بایگانی مطالب نشریه

زاگرس خالی از حیات وحش

کرمانشاه، 500 سال شکارگاه محبوب ساسانیان بود و خاطرات شادمانی و سرخوشی آنها را در طاق‌بستان ماندگار کرد. زیستگاه‌های این استان با وجود تنوع آب‌و‌هوایی و حیات وحشی که روزگاری آن را به مقصد شکار تبدیل کرده بود، این روزها، خالی از حیات وحش شده است. جمعیت بزهای کوهی و میش و قوچ انگشت‌شمار است. کبک و تیهو، ساکنان دیرآشنای زاگرس، که تقریباً در همه جای این استان جمعیت قابل ملاحظه‌ای داشتند، امروز فقط در مناطق حفاظت‌شده دیده می‌شوند. شکار خارج از قاعده و وفور تفنگ‌های بادی و PCP، در کنار تخریب زیستگاه، از دلایل مهم این اتفاق است. بر زاگرس چه گذشت؟
کوه‌ها در تمام پهنه کرمانشاه از قصر شیرین و سرپل‌ذهاب گرمسیر تا هورامان سردسیر و از دالاهو و بَمو تا کوه‌های پاوه غنی‌ترین زیست‌بوم‌های منطقه را تشکیل می‌دهند. جمعیت شوکاها (گوزن مینیاتوری) روزگاری آن‌قدر زیاد بود که نماد این استان شناخته شدند اما امروز در اورامانات گونه‌های منحصر‌به‌فرد در خطر انقراض قرار دارند و به گفته محلی‌های هورامان در منطقه حفاظت‌شده «بوزین و مره‌خیل) فقط 35 فرد از این گونه وجود دارد.
کَل و قوچ‌های کوه‌های «پراو» و بیستون هم دچار سرنوشتی مشابه بلکه بدتر از آن شده‌اند. بنابر اظهارات محیط زیست کرمانشاه، فقط 4 یا 5 راس بز‌کوهی اکنون در آنجا وجود دارند. هر چند پراو هنوز میزبان کبک و تیهو است، اما سال‌هاست که دیگر میش‌مرغ و هوبره را ندیده است و آن روز که صدای کبک و تیهو را هم نشنود خیلی دور نیست.
ایرج انتظاری که از شکارچیان قدیمی هرسین (شرق کرمانشاه) است، می‌گوید: «تا دهه چهل و پنجاه بز و میش و قوچ در شرق استان و در پراو فراوان بود، اما در هرج‌و‌مرج‌ها و آشوب‌های اوایل انقلاب که تفنگ‌های زیادی در میان مردم محلی و عشایر منطقه پخش شد، حیات وحش از تجاوز و جهل و ناآگاهی در امان نماند و بز و کل و قوچ در کوه‌های شرقی (زرین و شیرز و اطراف رودخانه قره‌سو و گاماسیاب) رو به انقراض گذاشت و امروزه اثری از آنها در شرق استان دیده نمی‌شود.»
به مرور زمان پرندگانی چون قوش و موش‌گیرک (قرقی به زبان محلی‌ها) هم با تخریب زیست‌بوم‌شان به دنبال توسعه زمین‌های کشاورزی در دامنه کوه‌ها و معدن کاوی‌های بی‌رویه، اینجا را برای همیشه ترک کردند. امروزه هنوز این زیست‌بوم، میزبان کبک و تیهو و پرندگان کوچکی چون بلبل و سهره است که صدای حیات را در آن جاری می‌کنند و از کوهنوردان و طبیعت‌گردان با آواز خوش پذیرایی می‌کنند اما چون در منطقه حفاظت‌شده قرار ندارند، جمعیت آنها به شدت رو به کاهش است.
سرنوشت و ادامه حیات این‌ گونه دیر‌آشنای زاگرس به دست تفنگ ساچمه‌ای و کَپَه (نوعی دام که برای گرفتن کبک استفاده می‌شود) رقم می‌خورد. انتظاری درباره شکار بی‌قاعده و بی‌رویه این پرنده که تأثیر چشمگیری در کاهش جمعیت آنها داشته است می‌گوید: «در زمان جفت‌گیری و تخم‌گذاری به سراغ کبک‌ها می‌روند. هم تخم‌های آنها را برمی‌دارند و هم کبک‌ها را می‌گیرند و آنها را برای عرضه در بازار فروش پرندگان کرمانشاه، پرورش می‌دهند تا اسبابِ‌بازی و تفریح عده‌ای را با جنگ کبک فراهم کنند. البته ضعیف‌ترها را می‌کشند تا خوراکی اندک، اما لذیذ شوند.»
تفنگ‌های بادی، بلای جان حیات وحش
فقط دام‌ها نیستند که بقای پرندگانی چون کبک و تیهو را در معرض خطر قرار داده‌اند، بلکه تفنگ‌های بادی فنری و تفنگ‌های PCP هم هستند که بدون مجوز در اختیار هر تازه کاری قرار می‌گیرند تا بدون آگاهی از ساز‌و‌کار و قاعده شکار بی‌رحمانه بلای جان کبک و تیهو شوند. سیاوش خاکریزی، شکارچی اسلحه‌سازی که تفنگش را زمین گذاشته و حامی حیات وحش شده، در این مورد می‌گوید: «تفنگ‌های بادی PCP فوق‌العاده قوی هستند، قدرت ضرب آنها در حد یک تفنگ گلوله‌ای است و چون تفنگی است که زیر چهل ژول محسوب می‌شود، خرید و فروش آن آزاد است و بلای جان حیات وحش منطقه شده.»
او گونه‌های جانوری و پرندگان شکارگاه‌های پراو، دالاهو، بَمو، قراویز و.. را به خوبی می‌شناسد. «سال‌هاست که غازها در آسمان کرمانشاه دیده نشده‌اند. دال یا کرکس سیاه هم همینطور. قوها که به تعداد زیاد تا دهه شصت وجود داشتند، امروز حتی یکی از آنها را نمی‌بینید. اگر فکری به حال کبک و تیهو هم نشود رو به نابودی می‌روند. چوپان‌ها تخم‌های آنها را برمی‌دارند و شب‌ها با دام و چراغ توری خودشان را می‌گیرند.»
شکارچی و شکاربان؛ مقابل هم
سازمان حفاظت از محیط زیست تنها به شکارچی‌های محلی و بومی اجازه شکار می‌دهد و آنها را در مورد اصول اولیه شکار هنگام گرفتن پروانه توجیه می‌کند. محمدحسین فلاحتی، رئیس اداره محیط زیست شهرستان کرمانشاه می‌گوید: «در مناطق حفاظت‌شده پروانه شکار ممنوع شده و در فصولی هم که اجازه شکار داده می‌شود، محلی‌ها در اولویت هستند. البته در مناطقی مثل بیستون که ورودی به آنها زیاد است، کنترل این امر مشکل است.»
رابطه تعریف‌نشده و بعضاً خصم‌آمیز محیط‌بان و شکارچی مانع بزرگی در راه حفظ حیات وحش منطقه است. خاکریزی در این رابطه می‌گوید: «قبل از انقلاب تشکیلات منسجمی به نام کانون شکار برقرار بود که سالیانه جلسات متعددی برگزار می‌کرد. در آن دورهمی‌ها شکاربان و شکارچی تعامل رو در رو داشتند و اطلاعات خود را با هم به اشتراک می‌گذاشتند. حد و حدود شکار به طور مرتب تعریف می‌شد و فرهنگ شکار شکل می‌گرفت و قوانین برای شکارچی تفهیم می‌شد، مثل اینکه نوع ماده را نباید شکار کرد. این دو در کنار هم و به شکلی هماهنگ فعالیت می‌کردند. اما الان شکل این رابطه تغییر کرده، شکارچی و محیط‌بان دو در مقابل هم قرار گرفته‌اند و روی هم اسلحه می‌کشند.»
رابطه ناکارآمدی شکل گرفته که گاهی به قصه‌های پرغصه‌ای مثل کشته‌شدن شکارچی به دست محیط‌بان یا عکس آن ختم می‌شود؛ عملی که حمایت قانونی هم ندارد. این اتفاقات نشان‌دهنده نیازی است که به بازنگری و بازتعریف این ارتباط و قوانین محیط زیست وجود دارد.
حلقه گمشده حفاظت
سازمان حفاظت محیط زیست و شکارچی یک طرف قصه حیات وحش هستند. در طرف دیگر مردم قرار دارند و کسانی که برای شکار به دنبال گرفتن مجوز نیستند و شکار را به تفریحی بی‌قاعده و بی‌رویه تبدیل کرده‌اند. کسانی که به راحتی زیست‌بوم منطقه را به طمع اندک سودی تخریب می‌کنند و پیش می‌روند.
حامیان محیط زیست به این حقیقت واقفند و نجات زیست‌بوم و حیات وحش منطقه را در فرهنگ‌سازی دیده‌اند. خاکریزی که چندین سال است روی این موضوع متمرکز شده در این رابطه می‌گوید: «10 سال پیش، در قراویز، دالاهو و بَمو، اطراف قصرشیرین و سرپل‌ذهاب، جمعیت آهوها و میش و قوچ کم شد و احتمال انقراض آنها می‌رفت. ما با بزرگان منطقه مثل آقای حیدری ارتباط برقرار کردیم. از آنها خواستیم از این حیوانات وحشی حمایت کنند و آنها را توجیه کردیم. کار ما بعد از چندین سال نتیجه داد. الان جمعیت آهوها و گونه‌های چهارپای دیگر مثل میش و قوچ و بز‌کوهی آن‌قدر زیاد شده که به راحتی می‌توان آنها را مشاهده کرد. مردم هم به یک هماهنگی و همزیستی مسالمت‌آمیز با حیات وحش منطقه خود رسیده‌اند به طوری که آهوها تا نزدیکی روستا و منازل محلی‌ها جلو می‌آیند.» براساس اعلام اداره‌کل محیط زیست استان کرمانشاه در ابتدا تعداد آهوان منطقه قراویز سه ر‌اس بود که اکنون به ۸۰۰ تا هزار را‌س آهوی ایرانی در دشت قراویز سرپل‌ذهاب رسیده است.
این امکانی است که محیط زیست هم از آن غافل نبوده، فلاحتی، ر‌ئیس اداره محیط زیست شهرستان کرمانشاه از تلاش‌هایی که برای فرهنگ‌سازی انجام داده‌اند، صحبت می‌کند. «تا قبل از بروز پاندمی کرونا، ماموران ما به دهستان‌ها می‌رفتند، با دهیار‌ها صحبت می‌کردند و مردم را تشویق می‌کردند که کمپین‌های حفاظت از محیط زیست را تشکیل دهند.»
هر چند متولی حفاظت از محیط زیست، سازمان حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی است، هر چند تعداد نیروهای محیط‌بان در قد‌و‌قواره استانداردهای جهانی نیست، اما حیات وحش و حفظ زیست‌بوم بیش از آن‌که به تهدید و ارعاب و مامور و ضابطه نیاز داشته باشد، نیازمند درک یک ضرورت از سوی عموم است؛ ضرورتی که با صرف زمان، برقراری ارتباط سازنده و آموزش محقق می‌شود.
کرمانشاه، آن زیستگاه فرح‌بخش و دلپذیر بخشی از حیات وحش خود را برای همیشه از دست داد و در راه از دست دادن برخی دیگر است. سرزمین نیلوفر آبی، نماد زندگی و چرخه حیات، نیازمند احیای چرخه حیات زیست‌بوم خویش است.

