بایگانی
بافتههای ارغوانی هم مانند دیگر تولیدات صــنایعدسـتی، دوسـتدار طبـیعـت و محیطزیست است و ماندگاری زیادی دارد. اما نتوانسته در رقابت با محصولات سبک و رنگارنگ پلاستیکی دوام بیاورد و بسیاری از هنرمندان ارغوانباف از ادامۀ مسیر کناره گرفتهاند.
خاستگاه ارغوانبافی
ارغوان درختی است که بیشتر از دوازده متر قد نمیکشد و اغلـب بهشکل درختچه میروید. با ناملایمات آبوهوایی، گرما و خـشکی سـازگار اسـت. در اردیـبهشتماه، گلهای صورتی و ارغوانی میدهد و دیدنیتر میشود. برگهای درخت ارغوان بهشکل قلب است و برای همین به آن «درخت عشق» لقب دادهاند.
ساکنان روستای «دیوزناو» شهرستان «سروآباد» استان کردستان از گذشتههای دور با هنر ارغوانبافی آشنا بودند. در سال ۱۳۹۹ روستای «دیوزناو» بهعنوان روستای ملی ارغوانبافی ثبت ملی شد
برای پیداکردن خاستگاه ارغوانبافی، باید راهی هورامان شویم. یکی از زیباترین صنایعدستی اسـتان کردستان، ارغوانبافی اسـت که ما را یاد گـذشتهها میاندازد؛ سبدهایی که پدربزرگ میوههای چیدهشده از باغ را در آن میگذاشت یا سینیهایی که مادربزرگ برگۀ میوهها را برای زمستان در آن خشک میکرد.
ارغوان، در مسیر رودخانۀ سیروان استان کردستـان بهشـکل خودرو رشد میکند. ساکنان روسـتای «دیـوزناو» شهرستان «سروآباد» اسـتان کردسـتان از گذشتههای دور با هنر ارغوانبافی آشـنا بودند. در سال ۱۳۹۹ روستای «دیوزناو» بهعنوان روستای ملی ارغوانبافی ثبت ملی شد.
ارغوان در برخی دیگر از نقاط کشور از جمله خراسان رضوی، ایلام، کرمان، مازندران، گیلان، همدان، لرستان، فارس و کرمانشاه نیز بهصورت خودرو میروید. بعد از کردستان، ارغوانبافی در روستای مایان در ۳۵ کیلومتری مشهد رواج دارد. برداشت ترکههای ارغوان در روستای مایان از اواخر بهار تا اوایل زمستان ادامه دارد. در اطراف این روستا که قطب ارغوانبافی استان خراسان رضوی لقب گرفته، درختان ارغوان در دامنۀ کوهها بهصورت خودرو رشد میکنند.
تولیدات ارغوانبافی اهالی این روستا در تولید آلاچیق، سینی، صندلی و سبد خلاصه میشود. صنایعدستی سبک ارغوان که همان سبد، سین و مواردی از این دست باشد، این روزها رونق خود را از دست داده، اما آلاچیقهای ارغوانی هنوز از رونق نیفتاده و بهعنوان یکی از تولیدات ارغوانبافی روستای مایان به کشورهای حاشیۀ خلیجفارس و آسیای مرکزی صادر میشود. اهالی معتقدند هنر ارغوانبافی در روستای مایان عمری به اندازه شش قرن دارد. در این روستا افرادی هستند که در ارغوانبافی بهقدری ماهر شدهاند که با چشمان بسته شاخههای ارغوان را در دست میگیرند و یکی پس از دیگری کنار هم میگذراند و رجبهرج میبافند.
زیر و بم ارغوانبافی
از گذشتههای دور در کردستان، روستاییان که همسایه با درختان ارغوان بودند، لوازم زندگی خود را از جمله سبد و سینی بهآسانی با ارغوانبافی تهیه میکردند. معمولاً زمانی که شاخههای ارغوان از درخت جدا میشود، نازکتر و انعطافپذیرتر است. اما در مناطقی که درخت ارغوان کمیاب بود، برای رفع نیاز روزمره به سبدهای چوبی، از شاخههای نازک بید استفاده میکردند. بافندگان، داسی به دست میگیرند و بهسوی شاخههای نازک و جوان درختان ارغوان میروند. هرچه دیرتر به سراغ درختان بروند، شاخههای ضخیمتری نصبیبشان میشود و کار برایشان سختتر است. اواسط بهار تا اواخر پاییز باید به سراغ درختان رفت و با مهارت خاصی ترکهها را جمع کرد. اگر زخم اشتباهی بر تن درخت ارغوان بخورد، آن را خشک میکند.
ترکههای نازک ارغوان، قبل از اینکه به دستان هنرمند زنان کرد برسد و بافته شود، حتماً نصف روز در آب قرار میگیرد و بعد از اینکه کاملاً منعطف شد، برای بافتن مورد استفاده قرار میگیرد. ترکههای خیسخورده در محیط نمدار قرار میگیرد تا انعطاف آنها بیشتر شود. بافتههای ارغوانبافی بیشتر بهشکل بیضی و دایره هستند و به همین علت، مقطع کار هنرمند با درهمتنیدن ترکهها به همـین شـکل بافتـه میشود. هنرمند ارغوانباف برای مهار ترکههای ارغوان و بافتن سبدهای بزرگتر، ناچار است ترکه را بین انگشتان پا قرار دهد و با دستها رجها را کم و زیاد کند. ارغوانبافان در قدیم باتوجهبه نیاز روزمرۀ خود ترکهها را بهصورت سبدهای بسیار عمیق یا بهصورت سینی مسطح یا بهصـورت سـبدهای کـوچک مـیوه و در اندازههـای مـختلف میبافتـند. آنهـا با جوشاندن ترکهها در دیگ، آنها را کمرنگ میکنند تا بافتههایی با طیف رنگی مختلف داشته باشند.
کاربرد سبدهای ارغوانی
در روزگـار قـدیم، از ایـن سـبدها بـرای خــشککــردن مـــیـوههـای تابســتانی، آبکشکردن برنج، جای نان، جای میوه و حتی برای حمل نوزادهای کوچک خود حین کار روزانه و بستن آن بر روی دوش و مواردی از این دست استفاده میکردند. تولیدات ارغـوانبـافی از جـنس طـبیـعـت اسـت. شسـتوشوی آنها با آب و شـویندههای معمـولی آسیبی در پی ندارد. تـنها دشمن تولیدات ارغوانبافی، رطـوبت مـداوم است و آتش.
پیشنهاد یک بانوی ارغوانباف
«گلچین غلامویسی» از اهالی کردستان، بـانـوی کـارآفرینی اسـت کـه در حـوزۀ دستبافتههای ارغوانی چراغ کارگاهاش را روشـن و برای دوازده نفر کارآفرینی کرده است. نجات هنر ارغوانبافی از گزند فراموشی با روشنشدن همین کارگاهها ممکن است. هرچند تعداد اندکی مشغول به کار شدهاند، اما میشود امیدوار بود که راه تازهای برای احیای ارغوانبافی همین باشد. غلامویسی معتقد است که یکی از بهترین روشها برای حمایت از هنرمندان صنایعدستی، برگزاری کلاسهای آموزشی است با اولویت افراد کمبضاعت که برای ایجاد اشتغال آنان برگزار شود و بعد هم باید به فکر راهاندازی نمایشگاهی دائمی از محصـولات صـنایعدستی تولیدشده بود. بهگفتۀ این هـنرمند کـارآفرین، رویآوردن بانوان کردسـتانی به هنر ارغوانبافی، راهی برای درآمدزایی و اشتغال است؛ البته به شرطی که حمایتهای لازم از سوی مسئولان انجام شود.
باوجودیکه هنر ارغوانبافی از گذشتههای دور، برای تولید ملزومات زندگی با ترکههای چوب در منطقۀ پاوه و اورامانات رواج داشته و حالا به دست فراموشی سپرده شده، اما برخی از هـنرمندان باقیمانده معتقدند با رونقگرفتن بومگردی و صنعت گردشگری در اورامان، میشود به احیای این هنر نیز دل بست. زیرا گردشگران از صنایعدستی بومی کماکان استقبال میکنند.
نقشۀ راه مقابله با آتش نداریم
«حریق اخیر پلدختر نیز در اثر بیمبالاتی یک کشاورز و آتش زدن کاه و کلش مزرعه بوده است.» این را روز گذشته «علی ملکی آهنگران»، فرماندۀ یگان حفاظت از منابعطبیعی کشور گفته. او تأکید کرده با بررسی آتشسوزیهای یک ماه گذشتۀ استان لرستان، مشخص شده که تعدادی از آنها عمدی بوده است. «در این ارتباط ۱۷ نفر شناسایی شدند و اقدامات قانونی انجام شده تا برای دستگیری آنها با هماهنگی قضایی اقدام شود.»
هفده نفر در استان لرستان دستگیر شدهاند و هنوز مشخص نیست چه برخوردی با آنها خواهد شد، اما این استان بهگفتۀ «حسین میرزایی»، مدیرکل منابعطبیعی و آبخیزداری اسـتان، از ابتدای سال تاکنون ۱۶۶۲ هکتـار از جـنگلها و مراتعاش را با آتش از دست داده اسـت. «این سطح از آتشسوزی در قالب ۴۸ فقره اتفاق افتاده است؛ بیشتر آتشسوزیها در جنگلها و مراتع مشجر بوده است.»
ماجرا اما روز گذشته به لردگان رسید. شهری در استان چهارمحالوبختیاری و گفته شد جـنگلهای این منطقه دچار حریق شده اسـت. علـی سـلاجقه، رئیـس سازمان حفاظت محیط٬زیست هم بعد از جلسه هیئت دولت دربارهٔ این آتش رخ نداده گفت: «با سازمان منابع طبیعی کشور همکاری داریم و از همهٔ ظرفیتها برای مهار آتش لردگان استفاده میکنیم؛ اما با این درجه حرارت که وجود دارد و متأسفانه برخی مسائل عمدی که هست، کار با مشکلاتی مواجه است.»
