمندی را خلق میکند که بنیاد جهانهای معنایی را فرو میریزد و فقط یک چیز معنا دارد: منطق زندگی، بقا و امکان زندگی. بنابراین همه مفاهیم امروز در مقابل یک دادگاه بزرگند و آن هم دادگاه زندگی است. همه مفاهیم باید خودشان را بازتعریف کنند و برای این کار، راه دشوار و پیچیدهای در پیش دارند. »
عملیات امدادرسانی امدادگران و نجاتگران این جمعیت در دو هزار و ۶۵۲ نفر در ۱۱ استان متأثر از سیل و آبگرفتگی ادامه دارد. وبسایت خبری سازمان جمعیت هلالاحمر کشور به نقل از «بابک محمودی»، رئیس این سازمان، در مورد آخرین وضعیت امدادرسانی در سیل و آبگرفتگی و در استانهای متأثر از این پدیده نوشت: «از ۴ تا ۷ اردیبهشت ۱۴۰۳ و تا ساعت ۰۵:۰۰ امروز جمعه ۱۱ استان از جمله اصفهان، تهران، خراسانجنوبی، سمنان، سیستانوبلوچستان، فارس، قم، گلستان، مازندران، کرمان و یزد) و ۵۴ شهرستان درگیر سیل و آبگرفتگی بودهاند. در این مدت ۸۱ مورد عملیات انجام و به دو هزار و ۶۵۶ نفر امدادرسانی شده است، ۱۵۹ نفر اسکان اضطراری یافتهاند، ۱۱۸ نفر به مناطق امن منتقل شده و آب تجمیعشده در ۲۸۱ منزل مسکونی تخلیه شده است.»
براساس این خبر، ۱۶۰ تیم عملیاتی شامل (۶۱۵ نفر) مشغول امدادرسانی بودهاند و ۹ دستگاه چادر، ۳۴۹ تخته پتو، ۱۹۷ تخته موکت، ۴۶۸ کیلوگرم نایلون، ۱۵۵ بستهٔ غذایی بین متأثرین از سیل در این ۱۱ استان توزیع شده است.
خسارت بالای زردکوه
اما بهنظر میرسد آخرین سامانهٔ بارشی که به شرق و جنوبشرق کشور وارد شد، سیلاب بسیار خسارتزایی را در خراسانجنوبی بهدنبال داشته است؛ بهویژه شهرستان «زردکوه» متحمل خسارت زیادی شده است.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری خراسانجنوبی در مورد آخرین وضعیت این منطقه به «پیام ما» گفت: روز چهارشنبه با پیشبینی مناسب و هشدارهای لازم روستاها تخلیه و ساکنان آنها در جایی اسکان داده شدند. بعد از شکستن بند خاکی خسارت جانی نداشتیم که در کنار این بارش الهی جای شکر دارد.»
فرونشست پس از سیل در استان اصفهان جادهٔ دسترسی برخی از روستاها را تخریب کرد و حفرههای بزرگی برجای گذاشت
بهگفتهٔ «محمدعلی آخوندی»، جلسهٔ ستاد مدیریت بحران شهرستان با تعدادی از مدیران استانی که در شهرستان حضور داشتند، تشکیل شد و نیازهای دستگاهها و وضعیت مورد بررسی قرار گرفت: «با هماهنگی دستگاههای استانی نسبت به تأمین و اعزام ماشینآلات عمرانی اقدام شد و امدادرسانی و تخلیهٔ آب منازل و واحدهای تجاری در سطح شهر حاجیآباد و روستاها صورت گرفت. در حال حاضر باران بند آمده و شرایط برای کارهای امدادی فراهم است، اما در جاده سیلاب وجود دارد و همکاران راهداری در این خصوص پیگیریهای لازم را انجام میدهند. طبق برنامهریزی تمام دستگاهها و ماشینآلات برای همکاری حضور پیدا کردند و در محل فرمانداری ستاد زده شد و شرایط بهصورتی پیش آمد که بتوانیم حداکثر استفاده را از امکانات موجود در کنار امکانات اعزامی مرکز استان داشته باشیم. بیش از ۲۰ دستگاه ماشینآلات سنگین به منطقه اعزام شده است. محورهای مواصلاتی و عشایر بیشتر خسارت دیدند و در زیرکوه بخش قنوات در دام خسارت دیده و آبگرفتگی مناطق مسکونی شهری و روستایی را بههمراه داشته است.»
خسارت به بخش آب
خسارت سیلاب به زیرساختهای این منطقه به تأمین آب شرب هم کشیده است. مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب این استان نیز روز گذشته به «پیام ما» گفت: «در پی بارندگی شدید ۶۲ میلیمتری در شهرستان زیرکوه خسارتهای سنگینی به زیرساختها و تأسیسات و خطوط انتقال آب شرب شهرستان در حوزهٔ شهری و روستایی وارد شد.»
استاندار خراسانجنوبی میگوید داوطلبانی که بهدلیل سیل آزمون را از دست دادند، نگران نباشند، برایشان تصمیمگیری خواهد شد
بهگفتهٔ «مهدی دوستی» روستاهای متأثر در این بین با مشکل کمآبی روبهرو هستند: «مجتمع آهنگران شامل ۱۱ روستاست، مهمانشهر تا روستای اردکول چهار هزار و صد نفر جمعیت دارد. مجتمع معصومآباد و پایگاههای مرزی شامل دو روستا، ۱۴ پاسگاه و برجک با حدود دو هزار و ۷۰۰ نفر جمعیت و مجتمع گمنج شامل دو روستا و ۳۵۰ نفر جمعیت و روستای جیمآباد با ۸۰ نفر جمعیت هستند که فعلاً با مشکل بیآبی مواجهند. بهعلت مشکلات برقی ناشی از آسیب به تیرهای شبکهٔ برق و همچنین مسدود بودن راههای ارتباطی احتمالاً به روستاهای دچار قطعی افزوده خواهد شد. لذا مشترکین گرامی ضمن همراهی پیگیر هرگونه اطلاعرسانی از طریق سامانهٔ ۱۲۲ باشند. ضمناً اکیپ بحران شرکت آبوفاضلاب و تانکرهای آبرسانی سیار در شهرستان زیرکوه مستقر و با اکیپهای شهرستان به امدادرسانی مشغول هستند و بهمحض باز شدن جادههای مواصلاتی که عملیات امدادی را با مشکل مواجه کرده است و رفع مشکلات برقی ناشی از آسیب سیلاب به تیرهای برق که توسط همکاران شرکت توزیع برق در حال انجام است، اقدامات لازم برای وصل آب روستاها انجام خواهد شد.»
مسیرهای دسترسی مسدود شد
معاون راهداری ادارهکل راهداری و حملونقل خراسانجنوبی نیز اعلام کرده است با توجه به باران زیادی که آمده در شهرستان زیرکوه سیل رخ داده و مسیرهای زیرکوه مسدود است.
ایسنا بهنقل از «محمد فدوی» نوشت: «در شهرستان زیرکوه بارندگی بهشدت زیاد است و تمام مناطق سیل جاری شده است و تمام اکیپها نیز مشغول هستند و تعدادی اکیپ از قاین نیز اعزام شدند و مسیرهای زیرکوه مسدود است. همهٔ نیروهای مستقر در زیرکوه آماده بهکار و در محورها حضور دارند و از شهرستان هم چهار اکیپ دیگر و دو اکیپ نیز از سرایان اعزام شدند.»
