بایگانی
پارک جنگلی چیتگر یکی از شناخته شدهترین پارکهای جنگلی تهران است. این پارک در دوره پهلوی دوم احداث شد. سازمان جنگل و مراتع کشور در دهه ۴۰ و در سه بخش شمال، شرق و غرب تهران، تصمیم به احداث بوستانها و جنگلکاری گرفت. از این زمان قصه بوستان جنگلی چیتگر در غرب تهران آغاز شد. جنگلکاری پارک از سال ۱۳۴۲ شروع و تا ۱۳۴۸ طول کشید. در سال ۱۳۶۱ اداره آن به شرکت شاهد وابسته به بنیاد شهید واگذار شد. به دلیل ناتوانی در مدیریت سال ۱۳۶۸ شهرداری منطقه پنج مدیریت پارک چیتگر را برعهده گرفت. با شکلگیری شهرداری منطقه ۲۲ در سال ۱۳۷۸ مدیریت بوستان چیتگر به شهرداری این منطقه تحویل داده شد.
آبیاری نشدن، علت اصلی آفتزدگی
با بحرانی شدن وضعیت درختان چیتگر نیمههای خرداد امسال دادستانی تهران پیگیر موضوع شد. «علی صالحی» دادستانی عمومی و انقلاب تهران گروهی از کارشناسان رسمی دادگستری را برای بررسی این موضوع انتخاب کرد. ۲۶ خرداد جلسه بررسی علت خشک شدن درختان منطقه چیتگر با حضور دادستان تهران، سرپرست دادسرای ویژه انفال و ثروتهای طبیعی و جمعی از مدیران دستگاههای اجرایی در سالن جلسات دادستانی تهران برگزار شد. به گزارش ایرنا نوشته داستان تهران آبیاری نشدن درختان را یکی از علل اصلی آفتزدگی درختان چیتگر اعلام کرد: «یکی از علل اصلی آفت زدگی درختان، عدم آبیاری بوده است.» آنچه امروز بر سر این بوستان ۶۱ ساله آمده عقبهٔ طولانی دارد. بررسی پیشینه ماجرا ما را به دهه ۹۰ میبرد. تیرماه سال ۱۳۹۴ گروهی از پژوهـشگران دربـاره نجـات بوستان جنـگلی چیتـگر هشـدار دادنـد و از شـهرداری منـطقـهی ۲۲ خـواستنـد گـامهای جـدی برای حـفظ و احیای اصالت این بوستان باارزش بردارد.
«رضا بیانی» سرپرست اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان تهران کاهش حقابه درختان چیتگر به یک پنجم را تایید کرد. او به ایلنا گفت: «سهمیهٔ آبی خوبی برای درختان پارک چیتگر در نظر گرفته شده بود، اما متاسفانه در بازدید مجدد از پارک متوجه شدم، حق آبهای که در نظر گرفته بودند، به یک پنجم کاهش پیدا کرده است. در واقع سهمیهای که در جلسات گذشته بیان شد، صد لیتر بر ثانیه بود، که اکنون به حدود ۱۰ تا ۱۵ لیتر بر ثانیه رسیده است. ما یک قرارداد ۳۰ سالهای با شهرداری منطقه ۲۲ داریم، تمام درختها را سالم تحویل دادهایم اکنون به هر صورت باید حقابه درختان پارک چیتگر تأمین شود. اگر آب به درختان نرسند، در سال آینده درختهای سالم آسیب خواهند دید.» به این ترتیب کم آبی در کنار آفت سوسک پوستخوار به جان درختان سوزنیبرگ این جنگل دستکاشت افتاده و با سرعت زیاد گسترش یافت.
طغیان آفت درختان آنقدر گسترده بود که طراحی بهنام «چکش» آغاز شد. در این طرح پوست درختان بیمار، خشک شده و بدون امکان ادامه حیات کنده، شمارهگذاری و در نهایت با مجوز قضایی قطع میشود تا درختان جدیدی جای آنها را بگیرد. سال گذشته ۸۱۲ درخت آفتزده در همین طرح از چیتگر حذف شد و قرار بود پس از قطع این درختان، درختان جدید جایگزین و درختانی پهنبرگ و متناسب با شرایط اقلیم منطقه و سازگار با آن در نظر گرفته شود.
بازگشت حقابه پس از ۱۰ سال
دادستان تهران در جلساتی که برگزار شد دستوراتی را برای احیای پارک جنگلی چیتگر صادر کرد. یکی از نتایج این جلسات بازگشت حقابه پارک جنگلی چیتگر به پس از ۱۰ سال بود. دادستان تهران از آبیاری درختان خبر داد: «پارک چیتگر سالها آبیاری نمیشد و با پیگیریهای صورت گرفته، مسیر لوله و شبکه برای انتقال آب نصب شد و همچنین قنواتی که به این جنگل میرسیدند، لایروبی شدند تا قابل استفاده شوند، ناگفته نماند که با آب غیر قابل شرب آبیاری درختان آغاز شده و تا چند روز آینده شاهد آبیاری کامل پارک جنگلی چیتگر هستیم.» به گفته او درختهای قطع شده نیز جمع آوری میشوند: «یک سری درختهای پارک جنگلی قطع شده بود و ۸۰۰ کنده در آنجا باقی مانده بود که باعث آفتزایی میشد. به دستگاه مربوطه اعلام شد که طی یک هفته کندهها را خارج کنند و جای آن درختان مناسب کاشته شود. خوشبختانه با پیگیریهای انجام شده حدود ۱۰۰۰ اصله درخت تاکنون کاشت شده است.»
دادستان تهران در جلساتی که برگزار شد دستوراتی را برای احیای پارک جنگلی چیتگر صادر کرد. یکی از نتایج این جلسات بازگشت حقابه پارک جنگلی چیتگر به پس از ۱۰ سال بود
علاوه بر انجام اقدامات لازم پروژه آبیاری درختان پارک جنگلی چیتگر و پاکسازی آفت درختها سند اراضی پارک و بوستان جنگلی چیتگر تحت مالکیت سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور پس از ۶۰ سال صادر شد. به گزارش ایسنا و براساس اعلام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، در راستای صیانت از اراضی ملی و منابع طبیعی استان و به دنبال اجرای طرح ملی حدنگاری و تثبیت اراضی کشور و حفظ سرانه فضای سبز، سند مالکیت دولتی پارک جنگلی چیتگر به نام سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور پس از ۶۰ سال صادر شد. این اراضی طی سه فقره سند تگ برگ تحت پلاکهای ثبتی ۷۰۲۵۸ فرعی از ۲ اصلی، ۱۴۹۴۲ فرعی از ۳ اصلی و ۷۰۰۷ فرعی از ۱۸۶۳ اصلی در مجموع به مساحت بیش از ۷۷۱ هکتار در حوزه دو واحد ثبتی زیبادشت و رودکی و با پیگیری دادستانی تهران و همت مجموعه ثبت اسناد و املاک و اداره کل منابع طبیعی استان تهران در راستای مواد ۱۳ و ۳۹ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع تثبیت و سند مالکیت صادر شد.»
استقرار منابع طبیعی در پارک جنگلی چیتگر از دیگر اقدامات انجام شده است. به گفته دادستان تهران مدیریت اداره پارکهای تهران با شهرداری است اما منابع طبیعی باید بر آن نظارت کند: «طی قرارداد مشترک با اداره منابع طبیعی و شهرداری، مدیریت اداره پارکهای تهران به شهرداری واگذار شد. اما نظارت لازم پارکهای جنگلی صورت نمیگرفت، از همین رو دادستانی، اداره منابع طبیعی را ملزم به استقرار یگان حفاظت در تمامی پارکهای جنگلی تهران کرد. یگانهای حفاظت از منابع طبیعی در پارک جنگلی چیتگر مستقر شده است، همچنین منابع طبیعی تکلیف دارد، تمام درختان چیتگر که خشک شدهاند را پس از آبیاری یک ماهه در صورت عدم احیاء آنها را قطع و شهرداری نسبت به کاشت درختان جایگزین بلافاصله اقدام کند.»
محیطزیست، عرصۀ فرصتهای ازدسترفته
این روزها پر است از شعار و رقابت برای تصدیگری کرسی ریاستجمهوری کشور. شعارهایی که بارها در دورههای گوناگون و رنگ و لعاب انتخاباتی مرسوم با هدف جلب آراء مطرح و به گوش عموم ملت رسیده است، اما پس از گذار از انتخاب، تغییر مثبت چشمگیری در بر نداشته است. بخشی از این شعارها بهویژه در چند دورۀ گذشته، در زمینۀ محیطزیست صادر میشود. گویا صادرکنندگان هم بهخوبی اهمیت مسئله را درک و پیام هشدار در زمینۀ تهدید آیندۀ حیات در ایرانزمین را دریافت کردهاند.
آمار و اطلاعات منتشرشده در زمینۀ فرونشستهای بیسابقه در عموم دشتهای کشور، بحرانهای متعدد مربوط به آلودگی روزافزون هوا، آب و فرسایش خاک، ازبینرفتن زیستگاههای طبیعی مختلف در کشور و گرداب انقراضی که هرسال تعداد بیشتری از گونههای حیاتوحش کشور را در خود میبلعد، همگی نشان از توخالیبودن شعارها و حاکمیت شرایطی بغرنج برای محیطزیست ایران دارد.
