بایگانی مطالب نشریه

توفان‌های شن پیامد تغییرات آب‌وهوایی

آب شدن یخ‌های قطبی رکورد زده است؛ الگوهای آتش‌سوزی تغییر کرده و از مراتع به جنگل‌ها رسیده است؛ دانشمندان هشدار داده‌اند که افزایش سطح دریاها هولناک‌تر از تصورات ماست و پیش‌بینی‌های پیشین، گرچه بسیار ترسناک است، شرایط را دست‌کم گرفته بوده است. تنوع زیستی در خطر از بین رفتن قرار دارد. هفته گذشته گزارشی منتشر شد که نشان می‌داد با گرم شدن کره زمین، محصولات کشاورزی هم به شدت آسیب دیده‌اند. حالا با اتفاقات جدیدی که در چین و مغولستان افتاده، جنبه دیگری از تهدیدات تغییرات آب‌و‌هوایی خود را نشان داده است؛ توفان‌های شن.توفان‌های شن اخیر که پکن را در پرده‌ای نارنجی رنگ و آخرالزمانی قرار داده، پس از خشکسالی‌های شدید در سایر نقاط چین روی می‌دهد. اتفاقی که چالش‌های پیش روی چین را به خوبی به تصویر کشیده است؛ افزایش دمای ناشی از بحران آب‌و‌هوایی.
به گزارش گاردین توفان‌های شنی که بر سر پایتخت چین گسترانیده شده و خود را تا مرکز چین رسانده است، چندین روز در اوایل ماه مارس اتفاق افتاد و حالا دوباره در پایان ماه با کاهش برف و بارش‌های کمتر از متوسط در کنار بالا رفتن درجه حرارت و وزش بادهای شدید در سراسر مغولستان شمال چین، خود را نشان داده است.
این ترکیب، شرایط مساعدی را برای ایجاد توفان‌های شن ایجاد کرده و می‌تواند علامتی باشد از هوای غبارآلودی که با افزایش دما، از این به بعد بیشتر اتفاق خواهد افتاد.
لیو یوبین، سخنگوی وزارت محیط زیست در یک کنفرانس خبری در پکن گفت: «گرچه توفان‌های شن تا حد زیادی به علت عوامل طبیعی رخ می‌دهد، این توفان‌ها به ما یادآوری می‌کنند که فقط یک زمین برای نوع بشر وجود دارد. ما باید اهمیت زیادی برای محافظت و بازسازی اکوسیستمی قائل شویم و همکاری‌های بین‌المللی خود را در این زمینه تقویت کنیم.» چین از سال 1978، با کاشتن درخت‌ها و ایجاد یک نوار جنگلی در مناطق شمالی، تلاش کرده تا با تجاوز ماسه‌های مناطق کویر «گوبی» مقابله کند. این «دیوار سبز بزرگ» تا حدی در کاهش فرسایش خاک و مقابله با بیابان‌زایی موثر بوده، اما نتوانسته در مقابل گرد‌و‌غبارهای موجود در ارتفاع بالا که از دوردست‌ها می‌آید، کار زیادی انجام دهد. دارین مگی، استاد مطالعات محیط زیستی در کالج‌های هوبارت و ویلیام اسمیت در آمریکا و همچنین متخصص منابع آبی چین می‌گوید: «تابستان‌های داغ‌تر و زمستان‌های کوتاه‌تر به اضافه بارش‌های کمتر باعث کاهش عمومی سطح رطوبت خاک در سراسر منطقه شده و آن را مستعد جابجایی توسط باد و انتقال به دوردست‌ها کرده است و این اتفاق تلاش‌ها برای درخت‌کاری در چین را تهدید می‌کند.»
او می‌گوید: «تغییرات آب‌وهوایی مطمئنا معضل توفان‌های شن را برای مناطق شمال شرقی چین تشدید خواهد کرد.»
گرچه توفان‌های شن اتفاق‌های طبیعی هستند، عوامل انسانی هم در کنار بحران آب‌و‌هوایی، در تشدید آن نقش دارند. لیو یون‌یان، یک فعال محیط زیستی در موسسه فضای سبز شرق آسیا می‌گوید: «مناطقی که توفان‌های شن اخیر از آنجا نشات می‌گیرد، بیابان‌های مغولستان است که پیشتر چمنزار بوده‌اند و چرای بی‌رویه و هم بیابان‌زایی باعث از بین رفتن آنها شده است.»
او می‌گوید، گمان می‌کنم یکی از مهم‌ترین چیزها این است که جلوی چرای بیش از حد را بگیریم و این البته کاری است که دولت چین در دو دهه گذشته در بخش‌هایی از شمال چین انجام داده است.
روز سه‌شنبه، شورای دولتی چین، رهنمودهای جدیدی را برای تقویت محافظت از چمنزارها منتشر کرد؛ هدف آن 57 درصد پوشش گیاهی پایدار در مراتع تا سال 2025 و همچنین تلاش‌های بیشتر برای مقابله با چرای بی‌رویه یا چرای غیرقانونی در مراتع حفاظت شده است.
از نظر دارین مگی، تاثیر چرای دام‌های گله‌داران نیمه عشایری در مناطق مغولستان و تبت، بیش از سایر عوامل صنعتی است که منجر به تخلیه آب‌های زیرزمینی و خشک شدن منطقه شده است.
او می‌گوید: «چند هزار دامدار، کاری را انجام می‌دهند که دامداران گذشته قرن‌ها انجام داده‌اند و تا پیش از این هم مشکلی نبوده است. ادامه استخراج آب‌های زیرزمینی برای استخراج معادن، صنعت و کشاورزی در شمال چین هم کمکی نمی‌کند و من متاسفانه نمی‌توانم قبول کنم که بافرهای تغییرات آب‌و‌هوایی (چیزهایی که باعث کاهش بحران آب‌و‌هوایی می‌شود) مثل کمربند سبز یا انتقال بین حوضه‌ای آب‌ها هم تاثیرگذار است.»
پروژه‌های اصلی انتقال آب مانند کانال‌ها و خطوط لوله از جنوب به شمال، عمدتا برای تامین آب شهرهای پرجمعیت مانند پکن یا مناطق کشاورزی صنعتی در نزدیکی شهرها است و برای بازگرداندن آب‌های تخلیه شده زیرزمینی تاثیر چندانی ندارد.
در کنار توفان‌های شن، بخش‌هایی از چین اخیرا دچار خشکسالی‌های شدید شده‌اند؛ از جمله استان‌های ساحلی شرقی ژجیانگ و فوجیان که تقریبا از اکتبر سال گذشته تا فوریه خشک بودند و ماه مارس کمی شرایطشان بهتر شد.
در مناطق جنوبی، نیروگاه اقتصادی چین در استان گوانگدونگ و استان روستایی گوانگجی نیز از اواخر سال گذشته از شرایط خشکسالی رنج برده‌اند؛ مقامات این مناطق به بارور کردن ابرها برای ایجاد بارندگی متوسل شده‌اند.
تاکنون استان یوننان، در جنوب غربی کشور، وخیم‌ترین شرایط را دارد؛ جایی که 82 درصد استان با خشکسالی روبرو است و مردم و دام‌ها با کمبود آب و شرایط سخت روبه‌رو شده‌اند.
لیو یون‌یان امیدوار است که کنفرانس تنوع زیستی سازمان ملل متحد، به نام Cop15 که تا به حال دو بار به تعویق افتاده و قرار است در اواسط ماه اکتبر در کونمینگ در یوننان برگزار شود، بتواند مشکلات تغییرات آب‌و‌هوایی، منابع آبی و تنوع زیستی را برجسته کند.
بر اساس مطالعاتی که بر روی افزایش دما در سراسر چین صورت گرفته، یوننان استانی است که بیشترین گرمای مربوط به تغییرات آب‌و‌هوایی را در دهه گذشته دارد و در سال‌های اخیر تحت تاثیر خشکسالی‌های مکرر قرار گرفته است.
لیو می‌گوید: «من اخیرا به یوننان رفته بودم تا آب و هوا را بررسی کنم و متوجه شدم که شرایط از سال‌های گذشته بسیار وحشتناک‌تر شده است. ناراحت کننده این است که دولت هنوز متوجه نشده که تغییرات آب‌و‌هوایی چه تاثیر زیادی بر روی تنوع زیستی گذاشته است.»
مشکل از بین رفتن جنگل‌ها و فرسایش روزافزون خاک، منحصر به چین و خاور دور نیست. اخیرا خبرگزاری یورونیوز گزارش داده که اتحادیه اروپا در ماه جاری اعلام کرد قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ به‌منظور افزایش تنوع زیستی ۳ میلیارد درخت بکارد. اما مسئله فقط این نیست. دیه‌گو فلوریان، عضو شورای نظارت بر جنگل‌ها در کرمونای ایتالیا به یورونیوز می‌گوید: «باید نخست انتشار گاز کربنیک را تا جای ممکن کم کنیم، آن هم با ساخت فناوری‌هایی که آلایندگی کمتر و معیارهای زیستی بالاتری دارند و فقط بعد از اینها باید به‌فکر جبران گازهایی بود که نمی‌توان انتشارشان متوقف کرد.»