«محمدرضا غیرتی»، فرماندار زیرکوه اما اعلام میکند به همهٔ بخشها خسارت وارد شده است و هنوز امکان اعلام خبری از میزان خسارت مسیر نیست: «میزان بارندگی روز گذشته در شهرستان زیرکوه زیاد و سیلآسا بوده و در اثر بارندگیهای شدید خساراتی به حوزهٔ کشاورزی، دامداری، برخی از جادههای مواصلاتی و زیرساختهای شهرستان وارد شده که در حال ارزیابی میزان این خسارتها هستیم. برای جلوگیری از خسارات ناشی از این بارندگیها، یگانهای امدادی، خدماتی و … شامل بخشداری، دهیاریها، هلالاحمر، شهرداری، راهداری، جهادکشاورزی و منابعطبیعی در آمادهباش کامل هستند. با توجه به حجم زیاد آبگیری سد ۱۲ امام روستای نوده و احتمال بروز خطر برای ساکنین روستا در پاییندست این بند خاکی، دستور تخلیهٔ شبانهٔ این روستا صادر شد و زمینهٔ اسکان افراد فراهم شد و در مکان مناسب اسکان یافتند. تعدادی از روستاها دچار آبگرفتگی شدند و متحمل خسارتهای جدی شدند، در اسرع وقت خسارتهای وارده به استان گزارش خواهد شد.»
احتمال افزایش خسارت
بهنظر میرسد احتمال افزایش خسارت در این منطقه وجود دارد. روز گذشته مدیرعامل جمعیت هلالاحمر خراسانجنوبی بهدلیل هشدار هواشناسی مبنیبر وقوع سیل در شهرستانهای بیرجند و خوسف اعلام کرد شش شهرستان خراسانجنوبی برای امدادرسانی به این دو شهرستان در آمادهباش هستند.
بهگفتهٔ «محمدعلی کاووسی» هواشناسی برای امروز شدت بارندگیها در شهرستانهای بیرجند و خوسف را گزارش کرده است: «علاوهبر تیمهای عملیاتی شهرستان بیرجند و خوسف، تیمهای سیلاب شهرستانهای قاینات، سربیشه، سرایان و نهبندان نیز در حالت آمادهباش هستند. تیمهای عملیاتی قاینات و سربیشه پشتیبان شهرستان بیرجند و تیمهای عملیاتی سرایان و نهبندان، پشتیبان شهرستان خوسف هستند. در حال حاضر چهار نفر در جادهٔ خوسف-معدن قلعهزری، در سیلاب گیر افتادهاند و یک تیم از شهرستان خوسف به محل اعزام شده و در حال امدادرسانی است. راههای دسترسی شهرستان خوسف به روستاها مختل شده است و از مردم درخواست داریم تا از سفرهای غیرضروری و تردد در مسیر رودخانههای محلی پرهیز کنند.
تصمیمگیری برای بازماندگان از کنکور
سیل در خراسانجنوبی و مسدود شدن راهها اتفاقی را رقم زد که شاید کمتر در سیلابهای پیشین شنیده شده باشد. دانشآموزانی که از مسیرهای روستاهایی با شهرهای مختلف به حوزههای برگزاری آزمون در مرکز شهرستان زردکوه میآمدند، از آزمون سراسری کنکور جا ماندند. وبسایت خبری استانداری این استان بهنقل از استاندار نوشت: «با پیگیری تلفنی صورتگرفته از طریق رئیس سازمان سنجش کشور قرار شد برای داوطلبان بازمانده از سیل در زیرکوه تصمیم جدید اتخاذ شود و مساعدت لازم صورت گیرد.»
بهگفتهٔ «جواد قناعت»، در زمان برگزاری کنکور سراسری چندین مسیر اصلی و فرعی شهرستان زیرکوه بهدلیل شدت بارندگی و سیلاب مسدود شد و برخی از داوطلبان کنکور به محل حوزههای آزمون نرسیدند: «این موضوع نگرانیهایی برای خود داوطلبان و والدین آنان ایجاد کرده، لذا طی تماس تلفنی رئیس سازمان سنجش کشور، اوضاع امروز شهرستان زیرکوه تشریح شد تا برای داوطلبان چارهاندیشی صورت گیرد. در این تماس تلفنی، قرار شد برای دانشآموزانی که بهدلیل وقوع سیل و مسدودی راهها به حوزههای آزمون نرسیدند، مساعدت لازم و تصمیمگیری جدیدی صورت بگیرد تا این بزرگواران از نگرانی دربیایند. باوجوداین، اگر دانشآموزی نتوانسته به کنکور برسد، نگران نباشد، جبران خواهد شد و تصمیم خوب و جدیدی را سازمان سنجش کشور برای آنها خواهد گرفت.»
آمادهباش در کرمان
یکی از دیگر استانهایی که برای دومین بار پیاپی طی دو هفتهٔ اخیر گرفتار سیلاب شد، استان کرمان است. ایسنا روز گذشته بهنقل از یک کارشناس پیشبینی ادارهکل هواشناسی استان کرمان نوشت: «بیشترین بارشها امروز در نیمهٔ شمالی، مناطق مرکزی، جنوبغربی و برخی مناطق جنوبشرقی استان خواهد بود.»
بهگفتهٔ «امین دریافر»، طبق بررسی آخرین نقشههای پیشیابی هواشناسی، امروز و فردا ناپایداریهای جوی بهصورت افزایش ابر، رگبار باران گاهی همراه با رعدوبرق و وزش تندبادهای لحظهای در اکثر مناطق استان ادامه خواهند داشت: «بیشترین بارشها در نیمهٔ شمالی، مناطق مرکزی، جنوبغربی و برخی مناطق جنوبشرقی استان خواهد بود. با توجه به شدت و نوع بارشها، آبگرفتگی معابر عمومی، جاری شدن رواناب، سیلابی شدن مسیلها و طغیان رودخانهها در مناطق مذکور محتمل است. فردا از شدت ناپایداریها کاسته خواهد شد و از ابتدای هفتهٔ آینده بهاستثنای ارتفاعات و برخی مناطق مرکزی که رگبار پراکنده باران خواهند داشت، برای اغلب مناطق جوی نسبتاً پایدار و آرام گاهی همراه با افزایش ابر و وزش باد پیشبینی میشود.»
اما فرماندار شهرستان گنبکی میگوید: «بارندگی اخیر به ۵۰ راه این شهرستان خسارت وارد کرده است.» بهگفتهٔ «محمد امینیان» بارندگی امروز باعث تخریب ۵۰ راه دهستان و راه روستای زیارتشاه شده است و اکنون تردد در این مسیر امکانپذیر نیست: «نیروهای کرمانموتور و اهالی روداب غربی بخش بروات بهدلیل سیل و مسدود شدن جاده گرفتار شدند. طغیان رودخانه و جاری شدن سیل باعث مسدود شدن راههای منتهی به روستاهای بخش بروات از جمله روداب غربی شده است.»
همچنین، براساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای محلی کرمان، بخش بروات و روداب شامل روستاهای پرجمعیت از جمله دولتآباد، تاجآباد، کروک، سروند و… است که جادهٔ دسترسی آن هماکنون مسدود شده است.
ایسنا بهنقل از «حمید طبسینژاد» فرماندار شهرستان نرماشیر نوشت: «بر اثر بارش شدید ششم اردیبهشتماه و آبگرفتگی، راه روستای اسعدیه مسدود شده است. روستاهای خواجهآباد، وکیلآباد، قلعه شهید، نظام شهر، دشتآباد، سیدآباد، خیرآباد، شهید چمن، محمدآباد آبشیرین، ده وسط و روستاهای اطراف رودخانههای فصلی شهرستان نرماشیر آمادهباش هستند. راه مواصلاتی به بخش روداب مسدود است، همشهریان از تردد در این مسیر خودداری کنند.
در استانهای اصفهان، مازندران، گلستان، قم، بخشهایی از کاشان و سمنان نیز سیلاب به بخشهایی خسارت وارد کرده است. این سیلاب بار دیگر نهتنها در جنوب استان سیستانوبلوچستان آبگرفتگی گسترده ایجاد کرد بلکه تحتتأثیر این سامانهٔ اخیر اهالی زاهدان نیز شاهد بارش تگرگ بودند.
بارش بیسابقه در اصفهان
از بعدازظهر روز دوشنبه تا چهارشنبه در تمامی مناطق این استان بارش باران، وزش تندباد و طوفان لحظهای و کاهش نسبی دما و شدت بارشهای رگباری باران و تندباد در مناطق شمال و شرق و مرکز استان از سوی هواشناسی استان اصفهان هشدار داده شد.