علیرغم درک اهمیت و صدور شعارهای رنگارنگ، عملکرد سازمان حفاظت محیطزیست و توجه به آن از سوی سیاستگذاریهای راهبردی و کلان، نشان از کماهمیتی و درجهچندمیبودن این سازمان در روند تصمیمگیری کشور دارد؛ سازمانی که وظیفۀ حفاظت از حدود یازده میلیون هکتار از بیمانندترین و ارزشمندترین مناطق و زیستبومهای جهان را بر عهده دارد. بدون شک همین مناطق مولد و بکر هستند که با تنوع و گستردگی خدمات اکوسیستمی خود، تضمین و تأمین میکنند حیات پایدار طیف وسیعی از زیستمندان، از جمله ساکنین نواحی مختلف کشور ایران را.
خدمات بی جایگزین این نواحی و سایر نواحی کشور ایران، تحتعنوان محیطی برای زیست سالم و پایدار میتواند بستر مناسبی برای توسعه از هر نوع باشد. متأسفانه تفاوت در نگاه و عدم درک درست در همین امر، موجب خسارتهای غیرقابلجبران در پهنای سرزمین ایران شده است. سیاستمداران، محیطزیست را مانند سایر مسائل کشور از جمله اقتصاد، اجتماع و … میپندارند؛ درصورتیکه محیطزیست عملاً بستری برای رشد و بالندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. تخریب و عدم توجه به آن قطعاً تأثیر مستقیم بر توقف هرنوع توسعه در کشور دارد. در دهههای اخیر، نمونههای فراوانی از عدم توجه کافی به محیطزیست و تخریب آن که هزینههای گزاف را به کشور تحمیل کرده شاهد بودهایم.
از عدم تأمین حقابۀ اکولوژیکی هامون و گاوخونی و پریشان و ارومیه به بهانۀ توسعه و تولید ثروت گرفته تا نفسهای آخر زاگرس و هیرکانی که در حدود نیمی از وسعت آنها در دهههای گذشته با قطع یکسره درختان، کشاورزی کمبهره و چرای مفرط و بیفایده به تاراج رفته است. از ارس، زایندهرود، سفیدرود و کارون کمرمق و آلوده گرفته تا میشمرغ و یوزی که کمتر از بیست فرد از آنها در گسترۀ وسیع زیستگاهی ایران باقی مانده است؛ البته شاید از همه مهمتر کارشناسان و کنشگران محیطزیستی که مهمترین سرمایۀ این عرصه هستند، اما بهواسطۀ بیتوجهیها، ناعدالتیها و عدم وجود آیندهای روشن، بیشاز هر موجود دیگری از سرزمین ایران درحال مهاجرت هستند.
ما بهخوبی میدانیم که حال ایران خوب نیست. ما دیدهایم فرصتهای بیبدیل ازدسترفته را و بهوضوح میبینیم که فرصت زیادی باقی نمانده؛ میدانیم و میبینیم که اگر در اندکزمان باقیمانده با تمام توان و همدلی به مبارزه با بحرانها و چالشها نرویم، در آیندهای نهچندان دور، بسیاری از زیستگاهها را ویران، گونهها را منقرض و تداوم حیات برای ساکنین سرزمین ایران را سخت خواهیم یافت.
اما سرشت ما مانند طبیعت، تلاش سرسختانه و امیدواری است؛ بحرانها و چالشهای متعدد و افزایش آگاهی اقشار مختلف جامعه، مسائل مربوط به حوزۀ محیطزیست را اکنون به سطح اصطکاک روزمرۀ شهروندان رسانده است و به یکی از مهمترین مطالبات اجتماعی بدل شده است. نقش مردم را باید اساسیترین نقش و رأی آنها را مهمترین رأی در میان تمامی ذینفعان دانست. امیدواریم در دولت جدید، نظر و رأی مردم نقش اساسی در تصمیمگیری و سیاستگذاری برای اتخاذ رویکردها در محیطزیست کشور داشته باشد. چراکه اعتماد، مشارکت و همراهی آنها را باید رمز پیروزی در هر میدانی دانست.
امیدواریم در دولت چهاردهم هر فرد و گروهی که بر کرسی ریاستجمهوری تکیه کرد، شرایط خطیر کنونی را نه در شعار برای جلب رأی و رضایت حداقلی، بلکه در واقعیت موجود در عرصههای مختلف و به کمک کارشناسان درک کرده باشد.
امیدواریم بلافاصله بعد از شروع حکمرانی، توسعۀ افسارگسیخته و بدون آمایش سرزمین، جای خود را به توسعهای پایدار با درنظرگرفتن سه رکن اساسی آن یعنی محیطزیست، اقتصاد و اجتماع بدهد.
امیدواریم فرد مورد انتخاب برای ریاست سازمان محیطزیست، متعهد و عالم به شرایط بغرنج کنونی باشد و فارغ از هرنوع جبههگیری سیاسی و بدون دخالت نهادهای نامربوط، شایستهسالاری و تخصص را ملاک تعیین تصمیمگیران و فرماندهان میدانی قرار دهد.
بر کسی پوشیده نیست که دورۀ چهارسالۀ رئیسجمهور چهاردهم ایران، نقش مهمتری از دیگر رئیسجمهورها دارد. دیگر فرصتی برای ازدستدادن باقی نمانده است. ما درحالحاضر و شرایط کنونی در بسیاری از چالشهای پیشروی محیطزیست کشور، در لبۀ پرتگاه سقوط هستیم و اگر با قید فوریت در چهار سال پیشرو به توقف روند نابودی نپردازیم، بدون شک در بسیاری از نواحی ایران با زیستبومی معدوم شده و سرزمین ورشکسته و متعاقب آن بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مواجه خواهیم بود.
خطکشی توسعۀ پایدار با اقتصاد سبز
تغییراقلیم و چالشهای محیطزیستی و پیامدهایشان در سطوح متفاوت، پذیرفتهشدن و موردتوجهقرارگرفتن آنها در میان اقشار مختلف و تأکید جوامع علمی و مدنی بر تابآوری در مواجهه با آنها و ذکر همۀ چالشهایی که میتوانند در پی داشته باشد، پژوهشگران و متخصصان حوزههای مختلف را بر آن داشته است تا پیرامون آن چارهای بیندیشند. ازآنجاکه از دید بسیاری از افراد صاحبنظر و مکاتب، چالشهای محیطزیستی عوارض جانبی و پیامدهای بعضاً ناخواستۀ فرایندهای اقتصادی و سیاسی هستند، چارهاندیشی در این عرصهها ضرورت است. «اقتصاد سبز» بهعنوان یک رویکرد کلان اقتصادی بهمنظور رشد اقتصادی پایدار که تحت لوای عدالت اجتماعی و با هدف بهحداقلرساندن مجموعه آسیبها برای محیطزیست شکل گرفته است، یک راهکار اقتصادی قدرتمند محسوب میشود.
اقتصاد سبز تعریفی از اقتصاد یا توسعۀ اقتصادی است که همسو و سازگار با بومیمحوری و بومیگرایی و متکی بر ارکان توسعۀ پایدار است. هر نظریۀ اقتصادی که به موجب آن، اقتصاد عنصری اکوسیستمی در نظر گرفته شود را میتوان در چارچوب تعریف اقتصاد سبز گنجانید. در اقتصاد سبز رشد اشتغال و درآمد توسط سرمایهگذاری دولتی و خصوصی و ایجاد زیرساختها و فعالیتهای اقتصادی به سمتوسویی هدایت میشود که امکان کاهش انتشار کربن و آلودگی و پسماند و افزایش بهرهوری انرژی فراهم شده و مانع از زوال تنوعزیستی و خدمات اکوسیستمی شود.
عمدتاً هدف این است که سرمایهگذاریهای اصطلاحاً سبز از طریق هزینههای عمومی هدفمند، اصلاح سیاستها و تغییر مالیاتها و مقررات صورت گیرد. صحیح است که اقتصاد سبز با توسعۀ پایدار مترادف نیست، اما همسو با آن، بر مجموعهای از اقدامات با هدف ایجاد خروجی مثبت اجتماعی و محیطزیستی تأکید دارد.
اساساً بسیاری از متفکران این عرصه، بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر برای تأمین انرژی، معماری سبز، ترابری سبز، مدیریت آب، مدیریت پسماند و مدیریت زمین را وجوه اصلی اقتصاد سبز قلمداد میکنند. حوزههای اصلی رویکرد کنونی اقتصاد سبز، حمایت از رویکرد کلان اقتصادی و رشد اقتصادی پایدار از طریق مجامع ملی، منطقهای، فرامنطقهای و نمایش راهبردهای اقتصاد سبز با تمرکز مرکزی بر دسترسی به منابع مالی سبز، فناوری و سرمایهگذاری و حمایت از کشورها در زمینۀ توسعه و جریانسازی سیاستهای کلان اقتصادی برای حمایت از گذار بهسمت اقتصاد سبز است.
موارد مذکور نیازمند مشارکتهای چندوجهی بهمنظور ارتقای اقتصاد سبز بهقصد تسریع و تحکیم تغییرات ماندگار و اصولی و پایدار در الگوهای مصرف و تولید و افزایش تعامل با دولتها، بخشهای خصوصی و سازمانهای غیرانتفاعی برای محدودسازی انتشار گـازهای گلـخانهای، بهـبود کـیفیت هـوا و حـفظ منابعطبیعی و صیانت از امنیت انرژی است.