صید، نفت و مرگ گربه ماهی‌ها

مردمی که عصر پنج شنبه پیش به ساحل «مقسا» پا گذاشتند، هزاران هزار ماهی مرده روی شن‌ها دیدند. صبح فردا یک کیلومتر از ساحل با لاشه گربه ماهی‌ها پوشیده شده بود و بررسی‌های اولیه معلوم کرد که شمار گربه ماهی‌هایی که موج‌ها به این ساحل در بندر جاسک آورده به بیش از 10 تن می‌رسد. دلیل این اتفاق مبهم بوده و همچنان مبهم است. پیش از این در آبان ماه 99 ساحل مقسا دچار آلودگی نفتی شدید شده بود و این بار با مرگ ماهی‌ها احتمال تاثیر آلودگی نفتی مطرح شد. در اسفند ماه هم که لاشه هزاران ماهی به سواحل عسلویه رسید، دلیل اتفاق را آلودگی نفتی عنوان کرده بودند اما مدیر کل محیط زیست بوشهر این احتمال را رد کرد و گفت همه ماهی‌ها از یک گونه بوده‌اند. حالا سه روز بعد از مرگ هزاران گربه ماهی احتمالات دیگری هم درباره این اتفاق مطرح شده است؛ شاید صیادان این ماهی‌ها را رها کرده باشند، شاید این‌ها صید چند قایقی است که دوازده فروردین در خلیج فارس غرق شدند و شاید باز هم پای آلودگی نفتی و محیط زیستی در میان است.از بلوم و آلودگی‌های زیست ‌محیطی و نفتی تا رهاسازی این ماهی‌ها توسط صیادان، در رسانه‌ها و فضای مجازی صحبت درباره مرگ ماهی‌ها هنوز فروکش نکرده است. گربه ماهی‌ها به صورت توده‌ای حرکت می‌کنند و از ماهیان غیرخوراکی به شمار می‌روند که بیشتر در صنایع پودر ماهی کاربرد دارند. این گونه گاهی به عنوان صید ضمنی، به ویژه در روش‌های صید ترال و محاصره ای به تور صیادان می‌افتد و گاهی به دلیل ارزش نسبتاً پایین اقتصادی و گنجایش کم قایق‌ها و شناورهای صیادی، بعد از صید به دریا ریخته می‌شود. گزارش مرگ ماهی‌ها هم همان پنج‌شنبه شب (12 فروردین) به گوش محیط زیست استان هرمزگان رسید و صبح روز بعد کارشناسان راهی ساحل مقسا در جاسک شدند. آن‌ها از لاشه‌ها نمونه‌برداری کردند و به مراکز آزمایشگاهی و تحقیقاتی فرستادند.
آلودگی دریا منتفی است
دیروز حبیب مسیحی‌تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط ‌زیست استان هرمزگان در جمع خبرنگاران حاضر شد و دلایل احتمالی را تشریح کرد. او پیش از هر چیز احتمال اثر آلودگی دریا را منکر شد و البته با تردید گفت: فرضیه مرگ گربه ماهیان به دلیل آلودگی دریا «تقریبا» منتفی است. بر اساس توضیح مسیحی تازیانی آن‌طور که کارشناسان مختلف مطرح کرده اند، علت مرگ این ماهی‌ها بلوم و مسائل زیست‌محیطی نبوده، چرا که در صورت وجود آلودگی باید لاشه گونه‌های دیگر نیز در ساحل دیده می‌شد. «یکی از احتمالات قوی در خصوص علت بروز این حادثه، غرق شدن قایق صیادی حامل این گربه‌ماهی‌ها بوده است. احتمال دیگر این است که گونه دیگری توسط صیادان مورد هدف بوده و گربه‌ماهی‌هایی که در تور افتاده‌اند، رهاسازی شده باشند. احتمال آلودگی نفتی به علت ازدیاد قاچاق سوخت در آن منطقه نیز وجود دارد که البته به دلیل تک‌گونه بودن این تلفات، احتمال ضعیفی است.» از سوی دیگر به گفته او در صورت بروز بیماری در یک گونه، سنین و سایزهای مختلف مورد آسیب و تلفات قرار می‌گیرند اما در این حادثه صرفاً سایزهای معمول صید شده توسط صیادان مشاهده شده و سایزهای بسیار کوچک و نابالغ در بین تلفات وجود ندارد. بنابراین فرضیه بروز بیماری نیز بسیار بعید به نظر می‌رسد. با این همه احتمال وجود بیماری در بین این تک‌گونه به عنوان یک احتمال ضعیف‌ مطرح است و در دست بررسی قرار گرفته. مدیرکل حفاظت محیط‌ زیست هرمزگان گفته که همه احتمالات را در نظر گرفته شده، نمونه‌برداری‌های لازم انجام شده و برای آزمایش به آزمایشگاه مرجع فرستاده‌اند. با وجود این موارد اما هنوز اطلاع دقیقی از تعداد این گربه‌ماهی‌ها در دست نیست. مسیحی تازیانی گفته است: «میزان پراکندگی لاشه‌ها در بخش‌های مختلف ساحل، متفاوت است که البته عکس‌های منتشر از قسمت‌هایی گرفته شده که تراکم بیشتری در آن وجود دارد.» اداره محیط زیست هرمزگان اعلام کرده که در حال بررسی بیشتر است و نتایج را در گزارش‌های بعدی اعلام می‌کند.
یک قایق غرق شده بود
بررسی‌های اداره محیط زیست استان هرمزگان از سوی دیگر نشان می‌دهد شامگاه پنج شنبه یک قایق صیادی غرق شده است. بر اساس اظهارات شفاهی بعضی صیادان، در آن شب، یک قایق صیادی که گربه ماهی صید کرده، غرق شده است و ممکن است تلفات گسترده در ساحل مقسا به دلیل این حادثه باشد.
مهیم آبخو، نماینده صیادان شهرستان جاسک به ایسنا درباره این ماجرا گفته: «چهار قایق صیادی صید سنتی برای صید گربه‌ماهی، راهی دریا شده و ۲ فروند از این قایق‌ها به دلیل لبریز شدن ظرفیت‌شان، غرق شدند و گربه‌ماهی‌ها با جریان آب و باد به ساحل سرریز شده‌اند. مقدار گربه‌ماهی‌های غرق شده در دو قایق صیادی، کمتر از ۶ تن بوده و لاشه این ماهی‌ها توسط صیادان جمع‌آوری شده است. این ماهی‌ها تلف و رهاسازی نشده‌اند و علت مرگ آن‌ها زیست‌‌ محیطی نبوده است، بلکه بر اثر غرق شدن قایق‌های صیادی و جریان آب به ساحل آمده‌اند.»
محمد برموده، یک کارشناس محیط ‌زیست در جاسک هم با این صیاد هم نظر است: «به نظر نمی‌رسد که این حادثه ارتباطی با مسائل زیست‌ محیطی داشته باشد. قایقی که صید گربه‌ماهی داشته بر اثر تحمل وزن زیاد، غرق شده و ماهی‌ها همراه جریان آب به ساحل آمده‌اند.» به گفته او صید گربه‌ماهی در شهرستان جاسک برای صادرات به کشور پاکستان انجام می‌شود و با قیمتی بالغ ‌بر هر کیلو ۱۳ تا ۱۵ هزار تومان به فروش می‌رسد. با وجود تمام دلایل مطرح شده، ماجرا همچنان مبهم است و دلیلی قطعی درباره این حادثه ذکر نشده است.
مرگ مبهم ماهی‌ها در عسلویه
مرگ گسترده ماهی‌ها در عسلویه در اسفن‌ماه هم مثل ماجرای گربه ماهی‌های جاسک مبهم بود. آن روزها هم وقتی درباره آلودگی نفتی صحبت شد، فرهاد قلی‌نژاد، مدیرکل محیط زیست استان بوشهر گفته بود: «بررسی‌ها نشان می‌دادند ماهی‌های تلف شده همگی از یک نمونه خاص و از گونه ماهیان تن بوده‌اند. نمونه‌های از این ماهی برای بررسی بیشتر به آزمایشگاه فرستاده و مشخص شد که علت مرگ آلودگی نفتی و شیمیایی نبوده است.» این اظهار نظر البته در حالی بود که بهزاد حیدری، سرپرست معاونت صید و بنادر ماهیگیری اداره کل شیلات استان بوشهر علت تلف شدن ماهیان در ساحل عسلویه را نشت مواد نفتی به دریا دانسته و گفته بود که «بر اساس نتایج بررسی‌های اولیه حجم زیادی از گونه تن ماهیان (زرده و هوور) سطح‌زی سواحل عسلویه و نخل تقی این استان براثر نشت مواد نفتی و آلاینده‌های شیمیایی دچار مسمومیت و تلف شده‌اند.» به گفته او «هرچند این اداره‌کل -شیلات بوشهر- نسبت به موضوع آلودگی عوامل شیمیایی و صنعتی در استان بوشهر هشدار داده اما همچنان اقدام موثر و بازدارنده‌ای در این زمینه صورت نگرفته و همچنان مرگ‌و‌میر آبزیان در سواحل این استان به ویژه سواحل جنوبی رخ می‌دهد.»
چه چیزی ماهی‌ها را می‌کشد؟
به گفته حسین شادکامی، کارشناس صید و بهره‌برداری شیلات استان بوشهر عوامل تاثیرگذار در کشتار دسته جمعی ماهیان آلودگی‌های زیست محیطی، افزایش آتی دما و کمبود اکسیژن توسط خنک‌کننده‌های صنایع مرتبط با آب دریا یا توازن آب کشتی‌ها، بیماری‌ها و صید بی‌رویه است. این کارشناس به ایسنا گفت: «تا مشخص نشدن آزمایش بر روی گونه‌های تلف شده این چهار مورد می‌تواند تاثیرگذار باشد.»
او پیش از این نیز درباره جریان انقراض نسل کوسه‌های خلیج فارس گفته بود: «اکوسیستم دریایی زنجیره به هم پیوسته‌ای است که در آن رفتار یک گونه بر گونه‌های دیگر تاثیر دارد و تداوم حیات زیستی در خلیج فارس برگرفته از جریان اقیانوسی که وارد این حوضه آبی می‌شود و فاصله طبقات زیستی گونه‌ها به کمترین حد خود می‌رسد بنابراین حساسیت موضوع در بحث مدیریت صید و بهره‌برداری حائز اهمیت است. آلودگی‌های زیست محیطی امروزی در خلیج فارس می‌تواند تاثیرات ناگوار بر زیست آبزیان داشته باشد.»

گرانی پسماند زباله‌گردی را بیشتر کرد

آمار زباله‌گردی کودکان با وجود شیوع ویروس کرونا و بخشنامه‌های شهرداری و بهزیستی کاهش پیدا نکرده است. این را مشاهدات عینی شهروندان و حتی مسئولان هم تایید می‌کند. پیروز حناچی، شهردار تهران خرداد سال گذشته بخشنامه‌ای به دستگاه‌های ذی‌ربطش ارسال و اعلام کرد که زباله گردی کودکان در شهر ممنوع است. مسئولان حوزه شهری حالا اجرای طرح کاپ یا طرح جامع مدیریت پسماند را عاملی برای کاهش زباله گردی کودکان می‌دانند و می‌گویند اگر این طرح‌ها اجرایی شود احتمالا با بخشنامه قبلی زمینه ممنوعیت زباله گردی کودکان فراهم شود. رئیس اداره محیط زیست انسانی استان تهران اما دیروز در گفت‌وگویی از نحوه تعبیه مخازن زباله در شهر انتقاد کرد و آن را عاملی برای افزایش زباله گردی کودکان دانست.فاطمه اکبرپور، رئیس اداره محیط زیست انسانی استان تهران دیروز در تشریح چرایی علل افزایش زباله گردی شهروندان و به خصوص کودکان عواملی را برشمرد. او انگشت اتهام را به سوی روش‌های تفکیک پسماند در شهر گرفت و به پانا گفت: «تفکیک از مبدا پسماندها در شهر تهران به روش‌های مختلفی از جمله غرفه‌های بازیافت، خودروهای ملودی‌دار و اپلیکیشن‌ها انجام می‌شود. پراکنش و جانمایی غرفه‌های بازیافت و ساعت کار این غرفه‌ها که عمدتا ساعت اداری است، مناسب نیست و این مسائل یکی از عوامل نبود استقبال گسترده شهروندان از این ظرفیت‌ها شده است.»
رئیس محیط زیست انسانی استان تهران ادامه داد: «چند صد دستگاه وانت ملودی‌دار نیز در زمینه تفکیک پسماندها، فعالیت دارند که برخی از این خودروها صرفاً در بخش جمع‌آوری پسماندهای خشک از مخازن و برخی دیگر، علاوه بر جمع‌آوری پسماندهای خشک، در جمع‌آوری پسماند از مبدا نیز فعال هستند. ساعت فعالیت، منطقه و نواحی فعالیت آنها نیز محدود است و در بسیاری از مناطق، نواحی و محلات، خودروهای ملودی‌دار عملاً فعالیتی نداشته و بین شهروندان شناخته شده نیست.»
این مسئول سازمان محیط زیست همچنین درباره خودروهای ملودی دار پسماند و پراکندگی آن‌ها در مناطق مختلف شهر تاکید کرد: «در این مناطق به دلیل قدرت اقتصادی پایین‌تر، فروش پسماند به غرفه‌ها یا خودروهای ملودی به عنوان یک منبع درآمد، مورد توجه است. با توجه به فعالیت خودروهای ملودی‌دار، میزان پسماندهای خشک با ارزش، در مناطق پایین، کمتر بوده و در نتیجه خودروهای ملودی، زمان بیشتری را صرف جمع‌آوری پسماند تفکیک شده از منازل و مبدأامی‌کنند. برعکس در مناطق شمالی شهر، به دلیل نبود نیاز مالی به فروش پسماند، میزان تفکیک کمتر و میزان تولید پسماند خشک نیز بیشتر است. بنابراین میزان پسماند خشک با ارزش ورودی به مخازن بیشتر است و خودروهای ملودی‌دار نیز به جای اینکه در تفکیک از مبدا اصولی مشارکت کنند، بر تفکیک از مخازن متمرکز می‌شوند.»
اکبرپور ادامه داد: «موضوع مهم دیگر که بر تفکیک از مخازن توسط پیمانکاران خودروهای ملودی‌دار سایه انداخته است، مدت زمان قرارداد آنها با شهرداری‌ها است. از آنجا که مشارکت عمومی و داوطلبانه شهروندان برای تفکیک از مبدا، زمان‌بر است و پیمانکاران از حضور خود در منطقه مطمئن نیستند، انگیزه‌ای برای آموزش و جلب مشارکت مردم ندارند و کوتاه‌ترین مسیر ممکن را برای کسب درآمد، انتخاب می‌کنند. گزینه بعدی استفاده از چند نوع اپلیکیشن در چند منطقه شهرداری تهران برای دریافت پسماندهای خشک باارزش است که به دلیل تعارضات موجود بین پیمانکاران بخش خصوصی در این حوزه و شهرداری‌ها و فقدان یک اپلیکیشن واحد، چندان توفیقی در مناطق در امر تفکیک از مبدأ پسماندها نداشته است.»

اصلی‌ترین شکل تفکیک پسماند، تفکیک از مخازن اصلی

به گواه مسئولان با وجود تبلیغات و تلاش‌ها برای تفکیک پسماند از مبدا همچنان تفکیک پسماند از مخازن اصلی‌ترین شکل تفکیک زباله قبل از جمع‌آوری در شهر تهران است که عموما فعالان غیر‌رسمی آن را انجام می‌دهند. اکبرپور می‌گوید: «فعالان رسمی، پیمانکاران طرف قرارداد شهرداری هستند و فعالان غیررسمی نیز زباله‌گردهایی هستند که کتفی نامیده می‌شوند و به چند روش در تفکیک پسماندها، فعالیت می‌کنند. برخی از این افراد طرف قرارداد پیمانکار هستند و وظیفه دارند پسماندهای جمع‌آوری شده را به پیمانکار مربوطه بفروشند، برخی از این افراد محله یا بخشی از آن را در طول شب از پیمانکار اجاره کرده و پسماندهای خود را یا به پیمانکار یا به غیر می‌فروشند و برخی دیگر نیز به صورت مجزا و در خارج از حوزه نظارت پیمانکار عمل کرده و پیمانکار توان مقابله با فعالیت آنها را ندارد.»