پس از صدور این هشدارها بارش شدید باران و وقوع سیل بیسابقه در شهر تاریخی زواره اصفهان و روستاهای اطراف آن، موجب آبگرفتگی منازل و وارد کردن خسارت به اماکن و زیرساختها بهویژه در افت تاریخی شهر زواره شد. خوشبختانه این خسارت جانی بههمراه نداشته است. حجم بارش اتفاقافتاده بهحدی بود که اهالی این شهر این حجم از بارندگی را در ۴۰ الی ۵۰ سال اخیر بیسابقه میدانند.
رانش زمین بعد از سیل اخیر در روستای گلزار محمد بخش زواره، تخریب کامل بخشی از جادهٔ روستای گلزارمحمد به یافتآباد، فرونشست جادهٔ آسفالت در جادهٔ روستای گلزارمحمد-یافت آباد در بخش زواره، ایجاد حفرهٔ بزرگ در انتهای خیابان منتهی به کورههای آجرپزی شهر، ورود سیلاب به داخل حسینیههای تاریخی زواره، گرفتار شدن چندین خودرو در سیل، خسارت و تخریب یک واحد مسکونی در خیابان امامزاده یحیی(ع) شهر، بسته شدن پل ورودی زواره در جادهٔ اردستان و جاری شدن سیل در بافت تاریخی شهر از جمله خسارتهای سیل اخیر بوده است.
ایرنا بهنقل از رئیس مرکز پیشبینی و مخاطرات جوی ادارهکل هواشناسی اصفهان، بیشترین بارندگی اخیر استان در منطقهٔ کویری خور و بیابانک و همچنین شهر زواره با ۲۷ میلیمتر ثبت شده است. پس از خور و بیابانک و زواره، دهاقان با ۲۲، بادرود و خوانسار با ۲۱، اردستان و گلپایگان با ۲۰، چادگان با ۱۸، کاشان و مهاباد با ۱۴، نطنز با ۱۳ و فریدونشهر با ۱۱ میلیمتر دارای بیشترین بارندگی بودهاند.
«منصور شیشهفروش»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان، به «پیام ما» گفت: «بارشها در شهرستان اردستان، خسارتهایی به قنات مهراندو و ظفرقند وارد کرده است. همچنین، در بخش زواره به قنات روستای تلکآباد و روستاهای اطراف، آسیبهایی وارد شدهاست. در این بخش چند باب منزل قدیمی نیز آسیب دیده و ۴۰ رأس گوسفند نیز تلف شده است.»
بهگفتهٔ او، وقوع سیل در روز سهشنبه باعث توقف ششساعته قطار بندرعباس به تهران در ایستگاه راهآهن زواره شد که مسیر راهآهن یزد به تهران بازگشایی شد. در بخش مهاباد زیرگذر پل راهآهن موغار به زواره سیلاب از مسیر راهآهن یزد گذشته که ایمنسازی این مسیر انجام شد تا تردد ادامه یابد. تیمهای ارزیابی از بنیاد مسکن، راهداری، جهادکشاورزی به مناطقی که تحتتأثیر سیل بودهاند، اعزام شدند تا خسارات احتمالی برآورد شود.»
سیل در آسیا یکی از عوامل خسارتزا به آثار تاریخی است. این وضعیت بهویژه در هند حاکم است، مناطق مختلف این کشور در طول بهار با بارانهای موسمی و سیل مداوم مواجه هستند که بر مکانهای تاریخی مانند تاجمحل در آگرا و معابد مختلف در ایالتهایی مانند بیهار و اوتار پرادش تأثیر گذاشته است. در سال ۲۰۲۰، خروش سیل از رودخانهٔ برهماپوترا در آسام باعث آسیب به پارک ملی کازیرانگا و چند مکان تاریخی در منطقه شد.
در پاکستان هم وضعیت همین است. مکانهای تاریخی این کشور از جمله گورستان ماکلی (میراث جهانی یونسکو) بهدلیل بارانهای موسمی و جاری شدن سیل دچار آسیب شده و در سالهای اخیر، سیل شهر باستانی موهنجودارو را نیز تهدید کرده است.
مکانهای تاریخی نپال بهویژه آنهایی که در درهٔ کاتماندو هستند، همواره تحتتأثیر سیل قرار دارند. در ۲۰۱۷ میلادی، یونسکو دربارهٔ تأثیر سیل بر مکانهای تاریخی این کشور از جمله میدان باکتاپور دوربار اعلام نگرانی کرد.
مناطق کمارتفاع و پرجمعیت بنگلادش هم همواره در معرض سیل قرار دارند و ساختارهای تاریخی این کشور را تهدید میکند. سیلابهایی که آثار تاریخی سانداربان و مکانهای باستانی منطقهٔ مهاستانگر را با آسیب مواجه کرده است.
کشورهای موفق در حفظ و نگهداری اصولی بناها و آثار تاریخی معتقدند اگرچه محافظت کامل از این داراییها غیرممکن است، اما میتوان خسارت وارده به آنها را به حداقل ممکن کاهش داد. کشورهایی مانند ایتالیا، یونان و ژاپن از جمله این کشورها هستند که اقدامات خاصی را برای محافظت از آثار تاریخی خود در برابر خطرات مختلف محیطزیستی از جمله سیل اجرایی کردهاند
آثار تاریخی چین هم از سیلابهای مداوم در امان نیستند و دیوار بزرگ چین و دیگر سازههای تاریخی این کشور آسیب دیدهاند. چند بنای تاریخی و سازهٔ دیگر در چین بهویژه آنهایی که در امتداد رودخانهٔ یانگتسه و شاخههای آن قرار دارند نیز در طول تاریخ تحتتأثیر سیل قرار گرفته و آسیب جدی دیدهاند.
برخی آثار و بناهای تاریخی هم هستند که بهدلیل سیلابهای ناگهانی بهطور کامل یا بخش قابلتوجهی از آنها از دست رفته است؛ از جمله بینالنهرین. شهرهای باستانی سومری مانند اور و اوروک، واقع در عراق با سیلابهای ناشی از رودخانههای دجله و فرات مواجه بودهاند و بهتدریج تخریب و متروکه شدهاند.
مورد دیگر هم در مصر باستان که طغیان رودخانهٔ نیل، اگرچه برای کشاورزی و تمدن در مصر باستان ضروری بود، اما بارشهای سیلآسا معابد و سکونتگاههای تاریخی واقع در کنارههای رودخانه را با آسیب مواجه کرد.
آن سوی دیگر ماجرای مواجههٔ آثار تاریخی و سیلابها در امارات رخ داده است و بررسیها نشان میدهد که این سیل اخیر خسارت قابلتوجهی به آثار و اماکن تاریخی این کشور وارد نکرده یا بسیار ناچیز بوده است. مکانهای تاریخی دوبی، مانند محلهٔ تاریخی الفهیدی (البستکیه)، معمولاً بهخوبی نگهداری میشوند و زیرساختها در این کشور از جمله سیستمهای زهکشی و اقدامات مدیریت سیل، عموماً بهخوبی توسعه یافته است و قادر به مدیریت بارانهای شدید و سیل هستند.
شهرهای باستانی در معرض آسیب
برخی از موارد بارز آسیب به محوطهٔ تاریخی ناشی از سیل در ایران هم عبارتند از گنبد سلطانیه، چغازنبیل، میراثفرهنگی مناطق روستایی و… . چند منطقهٔ تاریخی ایران هم در طول سالهای متمادی تحتتأثیر باران و سیل بودهاند از جمله شهر باستانی تختجمشید، شهر باستانی شوش، شهر باستانی بیستون، شهر باستانی گرگان (جرجان) که کاخ گلستان را در خود دارد، مکانهای تاریخی مانند تختجمشید و پاسارگاد و بناهای تاریخی داخل و اطراف شهر اصفهان، از جمله میدان نقش جهان و مسجد جامع اصفهان که بهطور غیرمستقیم تحتتأثیر چالشهای ناشی از سیل قرار دارند.