دراینراستا، برنامۀ محیطزیست سازمان ملل متحد نیز توسعهای را ترویج میکند که سرمایۀ طبیعی را بهعنوان دارایی اقتصادی مهم و منبع منافع عمومی مدنظر قرار داده و هدف مصرف و تولید پایدار و بهبود فرآیندهای تولید و شیوههای مصرف را دنبال کند.
اتاق بینالمللی بازرگانی، اقتصاد سبز را اقتصادی تعـریـف مـیکـنـد کــه در آن رشـد اقـتصـادی و مسئولیتهای محیطی، ضمن تأیید پیشرفت و توسعۀ اجتماعی با یکدیگر به روشهای متقابل تأییدکننده همکاری دارند.
درعینحال که بسیاری ایدۀ اقتصاد سبز را تحولی کارآمد و نگاهی هدفمند به اقتصاد و توسعه میدانند، این رویکرد منتقدین و مخالفانی نیز دارد.
برخی اقتصاد سبز را رویکردی شگرف در اقتصاد تلقی نکرده و آن را زیر شاخهای فرعی از مکاتب قابل اتکا در این حوزه مانند: اقتصاد کلاسیک یا اقتصاد نئوکلاسیک یا اقتصاد مارکسیستی و… میدانند. برخی معتقدند که فعالان این حوزهها تعریف این اصطلاح را به مسیرهای متفاوتی رانده یا هدایت کردهاند. عدهای نیز معتقدند قرارگرفتن واژۀ «سبز» در مجاورت واژه «اقتصاد»، بیانگر ارائه رویکردهای نمایشی با آیندهای مبهم است. این افراد معتقدند که پیـروان اقتـصاد سـبز به دنبـال گسـترش عرصه کنترلگری اقتصاد به حیطههای نوین مرتبط با محیط زیست و بسط حاکمیت اقتصاد است که میتواند به محـدودیت ظرفیت نظامهای سیاسی به واسطه قدرت مالی شرکتها بیانجامد. در این میان نیز عدهای با اعتقاد به این مسئله که اقتصاد سبز نیز به سبزشوییهای سیستماتیک مبتلا شده است وجود دارند.
برخی منتقدان معتقدند که یکی از مشکلات اقتصاد سبز، فقدان مدیریت کارآمد، عدم وجود رهبری قوی و برنامهریزی جامع برای گذار است. چه بسا که کندبودن فرایند گذار باتوجهبه پیشروی تغییر اقلیم و افزایش فقر در پی آن، نتیجهای جز بهرهبرداری بیشازحد از منابع طبیعی ندارد.
در ادامه این منتقدان بر این عقیده هستند که هرچند تولـید ناخـالص داخـلی سـبز شامل محاسبات و حسابداری وسیعتری از توسعۀ اقتصادی باتوجهبه آثار آلودگی و کاهش منابع است، اما همچنان مطابق آمار دولتهای محلی زیر بار پذیرش اثرگذاری عوامل محیطی بر رشد اقتصادی نمیروند و شاید در ظاهر خود را همسو جلوه دهند، اما در باطن همچنان برخی اقدامات بههمراه مقاومت در اجرای برنامههاست.
البته همواره موانعی مانند محدودیت در منابع مالی و انسانی، چارچوبهای نظارتی ضعیف، فقدان مکانیسمهای اجرایی و زیرساختهای اقتصادی ضعیف وجود دارند. بهعلاوه برخی دربارۀ مفیدبودن اقتصاد سبز در درازمدت و گنجیدن آن در چارچوب فایده و هزینه تردید دارند.
به هر روی، آنچه بدیهی است، بحث ارزش زمان در مواجهه با پیامدهای معضلات محیطزیستی و ارائه و اتخاذ راهبردهای آیندهنگرانه و منطقی در همۀ عرصهها است.
رئیسجمهور حامی محیطزیست برای حفظ سرزمین
اگرچـه امـروزه مسـئلۀ معـیشت و اقتـصاد خانوادۀ ایرانی میتواند دغدغـۀ مهمـی برای انتخاب سکاندار دستگاه مجریه در انتخابات پیشرو باشد، اما بااینحال نگرانیهای جدی نـزد مـردم دربـارۀ مـسائـل و مـشـکـلات محیطزیست وجود دارد. بزرگنمایی در بیان مشکلات محیطزیست مختـص انتـخابات ایـران نیـســت و اغــلـب در کـشــورهـای درحالتوسعه یکی از بحرانهای پیشروی سیاستمداران، جلب آراء و توجه منـتقدان بخـش محـیطزیسـت اســت. درعـینحال مشکلات پیشآمـده در سـایر بخشها در اقتصـاد و جـامعه نیز کاملاً از مشکلات محیطزیست تأثیر میپذیرند.
در تعاریف مدرن از توسعۀ پایدار، توسعه در صورتی میتواند پایدار تلقی شود، که در بستر مناسبی از محیطزیست سالم قرار گیرد. آنچه از آن تحت عنوان سلامتی در محیطزیست یاد میشود، میتواند بهراحتی با تصمیمات نابهجا و نابههنگام سیاستگذاران دچار آشفتگی شود. ازاینرو با تحلیل وضعیت موجود و درنظرگرفتن بحرانهای محیطزیستی آتی در پهنۀ سرزمینی ایران در مواجهه با پدیدههایی چون بحران آب و انرژی، ازبینرفتن منابع باارزش طبیعی چون جنگلها، میتواند به چند مطالبۀ کلیدی فعالان محیطزیست اشاره کرد. اگرچه بهغیراز یک کاندیدا تاکنون به شکل صریح دربارۀ مشکلات محیطزیست نظری بیان نشده است، اما انتظار میرود این موضوع کلیدواژۀ بسیاری از مباحث آتی باشد.
بیان شفاف مواضع هریک از نامزدهای محترم دربارۀ محیطزیست، میتواند نشان اشراف و تسلط ایشان بر مفهوم نوین توسعه در مقیاس سرزمینی باشد. بااینحال به چند موضوع مورد توافق اغلب کارشناسان در این حوزه اشاره میشود. در گام نخست انتظار میرود برنامۀ مناسبی برای تقویت شبکۀ حکمرانی در حوزۀ منابعطبیعی و محیطزیست که مطلوب اغلب کارشناسان اجرا و دانشگاهیان است طراحی و اجرا شود. توسعۀ حکمرانی در منابعطبیعی و ارتقاء ساختار تشکیلاتی آن با انتقال بخشهایی از سایر دستگاههای اجرایی و تقویت نهاد شورای عالی جنگل و مرتع سازمان، میتواند منجر به بهبود وضعیت فعلی شود. سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری کشور اگرچه متولی ادارۀ بخش قابلتوجهی از اراضی کشور است، اما نمایندهای در دولت ندارد و معاونتی از وزارت جهاد به شمار میرود. این موضوع علاوهبر ممانعت از حضور آراء سازمان در تصمیمات کلیدی مرتبط، در مواردی باعث کاهش تخصیص اعتبارات برای این دستگاه اجرایی شده است.
این موضوع در طرحهای توسعهای مرتبط با محیطزیست نظیر حفاظت از جنگلها، میتواند کشور را با بحرانهای جدی در حوزۀ سلامت مواجه سازد. از رئیس جمهور منتخب انتظار میرود که مانع اجرای طرحهای مخرب در مقیاس سرزمینی شود. اجرای سند آمایش سرزمینی و پایبندی به اصول علمی و فنی، میتواند تا حدودی به تنظیم رابطۀ صنعت و محیطزیست بیانجامد. لازم به ذکر است که تخریب محیطزیست میتواند به شکل مستقیم علاوهبر حیات و معیشت مردم، سلامتی آنان را با چالشهای جدی مواجه سازد. اجرای طرحهای توسعهای در سالهای اخیر نظیر استقرار صنایع آلاینده و یا توسعۀ ناهمسو در حوزۀ گردشگری در جنگلهای هیرکانی واقع در استانهای شمالی و اردبیل، از نمونههای دخالت دولتمردان در حفظ محیطزیست است. آنچه مشهود است، حجم و اثربخشی اقدامات تخریبی عموم مردم در محیطزیست در برابر سیاستهای کلی دربارۀ مدیریت منابع آب، پسماند، جنگلها، مراتع و … بسیار ناچیز است.
