بایگانی مطالب نشریه

گردشگری؛ فرودی بی‌فراز

سالی که گذشت، نخستین سالی بود که گردشگری کشور صاحب مسندی در مدیریت اجرایی کشور بود. وزارتخانه‌ای که با این بهانه تشکیل شد تا نظارت بیشتری بر عملکرد آن صورت گیرد و در مقابل، وزیر به مجلس پاسخگو باشد. اما در یک سال گذشته با وجود تمام مشکلات و چالش‌ها و اشتباهات و کم‌کاری‌های وزیر، نه مجلس نظارتی داشت و سوالی پرسید و نه وزیر کاری کرد و پاسخی داد. در این میان بخش گردشگری در گردابی از بحران‌های مختلف گرفتار بود و وعده‌ها قادر به نجاتش از این بحران که هر روز شکلی تازه پیدا می‌کرد، نبودند. فعالان بخش خصوصی بارها اعتراضات و انتقادات خود را به وضعیت موجود اعلام کردند، اما گوشی برای شنیدن نبود. یک سالی که گذشت، گردشگری دنیا با کرونا درگیر بود و گردشگری ایران با سو مدیریت‌هایی که بر مشکلات ناشی از کرونا دامن می‌زد.

ایرانی‌ها نوروز 99 را که در سنت آن‌ها نمادی از ارتباطات اجتماعی و بین فردی بود در قرنطینه سپری کردند و امید بستند به این‌که تمام این خانه ماندن‌ها در تابستان با یک سفر مفصل جبران می‌شود. اما بنا نبود که مدیریت کرونا به این زودی بتواند از پسِ شرایط بر آید. تابستان و سفرهای نیم بند و همراه با واهمه و محدودیت و تذکر و هشدار هم گذشت و امیدها به نوروز بسته شد. بعد از این‌که اخبار جهانی از نتیجه بخش بودن واکسن خبر دادند، امیدها برای بازگشت به زندگی عادی قوت گرفت. اما باز هم قرار نبود ایرانی‌ها در این اشتیاق جهانی سهیم باشند، در روزهایی که شهروندان شهرهای مختلف دنیا یکی پس از دیگری واکسینه می‌شدند، شهروندان ایران سهمشان شد ویروس جهش یافته و شهرهای رنگ‌بندی شده قرمز و آبی و زرد و… و جان‌هایی که در میان این رنگ‌ها تسلیم کرونا می‌شدند. باز هم نوروز و باز نگرانی از کرونا، و سفر امری که باز باید به زمان دیگری موکول شود. اما در این احوالات متولیان بخش گردشگری نگاهشان به سمت و سوی دیگری است. آن‌ها که در یک سال و نیم گذشته و در تمام بحرانها جایشان خالی بود، حالا حضوری پررنگ دارند تا بگویند سفر به چه شهرهایی مجاز و به چه شهرهایی غیرمجاز است و مردم را به رعایت پروتکل‌های بهداشتی در سفر امیدوار کنند.تصمیماتی در ماه‌های اخیر در زمینه انجام سفرهای نوروزی گرفته شد، که با اعلام ممنوعیت‌های سفر باعث شد خسارتی تازه متوجه مراکز خدمات گردشگری شود. تصمیمی که وزارت گردشگری آن را به طور رسمی اعلام کرد، انجام سفرهای نوروزی به صورت گروهی بود، این به معنای آن است که دفاتر خدمات مسافرتی، تورهای نوروزی را طراحی و ارائه کنند. مردم تورها را خریداری کرده و برای سفر نوروزی خود برنامه‌ریزی کنند. شتاب‌زدگی وزارت گردشگری برای این تصمیم و بعد شیوع نوع جهش یافته کرونا در کشور و لغو سفر به بعضی مقاصد، دفاتر مسافرتی را با خسارتی قابل توجه روبرو کرد و اعتراضاتی در پی داشت.
در تصمیمی دیگر اعلام شد تنها کسانی که اقدام به رزرو هتل و اقامتگاه‌های مجاز کرده باشند، مجوز سفر خواهند داشت، این تصمیم هم موجب وارد آمدن خسارتی جدید به مراکز اقامتی شد. شاید اگر متولیان گردشگری برای انجام تصمیمات خود از متخصصان و فعالان این حوزه مشورت گرفته بودند و تنها به دنبال جبران کوتاهی‌های خود با فراخواندن مردم به انجام سفر در نوروز نبودند، این خسارات متوجه بخش آسیب‌دیده گردشگری نمی‌شد.

گله‌های فعالان گردشگری

در یک سال گذشته، انتقادات بسیاری به عملکرد وزارت گردشگری در حمایت از فعالان این حوزه از سوی کارشناسان و نمایندگان اصناف مطرح شد، اما در روزهای اخیر فعالان و نمایندگان بخش‌های مختلف گردشگری در مجمع ملی تشکل‌های گردشگری ایران مسائلی را مطرح کردند، که می‌توان آن را آیینه تمام نمای گردشگری ایران در یک سال گذشته دانست:
جمشید حمزه‌زاده، رئیس جامعه هتل‌داران ایران: «دو بسته حمایتی به بخش خصوصی گردشگری معرفی شد که این بسته‌ها نه تنها حمایتی در پی نداشتند، بلکه باید آن‌ها را بسته‌های ضد حمایتی دانست. نه تنها باری از دوش این صنعت بحران‌زده برنداشتند، بلکه با ناهماهنگی‌ها و عدم برنامه‌ریزی و عدم اجرای مصوبات، بسته‌هایی که عملاً نقش ضد‌حمایتی داشتند، ارائه شدند. بنابراین طرح این موضوع که از بخش خصوصی گردشگری حمایت به عمل آمد، ادعای بی‌اساسی است»
حرمت‌الله رفیعی، رئیس هیات مدیره دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی: «بسیار ناراحت‌کننده است که مقام عالی‌رتبه در نظام بانکی کشور، در ازای درخواست تسهیلات با بهره پایین، به تاسیسات گردشگری توصیه کند همین وام را بگیرند و آن را در بانکی بگذارند و از سودش بهره‌مند شوند! این توصیه بهت‌برانگیز بود»
ابراهیم پورفرج، رئیس هیات مدیره جامعه تورگردانان ایران: «در یک سال گذشته نه تنها از ما حمایت نشد، بلکه بسیاری از نیروهای انسانی کارآمد‌مان را هم از دست دادیم؛ نیروهایی که سرمایه‌های صنعت گردشگری بوده و هستند و جدا شدن آن‌ها از این صنعت، خسارت بزرگی به آینده گردشگری است»
اکبر رضوانیان، نایب رئیس جامعه بوم گردی کشور: «صدور مجوزهای بی‌رویه به نام واحد بوم‌گردی از مشکلات این حوزه است. متاسفانه ۷۰ تا ۸۰ درصد از کسانی که مجوز واحد بوم‌گردی می‌گیرند، نه آموزش دیده‌اند، نه تجربه‌ای دارند و نه استانداردها را می‌شناسند»
نیما آذری، رئیس هیات مدیره انجمن موسسات آموزشی گردشگری کشور: «در سال ۹۹ کلاس‌هایی را با هفت، هشت نفر برگزار کردیم که در گذشته گاهی با بیش از ۵۰ نفر برگزار می‌شد. دل که نمی‌سوزانند هیچ، گاهی پیشنهادهایی به ما می‌دهند که باعث تاسف است. مثل همان پیشنهاد مسئولان بانکی، این‌که اگر وام ۱۲ درصدی مشکلی از شما حل نمی‌کند، دست‌کم می‌توانید این پول را در بانک بگذارید و سودش را بگیرید! معنای این حرف چیست؟ آیا معنایش این نیست که تاسیسات گردشگری را به جای کار در زمینه تخصصی خود به واسطه‌گری و دلالی دعوت می‌کنند؟»
علی صدرنیا، رئیس هیات مدیره جامعه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی: «سال گذشته در جلسه‌ای گفتم گردشگری ما تا دو سال آینده هم راه نمی‌افتد و این حرف را طبق محاسبات دقیق زدم. وزیر گفت ما طی سه ماه گردشگری را به وضعیت عادی برمی‌گردانیم‌. در حالی‌که چنین چیزی ممکن نیست. گفتم بازار این‌طور نیست که تا دولت بگوید باید به حالت عادی برگردید، برگردد. هر عرصه‌ای مناسبات و اصول خودش را دارد»
محمدحسین یزدانی، رئیس انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران: «جای تاسف دارد که یک بسته را در دو مرحله در اختیار فعالان گردشگری قرار می‌دهند تا وانمود کنند که دو بسته حمایتی در نظر گرفته شده است. راهنمایان گردشگری قبل از کرونا هم با مشکلات زیادی روبه‌رو بودند، در طول یک سال گذشته نیز سختی‌های مضاعفی را تحمل کردند. متاسفانه راهنمایان گردشگری آن‌قدر دچار مشکلات معیشتی هستند که نمی‌توانند وقت‌شان را به اندازه کافی صرف پیگیری مسائل صنفی کنند»

سوء مدیریت از کرونا پیشی گرفته‌

گردشگری در دنیا آماده می‌شود تا بعد از رخوتی یک ساله، تابستان را با سفر آغاز کند. واکسیناسیون عمومی در بسیاری از کشورها آغاز شده و فعالان گردشگری برنامه‌ریزی خود را برای شروع دوباره فعالیت‌هایشان آغاز کرده‌اند. در یک سالی که رکود بر دنیای سفر سایه انداخته بود، برنامه‌های بسیاری برای حمایت از شاغلان در صنعت گردشگری دنیا اجرا شد. طرح‌هایی با این هدف که کمترین آسیب متوجه فعالان این صنعت شود و متخصصان این حوزه برای امرار معاش کمتر به حوزه‌های دیگر مهاجرت کنند. در ایران اما دامنه سو مدیریت‌ها این‌قدر گسترده بود که حتی در صورت عادی شدن وضعیت و کنترل کرونا در آینده، نمی‌توان چشم‌انداز روشنی برای گردشگری متصور بود. بسیاری از نیروهای انسانی متخصص که بزرگترین سرمایه‌های این حوزه هستند، با دیدن بی‌مهری‌ها به اجبار به حوزه‌های فعالیت دیگری کوچ کردند تا چرخ زندگی را بچرخانند. بسیاری از دفاتر خدمات مسافرتی تن به تعطیلی دادند و بسیار تغییرات دیگر که جبران نمی‌شود و یا جبران آن‌ها هزینه بسیاری را به این بخش تحمیل می‌کند، همه باعث شده تا آینده‌ای مبهم برای گردشگری پیش رو باشد.
حالا که اختلاف نظرها بین مسئولان حوزه سلامت و مدیران بخش گردشگری درباره سفرهای نوروزی بالا گرفته است، شاید بتوان بیشتر از پیش انفعال وزارت گردشگری را در ایجاد این شرایط دخیل دانست. اگر این وزارتخانه به وظایف خود به درستی عمل کرده بود و تعامل خوبی با فعالان گردشگری داشت، به جای این‌که اعلام کند «گردشگری رو پا و سرحال است» اقدامی اثرگذار برای جبران خسارات وارده به این بخش صورت می‌داد، حالا مجبور نبود با به خطر انداختن جان مردم در شرایطی که ویروس جهش یافته کرونا در کشور تسری پیدا کرده است، به هر قیمتی برای انجام سفرهای نوروزی اصرار ورزد و رو در روی نگرانی‌های مسئولان حوزه سلامت بایستد و تلاش کند تمام سو مدیریت‌ها و قصور خود را با انجام سفرها در نوروز جبران کند.