تختجمشید، میراث جهانی یونسکوست و در سالهای اخیر با خسارتهای ناشی از سیل مواجه بوده است. محوطههای باستانی شوش هم در کنار رودخانهها قرار دارند که آنها را در برابر سیل آسیبپذیر کرده است. سیستم هیدرولیک تاریخی شوشتر نیز یکی دیگر از آثار ثبتشده در میراث جهانی یونسکوست که همواره با تهدیدات ناشی از سیل مواجه بوده است. این سیستم آبیاری باستانی در شامل سدها، کانالها و آسیابهای آبی است که قدمت آنها به دوران ساسانیان میرسد. گنبد سلطانیهٔ زنجان نیز در فهرست میراث جهانی یونسکوست و بر اثر سیل آسیب دیده است. پلهای تاریخی در لرستان هم طی سالهای اخیر بر اثر سیلابها دچار تخریب شدهاند. چغازنبیل، مجموعهٔ ایلامی باستانی در استان خوزستان هم در معرض سیل رودخانههای مجاور است که بر یکپارچگی این محوطهٔ مهم باستانی تأثیرگذار است. اواخر فروردین امسال هم رسانههای محلی خراسانرضوی بهنقل از کارشناسان هشدار دادند کتیبههای آرامگاه فردوسی در محوطهٔ تاریخی توس زیر رگبار بارانهای اسیدی در معرض تخریب قرار دارند. بناهای تاریخی در مناطق روستایی نیز تحتتأثیر سیل قرار دارند. «احسان رحمانیان»، مدیر پایگاه میراثفرهنگی توس، در این باره نوشته بود: «در اثر بارانهای اسیدی، بسیاری از اشعار درجشده بر کتیبههای آرامگاه خورده شده و کاملاً از بین رفته است.»
آمارها جدید نیست
این نخستینبار نیست که آثار و بناهای تاریخی شهرهای مختلف ایران درنتیجهٔ سیل و دیگر بلایای طبیعی در آستانهٔ تخریب قرار میگیرند و بهنظر میرسد در نبود اقدامات مناسب برای نگهداری و محافظت اصولی از این آثار، سرعت تخریب آنها را در مخاطرات و بلایای طبیعی افزایش داده است& بهطوریکه طی دهههای اخیر علاوه بر سیل تعداد قابلتوجهی از آثار تاریخی ایران در پی زلزله، فرونشست زمین، سدسازیهای بیرویه، احداث جاده و دیگر دخالتهای انسانی از بین رفتهاند یا در معرض جدی ویرانی قرار گرفتهاند. دربارهٔ خسارت سیل به این آثار آمار دقیق و واضحی هم اعلام نمیشود و آخرین آمار رسمی از میزان خسارات کلی به آثار تاریخی کشور نقل قول «عزتالله ضرغامی»، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در مرداد ۱۴۰۱ است که عنوان کرده بود «۷۳۰ اثر تاریخی آسیب دیده و دو هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان هم خسارت وارد شده است.»
جدیدترین آمارهای استانی این آسیبها را هم هفتهٔ پیش «محمدهادی طهرانی»، مدیرکل میراثفرهنگی سیستانوبلوچستان، اعلام کرد و گفت: «بهدلیل بارشهای اخیر بخش زیادی از بناها و آثار تاریخی استان از ۱۵ تا ۹۰ درصد خسارت دیدهاند. یکی از این آثار نیز مسجد تاریخی عبدالقادر در شهرستان نیکشهر است که دیوارها و حصارهای آن فروریخت و با نفوذ آب به داخل، حدود ۹۰ درصد خسارت دیده است. قلعهٔ فیروزآباد راسک و آتشکدهٔ کلهگنگ نیز در پی ریزش دیوار تا ۵۰ درصد تخریب شدند. بافت تاریخی قلعهنو زهک، قلعهٔ کنت سراوان و شماری از مقبرهها نیز ریزش کرده و بهدلیل نفوذ آب و رطوبت به دیوارههای کاهگلی تا ۴۵ درصد تخریب شدهاند. برجها، دیوارها و فضاهای داخلی قلعههایی مانند انوشیروان چابهار، دانشسرای مقدماتی زاهدان، قلعهٔ تیس چابهار و قلعهٔ بمپور بهدنبال نفوذ آب و ریزش دیوارها خسارت دیدند.»
فقدان ملاحظات
محوطهها و بافتهای تاریخی درحالی در معرض آسیبهای مختلف از جمله سیل قرار دارند که بهگفتهٔ فعالان میراثفرهنگی کاوش در بسیاری از این محوطهها هنوز به پایان نرسیده است و ناشناختههای فراوانی وجود دارد که با این رویه برای همیشه نابود میشوند و این سیلابها به وقوع زلزله و تخریب کامل آنها منجر خواهد شد.
«سیدمحمد بهشتی»، کارشناس میراثفرهنگی دربارهٔ سوءمدیریتهای گسترده که به تهدید جدی بقای بناها و محوطههای تاریخی ایران تبدیل شده، به «اعتماد» گفته است «نقاط قابلزیست در ایران، همواره خطرناکترین نقاط کشور بوده. وقتی اطلس نقاط زلزلهخیز یا نقاط سیلخیز کشور را میبینید، متوجه میشوید که این نقاط کاملاً برهم منطبقاند؛ هرجا سیلخیزتر است، زلزلهخیزتر. این نقاط با اطلس پراکندگی جمعیت هم منطبق است؛ هرجا سیلخیزتر و زلزلهخیزتر است، جمعیت بیشتری هم دارد. البته مخاطرات طبیعی ایران یک پدیدهٔ جدید نیست و این سرزمین در طول تاریخ با این تهدیدها مواجه بوده؛ اما در گذشته جمعیتی که در مناطق پرمخاطره ساکن میشده، ملاحظاتی در قبال این تهدیدها در نظر میگرفته و به همین دلیل در وقوع سیل، آثار تاریخی معمولاً کمترین خسارت را متحمل میشدند -اگر چه استثنائاتی هم بوده- بهعنوان مثال وقتی در دشت گرگان سیل میآید، نگران تخریب تپههای تاریخی این منطقه نیستیم؛ چون این تپهها با ملاحظهٔ سیلخیز بودن منطقه مستقر شده است.»
اما بهگفتهٔ او، در دورهٔ جدید، شرایط بدون ملاحظه این تهدیدات ایجاد شده که بارزترینش، رعایت نکردن حریم گسلها و حریم مسیلها و رودخانههاست و امروز هم خسارت این بیتوجهی را شاهدیم.
آثار تخریبی سیل ماندگار است
مطالعات مختلف نشان میدهد بیتوجهی به تخریبهای ناشی از سیل در آثار تاریخی میتواند عواقب قابل توجه و خسارات جبرانناپذیری بههمراه داشته باشد. مقالهٔ منتشرشده با عنوان «سیل و تأثیر آنها بر میراثفرهنگی» در mdpi عنوان میکند این خسارتها میتوانند شامل آسیبهای ساختاری، از دست رفتن مصنوعات و آثار هنری، تخریب تسریعشده، تأثیر بر گردشگری و هویت، از دست دادن هویت فرهنگی و تضعیف میراث جهانی باشد. واقعیت دیگر اینکه سیلها نهتنها در زمان ماندگاری بلکه تا مدتها پس از فروکش کردن به میراث معماری آسیب جدی وارد میکنند. حتی اگر بنای تاریخی تسلیم شوک موج سیل نشود و فروریختن آن با سرعت رخ ندهد، باز هم احتمال زیادی وجود دارد که بعد از سیل خسارت آن وجود داشته باشد، از جمله اینکه ترکها پس از نشست تفاضلی خاک ظاهر میشوند.