چرا تعداد زباله گردان بیشتر شده است؟

اما چرا باوجود تلاش‌ها و بخشنامه‌های مختلف همچنان زباله گردان و به خصوص کودکان زباله‌گرد در شهرها می‌تازند، این مقام مسئول در محیط زیست استان تهران گفت: «صرف نظر از اینکه تفکیک از مخازن با کدام ساز‌و‌کار صورت می‌گیرد، پدیده موسوم به زباله‌گردی، منجر به ایجاد معضلات زیست محیطی، بهداشتی و اجتماعی می‌شود و عوامل مختلفی نیز وجود دارد که به توسعه این پدیده دامن می‌زند. افزایش قیمت پسماند در سال‌های اخیر که منجر به افزایش قیمت مواد اولیه و قیمت مواد بازیافتی شده است، یکی از آن عوامل محسوب می‌شود.
شرایط و وضعیت اقتصادی نامناسب و رکود در بخش مسکن، منجر به انتقال کارگران از بازار مسکن به زباله‌گردی شده است. کاهش درآمدهای شهرداری به دلیل رکود بازار مسکن، باعث شده است مدیران اجرایی پسماند به دنبال درآمدهای پایدار نظیر پسماند باشند و تا جایی که می‌توانند پسماند را به پول تبدیل کنند و در یک موازنه بین مسائل اقتصادی و اجتماعی، به دنبال درآمد ناشی از پسماند هستند که عمدتاً از طریق تفکیک از مخازن قابل حصول است.» مخازن زباله در مناطق مختلف شهرداری تهران از دیگر عواملی است که همواره انتقاد مسئولان را به دنبال داشته، آن‌ها معتقدند این سطل‌های مکانیزه باعث افزایش زباله‌گردی می‌شود. اکبرپور نیز در این‌باره گفت: «از عوامل دیگر می‌توان به دسترسی آسان به مخازن ذخیره پسماند در هر ساعت از شبانه‌روز و فقدان سازوکار قانونی برخورد با زباله‌گردی، اشاره کرد. متاسفانه پدیده زباله‌گردی، منجر به ایجاد و تقویت یک ساختار غیررسمی قدرتمند و منسجم که دارای منافع مشترک با بخش رسمی (پیمانکاران و شهرداری)، شده است و این موضوع نیز از دیگر اثرات اجتماعی این پدیده محسوب می‌شود.» اکبرپور اضافه کرد: «وجود متولیان متفاوت برای جمع‌آوری پسماندهای خشک و پسماند مخلوط است که در صورت یکسان بودن پیمانکار جمع‌آوری پسماند خشک و مخلوط و وجود یک ایستگاه تفکیک میانی، انگیزه‌ای برای تفکیک پسماندهای خشک از مخازن وجود نخواهد داشت و این پسماندها به ایستگاه میانی منتقل شده و در آنجا تفکیک می‌شوند. هرچند پسماندی که از مخازن برداشت می‌شود به دلیل اختلاط کمتر، ارزش اقتصادی بالاتری دارد و اختلاط پسماند خشک و مخلوط، باعث می‌شود بخشی از پسماندها که در مخازن قابلیت تفکیک را دارند تا رسیدن به ایستگاه میانی آلوده شده و قابلیت بازیافت خود را از دست بدهند.»
رئیس اداره محیط زیست انسانی استان تهران عامل دیگری را هم بر افزایش زباله‌گردی موثر دانست و آن افزایش ارزش پسماند خشک است، او گفت: «برای حل مشکل باید راهکارهای کوتاه مدت و میان مدت در برنامه‌ریزی‌ها، پیش‌بینی کرد. این شیوه ذخیره‌سازی باید در میان مدت با هوشمندسازی ناوگان جمع‌آوری پسماند و با بهره‌گیری از فناوری‌ها و تجهیزات نوین، جایگزین شده و در کوتاه مدت نیز برای کاستن معایب شیوه ذخیره‌سازی موجود، برنامه‌ریزی‌های لازم، ضرورت دارد.»
اینکه نقش محیط زیست و شهرداری تهران در کاهش زباله گردی چگونه است، پرسش دیگری بود که اکبرپور در پاسخ به آن گفت: «مدیران اجرایی پسماندها باید برای تغییر دیدگاه انتفاعی، جمع‌آوری پسماند خشک اقدام و قراردادهای پیمانکاران را به صورتی تنظیم کنند که صرفاً مبتنی بر تفکیک از مبدأ (از درب منازل) باشد.
ساماندهی فعالان رسمی و غیر‌رسمی نیز در دستور کار قرار گرفته و در طرح ساماندهی، حذف هیچ یک از فعالان ملاک عمل نباشد.
طبق قانون مدیریت پسماندها، مدیریت اجرایی پسماندهای عادی در محدوده و حریم شهر تهران برعهده شهرداری بوده و اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران نیز در جایگاه ناظر، اجرای صحیح قانون، مدیریت و دفع اصولی پسماندها و کنترل آلودگی‌های زیست‌محیطی را به روش‌های مختلف از شهرداری تهران مطالبه کرده و این مطالبه‌گری تا زمان رفع مشکلات، کماکان ادامه دارد.»

قفل ویروس بر درِ موزه‌ها

امسال، دومین نوروز کرونایی کشور سپری شد. نوروزی که هرچند به نسبت سال گذشته با محدودیت‌های کمتری روبه‌رو بود اما موج بیماری و تعداد ابتلا و مرگ‌و‌میر عاملی بود تا نگرانی‌ها همچنان پابرجا باشد و در نوروز امسال بازدید از اماکن تاریخی و موزه‌ها هم به نسبت دوران پیش از کرونا با کاهش چشمگیری روبه‌رو شود. آن‌طور که مدیرکل موزه‌ها اعلام کرده تعداد بازدیدها از موزه‌ها در نوروز امسال به نسبت سال ۹۸ که کرونایی در کار نبود یک پنجم کاهش پیدا کرده است و جمع تعداد بازدید موزه‌ها و دیگر مناطق تاریخی در نوروز ۱۴۰۰ یک میلیون و ۲۴۶ هزار و ۱۰۲ نفر بوده است.به گفته محمدرضا کارگر، مدیرکل موزه‌ها و اموال منقول تاریخی وزارت میراث‌فرهنگی، تهران در صدر استان‌هایی بوده که موزه‌هایش در تعطیلات گردشگران زیادی را جذب کرده و موزه‌های استان فارس، ‌اصفهان و خراسان‌رضوی بیشترین بازدید را داشته است. او به ایرنا گفته بسته بودن موزه‌ها در شرایط فعلی و با وجود گسترش بیماری و شیوع موج جدید بهتر است و آنها در حال نامه‌نگاری و گرفتن استعلام برای این امر هستند اما نظر اداره کل بر بسته بودن موزه‌ها است؛ زیرا سلامتی موزه داران و کارمندان موزه ها در خطر است. در شرایط فعلی به صرفه است که موزه‌ها برای مدتی تا بهبودی وضعیت کرونا تعطیل شوند.»
تعطیلی موزه‌ها در شرایط پاندمیک و کاهش میزان مراجعه به آنها در تعطیلات نوروز در حالی است که تا پیش از انقلاب ۴۵ موزه در کشور احداث شده بود که ۲۵ موزه به صورت تخصصی به اموال اختصاصی میراث‌فرهنگی تعلق داشت و ۲۰ موزه هم متعلق به سایر دستگاه‌ها و سازمان‌های کشور بود اما با پیروزی انقلاب اسلامی بخش زیادی از عمارت‌ها و بناهای در اختیار خانواده پهلوی به موزه تبدیل شد و با رویکرد دولت‌های پس از انقلاب تا سال ۱۳۸۳ با راه‌اندازی ۷۵ موزه تعداد موزه‌های کشور که تحت مدیریت سازمان میراث‌فرهنگی (وقت) قرار داشت به ۱۰۰ موزه رسید.
سال ۹۸، یعنی سال قبل از شروع پاندمی کرونا را می‌توان سال طلایی احداث موزه‌های خصوصی برشمرد، در این سال ۳۴ موزه خصوصی مجوز گرفتند و فعالیت خود را آغاز کردند، و با احداث ۶ موزه تحت مدیریت وزارت میراث‌فرهنگی و ۱۹ موزه متعلق به سایر دستگاه‌های دولتی، در مجموع ۵۹ موزه در کشور احداث شد که در حوزه موزه‌سازی و موزه‌داری در همه سال‌ها از زمان احداث موزه‌ها در کشور محسوب می‌شود، روندی که در سال ۱۳۹۹ به دلیل فشار اقتصادی و کمبود اعتبارات و شیوع کرونا طرح‌های راه‌اندازی موزه‌ها در هر سه حوزه (دولتی، مشارکتی و خصوصی) با کندی مواجه شد، اما با همه این شرایط در سال ۹۹ بیش از ۴۰ موزه احداث و به بهره‌برداری رسید.
به طور کلی از مجموع ۷۴۰ موزه فعال کشور، ۲۸۹ موزه تحت مدیریت وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی و ۲۷۷ موزه تحت پوشش سایر دستگاه‌های دولتی، ۳۷ مجموعه جزو موزه‌های مشارکتی و ۱۶۹ مجموعه خصوصی تحت عنوان موزه فعال است.
فراز و نشیب یک ساله
موزه‌های کرونایی
از اسفند سال گذشته که پای کرونا به کشور باز شد تاکنون موزه‌ها روزهای پر فراز و نشیبی را گذراندند و موزه ملی ایران در اسفند ماه سال گذشته همزمان با آغاز بیماری در پیامی در صفحه اصلی سایت موزه به بازدیدکنندگان موزه مادر ایران برای پیشگیری از بروز بیماری‌های حاد تنفسی توصیه‌هایی کرد: «بازدیدکننده گرامی “از لمس ویترین‌ها، پایه‌های آثار، موانع و مسدودکننده‌ها خودداری کنید”، “فاصله مناسب خود را با سایر بازدیدکنندگان حفظ کنید”، “آداب تنفسی را عایت کنید” و ” لطفا به توصیه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توجه کنید”». پس از آن بود که اداره کل موزه‌ها ساعت کاری موزه‌ها را کاهش داد و همان زمان هم موزه‌داران «۱۶ راهکار برای مقابله با کرونا در موزه‌ها» را مطرح کردند و برخی از موزه‌ها از ورود تورهای گردشگری و افراد به تعداد زیاد به موزه‌ها جلوگیری کردند و برخی دیگر تلاش کردند تا کمترین زمان حضور گردشگران و مخاطبان موزه‌ای را در آن شرایط در موزه‌ها فراهم کنند.
این میان حتی رئیس کمیته ملی موزه‌های ایران ‌(ایکوم) از وزیر میراث‌فرهنگی درخواست کرد که برای مدتی موزه‌های زیر نظر این وزارتخانه تعطیل شود تا زمانی برای بازنگری کیفی فضاهای موزه فراهم شود اما ۱۷ اسفند پارسال محمدحسن طالبیان، معاون میراث‌فرهنگی وزارتخانه میراث، گردشگری و صنایع‌دستی بخشنامه‌ای را به عنوان تقویم کاری ایام نوروزی موزه‌ها و اماکن فرهنگی – تاریخی تحت پوشش وزارتخانه در سطح کشور ابلاغ کرد تا برای فعالیت موزه‌های “ملی ایران”، ” نیاوران”، “سعدآباد” و “موزه ملی قرآن کریم” از ۲۷ اسفند امسال تا ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ اقدام لازم انجام شود. هرچند سه روز بعد این بخشنامه لغو شد و موزه‌ها در فهرست حدود ۵۰ شغل و مکان پرخطر قرار گرفتند و در نهایت کارگر، مدیر اداره کل موزه‌ها خبر داد که «موزه‌ها از ۲۹ اسفند ۹۸ تا ۱۳ فروردین ۹۹ به طور کامل تعطیل هستند، فقط کارمندان موزه در روزهای تعطیل غیررسمی باید در موزه حضور داشته باشند». این تعطیلی رسما تا خرداد ماه و روز بعد از عید فطر ادامه پیدا کرد.
در این مدت زمان موزه‌داران و متولیان موزه‌ای بیکار ننشستند و اقدام به برگزاری بازدیدهای مجازی از موزه‌ها کردند و هر روز یک موزه در یک ساعت مشخص موزه خود را معرفی می‌کرد تا سرانجام بعد از عید فطر و کاهش شیوع کرونا در کشور موزه‌ها نیز مانند برخی از فضاهای فرهنگی و هنری فعالیت خود را بر اساس پروتکل‌های تهیه و تدوین‌شده توسط اداره کل موزه‌ها و ایکوم ایران آغاز کردند.
شیوع موج دوم کرونا، از ۲۴ تیر محوطه‌های فرهنگی و هنری را تعطیل کرد، اما میراث‌فرهنگی تعطیلی مجدد موزه‌ها را مبنی بر اعلام رسمی مدیر ستاد ملی کرونا اعلام کرد هرچند در نهایت موزه‌ها تا دوم مرداد ماه تعطیل شدند و کارگر پنج‌شنبه دوم مرداد ۹۹ اعلام کرد: «موزه‌های زیر نظر وزارتخانه میراث‌فرهنگی، بعد از اعلامِ یک هفته‌ قبل ستاد ملی کرونا مبنی بر پذیرش نکردن بازدیدکنندگان به مدت یک هفته برای جلوگیری از شیوع کرونا در موج دوم شیوع این ویروس، فعالیت خود را از سر گرفتند.» شیوع موج سوم کرونا این بار فعالیت مکان‌های فرهنگی و هنری و تاریخی را با یکدیگر متوقف کرد. کارگر ۱۳ مهر با اشاره به دستور ستاد ملی مدیریت مبارزه با کرونا، برای تعطیلی مکان‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و ورزشی و موزه‌ها و باغ‌موزه‌ها، بیان کرد: «بر اساس این دستور، موزه‌های زیر نظر وزارتخانه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از ۱۳ مهر تا ۱۸ مهر مخاطب نمی‌پذیرند، ولی کارمندان موزه‌ای موظف به حضور در موزه‌ها هستند.» و این تعطیلی تا پنجم آبان و به صورت هفتگی به صورت مستمر ادامه داشت.
یک جهان درگیر
وضعیت همه‌گیری کرونا کام موزه‌‌داران و موزه‌روندگان در سراسر جهان را تلخ کرد و موج بیماری عاملی شد تا بسیاری از موزه‌ها در سراسر جهان هم تعطیل شوند. هرچند مدت کمی پس از این تعطیلی، تورهای مجازی بازدید از موزه‌ها به راه افتاد و تور مجازی بازدید از آثار هنری و تاریخی موجی از جذابیت را برای موزه‌ها به دنبال داشت. نمونه‌های این موارد بسیار زیاد بودند. برای مثال موزه‌ اسمیت سونیان، تورهای مجازی از گالری موزه‌های خود، منابع آموزشی و گزارش‌های زنده‌ی اینترنتی ارائه داد و موزه‌ی فیلبروک عکس‌هایی از مجموعه‌های خود را به اشتراک گذاشت و توسط مباحث مربوط به هنر و اجرای یک سری کنسرت در شبکه‌های مجازی، جامعه دنبال‌کننده‌اش را با خود درگیر و همراه کرد. باغ وحش سینسیناتی روزانه فیلم‌های داخلی تولید کرد تا مردم را با حیواناتی که در آن فضا زندگی می‌کنند آشنا کند و باغ گیاه‌شناسی نیویورک هم به وسیله‌ی پیاده‌روی‌های مجازی در باغ و ایجاد وبلاگی که در آن در مورد گیاهان صحبت می‌شود؛ زیبایی بهار را به اشتراک گذاشت.
در میان موزه‌های مختلف دنیا اما همواره نام موزه لوور که پر‌بازدیدترین موزه جهان است بر سر زبان‌ها بود. این موزه در دوران همه‌گیری طولانی‌ترین دوران تعطیلی خود را بعد از جنگ جهانی دوم تجربه کرد اما با تعطیل شدن موزه‌ مسئولان این موزه بیکار ننشستند و پروژه بزرگ بازسازی و گردگیری را آغاز کردند که قرار بود تا دهم اسفند ماه ۹۹ تمام شود و بعد از آن هم لوور به جمع موزه‌های باز شده در دوران کرونا اضافه شد. اگرچه اعمال محدودیت‌های کرونایی، تعداد بازدیدکنندگان موزه لوور پاریس را در سال ۲۰۲۰ میلادی بیش از ۷۰ درصد کاهش داد اما در نهایت امید به بازگشایی این مکان‌ها -هرچند به صورت محدود و با تعداد بازدیدکنندگان کم- امیدها را برای بهبود وضعیت موزه‌ها افزایش داده است.