خیابان را جدی بگیریم

ستاره کاظمی | ‎سال‌ها پیش مردی کوچه‌های محله‌مان را بالا و پایین می‌کرد و آواز می‌خواند. آن‌وقت‌ها صدای بوق و موتور و ماشین مثل امروز احاطه‌مان نکرده بود و بیشتر محله‌ها در سکوت نسبی فرو رفته بود. آواز مرد در محله می‌پیچید و به بعد از ظهرهای کسل‌کننده‌مان رنگ می‌پاشید. ناگهان به خود می‌آمدیم و می‌دیدیم کار و بار و درس و مدرسه را بی‌خیال شده‌ایم و سوار بر نت‌های فالش مرد شده‌ایم.
روزگار دانشجویی وقتی که هوا خوب بود یا روزمرگی و بی‌حوصلگی و غمی که نمی‌دانستیم از چیست -و برای آن سن و سال کمی زود بود،- بی‌طاقت‌مان می‌کرد، تنها یا همراه رفیقی از خوابگاه بیرون می‌زدیم و به خواجو می‌رفتیم. دقیقه‌ها وساعت‌ها چشم به آب می‌دوختیم و گوشمان را به آوازهای زیر پل می‌سپردیم و غرق در افکار می‌شدیم. اصفهان پل تاریخی و زیبا کم ندارد. اما صوتی که زیر طاق‌های خواجو می‌پیچید حال و هوای دیگری داشت.
هرچه که جلوتر آمدیم حضور موسیقی خیابانی با همین شکل کجدار و مریز و خجالت‌زده و غیررسمی در حیات شهری ما پررنگ و پررنگ‌تر شد. این‌ روزها برای همه ما خیلی محتمل است وقتی صبح‌ها خسته و خواب‌آلود خود را به محل کار یا درس می‌رسانیم، در سرما و گرما کسی را بینیم که در مترو یا کنار خیابان بساط ساز و آواز بر پا کرده. اگر از آن کاربلد‌ها باشد، روزمان را می‌سازد. آنوقت آن مکانیسم «من فریب‌دهنده» در مغز بعضی از ما فعال می‌شود که «ای بابا…خوب نیست که آدم خیلی هم زندگی و پیشامدهای خوش و ناخوش را جدی بگیرد» و به سلامت از سد آن روز می‌گذریم.
این روزها وقتی بی‌هدف و باهدف طول و عرض خیابان‌ها را طی می‌کنیم، به پارک می‌رویم و به مراکز خرید سر می‌زنیم؛ شنیدن صدای موسیقی خیابانی تبدیل به تجربه زیسته بسیاری از ما شهرنشینان شده است. تنها یا با گروهی از نوازندگان گوشه‌ای از خیابان را قرق کرده‌اند و عابران از مقابل آنها به سرعت رد می‌شوند و اگر زمان و مکان مناسب باشد، اندکی درنگ کرده به صورت پراکنده از دور و نزدیک دوره‌شان می‌کنند. شاید پیش آمده باشد که حتی خود ما نیمکتی در آن نزدیکی پیدا کنیم و بنشینیم و گوش دهیم.
هر نقطه‌ای از شهر، در خیابانی سنگ فرش شده؛ کنار مرکز خرید و پارک و غذاخوری، با موسیقی و بدون آن؛ فضا به دو عرصه نامساوی تقسیم می‌شود و نیاز به گفتن نیست که کفه به نفع کدام قسمت سنگین‌تر است. چه بهتر که زمینه مهیا باشد و همه چیز با هم جور، که تاثیر مفید این پدیده بالاتر برود. چرا که سرزندگی فضاهای شهری علاوه بر وجود مراکز خرید و پیاده‌راه‌ها و غذاخوری‌ها و فضاهای تعامل انسانی در خیابان و زیبایی و سرسبزی و پاکیزه بودن، شامل موسیقی هم می‌شود. در حقیقت موسیقی نقش زیادی در ایجاد سرزندگی دارد به شرطی که هم نوازنده آن را جدی بگیرد و هم شنونده که شهر باشد.
اما نکته‌ای که ممکن است در رابطه با این پدیده در خیابان‌های شهرهای ما جلب توجه کند، از یک طرف اعتمادبه‌نفس نداشته برخی از موزیسین‌ها برای حضور در خیابان است. بخش زیادی از این موزیسین‌ها هنوز حساب‌شان را با خود صاف نکرده‌اند و نمی‌دانند چرا در خیابان ساز می‌زنند. در واقع به فلسفه و اهمیت موسیقی خیابانی که در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا تبدیل به امری جدی شده است، پی نبرده‌اند. موزیسین‌ها و دانشجویان موسیقی می‌توانند از ظرفیت خیابان برای کسب مهارت و تعامل با مخاطب استفاده کنند. موسیقی خیابانی به تنهایی یک ژانر مستقل و جدی است اما برای آن دسته از آدم‌ها که صرفا اجرا را در شأن سالن‌های بزرگ موسیقی می‌دانند، باید گفت همه موسیقیدان‌ها از اولِ کار، شانس اجرا در سالن‌های موسیقی را ندارند. بنابراین باید به خیابان علاوه بر اجرا به عنوان فرصتی برای شناخته‌شدن نگاه کنند، به خصوص با ظرفیت‌هایی که این ‌روزها شبکه اجتماعی در اختیار ما قرار می‌دهد. نکته بعدی نگاه همراه با ترحم برخی از رهگذران نسبت به موسیقی خیابانی است و در نهایت شهرداری‌ها و مدیران شهری که پتانسیل موسیقی خیابانی در ایجاد سرزندگی در فضای شهری را درک نکردند.
موسیقی خیابانی برای حضور موثر به بسترسازی نیاز دارد. یکی از راه‌هایی که این بستر را فراهم می‌کند حضور موزیسین‌های حرفه‌ای یا آماتوری است که آگاهانه خیابان را پلتفرم عرضه هنر خود کنند. در مرحله بعد شهرداری‌ها و تصمیم‌گیران شهری که با ایجاد فضاهای مناسب زمینه را برای حضور موثر و مفید خواننده‌ها و نوازنده‌های خیابانی فراهم کنند. موزیسین‌ها با انتخاب میدان یا خیابان به عنوان «استیج» در فضا‌های پررفت و آمد، به اجرای هنر خود برای مردم بپردازند. این اتفاقی است که در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا شاهد آن هستیم تا جایی که خود به عاملی برای جذب گردشگر تبدیل شده‌اند. شاید برای ایرانی‌ها این پدیده اجتماعی در ترکیه زیاد به چشم آمده باشد. بنابراین ایجاد بستر مناسب و البته فقط فراهم کردن بستر فیزیکی در این میان اهمیت بسزایی دارد. در نهایت شهروندان می‌پذیرند موسیقی خیابانی یک پدیده جدی و ضروری برای حیات شهری است، نه یک اقدام از سر استیصال و رفع چالش اقتصادی موزیسین.
جدی گرفتن خیابان به عنوان یک عرصه تاثیر‌گذار در زندگی اجتماعی ما امری ضروری است؛ زیرا اتفاق‌های مثبت و منفی که در آن رخ می‌دهد دارای پیامد‌های گسترده و طولانی‌مدت در حیات اجتماعی یا حتی حیات فردی شهروندان است. نتیجه جدی‌گرفتنِ موسیقی خیابانی، علاوه بر تغییر اتمسفر و حال و هوای شهر، منتفع کردن همه بازیگران زندگی شهری است؛ از موزیسین‌ها که به کاری که علاقه دارند می‌پردازند، از این طریق کسب درآمد می‌کنند و کم کم شناخته می‌شوند، تا فضاهای شهری که در سایه حضور موسیقی سرزنده‌تر می‌شود و مهم‌تر از همه مردم که از نعمت موسیقی خوب در خیابان بهرمند می‌شوند.

آرزویی برای محیط زیست

راستش را بخواهید باید حرف آخر را همین اول کار بزنم و آرزو کنم سالی که گذشت برنگردد. هر سال تقریبا همین حرف را می‌زنیم. اما به نظرم جنس سال 99 با بقیه سال‌ها فرق داشت. از همین بابت جنس آرزوی ما هم فرق دارد. کرونای همه‌گیر، اقتصاد آشفته حال، محیط زیست آسیب دیده از نابخردی‌ها همه گویای وضع سالی است که نفس‌های آخرش را می‌کشد. به اظهار امیدواری کردن برای آمدن سالی بهتر، باید کاری کرد. محیط زیست ایران ناخوش است. از مناطق حفاظت شده و سفره‌های تهی از آب زیرزمینی تا خاک سراسر‌آلوده گویای این ناخوش احوالی‌اند. برای رها شدن از این وضعیت باید نگاه سیاست‌مداران به محیط زیست تغییر کند. بدون تغییر چشمگیر در سیاست‌های قانون‌گذاری و اجرایی نمی‌توان به تغییر موثر دل بست. برای آنکه سال 1400 برای محیط زیست و در معنایی وسیع‌تر برای توسعه پایدار در ایران پرثمر باشد؛ نیازمند شکل‌گیری تغییر گفتمان توسعه در کشور هستیم. گفتمانی که توسعه را برابر با دست‌اندازی به طبیعت نداند. سیاستگذاری باید از تله توهم توسعه رها شود. تله‌ای که با اسم رمز «اشتغال‌زایی» توزیع رانت را مجاز می‌شمارد، مجوز کوه‌خواری و جنگل‌خواری می‌دهد و به بهانه ایجاد زیرساخت حاضر یک صدها بلوط را بر زمین بیندازند تا 30 کیلومتر راه را عریض کند.
همین یک آرزو برای سال آینده کافی است که امیدوار باشیم ادبیات و نگاه سیاست‌گذاران و مجریان به «توسعه» تغییر کند یا دست کم بهبود یابد. چنین تغییری البته لوازمی نیاز دارد که بعدا به شرط حیات، می‌توان درباره آن سخن گفت.

فوتبال در حریم قلعه پرتقالی‌ها

زخم مرمت نیمه‌کاره و عجیب قلعه پرتغالی‌ها هنوز تازه بود که زخم دیگری به عظیم‌ترین دژ استعماری جزیره هرمز زدند. گردشگران ناگهان با سبز شدن یک زمین فوتبال و آلاچیق در حریم این قلعه مواجه شده‌اند. این زمین فوتبال و آلاچیق‌ها را بی‌هیچ توجهی به قدمت و ارزش این بنا و البته قانون برپا کرده‌اند و این‌طور که از گوشه و کنار شنیده می‌شود، زمین بزرگ فوتبال، شبانه بر پا شده است و حتی مسئولان میراث‌فرهنگی استان هرمزگان و مرمتگران قلعه پرتغالی‌های هرمز از ساخت یک باره آن بی‌خبر بوده‌اند.

در روزهای شلوغِ اسفند، حریم قلعه پرتقالی‌ها شبانه را شکسته‌اند. این بنا مهم‌ترین قلعه باقی مانده از روزگار تسلط پرتغالی‌ها بر سواحل و جزایر خلیج فارس است و به به فرمان «آلفونسو آلبرکرک»، دریانورد پرتغالی در سال 1507 میلادی، ساخته شده. حالا با تعرض به حریم این قلعه تاریخی، ثبت جهانی آن هم با مشکل مواجه می‌شود.

میراث‌فرهنگی: سازمان ورزش تذکر ما را ندید

مسئولان میراث‌فرهنگی هرمزگان در مورد زمین فوتبال در کنار این قلعه به «میراث‌خبر» گفته‌اند: «به رغم تذکرها و مکاتبات ما با متولیان و سازمان ورزش جوانان هرمز و . . . آن‌ها به صحبت‌ها و نامه‌های ما توجهی نکردند و شبانه این زمین فوتبال راه‌اندازی و ما را شوکه کردند. به شکایت ما از نهادهای مسئول توجهی صورت نگرفته و اقدامی به عمل نیامده و زمین فوتبال همچنان دایر است. امیدواریم که بتوانیم هر چه سریع‌تر حکم جمع‌آوری آن را از مقامات قضایی دریافت کنیم.»
در همین‌حال بعضی اهالی بومی هرمز می‌گویند که مدیران میراث‌فرهنگی هرمزگان در جریان این اتفاق بودند. اگر چه مجوزی را صادر نکردند اما چطور ممکن است در حین ساخت این زمین فوتبال و آلاچیق‌ها یگان حفاظت میراث‌فرهنگی اقدامی برای جلوگیری انجام نداده باشد؟ سوال آن‌ها این است که آیا واقعا یک شبه این اتفاق افتاده است؟ مسئولان میراث‌فرهنگی اما عنوان می‌کنند: «نهاد یا گروه‌هایی که اقدام به برپایی چنین زمینی کرده‌‌اند، می‌دانستند این بنا ثبت ملی بوده و هر گونه ساخت‌وسازی در عرصه و حریم آن ممنوع است.»