سیلابها میتوانند یکپارچگی ساختاری ساختمانهای تاریخی، بناهای تاریخی و مکانهای باستانی را فرسایش دهند و آنها را تضعیف کنند. این آسیب میتواند منجر به فروریختن دیوارها، پایهها یا سایر عناصر معماری شود که منجر به از بین رفتن غیرقابل برگشت بافت تاریخی میشود. از دست رفتن مصنوعات و آثار هنری نیز دیگر پیامد سیلابهاست و عنصر جایگزینی هم برای آن وجود ندارد. از سوی دیگر سیل اغلب آلایندهها، رسوبات و نمکها را به سازههای تاریخی وارد و به مرور زمان تخریب را تسریع میکند. این امر می تواند اصالت و وضعیت بناهای تاریخی را به خطر بیندازد و مرمت و حفاظت را هم چالشبرانگیزتر کند. این درحالیاست که بناهای تاریخی، جاذبههای اصلی گردشگری هستند و به هویت فرهنگی منطقه کمک میکنند. غفلت از تخریب ناشی از سیل میتواند فرصتهای گردشگری را کاهش دهد و بر اقتصادهای محلی تأثیر بگذارد. بناهای تاریخی همچنین بازنمایی ملموسی از تاریخ، سنتها و هویت یک جامعه هستند و تخریب آنها بهدلیل بیتوجهی به خطرات سیل میتواند منجر به از دست دادن تداوم فرهنگی و حافظهٔ جمعی مرتبط با این مکانها شود، تخریب آنها بهدلیل سیل هم میتواند میراث فرهنگی مشترک جهان را کاهش دهد.
اقدامات موفق در دیگر کشورها
کشورهای موفق در حفظ و نگهداری اصولی بناها و آثار تاریخی معتقدند اگرچه محافظت کامل از این داراییها غیرممکن است، اما میتوان خسارت وارده به آنها را به حداقل ممکن کاهش داد. کشورهایی مانند ایتالیا، یونان و ژاپن از جمله این کشورها هستند که اقدامات خاصی را برای محافظت از آثار تاریخی خود در برابر خطرات مختلف محیطزیستی از جمله سیل اجرایی کردهاند. برخی از رویکردهای رایج آنها عبارت است از بهبود زیرساختها، ارزیابی و پایش خطر، مشارکت جامعه و همکاری بینالمللی.
این کشورها در ارتقای سیستمهای زهکشی، ساخت موانع سیل و اجرای استراتژیهای مدیریت آب برای کاهش خطرات سیل در اطراف مکانهای تاریخی سرمایهگذاری کردهاند. ارزیابیهای منظمی هم برای شناسایی مناطق سیلخیز در نزدیکی آثار تاریخی انجام دادهاند. جوامع محلیشان هم با سازمانهای میراثفرهنگی برای افزایش آگاهی در مورد خطرات سیل و اجرای طرحهای واکنش اضطراری برای محافظت از مکانهای تاریخی در هنگام وقوع سیل با یکدیگر بیشترین همکاری را دارند.
سیل درحالی اماکن تاریخی ایران را تهدید میکند که حتی در ایران باستان هم تدابیری در این باره وجود داشته و اکنون به کمرنگترین شکل اجرایی خود رسیده است. «مهدی زارع»، استاد دانشگاه، نیز این نکته را تأیید کرده و در صفحه شخصی خود با انتشار فیلمی نوشته است «در تمدن هخامنشی و بیش از دوهزار و ۵۰۰ سال قبل، به مقابله با سوانح توجه میکردهاند و برای حفاظت بناهای مهم و نقاطی مثل آرامگاه کوروش در مقابل سیلاب و آبگرفتگی و زمینلرزهها، تدابیری داشتند که خیلی جالب است و همین تدابیر، امروز در بازسازی و نوسازی و حتی تجهیز و حفاظت بناهای تاریخی میتواند کاربرد داشته باشد.»
۱۱ آذر ۱۴۰۲ «جمشید محبتخانی» فرمانده یگان حفاظت محیطزیست کشور در گفتوگو با «پیام ما» دربارهٔ پیگیری سازمان حفاظت محیطزیست دربارهٔ برخوردی که مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گلستان با «محمود تقیپور»، فرمانده یگان حفاظت محیطزیست پناهگاه حیاتوحش میانکاله داشت، گفته بود: «از مدیرکل خواستهایم پیگیریهای لازم را انجام دهد.»
پیگیریهایی که از آن صحبت میشود آیا مشمول شکایت از مدیرکل میراثفرهنگی هم خواهد بود؟ پاسخ محبتخانی به این پرسش مثبت بود. «با استاندار هم در این زمینه صحبت کرده و اقدامات لازم را انجام دادهایم. در این ماجرا به محیطبان توهین شده و مدارک آن هم موجود است.» از پیگیریهایی که آن زمان فرمانده یگان حفاظت محیطزیست کشور وعده داده بود، ماهها گذشته است و نشانهٔ به نتیجه نرسیدن این پیگیریها اتفاقی است که سهشنبه، ۴ اردیبهشت، در میانکاله اتفاق افتاد؛ بار دیگر درخواست ورود بدون مجوز مصالح و درخواست از مراجعی نظیر فرماندار بندرترکمن و چند نفر از دریابانی فراجا برای اینکه محیطبان از اجرای وظیفهٔ قانونی خود کوتاه بیاید.
فرمانده یگان حفاظت محیطزیست: فرماندار بندر ترکمن و چند نفر از دریابانی فراجا نیز مراجعه کرده و گفتهاند با توجه به اینکه میراثفرهنگی دستور قضایی دارد، اجازهٔ ورود آنها داده شود؛ ولی محیطبانان از ورود کارکنان میراثفرهنگی ممانعت کردند، چون باید مجوز لازم به آنان ارائه میشد
در عدم پیگیری توهین انجامشده به محیطبانان، سازمان حفاظت محیطزیست تنها نیست. ۱۱ آذر ۱۴۰۲ کارزاری تحتعنوان «درخواست برخورد قانونی با محمدجواد ساوری، مدیرکل میراثفرهنگی و گردشگری استان گلستان» شکل گرفت که «عزتالله ضرغامی»، وزیر میراثفرهنگی و گردشگری را مخاطب قرار میداد. در این کارزار آمده بود «قطعاً تاکنون گزارش تصویری انجام اعمال غیرقانونی به قصد تخریب ذخیرهگاه زیستکرهٔ میانکاله و هتک حرمت محیطبانان خدوم سازمان حفاظت محیطزیست توسط آقای محمدجواد ساوری، مدیرکل میراثفرهنگی گلستان را مشاهده فرمودهاید. توهین، هتاکی، تهدید و ارعاب از سوی مدیرکل میراثفرهنگی استان گلستان در روز جمعه مورخ ۱۰ آذر ۱۴۰۲ در برخورد با محیطبانان منطقه که بنا به وظایف ذاتی خود بهعنوان ضابط قوهٔ قضائیه پاسدار محیطزیست کشور هستند، موجبات تألم و نگرانی متخصصین، فعالان و کنشگران محیطزیست را فراهم آورده است. ضروری است ضمن اعادهٔ حیثیت و دلجویی از محیطبانان منطقه، فضای امن جهت ادامهٔ خدمت تمامی محیطبانان و فعالان محیطزیستی فراهم شود و برخورد قانونی با مدیر کل خاطی انجام گیرد.» تا ۳۰ دیماه 1402، هشت هزار و ۴۴۴ نفر این کارزار را امضا کردند، اما واکنش عزتالله ضرغامی به این خواسته «سکوت» بود.
اتفاق خاصی نیفتاده است
فرمانده یگان حفاظت محیطزیست کشور دربارهٔ آنچه در روزهای اخیر در این منطقه اتفاق افتاده است، به ایسنا میگوید: برابر بررسی بهعملآمده از «عطاالله کاویان»، مدیرکل محیطزیست استان مازندران، و «محمود تقیپور»، مسئول پناهگاه حیاتوحش میانکاله، روز سهشنبهٔ هفتهٔ گذشته ادارهٔ میراثفرهنگی با مصالح ساختمانی بدون انجام هماهنگی، قصد ورود به منطقهٔ حفاظتشدهٔ میانکاله را داشته است.