برای حفاظت هم پشتمان خالی است، هم دستمان

گروهی از محیط‌بانان با امضای بیانیه‌ای خواهان تسریع در روند قوانین حمایتی و تغییر در قوانین و مجازات‌های شکارچیان غیر‌مجاز شدند. در این بیانیه محیط‌بانان با اشاره به شهادت هم‌رزمان خود در عرصه حفاظت اعلام کرده‌اند: «ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت دو همکار سبزپوش و دو هم‌رزم در عرصه حفاظت از محیط‌زیست، محیط‌بانان شهید مهدی مجلل و‌ میکائیل هاشمی که در حین‌ماموریت در راستای مقابله با متخلفان و شکارچیان غیرمجاز به طرز فجیع و با بی‌رحمی به درجه شهادت نائل آمدند؛ احتراماً ما جمعی از محیط‌بانان ایران، ضمن اعتراض به وضعیت فعلی، سال‌هاست سپر تیرهای متخلفان قسی‌القلب برخی شکارچیان غیرمجاز شده‌ایم، کوه، جنگل، تالاب و بیابان بارها شاهد اشک‌های ما در سوگ فراق همرزمان مظلوم‌مان بوده‌اند؛ ما برای حفاظت هم پشت‌مان خالی‌است هم دستانمان.» محیط‌بانان خطاب به مدیران بالادستی درخواست خود را اینطور مطرح می‌کنند: «ضمن تشکر از تلاش‌های ریاست محترم سازمان محیط زیست جناب آقای دکتر کلانتری و نیز فرمانده یگان سازمان حفاظت ‌محیط زیست، خواهان حمایت‌های همه جانبه سه قوه اصلی جمهوری اسلامی ایران هستیم و خواهان تسریع در روند قوانین حمایتی و تغییر در قوانین و‌ مجازات‌های شکارچیان غیر‌مجاز هستیم.»
این بیانیه ادامه می‌دهد:‌ «در این مجال لازم می‌دانیم اشاره‌ای داشته باشیم که اگر قوانین موجود به نفع ما محیط‌بانان اصلاح نشوند، بودجه اختصاصی برای یگان حفاظت محیط زیست لحاظ نشوند، قانون بکارگیری سلاح اصلاح نشوند، تعداد محیط‌بان کافی جذب و استخدام و در مناطق به کار گرفته نشوند و تجهیزات مدرن در راستای حفاظت از عرصه‌های طبیعی به کار گرفته نشوند به زودی شاهد درگیری‌های بیشتر و ‌حتی شهادت محیط‌بانان دیگری خواهیم‌ بود و‌ پویایی طبیعت و سر زندگی حیات ‌وحش زیبای کشورمان نیز به مخاطره خواهد افتاد و آیندگان نسل ما راخائن قلمداد می‌کند چرا که بر اساس اصل 50 قانون اساسی و بیانات مقام‌معظم رهبری که فرمودند: مساله محیط زیست مسئله‌ همه کشور است؛همه باید دست‌به‌دست هم بدهند و این مشکل را حل کنند ،ما نیز به تنهایی و بدون حمایت نخواهیم توانست امانتدار خوبی برای این گنجینه الهی باشیم» بیانیه محیط‌بانان اینطور پایان می‌یابد:‌ «ما محیطبانان از سران‌ محترم سه قوه قضائیه، مجریه، مقننه خواستار حمایت‌های همه جانبه از این قشر خدوم و فرزندان پاک‌ این سرزمین هستیم که تاکنون ۱۴۵ شهید و صدها جانباز تقدیم نظام جمهوری اسلامی ایران‌ کرده‌اند.»

ستون‌های کاروانسرای کوزه‌گران فرو ریخت

در شلوغی بازار کرمان و فراموشی کاروانسراهای تاریخی این بافت تاریخی، تعدادی از ستون‌های کاروان‌سرای کوزه‌گران فرو ریخت. آخرین بار سه سال پیش از این بنای قاجاری صحبت شده بود. وقتی اسکلت فلزی غولی آهنی در همسایگی این بنا بالا می‌رفت و جز کوزه‌گران، روی حریم بازار تاریخی کرمان و مجموعه گنجعلی‌خان خط می‌انداخت. ساخت سیتی سنتر سه سال قبل‌تر از این آغاز شده بود و درست در همان زمان ازکاروان‌سرای فراموش‌شده کوزه گران فقط با اعتیاد و سرنگ‌های جا مانده در آن یاد می‌شد. در خبرها می‌گفتند این بنای تاریخی قلب بازار کرمان محل بسط‌نشینی معتادان شده است. حالا اتفاق تازه‌ای جای همه زخم‌های کهنه را گرفته: بخش‌هایی از بنای قاجاریکاروان‌سرای کوزه‌گران فرو ریخته است.‌طرح‌های مرمت یا احیای کاروان‌سراهای کرمان، مغفول مانده است و کوزه‌گران یکی از فراموش‌شدگان است. روی قابی بر سر در این بنای تاریخی، این اطلاعات ثبت شده است؛ نام بنا: کاروان‌سرای کوزه‌گران، قدمت: قاجاریه، شماره ثبت: 3862، تاریخ ثبت: 25 اردیبهشت‌ماه ،1380 ثبت شده در فهرست آثار ملی ایران. هر گونه دخل و تصرف در این بنا جرم محسوب شده و شامل پیگرد قانونی است.» اما چه فایده. شهر کاروان‌سراها هر روز خلوت و خلوت‌تر می‌شود. میراث خبر، ویرانی بخشی ازکاروان‌سرای کوزه‌گران را اینطور خبری کرده است: «این کاروان‌سرای ثبت ملی در نزدیکی پروژه بزرگ ساروج پارس است که میزان زیادی ستون آهنی را رد میان بافت تاریخی کرمان و بازار سنتی آن کاشته است.»
تزریق در حجره‌ها
اولین خبرهای رسمی درباره متروک شدن کاروان‌سرای کوزه‌گران به سال 96 باز‌می‌گردد. آن زمان خبرهای بسیاری درباره رها شدن این بنای تاریخی کرمان و زندگی معتادان در حجره‌های آن منتشر شد اما مسئولان شهر و استان به این مسئله توجهی نکردند و باز هم قابلیت گردشگری این بنا نادیده گرفته شد. مهر 97 خبرگزاری مهر درباره این موضوع نوشت: دقیقا مجاور همین بنا اتاق‌ها و شبه خانه‌هایی نیمه ویرانی وجود دارد که به مرکز تجمع معتادان تبدیل شده است و شرایط بسیار نامساعدی را در مرکز گردشگری شهر کرمان ایجاد کرده است. یکی از این کارگران مرمت این بنا گفته بود: «در ابتدا که برای مرمت بازار قلعه محمود که راه ورودی کاروان‌سرا کوزه‌گران است آمدیم قرار شد این کاروان‌سرا را برای استقرار پاکسازی کنیم… در هر یک از اتاق‌های کاروان‌سرا که نزدیک ۵۰ حجره است تعداد زیادی وسایل استعمال مواد‌مخدر بیرون آوردیم، برخی از این حجره ها مملو از سرنگ بود و چند روز در حال خارج کردن زباله‌ها و آشغال‌هایی بودیم که به دلیل حضور این افراد در کاروانسرا تلنبار شده بود.» کارگر دیگری گفته بود که «در مجاورت کاروان‌سرا خانه‌هایی وجود دارد که مملو از معتادان است و اگر ما از این مکان برویم بلافاصله مجددا به این کاروان‌سرا برمی‌گردند.» مرمت‌گران گفته بودند بدنه کاروان‌سرا سالم است و برای مرمت آن نیاز به اعتبار قابل توجهی نیست و به سادگی می‌توان آن را به مکانی برای خدمات دهی به مسافران تبدیل کرد. سرانجام اگرچه بالاخره گفتند معتادان و بی‌خانمان‌ها از کاروان‌سرا رفته‌اند اما بعد از آن هم توجهی به این بنا نشد که نشد.
سایه ساروج بر بنای قاجاری
همان وقت‌ها گفته می‌شد در حالی‌که کاروان‌سرا در حال تخریب است، درست در پشت این مکان بنا سرمایه‌گذار با صرف میلیون‌ها دلار در حال احداث یک بنا بتنی بزرگ در قالب طرح ساروج است که قرار است به پارکینگ بازار بزرگ شهر کرمان تبدیل شود. کارشناسان هنوز از آسیب ابن بنا بتنی به بازار کرمان و خود کاروان‌سرای کوزه‌گران خبری نداده بودند اما فاصله کمتر از دو متری دیوارهای این دو بنا نشان می‌داد که حریم بنای تاریخی به هیچ عنوان رعایت نشده است و منظر کاروان‌سرا تحت تاثیر ساخت بنا بتنی قرار گرفته است.
کرمان و کوزه‌گران
زهرا ایرانمنش، محقق تاریخ کرمان به مهر گفته است: «کاروان‌سراها جز هویت شهر کرمان محسوب می‌شوند و به صورت زنجیره از مرز پاکستان و چین و هند تا کرمان و از کرمان تا بندرعباس، مشهد و یزد این کاروان‌سرها احداث شده‌اند.» به گفته او بنای کاروان‌سرای کوزه‌گران متشکل از ده‌ها حجره است که به صورت دو طبقه و شکیل روی هم بنا شده‌اند و سقف حجره‌های بالایی گنبه‌ای شکل است. درِ ورودی این بنا هم یک در چوبی ۱۰۰ ساله است که آن هم در وضعیت بسیار نامناسبی قرار دارد. قدمت این بنا ۱۰۰ سال است و چون در گذشته در این بنا لحاف دوزهای نیز فعالیت داشته به کاروان‌سرا لحاف‌دوزها هم شهرت دارد اما کاربری اولیه این مکان خرید و فروش کوزه بوده است. با این همه سازه بزرگ بتنی در چند متری کاروان‌سرا بالا رفت و ارتفاع گرفت.
حمایت سازمان میراث‌فرهنگی؛ معماری همخوان
ساخت مجتمعی تجاری در دل بافت تاریخی کرمان که در اطراف آن ساختمان‌های تاریخی و قدیمی مانند کاروان‌سرای کوزه‌گران، میدان تاریخی ارگ، بازار تاریخی و حتی مجموعه گنجعلی‌خان قرار گرفته است، اعتراض‌های دوستداران میراث‌فرهنگی را برانگیخته بود؛ اعتراض‌هایی که یک نوک پیکان آن به سمت میراث‌فرهنگی بود؛ چون زیر مجوز صادر شده برای این پروژه را میراث‌فرهنگی امضا کرده بود. مرداد 97، در اوج اعتراض‌ها و گلایه‌ها درباره این ساخت‌و‌ساز، معاون میراث‌فرهنگی تاکید کرده بود که معماری پروژه مجتمع تجاری در بافت تاریخی کرمان باید با بافت تاریخی کرمان هم‌خوانی داشته باشد. در توضیح سازمان میراث‌فرهنگی (وزارتخانه امروزی) به ایسنا آمده بود: «اجرای طرح پروژه سیتی‌سنتر ساروج پارس شهر کرمان (گودال خشت‌مال‌ها) بر اساس کلیات نشست شورای فنی در سال ۱۳۹۱ صورت گرفته است.» بر اساس این توضیح نشست‌های مختلفی در این خصوص برگزارش شده و در نهایت معاون میراث‌فرهنگی بر لزوم همخوانی معماری این پروژه با بافت بازار کرمان تاکید کرده بود.
از سال ۹۱ شورای فنی سازمان میراث‌فرهنگی با طرح ساختِ سیتی‌سنتر در مرکز و روی بافت تاریخی کرمان آشنا شدند و از همان زمان مدیران استانی مسئولیت را از گردن خود باز کردند. چنان که در مرداد 96، که ساخت این مال در بافت آغاز شده بود و به حریم توجهی نداشت، وقتی اسکلت فلزی بالا رفت و از میان کاروان‌سرای کوزه‌گران و بازار کرمان و حریم مجموعه گنجعلی‌خان گردن کشید، حمید روحی، معاون وقت میراث‌فرهنگی استان کرمان گفت: «کلیات اجرایی این طرح بر اساس مصوبات شورای فنی سازمان میراث‌فرهنگی تایید شده است. همه مصوباتی که مربوط به پروژه “گودال خشت‌مال‌ها” بوده سال ۱۳۹۱ در شورای فنی سازمان در جلسات متعدد مطرح شده است.»
امید ابراهیمی،‌ دوستدار و فعال میراث‌فرهنگی استان کرمان تیرماه آن سال وضعیتِ امروزی مالِ تجاری در حال ساخت در بافت تاریخی کرمان و درست روی بافت این شهر را آن‌قدر نامناسب دانسته و به ایسنا گفته بود: «تیشه به ریشه زدن یعنی روی محله‌ی ۴۰۰ ساله “گودال خشت‌مال‌ها” و در یک متری چندین کاروان‌سرا، تیمچه ثبت ملی شده و بازار بزرگ کرمان که می‌توانند با معماری منحصر به فرد دوره‌های تیموری، صفوی، قاجار و پهلوی، ثبت جهانی شوند، سیتی‌سنتری بسازیم که در عرصه، حریم فنی، منظری، کیفی و حتی ارتفاعی که همیشه مسئولان از آن صحبت می‌کنند، قرار گرفته است.» او بروز این اتفاق را در عین ناباروری همراه با سکوتِ سازمان میراث‌فرهنگی و البته با مجوز میراث‌فرهنگی استان کرمان دانسته بود.
«از چند سالِ گذشته با پایان گودبرداری‌ها و نصبِ ستون‌های فلزی، این مال تجاری به کمتر از یک متری “کاروان‌سرای تاریخی کوزه‌گران” نزدیک شده و در نزدیکی بازار بزرگ کرمان قد افراشته است، به طوری که حتی پنجره‌های مغازه‌های قدیمی بازار به روی میله‌های اسکلت آبی‌رنگ سیتی‌سنتر باز می‌شود.» این فعال میراث‌فرهنگی آن زمان گفته بود که فقط یک معجزه می‌تواند بافت تاریخی و میدان ارگ و مجموعه‌ی گنجعلی‌خان کرمان را از این وضعیت نجات دهد. معجزه اما رخ نداد و ستون‌های بنای صدساله فروریخت.