حفاظت از محیط زیست با جیب خالی

در زمان مدیریت تمام مدیران سازمان محیط زیست، سالی نبوده که بودجه اختصاص داده شده به این سازمان محل مناقشه نباشد و زمانی نبوده که پشت تریبون مجلس کسی برای افزایش بودجه این سازمان مهم تلاش قابل ذکری داشته باشد. هر سال که صحبت از مشکلات این حوزه به میان آمده یکی از اصلی‌ترین متهم‌ها بودجه و اعتبارات بوده؛ آن هم برای سازمانی که باید در حوزه‌های مختلف آب و خاک و هوا کار کند و از مدیریت پسماند تا حفاظت از زیستگاه‌ها و تنوع زیستی و حفاظت از گونه‌های در معرض خطر و بسیاری دیگر از وظایف را بر عهده گیرد. این وظایف درحالی تعیین شده که این سازمان از جمله سازمان‌های دولتی است که بیش از هر چیز وابسته به بودجه تعیین شده است چرا که امکان کسب درآمد برایش بسیار کم است. حالا در شرایطی سال ۱۴۰۰ آغاز شده که بودجه این سال هم مانند گذشته در آذر ماه تحویل مجلس شد و اصغر دانشیان، معاون حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست هم هفتم فروردین ماه امسال اعلام کرد که بودجه سال ۱۴۰۰ سازمان حفاظت محیط زیست نسبت به سال قبل حدود ۵۰۰ میلیارد تومان افزایش خواهد یافت و برای اجرایی شدن ابلاغ می‌شود. در آخرین روز سال 99، عیسی کلانتری، معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خبری درباره بودجه را به پیام تبریک نوروز ضمیمه کرد و گفت: «یک خبر خوب اینکه در سال ۱۴۰۰ وضعیت سازمان از نظر مالی بسیار بهتر می‌شودچون با دستور رئیس‌جمهوری و کمک‌های سازمان برنامه و بودجه در سال جدید بودجه هزینه‌ای تقریبا دو برابر و بودجه عمرانی هم حدود ۳ برابر نسبت سال ۹۹ شد. بنابراین امیدوارم که تمام تعهدات خود را در سال ۱۴۰۰ انجام دهیم.» اما در تعطیلات نوروز خبر دیگری درباره بودجه سازمان محیط زیست دست به دست شد که حاکی از کاهش سی درصدی رقم بودجه بود . جدول‌های منتشر شده نشان می‌داد با وجود رشد 41 درصدی بودجه کشور، بودجه سازمان حفاظت محیط زیست با کاهش 300 میلیارد تومانی نسبت به رقم پیشنهاد دولت، حدود 900 میلیارد تومان به تصویب رسیده است. واکنش‌های مختلف به این مسئله سبب شد «پیام ما» در گفت‌وگویی با حمید میرزاده، کارشناس حوزه محیط زیست از چند و چون اتفاقات رخ داده در حوزه بودجه سازمان برای سال ۱۴۰۰ بپرسد.
میرزاده که از ابتدا بحث بودجه سازمان را دنبال کرده است می‌گوید بودجه ابتدایی که در آذر ماه برای سازمان محیط زیست عنوان شد رقم ۱۲۲۸ میلیارد تومان بود. بر این اساس رقم بودجه سال ۱۴۰۰ به نسبت سال ۹۹ که رقم ۶۳۸ میلیارد تومان بود می‌توانست افزایش خوبی داشته باشد اما در نهایت اصلاحیه مجلس عاملی شد تا رقمی که ابتدا تعیین شد مورد توجه قرار نگیرد و درنهایت رقم بودجه محیط زیست ۸۹۷ میلیارد تومان شود که به نسبت سال ۹۹ در حدود ۲۵۶۰ میلیارد تومان افزایش خواهد داشت. به گفته میرزاده این اتفاق اما تمام ماجرا نیست و همچنان باید منتظر ماند و دید جدول تصویبی از طرف مجلس چه عددی را نشان می‌دهد. او می‌‌گوید: «کاهش فعلی از رقم ۱۲۲۸ میلیارد تومان به ۸۹۷ میلیارد تومان در حالی رخ داده که مجلس در اصلاحیه‌اش کل رقم بودجه دولت را ۴۱ درصد افزایش داده. یعنی کل دستگاه‌های دولتی ۴۱ درصد افزایش بودجه خواهند داشت اما بودجه درخواستی سازمان محیط زیست را کاهش داده است.»
این کارشناس محیط زیست در عین حال معتقد است که در هر صورت نمی‌توان این اعداد را کنار هم گذاشت و از این افزایش راضی بود. چرا که نرخ تورم و تغییرات اقتصادی رخ داده عدد تعیین‌کننده‌‌ای است و اگر بودجه را با نرخ تورمی که مرکز آمار اعلام می‌کند بسنجیم، باید گفت با وجود افزایش عدد بودجه اما عملا بودجه کم هم شده است. «مثل این است که کارگری امسال دستمزد یک میلیون تومان را بگیرد و هزینه‌های جاری‌اش در ماه ۹۰۰ هزار تومان باشد. سال بعد حقوقش افزایش پیدا کند به یک میلیون و پانصد هزار تومان اما هزینه‌های جاری‌اش یک میلیون و ششصد باشد. در نتیجه این افزایش دستمزد به درد آن فرد نمی‌‌خورد و به این ترتیب عملا با کاهش حقوق مواجه شده‌ایم.»
او مثال دیگری از تاثیرات تورم بر رقم بودجه می‌آورد و به بودجه سال‌های گذشته سازمان محیط زیست اشاره می‌کند. به بودجه سال ۹۷ سازمان محیط زیست که ۲۵۴ میلیارد تومان بوده و در سال ۹۸ این رقم به ۳۷۳ میلیارد رسید. یعنی حدود ۱۲۰ میلیارد افزایش بودجه از سال ۹۷ تا ۹۸ رخ داده اما اگر بخواهیم با لحاظ کردن نرخ تورم بودجه این دو سال را با یکدیگر مقایسه کنیم باید بگوییم افزایش بودجه چیزی در حدود ۳۲ میلیارد تومان بوده است. «نوسانات قیمت‌ها مهم است. ممکن است سازمان محیط زیست از نظر بودجه تملک دارایی یعنی از نظر ملک و املاک وضعیت خوبی داشته باشد و پاسگاه‌های محیط‌بانی و ساختمان‌هایی که دارد زیاد باشد اما میزان درآمد از این املاک بسیار کم است و مجبور می‌شود خدماتش را برون‌سپاری کند و در نتیجه اینجاست که نوسانات قیمت‌ها و تورم اهمیت پیدا می‌کند.»
با این حال او همچنان معتقد است که باید منتظر جداول نهایی و بودجه اعلام شده باشیم و تنها در آن صورت است که می‌توان درباره بودجه این سازمان به درستی صحبت کرد و البته بحث دیگری که مطرح می‌شود؛ از یک سو زمان تخصیص و از سوی دیگر رقم تخصیص داده شده است که ممکن است کمتر از رقم تعیین‌شده باشد.
از تصویب تا تخصیص بودجه
بودجه از زمان تصویب تا تخصیص پیدا کردن مراحل پیچیده‌ای را می‌گذراند و طی شدن همین مسیر در بعضی موارد برای بودجه‌های تعیین‌شده مشکلاتی ایجاد می‌کند. وقتی بودجه‌ای تصویب می‌شود یعنی به دولت اجازه می‌دهد تا سقف این مبلغ هزینه کند و به این معناست که دولت اجازه ندارد مبلغی بیشتر از آن هزینه کند اما ممکن است کمتر از رقم تعیین‌شده داده شود. میرزاده می‌گوید یکی از مشکلات دستگاه‌های دولتی همین است که هیچ‌وقت مبلغ تخصیص‌یافته منتشر نمی‌شود و اگر هم منتشر شود مورد توجه قرار نمی‌گیرد یا اگر قرار بگیرد هم در زمان نامناسب است. «اینکه بودجه چه زمانی به دست سازمان می‌رسد هم خیلی مهم است. اگر پول تعیین شده پس از تعطیلات نوروز داده شود قدرت خرید و فعالیت یک چیز است و اگر 31 خرداد پرداخت شود یک چیز دیگر. بخشی از این مسئله به دلیل تورم است و بخشی دیگر به دلیل زمان سپری‌شده. در نتیجه به همین راحتی نمی‌توان صرفا از رقم تعیین شده برای بودجه صحبت کرد. پول نهایی که تخصیص داده می‌شود و زمان آن هم بسیار مهم است.»
او به یکی از همین موارد نادرست تخصیص بودجه اشاره می‌کند که در سال ۹۰ رخ داد. آن زمان دولت مبلغ یک میلیارد دلار را برای مهار ریزگردها تعیین کرد که رقم بسیار بالا و خوبی بود اما این بودجه در بهمن ماه و به مبلغ ۸۵۰ میلیارد تومان تخصیص پیدا کرد. یعنی هم از میزان مبلغ کاسته شد و هم در پایان سال ابلاغ شد. از این ۸۵۰ میلیارد تومان، ۷۰۰ میلیارد سهم وزارت نیرو شد. صد میلیارد سهم سازمان محیط زیست و ۵۰ میلیارد هم به سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری داده شد. تخصیص در پایان سال کار را سخت کرد. دیگر امکان برگزاری مناقصه و انتخاب پیمانکار وجود نداشت و چون این بودجه در زمان محدود باید خرج می‌شد تا برگشت نخورد، رئیس وقت سازمان گفت با این پول تجهیزات مورد‌نیاز از چین وارد شود و به این ترتیب کانکس‌های محیط‌بانی و دوربین و …. وارد شد و پولی که باید برای مهار ریزگردها و حمایت از تالاب‌ها و برنامه‌های این چنینی هزینه می‌شد به نحو دیگری هزینه شد.
«علاوه بر این مشکل که مشکل تمام سازمان‌های دولتی است. سازمان محیط زیست فرق دیگری هم دارد؛ این سازمان خلاف سایر دستگاه‌ها منابع درآمدی ندارند و بیش از پیش چشمش به بودجه تعیین‌شده و اختصاص پیدا کردن آن است. محیط زیست چند محل کسب درآمد دارد که بزرگترینش پروانه شکار است که چند سالی می‌شود با اختلالاتی مواجه شده است. عوارض آلایندگی هم محل دیگر درآمد است که میزان آن اندک است. به همین دلیل وقتی بودجه و تخصیص آن دچار اختلال شود، فعالیت سازمان هم به مشکل برمی‌خورد و این برای سازمان محیط زیست که مسئول حفظ تنوع زیستی کشور است مسئله‌ساز است.»
به گفته این کارشناس محیط زیست در شرایطی که حوزه تنوع زیستی و زیستگاه‌ها هیچ متولی دیگری جز سازمان محیط زیست ندارد، بالا و پایین شدن بودجه مشکلات بزرگی برای محیط زیست پیش خواهد آورد، این در حالی است سازمان حفاظت محیط زیست باید متولی و حافظ عمده محیط زیست کشور باشد.