«سعید یوسفپور»: قرار بود مناطق مؤثر از آتشسوزیها مانند زاگرس و البرز و … پایگاه مشخصی داشته باشند که استانهای پیرامون را پوشش دهند. استان لرستان در زاگرس این پایگاه شد، اما تجهیزاتی که بتواند به استانهای مجاور سرویس دهد وجود ندارد
«سـعـید یوسـفپـور»، رئـیس ادارۀ محیطزیست چهارمحالوبختیاری اما به «پیام ما» گفـت: به روابطعمومی سازمان اطلاع داده که در این منطقه آتشی وجود ندارد، اما هنوز این خبر اصلاح نشده است. «امسال در منطقه بارشهای بهاری خوبی داشتیم و پوشش گیاهی مرتعی خیلی بهتر بوده و بنابراین زمینه برای آتش فراهم است. سال گذشته تعداد آتشسوزیها بسیار کمتر بود و از ابتدای سال در مناطق حفاظتشدۀ «تنگه صیاد» و «سبزکوه» سه آتش سوزی داشتهایم. «آتشسوزیها محدود بودند، اما در سبزکوه یکی از آتشسوزیها عمدی بود و یک چوپان این کار را کرده بود که به دستگاه قـضا معـرفی شـد. ما از اواخر فروردین شیفتهای مقابله با آتش را فعال کردهایم و افراد بهصورت مستمر در ادارۀ کل حضور دارند.»
بهگفتۀ یوسفپور، یکی از اشکالات جدی این است که ارزشگذاری اقتصادی واقعی برای زیستگاه و گونهها انجام نمیگیرد و در نتیجه باتوجهبه نبود ارزش منطقه، بحثهای حقوقی هم بهدرستی پیگیری نمیشود و توجه به معیشت و اقتصاد محلی و نبود درک درست از ارزش زیستگاه، باعث میشود تا احکام مناسبی برای آتشسوزیها انجام نگیرد. «قرار بود مناطق مؤثر از آتشسوزیها مانند زاگرس و البرز و … پایگاه مشخصی داشته باشند که استانهای پیرامون را پوشش دهند. استان لرستان در زاگرس این پایگاه شد، اما تجهیزاتی که بتواند به استانهای مجاور سرویس دهد وجود ندارد.»
رئیس ادارۀ محـیطزیست چهارمحال میگوید: وضعیـت تجهیزات انفرادی به نسبت قبل کمی بهتـر است. دمندهها و ارهبرقیهای انفرادی کـه بتوانیم با آنها آتشبر بزنیم بهتر از قـبل است، اما افراد باید بتوانند خود را بهمـوقع به منطقه برسانند و صعبالعبوربودن منطقه مشکل بزرگی است.
اطـلاعات دربارۀ مناطق درگیر در آتشسوزی محدود است
«مهـدی رهنـما»، رئیـس پـژوهـشگاه هواشناسی و علوم جوی سازمان هواشناسی کشور، سال ۹۹ از تهیۀ نقشههای پیشبینی احتمال خطر آتشسـوزی در عرصههای طبیعی خبر داده بود. بهگفـتۀ او مطالعاتی روی مـوضوع پـایـش و پیـشبیـنی آتشسـوزی در عرصههای طبیعی کشور آغاز شده و اولین محصول تولیدی در این زمینه، نقشههای پایش روزانۀ آتشسوزی است. «این نقـشه حاصل پردازش روزانه دادههای ماهوارههای سنجش از دور بود. اکنون با بهبود روشهای پردازش تصویر این نقشهها با گام زمانی هر شش ساعت یکبار، به روزرسانی میشوند.
بهگفتۀ او شاخص آبوهوایی آتش با درنظرگرفتن عواملی مانند دمای هوا، رطوبت نسبی، سرعت باد و بارش، خطر وقوع و گسترش آتشسوزی در جنگلها و مراتع را ارزیابی میکند. طی سالهای اخیر، تعداد زیادی از کشورها در سراسر جهان از این شاخص در برنامهریزی عملیات آتشسوزی بهره بردهاند.
«امید سجادیان»: اطلاعات دربارۀ مناطق درگیر در آتشسوزی بهصورت مدون محدود است. بهصورت مستمر نقشهای نداریم که به ما بگوید چه نقاطی درگیر یا مستعد آتشند و در چه مناطقی آتشسوزی تکرار شده است؟ قرار بود سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری نقشهای تهیه کند و مدام بهروز شود، اما هرکدام از معاونتها وظیفه را به گردن دیگری انداختند
«امید سجادیان» فـعال محیطزیست اما، به «پیام ما» مـیگوید: این نقـشهها درحالحاضر توسـط این سازمان دیـگر در دسترس نیسـتند. «اطلاعات دربارۀ مناطق درگیر در آتشسوزی بهصـورت مـدون محدود است. بهصورت مسـتمر نقـشهای نداریم که به ما بگوید چه نقاطی درگیرند، چه نقاطی مسـتعدند و در چـه مناطقی آتشسوزی تکـرار شـده است؟ قرار بود سازمان منابعطبیعی و آبخیزداری، نقشهای تهیه کند و مدام بهروز شود، اما هرکدام از معاونتها وظیـفه را به گـردن دیگری انداختند.»
او به نکتهۀ دیگری هم اشاره میکند و آن هم تفاوت در دادههای ارائه شـده است. «برای مثـال سـازمان سـنجش هوایی نقشهای میداد و باتوجهبه لکۀ آتشسوزی میگفت که ۲۵۰۰ هکتار از زمینهای این استان درگیر آتش بوده، اما مسئولان آن استان برای مثال میگفتند که ۷۰۰ هکتار درگیر بوده و این تفاوت و عدم پذیرش کار را سخت میکرد.»
سجـادیان مـیگوید مـدام از نقـشۀ آتشسوزی صحبت میشود، اما آنچه قـبلاً در دسـترس بود هم دیگر در دسـترس نیسـت و در نتیجه نمیتوان در چنـین شرایـطی بهدرستـی برای مناطـقی که احتمـال آتشسـوزی در آنها بالاست، برنامه داشـت. «ما مانـند سایر کشورها نیازمند نقشـهای آنلایـن درباـرۀ گزارش آتشسوزیهایمان هستیم. چنـانچه این نقشه وجود داشته باشد و مدام بهروز شود، شاید بتوان برای وضعیت آتشسوزیهای آینده برنامهای داشت و البته این اتفاق منوط به خواست متولیان و ارادۀ بزرگتری است.»
در جریان بررسی قانون برنامه هفتم توسعه، با موافقت نمایندگان مجلس با بند الحاقی یک ماده۲۹، همسانسازی حقوق بازنشستگان در طول اجرای برنامهٔ هفتم توسعه تصویب شد. براساس قانون، متناسبسازی باید از ابتدای امسال انجام میشد. تاخیر در اجرای متناسبسازی باعث نگرانی بازنشستگان شد. بازنشستگان ضمن ابراز نگرانی از چندوچون اجرای متناسبسازی، خواستار اجرایی شدن آن از اردیبهشت شدند. گمانهزنیهایی صورت گرفت که زمان اجرای متناسبسازی حقوق بازنشستگان از خرداد ۱۴۰۳ خواهد بود و مابهالتفاوتهای فروردین و اردیبهشت نیز از این ماه پرداخت خواهد شد.
اما تا پایان خرداد این اتفاق رخ نداد. در روزهای گذشته رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام کرد مبلغی به صورت علیالحساب به بازنشستگان پرداخت میشود تا پس از صدور احکام، تسویه قطعی انجام شود. چهارشنبه (۶ تیرماه) قانون برنامه پنجساله هفتم توسعه به دولت ابلاغ و سرانجام پس از چند ماه تاخیر یک میلیون تومان به عنوان مبلغ علیالحساب برای همسانسازی حقوق به حساب برخی بازنشستگان واریز شد.
عدم ابلاغ برنامه هفتم علت تأخیر در متناسبسازی
بهادری جهرمی سخنگوی دولت عدم ابلاغ برنامه هفتم را علت تأخیر در متناسب سازی عنوان کرد. به گزارش ایسنا او گفت: «بازنشستگان مطالبه برای متناسبسازی حقوق داشتند ولی چون در ابلاغ برنامه هفتم تأخیر شد، دولت تصویب کرد که مبلغ علیالحساب را واریزی داشته باشیم. به گفته جهرمی مبالغ قطعی بعد از نهایی شدن صدور احکام برنامه پرداخت میشود: «با نهایی شدن صدور احکام برنامه، مبالغ قطعی محاسبه و پرداخت میشود. خواستیم معطل نمانیم تا احکام نهایی شود و به نوعی عیدی را برای بازنشستگان واریز داشته باشیم.»
بازنشستگان تأمین اجتماعی باز هم از متناسبسازی عقب ماندند، چرا که واریز مبلغ علیالحساب برای بازنشستگان کشوری و لشکری بوده و شامل بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی نمیشود
وزیر کار هم درباره این واریزی و متناسب سازی حقوق توضیح داد. به گزارش ایلنا صولت مرتضوی در پایان جلسه هیات دولت گفت: «خوشبختانه قانون برنامه ابلاغ شد و بر اساس قانون برنامه احکام بازنشستگان در صندوق بازنشستگی کشور، فولاد و تامین اجتماعی را صادر میکنیم. منابع علی الحساب را هم دولت برای بخشی از صندوقها تامین کرده است.»
وزیر کار میگوید احکام بازنشستگان به مرور صادر میشود: «آنچه قانون و مصوبه دولت است به عنوان علی الحساب تامین و پرداخت میشود احکام را هم به مرور صادر میکنیم و بعد از آن هم معادل احکام پرداخت میشود و حقوق آنهایی که کمتر یا بیشتر حقوق میگرفتند اصلاح میشود و کار پیش خواهد رفت.»
به گفتهٔ او این مبلغ برای بازنشستگان تامین اجتماعی در انتظار تامین منابع است: «برای تامین اجتماعی هم قرار بود امروز چون قانون گفته از محل فروش سهام شرکت ها به محض اینکه منابعش بیاید پرداخت میکنیم دستور امروز آقای مخبر این بود که با قید فوریت تامین منابع شود امیدواریم شرمنده بازنشستگان نشویم.»
همسانسازی فقط شامل بازنشستگان دولت است
به این ترتیب بازنشستگان تأمین اجتماعی باز هم از متناسبسازی عقب ماندند، چرا که واریز مبلغ علیالحساب برای بازنشستگان کشوری و لشکری بوده و شامل بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی نمیشود. موضوعی که «علی بابایی کارنامی» نماینده مردم ساری و رئیس فراکسیون کارگری هم آن را تایید میکند. او در این رابطه به ایلنا گفت: «اقدام اخیر سازمان برنامه و بودجه مبنی بر واریز علیالحساب مبالغی از همسان سازی حقوق بازنشستگان، مربوط به صندوق بازنشستگی کشوری و بازنشستگان دولت و همچنین بازنشستگان لشگری است و ربطی به بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی ندارد. اساسا اقدامات سازمان برنامه و بودجه بودجه مربوط به نیروهای حقوق بگیر خود دولت است و ربطی به سازمان تامین اجتماعی که منابع خود را دارد، نخواهد داشت.»
