بایگانی مطالب نشریه

«گور»کُشی در باغ وحش صفادشت

باغ وحش صفادشت این بار با تلف شدن یکی از سه گورخر آفریقایی‌اش جنجال به پا کرده. این مجموعه که برای جمع‌آوری و نمایش گونه‌های کمیاب و در حال انقراض تبلیغ می‌کند، در دو سال گذشته یک بار با مرگ یکی از سه زرافه وارداتی، پنهان‌کردن این خبر و انتشار عکس‌های کالبدگشایی زرافه معروف شد و یک بار دیگر با مرگ یکی از سه ببر وارداتی و درز کردن این خبر به بیرون باغ وحش. این بار هم خبر تلف شدن یکی از گورها، چند روز پس از انتقال آنها از بلغارستان یا هلند به ایران، منتشر شده و با انتشار گسترده فیلمی از آزار گورخرها و توهین باغ وحش به منتقدانش، ماجرا جور دیگری پیش رفته است. سازمان حفاظت محیط زیست گفته پیگیر دلیل مرگ این گورخر است و توهین به منتقدان را حتما پیگیری می‌کند و باغ وحش تلف‌شدن حیوان را به گردن گمرک بازرگان انداخته و البته اعلام کرده که حال عمومی دو گورخر ماده دیگر هم مناسب نیست.

پیش از این در اردیبهشت 98 جست‌وجوها معلوم کرد که یکی از سه زرافه‌ای که با تبلیغات بسیار از آفریقا به این مجموعه وارد کرده بودند، تلف شده است. دی ماه همان سال هم یکی از سه ببر این باغ وحش تلف شد؛ ببری که چند ماه پیش از آن، از باغ وحش مشهد خریداری شده بود و قرار بود از صفا دشت به باغ وحش بابلسر فروخته شود. مرگ‌ومیر حیوانات در مراکز نگهداری حیات وحش و پنهان‌کاری درباره آن اتفاق تازه‌ای نیست. چه آنکه دلفیناریوم تهران مرگ دلفین و شیرهای دریایی را در کارنامه داشت و باغ وحش مشهد مرگ هفت ببر و پنهان‌کردن جمجمه‌هایشان را و باغ‌وحش‌های شناخته شده و ناشناس، موارد بی‌شمار خبری‌شده و نشده دیگر را.
آزار حیوان، توهین به منتقدان
تصاویر آزار گورخر آفریقایی در حالی که پایش شکسته و توان راه رفتن ندارد، در فضای مجازی در حال دست به دست شدن است. این فیلم، بعد از انتشار خبر تلف شدن گورخر در روز دوشنبه –یک هفته پس از انتقال به ایران- منتشر شده است و سرنخی از نحوه تلف شدن این حیوان به دست می‌دهد. این فیلم نشان می‌دهد سه گورخر آفریقایی سرگردان در بین گروهی از مردان وحشت‌زده، ایستاده‌اند و یکی از آنها داخل جوی آب می‌افتد و پای چپش آسیب می‌بیند. آسیب به حدی است که پا کاملا پیچ خورده و حیوان حتی توان خروج از جوی آب را ندارد، با این حال، یکی از حاضران در فیلم، با یک شی به شدت به سر و گردن گورخر می‌کوبد و تلاش دارد به زور حیوان را از داخل جوی خارج کند. انتشار گسترده این فیلم، سبب واکنش‌ها به باغ وحش صفادشت شده است. دیروز وقتی صاحبان این مجموعه با واکنش گسترده مردم در فضای مجازی مواجه شدند، با انتشار دو استوری به منتقدان توهین کرده و به طور ضمنی عنوان کردند که پول حیوان را خودشان داده‌اند و سرنوشت گورخر دست خودشان بوده است. روابط عمومی سازمان محیط زیست به این توهین‌ها اعتراض کرده و با پیگیری استوری‌ها حذف شده‌اند. محمداسماعیل حق‌پرست، مدیر کل روابط عمومی و امور رسانه سازمان حفاظت محیط زیست حالا به «پیام‌ما» می‌گوید: «توهین به منتقدان را حتما پیگیری می‌کنیم. این نوع رفتار در ادامه تعامل سازمان محیط زیست با این مجموعه‌ها موثر است.»
سازمان محیط زیست: با مقصران برخورد قانونی می‌شود
شهاب‌الدین منتظمی، مدیرکل دفتر حفاظت و نظارت حیات وحش می‌گوید علت مرگ گورخر آفریقایی در دست بررسی است. او توضیح داده است که هفته گذشته سه گورخر آفریقایی شامل دو ماده و یک نر از کشور هلند به ایران منتقل و ‌پس از چند روز نگهداری در گمرک، به مرکز نگهداری حیات وحش صفادشت در استان تهران منتقل شدند و گورخر نر در روز ۱۳ اردیبهشت تلف شد. منتظمی گفت:‌ «سازمان دامپزشکی در حال بررسی علت تلف شدن گورخر نر این باغ وحش است و پس از اعلام رسمی از سوی این سازمان، با مقصران این حادثه برخورد قانونی صورت خواهد گرفت.» او در عین حال گفت که برای واردات این سه راس گورخر آفریقایی از کشور هلند به ایران، مجوز سازمان حفاظت محیط زیست و دامپزشکی کشور صادر شده بود. این در حالی است که مجموعه صفادشت اعلام کرده این حیوانات از بلغارستان به ایران وارد شده‌اند.
منتظمی گفت:‌ «با توجه به اینکه دامپزشکی در کشورهای مبدا و مقصد، سلامت این گونه ها را بررسی و تایید می کند اظهار نظر در خصوص علت تلف شدن این گونه بدون بررسی‌های کارشناسی، ممکن نیست و منتظر جواب قطعی از سوی دامپزشکی هستیم.»
مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان در عین حال اضافه کرد: «فیلم منتشر شده در فضای مجازی از تلف شدن این گونه باعث جریحه‌دار شدن افکار عمومی شده و سازمان حفاظت محیط زیست به طور قطع با بررسی تمام جوانب این حادثه با مقصران این حادثه تلخ بدون هیچ گونه چشم‌پوشی برخورد می‌کند.»
محمد کرمی، رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش محیط زیست استان تهران هم به ایسنا گفته است که علت در دست بررسی است. او علاوه بر این گفته که نمونه@برداری‌های لازم از گورخر نر آفریقایی انجام شده و منتظر جواب اداره کل دامپزشکی استان هستیم.
بر اساس توضیح کرمی این سه گورخر آفریقایی از کشور هلند و از مسیر بلغارستان- ترکیه به ایران منتقل شده‌ و دارای دو مجوز سازمان حفاظت محیط زیست و دام‌پزشکی کشور بوده‌اند. او با بیان اینکه علت نگهداری چند روزه این سه راس گورخر آفریقایی در گمرک مشخص نیست، عنوان کرد: «حیوانات زنده باید سریعا به مرکز نگهداری حیات وحش یا باغ‌وحش مقصد منتقل شوند تا تیمار و قرنطینه و تحت نظارت دام‌پزشک قرار گیرند.»
رئیس اداره نظارت بر امور حیات وحش استان تهران با اشاره به اینکه سازمان دام‌پزشکی کشور مبدا و مقصد سلامت گونه‌های حیات وحش را ‌پیش از انتقال بررسی و تایید می‌کنند، گفت: «از این رو احتمال اینکه گورخر نر ‌پیش از انتقال بیمار یا دارای مشکلات دیگری بوده‌، وجود ندارد اما با توجه به نگهداری این سه راس گورخر آفریقایی در محفظه‌ای در گمرک، احتمال می‌رود که این مساله نقشی در تلف شدن گورخر نر آفریقایی داشته باشد.»
کرمی در عین حال درباره وضعیت دو گورخر ماده باغ‌وحش صفادشت، گفت: «با توجه به اینکه این سه راس گورخر آفریقایی دوشنبه به این مرکز منتقل شده‌اند هنوز بازدیدی از آن‌ها صورت نگرفته اما نگهداری چند روزه آن‌ها در گمرک ممکن است مشکلاتی را برای آن‌ها ایجاد کرده باشد.»
توضیحات متناقض باغ وحش
بعد از اعتراض سازمان حفاظت محیط زیست به توهین به منتقدان از سوی باغ وحش صفادشت، این مجموعه دیروز یک جوابیه منتشر کرد و توضیح داد که یکی از گورخرها وقتی به باغ وحش رسید تلف شده بود. این در حالی است که در فیلمی که پیش از این منتشر شده بود، هر سه گورخر زنده بودند و یکی از مسئولان باغ وحش، با خنده می‌گفت: «این هم گورخرهایی که قولش را داده بودیم. دو تا دختر، یک پسر.» باغ وحش صفادشت در جوابیه‌اش نوشته که روز چهارم اردیبهشت گورخرهای خریداری شده، از کشور بلغارستان به مقصد ایران حرکت کردند و پس از طی مسافتی دو روزه به گمرک کشور ترکیه رسیدند. گمرک کشور ترکیه بدون هیچ تاخیر و وقفه‌ای محموله را ترخیص کرد و این سه حیوان وارد کشور ایران و گمرک بازرگان شدند. اما «در بدو ورود به گمرک بازرگان و با سو مدیریت عوامل نگهبانی فیزیکی در داخل مجموعه گمرک، افرادی برای گرفتن عکس از گورخرها به سمت ماشین حمل، هجوم آوردند که موجب شد تا گروخرها رم کرده و از ماشین خارج شوند، که پس از خروج متاسفانه در کانال آب محوطه داخل گمرک افتادند، که فیلم آن در فضای مجازی منتشر شده است. پس از استقرار گورخرها در گمرک متاسفانه، مسئولان گمرک بازرگان گورخرها را ترخیص نکرده و با وجود اینکه اعلام شد که اینها موجودات زنده غیربومی هستند و تمهیدات بهداشتی و غذایی ویژه‌ای نیاز دارند اما ترتیب اثری داده نشد.» بر اساس این جوابیه نهایتا در تاریخ شنبه 11 اردیبهشت، گورخرها ترخیص و به مقصد باغ وحش حرکت داده شدند و «گورخر نر در مسیر انتقال به باغ وحش جان خود را از دست داده و لاشه آن تحویل باغ وحش شد و پس از بررسی تیم دامپزشکی باغ وحش مشخص شد که علت مرگ استرس بیش از حد و ایجاد عفونت داخلی حین انتقال و وقفه بی‌دلیل در گمرک بازرگان بوده است.» در این جوابیه علاوه بر این آمده که حال عمومی دو راس دیگر هم مناسب نیست و ابراز امیدواری شده که با تلاش کادر پزشکی این دو حیوان بهبود پیدا کنند.
در سابقه این باغ وحش تلفات گونه‌های دیگر هم دیده می‌شود که پیش از این به بیرون درز کرده بود؛ مثل یک میمون رزوس، یک سیخور و یک گرگ و یک شیر. باغ وحش صفادشت که به دلیل اجازه لمس‌کردن حیوانات در ازای پول بیشتر هم معروف است، حالا در تبلیغاتش اعلام کرده علاوه بر جگوار و زرافه و گورخر، بنا دارد که کرگدن و پنگوئن هم به این مجموعه اضافه کند. این در حالی است که با وقوع چنین مواردی از تلفات، سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان ناظر هنوز تغییری در برخورد با این باغ وحش و مجموعه‌های غیراستاندارد دیگر که خبری از آنها شنیده نمی‌شود، نداشته است.

