بایگانی
آگاهیرسانی به مردم برای جلوگیری از انقراض
تصاویر نصبشده روی دیوارهای ایستگاه تربیت مدرس مترو، تداعیکنندهٔ سرمایهٔ بزرگ ملی در اذهان مسافران مترو است؛ حیاتوحش و خطر انقراض! برای نخستینبار بود که در راستای جلب توجه همگانی به ارزشهای محیطزیستی و حیاتوحش کشورمان، تصاویر برخی از گونههای در خطر انقراض روی دیوارهای مترو ایستگاه تربیت مدرس نصب شد. هدف از نصب تصاویر آگاهیدهی و دادخواهی برای حیواناتی بود که مورد کمتوجهی مردم و دولتمردان قرار گرفتهاند. در اواخر سال گذشته پای مسئولان شرکت بهرهبرداری مترو تهران به موضوع حیاتوحش باز شد. بهگفتهٔ مسئولان مترو، روزانه بیش از دو میلیون مسافر در سراسر شهر تهران با مترو جابهجا میشوند.
مترو یکی از کارآمدترین و مؤثرترین وسیلههای نقلیهٔ شهری است که نقش انکارناپذیری در حل مسائل ترافیکی و کاهش آلودگیهای هوا، صوتی و محیطزیست دارد. تبلیغات در ایستگاه و فضاهای داخلی مترو نیز چندسالی است به یکی از ابزارهای قوی جهت معرفی محصولات شرکتها و خدمات مؤسسات تبدیل شده است. ورود مترو به موضوعات حیاتوحش فرصتی بود تا بگوییم زمانی که مردم مطالبهگر باشند و نسبت به تخریب محیطزیست و زیست جانوری حساسیت داشته باشند، سرمایههای زیستی کشور حفظ خواهد شد. شاید بهگفتهٔ برخی، تصاویر حیاتوحش روی دیوارهای مترو ربط مستقیمی با زندگی شهرنشینی ندارد، اما این پرسش پیش میآید؛ چند درصد مردمی که در کلانشهری مثل شهر تهران زندگی میکنند با تنوع گونههای حیاتوحش کشور آشنا هستند و دربارهٔ گونههای حیاتوحش ایران که بهواسطهٔ مردم و دولتمردان از بین رفته است و یا گونههایی که در لبهٔ پرتگاه انقراض دارند، آگاهی دارند؟! و این درحالیاست که مترو هر لحظه با طیف گستردهای از مسافر روبهرو است. ازاینرو، خواستم با نصب تصاویر حیاتوحش روی دیوارهای مترو بههمراه پیامهای عبرتآموز آن، اهمیت حیاتوحش را در اذهان مسافران مترو جا دهم و اینکه گونههایی بر اثر بیتوجهیهای مردم و دولتمردان در حال انقراض هستند.
این تصاویر گویای این است که نباید اجازه دهیم نسل حیوانات منقرض شود، چراکه زندگی انسانها وابسته به طبیعت سالم و تنوع حیاتوحش است. آمار اعلامی سازمان حفاظت محیطزیست نشان میدهد طی نیمقرن اخیر ۷۰ درصد گونههای برجستهٔ حیاتوحش کشورمان را از دست دادهایم و بسیاری از گونهها از جمله در ردهٔ پستانداران گور ایرانی، یوزپلنگ ایرانی، خرس سیاه و گوزن زرد، از ردهٔ خزندگان گونههایی مانند افعی شاخدار دمعنکبوتی و افعی دماوندی، ۲۰ گونه از ردهٔ دوزیستان شامل وزغها، قورباغهها و سمندرها، پنج گونه از خاویارماهیان دریای خزر در ردهٔ ماهیان و پرندگانی نظیر درنای سیبری، بالابان، اردک سرسفید ، میشمرغ، عقاب طلایی و اردک مرمری در معرض خطر انقراض هستند. در اواخر سال گذشته با همکاری معاونت محیطزیست طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست و شرکت بهرهبرداری مترو تهران، پوستر ۱۴ گونهٔ در حال انقراض کشور در مترو نصب شد و این نخستینبار است که تصویر گونههای در معرض انقراض در فضای عمومی مترو منتشر میشود.
سفر در تمام دورانها برای انسان سحرانگیز بوده، هرچند معانی آن از گذشته تا امروز تغییر کرده است. امروزه با شنیدن واژهٔ سفر، اصلیترین مواردی که به ذهن متبادر میشود لذت و تفریح است. ازاینروست که غالباً انگیزهٔ سفر دیدن و لذت بردن برای دوری از استرس و شرایط یکنواخت زندگی آنهم به مقصدی که آمادهٔ پذیرایی از مسافر است، تعریف میشود. این درحالیاست که در گذشته پررنگترین تداعی سفر در ذهن مسافر، ترس و خطر بود. ناامنی راه، طولانی بودن مسیر، نبود امکانات و ناشناخته بودن مقصد.
شرایط سخت سفر در گذشته باعث میشود به اهمیت کار مسافران تاریخ بیشتر اهمیت بدهیم. افرادی که برای شناخت دنیا دست به سفر میزدند تا دانش خود را گسترش دهند و سوغاتی ارزشمند از دیدهها و شنیدهها برای اقوام و دوستان خود سوغات آورند و شگفتی را به آنها هدیه دهند. خوشبختانه بسیاری از این مسافران تاریخ دست به قلم شدند و خاطرات سفر خود را به رشتهٔ تحریر درآوردند و آن را بهعنوان سوغاتی ارزشمند علاوهبر به اطرافیان خود، به ما هم هدیه دادند. پنجاه و هفتمین جلسهٔ سفرنامهخوانی در نیمهٔ دوم اردیبهشتماه سراغ سفرنامهٔ هفت ایرانی رفت که در دورهٔ قاجار به شهر بمبئی در هندوستان سفر کردند. این سفرنامهها با عنوان «بمبئی رقص الوان است» توسط «علیاکبر شیروانی» جمعآوری و توسط نشر اطراف به چاپ رسیده است. این مجموعه پنج جلد دارد و در هر جلد به بررسی سفر مسافران قاجاری به یک شهر میپردازد. «شیلا تدین»، راهنمای گردشگری و علاقهمند به فرهنگ هندوستان کارشناس این نشست بود و «علیرضا سعادت» که تجربهٔ زیستن در هندوستان را برای چندین سال داشت، اجرای آن را برعهده گرفت.
سید محمدحسین به زیبایی بمبئی در کنار بوی تعفن شهر اشاره میکند و درحالیکه بقیهٔ سفرنامهنویسان دربارهٔ آب لولهکشی مطالبی را آوردهاند، در خاطرات سید محمدحسین که متأخرترین سفرنامهنویس این مجموعه است، از نبود لولهکشی آب صحبت میشود
شیلا تدین، در مورد اهمیت این کتاب میگوید: با مطالعهٔ این مجموعه با تحولات ۱۰۰ یا ۲۰۰ساله در یک شهر آشنا میشوید. آخرین سفرنامهٔ درجشده در کتاب مربوط به سال ۱۳۰۱ شمسی است که در سالهای آخر دورهٔ قاجار و زمانی نزدیک به تشکیل حکومت پهلوی است. درحالیکه قدیمیترین سفرنامهٔ درجشده در این کتاب به سال ۱۱۸۲ شمسی یعنی همزمان با اواسط دورهٔ فتحعلیشاه برمیگردد.
پارسیان هند، ناآشنا در میان ایرانیها
سفرنامه دیدگاه هر شخص در مورد مقصد است که براساس جهانبینی و شرایط سفر و پارامترهای متعددی شکل میگیرد. حال اگر نکاتی در سفرنامههای مختلف یکسان باشد، میتوان به قطعیت آن را مصداق قضاوت قرار داد. شیلا تدین در مورد نکات مشترک این سفرنامهها در مورد بمبئی میگوید: اولین نکتهٔ مشترک در تمام این سفرنامهها توصیف آبوهوای این شهر بندری در جنوبغربی هند است. شهری که دروازهٔ هند بهسوی دنیای غرب بود. سفرنامهنویسان به حضور پررنگ انگلستان در بمبئی و همچنین توسعهٔ شهرسازی در این شهر اشاره کردند و جالب اینکه اکثر سفرنامهنویسان به نقاط مثبت حضور انگلیس اشاره میکنند، گویی با پدیدهٔ استعمار آشنایی ندارند. نکتهٔ مشترک دیگر تعجب این مسافران در برخورد با پارسیان هند است. گروهی از زرتشتیانی که در ایران به آنها گبر گفته میشد، در قرون دو و سه هجری از ایران به هند مهاجرت و جایگاهی شایسته در این کشور پیدا کردند. شیلا تدین واژهٔ تعجب را توصیف مناسبی در مورد نگاه این سفرنامهنویسان میداند و دلیل خود را عدم برخورد آنها در ایران با زرتشتیان مطرح میکند که ممکن است بهخاطر جغرافیای زندگی آنها بوده باشد.
چرا بمبئی؟
چرا مسافران در دوران قاجار رنج سفر به بمبئی را بر خود هموار میکردند؟ تدین در این مورد توضیح میدهد: روزگاری یکی از مسیرهای رفتن به حج از بمبئی میگذشت، حجاج ایرانی بعد از رسیدن به بندرعباس یا بوشهر با کشتی خود را به مسقط و بمبئی و سپس مکه میرساندند. علت انتخاب این مسیر طولانی، خطرناک بودن مسیر زمینی بود، ضمن آنکه مسیر مستقیمی از خلیجفارس به جده وجود نداشت. پس گروهی به قصد زیارت مکه مدتی هم در بمبئی میماندند. گروهی هم به قصد تجارت به نقاط دیگر همانند بمبئی سفر میکردند. البته دستهٔ دیگری هم بودند که از راه دیگری به حج میرفتند و در مسیر برگشت از بمبئی عزم بازگشت میکردند که مسیر رفت آنها از ایران بهسمت باکو، استانبول، شام و سپس عربستان بود. گروهی هم با انگیزهٔ یادگیری به این شهر سفر میکردند. از این روست که دانستن هدف سفر هرکدام از سفرنامهنویسان برای بررسی نوشتهها به ما او کمک خواهد کرد.
خانهٔ ملکه جایگزین قلعهها شد
در گذر زمان مراکز مهم یک شهر ممکن است ثابت بماند یا تغییر کنند. شیلا تدین براساس این سفرنامهها در مورد بمبئی میگوید: در سفرنامههای قدیمیتر دربارهٔ این مجموعه از دو قلعهٔ بزرگ در شهر که در اطراف آن خندق است، صحبت میشود. قلعههایی که محل زندگی بزرگان و ثروتمندان شهر بودند. با گذر زمان و مطالعهٔ سفرنامههای جدیدتر دیگر اشارهای به این دو قلعه نمیشود. بلکه در مورد تفرجگاه بزرگی بهنام باغ ملکهٔ انگلیس مطالبی آمده است. بهنظر میرسد این قلعهها تخریب یا به فراموشی سپرده شده است. در گذر از این سفرنامهها زمان پدید آمدن ساختمانهای چندطبقه و تغییرات سیستم حملونقل شهری را هم میتوان دریافت.
تنوع ادیان در کشور ۷۲ ملت
کشور هفتاد و دو ملت شاید واژهای مترادف با هند در ذهن مخاطب ایرانی باشد. شیلا تدین در مورد تنوع ادیان در هند از دورهٔ قاجار، براساس این کتاب و سفر اخیر خود میگوید: هندیها معتقدند در هر ۱۵ کیلومتر جابهجایی، شما با یک فرهنگ و آیین جدید مواجه میشوید و من خودم این موضوع را در سفرم تجربه کردم. این موضوع از دید سفرنامهنویسان قاجاری هم دور نمانده است و آنها نیز در خاطرات خود به این مورد اشاره کردهاند.
میزبانان سفرنامهنویسان قاجاری
اینکه میزبان مسافر چه کسی باشد میتواند بر روی نگاه سفرنامهنویس اثرگذار باشد. شیلا تدین میگوید: براساس میزبانی که مسافر را میزبانی میکند، میتوان برخی روحیات او را حدس زد. بهطور مثال «میرزا ابوطالبخان» در بمبئی مهمان یک ژنرال انگلیسی میشود. جالبه اینکه علاقهٔ او به غرب را براساس روابطش در لابهلای متن میتوان دید. از سوی دیگر «سید محمدحسین» در یک مسافرخانه با کیفیت نامناسب اقامت میکند. او تنها مسافری از این گروه است که به بوی بد شهر اشاره میکند.