شادباش به تاریخ

ثانیه شمار روی عدد 28 ایستاد. ساعت 13 و 7 دقیقه ظهر بود. توپ‌های ارتش در میدان آزادی غرید. صدایی گفت: «آغاز سال هزار و چهارصد هجری شمسی». بعد هم دعای تحویل سال با حسن‌ختام نقاره حرم. تشریفات معمول تمامی نوروزهایی که پیش از این به‌ یاد‌ داشته‌ایم. نه به آن شباهت البته. درست یک سال قبل ویروسی از چین تمامی دنیا را درنوردیده بود. در کشورمان هم در وضعیت قرنطینه‌ از هم‌وطنان خواسته شده بود سنت دیرینه عید دیدنی را به کل فراموش کنند. حالا یک سال گذشته بود و باز در بر همان پاشنه می‌چرخید. اما حتی اگر کرونا هم نبود چند سالی می‌شد که عید دیگر شبیه عید نبود.اگر تلویزیون بوی عیدی فرهاد را هم پخش می‌کرد، عطر ماهی دودی هم نمی‌توانست نویدبخش نوروز باشد. نگاهی به آمارهای رسمی بانک مرکزی از تورم، بیکاری و ترکیب این دو یعنی شاخص فلاکت برای دادن هر پاسخی کافی بود. اما همیشه اعداد نمی‌توانند احساسات آدمی را به‌ روشنی نشان دهند.
خلاصه داستان چنین بود که در سال‌های اخیر پدران بیشتری شرمنده خانواده‌هایشان شده بودند، جوانان جیب خالی را به طور ملموس‌تری حس کرده بودند، کودکان «نه‌»های بیشتری از والدینشان شنیده بودند و اگر بخواهیم کوتاه گفته باشیم: دلخوشی متاع نایاب ایرانمان شده بود.
کرونا؛ سرتیتر اخبار سال
اصابت موشک به شناور پشتیبان کنارک، آتش‌سوزی در جنگل‌های زاگرس، عبور دلار از مرز بیست هزار تومان برای نخستین بار در تاریخ ریال، سقوط بی‌سابقه بورس ایران و غرق شدن مهاجران ایرانی در کانال مانش چند مورد از تیترهایی بودند که هنگام عبور سرزده از مقابل دکه‌ روزنامه‌فروشی، گوش دادن به رادیوی تاکسی خطی، سر زدن به کانال‌های خبری در وقت استراحت بعد از ناهار، تماشای گذرای یکی از بخش‌های خبری موقع عوض کردن شبکه‌های تلویزیون یا هنگام گپ زدن با یکی از اعضای خانواده‌، یک همکار، دوست یا آشنایی مثل سوپرمارکتی محل در سال گذشته از آن‌ها مطلع شدیم. اخبار جهانی هم چندان بی شباهت نبود و خبرش رسید که واکسن کرونا کشف شد، دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شکست خورد، الکسی ناوالنی مخالف ناراضی روس هنگام فرود در مسکو بازداشت شد، مناقشه نظامی آذربایجان و ارمنستان به بازپس‌گیری بخشی از اراضی این کشور منجر شد و نظامیان در میانمار کودتا کردند.
اما چیزی که هنوز هم خواندن، شنیدن یا فکر کردن بدان برایمان قابل هضم نیست آمار مربوط به پاندمی قرن است که از ابتلای بیش از 130 میلیون نفر به کووید-19 و مرگ بیش از دو میلیون و هشتصد هزار نفر خبر می‌دهد.
روز امید و شادباش‌نویسی
تقویم هجری شمسی را که نظری بیفکنی هر سال چند مناسبت نوروزی پای ثابت دارد. جشن نوروز در یکم فروردین، زادروز آشو زرتشت؛ ششم، جشن آبانگاه دهم، جشن سیزده‌به‌در سیزدهم و مناسبتی با عنوان روز امید و شادباش‌نویسی در ششمین روز سال جدید. در گاه‌شماری ایرانی روز ششم هر ماه، خرداد نام دارد. پیشینیان معتقد بودند در این روز برای ساکنان کره زمین سعادت تقسیم می‌کنند. روایتی هم از شاهنامه است که می‌گوید چنین مناسبتی با اختراع خط توسط جمشید ارتباط دارد. هر چه که هست در چنین روزی هر ایرانی برای دیگری آرزویی نیک روی کاغذ می‌نویسد. نوشته‌ای که مخاطبش باید آن را تا پایان سال نزد خود نگاه دارد. جز این اسپند هم دود می‌شد، دف می‌ز‌دند و آب بر زمین می‌پاشیدند. اعتقاد گذشتگان این بود که امید به داشتن یک چیز خاص، باعث می‌شود آن چیز حتی اگر وجود هم نداشته باشد، شکل گرفته و در اختیار شما قرار گیرد. برای چرایی زایش این امید نیز چندین نمونه برشمرده‌اند که در کنار همپُرسگی زرتشت با اهورامزدا، غلبه سام نریمان بر اژدهاک، روییدن مشی و مشیانه، مهم‌ترینش پیدایی دوباره کیخسروست. پادشاهی که طبق روایات کهن زرتشتی با اسطوره نجات‌بخشی در پایان جهان پیوندی دیرینه خواهد داشت.
امید معجزی ز مرده نیست
12 فوریه ۱۸۰۹ در خانواده‌ای تهی‌دست در ایالت کنتاکی آمریکا متولد شد. در رشته حقوق تحصیل کرد. در 23 سالگی نتوانست به عضویت مجلس قانون‌گذاری درآید. 29 ساله بود که مسئولیت سخنگویی نمایندگان ایلینوی نصیبش نشد. از انتخاب شدن به عنوان کمیسری اداره‌کل زمین در واشنگتن در 39 سالگی باز ماند.
در مسیر تبدیل شدن به یک سناتور 49 ساله شکست خورد. این‌ها سرگذشت آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس‌جمهوری آمریکاست که در 50 سالگی به این سمت برگزیده شد. فرمان الغای برده‌داری و پایان جنگ داخلی آمریکا در نتیجه رهبری او به دست آمد. یک مثال ناب از تلاش تا آخرین توان برای فردی که هیچگاه در زندگی از شکست نهراسید و در نهایت هم نامش را در تاریخ جاودانه کرد. بردگان آفریقایی‌تباری که در سده هفدهم شکار شده و با کشتی به این سرزمین تازه تاسیس منتقل می‌شدند هیچگاه تصورش را هم نمی‌کردند که روزی برای پایان یافتن برده‌داری در این کشور شمال و جنوب آمریکا رودرروی هم بایستند. آنها حتی تصور این را هم نمی‌کردند که زمانی حق صحبت کردن از برابری با یک سفید پوست را داشته باشند. اما دنیا دید که همین کشور زمانی یک سیاه‌پوست را برای ریاست‌جمهوری و بعدها دیگری را برای معاونت برگزید.
بر همه ماست زیستن
هر آنچه می‌خواستم در این سطور پایانی بنویسم را در «جای خالی سلوچ»، نوشته محمود دولت‌آبادی خواناتر می‌توان یافت که «روزگار همیشه بر یک قرار نمی‌ماند. روز و شب دارد. روشنی دارد، تاریکی دارد. پایین دارد، بالا دارد. کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده. تمام می‌شود. بهار می‌آید. هوا ملایم می‌شود. دست و دل مردم باز می‌شود. کار، دست می‌دهد. دست‌تنگی نمی‌ماند. می‌رود. پایمان به دشت و صحرا باز می‌شود.
بیابان خدا پر علف می‌شود. شیر و ماست دست می‌دهد. گرچه ما گوسفندی نداریم، اما دیگران که کم و بیش دارند. بالاخره نیم من دوغی هم گیر ما می‌آید که نانمان را تر کنیم و بخوریم» یا شاید هم از این شعر شمس لنگرودی: «آرام باش عزیز من. آرام باش. حکایت دریاست زندگی، گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی، گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌های‌مان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است. آرام باش عزیز من. آرام باش.
دوباره سر از آب بیرون می‌آوریم و تلالو آفتاب را می‌بینیم. زیر بوته‌ای از برف که این دفعه درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود». بار دیگر در واپسین سال قرن شمسی دیگر از خاکستر ما مشتی خواهد ماند برای کاه‌ها. پس بر همه ماست زیستن…