بابایی کارنامی میگوید «متناسب سازی حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی نیز امسال انجام خواهد شد و دولت متعهد به آن است» : « از آغاز برنامه هفتم توسعه باید متناسبسازی حقوق بازنشستگان کارگری امسال انجام شود و فرمول اجرای آن نیز مشابه فرمول همسان سازی حقوق بازنشستگان کشوری است. مبالغ این متناسب سازی نیز توسط خود سازمان تامین اجتماعی باید پرداخت شود.»
رئیس فراکسیون کارگری مجلس تصریح کرد: «منابع لازم برای این اقدام بیشتر از ناحیه رد دیون دولت به تامین اجتماعی است و بدین منظور، همین امسال سهامهای درنظر گرفته شده برای رد دیون امسال سازمان، با انتقال سهام باید انجام شود و این اقدام باید همزمان با پرداخت دیون سایر صندوقها باشد. وظیفه اجرایی پرداخت نیز پس از این اقدام، باخود سازمان تامین اجتماعی است.»
سـومین نشـسـت از مـجموعـه نشـستهـای «گفتوگوهای آبی» با حضور علاقهمندان و دستاندرکاران از دستگاههای اجرایی متولی آب و کشاورزی، شرکتهای مهندسی مشاور و سایر کنشگران آب، اواخر خرداد ۱۴۰۳ در محل شرکت مدیریت منابع آب وزارت نیرو برگزار شد. موضوع این نشست مشارکت مردم (بهرهبرداران آب) در مدیریت، حفاظت و بهرهبرداری از منابع آب بود. اعضای پنل نمایندگان نهادهای تخصصی و اجرایی این حوزه و نیز نمایندۀ تشکلهای کشاورزان به میزبانی سخنگوی صنعت آب بودند.
در این نشست مباحث متنوعی دربارۀ موانع و الزامات شکلگیری مشارکت بهرهبرداران در مدیریت آب کشاورزی و نیز تجاربی از دشت نیشابور مطرح شد. اینکه چه نتایجی از این گفتوگوها در بهبود سیاستها و رویههای اجرایی حاصل میشود، سؤال و مطالبۀ بهحقی است که معمولاً بعد از برگزاری این نشستها از سوی جامعۀ نخبگان مطرح میشود. اما واقعیت این است که هر رویدادی یک کارکرد مشخصی دارد و کارکرد و اهدافی که برای گفتوگوهای آبی تعریف شده و امکانات آن اجازه میدهد، عمدتاً تعامل با نخبگان جامعه در محورهای آب، توسعه و محیطزیست، بهاشتراکگذاری تجارب و دانش آبی بین بدنۀ وزارت نیرو و جامعۀ نخبگان و در نهایت مشارکت گروداران در اصلاح امور و برنامهها و افزایش اعتماد بین وزارت نیرو و جامعۀ عموم و نخبگان است.
خود گفتوگو بخشی از هدف است و چشمانداز اصلی آن بردن مباحث و مسائل آب به حوزۀ عمومی است تا به یک «کنش ارتباطی» بیانجامد؛ کنشی که به تعبیر «هابرماس» فیلسوف آلمانی، هستۀ مرکزی آن گفتوگوست، چراکه کنش ارتباطی در پی تحقق تفاهم است و این تفاهم از مسیر گفتوگو حاصل میشود. ادعا بر این نیست که این نشستها قصد آن دارد که در حوزۀ مدیریت آب یک «سیستم یا نظام» را به یک «زیستجهانِ» هابرماسی ارتقاء ببخشد، اما معتقدم سعی دارد قدمهایی هرچند کوچک در این راه بردارد. از این نظر نیز این گفتوگوها بیشتر کارکرد فرهنگی دارد و دنبال تأثیرگذاریهای درازمدت است تا کوتاهمدت؛ دنبال تغییرات بطئی اســت. گفـتوگــوهـای آبـی فـضایـی بـرای بهاشتراکگذاری روایتها و تجارب زیسته در مسائل و مشکلات آب کشور است.
با این کارکردی که برای این نشستها تعریف شده است، حصول نـتایـج زودبـازده و اثـرگذاری خلقالساعۀ این نشستها بر بهبود رویههای اجرایی و سیاستی کمی دور از دسترس است، اما نباید از برخی دستاوردهای آن در عرصۀ گفتمانسازی غافل شد. به نظرم یکی از دستاوردهای مهم نشست سوم گفتوگوهای آبی، جملهای بود که در انتهای این نشست از زبان مدیرعامل یکی از شرکتهای آب منـطقـهای بـیان شـد و مـصـداقی از هـمین اشتراکگذاری روایتها و تجاربزیسته بود. او با صدای بلند گفت: «نترسید و وظایف خود را به جامعۀ بهرهبردار واگذار کنید». این اصلاح نگرشی در یک مدیر اجرایی که نتیجه و روایت یک تجربه در حوزۀ مدیریت آب است، از دو منظر اهمیت دارد: اول ایـنـکه یـکی از بـزرگترین مـوانع در شکلگــیری و دوام مشـارکت بهرهبـرداران در مدیریت و حفاظت منابع آب، اتفاقاً نگرش منفی و عدم باور مدیران به تقسیم قدرت و دادن صندلی به بهرهبرداران در میز تصمیمگیری است و دوم اینـکه ایـن نگـرش با مبـانی نظـری مربوط به حکمرانی منابع عمومـی مشـترک (نظیر آب زیرزمینی) انطباق دارد که حد مطلوب و آرمانی آن همان خودتنظیمگری (self-governance) در مدیریت منابع آب است.
ناگفته پیداست که تا رسیدن به این خودتنظیمگریِ جامعۀ بهرهبردار، فاصله زیادی داریم و برای رسیدن به آن وضعیت مطلوب تنها واگذاری وظایف تصدیگری دولتی به جامعۀ بهرهبرداران کافی نیست، بلکه این واگذاری و مشارکت باید به سمت شراکت آنها در تصمیمگیریها و برنامهریزیهای مدیریت آب گسترش یابد؛ تا آن زمان نیازمند گفتگوهای زیادی هستیم.
دیپلماسی محیط زیستی کلید مقابله با تغییراقلیم
بشریت در عصر حاضر با بحران عظیم گرمایش زمین و تغییراقلیم روبروست. این پدیده که ریشه در فعالیتهای مخرب انسان، به ویژه انتشار گازهای گلخانهای دارد، پیامدهای ناگوار و گستردهای را برای سیاره زمین و ساکنان آن به دنبال داشته است. از ذوب شدن یخهای قطبی و بالا آمدن سطح آب دریاها تا تشدید خشکسالیها، سیلهای ویرانگر، طوفانهای سهمگین و ناامنی غذایی، گرمایش زمین زنگ خطری جدی برای حیات بر روی زمین به صدا درآورده است.
علاوه بر مخاطرات زیستمحیطی، این پدیده تبعات اقتصادی و اجتماعی قابل توجهی نیز به دنبال دارد. تشدید ناامنی غذایی، مهاجرتهای اجباری، افزایش تنشهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی، امنیت و رفاه جوامع بشری را در معرض تهدید جدی قرار میدهد. نقش انسان در تشدید این بحران غیرقابل انکار است. سوزاندن سوختهای فسیلی، جنگلزدایی، کشاورزی صنعتی و سایر فعالیتهای مخرب، به طور فزایندهای به انتشار گازهای گلخانهای و گرمایش زمین دامن میزنند.
با وجود این چالش بزرگ، آگاهی روزافزون از خطرات تغییراقلیم، زمینه را برای حرکتی جهانی در جهت مقابله با این بحران فراهم کرده است. در کنار اقدامات ملی و محلی، دیپلماسی بینالمللی نقشی حیاتی ایفا میکند. بسیاری از مسائل زیستمحیطی ابعادی فرامرزی دارند و به تنهایی توسط هیچ کشوری قابل حل نیستند. در نبرد با چالش عظیم گرمایش زمین و تغییراقلیم، دیپلماسی محیط زیست یک ابزار قدرتمند در دستان جامعه جهانی است که از طریق ایجاد سازمانها و نهادهای بینالمللی، توانمندسازی کشورهای در حال توسعه و ارتقای آگاهی عمومی، بستری برای همکاری و همبستگی جهانی در جهت حفظ سیاره زمین فراهم میسازد. کنوانسیون چارچوب ملل متحد در مورد تغییراقلیم (UNFCCC) به عنوان نخستین گام بزرگ در این مسیر، تعهداتی را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، گردآوری اطلاعات و همکاری بینالمللی به کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه تحمیل کرد.
این کنوانسیون که در سال ۱۹۹۲ به امضا رسید، زمینهای را برای مذاکرات و توافقات بعدی مانند پروتکل کیوتو و توافق پاریس فراهم آورد. پروتکل کیوتو به عنوان الحاقیهای به کنوانسیون UNFCCC، با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای و مقابله با گرمایش زمین در سال ۱۹۹۷ به تـصویب رسیـد. ایـن پـروتکل، کـشورهای توسعهیافته را ملزم به کاهش انتشار گازهای گلخانهای خود در بازه زمانی مشخصی میکرد. توافق پاریس که در سال ۲۰۱۵ به تصویب رسید، نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی محیط زیست بود. این توافقنامه با هدف محدود کردن افزایش دمای جهانی به زیر 2 درجه سانتیگراد و تلاش برای محدود کردن افزایش دمای جهانی به ۱.۵ درجه سانتیگراد بود، برای اولین بار تعهدات الزامآوری را برای همه کشورها جهت کاهش انتشار گازهای گلخانهای خود ایجاد کرد.
علاوه بر اینها، معاهدات و پروتکلهای دیگری مانند کنوانسیون تنوع زیستی، کنوانسیون مبارزه با بیابان زایی، پروتکل مونترال در مورد مواد مخرب لایه اوزون، و کنوانسیون بازل در مورد تجارت بینالمللی مواد خطرناک و ضایعات آنها، به طور مستقیم یا غیرمستقیم به موضوع تغییراقلیم و حفاظت از محیط زیست میپردازند. دیپلماسی محیط زیست با گرد هم آوردن کشورهای جهان در جبههای واحد، نقشی حیاتی در مقابله با بحران تغییراقلیم ایفا میکند. این عرصه از طریق تعهدات الزامآور، همکاریهای بینالمللی و تبادل دانش، گامی مؤثر در جهت حفظ زمین برای نسلهای آینده خواهد بود. تعهدات و توافقات بینالمللی در حوزه تغییراقلیم، دستاوردهای قابل توجهی در سطوح مختلف به ارمغان آوردهاند. از جمله این دستاوردها میتوان به افزایش آگاهی عمومی و دولتی در مورد این بحران و ضرورت اقدام فوری برای مقابله با آن اشاره کرد.