زخمی که در نتیجۀ تصمیمات اصحاب سیاست بر پیکرۀ محیطزیست میماند، بسیار کاریتر از دخالتهای شهروندان است. دستور تسریع و اجرای عملیات احیاء رویشگاهها و زیستگاههای تخریب شده، میتواند کورسوی امیدی برای حفظ طبیعت این سرزمین فراهم آورد. منابع آب، جنگلها، مراتع، تالابها و رودخانهها، بهشدت در مواجهه با اقدامات انسان دچار تخریب شدهاند. برنامهریزی و طرحهای حفاظت و احیاء مناطق طبیعی تخریبیافته میتواند تا حدودی منجربه تابآوری سرزمینی در برابر مخاطرات محیطی چون تغییر اقلیمی شود. انتظار میرود با تشدید روند تغییر اقلیمی در کشور در سطح کلان، برنامۀ مدون و علمی برای افزایش تابآوری و حفظ سرزمین ارائه شود. پایبندی به کنوانسیون بینالمللی حامی محیطزیست، میتواند فرصت مناسبی برای بهرهمندی از ظرفیتهای فراسرزمینی در حفاظت از محیطزیست ایجاد کند. در نهایت، حمایت از تشکل و نهادهای مردمی حامی محیطزیست و اصحاب رسانۀ فعال در محیطزیست، میتواند منجربه تقویت بدنۀ اجرایی در سازمانهای مرتبط شود. باتوجهبه نقش کلیدی محیطزیست در توسعۀ کشور، در روزهای باقیمانده تا انتخابات پیشرو، بیان شفاف دیدگاههای نامزدهای ریاستجمهوری در انتخاب رئیسجمهور حامی محیطزیست، میتواند مؤثر واقع شود.
جنگلهای بلوط خوزستان در آتش وعدههای عملینشده
استان خوزستان با نزدیک به یک میلیون هکتار عرصۀ بلوط، سومین استان دارای بیشترین پوشش جنگلهای بلوط است.
این وضعیت درحالیاستکه حتی یک پایگاه اطفاء حریق منابعطبیعی و تخصصی جنگل در این استان پهناور و ثروتمند وجود ندارد و هرساله هکتارها مساحت از پهنههای بلوط این استان طعمۀ حریق میشود. سال ۱۳۹۹ در بحبوحۀ حریقهای متوالی عرصههای بلوط استان خوزستان و دیدار میدانی آقای «منصور» رئیس وقت سازمان جنگلها از این استان، مقرر شد سه پایگاه اطفاء حریق در شهرستانهای اندیمشک، باغملک و بهبهان (نوار زاگرس خوزستان) احداث شود.
اما علیرغم پیگیری و مطالبۀ جدی و مکرر دوستداران محیطزیست، این امر تاکنون محقق نشده است و کماکان پوشش جنگلی استان خوزستان در حریقهای تابستانه بدون برنامۀ مدون، ضابطهمند و وجود امکانات لازم از بین میروند. این وضعیت درحالیاستکه مدیران کل منابعطبیعی و آبخیزداری استان خوزستان بارها در اظهارنظرهای خلاف واقع در جراید و رسانهها (مصاحبههای اردیبهشتماه سال ۱۴۰۰) از پیشرفت چشمگیر ساخت این پایگاههای اطفاء حریق و تحویل تجهیزات سخن گفتهاند. بهصورت مشخص پایگاه اطفاء حریق شهرستان باغملک در استان خوزستان، که در روزهای اخیر شاهد حریقهای گستردۀ جنگلی بوده است، در حد یک زمین با دهها معارض و دو عدد کانکس خالی مانده است و هیچ چشماندازی برای تجهیز و راهاندازی آن وجود ندارد.
اما شاهد وعدههای مدیران منابعطبیعی خوزستان مبنیبر پیشرفت و تحویل تجهیزات اطفاء حریق هستیم. هماکنون که این مرقومه تنظیم و تحریر میشود، کوه گِردکی در بخش میداوود شهرستان باغملک، سومین روز متوالی در آتش بیتدبیری میسوزد و هیچ حرکتی از سوی مدیران منابعطبیعی جز فراخوانهای غیرعلمی عمومی و بهخطرانداختن جان مردم صورت نگرفته است و یک برنامۀ منضبط برای مدیریت حریق جنگل وجود ندارد. باید دید احداث واقعی پایگاه اطفاء حریق منابعطبیعی شهرستان باغملک در استان خوزستان به کجا خواهد رسید و چهزمانی از حرف به عمل خواهد پیوست؟
مناطق حفاظتشده ۸۰۰ هزار هکتار افزایش یافته است
«علی سلاجقه» رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، صبح امروز در نشست خبری به موارد مختلفی اشاره کرد. از جملۀ این موارد، سیاست این سازمان در حوزۀ پسماند بود. «سیاست اصلی ما در زمینۀ پسماند، تفکیک از مبدأ است که نیاز به فرهنگسازی دارد؛ در این زمینه بیشاز ۲ هزار خانۀ محیطزیست که محل مناسبی برای ارتقاء فرهنگ در این زمینه است، افتتاح شده و کارها درحال انجام است.»
او به معضل دفع پسماند در سراوان و آرادکوه اشاره کرد و اظهار داشت: سراوان یکی از معضلات ما در زمینۀ پسماند بود که ۹۰ درصد ساماندهی آن انجام شده و بهزودی پایان مییابد؛ مسئلۀ بعدی پسماندهای منطقۀ آرادکوه است که برنامۀ جابهجایی مجتمع آرادکوه در دستور کار است؛ با شهرداری تهران در این زمینه مذاکره کردیم و بهزودی ساماندهی خواهد شد.
سلاجقه گفت: در راستای تفکیک پسماند از مبدأ، طرح «ماپ» ( مدیریت مردمی پسماند) در روستاهای شمالی کشور شروع شده و بسیار هم موفق است.
پروژۀ پتروشیمی میانکاله وجود ندارد
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست دربارۀ «پتروشیمی میانکاله» گفت: از دید ما دیگر پروژهای با عنوان پتروشیمی میانکاله وجود ندارد و الان هیچ ساختوسازی در منطقه انجام نمیشود.
اتمام پروژههای سختافزاری و شروع کارهای نرمافزاری دریاچۀ ارومیه
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست گفت: در دولت سیزدهم پروژههای سختافزاری دریاچۀ ارومیه به پایان رسید و پروژههای نرمافزاری با همکاری وزارت نیرو و جهادکشاورزی آغاز شد.
بهگفتۀ او، یکی از مشکلات در روند آبرسانی به دریاچۀ ارومیه ، گرفتن آب در مسیر است؛ البته اینها کشاورزان بومی منطقه نیستند، بلکه خوشنشینانی هستند که در آنجا زندگی میکنند که با همکاری وزارت جهاد درحال ساماندهی آنها هستیم.
سلاجقه با اشاره به اینکه یکی از کارهای سختافزاری دریاچۀ ارومیه اتمام تصفیهخانۀ تبریز است که در مراحل پایانی قرار دارد، گفت: ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب از تصفیهخانههای تبریز و ارومیه به دریاچه میرسد که جزو حقابههای پایدار است؛ همچنین با اقدامات انجامشده و بارندگیهای اخیر، اکنون حجم آب دریاچه ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون متر مکعب است که بخش زیادی از آن پایدار خواهد بود.
چهل درصد هامون آبگیری شده است
او در ادامۀ این نشست گفت: با بارندگیهای اخیر و رایزنیهایی که با افغانستان داشتیم، اکنون چهل درصد تالاب هامون آبگیری شده است و اکنون در شرایط مناسبی قرار دارد.
افزایش ۸۰۰ هزار هکتاری مناطق حفاظتشده
سلاجقه گفت: در سه سال دولت سیزدهم، چهار جلسۀ شورایعالی محیطزیست برگزار شد که بیسابقه بود؛ در راستای این جلسات، ۸۰۰ هزار هکتار به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست اضافه شد.
او تأکید کرد: یکی از مشکلاتی که در ابتدای دولت سیزدهم داشتیم، این بود که مسئولان نسبتبه مسائل محیطزیستی حساس نبودند، اما توانستیم این کار را انجام دهیم و در کنار تـوسعه کـه غـیر قـابل انـکار اسـت، حـفظ محیطزیست را هم داشته باشیم.
یگان پهپادی برای مهار آتشسوزیها راهاندازی میشود
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست گفت: با گرمشدن هوا شاهد بروز آتشسوزی در جنگلها و مراتع خواهیم بود؛ برای مهار آن درحال راهاندازی یگان پهپادی هستیم که پهپادهای آن خریداری شده و در این راستا تمام استانها با اولویت استانهایی که بیشتر در معرض آتشسوزی قرار دارند، به این پهپادها تجهیز خواهند شد؛ اکنون منتظر راهاندازی این یگان هستیم.
سلاجقه: در بوستانهای شرق و غرب تهران گاهی بهعلت سوءمدیریت آفات بروز میکند که موجب خشکشدن یک گونه میشود. در این شرایط باید تکگزینهای عمل کرد و درختی یا گونهای که دچار آفت شده حذف شود که این اتفاق در بوستانهای تهران میافتد؛ البته دادستانی و شهرداری تهران در این زمینه همکاری خوبی دارند
او افزود: ۸۰ درصد آتشسوزیهایی که رخ میدهد را محیطبانان و همیاران محیطزیست خاموش میکنند و خوشبختانه مشکل قانونی همیاران محیطزیست را هم برطرف کردیم؛ در این دولت برای اولینبار هواپیمای «هیلوشن» برای خاموشکردن آن به پرواز درآمد.
او تأکید کرد: برای مهار آتشسوزیها به ۲۰ درصد تجهیزات پرندهای نیاز داریم. چون اگر زمان طلایی و اولیۀ آتشسوزی در محل حاضر نشویم، خسارات شدید میشود. همچنین در بخش دریایی هم ۵۰ نیرو برای یگان حفاظت دریایی آموزش دیدهاند که قایقهای موردنیاز آن٬ها هم تأمین شده است.