دود چندصدایی‌ها در چشم گردشگری

آخرین نوروز قرن سپری شد، آن هم با واهمه کرونا و شهرهایی که یکی پس از دیگری از زرد و آبی به قرمز و نارنجی تغییر رنگ دادند و مسافرانی که در میان اخبار ضد‌و‌نقیض و تصمیمات و اطلاعیه‌ها و ابلاغیه‌هایی که هر کدام یک ساز می‌زدند، سرگردان بودند. حالا که مسافران در مسیر بازگشت به شهرهای خود هستند، خبرها نگران‌کننده شده‌اند، علیرضا رئیسی سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا روز یازدهم فروردین اعلام کرد: «در ایام نوروز بیش از15 هزار بیمار مبتلا به کرونا به سفر رفتند» آمارها می‌گویند شهرهای قرمز از 9 شهر در 25 اسفند به چهل‌و‌شش شهر در 13 فروردین رسیده‌اند و این یعنی موج چهارم کرونا کشور را در برگرفته است. اما مقصر این وضعیت کیست؟ چرا متولیان دولتی پیش از نوروز به جمع‌بندی در زمینه سفرهای نوروزی نرسیدند؟ تا چه میزان نظارت بر رعایت پروتکل‌ها امکان‌پذیر بود؟ آمارهایی که خبر از رعایت پروتکل‌های بهداشتی می‌دهند، بر چه اساسی تهیه شده‌اند؟ راهکارهایی مثل سفرهای گروهی و اقامت در مراکز اقامتی تایید شده، تا چه میزان مورد استقبال مردم قرار گرفت؟ همه چیز روی کاغذ و در صحبت‌های مدیران بخش گردشگری خوب است اما وضعیت کرونا در کشور چیز دیگری می‌گوید. موضوع سفرهای نوروزی از اواخر بهمن تا پایان تعطیلات نوروزی یکی از موضوعات پرچالش در دولت بود. اختلاف نظر میان وزارتخانه‌های بهداشت و گردشگری و ستاد مقابله با کرونا، هم مسافران را در روزهای پایانی سال سردرگم کرد و هم مانع از اجرای برنامه‌ای منسجم در زمینه سفرهای نوروزی شد. وزیر بهداشت بارها در سخنان خود صراحتا تاکید کرد مردم به سفر نروند و در سوی دیگر وزارت گردشگری قائل به انجام سفرهای نوروزی بود و بر رعایت پروتکل‌های بهداشتی در سفر تاکید داشت و ستاد مقابله با کرونا هم در خصوص موج چهارم کرونا در کشور هشدار می‌داد. حالا بعد از تمام کشمکش‌ها زمزمه‌‌هایی درباره تبعات سفرهای نوروزی در هفته‌های پیش رو شنیده می‌شود.
پس از پایان تعطیلات نوبت ارائه آمار‌هاست که یکی پس از دیگری گزارشی از وضعیت سفرهای نوروزی و فعالیت‌هایی که در طول تعطیلات صورت گرفته ارائه کنند. اما این نگرانی وجود دارد که امسال هم مثل سال‌های قبل آمارها فاصله‌ای معنادار از واقعیت داشته باشند. در حوزه گردشگری و سفرهای نوروزی امسال ارگان‌های مختلف آمارهای متفاوتی ارائه می‌کنند و هر کدام آمارهای مقایسه‌ای خود را با سال پیش منتشر و درباره چگونگی انجام سفرهای نوروزی نتیجه‌گیری می‌کنند. روز هشتم فروردین معاون گردشگری کشور اعلام کرد: «تا روز شنبه هفتم فروردین 1400 در مجموع یک میلیون و 300 هزار نفر شب اقامت در مراکز اقامتی رسمی داشتیم که اگر هر فرد به‌طور متوسط سه شب اقامت داشته باشد، حدود 450 ‌هزار نفر طی 10 روز گذشته سفر کرده‌اند. ضریب اشتغال متوسط مراکز اقامتی رسمی حدود 30 درصد است»
حرمت‌الله رفیعی، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی در خصوص سفرهایی که با هماهنگی دفاتر خدمات مسافرتی یا در قالب تور صورت گرفته است، به «پیام‌ما» می‌گوید: «دولت آمار داده در هفته اول فروردین 1400 یک میلیون و سیصد هزار نفر شب گردشگر داشتیم. باید دید چقدر از این آمار واقعی است. هیچ‌وقت در ارائه آمار نتوانستیم حقیقت را به مردم بگوییم، بسته به نیتی که داریم و اینکه کدام به نفع ماست -کم یا زیاد- آمار ارائه می‌دهیم. اما در مورد سفرهایی که زیر نظر دفاتر مسافرتی انجام شد، در نوروز 1400 در مسیرهای داخلی به نسبت نوروز 98 حدود 75 درصد ریزش داشتیم، در سفرهای خروجی بیش از 85 درصد ریزش را شاهد بودیم، گردشگری ورودی هم که نزدیک به صفر است. دقیق‌تر و به طور مثال در مسیر ترکیه که پر تردد‌ترین مسیر خارجی در نوروز امسال بود، پیش از شیوع کرونا در ایام نوروز، حداقل در هفته حدود 300-400 هواپیما پرواز داشت و امسال کمتر از 20 پرواز در هفته داشتیم»
کیش و ترکیه پرطرفدارترین مقاصد
اسعدی‌سامانی دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی درباره پرترددترین مسیرهای هوایی داخلی و خارجی اعلام کرد: «پرواز کیش و پرواز استانبول پرفروش‌ترین مسیرهای داخلی و خارجی در ایام نوروز امسال بودند» این در حالی است که مشاور وزیر بهداشت با انتقاد از وزارت راه اعلام کرد: «تقریبا تمام مناطق ترکیه در وضع قرمز کرونایی قرار دارد، اما تمام پرواز‌ها و تور‌های گردشگری به این کشور در جریان است. با توجه به اینکه تمام مدل‌های تست کرونا با ضریب خطا و منفی کاذب همراه است، همین گردشگران می‌توانند ناقلان خاموش کرونای انگلیسی و زمینه ساز بحران تازه در کشور باشند» پاسخ سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری به این انتقاد این بود که: «ما در سازمان هواپیمایی به تنهایی تصمیم‌گیرنده نیستیم و ستاد ملی مقابله با کرونا باید به سازمان هواپیمایی توقف پروازها را ابلاغ کند. وزارت بهداشت باید از ستاد ملی مقابله با کرونا درخواست توقف پروازهای ترکیه را داشته باشد و در صورت تصویب این درخواست در ستاد مذکور و ابلاغ آن به سازمان هواپیمایی کشوری، پروازها لغو می‌شود» اسعدی سامانی روز هفتم فروردین اعلام کرد: « هیچ گزارشی درباره گرانفروشی بلیت هواپیما تا به امروز دریافت نکردیم» اما در روزهای پایانی تعطیلات گزارش هایی مبنی بر آشفته بازار بلیت‌های برگشت از مقاصدی مثل کیش و استانبول منتشر شد، برخی ایرلاین‌ها اقدام به فروش بلیت دوطرفه به مسافرانی که قصد بازگشت به شهرهای خود را داشتند کردند با این ترفند هر چند بلیت با نرخ مصوب به فروش می‌رسید اما عملا مسافرانی که قصد بازگشت به شهر خود را داشت، با قیمتی دو برابر بلیت دو طرفه خریداری کردند. رفیعی در رابطه با این تخلفات می‌گوید: «اگر هواپیمایی بخواهد از تهران به اصفهان، شیراز یا… پرواز داشته باشند، ملزم است که بر اساس قانون 40 به 60 مسافر بگیرید تا پروتکلها رعایت شود. پروازی که طول آن نهایتا یک تا یک ساعت و نیم است، این موضوع را رعایت می‌کند، اما در نزدیکترین مسیر خارجی مثلا تهران استانبول همین ایرلاین و همین هواپیما که در پرواز داخلی ملزم به رعایت قانون 40 به 60 است، در پرواز بین المللی چنین الزامی ندارد. در حالی که مسیر پرواز خارجی طولانی‌تر است. متاسفانه قوانینی که وضع می‌شود قوانین درستی نیست. فشار و بار این موضوع روی دوش مردم می افتد، چرا که ایرلاین برای جبران خسارت خود در مسیر پرواز داخلی که بلیت آن 500 هزار تومان بود حالا یک و نیم میلیون تومان از مسافر دریافت می‌کند. این اتفاقات نادری است. از شنیدن آن خجالت می‌کشیم، مسافر به کیش رفته حالا می‌خواهد برگردد، ایرلاین بلیت یک طرفه نمی‌فروشد، مسافر باید بلیت دو طرفه بگیرد. این‌ها در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست. دلیل هم این است که دست عوامل سودجو را با قوانینی که وضع می‌کنند باز می‌گذارند» در همین رابطه محمد‌حسن ذیبخش سخنگوی سازمان هواپیمایی کشوری در خصوص عدم رعایت نرخ مصوب فروش بلیت و هرگونه فروش پکیج‌های مختلف به مسافران در روز‌های پایانی تعطیلات به صورت اجباری و همراه بلیت گفت: «با متخلفان برخورد می‌کنیم، مردم هوشیار باشند»
گردشگری فعال در نوروز نداشتیم
نوروز با تمام ناهماهنگی‌هایی که در میان متولیان امر سفر وجود داشت، به پایان رسید. حالا فعالان گردشگری معتقدند در نوروز کورسوی امیدی برای بهبود اوضاع گردشگری را تجربه کرده‌اند، اما در روی دیگر سکه، نگرانی‌هایی درباره افزایش ابتلا به کرونا در روزهای پیش رو مطرح است. رفیعی معتقد است: «مشکل ما چند صدایی در دولت است. آسیب این چند صدایی هم همیشه متوجه مردم بوده. اتفاقاتی که در حوزه گردشگری می‌افتد و گرفتاری‌هایی که به وجود می‌آید نتیجه عدم نظارت و برنامه‌ریزی دقیق دولت است که نمی‌تواند کار خود را انجام دهد. ضرر و زیان این چند صدایی را مردم می‌پردازند. یک ماه پیش از تعطیلات نوروز به کرات شنیدیم که رئیس‌جمهور تاکید داشت که سفرهای نوروزی باید انجام شود، وزیر بهداشت تاکید داشت که نباید انجام شود، وزیر گردشگری می‌گفت باید انجام شود، معاون گردشگری می‌گفت پروتکل‌های جدید طراحی شده، سخنگوی وزارت بهداشت نظر دیگری داشت. حتی در ایام نوروز هم این اختلاف نظرها ادامه داشت و می‌گفتند مردم مقاصد سفر را ترک کنند و به شهرهای خود بازگردند. این اختلاف نظرها مردم را درگیر کرده است. در این میان نگذاشتند گردشگری هم در جایگاه خود قرار گیرد. به جز چند مقصد مثل کیش یا مازندران، وضعیت در باقی مقاصد مطلوب نبود. به طور کلی در تعطیلات نوروز گردشگری فعال نداشتیم» شاید هم‌صدایی و هم‌سویی در میان متولیان دولتی و نظارت درست به موضوع سفر می‌توانست از شدت آسیب‌های پیش رو بکاهد.

«کابلی» در زادگاه مادری آرام گرفت

میرعابدین کابلی در قطعه شماره یک آرامگاه شهید معتمدی در شهر بابل به خاک سپرده شد.
او باستان‌شناس پیشکسوت و مدیر سابق موزه ملی ایران بود که 12 فروردین به دلیل نارسایی کلیه در سن ۷۸ سالگی در زادگاه مادری خود در بابل درگذشت و دیروز به خاک سپرده شد.
کابلی چند روز قبل به شهر بابل رفته بود تا در کنار خانواده درمان را ادامه دهد. او در این سال‌ها دیالیز می‌شد و اشخاصی چون جلیل گلشن و مهدی حجت در دوران بیماری میرعابدین کابلی را بسیار همراهی کردند، اما سرانجام صبح پنج‌شنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰ در شهر بابل درگذشت و امکان حضور در مراسم تشییع برای او به دلیل ویروس کرونا و محدودیت تردد بین شهرهای نارنجی، امکان‌پذیر نبود. از سوی دیگر در زمان حفر قبر کابلی در آرامگاه معتمدی، با کوزه‌ای سفالی مواجه شدند که آن‌ها را قبر خارج کردند. حسن فاضلی‌نشلی دوست و همکار کابلی که بر سر مزار او حاضر شده بود، به ایسنا خبر داد که در زمان کندن قبر تکه‌ای سفال از داخل قبر پیدا شد و به همین دلیل خاک‌سپاری به تعویق افتاد. او گفت: «میرعابدین کابلی باستان‌شناسی که تلاش زیادی برای کشف و شهود در محوطه‌های باستانی کشور داشت و نقش زیادی در کاوش در شوش داشت، با سفال زیست و در کنار سفال آرام می‌گیرد.»
همچنین جامعه باستان‌شناسی و میراث‌فرهنگی ایران در پیام‌هایی درگذشت میرعابدین کابلی را تسلیت گفتند. محمدحسن طالبیان، معاون میراث‌فرهنگی درگذشت میرعابدین کابلی از مفاخر و استادان پیشکسوت باستان‌شناسی ایران با نزدیک به نیم قرن حضور موثر و فعال در عرصه‌های پژوهش، آموزش و فعالیت‌های میدانی باستان‌شناسی را تسلیت گفت و نوشت: خبر درگذشت استاد فرهیخته و پیشکسوت باستان‌شناسی و میراث‌فرهنگی، شادروان میرعابدین کابلی پس از یک دوره بیماری سخت در آغازین روزهای فصل رویش و بالندگی در پی درگذشت یکی دیگر از استادان مرمت کشور در سال جدید موجب تاثر و تاسف عمیق شد. استاد کابلی از جمله باستان‌شناسان پرتلاش عرصه علم و فرهنگ با بیش از چهار دهه فعالیت در حوزه پژوهش و آموزش بود که از نخستین سال‌های حضورش در سال ۱۳۵۱ در مرکز باستان‌شناسی ایران و پس از آن در سال ۱۳۶۷ در سازمان وقت میراث‌فرهنگی و سپس در پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری علاوه بر مسئولیت‌های خطیر پژوهشی و مدیریتی در ستاد سازمان وقت، با شرکت در بسیاری از کاوش‌های باستان‌شناسی و فعالیت‌های میدانی به عنوان سرپرست کاوش یا باستان‌شناس دستاوردهای علمی درخور توجهی را به جامعه باستان‌شناسی و علمی کشور تقدیم کرده بود. شرکت در کاوش‌های هفت‌تپه خوزستان، کاوش‌های ابوفندوا در خوزستان، کاوش‌های شهداد کرمان در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۲ و ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و ۱۳۷۳ به عنوان باستان‌شناس، سرپرست و معاون هیات، بررسی‌های هلیلان در ایلام، به عنوان سرپرست مشترک هیات در سال ۱۳۵۳، کاوش‌های تپه یحیی کرمان (پیش از تاریخ)، کاوش‌های تپه حصار دامغان (پیش از تاریخ)، کاوش‌های شوش خوزستان (پیش از تاریخ) به عنوان نماینده مرکز باستان‌شناسی، کاوش‌های سنگ سیاه برازجان (هخامنشی) به عنوان باستان‌شناس و نقشه‌بردار، کاوش‌های تپه جلدو در خرم‌آباد لرستان (پیش از تاریخ، ایلامی، ایلامی نو) به عنوان سرپرست هیات، کاوش‌های ارجان بهبهان (ایلامی‌نو)، کاوش‌های شوش (هخامنشی، پارتی ، اسلام) به عنوان سرپرست هیأت در سال‌های ۱۳۶۲، ۱۳۶۳، ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵، تعیین حریم محوطه باستانی شهداد کرمان به عنوان سرپرست، کاوش‌های ارجان خوزستان (ایلامی‌نو) به عنوان سرپرست هیأت، بررسی محوطه باستانی قمرود در قم به عنوان سرپرست هیأت در سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۳ و… از جمله فعالیت‌های میدانی این باستان‌شناس فرهیخته و پرتلاش است که نتایج دستاوردهای آن در بسیاری از همایش‌ها و نشست‌های علمی در قالب مقاله و سخنرانی ارائه شده است.
علاوه بر تلاش‌ها و فعالیت‌های ارزشمند باستان‌شناسی و معرفی شایسته محوطه‌های بسیار بااهمیت ایران، استاد کابلی مدیریت مسئولانه سایت‌هایی چون شوش و هفت‌تپه را نیز در دوره طولانی بر عهده داشت و کار حفاظت و مرمت و آموزش به جوانان را توامان انجام می‌داد. از این رو دکتر کابلی در حوزه پژوهش و حفاظت و مرمت جزء پیشکسوتان دلسوز عرصه میراث‌فرهنگی بود که تکرارشدنی نیست.
انجمن علمی باستان‌شناسی ایران در پیامی اعلام کرد: از دست دادن استادی خوش‌قلب، مهربان و تاثیرگذار که به روایت دوستان نزدیکش، تاریخ شفاهی باستان‌شناسی ایران بود، ضایعه‌ای ناگوار برای باستان‌شناسی ایران و فرهنگ‌دوستان این سرزمین است. استاد میرعابدین کابلی، پیشکسوت باستان‌شناسی ایران، بیش از ۵۰ سال از عمر خود را در راه آموزش و پژوهش باستان‌شناسی ایران سپری کرد. او که در سال ۱۳۲۲ در شهرستان بابل زاده شده بود، پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در این شهرستان، در سال ۱۳۴۳ وارد دانشگاه تهران شد و با باستان‌شناسان بنامی چون شادروان دکتر مسعود آذرنوش و حسین بختیاری هم‌دوره بود. شادروان کابلی مدرک کارشناسی خود را در رشته باستان‌شناسی در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران دریافت کرد. کابلی پس از گذراندن خدمت سربازی، در سال ۱۳۵۰ خورشیدی به استخدام اداره‌کل باستان‌شناسی درآمد و سرپرستی فعالیت‌های مهم و تاثیرگذاری در حوزه فرهنگ و تمدن ایران زمین را بر عهده داشت. کاوش‌های باستان‌شناسی در شهداد، هفت‌تپه، ابوفندوا، شوش و قره‌تپه قمرود و بررسی‌های میدانی در شمال خراسان و درّه هلیلان از مهم‌ترین فعالیت‌های میدانی ایشان در سال‌های پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران بود. او در میان باستان‌شناسان به حسن خلق شهره بود و در عین جدیت در سیما و ظاهر، شخصیتی شوخ‌طبع و طناز داشت. هم‌کلامی با او، برای بسیاری از باستان‌شناسان دلنشین بود و کیست که خاطرات شیرین هم‌کلامی با او را فراموش کند.