سریال تلخ و تکراری رنج حیوانات باغ‌وحش‌ها

مرگ دردناک یک گورخر باعث شده بار دیگر توجه افکار عمومی به موضوع باغ‌وحش‌ها و بویژه شرایط اسفناک باغ‌وحش‌ها در ایران جلب شود. موضوعی تکراری که در دو دهه گذشته همزمان با مرگ یا بروز حادثه برای حیوانات این مراکز چند روزی داغ می‌شود. در خصوص شرایط باغ‌وحش‌ها، در خصوص آنچه در پشت ماجرای باغ‌وحش‌ها می‌گذرد، در مورد تجارت حیات‌وحش و در مورد آسیب‌های باغ‌وحش صحبت بسیار شده است. هیچ شهروند دوستدار محیط‌زیست یا مسوولی نیست که در این مورد نداند. آنچه که می‌خواهم در این یادداشت به آن اشاره کنم اینست که با این مراکز چه باید کرد؟ چاره چیست و چه پیشنهادی برای خروج از این دایره وجود دارد؟ مهمترین عاملی که باعث بوجود آمدن شرایط فعلی شده تعداد بسیار زیاد مراکز نگهداری از حیوانات در کشور است. وجود ۸۰ باغ‌وحش، باغ پرندگان، باغ خزندگان و بطور کلی مراکز نگهداری از حیوانات باعث شده سازمان حفاظت محیط‌زیست خواسته یا ناخواسته ناتوان از نظارت بر این مراکز باشد. بنابراین در نخستین گام باید تعداد مراکز نگهداری از حیوانات کم و کمتر شود. تعطیلی و ادغام این مراکز می‌تواند موجب افزایش نظارت و کیفیت آنها شود. هیچ مجوزی برای مراکز جدید صادر نشود و برنامه زمانبندی برای کاهش تدریجی مراکز وجود داشته باشد. باغ‌وحش خوب، باغ‌وحش تعطیل است و تعطیلی باغ‌وحش‌ها باید در دستور کار قرار گیرد. تولید مثل و تکثیر حیوانات و ورود گونه‌های جدید از خارج از کشور باید ممنوع شود. وقتی این مراکز توان حداقلی برای نگهداری از حیوانات موجود را ندارند هرگونه اضافه شدن حیوان جدید به مرگ و یا تجارت آنها منجر خواهد شد. تجارت حیات‌وحش یکی از دلایل بقای این مراکز است. تجارتی که تهدیدی علیه حیوانات و انسان است.
تمام حیوانات باید پرونده دقیق شامل مدارک شناسایی، بهداشتی و میکروچیپ داشته باشند‌. این اسناد باید از طریق سامانه‌ای آنلاین منتشر شود. اطلاعات مربوط به مرگ حیوانات باید سریعاً منتشر شود. علت مرگ باید توسط کارشناسان بی‌طرف بررسی و اعلام شود. تمام بخشهای مراکز نگهداری از حیوانات باید دوربین مداربسته داشته باشد که در ادارات کل محیط‌زیست قابل رویت باشد و سازمانهای غیردولتی محیط‌ زیستی هر استان امکان دسترسی به آن را داشته باشند.اجرای هرگونه نمایش با حیوانات، وارد شدن به قفس، غذادهی و عکاسی با حیوانات و خروج از باغ‌وحش به هر دلیلی باید ممنوع شود .ورود هرگونه حیوان وحشی سالم از طبیعت باید ممنوع شود. حیوانات درمان شده با نظر کارشناسان مستقل به طبیعت برگردانده شوند. بدبختانه عدم وجود مراکز بازپروری حیات‌وحش باعث شده حیوانات وحشی آسیب دیده بالاجبار به این مراکز تبعید شوند. شرایط تغذیه، فضای نگهداری، آموزش کارکنان این مراکز و وجود یک دامپزشک تمام وقت باید مورد توجه باشد. تذکرات بی‌فایده دردی از حیوانات را دوا نمی‌کند، مراکز متخلف باید تعطیل شوند. بخش عمده آنچه که گفته شد در نامه شورای هماهنگی شبکه ملی سازمان‌های محیط‌ زیستی کشور خطاب به ریاست سازمان حفاظت محیط‌زیست در خرداد ۱۳۹۹ آمده است اما شوربختانه مورد توجه قرار نگرفته است. تاخیر در برخورد موثر و قاطع با این مراکز حاصلی جز مرگ، درد و آزار حیوانات ندارد.

رابطه لرزه‌خیزی و بارندگی

لرزه‌خیزی با میزان تغییر شکل زمین ساختی و البته بارندگی در مناطق حاره و به میزان سالانه 30 تا 300 سانتی‌متر در منطقه مورد نظر، حدود ده برابر بارش سالانه در بیشتر نواحی ایران رابطه نشان می‌دهد.
به عنوان مثال تایوان در مرز فرورانش هم‌گرا قرار دارد، جایی که ورقه دریای فیلیپین با سرعت 85 تا 90 میلی متر در سال با ورقه اوراسیا برخورد می‌کند. این منطقه هر ساله تقریباً یک زلزله با بزرگای بیش از 6 دارد و همچنین بارش‌های فصلی سنگین به طور متوسط ​​بیش از 2000 میلی‌متر در سال است. بیشترین میزان بارندگی سالانه نزدیک به 4 هزار میلی‌متر است و توزیع مکانی و زمانی بارش ناهمگن است: حدود 70 درصد از بارش سالانه از ماه مه تا سپتامبر می‌بارد که در درجه اول از باران‌های موسمی و توفان تأمین می‌شود. چرخه آب فصلی باعث نوسانات سالانه 5 تا 15 متر در سطح آب‌های زیرزمینی و 5 تا 20 میلی متر در سری زمان جابجایی عمودی سیستم ماهواره ناوبری جهانی (GNSS) می‌شود که نشان دهنده پاسخ الاستیک زمین به بارگذاری آب فصلی است. لرزه‌خیزی زیاد تایوان و سرعت بالای تغییرشکل‌های ژئودتیک در شبکه‌های لرزه‌نگاری زمین لرزه‌ای، آب زیرزمینی و شبکه‌های ژئودزی با توزیع گسترده در تایوان پایش می‌شود و با تجزیه و تحلیل سری زمانی لرزه‌خیزی، سطح آب زیرزمینی و تغییر شکل عمودی سطح زمین بررسی چنین رابطه‌هایی ممکن می‌شود.
میزان تغییرات سالانه لرزه‌خیزی، سطح آب زیرزمینی و حرکات عمودی سطح زمین، دوره تناوبی سالانه دارد، به نحوی که سطح آب زیرزمینی پایین در زمستان با افزایش سالانه میزان لرزه‌خیزی همزمان می‌شود.
یک تاخیر زمانی ناچیز (کمتر از یک ماه) بین کمترین ذخیره آب سالانه در بهار و اوج ریزلرزه‌های با بزرگای بیش از 2.5 است. این الگوی زمانی با فراوانی زمین لرزه‌های بزرگ درون ورقه ای (با بزرگای بیش از 7 ) در سراسر ژاپن و زمین لرزه‌های کم ژرفا (ژرفای کمتر از 20 کیلومتر) در غرب ژاپن در هنگام تخلیه استرس سطحی در فصل ذوب برف سازگار است. علاوه بر این، مطالعات میزان لرزه‌خیزی در رشته کوه هیمالیای نپال ، منطقه لرزه‌ای – با لرزه‌خیزی متوسط – نیو مادرید در شرق آمریکا و شاخه غربی سامانه شکافت زمین‌ساختی آفریقای شرقی، نیز همزمانی فراوانی لرزه خیزی را با چرخه آب شناختی نشان داده است. اوج دیگری از لرزه‌خیزی در پاییز یافته شده که علت آن افزایش فشار منفذی در مناطق گسله بعد از بارش شدید در تابستان است. دو اوج فراوانی زلزله‌ها در بهار و پاییز در جنوب غربی ژاپن مشابه اوج رخداد زلزله‌ها در بخش قفل شده گسل سان آندریاس در کالیفرنیا در نزدیکی پارکفیلد است. در عین حال میزان لرزه‌خیزی در امتداد بخش در حال خزش گسل سان آندریاس اوج نسبی نشان می‌دهد که از آگوست تا ژانویه بیشتر سال‌ها بعد از فصل بارندگی اتفاق می‌افتد.
افزایش فعالیت‌های زلزله‌های کوچک در ژرفای کم ممکن است باعث ایجاد گسیختگی‌های بعدی در امتداد گسل‌هایی شود که به شدت تحت فشار قرار گرفته‌اند. همچنین ممکن است لغزش بدون زلزله از مناطق تحت فشار گسله به مناطق لغزنده ناپایدار گسترش یابد.
بنابراین زمین لرزه‌ها در تایوان ممکن است به تغییرات فصلی در چرخه آب و به باران‌های حاره‌ای مرتبط باشند. البته در تایوان بارندگی‌های شدید و توفان‌هایی که بین ماه مه و سپتامبر در این جزیره می‌بارد با کمترین فراوانی زمین لرزه‌های آسیب رسان به دلیل تغییر در میزان بارش و آب ذخیره شده در زمین همزمان است. بسیاری از زمین‌ لرزه‌های به بزرگای 6 یا بیشتر در طی فصل خشک تایوان بین ماه‌های فوریه و آوریل رخ داده است.
بیشترین فعالیت لرزه‌ای در غرب تایوان در فصل خشک و کمترین میزان آن بین جولای و سپتامبر، در پایان فصل باران‌های موسمی ثبت می‌شود. در فصل خشک، زمین لرزه‌های بیشتری را شاهد هستیم زیرا بار آب برداشته شده است. محققان دریافتند که این کاهش آب زیرزمینی منجر به بالا آمدن دوباره پوسته زمین حتی در شرایط کم تنش می‌شود. شرق تایوان دارای الگوی پیچیده‌تری از فعالیت لرزه‌ای است. در آنجا، زمین لرزه‌های عمیق‌تر از دسامبر تا فوریه بیشتر اتفاق می‌افتند. زمین لرزه‌های کم ژرفا در این قسمت از تایوان نیز به تغییرات سطح آب زیرزمینی و تغییرات پوسته مرتبط است، اما تنوع بیشتری در زمان‌بندی آنها وجود دارد. در فصل خشک ممکن است احتمال گسیخته شدن سامانه گسله بزرگتر افزایش یابد و در نتیجه تعداد بیشتری از زمین لرزه‌های بزرگ ایجاد شود. تنش‌های ناشی از تغییرات چرخه آب منجر به زلزله‌های کوچک می‌شوند. چرخه هیدرولوژیک فصلی ممکن است انتشار انرژی لرزه‌ای را برای زمین لرزه‌های با اندازه کوچک تسریع کند. با این حال، میزان زلزله‌های بزرگتر در فصل خشک بین فوریه تا آوریل در زمستان نیز ممکن است با احتمال گسیختگی‌های بزرگ در سامانه‌های گسله مرتبط باشد. میزان لرزه‌خیزی در فوریه تا آوریل به اوج می‌رسد و در ژوئیه تا سپتامبر به کمترین مقدار خود می‌رسد که همبستگی مستقیم با تخلیه سالانه آب را نشان می‌دهد. چرخه بار الاستیک هیدرولوژیکی ممکن است سازو کار اصلی محرک زلزله باشد که همچنین با ثبت زمین لرزه‌های ژرف در شرق تایوان نیز اثبات می‌شود.

حرف‌های اخیر برخی مسئولان مایه تاسف بود

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: نیروی قدس مهمترین عامل برای جلوگیری از دیپلماسی منفعلانه در غرب آسیاست و آمریکا سال‌ها به دلیل نفوذ این نیرو در منطقه، از آن ناراحت بود.
به گزارش ایسنا، رهبری انقلاب اسلامی در سخنانی به مناسبت روز معلم و روز کارگر که به صورت زنده از شبکه یک و خبر سیما پخش شد به بیان نکاتی درباره مسائل روز کشور پرداختند که گزیده بیانات ایشان به شرح زیر است:
* در مورد امیرالمومنین (ع) و معرفی شخصیت این بزرگوار، یک مرحله، امامت آن بزرگوار است که البته منظور امامتی است که امری معنوی است و با ترازوهای عرفی ما قابل اندازه‌گیری نیست.
* نخبگان و بزرگانی هم بودند که به مفاهیم عالی امامت دست پیدا کردند، کسانی که یا در زمان ما زندگی کردند و یا آثارشان به ما رسیده است.
* با قطع نظر از این رتبه معنوی بالا نیز، امیرالمومنین (ع) برحسب معیارهای دنیوی و بشری هم بعد از پیغمبر اکرم (ص) شخصیتی بزرگ و والامقام است.
* عدالت بی‌اغماض، گسترده، بدون هیچ ملاحظه و عجیب و غریب که انسان از شنیدن موارد آن شگفت‌زده می‌شود، درکنار ساده‌زیستی آن بزرگوار، شجاعت آن بزرگوار، فداکاری او در راه حق، دریای حکمت او از جمله ویژگی‌های خاص شخصیتی امیرالمومنین (ع) است.
* ما هم از لحاظ شخصی باید از این بزرگوار پیروی کنیم و هم درباب حکومت؛ امروز حکومت دست علاقمندان امیرالمومنین (ع) است و باید همین عدالت، همین شجاعت، همین ویژگی‌ها را پیاده کنیم که البته در این زمینه خیلی عقب هستیم.
* شهادت در میدان جنگ چیز دشواری نیست. در آن زمان شمشیری اصابت می‌کرد و امروز گلوله‌ای این کار را می‌کند. پس این امر همچنان ممکن است، اما صبر برای رسیدن به این شهادت اهمیت دارد.
* خدا را شکر که مردان فداکاری در زمان ما هستند و بودند و دیدیم که پیرو امیرالمومنین (ع) در این امر صبر بر فرارسیدن زمان شهادت بودند، عاشق شهادت بودند و منتظر آن بودند و خداوند نصیب‌شان کرد.
* شهید سلیمانی وقتی تهدید دشمنان به شهادت را شنید گفت این همان چیزی است که من در کوه‌ها و جبهه‌ها به دنبال آن می‌گردم، دشمن چطور من را با آن تهدید می‌کند؟
* شهید مطهری مخاطب خود را هدایت می‌کرد، به او اطمینان می‌بخشید. او تکلیف‌گرا بود و دغدغه تکلیف داشت. او هرگز بیکار نماند. میراث فکری پیشینیان را داشت و خود بر آن افزوده بود و این را در اختیار مخاطبان و شاگردان خود می‌گذاشت.
* مهم این بود که شهید مطهری همه ظرفیت‌های حوزه فکر و علم را به اولویت‌های فکری جامعه می‌رساند و متصل می‌کرد و این باید مورد توجه معلمان ما هم باشد.
* کار معلم انتقال میراث فکری بشر به نسل بعدی است و باید با امانتداری تمام این مسئولیت سنگین را پشت سر بگذارد.- امروز در کشور ما امکان آموزش به شکل گسترده‌ای وجود دارد و در گذشته هرگز چنین امکانی فراهم نبود و امروز به برکت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی این امکان فراهم است.