سید محمدحسین به زیبایی بمبئی در کنار بوی تعفن شهر اشاره میکند و درحالیکه بقیهٔ سفرنامهنویسان دربارهٔ آب لولهکشی مطالبی را آوردهاند، در خاطرات سید محمدحسین که متاخرترین سفرنامهنویس این مجموعه است، از نبود لولهکشی آب صحبت میشود. از سوی دیگر شیلا تدین به این نکته اشاره میکند که باید جایگاه این مسافرین را هم در نظر بگیریم. این موضوع در زاویه نگاه آنها به جامعهٔ هند اثرگذار است. مسافران این کتاب اکثراً از افراد ثروتمند یا بانفوذ بودند که شرایط مناسبی برای اقامت در شهر برای خود در نظر میگرفتند و این موضوع در نوع درک آنها از لایههای مختلف شهر و فرهنگ اثرگذار است.
آیینهایی از گذشته تا امروز
شیلا تدین با تأکید بر اینکه مطالب متناقض دربارهٔ هند قابلقبول است، میگوید: تنوع آیین در هند بسیار زیاد است. یکی از جذابترین آیینهای در هند، مراسم ازدواج است. وقتی به توصیفات سفرنامهنویسان قاجاری دقت میکنید و سپس ردپای آن در زمان حال بگیرید، بسیاری از آنها را بدون تغییر در زمان حال خواهید یافت.
حاجیه خانم علویه کرمانی، تنها سفرنامهنویس زن
در این مجموعه از میان هفت سفرنامهنویس تنها یکی از آنها خانم است. «حاجیه خانم علویه کرمانی»، زنی که به قصد زیارت حج پا به بمبئی میگذارد و روایتی متفاوت از سایرین ارائه میدهد. شیلا تدین میگوید: وقتی همهٔ سفرنامهنویسان از بزرگی و کوچکی شهر حرف میزنند، علویه خانم از حس خودش از سفر و مواجه با شهر میگوید؛ از سختی سفر با کشتی تا ذوق دیدن باغوحش در باغ ملکهٔ انگلیس و توصیف حیوانات موجود در آن! درواقع، علویه کرمانی نگاهی زنانه و خاص خود از بمبئی دوران قاجار ارائه میدهد. وقتی او با ذوق و اشتیاق از بازدیدش از فضایی که اشیای قدیمی در آن نگهداری میشده میگوید، درواقع به وجود موزه در بمبئی اشاره دارد. سفرنامهٔ او که برای رهایی از دلتنگی و تنهایی سفر دست به قلم شده بود، یادگاری ارزشمند از بمبئی برای ماست.
باتیک ما را یکراست یاد روسریهای نرم و نازک ابریشمی میاندازد که با طرحها و رنگهای شاد و سرزنده بر سر عشایر دیدهایم. هنری که از آسیای میانه راه خودش را به ایران باز کرد و در آذربایجانشرقی جان گرفت و ماندگار شد. هرچند هنرمندان چاپ باتیک این روزها دیگر دلودماغ کار ندارند و همهچیز را به تولیدات ماشینی سپردهاند، اما معتقدند چاپ ماشینی هرگز نتوانسته جای هنر دست را بگیرد.
آشنایی با هنر باتیک
آشنایی با مفهوم کلمهٔ باتیک ما را سریعتر با زیروبم این هنر آشنا میکند. البته این هنر به کلاغهای یا کلاغی نیز مشهور است و در برخی نقاط کشور به قنوز که معادل واژهٔ آذری ابریشم است نیز خوانده میشود. باتیک در لغت بهمعنای حصار و ضریح معنا شده است و این به این دلیل است که قسمتهایی از پارچه را که قرار بود رنگآمیزی شود به اشکال خاصی گره میزدند یا میدوختند و بعد از آن رنگآمیزی میکردند. با این عمل رنگ نمیتوانست در قسمتهای گرهخورده یا دوختهشده نفوذ کند و بعد از پایان عملیات رنگرزی و بازشدن گرهها نقاط دوختهشدهٔ قسمتهایی که رنگ را جذب نکرده بود، حالتی بدون رنگ یا بهاصطلاح نگاتیو به خود میگرفت. از سوی دیگر معمولاً در قدیم فقط از یک رنگ و اکثراً رنگ سیاه استفاده میشد و این نقوش حالت پرکلاغی را به ذهن تداعی میکرد و همین باعث شد برای متمایز شدن از سایز منسوجات رنگرزیشده، کلاغی خوانده شود.
رواج هنر باتیک در ایران
هنر باتیک از کشور هند آغاز شد و محققان محل رشد و رونق این هنر را کشور اندونزی و بهطور خاص جزیرهای بهنام جاوه میدانند. اولین ایدههای چاپ باتیک امروزی قرنها پیش در قبایل مناطق جاوه پیدا شد؛ زمانی که کشف کردند که عصارهٔ بعضی درختان از نفوذ رنگ به داخل پارچه جلوگیری میکند. بهاینترتیب، روشی خلق شد که با آن بخشهایی از پارچه با این مواد پوشانده میشد و پس از اتمام رنگرزی جای پرشده با آن ماده که رنگ نگرفته بود، بهصورت نقوش بیرنگ روی زمینهٔ رنگشده باقی میماند. نخستین نمونههای هنر باتیک به دو هزار سال پیش در هند باستان برمیگردد. پارچههای باتیک در هند تا اواسط قرن بیستم میلادی رواج خود را از دست داده بودند، اما دوباره رایج شدند و حتی به تمامی نقاط جهان صادر شدند. مراکز مهم چاپ باتیک در دنیا اندونزی، مالزی، تایلند، چین، هند، پاکستان و سریلانکاست.
چاپ باتیک در ایران بیشتر روی شال و روسریهای سنتی دیده میشود. بیشترین بازار فروش پارچههای باتیک بین عشایر کردستان، لرستان، عشایر فارس (قشقایی) و ترکمنصحراست
مانند بسیاری از صنایعدستی، این هنر نیز در زمان صفویان در ایران بجد مورد توجه قرار گرفت. روابط تجاری ایران و هند در این زمان گسترش پیدا کرد تا جاییکه هنرمندان هندی راستهای در بازار اصفهان بهنام «چیتسازان» داشتند. در آن زمان کار باتیک اکثراً بر روی کرباس بود. پارچهای ارزان قیمت که زنان از آن برای چادر، پرده و سفره استفاده میکردند. کمکم اجرای این هنر بر روی پارچههای گرانبهاتر و ابریشم هم مورد توجه قرار گرفت. این پارچههای فاخر در دربار پادشاهان صفوی، بین زنان و مردان طرفداران بسیاری داشت.
در همین دوران بود که هنرمندان عرصهٔ باتیک، دست یاری بهسوی منبتکاران دراز کردند. قالبهای چوبی جایگزین قالبهای سنگی شدند. بهواسطهٔ سهولت تهیهٔ قالبهای چوبی، سرعت کار باتیککاران هم افزایش پیدا کرد. قالبهای چوبی را به یک یا چند رنگ آغشته میکردند و با فشار روی پارچه میکوبیدند. قدیمیترین قالبهای یافتهشده در ایران از جنس سنگ و چوب است. سه قالب از این جنس در حفاریهایی در اطراف نیشابور کشف شد و کارشناسان قدمت زمان ساخت آنها را سدهٔ دهم و یازدهم هجری قمری (عهد صفوی) میدانند.
خاستگاه هنر باتیک
از مراکز مهم این هنر در دوران معاصر باید از تبریز و اسکو در استان آذربایجانشرقی نام برد. گفته میشود این هنر اکثراً در محلههای جنوب تبریز، بر سر راه تبریز به مراغه و به فاصلهٔ هفت کیلومتری شهر خسروشاه رونق داشته است. همچنین، در روستاهای اسکندان و دیزج این هنر نیز دیده میشده است. درحقیقت، قطب تولید این نوع از صنایعدستی در شمالغرب ایران بهویژه در شهر اسکو بودهاست. مردمی که بر کرانهٔ دریای خزر در سدهٔ ششم قبل از میلاد زندگی میکردند، روش باتیک یا رنگناپذیر کردن منسوجات را میدانستند. بنابه گفتهٔ ریشسفیدان روستاهای اسکو، این هنر را مهاجران باکو که از هجوم روسهای تزاری میگریختند، به میان آنان آوردند که به باتیک اسکو شهرت یافته است.
بیشترین کاربرد یک هنر
از جمله محصولاتی که با پارچههای باتیک تولید میشود، انواع شال، کیف و تابلوهای دیواری است. چاپ باتیک در ایران بیشتر روی شال و روسریهای سنتی دیده میشود. بیشترین بازار فروش پارچههای باتیک هم بین عشایر کردستان، لرستان، عشایر فارس (قشقایی) و ترکمن صحراست. زنان عشایری همواره روسرهای خوشرنگ و لعاب باتیک را بر سر داشتند. این روسریها در بازار شیراز به روسری قشقایی شهرت دارد و در ترکمنصحرا نیز به همان اندازه محبوب است و روسری ترکمنی خوانده میشود. در مناطق دیگر نیز نام محلی خود را دارند. رنگهای موردپسند ترکمنها در چاپ باتیک شامل سیاه، بنفش، زرد و سفید میشود. قالب نیز از نقشهای سنتی بته، برگ، ماهی، پرنده، تابش آفتاب، صور هندسی مخصوصاً لوزی ساخته میشود.
صفر تا صد باتیک
در گذشته هنر باتیک بر روی کرباس دستبافت محلی انجام میشد. در این شیوه ابتدا کرباس را خیس میکردند و با چوبک شستوشو میدادند تا آهار کرباس از بین برود. بعد از خشک شدن آن را روی میز پهن میکردند و با قالبهای کندهکاری چوبی قدیمی اصفهان دستبهکار میشدند. برای این کار مقداری سقز خام را در ظرفی میجوشانیدند تا از آن نوعی روغن بهدست آید. روی سقز مایع آمادهشده را با پارچهٔ ماهوتی یا نمد میپوشاندند و ظرف را در جوار حرارت نگه میداشتند تا مایع سقز گرم و داغ باقی بماند. سپس قالب مهر را به سقز گرم آغشته میکردند و روی پارچه قرار میدادند و در پایان رنگرزی پارچه را میشستند. روشهای اجرای طرح در هنر باتیک به دو دستهٔ اصلی تقسیم میشود؛ چاپ مهری و چاپ بدون مهر. چاپ بدون مهر هم چند روش دارد؛ نقاشی، پیچان و عنکبوتی. شیوهٔ کار در هریک از این روشهای تفاوتهای بسیاری دارد. رنگهای بهکاررفته برای چاپ بیشتر از دسته رنگهای گیاهی مانند روناس، اسپرک، پوست انار و زردچوبه است.
آتش تمرکززدایی بر جان جنگلهای حارهای
براساس گزارش هیئت بینالدولی تغییر اقلیم (IPCC) یکسوم انتشار کربن دیاکسید جهان به جنگلزدایی، بهخصوص در مناطق حاره مربوط است. اندونزی یکی از کشورهایی است که با آغاز قرن بیستویکم به معضل جنگلزدایی شدید دچار شد. درختان این کشور به الوار تبدیل و بهصورت قاچاق به کشورهای دیگر صادر میشوند. براساس گزارش آژانس تحقیقات محیطزیست در سال ۲۰۱۴ میلادی، ارزش قاچاق چوب از اندونزی به چین بهتنهایی به ماهانه ۶۰۰ میلیون دلار میرسید.
پژوهش نشان داد که مشاغل غیرقانونی چوببری که تحت حمایت سیاستمداران فاسد و شرکتها ایجاد شدهاند، بیشترین سهم را در از بینبردن جنگلها دارند.
مطالعهٔ انجامشده با استفاده از دادههای نرخ مشارکت مردم در انتخابات و سطح فعالیتهای مدنی در جامعه نشان داد چنددستگی قومی نقش عمدهای در کاهش سطح سرمایهٔ اجتماعی، بروز بیاعتمادی، کمشدن مشارکت افراد در فعالیتهای عمومی و بیتوجهی به حفظ اموال عمومی ایفا میکند
این کشور جنوبشرق آسیا بهدنبال سقوط رژیم سوهارتو (Suharto) در سال ۱۹۹۸، سیاست تمرکززدایی در حوزهٔ سیاسی و اقتصادی را در دستورکار خود قرار داد، اما روند آنطورکه رهبران جدید اندونزی فکر میکردند پیش نرفت و تمرکززدایی تحت تأثیر عواملی مثل پراکندگی جغرافیایی، تفاوتهای سیاسی و قومی، وفور منابع طبیعی و رانتخواهی بروکراتیک قرار گرفت. فرایند تمرکززدایی بخش قابل توجهی از درآمدهای چوب را به حوزههای حاکمیت محلی تفویض کرد و به آنها اجازه داد بهدور از هرگونه نظارت ملی، برای جنگلهای قلمرو خود مجوز چوببری صادر کنند. با وجود آنکه جنگلزدایی از سوی دولت مرکزی غیرقانونی شناخته میشد، حاکمان محلی فعالیت چوببری را مجاز میپنداشتند و برای قطع درختان مجوز صادر میکردند.