اختلال مختصر یا فیلترینگ

شبکه اجتماعی نوظهور کلاب‌هاوس، که حدود چند ماه است در جهان و در ایران گل کرده، به نظر می‌رسد به سرنوشت دیگر شبکه‌های اجتماعی تاثیرگذار دچار شده است؛ فیلترینگ. همان سرنوشت یوتیوب، فیسبوک، توییتر و تلگرام. برخی کاربران از اختلال در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس خبر داده‌اند؛ مسئولان اما آن را اختلالی مختصر توصیف کرده‌اند.زمزمه‌ها در مورد فیلتر شدن کلاب‌هاوس بالا گرفت و موضوع تا حدی پیش رفت که وزیر ارتباطات، آذری جهرمی در واکنش گفته است، کلاب‌هاوس فیلتر نیست و نباید با این حرف‌ها «تشویش اذهان عمومی کرد». او همچنین گفت «مشکلاتی که برای کاربران ایجاد شده ممکن است ناشی از مسائل فنی باشد.»
وزیر جوان که خود در حال صحبت در یک روم (اتاق) کلاب‌هاوس بود، با اشاره به « اختلالات مختصر روی ارتباطات همراه اول» گفت: «هم اکنون ۶۴۰۰ نفر در این روم حضور دارند و به نظر می‌رسد ماجرای فیلتر بودن، بیشتر یک فرافکنی است» و «فیلتر کردن، قواعد خاص خودش را دارد.»
از دیروز، جمعه اما بسیاری از کاربران فضای مجازی از فیلتر شدن این شبکه اجتماعی خبر داده‌اند. از صبح دیروز دسترسی کاربران همراه‌اول، ایرانسل و مخابرات ایران به شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس غیرممکن شده است. در حالی که محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور، روز 17 فروردین در جمع خبرنگاران گفته بود، برنامه‌ای برای فیلتر کردن کلاب‌هاوس وجود ندارد.
با این حال هنوز برخی این ادعا را نمی‌پذیرند و آن را به اختلال در شبکه مربوط می‌دانند. از جمله علیرضا معزی، معاون دفتر روحانی که در توئیتی نوشته است، «کلاب هاوس فیلتر نشده» اما استقبال شهروندان و گفت‌وگوهای موثر در این شبکه اجتماعی، «برخی را آن‌قدر مضطرب ساخته که زمزمه مسدود ساختن را از سر بگیرند.» معزی به صورت تلویحی گفته که این «برخی» همان کسانی هستند که تلگرام را فیلتر کرده‌اند: «گویا فیلترینگ شکست‌خورده تلگرام عبرت نشده است.»
روابط عمومی وزارت ارتباطات: اختلال کلاب‌هاوس عادی نیست
در حالی که وزیر ارتباطات پنجشنبه از اختلال در کلاب‌هاوس صحبت کرده بود، در نهایت، روز جمعه جمال هادیان، مدیر روابط عمومی وزارت ارتباطات در گفت‌وگو با روزنامه شرق ضمن تایید وجود اختلال در کلاب‌هاوس، اعلام کرد این اختلال‌ها عادی نیستند و توسط اپراتورها اعمال نمی‌شوند. او همچنین گفته است که «انسداد کلاب‌هاوس در کارگروه تعیین مصادیق حتی مطرح هم نشده است.» او همچنین اختلال عمدی را رد کرده، اما گفته «اگر عمدی‌بودن اختلال انجام‌شده اثبات شود، مرتکبان این اقدام با مجازات قانونی مواجه خواهند بود.»
از سوی دیگر، مجتبی توانگر، نماینده مجلس در توییتی، تلویحا فیلتر شدن کلاب‌هاوس را تایید کرده و آن را به دولت منتسب کرده است: «دستور جلسات کمیته تعیین مصادیق مجرمانه به درخواست نمایندگان دولت محرمانه‌ شده‌اند و همین امر موجب شده تا دولت از تصمیماتی که خود آمر آن بوده برای جهت‌دهی به افکار عمومی بهره‌برداری کند.» از سوی دیگر، محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس نیز در اتاق گفت‌وگویی در کلاب‌هاوس ادعا کرده که حکم فیلترینگ این شبکه اجتماعی از سوی نهادی برای اپراتورهای تلفن همراه ارسال شده اما نمی‌تواند بگوید این موضوع را از کجا شنیده است.
چند روزی است که حرف و حدیث‌ها برای فیلتر کردن، محدود کردن یا جایگزینی کلاب‌هاوس با یک شبکه داخلی به گوش می‌رسد. دیروز در میان گمانه‌زنی‌ها در مورد فیلترینگ کلاب‌هاوس، خبرگزاری فارس سخنان امیر خوراکیان، معاون حقوقی و امور مجلس مرکز ملی فضای مجازی را منتشر کرده که در آن، ادعا می‌شود «ایجاد مشابه داخلی کلاب‌هاوس به راحتی مقدور است.» او گفته ایجاد سرویس داخلی، «به معنای بستن مشابه خارجی آن نیست»، بلکه «می‌خواهیم کشور از یک استقلال نسبی در این حوزه‌ها برخوردار شود.»
فارغ از اینکه چنین حرف‌هایی در مورد تلگرام، اینستاگرام، واتس‌اپ، و سایر پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های خارجی پرمخاطب دیگر هم گفته می‌شد و پروژه حمایت از شبکه‌های اجتماعی داخلی، با وجود سرمایه‌گذرای‌های کلان، در نهایت با عدم استقبال مردم مواجه شد و شکست خورد، انتشار این خبر در روزی که زمزمه فیلتر شدن کلاب‌هاوس دهان به دهان می‌چرخد، بر گمانه‌زنی‌ها افزود.
سخنان غیر رسمی از مقامات رسمی
شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس، یک شبکه مبتنی بر صوت است و افراد مختلف می‌توانند اتاق‌ها یا به اصطلاح، روم‌هایی را برای گفت‌وگو در مورد موضوعات مختلف ایجاد کنند یا به اتاق‌های دیگران، وارد شوند و گفت‌وگوهای بی‌واسطه‌ای را با همه افراد حاضر داشته باشند.
در چند روز گذشته با گُل کردن کلاب‌هاوس در ایران، افراد زیادی در این شبکه حضور یافتند و حرف‌هایی زدند که شاید نمی‌توانند در فضای رسمی و پشت تریبون آن را بیان کنند. از گفت‌وگوی چالشی ظریف و صالحی و همتی با منتقدان گرفته تا سخنان علی مطهری در مورد حجاب اختیاری و واکنش‌ها به این سخنان.
یکی از جنجال‌ها، سخنان محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در یکی از اتاق‌های کلاب‌هاوس بود. او در مورد موضوعات مختلفی از جمله قرارداد 25 ساله ایران و چین حرف زد و گفت که همین الان مشکلاتی درباره اف.ای.تی.اف داریم مانع همکاری ایران با روسیه و چین می‌شود. ظریف در بخش دیگری از سخنانش گفت: «من نه به نگاه به شرق اعتقاد دارم و نه نگاه به غرب. معتقدم نگاه ما در سیاست خارجی باید تعاملی و متناسب با همه دنیا باشد.» و «حتی اگر‌ نگاه به شرق داشته باشیم تحریم و اف.ای.تی.اف مانع هستند. نگاه به شرق زمانی که خود چین نگاهش به غرب است معنا ندارد.»
ظریف با انتقاد از چین گفت، «این چینی‌ها بودند که از سال ۹۲ که ما به سر کار آمدیم و درخواست رابطه استراتژیک کردیم تا سال ۹۴ به ما پاسخ ندادند چون شرایط قطعنامه‌های قبلی زمینه را برایشان فراهم نمی‌کرد.»
جنجال دیگری که در کلاب‌هاوس ایجاد شد، سخنان علی مطهری بود. او با انتقاد از طرفداران حجاب اختیاری گفت: «من حجاب را انتخاب نمی‌بینم و به آزادی در آن اعتقاد ندارم.» سخنانی که واکنش‌های افراد در فضای حقیقی و مجازی را به دنبال داشت و باعث شد تا در نهایت، اعلام کند که «برداشت مناسبی» از سخنانش صورت نگرفته است: «من نمی‌خواهم با آمدنم در مسئله حجاب سخت‌گیری کنم.»
مشکل، چند‌صدایی است
از همان روزهای ابتدایی سال جدید در ایران، گفت‌وگوهای نسبتا باز و حرف‌های ناگفته‌ای از سوی برخی از مسئولان دولتی و غیر‌دولتی در این شبکه اجتماعی، نام آن را بر سر زبان‌ها انداخت.
گرچه می‌شد پیش‌بینی کرد که این روند نمی‌تواند از سوی برخی از جریان‌ها و گروه‌ها تحمل شود. برخی کاربران در توییتر به این خبر واکنش نشان داده و آن را «جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات» خوانده‌اند. کاربر دیگری نوشته: «مشکل، چندصدایی است. نباید صدایی جز آنچه که در صدا و سیما شنیده می‌شود، به گوش کسی برسد.»
کاربر دیگری به موضوع نظارت سازمان صدا و سیما بر فضای مجازی اشاره کرده و نوشته است: «از زمانی که این قانون در مجلس تصویب شد، پیش‌بینی چنین روزهایی را می‌کردیم.» قانونی که این کاربر به آن اشاره کرده، قانونی است که نمایندگان مجلس در آخرین روزهای پایانی سال 99 تصویب کردند و صدا‌و‌سیما برای نظارت بر تمام مراحل تولید آثار حرفه‌ای در فضای مجازی موظف شد.
متن مصوب این قانون می‌گوید: «مسئولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر و نظارت بر آن، منحصراً بر عهده سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا) سازمان صداوسیما است.»