سدی برای ثبت جهانی

شهریور سال 85 بود که کارشناسان سازمان میراث‌فرهنگی (وزارتخانه امروزی) خبر دادند که در حال آماده‌سازی پرونده ثبت جهانی قلعه هرمز هستند. آن زمان خبر آمده بود که دولت پرتغال پیشنهاد بازسازی کامل قلعه هرمز را به مناسبت پانصدمین سال ورود پرتغالی‌ها به خلیج فارس، به دولت ایران داده است. اما نه آن ثبت به سرانجام رسید، نه آن مرمت. نخستین بار سه سال پیش بود که اشکان مختاری، مدیر کل وقت اداره میراث‌فرهنگی استان هرمزگان، از تهیه پرونده ثبت جهانی جزیره هرمز در فهرست میراث طبیعی یونسکو خبر داد. او به مانا گفت که با توجه به وجود شاخصه های منحصر به فرد در جزیره هرمز، ثبت جهانی این جزیره به عنوان میراث طبیعی کشورمان در دستور کار قرار گرفته است. «تهیه پرونده ثبت میراث طبیعی جزیره هرمز هم اکنون پس از گذشت سه سال فعالیت کارشناسان مربوطه در این خصوص تهیه شده است. به زودی این پرونده جهت تایید نهایی به اداره کل ثبت آثار و حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری ارسال می‌شود. انتظار می‌رود پس از اتمام بررسی کارشناسی از سوی دفتر ثبت آثار و حفظ و احیا میراث معنوی و طبیعی سازمان میراث‌فرهنگی، امسال شاهد ثبت میراث طبیعی جزیره هرمز در فهرست آثار ملی کشور باشیم.» او در عین حال گفته بود که لازم است قبل از ثبت جهانی این هرمز، نام جزیره در فهرست میراث طبیعی کشور ثبت شود و دلیل طولانی شدن مدت تهیه پرونده ثبت میراث طبیعی جزیره هرمز را همزمانی آن با تهیه پرونده ثبت میراث طبیعی در آثار ملی دانسته بود. مدیران استانی از سال 92 گفته بودند که می‌خواهند جزیره هرمز را در فهرست آثار طبیعی ثبت کنند اما بر اساس گفته‌های مختاری تهیه پرونده ثبت میراث طبیعی جزیره هرمز از سال 94 آغاز شد. این کار انجام نشد و اردیبهشت پارسال مسئول دیگری وعده تازه‌ای داد. خلیل قاسمی، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت هرمزگان، گفت که برای حفظ محصولات و نام خلیج فارس، ثبت ملی و بین‌المللی خاک سرخ جزیره هرمز در دست پیگیری است. در حالی که قلعه پرتغالی‌ها از مهم‌ترین آثار تاریخی این جزیره محسوب می‌شود، دوستداران میراث‌فرهنگی نگران آن هستند در شرایطی که درباره پرونده ثبت جهانی قلعه پرتغالی‌ها هم در سال‌های گذشته صحبت شده، برپایی این زمین فوتبال مانع بزرگی بر سر راه نهایی شدن این پرونده از سوی کارشناسان یونسکو باشد.

تهدیدها و مرمت پرماجرا

در کنار این موارد از سوی دیگر قلعه‌ پرتغالی‌ها که در چند سال گذشته به شدت مورد استقبال و توجه مردم و گردشگران بوده، اکنون از هر سو دچار آسیب‌های جدی شده است. قلعه پرتغالی‌ها یکی از آثار باقی‌مانده از حدود ۵۰۰ سال قبل است که هیچگاه مرمت جدی و حرفه‌ای نشده و به دلیل همین بی‌توجهی، سال ۹۶ بخشی از دیوار جنوبی قلعه پرتغالی‌ها ریزش کرد. حجم تخریب یک متر مربع و از بدنه دیواره برج دیده‌بانی قلعه بود، این ریزش در ارتفاع ۵ متری از سطح زمین رخ داده بود. این در حالی بود که یک سال قبل از این حادثه، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور در سفری که به این جزیره داشتند مبلغ ۳ میلیارد تومان برای مرمت آن اختصاص داده بودند.
مرداد امسال انتشار تصاویری از روند مرمت قلعه پرتغالی‌ها در جزیره هرمز به دغدغه دوست‌داران میراث‌فرهنگی تبدیل شد. با این‌که مرمت بناهای تاریخی در هرمزگان در طول چند سال گذشته، باعث شگفتی مرمت‌گران و حتی معاون میراث‌فرهنگی سازمان وقت میراث‌فرهنگی شده بود، اما شیوه مرمت قلعه پرتغالی‌ها در جزیره هرمز، این بار یکی از جنجالی‌ترین‌ها بود و بسیاری را شگفت‌زده کرد. عکس‌های منتشرشده از شیوه مرمت قلعه‌ای با قدمت بیش از ۵۰۰ سال که در فهرست آثار ملی هم به ثبت رسیده، نشان می‌داد، این اثر بدون در نظر گرفته‌شدن بافت بنا و بدون استفاده از مصالح هماهنگ با اثر اصلی با سنگ‌های سفید و ناهماهنگ با آجرهای قرمز رنگ بنا در حال بازسازی است. با این همه معاون میراث‌فرهنگی هرمزگان در پاسخ به واکنش‌ها می‌گفت این مرمت اضطراری بوده و همه مصالح به کار رفته همان‌هایی است که در بنای اصلی وجود دارد. اما حتی مدیرکل دفتر حفظ و احیای بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی گفته بود که این اقدامات مرمتی مورد تایید نیست.

درباره قلعه پرتغالی‌ها

قلعه پرتغالی‌های هرمز که در ضلع شمالی این جزیره و در ساحل دریا قرار دارد، مهم‌ترین قلعه باقی مانده از روزگار تسلط پرتغالی‌ها بر سواحل و جزایر خلیج فارس است. این قلعه به فرمان آلفونسو آلبرکرک دریانورد پرتغالی در سال ۱۵۰۷ میلادی، در محلی موسوم به مورنا احداث شد. قلعه به شکل چند ظلعی نامنظم است و ۵۱۳ سال از ساخت آن می‌گذرد که قدمت تاریخی آن نیز درخور توجه است.
در زمان شاه عباس که به استعمار پرتغالی‌ها در ایران خاتمه داده شد، این قلعه به دست امام قلی‌خان از سرداران شاه عباس فتح گردید. قلعه‌های پرتغالی‌ها تقریباً در بیشتر مناطق حاشیه خلیج فارس وجود دارد از جمله در بندر قشم، کنگ، عمان، رأس الخیمه، جزیره هرم.
این قلعه‌ها با پلان چهار ضلعی نامنظم، دیوارهایی به قطر حدود ۳.۵ متر و برج‌هایی به ارتفاع حدود ۱۲ متر در ۴ گوشه قلعه ساخته شده‌اند. قلعه پرتغالی‌های هرمز شامل انبارهای اسلحه، آب انبار بزرگ، اتاق‌های سرباز خانه، زندان، کلیسا، مقر فرماندهی و تالار است. کلیسای بعضی از این قلعه‌ها، دارای دو ردیف ستون‌های سنگی دایره‌ای شکل با قوس‌های زیبایی از سنگ‌های مرجانی تراش خورده‌ است.

خشکسالی‌های اخیر اروپا در 2 هزار سال اخیر بی‌سابقه است

یکی از مهم‌ترین تبعات تغییرات آب‌وهوایی ناشی از فعالیت‌های انسانی، افزایش بسامد و شدت خشکسالی است. گرچه این فقط یکی از تبعات تغییرات آب‌وهوایی است اما به تنهایی می‌تواند جان جانداران سیاره زمین را تهدید کند. با وقوع خشکسالی‌های شدید، محصولات کشاورزی از بین می‌رود، قحطی باعث به خطر افتادن جان بسیاری از ساکنان دنیا می‌شود. خشکسالی روی دیگری هم دارد و آن، کاهش منابع آبی و نزاع‌های محلی و قبیله‌ای بر سر آب است. مطالعات و پژوهش‌های اخیر یکی پس از دیگری بر وضعیت وخیم شرایط تغییرات آب‌وهوایی صحه می‌گذارد. حالا با انتشار نتایج مطالعه‌ای دیگر، مشخص شده که اروپا، قاره سبز، درگیر خشکسالی‌ای است که در 2 هزار سال گذشته بی‌سابقه بوده است.