بهگـفتۀ او همچـنین هـزار و ۲۰۰ دسـتگاه موتورسیکلت و ۲۰ دستگاه خـودروی مناسب بـرای مـناطق صعـبالعبور تهیه و در اخـتیار محیطبانان قرار گرفته است. البته تهیۀ ۱۰۰ دستگاه خودروی خارجی شاسیبلند در دستور کار است و بهمرور تأمین میشوند.
همکاری دادستانی برای حفاظت از بوستانها
سلاجقه دربارۀ خشکشدن درختان برخی از بوستانها در تهران گفت: در بوستانهای شرق و غرب تهران گاهی بهعلت سوءمدیریت آفات بروز میکند که موجب خشکشدن یک گونه میشود. در این شرایط باید تکگزینهای عمل کرد و درختی یا گونهای که دچار آفت شده حذف شود که این اتفاق در بوستانهای تهران میافتد؛ البته دادستانی و شهرداری تهران در این زمینه همکاری خوبی دارند. سازمان محیطزیست هم که مسئولیت پارکهای ملی را برعهده دارد، بهخوبی آنها را پایش و مدیریت میکند تا مشکلی پیش نیاید.
معاون رئیسجمهور گفت: پروژۀ کریدور آبی شمال به جنوب، یعنی انتقال آب دریای خزر به جنوب، در دستور کار دولت سیزدهم نبود و ما هم به آن ورود نکردیم. این موضوع در دولتهای قبلی پیشبینی و مطرح میشد؛ البته نشستهای اولیهای در این زمینه داشتیم، اما چون جزو دستور کار دولت نبود ورود نکردیم. اما اگر روزی در دستور کار قرار گیرد، حتماً همکاری خواهیم داشت.
تعیین تکلیف ۴۱۱ ابرپروژه
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست گفت: در این دولت ۴۱۱ ابرپروژهای که از سال ۱۳۷۲ در کشور مانده بود را غربالگری و تعیینتکلیف کردیم؛ همچنین قرار شد که در این دولت کلنگ هیچ پروژهای بدون داشتن گزارش ارزیابی محیطزیستی به زمین خورده نشود.
برای «فرهاد نظری» به پاس خدمت به میراث فرهنگی
«فرهاد نظری» از میان ما رفت. خبر برای دوستان او و البته برای بسیاری از فعالان و دوستداران تاریخ و میراث کشور بسیار ناگوار و تکاندهنده بود. نام او را با احترام خواهم برد، بهخاطر آنچه با همۀ جوانیاش برای میراثفرهنگی کشور انجام داد. کسی که میراثفرهنگی را نه فقط در خشت و آجرِ ابنیۀ تاریخی و کاوشهای باستانی، بلکه در جایجای فرهنگ و عادات زندگی روزمره جستوجو میکرد. کارنامۀ او در سالهای مسئولیتاش بهعنوان مدیرکل دفتر ثبت و احیای میراث ناملموس کشور، گواه این مدعاست. تلاش او برای زندهنگهداشتن آنچه زندگی ایرانی میشناسیم، بهواسطۀ رسوم و آیین و بازی و پخت و پز و … (هر آن فعل که میتوان به سبک زندگی ایرانِ گذشته تا امروز نسبت داد) نه در شماره روی پروندههای ثبتی، بلکه در تلاش برای حفظ و کارآمدکردن آن نمود داشت.
فرهاد نظری جوان بود، اما بیگمان نام او را باید در کنار بزرگان میراث این سرزمین قرار داد. توجه او به ثبت، بهمعنای خاصِ قراردادن میراث در یک سیاهۀ بلندبالا نبود؛ بلکه تداوم اقدامات پساز ثبتِ هر اثر، چه در فهرست ملی و چه در فهرست جهانی بود که دارای اهمیت میشد. بر این عقیده بود که گاه توجه بیشازحد به الزام ثبت، بدون رعایت الزامات و اقدامات بعدی آن، باعث شانهخالیکردن از زیر بار مسئولیت حفاظت و معرفی میشود. دانش او در امر حقوقی میراث را از قبال رویکردهای سازمانی و اشراف او به ادب، تاریخ، فضای سیاسی و اجتماعی، همچنین تحولات و سیر زندگی ایرانیان، بهعنوان ضرورت احیا و حفاظت میشد از یادداشتهای او دریافت. نگاه چند بعدی به هرآنچه بهعنوان اثر طبیعی یا غیرطبیعی میشناسیم، بهویژه برخورد انسان با آن و تعارضاتی که میتواند طی نسلها ایجاد شده باشد، در نگرش او مشهود بود. سالهایی از فعالیتام بهعنوان روزنامهنگار که بهدلیل رشتۀ تحصیلیام بر میراثفرهنگی متمرکز بود، سرشار از گفتوگوهای بلند با او در تئوریها و نظریههای ثبت و حفاظت بود و البته همواره آموزنده. برایش آرامش آرزو میکنم و برای بازماندگان، روحیه تلاش و جهدی چنان که او داشت.
سه سال گذشت؛ امروز دوم تیر، سه سال از حادثۀ اتوبوس خبرنگاران میگذرد. سه سال قبل حوالی ساعت پنج صبح، جمع بزرگی از خبرنگاران محیطزیست سوار هواپیما شدند تا به ارومیه بروند. در پرواز برگشت دو نفر از آنها جان عزیزشان را از دست داده بودند؛ دو خبرنگار جوان با آتیهای روشن؛ یکی از آنها شب قبل تا حوالی ساعت یک نیمهشب بیدار مانده و کارتهای عروسیاش را نوشته بود؛ «مهشاد کریمی!» لوازم خانه را چیده و لباس عروس را دیده بودند و همهچیز آماده برای آغاز یک زندگی مشترک؛ این زندگی هرگز آغاز نشد. «ریحانه یاسینی» هم تازهعروس بود و سرشار از شور زندگی؛ بااینحال واژگونی اتوبوس، زندگی بعد از او را هم برای پدر و مادر، همسر و سایرین پریشان کرد.
در این سه سال بارها و بارها به حادثۀ اتوبوس خبرنگاران پرداخته و دربارۀ آن نوشته شده است و در نهایت امروز به قصور راننده رسیدهایم و پرداخت دیه! سه سال زمان کمی نیست که یک مسئول، لااقل یکی، بابت ازدسترفتن دو خبرنگار و به همراه آن خانوادههایشان، عذرخواهی کند.
ممکن است بخشی از جامعه زیر فشار انواع و اقسام خبرهای تلخ، مشابه مرگ و کشتهشدن سایر اقشار و گروهها، این خبر را از یاد ببرد یا برایش کمرنگ شود، اما واقعیت آن را نمیتوان انکار کرد؛ اینکه مجموعهای از برنامهریزیهای نادرست باعث این فاجعه شد. حتی اگر دادگاهی مسببان اصلی آن را هم شایستۀ مجازات نداند، اما آنها خود میدانند که این دو جوان میتوانستند زنده بمانند و امروز از محیطزیست ایران بنویسند؛ از اتفاقات تلخی که هر روزه در این حوزه اتفاق میافتد و آسیبهایی که بر این سرزمین رفته است. آنها امروز در «بهشت زهرا» آرمیدهاند، هرچند نام و یادشان با ما خواهد بود.
بچهها روبهروی آرامستان شیرآباد جمع شدهاند. لباسهای بلوچی زنان، صد و یک رنگ تازه به مجدیۀ ۱۴، کوچهای که همیشه خاک گرفته، داده است. اینجا کمتر مراسمی هست که وجهۀ خیابانی داشته و جمعی از مردم محلی بخندند و شعر بخوانند و عکس بگیرند و خودشان همۀ بخشهای آن را مدیریت کنند. خبری از آنچه به نظر «ناامنی» میآید نیست و کسی کوچه را نبسته است. یکی از زنان بلوچِ بنیانگذار «خانۀ هدی»، روبان را میبُرد. این یک آغاز نیست، ادامۀ یک کارِ جمعی است. زنان بلوچ بخشهای ساختمان مانند کارگاه سوزندوزی و اتاق آموزش را به بازدیدکنندگان معرفی میکنند. یکی از زنان به همگروهیهایش اشاره میکند و میگوید: «امروز سربلند شدیم.»
نام «خانۀ هدی» برای فعالان و علاقهمندان سازمانهای جامعۀ مدنی در ایران ناآشنا نیست. نهادی مستقل که توسط زنان بلوچ اداره میشود و از گـروههای خودیار زنان در محلات حاشیهای زاهدان مانند «شیرآباد»، «همتآباد»، «داییآباد» و «پشت گاراژها» تشکیل شده است.
شکلگیری و توسعۀ خانۀ هدی که امروز «انجمن امید زنان حاشیهنشین» نام دارد و بهعنوان یک سازمان مردمنهاد محلی در استان سیستانوبلوچستان ثبت شده است، به طرح «توسعۀ جامعۀ محلی» باز میگردد
شکلگیری و توسعۀ «خانۀ هدی» که امروز «انجمن امید زنان حاشیهنشین» نام دارد و بهعنوان یک سازمان مردمنهاد محلی در استان سیستانوبلوچستان ثبت شده است، به طرح «توسعۀ جامعۀ محلی» باز میگردد. این طرح از اواخر دهۀ هشتاد با پروژههای بانک جهانی در زاهدان آغاز شد و به شکل منسجم توسط بنیاد توسعۀ کارآفرینی زنان و جوانان بهعنوان یک سازمان تسهیلگر ادامه پیدا کرد. محور فعالیتهای زنان را کسبوکار جمعی در حوزۀ سوزندوزی و صنایعدستی تشکیل میدهد. اما طی سالیان مختلف، «خانۀ هدی» به پایگاهی امن برای فعالیت زنان و همچنین توسعۀ فردیاجتماعی کودکان تبدیل شد.
