بایگانی مطالب نشریه
خشکسالی ملخها را به کشتزارها میکشاند
تراکم بیسابقه ملخ در عربستان سبب شده است که هجوم ملخها به کشور نگرانی مضاعفی، علاوه بر خشکسالی، برای کشاورزان و باغداران شود. بر اساس پیشبینیها موج بعدی هجوم ملخها در راه است. امسال به دلیل خشکسالی و کمبود بارش و در نتیجه از بین رفتن مراتع، پیشبینی میشود که تراکم ملخها در کشتزارها افزایش پیدا کند.
8 اردیبهشت ماه سال 1400، وزارت جهادکشاورزی نسبت به موج دوم حمله ملخها در اواخر اردیبهشت و اوایل خردادماه هشدار داد.
در ابتدای سال جاری ملخهای صحرایی از شمال عربستان به 5 استان کشور یعنی خوزستان، ایلام، هرمزگان، فارس و کهگیلویهوبویراحمد حمله کردند وزش باد شدید از سمت عربستان، امسال بر شدت حمله ملخها افزود. اکنون تخمگذاری این ملخها و حمله مجدد ملخها از عربستان میتواند موجب موج دوم حمله ملخها در روزهای پیش رو باشد. فائو هشدار داده است که امسال تراکم باندپوره ملخ در مناطق داخلی و شمالی عربستان بسیار بالاست و افزایش ملخ در عربستان بیسابقه است.
علاوه بر عربستان بالا رفتن هوا در عراق هم سبب شده که ملخها از عرا هم به ایران حمله کنند. اداره کشاورزی بصره اعلام کرده است که گرمای هوا باعث شده است که بخشی از ملخهای مهاجم از این استان به سمت ایران حرکت کنند.همچنین معاون کنترل آفات سازمان حفظ نباتات هم اظهار کرده است که ورود دسته جات پروازی ملخ صحرایی در سال ۱۴۰۰ که در اوایل اردیبهشت در مناطق غربی خوزستان رخ داد به دلیل وزش باد شدید جنوبی از سمت کویت صورت گرفت و ملخهای بالدار بالغ (زرد رنگ) از جنوب و شرق کویت به مناطقی از خرمشهر، آبادان و شوشتر وارد شدند.»
احتمال عبور ملخها از زاگرس
سازمان حفظ نباتات کشور علاوه بر 5 استان نامبرده، به استانهای اصفهان و لرستان هم هشدار داد که ممکن است مورد هجوم ملخهای صحرایی قرار بگیرد چرا که اگر وزش باد شدید باشد احتمال عبور ملخها از زاگرس و ورود آنها به اصفهان وجود دارد.
ملخهای عربستان به استانهای جنوبی آسیب میزنند استان سیستانوبلوچستان و هرمزگان هم از آنجا که ممکن است گرمای هوا ملخها را به هند و پاکستان هدایت کند در معرض خطر قرار دارند.
فقر مراتع سبب افزایش حمله ملخ به باغها و مزارع میشود
استانهای شمالی کشور هم در حال مبارزه با ملخهای بومی هستند. گفته شده به دلیل کاهش بارشها امکان دارد ملخها به پایین دست بیایند و خسارات بیشتری را به باغات و زمینهای کشاورزی استانهای شمالی وارد کنند.
در جنوب کشور هم به دلیل فقر پوشش گیاهی در مراتع ملخها در کشتزارها متمرکز خواهند بود به طوری که مدیرکل دفتر مبارزه با آفات عمومی و همگانی به ایسنا گفته است:« فرق مبارزه با ملخ صحرایی در سال جاری نسبت به سالهای قبل این است که در سالهای قبل مراتع در جنوب کشور سرسبز بودند، اما امسال این مراتع خشک شدهاند یعنی امسال در جنوب کشور فقط باغات و مزارع کشت شده داریم و احتمالا ملخهای صحرایی هم به این مناطق هجوم میآورند.» بر اساس گفته معاون کنترل آفات سازمان حفظ نباتات کشور تا کنون ۱۴۴۸۰ هکتار سطح مبارزه با ملخهای صحرایی در کشور بوده است. ملخهای بالغ روزانه دویست کیلومتر پرواز و به مزارع و باغات خسارت وارد میکنند، ملخها در زمان حمله در هر هکتار زمین کشاورزی یا باغ دو تن غذا میخورند.این در شرایطی است که خشکسالی شدید در کشور امسال به کشاورزان و باغداران خسارات زیادی وارد میکند و حمله ملخ خسارات مضاعفی خواهد بود از همین رو استانها برای حمایت مالی در این زمینه در خواست کمک کردهاند. هفته گذشته رئیس سازمان مدیریت بحران کشور از ورود مدیریت بحران به موضوع مبارزه با ملخها در ۱۰ استان کشور خبر داد، اسماعیل نجار به ایسنا گفت: «در این زمینه وزارت جهادکشاورزی و سازمان حفظ نباتات دارای مسئولیت هستند، اما با توجه به درخواستی که از سازمان مدیریت بحران کشور شد، جلسهای در این خصوص تشکیل دادیم. در این جلسه مقرر شد از محل اعتبارات مدیریت بحران کشور ۸۰۰ میلیارد ریال برای مبارزه با آفت ملخ در استانهای کرمان، فارس، بوشهر، خوزستان، هرمزگان، سیستانوبلوچستان، کهگیلویهوبویراحمد، ایلام، خراسان جنوبی و خراسان رضوی تعلق بگیرد.»
سعید معین، مدیرکل دفتر مبارزه با آفات عمومی و همگانی در انتهای سال 1399 به ایرنا گفت:«سازمان حفظ نباتات برای انجام عملیات مبارزه با ملخ صحرایی ۱۰۰ میلیارد تومان دیگر نیز درخواست کرده که در حال حاضر ستاد بحران کشور با ۷۰ میلیارد تومان آن موافقت کرده است.»