تحقیقات جدید نشان داده که مجموعه خشکسالی‌های شدید و امواج گرمایی در اروپا که از سال 2014 آغاز شده، در 2 هزار سال اخیر، بی‌سابقه بوده است. در مطالعه اخیر، با بررسی و تجزیه و تحلیل حلقه‌های درختانی با قدمت امپراتوری روم، مشخص شده که چنین خشکسالی و گرما به آن زمان بازمی‌گردد. محققان می‌گویند که گرمایش جهانی زمین، محتمل‌ترین دلیل افزایش گرمای شدید اخیر است.
به گزارش گاردین، به گفته محققان، امواج گرمایی، تبعات و پیامدهای مخربی را به بار آورده است و باعث هزاران مرگ زودهنگام حیوانات و جانوران، از بین رفتن محصولات کشاورزی و آتش‌سوزی جنگل‌ها شده است. سطح پایین رودخانه‌ها که به واسطه خشکسالی و کاهش بارندگی ایجاده شده، ترافیک و عبور‌و‌مرور کشتی‌ها را متوقف کرده و بر خنک‌سازی نیروگاه‌های هسته‌ای تاثیر گذاشته است. با همه این‌ها، دانشمندان اقلیمی، امواج گرمایی و خشکسالی‌های شدیدتر و مکرری را در آینده پیش‌بینی می‌کنند. مطالعه اخیر همچنین نشان داد که خشک شدن تدریجی آب‌وهوا در تابستان در اروپای مرکزی طی 2 هزار سال گذشته، پیش از امواج گرمایی اخیر که از سال 2014 آغاز شده نیز وجود داشته است. دانشمندان، فعالیت آتشفشانی و جرخه‌های خورشیدی را به عنوان دلایل این روند طولانی، رد کرده و فکر می‌کنند که تغییرات ظریف در مدار زمین، دلیل این مضوع باشد.
پروفسور «اولف بونتگن» از دانشگاه کمبریج که رهبری این مطالعه را بر عهده داشته، می‌گوید: «همه ما به خوبی از تبعات تابستان‌های فوق‌العاده گرم و خشک و غیرطبیعی که در چند سال گذشته تجربه کرده‌ایم، آگاهیم. نتایج مطالعات ما نشان می‌دهد آنچه را که تجربه کرده‌ایم، فوق‌العاده و غیر‌طبیعی است. این وضعیت در 2 هزار سال گذشته بی‌سابقه بوده است.» مطالعه اخیر تا سال 2018 ادامه داشته، در حالی که سال 2019 و 2020 نیز جزء گرم‌ترین سال‌های جهان بوده و کشورهای اروپایی نیز تابستان‌های داغی را تجربه کردند.
دانشمندان گفتند تغییر در موقعیت جریان هوا بر روی قاره اروپا باعث خشکسالی‌ها شده و احتمالا تغییرات آب‌وهوایی عامل اصلی این موضوع است. پروفسور بونتگن می‌گوید: «تغییرات آب‌وهوایی به معنای شرایط شدیدتر و بیشتر خواهد بود که می‌تواند بر روی کشاورزی، اکوسیستم‌ها و کل جوامع تاثیرات ویرانگری داشته باشد.»
پروفسور «مریسلاو ترینکا» از مرکز تحقیقات «چک گلوب» در شهر برونو در جمهوری چک که بخشی از تیم تحقیقاتی این مطالعه بوده، گفته که افزایش شدید خشکسالی به ویژه برای کشاورزی و جنگلداری نگران‌کننده است. او گفته است: «از بین رفتن بی‌سابقه جنگل‌ها به واسطه شرایط بدِ محیط زیستی در بیشترِ اروپای مرکزی، نتایج ما را تایید می‌کند.»
دکتر «فردریک اوتو» از دانشگاه آکسفورد می‌گوید که فقدان داده‌های تاریخی غالبا مانع از شناسایی واضح عوامل محرک این وقایع می‌شود و همچنین این موضوع باعث می‌شود که کارهای تحقیقاتی جدید بسیار مهم و مفید باشد. خانم اوتو می‌گوید: «از منظر طولانی مدت، افزایش زیاد گرمای شدید که در تابستان‌های اروپا دیده می‌شود و به تغییرات آب‌وهوایی ناشی از فعالیت‌های انسانی نسبت داده می‌شود، تایید می‌کند که ماهیت تابستان در اروپا در حال تغییر است.»
این مطالعه که در ژورنال «نیچر ژئوساینس» منتشر شده است، 27 هزار حلقه رشد را در 147 درخت بلوط آنالیز کرده است. از چوب بلوط‌های زنده در قرن گذشته در ساخت و سازها مثل ساختن کلیساها استفاده می‌شد. بنابراین محققان برای بررسی حلقه‌های رشد آن‌ها سراغ چوب‌های به کار رفته در کلیساها رفتند. برای بررسی وضعیت خشکسالی در قرون وسطی، محققان سراغ چوب‌های بلوطی رفتند که در حاشیه رودخانه‌ها بودند و همینطور برای بررسی وضعیت آب‌و‌هوایی دوره رومی‌ها، محققان چوب‌های باقی مانده در ساخت چاه‌ها را بررسی کردند.
بازسازی شرایط آب‌وهوایی گذشته از حلقه‌های درختان با استفاده از عرض و تراکم چوب‌ها صورت گرفت تا دمای هوای آن دوران تخمین زده شود. همچنین در این مطالعه که به رهبری پروفسور بونتگن صورت گرفته، از طریق اندازه‌گیری ایزوتوپ‌های کربن و اکسیژن برای نشان دادن میزان آب در دسترس درختان که نمایانگر سابقه خشکسالی است، استفاده شد. این نشان داد که بسامد بالای خشکسالی‌های اخیر اروپا حتی در مقایسه با خشکسالی‌های شدید تاریخی مانند خشکسالی دوره رنسانس در اوایل قرن شانزدهم، بی‌سابقه است.
نمونه‌های چوب از جمهوری چک و باواریا در آلمان آورده شده و نمایانگر شرایط آب‌وهوایی در اروپای مرکزی است. با بررسی نمونه‌ها مشخص شد که دمای بالا، اصلی‌ترین دلیل خشکسالی‌های اخیر بوده و این در تمام اروپا دیده می‌شود. بحران آب‌وهوایی همچنین با هوای بسیار مرطوب در زمستان مرتبط است. بارندگی‌های انگلیس در 3 اکتبر 2020 بیشترین بارندگی ثبت شده در بیش از 120 سال اخیر بوده است. آخرین بار چنین حجم از بارندگی مربوط به سال 1891 می‌شود. مطالعه‌ای که اخیرا منتشر شده می‌گوید که احتمال وقوع چنین اتفاقی به واسطه گرمای جهانی، سه برابر شده است. تحقیقات انجام شده همچنین نشان می‌دهد که اگر کاهش انتشار کربن صورت نگیرد، احتمال وقوع بارندگی‌های شدید این‌چنینی تا سال 2100، حدود 10 برابر زمان فعلی است.

سال ۱۴۰۰ سال پساکرونا و پساتحریم است

سخنگوی دولت با بیان این‌که در سال ۹۹ دستاوردهای زیاری در عرصه خارجی بدست آوردیم از محکومیت و به انزوا کشیده شدن آمریکا در مجامع بین‌المللی به عنوان یکی از این دستاوردها نام برد. به گزارش ایسنا، علی ربیعی در ابتدای آخرین نشست خبری خود در سال ۹۹ گفت: دولت به نمایندگی از مردم همه تلاش خود را به کار برد تا به رغم همه فشارهای داخلی و فشارهای بی‌حد و حصر خارجی هم به فکر زندگی امروز و هم زندگی فردای ایرانیان باشد. او افزود: واقف هستیم جنگ اقتصادی و همراه شدن کرونا در سال ۹۹ فشار زیادی بر دهک‌های پایین اجتماعی وارد کرده است. امروز می‌توانیم بگوییم همه تلاش‌های مذبوحانه‌ای که خواهان فروپاشی ایران و زندگی مردم بوده‌اند، رو به پایان است و در نوروز جدید، سرسبزی جدید پیش روی ملت ما خواهد بود.
ربیعی ادامه داد: ما در عرصه سیاست خارجی اجازه ندادیم که خواست و اراده ثبات آفرین و خیرخواهانه ما برای همه کشورهای منطقه تحت تاثیر هیاهوی توخالی آمریکا و همدستانش در اتهام‌زنی واهی علیه ما قرار بگیرد. تجارت ما با کشورهای همسایه به رغم تحریم‌ها در سطح خوبی پیش رفت و همچنان مصمم هستیم که مرزهای تجارت و رفت‌و‌آمد همسایگی را به اتصال جغرافیایی امن و پرسود برای همه ملت‌های منطقه تبدیل کنیم. او گفت: اطمینان داریم که در ماه‌های نزدیک آینده، دولت آمریکا چاره‌ای جز تن دادن به روند صلح جهانی و پایان دادن به ظلم ایران نداشته و زمستان برجام به پایان می‌رسد و فصل تازه‌ای از تعامل با جهان که رضایت و امنیت اقتصادی بیشتری برای مردم ما و البته همه ملت‌های منطقه فراهم می‌کند، آغاز خواهد شد. او گفت: هیچ یک از اینها بدست نمی‌آمد اگر دولت در هفت سال گذشته در برابر تحریک‌های خارجی و توهین‌های داخلی شکیبا نمی‌بود و به استراتژی تعامل سازنده با جهان متعهد نمی‌ماند. البته این دستاوردها حفظ نمی‌شود اگر به این صبوری و تعهد ادامه ندهیم. سخنگوی دولت با اشاره به هدف اصلی تحریم، گفت: هدف اصلی قرار دادن ایران در یک دو راهی بود، اول گرسنگی کشیدن مردم و دیگری تبدیل جامعه به یک دولت پلیسی. ولی ما اجازه ندادیم که هیچ کدام از این دو سناریو محقق شود. او تصریح کرد: با اطمینان می‌گویم سال ۱۴۰۰ سال پساکرونا و پساتحریم است به این معنا که هر چند که تحریم‌ها و کرونا به پایان خود نرسیده‌اند، اما در نقطه حضیض قرار گرفته‌اند.

دولت نگاه تهدیدی به اینترنت ماهواره‌ای ندارد

سخنگوی دولت در پاسخ به سوالی در خصوص نظر دولت درباره دسترسی مردم ایران به اینترنت ماهواره‌ای گفت: هر شرکت بین‌المللی برای ارائه خدمات می‌تواند پس از اخذ مجوز، در ایران خدمت‌رسانی کند و دولت نگاه تهدید محوری به این فناوری ندارد. آنچه تحت عنوان مقابله با این فناوری ابتدا در مجلس مصوب شده بود، نیز پس از ایراد شورای نگهبان، در قانون بودجه مجددا توسط مجلس محترم از قانون حذف شد.

توضیحاتی درباره انتقال آب خلیج فارس

او در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که منابع طرح انتقال آب خلیج فارس چگونه تامین شد، گفت: این طرح بنابر تاکیدات رهبری و رییس جمهور در خصوص تامین آب پایدار برای فلات مرکزی و شرق کشور بوده است. طرح انتقال آب به فلات مرکزی ایران صنایع ما را متحول می‌کند. دولت توانست طرح بسیار بزرگی را افتتاح کند. خط انتقال آب امید، آب را به فلات مرکزی ایران انتقال می‌دهد. سخنگوی دولت ادامه داد: امروز توسعه صنعت و جهش تولید نیازمند زیرساخت‌هایی نظیر حمل و نقل و انرژی و آب است. در سال‌های گذشته صنایعی عمدتا آبی در استان‌های مرکزی و شرق ایران ایجاد شده که حال نیازمند آب هستند. انتقال آب برای ادامه حیات این صنایع و جلوگیری از ایجاد اخلال در سایر بخش‌ها الزامی است. ربیعی یادآور شد: تامین آب شرب از جمله تعهدات خدماتی دولت به مردم است. با افتتاح این طرح، تحول بزرگی در تامین آب واحدهای صنعتی در استان‌های کم آب کشور مثل کرمان، یزد و سیستان و بلوچستان و دیگر استان‌های کم‌آب روی خواهد داد و نیازمندی صنایعی که به شدت به آن نیاز دارند برطرف می‌شود. این اقدامات به رغم همه تحریم‌ها و مشکلات داخلی و خارجی ایجاد شده است. او در توضیح این طرح اظهار کرد: در این طرح‌های انتقال آب توان فنی و مهندسی داخلی به کمک آمده و این انتقال بزرگ آب از حوزه دریا به خشکی با همه سختی‌های آن به انجام رسیده است. موضوع انتقال آب از طریق خط لوله نیز در دولت‌های گذشته مطرح بود؛ اما سرانجام این دولت یازدهم و دوازدهم بود که توانست این پروژه بسیار مهم را عملا انجام دهد. با این طرح‌ها اقلیم جدیدی از نظر زیست محیطی در ایران پدید خواهد آورد.

سمندر، سین هفت‌سین نیست

بساط فروش سمندر، مار و لاک‌پشت در کوچه‌ها و بازارها برپاشده است. تا نوروز چیزی نمانده و سین‌های سفره‌های هفت‌سین یکی یکی دارد جور می‌شود. اما معلوم نیست که سمندر کی به این سفره باستانی راه پیدا کرد. بعد از اضافه شدن ماهی قرمز که روایت‌ها سابقه حضور آن در سفره‌های هفت‌سین را نهایتا دوره قاجار می‌دانند، حالا هر سال موجود دیگری را به نوروز باستانی اضافه می‌کنند. سازمان محیط زیست هر سال بیانیه می‌دهد که فروش این حیوانات، لاک‌پشت‌های کوچک، سمندرهای در معرض انقراض و مارهای آبی، ممنوع است اما هر بار دم عید، بازار فروش حیات وحش، رونق می‌گیرد و عید که تمام شد، این حیوانات اگر شانس آورده باشند و زنده بمانند، به اشتباه در طبیعت رها می‌شوند و برای گونه‌های بومی، خطر جدی‌تری ایجاد می‌کنند.

متفاوت بودن! این اولین توجیه برای خرید و نگهداری از سمندر، لاکپشت و مار کنار سبزه، سمنو، و پنج سین دیگر است. مدهای گذرای هر ساله و تمایل به داشتن سفره متفاوت، فروش حیوانات کوچک را رونق می‌دهد؛ یک سال فروش ماهی‌های زبرا در حباب‌های کوچک شیشه‌ای همه‌گیر می‌شود و سال دیگر سمندر لرستانی که گونه اندمیک کشور است.