زندگی توفان‌زده در شرق کرمان

می‌دانید ماهی یک روز هوای پاک داشتن یعنی چه؟ زندگی شرق‌نشینان کرمان این گونه است اما در خبرها نشانی از آنها و احوالشان نیست. مشکلات تنفسی بیداد کرده و تمام روز خانه‌های اهالی پر از گرد و خاک است. مشکل وقتی حادتر می‌شود که در فصل برداشت تنها محصولشان، توفان حمله کند و در یک روز کل زندگی‌شان را به باد می‌دهد. نخلی که زیر بار رمل رفته، آرام آرام خشک می‌شود و خشکیدگی خرما سال به سال محصول بیشتری از مردم می‌گیرد.«مثل سگ ناغافل حمله می‌کند». اهالی روستاهای شرقی کرمان توفان را با این جمله وصف می‌کنند. می‌گویند هنگام توفان روز به یکباره شب می‌شود و چشم چشم را نمی‌بیند. هوا که غبار‌آلود می‌شود حتی ماشین‌ها هم در امان نیستند.
پلاک‌ها خوانده نمی‌شود
در صندوق عقب ماشین همه مردم ظرفی پر از ریکا (مایع ظرفشویی) است. احمد مسعودی از اهالی بم می‌گوید: «به محض اینکه توفان شد، ماشین را کنار جاده پارک می‌کنیم و سطحش را با ریکا می‌پوشانیم. اگر این کار را نکنیم یک روز نشده رنگ ماشین می‌رود.»
بدنه، چراغ، پلاک، سپر هیچ جزئیاتی از توفان در امان نیست. ریکا روی تمامی ماشین پاشیده می‌شود. با این حال رنگ شماره‌ پلاک بیشتر خودروها رفته.
فقر حتی در شدت خسارت از توفان هم تاثیر دارد. افرادی که غنی‌ترند با شیشه دوجداره جلوی غبار را می‌گیرند، دیگران اما همواره خانه‌ها و ریه‌هایشان غرق خاک است.
ایمان رنجبران که در اداره راهداری ریگان کار می‌کند به «پیام‌ما» می‌گوید که هر روز که وارد اتاقش می‌شود قبل از هر چیز با دستمال صندلی و میزش را از غبار پاک می‌کند: «اگر یک روز این کار انجام نشود، کل اتاق غرق خاک می‌شود.»
فقط میز و صندلی نیست، سیستم‌های الکترونیکی بالاترین آسیب را از این گرد‌وغبار می‌بینند: «سالانه 4، 5 بار باید سیستم‌ها سرویس شوند، هر چند که عمر تجهیزات در این منطقه یک پنجم سایر نقاط استان است.»
مشکل تنفسی، رایج‌ترین بیماری است
محمد برجی یک بازنشسته آموزش‌و‌پرورش است که توفان جان یکی از اقوامش را گرفته است. می‌گوید به یک اردو رفته بودند که در میانه راه درگیر توفان شدند: «از 7 نفر 5 نفر جان سالم به در بردند و دو نفر دیگر روانه خاک شدند.»
برجی ساکن فهرج است. او و و خانواده‌اش مثل سایر فهرجی‌ها درگیر مشکلات تنفسی است. می‌گوید در این منطقه خانواده‌ای پیدا نمی‌شود که یکی از اعضایش دچار آسم، مشکلات ریوی و تنفسی نباشد.
نیمی از شرق کرمان بیابان است
از چهار دهه پیش راهکار منابع طبیعی برای این مردم پاشیدن مالچ نفتی بوده. شرق کرمان شامل چهار شهرستان ریگان، فهرج، نرماشیر و بم است. مجموعا دو میلیون و 300 هزار هکتار که حالا طبق گفته منابع طبیعی این استان نیمی از آن بیابان است؛ دقیقا یک میلیون و 300 هزار هکتار بیابان.
نیمی از کانون‌های حساس مالچ‌پاشی شد
تمرکز منابع طبیعی بر کانون‌های حساس به فرسایش بادی است. مناطق استراتژیکی که یا در نزدیکی خانه‌های مسکونی‌اند یا نزدیک جاده مواصلاتی. در همین رابطه حدود 11 هزار هکتار کانون حساس شناسایی شده است. تاکنون روی 5 هزار و 600 هکتار از این اراضی مالچ نفتی پاشیده شده است و قرار است تا سه ماه دیگر این عدد به 6 هزار و 500 هکتار برسد.
با وجود مالچ‌پاشی نیمی از کانون‌های حساس به فرسایش بادی اما همچنان این مردم سهمی از هوای پاک ندارند. به طوری که در سالی که گذشت مردم ریگان 13 روز، فهرج 33 روز و بم 15 روز هوای پاک را تجربه کردند. این میان شهرستان نرماشیر به طور کلی از داشتن دستگاه سنجش کیفیت هوا محروم است.
شرق کرمان هوا ندارد
مهرانگیز حیدریان، رئیس اداره پایش محیط زیست در گفت‌وگو با «پیام‌ما» وضعیت سال 99 در این سه شهرستان را این گونه رصد می‌کند: «در ریگان، 13 روز هوای پاک، 191 روز قابل قبول، 58 روز ناسالم برای گروه‌های حساس، 17 روز ناسالم برای همه، 6 روز بسیار ناسالم و 8 روز خطرناک بود. به طور کلی وضعیت این سه شهرستان از نظر گرد‌و‌غبار از بدتر به بهتر شامل ریگان، فهرج، نرماشیر و در آخر هم بم است.»
اطلاعات اداره پایش محیط زیست نشان می‌دهد که وضعیت فهرج نیز تفاوت چندانی با ریگان ندارد. در فاصله زمانی این یک سال مردم فهرج فقط 33 روز هوای پاک داشتند. 225 روز از سال هوا برای تنفس قابل قبول بوده و 40 روز هم برای گروه‌های حساس ناسالم بوده است. همچنین 16 روز از سال 99 وضعیت به گونه‌ای شده که هوا برای عموم مردم ناسالم شده و 6روز در وضعیت بسیار ناسالم و 7 روز هم خطرناک بوده است.
اطلاعات پایش کیفیت هوای بم به مراتب کمتر از فهرج و ریگان است. حیدریان علت این را خراب بودن دستگاه‌های سنجش می‌داند. به گفته او پایش اطلاعات در روزهایی که دستگاه سنجش کار می‌کرده تنها یک روز هوای پاک را در بم نشان داده است.
جزئیات این اطلاعات در بم بدین صورت است: «15 روز هوای پاک، 195 روز قابل قبول،47 روز ناسالم برای گروه‌های حساس، 27 روز ناسالم برای همه، 2 روز بسیار ناسالم و 2 روز هم خطرناک.»
نسخه مالچ نفتی درحالی جواب نداده که حالا این استان به سمت خشکسالی بیشتر هم گام بر می‌دارد. پیش‌بینی‌های هواشناسی سال آبی ۱۴۰۰ نشان می‌دهد که کرمان به همراه ۹ استان دیگر در صدر جدول خشکسالی کشور قرار دارند.
از سوی دیگر محیط زیست این شهرستان نسبت به بروز تبعات این مالچ‌ها هشدار می‌دهد. مرجان شاکری به «پیام‌ما» می‌گوید: «هنوز مشخص نیست که اگر زمانی گرد‌و‌غبار به این مالچ‌های نفتی آلوده شود، چه تبعاتی خواهد داشت و چه بلایی سر دستگاه تنفس مردم می‌آید.»
محیط زیست مجوزی برای مالچ‌پاشی نداده است
به گفته شاکری تمامی این مالچ‌ها بدون مجوز محیط زیست در این مناطق پاشیده شده است. او می‌گوید: «محیط زیست هیچ مجوزی برای پایش این مالچ‌ها صادر نکرده و منابع طبیعی هم اجازه پایش آن‌ها را نمی‌دهد. وقتی که منابع طبیعی حاضر نیست که آزمایش‌های اولیه را انجام دهد، مسلما مالچش استاندارد نیست.»
با وجود تردید و اعتراض محیط زیست، مهدی رجبی‌زاده، مدیرکل منابع طبیعی شمال استان کرمان مالچ‌پاشی را «ثمربخش‌ترین» شیوه مقابله با گرد‌و‌غبار می‌داند. او مدعی است که در تمام مناطقی که مالچ نفتی پاشیده شده مردم شاهد کاهش ریزگردها بوده‌اند. هرچند اطلاعات دستگاه‌های سنجش کیفیت هوا، ادعای او را تایید نمی‌کند.
او می‌گوید:«قرار نیست شرق کرمان مانند شمال شود، مردم باید با گرد‌و‌غبار سازش کنند. ما با یک مکان کاملا بیابانی و تحت تاثیر بادهای شدید سر و کار داریم، به طوری که باد در کل 12 ماه سال می‌وزد. 6 ماه اول تحت تاثیر بادهای شمالی و 6 ماه دوم هم بادهای جنوبی.» به گفته او از کل اعتباراتی که تاکنون برای مقابله با ریزگرد گذاشته شده بیشترینش در منطقه ریگان و فهرج و بخشی هم در نرماشیر خرج شده و غالب این اعتبارت نیز در بخش مالچ نفتی بوده است.
افزایش گرد‌و‌غباردلیلی بر بی‌تاثیری مالچ نیست
مدیر‌کل منابع طبیعی شمال استان کرمان معتقد است که افزایش روزهای درگیر گرد‌و‌غبار دلیلی بر بی‌تاثیری مالچ پاشی نیست چرا که تاثیر این مالچ‌ها بر مهار توفان و رمل‌هاست. «تمرکز ما روی رمل‌ها و توفان است و سعی داریم خسارات را کم کنیم.» رجبی‌زاده مدعی است که به عکس توفان‌ها، منبع گرد‌و‌غبار استان بیشتر از آن‌که داخلی باشد، خارجی است.
صد درصد توفان‌های کرمان منشا داخلی دارد
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس نیز تا حدی این موضوع را تایید می‌کند. این گزارش که در سال 98 منتشر شده، نشان می‌دهد که 100 درصد توفان‌های گرد و خاک در کرمان منشا داخلی دارند. بر اساس این گزارش دو سال پیش در این استان 31 توفان گرد و خاک ایجاد شده که منشا همه آن‌ها داخلی بوده است.
گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس البته منتقد سیاست‌ها و روش‌های اجرا شده در مهار توفا‌ن‌های گرد‌و‌غبار است. در بخش‌هایی از این گزارش آمده است که عملکرد دستگاه‌ها در مهار ریزگردها مطلوب و قابل توجه نبوده و عملا هیچ گونه تاثیر ملموسی مشاهده نشده است.
شواهد این موضوع در بهمن 99 نیز هویدا بود؛ توفان ۴۳ راه ارتباطی به ریگان را مسدود و ۱۹ نفر را راهی بیمارستان کرد. در 21 بهمن ماه شدت این توفان به حدی رسید که 150 روستا در محاصره شن‌های روان قرار گرفتند. آن زمان فرماندار ریگان از 16 روستایی گفته بود که به واسطه همین توفان‌ها خالی از سکنه شده‌اند.
تعاملی بین محیط زیست و منابع طبیعی نیست
عیسی عارف‌کیا، فعال محیط زیست و رئیس پیشین محیط زیست بم علت اصلی ناموفق بودن سیاست‌های مقابله با را ریزگرد را ناهماهنگی منابع طبیعی و محیط زیست می‌داند. عارف‌کیا به «پیام ما» می‌گوید: «تعاملی بین محیط زیست و سازمان جنگل‌ها وجود ندارد و برای مقابله با ریزگرد راهکارهایی به کار می رود که در دنیا منسوخ شده است.»
اشاره اصلی او به استفاده از مالچ نفتی برای کنترل ریزگرد است: «مالچ بر پایه مواد نفتی است و تابش مستقیم آفتاب باعث می‌شود که این ماده از حالت جامد به گاز تبدیل شود. این فرایند در بلندمدت هم در دستگاه تنفس افراد تاثیر خواهد گذاشت و هم در بروز سرطان.»
به گفته او سه عامل کاهش نزولات آسمانی، ساخت سد «نسا» و افزایش بی‌رویه کشاورزی در بروز پدیده گرد‌و‌غبار در این چهار شهرستان موثر است. او می‌گوید: «یکی از دلایل خیلی مهم در بروز ریزگرد در فهرج، نرماشیر و ریگان سیاست دولت بر اشتغال‌زایی مردم از طریق کشاورزی بود. بیش از هزار موتور پمپ برای کشاورزی در این مناطق واگذار شده و نتیجه‌اش نخلستان‌هایی است که روز به روز سفره‌های آب زیرزمینی را خالی‌تر می‌کنند.»
افزایش بی‌رویه استفاده از سفره‌های زیرزمینی مسئله‌ای است که اهالی ریگان نیز به آن اشاره دارند. زین‌العابدین شهمرادزاده از اهالی روستای شور آباد ریگان است که 100 درخت نخلش در توفان سال پیش خشکید. او به «پیام ما» می‌گوید: «شن و ریگ به قدری زیاد است که سالی یک بار مجبوریم خاک جمع‌شده پشت دیوار باغ و خانه‌مان را با لودر یا تراکتور کنار بزنیم.»
به گفته شهمرادزاده در منطقه‌ای که تا اواسط دهه 60 با یک متر حفر چاه به آب می‌رسیدند حالا با کندن 50 متر هم آب پیدا نمی‌شود. او دلیل این امر را چاه‌های مجاز و غیرمجازی می‌داند که 500 متر به 500 متر در جای‌جای این آبادی حفر شده‌ است.
عارف‌کیا هم معتقد است که این برداشت‌های بی‌رویه در بلندمدت منجر به کویرزایی شده چون هم رطوبت خاک را کم کرده است و هم نخلستان‌ها را خشک.
سد نسا از دیگر عواملی است که به گفته این فعال محیط زیست و اهالی منطقه ریگان با مسدود کردن مسیر آب، جلوی سیلاب‌های فصلی که کهورهای منطقه را آبیاری می‌کرد، گرفته و رفته رفته پوشش گیاهی را خشک کرده است. با خشکیدن و از بین رفتن این بادشکن‌های طبیعی در کنار کاهش رطوبت خاک، هم ریزگردها بیشتر شد و هم عارضه‌های همچون خشکیدگی خرما.
هیچ گزارش مستندی از رشد سرطان و مشکلات تنفسی در منطقه منتشر نشده است. اما همین سه روز پیش 13 نفر از اهالی ریگان به دلیل مشکلات تنفسی راهی بیمارستان شدند؛ این پیامد غلظت سه برابر حد مجاز ریزگردها در هوا بود. برآورد سازمان بهداشت جهانی هم نشان می‌دهد که سالانه حدود پانصد هزار نفر در اثر مواجهه با ذرات معلق هوا دچار مرگ زودرس می‌شوند.
نتایج این سازمان نشان داده شد که ذرات کوچکتر از 5/2 میکرون به صورت جدی بر سلامتی تاثیر گذاشته و مرگ ناشی از بیماری‌های تنفسی، عروقی و قلبی و سرطان ریه را افزایش می‌دهد. در مواجهه‌های‌ طولانی مدت با این ذرات نیز، به ازای افزایش هر 10 میکروگرم در مترمکعب، 6 درصد نرخ مرگ و میر افزایش می‌یابد. به‌ازای همین افزایش، بیماری‌های قلبی- عروقی به میزان 12 درصد و سرطان ریه نیز به میزان 14 درصد افزایش می‌یابد.