این مطالعه چنددستگی قومی را عامل تشدید جنگلزدایی در اندونزی معرفی میکند که قدرت هماهنگی و سازماندهی جامعه برای ایستادگی در برابر شرکتهای چوببری را کاهش داده است. چنددستگی قومی باعث چندگانهشدن مراکز کنترلگری شد و نظارت بر فعالیتها را دشوار کرد. همین امر سبب شد که امکان بروز فساد بین سیاستمداران افزایش یابد. چنددستگی قومی از طریق سه عامل عمده «کاهش سرمایهٔ اجتماعی»، «افزایش امکان فساد» و «ازدیاد قلمروهای قدرت» به جنگلزدایی دامن زده است.
کاهش سرمایهٔ اجتماعی
مطالعهٔ انجامشده با استفاده از دادههای نرخ مشارکت مردم در انتخابات و سطح فعالیتهای مدنی در جامعه نشان داد چنددستگی قومی نقش عمدهای در کاهش سطح سرمایهٔ اجتماعی، بروز بیاعتمادی، کمشدن مشارکت افراد در فعالیتهای عمومی و بیتوجهی به حفظ اموال عمومی ایفا میکند. جنگل متعلق به عموم جامعه است و باید در برابر بهرهبرداری بیرویهٔ شرکتهای چوببری محافظت شود، اما وقتی سرمایهٔ اجتماعی کم باشد، توانمندی جامعه برای محفاظت از جنگلها کاهش خواهد یافت. از همین رو، شرکتهای متخلف راحتتر به بهرهبرداری بیرویه از جنگل ادامه میدهند.
گسترش فساد
چنددستگی قومی سبب میشود که نظارت و کنترل بر فساد دولتیان کمتر شود. مطالعات نشان داد که سیاستمداران در برابر نیازهای جامعهٔ چنددسته کمتر پاسخگو هستند. در اندونزی حاکمان محلی مجوزهایی صادر میکردند که با مجوزهای صادرشده توسط حاکمان محلی نواحی مجاور تداخل داشت. بهدلیل ناهماهنگیها و دشواری نظارت و کنترل بر صدور مجوز چوببری در این جوامع که به لحاظ قومی متنوعاند، فعالیت شرکتهای چوببری افزایش مییافت و از سقف تعیینشده توسط دولت مرکزی بیشتر میشد.
همچنین، مشخص شد بین شرکتهای چوببری و جوامع محلی بر سر جنگل تعارض منافع وجود داشت. طبق قانون شرکتها ملزم بودند که درصورت اقدام به قطع درختان و صدمه به جنگل به جوامع محلی غرامت پرداخت کنند. میزان این غرامت از طریق مذاکره بین شرکت و نمایندگان جوامع محلی تعیین میشد. درصورتیکه مذاکره به نتیجه نمیرسید، جوامع محلی با شرکت مزبور وارد منازعه بهقصد توقف فعالیت چوببری میشدند. شرکت بهمنظور اجتناب از نزاع و رسیدن به توافق دستکم باید غرامتی معادل با منفعتی را پرداخت می کرد که این جوامع از جنگل برخوردار میشدند.
اما ناهمگنی قومی چون ابزاری در دست شرکتها عمل میکرد تا میزان غرامت را کاهش دهند؛ زیرا جوامع چنددستهای که باهم هماهنگ نیستند کمتر قادر خواهند بود که درصورت پرداخت غرامت غیرمنصفانه توسط شرکتهای چوببری با آنها مقابله کنند. از اینرو، شرکتهای چوببری ترجیح میدادند فعالیتهای خود را در مناطقی با تنوع قومی بیشتر انجام دهند. در این میان برخی سیاستمداران محلی از فرصت استفاده کردند و در ازای دریافت رشوه شرکتهای چوببری را از پرداخت غرامت معاف میکردند. رواج این روند سبب شد انگیزهٔ سیاستمداران فاسد محلی برای صدور مجوزهای چوببری بیشتر شود. شرکتهای چوببری نیز بهراحتی بهکار خود ادامه میدادند و بسته به اینکه کدامیک بهصرفهتر است، تصمیم میگرفتند که با جوامع محلی به توافق برسند یا با رشوه دادن به مقامات جواز بگیرند.
جوامع با تنوع قومی زیاد کمتر قادر به تنبیه سوءرفتار سیاستمداران هستند و عواقب و هزینههای رشوهخواری در این جوامع کمتر از جوامع محلی با تنوع قومی کم است.
ازدیاد قلمروهای قدرت
نواحی متنوعتر بهلحاظ قومی بیشتر احتمال دارد که به حوزههای قدرت کوچکتر اما متعدد منشعب شوند. در اندونزی، افزایش تعداد قلمروها در بروز چنددستگی سیاسی و رقابتجوییها تعیینکننده بود. در این کشور هر گروه قومی قلمرو قدرت مخصوص به خود را ایجاد کرد و جنگلزدایی تحتتأثیر افزایش رقابتهای سیاسی تشدید شد.
عوامل فرعی
غیر از سه عامل اصلی گفتهشده پنج عامل دیگر نیز بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در تنوع قومی اندونزی و درنتیجه بر روند جنگلزدایی مؤثر بود که در ادامه به آنها اشاره میکنیم.
مهاجرت: برنامههای مهاجرتی گوناگونی در اندونزی به اجرا درآمد تا افراد فاقد زمین از مناطق پرجمعیت (بهویژه استان جاوا) به مناطق کمجمعیت مهاجرت کنند. این مهاجرتها تنوع قومی مناطق را بیشتر کرد و به جنگلزدایی بیشتر انجامید.
چنددستگی سیاسی: چنددستگی سیاسی نیز مانند چنددستگی قومی در روند جنگلزدایی مؤثر بود. شرکتها از رقابت بین سیاستمداران فاسد برای کسب رانت بیشتر در فعالیتهای منجر به افزایش جنگلزدایی استفاده میکردند.
کاربری زمین: در مناطق دارای تنوع قومی بیشتر گروههای قومی مختلف در کاربری زمین ترجیحات متفاوتی داشتند. ترجیح اقوام ممکن بود هر یک از حوزههای کشاورزی، جنگلبانی و شکار، املاک، دامداری، صنایعدستی و… باشد. این گوناگونی فعالیتها روند جنگلزدایی را تسریع کرد.
جغرافیا: تنوع جغرافیایی نیز تنوع قومی را تحتتأثیر قرار میدهد و اثر دوگانهای بر جنگلزدایی دارد. بهعنوان نمونه مؤلفههایی مثل فاصله از دریا یا تعداد رودخانه در یک منطقه بر جمعیت و تنوع قومی آن منطقه از اندونزی مؤثر بود و درنتیجه با میزان جنگلزدایی رابطهٔ معناداری داشت.
آتشسوزی جنگلها: آتشسوزی در اندونزی رویداد مکرری است که هر سال هکتارها جنگل را نابود میکند. براساس این مطالعه، درحالیکه برخی آتشسوزیهای جنگلی نتیجهٔ طبیعی گرمای شدید تابستان بود، اکثر آنها توسط شرکتها و جوامعی شعلهور میشد که با انگیزهٔ تأسیس صنایع یا زمین کشاورزی اقدام به آتشزدن پوشش گیاهی میکردند و نواحی وسیعی را از بین میبردند.
این مطالعه درنهایت به این نتیجه رسید که اتخاذ سیاست تمرکززدایی در اندونزی تشدید چنددستگی قومی را در پی داشته که این امر باعث کاهش سرمایهٔ اجتماعی جوامع و افزایش امکان سوءاستفادههای اقتصادی شد. قدرت چانهزنی جوامع محلی برای دریافت غرامت در برابر استفاده شرکتهای چوببری از منابع جنگلی کاهش یافت و قلمروهای قدرت متعددی در این کشور پا گرفتند که بالا گرفتن رقابت بین این حوزههای قلمرو باعث شد توانایی جوامع برای مقابله با سوءاستفاده شرکتهای چوببری کم شود و مناطق جنگلی بیشتری تحت آماج تخریبی قرار گیرند.
منبع اصلی این مقاله با عنوان «Public Goods and Ethnic Diversity: Evidence from Deforestation in Indonesia» در سال ۲۰۱۸ در نشریهٔ علمی Economica شماره ۸۶ به چاپ رسید.
وزیر کشور، در پاسخ به پرسشی دربارهٔ برخورد با مأموران متخلف فراجا و علت اطلاعرسانی نکردن در این زمینه و ایجاد شائبههایی در اذهان مردم، گفت: «طبیعی است در هر کاری هر مأموری اگر تخلف کند، با او برخورد میشود. اما آنچه که شنیدم در فضای مجازی دربارهٔ یک مورد خاص پخش شده است و در آن مورد خاص آنچه توسط فراجا انجام شده این بوده که به خانمی تذکر حجاب داده شده است، اما آن فرد در برابر اجرای قانون و رعایت حجاب، مقاومت و درواقع خود را برهنه کرده است.» وحیدی او ادامه داد: «نیروی انتظامی با پتویی ایشان را پوشانده و طبق ضوابط عمل کرده است؛ اما آنچه منعکس شده، ظاهراً جور دیگری بوده است. باید از تقطیع و انحراف موضوعات جلوگیری کرد تا کاری که فراجا براساس موازین قانونی به آن عمل کرده است، جور دیگری مطرح و حاشیهسازی انجام نشود.»
سخنان سایر اعضای کابینه
اعضای کابینهٔ سیزدهم در حاشیهٔ جلسهٔ روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت هیئت وزیران در حیاط دولت با حضور در جمع خبرنگاران به سؤالاتشان پاسخ دادند. در این جمع، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست دربارهٔ میزان آلودگی رود ارس، رئیس سازمان انرژی اتمی از نتیجهٔ مذاکراتش با دبیرکل آژانس انرژی اتمی، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از رفع یکی از موانع پیش روی صادرکنندگان صنایعدستی توضیحاتی دادند.
بهگزارش خبرگزاری ایسنا، «علی سلاجقه»، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در واکنش به برخی اخبار نسبت به میزان آلودگی رود ارس و مضرات آن، با بیان اینکه رود ارس را کاملاً پایش میکنیم، تأکید کرد: آن آلودگیهایی که مطرح است، به هیچ عنوان واقعیت ندارد. «جواد اوجی»، وزیر نفت، نیز با اعلام اینکه خط لولهٔ فرآوردهٔ نفتی از تبریز، خوی تا ارومیه به طول ۲۲۲ کیلومتر آمادهٔ بهرهبرداری است، توضیح داد: از این طریق، بنزین، نفت گاز و نفتکوره را بهراحتی انتقال میدهیم و مانع تردد تانکرهای نفتکش در این مسیر خواهیم بود. این طرح بالغبر هزار میلیارد تومان بار مالی داشته است. او افزود: همچنین در کیفیسازی پالایشگاه تبریز، تبدیل فرآوردههای نفت گاز یا گازوئیل به «یورو۵» آمادهٔ بهرهبرداری است.
روزانه پنج میلیون لیتر تولید نفت گاز یورو۵ را خواهیم داشت که به بهبود محیطزیست و جلوگیری از آلودگی هوا کمک میکند. «محمد اسلامی»، رئیس سازمان انرژی اتمی با تشریح نتیجهٔ مذاکراتش با گروسی، گفت: علاوهبر مفاد بیانیهٔ مشترک اسفند ۱۴۰۱، حدود نیمی از موارد باقیماندهٔ کشورمان با آژانس حلوفصل شد. دو مکان باقیمانده هم در فرایند حلوفصل قرار دارد. طبق برنامهٔ توافقشده معاونان دو طرف در حال تعامل و گفتوگو هستند. او با اشاره به سخنان گروسی مبنیبر احتمال شکلگیری فضای جدید با ایران، گفت: بله منظور ایشان عملیاتی شدن همان سه پاراگرافی است که در بیانیهٔ مشترک اسفند ۱۴۰۱، بین طرفین به امضا رسید.
«احسان خاندوزی»، وزیر اقتصاد، نیز با اشاره به حاشیهٔ توافق مالیاتی سازمان امور مالیاتی و تجار صنعت طلا، گفت: اعضای صنف طلا و جواهر معتقدند یکی از آییننامههای قاچاق کالا ذیل سامانهٔ جامع تجارت برای همصنفیهایشان مشکلات را بهوجود آورده است که با دستور ویژهٔ رئیسجمهور، وزارت صمت اطلاعیهای منتشر کرد. مواردی از آییننامهٔ مذکور که برای طلافروشان مشکلاتی را بهوجود آورده بود با رعایت مفاد کلی قانون حذف شد. او همچنین اعلام کرد تمام اصناف کشور موظف هستند در حوزۀ ممیزیِ مالیاتی بهسمت شفافیت، الکترونیکی شدن و فاصله گرفتن از روشهای کاغذی و سنتی بروند.