خطر طغیان دریاچه‌های یخچالی

دانشمندان هشدار داده‌اند که با ادامه گرم شدن زمین، تعداد بیشتری از مردم در دنیا در معرض تهدید سیلِ ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی قرار گرفته‌اند. با افزایش دمای زمین و کوچک شدن یخ‌ها، آب‌های ناشی از ذوب شدن یخ‌ها تجمع پیدا ‌کنند و دریاچه‌هایی را تشکیل می‌دهند؛ دریاچه‌هایی که غالبا در پشت موانع سنگی یا یخی، مانند سد ایجاد می‌شوند. به این‌ها دریاچه‌های یخچالی می‌گویند.

از سال 1990، حجم، مساحت و تعداد این دریاچه‌های یخچالی در سراسر جهان افزایش 50 درصدی داشته است. وقتی این دریاچه‌ها بسیار پرآب می‌شوند، خطر شکسته شدن صخره‌ها یا تکه‌های یخی، یا سرازیر شدن آب آنها وجود دارد که به این ترتیب، حجم زیادی از آب، آزاد می‌شود و سیل‌های مهیب و ویرانگری را ایجاد می‌کنند.
به گزارش گاردین، برخی از دریاچه‌ها خطرناک‌تر از سایرین هستند و احتمال بیشتری دارد که این‌ها به سیل ناشی از طغیان دریاچه یخچالی منجر شوند. استفن هریسون، پروفسور تغییرات آب‌وهوایی و محیط زیستی در دانشگاه اگزتر، می‌گوید: «آنهایی که ما نگرانشان هستیم، دریاچه‌هایی هستند که در دره‌های کوهستانی بسیار شیبدار در آند و هیمالیا قرار دارند؛ جایی که یخچال‌های طبیعی به دره‌ها می‌ریزند و احتمال ریزش تکه‌هایی از کوه در دریاچه‌ها وجود دارد.»
ارتباط میان افزایش دما و سیل ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی، پیچیده است. در حالی که تشکیل و رشد دریاچه یخچالی را می‌توان ناشی از تغییرات آب‌وهوایی با منشا انسانی دانست، اما عواملی که می‌توانند باعث طغیان فاجعه‌بار این دریاچه‌ها شوند، اغلب به عوامل غیراقلیمی مانند هندسه سد صخره‌ای، زمین‌لرزه، ریزش یخ یا سنگ در دریاچه یا بارندگی بستگی دارد.
آدام اِمِر، جغرافی‌دان در دانشگاه گِراز استرالیا می‌گوید: «دو شرایط برای ایجاد فاجعه کافی است – حجم آب زیاد طغیان و جمعیتی که در مسیر این سیل قرار دارند. گسترش جمعیتی در مسیر سیل ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی و فقدان مقررات توسعه ساختمان‌سازی، می‌تواند حتی مهم‌تر از عوامل ایجاد سیل باشد، خصوصا در کشورهای در حال توسعه.»
یکی از پارامترهایی که باعث می‌شود دریاچه‌های یخچالی به طور بالقوه خطرناک باشند، اندازه جمعیتِ پایین‌دست است که می‌توانند در معرض سیل قرار بگیرند و این عدد می‌تواند از چند صد تا صدها هزار نفر باشد، دقیقا مثل شهر هوآراز در پایین‌دستِ دریاچه پالکاکوچا در پرو. با این حال، با وجود عوامل بسیاری که در طغیان یک دریاچه یخچالی نقش دارند، تخمین تعداد افراد در معرض خطر را در سراسر جهان غیر‌ممکن می‌کند.
در مطالعه‌ای در سال 2016 مشخص شد که تاکنون دست‌کم 1348 سیل ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی در سراسر جهان ثبت شده که 24 درصد این سیل‌ها دارای تاثیرات اجتماعی بوده است. همچنین، این سیل‌ها باعث مرگ 12 هزار نفر شده است. آسیای مرکزی بیشترین آسیب را در این میان متحمل شده است، پس از آن آمریکای جنوبی و سپس مناطق آلپ در اروپا، ایسلند، اسکاندیناوی، شمال غربی آمریکا و گرینلند بوده‌اند. نویسندگان مطالعه مذکور، آمریکای جنوبی و آسیای مرکزی را به عنوان خطرناک‌ترین منطقه توصیف کرده‌اند که اگر چنین طغیان‌هایی رخ دهد، تعداد زیادی از مردم کشته می‌شوند، خسارات شدیدی به زیرساخت‌ها وارد می‌شود، زمین‌های کشاورزی را آب می‌برد و خانه‌ها و جاده‌ها را نابود می‌کند.
از میان یخچال‌های گرمسیری جهان، 70 درصد در آند پرو واقع شده‌اند و به سرعت در حال ذوب شدن هستند که تاکنون نیز منجر به چندین فاجعه یخچالی در دهه‌های گذشته شده است. بدترین فاجعه تاکنون، مربوط به سیل ناشی از طغیان دریاچه یخچالی پالکاکوچا در سال 1941 بوده که طی آن حادثه دست‌کم 1800 نفر جانشان را از دست دادند.
متعاقبا، پرو شروع کرده به نظارت بر دریاچه‌ها و انجام دادن اقدامات کاهش خطر مانند تخلیه دریاچه‌ها، مستحکم کردن سدهای صخره‌ای بی‌ثبات با سازه‌های سیمانی و ایجاد سرریزهای مصنوعی و نصب سیستم‌های هشدار سریع از دهه 1950.
اِمِر می‌گوید: «منطقه کوردیلرا بلانکای، (منطقه‌ای در کوهستان آند) در واقع منطقه پیشگام جهان در زمینه کاهش سیل‌های ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی است. با این وجود، هنوز بزرگ‌ترین چالش در انتظار است؛ اینکه این خطرات را به جوامع محلی بگوییم و اقدامات لازم را به آنها بیاموزیم و برای پذیرش این حرف، اعتماد آنها را جلب کنیم.»
نپال که در برابر سیل‌های یخچالی به شدت آسیب‌پذیر است، پس از دو سیل مهیب در دهه 1980، شروع به سرمایه‌گذاری در مقابله با سیل‌های ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی کرد. در سال 1999، نپال، یک دریاچه به سرعت در حال گسترش را به نام «تشو رولپا» در نزدیکی کوه اورست تخلیه آبی کرد تا برای اولین‌بار در این منطقه، سطح آب یک دریاچه یخچالی کاهش یابد.
آرون شرستا، متخصص تغییرات آب‌وهوایی در مرکز بین‌المللیِ توسعه یکپارچه کوهستان، می‌گوید: «سیل‌های ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی، چالش بزرگی در نپال به شمار می‌آیند. در گذشته، همچنین تلاش‌هایی برای کاهش خطر دریاچه‌های منفرد انجام شده و در حال حاضر هم در دو دریاچه در اطراف منطقه اورست، مداخله صورت گرفته است.»
به گفته شرستا، نپال تاکنون اطلاعات 35 مورد سیل ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی را مستند کرده اما عدد واقعی احتمالا بالاتر است. ارتباطات و همکاری‌های بین‌المللی نیز برای جلوگیری از سیل‌های مهلک، بسیار ضروری است. در مطالعه‌ای که سال گذشته منتشر شده، 47 دریاچه یخچالی بالقوه خطرناک را شناسایی کرده که در صورت شکستن، می‌توانند نپال را تحت تاثیر قرار دهند، اما فقط 21 مورد آنها در نپال هستند. 25 مورد هم در چین و یکی هم در هند شناسایی شده است.
شرستا می‌گوید: «بسیار مهم است که نپال با چین در این مورد صحبت کند تا مسائل این‌چنینی را حل کنند. آن دریاچه‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت اما برای این منظور، تلاش‌های دیپلماتیک دوجانبه نیاز است. با تغییرات آب‌وهوایی و با تغییرات زیرساخت‌ها و سکونت‌گاه‌ها، فکر می‌کنم این خطر هر روز در حال افزایش است.»
با وجود کاهش یخچال‌ها در سراسر جهان، تناوب سیل‌های ناشی از طغیان دریاچه‌های یخچالی هم در سراسر جهان کاهش یافته است. دانشمندان علت این روند را فاصله میان تغییرات آب‌و‌هوایی و وقوع سیل‌های ناشی از دریاچه‌های یخچالی عنوان می‌کنند.
دانشمندان همچنین پیش‌بینی می‌کنند که در دهه‌های پیش‌رو با افزایش چنین سیل‌ها و طغیان‌هایی روبه‌رو می‌شویم که تا اوایل قرن 22 میلادی گسترش خواهد یافت. کشورهای آسیب‌پذیر با جمعیت و زیرساخت‌های در معرض خطر سیل، حالا باید به فکر سرمایه‌گذاری در زمینه آمادگی در برابر حوادث طبیعی باشند تا از بروز عواقب فاجعه‌بار آن در صورت طغیان دریاچه‌های یخچالی، جلوگیری کنند.

فرمان باد در دست تغییر اقلیم

تغییر اقلیم این بار به سلاح جهت باد مجهز شده است. آخرین پژوهش سازمان زمین‌شناسی کشور نشان می‌دهد که جهت حرکت باد غالب معکوس شده و به جای شمال و غرب، ‌این بار بادهای کشور از جنوب و شرق می‌وزند؛ دقیقا از روی مناطق بیابانی و کارخانه‌های پتروشیمی. این سازمان زنگ خطر گرد‌و‌غبار همراه با مازوت و کانی‌های فلزی را به صدا درآورده و می‌گوید در زمستان گذشته آنچه در گزارش‌های مازوت‌سوزی گم شده، تغییر جهت باد است؛ موضوعی باعث استقرار آلودگی‌ها در بالای شهر تهران شد.