توافق پاریس نمونه بارزی از این امر است که با جلب توجه وسیع رسانهها و تعهد بیش از 190 کشور، توجه جهانی را به این معضل حیاتی معطوف کرد. تعهدات مربوط به کاهش انتشار گازهای گلخانهای، انگیزهای قوی برای سرمایهگذاری در راهحلهای نوآورانه ایجاد کرده و منجر به پیشرفتهای چشمگیری در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر، ذخیرهسازی انرژی و افزایش کارایی انرژی شده است. توافقات بینالمللی، چارچوبی برای همکاری و تبادل اطلاعات و فناوری بین کشورها فراهم کردهاند و به اشتراکگذاری تجربیات و راهحلهای مـوفق و همـچنین تسهیل انتقال فناوری به کشورهای در حال توسعه کمک میکنند. برخی از توافقات مانند پروتکل کیوتو و توافق پاریس، تعهدات الزامآوری را برای کشورها در جهت کاهش انتشار گازهای گلخانهای تعیین میکنند. این تعهدات، انگیزه و الزام قانونی برای اقدام را ایجاد میکند و به اطمینان از اتخاذ گامهای ملموس در جهت مقابله با این چالش کمک میکند.
این دستاوردها نشاندهنده تعهد جامعه جهانی به مقابله با این چالش حیاتی است. با وجود تعهدات، کنوانسیونها و توافقات بینالمللی، هنوز در مسیر مقابله با تغییراقلیم و گرمایش زمین با موانع جدی روبرو هستیم. عدم تعهد کافی برخی از کشورهای قدرتمند به کاهش انتشار گازهای گلخانهای، به دلیل ملاحظات سیاسی و اقتصادی، مانع از پیشرفت در سطح جهانی میشود.
کمبود منابع مالی، چالش دیگری است که به ویژه کشورهای در حال توسعه را در اجرای اقدامات لازم، مانند سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، با مشکل مواجه میکند. دستیابی به راهحلهای جهانی به دلیل تضاد منافع بین کشورها دشوار است و مذاکرات بینالمللی اغلب با عدم اعتماد، اختلافات و فقدان اراده سیاسی قوی روبرو هستند. علاوه بر این، بخش قابل توجهی از مردم در سراسر جهان درک کاملی از خطرات تغییراقلیم ندارند و این امر به عدم مشارکت فعال در اقدامات لازم منجر میشود.
فقدان اراده سیاسی در برخی کشورها، ضعف در فناوریهـای پاک و مـقرون به صـرفه و ماهیت بلندمـدت اقدامات مورد نیاز، چالشهای دیگری هستـند که باید بر آنها غلبه کرد. با وجود این موانع، تعهدات بینالمللی، پیشرفتهای فناورانه و افزایش آگاهی عمومی، بستر لازم برای مقابله با این بحران را فراهم میکنند. اراده سیاسی قوی، همکاری بینالمللی و مشارکت فعال همه بخشهای جامعه، کلید حرکت به سمت آیندهای پایدارتر برای سیاره زمین و مقابله با تغییراقلیم ناشی از دیپلماسی محیط زیست است.
بارش سنگین نیمهشب سهشنبه، موجب طغیان رودخانۀ «تِلار» و وقوع سیل در سوادکوه شد. در این حادثه بسیاری از زمینهای کشاورزی حریم رودخانه، سردهنههای کشاورزی و راههای ارتباطی آسیـب جـدی دید. هـمچنین به منازل مسـکونی و خـودروهایی که در مـسیر رودخانه قرار داشتند، خسارتهای سنگینی وارد شد.
بنا بر اعلام سازمان جمعیت هلالاحمر کشور در پی وقوع این سیلاب، ۴۴ تیم امدادی در منطقه ساماندهی شدند و با ۳۶ دستگاه مشغـول لایروبی و جـمعآوری مصالح مازاد و ساماندهی وضعیت هستند.
غلامعلی فخاری، مدیرعامل جمعیت هلال احمر مازندران گفته است: در این سیل ۱۴۴ نفر حادثه دیدند که هفت نفرشان به مرکز درمانی منتقل شدند. ۳۱ نفر نیز که در سیلاب گرفتار شده بودند با اقدام به موقع امدادگران از مرگ حتمی نجات یافتند. ۵۰ نفر از گرفتار شدگان در سیلاب نیز دیشب اسکان موقت داده شدند.
«ایرنا» بهنقلاز «غلامعلی فخاری»، صبح چهارشنبه نوشته بود: «علاوهبر ۵۰ مورد اسکان که از این تعداد ۴۰ مورد در پایگاه گدوک و ۱۰ مورد در پایگاه ارفعده اسکان داده شدند، ۱۱ مورد تخلیۀ آب منازل مسکونی در روستای کردآباد انجام شده است.»
«عبدالرضا دادبود» معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری مازندران در مورد این حادثه به «پیام ما» گفت: «از روز پیش از حـادثۀ سـیلاب و باتوجـهبه گزارشهای هواشناسی، هشدارهای لازم صادر شده بود. متأسفانه شرایط مطابق پیشبینیها پیش رفت و شاهد بارش باران سیلآسا و طغیان رودخانهها بودیم که روستاها و شهرهای شهرستان سوادکوه را تحتتأثیر قرار داد.»
بهگفتۀ دادبود، تعدادی از محورهای اصلی و فرعی سوادکوه مـسدود شده است: «مهمترین موضوع، ورود سـیلاب سنگین در محور اصلی و مـسدود شدن محور سوادکوه است که تعـدادی خودروهای سبک و سنگین در سـیلاب قرار گرفتند. بلافاصله در نخستین ساعات پس از وقوع سیلاب، برداشت مصالح از جاده و ارزیابی آغاز شد، اما هنوز آمار دقیقی از میزان خسارات از مصدومان و مفقودان نداریم. باتوجـه به هشــدار نارنجی و وضعیت نامناسـب جـاده کــه زیرساختهای آن تخریب شد، احتمال مسدود شدن آن تا روزهای دیگر هم وجـود دارد. استاندار مازندران از منطقه بازدید داشت و نیمهشب پس از سیلاب، جلسۀ مدیریت بحران تشکیل شد و تأکید استاندار برای پیگیری در ابعاد مختلف است و وزیر کشور هم پیگیر موضوع هستند و معاون راهداری سـازمان حملونقـل جـادهای کشور در شهرستان حضور دارند. درخـواست حضور ماشینآلات سنگین و امدادرسان از سایر استانها تقاضا شد و بخشی رسیده و بخش دیگری در راه است.»
«رمضان غلامی» فرماندار سوادکوه نیز در بازدید از منطقۀ سیلزده و در گفتوگو با خـبرنگاران اعـلام کـرد: «این سیلاب کمسابقه اسـت. بر اثر این سیل، محور اصلی شهرستان در منطقۀ «طالع رودبار» مـسـدود شـد. هـمـچنیـن محـورهای کوهستانی «آلاشت» و «دراسله» نیز بر اثر سیل آسیب جدی دید و درحالحاضر بسته است. تاکنون ۱۸ مصدوم گزارش شده که ۴ نفر بهصورت سرپایی درمان شده و ۱۴ نفر تحت درمان هستند؛ درراهماندگان نیز در پادگان دوآب، امامزاده عبدالحق(ع) و مسجد کندوان اسکان داده شدهاند.»
دسـترسـی به هــوای پـاک و ســالم جزو اولینتـرین حـقوق شـهرونـدی اســت و همانطور که لوازم مصرفی و ضروری چون مسکن و بهداشت و آموزش حق آنان است، هوای سـالم نـیز جـزو ایـن حقـوق تعریف میشود.
حـیات روزانۀ میـلیونها شـهروند تهرانی در طول سال به علت آلودگی هوا تهدید میشود و در این بین دولتها و مدیران شهری و … از خود سلب مسئولیت میکنند. در این بین، راهکار مسئولان چیزی جز تکرار مکررات نیست و تعطیلی مراکز دولتی و آموزشی و زوجوفردکردن خودروها، اولیهترین اقدام آنان است. به نوعی که برای بهبود وضعیت آلودگی هوا، منتظر باد و باران و دیگر امدادهای غیبی و طبیعی هستند.
آمار چه میگوید؟
نقش حملونقل فرسوده، سوخت خودروها، خودروهای بیکیـفیت و مـستهلک، عـدم توسعۀ منـاسب حملونقلی را نباید نادیده گرفت و از سوی دیگر سوخت نیروگاههایی که از مازوت و دیگر حاملهای آلاینده استفاده میکنند را هم باید به این لیست اضافه کرد.
نگاهی به آخرین آمارها نشان میدهد: ایران از بین ۱۱۷ کشور، رتبۀ ۲۴ آلودگی هوا را به خــود اختـصاص داده اســت و در بیـن پایتختهای دنیا ایران رتبۀ ۲۱ را دارد. بیش از ۲۶ هزار نفر در ایران و ۶ هزار و ۴۰۰ نفر در تهران بهدلیل آلودگی هوا دچار مرگ زودرس میشوند و هزینۀ سالیانۀ مرگومیر بهدلیل آلودگی هوا نیز سالانه ۳۰ میلیارد دلار است.
تعداد روزهای ناسالم تهران نسبت به هرسال افزایش مییابد که البته قوانین بسیاری دربارهٔ آن تدوین شده، اما احکام بسیاری از برنامۀ دوم تا ششم توسعه بر زمین مانده است.
شـهر، مـحل تردد خودروهای بیاستاندارد است و خودروهای فرسوده بیش از ۳۰ برابر خودروی یورو ۲ درحال تولید آلودگی هستند.
هوای پاک، حقوق اولیۀ شهروندان
«یوسف رشیدی» استاد دانشگاه، در این زمینه معتقد است: یکی از عوامل اصلی مرگومیر و سرطان در بین شهروندان آلودگی هواست. بهطوریکه سازمان بهداشت جهانی هم در این زمینه هشدار داده است. هنوز هم مصرف سوخت در شهرهای بزرگ بالاست. میزان و نوع سوخت کارخانههای ما کنترل نمیشوند و نیروگاههای ما از سوخت سنگین مثل مازوت استفاده میکنند. درحالیکه بهرهمندی از هوای پاک و سالم جزو حقوق شهروندی ماست. اما تا زمانی که در شهر تهران بحث حملونقل و دولت الکترونیک بهطور واقعی اجرا نشود، نمیتوانیم به اهداف مورد نظر برسیم. درحالحاضر ناترازی مصرف بنزین و افزایش ترافیک، موجب هدررفت وقت و سرمایه و سلامتی شهروندان شده است.