رفع یکی از موانع صادرات صنایعدستی
«عزتالله ضرغامی»، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، از رفع یکی از موانع پیش روی صادرکنندگان صنایعدستی خبر داد. او با اشاره به اینکه به دولت پیشنهاد داده بودیم فعالان صنایعدستی بتوانند آزادانه هر میزان که خواستند صنایعدستی را از کشور خارج کنند و ارز آن را وارد کشور کنند، افزود: در جلسهٔ امروز هیئت دولت مصوبهٔ بسیار خوبی برای صنایعدستی داشتیم که خبر خوب و خوشی برای همهٔ مردم ایران است و درنتیجهٔ آن یکی از موانع صنایعدستی که موانع صادراتی آن است، برطرف میشود.
«مهرداد بذرپاش»، وزیر راهوشهرسازی، با اشاره به انعقاد قرارداد تجهیز و بهرهبرداری ۱۰سالهٔ فاز اول بندر شهیدبهشتی چابهار با شرکت هندی آن را در افزایش انگیزهٔ سرمایهگذاری طرفین مؤثر خواند. او همچنین گفت: بعد از رشد ۵۸ درصدی ترانزیت جادهای در ۱۴۰۲ نسبت به سال قبل، تا ۲۶ اردیبهشت امسال رشد ترانزیت نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۵۵ درصد است. امیدوارم امسال رکورد دیگری در ترانزیت کشور رقم بزنیم.
«علی بهادری جهرمی»، سخنگوی دولت نیز در این جمع از مصوبهٔ حمایتی دولت در جهت حمایت از نهضت ملی مسکن خبر داد و گفت: تأمین فولاد و سیمان برای ساختوساز برای مسکن حمایتی تضمین شد. وزارت نیرو و صمت مکلف شدند نیازهای لازم برای تأمین فولاد و سیمان را مهیا کنند. بورس کالا مکلف شد فولاد و سیمان را با نرخهای حمایتی و مناسبتر برای تأمین مسکن حمایتی در اختیار بنیاد مسکن قرار دهد تا کنترل بسیاری خوبی بر مصالح ساختمانی مسکن حمایتی انجام شود.
«علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، نیز با اشاره به قرارداد واردات اتوبوس، ون و تاکسیهای برقی شهرداری تهران با خودروسازان چینی، گفت: شهرداری تهران بهازای هر دستگاه اتوبوس، ون و تاکسی برقی چینی ۲۵۰ هزار یورو پرداخت میکند. او همچنین خبر داد که عملیات عمرانی مسیر نعلاسبیشکل خط ۹ متروی تهران حد فاصل پارک چیتگر تا منطقهٔ دولتآباد از روز چهارشنبه شروع شده است.
برنامهریزی کشاورزی به استناد کدام آمار؟
اوایل اردیبهشت ماه جاری بود که با همکاری مرکز منطقهای مدیریت آب شهری یونسکو و اتاق بازرگانی ایران، کارگاه منطقهای حکمرانی آبهای زیرزمینی در اتاق بازرگانی برگزار شد. در این کارگاه، نمایندگان سازمانهای بینالمللی و جمعی از متخصصان داخلی و مقامات دولتی کشوری حضور داشته و در خصوص تجربیات و درسآموختهها، چالشها و راهکارهای حکمرانی منابع آب زیرزمینی و کلا منابع و مصارف آب سخنرانی و به ارائه مقالات پرداختند.
یکی از مهمترین و پرچالشترین مقالات در روز دوم کنفرانس توسط یکی از مقامات ارشد وزارت جهاد کشاورزی تحت عنوان مصرف آب زیرزمینی در کشاورزی و ابتکارات مدیریتی در ایران ارائه شد. می توان به ادعای عجیب این مقام مسئول مبنی بر مصرف واقعی آب کشاورزی در حدود ۴۲ میلیارد متر مکعب اشاره کرد. اینکه این عدد توسط مقام ارشد تحقیقاتی آب کشاورزی ایران و در یک کنفرانس بین المللی اعلام شده خود دارای ابعاد وسیعی است که لازم است دست اندرکاران آمایش سرزمین به آن توجه کنند.
ولی عجیبتر از این ادعا، سخنان مقام ارشد آب وزارت نیرو بود که ایشان عدد ۸۰ میلیارد متر مکعب را برای مصرف آب کشاورزی مطرح کرد. این بدان معنی است که در یک کنفرانس با محوریت حکمرانی آب آنهم در سطح بین المللی، دو عدد اعلام شده در مورد مصرف آب کشاورزی از طرف دو مقام مسئول حکمرانی آب کشور، اختلاف ۱۰۰ درصدی با یکدیگر دارند. این موضوع زمانی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که با مرور سند امنیت غذایی کشور مصوب اردیبهشت ۱۴۰۲ در ستاد انقلاب فرهنگی کشور متوجه می شویم که مصرف آب کشاورزی باید تا افق ۱۴۱۱ به ۵۱ میلیارد متر مکعب برسد و این بدان معنی است که وزارت محترم جهاد کشاورزی طبق ادعای این مقام مسئول هم اینک به اهدافی بهتر از ۵۱ میلیارد یعنی به مصرف ۴۲ میلیارد متر مکعب آنهم نه در افق ۱۴۱۱ بلکه در سال ۱۴۰۳ رسیده است.
این ارقام متفاوت از مصرف آب کشاورزی توسط حکمرانان اصلی آب کشور در شرایط حاضر جای تامل و بررسی داشته و این سوال مطرح میشود که چگونه در سطوح کلان برنامهریزی آب کشور هنوز این اختلافات فاحش وجود داشته و هنوز به یک برنامه منسجم دست نیافتهاند.
لازم است که رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور از نگاه آمایش سرزمین به این موضوعات مهم ورود کرده و در مورد ادعای مقام مسئول در وزارت جهاد کشاورزی مبنی بر مصرف واقعی آب کشاورزی به مقدار ۴۲ میلیارد مترمکعب طرح سوال کند زیرا در غیر اینصورت سند بسیار مهم امنیت غذایی دچار ابهام خواهد شد.
تأثیری که سیستم ایمنی نوزادان از نحوهٔ تولد میگیرد
این تجزیه و تحلیل توسط دانشمندان دانشگاه کمبریج و دانشگاه فودان در چین بر روی دادههای ۱۵۰۵ نوزاد و مادران آنها در چین انجام شده و نتایج آن را نیز مجلهٔ «نیچر میکروبایولوژی» (Nature Microbiology) منتشر کرده است. بهطور معمول، حدود پنج درصد از کودکان زیر یک سال که اولین دوز واکسن سرخک را دریافت میکنند، پاسخ آنتیبادی به واکسن نشان نمیدهند. بااینحال، بین سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۸، نوزادان متولدشده از طریق سزارین در چین ۲.۵۶ برابر بیشتر از کسانی که از طریق زایمان طبیعی متولد شدهاند، شکست واکسن سرخک را تجربه میکنند.
خوشبختانه، دوز یادآور سرخک این شکست را جبران میکند و باعث ایجاد یک «پاسخ ایمنی قوی» میشود. اما این تأخیر مهم است؛ زیرا میتواند به اطلاعرسانی سیاستهای مؤثر واکسن کمک کند. در سال ۲۰۲۱، میلیونها کودک در سراسر جهان تقویتکنندهٔ سرخک خود را از دست دادند؛ تعداد بیسابقهای که ایمنی گروهی را در بسیاری از کشورها در نقطهٔ اوج خطرناک قرار میدهد.
کودکان متولدشده از طریق سزارین، برخلاف کسانی که از طریق زایمان طبیعی متولد میشوند، احتمال بیشتری برای برخی از اختلالات ایمنی دارند. هرچند دانشمندان هنوز نمیتوانند علت این موضوع را درک کنند
«هنریک سالج» (Henrik Salje)، ژنتیست دانشگاه کمبریج، میگوید: «بسیاری از کودکان درنهایت دوز یادآور سرخک خود را دریافت نمیکنند که برای آنها و برای جمعیت گستردهتر در جامعه خطرناک است.»
او میگوید: «نوزادان متولدشده با سزارین کسانی هستند که ما واقعاً میخواهیم پیگیری کنیم تا حتماً دوز یادآور سرخک را دریافت کنند، زیرا احتمال شکست واکسن در اولین دوز آنها بسیار بالاست.»
سرخک یک بیماری تنفسی ویروسی با تهدید قریبالوقوع و یکی از مسریترین بیماریهایی است که ما میشناسیم. واکسیناسیون تنها کاری است که ما را بر بیماری مسلط میکند. برای رسیدن به ایمنی جمعی در جامعه، نیاز به واکسیناسیون حداقل ۹۵ درصد جمعیت است.
اگرچه نوزادان متولدشده از طریق سزارین در مقایسه با نوزادان متولدشده از طریق زایمان طبیعی، طیف متفاوتی از باکتریها را در رودهٔ خود نشان میدهند، اما مطالعات دیگر نشان میدهد تفاوتها پس از حدود ۹ ماه ناپدید میشوند
چین راه زیادی تا ریشهکن کردن سرخک ندارد، اما در شیوع اخیر تقریباً یکسوم کسانی که مبتلا به این ویروس شدند، پیشازاین واکسن دریافت کرده بودند. این عبور عفونت از سد واکسن زمانی اتفاق میافتد که سیستم ایمنی بدن افراد یا به واکسن واکنش نشان نمیدهد یا آنکه واکنشی بیش از حد ضعیف نشان میدهد.
همواره درصدی از موارد اینچنینی که عفونت از سد واکسن عبور میکند، و همین موضوع اهمیت واکسیناسیون حداکثری در جامعه را نشان میدهد؛ چراکه این موضوع یک تعادل شکننده است، اما افزایش روزافزون تعداد سزارینها میتواند همین تعادل شکننده را از بین ببرد.
کودکان متولدشده از طریق سزارین، برخلاف کسانی که از طریق زایمان طبیعی متولد میشوند، احتمال بیشتری برای برخی از اختلالات ایمنی دارند. هرچند دانشمندان هنوز نمیتوانند علت این موضوع را درک کنند، اما کنکاش دربارهٔ علت این پدیده ادامه دارد. در سال ۲۰۲۲، یک مطالعه کاهش پاسخ آنتیبادی پس از دریافت واکسن «مننگوکوک» و «پنوموکوک» را با سزارین در ارتباط دانست. در این مطالعه، سطح آنتیبادیهای محافظ در بدن نوزادانی که از طریق زایمان طبیعی متولد شده بودند، پس از دریافت دوز واکسن دوبرابر بود. در آن زمان، دانشمندان این نظریه را مطرح کردند که نوزادان متولدشده از طریق سزارین با میکروبهای مهمی از واژن مادر خود در تماس قرار نمیگیرند؛ چراکه این میکروبها میتوانند سیستم ایمنی تازهتشکیلشده را تحریک کنند. اگرچه مطالعهٔ اخیر در چین علت تأثیر سزارین بر پاسخ بدن به واکسن را بررسی نکرده است، اما نویسندگان مقالهٔ مربوط به این مطالعه، علت احتمالی مشابهی را مطرح کردهاند.
سالج میگوید: «با زایمان به روش سزارین، نوزاد در معرض میکروبیوم مادر همانند چیزی که در زایمان طبیعی اتفاق میافتد، قرار نمیگیرد. ما فکر میکنیم این بدان معناست که برای نوزادان متولدشده از طریق سزارین، زمان بیشتری طول میکشد تا میکروبیوم روده توسعه پیدا کند و از طرفی توانایی سیستم ایمنی بدن برای پاسخ مناسب به واکسنهایی علیه بیماریهایی چون سرخک افزایش یابد.»
بااینحال، این فقط یک نظریه است. اگرچه نوزادان متولدشده از طریق سزارین در مقایسه با نوزادان متولدشده از طریق زایمان طبیعی، طیف متفاوتی از باکتریها را در رودهٔ خود نشان میدهند، اما مطالعات دیگر نشان میدهد تفاوتها پس از حدود ۹ ماه ناپدید میشوند.
بااینحال، سیستم ایمنی نوزادان تا حد زیادی مانند یک راز است. هنوز محققان نتوانستهاند در مورد اینکه آیا یک نوزاد بهصورت استریل و بدون میکروب متولد میشود یا آنکه در زمان تولد، بدن نوزاد مجهز به میکروبیومی از رحم مادر است، به توافق برسند. همچنین، مشخص نیست چیزی که سیستم ایمنی کودک را تحریک و تقویت میکند، میکروبیوم واژن مادر است یا میکروبیوم رودهها و اینکه نقش تغذیه با شیر مادر پس از تولد در این موضوع چقدر است.