پایداری مدل «خانۀ هدی» بهعنوان یک «نهاد محلی خودراهبر زنان»، باعث شد بنیاد تصمیم بگیرد حمایت خود را از این سازمان ادامه داده و در راستای توسعۀ خانههای هدی در زاهدان، ساختمانی را در محـلۀ شـیرآباد که نقطـۀ اصـلی شکـلگیری ایـن نـهاد بـود، ساخـته و تجهیز کند.
«خانۀ هدی به وسعت دلهای ماست. وقتی در روزهای کرونا فعالیت میکردیم و توانستیم به ۳ هزار نفر کمکرسانی کنیم، باعث شد یاد بگیریم امیدهای بزرگ داشته باشیم. از شیرآباد خارج شدیم، به محلهای دیگر و شهرهای دیگر رفتیم؛ حتی کمکهایمان را به زنان بنـدرعبـاس رساندیم.» این حـرفهای «مـرضیـه حـسنزهـی» مدیرعامل «خانۀ هدی» است. او از امیدهای بزرگ زنان شیرآباد میگوید: «امروز ۶۰۰ نفریم، اما چشمانداز ۶ هزار نفر شدن هم داریم.»
مراسم افتتاحیۀ ساختمان «خانۀ هدی» روز پنجشنبه ۳۱ خرداد و همزمان با ایام «عید قربان» که معنای ویژهای برای شهروندان استان سیستانوبلوچستان دارد و در محلۀ شیرآباد برگزار شد. در این مراسم جمعی از معتمدین و مسئولان محلی از امور بانوان و خانوادۀ استانداری، ادارۀ کل میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری، دانشگاههای زاهدان، ادارۀ کل منابعطبیعی استان، مولوی مسجد محله و چند نهاد دیگر شرکت داشتند. این ساختمان با حمایت مالی و کارشناسی جمعی از حامیان بنیاد توسعۀ کارآفرینی زنان و جوانان و با مشارکتی داوطلبانه ساخته شده اسـت. بخـشی از این حـامیان، پژوهشگران و فعالان هم از تهران برای حضور در مراسم آمده بودند.
«محمدجواد دردکشان» مدیرعامل بنیاد توسعۀ کارآفرینی زنان و جوانان هم به مشارکتیبودن فرآیند توسعۀ جامعۀ محلی اشاره میکند. به اعتقاد او چنین پروژههایی امکانپذیر نیستند مگر آنکه، طیف متنوع و گستردهای از ذینفعان کنار هم بیایند و هر گروه نقش خود را ایفا کند.
آنچه با تصور حامیان و فعالانی که از تهران آمده بودند تفاوت داشت، نقش فعالانۀ کودکان هم در اداره و تجهیز فضاهای مربوط به آنها و هم در نشان دادن نقششـان به مخـاطبان بود. اینجا کودکـان، که در حاشیۀ «خانۀ هدی» گروهی مستقل دارند و برای توسعۀ فردی و اجتماعیشان تلاش میکنند، سوژۀ خدمترسانی نبودند؛ بلکه عاملان تغییر بودند. آنها از علاقه و استعداد و تجربهشان در برنامهنویسی و کدنویسی و دیگر مهارتهای معطوف به کسبوکار میگفتند؛ از کتابخانهای که خودشان تجهیز کرده بودند و حتی مهارت کتابداری و ادارۀ آن را آموخته بودند؛ از کودکانی که زمانی در کارگاهها شرکت کرده بودند و حالا مربی و مدرس شده بودند.
از این روحیۀ جمعی و فضای همدلی و مشارکتی زیاد میتوان نوشت. اما نباید فراموش کرد که اعضای محلات حاشیهای همچنان با محرومیتهای ساختاری و چندوجهی روبهرو هستند. زنان و کودکان زیادی از شناسنامه و هویت و در نتیجه خدمات اجتماعی محروم هستند. توسعه و کیفیت زندگی در محلات و شهرها هم نیازمند اهتمامی واقعی توسط نهادهای مسئول و دارای ظرفیت اسـت. در چنین رویکردی، کارشـناسان توسـعۀ جامعۀ محلی معتقدند که اعضای جوامع محلی باید در تصـمـیمگیـری و تصـمیمسازی، مطالبهگری و نیز در اجرا و ارزیابی نقش پویا داشته باشند.
تجلیل از چهرههای ماندگار میراث فرهنگی
سومین آیین نکوداشت مفاخر میراثفرهنگی پنجشنبهشب (۳۱ خرداد ۱۴۰۳) در سالن آمفی تئاتر وزارت میراثفرهنگی برگزار شد و طی آن هشت نفر از مفاخر حوزۀ میراثفرهنگی تجلیل شدند. به مناسبت برگزاری این آیین، پنجشنبهشب برج آزادی تهران به تصاویری از چهرههای ماندگار میراثفرهنگی ایران مزین شد. تیرماه سال ۱۴۰۱ اولین دورۀ چهرههای ماندگار میراثفرهنگی کشور برگزار و طی آن از دوازده استاد و پیشکسوت این حوزه: «محمدرضا اولیا»، «عبدالله جبل عاملی»، «حمیده چوبک»، «علیاکبر سعیدی»، «محمدحسن سمسار»، «محمدرحیم صراف»، «باقر آیتاللهزاده شیرازی»، «فائق توحیدی»، «رجبعلی لباف خانیکی»، «مهدی مجابی»، «محمدحسن محبعلی» و «محمد میرشکرایی» تجلیل شد. خردادماه سال ۱۴۰۲ هم در دومین دورۀ این رویداد، دَه چهرۀ برجستۀ میراثفرهنگی: «زهره بزرگ مهری»، زندهیاد «یعقوب دانشدوست»، «سیدمنصور سیدسجادی»، «اسکندر مختاری طالقانی»، «جلیل گلشن بافقی»، «هایده لاله»، «سیـدمحمود طالقانی»، «رسـول وطـندوسـت»، «عـبدالحـسین وکیـلیفرد» و «عبدالرحـمان وهابزاده»، بهعنوان چهرۀ ماندگار این دوره معرفی شدند.
کمترین کار برای حفظ هویت
قائممقام وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و معاون میراثفرهنگی کشـور در این آیین بابیاناینکه برگزاری مراسم تجلیل از چهرههای ماندگار میراثفرهنگی در حقیقت تجلیل و تکریم از مقام انسانیت است، گفت که انسان تنها موجودی است که تاج «خلیفهالله» را بر سر دارد؛ انسان را نسخۀ کامل میدانند که مظهر اسماء و صفات باریتعالی است.
«علی دارابی» با اشاره به صحبتهای متفکر و فیلسوف بزرگ «علامه مطهری» و نیز بزرگانی چون «حافظ»، «فردوسی» و «سعدی» دربارۀ انسان و مقام انسانیت، اظهار کرد: «اگر ایران بزرگ را دوست داریم برای این است که فرهنگ و تاریخ و تمدن دارد و در جایجای این سرزمین، میراثفرهنگی ملموس و ناملموس به چشم میآید و ازاینرو است که ایران حرفی برای گفتن دارد. «ابن خلدون» نیز میگوید که همۀ فقها ایرانی بودند. همین «شاهنامه» از تداوم تاریخی ایـران با صـدای بلـند سـخن میگوید؛ بـنابرایـن قـدرشـناسی از چـهـرههای پیشکسوت و ماندگار، کمترین کاری است که باید برای حفـظ هویت تاریخی و فرهنگ، هنر و تمدن این سرزمین انجام داد.»
معاون میـراثفرهنگی کشور افزود: «معرفی الگوها و اسوهها، تکمیل زنجیرۀ استادی و شاگردی و … از دیـگر اهداف برگتزاری چنـین همایشهایی است. جامـعهای که قدردان سرمایههای بزرگ خود بـاشد، نشـاندهـندۀ این است که قدردان هویت تاریخی خود است.»
دارابی سپس به مهمترین دستاوردهای دولت سیزدهم در حوزۀ میراثفرهنگی هم اشاره کرد و ارتقاء جایگاه ایران از هفتم به پنجم، برگزاری دو دوره جشنوارۀ ملی تولیدات چندرسانهای میراثفرهنگی، ساماندهی و تهیۀ جایگاه شغلی هزار نفر از هنرمنـدان، بـرپایی نمایـشگاههای موزهای در راستای دیپلماسی فرهنگی، ایجاد ۶۵ موزۀ جدید و جذب نخبگان در کـارگـروههـای مـخـتـلـف مـعــاونـت میـراثفـرهنگی را از ایـن دستـاوردها برشمرد.
ادای احترام به تمدن
وزیـر میـراثفرهنگی، گـردشـگری و صنایعدستی نیز در این آیین، تجلیل از بزرگان در حوزۀ میراثفرهنگی را تجلیل و ادای احترام نسبت به تمدن، فرهنگ و ریشهها دانست و گفت: «به همۀ نخبگان و سرآمدان و پیشکسوتان حوزۀ میراث فرهنگی ادای احترام میکنم. حضور من در سومین دورۀ این همایش، باعث خرسندی و افتخار است.»