«کاروانسرای عباسی» از پشت دیوارها گردن نکشید

دیوارهای سفید رنگ هنوز پابرجاست. ایستاده به تماشای میدان اصلی شهر و رهگذرانش. هرچند وجب، تابلوی «تصویربرداری ممنوع» روی تنش حفظ شده با سیم‌های خاردار بلندی روی لبه‌ها که هوس فرار را از ذهن زندانیان دور می‌کرد. دیوارهای زندان شهر بلند بالاست و فکر خراب شدن ندارد. کاروانسرا پشت دیوارهای بلند، پنهان است و دست مردم شهر از آن کوتاه. تابستان امسال قرار بود، دیوارها خراب شوند و کاروانسرا به شهر بازگردد، وعده‌ها بی‌سرانجام ماند، هنوز هیچکدام از شهروندان روی بنای صفوی را ندیدند و انگار قرار هم نیست که ببینند، هنوز کسی در محوطه و پله‌های کاروانسرای ۲۰ حجره‌ای قدم نگذاشته، تنها قدیمی‌ترها و آن‌هایی که زندانی در کاروانسرا داشتند، از زیر و بم آن خبر دارند و گویی قرار است تنها همان‌ها منبع اصلی خبر باقی بمانند. آزاد کردن کاروانسرای حبس شده در زندان، به خیالی خام بدل شده؛ زیرا که مسئولان سازمان زندان‌ها خیال فرو ریختن دیوارهای بلند را ندارند. با اینکه ندامتگاه به زندان تازه ساختی در جاده سمنان به دامغان منتقل شده اما ساختمان اداری زندان هنوز در محوطه کاروانسرا باقی‌مانده است. تابستان امسال وعده‌ی فرو ریختن دیوارها به مردم شهر داده شد. اداره زندان‌ها راضی به ترک ساختمان شده بود و قرار بود کاروانسرا یا به شهرداری واگذار شود تا در آن گذر فرهنگی برپا کند، یا به اداره میراث‌فرهنگی برگردد تا مرمت شود و در معرض دید عموم قرار بگیرد. تا آن زمان البته حرفی از واگذاری و گرفتن زمین یا ساختمان معوض به اداره زندان‌ها هم شده بود. با اینکه چندباری مسئولان شهرداری و شورای شهر سمنان و مسئولان میراث‌فرهنگی ادعا کرده بودند که دادن ساختمان معوض به مثابه فروش این کاروانسرای ثبتی است.
با این حال سروش هاشمی، مسئول حفظ و احیای بناها در اداره کل میراث‌فرهنگی سمنان به شهروند گفته بود: «به نظر می‌رسد که اداره کل زندان‌ها نمی‌خواهد این بنا را به میراث‌فرهنگی واگذار کند و می‌خواهد آن را به فروش برساند، مسأله‌ای که خارج از چارچوب قانونی است، زیرا نمی‌توان بنای ثبتی را به فروش رساند.»‌ همین هم شد. کاروانسرا قرار بود با ان‌قولت واگذار شود، صحبت از سندی به میان آمد که پیشتر هم وجود داشت اما حضورش چندان جدی گرفته نمی‌شد دارد. سندی که مسئولان میراث‌فرهنگی حتی خبر نداشتند، چگونه به سازمان زندان‌ها رسیده است. ادعای نه چندان تازه سازمان این بود که برای حضور در این بنا سند رسمی دارد. مهدی جمال، مدیرکل میراث‌فرهنگی استان سمنان، مرداد ماه به یکی از رسانه‌ها گفته بود که فرآیند واگذاری کاروانسرا به اداره کل زندان‌ها مجهول است: «سال ۵۹ کاروانسرای شاه عباسی به شماره پلاک ثبتی ۳۶.۸ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. حتی‌ سال ۱۳۶۲ اداره کل میراث‌فرهنگی استان در محل این کاروانسرا بود، تمام برگه‌های واگذاری این کاروانسرا هم موجود است، اما اینکه اداره کل زندان‌ها چطور مجوز گرفته که در این محل زندانی احداث کند، برای ما و سایر مسئولان میراث‌فرهنگی هم مجهول است.»
مخالفان واگذاری با شرط و شروط
همان زمانی که زمزمه‌های واگذاری کاروانسرا مطرح شد، عده‌ای از بدنه شهرداری سمنان خواستار واگذاری این بنا به مدیریت شهری شدند تا بتوانند آن را به گذری فرهنگی تبدیل کنند. مسعود سیادتی، رئیس شورای شهر سمنان گفته بود: «برنامه‌ مدیریت شهری این است که ضلع غربی این گذر به خیابان سعدی و ضلع شرقی آن متصل به گذر موزه سلامت و بیمارستان تدین سابق شود. این گذر از سویی دیگر به باغ‌راهی متصل می‌شود که امکان دید به محدوده باغ فیض و امامزاده علی‌اکبر و میدان ارگ سمنان را دارد.» کشمکش میان شهرداری و میراث‌فرهنگی ادامه داشت تا جایی که ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه به سمنان آمد و حجت را برهمه تمام کرد. او اعلام کرد که بنای تحت مالکیت سازمان زندان‌ها، یعنی «کاروانسرا باید به شهرداری واگذار شود.» میراث‌فرهنگی عقب نشینی کرد و ادعاهای قبلی دیگی تکرار نشد. اما دراین میان، عده‌ای از بدنه شهرداری و شورای شهر سمنان با این واگذاری مخالف بودند، زیرا می‌دانستد که در پس پرده، شهرداری باید ساختمانی را به سازمان زندان‌ها واگذار کند، تا آن‌ها به آنجا نقل مکان کنند. «مهدی خراسانیان»، یکی از اعضای شورای شهر سمنان، به روزنامه «پیام‌ما» اطلاعات تازه‌ای از این واگذاری می‌دهد: «پول شهرداری پول املاک و اموال مستقیم مردم شهر است و جز برای مردم شهر نباید هزینه شود، در ثانی شهرداری بودجه دولتی نمی‌گیرد و درآمدش از خود شهر است. درحالی‌که سازمان زندان‌ها، بودجه جداگانه دارد. بنابراین شهرداری سمنان با اداره امور زندان‌ها حساب و کتابی ندارد که بخواهد به ازای ساختمانشان در محوطه کاروانسرا به آن‌ها ساختمان دهد.» او که جزو مخالفان اصلی واگذاری با قید و شرط کاروانسرا به شهرداری است می‌گوید که این نهاد فرهنگی باید در اختیار میراث‌فرهنگی قرار گیرد چون قانون اینطور نوشته است. او می‌گوید که مطابق با بند ۲۱ ماده ۳۴ و ۳۵ قانون شهرداری‌ها، شهرداری و میراث‌فرهنگی تنها باید در حفظ و نگهداری آثار ثبتی تشریک مساعی داشته باشند: «حالا سازمان زندان‌ها می‌خواهد ساختمانی از شهرداری در خیابان قدس سمنان، نبش میدان عدالت بگیرد. اکنون سازمان فرهنگی شهرداری و دانشگاه شهرداری آنجا هستند. یعنی شهرداری ملک خودش را که کارکنانش اکنون در آنجا قرار دارند را واگذار کند و در عوض کاروانسرا را بگیرد و تبدیل به گذر کند.» او می‌گوید که تا زمانی که فرآیند واگذاری انجام نشود هم سازمان زندان‌ها حاضر به فرو ریختن دیوارهای بلند نیست.
گروکشی دنباله دار سازمان زندان‌ها
گروکشی سازمان زندان‌ها با شهرداری هم ریشه در همان سندی دارد که طریقه واگذاری آن از سوی متولیان میراث‌فرهنگی همچنان مجهول است. سایت خبری مرآت، رسانه محلی استان سمنان شهریور سال گذشته نوشته بود که مدیران وقت میراث‌فرهنگی استان چندباری از سازمان زندان‌ها خواسته بودند که اصل سندی که نشان می‌دهد، این بنا به نام آن‌هاست را منتشر کنند: «سال ۹۱ حمید یزدانی، مدیر کل وقت میراث‌فرهنگی استان سمنان در نامه‌ای به مدیرکل زندان‌ها خواستار اعلام زمان دقیق تخلیه کاروانسرا شده بود، سه‌سال بعد در‌ سال ۹۴ نیز حسین خواجه بیدختی، مدیر‌کل وقت میراث‌فرهنگی استان در نامه‌ای به سازمان‌ها خواستار اصل سند واگذاری این بنا شده بود.»
طرح تعریض و سند تک برگ
سازمان زندان‌ها و شهرداری اما مسئله دنباله دار دیگری نیز دارند که سرنوشت آن به نوعی به شرایط امروز کاروانسرا و مساله مجهول سند نیز مرتبط است. خراسانیان می‌گوید ماجرا از سال ۸۶ و همزمان با طرح تعریض خیابان سعدی، یعنی همان خیابانی که کاروانسرا در آن قرار دارد، آغاز شد. او می‌گوید آن زمان مقرر شده بود که در اجرای طرح تعریض خیابان سعدی، بخشی از زمین سازمان زندان‌ها در اختیار شهرداری قرار گرفت، در عوض اداره کل زندان‌ها هم می‌بایست سند خود را به شهرداری نشان می‌داد: «مسئولان اما آن زمان سندی نشان ندادند.» سال ۹۱ زمانی که خراسانیان خود سکاندار شهرداری سمنان می‌شود، باردیگر ماجرای غرامت سازمان‌ زندان‌ها نیز مطرح می‌شود، سازمان بازهم سندی ارائه نمی‌کند. «سال ۹۶ یعنی سه سال بعد، باز هم ماجرای غرامت به میان آمد، شهرداری هم از سال ۸۶ تا الان جریمه می‌شود، جریمه‌ای حدود ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان.» خراسانیان می‌گوید سازمان زندان‌ها سال ۹۴ سند تک برگی ارائه داده بود که البته در اصالت همین سند مشکلاتی هست: «سند تک برگی گرفتند، مشخصات کروکی سند تک برگی با مشخصات پشت تک برگی متفاوت است»
اما و اگرهای ارزش افزوده
خراسانیان می‌گوید در سال ۹۶ هنگامی که شهرداری محکوم شد بارها از اعضای مدیریت شهری خواست تا تجدید نظر کنند که اگر این اتفاق می‌افتاد، حتی سازمان زندان‌‌ها به شهرداری بدهکار می‌شد: «در قانون مساله‌ای به نام ارزش افزوده وجود دارد، یعنی مثلا شما زمینی دارید با متراژ ۵۰۰ متر که باید ۲۰ متر مربع عقب‌نشینی کند، اگر شما در طول کوچه ۲ متر عقب‌نشینی کنید، اگر غرامت از شهرداری نگیرید، وقتی اصلاح سند کنید، شهرداری دیگر ارزش افزوده را نمی‌گیرد چون خودتان کوچه ۱۴ متری را دو متر عقب رفتید و ۱۶ متر شده است و ارزش افزوده ناشی از افزایش عرض را خودتان ایجاد کردید. اما اگر از شهرداری غرامت بگیرید، وقتی بخواهد اصلاح سند شود، یعنی شهرداری نامه به ثبت بزند، طبق قانون شهرداری باید ارزش افزوده دریافت کند. ارزش افزوده افزایش عرض خیابان. ملک شما اگر به خیابان ۲۰ متری بخورد، یک قیمتی دارد و این مسئله ارزش افزوده را خود شهرداری تعیین می‌کند. حالا فرض کنیم سند سازمان زندان‌ها هم درست باشد، طبق محاسبات کارشناسان، اکنون سازمان زندان‌ها در فرآیند اصلاح سند باید حدود ۸ میلیارد تومان ارزش افزوده پرداخت کنند و بدهکار شهرداری هم می‌شوند.» او می‌گوید افرادی از بدنه شهرداری از فرجام خواهی و تجدید نظر دادگاه صرف نظر کردند به این امید که بتوانند کاروانسرا را بدون دادن ملک معوض تملک کنند: «اگر این ارزش افزوده مطرح می‌شد، شهرداری می‌توانست کاروانسرا را تهاتر کند.» درحالی‌که اکنون طبق بررسی‌های خبرنگار پیام‌ما، شهرداری به جای این بدهی ۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیونی در حال ساخت ساختمانی برای سازمان زندان‌هاست. فارغ از ساختمان معوض کاروانسرا. اما اینکه سند تک برگی یک بنای ثبتی چگونه به سازمان زندان‌ها رسیده همچنان در هاله‌ای از ابهام است، همانطور که اساسا حضور زندانیان در بنایی متعلق به دوران صفویه. با این حال امید کهربایی، مدیرکل زندان‌ها در نشستی خبری اعلام کرده بود که هم ساختمان اداره‌کل زندان‌ها سند تک‌برگی دارد و هم ساختمان متعلق به دادگستری.
شهرداری سمنان اما به تازگی اعلام کرده که از مرمت بنا هم کناره‌گیری می‌کند. شهردار سمنان، سید محمد ناظم‌ رضوی به تازگی گفته دستگاه‌های مختلف برای اجرای طرح گذر فرهنگی همراهی نمی‌کنند. سیادتی هم تاکید کرده که جزئیات و دلیل تاخیر باید اعلام شود. در میان تمام این دعواها و جدل‌ها کاروانسرای نم کشیده و آسیب دیده بر اثر باران و توفان و دستکاری انسان‌ها، همچنان پشت دیوارهای بلند زندان پنهان است و مشخص نیست چه زمانی رخ نمایی می‌کند.