سازمان زمین‌شناسی در گزارشی اعلام کرده که ۷۰ تا ۸۰ درصد جهت وزش باد غالب در تهران و اصفهان در گذشته از سمت غرب و شمال غرب و حدود 20 تا 30 درصد بادها از سمت جنوب و شرق بوده است. در حالی که هم اکنون مدت، شدت و فراوانی بادهای شرقی و جنوبی در فلات مرکزی بیشتر شده و این چالش، سبب انباشت آلودگی بیشتر می‌شود. رضا شهبازی، مدیرکل دفتر مخاطرات و مهندسی این سازمان حالا می‌گوید این تغییرات به دلیل بحران اقلیمی در حال وقوع است. او در گفت‌و‌گو با «پیام‌ما» این مسئله را واکاوی می‌کند. «تغییر اقلیم جهت حرکت‌های باد را تغییر داده یا دست‌کم بر شدت، مدت و فراوانی بادهایی که از سمت جنوب و جنوب شرق و شرق می‌وزند، تاثیر گذاشته است.» به گفته او بادهای غالب کشور که پیش از این از سمت شمال و غرب می‌وزیدند حالا از جنوب و شرق می‌وزند. این تغییر جهت مراکز جمعیتی را رودرروی بادهایی قرار می‌دهد که حالا از نقاط بیابانی و مراکز صنعتی و کارخانه‌ای پتروشیمی برمی‌خیزند. شهبازی در این باره توضیح می‌دهد: «ما در شمال، غرب و جنوب بیایان‌های کشور، مراکز جمعیتی داریم. مثلا در شهر تهران بیشتر کارخانه‌های صنعتی و پتروشیمی در نقاط جنوبی تهران‌اند و بعد از آن هم مراکز جمعیتی استقرار یافته‌اند.» این تغییر جهت از دید او آغازگر موج جدید آلودگی هوا در کلان‌شهرهایی چون اصفهان و تهران است.
این نظریه البته از سمت سازمان هواشناسی کشور تایید نمی‌شود. صادق ضیاییان، مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی کشور به «پیام‌ما» می‌گوید: «هیچ تحقیقی از سوی این سازمان روی تغییر جهت باد صورت نگرفته و ما نمی‌توانیم که این اطلاعات را تایید و یا رد کنیم.»
از سوی دیگر احد وظیفه، رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی هم معتقد است که گردوغبار و آلودگی هوا ارتباط چندانی به تغییر جهت باد ندارد: «جریان باد ثابت نیست و در هر فصل تابستان و زمستان متفاوت است. جریاناتی که عامل گرد‌و‌غبار هستند هم ساختارهای خاص خود را دارند و تکیه به این نکته که با تغییر جهت باد گرد‌و‌غبار بیشتر می‌شود منطقی نیست؛ چرا که رخداد گرد‌و‌غبار دلایل دیگری دارد و بیشتر به دلیل خشک شدن اقلیم منطقه صورت می‌گیرد.» به گفته وظیفه امسال حتی نصف سال گذشته هم بارشی صورت نگرفته و امید بستن به انتهای فصل بهار و تابستان هم بی‌فایده است: «کم‌بارشی جدی است حالا چه در حوزه تامین آب شرب و چه کشاورزی و دامداری و حتی گرد‌و‌غبار. واقعیت این است که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، سال بعد با یک موقعیت اسفبار مواجه خواهیم بود.»
تغییر جهت باد در کل فلات مرکزی
اگر چه این تحقیق از سوی سازمان هواشناسی کشور تایید نشده است اما مدیرکل دفتر مخاطرات و مهندسی سازمان زمین‌شناسی آن را دلیلی بر تکیه نکردن بر این گزارش‌ها نمی‌داند.
شهبازی در دفاع از این پژوهش می‌گوید: «ممکن است در یک بازه زمانی طولانی‌مدت، تغییر محسوسی در مسیر بادهای کشور صورت نگرفته باشد؛ اما شدت و فراوانی بادهای جنوبی در حال افزایش است و در مقاطعی این بادها پدید آمده که در سالیان قبل ایجاد نشده است.» نشانه‌های این تغییر جهت از 15 سال پیش هویدا شد. «تقریبا از یک دهه پیش سیگنال‌های این موضوع هویدا شد و شواهدی از تغییرات در جریان‌های عمومی جو دیدیم. دو شاهد اولیه داشتیم. حدود 15 سال پیش توفان‌ گونو از اقیانوس هند به سواحل ما رسیدند، در حالی که پیش از این چنین سابقه‌ای نشده بود. در یک دهه گذشته هم شاهد رکوردهای دمایی شدید در تابستان بودیم. در طول این یک دهه رصد اطلاعات هواشناسی نشان داده که شدت،‌ مدت و فراوانی بادهایی که از جنوب و جنوب شرق می‌وزد، در حال افزایش است.»
به گفته او در طول یک دهه گذشته به طور خاص در کلان‌شهر اصفهان بادهای شرقی و جنوبی در حال افزایش بوده؛ نمونه‌اش توفان گرد‌و‌غباری است که منشا آن جنوب سمنان و غرب یزد بود.
پارسال، سالی استثنایی برای تهران و اصفهان بود؛ کلان‌شهرهای صنعتی که در زمستان گوی سبقت را در زمینه آلودگی هوا از هم می‌ربودند. البته فقط تهران و اصفهان نبود، ریه‌های ساکنان خراسان‌رضوی، زنجان، آذربایجان شرقی، خوزستان و البرز هم از هوای ناسالم پر شد. یک نفر تقصیر آلودگی را گردن مازوت می‌انداخت و دیگری بر آلودگی خودروهای دیزلی اصرار می‌کرد. فصل سرد که گذشت و آلودگی کم‌رنگ شد بحث بر سر عامل آلایندگی هم رنگ باخت. حتی مازوت هم که تا قبل از آن تیتر یک رسانه‌ها بود جایش را به اخبار دیگر داد.
شهبازی معتقد است بحثی که در فصل گذشته جایش میان اخبار مازوت گم شده، جریان‌های باد است. او می‌گوید: «درست وسط زمستان که انتظار بارندگی و باد شمال داشتیم، در طول دو هفته به صورت دائم، یا جریان هوایی نبود، یا باد از سمت جنوب و جنوب شرق می‌وزید و تمام آلودگی‌های پیرامون تهران را به داخل شهر می‌آورد و در همان جا به تله می‌انداخت و ثابت نگه می‌داشت.»
یافته‌های تحقیق سازمان زمین‌شناسی کشور صرفا محدود به دو استان تهران و اصفهان نیست. به گفته مدیرکل دفتر مخاطرات و مهندسی این سازمان مسئله تغییر جهت حرکت باد کل فلات مرکزی، از جنوب قزوین تا شاهرود و از سبزوار گرفته تا سیرجان کرمان و قم و کاشان را در بر می گیرد. او البته مخاطرات این تغییرات را بیشتر محدود به کلان‌شهرهای صنعتی چون اصفهان و تهران می‌بیند، مناطقی که از سال‌هاست گرد‌و‌غبارشان همراه با فلزات سنگین و ذرات معدنی است.
90 درصد مساحت اصفهان درگیر خشکسالی
رصد نقشه‌های سازمان هواشناسی و مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران نشان می‌دهد که 89.1درصد از مساحت اصفهان و 56 درصد از مساحت استان تهران تحت تاثیر خشکسالی است. از این میان شهرستان‌هایی چون بهارستان،‌ پاکدشت، پیشوا، شهریار و قدس از استان تهران و همینطور لنجان، سمیرم، خوانسار، خمینی‌شهر، بوئین‌زهرا و میان‌دشت و برخوار از استان اصفهان صددرصد مساحتشان تحت تاثیر خشکسالی است.
طبق اطلاعات سازمان زمین‌شناسی کشور، کلان‌شهر اصفهان 10.7میلیون هکتار وسعت دارد و 9.8میلیون هکتار آن عرصه طبیعی است؛ تقریبا 90 درصد کل مساحتش. یک سوم از کل این عرصه‌های طبیعی اما بیابان است. این سازمان که از سال 93 به عنوان یکی از اعضای کمیته ملی مقابله با گردوغبار، شناسایی و پهنه‌بندی سرچشمه‌های تولید و انتشار گرد‌و‌غبار را بر عهده دارد مدعی است که کانون اصلی گرد‌و‌غبار در اصفهان دشت سجزی و بیابان‌های انارک‌اند؛ دو نقطه‌ای که حالا درست در مسیر بادهای جنوبی و شرقی‌اند.

رانندگان جرثقیل و کارمندان واکسن کرونا زدند

انحراف در واکسیناسیون پاکبانان بعد از آبادان و علی‌آباد به تهران هم رسید و روز پنجشنبه درباره واکسیناسیون تعدادی از نیروهای خدماتی شهرداری منطقه ۶ خبرهایی به گوش رسید. مساله‌ای که البته از سوی شهرداری تهران رد نشد و مشخص شد، واکسن خواری غیر از منطقه ۶ در منطقه ۱۶ و ۱۹ هم مشاهده شده است. صبح دیروز یکشنبه، دوازدهم اردیبهشت، شهردار تهران به شورای شهر آمد تا درباره روند واکسیناسیون و گزارش‌هایی که حراست شهرداری تهیه کرده است، توضیحاتی داد.

هاشمی در ابتدای جلسه در نطق پیش از دستور خود، به موضوع انحراف در واکسیناسیون پاکبانان در تهران اشاره کرد، براساس گفته او شهردار تهران خواسته تا با خاطیان برخورد شود و اطلاعات دریافت‌‌کنندگان واکسن‌ها اعلام شود. او گفت: «البته لازم است بارگذاری اطلاعات واکسیناسیون با سرعت بیشتری بر روی سایت انجام شود و این می‌تواند نمونه خوبی برای دولت باشد و این کار را انجام دهد، چرا که اطلاعات واکسیناسیون در دسترس عموم قرار می‌گیرد.»
اسامی در سامانه شفاف بارگذاری شد
پس از او پیروز حناچی، شهردار تهران درباره انحراف در واکسیناسیون پاکبانان شهرداری تهران توضیحاتی ارائه کرد. او گفت طی بررسی‌ها از مناطق متوجه انحرافاتی جز در منطقه ۶ شده: «در پی آن یک رئیس ناحیه تا صبح عزل شد. صبح پنجشنبه در توییتی اعلام کردم، پیگیر ماجرا هستیم و از رسانه‌ها بابت حساسیتی که به موضوع دارند تشکر کردم و دستور برخورد و پیگیری و بارگذاری اسامی دریافت‌کنندگان واکسن در سامانه شفافیت را دادم. »
شهردار تهران تاکید کرد: «بحث عمده در منطقه ۶ بود که طی مکاتبه شهردار منطقه ۶ با بهداشت شمال غرب لیستی با ظرفیت ۳۲۵ نفر برای تزریق واکسن اعلام شد از این تعداد ۱۹۸ نفر واکسن دریافت کردند که اسامی آن‌ها را از طریق حراست وزارت بهداشت پیگیری می‌کنیم.» طبق گفته‌های حناچی تاکنون ۴۴ نفر از پرسنل بازیافت، ۱۰۰ نفر پاکبان، ۱۲ نفر کارمند، ۱۳ نفر فاقد رابطه استخدامی، ۲ نفر راننده چرثقیل، ۹ نفر راننده خودرو سرویس، یک نفر شهربان و ۱۷ نفر کارگر فضای سبز واکسن دریافت کردند.
او که علت انحراف در واکسیناسیون را علت دقیق نبودن شهرداری در سیستم توزیع می‌داند، تاکید کرد: «توزیع را با دستور العمل دقیق نداده بودیم و با دقت بالا مشخص نکردیم که این پروتکل امروز ابلاغ می‌شود.» شهردار تهران در نهایت مطابق با گزارش حراست شهرداری درباره کل پرسنل واکسینه شده در این نهاد گفت: «واکسیناسیون پرسنل شهرداری تهران از ۳ اسفند سال ۹۹ با مشارکت کارکنان سازمان بهشت زهرا به تعداد ۵۴۳ نفر آغاز شد. در ادامه سازمان پسماند و مناطق ۲۲گانه با معرفی پاکبانان بالای ۵۰ سال آغاز و از تعداد ۷ هزار و ۴۵۵ نفر معرفی شده تعداد دو هزار و ۷۲۵ نفر تاکنون اقدام به تزریق یک دوز واکسن آسترازنکا و یا سینوفارم کردند. به جز منطقه ۶ تعداد ۲۰ نفر مغایرت در دستورالعمل واکسیناسیون در دفاتر حراست احصا شده است که خطا کمتر از یک درصد است. از این تعداد ۱۳ نفر مربوط به منطقه ۷ بوده و در منطقه ۶ نیز عوامل کارگری پسماند، کارگری فضای سبز، رانندگان خودرو سرویس ۷۳نفر هستند که تعداد ۲۵ نفر از پرسنل و غیرپرسنل فاقد رابطه استخدامی در منطقه وجود داشته است.»
چرا افغانستانی‌ها واکسن کرونا دریافت نکردند؟
پس از گزارش شهردار تهران حجت نظری به روند اطلاع‌رسانی درباره اسامی دریافت‌کنندگان واکسن کرونا انتقاداتی وارد کرد. نظری گفت: « چرا اعلام اسامی به این شکل صورت گرفته است؟ اینکه صرفا کد‌ملی و منطقه محل خدمت حدود ۱۶۰۰ نفر از حدود ۲۷۰۰ نفری که واکسن کرونا به آنان تزریق شده اعلام شود، چه نسبتی با شفافیت دارد؟ کجای این اقدام شفافیت است؟ آیا نمی‌شود تصور کرد که عده‌ای قصد مسخره کردن سامانه شفافیت را داشته‌اند؟ طبق آنچه که از اسامی در سامانه شفافیت عنوان شده، همچنان امکان تشخیص اینکه دریافت‌کننده واکسن جزو اولویت‌ها بوده یا خیر وجود ندارد و اگر منع قانونی برای اعلام اسامی وجود دارد، لازم است حداقل عنوان شغلی دریافت کنندگان به طور دقیق اعلام شود، نه صرفا منطقه محل خدمت آنان.»
سخنگوی کمیسیون فرهنگی و اجتماعی در ادامه به عدم واکسیناسیون پاکبانان افغانستانی اشاره کرد و خواست تا دولت هرچه سریع‌تر برای آن تدبیری داشته باشد: «نباید میان پاکبان ایرانی و غیرایرانی تفاوتی وجود داشته باشد. اما طبق آنچه که پیگیری کردم، ظاهرا اتباع افغانستانی به دلیل نداشتن کد‌ملی امکان استفاده از واکسن را ندارند که لازم است دولت هرچه سریع‌تر تدابیری را در این خصوص اتخاذ کند. ضمن اینکه چگونه نداشتن کد‌ملی مانع از دریافت واکسن می‌شود، اما مانع از انجام کارهای سخت نمی‌شود؟ اگر قانونا نمی‌توان به عزیزان پاکبان افغانستانی واکسن تزریق کرد، آیا قانونا می‌توان آن‌ها را به کار مشغول کرد؟»
پاکبان‌های جنوب پایتخت، واکسن نگرفتند
پس از او زهرا صدراعظم‌نوری درباره واکسینه نشدن تعدادی از پاکبان‌های مناطق جنوبی انتقاد کرد و گفت: «براساس پیگیری‌ها و آمار ارائه شده تعداد نیروهای خدمات شهری و کسانی که احتمال ابتلای آن‌ها به کرونا بالا است، در حدود ۵۵ هزار نیرو هستند که از این تعداد دو هزار و ۲۴۸ نفر تاکنون واکسن دریافت کردند. همچنین تقریبا در حدود ۵۰ هزار نفر باقی ماندند، اما از این گزارش مناطقی را داریم که تاکنون هیچ واکسنی دریافت نکردند. برای مثال در مناطق جنوبی، منطقه ۱۶.۱۷، ۱۸.۱۹، ۲۰.۲۱ و ۲۲ هیچ واکسنی دریافت نشده است. همچنین در مناطق ۱۵،۱۴ آمار ۹۵ نفری و ۵۶ نفری واکسن دریافت کرده‌اند. در منطقه ۱۰،۱۱ و ۱۲ نیز هیچ واکسنی دریافت نکردند، عمده دریافت واکسن در مناطق ۲،۳، ۴،۵، ۶، ، ۸.۹ و ۱۳ است.» پس از او علی اعطا، نیز نسبت به ورود دیرهنگام شهرداری به تخلفات در بخش واکسیناسیون انتقاد کرد و ناهید خداکرمی نیز گفت: معمولا حساسیت به تخلفات کوچک خیلی بیشتر از تخلفات بزرگ است. همه می‌دانیم که چرا آن تخلفات کوچک بزرگ می‌شوند تا تخلفات بزرگ در سایه بمانند.
در انتهای جلسه نیز هاشمی در جمع خبرنگاران با اشاره به طرح دو فوریتی شورا که خواسته بود تا شهرداری خودش برای کارکنان خودش واکسن تهیه کند، گفت که این طرح همچنان در هیات رئیسه است و باید پخته‌تر شود. او همچنین درباره حساسیت شورا و شهرداری نسبت به تخلفات محرز شده در بخش واکسن گفت: «اگر متوجه شویم که امکان فرار واکسن وجود دارد ورود می‌کنیم. در مناطق دیگر هم بوده است و این حساسیت خیلی جدی وجود دارد و سابقه نداشته است که در شهرداری تهران به این سرعت تعدادی را از کار برکنار کنند. تاکنون دو سه نفر از مقامات در حد رئیس ناحیه از کار برکنار شدند و شهرداری نظارت خوبی انجام می‌دهد.