وضعیت مبارزه با ملخ در استانها
مسعود لطیفیان معاون کنترل آفات سازمان حفظ نباتات به ایسنا گفته است «سطح مبارزه با ملخ صحرایی در سال ۱۴۰۰ در خوزستان ۸۸۸۶ هکتار با پوره و ملخ بالدار، در بوشهر ۵۱۰۰ هکتار با پوره و ملخ بالدار و در ایلام ۴۵۰ هکتار با ملخ بالدار بوده است.» در مورد خسارات وارد شده به استانها، تاکنون معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهادکشاورزی استان بوشهر گفته است که پورهها و ملخهای بالغ به زمینهای کشاورزی خسارتی وارده نکردهاند اما به صورت خیلی جزئی و محدود به عرصههای طبیعی این استان آسیب زدهاست. رئیس جهاد کشاورزی مریوان هم اظهار کرده است:«آفت ملخ شاخک بلند بومی به یک هزار و ۵۰۰ هکتار از مزارع این شهرستان هجوم بردند و تاکنون بیش از ۸۲۰ هکتار از مزارع آلوده شهرستان محلول پاشی شده است» او ادامه داده است:«۳۰۰ هکتار از مزارع آلوده در نوار مرزی است که به دلیل عدم امنیت غیرقابل مبارزه بودهاند.»همچنین مدیر حفظ نباتات سازمان جهاد کشاورزی مازندران در گفتوگو با ایرنا، اظهار کرده است:«تاکنون چندین کانون انواع ملخهای بومی از جمله سبزشاخک بلند، شکم بادمجانی و پیشانی سفید در مناطق ییلاقی استان شناسایی شده است.»مدیر حفظ نباتات سازمان جهاد کشاورزی استان خراسان شمالی در مورد هجوم ملخها در این استان به ایرنا گفته است:« ۱۲ کانون ملخ بومی از نوع مراکشی در ارتفاعات و عرصههای منابع طبیعی در این استان شناسایی شد. در سال جاری حدود هشت تا ۱۰ هزار هکتار اراضی در معرض خطر هجوم ملخ در سطح شهرستانهای استان شناسایی شد که طبق برنامه زمانبندی مبارزه از فروردین تا شهریور ماه از طریق سمپاشی انجام می شود.» او همچنین به سابقه داشتن حضور پرندگان در دوران طغیان ملخ ها در مزارع اشاره کردهاست: «پرندگان به عنوان یکی از عوامل بیولوژیکی در مبارزه با آفت ملخ مطرح هستند که میتوانند به صورت بسیار موثر در کنترل این آفت عمل کنند.»
لایحه پیشنهادی قانون آب در هیات دولت بررسی میشود
وزارت نیرو لایحه پیشنهادی قانون آب را به کمیسیون امور زیربنایی، صنعت و محیط زیست هیات دولت ارائه کرد. به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاعرسانی دفتر هیات دولت، کشور ایران در منطقه خشک و نیمه خشک از اقلیمهای شناخته شده قرار دارد. قرار گرفتن در مسیر توسعه، کمیت و کیفیت منابع آب دستخوش تنشهای قابل توجهی شد که رفع آنها نیازمند اتخاذ رویکردی است که از مداری بالاتر از سطح ایجاد تنش (که همان بخشینگری نسبت به مقوله آب است)، نسبت به ارائه طریق اقدام کند، این رویکرد میتواند در جایگاه قانون به ایفای نقش مورد اشاره در حوزه موضوع آب بپردازد.
در حالحاضر، قانون توزیع عادلانه آب (مصوب ۱۳۶۱) قانون جاری و حاکم بر مناسبات کنشگران مدیریت آب کشور محسوب میشود، قانونی که ویرایشی اصلاحی از قانون آب و نحوه ملیشدن آن (مصوب سال ۱۳۴۷) به شمار میرود.
با گذشت قریب به چهار دهه از زمان تصویب این قانون، تغییرات اقلیمی و هیدرولوژیکی از یک سو و افزایش شدید بهرهبرداری از منابع آب سطحی و زیرزمینی از سوی دیگر، چنان شگرف بوده که مناسبات محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی حول موضوع آب را دستخوش تغییرات ماهوی کرده است، به گونهای که قانون مذکور بهرغم بنیانهای قابلاتکایی که طی چند دهه اخیر برای پرداختن به مسائل جاری بخش آب ایجاد کرده، از توانایی پشتیبانی قانونی کامل از اقتضائات و چالشهای مهم و فزاینده کنونی بخش آب برخوردار نیست.
در همین راستا وزارت نیرو در دولت دوازدهم، علاوه بر توسعه زیرساختهای موردنیاز تأمین آب و برق کشور در قالب پویش «هر هفتهالفب_ایران»، به موضوع ساز و کارها نیز به عنوان جنبه نرمافزاری توسعه این حوزه زیربنایی، اهتمام کرد، به گونهای که در سال گذشته ۵۳ طرح ساز و کاری، مورد رونمایی و اجرا قرار گرفت.
به همین منظور و نظر به اهمیت دو رکن «ترتیبات نهادی» و «قانونگذاری» در مدیریت پایدار منابع آب، «اصلاح ساختار سازمانی» عملیاتی شد و برنامه «بازنگری قانون آب» به عنوان یکی از مهمترین و بنیادیترین برنامههای ساز و کاری به اتمام رسید. در ادامه، وزارت نیرو (دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو) از ابتدای سال ۱۳۹۹ با استفاده از تجارب جهانی موفق و بهرهگیری از دانش کارشناسان و متخصصان امر و جلب مشارکت ذینفعان، تدوین لایحه قانون آب را در دستور کار قرار داد. پس از طی مراحل مقدماتی تدوین لایحه و گردآوری تجارب جهانی و اسناد و قوانین مرتبط، در بازه زمانی مهر تا اسفندماه نسبت به تبادل نظر و دریافت نظرات ۷۱ نهاد رسمی از ذینفعان اصلی بخش آب اقدام شد. با انتشار ویرایش نخست لایحه پیشنهادی آب در بهمن ماه، دریافت نظرات از صاحبنظران و کنشگران مرتبط با مسائل بخش آب در دستورکار قرار گرفت و بیش از ۱۶۰۰ نظر از ۷۶ شخصیت حقوقی و حقیقی طی یک دوره ۴۰ روزه دریافت شد. در پایان این وزارت ماحصل و جمعبندی مجموعه مطالعات و همفکریهای صورتگرفته را در قالب لایحه پیشنهادی قانون آب، تدوین کرد و در حال حاضر آن را جهت سیر مراحل بررسی و تصویب به هیات دولت ارائه کرده است. این لایحه پیشنهادی مراحل بررسی خود را در کمیسیون امور زیربنایی، صنعت و محیط زیست هیات دولت طی میکند.