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی: در خانۀ چهرههای ماندگار میراثفرهنگی باید بدون درنظرگرفتن خطبندیهای سیاسی، پیشکسوتان دورهم جمع شوند و باهم گفتوگو کنند
«سید عزتالله ضرغامی» افزود: «ریشه اصل است و اگر رویش جدیدی شکل میگیرد، این رویشها اتصال به ریشه دارد. اگر ریشه قطع شود، رویش جدیدی نخواهیم داشت. ما ریشهها را باید حفظ کنیم. این اقدام و این مراسم در حقیقت افزایش سواد میراثی جامعه، توجهدادن نسل جوان، تکریم از شخصیتهای ارزشمند و در اصل پاسداشت ریشههاست.»
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در بخش دیگری از سخنان خود با قدردانی از تشکیل «خانۀ چهرههای ماندگار میراثفرهنگی» افزود: «این اقدام بسیار خوبی است. در این خانه باید بدون درنظرگرفتن خطبندیهای سیاسی، پیشکسوتان دورهم جمع شوند و باهم گفتوگو کنند.»
ضرغامی ادامه داد: «آثار تاریخی برای این است که بازدیدکنندگان از ظاهر به باطن دست پیدا کنند؛ برای همین است که «قرآن کریم» میگوید ما این آثار را سر راه قرار دادیم. واقعاً آثار تاریخی ایران بینظیر است. گاهی اوقات وقتی نظام اداری دوران هخامنشی را میبینیم، به این نتیجه میرسیم که یک نظام اداری بسیار پیشرفته است. بر نیمی از دنیا حکومت داشتند اما واقعاً نظام اداری خوبی داشتند. باید نهضت روایت را به صورت جدیتر دنبال کنیم؛ چراکه حوزۀ میراث فرهنگی جدیترین حوزه برای وحدت است. بارها رهبر معظم انقلاب بر روی معرفی آثار تاریخی تأکید کردند. برخیها اینها را متوجه نیستند و دوقطبیهایی بین ایران قبل از اسلام و ایران بعد از اسلام ایجاد میکنند. اما مقام معظم رهبری جلوی دوقطبیها را میگیرند.»
رونمایی از تارنمای «خانۀ چهرههای ماندگار»، بیشاز سی جـلد از تألیفات حـوزۀ مـعـرفـی و آمـوزش معـاونـت میراثفرهنگی تحتعنوان «ارتقاء سواد میراثی»، نسخۀ مصور و مکتوب «تاریخ شفاهی»، تمبر یادبود «شهید رئیسی» و قطعۀ «سپاس فرزندم» «حسام الدین سراج» از دیگر بخشهای این مراسم بود.
سرنوشت «زاگرس» مسئلۀ ملی نشده است
این روزها در لرستان، فارس و سایر استانهای زاگرسنشین، جنگلها درحال سوختن هستند. آیا باتوجهبه وضعیت بارشها، احتمال داده نمیشد که آتشسوزی داریم؟
در زاگرس هرساله و به تناوب بهواسطۀ عوامل انسانی در دو شکل سهوی و عمدی، آتشسوزیها را در عرصههای جنگلی و مرتعی داریم. امسال بهواسطۀ بارندگیهای زیادی که اتفاق افتاد و پوشش گیاهی انبوهی که در این عرصهها وجود داشت، انتظار میرفت آتشسوزیها نسبت به سالهای قبل گستردهتر و شدیدتر باشند و حتی شروع آنها هم جلو بیفتد. در واقعیت نیز این اتفاق افتاده و از نیمۀ خرداد شاهد حریقهای متعدد در عرصههای زاگرس هستیم. چنین روندی بیانگر آن است که وقتی مشکلی سالها و سالها تکرار میشود، به شکل خودبهخودی مرتفع نخواهد شد و بایستی برای آن راهحلی پیدا کنیم.
زمانی که کارشناسانی مثل شما از حل این مشکل صحبت میکنید، آیا به تهیۀ وسایل و تجهیزات اطفای آتش اشاره دارید؟ همچنان که بسیاری از فعالان محیطزیست بر آن تأکید میکنند، یا فراتر از این موضوع مدنظرتان است؟
بحث پیشگیری و اطفای آتش دو مسئلۀ جدا از هم هستند. در مسئلۀ آتشسوزی در عرصههای جنگلی در ایران تمرکز بیشتر روی اطفای آن است؛ ازهمینرو است که وقتی دربارۀ آتشسوزی در زاگرس حرف میزنیم، بیشتر به کمبود امکانات و تجهیزات برای خاموش کردن آتش اشاره میشود. درحالیکه وقتی صحبت از پیشگیری میکنیم، باید یک مرحله جلوتر، مانع از بروز حریق شویم، بهجایآنکه منتظر بروز آتشسوزی باشیم تا آن را با تجهیزات کافی خاموش کنیم. در مقولۀ پیشگیری، ما باید با دامنهای از اقدامات نظیر تشکیل کلاس آموزشی، قانونگذاری، رفع تضادهایی که میتواند باعث آتشسوزی عمدی شود و موارد دیگر، جلوی بروز هرگونه حریقی را بگیریم.
در شرایطی که نود و پنج درصد آتشسوزیها بهگفتۀ مسئولان با منشأ انسانی است، آیا اصولاً پیشگیری جوابگو است؟
نود و پنج درصد آتشسوزیها بهگفتۀ مسئولان منشأ انسانی دارد؛ اما همین موضوع اهمیت پیشگیری و امکان موفقیت در آن را نشان میدهد. اگر حریقهای زاگرس طبیعی بودند و در اثر ساختار جنگل و شرایطی که باعث حریق طبیعی میشوند اتفاق میافتاد، بهسختی میتوانستیم سراغ پیشگیری برویم. ولی وقتی عامل انسانی باعث آن میشود، میتوان آن را راحتتر کنترل کرد. از نظر من مسئله همین است که وقتی نود و پنج درصد آتشسوزیها در زاگرس منشأ انسانی دارد، چرا روی عامل ایجاد حریق تمرکز نکنیم؟ این مقوله راهکارهای مختلفی دارد که برای حریق سهوی و عمدی متفاوت است. بااینحال براساس آنها میتوانیم مجموعهای را برای آن انتخاب کرده و به بهترین نتیجه برسیم.
پاسخهایی که مسئولان هرساله برای اطفای حریق میدهند و در مواردی خودشان بهعنوان منتقد وارد عمل میشوند، آیا به این واسطه نیست که اختیارات و بودجۀ لازم را ندارند؟
من فکر میکنم این یک نکتۀ انحرافی است. چهطور میتوانیم برای پروژههای آبخیزداری بودجه بگیریم یا چهطور ادعا میشود که از محل مسئولیتهای اجتماعی صنایع و بخشهای مختلف بودجه کاشت یک میلیارد نهال قابل تأمین است، اما به بحث پیشگیری که میرسد بگوییم بودجه نداریم؟ دربارۀ اختیارات هم نمیدانم چهکسی مانع از فعالیت سازمان منابعطبیعی برای پیشگیری از حریق میشود؟ از نظر بنده اطفای حریق نیازمند اقدامات ترویجی و آموزشی، اعمال قانون و وضع قوانین بازدارنده و تعاملی است که سازمان منابعطبیعی بایستی با مردم محلی داشته باشد.
ملکنیا: چهطور میتوانیم برای پروژههای آبخیزداری بودجه بگیریم یا چهطور ادعا میشود که از محل مسئولیتهای اجتماعی صنایع و بخشهای مختلف بودجۀ کاشت یک میلیارد نهال قابل تأمین است، اما به بحث پیشگیری که میرسد بگوییم بودجه نداریم
اینها جزو وظایف بنیادی سازمان است و نمیتواند ادعا کند که دربارۀ آن اختیار لازم را ندارد. سازمان منابعطبیعی بایستی بتواند با مردم رفع تضاد کند، برای آنها دورههای آموزشی بگذارد، قوانین موجود و جریمههای لازم را اعمال کند، خلأهای قانونی را پر کرده و یا قوانین را بهروزرسانی و اجرا کند. همچنان که گفته شد، دربارۀ بودجه هم اگر ادعاهای دیگر سازمان در بحث کاشت یک میلیارد نهال یا آبخیزداری را قبول کنیم، برای این مورد هم از آن منابع اقدام کند. متأسفانه نداشتن یک برنامۀ منسجم برای پیشگیری از حریق و اولویتنداشتن دو مقولۀ حریق و زاگرس برای سازمان منابعطبیعی ریشۀ اصلی مشکل است.