تضمین آینده ارزهای دیجیتال با انرژی‌های پاک

ارزهای دیجیتال بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد اقتصاد جهان را قبضه کرده‌اند. این روزها این ارزها که چندان پابند تقسیم‌بندی‌های قراردادی و سیاسی کشورها و حکومت‌ها نیستند، تعریف جدیدی از مبادلات را به جهان اقتصاد اضافه کرده‌اند. هر چند ارز دیجیتال نیاز به پشتوانه اقتصادی حکومت‌ها ندارد، اما نیازمند یک پشتوانه قدرتمند از انرژی است. استخراج ارزهای دیجیتال در بعضی کشورها با استفاده از سوخت‌های فسیلی انجام می‌شود و این امر موجب نگرانی بسیاری از فعالان محیط زیست شده است. هرچند بسیاری از سرمایه‌های بزرگ دنیا به بازار ارزهای دیجیتال تمایل پیدا کرده‌اند، اما رویکردهای محیط زیستی هم هر روز بیش از قبل مورد توجه سرمایه‌گذاران است. بهره‌مندی از انرژی‌های پاک برای استخراج ارزهای دیجیتال، همان چیزی است که این روزها مورد تاکید سرمایه‌گذاران بزرگ این حوزه قرار گرفته و توجه به مسائل محیط زیستی در این حوزه امری است که کیفیت حضور در این بازار را تعیین می‌کند. در روزهای اخیر اظهارات کوین اولیری بازرگان و نویسنده اهل کانادا توجه بسیاری از رسانه‌ها را به خود جلب کرده است. او که یکی از سرمایه‌گذاران بازار رمز ارز در دنیاست، اعلام کرده تنها ارزهای دیجیتالی را خریداری می‌کند که با انرژی پاک تولید شده باشند. استفاده از انرژی‌های تجدید پذیر برای استخراج رمز‌ارزها امری است که این روزها در دنیا مورد تاکید و توجه بسیار سرمایه‌گذاران حوزه رمز‌ارز و حامیان محیط زیست قرار گرفته است. نگرانی بسیاری از صاحب‌نظران در مورد گرمایش زمین و استفاده از سوخت‌های فسیلی برای تولید برق مورد استفاده در صنعت ماینینگ نگرانی به جایی است، اما ورود ارزهای دیجیتال به جهان اقتصاد امروز و آینده هم امری ناگزیر است.
چندی پیش بیل گیتس، بنیان‌گذار مایکروسافت در گفت‌وگو با نیویورک تایمز درباره اثرات مخرب بیت‌کوین بر محیط زیست هشدار داده بود؛ او معتقد است: «ارز دیجیتال اتفاق خوبی برای گرمایش زمین نیست چرا که بیش از هر شیوه تراکنش مالی، برق مصرف می‌کند» بررسی‌ها نشان می‌دهد اگر مقدار برق مصرفی در صنعت ماینینگ با همین روند افزایش پیدا کند، ماینینگ به‌تنهایی می‌تواند باعث افزایش 0.5 درجه‌ای دمای کره زمین شود. استخراج هر بیت‌کوین نیازمند انرژی معادل سوخت ۱۰۷ بشکه نفت خام یا ۱۵۰۰۰ مترمکعب گاز طبیعی است. بررسی‌های دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد شبکه استخراج بیت‌کوین در دنیا سالانه برقی معادل مصرف کشور آرژانتین برای استخراج ارز دیجیتال استفاده می‌کند. این موضوع زمانی نگرانی را افزایش می‌دهد که بدانیم بیش از نیمی از برق مورد مصرف در دنیا در نیروگاه‌های حرارتی و با استفاده از سوخت‌های فسیلی تامین می‌شود. بسیاری از کشورهای دنیا به سمت انرژی‌های پاک رفته‌اند اما میزان برق تولید شده در نیروگاه‌های بادی یا خورشیدی در مقایسه با برق نیروگاه‌های حرارتی قابل توجه نیست. حجم تولیدات انرژی در نیروگاه‌هایی که انرژی پاک تولید می‌کنند هم تا حدی پاسخگوی مصرف برق در صنعت ماینینگ نیست. اما تاکیدی که برخی سرمایه‌گذاران این صنعت بر استفاده از انرژی‌های پاک برای استخراج رمزارز دارند تا حدودی امیدواری‌ها را برای تمایل بیشتر کشورها در استفاده از انرژی‌های پاک افزایش می‌دهد.
حجم مصرف انرژی در صنعت ماینینگ با توجه به افزایش روزافزون اقبال به ارزهای دیجیتال و در نتیجه افزایش استخراج آنها، امری است که می‌تواند در کشورهایی که تنها از سوخت‌های فسیلی برای تولید برق استفاده می‌کنند، تبعات محیط زیستی بسیاری داشته باشد. پیشنهادی که برای جلوگیری نسبی از آسیب‌های محیط زیستی صنعت ماینینگ در دنیا مطرح و مورد توجه قرار گرفته، استفاده از انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر است. کوین اولیری بازرگان و نویسنده اهل کانادا که می‌گوید 3 درصد از سهام شخصی خود را به سرمایه‌گذاری در حوزه ارزهای دیجیتال اختصاص داده، با تاکید بر نگاه محیط زیستی در این صنعت به سی‌ان‌بی‌سی گفته است: «من دو نوع ارز دیجیتال می‌بینم، یک نوع آن که در چین استخراج شده و از نظر من خونین است، و نوع دوم که با انرژی پاک و تجدیدپذیر تولید شده است. این نوع دوم با سوزاندن زغال‌سنگ تولید نشده. من ارز دوم را انتخاب می‌کنم یعنی رمز ارزهای پاک. این موضوعات در خرید بیت کوین موثر است. نباید ارز مجازی استخراج شده در چین را بخریم، چرا که این ارز با برقی استخراج شده که برای تامین آن، زغال‌سنگ سوزانده شده است. این حساسیت شامل خرید ارز از کشورهایی که تحریم شده‌اند هم می‌شود»
البته فعالیت‌های ضد‌و‌نقیضی هم در میان سرمایه‌گذاران حوزه ارزهای دیجیتال دیده می‌شود، به طور مثال ایلان ماسک که در ماه‌های اخیر با هر توییت جنجالی خود درباره بیت‌کوین، قیمت این ارز دیجیتال را در بازار جهانی تغییر می‌داد، اعلام کرد امکان عرضه خودروهای الکتریکی تولیدی در شرکت تسلا را در ازای دریافت معروف‌ترین رمز‌ارز جهان (بیت‌کوین) فراهم کرده است. خودروهای تسلا با شعار حمایت از محیط زیست و بدون استفاده از سوخت‌های فسیلی طراحی شده‌اند و منتقدان می‌گویند حمایت از ارزهایی که با برق حاصل از سوزاندن سوخت‌های فسیلی به دست می‌آید، موجب افزایش آسیب‌های محیط زیستی می‌شود و این رفتارهای متناقض به پروپاگاندا شبیه‌ترند تا فعالیت‌های حمایتی از محیط زیست.
استفاده از انرژی‌های پاک در صنعت ماینینگ در دنیا به مرور در حال افزایش است. تیم تحقیقاتی کمبریج در ماه‌های اخیر اعلام کرده ۷۶ درصد استخراج‌کنندگان بیت‌کوین از انرژی‌های تجدیدپذیر برای فعالیت خود استفاده می‌کنند. این گزارش نشان می‌دهد در دنیا مصرف انرژی‌های پاک برای استخراج بیت‌کوین در مقایسه با سال ۲۰۱۸ حدود ۱۰ درصد افزایش داشته و در حال حاضر استفاده از برق تولید شده در نیروگاه‌های برق آبی یکی از رایج‌‌ترین انرژی‌های مورد استفاده برای استخراج بیت‌کوین است. با این حال تمایل به سمت استخراج رمز ارز در کشورهای توسعه نیافته که اغلب از سوختهای فسیلی در نیروگاه‌های خود استفاده می‌کنند، به واسطه ارزان بودن هزینه انرژی بیشتر از دیگر کشورهاست.
ابلاغ اصلاحیه مقررات تامین برق مراکز استخراج رمز ارزها
ماجرای رمز ارزها در ایران با فراز و فرودهای بسیاری در سال‌های اخیر روبه‌رو بوده و موضوعی خبرساز است. در سال 98 آیین‌نامه‌ای برای استخراج کنندگان ارز دیجیتال تنظیم شد و مجوزهایی برای فعالیت قانونی در این حوزه در نظر گرفته شد، اما بر اساس اعلام بانک مرکزی استفاده از ارزهای دیجیتال در مبادلات مالی در ایران ممنوع اعلام شد. در چند ماه اخیر با توجه به افزایش بی‌سابقه ارزش ارزهای دیجیتال گویا مسئولان بالاخره به صرافت تصمیم‌گیری دقیق‌تر درباره این پدیده نوظهور در اقتصاد جهان افتاده‌اند. دیروز وزیر نیرو اصلاحیه مقررات تامین برق مراکز استخراج رمز ارزها را ابلاغ کرد. در اصلاحیه جدید وزارت نیرو دو روش برای تامین برق جهت استخراج رمز ارز اضافه شده است. در دستورالعمل پیشین این وزارتخانه که سال 1398 ابلاغ شد، در خصوص تامین برق مراکز استخراج رمز ارز تنها دو روش «اتصال به شبکه و خرید انرژی از شرکت های برق» و «تامین برق با ایجاد ظرفیت جدید» تعیین شده بود. در اصلاحیه‌ای که دیروز از سوی وزیر نیرو ابلاغ شد، تامین برق مراکز استخراج رمز ارزها به یکی از چهار روش «تامین برق از طریق نیروگاههای تجدیدپذیر» ، «تامین برق از طریق سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی» ، «تامین برق با نصب و بهره‌برداری از مولدهای حرارتی» و یا «اتصال به شبکه و خرید انرژی از شرکت برق» صورت خواهد گرفت. بر اساس ابلاغیه وزارت نیرو مراکز ‌استخراج ‌رمزارز، با هر میزان قدرت، ‌می‌توانند ‌برق ‌مورد ‌نیاز‌ خود ‌را ‌از محل تولید مولدهای تجدیدپذیر تامین کنند. در این حالت، تخصیص تمام انرژی تولیدی نیروگاه تجدیدپذیر برای استخراج رمز ارز بلامانع است. بر اساس آمار منتشر شده از سوی وزارت نیرو ظرفیت کل نیروگاه‌های تجدیدپذیر و پاک، ۸۴۵ مگاوات تا پایان آذرماه ۱۳۹۹ بود. ظرفیت کل نیروگاه‌های تولید برق در کشور حدود ۸۴ هزار و ۳۶۹ مگاوات است. در نتیجه می‌توان گفت نیروگاه‌های تجدیدپذیر و پاک حدود یک درصد از ظرفیت کل نیروگاهی کشور را به خود اختصاص داده‌اند. با نگاه به این آمار شاید بتوان گفت امید بستن به استخراج ارزهای دیجیتال با استفاده از انرژی‌های پاک در ایران، حداقل در چشم‌انداز کوتاه مدت چندان میسر به نظر نمی‌رسد. اما با ترغیب فعالان این حوزه و در نظر گرفتن مشوق‌هایی برای کسانی که در استخراج رمز ارز از انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده می‌کنند، می‌توان قدم‌هایی در زمینه کاهش آسیب‌های محیط زیستی صنعت ماینینگ در کشور برداشت. در حال حاضر با توجه به ارزان قیمت بودن انرژی در کشور، تمایل به استفاده از برق شبکه انشعاب که در نیروگاههای حرارتی و یا برق‌آبی تولید می‌شود، در میان استخراج‌کنندگان رمزارز بیشتر است اما ضرورت توجه به تبعات محیط زیستی صنعت ماینینگ در کشور -که هر روز بیش از گذشته توسعه پیدا می‌کند- امری است که متولیان امر انرژی ایران باید آن را در اولویت قرار دهند.