استقبال مردم دنیا از خرید خودرو الکتریکی در دوره کرونا

سازمان جهانی انرژی اعلام کرده است که فروش جهانی خودروهای الکتریکی در سال 2020 رشد 40 درصدی را تجربه کرده است و بازار خودرو نشان می‌دهد که این رشد در سال 2021 هم ادامه دارد. این در حالی است که به دلیل رکود اقتصادی ناشی از همه‌گیری کووید19 بازار خودرو با کاهش فروش روبه‌رو است.

بر اساس گزارشی که آژانس جهانی انرژی منتشر کرده است، صنعت خودروسازی جهان در سال 2020 به دلیل شوک بزرگ همه گیری کووید-19 دچار ضرر شد اما برعکس روندی که بازار خودرو به طور کلی طی کرد، بازار خودروهای الکتریکی با رشد بیش از 40 درصدی روبه‌رو شد و همچنان هم با این روند در حال توسعه است.
گزارش «چشم‌انداز 2021 خودروی الکتریکی جهانی IEA» نشان می‌دهد که با وجود اینکه همه گیری ویروس کرونا سبب رکود اقتصادی شده است اما رکورد فروش 3 میلیون خودروی الکتریکی جدید در سال 2020 ثبت شده است که 41 درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان می‌دهد در حالی که در این سال بازار جهانی اتومبیل با کاهش 16 درصدی فروش روبه‌رو بوده است.
پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این حرکت شدید و روبه افزایش در بازار اتومبیل‌های الکتریکی در این سال 2021 هم ادامه دارد چرا که فروش خودروهای الکتریکی در سه ماهه اول سال 2021 تقریباً دو و نیم برابر بیشتر از مدت مشابه در سال قبل است.
افزایش فروش در تعداد اتومبیل‌های الکتریکی خودروهای الکتریکی در جاده‌ها و خیابان‌های جهان را به بیش از 10 میلیون دستگاه رسانده است، این یعنی تقریبا 1 میلیون وانت، کامیون‌ و اتوبوس برقی در جاده‌ها هستند.
برای اولین بار در سال گذشته، اروپا به عنوان مرکز بازار جهانی ماشین‌های الکتریکی از چین پیشی گرفت. ثبت نام خودروهای برقی در اروپا بیش از دو برابر شده و به 1.4 میلیون نفر رسیده است ، در حالی که در چین با 9٪ افزایش به 1.2 میلیون نفر رسیده است.
فاتح بیرول ، مدیر اجرایی آژانس جهانی انرژی در این‌باره گفت: «وسایل نقلیه الکتریکی نقش اساسی در دستیابی به هدف حذف انتشار گازهای گلخانه‌ای در سراسر جهان دارند. اگرچه که خودروهای الکتریکی به تنهایی نمی‌توانند این هدف را مقدرو کنند.» او ادامه داد: «روند فروش فعلی بسیار دلگرم کننده است اما اهداف مشترک آب‌و‌هوایی و انرژی نیازمند گسترش سریع‌تر این بازار است بنابراین دولت‌ها باید زمینه‌های اساسی را برای تسریع گسترش بازار وسایل نقلیه الکتریکی با استفاده از بسته‌های بهبود اقتصادی برای سرمایه‌گذاری در تولید باتری و توسعه زیرساخت‌های شارژ این خودروها، انجام دهند.»
گزارش جدید آژانس جهانی انرژی نشان می‌دهد که وسایل نقلیه الکتریکی برای رشد چشمگیر در دهه آینده آماده شده‌اند.
بر اساس روند و سیاست‌های فعلی، تعداد ماشین‌ها، وانت، کامیون‌های سنگین و اتوبوس برقی در جاده‌های سراسر جهان، به 145 میلیون دستگاه در سال 2030 می‌رسد.
اما اگر دولت‌ها تلاش‌های خود را برای رسیدن به اهداف بین‌المللی آب‌وهوایی و انرژی سرعت ببخشند ناوگان جهانی می‌تواند حتی به 230 میلیون دستگاه برسد، همانطور که در سناریوی توسعه پایدار آژانس جهانی انرژی این تعداد بیان شده است.
اگر دولت‌های سراسر جهان با هم متحد شوند تا هدف بلند پروازانه‌تری را برای رسیدن به هدف حذف انتشار گازهای گلخانه‌ای تا سال 2050 در جهان دنبال کنند، ناوگان وسایل نقلیه الکتریکی جهانی حتی می‌تواند بزرگتر شود.
نکته مهم دیگر در مورد بازار خودرو الکتریکی جهان در سال گذشته این است که سهم پرداخت مشتری برای اتومبیل‌های الکتریکی سال گذشته 50 درصد افزایش پیدا کرد و به 120 میلیارد دلار رسید در حالی که کمک هزینه حمایتی دولت‌ها برای پنجمین سال متوالی در مجموع 14 میلیارد دلار بود یعنی با وجود آن‌که سهم کمک هزینه دولت‌ها از کل مبلغ کاهش یافته اما باز فروش بالا رفته است و این نشان می‌دهد که انتخاب مصرف‌کننده نقش مهمی در این بازار دارد.
خودروسازان در سال 2020، 370 مدل ماشین الکتریکی را ارائه داده‌اند که 40 درصد افزایش نسبت به سال گذشته را نشان می‌دهد.
در ادامه این روند همچنین هجده خودروساز از 20 خودروساز بزرگ دنیا قصد خود را برای افزایش بیشتر مدل‌های موجود و افزایش تولید خودروهای سبک الکتریکی را اعلام کرده‌اند. این خودروسازان، شرکت‌های هستند که 90 درصد از کل فروش جهانی خودرو را در اختیار دارند.
گزارش «چشم‌انداز جهانی خودروی الکتریکی 2021 »خاطرنشان می‌کند که دولت‌ها با گسترش سیاست‌های موجود و حمایت مالی، «ضربه‌گیری» برای بازار اتومبیل‌های برقی در برابر رکود سال 2020 ایجاد کنند.
کشورهای پیشرو همچنین برای حمایت از استانداردهای صرفه جویی در مصرف سوخت و کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای با پشتیبانی خود از توسعه فناوری باتری و استقرار زیرساخت‌های ایستگاه شارژ به موقعیت رقابتی خودروهای الکتریکی در بازار کمک می‌کنند.
نکته قابل توجه دیگر این گزارش در مورد این است که تغییر مسیر وسایل حمل‌ونقل به سمت وسایل نقلیه الکتریکی، بسیار فراتر از اتومبیل است. امروزه وسایل نقلیه دو و سه چرخ الکتریکی، از جمله موتورسیکلت‌ها و موپدها بیشترین وسایل حمل‌ونقل الکتریکی هستند که بیش از 25 میلیون دستگاه از آنها فروخته شده است و عمده آنها در آسیا استفاده می‌شوند.
اتوبوس‌های شهری نیز به سرعت به اتوبوس‌های برقی در حال تبدیل هستند و فروش کامیون‌های سنگین برقی اخیراً رشد چشمگیری داشته است، زیرا عملکرد باتری آنها بهبود پیدا کرده و می‌توان مسیر طولانی‌تری را با آنها رانندگی کرد.
وسایل نقلیه الکتریکی نقشی کلیدی در مقابله با تولید گازهای گلخانه‌ای دارند و سهم آنها در کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای امروزه مشهود است به ویژه که سرعت تولید برق بدون تولید کربن هم در جهان رو به افزایش است.
و باید توجه کرد که پیشرفت در یک بخش باید همراه با پیشرفت در بخش‌های دیگر در زمینه انرژی‌های پاک باشد.
گزارش جدید در انتها سازمان جهانی انرژی معتقد است اگر دولت‌ها سیاست‌های رسیدن به اهداف حذف انتشار گازهای گلخانه‌ای را اجرا کنند، شاهد گسترش بازار خودروهای الکتریکی در این دهه خواهیم بود.
چشم‌انداز مبهم تولید خودرو برقی در ایران
مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی که در آخرین روزهای سال 98 منتشر کرد چشم‌انداز توسعه خودروهای برقی در ایران را مبهم دانست: «نیاز به این پارادایم جدید در حوزه‌ حمل‌ونقل، مسئله‌ای جدی و راهبردی است. احتمالاً صنعت ایران با یک تاخیر زمانی، الگوی یکی از کشورهای با صنعت و اقتصاد مشابه را برای توسعه خودروهای برقی پیاده می‌کند و بنابراین انتظار می‏رود نیاز به مواد معدنی و صنایع معدنی خاص این خودروها ایجاد شود.»
مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین گفته است که تولید مواد معدنی مرتبط با باتری‏ها و بدنه خودروهای برقی و صادرات آنها، برای کشور جذاب خواهد بود.
در سال 99 هم برخی شرکت‌های خودرو سازی، خودرو برقی خود را معرفی کردند، شرکت کارمانیا از خودروی «کارمانیا eK۱ » که در در واقع همان همان «سودا SA ۰۱ » چینی است رو نمایی کرد و گفت طی قرارداد میان کمپانی چینی و کارمانیا، این خودرو پا به خط تولید این خودروساز ایرانی گذاشته است و در سال 1400 تولید می‌شود. گفته شده قیمت این خودرو در چین با یارانه دولتی معادل 17 هزار دلار است. در سال 99 ایران خودرو هم از احتمال تولید ورژن برقی خودرو تارا خبر داد.
در زمینه تولید موتور برقی در سال 99 از ورود برخی شرکت‌های دانش‌بنیان به این حوزه خبر داده شده است اما بهترین توصیف در مورد تولید وسایل حمل‌و‌نقل الکتریکی در ایران چشم‌انداز مبهمی است که مرکز پژوهش‌های مجلس از آن یاد کرده است.
بازار وسایل حمل‌ونقل الکتریک در ایران همچنان در دست شرکت‌های خارجی است و از یک طرف تحریم‌ها و مشکلات واردات و از طرف دیگر قیمت بالای این خودروها جای رقابتی برای وسایل حمل‌ونقل برقی با دیگر خودروها نگذاشته است.