تزیین سفره با حیوانات غیرمسئولانه است

مجید ابن‌النصیر، دامپزشک حیوانات اگزوتیک و حیات وحش، نگهداری حیوانات فقط به منظور تزئین سفره هفت‌سین را غیرمسئولانه می‌داند. او در گفت‌و‌گو با «پیام ما» از 6 شرطی می‌گوید که قبل از نگهداری هر حیوان باید لحاظ شود: «نگهداری حیوانات و خانگی (پت) به شمار آوردن یک حیوان، 6 شرط اساسی دارد و قرار هم نیست که این حیوانات بعدها رها شوند. اول از همه مطابق قوانین بین‌المللی، ما امکان نگهداری گونه‌های وحشی مثل سمندر لرستانی را نداریم و تجارت این حیوان منع قانونی دارد. شرط سوم این است که طبق قوانین ملی ایران نیز افراد حق خرید و فروش و تکثیر گونه‌های بومی کشور را ندارند. شرط سوم هم این که حیوان در اسارت تکثیر شده باشد و نباید از طبیعت ربوده شده باشد، به گونه‌ای که حتی حاصل تکثیر نسل‌های اول این حیوانات هم خانگی محسوب نمی‌شوند.»
به گفته این دامپزشک شروط بعدی نیز مربوط به قابلیت تکثیر در اسارت، امکان تامین شرایط نگهداری اصولی حیوان، آسیب‌های احتمالی حیوان به انسان و بیماری‌های قابل انتقال مشترک است که اگر حیوان تمامی این ۶ شرط را نداشته باشد حیوان خانگی نیست و نباید در خانه نگهداری شود. با این اوصاف، سنجاب ایرانی، سمندر لرستانی، لاکپشت‌های بومی و بسیاری گونه‌های دیگر از اساس حیوان خانگی محسوب نمی‌شوند.
اگر مسئله حقوق حیوانات را درباره ماهی‌های قرمز نادیده بگیریم، حیواناتی که به تازگی نگهداری‌شان پای سفره هفت‌سین باب شده، از این شروط دورند. ابتدا فقط گروه خاصی درگیر خرید حیوانات خاص بودند اما به مرور تقاضا بیشتر شد. حالا دیگر کسی از دیدن آکواریوم سمندر و لاک‌پشت کنار سایر بساط سفره هفت سین تعجب نمی‌کند.

لاکچری دیده شدن به قیمت برهم زدن تعادل چرخه طبیعت

علیرضا شهرداری، فعال محیط زیست و عکاس حیات وحش جمع‌آوری مار و لاک‌پشت و سمندر در فصل زاد و ولد را خیانت به طبیعت می‌داند و پیش‌زمینه این تخلف را خلا قانونی می‌داند. او به «پیام ما» می‌گوید: «حتی اگر این فرض محال را بپذیریم که افراد تمام نیاز این دوزیستان و خزندگان را فراهم می‌کنند، باز هم جمع‌آوری این حیوانات آن هم در فصل زایش برهم زدن تعادل چرخه است.» منظور او از برهم زدن تعادل چرخه، تبعاتی است که بعد از برداشت حجم وسیعی از یک گونه در یک زیستگاه صورت می‌گیرد. شهرداری می‌گوید: «به یک باره کل زیستگاه را خالی می کنند، آن هم در فصلی که این حیوانات از خواب زمستانی بیدار شده‌اند و راحت‌تر دیده می‌شوند. این موضوع به طبع کنترل جمعیت جوندگان، حشرات را تحت شعاع قرار می‌دهد و تعادل بهم می‌خورد.»

به زیستگاه سمندر امپراطور چنگ انداختند

سمندری که بیش از همه سمندرها طرفدار دارد، سمندر امپراطور یا سمندر لرستانی است؛ گونه‌ای که زیستگاه آن فقط به شمال خوزستان و جنوب لرستان محدود می‌شود و جزء گونه‌های در معرض انقراض است. هانیه غفاری، کارشناس محیط زیست و خزندگان و دوزیستان معتقد است که این صید در کنار از بین بردن زیستگاه موجب انقراض سریع‌تر این گونه می‌شود. او به «پیام‌ما» توضیح می‌دهد: «این حیوان در تمام جهان فقط در بخش‌هایی از جنوب لرستان و شمال خوزستان یافت می‌شود. با این حال درکنار مشکل صید به تازگی پای از بین رفتن زیستگاه‌هایشان هم به میان آمده است. عشایر و مردم محلی با بستن چشمه‌هایی که تنها محل زندگی سمندر کایزر و انواع دیگر سمندرهاست، حیات این حیوان‌ها را به خطر انداخته‌اند.» به گفته این کارشناس سمندر کایزر در فهرست گونه‌های در معرض انقراض اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت قرار گرفته است.
شهرداری، فعال محیط زیست هم درباره تبعات صید بی‌رویه این سمندرها می‌گوید: «این گونه در طبیعت نقش بسیار گسترده و مهمی در کنترل جمعیت حشرات و لاروها دارند. وقتی که به یک باره حجم وسیعی از یک گونه در یک زیستگاه جمع‌آوری می‌شود، هم آن گونه در معرض خطر قرار می‌گیرد و هم تعادل چرخه به واسطه این جمع‌آوری بر هم می‌ریزد.»
او سمندر را مظهر پاکی آب می‌داند و می‌گوید: «قدیمی‌ها باور داشتند که هرجا سمندر باشد آبش پاک‌ترین آب است، اما حالا به اجبار این حیوان دوزیست را که به نور خورشید احتیاج دارد در تنگ‌های شیشه‌ای و آب کلردار نگه می‌دارند. این شرایط برای حیوان مناسب نیست؛ ابتدا بدنش دچار آسیب می‌شود و بعد به علت نرسیدن نور کافی و دمای مناسب، حیوان لاغر می‌شود و نرمی استخوان می‌گیرد.»
مسئله فقط خرید و نگهداری سمندر و لاک‌پشت پای سفره هفت‌سین نیست. آسیب بعدی این سنت‌شکنی، رهاسازی این حیوانات در طبیعت بعد از روزهای عید و برچیدن سفره‌هاست. آن هنگام است که گونه‌های مختلف در محیطی خارج از زیستگاه اولیه خود رها می‌شوند. این اقدام وقتی خطرآفرین است که یک گونه مهاجم وارد یک زیستگاه‌ شود و با رقابت با گونه‌های بومی بر سر غذا و قلمرو، حیات آن‌ها را به خطر می‌اندازد. این روند پیش از این با رهاسازی لاک‌پشت گوش‌نرم چینی در میانکاله مشکل‌ساز شد. غفاری می‌گوید: «میانکاله سال‌هاست که با این گونه مهاجم دست به گریبان است، همچنان که با آزولا درگیر است. خارج از تبعاتی که این گونه برای آن زیستگاه داشته و منجر به حذف برخی از گونه‌های بومی شده، برای پرورش‌دهندگان ماهی نیز خساراتی به همراه داشته است.»

میانکاله درگیر گونه مهاجم لاک‌پشت چینی

حالا این داستان با لاکپشت گوش‌قرمز در حال تکرار است؛ گونه‌ای که نامش در فهرست گونه‌های مهاجم اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت هم ثبت شده است.
غفاری در این باره می‌گوید: «زیستگاه این لاکپشت رودخانه می‌سی‌سی‌پی آمریکا است. این گونه به عنوان حیوان خانگی در بسیاری از نقاط دنیا پرورش داده می‌شود و جزء صد گونه مهاجمی است که در فهرست اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت آمده.»
او این لاک‌پشت را یکی از گونه‌های غیربومی معرفی می‌کند که سنخیتی با زیستگاه‌های ایران ندارند و منجر به از بین رفتن گونه‌های بومی می‌شوند. غفاری توضیح می‌دهد: «لاک‌پشت گوش‌قرمز به عنوان یک گونه غیربومی و مهاجم، رقیب لاک‌پشت بومی برکه‌ای اروپایی در زیستگاه ماست؛ گونه‌ای که در رقابت با لاک پشت‌گوش قرمز برای تامین غذا و پناهگاه حذف می‌شود.» این نکته از این نظر اهمیت دارد که حذف گونه‌های مهاجم به راحتی ممکن نیست. این کارشناس محیط زیست می‌گوید: «وقتی گونه‌ای مهاجم وارد زیستگاه‌های کشور شود، حذفش خیلی سخت است چرا که این گونه‌ها در زیستگاه مستقر شده و با رشد جمعیت مهارشان به شدت دشوار می‌شود، چنانچه کشور سال‌هاست که درگیر گیاه‌های مهاجمی چون آزولا است.» علاوه بر حذف گونه‌های بومی، موضوعی که کمتر به آن پرداخته شده، انگل‌ها و ویروس‌هایی است که با رهاسازی یک حیوان غیربومی چون لاکپشت گوش‌قرمز در زیستگاه جدید به سایر جانداران آن منطقه سرایت می‌کند. به گفته ابن‌النصیر، دامپزشک به جز رقابت غذایی که در نتیجه ورود گونه مهاجم به زیستگاه جدید ایجاد می‌شود، طیفی از عوامل بیماری‌زای باکتریایی، قارچی، ویروسی و انگلی، به راحتی ممکن است به زیستگاه جدید منتقل شود و تعادل اکوسیستم را بر هم بریزد.

تجارت دوزیستان و انقراض آن‌ها

رکسانا سرابندی، دامپزشک دیگری است که می‌گوید تجارت بین‌المللی دوزیستان و خرید و فروش این گونه‌ها، باعث انتشار بعضی از عوامل عفونی بیماری‌زا به جمعیت‌هایی که در معرض تهدید انقراض بوده‌اند شده و حتی باعث انقراض آن‌ها شده است. او از قارچ (Bd) و (Bsal) به عنوان دو عارضه خطرآفرین یاد می‌کند و به «پیام ما» می‌گوید: «این دو قارچ، مشکلات پوستی مرگبار و بیماری کشنده در دوزیستان ایجاد کرده و منجر به انقراض گونه‌های زیادی شده است.» به گفته او البته در ایران تاکنون درباره مشاهده این پاتوژن گزارشی داده نشده است. سرابندی درباره بیماری‌های مشترک این حیوانات و انسان هم می‌گوید: «مهم‌ترین و شناخته شده‌ترین عامل بیماری زئونوز، باکتری سالمونلا است که بیش از ۲۴۰۰ سروتایپ دارد و برای بسیاری از گونه‌ها از جمله انسان‌ها بیماری‌زا است.»

آیین شادی‌آفرین

نوروز باستانی از دیرباز به شادی گره خورده بود. ایران‌شناسان می‌گویند درست همین شادی، عامل ماندگاری این آیین است و سبب گستردگی آن شده است. قلمرو نوروز بسیار گسترده است و امروز 14 کشور هر ساله این آیین را جشن می‌گیرند و اکنون در 9 کشور این روز تعطیل رسمی اعلام شده است. روز گذشته در همایش ملی «نوروز و فرهنگ شادمانی» پژوهشگران به صورت مجازی گرد هم آمدند و از امید بازگشت شادی نوروزی، شبیه آنچه پیش از کرونا شاهدش بودیم، گفتند.

همایش ملی «نوروز و فرهنگ شادمانی آغاز قرن پانزدهم خورشیدی» پنجمین همایش از سلسله همایش‌های پژوهشکده مردم‌شناسی با همکاری مراکز علمی، دانشگاهی و پژوهشگاهی کشور دیروز به صورت مجازی برگزار شد. این همایش اگرچه در عنوان خود به اشتباه اشاره‌ای به آغاز قرن پانزدهم خورشیدی داشت اما حاضران گفتند که پایان قرن چهاردهم، درست در پایان سال 1400 رقم می‌خورد.