زوزه خاموش «کفه نمک» در نیمه ماه
وقتی ماه کامل میشود، «کفه نمک» قیامت است. مردم برای تماشای تصویر ماه میآیند؛ گاهی ۵ هزار نفر و گاهی تا ده هزار نفر و دو طرف جاده ترانزیتی که میان این دریاچه در سیرجان کشیدهاند، صدها ماشین پارک میشود. در این زمان گوشه به گوشه این شورهزار پر از زیلوهایی است که در کف کفه پهن شده و قلیانی که مشعلش در کنار روشنایی ماه هیچ است. سالهاست که چهاردهم به چهاردهم هر ماه، چنین قیامتی در کفه نمک بر پا میشود؛ جایی که با وجود این حجم از زیبایی حفاظت نمیشود. وزارت میراثفرهنگی بر ورود بیرویه گردشگران به این منطقه نظارت ندارد و سازمانهای محیط زیست و منابع طبیعی هم دریاچه را رها کردهاند. آنقدر که حتی هفته پیش گروهی با زغال تصویر 50 در 40 متر لیونل مسی را بر تنش خال زدند و هیچکس دم نزد.
تصویر مسی چه شد؟ بعد از گذشت یک هفته هنوز کسی نمیداند که زغال ریخته شده بابت طراحی این تصویر از کفه نمک جمع شده یا نه. مسئولان منابع طبیعی منتظرند که باران این خطخطیها را از دل کویر پاک کند. مهران میرشاهی، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری سیرجان به «پیامما» میگوید: «بدون اطلاع ما این اقدام انجام شده و تخریبی هم در این عرصه صورت نگرفته بود. تصویر مسی هم با یک بارندگی پاک میشود.»
کفه نمک سیرجان با یک سند تک برگ منگولهدار تحت حفاظت ادارهکل منابع طبیعی است و رئیس این اداره در سیرجان درباره میزان حفاظت منطقه میگوید: «این عرصه مثل سایر عرصههای منابع طبیعی کاملا حفاظت میشود و ما هیچ زباله، تخریب و برداشت غیرقانونی از کفه نمک نداریم و تنها مجوزهای معدنی در حاشیه این کفه صادر شده است.»
هنوز نه اداره محیط زیست، نه میراثفرهنگی و نه منابع طبیعی مسئولیت این اقدام را نپذیرفتهاند و هر سه مدعیاند که هیچ مجوزی برای نقاشی کف دریاچه صادر نکردهاند.
مرجان شاکری، مدیرکل محیط زیست استان کرمان، معتقد است که کشیدن تصویر با آب زغال تاثیری چندانی بر محیط زیست منطقه ندارد و همین که بدون استفاده از مواد شیمیایی این تصویر را کشیدهاند، طبیعت دوستیشان را نشان میدهد.
با این وجود عابد کوهپایه، دامپزشک فعال در سیرجان در گفتوگو با «پیامما» از خطر مسمومیت جانداران کفه نمک با زغال خبر میدهد و میگوید این منطقه هر سال مامن پرندگان مهاجر است.
ویراژ آفرودبازها در کفه نمک
سال پیش هم نام کفه نمک بر تیتر اخبار خودنمایی میکرد. این بار اما به واسطه یک اقدام محیط زیستی. چهار، پنج انجمن محیط زیستی نزدیک به 72 باکلانی که در آبگیرهای کفه نمک گرفتار شده بودند را آزاد کردند و به آسمان سپردند.
کفه نمک به واسطه این اخبار یا کشیدن تصویر یک بازیکن خارجی شهره نشده. مردم محلی میگویند کفه نمک چهاردهم ماه دیدن دارد، ماه کامل که به وسط آسمان میرسد، نمکها همچون جواهر در وسط کویر میدرخشند. با یک بارندگی چند ساعته هم، دو طرف جادهای که یک سرش به سیرجان میخورد و سر دیگرش به خیرآباد و محمودآباد، پر از آبهای مواج میشود. محمدحسین خالقجو، دبیر کارگروه محیط زیستی سیرجان و از اهالی روستای خیرآباد به «پیامما» میگوید: «سطح کفه نمک سیرجان در فصل کم آبی پر از نمکهای ورمکرده است و بعد از هر بارندگی نیز دریاچهای شگرف.»
آبوهوای این منطقه نیمهبیابانی و خشک است. برای همین هم گردشگران اول صبح و بعد از غروب آفتاب را برای بازدید انتخاب میکنند. جمعیت وقتی بیشتر است که ماه کامل باشد .خالقجو میگوید:«همه میدانند که چه ترافیکی میشود و برای همین هم راهنمایی و رانندگی هر نیمه ماه، در آمادهباش است تا هم حجم تصادفات کم شود و هم ترافیک روان.» آب که بالا باشد دو طرف جاده پر از ماشین است و دشت نمکی هم رنگارنگ از زیلوهایی که چند متر به چند متر در کف این سطح نمکی به انتظار ماه نشستهاند. امان از وقتی که آسمان قهرش بگیرد و آبی در کفه نباشد. فقط آفرود نیست، با هر ماشینی که بتوانند نمکهای این کف را زیر تایرها له میکنند. آنها با ماشینهایشان آنقدر پیش میروند تا لاستیکها در جایی گیر کند. آن وقت برای بیرون کشیدن ماشین دست به دامان ماشینهای سنگین و آفرودی میشوند. ماشین بازها اما قلق کار را بلدند؛ میگویند چاره کار در سرعت بالا و حرکت نرم فرمان است. برای احتیاط هم چند بیل و کلنگ به همراه میروند تا هر جای این دشت نمکی گیر افتادند به جان این منظره طبیعی بیفتند.