از سال ۲۰۰۰ میزان سزارین در سراسر جهان دو برابر شده است. این جراحی در حال حاضر حدود ۲۰ درصد از تولدها در سراسر جهان و تا نیمی از کل تولدها در برخی از کشورها مانند برزیل را تشکیل میدهد. در حوزهٔ بهداشت عمومی بسیار مهم است که بدانیم چگونه روش زایمان بر ایمنی نسل بعدی تأثیر میگذارد.
منبع:
متن اصلی این مقاله با عنوان How You Were Born Could Change Your Response to Life-Saving Medicine روز ۲۶ اردیبهشت در «ساینس آلرت» (Science Alert) منتشر شده است.
تداوم تسلط تایوان بر بازار ریزتراشه
شرکت TSMC در سهماههٔ چهارم سال ۲۰۲۳ پیشرو در صنعت ساخت ریزتراشه باقی ماند و ۶۱ درصد از سهم بازار را در اختیار داشت. این شرکت در این دوره بهتر از حد مورد انتظار عمل کرد، بهطوریکه نسبت به رشد ۵۹ درصدی در سهماههٔ سوم ۲۰۲۳، افزایش قابلتوجهی داشت. نرخ بهرهبرداری ظرفیت (Capacity Utilization) نسل فناوری پنج نانومتری آن به ظرفیت صد درصدی رسید که بهدلیل تقاضای بالا برای پردازندههای گرافیکی هوش مصنوعی انویدیا بود. آیفون ۱۵ که از آخرین نسل فناوری یعنی سه نانومتر TSMC استفاده کرده است، کمک زیادی به فروش ریزتراشههای آن کرد. این دو باعث کسب درآمد بیشتر TSMC از نسل فناوری زیر هفت نانومتر شد که تقریباً ۷۰ درصد از کل درآمد آن در سهماههٔ چهارم را به خود اختصاص داده است. در سال ۲۰۲۴، تقاضای زیادی برای ریزتراشههای هوش مصنوعی وجود خواهد داشت. ازآنجاکه TSMC ظرفیت خود را برای تولید ریزتراشهها بااستفاده از CoWoS توسعه میدهد، پیشبینی میشود این شرکتها بتوانند تقاضای بالای هوش مصنوعی را برآورده کنند. همچنین، بازار ساخت ریزتراشه به انتهای چرخهٔ موجودی بسیار نزدیک است. این بدان معناست که ریزتراشههای زیادی در انبار در انتظار فروش نیستند. TSMC ذینفع اصلی هر دو روند بزرگ هوش مصنوعی و بازیابی تقاضای نیمههادیهای منطقی خواهد بود. به همین دلیل TSMC هم از تقاضای زیاد برای ریزتراشههای هوش مصنوعی و هم از بهبود تقاضا برای انواع دیگر ریزتراشههای مورد استفاده در رایانه و الکترونیک سود زیادی خواهد برد.
تنها دو شرکت TSMC و سامسونگ سهم بازار خود را نسبت به سهماههٔ قبل افزایش دادند. سهم بازار TSMC دو درصد افزایش یافت و سامسونگ همچنان دومین بازیگر مهم باقی ماند و سهم خود را از ۱۳ درصد به ۱۴ درصد افزایش داد. دلیل آن تداوم عرضهٔ گوشیهای هوشمند در طول این سهماهه و افزایش پیشفروش گوشیهای هوشمند سری S24 سامسونگ بود که ریزتراشهٔ هوش مصنوعی در آنها گنجانده شده است. این عوامل به رشد سهم سامسونگ در بازار کمک کرد.
تنها دو شرکت TSMC و سامسونگ سهم بازار خود را نسبت به سهماههٔ قبل افزایش دادند. سهم بازار TSMC دو درصد افزایش یافت و سامسونگ همچنان دومین بازیگر مهم باقی ماند و سهم خود را از ۱۳ درصد به ۱۴ درصد افزایش داد
در میان کارخانههای ساخت ریزتراشهٔ دارای نسل فناوری بالغ، هر دو، هم گلوبال فاندریز و هم UMC عملکردی بهتر از حد انتظار ارائه کردند و هرکدام شش درصد از سهم بازار را در سهماههٔ چهارم در اختیار داشتند. بااینحال، هردو شرکت گفتند انتظار ندارند در سهماههٔ اول سال ۲۰۲۴ درآمد زیادی کسب کنند. به این دلیل است که در حال حاضر شرکتهای زیادی، بهخصوص در صنایع خودروسازی محصولات آنها را خریداری نمیکنند. سهم بازار SMIC از شش درصد در سهماههٔ سوم به پنج درصد در سهماههٔ چهارم سال ۲۰۲۳ کاهشیافته است. این شرکت اکثراً ریزتراشههای هوآوی و نیازهای رایانهای خود چین را تولید میکند. بااینحال، SMIC انتظار دارد در آیندهٔ نزدیک تقاضای بیشتری برای قطعات مورد استفاده در گوشیهای هوشمند وجود داشته باشد. این افزایش تقاضا ممکن است به این دلیل باشد که هوآوی قصد دارد سری گوشیهای هوشمند Pura 70 خود را در سهماههٔ دوم سال ۲۰۲۴ عرضه کند. SMIC برای کل سال ۲۰۲۴ انتظار فروش زیادی را ندارد و بنابراین، در انتظارات خود برای عملکرد کل سال محتاط است. این شرکت بهدلیل عدم قطعیت در پایداری تقاضا، چشمانداز محتاطانهای را برای تمام سال اتخاذ کرده است که شبیه چشمانداز محافظهکارانهٔ سایر کارخانههای تولید ریزتراشهٔ نسل فناوری بالغ است.
با توجه به نسل فناوری، بهدلیل تقاضا برای هوش مصنوعی، در سهماههٔ چهارم سال ۲۰۲۳ نسل فناوری ۴/۵ نانومتر با سهم بازار ۲۶ درصد بزرگترین سهم بازار را به خود اختصاص داده است. نسل فناوری ۶/۷ نانومتری با سهم ۱۳ درصدی در رتبهٔ دوم قرار دارد که عمدتاً برای ساخت ریزتراشهٔ گوشیهای هوشمند استفاده میشود. نسل فناوری ۳ نانومتر ۹ درصد از بازار را تشکیل میدهد و تقاضا عمدتاً از ریزتراشههای A17 Pro آیفون ناشی میشود. در سایر نسلهای فناوری ۲۲/۲۸ نانومتر و ۱۲/۱۴/۱۶ نانومتر حدود ۹ درصد را تشکیل میدهند. کانترپوینت خاطرنشان کرد تقاضا برای کاربردهای هوش مصنوعی اهمیت نسل فناوری ۴ و ۵ نانومتری را در سهماههٔ آخر سال ۲۰۲۳ افزایش داد. پس از رکود شدید در سال ۲۰۲۳، انتظار میرود صنعت ساخت ریزتراشه در سال ۲۰۲۴ به مسیر رشد خود ادامه دهد؛ زیرا همهچیز به روال عادی خود بازمیگردد. تقاضا برای فناوریهای هوش مصنوعی همچنان بالا است و به این شرکتها در سال ۲۰۲۴ کمک میکند تا دوباره رشد کنند.

منابع
https://www.counterpointresearch.com/insights/global-foundry-industry-q4-2023-revenue-rises-qoq-driven-by-inventory-restocking/
https://www.digitimes.com/news/a20240503VL202/tsmc-pure-play-foundry-market-share-4q23.html?chid=10
https://www.semimedia.cc/16490.html
https://news.tvbs.com.tw/english/2439047
* این گزارش در تحریریهٔ برنامهٔ ملی میکروالکترونیک معاونت علمی، فناوری، و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری تهیه شده است
«محیطزیست» سومین عامل مهاجرت در ایران
حجم مهاجرتهای داخلی در ایران همگام با افزایش مسائل محیطزیستی بیشتر شده است. بهگفتهٔ «رسول صادقی»، جمعیتشناس، رقم سالانهٔ مهاجرت داخلی کشور حدود یک میلیون نفر است.
در نشست «تغییراقلیم و مهاجرتهای اکولوژیکی» رسول صادقی، عضو هیئتعلمی جمعیتشناسی دانشگاه تهران با بیان اینکه نابرابری منطقهای ایران باعث شده است چرخهٔ مهاجرتهای داخلی در این کشور همواره وجود داشته باشد، گفت: در سالهای اخیر حجم مهاجرتهای داخلی بهدلایل محیطزیستی تشدید شده است.
صادقی رقم مهاجرتهای سالانهٔ ایران در سالهای اخیر را حدود یک میلیون مهاجرت اعلام کرد و افزود: روند مهاجرتهای داخلی ایرانیان که پیشازاین غالباً درونمنطقهای بود، با تغییر همراه بوده و در یکدههٔ اخیر مهاجرت به مقصد بیرون از مناطق و به استانهای دیگر افزایش محسوسی داشته است.
او دربارهٔ مقصد مهاجرتهای داخلی اظهار گفت حدود یکچهارم مهاجرتها به مقصد مناطق پیرامونی تهران انجام میشود، اما تهران به یک مبدأ مهاجران نیز تبدیل شده است که معمولاً به مقصد استان البرز و استانهای شمالی کشور انجام میشود.
عضو هیئتعلمی جمعیتشناسی دانشگاه تهران افزود: مطالعات نشان میدهد مهاجران تهرانی بیشتر از قشر سالمندان و گروههای حساس به آلودگی هوا هستند.
او همچنین استانهای خوزستان، لرستان، سیستان وبلوچستان و ایلام را بهعنوان مهاجر فرستترین استانهای ایران معرفی کرد.
بهگفتهٔ این جمعیتشناس، دشواریهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و محیطزیستی مهمترین انگیزهها را برای مهاجرت افراد در ایران فراهم میکنند. دشواریهای محیط زیستی با بهخطر انداختن سلامت و معیشت مردم باعث مهاجرت جمعیتها به مناطق دیگر میشود.
صادقی همچنین با ارجاع به پیمایشی دربارهٔ مهاجرت که در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ در تمام مناطق شهری ایران انجام شد، چالشهای محیطزیستی را سومین دلیل فراهمآورندهٔ انگیزهٔ مهاجرت پس از فقر و بیکاری معرفی کرد.
او در ادامه افزود: مطالعات نشان داده است اثر گرمایش زمین روی جمعیت کشورهای در حال توسعه بیشتر از کشورهای توسعهیافته است، اما این اثر روند کاهشی دارد. مقایسهٔ پیشبینیهای دو دورهٔ ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۵ میلادی و ۲۰۲۵ تا ۲۱۰۰ میلادی نشان میدهد اثر گرمایش زمین روی جمعیت کشورهای در حال توسعه از ۵۳ درصد به ۳۹ درصد خواهد رسید. این اثرگذاری برای کل جهان از ۵۰ درصد به ۲۲ درصد میرسد و برای کشورهای توسعهیافته فقط سه درصد خواهد بود.
این جمعیتشناس ضمن یادآوری این مطلب که ایران بهدلیل شرایط خاص اقلیمی با عدم تعادل جمعیتی روبهرو است و برخی نقاط کشور بیشترین جمعیت را در خود جای دادهاند، گفت: مهاجرتهای اکولوژیکی رو به ازدیاد است و این امر عدم تعادل جمعیتی در ایران را تشدید میکنند.
عضو هیئتعلمی جمعیتشناسی دانشگاه تهران در پایان سخنان خود گفت: مطالعات نشان میدهد مشکلات محیطزیستی وقتی سلامت افراد را بهخطر میاندازد، بهسرعت به مهاجرت منجر میشود. اما وقتی این مشکلات معیشت مردم را تهدید میکند، افراد ابتدا بهدنبال راهکارهایی برای سازگاری اقتصادی با شرایط محیطی جدید میروند و در صورتی که این راهکارها نتیجهبخش نباشد، مهاجرت را برمیگزینند.
اقدام اقلیمی در گرو عمل به تعهدات
در این نشست همچنین «محمد درویش»، عضو بازنشستهٔ هیئتعلمی مؤسسهٔ تحقیقات جنگلها و مراتع کشور با بیان اینکه ایران جزو کشورهایی است که بیش از متوسط جهانی از تغییراقلیم اثر میپذیرد، گفت: آمار ۷۰ساله در منطقهٔ هومند آبسرد افزایش دمای ۲.۸ درجه سلسیوس را نشان میدهد و این درحالیاست که جهان با ۱.۵ درجه سلسیوس افزایش دما روبهرو بوده است.