نوروز مظهر تام و تمام طبع شادی جوی ایرانی

محمد بهشتی معمار، ایران‌شناس و پیشکسوت حوزه میراث‌فرهنگی در مورد شادی و نوروز در این همایش گفت: «در آیین زرتشت مهم‌ترین رویکرد؛ دعوت به نظم حاکم بر هستی که میل به آن ایجاد شادمانی می‌کند» . او با اشاره به این‌که فرهنگ دعوت به شادی پیش و بعد از اسلام در بین ایرانیان وجود داشته است، ایران را سرزمین بالقوه خواند که هرآنچه گوهر در آن وجود دارد در پس پرده پنهان است و ایرانیان همواره به دنبال کشف‌المحجوب و آشکار کردن گوهر از پرده‌اند که این خود امری شادی‌آفرین است . بهشتی با بیان این‌که حتی تمامی فصول سال بر اساس این شادی شکل گرفته‌اند افزود: نوروز مظهر تام و تمام طبع شادی‌جوی ایرانی است که خود را در نوروز تمام قد نشان می دهد .
تقویم جلالی دل‌نشین‌ترین تقویم جهان
نصیری قیداری، رئیس دانشگاه شهید بهشتی هم در این همایش با بیان این‌که نام دانشمندان زیادی از ایران در فهرست منجمان جهان وجود دارد، به شکل‌گیری روند تقویم جلالی اشاره کرد و آن را کامل‌ترین، دقیق‌ترین و دل‌نشین‌ترین تقویم جهان دانست که آغاز آن با نو شدن زمین در فصل بهار همراه است. او با بیان تعاریفی از زمان، تاریخ و تقویم، ایران را با هزاران سال قدمت و تاریخ، دریایی از میراث‌ملموس و ناملموس خواند که آیین‌هایی نظیر نوروز ،یلدا و… از مهم‌ترین آن‌هاست.

شادی‌آفرینی مشترک در تمامی آیین‌های نوروز

سرور نوبختی، رئیس موسسه فرهنگی اکو دیگر سخنران این همایش با اشاره به این‌که جشن نوروز در کشور‌های حوزه تمدنی نوروز نظیر تاجیکستان، ترکیه، قرقیزستان، ترکمنستان، افغانستان و …برگزار می‌شود که هر کدام نمادی از نوروز هستند به برخی از آیین‌های نوروز در این کشور‌ها نظیر بر تن کردن لباس نو، به نمایش گذاشتن هنر‌های دستی، پختن نان و غذاهای سنتی، دوری از بر زبان آوردن سخن زشت و … اشاره کرد. او گفت: «در ایران این روز با شکوه با آراستن سفره هفت‌سین و دید و بازدید ایرانیان و تبریک و شادباش به یکدیگر همراه است »
رئیس موسسه فرهنگی اکو، نکته واحد تمامی این آیین‌ها را شادی‌آفرینی دانست و عنوان کرد: «عامل ماندگاری آیین نوروز نیز شادی است زیرا که انسان در تمام طول زندگی به شادی نیاز دارد.»
به گفته نوبختی، اصل نوروز در شاد زیستن، شاد بودن و شاد ماندن است و همانطور که شب به روز، نور بر ظلمت، گرمی بر سردی، خوبی بر بدی و شادی بر غم چیره می‌شود. نوروز بیانگر این است که هیچ اندوهی ماندنی نیست و شادی روزی از راه می‌رسد .»
او در ادامه با ابراز خرسندی از چیره شدن جهان تا حدودی بر پاندمی کرونا تصریح‌کرد: «گذراندن این دوران سخت به مردم دنیا نشان داد که با شادی، در کنار همدیگر بودن و اتحاد داشتن غلبه بر سختی امکان‌پذیر است » حسین حسن‌پور‌آلاشتی، رئیس دانشکده علوم‌انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران هم با اشاره به ثبت جهانی نوروز در سال 2010 به عنوان میراث‌معنوی ایرانی، چهار شنبه‌سوری، پخت آش، انجام بازی‌های گروهی، پهن کردن سفره هفت سین، دید و بازدید، رفتن به دامان طبیعت و … را از آیین‌های نوروز دانست و گفت: «نوروز یک آیین اسطوره‌شناسی است که به آیین حیات مجدد باز می‌گردد. با شکل‌گیری آیین‌های توحیدی در ایران و بین‌النهرین و تبدیل اسطوره به حماسه نوروز به جشن ملی تبدیل شده است.» این پژوهشگر با اشاره به پیشینه برگزاری جشن‌های نوروز در زمان هخامنشیان، ساسانیان، عباسیان و… عنوان کرد: «قلمرو نوروز بسیار گسترده است و با تقسیم‌بندی‌های امروز بالغ بر 14 کشور را در بر می‌گیرد که در 9 کشور این روز تعطیل رسمی اعلام شده و این حکایت از گستره وسیع آیین نوروز و محبوبیت آن دارد.»
حسن‌پور با طرح این پرسش که چرا نوروز بخش قابل توجهی از دنیا را تحت تاثیر قرار داده گفت: «این آیین توانسته با ادیان توحیدی در حوزه خاورمیانه، فلات‌ایران و بین‌النهرین منطبق شده و رنگ مذهبی یابد.»

گیلان، سرزمینی شاد

هاشم موسوی، رئیس پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان نیز با اشاره به همه‌گیری بیماری کرونا که مراسم عید نوروز را تحت‌شعاع قرار داده گفت: «با دنیای بهتر تنها یک آغوش فاصله داریم و با این‌که دید و بازدیدها با شیوع این بیماری محدود شده‌اند وظیفه داریم پیام‌های نوروز را پاس بداریم.»
او در ادامه با اشاره به آیین‌های مخصوص نوروز در گیلان افزود: «مردم استان گیلان به مهمان‌نوازی مشهورند و آیین‌های نوروز را با شادمانی برگزار می کنند.»
این پژوهشگر با بیان این‌که گیلانیان در مواقع انجام کارهای سخت نیز با نشاط دسته جمعی کار می کنند افزود: «گیلان و گیلانی با شادی پیوند دارند و معضلات را نیز با شوخ طبعی خودشان تفسیر می کنند.»
موسوی آیین‌های گیلان را در ارتباط با عناصر طبیعی، تقویم و نیازهای اقتصادی و کشاورزی مردم دانست و عنوان کرد: «گیلان برای همه گیلانیان دارای یک معنای مشترک و آن هم سرسبزی، جنگل، دریا، موسیقی ، غذاهای محلی و … است.» او با بیان این‌که طبیعت گیلان شاد، تامین‌کننده نیاز مردمان و جغرافیای آن غنی است گفت: «همه از این طبیعت زیبا لذت می‌بردند.»

پیوند طبیعت و فرهنگ

رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری هم در همایش ملی «نوروز و فرهنگ شادمانی» گفت: «جشن باستانی نوروز طبیعت و فرهنگ را در تاریخ ایران به هم می رساند.» به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، بهروز عمرانی گفت:‌ «این ویژگی مهم یعنی یگانگی میراث فرهنگی و طبیعی، با تعریفی که از توسعه پایدار و ویژگی‌های کلیدی آن وجود دارد شامل همزاد بودن طبیعت و فرهنگ، سازگار و همسو است .»
او افزود: «به واقع یکی از آیین‌هایی که حافظ میراث‌طبیعی و معنوی ایرانیان بوده و نقشی بسیار قدرتمند در زمینه پایدار هویت ایرانی ایفا کرده است این آیین کهن و دیرین سال تلقی می‌شود.»
به گفته عمرانی، آیین نوروز نه تنها خاستگاه همگرایی انسان و فرهنگ او با طبیعت بوده است که از سوی دیگر آیین نوروز به دلیل انعکاس زیست جهان مشترک اقوام ایرانی از عوامل تقویت همبستگی این اقوام و زدودن هر نشانه‌ای از واگرایی در طی تاریخ این سرزمین کهن تلقی می شود. این گونه است که هر یک از اقوام ایرانی خود را حافظ این آیین در طی تاریخ می‌دانند و نوروز را یکی از مولفه‌های کلیدی معرفی و تعریف هویت خود می‌شمرند.»
رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در ادامه عنوان کرد: «یکی از اقوام کهن ایران که حافظ فرهنگ و تمدن ایرانی بوده‌اند کردهای ایران‌اند که نقشی سترگ در حفظ عناصر کلیدی فرهنگ و تمدن ایرانی در طی تاریخ ایفا کرده‌اند، اگر چه این قوم ایرانی با خرده فرهنگ‌های غنی خود در سرتاسر کشور از گیلان و مازندران تا خراسان و غیره حضور دارند اما کردستان و کرمانشاه دو حوزه فرهنگی مهم از حضور این قوم ایرانی را در بردارد.»
به گفته او امسال با انتخاب کرمانشاه به عنوان پایتخت گردشگری جهان اسلام اهمیت این حوزه فرهنگی در ارائه الگویی کارآمد از گردشگری پایدار بیش از پیش روشن می‌شود.
گفتنی است، آیین افتتاحیه این همایش که با برگزاری نشست‌های تخصصی در حال برگزاری است با تقدیر از نوروز شناسان یک سده اخیر و ادای دین و احترام به آنان، نمایش فیلمی از پویا رئیسی و با گرامیداشت یاد نوروز پژوهان بزرگ که چشم از جهان فروبسته‌اند ، رونمایی از مجله آیین نوروز شماره «کردستان و کرمانشاه»، شماره «کرمان و سیستان‌و‌بلوچستان»، شماره فرهنگ شادمانی (مجله مطالعات مردم شناختی میراث‌فرهنگی) به پایان رسید.

مصائب فاضلاب شهرک صنعتی سمنان

فاضلاب شهرک صنعتی سمنان بدون تصفیه شدن راهی فضای سبز شهر می‌شود. این جمله را فیلم‌هایی تایید می‌کنند که یکی از شهروندان از نزدیکی شهرک صنعتی در شبکه‌های مجازی خود منتشر کرده‌ است. تصویر آب کدر و تیره‌ای که مدعی آن است که فاضلاب صنعتی شهرک به درستی تصفیه نمی‌شود. مدیران شهرک صنعتی سمنان اما این ادعا را رد می‌کنند.

یکی از این ویدیوهای دست به دست شده را علی مزارئه، فعال صنعتی منتشر کرده است. او به «پیام‌ما» می‌گوید که دو روز است که آب کدر راهی فضای سبز اطراف شده: «حجم و دبی آب اینقدر زیاد است که شبیه یک رودخانه کوچک است.» او می‌گوید که پمپ این تصفیه خانه تخریب شده و فاضلاب صنعتی در اواسط مسیر تخلیه می‌شود. «آن‌طور که از تصاویر مشخص است، این تصفیه خانه درست کار نمی‌کند و فاضلاب به درستی تصفیه نمی‌شود، می‌گویند پمپ خراب بودهه مشکل الان پمپ نیست، زیرا اگر پمپ هم درست شود، این فاضلاب چند کیلومتر آن‌طرف‌تر تخلیه می‌شود.» او که خود چند سالی است در این مجموعه فعالیت می‌کرده می‌گوید، این فاضلاب خام باعث آسیب به محیط زیست و فضای سبز اطراف جاده شهرک صنعتی می‌شود. با این حال ادعای او از سوی مدیران شرکت خدماتی شهرک صنعتی تایید نمی‌شود. احسانی مدیرعامل شرکت خدماتی که عملکرد تصفیه‌خانه فاضلاب زیر نظر اوست تایید می‌کند که پمپ به علت قطعی برق دیروز از فعالیت بازمانده اما می‌گوید که فاضلاب تصفیه‌ شده است و خروجی آن از سوی مدیران محیط زیست پایش آنلاین می‌شود. او به «پیام‌ما» می‌گوید: «تمام فاضلاب شهرک صنعتی در تصفیه خانه وارد می‌شود و هوادهی می‌شود و بعد برای آبیاری فضای سبز استفاده می‌شود. اما خروجی تصفیه‌خانه از سوی محیط زیست پایش آنلاین می‌شود.» او می‌گوید :«فاضلاب بعد از تصفیه وارد مخزن می‌شود و بعد از آن پمپ می‌شود و گیاهان قسمت شمالی شهرک را آبیاری می‌کند، امروز بر اثر قطعی برق فاضلاب تصفیه شده پمپ نشد و بخشی از آن وارد مسیر سیلاب شد.» او تاکید می‌کند که در هیچ مرحله‌ای امروز فاضلاب تصفیه خانه از رنج محیط زیست خارج نشده و با تصویر و فیلم نمی‌توان کیفیت فاضلاب تصفیه شده را سنجید: «نقطه فیلمبرداری شده نقطه ورود فاضلاب نیست و نقطه خروج فاضلاب تصفیه شده است.»