یک پیشکسوت محیطزیست: چنین رویههایی باعث از بین رفتن انگیزهٔ محیطبانان، کارشناسان و مدیران سازمان حفاظت محیطزیست میشود و تبعات آن به ضرر کشورمان خواهد بود
سرهنگ «جمشید محبتخانی» با تأکید بر اینکه دستگاه دولتی برای انجام هرگونه فعالیت عمرانی در منطقهٔ حفاظتشده باید مجوز داشته باشد، میافزاید: یک اثر باستانی در منطقهٔ حفاظتشدهٔ میانکاله قرار دارد که وظیفهٔ حفظ و نگهداری آن برعهدهٔ میراثفرهنگی است، اما نیاز است از قبل، مجوزی برای ورود به منطقه گرفته شود؛ محیطبان نیز وظیفهٔ کنترل مجوز را دارند.
او میگوید: مسئولان میراثفرهنگی مجوز ارائه نداده بودند. بنابراین، محیطبانان میانکاله از ورود مصالح به منطقه ممانعت بهعمل آوردند و با احترام از آنان خواستند که پس از اخذ مجوز نسبت به ورود مصالح به منطقه اقدام کنند.
فرمانده یگان حفاظت محیطزیست اضافه میکند: فرماندار بندر ترکمن و چند نفر از دریابانی فراجا نیز مراجعه کرده و گفتهاند با توجه به اینکه میراثفرهنگی دستور قضایی دارد، اجازهٔ ورود آنها داده شود؛ ولی محیطبانان از ورود کارکنان میراثفرهنگی ممانعت کردند، چون باید مجوز لازم به آنان ارائه میشد.
او با تکذیب وقوع درگیری بین محیطبانان و کارکنان میراثفرهنگی میگوید: بحث جزئی بین طرفین به وجود آمده بود، اما درگیری رخ نداده بود. درنهایت آقای تقیپور، مسئول پناهگاه حیاتوحش میانکاله، برای بررسی بیشتر موضوع به پاسگاه دریابانی محل میروند. از آقای تقیپور سؤال کردم و گفت نیمساعت در پاسگاه بودیم، هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و در حد صحبت موضوع حلوفصل و قرار شد مجوز لازم از محیطزیست استان گرفته شود، سپس وارد منطقه شوند؛ چون محیطبانان مجری هستند و مجوزدهنده نیستند.
فرمانده یگان حفاظت محیطزیست با تأکید بر اینکه بحث شفاهی بوده و بازداشت و درگیری رخ نداده است. به همکاری بخشهای مختلف فراجا با یگان حفاظت محیطزیست اشاره و اضافه میکند: به همهٔ استانها سرکشی میکنیم و با محیطبانان ارتباط داریم و در همهٔ استانها این همافزایی و همکاری وجود دارد. سال گذشته حدود ۲۳ درصد کشفیات با همکاری پلیس پیشگیری، پلیس آگاهی، دریابانی و مرزبانی اطلاعات انجام شد و آنها نقش مؤثری در کشف سلاحهای غیرمجاز و قاچاق حیاتوحش مانند پرندگان شکاری داشتند.
اگر برخورد میکردیم، دوباره به محیطبان توهین نمیشد
«حر منصوری»، فعال محیطزیست که با عنوان «دیدهبان میانکاله» شناخته شده است، به «پیام ما» میگوید: سهشنبه، چهارم اردیبهشت، هوا بارانی بود،. در این روز خبر رسید که مدیرکل میراثفرهنگی و گردشگری با حمایت استاندار و… قصد دارند مصالح را وارد میانکاله کنند. محیطبانان هم براساس وظایف قانونی خود از مجریان درخواست مجوز میکنند که همین امر باعث میشود محیطبان تقیپور برای یک تا یک و نیم ساعت به دریابانی برده شود.
او همچنین از برخورد قانونی محیطبانان با کامیونهایی که قصد انتقال شن به سایت پروژه پتروشیمی میانکاله را داشتند و در همین روزها انجامشده خبر میدهد و میگوید: ورود این کامیونها همزمان با حضور دادستان کل کشور در استان مازندران بود که درنهایت به تغییر استاندار منجر شد.
«بهمن ایزدی»، پیشکسوت محیطزیست معتقد است اگر در آذر ۱۴۰۲ با توهینکنندگان به محیطبانان برخورد شده بود، شاهد تکرار آن نبودیم. او به «پیام ما» میگوید: پیگیری نکردن پرونده جهت ارجاع به دادگاه و دستگاه قضایی باعث شد کمتر از پنج ماه بعد، بار دیگر شاهد چنین برخوردهایی باشیم.
او میافزاید: چنین رویههایی باعث از بین رفتن انگیزهٔ محیطبانان، کارشناسان و مدیران سازمان حفاظت محیطزیست میشود و تبعات آن به ضرر کشورمان خواهد بود.
ایزدی کنار گذاشته شدن مدیران کاربلد را آفتی میداند که محیطزیست دچار آن شده است. او میگوید: خانهنشینی این مدیران و جایگزین شدن مدیرانی که به الفبای این حوزه مسلط نیستند و شناختی از مبانی آن ندارند، باعث میشود تنوع زیستی دچار مخاطرات زیادی شود و زیستگاههای ما از دست برود.
سردار رادان: حجاب موضوعی کاملا فرهنگی است
مسئولان دولت هفتهٔ پیش تلاش میکردند در برابر طرح «نور» محتاطانه موضع بگیرند و حتی «سینا کلهر»، معاون وزیر ورزش و جوانان، گشت ارشاد را مصوبهٔ دولت «سید محمد خاتمی» معرفی کرد. حالا با سخنان صریح سردار رادان دولت بهعنوان یکی از حامیان اصلی این طرح معرفی شده است. فرمانده کل انتظامی در این سخنرانی از افراد و دستگاههایی که در کنار نیروی انتظامی از طرح نور حمایت کردهاند، تشکر کرد. بهگزارش «ایسنا» او با بیان اینکه فراجا طرح نور را با قوت ادامه میدهد، افزود: از حمایت دستگاه قضایی و رئیسجمهور محترم برای حمایت از انتظامی در اجرای این طرح تشکر میکنم. معمولاً هیچ رئیسجمهوری این کار را نمیکند، چون اعتقاد دارد باید کاری کند که رأی داشته باشد، ولی رئیسجمهور محترم واقعاً حساب این را نکرده است و ایستاده تا حیا، دین، عفت در جامعه ساری و جاری شود. سردار احمدرضا رادان در ادامه از حمایت وزیر کشور نیز تقدیر کرد و افزود: رئیس قوهٔ قضائیه مردانه از اجرای طرح نور حمایت کرده است.
رادان: از این راه عقبنشینی نخواهیم داشت
فرمانده کل انتظامی با بیان اینکه ۳۲ دستگاه مسئول راهکارهای اجرایی حجاب و عفاف بودهاند که اگر به تکالیف خودشان عمل میکردند، امروز شاهد چنین صحنههایی در خیابان نبودیم، افزود: چنین است که بایستی عزم و ارادهمان را در برابر صیانت از دختران میهنمان قرار دهیم، من اینجا در حرم حضرت معصومه(س) در برابر متدینین و انقلابیونی که برخی از آنها امروز اینجا هستند و در برابر خانوادهٔ شهدا، خانوادهٔ جانبازان، خانوادهٔ رزمندگان، علما، صلحا و در حرم خانم حضرت معصومه(س) قسم یاد میکنم تمام توان را برای احیای دین و ارزشهای میهن اسلامیمان خواهیم گذاشت و از این راه عقبنشینی نخواهیم داشت و هیچ ارادهای، تهمتی، افترایی، هیچ سرزنشی و شماتتی ما را از این راه پر فیضی که حضرت حق در برابرمان قرار داده، به عقب نخواهد راند.
او گفت: از صداوسیمایی که به میدان آمده، از اصحاب رسانه و قلمبهدستانی که علیه مزدوران قلم میزنند، نه برای مزدوران، تشکر میکنم.