گردشگری بیرویه و واگذاری کفه نمک
اوج شلوغی جاده ساعات 8 تا 12 شب چهاردهم ماه است. همین هم اهالی روستاهای اطراف را به فکر عریض کردن جادهای انداخته که سالها قبل عرض کفه را به دو نیم کرده. رضا قویدل، رئیس شورای خیرآباد در بخش مرکزی به «پیامما» میگوید: «هر چند وقت یک بار شام خوردن و قلیان کشیدن عدهای در وسط کف نمک، ترافیک جاده را به قدری برای ما سنگین کرده که زندگیمان مختل شده.»
اهالی روستا شاهد گردشگری بیرویه و بدون اصولاند. بعضی میگویند چاره این است که جادهای دو بانده وسط کفه نمک کشیده شود تا مشکلات عبور و مرورشان حل شود. عدهای دیگر هم به دنبال طرحهای گردشگری و طبیعتگردی در این گود نمکیاند.
موضوع واگذاری بخشی از کفه نمک سیرجان به بخش خصوصی اولین بار نیست که مطرح شده . به گفته دبیر انجمن محیط زیستی سیرجان این موضوع در زمان مدیریت خادمی، بخشدار قبلی منطقه پیگیری شده و حتی پارکینگ و تاسیساتی هم ساخته شده اما ادامه نداشته است. خالقجو میگوید: «با جذب یک سرمایهگذار میتوان در این نقطه هم حمام نمک داشته باشند و هم تورهای گردشگری اما حالا منطقه بدون یک گیت نمایندگی به حال خود رها شده است و هر کس هر کاری که بخواهد با این عرصه طبیعی کند.»
زبالهها را چه کسی جمع میکند؟
زباله فقط یکی از مشکلات گردشگری بیرویه است اما همین هم دیده نمیشود. خالقجو عضو تشکلی زیست محیطی است که هر چند وقت یکبار از منطقهای که به گفته مدیرکل منابع طبیعی شهرستان سیرجان مشکل زباله ندارد، انبوهی زباله جمعآوری میکنند. رهبری این گروه را مریم کاظمی، دبیر تشکلهای محیط زیستی و منابع طبیعی استان کرمان و رئیس انجمن رفتگران طبیعت سیرجان به عهده دارد. این انجمن پارسال با اجرای طرح رکابزنی انبوهی زباله از کفه نمک جمع کردند و در شروع سال جدید برنامه دیگری برای جمعآوری زباله با کارکنان اداره برق داشتند. کاظمی به «پیامما» میگوید: «دو ماه پیش که برای چندمین بار پاکسازی کفه نمک را داشتیم در یک ساعت، یک وانت پر از زباله از منطقه جمع شد به حدی که برای بردنش مجبور شدند تا دور زبالهها را طناب پیچ کنند.»
ثبت ملی کفه نمک فراموش شد
از دو سال پیش قرار بوده این مجموعه به فهرست میراث طبیعی ایران اضافه شود و مورد حفاظت و حراست قرار گیرد.
اما آن طورکه ابوذر خواجویی، رئیس مرکز سیرجانشناسی به «پیامما» میگوید تنها اقدام انجام شده نصب یک تابلو معرفی بوده. خواجویی معتقد است که با توجه به بحران آبی که سیرجان با آن روبهرو است اگر به این اثر طبیعی توجهی نشود، کفه نمک به کانون ریزگرد تبدیل میشود.
نبیالله جعفری، رئیس اداره میراثفرهنگی، صنایعدستی وگردشگری سیرجان هم درباره چرایی ثبت نشدن این مجموعه در فهرست آثار طبیعی ملی به «پیامما» میگوید: «دوسال است که پیگیر این موضوع هستیم اما این طرح در وزارتخانه مانده و همچنان در حال بررسی است.» به گفته او مرحله بعد از ثبت این اثر، ایجاد یک مجموعه فرهنگی، تفریحی و گردشگری به وسیله سرمایهگذار بخش خصوصی است.
خانه دیباجی را پنج روز پیش ویران کردند. مالکان این خانه تاریخی در خمینیشهر، آن را نمیخواستند و برای همین دور از چشم میراثفرهنگی و شهرداری با خاک یکسانش کردند تا ساختمانی نو به جایش بسازند. کارشناسان میراثفرهنگی میگویند این بنا در همسایگی خانه تاریخی سرتیپ، متعلق به علمای دیباجی بوده، انواع دیوارچینیها را در خود داشت و میتوانست روزی هتل یا اقامتگاه شود، اما نشد. حالا میراثفرهنگی خمینیشهر گفته برای مالکان این بنا که بدون مجوز میراثفرهنگی و شهرداری، آن را تخریب کردند، پرونده قضایی تشکیل شده است.
پانزدهم اردیبهشت خبر رسید که خانه تاریخی «دیباجی» معروف به «سید کر»، بخشی از مجموعه سرتیپ سدهی خمینیشهر، با تصمیم مالک تخریب شد. این خانه دو هزار متر مساحت و حدود ۱۲ اتاق چشمهای با قوس پنج و هفت داشت که آثاری از معماری دوره صفوی تا پهلوی را میشد در آن دید. نقاشیها و تزئیناتی چشمنواز داشت و در و پنجرههایی با گره چینی. اما همه اینها هیچ اهمیتی برای مالکان نداشت. آنها مثل بسیاری از مالکان خصوصی بناهای ارزشمند، آن خانه را مانع پیشرفت میدیدند. اینطور که منصور جعفرپور، رئیس اداره میراثفرهنگی شهرستان خمینیشهر به ایسنا توضیح داده، تخریب این خانه واجد ارزش، «با وجود دادن اخطارهای مکرر به مالک» به طور خودسرانه رخ داده است.