خاطرات تلخ تکرار می‌شود؟

نکته‌ای که شهروندان سمنانی را نگران کرده است این است که تصفیه خانه فاضلاب شهرک صنعتی پیشتر هم شاکی کم نداشته. آن‌ها نگران تکرار شدن خاطراتشان هستند. تیرماه امسال اعلام شد که پیشرفته‌ترین تصفیه‌خانه فاضلاب صنعتی سمنان بلای جان محیط زیست شده و چرخش لنگان است. تیرماه همین امسال بود که پیروی شکایت و گزارش‌های سازمان درباره وضعیت نامناسب تصفیه فاضلاب شهرک صنعتی و بوی نامطبوعی که از آن متصاعد می‌شود، دادستان سمنان از این تصفیه‌خانه بازدید داشت. او همان زمان به رسانه‌ها گفته بود: خروجی پساب و انباشت آن در اراضی اطراف شهرک خارج از استاندارد است که این مهم می‌تواند موجبات آلایندگی تدریجی سفره‌های زیرزمینی، اتلاف اشجار و روییدنی‌ها و تهدید علیه بهداشت عمومی واحدهای صنعتی فعال و نیروهایشان شود.
به گزارش همشهری، ابراهیمی، اقدام عاجل در برطرف کردن این موضوع را ضروری دانست و دستورات لازم از ناحیه مدعی‌العموم به دستگاه‌های مسئول برای استانداردسازی دستگاه تصفیه و تعریف خروجی پساب در ظرف زمانی حداکثر سه ماه صادر شد. همان روزها امیر عبدوس، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان نیز اعلام کرد که فاضلاب شهرک صنعتی منجر به مرگ درختان می‌شود. او به همشهری آنلاین گفته بود: « فاضلاب شهرک صنعتی سمنان از زمانی که خدمات شهرک صنعتی از جمله تصفیه‌خانه فاضلاب آن، به شرکت خدماتی برون‌سپاری شده، متاسفانه دچار مشکلاتی شده و مدیریت صحیحی از سوی هیات مدیره شرکت خدماتی صورت نمی‌گیرد. تصفیه ناقص انجام می‌شود و تصفیه‌خانه راهبری صحیحی ندارد. آزمایشگاه کنترل خروجی واحدهای صنعتی به مرکز مشخص‌شده در شهرک اصلاً وجود ندارد.» او همچنین تاکید کرده بود که تصفیه‌خانه شهرک صنعتی سمنان، خروجی واحدها را پایش نمی‌کند که بر اساس استاندارد پذیرنده تصفیه‌خانه شهرک است یا خیر و همه این عوامل و در مجموع راهبری ناقص توسط شرکت خدماتی شهرک صنعتی سمنان باعث شده تا تصفیه‌خانه به‌درستی کار خود را انجام ندهد و تصفیه به‌درستی صورت نگیرد. حسن آل‌بویه، مدیرعامل شرکت شهرک‌های صنعتی استان سمنان همان روزها به همشهری گفته بود: نیز همان زمان با عذرخواهی از همشهریان سمنانی به‌واسطه آلودگی‌های زیست‌محیطی پساب شهرک صنعتی سمنان گفته بود: پساب شهرک صنعتی سمنان هم‌اکنون خارج از حد مجاز و استاندارد است. راهبری خروجی تصفیه‌خانه طبق قانون به شرکت خدماتی شهرک صنعتی سمنان سپرده شده است و مشکلاتی در این بخش وجود دارد. مدتی بعد یعنی در مرداد امسال نیز عبدوس مصاحبه‌ای تازه با صدا و سیما داشت و اعلام کرد برای بهبود عملکرد تصفیه خانه اقدامات خوبی صورت گرفته است: «اقدامات خوبی با همکاری شرکت شهرک‌های صنعتی استان در خصوص حل این مشکل انجام شده است. بازدیدی به همراه فرماندار سمنان از این تصفیه‌خانه صورت گرفت و در حال حاضر در وضعیت بسیار مناسبی، نسبت به قبل در حال فعالیت است. باتوجه به زمان بر بودن تشکیل لجن فعال در تصفیه‌خانه، پیش‌بینی می‌شود تا یک هفته آینده خروجی این تصفیه‌خانه به تایید محیط زیست استان برسد.» شهرک صنعتی سمنان اما دو هزار و ۴۰۰ هکتار مساحت دارد و ده‌ها واحد صنعتی در دل خود جای داده است. با این وجود اما هنوز هیچ یک از مقامات محیط زیستی درباره اتفاق امروز در شهرک صنعتی سمنان اظهار نظر نکرده است. خرابی پمپ یا تخلیه فاضلاب خام.

درخواست رد مصوبه مجلس برای ورود سوخت ال.پی.جی

هفته گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی با یکی از بندهای الحاقی لایحه بودجه ۱۴۰۰ در مورد سوخت گاز مایع موافقت کردند. بر اساس این بند وزارتخانه‌های نفت و کشور موظفند امکان احداث جایگاه‌ها و زیرساخت استفاده قانونمند از سوخت گاز مایع LPG در ناوگان حمل‌و‌نقل با اولویت ناوگان عمومی و حمل بار را به کمک بخش‌های خصوصی و عمومی، تا سقف مجموع ۲ میلیون تن در سال فراهم کنند.
این موافقت واکنش‌های زیادی را در بر داشته است منتقدان می‌گویند این مصوبه توجیه اقتصادی ندارد و مدافعان آن می گویند LPG ‌می‌تواند همراه با CNG جایگزین بنزین و گازوئیل شود و برخی این اقدام را برای محیط زیست مفید می‌دانند.
یکی از آخرین واکنش‌ها به این موضوع نامه انجمن صنفی CNG کشور به این مصوبه است. این انجمن صنفی در اعتراض به طرح اضافه شدن LPG به عنوان سوخت خودرو نامه‌ای به دبیر شورای نگهبان نوشت و این طرح را برای کشور زیان‌‌آور دانسته و خواستار لغو آن شد.
همچنین روز «محسن جوهری» گذشته رئیس هیات مدیره انجمن صنفی سی‌ان‌جی کشور در جمع خبرنگاران با اشاره به اصرار عجیب نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به تصویب و استفاده ال‌پی‌جی به عنوان سوخت خودرو، گفت: اگر این موضوع اجرایی شود، در آینده نه چندان دور دچار خسارت‌های متعددی می‌شویم.
به گزارش ایرنا جوهری بیان کرد: بر اساس پیش‌بینی‌های صورت گرفته با احتساب فروش ۲ هزار میلیارد تومانی گاز مایع در داخل، زیان سالانه کشور از عدم صادرات گاز مایع و فروش آن در داخل، بیش از ۱۴ هزار میلیارد تومان خواهد بود.
جوهری با اشاره به مزیت نسبی سی‌ان‌جی در مقایسه با ال‌پی‌جی اظهار کرد: در برهه‌ای تصمیم گرفته شد عرضه ال‌پی‌جی به عنوان سوخت خودرو در کشور متوقف و جایگاه‌های عرضه ال‌پی‌جی تعطیل شوند.
بعد از این اتفاق دولت ضمن سرمایه‌گذاری در حوزه سی‌ان‌جی تلاش کرد سرمایه‌های بخش‌خصوصی را به این حوزه سوق دهد و در این مسیر زیرساخت‌های مناسبی نیز تعبیه شد، اما علی‌رغم توجه به این موضوع امروز دوباره شاهد پیشنهاد ورود ال‌پی‌جی به عنوان سوخت خودرو از طرف نمایندگان مجلس هستیم.
او با بیان این‌که چنین تغییرات ناگهانی و غیرکارشناسی در برنامه‌های اقتصادی و سیاست‌گذاری‌ها باعث بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران می‌شود، ادامه داد: در چنین شرایطی سرمایه‌گذار دیگر به مجموعه دولت و مجلس اعتماد نمی‌کند و سرمایه خود را از کشور خارج می‌کند آن هم در شرایط اقتصادی پیش رو که سیاست دولت بر مبنای جذب و افزایش انگیزه سرمایه‌گذاران قرار گرفته است. متاسفانه درحال حاضر این اتفاق در حوزه سی‌ان‌جی رخ داده است و بسیاری از سرمایه گذاران این حوزه، از ادامه راه انصراف داده‌اند.
جوهری این طرح را طرحی شکست خورده دانست و توضیح داد: در حال‌ حاضر دو هزار و ۵۰۰ جایگاه سی‌ان‌جی در سراسر کشور وجود دارد که با وجود این تعداد جایگاه همچنان در کلان‌شهرها مشکل نبود کافی جایگاه به اندازه ظرفیت مصرف کاملا محسوس است، حال چگونه می‌شود صرفا با احداث ۱۵۰ جایگاه ال‌پی‌جی نیاز کشور را برطرف کرد؟
او با واکاوی موضوع ورود ال‌پی‌جی به سبد سوخت خودرو و اجرایی شدن این مصوبه اظهار کرد: در این جریان از یک سو بخش‌خصوصی و دولتی باید مجدد مبلغی بالغ بر ۲۵هزار میلیارد تومان جهت ساخت صرفا ۱۵۰ جایگاه و دوگانه‌سوز کردن خودروها به صورت استاندارد سرمایه‌گذاری کنند، در حالی که اگر نیاز مبرم به مصرف ال‌پی‌جی در سبد سوخت باشد در بیشتر شهرها باید به اندازه نیاز جایگاه احداث شود که این بستر نیاز به سرمایه‌گذاری بیشتری دارد.
جوهری افزود: از سوی دیگر باید در نظر داشت امکان تامین فرآورده برای جایگاه‌های ال‌پی‌جی از طریق خط لوله همانند گاز سی‌ان‌جی وجود ندارد و ناگزیر به استفاده از حمل‌ونقل جاده‌ای برای تامین ال‌پی‌جی مورد‌نیاز جایگاه‌های ال‌پی‌جی هستیم که خود عواقب متعددی را در پی دارد.
او با اشاره به این‌که حوادث جاده‌ای در کمین نفتکش های جاده پیما هستند، ادامه داد: زمانی که جایگاه ال‌پی‌جی احداث شود جهت تامین آن از پالایشگاه تا هر جایگاه باید میزان قابل توجهی گازوئیل یارانه‌ای به کامیون و تانکرها اختصاص دهیم که این موضوع باعث ترافیک، خطرات جاده‌ای حمل این سوخت پرخطر، افزایش آلودگی هوا و همچنین سبب افزایش مصرف گازوئیل یارانه‌ای می‌شود. جوهری همچنین با اشاره به ارزش صادراتی سوخت ال‌پی‌جی گفت: ارزش دلاری صادراتی ال‌پی‌جی در برخی از فصول بالاتر از بنزین است و میزان تقاضای خرید آن طی سال‌های اخیر به دلیل ارزش بالای حرارتی با شیب زیادی در حال افزایش است.
او افزود: نباید از این نکته غافل شد که با استفاده از ال پ جی به عنوان خوراک پتروشیمی‌ها می‌توان ارزش چند برابری از این محصول خام دریافت کرد، با این اوصاف این‌که چرا حامیان این طرح بر موضوع صادرات بنزین به عنوان ابزاری برای ورود ال‌پی‌جی به سبد سوخت اصرار می‌کنند، جای تعجب است.