نمایش دستمال خونین شاه

اندازه دستمال ۳۸ در ۲۸ سانتی‌متر است. لکه‌های خون بر تار و پودش خشکیده و پوسیده. دستمال روایتی از 125 سال پیش می‌گوید. در یک بعد از ظهر جمعه «دکتر شیخ محمد» در سال ۱۳۱۳رویش به خط خوش نوشت: «دستمال شاه شهید است که در هفدهم ذیقعده روز جمعه برای بستن خون دهان زخم تپانچه که به زیر سینه چپ خورده از جیبش درآورده کنار آن‌را پاره کرده به توی زخم داخل کرده که برای حرکت دادن جسد خون نیاید و این قسمت دیگر را به‌طور یادگار خون‌آلوده نگاه داشتم.» این دستمال، دیروز، 25 سال پس از ترور ناصرالدین‌شاه رونمایی شد.

ترور ناصرالدین‌شاه قاجار به دست میرزا‌رضای کرمانی، یک رعیت ساده فصل مهمی از تاریخ معاصر ایران است؛ این اولین شاه‌کشی است که رخ داده و برخی می‌گویند حادثه آن بعدازظهر جمعه، جرقه انقلاب مشروطیت بوده است. حالا دستمال آغشته به خون در گنجینه مجموعه جهانی کاخ گلستان نگهداری می‌شود.
دیروز، سالروز ترور شاه قاجار بود. ۱۲۵ سال قبل در چنین روزی در آستانه مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری، ناصرالدین‌شاه قاجار کشته شد. صبح دوازدهم اردیبهشت‌ ۱۲75، شاه قاجار به شکرانه پنجاهمین سالگرد سلطنت به زیارت حضرت عبدالعظیم در شهر ری رفت اما حکومت او به پنجاه سال نرسید و جشنی پنجاهمین سال سلطنت را عزا کرد. میرزا‌رضا کرمانی، او را جایی به گلوله بست که چند سالی پیشتر به دستور شاه قاجار، سیدجمال‌الدین اسدآبادی را بازداشت کرده بودند. آن صبح اردیبهشتی، میرزا رضا انتقام ستم‌کشی‌ها و بدرفتاری‌ها با سیدجمال‌الدین را گرفت.
آن دستمال خونین
قلب شاه قاجار با گلوله‌ای که از تپانچه پنج لول یک رعیت ایرانی خارج شد از حرکت ایستاد. میرزا رضا چند سال پیش از آن هم وقت تعزیه‌خوانی تکیه دولت که در غرفه حاج محمدحسین امین‌الضرب خدمت می‌کرد، به هنگام گردش شاه در غرفه‌ها نیت کرد با کاردی که در اختیار داشت مقصود خود را انجام دهد اما احتیاط کرد که مبادا کارگر نیفتد و کار‌ها بد‌تر و سخت‌تر شود.
آفرین امامی، مدیر مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان درباره این دستمال خونین گفته است: «بعد از ترور شاه دستمالی را برای جلوگیری از خونریزی بیشتر او روی جای اصابت گلوله گذاشتند و پیکر بی‌جانش را سوار درشکه کردند. یکی از همراهان شاه دست توی آستین لباس شاه کرد و برای مردم دست تکان داد تا مردم تصور کنند شاه زنده است.» به گفته او پیکر شاه را از در عالی که امروز در خیابان ناصر خسرو واقع شده و همین روزها قرار است به زودی بازگشایی شود به کاخ وارد کردند، اما هنگامی که پیکر به کاخ گلستان رسید، دیگر جانی بر بدن نداشت.
این دستمال اکنون با شماره اموال ۱۳۰۲ به ابعاد ۳۸ در ۲۸ سانتی‌متر در گنجینه کاخ گلستان نگهداری می‌شود که تصویری از آن به نمایش گذاشته شده است. امضای زیر متن نوشته شده بر دستمال هم به دکتر شیخ محمد‌خان احیا‌الملک اشاره دارد که روز حادثه در حرم عبدالعظیم حضور داشت.
فرجام میرزا
تاریخ ایرانی نوشته است: یحیی دولت‌آبادی که شب قبل از ترور ناصرالدین‌شاه همراه با جمعی از دوستان خود به زیارت حضرت عبدالعظیم رفته و میرزا رضا را در حال زیارت و تفکر دیده بود در خاطرات خود این‌چنین شعف میرزا‌رضا را به‌گاه مطلع شدن از قصد شاه قاجار برای زیارت حضرت عبدالعظیم روایت می‌کند: «در تاریکی زاویه ایوان شخصی در لباس کسبه دیده می‌شد که صورتش درست تمیز داده نمی‌شد. این شخص میرزا رضای کرمانی است که گوشه تاریکی سرپا نشسته، دست‌ها را بر روی زانو و سر را بر روی دست‌ها گذارده، در دریای فکر و خیال فرو رفته بی‌آنکه تغییر وضعی به خود بدهد یا کلمه‌ای بگوید. در این حال دو تن از زوار در طرف دیگر ایوان نشسته با یکدیگر صحبت داشته درضمن سخن می‌گویند فردا شاه به زیارت می‌آید قرق هم نمی‌باشد. چون تاکنون رسم بوده است هر وقت شاه به این مزار مشرف می‌شده صحن و حرم را به کلی قرق می‌نمودند. به محض آنکه از زبان این دو زوار شنیده می‌شود شاه فردا به زیارت می‌آید و قرق هم نیست، مجسمه فکر و خیال در تاریکی زاویه ایوان به جنبش آمده سر از روی دست و زانوی تحیر برداشته از روی تعجب می‌گوید شاه فردا اینجا می‌آید، قرق هم نیست.»
ناظم‌الاسلام کرمانی که او نیز آن جمعه به زیارت حضرت عبدالعظیم رفته بود در “تاریخ بیداری ایرانیان” فرجام میرزا‌رضا بعد از قتل ناصرالدین شاه را اینگونه روایت می‌کند: «…‌اتفاقا در آن روز به زیارت حضرت عبدالعظیم رفته بودیم. در مدرسه نشستیم و منتظر رفتن شاه شدیم که یک دفعه دیدیم در‌ها را می‌بندند و می‌گویند شاه را تیر زده‌اند. چون تا یک اندازه احتمال صدور این امر را از میرزا رضا می‌دادیم، رفتیم دم منزل او که استعلامی کنیم. شخصی فراش آنجا ایستاده گفت آقایان زود بروید و در اینجا نمانید که برایتان خطر دارد. باری فورا از دور سلامی به حضرت عبدالعظیم داده و روانه شهر شدیم. دربین راه کالسکه شاهی را دیدیم که با سوار زیادی به شهر می‌آورند. به فاصله پانصد قدم میرزا رضا را در درشکه سوار کرده متجاوز از پانصد نفر سوار اطراف او را گرفته می‌آوردند به شهر و میرزا رضا با ‌‌نهایت قوت قلب و یک اطمینانی که از جبهه بیگناهان مشهود می‌شد به اطراف خود می‌نگریست و نظاره مردم می‌کرد. گویا به لسان حال می‌گفت ‌ای اهل ایران من به تکلیف خود عمل کردم و درس خود را به شما تعلیم کردم.» میرزا‌رضای کرمانی بعد از ترور شاه دستگیر شد و او را به تهران آوردند. فرجام او اعدام بود اگرچه مظفرالدین شاه خیال کشتن او را نداشت و بار‌ها از قول او نقل شده بود که «قصاص و کشتن میرزا تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم انتقام بکشم باید تمام اهل کرمان را از دم تیغ انتقام بگذرانم.» بعد از دستگیری، نخست در اتاق کوچکی در حیاط آبدارخانه زندانی‌اش کردند و زنجیر دانه‌درشتی به گردن او آویختند و به آن قفل زدند. با این‌که او را جسما و روحا شکنجه کردند، نام کسی جز جمال‌الدین اسدآبادی را نبرد.
برخلاف تصور مردم که گمان می‌کردند میرزا رضا بعد از کشتن شاه چند روز بیشتر زنده نمی‌ماند او را نزدیک به چهار ماه در توقیف نگاه داشتند. در این مدت به طریق مختلف سعی کردند نام همدستان و شرکای جرم را از زبانش بیرون بکشند، ولی آخر مشخص شد علت محرک اصلی میرزا همان تعدیات و ستم‌هایی بود که کامران میرزا و وکیل‌الدوله درباره‌اش روا داشته بودند.
ناظم‌الاسلام کرمانی در تاریخ بیداری نوشته است: مظفرالدین شاه خیال کشتن میرزا رضا و قصاص آن را نداشت و کراراً گفته بود قصاص و کشتن میرزا رضا تشفی قلب من نیست. من اگر بخواهم انتقام بکشم باید تمامی اهل کرمان را از دم تیغ و شمشیر انتقام بگذرانم. در نهایت مظفرالدین‌شاه اجازه اعدام میرزا‌رضا را داد و در نیمه‌شب سه‌شنبه (مرداد ماه ۱۲۷۵ خورشیدی) در میدان مشق داری برپا شد و میرزا را سربازها دو ردیف تفنگ در دست به پای دار آوردند و او را به دار زدند و پس از چند روز جسد او را به گورستان حسن‌آباد که بعدها اداره آتش‌نشانی شد، بردند و دفن کردند.
گلستان تنها میراث جهانی تهران
کاخ گلستان با قدمتی بالغ بر ۴۴۰ سال یکی از منحصر به فردترین مجموعه‌های تاریخی ایران است. نام گلستان این مجموعه ریشه در تالاری به همین نام دارد که از بناهای عهد آقا محمد‌خان قاجار بوده و در سال ۱۲۱۶ ه. ق و در عهد فتحعلی‌شاه قاجار به پایان می‌رسد. کاخ گلستان از عهد صفویه تا دوران معاصر دستخوش تغییراتی شده است. بنیان کاخ گلستان به دوران شاه عباس صفوی و به سال ۹۹۸ ه. ق و با احداث چهار باغی در داخل حصار شاه‌طهماسب و بعدها و در زمان شاه سلیمان صفوی (۱۱۰۹ – ۱۰۷۸ ه. ق) با ساخت دیوان خانه‌ای در همان محدوده چنارستان شاه عباسی شکل می‌گیرد ولی امروزه از آن بنیان‌ها اثری در میان نیست. داشته‌های موجود کاخ گلستان از لحاظ دیرینگی محدود به بخشی از آثار و ابنیه از دوران زندیه بوده و فراتر از آن نمی‌رود. کاخ گلستان در دوم تیرماه ۱۳۹۲ خورشیدی و در سی و هفتمین اجلاس سالانه کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو به عنوان میراث بشری از جانب یونسکو به ثبت رسید.

علت بوی بد تهران هنوز روشن نیست

آلودگی هوای شهر تهران، سروصدای اتومبیلها، کاهش منابع آبهای زیرزمینی، روددرههای به گل نشسته ، بوی بد تهران و پسماند بیسامان تنها تعدادی از مشکلات عریض و طویل شهر تهرانند که همهساله برای شهروندان ایجاد دردسر میکنند. شینا انصاری، مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران معتقد است که برای سامان دادن به هرکدام از این مخاطرات محیط زیستی قانون بالادستی وجود دارد اما گاهی این قوانین به درستی اجرایی نمیشوند. او جمعهشب در نشست کلاب روزنامه «پیامما» در کلابهاوس که با حضور جمعی از صاحبنظران حوزه محیط زیست، خبرنگاران شهری و محیط زیست برگزار شد توضیحاتی درباره آخرین اقدامات شهرداری برای بهبود مشکلات محیط زیستی پایتخت ارائه داد.