آفت سلبریتیزه شدن حیات وحش

آفت سلبریتیزه شدن حیات وحش
ترک‌ها یک مثلی دارند که به فارسی این‌چنین تعبیر می‌شود: «شاعر وقتی چیزی برای گفتن ندارد، ندای یارم یارم سرمی‌دهد». این مثل مصداق بارز بعضی سلبریتی‌های اینستاگرامی است که بسیاری از آن‌ها در حرفه و شغل خود اعم از بازیگری و خوانندگی و مجری‌گری اتفاقا بسیار محبوب و اخلاق‌مدار هستند اما بسوزد پدر ولع و عطش وظیفه‌شناسی. این بزرگواران در ارائه ویترین رنگارنگ از استوری‌های متنوع از سیاست خارجه تا یافته‌های جدید علمی و توصیه‌های روانشناسی و جامعه‌شناسی تلاش می‌کنند مخاطبانشان جاهل از دنیا نروند. گویی اگر یک استوری کمتر بگذارند دنبال‌کنندگان میلیونی‌شان ریزش می‌کند و دیگر نمی‌توانند این وظیفه خطیر را تا پایان دنیا بر دوش بکشند.
در روزهای آغازین ۱۴۰۰ فصل دوم سریال هیولا با تم جدید گونه‌های در معرض انقراض که تهیه هر کدام از آنها نیازمند ده‌ها میلیون تومان بودجه است، رونمایی شد. این اتفاق نامبارک در یک بستر فرهنگی همه دوستداران حیات‌وحش و تنوع زیستی کشور را با نگرانی جدی روبه‌رو کرد زیرا دیگر تبلیغات نگهداری ببر بنگال و مار بوآ و ایگوانا مختص فضای مجازی نبود و الان دیگر افراد در کنار خانواده و با خیال راحت می‌توانند به صورت غیرمستقیم در معرض دلبری‌های این جانوران ارزشمند قرار بگیرند.
این اتفاق اولین کنش نادرست سلبریتی‌ها و هنرمندان در قبال حیات‌وحش نبود. در ماه‌های گذشته نیز تعدادی از چهره‌های فرهنگی و هنری کشور ویدیویی را در صفحات اینستاگرامی خود به اشتراک گذاشتند که در آن یک جانورشناس در یکی از کشورهای آفریقایی در حال بغل کردن سه یوز آفریقایی بود و به اشتباه این ویدیو را به عنوان مهربانی یک محیط‌‌بان ایرانی با یوزها به خورد مخاطبان دادند.
فارغ از جنبه اخلاقی یا علمی این عمل و با توجه به رسالت سلبریتی‌ها به عنوان منبع غیرموثق در ارائه اطلاعات درست به مخاطبان، قطعا این گونه اقدامات یک بدآموزی بسیار پرهزینه برای حیات‌وحش در سطح دنیا و به ویژه در سطح کشور ما محسوب می‌شود. حیات‌وحش به صورت خاص و محیط زیست به صورت عام از چنان پیچیدگی‌های بوم‌شناختی و اکولوژیکی برخوردار است که سال‌ها تحقیق و بررسی محققان این حوزه و ارائه راهکارهای مختلف -به طور مثال برای حفاظت از یک جمعیت- با محافظه‌کاری هرچه تمام‌تر انجام می‌گیرد که مبادا پژوهشی خلاف آن شیوه را برای حفاظت اثبات کند و روش نادرست قبلی به جمعیت آن گونه آسیب برساند.
تشویق ضمنی مردم به برقراری رابطه دوستانه و صمیمی با حیات وحش تبعاتی بس گران‌تر از تخریب زیستگاه و شکار دارد که حتی نیاز به بررسی بیشتر هم ندارد.
آفت سیرک‌های تلویزیونی و اظهارنظرهای هردم‌بیلی شخصیت‌ها و چهره‌های مختلف که بدون در نظر گرفتن تبعات آن، اقدام به اظهارنظر در حوزه محیط ‌زیست می‌کنند از گذشته دامن‌گیر تن نحیف و بی‌جان محیط‌زیست کشور بوده، به طوری که اکنون هر بزرگواری که می‌تواند ده، بیست نفر دور خود جمع کند از محیط زیست سخن می‌گوید و اگر مخاطبان بیشتری پیدا کرد راهکارهایی برای برون‌رفت از چالش‌های جهانی در حوزه تغییرات اقلیمی ارائه می‌دهد.
‌‌‌سلبریتی‌ها به عنوان شخصیت‌های حقیقی و محبوب در جامعه وظیفه راهبری فرهنگی را برعهده دارند و باید به این نکته بسیار مهم توجه کنند که فضای مجازی جایی برای مسابقه «من اول استوری کردم نیست» نیست. سلبریتی‌ها می‌توانند نقش محوری در هدایت صحیح افکار عمومی داشته باشند اما تکرار این خطاها نه ‌تنها باعث سلب اعتماد از آن‌ها می‌شود بلکه آنها را تبدیل به آفتی آنتی‌مدیا می‌کندو چهره حرفه‌ای آنها را نیز زیر سوال می‌برد.

سهم کارگران تفکیک زباله از وا کسن کرونا؛ هیچ

دست‌هایشان تنها سلاح آن‌ها برای جمع آوری زباله است. آن‌ها را در زباله‌ها فرو می‌کنند و مرتبشان می‌کنند. کیسه‌های پلاستیکی ممکن است دوباره به کار بیاید. کیسه‌هایی که سال‌ها در طبیعت می‌مانند و تجزیه نمی‌شوند. وسایل پزشکی هم به کار می‌آیند، مواد غذایی کود می‌شوند و هرچه که بماند دفن می‌شود. کارگران در هند و آفریقا تعدادشان کم نیست. کارگرانی که در ادبیات اشتغال، غیر‌رسمی خوانده می‌شوند و حالا در کارزار رسمی واکسیناسیون کرونا، سهمشان هیچ است. خارج از دهلی‌نو پایتخت کشور هند، کارگران پسماند با صبر و حوصله در انتظار کامیون زباله نشسته‌اند، کامیونی که زباله‌های شهر را جمع کرده و حالا قرار است آن‌ها را در قله‌ای دفن کنند. بعضی از کارگران سلاح دیگری روی دست‌هایشان کشیده‌اند. کیسه‌های پلاستیک. دست‌ها درون زباله‌ها می‌رود و تفکیک آغاز می‌شود.
به گوه آمار رسمی سایت Associated press روزانه بیش از ۲۳۰۰ تن زباله در محل دفن زباله که منطقه‌ای بزرگتر از ۵۰ زمین فوتبال است، ریخته می‌شود و توده‌ای پر ارتفاع بلندتر از ساختمان ۱۷ طبقه ساخته می‌شود.
هر روز هزاران نفر از کارگران غیر‌رسمی موظفند که از دامنه‌های این قله زباله ساخته بالا بروند و زباله‌هایی که قابلیت استفاده مجدد دارند را نجات دهند. آمار رسمی می‌گوید که کوهپیمایان زباله‌ها در سراسر جهان حدود ۲۰ میلیون نفرند. آن‌ها در کنار تمام کارگران بهداشتی در پاکیزه نگهداشتن شهرها نقش اصلی ایفا می‌کنند. کار بدون مرخصی دارند اما برخلاف سایر کارکنان رسمی شهرداری‌ها حالا مشمول و واجد دریافت واکسن کرونا نیستند.
اگر کارگران واکسینه نشوند، شهرها آسیب می‌بینند
چیترا موکرجی، یک گروه تحقیقات غیردولتی محیط زیستی در هندوستان دارد او می‌گوید که این کارگران اگر در هند واکسینه نشوند احتمالا آسیب زیادی برای شهرها به بار می‌آورند و شهرها آسیب فراوان خواهند دید.
او می‌گوید که تعداد کمی از این کارگران حتی تجهیزاتی مانند آب برای شستن دست‌هایشان دارد و سایر تجهیزات بهداشتی برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا در شهرها در دسترس آن‌ها نیست. او همچنین می‌گوید که همه گیری‌ها خطراتی که این کارگران غیررسمی با آن‌ها روبه‌رو هستند را افزایش داده است.
مانووارا بگون، ۴۶ ساله است و در یک کلبه مقوایی در پشت یک هتل ۵ ستاره در قلب دهلی نو زندگی می‌کند و نابرابری در زندگی اجتماعیش را احساس می‌کند. او در کلبه خود زباله‌های خانواده‌های دهلی نو را تفکیک می‌کند. آمارها تخمین می‌زنند که امثال بگون سالانه بیش از ۵۰ میلیون دلار در هزینه‌های دولت محلی صرفه‌جویی می‌کنند و با انتقال مواد زائد از محل دفن زباله‌ها، بیش از ۹۰۰ هزار تن کربن دی‌اکسید را از بین می‌ببرند.
بگون می‌گوید به این دلیل که دولت او را در رده کارگران ضروری طبقه‌بندی نمی‌کند به همین خاطر هم واجد شرایط واکسیناسیون نیست. او اما ساکت ننشسته است و یک درخواست کتبی نوشته و به صورت آنلاین آن را منتشر کرده است، درخواستی که در آن پرسیده است: «آیا ما انسان نیستیم؟»
شرایط یکسان در کشورهای آفریقایی
شرایط مشابه در بعضی کشورهای آفریقایی نیز برقرار است. کارکنان سرویس‌های بهداشتی در آفریقای جنوبی و زیمبابوه که از سوی دولت محلی استخدام شده‌اند، برخلاف کسانی که مسئول تفکیک زباله‌اند، جمعیت دریافت‌کنندگان واکسن کرونا را تشکیل می‌دهند. لوییز گیبرانت، یک محقق در دانشگاه ملی مکزیک روی این کارگران در کشور خودش تحقیقات گسترده انجام داده است. او می‌گوید که تردیدی ندارد که این کارگران خدمات اساسی به جامعه ارائه می‌دهند. او گفته که در مکزیک رفتگران به کارگران شهرداری در کامیون‌های زباله کمک می‌کنند. او می‌گوید که این کار خطرناک است و آسیب‌های معمولی هم دارد اما دولت‌ها با به رسمیت نشناختن این کارگران به آن‌ها مزایا و مراقبت‌های بهداشتی ارائه نمی‌دهند.
نقل مکان به شهرهای کم بهره‌اقتصادی
رابین جفری، استاد مطالعات آسیای جنوبی در دانشگاه ملی سنگاپور نیز داده‌های دیگری درباره این کارگران دارد. او می‌گوید که اغلب آن‌ها فقیرند و عموما به شهرهای کمتر صنعتی و شناخته شده نقل مکان می‌کنند تا از این راه یعنی مرتب کردن زباله‌ها بتوانند امرار معاش کنند. آن‌ها عموما به مناطقی مانند «دالیتس» نقل مکان می‌کنند که از أن‌ها به عنوان مناطق ناشناخته و کم بهره شهری یاد می‌شود که در رده پایین سیستم طبقه سلسله مراتبی کشورها قرار دارند. جفری که یکی از نویسندگان کتاب زباله در هند در سال ۲۰۱۸ نیز است، درباره ضرورت واکسینه شدن کارگران بخش زباله هشدار داده است. همچنین نوشته است که دولت هند وعده داده که از اول آوریل تمام افراد بالای ۴۵ سال هم در برابر کرونا واکسینه می‌شوند.
Associated press همچنین نوشته است که قیمت این واکسن در بیمارستان‌های خصوصی 250 روپیه (3.45 دلار) است اما در بیمارستان‌های دولتی، تزریق واکسن رایگان است.