پس از تخریب میراثفرهنگی اعلام کرد که موضوع را به اطلاع دادستان اطلاع داده شده و پیگیری قضایی در حال اجراست، چون «این خانه باید حفظ میشد». و دیروز از تشکیل پرونده قضایی برای مالکان خانه تاریخی دیباجی خبر داد. جعفرپور گفته است: «خانه تاریخی دیباجی، خانهای غیرثبتی اما دارای ارزش تاریخی است، که بنا بر گزارشهای مردمی در تاریخ ۱۴ اردیبهشتماه از سوی مالکان، مورد تخریب قرار گرفته است. با توجه به مراجعه مالک به این اداره مبنی بر دریافت مجوز تخریب، بارها به او اخطار داده شد که این خانه تاریخی اگرچه ثبتی نیست، اما بهدلیل مجاورت با خانه تاریخی سرتیپ و همچنین ارزشمند بودن خانه، باید حفظ شود، اما در روز ۱۴ اردیبهشتماه، مالک بدون اخذ مجوز از اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان و شهرداری خمینیشهر اقدام به تخریب این خانه کرد.»
رئیس اداره میراثفرهنگی خمینیشهر ادامه داد: «با توجه به اخطارهای مکرر به مالک از یکسو و ارزشمند بودن این خانه تاریخی، ضمن اعلام مطلب به شهرداری خمینیشهر مبنی بر خودداری از صدور هرگونه مجوز ساخت به مالک این خانه، با هماهنگی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان و پس از ضمیمه کردن گزارش یگان حفاظت میراثفرهنگی شهرستان، شکایت این اداره از مالک خانه بهدلیل تخریب غیرمجاز تنظیم و به مراجع قانونی ارسال شد.»
ثبت نبود، اما ارزشمند بود
درباره ارزشهای این خانه تاریخی اصغر عرب ورنوسفادرانی، دانش آموخته مرمت بناهای تاریخی به ایسنا چنین گفته: «خانه تاریخی «دیباجی» معروف به «سیدکر»، بخشی از مجموعه بسیار بزرگ تاریخی سرتیپ سدهی بود و در قلب بافت تاریخی خمینیشهر قرار داشت. این خانه دو هزار متر مساحت و حدود ۱۲ اتاق چشمهای با قوس پنج و هفت داشت که آثاری از معماری دوره صفوی تا پهلوی را میشد در آن دید. نقاشیها و تزئینات این خانه بسیار زیبا بود و در و پنجرههای آن نیز گره چینیهای چشمنوازی داشت. در ضلع جنوبی این خانه برج نگهبانی سرتیپ سدهی و در ضلع شمالی آن حمام سرتیپ قرار دارد. معماری خانه تخریب شده نیز نمونهای از معماری عامیانه و مردمی خمینی شهر بود که با معماری اشرافی خانه سرتیپ سدهی تفاوت داشت.»
به گفته این مرمتگر با توجه به ثبت بودن مجموعه سرتیپ سدهی در فهرست آثار ملی، خانه تاریخی دیباجی هم یک میراث ملی بود. «این خانه در مناسبتهای مختلف تاریخی به محلی برای روضهخوانی خمینیشهر که خود یک میراث ناملموس است، بدل میشد و تمام اهالی محل به آن تعلق خاطر داشتند. مالک نیز ادعا دارد که خانه را برای برپایی مجالس روضه خوانی خریده و تنها قصد داشته آن را به سبک جدید بسازد!»
این دانش آموخته مرمت بناهای تاریخی، با اشاره به دیگر ارزشهای خانه تاریخی دیباجی، گفته: «سنگهای حجاری شده بسیار زیبایی در این خانه وجود داشت و هر اتاق آن به یک پستو ختم میشد. کف زمین آن آجر فرش بود و بخشهایی مثل اصطبل و طویله هم داشت. خانه تاریخی دیباجی بخش با ارزشی از بافت تاریخی خمینی شهر و متعلق به علمای دیباجی بود که انواع دیوارچینیها در آن دیده میشد و امکان تبدیل آن به هتل و اقامتگاه وجود داشت اما متاسفانه با خاک یکسان شد.»
درباره علمای دیباجی و خانهای که ویران شد
سرتیپ محمدحسین خانامینیسدهی، فرمانده ظلالسلطان، حاکم وقت اصفهان در زمان ناصرالدینشاه، زمانی که قرار میشود میزبان ظلالسلطان برای بازدید از خمینیشهر (سده) شود؛ مجموعهای میسازد که «خانه دیباجی» هم در آن قرار داشت. آنطور که اسناد تاریخی میگویند در سال ۱۳۱۵ ه.ق سرتیپ به دلیل نداشتن محل پذیرایی مناسب از ظلالسلطان درخواست مهلت دو ساله میکند تا عمارتی در شأن او مهیا کند. سرتیپ سریعاً شروع به ساخت این مجموعه در مساحت ۲۳۵۰ در جهت شمالی، جنوبی و با امکانات موردنیاز میکند تا مکانی مناسب برای یک زندگی مرفه فراهم شود.
مجموعه خانه سرتیپ امینی سدهی که شامل چند خانه، دیوانخانه، حمام، نارنجستان، اتاقهای سهدری و پنجدری، چایخانه و برج مراقبت، میدان اسبدوانی و حسینیه است؛ ۲۵ اسفند ماه سال ۸۰ به ثبت ملی رسید و حالا ویرانی خانه تاریخی «دیباجی» معروف به «سید کر» که بخشی از مجموعه بسیار بزرگ تاریخی سرتیپ سدهی بود و در قلب بافت تاریخی خمینی شهر قرار داشت آسیبی جبرانناپذیر است.