پیکر دو محیط‌بان شهید در دل خاک آرام گرفت

پیکر محیط‌بانان استان زنجان که در حین انجام وظیفه، شهید شدند، ظهر دیروز (چهارشنبه) در میان حزن و اندوه خانواده، همکاران و دیگر اقشار مختلف مردم، تشییع و به خاک سپرده شد.
میکائیل هاشمی متولد ۱۳۵۸ و با بیش از ۲۰ سال سابقه خدمت و مهدی مجلل متولد ۱۳۶۶ و افزون بر هفت سال خدمت، دوشنبه شب (۱۶ فروردین) در حین تعقیب و گریز شکارچیان غیرمجاز بر اثر درگیری و شلیک گلوله از سوی متخلفان، جان باختند. شکارچیان غیرمجاز این دو محیط‌بان را در تاریکی شب بعد از تیراندازی به ماشین سازمان و توقف آن، با تیر خلاص کشتند. پیکرهای این شهیدان دیروز در بهشت زهرا (س) شهر زنجان، آرام گرفت.
چرا محیط‌بانان
زنجانی شهید شدند؟
فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور با اعلام دستگیری دو شکارچی غیرمجاز در پی شهادت دو محیط‌بان در استان زنجان، درباره جزئیات این حادثه توضیحاتی ارائه داد.
جمشید محبت‌خانی درباره اینکه چرا نیروی کمکی به محیط‌بانان نپیوسته گفت: «وقتی دو محیط‌بان به شکارچی‌ها در منطقه برخورد کردند به یک نیسان مشکوک می‌شوند و ایست می‌دهند اما نیسان فرار می‌کند. محیط‌بانان به دنبال آنها به سمت جاده اصلی می‌روند و با یگان حفاظت محیط زیست استان تماس می‌گیرند تا در جاده اصلی، ۱۵ کیلومتر بعد جاده راه ببندند. در پی این تماس، نیروی کمکی در همان نقطه مستقر شد اما ۱۰ کیلومتر قبل از آن محل، نیسان به جاده فرعی پیچید و وقتی محیط‌بانان به جاده فرعی می‌پیچند، ارتباط قطع می‌شود. نیروی کمکی دنبال آنها می‌رود اما این ۱۰ کیلومتر مانده به محل راه مسدود شده، حدود ۲۰۰- ۳۰۰ راه فرعی دارد و نمی‌دانستند به کدام راه فرعی بپیچند. محیط‌بانان نیز جواب تلفن خود را نمی‌دادند.»
او در مورد امکان ردیابی از طریق سیم‌کارت تاکید کرد: «همکاران یگان محیط زیست از طریق موبایل و با کمک نیروهای امنیتی بنا به درخواست محیط زیست، حدود محلی که محیط‌بانان بودند را مشخص کردند و بر اساس آن، تا صبح گشتند اما محیط‌بانان را پیدا نکردند.»
محبت‌خانی ادامه داد: «۱۲ اکیپ دنبال محیط‌بانان بودند و نمی‌دانستند شهید شدند، گمان می‌کردند شاید محیط‌بانان زنده و نیازمند کمک باشند. همه در حال جست‌وجو بودند تا حدود ساعت شش‌و‌نیم صبح که یکی از تیم‌ها پیدایشان کرد. یک نفر نیز به محل حادثه آمد. آن فرد مظنون اول و پلیس آگاهی هم بلافاصله حضور پیدا کرده بود. از طریق همان مظنون بقیه موارد کشف شد.»
فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در پاسخ به این که شکارچی محلی چگونه جرات کشتن دو محیط‌بان با تیر خلاص را داشته، توضیح داد: «هنوز نمی‌توانیم بگوییم تیر خلاص زدند. بهتر است بگویید که بی‌رحمانه به سرشان تیر زدند. پاسخ من این است که شکارچی که خارج از فصل شکار به منطقه می‌رود، به بچه و بزرگ رحم نمی‌کند، ماده و نر یا باردار بودن گونه برایش مهم نیست، بی‌رحم است، قساوت قلبی دارد و به راحتی می‌تواند یک گونه را بزند، مشخص است که این فرد روحیه خشنی دارد و کشتن انسان هم برایش راحت است.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا محیط‌بانان شهید از سلاح خود استفاده کرده بودند و آمادگی برخورد مسلحانه داشتند؟ گفت: «بله. جای دو تیر در نیسان است. باید پرونده کامل شود تا نقطه ضعف و قوت را احصا کنیم. باید اعتراف کنند که چه کار کردند. انتظار می‌رود تا هفته آینده پرونده کامل شود.
محبت‌خانی درباره مشکلات مطرح شده برای پیگیری حقوق محیط‌بانان شهید و همکاری بنیاد شهید نیز گفت: «در دو ماه گذشته قول‌های همکاری بسیار خوبی دادند. امیدواریم مشکلات قبلی به‌زودی حل شود.»

بیش از 85 درصد کشور در شرایط قرمز و نارنجی است

سخنگوی وزارت بهداشت با اشاره به فوت ۱۹۳ بیمار مبتلا به کرونا از 17 تا 18 فروردین،‌گفت: با این حساب مجموع جان‌باختگان این بیماری در کشور به ۶۳ هزار و ۶۹۹ نفر رسید. دکتر سیماسادات لاری ‌همچنین آمار مبتلایان قطعی کرونا را در این مدت، ۲۰ هزار و ۹۵۴ بیمار اعلام کرده است. ایران وارد پیک چهارم کرونا شده و شرایط به سرعت در حال وخیم شدن است.
به طوری که سخنگوی وزارت بهداشت از همه گروه‌های سنی درخواست کرد تا جایی که امکان دارد در خانه بمانند. به گفته سیماسادات‌لاری «شیب موارد ابتلا و بستری ناشی از کرونا، در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به مراتب تندتر از خیزهای دوم و سوم است» و «مطمئنا طی روزهای آتی شاهد افزایش آمار موارد مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری خواهیم بود.»
۲۵۷ شهر کشور شامل تمام مراکز استان‌ها قرمز شدند
از سوی دیگر، ایرج حریرچی، معاون کل وزارت بهداشت نیز اسامی شهرهایی که در شهرهای قرمز و نارنجی باید تعطیل باشند را اعلام کرد و گفت: به عنوان دستگاه ناظر گلایه داریم که هنوز در شهرهایی که از چند روز قبل قرمز اعلام شدند، خصوصا مراکز استان‌ها و به خصوص تهران هنوز بسیاری از پاساژها، رستوران‌ها و بنگاه املاک و … که باید تعطیل باشند، باز هستند. حریرچی درباره ممنوعیت فعالیت اصناف در مناطق قرمز کشور، گفت: متاسفانه و با کمال تاسف از امروز ۲۵۷ شهر کشور شامل تمام مراکز استان‌ها قرمز شدند و مجموع شهرهای قرمز و نارنجی کشور به بیش از ۸۵ درصد رسید و شهرهای آبی ما فقط به تعداد ۱۱ شهر است که کمتر از چند دهم درصد شهرها است. او همچنین گفت که برخی از محدودیت‌هایی که باید در شهرهای قرمز و نارنجی اعمال شود، هنوز به طور مناسب خصوصا در این دوره اعمال نشده است.
محدودیت‌های شهرهای قرمز
حریرچی با اشاره به برخی از محدودیت‌ها، گفت: به عنوان مثال مشاغل گروه دو در شهرهای قرمز حتما باید به مدت دو هفته از روز اعلام، تعطیل باشند. این مشاغل شامل بوستان‌ها و مراکز تفریحی به طور کامل، پاساژهای سرباز و سربسته، بازارهای سرپوشیده، مراکز خرید و فروش بزرگ که اصطلاحا به آن‌ها مال می‌گویند و بازارهای موقت شامل بازارهای روز و محلی می‌شود. معاون کل وزارت بهداشت تاکید کرد: همچنین مراکز شماره‌گذاری اتومبیل، آرایشگاه‌های مردانه و زنانه، مراکز فروش لوازم آرایشی و بهداشتی، مراکز فروش فرش، موکت و لوازم خانگی و حوله و پرده و مبلمان و لوستر و درب و پنجره و تزئینات ساختمان، مراکز فروش کادویی، اسباب‌بازی، سرگرمی، لوازم‌التحریر، ظروف، کتاب، محصولات فرهنگی، مراکز فروش انواع پوشاک، کیف، کفش و …، آتلیه‌های عکاسی، آژانس‌های مشاور املاک، مراکز تهیه، توزیع و طبخ مواد غذایی شامل رستوران، کافی‌شاپ و… باید در شهرهای قرمز کلا تعطیل باشند و پذیرش مشتری نباید داشته باشند.
حریرچی ادامه داد: مراکز فروش ملزومات و تجهیزات بدنسازی و ورزشی، فروشندگان طلا و جواهر و …، فروش کالاهای دست دوم و سمساری و آموزشگاه‌های رانندگی و … همه در شهرهای قرمز باید تعطیل باشند. اینها مشاغل گروه دو هستند که باید در شهرهای قرمز تعطیل باشند.
او گفت: نظارت بر این تعطیلی‌ها برعهده وزارت بهداشت است، دستگاه مسئول وزارت صمت است و اتحادیه‌ها و انجمن‌های صنفی مربوطه همکار این موضوع هستند. از مردم خواهش می‌کنم که هر جا که تخلفی اتفاق می‌افتد، به وزارت صمت و دستگاه‌های نظارتی اطلاع‌رسانی کنند.
محدودیت‌های شهرهای نارنجی
حریرچی گفت: لیست مشاغل گروه سه که در شهرهای نارنجی باید تعطیل باشند، شامل تالارهای پذیرایی، استخرهای سرپوشیده و باشگاه‌های ورزشی، چایخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و … که در کل ساعات شبانه‌روز باید تعطیل باشند. همچنین آموزشگاه‌های موسیقی و زبان با حضور ده نفر و موزه‌ها و تئاتر و مهدهای کودک که باید در شهرهای نارنجی تعطیل شوند. حریرچی گفت: از مردم می‌خواهیم که به دستگاه‌های نظارتی از سوی سامانه‌ها موارد تخلف را اعلام کنند و دستگاه‌های مسئول هم حتما اعمال قانون می‌کنند.