رشیدی در ادامه به «پیام ما» بیان کرد: لازم است دولت با سوخت استاندارد، نوسازی ناوگان حملونقل عمومی با خودروهای بهینه و تحقق کامل دولت الکترونیک، به کنترل آلودگی هوا بپردازد. اگرچه مدیران شهری در دهههای اخیر در این زمینه تلاش کردند، اما کافی نبوده است و نیاز به حمایت جدی دولـت و مجـلس اسـت تا بـا همـاهنگی دستگاهها بتوانیم اثرات آلودگی هوا بر زندگی مردم را کم کنیم.
اثرات بلندمدت و کوتاهمدت آلودگی هوا بر زندگی شهروندان
«بهزاد اشجعی» کارشناس حوزۀ آلودگی هوا به «پیام ما» میگوید: آلودگی هوای تهران در فـصول گرم و سرد منشأ متفاوتی دارد و معمولاً منـشأ آن در بـرخی ماههای بهار یا تابستان بر اثر گردوغبار و در فصولی مثل زمستـان سـوخت خـودروها و نیروگاهها اسـت. امـا دربارهٔ هرکدام از این آلودگیها، برنامههای متفاوتی تدوین شده است که به نحو مطلوب اجرا نشده است.
او اضـافه کرد: درخـصـوص آلـودگی هـوا و مسائلی چون خودروهای فرسوده و سوخت آنها و نیروگاهها، به اندازۀ کافی راهکار و قانون هست، اما به آن شکلی که باید اجرایی نشده است. مدیریت شهری در سالهای اخیر به این قوانین عمل نکرده است.
بهزاد اشجعی: آلودگی هوا مسئلهای حلشدنی است و راهکار آن هم عجیب و غریب نیست، اما موضوع اصلی در کشور ما بهاولویتگذاشتن برنامۀ آلودگی هواست که این مسئله جایی در بین دولتها و مدیران شهری ندارد
اشجعی با بیان اینکه برخی مدیران شهری بیشتر و برخی کمتر در حوزۀ هوای آلوده اقدام کردهاند، اضافه کرد: آنچه که بهعنوان مشکل اصلی در اجرا دیده میشود، مهمترین موضوع بحث تأمین مالی است و بودجۀ در نظر گرفت هشده چندان تأمینکنندۀ نیازها نیست. از طرفی بودجۀ دولتی و نیز تسهیلاتی که باید توسط بانکها پوشش داده میشد، این بخشها به خوبی مدیریت نشد. از طرفی دیگر، خود قانون نیز مشکلاتی دارد و نیاز است قانونگذاران اصلاحاتی بر آن انجام دهند.
از سوی دیگر موضوع آلودگی هوا منحصر به وظایـف یـک نـهاد یـا سـازمان نیـست و مجموعهای از دستگاههای دولتی، مجلس و شهرداری در این موضوع دخیل هستند.
این کارشناس حوزۀ هوای پاک، در ادامه دربارهٔ تأثیر آلودگی هوا بر سبک زندگی و زیسـت شهـروندان اضـافه کرد: دراینباره گزارشهای مختلفی هسـت و آمارهایی که وزارت بهداشت میدهد، نشان میدهد تأثیر مخربی بر سلامت و روان شهروندان باقی میگذارد.
از مشکلات تنفسی و قلبی گرفته تا مباحث روانـی. از ســوی دیـگـر اثـرات ثانویۀ دیگر همـچون بیمـاری حـاد ریـوی و تنفسی و سرطان هم رهاورد دیگر آلودگی هواست که در درازمدت مشخص میشود.
بهزاد اشجعی اضافه کرد: آلودگی هوا همچنین موجب تعطیلی مراکز آموزشی و مدارس و دانشگاهها، تعطیلی ادارات و محدودیتهای ترافیکی میشود و در مجموع، اثرات منفی اقتصادی و اجتماعی آن بسیار محرز است.
او در توضیح اینکه در شهرهای دیگر دنیا چگونه به مبحث آلودگی پرداخته میشود هم، بیان کرد: برخی از شهرهای صنعتی دنیا مانند برلین و آلمان یا شهرهای کرۀ جنوبی و ژاپن، سالها درگیر آلودگی هوا بودند، اما این معضل را حدوداً بهطور کامل حل کردند. بنابراین آلودگی هوا مسئلهای حلشدنی است و راهکار آن هم عجیب و غریب نیست، اما موضوع اصلی در کشور ما بهاولویتگذاشتن برنامۀ آلودگی هواست که این مسئله جایی در بین دولتها و مدیران شهری ندارد.
فقط دو روز قبل بود که مدیرعامل آب و فاضلاب کشور اعلام کرد نگرانی بابت تأمین آب تابستان نداریم. اما حالا اهالی روستای حاجیآباد شهرستان تایباد میگویند مانند هرسال تابستان، آب شرب و استحمام هم ندارند.
«محـمد» یـکـی از سـاکنـان روسـتای حاجیآباد این شهرستان مرزی به «پیام ما» میگوید: «در هر ساعت از شبانهروز که شیر آب را باز میکنیم، بسیار کمفشار است. بعضی روزها برای بیش از ۱۲ ساعت آب نداریم. این موضوع مشکل امروز ما نیست؛ هرسال که هوا گرم میشود، با این موضوع مواجه هستیم و هیچوقت هم رفع نمیشود. در هفتۀ گذشته حـتی یک ۲۴ ساعـت نبـود کـه همـان آبباریکه را هم داشته باشیم. باید آب ذخیره کنیم. ساعت ۲ یا ۳ شب که آب داریم هم، آنقدر همۀ مردم مجـبورند بیـایند ظرف آب پر کنند، که فشار آب خیلی کم میشود. دیشـب ۳ ساعت طول کشید تا یک گالن هشت لیتری را پر کنیم. همهجا هم رفتهایم، نامه دادهایم، حضوری مراجعه کردیم، اما فایده ندارد.»
محمد توضیح میدهد که هیچکس طی این سالها حتی جواب قانع کنندهای به آنها نمیدهـد و هـمۀ اهـالی نخـستین روزهـای گـرم ســال کــه از راه مـیرسد، میدانند مشـکل آب هـم شروع میشود: «بـرخـی از اهالـی مـنبع آب خـریدهاند، بعضـیها هم نه. اما منبعها هم دردی دوا نمـیکند. چـون بیشتر شبها مردم برای اینـکه آب به دیـگران هم برسد، ورودی منابع را میبندند؛ یعنی منبعدار و بیمنبع آب ندارد.»
فرسودگی شبکه
«سعید فیضی» دهیار این روستا هم گفتههای محمد را تأیید میکـند: «با این وضعیـت، نه مـیتوان از ایـن آب بـرای استحمام و نه حتی امورات روزمره استفاده کرد. باید از همۀ اهالی روستای حاجیآباد که واقعـاً صـبورانه چنـدین سال است مشکلات کمآبی را در فصول گرم تابستان تحمل میکنند تشکر کنیم. چون زندگی در این شرایط بسیار دشوار است.»
دولت میگوید از تأمین آب شرب نگرانی ندارد، اما درحالحاضر ۴ هزار و ۳۰۰ روستا فاقد دسترسی به آب شرب پایدار در سراسر کشور وجود دارد
طبق آنچه فیضی توضیح میدهد، روستای حاجیآباد با مشکل شدید افت فشار آب مواجه است و زندگی برای اهالی بسیار مشکل و سخت شده است: «حتی در فصول سرد سال هم چندین مرتبه شاهد افت فشار آب بودهایم. دهیاری در این مدت پیگیر کمآبی و افت شدید فشار آب روستا بوده که متأسفانه آبدار، بهعلت فرسـودگی شــبکۀ آب و جلـوگیـری از ترکیدگی لولههـا، فـشار را کم میکند و همین امر موجب نارضایتی اهالی شده است. در جلسات متعدد این مشکلات مطرح شده اما هنوز نسبت به تعویض لولهها اقدامی صورت نگرفته و امید داریم سریعاً شبکۀ آب روستا توسط ادارۀ آب و فاضلاب اصلاح و لولهها تعویض شود. این منطقه با ۱۴۳۰ نفر جمعیت، تنها روستای پرجمعیت سمت جادۀ گمرک دوغارون است که نیازمند توجه بیشتر ادارات در رابطـه با اصلاح و افزایش زیرساختهای اولیه است.»
فقط مشکل در خراسان نیست
کمی آنسوتر از تایباد، روستای «زابلآباد» گنبدکاووس در استان گلستان و مجموعه روستاهای اطرافش با همـین چـالش کمآبی روبـهرو هـستـند. خـلاف گـفتۀ مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب کشور، مدیرعامل این سازمان در استان گلستان اعلام کرد که نهفقط ۱۸۰ روستای این استان با تنش آبـی روبهروسـت، بلکـه تا زمان تنظیم این گزارش، ۲۴ ناوگان آبرسانی سیار نیز در این استان فعال اسـت. ۲۳ خرداد، یعنی حـدود دو هفته قــبل، «رضـا عطایی» مـدیرعـامل آب و فاضلاب خراسان رضوی نیز در نشستی با خبرنگاران محلی این استان، اعلام کرده بود که تنش آبی در روستاهای این استان نگرانکننده است و برای ۷۵ روستا، تا پیش از شروع تابستان آبرسانی سیار و با تانکر انجام میشود و احتمال آن وجود دارد با شروع تابستان این عدد اضافه شود.
دهیار حاجی آباد: حتی در فصول سرد سال هم چندین مرتبه شاهد افت فشار آب بودهایم. آبدار، بهعلت فرسودگی شبکۀ آب و جلوگیری از ترکیدگی لولهها فشار را کم میکند
با این وجود، «هاشم امینی» از فضایی دیگر صحبت میکند. بهگفتۀ او از مجموع ۱۰ هزار روستا، آبرسانی به ۵۷۰۰ روستا تـکمیل شــده و شـاخـص بهـرهمندی روستاهای ایران از آب شرب و بهداشـتی پایدار به ۸۷ درصد رسیده است و با برنامهریزیهای صورتگرفته تا پایان سال ۱۴۰۳، همۀ این ۱۰ هزار روستا آبرسانی مـیشـوند. اعـداد اعلامی امینی نشان میدهد، هماکنون ۴ هزار و ۳۰۰ روستای دیگر به آب شرب پایدار دسترسی ندارند. بااینحال او گفته است از مهرماه سال گذشته وزارت نیرو برنامهریزی خود را برای گذر از مقطع اوج تابستان متناسب با بارشها تعـریف کرد تا بدون قطع آب تابستان را پشـتسر بگذاریم: «در برخی شهرها و استـانها مانند مشهد، گلستان، سیستانوبلوچستان و تهران، نگرانیهای جدی وجود داشت که برنامهریزیهای انجامشده مشکل تأمین آب شرب آنها برطرف شده است. اما مشترکان بدمصرف اگر به اخطارها توجه نکنند، آب شرب آنها از ساعت ۹ صـبح تا ۳ عصر قطع خواهد شد. سال گذشته این امر اجرا میشد و امسال هم با جدیت در مقطع اوج مصرف انجام خواهد شد.»