درویش تصمیمهای سیاسی اتخاذشده در کاپ ۲۸ (بیستوهشتمین نشست اقلیمی سالانهٔ سازمان ملل متحد) را که پاییز سال قبل در امارات متحد عربی برگزار شد، مایهٔ دلگرمی دانست و افزود: در این رویداد بهرغم خشم نمایندهٔ عربستان سعودی و تهدیدهای نمایندگان اوپک توافق شد تا سال ۲۰۳۰ میلادی امکان صادرات کالاهایی که تولید آنها باعث انتشار دیاکسیدکربن میشود، از کشورها صلب شود. همچنین، مقرر شد تا سال ۲۰۴۰ خط تولید تمام خودروهایی که سوخت فسیلی مصرف میکنند، در جهان متوقف شود و تا سال ۲۰۵۰ تولید وسیلههای پروازی جدید برپایهٔ سوختهای فسیلی توقف یابد.
او اما با بیان اینکه نوع بشر از تفاهم دربارهٔ اقدام اقلیمی عاجز است، افزود: با توجه به احتمال پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده و همچنین حضور سیاستمداران منکر تغییراقلیم در مسند قدرت کشورها و از جمله ایران، بعید است اهداف مصرحشده در کاپ ۲۸ محقق شود.
او همچنین گفت مهاجرت با انگیزههای محیطزیستی در ایران رو به افزایش است و بهعنوان مثال یک مدرسه در شهر آمل در هر سال بیش از ۱۵۰ دانشآموز غیربومی ثبتنام میکند. درویش با تشبیه کره زمین به کشتی تایتانیک گفت: مهاجرتهای داخلی در ایران و حتی مهاجرتهایی که در تمام نقاط جهان بهسبب دشواریهای ناشی از تغییراقلیم صورت میگیرد، مانند جابهجایی از طبقات پایین کشتی تایتانیک به طبقات بالای تایتانیک است و تغییراقلیم همهٔ مردم جهان را فارغ از محل سکونتشان تهدید میکند.
بهگفتهٔ او، موجودیت و توان زیستپذیری کره زمین در حال از بین رفتن است و جهان در حال نزدیک شدن به نقطهٔ شکنندگی اقلیمی خود است.
این فعال محیطزیست شکسته شدن آبشار یخی چندمیلیونساله در قلهٔ دماوند در سال ۱۴۰۱ را نشانهٔ هشدارآمیزی عنوان کرد که باید مسئولان را به فکر کردن دربارهٔ راهکارهای عملی برای مواجهه با تغییراقلیم وادارد. نشست «تغییراقلیم و مهاجرتهای اکولوژیکی» در ادامهٔ سلسله نشستهای «تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر» و با همکاری خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی و انجمن جمعیتشناسی ایران در سالن اجتماعات حافظ واقع در بوستان ورشو تهران برگزار شد.
۱۳ اردیبهشت امسال بود که زمین تلخاب برای چندمین بار پیاپی لرزید و رانش حدود ۴۸ خانه را نیمهویران کرد. معاون عمرانی استانداری ایلام مانند همهٔ مسئولان در محل حادثه حاضر شد و اعلام کرد موضوع در دست پیگیری است و علاوهبر مصوبات پیشین برای این بحران راهحلی اندیشیده میشود.
اما گوش اهالی تلخاب در همسایگی سد و نیروگاه «سیمره» از این حرفها پر است. زینب یکی از اهالی تلخاب است. او میگوید: «اینبار نزدیک به ۵۰ خانه در روستا دچار رانش شدند. سالهاست که این مشکل را داریم. نه میتوانیم از اینجا برویم و نه میتوانیم بمانیم. هر بار ممکن است نوبت به خانهٔ یکی از ما برسد. هر چندوقت مسئولی میآید و میرود. میگوید برای این مسئله تصمیمگیری میکنند. پروندههایی برای خسارت مردم تشکیل میشود و بعد خیلی زود فراموش میشود. اگر بیایید خانهها را ببینید، متوجه میشوید چه میگویم. فعلاً بعضی از مردم به خانهٔ اقوام رفتهاند. اما همیشه که نمیتوانند در خانهٔ دیگری بمانند؟»
بازسازی یا جابهجایی؟
محمدعلی یکی دیگر از اهالی تلخاب است که خانهاش در رانش اخیر دچار آسیب فراوان شده است. او میگوید: «الان دولت بیاید به من پول بدهد خانهام را بازسازی کنم، من قرار است دست زن و بچهام را ببرم در خانهای که یکبار نزدیک بود روی سرشان خراب شود؟ دولت باید ما را جابهجا کند. همین رانشها برای سد و نیروگاه اتفاق بیفتد، آیا کسی جوابگوست؟ من با شش کلاس سواد میفهمم باید فکر این چیزها را قبل از ساختن یک پروژه بکنند، نه اینکه بعد در عواقب کار انجامشده بمانند. حالا میخواهند چه بکنند؟ چند سال است میخواهند ما را جابهجا کنند، اما چه تضمینی هست جای جدید این مشکلات نباشد؟»
اهالی روستا: سالهاست که این مشکل را داریم. نه میتوانیم از اینجا برویم و نه میتوانیم بمانیم. هر بار ممکن است نوبت به خانهٔ یکی از ما برسد
«سعید هژبری»، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری ایلام، اما تنها به گفتن این جملهها بسنده میکند: «برای برخی از خانهها بررسیهای کارشناسی انجام شده است و باید برای برخی دیگر نیز بررسی کارشناسی صورت گیرد تا وضعیتشان تعیینتکلیف شود.»
اما بهنظر میرسد آنچه یک دههٔ اخیر مشخص بوده است وضعیت خانههای تلخاب است: این خانهها هر سال بهویژه در هنگام بارندگی در خطر رانش قرار دارند.
خرداد سال ۱۴۰۱ یعنی زمانی که روستا یکبار دیگر دچار رانش شده بود، استاندار ایلام اعلام کرد این روستا باید تعیینتکلیف شود. «حسن بهرامنیا» اعلام کرده بود تعیینتکلیف هرچه سریعتر این روستا با قید فوریت انجام شود: «گروه فنی دوباره استعلام کند علاوهبر ۴۷ خانوار تعیینشده برای تملک، ساختمانهای دیگری که ترکهای طولی دارند، باید تملک شوند. با توجه با تغییراقلیم بحث تملک این خانوارها در اسرع وقت در دستورکار قرار گیرد.»
وعدههای مانده
چندروز پس از بازدید و دستورهای استاندار، «یاسر علیزاده»، فرماندار بدره، اعلام کرد ۷۰ خانوار از روستای تلخاب شهرستان بدره بهعلت رانش و ریزشهای مکرر زمین از محل سکونت خود جابهجا میشوند: «این ریزش و رانشها پیامد احداث سد سیمره در بالادست روستا، از جمله انفجارهای متعدد هنگام احداث یا فشار بالای تخلیهٔ آب خروجی سد سیمره است. با توجه به مطرح شدن شرایط خاص این محدوده از روستا (که حدود ۱۵ هزار متر است) در شورای برنامهریزی استان و بازدیدهای استاندار و کمیتهٔ فنی، استاندار نسبت به جابهجایی ساکنان این محدوده دستور اکید داد طبق دستور استاندار باید در مدت دو هفته، جابهجایی این ۷۰ خانوار تعیینتکلیف شود و مسئولان نیروگاه و سد سیمره هم ملزم به پرداخت رهن و اجاره بها و همچنین تعیین مکان زندگی با توافق ساکنان بهمدت یکسال است.
دولت اعلام کرده بود دیگر ساکنان روستای تلخاب نیز درصورت تمایل میتوانند با واگذاری منازل خود به سد و نیروگاه سیمره به سایت جدید منتقل شوند
یک قطعه زمین به وسعت چهار هکتار در مجاورت همین روستا برای ساکنان در نظر گرفته شده است، مسئولان نیروگاه و سد سیمره هزینهٔ طرح مطالعاتی این قطعه زمین را به بنیاد مسکن پرداخت کرده است و روند مطالعات زمین تا دو ماه آینده توسط کارشناسان بنیاد مسکن به اتمام میرسد و زمین بهتدریج وارد فاز ساختوساز خواهد شد. سد و نیروگاه سیمره اراضی محدودهٔ در معرض خطر این روستا را که در پاییندست دیوارهٔ سد قرار دارد، تملک و خریداری میکند و ساکنان این روستا با دریافت هزینهٔ تملک اراضی و تسهیلات از سوی بنیاد مسکن، در زمین موردنظر منازل خود را تحتنظر کارشناسان و ناظران این بنیاد احداث خواهند کرد. ساکنان محدودهٔ در معرض ریزش و رانش این روستا با نظر موافق خود در روستاهای اطراف داخل بدره یا روستاهای همجوار در شهرستان درهشهر (بهعلت نزدیکی مسافت به روستای تلخاب) بهمدت یکسال اسکان داده میشوند.»
بهگفتهٔ علیزاده، با توجه به اینکه زمین واگذارشده در سایت جدید چهار هکتار است، دیگر ساکنان روستای تلخاب نیز درصورت تمایل می توانند با واگذاری منازل خود به سد و نیروگاه سیمره به سایت جدید منتقل شوند. اما هیچ اقدامی به مرحلهٔ اجرا نرسید. شش سال پیشازآن و در سال ۱۳۹۵ نیز درست همین صحبتها از زبان مسئولان وقت به گوش میرسید.
چالش آشکار
«شاپور پولادی»، معاون هماهنگی امور عمرانی استاندار ایلام، شهریور آن سال اعلام کرده بود عملیات ساخت سد سیمره شامل سازهای و آبگیری، رانش زمین در روستای تلخاب شهرستان بدره در حاشیهٔ این سد را تشدید کرده است: «در این روستا در گذشته نیز رانش موضعی داشتهایم اما زمین لغزش و رانش زمین اردیبهشت سال ۱۳۹۴ از تأثیرات منفی و غیرقابلاجتناب عملیات سدسازی در این منطقه است. از نظر ما این بخشی از پروژه است و عامل بهوجودآورندهٔ آن بهطور کامل سد سیمره است. سدسازی تنها منحصر به ساخت یک سازه نیست، از صفر تا صد موضوع برعهدهٔ مسئولان سد است و بهعنوان بخشی از هزینههای سدسازی محسوب میشود. مسئولان سد سیمره باید تمامی هزینههای اصلاح خسارتها و پیشگیری از دیگر خطرات احتمالی برای اطراف بهویژه روستای تلخاب را عهدهدار شوند. در غیر اینصورت به مقام قضایی و مراجع داوری ارجاع میشود و تمامی مسئولیتهای جانی و مالی خطرات رانش زمین برعهدهٔ مسئولان سد سیمره است.
موضوع رانش زمین در روستای تلخاب بدره و در خطر قرار گرفتن تعدادی از منازل روستاییان، فوری، بحرانی و خارج از شرایط است و بر این اساس، باید بهسرعت در این ارتباط تصمیمگیری شود. تصمیمات در این حوزه باید بهصورت ویژه و خاص و خارج از تشریفات قانونی انجام شود و هرچه سریعتر مطالعات لازم با حضور کمیتهٔ فنی استانداری و مشاور سد در محل روستا انجام گیرد. انجام مطالعات ژئوتکنیک و مقاومسازی منازل روستایی هزینهٔ بالایی دارد و باید بحث هزینه-فایده در مقایسه با تملک زمین و جابهجایی روستا انجام شود. باید تعداد خانههای در معرض خطر و بار مالی جابهجایی روستا ارزیابی اقتصادی شود و راهکاری که کمترین هزینه و بیشترین اثر و رضایتمندی را دارد، در دستورکار قرار گیرد.»
بهگفتهٔ پولادی تیمی متشکل از کمیتهٔ فنی، مشاور و دستاندرکاران سد سیمره ظرف هفتهٔ آینده (هفتهٔ آخر شهریور ۱۳۹۵) برای بررسی دقیق موضوع به روستای تلخاب مراجعه و گزارشی از وضعیت موجود و راهکارهای ممکن جهت تصمیمگیری مدیریتی تهیه کنند: «مشخص است که احداث و آبگیری سد سیمره بر لغزش زمین در این روستا تأثیر جدی داشته است. در انجام پروژههای عمرانی برآورد هزینه-فایدهٔ طرحها و پروژهها باید انجام شود تا طرحها و پروژههایی اجرایی شوند که فایدهٔ آنان بیشتر از هزینهٔ آنها باشد. حساسیت موضوع بسیار بالاست؛ زیرا با جان آدمها سروکار داریم. بنابراین، همهٔ ما مسئول هستیم و بهمنظور ارتقای امنیت روانی، جانی و اجتماعی افراد زمان تصمیمگیری را باید به کمترین زمان ممکن برسانیم.