شینا انصاری، صحبت‌های خود را با مساله و بحران آلودگی هوا در شهر آغاز کرد. بحرانی ملموس برای شهروندان تهرانی که اغلب در فصول سرد سال خودش را نشان می‌دهد. عمده آلاینده‌‌هایی که در سال‌های اخیر آسمان پایتخت را آلوده کردند، ترکیبات گوگرد، ذرات معلق و کربن مونواکسید‌ند. عوامل متعددی در سال‌های اخیر سبب آلودگی هوای تهران شده است، از بارگذاری‌های بی‌رویه در سال‌های اخیر گرفته تا خودروهای فرسوده و منابع آلاینده‌ ثابتی چون کارخانه‌ها. او با این مقدمه می‌گوید که در سال‌های اخیر و بعد از تدوین برنامه‌های جامع کاهش آلودگی هوای تهران و قانون هوای پاک همچنان در بخش اجرای وظایفی که به سازمان‌ها محول شده، اشکالاتی وجود دارد: «قانون هوای پاک در ۳۴ ماده تدوین شده و ۱۸ دستگاه در اجرای آن دخیلند. مصوبات و قوانین دیگری از سوی دستگاه‌ها تدوین شده و آیین‌نامه‌های متعددی وجود دارد، اما آنطور که برای اجرای برنامه‌ها پیش‌بینی می‌شد، پیش‌نرفتیم.» او می‌گوید که برای اجرای هر کدام از قوانین و وظایف محول شده به دستگاه‌ها بودجه متناسب هم تعین شده بود اما وقتی به مرحله اجرا می‌رسید، مشمول مرور زمان می‌شد: «شاید اگر در همان چارچوب و سند بالادستی قانون هوای پاک حرکت کرده بودیم، کیفیت هوا بهتر می‌شد.»

 آلایندگی کارخانه‌های اطراف تهران

در ادامه مساله‌ آلایندگی نیروگاه‌های اطراف شهر تهران مطرح شد و پای نیروگاه بعثت به میان آمد، در روزهای گذشته گفته شده بود که نیروگاه باوجود اینکه باید سوخت گازی می‌داشت، همچنان مازوت می‌سوزاند. مدیرکل محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران، درباره اقدامات یا مکاتباتی که تاکنون شهرداری برای انتقال این نیروگاه‌ها مانند نیروگاه به خارج از شهر تهران ترتیب داده، تاکید کرد: «نیروگاه‌ها یا به طور کلی صنایعی که داخل بافت مسکونی محاط شدند، مانند واحدهای ریخته‌گری یا سیمان که فرآیندهای مستهلک شده و قدیمی دارند و نمی‌توانند فرآیندهای خود را استاندارد و به روز کنند، طبق برنامه زمانبندی شده که مسئولیت آن با سازمان محیط زیست است، در چارچوب یک برنامه مشخصی باید به خارج از تهران منتقل شوند.» او در ادامه گفت: «در جریان هستید که ما مصوبه‌ای هم داریم درباره تمرکززدایی صنایع از شهر تهران. مصوبه‌ای که برای سال ۱۳۴۷ است، این مصوبه هم طی دهه‌های گذشته می‌توانیم بگوییم به نحو مطلوبی اجرایی نشده و از این مصوبه‌ای که هدفش مقابله با واگذاری بیش از ظرفیت محیط زیستی در شهر بوده، سو برداشت شده و صنایع مختلفی در شعاع ۱۲۰ کیلومتری مختلف شهر مستقر شده است.» او با اشاره به صنایع‌ «های تک» که از این قانون مستثنی شدند، تاکید کرد که این صنایع شاید به خودی خود آلاینده نداشته باشند اما باعث جذب جمعیت و جذب خودرو ایجاد مشکلات محیط زیستی برای شهر شدند.

 هنوز مناطقی از تهران به شبکه فاضلاب متصل نیستند

بحث مدیریت فاضلاب و جمع‌آوری آب‌های سطحی از دیگر موضوعاتی بود که پایشان به این نشست باز شد. انصاری تاکید کرد که طرح تصفیه فاضلاب طولانی شده است زیرا وابسته به بانک‌ جهانی بود: او در پاسخ به این پرسش که آیا مناطقی در شهر تهران وجود دارد که هنوز به شبکه فاضلاب متصل نشده باشد و فاضلاب از طریق چاه جذبی وارد آب زیرزمینی شود، تاکید کرد: «بخش‌هایی از منطقه ۲۱ و ۲۲ هنوز به شبکه متصل نشده.» او همچنین درباره کانال‌های روباز آب سطحی شهر تهران و پر شدن آن با فاضلاب نیز تاکید کرد: «در این کانال‌ها فاضلاب خام نیست و ممکن است در طول مسیر فاضلابی در آن‌ها رها شود و آب سطحی با آن مخلوط شود.»

 آبیاری فضای سبز با پساب

آبیاری فضای سبز تهران با پساب از دیگر برنامه‌هایی است که شهرداری تهران در سال‌های اخیر تلاش کرده تا با کمک وزارت نیرو آن را دنبال کند، منتقدان می‌گویند این برنامه تنها روی کاغذ اجرا شده، مساله‌ای که انصاری با آن موافق نبود: «تفاهم‌نامه سال گذشته شهریورماه امضا شد و افقی ده ساله دارد، یعنی تا سال ۱۴۱۰ باید میزان پسابی که برای آبیاری فضای سبز استفاده می‌شود، افزایش پیدا کندآن هم به میزان ۱۳۸ میلیون متر‌مکعب و به همان ترتیب میزان مصرف آب‌های زیرزمینی هم ۵۳ میلیون متر‌مکعب کاهش پیدا کند.» او تاکید کرد: «بعد از این توافق‌نامه قرار بر این شد که در غرب تهران در منطقه ۲۲ تصفیه‌خانه در محل وردآورد ساخته شود و پساب در اختیار شهرداری تهران قرار گیرد. به همین ترتیب قرار شد در شرق تهران هم شهرداری تهران در احداث تصفیه‌خانه محلی کمک کند.»

محل سلول دفن بهداشتی تغییر می‌کند

پسماند‌های بیمارستانی و عفونی و نحوه آهک‌پاشی آن‌ها در آرادکوه موضوع دیگر بحث جمعه‌شب بود، خبرنگاران از آلودگی پسماندهای عفونی روایت می‌کردند و از عمر سلول دفن بهداشتی این پسماندها که به پایان رسیده است. انصاری اما با اشاره به قانون جامع مدیریت پسماند تاکید کرد که این قانونِ مصوب سال ۸۳ در موضوع پسماند بیمارستانی مسئولیت را به سازمان محیط زیست و وزارت بهداشت داده: «طبق قانون در موضوع پسماند بیمارستانی شهرداری‌ها متولی این حوزه نیستند.»

او گفت که طبق قانون پسماندهای بیمارستانی باید بی‌خطر شوند و به پسماند شبه عادی تبدیل شوند، اتفاقی که با کمک اتوکلاو در بیمارستان‌ها رخ می‌دهد اما چون بی‌خطرسازی محرز نیست این زباله‌ها در آرادکوه دفن می‌شوند: «این مجتمع مرکز دفنی قدیمی با نیم قرن قدمت است، گفته شده که همان زمانی که این مرکز احداث شد، از نظر زمین‌شناختی و جانمایی مناسب شهر بوده اما این روزها در اطرافش محدوده سکونت‌گاهی ایجاد شده و مشکلاتی پدید آورده است.» او تاکید کرد که دربرنامه بوده تا محل سلول دفن بهداشتی تغییر کند و فرآیند آن ارتقا پیدا کند.»

بوی بد هنوز هم شناسایی نشد

تهرانی‌ها احتمالا دی ماه سال ۹۷ وقتی برای اولین بار بوی نامطبوع سراسر شهر را پر کرد، خوب در خاطر داشته باشند، بویی بد که هنوز بد از ۳ سال مشخص نشد، علت آن چه بوده است. انصاری درباره آخرین بررسی‌ها برای تخمین منشا بوی تهران هم توضیحاتی داد: «همان زمان که بوی بد و نامطبوع شنیده شد، گفته شد که بو ممکن است، کار آتشفشان یا حتی نشت گاز باشد، این بو در روزهای آذر و دی سال ۹۸ هم شنیده شد، ما با همکاری محیط زیست بررسی کردیم و حتی دستگاه‌های پرتابلی تهیه کردیم تا بتوانیم علت بوی نامطبوع تهران را شناسایی کنیم اما هنوز علت مشخصی وجود ندارد زیرا عدم قطعیت‌ها بسیار است.» به گفته او چند فاکتور و مولفه برای تشخیص این بو وجود دارد، مثلا سروکله بو در فصل سرد سال، هنگام پدیده اینورژن یا زمانی که وزش باد کم است، پیدا می‌شود: «در سال ۹۸ که تعداد روزهایی که بوی نامطبوع شنیده شد، بیشتر بود، پیگیری‌هایی از کارخانه‌های جنوب تهران صورت گرفت و مشخص شد که تعدادی کارخانه مانند همین کارخانه سیمان از سوخت مازوت استفاده می‌کرده است و با اخطارهای نهادی زیربط جلوی آن گرفته شد» براساس صحبت‌های انصاری  انگشت اتهام بوی نامطبوع همچنان می‌تواند به‌طرف گوگرد، نقاط انفصالی فاضلاب یا حتی پسماند‌ها باشد.

 صیانت از رود دره‌ها

۷ روددره‌ تهران که روزگاری تامین‌ کننده آب شرب و کاهنده آلودگی هوای تهران بودند این روزها در وضعیت مطلوبی قرار ندارند و تخریب شدند، انصاری درباره اینکه آیا چشم‌اندازی برای احیای این روددره‌ها در پایتخت مشاهده می‌شود، نیز تاکید کرد: «در گذشته به سبب ساخت‌و‌ساز و تخریب این کریدورهای طبیعی آسیب زیادی دیدند اما همچنان پتانسیل محیط زیستی این مناطق بالاست.» او گفت که این عرصه‌ها سال‌ها مورد غفلت بودند اما در برنامه سوم توسعه شهر تهران در زمره میراث طبیعی شهر تهران به شمار آمدند. او تاکید کرد که برای احیا و صیانت این روددره‌ها سیاست‌گذاری و تاکید شد و قوانینی در شورای شهر هم برای این عرصه‌ها تصویب شده اما نیاز است تا موضوع حفاظت از آن‌ها در طرح‌های شهری هم دنبال شود. بازدارندگی جرایم قطع درخت و فرونشست زمین و وضعیت آب‌های زیرزمینی تهران از دیگر موضوعاتی بود که در این نشست به آن‌ها اشاره شد.