کسی نگران نیست
بهگفتۀ او اقدامهای صورتگرفته برای مدیریت مصرف، سبب شد رشد مصرف که پیش از این سه درصد بود به کمتر از ۱.۸ درصد برسد: «در قانون برنامۀ ششم توسعه، قیمتگذاریها بهگونهای است که مشترکان بدمصـرف مشـمول تعـرفههای پـلکانی مـیشـونـد کـه منـجـربه تغـییر رفـتار مصرفکنندگان نیز شده است. از ظرفیت پـسابها باید بـرای صنـعت و کشـاورزی اسـتفاده شـود و حـتی ظرفـیت داخلی ساختمانها نظیر فضای سبز، باید از ظرفیت آب خاکستری تأمین شود.»
با وجود اینکه به نـظر مـیرسد قـطع آب مجتمعهای روستایی کشور شروع شده است و احتمالاً تابستان مانند سال گذشته بـا چـالـشهـای آبـی بـهویــژه بـرای روستانشینان همراه خواهد بود، اما امینی جهاد آبرسانی را موافق میداند: «ماحصل تلاشها در جهاد آبرسانی در طول دولت سیزدهم منجر به ارتقای شاخص دسترسی به آب روستایی از ۸۲ درصد در ابتدای دولت به ۸۷ درصد در انتهای دولت شد و هماکنون کوششهای انجامشده موجب شده است که بیش از ۵۷۰۰ روستا دارای آب شـرب پـایدار باشند. برنامۀ دولت سیزدهم در این بخش، شامل اجرای ۴۶ طرح با حجم یک میلـیون و ۲۰۰ هزار مترمکعب در کشور بود که درحالحاضر از این مقـدار، ۶۴۷ هـزار مترمکعب به بهرهبرداری رسـیده اسـت که حکایت از تحقق ۵۴ درصدی بـرنامه دارد. از سوی دیگر باتوجهبه اهمیت پساب بهعنوان یک منـبع پایـدار آب برای مصارف غیرشرب، شـرکت مـهندسی آب و فاضلاب کشور بخشی از نیاز آبی صنایع بزرگ را از پساب تأمین کرده است و ۶۴ قرارداد واگذاری پساب به روش بیع متقابل با ارزش روز ۱۰۸۰۰۰ میلیارد تومان منعقد شد. انشاءالله با مجموعۀ این برنامهها و اقدامات، هیچ نگرانیای از وضعیت آب کشور در تابستان ۱۴۰۳نخواهیم داشت.»
آبشار ۳۱۲ متری «یونتای» واقع در مرکز استان «هنان» بخشی از ژئوپارک کوهستانی یونتای، یک ژئوپارک جهانی یونسکو است. هرسال هم میلیونها گردشگر دارد که برای دیدن ساختارهای زمینشناسی با قدمت به بیش از یک میلیارد سال به این منطقه سفر میکنند. اخیراً یک ویدئوبلاگر برای اینکه بتواند تصویر بهتری از آبشار یونتای تهیه کند و در شبکههای اجتماعی قرار دهد، خود را به بالای این صخره رساند. او بالای این آبشار با لولههای فلزی بزرگی مواجه شد که آب آبشار را تأمین میکردند. بعد از انتشار این ویدئو، بسیاری از کاربران فضای مجازی از جعلیبودن این جاذبۀ طبیعی انتقاد کرده و نوشتند: «منشأ آبشار یونتای فقط چند لوله است.» هرچند منابع مختلف چینی اعلام کردند این آبشار طبیعی و واقعی است و فقط برای اینکه گردشگران تجربهای بهتر از آن داشته باشند، با استفاده از این لولهها پرآبتر شده. این درحالیاستکه آبشار یونتای در فصول خشک سال هم چندان دیدنی نیست و استفاده از چند پمپ و لوله برای برقراری زیبایی دائمی آن هم مورد انتقاد قرار گرفت. کاربران و گردشگران معتقد بودند پمپاژ آب از طریق لولههای فلزی، ساختار طبیعی این آبشار را مورد تهدید قرار داده و آن را به آبشاری مصنوعی بدل کرده است. برخی کاربران دراینباره نوشتند: «دلیل ناراحتی این است که با تمام سختیها به سرچشمۀ آبشار یونتای رفتم و فقط یک لوله را دیدم. درحالیکه مسئولان منطقه میتوانستند از قبل، نسبت به تعبیۀ این لولهها برای پرآبشدن آبشار اطلاعرسانی کنند.»
البته که اقدام چینیها برای پرآبترکردن آبشارهایشان به همین یونتای ختم نمیشود و براساس گزارش منتشرشده در وبسایت «thefridaytimes» سال ۲۰۰۶ هم مشخص شد که تأمین آب آبشار «Huangguoshu» در استان جنوبی گوئیژو در فصل خشک سال، از یک سد صورت میگرفته است.
درصورتیکه گردشگران از وجود اقدامات فریبنده در مقصد گردشگری آگاهی نداشته باشند، هم اعتماد آنها کمتر میشود، هم توصیفشان از چنین اقداماتی منجر به آسیب برای شهرت یک منطقۀ گردشگری است. آن هم درحالیکه سود چنین اقداماتی کمتر به جیب جوامع محلی میرود
نکتۀ عجیبتر اینکه حدود ۱۰ سال پیش هم اعلام شد چینیها برای تقویت صنعت گردشگریشان ۱۱ اثر جهانی را هم کپی کردهاند. سایت «بیزینس اینسایدر» همان سال دراینباره نوشت: «برج ایفل فرانسه در شهر هانگژو، بنای تاریخی استنهنج انگلستان در شهر گردشگری هفی، مجسمههای بودای افغانستان در شهر هاینان، مجموعۀ تاریخی کارناک مصر در شهر گردشگری ووهان، برج پیزای ایتالیا در شانگهای، کاخ کنگرۀ آمریکا در شهر ووکسی، روستای هالستات اتریش در کنار دریاچهای در منطقه گوانگدونگ، خانۀ اپرای استرالیا در پکن، کلزیوم ایتالیا در ماکائو، مدرسۀ جادوگری هاگوارتز بریتانیا در شهر هبی، آثار جهانی کپیشده در کشور چین هستند.»
اغراق دربارۀ مقبرۀ باستانی
سـال ۲۰۱۵ هم مصریها ادعا کردند یک محوطۀ باستانی مهم به نام مقبرۀ «ازیریس» را کشف کردهاند؛ البته که بعدها این منطقه برای اینکه یک یافتۀ باستانشناسی واقعی نبود، مورد انتقاد قرار گرفت و بررسی دقیق مشخص شد معرفی باستانیبودن این منطقه بیشتر با اهداف گردشگری صورت گرفته است. براساس گزارش منتشرشده در «egyptologues»، ماجرا از این قرار بود که آن سال یک تیم باستانشناسی اسپانیاییایتالیایی اعلام کردند که در قبرستان «شیخ عبدالقرنا» در نزدیکی «الاقصر» مصر یک مقبرۀ باستانی کشف شده که شبیه مقبرۀ افسانهای خدای «اوزیریس» است.
این مقبره دارای مجسمۀ مرکزی بزرگی از «اوزیریس» و عناصر معماری اساطیری بود. مانند شفتهایی که به اتاقهای زیرین با پنج ستون پشتیبانی منتهی میشد. بعدتر برخی باستانشناسان و مصرشناسان با انتقاد از باستانیبودن این منطقه اعلام کردند ویژگیهای مقبره برای جلبتوجه رسانهها و گردشگری اغراقشده و لزوماً نشاندهندۀ یک یافتۀ منحصربهفرد باستانی یا بیسابقه نیست. آنها همچنین بیان کردند که صنعت گردشگری مصر در آن زمان با مشکل مواجه بوده و تبلیغات در مورد اهمیت مقبره بهعنوان راهبردی برای احیای علاقه به گردشگری مصر صورت گرفته است.
جعل فرهنگ
در تایلند هم روستاهای قبیلۀ «هیل» بهویژه روستاهای مربوط به قبایل کارن گردنبلند شهرت جهانی دارد. اما بعدتر انتقاداتی دربارۀ فقدان اصالت جاذبههای گردشگری این منطقه، صحنهسازی و بهرهبرداری از مردم قبیله برای جذب گردشگران مطرح شد و این که مردم روستاها فقط در زمان ورود گردشگران نمایش ویژهای از سبک زندگی خاص دارند و زندگی عادیشان متفاوت از چیزی است که در معرض دید گردشگران قرار میگیرد.
دهکدههای قبیلهای هیل در تایلند جاذبههای توریستی محبوبی هستند و بازدیدکنندگان میتوانند با گروههای اقلیت قومی مختلف مانند کارن، همونگ، آخا و لاهو دیدار کنند. کارنهای گردنبلند (زیرگروهی از مردم کارن) محبوبیت بیشتری در این منـطقه دارند، چون زنان حلقـههای بـرنجی بـه گردن خـود میزنند و گردنهای بهظاهر کشیدهای دارند، اما متولیان حوزۀ گردشگری این منطقه مورد انتقادات اخلاقی بهدلیل بهرهبرداری و فقدان اصالت قرار دارند. از جمله اینکه مردم این روستاها کمترین غرامت را از سود حاصل از تورگردانان دریافت میکنند یا برخی از روستاها بهطور خاص برای گردشگری راهاندازی شدهاند و مردم فقط در سـاعات بازدیـد لباس سنتی میپوشند که وضعیت واقعی زندگی یا شیوههای فرهنگی قبایل را به درستی نشان نمیدهد.
جاذبههای اغراقآمیز
جنگل «شروود» در انگلستان بهدلیل ارتباطش با کارتون رابینهود معروف است و یک مکان تاریخی و طبیعی قابلتوجه در حوزۀ گردشگری به شمار میرود. اما انتقاد مطرحشده دربارۀ این جنگل اینکه در جاذبههای گردشگری آن اغراق شده است. این جنگل مسیرهای پیادهروی، مرکز بازدیدکنندگان، رویدادهای قرون وسطایی و جشنوارههای سالانۀ رابینهود را ارائه میدهد که هرسال گردشگران زیادی را به خود جذب میکند. اما منتقدان میگویند، اندازه و تراکم تاریخـی جـنگل اصـلی اغـلب بـرای اهـداف گردشگری اغراقآمیز است. تصاویر موجود در این منطقه هم بیشتر با افسانۀ رابینهود هماهنگ شده تا واقعیت تاریخی. تجاریسازی افسانۀ رابینهود از طریق رویدادهای موضوعی، کالاها و جاذبهها هم باعث شده که در این منطقۀ تاریخی تمرکز بیشتر بر سرگرمی باشد تا آموزش بازدیدکنندگان در مورد اهمیت تاریخ و محیطزیست جنگل.