مرور تخریبها
استان اصفهان دارای بیش از ۶۰۰ خانه تاریخی است اما پرونده تخریب خانههای تاریخی آن رفته رفته قطورتر میشود. دی ماه پارسال هم خانه صفوی عطاری یا علوخان در محله جلفا تخریب شد، البته با استناد به رای دیوان عدالت اداری. شباهت این خانه با بنای دیباجی، داشتن مالک خصوصی بود. یکی بدون اجازه تخریب کرد و دیگری با رای دیوان. با رویهای که این سالها باب شده، خانههای واجد ارزش و ثبت میراثفرهنگی یا با اقدام به شکایت مالک، از سوی دیوان عدالت اداری حکم تخریب یا خروج از فهرست آثار تاریخی را میگیرند یا خودسرانه دست به تخریب میزنند. این روند شان میراثفرهنگی را زیر سوال برده است. در آذر 96 هم خانه نائل در اصفهان ویران شد و مدیرکل میراثفرهنگی استان گفت که این کار به علت تعریض مسیر و به درخواست همسایگان این محل و توسط مردم انجام شده است. خانه «سید جواد نائل» گنجینه تزیینات معماری ایران با نقلدان گچبری مجوف به سبک عالیقاپو برای انعکاس صدا، مقرنسها، تذهیبها، گچبریها، طاقها و چشمهها و سالن آینه کاری به عنوان یکی از نخستین آثار ثبت شده در فهرست آثار ملی در سال ۱۳۵۴ و به شماره ۱۱۰۲ متعلق به دوره «اوزون حسن» یکی از ترکمانان مغول و فرمانروای دوره آق قویونلوها بود و مدارک موجود قدمت خانه را به دوره پیش از صفوی باز میگرداند.
این سرنوشت برای خانه نواب و خانه مشکی هم تکرار شد؛ مانند آنچه که بر سر بافت تاریخی و عصارخانه خمینی شهرآمد و نهادهای متولی در بیتوجهی و کم کاریی چشم هایشان را بر همه اتفاقات و تخلفات در این منطقه بستند. نام بناهای تخریب شده در اصفهان و دیگر شهرها بسیار است و با این روند هر روز گنجینه خانههای تاریخی ایران کوچکتر از قبل میشود.
سالروز زلزله تهران و اولویتهای فراموش شده
شهر تهران در ساعت 48 دقیقه بامداد 19 اردیبهشت 99 در نزدیکی مشا دماوند – در 50 کیلومتری شرق تهران – به شدت لرزید و مردم در نیمه شب هراسناک به خیابانها ریختند. در تهران در زمین لرزهای شدید که با حدود بزرگای 7 که در شعاع 50 کیلومتری مرکز شهر تهران کنونی رخ دهد با خسران جانی و مالی شدیدی مواجه خواهیم شد. بخشی از این خسارت در پژوهشهای خانم دکتر فرناز کامرانزاد در تز دکتریاش در دانشکده فنی دانشگاه تهران در مورد ریسک زلزله تهران نشان داده شد. این کار زیر نظر نگارنده و استاد دکتر حسین معماریان انجام شد و نتایجش به راحتی در جستجوی گوگل با اخرین محاسبات مربوط به سال 1399 در دسترس است. به همین دلیل است که نگارنده به همراه برخی از همکاران زمینشناس و متخصصان سایر رشتهها، تهران را به عنوان پایتخت امروز و آینده ایران مناسب نمیدانیم، و سالهاست که توصیههایی به دولتهای مختلف کشور برای انتقال پایتخت ارائه دادهایم. پیشبینی میشود جمعیت در حال رشد شهرها تا اواسط قرن بیست و یکم 2 میلیارد نفر بیشتر از حال شود و به یک میلیارد خانه بیشتر نیز نیاز باشد و اگر تصور کنیم که اکثر این دو میلیارد نفر در کشورهای در حال توسعه در کلانشهرها متمرکز خواهد شد، میتوان فکر کرد که به چه تعداد، به خانههای آسیب پذیر جدید افزوده میشود. در بسیاری از شهرهای آسیب پذیر در برابر زلزله مردم در مجتمعهای مسکونی جدید طوری در طبقههای متعدد این بناها ساکن میشوند که انگار هرگز خبری از زلزله بعدی نخواهد بود. به همین ترتیب ساختمانهایی اکثر ارزان قیمت و بیشتر غیر تاب آور طوری طراحی و ساخته میشوند که گویی زمین لرزهای در آن نواحی رخ نداده و اتفاق نمیافتد. ساختمانهایی که معمولاً با ارزانترین قیمت ساخته میشوند و از طرحهای معیوب استفاده میکنند و در برخی از شهرها توسط بعضی بازرسان فاسد نظارت میشوند، قتلگاه ساکنان بعدیشان هستند. شهر تهران کنونی هم در نواحی شمال و هم در جنوب خود بر روی گسلهای فعال ساخته شده است و این نواحی در شمال تهران حداقل از 3200 سال قبل تاکنون زلزله مهمی تجربه نکردهاند. این تاخیر در جنوب تهران حدود 1100 سال به نظر میرسد. فاجعه بعدی ممکن است در پیرامون تهران رخ دهد جایی که حاشیهنشینهای فراوان ( با حدود جمعا 7 میلیون نفر جمعیت در سال 1400 در استانهای تهران و البرز ) وجود دارد و همچنان بر تعداد آنها افزوده میشود. این نواحی مکان زندگی میلیونها نفر است که اکثرا زیر خط فقر و در نزدیکی مرز دو ناحیه زمین ساختی البرز و ایران مرکزی زندگی میکنند. آخرین زمینلرزه فاجعهبار در این ناحیه در سال 1830 میلادی در اواخر دوره فتحعلی شاه قاجار در محدوده دماوند- شمیرانات رخ داده است. جنوب تهران و بخش وسیعی از مرکز و جنوب کرج بر روی آبرفتهای ضخیم لایه و در نهایت خاک نرم احداث شده است. با وجود سطح آب زیرزمینی بالا در منطقه ری، بدترین خاک ممکن از نظر تشدید امواج لرزهای وجود دارد. تشدید امواج لرزهای میتواند منجر به فاجعهای مانند زلزله 19 سپتامبر 1985 در مکزیکو سیتی با حدود 40 هزار کشته شود. منطقه ری در جنوب تهران در حوضهای در دامنه کوههای بی بی شهربانو قرار دارد که اساساً امواج لرزهای را به دام میاندازد. در چنین جایی حتی زمینلرزهای که در فاصله بسیار دور رخ دهد (مانند زمینلرزه ویرانگر سال 1985 که در 320 کیلومتری پایتخت مکزیک رخ داد) در صورتی که به حد کافی بزرگ و شدید باشد، با تشدید امواج میتواند به تخریب گسترده حتی در فواصل دور بیانجامد. البته زلزله 1985 موفق شد مانند زنگی، مکزیکیها را از خواب غفلت بیدار کند، اتفاقی که ظاهرا بعد از زلزلههای 31 خرداد 69 منجیل، 5 دیماه 1382 بم و 21 آبان 1396 ازگله سرپل ذهاب، هنوز در ایران به قدر کافی رخ نداده است. در محدوده تهران و پیرامون به لحاظ آماری زلزلهای با بزرگای 6 هر حدودا بیست سال و زلزلههای با بزرگای 7 هر حدودا 200 سال رخ میدهد. البته توجه کنیم که حجم گستردهای از ساختمانها و زیرساختهای موجود بدون در نظر گرفتن زمینلرزه ساخته شده است. یک راه مهم آن خواهد بود که درصدی (مثلا 10 درصد ) از پولی که فکر میکنیم صرف امداد اضطراری و بازسازی بعد از زلزله خواهیم کرد به برنامههای مدیریت کاهش ریسک ، و جلوگیری ایجاد ریسکهای جدید و تقویت مدیریت شرایط اضطرار اختصاص دهیم. ما میدانیم مشکلات کجاست و میدانیم چه کنیم و میدانیم که چگونه آن را برطرف کنیم. ما فقط به اراده سیاسی و مدیریتی احتیاج داریم تا چنین مشکلاتی را با نظر متخصصان بخواهد برطرف کند.