چهقدر آتشسوزیها به فقدان برنامهریزی برای زاگرس بازمیگردد؟
بخش زیادی از این معضل ناشی از فقدان برنامه است. ما اگر برنامۀ مدیریت برای زاگرس داشتیم، در دل این برنامه بهصورت علمی و مدون کار میکردیم. با این برنامه همچنین ذینفعان شناسایی و تلاش میشد تضاد بین سازمان منابعطبیعی و مردم محلی، بین مردم در مناطق مختلف و بین مردم و سایر سازمانها برطرف شود. ما بایستی آموزش را جدی بگیریم و آن را بهعنوان یکی از راهکارهای مدیریتی جنگلهای زاگرس بگذاریم. زمانی که برای زاگرس برنامهای که بتوانیم در کل این عرصهها اجرایی شود را نداریم، بهتبع آن نمیتوانیم آتش را بهعنوان یک چالش در این عرصهها حل کنیم. تمام مسائلی که در این جنگلها وجود دارند نیازمند برنامهریزی هستند. در برخی مناطق میتواند این برنامه معطوف به حریق و کنترل آن باشد و در سایر مناطق مسائل دیگری مطرح باشد؛ ولی وقتی برنامه نباشد، نمیتوان به شکل سیستماتیک و با اثر بلندمدت با این چالش برخورد کرد.
چرا زاگرس هنوز نتوانسته به یک مسئلۀ ملی برای ایرانیها مشابه دریاچۀ ارومیه بدل شود؟
دراینباره بخشهای مختلف جامعه سهیم هستند. اگر بخواهم تقسیمبندی کنم، در بخش دانشگاه توجه کمی به زاگرس از سوی دانشگاهیان شده است. میبینیم که جنگلهای شمال در کانون توجه دانشگاهها برای پژوهش و تحقیقات قرار دارد و تنها در یکونیم دهۀ اخیر با گسترش دانشگاهها و رشتۀ جنگلداری در زاگرس به این عرصهها توجه شده است. متأسفانه دانشگاهها، زاگرس را در تحقیقات و فعالیتهای اجتماعی که براساس آن مردم با زاگرس بیشتر آشنا میشدند برجسته نکردند و اهمیت آن را به مردم و مسئولان یادآور نشدند. رسانهها هم توجهی که باید به زاگرس شود را ندارند و جستهگریخته در فصل بحرانی و زمان آتشسوزی دربارۀ آن مینویسند. در خارج از فصل حریق، زاگرس از سوی اغلب رسانهها رها شده و کسی پیگیر نیست چه بلایی بر سر آن میآید؟ مسئلۀ دیگر تشکلهای محیطزیستی است؛ تشکلهای فعال در حوزههای محیطزیست، منابعطبیعی و مسائل اجتماعی بایستی بسیار بیشاز گذشته به زاگرس توجه کنند و آن را در برنامههایشان بگذارند و دربارۀ آن صحبت کرده و بنویسند تا این عرصهها تبدیل به مسئلۀ ملی شود.
این عرصهها از نظر اقلیم، تأمین آب، گردوغبار و امنیت غذایی که در سایۀ این منبع آب تأمین میشوند برای ما حیاتی هستند و بایستی بخشهای مختلف با هم همکاری سیستماتیک داشته باشند تا نظر مردم و مسئولان به آن جلب شود
اما نکتۀ مهمتر اینکه، سازمان منابعطبیعی برنامۀ منسجمی برای این مسئله ندارد؛ اینکه از پتانسیل رسانه، دانشگاه و تشکلها بهره بگیرد تا به زاگرس در بعد افکار عمومی جامعه پرداخته شود و هم بتواند در چانهزنی با مسئولان ردهبالا توجه آنها را به اهمیت زاگرس جلب و در کنار این توجه بتواند بودجه بگیرد و ساختار تشکیلاتی خود را قویتر کند. تمام مواردی که گفتم دخیل هستند تا زاگرس با وجود اهمیت ملی که برای ما دارد، نتواند تبدیل به یک مسئلۀ ملی شود. این عرصهها از نظر اقلیم، تأمین آب، گردوغبار و امنیت غذایی که در سایۀ این منبع آب تأمین میشوند، برای ما حیاتی هستند و بایستی بخشهای مختلف با هم همکاری سیستماتیک داشته باشند تا نظر مردم و مسئولان به آن جلب شود.
نامزدهای ریاستجمهوری اگر معتقدند محیطزیست ایران نه صرفاً یک دغدغۀ دستچنـدمی، بلکه هـمان طـور که نظرسنجـیها نشـان مـیدهنـد، جـزو اولویتهای نخست مردم ایران است، لازم است موضع خود را دربارهٔ چالشهای اصلی این حوزه بهطور شفافی مطرح کنند. نامزدها اگر باور دارند که محیط زیست یک موضوع تزئینی نیست و جایگاه والایی در زندگی و دغدغههای مردم دارد، باید راهکارهای خود دربارۀ ابرچالشهای این حوزه را بهشکلی کارشناسیشده و دقیق به مردم معرفی کنند. در همین راستا، کارشناسان باسابقه در پنج حوزۀ اصلی محیطزیست ایران، مهمترین پرسشهای خود از نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری را در زیر مطرح کردهاند.
تغییر اقلیم
«آذر زرین» رئیس پیشین پژوهشکدۀ اقلیمشناسی و تغییر اقلیم، این پرسش را از رئیسجمهور آیندۀ ایران دارد که باتوجهبهآنکه اثر مخرب تغییر اقلیم بر جغرافیای ایران محرز شده است و در سالهای اخیر شاهد افزایش رخدادهای فرین (Extreme) در ایران بودهایم، چرا هنوز یک برنامۀ مدون در سطح ملی برای اقدام اقلیمی نداریم؟
نامزدهای ریاستجمهوری اگر معتقدند محیطزیست ایران نه صرفاً یک دغدغۀ دستچندمی، بلکه همانطورکه نظرسنجیها نشان میدهند، جزو اولویتهای نخست مردم ایران است، لازم است موضع خود را دربارهٔ چالشهای اصلی این حوزه، بهطور شفافی مطرح کنند
عضـو هیئـت عـلمی گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد در ادامۀ پرسش خـود، توضـیح مـیدهد کـه کـشور «پاکستـان» با درک درـست از اهمیت پیامدهای تغییر اقلیم، نهتنها در سطح ملی، بلکه حتی در سطـح ایالتی نیز برنامۀ اقدام اقلیمی تدوین کرده است و کشور قطر در کابینۀ خود وزیر تغییر اقلیم دارد، اما در ایران توجه به تغییر اقلیم از چند اقدام بیجان در سازمان محیط زیست، ادارۀ هواشناسی و پژوهشکدۀ اقلیمشناسی فراتر نرفته است.
آب
یک کارشناس برجسته در حوزهٔ آب مـیگوید: نتـایج سومین آماربرداری سـراسری مـنابع و مـصارف آب که اردیبهشتماه امسال منتشر شد، نشان میدهد طرحهای سازگاری با کمآبی و تعادلبخشی آبهای زیرزمینی به اجرا درنیامدهاند و در بخش کشاورزی نیز عزمی برای تهیه و اجرای سند الگوی کشت بهمنظور کاهش مصرف آب در این حوزه دیده نمیشود. او این پرسش را مطرح میکند که نامزدها برای اجرای طرحهای ضروری مدیریت آب کشور چه تدبیری اندیشیدهاند؟
فرونشست زمین
«علی بیتاللهی» مدیر بخش زلزلهشناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، پرسش خود را درخصوص ابرچالش فرونشست در ایران مطرح کرده است. او میگوید: افزایش تقاضا برای استحصال آبهای زیرزمینی در کل کشور، حفر چاههای مجاز و غیرمجاز و برداشت بیرویه از آبخوانها، سطح آب زیرزمینی در کشور از اواخر دهۀ ۵۰ خورشیدی همزمان با رشد جمعیت شروع به افت کرده و هماکنون با کسری حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعبی آبهای زیرزمینی مواجه شدهایم که مشکلات عتدیدهای را در تأمیتن آب موردنیاز کشاورزی، شـرب و صنعت به بار آورده اســت. هـمچنـین افـت ســطـح آب زیرزمـینی، چالش خـطرزا و فراگیر دیگری را بر کشور تحمیل کرده است که آن پدیدۀ «فرونشست زمین» است که آثار محیطزیستی این پدیده و همچنین اثرات آن بر مرگ آبخوانها و آثار و ابنیه تاریخی، ساختمانهـا و زیرساختها بسیار حائز اهمیت است. پرسش این است که کاندیدای مـحترم چهقدر با چالش ملی فرونشـست زمین آشناست و آیا درخصوص کاهش خطرات آن برنامۀ مشخصی دارد؟
انقراض و کاهش تنوعزیستی حیاتوحش
«حمید ظهرابی» معاون سابق محیط زیست طبیعی و تنوعزیستی سازمان حفاظت محیطزیست نیز با توضیح این مطلب که هدف راهبردی اول در راهبرد ملی و برنامۀ اقدام تنوعزیستی کشور (NBAP2) جریانسازی تنوعزیستی بین دولت و جامعه و ارتقای آگاهی و مشارکت مردمی در دستیابی به توسعۀ پایدار است و هدف راهبردی سوم آن نیز کاهش فشار بر تنوعزیستی و ترویج استفادۀ پایدار از تنوعزیستی کشور است، از نامزدها میپرسد، برای تحقق این اهداف چه برنامهای دارند؟
آلودگی هوا
«یوسف رشیدی» مدیرعامل اسبق شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، از رئیس جمهور آینده میپرسد که با توجه به آنکه سه محور اصلی در خصوص آلایندگی هوا، سوخت، خودرو و حملونقل عمومی هستند، رسیدگی به کدام محور اولویت بیشتری دارد و چه برنامهای برای آن در نظر گرفته شده است؟