طبیعت مصنوعی
جاذبههای گردشگری هم که بهطور مصنوعی ایجاد میشوند، مورد انتقاد هستند؛ مشابه پیست اسکی دبی در وسط بیابان که با نگرانیهای محیطزیستی، فرهنگی، اقتصادی و… همراه است. جاذبههای مصنوعی اغلب به منابع قابلتوجهی مانند آب و انرژی برای نگهداری نیاز دارند و عامل انتشار کربن و کاهش منابع هستند. اسکی دبی هم یک پیست اسکی سرپوشیده در یکی از گرمترین مناطق آبوهوایی جهان است که به تهویۀ مطبوع مداوم و تولید برف نیاز دارد که لازمۀ آن، مصرف قابلتوجه انرژی و اثرات محیطزیستی آن است. در حوزۀ فرهنگی هم جاذبههای مصنوعی میتوانند فرهنگ و میراث محلی را تحتالشعاع قرار داده و نسخهای از تجارب بهداشتی یا تجاریسازیشده را ترویج کنند که نتیجۀ آن کاهش تجارب فرهنگی در منطقه است.
البته گردشگری مصنوعی میتواند درآمد قابلتوجهی را هم ایجاد کند، اما مزایای آن اغلب بهطور عادلانه توزیع نمیشود. بهایندلیلکه بیشترین سود این حوزه در اختیار شرکتهای سازنده و بزرگ قرار میگیرد و لزوماً به نفع اقتصاد یا جوامع محلی نیست. از سوی دیگر جاذبههای مصنوعی میتوانند مناطق را بیشازحد به گردشگری وابسته و اقتصاد آنها را در برابر نوسانات تعداد گردشگران بهدلیل رویدادهای جهانی، رکود اقتصادی یا تغییر روند سفر آسیبپذیر کنند.
یک بازدید جعلی
ویژگی گردشگری طبیعت اندونز، تورهای دیدنی از خزندگان مهیباش است؛ اژدهای کومودو، بزرگترین مارمولک زندۀ جهان؛ اژدهای کومودو گونهای شگفتانگیز و منحصربهفرد است؛ جعلی که در توسعۀ گردشگری این منطقه رخ داده، طعمهگذاری حیوانات برای غذا است که این خزندگان را به بهانۀ شکار در دید توریستها قرار دهد. نتیجۀ آن هم اختلال در رفتار طبیعی این حیوانات در شکار است. علاوهبر شیوههای تغذیۀ غیرطبیعی، حضور مداوم گردشگران هم میتواند باعث استرس و مشکلات سلامتی برای اژدهای کومودو شود.
ادعاهای گمراهکنندۀ میراث
درحالیکه قلعۀ تاریخی «Chateau de Chambord» در فرانسه بهعنوان یک فضای قرونوسطایی مطرح است، اما منتقدان میگویند بازسازیهای جدید در این فضا رخ داده و برخلاف آنچه گفته میشود، قدمت تاریخی ندارد. قلعۀ تاریخی Chateau de Chambord در فرانسه بهدلیل معماری متمایز رنسانس که فرمهای سنتی قرونوسطی را با ساختارهای کلاسیک رنسانس ترکیب میکند، یکی از شناختهشدهترین قلعههای جهان است.
این مکان که در درۀ لوار فرانسه واقع شده و بهعنوان یک مکان فرهنگی و تاریـخی قابلتـوجه، سـالانه صـدها هزار بازدیدکننده دارد. Château de Chambord توسط «پادشاه فرانسیس اول» در سال ۱۵۱۹ بهعنوان یک اقامتگاه شکار سفارش داده شد. این قلعه دارای ترکیبی منحصربهفرد از عناصر معماری گوتیک و رنسانس است. یک نگهبانی مرکزی با چهار برج بزرگ در گوشه و کنار، یک پلکان دومارپیچ عظیم و مجموعهای از پشتبامهای استادانه، دودکشها و پنجرههای خوابگاهی دارد. اما با وجود محبوبیتاش، با چندین انتقاد و چالش مواجه است؛ از جمله انتقاد به اصالت تاریخی آن. برخی منتقدان مـیگویند که بازسازیها و رویدادهای قرون وسطایی که در چامبورد انجام شده، از نظر تاریخی نادرست است.
تلۀ توریستی
روستای پروونس در کرۀ جنوبی هم یک جاذبۀ توریستی است که با تقلید از زیباییشناسی جذاب و محیط یک روستای سنتی در فرانسه طراحی شده. این یک مقصد محبوب برای مردم محلی و گردشگران است که طعم فرهنگ و معماری فرانسوی را بدون ترک کشورشان تجربه کنند. این دهکده در سال ۱۹۹۶ در ابتدا بهعنوان یک نانوایی و رستوران به سبک فرانسوی تأسیس شد. با گذشت زمان به یک دهکده با جاذبهها و امکانات مختلف توسعه پیدا کرد. از مهمترین انتقادات مطرحشده دربارۀ این فضا، اصـالت فرهنگی است و منتقدان مـیگویند کـه روسـتـای پـروونس با وجـود جذابیتهـایش، فـاقد اعتـبار یـک دهـکدۀ فرانسوی واقعی است. از سوی دیگر این روستا بهعنوان یک تلۀ توریستی مطرح است. چون تمرکز زیادی بر مصرف و هزینه دارد و جنبۀ تجاری آن، تجربۀ فرهنگی و زیباییشناختی را تحتالشعاع قرار داده.
جعل تصویر
نهتنها ایجاد ظرفیتهای فریبنده، مصنوعی و… در حوزۀ گردشگری، که یکی از کشورها هم برای تبلیغ ظرفیتهایش در این حوزه از عکسهای جعلی استفاده کرده است. همین چند سال پیش بود که رئیس ادارۀ گردشگری لیتوانی بهدلیل استفاده از عکسهای جعلی در کمپین تبلیغاتی این کشور بهعنوان یک جاذبۀ توریستی از سِمَت خود استعفا کرد. ادارۀ گردشگری لیتوانی آن زمان عنوان کرد برخی از عکسهای منتشرشده در رسانههای اجتماعی برای تبلیغ جاذبههای گردشگری این کشور، مربوط به کشورهای دیگر نظیر فنلاند و اسلواکی است.
این مثالها نشان میدهند چگونه گردشگری گاهی اوقات شامل اعمال فریبنده یا گمراهکننده برای جذب بازدیدکنندگان میشود و باوجودیکه برای متولیاناش مزایای اقتصادی دارد، اما با پـیامدهای منفی برای گردشگران هم همراه است. اقدامات فریبکارانه در مناطق توریستی عمدتاً مضر است و منجر به ازدستدادن اعتماد، ارائۀ نـادرست فـرهنگی، نـابرابری اقـتصادی، آسیـبهای محیـطزیـستی و تجـربیـات بـد بازدیدکنندگان میشود.
در صورتیکه گردشگران از وجود اقدامات فریبنده در مقصد گردشگری آگاهی نداشته باشند، هم اعتماد آنها کمتر میشود، هم توصیفشان از چنین اقداماتی منجر به آسیب برای شهرت یک منطقۀ گردشگری است. این درحالیاستکه سود چنین اقداماتی هم کمتر به جیب جوامع محلی میرود. از سوی دیگر ارائه نسخههای غیرواقعی یا اغراقآمیز از مکانهای تاریخی هم میتواند درک میراث و سنتهای محلی را خدشهدار کند که منجر به تضعیف فرصـتهای آمـوزشی و حفـظ هویت اصیل فرهنگی است. مهمترین توصیۀ کارشناسان، شفافیت و صداقت در چنین رویکردهایی است. دراینباره شیوههای بازاریابی صادقانه که بهطور دقیق نشاندهندۀ آنچه باشد که گردشگران قرار است به دیدارش بروند و همچنین اولویتدادن به کیفیت تجربۀ توریستی بهجای افزایش زیاد بازدیدکنندگان.
«پرهام آذرخش»، هفده ساله و محصل دبیرستان شاهد «طاهرسیما» شهر لاهیجان است. او از چهارده سالگی وارد دنیای خزندگان شد و به شکل تصادفی توانست از گونهای در جنگلهای هیرکانی عکاسی کند. «دنبال گونۀ دیگری از سمندرهای هیرکانی به اسم سمندر تاجدار جنوبی بودم و اتفاقی این گونه را پیدا کردم.» آذرخش فکر میکرد گونهای که پیدا کرده همان سمندر تاجدار جنوبی است؛ اما بررسی عکسها و مشاهده تفاوتهایش با این گونه، ابهاماتی را برایش ایجاد کرد و باعث شد در این زمینه با الوند محمدعلیزادگان مشورت کند. آذرخش و محمدعلیزادگان دراینباره که گونۀ عکاسیشده سمندر تاجدار جنوبی باشد، دچار تردید شدند. «گونهای که عکاسی کرده بودم نابالغ بود که شناسایی را سختتر میکند. تصمیم گرفتیم پایشهای بیشتری برای رسیدن به نتیجۀ اصلی انجام دهیم.» آذرخش و محمدعلیزادگان دوباره به منطقه رفته و نمونههای بالغ پیدا کردند. «نمونههای بالغ به لحاظ مورفولوژی مشخص کردند که گونۀ عکاسیشدۀ قبلی، سمندر تاجدار جنوبی نیست.
پرهام آذرخش: نیازمند پایشهای دقیق برای حفاظت بیشتر سمندر تاجدار قفقازی در سطح جهانی هستیم؛ بهعلاوه بایستی وضعیت پراکنش آن را در ایران بررسی کنیم
ما در بـهار نمونۀ دیگری از این گونه را پیـدا کردیـم و با بررسی دندانها مطمئنتر شدیم که سمندر تاجدار قفقازی است.» بهگفتۀ آذرخش، این گونه کوچکترین سمندر است که زیستگاه آن منطقۀ قفقاز، جنوب روسیه، گرجستان، مناطقی از آذربایجان، ارمنستان و شمالشرق ترکیه بود. «گزارشهای این گونه در جنوب آذربایجان، ارمنستان و ترکیه خیلی قدیمی هستند. در مطالعهای که چند سال پیش دربارۀ حفاظت و پراکنش این گونه انجام شد، پیشنهاد کردند که این گونه جزو گونههای منقرضشده در این مناطق محسوب شود.» نتیجۀ آنچه این سه حفاظتگر حوزۀ خزندگان انجام دادند، اولین رکورد این گونه در ایران بود. «این شناسایی نشان میدهد که همچنان جمعیتهایی از سمندر تاجدار قفقازی را داریم. از این روست که نیازمند پایشهای دقیق برای حفاظت بیشتر در سطح جهانی هستیم. بهعلاوه بایستی وضعیت پراکنش آن را در ایران بررسی کنیم.»