«گاندو» بازی مجلسی‌ها همزمان با مذاکرات

یک روز پس از نشست وین و بررسی بازگشت آمریکا به برجام و رفع تحریم‌های مرتبط با برنامه اتمی ایران، واکنش‌های متفاوتی به گوش می‌رسد. گرچه سازمان ملل استقبال کرده و مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حمایت خود را از این نشست اعلام کرده، ساز مخالفت نمایندگان مجلس ایران هم بلند شده است. با پایان نشست کشورهای طرف برجام در پایتخت اتریش، برخی آن را سازنده و موفقیت‌آمیز توصیف کرده و برخی دیگر از این روند حمایت کرده‌اند. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در صفحه توییتر خود از دیدار و گفت‌وگو با نماینده ویژه آمریکا در امور ایران خبر داد و نوشت: «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به فعالیت خود ادامه می‌دهد و آماده است از چشم‌انداز فنی بی‌طرفش از این رایزنی‌های ادامه‌دار حمایت کند.»
استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل هم دیروز از آغاز رایزنی‌ها در مورد توافق هسته‌ای استقبال کرده و گفته که این، گام نخست در مسیری صحیح است. او همچنین گفته است: «سازمان ملل از برجام حمایت می‌کند. برجام یک توافق چند جانبه مهم است که امیدواریم به مسیر خود بازگردد.»
در این میان، سخنگوی سیاست خارجی اتحادیه اروپا با اشاره به برگزاری نشست کمیسیون مشترک برجام، اعلام کرده که «در ابتدای یک مسیر پیچیده قرار داریم» و موفقیت در این مسیر، «نیازمند تلاش‌های مشترک» است. او همچنین از ایران و آمریکا خواست «گام‌های جسورانه» بردارند. ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه نیز بازگشت به اجرای تعهدات طرفین ذیل برجام را مستلزم «تلاش زیاد سیاسی» خوانده است. او همچنین گفته که روسیه به عنوان عضوی که در برجام مسئولیت دارد، تمام تلاش‌ها را برای رسیدن به راهکارهای مناسب به کار خواهد بست.
آب در لانه مورچگان
در میان اظهارنظرها و ابراز امیدواری‌ها در خارج از ایران، 160 نفر از نمایندگان مجلس در ایران اما با بیانیه‌ای از سریال گاندو و دست‌اندرکاران آن حمایت کرده‌اند. سریالی حاشیه‌ساز با موضوع نفوذ که تلویحا دولت حسن روحانی را در مظان اتهام قرار می‌دهد و اعتراض بسیاری از جمله دولت‌مردان را در پی داشته است.
نمایندگان مجلس پخش این سریال را به مثابه «آب در لانه مورچگان» توصیف کرده‌اند که «نوری بر تاریکخانه جریان نفوذ تابانده» و «پشت پرده بسیاری از وقایع تلخ و ناگوار رخ داده در کشور را افشا کرده است».
در این بیانیه آمده، مجموعه تلویزیونی گاندو «کیفرخواستی مستند» علیه نگاهی بود که «حتی حل مشکل آب خوردن ملت را هم خارج از کشور جستجو می‌کرد»، و بر این «تصور باطل است که تا کدخدا نخواهد، اتفاقی نخواهد افتاد.» کنایه‌هایی که بدون آوردن نام، به طور مستقیم اشاره به سخنان حسن روحانی پیش از مذاکرات با آمریکا و اروپا و امضای برجام دارد.
روز سه‌شنبه نیز، خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه در مورد این سریال گفته بود، مادامی که این سریال، یک سریال «پلیسی و تخیلی» باشد، اصحاب هنر و رسانه باید در مورد آن اظهار نظر کنند، اما وقتی سازندگان سریال اصرار دارند که این سریال «مبتنی بر اسناد است» و از آن «به عنوان مستند» یاد می‌کنند، «باید اسنادشان را در اختیار دارند به مراجع ذی‌ربط ارجاع دهند». او همچنین گفته بود که «دون شان نظام جمهوری اسلامی است که بر اساس سفارشی پروژه‌ای ساخته شود و تخریب یکی از ارکان حاکمیت ملی را هدف داشته باشد.»
روحانی: از واقعیت‌هافیلم درست کنید
دیروز نیز حسن روحانی در جلسه هیات دولت بدون آوردن نام سریال گاندو گفت: «اگر بناست از پول ملت فیلم درست کنید و نمایش بدهید از واقعیت‌ها فیلم درست کنید و حقایق را به مردم بگویید.» روحانی به صورت تلویحی از صدا‌و‌سیما انتقاد کرد و گفت که رسانه‌های ما، فضای مجازی ما و فضای حقیقی ما می‌خواهند این واقعیت را بپوشانند و این پیروزی را تحریف کنند: «چرا با پول ملت از شکست آمریکا فیلم درست نمی‌کنید؟ اگر بناست از پول ملت فیلم درست کنید و نمایش دهید از واقعیت‌ها فیلم بسازید و حقایق را به مردم بگویید.
پیروزی ملت را بگویید. نباید به مردم غیرواقعیت‌ها را بگوییم و نباید واقعیت‌ها را تحریف کنیم.» روحانی در ادامه پیشنهاد داد که «مثلا از نشاط و حیات و قدرت سواحل مکران» فیلم ساخته شود: «در این هفت هزار سال تاریخ ایران ورق بزنید و ببینید چه کسی این کار را کرده است. ما در تحریم و فشار و سختی این کار را کردیم و در تحریم در حال کشیدن راه‌آهن از چابهار به زاهدان و رساندن آب خلیج فارس به زاهدان و زابل هستیم. ما آب را از دریای جنوب تا کرمان، سیرجان، یزد و اردکان رساندیم و بعد هم تا اصفهان و خراسان جنوبی و مشهد ادامه پیدا می‌کند. این کار عظیم کجا انجام گرفت؟ چرا نمی‌گوییم؟ چرا برای سواحل مکران فیلم نمی‌سازیم؟» روحانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به نشست وین گفت: «امروز شاهد فصل تازه‌ای از حیات برجام هستیم و از همه کشورها با ترکیب‌های مختلف از ۱+۴ با حضور ایران تا ۱+۴ با حضور آمریکا به هر نحوی صدای واحدی شنیده می‌شود و همه طرف‌های این توافق هسته‌ای به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ راه‌حلی بهتر از برجام و هیچ مسیری جز اجرای کامل برجام وجود ندارد.» روحانی در ادامه بار دیگر تاکید کرد که ایران به تمام تعهدات برجامی خود برمی‌گردد، «در صورتی که آمریکا برگشته باشد و ببینیم در عمل هم اجرا می‌کند». روحانی با اشاره به فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران گفت: «اینکه گفتیم پروتکل‌الحاقی را الان اجرا نمی‌کنیم یا اینکه گفتیم سانتریفیوژهای جدید و مدرن را فعال می‌کنیم، همه این‌ها موقت است و اگر آن‌ها به کل تعهدات برگردند ما هم به کل تعهدات‌مان برمی‌گردیم… اگر طرف مقابل ما یعنی آمریکا جدیت کافی و صداقت لازم از خود نشان بدهد به نظر من، ما در یک زمان کوتاهی می‌توانیم با ۱+۴ مذاکره کنیم و بدون مذاکره هم آمریکا می‌تواند تعهدات خود را اجرا کند. حالا اشکالی ندارد که می‌گویند این‌ها باید تبیین شود و ما هم حرفی نداریم، اما راه ما همانی است که مقام معظم رهبری تصریح کردند.»
رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنانش خطاب به مخالفان برجام گفت: «به دروغ به مردم گفتند که رفتید برجام را امضا کردید و فناوری هسته‌ای را دادید رفت.
امروز که این چیزها را می‌بینید حداقل به دروغ‌تان اعتراف کنید. ما امروز سانتریفیوژهای IR۸، ۹‌IRو IR6 داریم. در اراک مشکلی نداریم و درهای فوردو هم باز است و همه آنچه مقصد و مقصود ما در فناوری هسته‌ای بوده در این مقطع توانستیم اجرا و پیاده کنیم.

تغییر اقلیم، تهدید هزاره سوم

فاجعه‌های طبیعی پیش از آغاز حیات بخشی از تاریخ کره زمین بوده‌اند. سیلاب‌ها، زلزله، فوران‌های آتشفشانی، توفان‌های سهمگین، سونامی و خشکسالی جملگی به شکل گرفتن سیاره زمین کمک کرده‌اند.
نیاکان ما شاید این آگاهی را نداشتند که این حوادث هولناک کی رخ می‌دهند یا دلیل رخداد آنها چیست. اما انسان‌های اولیه در دو میلیون سال پیش با تغییرات عمده زیست محیطی در بستر تمدنی سازگار شدند. هر چند شاید آنان بیشتر از ما از این رویدادها هراس داشتند اما باید این نکته را به خاطر داشته باشیم که ما انسان‌های امروزی توانایی سازگاری با شرایط و محیط‌های جدید را به اجداد اولیه خود مدیون هستیم.
از دیدگاه من موضوع تغییر اقلیم و گرمایش زمین دو بحث متفاوت است، در ۶۵ میلیون سال قبل نسل دایناسورها منقرض شد و دانشمندان گمان می‌برند که این انقراض به دلیل تغییرات اقلیمی رُخ داده است. طبعا در آن زمان هم فعالیتی انسانی وجود نداشته که موجب تغییر اقلیم شود. طبق نظر میلانکوویچ، تغییرات اقلیمی سیاره زمین هیچ ارتباطی با فعالیت انسان ندارند و این تغییرات آب و هوایی به دلیل تغییر در مدار خورشیدی زمین رخ می‌دهد و نه به دلیل SUV‌ها و سوخت‌های فسیلی.
از انقلاب صنعتی به بعد زمین به سمت گرم‌شدن می‌رود و از سال ۲۰۱۶ تا اکنون زمین گرم‌ترین سال‌های تاریخ خود را تجربه کرده است و این گرمایش به دلیل فعالیت‌های تخریب‌گرانه انسان در طبیعت و سوخت‌های فسیلی است.
گرمایش جهانی می‌تواند پیامدهایی ناگوارتر از تغییر اقلیم داشته باشد و نباید از این موضوع غافل شویم. این فعالیت‌های انسانی است که در افزایش یا کاهش خسارت‌ها در بلایای تغییرات اقلیمی موثر خواهند بود.
احتمالا از خود پرسیده باشیم که چرا وضع آب‌و‌هوا غیرقابل پیش‌بینی یا پیش‌بینی ناپذیرتر شده است یا اینکه چرا وضعیت آب‌و‌هوایی روز به روز وخیم‌تر می‌شود. از دیدگاه بسیاری از دانشمندان پاسخ به این پرسش‌ها در گرمایش زمین یعنی افزایش میانگین دمای سطح زمین نهفته است. هر روز اخباری درباره شکاف لایه اُزون، مشکل زباله‌ها، از بین رفتن جنگل‌های بارانی، آلودگی هوا و جانوران در معرض انقراض‌ می‌شنویم. علت چیست؟ چه باید کرد؟
به سبب فعالیت‌های انسان اقلیم در همه نقاط کره زمین در حال تغییر یافتن است و به گفته بعضی دانشمندان فاجعه‌های طبیعی وخیم‌تری می‌توانند در راه باشند. اگر دولت‌های جهان برای مقابله با گرمایش زمین و تغییر اقلیم از همین الان اقدامی نکنند مجبور خواهند بود در آینده برای مقابله با پیامدهای آن هزینه‌های بسیار بیشتری را متحمل شوند. ما می‌توانیم با برنامه‌ریزی و اصلاح کشت‌های مقاوم با اقلیم به کشوری صادر کننده در شرایط ایجاد تغییرات آب و هوایی تبدیل شویم.
این کتاب حاصل تجربه و دغدغمندی‌هایم در طول چند سال مطالعه و فعالیت داوطلبانه در پاسداشت محیط زیست است. موضوع این کتاب یک ایده و خلاقیت نیست بلکه موضوعی بسیار با اهمیت است که می‌طلبد عموم شهروندان نسبت به مباحث تغییر اقلیم و پیامدهای آن آگاهی پیدا کنند. امید است مورد توجه خوانندگان قرار گیرد و کشورمان حداکثر تاب‌آوری را در برابر پیامدهای تغییر اقلیم که تهدیدی جهانی است داشته باشد.

نقص‌های حفاظت و قربانی شدن محیط‌بانان

شهادت دو تن از محیط‌بانان سختکوش استان زنجان برای جامعه محیط‌بانی ایران تاثر برانگیز بود.
این دست حوادث در سال‌های گذشته بارها تکرار شده و گویای این نکته است که سیاست‌های حفاظت در کشور باید تغییر کند. باید مداقه کنیم تا ببینیم ضعفمان در کجا بوده است. اگر به آمار شهادت محیط‌بانان در بیست سال گذشته نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که نرخ افزایش وحشتناک بوده است. این نشان می‌دهد که ما در فعالیت‌های فرهنگی کم گذاشته‌ایم.
در کنار فعالیت‌های فیزیکی ما باید مدیریت حفاظت مشارکتی را هم لحاظ کنیم و سازمان از نیروی بسیار ارزشمند و پرتوان مردم بهره ببرد. به نظر من ما نتوانسته‌ایم بستر آموزشی و فعالیت فرهنگی را در کنار حفاظت فیزیکی پررنگ ببینیم و از نیروی بسیار ارزشمند و سرمایه اجتماعی مردم برای حفاظت غافل شده‌ایم.
ما باید به مردم و گروه‌های هدف به ویژه در مراکز اجتماعی همجوار با مناطق چهارگانه حفاظتی نزدیک‌ شویم و مفاهیم حفاظتی را به آن‌ها بگوییم و از پتانسیل آن‌ها در مفاهیم حفاظت و هم تبیین مدیریت حفاظت و هم رسیدن به مرحله اجرا استفاده کنیم. باید از پتانسیل تشکل‌ها، جامعه محلی و حتی گروه‌های هدف استفاده کرد. منظور از گروه‌های هدف همین شکارچیانی است که عمدتا از افراد بومی مناطق هستند. این‌ها را باید دید و همراه کرد و به آن‌ها گفت کاری که سازمان می‌کند صرفا درباره حفاظت تنوع زیستی نیست. محیط‌بانان ما از آب و خاک و هوا مراقبت و محافظت می‌کنند. به نظر من سازمان حفاظت محیط زیست در تبیین این مفاهیم به لکنت افتاده است. به همین دلیل فقط به حفاظت فیزیکی متوسل شده‌اند.
از سوی دیگر جایگاه سازمان منابع طبیعی و سازمان حفاظت از محیط زیست هم باید ارتقا پیدا کند و این دو سازمان باید در حد یک وزارتخانه باشند نه مثل یک سازمان کوچک و زیردست. در کشورهای همجوار خودمان مانند هند و پاکستان تمام برنامه‌های توسعه‌شان براساس ارزیابی‌های محیط زیستی انجام می‌شود. یعنی اگر محیط زیست بررسی کرد و مجوز یک ساخت و ساز را داد، این اتفاق رخ می‌دهد. اما در کشور ما به دلیل اینکه این دو سازمان کوچک هستند، این اتفاق رخ نمی‌دهد. یکی از دلایل عدم تحقق حفاظت مشارکتی همین کوچک نگهداشتن این دو سازمان است، این دو باید وزارتخانه شوند تا به نمایندگان مردم جوابگو باشند. از طرف دیگر خلاهایی در حوزه همکاری بین بخشی داریم، یعنی اکنون سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان منابع طبیعی باید هماهنگی بیشتری با هم داشته باشند تا قوی‌تر جلو بروند. جایگاه اصلی سازمان حفاظت محیط زیست به لحاظ تخصصی در حوزه حفاظت کمرنگ است. برخی افراد حاضر در پردیسان تجربه‌ و تحصیلاتشان هیچ ربطی به محیط زیست ندارد و درد محیط‌بانان را نمی‌دانند و متوجه نمی‌شوند چگونه سازوبرگ حفاظت را را ارتقا دهند. اکنون حدود ۱۶۰ هزار هکتار عرصه‌های حفاظتی مناطق چهارگانه محیط زیست است و حدود ۲۵۰۰ محیط‌بان در این مناطق حضور دارند. درحالی‌که باتوجه به این عرصه و براساس استانداردهای موجود باید حداقل حدود ۱۱ هزار محیط‌بان در کشور فعالیت می‌کرد. یک محیط‌بان در کشور به اندازه ۴ محیط‌بان زحمت می‌کشد و برهمین اساس هم تجهیزات کمتری داریم. یکی دیگر از دلایل افزایش درگیری‌ها و شهادت محیط‌بانان به همین نقصان های حفاظتی برمی‌گردد. به هر روی این رویه‌های اشتباه باید اصلاح شود زیرا در صورت تداوم، بسیاری از محیط‌بانان انگیزه فعالیت را از دست بدهند.