آغاز برنامه مدیریت سگها در زیستگاه میشمرغ
مدیر پروژه حفاظت مشارکتی از میشمرغ در دشت «سوتاو» بوکان از آغاز برنامه مدیریت سگهای ولگرد در زیستگاه گونه در معرض انقراض میشمرغ خبر داد.
مهدی نبییان با بیان اینکه «سگهای ولگرد یکی از تهدیدهای میشمرغ خصوصا در فصل زادآوری این گونه محسوب میشوند» گفت: «با همکاری اداره حفاظت محیط زیست، شهرداری و فعالان محیط زیست شهرستان بوکان برنامهای برای زندهگیری و انتقال سگهای ولگرد در حاشیه پناهگاه حیاتوحش حمامیان و دشت سوتاو آغاز شد.»
او ادامه داد: «با توافقی که صورت گرفت، قرار بر این شد تا سگهای ولگرد حاشیه زیستگاه میشمرغ جمعآوری شوند و پس از انتقال به مرکز نگهداری سگهای ولگرد، عقیمسازی و انجام اقدامات دامپزشکی در آنجا نگهداری شوند.»
به گفته نبییان، سگهای ولگرد و بلاصاحب (رهاشده) یکی از تهدیدهای گونهی میشمرغ محسوب میشوند چرا که با آغاز فصل زادآوری این گونه، سگها میتوانند از تخم یا جوجهی میشمرغها تغذیه کنند.
این کارشناس محیط زیست همچنین عنوان کرد: «یکی از کانونهای مهم سگهای ولگرد در حاشیه زیستگاه میشمرغ، مرکز دفن زباله شهرستان بوکان است که در مجاورت دشت سوتاو قرار دارد. در جلساتی که چند روز قبل در شهر بوکان در این خصوص انجام گرفت، شهرداری و اداره محیط زیست بوکان توافق کردند که شهرداری نسبت به جمعآوری و انتقال تمامی سگهای موجود در مرکز دفع زباله اقدام کند. همچنین نسبت به ترمیم حصار این مرکز جهت جلوگیری از ورود و خروج سگها اقدام عاجل صورت گیرد.»
او ادامه داد: «نبود مدیریت صحیح محلهای دفن زباله، رها شدن سگهای گله و غذا رسانی بدون کنترل به سگهای ولگرد در حاشیه زیستگاهها، مهمترین دلایل افزایش جمعیت سگها در زیستگاههای طبیعی هستند که همین افزایش جمعیت سگها به عنوان یک گوشتخوار بزرگ جثه، باعث آسیب به جمعیت گونههای حیاتوحش میشود.»
زندهگیری و انتقال 27 سگ در مرحله نخست
مدیر پروژه حفاظت از میشمرغ همچنین از آغاز زندهگیری سگها در حاشیه زیستگاه میشمرغ خبر داد و گفت: «در هفته گذشته نیز عملیات زندهگیری و انتقال 26 سگ ولگرد و یک سگ بلاصاحب طی همکاری شهرداری، انجمن حامی حیوانات «بهشدار» و انجمن محیط زیستی«ژینبانان بوکان» زیر نظر اداره حفاظت محیط زیست بوکان انجام گرفت و این سگها به مرکز نگهداری سگهای ولگرد شهرستان بوکان منتقل شدند.»
او ادامه داد: «این عملیات طی دو روز در حاشیه دشت سوتاو و محدوده روستای شیخلر انجام شد و عملیات برای زندهگیری سگها در حاشیه سایر زیستگاههای اطراف پناهاه حیاتوحش سوتاوو و حمامیان کماکان ادامه دارد.»
توافق با دامداران منطقه برای کاهش سگهای گله
نبییان با بیان اینکه «مذاکراتی با دامداران منطقه برای کاهش تعداد سگها در گلههای دام نیز انجام شد» عنوان کرد: «دامدارن منطقه به ما گفتند که از تاثیر حضور سگ در زیستگاهها بر جمعیت میشمرغ خبر نداشتند و به همین خاطر توافق بر این شد که سگهای همراه گلههای دام را به حداقل کاهش دهند و علاوه بر این، حین چرای دام، سگهای گله را برای جلوگیری از پرسه زدن در مزارع گندم و ریسک کشف آشیانه میش مرغها و تغذیه از تخمها و جوجههای آنها کنترل کنند.»
او گفت: «یکی از فرصتهای مهم برای حفاظت میشمرغ، جامعه محلی منطقه و علاقه مردم بومی به این گونه در معرض خطر است. خوشبختانه علاقه مردم بومی به این گونه باعث شده تا همکاری بسیار خوبی با پروژه داشته باشند.»