نیازمند پایشهای گسترده در ایران هستیم
بهگفتۀ الوند محمدعلیزادگان دیگر عـضو این برنـامۀ شـناسـایـی، مـدت زیـادی بـود کـه خزندهشناسان احتمال حضور سمندر تاجدار قفقازی را در شمالغرب ایران می دادند؛ تا اینکه در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ اولین نمونههای نابالغ از این گونه توسط پرهام آذرخش در شرق استان گیلان مشاهده شد و پس از آن در تاریخ ۳۰ مهر ۱۴۰۲ برای نخستین بار نمونههای بالغ برای شناسایی، توسط نویسندگان کار جمعآوری و دو نـمونـه بـه مـوزۀ ملـی تـنوعزیـستی سـازمان محیطزیست تحـویـل شـد.
الوند محمدعلیزادگان: باتوجهبه این گزارش، نهتنها یک گونه، بلکه یک جنس جدید به دوزیستان ایران اضافه میشود و تعداد سمندرهای ایران را از ۶ گونه به ۷ گونه تغییر میدهد
نمونههـا باتـوجهبه صفات ظاهری و پراکنش گونه و همچنین بررسی «باربد صفاییمهر»، حفاظتگر و خزندهشناس، شناسایی و گزارشی از حـضور آن نوشتـه شد. «باتوجهبه این گزارش، نهتنها یک گونه، بلکه یک جنس جدید به دوزیستان ایران اضافه میشود و تعداد سمندرهای ایران را از ۶ گونه به ۷ گونه تغییر میدهد.» سمندر تاجدار قفقازی که با نام علمی «Lissotriton lantzi» شناخته میشود، کوچکترین سمندر ایران است. آنقدر کوچک که حدس میزنیم وجودش از چشم محققان تا به امروز به این دلیل مخفی مانده، که با افراد نابالغ سمندر تاجدار جنوبی (triturus karelinii) اشتباه گرفته میشد.
«پراکنش این سمندر تا پیش از این از کشورهای روسیه، گرجستان، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، اوستیای جنوبی و تـرکیه بـه ثـبت رسـیده بـود.» از نظـر محمدعلیزادگان، گرچه وضعیت حفاظتی گونه همچنان توسط لیست سرخ (IUCN) مشخص نشده، ولی براساس مطالعهای در سال ۲۰۱۴، این احتمال داده شده که جمعیتهای جنوبی این گونه در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه منقرض شده باشند. «این موضوع باعث میشود که مشاهدۀ جمعیت و یا جمعیتهایی از این گونه در ایران، اهمیت بسیار زیادی برای حفاظت از این سمندر در دنیا پیدا کند و نیاز به مطالعات بیشتر بر روی پراکنش و وضعیتش در ایران بسیار حیاتی است.»

شفافیت مالی؛ مطالبهٔ مغفولمانده انتخابات
کافیست در همین روزها نگاهی به خیابانها بیندازیـد و ساختمانها و مفازههایی را ببینید که تـبدیل به ستادهای تبلیغاتی کاندیداها شدهاند. گـاهی ساختمانهایی چند طبقه با ارزشی چـند صد میلیاردی بهصورت کامل در اختیار یک ستاد قرار گرفتهاند. هر روز غذای گرم برای فـعالان در ستاد توزیع میشود و هزاران پوستـر و بنر برای آنها چاپ میشوند. افراد زیـادی در ایـن سـتادها شبانهروز کار میکنند که برخی داوطلب و برخی غیرداوطلب هستـند و بـرای حـضور خـود در این ستادها حقالزحـمه دریافت میکنند. سفرهای متعدد کاندیداهـا یا نـمایندگانـشان به اقصی نقاط کشور هم جزئی از همین فعالیتهاست. اینها فعالیتهای عادی هر ستاد انتخاباتی است و طبیعی است که تمام آنها هزینه دارند.
معمولا بخش عمدهٔ این هزینهها نیز توسط حامیان مالی کاندیداها که متشکل از کـارتلهای اقتــصادی، شـرکتها، گروههای صنفی و افراد حقیـقی هستند، تأمین میشوند. در بسـیاری مواقع، حامیان مالی پس از پیروزی کاندیدای مورد نظرشان، مطالباتی از رئیسجمهوری جدید یا نمایندهٔ راهیافته به مجلس دارند. این مطالبه میتواند شامل رانت اطلاعاتی، داشتن کرسی در بدنهٔ تصمیمگیری، تسهیل برخی امور به نفع حامیان مالی یا مطالباتی دیگر باشد.
در کشورهای توسعهیافته، معمولا قوانینی محکم برای شفافیت کمکهای مالی به کارزارهای انتخاباتی وجود دارد. حامیان مالی باید بهطور مشخص و با ارائهٔ سند، میزان کمکهای خود به کارزارها را اعلام کنند. تمـامی شهروندان نیز حق دارند تا گزارشهـای مالی کاندیداها را بررسی و پیگیری کنند.
در روزهای پیش از انتخابات ریاست جمهوری، معمـولا فعالان محیط زیست سیاههای از مـطالبات در حوزهٔ محیط زیست را منتشـر میکنند و از کاندیداها میخواهند تا بـرنامـههای خود را در این حوزه ارائه دهند. با ایـنحال، آنچه همواره مغفول میماند پرسـش دربارهٔ حامیان مالی کاندیداهاست؛ پرسشی که پاسخ به آن میتواند تا حدودی رویکرد کاندیدای مورد نظر دربارهٔ حوزهٔ محیط زیست را در آینده و درصورت پیروزی احتمالیاش نشان دهد.
ناگفته پیداست که در کشور ما، بخشی از سرمایهٔ انباشته در اختیار صنایعی است که فعالیت اقتصادی آنها با اصول پایداری در تناقض است. حضور این صنایع و صاحـبان ثروت در مـیان حامیان مالی کاندیداها میتواند با شائبههای فراوانی دربارهٔ فعالیتهای آیندهٔ کاندیدای پیروز همراه باشد. کاندیداها و صاحبان سرمایه نیز در نبـود قانون صفت و سخت برای شفافسـازی و اعـلام حامیان مالی و میزان مشارکتشان، با فراغ بال میتوانند به فعالیت انتخاباتی و سهمخواهیهای آینده ادامه دهند.
بهنظر مـیرسد دستـکم در حوزهٔ محیط زیست، یک مطالبهٔ مهم میتواند درخواست شفافسازی مالی فعالیتهای انتخـاباتی خـصـوصا انتخـابات ریاست جمـهوری و انتخابات مجـلس شورای اسلامـی باشد. تجربـه نشـان داده کــه برنامههای محیط زیستی ارائهشده توسط کاندیداها کمتر پس از پـیرـوزیشـان دنبـال مـیشـود امــا شفافسازی فهرست حامیان مالیشان بهتر میتواند رویکرد محیطزیستی آنها را نشان دهد.
به یاری پروردگار و همیاری و شرکت مردم فهیم ایـران زمـین در روز هشـتممـاه جـاری یکی از شـش نـامزد انـتخابات ریاسـت جمهوری، زمام امور اجرایی کشور را در دست خـواهد گرفت. در روزهای اخیر مکررا خواستههـای متخصصان و فرهیختگان کشور از یک طرف و مطالبات مردم از طرف دیگر به طرق مختلف مطرح شده است. یکی از مهمترین اصول بنیادین در امور اجرایی توجه به «پایداری سرزمین» است. اینکه چگونه میتوان آیـنده کـشور را بـرای نـسلهـای آتـی تضمیـن کرد؟ قـطعا به موارد متعددی میتـوان اشاره کـرد ولی فـقط یک عامل اصلی و اساسی وجـود دارد کـه تـعیـین کـننـدهٔ اصـول آمـایش سرزمـین و در نتـیـجه راهـبـری بـرنامـهریـزی زیربنایی یک ایران نوین و پایدار است.
استقرار نواحی مسکونی صنعتی و کشاورزی باید بر اساس پتانسیلهای آب تجدیدپذیر هر منطـقه باشد، نکتـهای که حداقل در نیم قرن اخـیر به آن توجه نـشد و حاصل اینکه شهرها، قطبهای کـشاورزی و مـناطق صـنعتی در محدودهای به نام فلات مرکزی شکل گرفت که ابدا فاقد توان اکـولوژیک بـرای تحمل چنین بارگذاریهای سنـگینی بـود. تهران، اصفهان، مشهد، یزد و سـایر شهرهـای واقع در فلات مرکزی از این نمونه هستنـد بهطوریکه نیمی از منابع آب زیرزمینی تجدیدناپذیر این مناطق که متعلق به نسلهای آتی بوده مصرف شده، فرونشست ۳۰ سانتی متری در سال باعث نگرانی شهروندان و مسئولان شده، آلودگی آب، هوا و خاک بهداشت اجتماعی را به طور جدی تهدید کرده و مهمتر از آن تامین نیازهای اولیه این جمعیت کثیر متراکم در کلان شهرها مثل آب و گاز و برق به دشواری صورت میگیرد.
پیشنهاد مهم به رییس جمهور آینده این است که در ابتدای استقرار دولت ایشان، در یک بازه کوتاهمدت مطالعات آمایش سرزمین را از دیـدگاه پتـانسیل آب تـجدیدپذیر سطحی و زیـرزمـینی هر حـوضه آبـریز تدوین کنند. برنـامهریزی برای اســتـقرار جـمعیت، ادامه بهرهبـرداری از وضعیت کشـاورزی موجود و صنایع آببر و کم آببر بر اساس تامین آب پایدار هر ناحیه یا منطقه و یا استان باید بر اساس این مطالعات صورت گیرد.
در حال حاضر ۷۰ درصد جمعیت کشور فقط به ۱۵ درصد آب تجدیدپذیر دسترسی دارند و بقیه جمعیـت که ۳۰ درصد جمعیت ایرانیان را تشکیل میدهند دسترسی به ۸۵ درصد آب تجدیدپذیر را دارا هستند.
دولت آینده کشور باید به سرعت بر اساس مقدار آب تجدیدپذیر هر منطقه یا حوضه آبریز حد مجاز بارگذاری جمعیـتی را برای شهرهای موجود خصوصا در فلات مرکزی مشخص کرده و بـرنامه احـداث کـلان شـهرهـای عظـیم در سـواحل خـصوصا مکـران را ذیل رهـنـمودهای مقـام معظم رهـبری در مـورد توجه به سـواحل جنوبی کشور پیاده کند.