پلیس در مسیر اجرای طرح حجاب و عفاف تنها نیست
همچنین، براساس گزارشی که مهر از این تجمع منتشر کرده است، سردار رادان با بیان اینکه دشمنان تلاش دارند تا بیحجابی در جامعه گسترده شود، افزود: حجاب هرگز موضوع امنیتی و انتظامی نیست. حجاب و عفاف موضوعاتی کاملاً فرهنگی و اجتماعی هستند و ما بهصراحت اعلام میکنیم در این عرصه نگاه امنیتی نداریم.
در این تجمع بسیاری از حاضران لباس نظامی به تن کرده بودند و برخی هم پلاکاردهایی در دست داشتند که شعارهایی با مضمون حمایت از اقدام پلیس و انتقاد از سکوت دیگر مسئولان رویشان نوشته شده بود: «سردار ما چه تنهاست، رئیس جمهور کجاست؟» یا «سردار ما چه تنهاست، صداوسیما کجاست؟»
او ادامه داد: در تمامی موضوعات بایدها و نبایدهایی وجود دارد و باید این پرسش را مطرح کرد که اگر عدهای در عرصهٔ حجاب و عفاف بایدها و نبایدها را ندیده گرفتند، تکلیف چیست؟
سردار رادان بیان کرد: ما از دختران این کشور حفظ و صیانت میکنیم که قرار است در آینده مادران این سرزمین شوند و رزمندهپروران آینده این کشور برای ایستادگی در برابر استکبار جهانی باشند.
او گفت: این ماجرا برای امروز نیست بلکه از زمان صدر اسلام شروع شد و در در دوران سیدالشهدا علیهالسلام به درازا کشیده است و دشمن تلاش کرد تا حجاب را از خاندان اهل بیت علیهمالسلام که بعد از واقعهٔ عاشورا بهسمت شام در حرکت بودند، بردارد و این ماجرا تا به امروز ادامه دارد و مردم باید تکلیف خود را بشناسند.
سردار رادان با بیان اینکه در مسیر اجرای طرح نور راه پرفرازونشیبی داریم، افزود: حضور مردم انقلابی در صحنه و در حمایت از پلیس مهم است.
او با بیان اینکه دشمن تلاش دارد تا عنوان کند پلیس در مسیر اجرای طرح حجاب و عفاف تنها است، افزود: حضور گستردهٔ مردم خط بطلانی بر این توطئه دشمنان کشید.
فرمانده فراجا گفت: دشمنان بهدنبال آن هستند که بیحیایی و بیغیرتی را در جامعهٔ ما گسترش دهند که اگر بیحیایی در جامعه رواج یابد، رفتهرفته جامعه نسبت به دفاع از ارزشها بیتفاوت خواهد شد.
فرمانده انتظامی کل کشور اضافه کرد: دختران ما امروز مورد هجمهٔ دشمنان قرار دارند و نباید آنان را دشمن فرض کنیم و به همین دلیل تلاش میکنیم تا از دختران این سرزمین صیانت کنیم.
او گفت: برخی از دختران در خارج از کشور آموزش میبینند و به مدلی تبدیل میشوند تا در جامعه حرکت کنند و سبب شوند تا بیحجابی در جامعه رواج یابد و دشمنان در این زمینه برنامه دارند که ضرورت دارد ما هم برنامههایی در مقابله با آنان داشته باشیم.
سردار رادان تصریح کرد: امروز اگر آبرویی داریم، در دفاع از ارزشهای دینی و نظم و امنیت جامعه میگذاریم و از این مسیر عقبنشینی نخواهیم کرد.
حجتالاسلام ماندگاری: همهٔ ارگانها باید در کنار هم به نقش و رسالت دینی و قانونی خود عمل کنند
حجتالاسلام «ماندگاری»، استاد حوزه، نیز سخنران دیگر این مراسم بود. بهگزارش خبرگزاری «صداوسیما» او با تأکید بر اینکه دشمن بداند که مردم ایران پای ارزشهای ناب اسلامی استوار ایستادهاند، افزود: روزی که مردم احساس کنند اسلام در خطر است و همه باید حضور پیدا کنند و حضوری باشکوه داشته باشند، میآیند و قدمهای استواری در این مسیر بر میدارند.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه دشمن احساس میکند با تهدید جامعه با مسئلهٔ حجاب میتواند به اسلام و انقلاب ضربه بزند، بر لزوم عملیاتیسازی هرچه سریعتر قانون عفاف و حجاب در کشور تأکید کرد. او با اشاره بر اینکه حجاب حریم صلاح خانواده و جامعه است، گفت: مطالبهٔ مردم مؤمن و انقلابی کشور این است که در عین مبارزه با ناقضان امنیت و فاسدان اقتصادی باید با حرمتشکنان حریم امن الهی در عرصهٔ عفاف و حجاب که فرهنگ دینی جامعه اسلامی را نشانه گرفتهان، برخورد شود.
سخنران اجتماع حمایت از طرح نور و فراجا ضمن تأکید بر اهمیت مبارزهٔ جدی همگانی با مفسدان و قانونشکنان تمام ساحتهای جامعه، تصریح کرد: در مبارزه با فساد، اسلام تماشاچی نمیخواهد و در گسترهٔ تاریخ هرجا مردم تماشاچی شدند، دشمن به بیحیاییها در جامعه دامن زد و به دین خدا توهینهایی را رواداشت.
ماندگاری، حجاب را نهتنها قانون اسلام و کشور بلکه مهمترین پایهٔ استواری تدین خانواده و جامعه دانست و افزود: در برخورد با پدیدهٔ بیحیایی و بیعفتی همهٔ ارگانها باید در کنار هم به نقش و رسالت دینی و قانونی خود عمل کنند.
انتقاد از اجتماع قم در شبکههای اجتماعی
انتشار تصاویر این تجمع در رسانهها اظهارنظر کاربران بسیاری را در شبکههای اجتماعی بهدنبال داشت. در میان این تصاویر یک عکس بیش همه مورد توجه کاربران قرار گرفت و اظهارنظرهای متفاوتی را برانگیخت. عکسی که در آن روحانیون و حاضران در مراسم لباس رزم به تن کردهاند. برخی از کاربران این عکس را در تضاد با صحبتهای فرمانده فراجا در رابطه با فرهنگی و اجتماعی خواندن طرح نور دانستهاند. از جمله «عباس وریج کاظمی»، جامعهشناس و استاد دانشگاه، که با انتشار این تصویر در شبکهٔ «ایکس» هشدار داد «با این قبیل اقدامات، جامعه بهسرعت بهسمت خشونت عریان سوق داده میشود.» هشداری که پیشازاین جامعهشناسان دیگری هم دادهاند، اما گویی این صدا در میان بلندی صداهای دیگر گم شده است.
«طرح نور» که نام جدید همان «گشت ارشاد» سابق است در روزهای گذشته واکنشهای مختلفی را برانگیخته. شماری از عقلای جامعهٔ با هر گرایش سیاسی هشدار دادهاند که آزمودن دوبارهٔ روشهایی که پیش از این ناکارآمدیشان اثبات شده، خطایی راهبردی است. اما گویی بخشی از سیاستگذاران همچنان به روشهایشان باور دارند و تجدیدنظر در آنها را گناهی نابخشودنی میدانند. حتی توییت «مهدی فضائلی»، عضو دفتر رهبر انقلاب که از تذکر ایشان به برخی مسئولان بابت «کارهای بیقاعده و بدون برنامه» در حوزهٔ حجاب خبر میداد هم کارساز نیفتاد و دستفرمان قبلی حفظ شد. حتی شماری از کاربران بهاصطلاح تندرو به عضو دفتر رهبر انقلاب هم حمله کردند و مدعی شدند که این توییت بدون هماهنگی با رهبری نوشته شده است. برگزاری تجمع قم و شعارهای حاضران و پوشش آنها و ترکیب سخنرانان نشانهٔ روشن دیگری بر اصرار وزیر کشور و نیروی انتظامی بر اجرای «طرح نور» است.