مطالعهٔ نیمهکاره
گرچه همهٔ مسئولان بر اثر رانشی این سد بر تلخاب تأیید و تأکید دارند، اما نکتهای کمتر به گوش میرسد؛ یک منبع آگاه از شرکت آبمنطقهای ایلام به «پیام ما» میگوید از زمان مطالعهٔ اولیه برای تصویب جانمایی احداث سد، نتایج این اثرات را نشان میداد، اما ازآنجاکه تصمیم بر احداث این سد و نیروگاه بود، نهفقط مطالعات در زمان احداث کامل نشد بلکه به نتایج اولیه هم هیچ توجهی نشد: «در دولتهای یازده و دوازده هم طرح با هدف تکمیل دنبال میشد و طبیعی هم بود که کسی بهدنبال مطالعات اولیهای که در دولتهای گذشته انجام شده بود، نباشد؛ چراکه تمرکز اصلی بر تأمین اعتبارات بود. بهویژه اینکه این سد جز پروژههای سدسازی بزرگ کشور بود و طبیعتاً تکمیل آن برای هر دولتی مهم بود و به گذشته نگاهی نداشتند.»
مسئولان ایلام هنوز هم دوست ندارند در مورد اشتباهات رخداده در مورد این سد صحبت کنند بلکه تمرکزشان بر جابهجایی بخش قابلتوجهی از روستاست. روستایی که حدود ۲۵۶ خانوار دارد و باید حدود یکسوم خانوارها جابهجا شوند؛ آنهم درحالیکه حتی شرایط برای جابهجاییشان مهیا نیست. بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در مورد جابهجایی این بخش از روستا پاسخی نمیدهد، اما بررسیهای «پیام ما» نشان میدهد این جابهجایی هم قرار است بدون مطالعه بهویژه در ابعاد اجتماعی و اقتصادی انجام شود.
تشکیل ستاد بحران برای میراث در خطر
نشست رسانهای برنامههای هفتهٔ میراث فرهنگی با حضور چهار مدیرکل معاونت میراث فرهنگی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی روز سهشنبه، ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، در محل سالن فجر این وزارتخانه برگزار شد.
اعلام برنامههای هفتهٔ میراث فرهنگی
دبیر برنامههای هفتهٔ میراث فرهنگی و مدیرکل دفتر حفظ و احیای محوطهها و آثار تاریخی در این نشست با بیان اینکه همهساله شعار روز جهانی موزه از سوی شورای بینالمللی موزهها اعلام میشود، گفت: «رویکرد اصلی بزرگداشت این روز این است که موزهها ابزار مهمی برای تبادل فرهنگی، غنیسازی فرهنگها و توسعهٔ درک متقابل، همکاری و صلح بین مردم هستند. به همین دلیل امسال شعار جهانی، «موزهها برای آموزش و پژوهش» اعلام شده و بر نقش محوری مؤسسههای فرهنگی در ارائهٔ یک تجربهٔ آموزشی جامعه تأکید شده است. این روز بهدنبال جهانی آگاهانهتر، پایدارتر و فراگیرتر است. شعار جهانی برخاسته از شرایط زمینهای و بهویژه تغییر رویکرد دربارهٔ تعریف موزه اتفاق افتاده که میگوید موزه برای آموزش و پژوهش است. درواقع، این رویکرد تأکید جدیای است بر نقش و اهمیت و کارکرد گستردهای که جوامع از موزهها انتظار دارند.»
دبیر برنامههای هفتهٔ میراث فرهنگی: مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی که دو رکن اصلی تحقق حفاظت از میراث فرهنگی است و بهویژه کلیدواژهٔ «مشارکت مردمی» که برگرفته از پیام رهبر معظم جمهوری اسلامی در سال پیش روست، سرلوحهٔ شعار انتخابشدهٔ امسال است تا اقدامات خوبی برای جلب مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی در پیوند با مفهوم گستردهٔ میراث فرهنگی رقم بخورد
«فاطمه داوری» گفت در ایران نیز با توجه به شرایط زمینهای و اهمیتی که برای موضوع میراث فرهنگی قائل هستیم، بهویژه اهمیت محتوا و مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی که دو رکن اصلی تحقق حفاظت از میراث فرهنگی است و بهویژه کلیدواژهٔ «مشارکت مردمی» که برگرفته از پیام رهبر معظم جمهوری اسلامی در سال پیش روست، شعار انتخاب شده است تا اقدامات خوبی برای جلب مشارکت مردمی و مسئولیت اجتماعی در پیوند با مفهوم گستردهٔ میراث فرهنگی رقم بخورد.
بهگفتهٔ او، موزهها بهعنوان مراکز آموزشی پویا، کنجکاوی، خلاقیت و تفکر انتقادی را تقویت میکنند. در سال ۲۰۲۴، سهم موزهها در تحقیقات، فراهم کردن بستری برای اکتشاف و انتشار ایدههای جدید مورد تأکید قرار گرفته است؛ زیرا موزهها فضای حیاتیای هستند که آموزش و پژوهش در آنها برای شکل دادن به درک ما از جهان با هم همگرا میشوند.
داوری در ادامه دربارهٔ نامگذاری روزهای هفتهٔ میراث فرهنگی نیز توضیح داد: «نامگذاری روزها بهتبع شرایط زمینهای و رویدادهای بینالمللی و گستردگی مفهومی میراث فرهنگی انتخاب شده است و بر این اساس، شنبه ۲۹ اردیبهشت روز موزه برای آموزش و پژوهش؛ یکشنبه ۳۰ اردیبهشت روز میراث فرهنگی، حقوق عامه، توسعهٔ پایدار؛ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت روز میراث دینی، میراث رضوی؛ سهشنبه ۱ خرداد میراث زنده، متضمن تابآوری و سازگاری؛ چهارشنبه ۲ خرداد روز میراث فرهنگی، الفبای زندگی؛ پنجشنبه ۳ خرداد روز میراث فرهنگی، همبستگی، اقتدار و جمعه ۴ خرداد روز میراث دفاع مقدس نامگذاری شده است.»
دبیر برنامههای هفتهٔ میراث فرهنگی اهداف برنامههای این هفته را نیز «افزایش سواد میراثی و آگاهیرسانی عمومی»، «کمک به ارتقای هویت ملی و تابآوری و نشاط اجتماعی»، «مردمیسازی و توسعهٔ مفهوم و رویکردهای شناخت، حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی با مشارکت مردم»، «تقویت پیوند با نهادها و دستگاههای ذیمدخل در تحقق تکالیف و مسئولیت اجتماعی در حوزهٔ میراث فرهنگی»، «توسعهٔ نقش جوامع محلی در حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی»، «توسعه و تبیین گستردهٔ مسئولیت اجتماعی در حوزهٔ میراث فرهنگی» و «توسعه و تبیین مفهوم حقوق عامه مبتنیبر حفاظت از میراث فرهنگی» برشمرد.
«معرفی، نشر اقدامات و برنامههای حوزهٔ میراث فرهنگی»، «جلب همراهی و مشارکت همهٔ مسئولان استانی»، «اجرای گستردهٔ برنامههای مردممحور»، «جلب مشارکت سمنها و نهادهای اجتماعی»، «مشارکت کودکان، نوجوانان و جوانان»، «تقویت نقش آموزشی و پژوهشی موزهها، پایگاهها و اماکن تاریخی» و «تقویت نقش فرهنگی و اجتماعی پایگاهها، موزهها، بناها و محوطههای تاریخی» نیز از رویکردهای هفتهٔ میراث فرهنگی بود که داوری به آن اشاره کرد.
نمایش آثار جیرفت پس از ۵۰ سال
مدیرکل موزهها در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در این نشست با بیان اینکه در این هفته الواح هخامنشی استردادشده به ایران همزمان با روز جهانی موزهها به نمایش گذاشته میشود، گفت: «هدف ما صرف برگرداندن یک شیء و نمایش آن در موزه نیست بلکه پژوهش و دلیل خروج آن از کشور هدف ماست.»
مدیرکل موزهها در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی: الواح هخامنشی استردادشده به ایران همزمان با روز جهانی موزهها به نمایش گذاشته میشود. استرداد کامل الواح همچنان درحال پیگیری است. مجوز اعزام گروه ایرانی نیز از سوی دولت صادر شده است، اما منتظر موافقت کشور آمریکا هستیم
«هادی میرزایی» با بیان اینکه استرداد الواح همچنان درحال پیگیری است، افزود: «محدودیتهای بین دو کشور برای اعزام این کارشناسان وجود دارد. براساس مکاتباتی که با مؤسسهٔ شرقشناسی شیکاگو انجام شده است، ارسال آثار براساس یک برنامهٔ زمانبندی مشخص شده و مجوز اعزام گروه ایرانی هم از سوی دولت صادر شده است، اما منتظر موافقت کشور آمریکا هستیم.»
او همچنین اعلام کرد همزمان با روز جهانی موزهها، از برترین موزهها تجلیل خواهد شد و در ۱۱ استان آثار کمتر دیدهشده به نمایش گذاشته میشود.
میرزایی همچنین از نمایش آثار دیدهنشدهٔ جیرفت پس از ۵۰ سال برای مردمی که حافظ آن بودهاند، نشست با مجموعهداران و رویداد مشترک با سازمان آتشنشانی در تهران، ویژهبرنامهٔ پاراتور با همکاری انجمنهای معلولان در روز سوم خرداد و تجلیل از کسانی که در حوزهٔ نشر آثار دفاع مقدس فعالیت کردهاند، در روز چهارم خرداد خبر داد که البته مورد آخر بهدلیل میزبانی ریاستجمهوری هنوز نهایی نشده است.
بازدید معاون میراث از نقشرستم
مدیرکل پایگاههای میراث ملی و جهانی هم در این نشست با بیان اینکه در هفتهٔ میراث فرهنگی کانون توجه این بخش کودکان و نوجوانان هستند، گفت: «بهدلیل اینکه این هفته مصادف با روزهای پایانی سال تحصیلی و آغاز تعطیلات تابستانی است، با دعوت حداکثری از دانشآموزان، جشن پایان سال تحصیلی و آغاز تعطیلات تابستانی را در پایگاههای ملی و جهانی برگزار خواهیم کرد.»
«رضا سامه» به همین مناسبت از برگزاری جشنوارهٔ عکس کودک با یادگارهای تاریخی اشاره کرد که طی آن قرار است کودکان، عکسهای سلفی خود با بناهای تاریخی ارسال کنند تا علاوهبر معرفی عکسهای برتر، آثار ارسالی در قالب یک دیوارنگاره در یکی از دیوارهای وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به نمایش درخواهد آمد. مدیران پایگاههای ملی و جهانی نیز با حضور در بخش اطفال بیمارستانها با عیادت از کودکان بیمار، آنها را برای بازدید از پایگاهها پس از بهبودی، دعوت میکنند.»
برگزاری نشست سراسری هیئتهای راهبردی پایگاههای ملی و جهانی در محل کاخ گلستان، تجلیل از ۱۰ مدیر برتر، رونمایی از ۱۴ عنوان کتاب شناختنامهٔ پایگاههای ملی و جهانی از برنامههای دیگری بود که سامه به آنها اشاره کرد.
او همچنین دربارهٔ مهمترین اقدامات انجامشده برای حفاظت از آثار تاریخی در برابر حوادث طبیعی توضیح داد و گفت ستادی با عضویت تعدادی از دستگاههای مرتبط بهمنظور حفاظت از آثار تاریخی در برابر حوادث طبیعی تشکیل شده است.
مدیرکل پایگاههای میراث ملی و جهانی همچنین با بیان اینکه در محوطهٔ نقشرستم شاهد آسیبهای جدی هستیم، تصریح کرد: «سال پیش دانشگاه شیکاگو در اینجا حفاری کرده است، با نمایان شدن برخی از آثار صرفاً خاک دستی ریختهاند که همانطور ماند. باید الان نسبت به این وضعیت اشراف داشته باشیم. در این باره مدیر پایگاه گزارش مفصلی داده است که در انتهای هفتهٔ میراث فرهنگی معاون میراثفرهنگی از مجموعه بازدید میکند و گزارشی ارائه میشود.»
او همچنین از تشکیل یک ستاد بحران دربارهٔ آثار و میراث در خطر نیز خبر داد و گفت: «ما مأموریت پیدا کردیم که یک ستاد با مشارکت دستگاههای اجرایی برای دستهبندی حوادثی که بهصورت بالقوه دربارهٔ آثار تاریخی وجود دارد و همچنین شناسایی میراث در خطر با حضور دستگاههای ذیربط تشکیل دهیم. رویکرد این ستاد زیربنایی است و فقط به آسیبهایی که الان مطرح است نمیپردازیم و ریشهیابی میکنیم. ما انتظار داریم تکالیف سایر دستگاهها نیز بهعنوان چارچوب اقدام و عمل درست تبیین شود.»
همایشی برای بزرگداشت تذهیب
مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی هم با بیان اینکه هفتهٔ میراث فرهنگی فرصت مناسبی برای معرفی بهتر ظرفیتهای این حوزه، تقویت و ترویج سواد میراثی است، گفت: «خوشبختانه سواد میراثی در سالهای اخیر افزایش یافته است. بااینحال، نیازمند فعالیتهای بیشتری در این باره هستیم.»