اولویت سیاستگذاری بر اقدامات فنی در بخش آب

در بحث منابع آب زیرزمینی با دو مسئله روبرو هستیم، یکی سیاستگذاری و مسائل راهبردی و دیگری مسئله فنی. از منظر سیاست‌ها و راهبردهای کلان بخش آب و کشاورزی باید به این موضوع توجه شود که نمی‌توانیم به رفتاری که در این 40- 50سال داشتیم ادامه دهیم. به معنای اینکه کشاورزی کشور نمی‌تواند با برداشت از آب زیرزمینی به فعالیت خود ادامه دهد و باید یک تغییر عمده در سیاستهای کشاورزی صورت گیرد و این برداشت‌ها کاهش پیدا کند.
بخش سیاستگذاری در حوزه آب و کشاورزی به مراتب اهمیت بیشتری نسبت به بخش فنی دارد. در بخش فنی آب صحبت از این است که اقدامات سازه‌ای و تغذیه مصنوعی صورت گیرد که در شرایط موجود این راهکارها جوابگو نیست. به دلیل اینکه آبخوان‌های ما ظرفیت محدودی برای تغذیه دارند و در عین حال آب سطحی محدودی در اختیار داریم. بنابراین راه باقیمانده این است که برداشت از آبخوان‌ها را کاهش دهیم. به این معنا که منطقه‌ای مثل دشت تهران که سالانه یک میلیارد ذخیره آب زیرزمینی دارد و یک و نیم میلیارد از آن برداشت می‌شود در عوض اینکه بگوییم یک میلیارد تغذیه را با چه راهکاری به یک و نیم میلیارد -میزان برداشت- برسانیم، باید به این فکر کنیم که با کاهش برداشت یک و نیم میلیارد را به یک میلیارد ظرفیت موجود برسانیم تا تعادلی ایجاد شود. البته در چنین شرایطی این سوال پیش می‌آید که ما چگونه برداشت‌ها را کاهش دهیم؟ کشاورز به این امر راضی نیست، بخش کشاورزی می‌گوید تولیدات کاهش پیدا می‌کند. یکی از مهمترین بحث‌ها در پیشبرد سیاست‌ها در این حوزه تعارض منافع است. تعارض بین کشاورزی و آب، بخش کشاورزی می‌گوید من هر چقدر بیشتر از آب استفاده کنم و محصولات بیشتری تولید کنم، امنیت غذایی کشور تامین می‌شود و بخش آب می‌گوید باید برداشت کم شود که آبخوان‌ها حفظ شود. این تعارض چهل سال است روی مدیریت آب کشور سایه انداخته و هیچ کس نتوانسته یا نخواسته تا این تعارض را حل کند. بخش کشاورزی و بخش آب یک بار برای همیشه باید فکر کند که این تعارض را چطور باید رفع کرد. وقتی کشاورزی بخواهد آب کمتری مصرف کند و همان میزان تولید داشته باشد، باید بهره‌وری را بالا ببرد. هلند با چه راهکاری بخش عمده‌ای از مواد غذایی اروپا را تامین می‌کند و به اندازه یک سوم مساحت کشور ما اراضی کشاورزی ندارد. باید دید چگونه می‌توان بهره‌وری آب کشاورزی را بالا برد.
تا زمانی که دولت تصمیم نگیرد کشاورزی را از شکل سنتی به مدرن تبدیل کند، هیچ تغییری برای وضعیت آبهای سطحی و زیرزمینی نخواهد افتاد و هیچ طرحی در بخش آب زیرزمینی به موفقیت نخواهد رسید. بسته‌های مختلفی می‌تواند برای مدیریت آب زیرزمینی تعریف شود، یک بسته باید سیاسی باشد، به این معنا که ایدئولوژی خودکفایی که در این چهل سال روی منابع آب کشور سایه انداخته کم کم به حاشیه برود، قرار نیست ما همه محصولات را در داخل کشور تولید کنیم، می‌توانیم از آب مجازی استفاده کنیم یا کشت فراسرزمینی داشته باشیم و در کشورهای همسایه که آب و زمین در اختیار دارند کشاورزی کنیم و محصول آنرا وارد کشور کنیم. یک بسته اقتصادی باید در نظر گرفته شود، به معنای اینکه اگر تولید و درآمد کشاورزان در نتیجه اعمال این سیاست‌ها کم شد، دولت آنرا جبران کند، اگر چنین بسته‌ها و سیاست‌هایی در نظر گرفته شود، می‌توان امیدوار بود که از بحران در حوزه آب زیرزمینی نجات پیدا کنیم.
سیاست دیگر در حوزه اجتماعی است. کشاورزان باید در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته باشند. وزارت نیرو در این سالها تصمیماتی می‌گیرد و برنامه‌هایی طراحی می‌کند بدون اینکه جامعه محلی و بهره‌برداران حضور داشته باشند. در حالی که مشارکت کشاورزان میزان موفقیت این طرح‌ها را بالا می‌برد. تجربه دنیا هم همین است. در حوزه فنی اعتقاد من بیشتر به کنترل است تا افزایش تغذیه. در حال حاضر آبخوان‌های ما متراکم شده و افت کرده‌اند. در بعضی مناطق زمین نشست کرده و مثل گذشته نمی‌تواند آب در خود ذخیره کند که بتوانیم به راحتی منابع زیرزمینی را تغذیه کنیم. از طرفی تجربه دنیا هم تجربه موفقی در زمینه آب زیرزمینی نیست. در کشوری مثل امریکا و منطقه کالیفرنیا نشست زمین در سطح وسیعی اتفاق افتاده و نتوانسته‌اند آنرا جبران کنند. البته در مناطقی مثل آریزونا موفق شده‌اند که روند آنرا متوقف کنند اما نتوانستند سطح آب زیرزمینی این مناطق را به چهل سال پیش برسانند که بگوییم منابع زیرزمینی احیا شده است. ما هم در حال حاضر باید تلاش کنیم سطح آب زیرزمینی را در همین شرایط حفظ کنیم و از بدتر شدن وضعیت این منابع جلوگیری کنیم. برنامه اول وزارت نیرو باید این باشد و فعلا از احیا صحبت نکند. احیا منابع زیرزمینی سنگ بزرگی است ابتدا بهتر است روی تثبیت شرایط تمرکز کنیم و بعد صحبت از احیا صحبت کنیم.

تراز تولید و مصرف برق منفی شد

کاهش بارش‌ها و افزایش زودهنگام دمای‌هوا، حالا بحران را علاوه بر حوزه آب به حوزه برق هم کشیده است. ایران در فروردین ماه 1400 با افزایش بی‌سابقه مصرف برق روبه‌رو بوده و این مساله در کنار کاهش ظرفیت تولید در نیروگاه‌های برق‌آبی و دیگر مشکلات، تراز تولید و مصرف برق را منفی کرده است.

رضا اردکانیان، وزیر نیرو روز گذشته نامه‌هایی جداگانه به استانداران سراسر کشور ارسال کرد او در این نامه‌ها آخرین وضعیت صنعت برق کشور را برای استانداران تشریح کرد و هشدار داد که تراز تولید و مصرف برق در کشور منفی است.
او در این نامه‌ها به استانداران گفت که به منظور پیشگیری از بروز خاموشی در سال جاری، 3200 مگاوات بیشتر از سال گذشته نیازمند اجرای برنامه‌های مدیریت بار هستیم .
اردکانیان دلیل افزایش بی‌سابقه مصرف برق را افزایش قابل ملاحظه و زودهنگام دمای هوا دانست که منجر شده مصرف برق به میزان 22 درصد در فروردین ماه سال جاری در مقایسه با سال گذشته افزایش پیدا کند.
وزیر نیرو عنوان کرد که این افزایش مصرف در شرایطی است که کم بارشی موجب کاهش 34 درصدی حجم آب مخازن نیروگاه های برق‌آبی شده است و متناسب با آن ظرفیت تولید برق این نیروگاه‌ها کاهش پیدا کرده و این مسائل توازن تولید و مصرف برق در کشور را بر هم زده است.
اردکانیان در نامه به استانداران گفت:« وزارت نیرو با هدف تامین برق پایدار، در یک سال گذشته به احداث واحدهای جدید نیروگاهی و شبکه‌های مورد‌نیاز اقدام کرد و برای اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف با همکاری مشترکان برنامه‌ریزی لازم را به عمل آورد اما با توجه به کاهش تولید نیروگاه‌های برق‌آبی، برای جلوگیری از بروز خاموشی نیاز به اعمال برنامه‌های مدیریت مصرف به میزان 3200 مگاوات بیشتر از سال گذشته خواهـد بود.»
وزیر نیرو همچنین به به پاداش‌های در نظر گرفته شده برای مشترکانی که در هر استان با برنامه‌های مدیریت بار همکاری می‌کنند اشاره و اختیار نحوه اختصاص این پاداش‌ها را به استانداران واگذار کرد.
او تاکید کرد:« سقف مصرف هر استان در ماه‌های اردیبهشت، خرداد و سه ماه تابستان تعیین شده و راهکارهای مدیریت مصرف در بخش‌های مختلف نیز به استان‌های به صورت جداگانه، ارائه شده است.»
دلیل مصرف بالای برق چیست؟
بی‌شک همانطور که وزیر نیرو اشاره کرد بالا رفتن زودهنگام و زیاد دمای هوا مهم‌ترین دلیل مصرف بالای برق است اما مصرف بی‌سابقه برق در زمستان سال گذشته بر خلاف سال‌های دیگر هم سبب بروز خاموشی در سراسر کشور شد.
در مورد دلیل این افزایش مصرف، گمانه‌زنی‌هایی انجام شد برخی مراکز استخراج رمزارزها را مقصر دانستند و برخی دیگر به صادرات برق اشاره کردند اما محمد‌حسن زربخش کارشناس انرژی و عضو هیات مدیره انجمن علمی مدیریت مصرف انرژی به «پیام‌ما» ضمن اینکه تجهیزات خانگی و صنعتی غیربهینه در مصرف برق را از عوامل پر مصرف بودن مشترکان کشور برشمرد و اشاره کرد:« ظرفیت اسمی نیروگاه‌های برق کشور حدود ۸۰ هزار مگاوات است اما در بخش انتقال و توزیع شبکه برق کشور حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد از این مقدار تلف می‌شود یعنی چیزی حدود ۱۶ هزار مگاوات، این یعنی ۸ برابر تولید نیروگاه شهید رجایی. این تلفات ناگزیر است اما می‌توان مقدار آن را کاهش دارد مثلا این تلفات در کره‌جنوبی ۷ درصد و در ژاپن ۴ درصد است.»
این کارشناس حوزه انرژی همینطور تاکید کرد:« بخش خانگی در ایران، مصرف برقی ۲ تا ۳ برابر متوسط دنیا دارد.»
کاهش توان نیروگاه‌های برق‌آبی
کاهش بارش‌ها منجر به کاهش آب ورودی به سدها شده است و در نتیجه توان نیروگاه‌های برق‌آبی که سهم 10 تا 15 درصدی در تولید برق دارند، کاهش یافته است.
البته در زمستان سال گذشته بر خلاف سال‌های پیش از آن از ظرفیت نیروگاه‌های برق‌آ‌بی استفاده شد.
در جریان خاموشی‌های پر جنجال و سراسری که سال گذشته در کشور رخ داد، وزارت نیرو برای تامین انرژی نیروگاه‌ها و همین‌طور شهرها، اقدام به رهاسازی آب در سدها و تولید برق در نیروگاه‌های برق‌آبی کرد، اقدامی که در همان مقطع با انتقاداتی از سوی کارشناسان و اعتراضاتی از طرف صاحب نظران حوزه انرژی روبه‌رو شد.
پیش از این ایمان گرامی‌مقدم مدیر بهره‌برداری نیروگاه‌های برق‌آبی سازمان آب و برق خوزستان در رابطه با عوامل کاهش ظرفیت نیروگاه‌های برق‌آبی در این استان، به «پیام‌ما» گفته است: «علت اصلی این امر کاهش بارش‌ها نسبت به سال قبل و نسبت به یک سال نرمال است. همه کشور تحت تاثیر این کم بارشی قرار گرفتند، اما چند عامل دیگر هم مزید بر علت شد و وضعیت را بغرنج‌تر کرد، یکی از موارد این بود که در زمستانی که گذشت، به دلیل بروز مشکلاتی در تامین سوخت، بسیار بیشتر از میزانی که باید، از نیروگاه‌ها انرژی گرفته شد.»
او همچنین به افزایش فشار به نیروگاه‌ها در زمستان گذشته و اثراتی که در تابستان پیش‌رو خواهد داشت اشاره کرد و گفت: «نیروگاه‌های برق‌آبی یا انرژی محدود، برنامه‌ریزی بسیار دقیقی دارند، چون این نوع از نیروگاه‌ها اغلب مخزنی هستند و برنامه‌ریزی کشاورزی و آب شرب و … تحت تاثیر این برنامه‌ریزی قرار دارد. وقتی بدون برنامه و خارج از دستورالعمل انرژی از نیروگاه اخذ شده و آب رها می‌شود، این انحراف کاملا برنامه‌ریزی‌های دقیق را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این اثرات در ماه‌های گرم سال بیشتر نمایان می‌شود و تقریبا تا مهرماه شاهد تاثیر این اقدامات خواهیم بود.» هفته پیش هم وزیر نیرو اعلام کرده بود: «کاهش بارندگی موجب شده در بخش برق‌آبی‌ها نسبت به سال گذشته سه هزار مگاوات ظرفیت تولید برق کمتری داشته باشیم.»
کاهش مصرف از ادارات شروع می‌شود
در روزهای گذشته مدیرعامل توانیر با اشاره به تعریف 40 برنامه در صنعت برق برای رویارویی با فصل گرما گفت: «در این برنامه به تفکیک وزارتخانه و شرکت‌های مادر تخصصی تقسیم کار شده و مسئولیت‌های هر یک از شرکت‌های توزیع و برق منطقه‌ای در این ارتباط ابلاغ می‌شود.»
محمدحسن متولی‌زاده هم گرمای زودرس و کمبود آب نیروگاه‌های برق‌آبی را از مهم‌ترین چالش‌های امسال عنوان کرد و افزود: «اجرای زود هنگام برنامه‌های صنعت برق را ناگزیر ساخته است.»
مدیرعامل توانیر با اشاره به اینکه که ادارات باید در اولویت نخست برنامه‌های مدیریت مصرف باشند، تاکید کرد: «این اقدام را باید از خودمان شروع کنیم و موضوع سیستم‌های سرمایشی و روشنایی در ادارات باید با جدیت دنبال شود.»
او همچنین مکاتبه با مراکز حساس و بیمارستان‌ها برای اطمینان از آمادگی دیزل ژنراتورهای این مراکز را ضروری دانست و با اشاره به طراحی بروشورهای اطلاع‌رسانی جهت رعایت الگوی مصرف برق به مشترکان، بر لزوم هماهنگی در اطلاع‌رسانی به مردم تاکید کرد.