در یکسالونیم گذشته و پس از حوادث تلخ در کشور، بسیاری از جامعهشناسان و اهالی علوم انسانی با سلایق مختلف در نشستهای بسیاری زیادی شرکت کردند و تحلیلشان را دربارهٔ فضای جامعه، حقوق مغفولماندهٔ زنان، ریشههای خشم و… بیان کردند. برای نمونه برنامهٔ «شیوه» در شبکهٔ چهار صداوسیما یکی از برنامههایی بود که با عملکرد خونسرد و حرفهای مجریاش رفتهرفته مقداری از اعتماد مخاطبان را هم جلب کرد. در این برنامه بارها و بارهای الگوهای غلط سیاستگذار در حوزهٔ اجتماعی بهصورت صریح و بیلکنت به نقد کشیده شد. در دانشگاهها و مجامع دیگر از جمله در دانشگاه تهران و اندیشکدههای مختلف هم این نشستها برگزار شد. در همین روزنامهٔ «پیام ما» با چند جامعهشناس و انسانشناس گفتوگو کردیم و هرکدام از نظرگاه خودش به سیاستگذار توصیههایی کردند.
اکنون که گشت ارشاد با نامی جدید آغاز شده و این همه حاشیه داشته، وقت آن است که بپرسیم آیا در یکسالونیم گذشته حتی یک نفر از مسئولان اجرایی و انتظامی صدای این کارشناسان را شنیده است؟ آیا کسی گزارشهای پژوهشی نهادهای مورد اعتماد دستگاههای رسمی را خوانده است؟ اگر مسئولانی وجود دارند که خیال میکنند صلاح کار مملکت را بیش از هر کسی و هر نهاد پژوهشیای میدانند، پس اینهمه پول خرج کردن برای پژوهشهای اجتماعی را متوقف کنید. اگر قرار نیست صدای پژوهشگران مستقل و نهادهای علمی را بشنوید، بهتر است زحمت پژوهشگران و اهالی علوم اجتماعی را کم کنید. منظور از اهالی علوم اجتماعی آنهایی نیستند که با برچسب غیراخلاقی «غربگرا» توصیف میشوند.
بلکه بسیاری از پژوهشگران مورد اعتماد و میانهرو (به قول اهالی شبکههای اجتماعی وسطباز) و مذهبی هم از این دایره بیرون میافتند. هرچند این رویه بهشدت برای کشور خطرناک است، اما حالا که عدهای بر اثربخشی تصمیمهایشان اصرار می ورزند، دیگر چارهای جز تماشا کردن باقی نمانده است. فقط از خاطر نبریم که دعوت جامعهٔ علمی و منتقدان به «گفتوگو» و «چارهجویی» برای مسائل بغرنج جامعه، هر بار با کیفیت قبل اتفاق نمیافتد.
*عنوان یادداشت برگرفته از عنوان کتابی است که از سوی نشر «نی» دربارهٔ نتایج پیمایش اجتماعی در دههٔ ۵۰ شمسی منتشر شده است.
آشوراده؛ گرهای که بهدست دولت کور شد
میگویند گرهای را که با دست باز میشود، با دندان باز نمیکنند. این مَثَل حالا حکایت جزیرهٔ «آشور کوچک» شده است که نه طرح گردشگری برای آن اجرا میشود و نه خبری از لغو مصوبهٔ آن بهگوش میرسد. هر بار که پای سرمایهگذار یا سازمانهای دولتی به آن باز میشود، جنجالی بهراه میافتد. اینبار هم خبر بازداشت محیطبان پناهگاه حیاتوحش میانکاله به گوش میرسد. ظاهراً ماجرا از این قرار بود که ادارهکل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری بدون اخذ یا لااقل همراه داشتن مجوز اقدام به ورود مصالح به این جزیره کرده است و محیطبان نیز طبق وظیفهٔ قانونی جلوی کار را گرفته است. اما این اقدام با واکنش استانداری گلستان و بازداشت کوتاهمدت او روبهرو شده است.
گویی دولت خیال ندارد حتی برای انجام طرحی که بیش از ۲۰ سال است وعدهاش را به مردم محلی داده، درون خودش هم هماهنگی ایجاد کند. دولت همین جزیرهٔ کوچک را هم جزیرهای مدیریت میکند! ذینفعان در جزیرهٔ آشوراده بهویژه زمانی که نام گردشگری بهمیان میآید، کم نیستند. طرحی که مجوز اجرا گرفته بود، طرحی موسوم به «طبیعتگردی» بود که گویا در دولت سیزدهم «گردشگری» نام گرفت. یک ضلع این چندوجهی مانند همیشه دولت بهمعنای رئیس دولت و مشاورانش است که میخواهد به هر طریقی طرحی را در جزیره با نام گردشگری اجرا کند تا بگوید آنچه را که دیگران نتوانستند، من انجام دادهام.
یک ضلع دیگر آن سازمانهای اجرایی دولت هستند که نه بین رأس سازمان با بدنه هماهنگی وجود دارد (مانند اختلاف مواضع «علی سلاجقه»، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست با ادارهکلهای استانی و محیطبانانش) و نه بین سازمانها و ادارههای مختلف. ادارهکل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری گلستان بر طبل اجرا میکوبد و ادارهکل محیطزیست مازندران، بهویژه شهرستان بهشهر، کُرنای مخالفت با آن را کوک میکند. جامعهٔ محلی در گلستان و اهالی سابق جزیره میگویند طرح باید با محوریت جامعهٔ محلی و محدودهٔ دهکده اجرا شود، ادارهکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی اعلام میکند که کسی سندی در اختیار ندارد تا خانهها را به او واگذار کنیم. سال گذشته نیز به یکباره نام شرکتهای بزرگ گردشگری بهعنوان سرمایهگذاران طرح مطرح شد که ردپای وزارت کشور را نشان میداد. در این آشفتگی مدیریت، ذینفعانی که نه زبان اعتراض دارند و نه توان مداخله، فراموش شدند: حیاتوحش و طبیعت جزیره.
اینمیان اما یک معیار برای اجرا شدن یا نشدن و چگونگی آن وجود داشت. سندی که قانون تدوین آن را تکلیف کرده بود: «طرح ارزیابی اثرات محیطزیستی». طرحی که چهار سناریو از جمله عدم اجرا را بررسی کرده است. آنچه مهمترین بخش این مطالعه را شامل میداد یک هشدار مهم بود: گردشگری بیضابطه در جزیرهٔ آشوراده درحال از بین بردن تنوعزیستی جزیره است. این طرح میگوید بهترین شرایط زیستی در جزیره مربوط به زمانی بوده است که اهالی در آن سکونت داشتند. طرح ارزیابی اثرات محیطزیستی اجرای طبیعتگردی در جزیره میگوید تداوم روند موجود، حیاتوحش و تنوعزیستی منطقه را با خطری جدیتر از آنچه حالا با آن مواجه است روبهرو خواهد کرد و آشوراده را بیشازپیش به محلی امن برای انباشت زباله، شکار بیرویهٔ پرندگان، صید غیرمجاز ماهیان خزر (بهویژه خاویارماهیان در خطر انقراض)، شکار اسبهای وحشی خزری و… تبدیل خواهد کرد. چندین صفحه، جدول، هشدار و مسیر نیز برای چگونگی اجرای طرح مشخص کرده است.
اما بهنظر میرسد دولت سیزدهم این کتابچه را نادیده گرفته است. طرح ارزیابی اثرات محیطزیستی همچنان بهعنوان یک راهحل وجود دارد. این طرح میتواند بهروز شود و مطالعهای تکمیلی، مسیر راه دولت باشد. مطالعهای به مشاوری قابل وثوق از سوی همهٔ ذینفعان سپرده شود تا نگرانی از اجرای طرحی که حداقل داشتههای این منطقه را هم از بین ببرد، به اطمینانخاطر از حفظ منطقه تبدیل کند.