«علیرضا ایزدی» با اشاره به تذهیب بهعنوان یک هنر بینظیر که سال گذشته جهانی شد، گفت: «در این هفته همایشی با هدف بزرگداشت این هنر در هفتهٔ میراث فرهنگی و در دوم خردادماه به میزبانی استان فارس برگزار خواهد شد و در روز سوم خرداد، با برگزاری جشن سالروز آزادسازی خرمشهر، از آثار ثبت ملی مرتبط با دفاع مقدس در شهر خرمشهر رونمایی میشود. همچنین، یکی از ارگانهایی که با ما همکاری داشته یا گاهی در تقابل و تداخل قرار گرفته، سازمان اوقاف بوده است؛ برای اینکه توافقنامه و تفاهمنامههایی را که انجام شد پایش کنیم، برنامهای خواهیم داشت.»
مجلس یازدهم در آخرین روزهای خود به موضوعی توجه کرده است که در این چهار سال بارها و بارها فعالان و کارشناسان محیطزیست دربارهٔ آن هشدار داده بودند؛ فلرسوزی! گزارش کمیسیون انرژی دربارهٔ اعمال ماده ۲۳۴ قانون آییننامهٔ داخلی مجلس شورای اسلامی با عنوان» اجرای ناقص تکالیف قانونی مربوط به جمعآوری گازهای همراه تولید نفت و مشعل» نشان میدهد فلرسوزی نهتنها باعث هدررفت سرمایههای عظیمی شده است بلکه با به خطر انداختن سلامت شهروندان، هزینههای مالی و روانی زیادی را هم برای آنها ایجاد کرده که درنهایت بخش درمان بایستی آنها را به دوش بکشد. این گزارش همچنین دربارهٔ دلایل عدم توجه به فلرسوزی به مواردی اشاره کرده است.
بیشترین سهم فلرینگ در شرکتهای بهرهبردار مربوط به پالایشگاهها و پتروشیمیهای عسلویه با سهم ۱۴ درصدی است
این گزارش در مقدمه تعریفی از فلر داده است. «گازهای فلر گازهایی هستند که در صنایع نفت و گاز بهصورت گازهای همراه تولیدی یا بهعنوان محصول جانبی در تأسیسات نفت و گاز تولید میشوند.» گازهایی که علیرغم اینکه ارزش حرارتی بالایی دارند، عمدتاً بهدلیل محدودیتهایی مانند حفظ ایمنی منطقه، میزان بالای گوگرد، دوری محل استخراج از خشکی، هزینهٔ بالای انتقال گاز و سایر مسائل فنی و اقتصادی در محل تولید سوزانده یا بهاصطلاح فلر میشوند.
تأمین سوخت نیروگاهها برای تولید برق، تولید فراوردههای مختلف شیمیایی GTL,GTC و همچنین تبدیل گاز مشعل به سوختهای مختلف از جمله گازوئیل، بنزین، CNG و LPG از جمله مواردی است که از این گازها استفاده میشود. بااینحال، براساس این گزارش عدم اولویت جمعآوری گازهای مشعل برای شرکتهای تابعهٔ وزارت نفت بهدلیل عدم جذابیت مالی اجرای این پروژهها در مقایسه با سایر پروژههای شرکتهای تابعه نظیر پروژههای توسعهٔ میادین باعث شده است فلرسوزی در اولویت قرار گیرد و یا از آنها بهصورت تزریق مجدد به مخازن برای ازدیاد برداشت نفت، ارسال به واحدهای NGL، تأمین خوراک واحدهای پتروپالایشگاهی و فروش از طریق مزایده بهره گرفته شود.
بالاترین میزان شاخص فلرینگ در پالایشگاههای کشور کانادا ۰.۵۴ درصد است که حدوداً نصف متوسط اعلامشده از سوی شرکت ملی گاز ایران است
اهمیت گازهای مشعل بهلحاظ اقتصادی و محیطزیستی باعث شده است کشورهای مختلف از جمله روسیه، نیجریه و آمریکا که سطح بالای این گازها را دارند، از راهکارهای مختلفی اعم از وضع قوانین و بهکارگیری فناوریهای متفاوت برای جمعآوری آن استفاده کنند. این گزارش در همین زمینه به آمار منتشرشده توسط بانک جهانی در سال ۲۰۲۱ میلادی اشاره میکند که براساس آن حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب گاز در سراسر جهان فلر شده که تقریباً برابر ۳۵ درصد از مصرف گاز اتحادیهٔ اروپا بوده است. افزایش قیمت نفت، قیمت پایین گاز و درنتیجه رقابت برای افزایش تولید نفت و فقدان قوانین کنترلکننده باعث حجم بالای فلرینگ در جهان بوده است.
آماری که در این گزارش کمیسیون انرژی مجلس به آن اشاره شده است، پیشتر و در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ در «پیام ما» منتشر شده بود. براساس گزارش منتشرشده در این تاریخ «بانک جهانی اعلام کرد که مشعلسوزی جهانی در سال ۲۰۱۹ به ۱۵۰ میلیارد مترمکعب افزایش یافته است؛ این میزان بالاترین سطح مشعلسوزی در بیش از یک دهه گذشته بود. طبق گزارش بانک جهانی، از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۱۹ در کشورهای ضعیف یا جنگزده شامل سوریه (۳۵ درصد) و ونزوئلا (۱۶ درصد) افزایش پیدا کرده است. مشعلسوزی در آمریکا ۲۳ درصد و در روسیه ۹ درصد است. این گزارش همچنین نشان میداد مجموع مشعلسوزی در چهار کشور رکورددار شامل روسیه، عراق، آمریکا و ایران بهمدت سه سال متوالی از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ حدود ۴۵ درصد از مشعلسوزی جهانی را تشکیل داد.»
این گزارش به آمارهای جدید دربارهٔ فلرینگ و پس از ۱۴۰۰ پرداخته و آورده است: «مطابق آمار وزارت نفت، میزان سوزاندن گازهای همراه نفت ایران در سال ۱۴۰۱ هجری شمسی بالغبر ۱۸.۴۳ میلیارد مترمکعب (حدود ۱۲ درصد از کل فلرینگ جهان) بوده است. برای درک بزرگی این رقم باید اشاره کرد که این حجم از گاز تقریباً برابر با کل صادرات گاز طبیعی ایران در سال ۱۴۰۰ است. این رقم وقتی بهتر درک میشود که بدانیم حجم گاز طبیعی تولیدی در پالایشگاه فاز۱ پارس جنوبی در همین سال حدود ۹ میلیارد مترمکعب بوده است. به بیان دیگر حجم تجمعی گازهای مشعل معادل ظرفیت حدود دو فاز پارس جنوبی است. همچنین، با فرض اینکه قیمت گاز فلر معادل میانگین گاز طبیعی صادراتی و حدود ۱۵ سنت بر مترمکعب باشد، عدمالنفع ناشی از سوزانده شدن این مقدار گاز نزدیک به سه میلیارد دلار در سال خواهد بود که اهمیت پرداختن به طرحهای بازیابی گاز فلر در ایران را بیشازپیش مشخص میکند. علاوهبر موارد فوق، سوزاندن این حجم عظیم گاز در کنار اتلاف بخش قابلتوجهی از منابع انرژی اولیه، با انتشار میلیونها تن گاز معادل دیاکسیدکربن، ضمن انتشار گازهای گلخانهای و تغییرات نامطلوب آب و هوایی، موجب آلودگی شدید هوای مناطق تحتتأثیر میشود. فلرینگ بهطور متوسط سالیانه موجب انتشار بیش از ۴۰۰ میلیون تن دیاکسیدکربن در جهان میشود که معادل آلودگی ناشی از ۷۷ میلیون خودروی سواری است.
مطابق آمار وزارت نفت در سال ۱۴۰۰ میزان گاز مشعل تولیدی در شرکت ملی نفت ایران معادل روزانه ۴۱.۷ میلیون مترمکعب، گاز مشعل شرکت ملی گاز ایران معادل روزانه ۸.۸ میلیون مترمکعب (چهار میلیون مترمکعب روزانه در مجموعه پالایشگاههای گازی پارس جنوبی) و گاز مشعل پالایشگاههای نفت که مقدار ناچیزی است. این گزارش با اشاره به این دادهها میافزاید: «این مقدار فلرینگ، بهطور متوسط سالانه بیش از ۲۵۲ هزار تن دیاکسیدگوگرد تولید میکند که با توجه به محدودیت سرزمینی و موقعیت بستهٔ جغرافیایی بهویژه در منطقهٔ پارس جنوبی، تراکم این حجم از آلایندگی موجب آسیب جدی به سلامت مردم و کارکنان و نیز عوارض محیطزیستی از طریق ترکیب با بخار آب و ایجاد بارانهای اسیدی در منطقه شده است.» البته در گزارش کمیسیون انرژی ذکر شده است که محاسبات فوق، بدون در نظر گرفتن مقدار فلرینگ شرکتهای پتروشیمی مستقر در منطقهٔ پارس جنوبی و نیز منطقهٔ ویژهٔ پتروشیمی ماهشهر لحاظ شده است. «بیشترین سهم فلرینگ در شرکتهای بهرهبردار مربوط به پالایشگاهها و پتروشیمیهای عسلویه با سهم ۱۴ درصدی است. همچنین، استانهای خوزستان، بوشهر و هرمزگان دارای بیشترین سهم را دارند که مجموعاً حدود ۸۰ درصد از کل گازهای مشعل در کشور است.»
گزارش کمیسیون انرژی در ادامهٔ گزارش خود به قوانینی که مرتبط با مدیریت این شرایط میشود پرداخته و نتیجه گرفته است: «هرچند براساس گزارش عملکرد شرکت نفت، شاخص فلرینگ در پالایشگاههای گاز اول تا پنجم پارس جنوبی در طول ۱۲ سال اخیر بهبود نسبی داشته و به مقدار متوسط ۰.۹۴ از کل گاز ورودی در سال ۱۳۹۹ رسیده است؛ اما این مقدار همچنان فاصلهٔ معناداری با متوسط جهانی برای شاخص مذکور دارد. بهعنوان نمونه بالاترین میزان شاخص فلرینگ در پالایشگاههای کشور کانادا ۰.۵۴ درصد است که حدوداً نصف متوسط اعلامشده از سوی شرکت ملی گاز ایران است. این درحالیاست که مقدار شاخص مذکور در برخی از پالایشگاههای کشور کانادا تا سطح ۰.۰۴ درصد نیز پایین بوده است.»
وضعیت نامناسب ایران در موضوع فلرینگ باعث شده است این گزارش چنین نتیجهگیری کند: «بررسیهای کمیسیون حاکی از آن است که علیرغم صراحت احکام قانونی در بودجهٔ سال ۱۳۹۲ کل کشور و برنامهٔ پنجسالهٔ ششم توسعه و قوانین بودجهٔ سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ کل کشور دربارهٔ الزام وزارت نفت برای اجرای طرحهای جمعآوری گازهای همراه، وزرا و مسئولان وقت از سال ۱۳۹۲ تاکنون به تکالیف موردنظر قانونگذار در این زمینه عمل نکردهاند.
این مسئله علاوهبر تخلف اداری، مصداق تقصیرات قابل رسیدگی در محاکم قضایی به شرح زیر است: الف: وصف مجرمانه (ترک فعل) با عنایت به مفاد ماده ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات)- فصل دهم. تقصیرات مقامات و مأمورین دولتی: چنانچه هریک از صاحبمنصبان و مستخدمین و مأمورین دولتی و شهرداریها در هر رتبه و مقامی که باشند از مقام خود سوءاستفاده کند و از اجرای اوامر کتبی دولتی یا اجرای قوانین مملکتی و یا اجرای احکام یا اوامر مقامات قضایی یا هرگونه امری که از طرف مقامات قانونی صادر شده باشد، جلوگیری کند، به انفصال از خدمات دولتی از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد. ب: تخلف اداری مستند به مفاد ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب سال ۱۳۷۲ مجلس شورای اسلامی دربارهٔ نقض قوانین و مقررات، کمکاری و سهلانگاری در انجام وظایف محوله و سرپیچی از اجرای دستورات و نهایتاً ایجاد نارضایتی در ارباب رجوع با انجام ندادن یا تأخیر در انجام امور است که باید در کمیتههای رسیدگی به تخلفات اداری دستگاههای مربوطه مورد رسیدگی قرار گیرد. با توجه به مراتب ذکرشده و مفاد ماده (۲۳۴) قانون آییننامهٔ داخلی مجلس شورای اسلامی، مصادیق قصور وزارت نفت و تخلف اداری ناشی از اجرای ناقص احکام قانونی مذکور در این گزارش محرز است که این کمیسیون تقاضای بررسی و ارجاع موضوع به قوهٔ قضائیه برای رسیدگی را دارد.