امنیت غذایی هند در لبه پرتگاه

روزنامه ایندیا اکسپرس اخیرا به نقل از یکی از اعضای اتحادیه کشاورزان هندی اعلام کرده است که کشاورزان هندی تا پایان دوران نخست‌وزیری نارندرا مودی اعتراضات خود را ادامه می‌دهند تا دولت هند در نهایت درخواست‌هایشان را بپذیرد.

تا کنون بیش از 100 روز است که کشاورزان هندی در خارج از پایتخت این کشور در اعتراض به سه قانون کشاورزی مصوب شده از سوی دولت این کشور مشغول اعتراض هستند. به رغم این‌که بیش از 11 بار مذاکراتی میان رهبران اعتراضات و دولت انجام شده اما طرفین هنوز نتوانسته به توافقی دست یابند.
این اعتراضات در واکنش به به قوانین جدید کشاورزی که دولت نارندرا مودی با هدف «مدرنیزه کردن» کشاورزی آن‌را ارائه کرده انجام می‌شود. در ابتدا کشاورزان تلاش کردند وارد دهلی‌نو شوند اما پلیس مانعشان شد. در نهایت کشاورزان با تراکتورهای خود در بزرگراه‌ها توقف کردند و مسیرها را مسدود کردند. آن‌ها حتی خانه و کاشانه خود را به بزرگراه‌های حاشیه شهر منتقل کرده‌اند. این کشاورزان شب و روز در این نواحی حضور دارند و با خود تمام امکانات لازم برای زندگی کردن را آورده‌اند.
کشاورزان می‌گویند قوانین جدید در جهت حمایت از شرکت‌های بزرگ تنظیم شده و برعکس کشاورزان را فقیرتر می‌کند.
یک بار در تجمع روز شنبه ۶ فوریه، کشاورزان از ساعت ۱۲ تا ۱۵ به وقت محلی جاده‌ها را بستند و اجازه تردد به خودروها را ندادند. این کشاورزان که از نقاط مختلف هند خود را به حاشیه دهلی رسانده‌اند یک هدف مشخص دارند: «لغو سه قانون جدید کشاورزی که در ماه سپتامبر سال گذشته از سوی دولت تصویب شد». هرچند دولت می‌گوید این اصلاحات برای نوسازی صنعت کشاورزی هند پیگیری شده اما همین ایده، بزرگ‌ترین اعتراضات سراسری از زمان روی کار آمدن آقای مودی در قدرت در سال ۲۰۱۴ را به راه انداخته است. با وجود این‌که کشاورزان با تامین همه شرایط موجود برای زندگی در حاشیه بزرگراه‌ها نشان داده‌اند که در عزم خود جدی هستند و قصد ندارند از اعتراضات خود دست بردارند، دولت هند تاکنون کوچکترین سازشی نشان نداده و بر اجرای قانون اصلاحات کشاورزی مصمم است.
البته در تاریخ دوازدهم ژانویه، دادگاه عالی هند اجرایی شدن سه قانون مذکور را ملغی اعلام کرد و حکم کرد کمیته چهار نفره برای میانجی‌گری میان کشاورزان و دولت تشکیل شود. براساس حکم دادگاه اجرای این قوانین تا زمانی که این کمیته چهار نفره نتواند به راه‌حلی برای اختلافات برسد متوقف می‌ماند. اما واقعیت این است که تا کنون درخواست‌های کشاورزان بی‌پاسخ باقی مانده است. از این جهت پیش‌بینی می‌شود اعتراضات نیز ادامه داشته باشد.
کشاورزان معتقد هستند که با قانون جدید «اصلاحات کشاورزی» آن‌ها مجبور می‌شوند تا شرکت‌های خصوصی را در فروش محصولات شان سهیم کنند. دولت می‌گوید که کشاورزان با قانون جدید امکان می‌یابند تا هم محصولات خود را به خریداران بخش خصوصی بفروشند و هم همچنان محصولات اصلی مانند برنج و گندم را با قیمت‌های تضمین شده به دولت بفروشند. با این حال نمایندگان حزب کنگره به عنوان بزرگترین حزب اپوزیسیون هند معتقد هستند که ادعای نخست وزیر هند برای دادن وام به کشاورزان، «دروغ محض» است. آنان تاکید کردند که دولت «نارندرا مودی» ابتدا قصد داشته تا به اسم اصلاحات اراضی، زمین‌های کشاورزان را تصاحب کند.
بیش از نیمی از هندی‌ها در مزارع کار می‌کنند و دولت به کشاورزان یارانه می‌دهد و آن‌ها را از مالیات بر درآمد و بیمه محصولات معاف می‌کند. دولت در حال حاضر دستکم قیمت ۲۳ محصول را تضمین و مرتب از بدهی‌های خود چشم‌پوشی می‌کند. کشاورزان می‌گویند دولت می‌خواهد به این روند پایان دهد و کشاورزان را با شرکت‌های بزرگ طرف کند.
بعید به نظر می‌رسد که کمیته تعیین شده بتواند کاری از پیش ببرد. چرا که برخی از اعضای این کمیته خودشان از حامیان قوانین اصلاحی دولت هستند. در واقع سه تن از چهار عضو کمیته به نام‌های آشوک گولاتی، پرامود جاشی و آنیل گهاناوات پیشتر به صورت علنی از قوانین تصویب شده توسط دولت هند حمایت کرده‌اند. و چهارمین عضو به نام بهاپیندر سینگ مان رئیس یکی از اتحادیه‌های حامی کشاورزان است. البته او نیز پیشتر بر لزوم برخی اصلاحات در قوانین تاکید کرده است اما در عین حال بر رعایت حقوق کشاورزان نیز صحه گذاشته است.
یکی از اعتراضات اخیر رهبران اعتراضات کشاورزان ترکیب همین کمیته است. آن‌ها معتقدند این کمیته یکی دیگر از تدابیر دولت هند برای دور زدن خواسته‌های کشاورزان است. بنابراین به هیچ عنوان بعید نیست که بسیاری از کشاورزان معترض، راه‌حلی که این کمیته قرار است ارائه کند را رد کرده و زیر بارش نروند.
البته تعلیق اجرایی شدن قوانین دولت و تشکیل کمیته حل اختلافات به این معنا است که قوانین مد‌نظر دولت در فصل برداشت زمستانه و احتمالا در فصل برداشت موسمی سال 2021 اجرایی نخواهند شد. اگر الحاقیه‌های پیشنهاد شده به قوانین مصوب دولت دامنه محدودی داشته باشند و اگر زمان توقف اجرای قانون نیز محدود شود، تاخیر در اجرای قانون به احتمال زیاد بر روی امنیت غذایی هند و رقابت این کشور در بازارهای بین‌المللی اثر منفی نخواهد گذاشت. اما اگر این‌طور نشود، کشاورزان به این نتیجه خواهند رسید که اعتراضشان موفقیت‌آمیز بوده و به احتمال زیاد در مقابل اقدامات اصلاحی بیشتر در آینده خواهند ایستاد و در چنین شرایطی بخش کشاورزی هند در بازارهای جهانی جایگاه رقابتی خود را از دست می‌دهد و حتی در تامین نیازهای غذایی داخلی هند نیز با شکست مواجه می‌شود.
با نظر گرفتن این واقعیت که بسیاری از رهبران اعتراضات با طرح دولت هند در خصوص میانجی‌گری موافق نیستند، این احتمال وجود دارد که طی هفته‌های آینده، چه قبل از ارائه راه‌حل از سوی کمیته و چه بعد از ارائه، اعتراضات کشاورزان همچنان به صورت گسترده ادامه یابد. اگر پیشنهادات کمیته در برآورده کردن خواسته‌های کشاورزان ناچیز باشد- که اینطور به نظر می‌رسد- به احتمال زیاد اعتراضات گسترده‌تری را در پنجاب و دهلی شاهد خواهیم بود. همچنین محتمل است که دامنه این اعتراضات از دهلی و پنجاب به دیگر نقاط کشور نیز کشیده شود. هم اکنون نیز کشاورزان ایالت‌های جنوبی هند به خیابان‌ها ریخته و نسبت به سیاست‌های دولت فریاد اعتراض سر داده‌اند. اعتراضات کشاورزان هند نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری‌ها در بخش کشاورزی یک کشور باید حائز ملاحظات گسترده‌ای باشد. چه این‌که بخش کشاورزی به طور مستقیم با امنیت غذایی کشور در ارتباط است و هنوز سیاستی، فارغ از درستی یا غلط بودن آن، چنانچه حساسیت‌های این بخش را لحاظ نکند، موجب بروز بحرانی در امنیت غذایی کشور می‌شود.

نه به ماهی قرمز، یعنی سلامت اکوسیستم و حفظ محیط زیست

«مردم با نخریدن و رهانکردن ماهی قرمز در محیط‌های طبیعی، ضمن حفظ سلامت خود، با احترام به حقوق حیوانات از ورود این گونه غیربومی به اکوسیستم‌های طبیعی و برهم زدن چرخه زیستی در آن‌ها جلوگیری کنند.» مدیرکل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری با بیان این مطلب درباره ماهی قرمز هشدار داد.
ماهی قرمز یا Goldfish با نام علمی Carassius auratus از خانواده کپور ماهیان است که در واقع بومی کشور چین است و جزو معروف‌ترین حیوانات خانگی محسوب می‌شود که از سالیان پیش در این کشور به‌صورت اهلی در آمده است.
شهرام احمدی در ارتباط با این گونه و عرضه آن در بازارهای شب عید گفت: «هم اکنون این ماهی، محیط زیست کشور را تهدید کرده است. باید هشدار رهاسازی ماهی قرمز در محیط‌های طبیعی را جدی گرفت. ماهی قرمز قادر به تحمل طیف وسیع دما، PH و شوری آب بوده و در برابر غلظت پایین اکسیژن و آلودگی آب مقاوم است. همین خصوصیات باعث شده که شرایط متفاوت محیط جدیدی که وارد آن می‌‌شود را تحمل و خود را با آن سازگار کند.»
او ادامه داد: «ماهی قرمز گونه‌ای غیربومی برای کشور ما است چرا که به صورت عمدی یا تصادفی به دلیل فعالیت‌های انسانی به خارج از محدوده پراکندگی طبیعی خود وارد شده. این ماهی‌ها غذا و اکسیژن لازم برای ماهی‌های بومی رودخانه ها را مصرف می‌کنند و ممکن است همین ماهی قرمز کوچک، نسل یک ماهی بومی را با خطر انقراض مواجه کند و احتمال دارد ناقل انگل، قارچ و عوامل بیماری‌زا هم باشند.»
به گفته مدیر‌کل محیط زیست چهارمحال‌وبختیاری این ماهی‌ها به دلیل همه‌چیزخوار بودن می‌توانند تخم ماهی‌های دیگر را بخورند و در صورت آزادسازی این ماهی‌ها در رودخانه‌ها و دریاچه‌های طبیعی می‌توانند اکوسیستم آن منطقه را به هم بزنند. بنابراین بهتر است در آب‌های طبیعی به‌هیچ عنوان رها نشوند. رها کردن ماهی‌های قرمز در آب‌های طبیعی سبب افزایش آلودگی و تیرگی آب به دلیل تغذیه از گیاهان و مواد آلی موجود در بستر آب و از بین بردن گیاهان آبزی است. رقابت تغذیه‌ای و رقابت برای فضا با سایر گونه‌‌های بومی، باعث رشد بی‌رویه جلبک، تداخل با زندگی طبیعی کپورماهیان بومی، کاهش رفتار تولید مثلی برخی دوزیستان بومی و انتقال بیماری به ماهیان دیگر می‌شود.