امید بازگشت همه طرف‌ها به تعهدات 2015

دیروز نشست کمیسیون مشترک برجام به صورت مجازی و در سطح معاونان و مدیران کل وزیران خارجه ایران و ۱+۴ برگزار شد. نشستی با هدف بررسی امکان بازگشت آمریکا به برجام و چگونگی «اجرای کامل و موثر» تعهدات همه طرف‌ها. در این نشست، عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه، لغو تحریم‌های آمریکا را اولین گام برای احیای برجام خوانده و تاکید کرده که به محض لغو تحریم‌ها و راستی‌آزمایی آنها، ایران نیز گام‌های جبرانی هسته‌ای را متوقف می‌کند.کمیسیون مشترک برجام به ریاست معاون دبیرکل سرویس اقدام خارجی، انریکه مورا، از طرف جوزف بورل نماینده عالی اتحادیه اروپا و با حضور نمایندگان چین، فرانسه، آلمان، روسیه، بریتانیا و ایران در سطح معاونان و مدیران سیاسی وزرای امور خارجه برگزار شد. گرچه ایالات متحده آمریکا در نشست دیروز حضور نداشت، اما دولت بایدن از آن استقبال کرده و آن را «گامی مثبت» خوانده است. ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده نیز از طرح برگزاری این جلسه استقبال و اعلام کرد که آمریکا آماده اقدام متقابل برای بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران است. واشنگتن بارها اعلام کرده که اگر ایران به تعهدات خود ذیل برجام بازگردد، آمریکا هم همان کار را می‌کند و به تعهداتش ذیل توافق هسته‌ای سال 2015 بازخواهد گشت. ایران اما اعلام می‌کند، از آنجایی که دولت آمریکا این توافق را ترک کرده، خود باید به تعهداتش در این توافق عمل کند تا ایران نیز گام‌های جبرانی هسته‌ای را متوقف کند.
چیزی که ایران از آن به عنوان «گام‌های جبرانی هسته‌ای» نام می‌برد، همان چیزی است که فرانسه آن را «نقض جدی برجام» خوانده است. وزارت خارجه فرانسه روز پنجشنبه اعلام کرده، شرایط بسیار مشکل‌ساز است و «ایران بیش از یک ماه است که به نقض جدی برجام ادامه می‌دهد و توانایی‌های نظارتی و راستی‌آزمایی آژانس اتمی را محدود کرده است.»
گرچه برخی از جمله فرانسه از ضرورت تغییر و تکمیل برجام سخن گفته‌اند، به نظر می‌رسد که طرف‌ها به نفع خود می‌دانند که به تعهدات خود ذیل برجام بازگردند. مسئله فقط چگونگی بازگشت به همان مسیر گذشته است. گرچه ایالات متحده آمریکا هم در مواردی تلاش کرده که برجام را تمدید کند و موارد دیگری از جمله امنیت منطقه‌ای را به برجام اضافه کند، اما ایران هرگونه تغییر در برجام را رد کرده است.
اگرچه دولت بایدن بارها چراغ سبز نشان داده که آماده دیدار و مذاکره با مقامات ایران است اما او از پذیرش شرایط ایران خودداری کرده است. فارن پالیسی نوشته است که اعتراض ایران بسیار ساده است: بایدن با ادامه تحریم‌های دونالد ترامپ، حسن نیت لازم را برای اثبات صداقت آمریکا جهت بهبود روابط، فراهم نکرده است. گرچه به نوشته فارن پالیسی، دولت بایدن در 18 فوریه، تحریم‌های سازمان ملل را که سپتامبر گذشته توسط دونالد ترامپ اِعمال شده بود، لغو کرد و چند روز پیش هم معافیت عراق از تحریم‌های ایران را تا حداکثر زمان ممکن تمدید کرد.
حالا ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، انجام دادن «رشته اقدامات متقابل اولیه» را یکی از راه‌های پیش رو توصیف کرده است. از سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از بررسی «گفت‌وگوی غیرمستقیم» با تهران و با وساطت کشورهای اروپایی سخن گفته است. ایران بارها اعلام کرده که حاضر به گفت‌وگو با آمریکا در مورد برجام نیست و لغو تحریم‌های آمریکا و بازگشتش به برجام، نیازی به هیچ گفت‌وگویی ندارد. با این حال رویترز به نقل از برخی از منابع ادعا کرده که ایران و آمریکا در حال حاضر هم از طریق کشورهای اروپایی به شکل غیر مستقیم با یکدیگر در ارتباط هستند.
برخی از ناظران و تحلیل‌گران سیاسی غربی از بازگشت امید درباره حضور دوباره آمریکا در برجام سخن گفته‌اند. خبرگزاری گاردین در گزارشی نوشته است، امیدها برای بازگشت آمریکا به برجام در شرایط بن‌بست ظاهری افزایش یافته است. گاردین همچنین از مذاکرات دیپلماتیک مخفی در فرانکفورت سخن به میان آورده است.
دونالد ترامپ در سال 2018 به طور رسمی آمریکا را از توافق هسته‌ای سال 2015 خارج کرد؛ توافقی که طی آن ایران پذیرفته بود در ازای برداشتن تحریم‌های اقتصادی، غنی‌سازی اورانیوم را محدود کند. آن زمان ترامپ به دنبال به گفته خود، «توافقی بهتر» با ایران بود. او کارزار فشار حداکثری علیه ایران را به راه انداخت تا تهران را مجبور به مذاکره کند. گرچه مسئولان جمهوری اسلامی ایران تن به این مذاکره ندادند و عمر دولت ترامپ به پایان رسید. با روی کار آمدن دولت جو بایدن، یکی از طرفداران برجام، امیدها برای بازگشت همه طرف‌ها به این توافق افزایش یافت. گرچه تاکنون در ظاهر امر طرف‌های آمریکایی و ایرانی به حرف و سخنرانی در این باب اکتفا کرده‌اند، حالا گزارش رویترز و گاردین حاکی از مذاکرات مخفیانه و غیرمستقیم این دو کشور با یکدیگر است.
بخشی از بدنه حزب دموکرات نگران آن بودند که جو بایدن ممکن است با برداشتن ناگهانی تحریم‌های اقتصادی ایران که توسط دونالد ترامپ اِعمال شده بود، حمایت کنگره را از دست بدهد.
تیم بایدن نیز این موضوع را درک کرده و نگران مخالفت اعضای کنگره برای نزدیک شدن به ایران است. طومارهای مختلفی از سوی سناتورهای آمریکایی نوشته و امضا می‌شود که هرکدام در یک جهت است. یکی از این طومار‌ها که توسط سناتورهای هر دو حزب متشکل از 43 نفر امضا شده، از رئیس‌جمهوری خواسته تا دامنه توافق آینده با ایران را به «تهدیدات غیرهسته‌ای» گسترش دهد.
طومار دیگر که توسط برخی از سناتورهای دموکرات نوشته شده و در حال جمع‌آوری امضا است، خواهان رویکرد «مرحله به مرحله» شده‌اند. آنها با توصیف کمپین فشار حداکثری ترامپ، به عنوان یک «شکست»، خواهان یک راه‌حل ساده شده‌اند: «در صورت تمایل ایران برای بازگشت به محدودیت‌های تعیین شده ذیل برجام، ایالات متحده آمریکا هم باید دوباره به این توافق بپیوندد و تحریم‌ها را طبق توافق بردارد.»
دولت بایدن اعلام کرد که با برگشتن ایران به تعهدات کامل ذیل برجام، آمریکا هم به تعهداتش بازمی‌گردد. ایران هم اعلام کرده که عمل در مقابل عمل و با بازگشت آمریکا به تعهداتش و رفع تحریم‌ها، ایران نیز به سرعت به تعهدات خود بازمی‌گردد. با این حال هر دو طرف، دیگری را مسئول برداشتن اولین قدم می‌دانند.
خبرگزاری گاردین در گزارشی نوشته که برخی از ناظران نگران آن هستند که بایدن، ضرورت پیشرفت سریع در حل مسئله برجام را در آستانه انتخابات پیش روی ایران درک نکند؛ چرا که احتمالا «تندروهای مخالف اصل مذاکره احتمالا در انتخابات با مشارکت کم، پیروز می‌شوند.» با این حال، تیم بایدن دست‌کم در ظاهر نشان می‌دهد که عجله‌ای برای بازگشت به برجام ندارد.
فارن پالیسی نیز در گزارشی نوشته که برخی از ترقی‌خواهان در آمریکا از رفتار تیم بایدن و رویکرد محتاطانه او در سیاست خارجی ابراز تاسف کرده‌اند، گرچه اگر تیم او در سیاست داخلی، جسورانه حرکت می‌کند.
با این حال، برخی هم این نگرانی را بی‌مورد می‌دانند و اعلام می‌کنند که اگر در پایان دولت حسن روحانی، مسئله برجام حل نشود، این اتفاق در دولت بدی خواهد افتاد. همانطور جواد ظریف گفت که «بعضی دوستان می‌روند و به آمریکا گرا می‌دهند که با ما بهتر می‌توانید کار کنید. خبرش را به من می‌دهند.»

بی‌وزنی در آن سوی ابرها

باز آلدرین زمانی گفته بود سفرهای فضایی مرزهای بعدی تجربیات بشری هستند. تجربه‌ای که برای سال‌ها در افقی دست‌نیافتنی قرار داشت و حالا به نظر می‌رسد که به لطف توسعه گردشگری فضایی شاید دیگر آن‌قدرها هم دست نیافتنی نباشد. گردشگری فضایی این روزها مهم‌ترین محرک صنعت فضایی خصوصا در میان شرکت‌های فضایی خصوصی شمرده می‌شود.

سودای سودهای کلانی که در طول سال‌هایی که گذشت بسیاری را واداشت تا شانس خود را در یکی از سخت‌ترین و پیچیده‌ترین حوزه‌های فناوری قمار کنند. قماری که حالا کم کم با فرو نشستن گرد‌و‌غبار آن، شاهد رژه بازماندگان مشهورش هستیم. امسال دقیقا ۲۰ سال از زمانی که آژانس فضایی روسیه اولین گردشگران فضایی را به سوی ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاد می‌گذرد. درست دوازده سال پس از فرستاده شدن هشتمین و آخرین گردشگر فضایی، اسپیس‌ایکس تصمیم دارد تا به عنوان اولین شرکت خصوصی اولین گردشگران فضایی خود را سوار بر فضاپیمایی خصوصی به مدار پرتاب کند. سفری که زنگ شروع دور جدیدی از رقابت‌های فضایی را به صدا در خواهد آورد. رقابتی سود‌آور که احتمالا به زودی فرمان هدایت صنعت فضایی را از دست آژانس‌های فضایی دولتی خارج کرده و آن را به تجارتی سود‌آور بدل می‌کند. تجارتی میلیارد دلاری که اگرچه فعلا طبقه ثروتمند جامعه بشری را هدف گرفته اما در بلند‌مدت گردشگری را در مفهوم و شکلی جدید باز تعریف می‌کند. آینده‌ای که رویای آن را فعلا می‌توان در سفرهای مداری کوتاه، هتل‌های کپسولی کوچک در مدار زمین یا سفر به مدار یا سطح ماه و حتی شاید روزی مریخ جستجو کرد.
بر اساس برآوردها در سال میلادی که گذشت ارزش بازار گردشگری فضایی به تنهایی چیزی حدود ۶۵۱ میلیون دلار بود بازاری که پیش‌بینی می‌شود طی هفت سال آینده به ارزشی بالغ بر ۱.۷ میلیارد دلار برسد. عددی که روی کاغذ در مقایسه با ارزش بیش از ۵ تریلیون دلاری بازار گردشگری روی زمین چندان دندان‌گیر به نظر نیاید اما نباید فراموش کنید که این تازه شروع ماجراست. ما تازه در آستانه دوران شکوفایی و توسعه اولین گام‌های صنعت گردشگری فضایی توسط شرکت‌های خصوصی به سر می‌بریم.
اگر پیش‌بینی‌های امروزی را ملاک قرار دهیم درآمد گردشگری فضایی طی بیست سال آینده رشدی پنج برابری را تجربه کرده و به این ترتیب می‌تواند خود را به عنوان حوزه‌ای سودآور و جذاب حتی برای شرکت‌های کوچکتر بازتعریف کند. در عمل هرچه درآمد این حوزه بیشتر شود می‌توان امیدوار بود که شرکت‌های خصوصی بیشتری برای توسعه فناوری‌های فضایی علاقه نشان دهند. آن هم در سال‌هایی که آژانس‌های بزرگ فضایی به خاطر فقدان منابع مالی دولتی به سختی می‌توانند برنامه‌های فضایی خود را حتی برنامه‌های بزرگی مثل بازگشت به ماه یا توسعه ایستگاه‌های فضایی جدید را به سرانجام برسانند.
از این نظر گردشگری فضایی این شانس را دارد تا در کنار روش‌های دیگری وابستگی توسعه فناوری‌های فضایی به بودجه‌های دولتی را کاهش دهد. تا آنجا که روزی شاید آژانس‌های دولتی عملا تنها به نهادهایی قانون‌گذار در این حوزه بدل شوند. همانند همان چیزی که در سایر حوزه‌ها نیز در گذشته شاهدش بودیم.
مثلا آینده‌ای را تصور کنید که مسیرهای مسافرتی فضایی یا اقامتگاه‌های خصوصی در مدار زمین در حال سرویس دهی برای سفرهای مداری گردشگری، تجاری و یا حتی علمی و پژوهشی هستند. چنین رویایی آن‌قدرها که شاید در نگاه اول به نظر می‌رسد دور از دسترس نیست. با این حال این حوزه همچنان شاهد رقابتی تنگاتنگ میان شرکت‌های خصوصی با انگیزه‌های متفاوت است. انگیزه‌هایی که تجاری بودن آن‌ها طبیعتا می‌تواند چالش‌های متعدد اخلاقی، زیست محیطی و حتی تکنیکی را هم به دنبال داشته باشد. آن‌طور که تجربه سال‌های اخیر نشان داده شرکت‌های خصوصی، خصوصا آن‌هایی که سرمایه و نیروی انسانی مناسب در اختیار دارند توانسته‌اند با سرعتی باور نکردنی مرزهای تکنولوژی‌های فضایی را جابجا کنند.
از اسپیس‌ایکس گرفته تا ویرجین و دیگران هر کدام‌ طرح‌هایی برای تجاری سازی کردن فضا دارند. طرح‌هایی که نیمه پر آن طبیعتا توسعه سریع فضایی بشر است و نیمه خالی آن عموما فقدان شفافیت، زمان‌بندی منطقی و گاها عدم رعایت ایمنی کافی در فرایندهای توسعه تکنولوژی آن‌هاست. با این حال هنوز خیلی زود است که در مورد خیلی چیزها قاطعانه صحبت کنیم. امسال و سال‌های آینده دورانی سرنوشت‌ساز در شکل‌گیری هویت گردشگری فضایی خواهند بود. دورانی که بسته به چگونگی عبور شرکت‌های خصوصی از فراز و نشیب‌های متعدد آن می‌تواند به مسیرهای کاملا متفاوتی در مسیر توسعه فضایی بشر منتهی شوند.