پروژه حفاظت مشارکتی از میشمرغ در دشت سوتاو شهرستان بوکان از ابتدای سال ۱۳۹۹ توسط «کانون گردشگران طبیعت ایران» و با همکاری ادارهکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان غربی و اداره حفاظت محیط زیست شهرستان بوکان و با حمایت مالی برنامه کمکهای کوچک (SGP) برنامه عمران ملل متحد در ایران آغاز به کار کرده است.
میشمرغ پرندهای بزرگ جثه است که تنها کمتر از ۴۰ فرد از آن در ایران باقی مانده است. این پرنده که سنگینوزنترین پرنده با قابلیت پرواز در جهان است، در ایران به دو شکل بومی و مهاجر مشاهده میشود. جمعیت بومی این پرنده تنها محدود به زیستگاههای شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی است و علاوه بر این، در بعضی سالها پرندگانی به صورت انفرادی در پناهگاه حیاتوحش میانکاله و پارک ملی بوجاق مشاهده شدهاند.
اگرچه بر اساس ردهبندی اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN)، وضعیت جهانی میشمرغ «آسیبپذیر» (VU) اعلام شده است اما با توجه به جمعیت کم این گونه در کشور، زیستگاه بسیار محدود و تهدیدهای متعدد، این گونه با خطر جدی انقراض محلی در ایران روبهرو است.
بهترین واکسن، نخستین واکسن است
حسن روحانی، دیروز در جلسه ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا با اشاره به اینکه در همه استانها به پیک رسیدهایم، گفت که کشور نیازمند واکسن داخلی است اما در این مقطع نیازمند واکسن خارجی هستیم. روحانی گفت: ما باید کشورمان را به تجهیزات ساخت واکسن و توانمندیهای عملی آن مجهز کنیم. کسی وقتی این ویروس در دنیا شایع شد فکر نمیکرد که بشر در هشت ماه بعد به واکسن برسد، البته هرچند کاملا هم تاثیرگذار نیست اما به هرحال به واکسن رسیده است.
روحانی در مورد کارکرد واکسن گفته که اساس واکسن، آماده کردن بدن است برای مقابله با مرگومیر: «پس واکسن در شرایط فعلی بسیار مهم است، هرچند که هنوز همه مراحل خود را طی نکرده باشد و اثربخشی صددرصد نداشته باشد.»
به گزارش ایسنا، رئیسجمهوری با اشاره به آغاز موج چهارم کرونا در هفتههای اخیر، اظهار کرد: این خیز در نمودارها هم به خوبی مشخص است که بسیار بلند و بیش از سه خیز قبلی بوده است. نوع ویروس انگلیسی متاسفانه موتاسیونیافته و بسیار خطرناک است. اگرچه طبق گزارشها در استانها نیز افت و خیزهایی مشاهده میکنیم اما عمدتاً میتوانیم بگوییم در همه استانها به پیک رسیدهایم و طی کردن این پیک به سیر نزولی شروع شده است.
او همچنین گفت که اگرچه تعداد مبتلایان در این دوره بیشتر بوده است، تعداد فوتیها برابر با دوره سوم بوده که این نتیجه تلاش و زحمات کادر درمان است: اگر همه دست به دست هم نداده بودیم و این رنگبندیها به خوبی در این چند هفته برای مناطق نارنجی و قرمز اجرا نشده بود امروز از پیک چهارم خارج نشده بودیم.
در این مقطع نیازمند واکسن خارجی هستیم
روحانی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه برای خروج از موج چهارم به چند هفته زمان نیاز داریم، گفت: «تاکید من بر موضوع واکسن است و در این مقطع نیازمند وارد کردن واکسن خارجی هستیم. برخی در نوشتهها و گفتههای خود آوردهاند که کمی صبر کنید تا واکسنهای داخلی میرسد و با فشاری که داریم واکسن را از خارج نخریم که این حرف دقیقی نیست.»
روحانی در ادامه گفت: همان جمله معروفی که میگوید «بهترین واکسن نخستین واکسن است» را باید استفاده کنیم. هر کدامی که اول به دست انسان برسد باید تزریق شود. نباید معطل بکنیم و نباید بگوییم صبر کنیم ۲ ماه دیگر که چه میشود یا چه نمیشود.
رئیسجمهوری افزود، هر واکسن مورد تاییدی که رسید چه با تاثیر ۹۰ تا ۸۰ درصد و شاید کمتر یا بیشتر را باید فوری استفاده کرد. او همچنین گفت که در روزهای آینده یک میلیون دز دیگر و اوایل خرداد ۸ میلیون دز دیگر در اختیار ما قرار میگیرد: «امیدواریم در این فاصله کوواکس چند میلیون دز در اختیار ما قرار دهد و بتوانیم ۱۳ تا ۱۴ میلیون نفری که در اولویت ما هستند، در این دولت واکسینه سازیم تا بتوانیم بگوییم مرگ را مهار کردهایم.»
روحانی با بیان اینکه واکسن داخلی از تابستان وارد بازار شده و به دست ما میرسد، گفت: «واکسن پاستور که با همکاری کوبا بوده است، زودتر به دست مردم میرسد و مردم میتوانند از آن استفاده کنند.
سایر واکسنها نیز به تدریج در اختیار مردم قرار میگیرد و شرایط بهتر میشود.» او همچنین با بیان اینکه آنچه امروز در جامعه در زمینه انواع جهشیافته انگلیسی، هندی، برزیلی و آفریقایی کرونا مطرح است، گفت نباید ذهن مردم را مغشوش کرد: «همه آنها یک ویروس هستند و درمان هم یکی است. ممکن است این ویروس موتاسیون پیدا کند و حتی ممکن است در کشور ما نیز جهش یابد ولی باید در رعایت پروتکلها، شستن دستها، حذف سفرهای غیرضروری حساب شدهتر عمل کرد. مسیر همان است، ما مسیر دیگری نداریم.»
حسن روحانی در انتها با تاکید بر اینکه دولت موظف است واکسن را خریده، تهیه و وارد کند، گفت: «ما ۱۶ میلیون دز واکسن از کوواکس خریداری کردیم و ۱۰ میلیون واکسن اخیرا وارد کشور شده که مجموع واکسنهای خریداری شده، حدود ۳۰ میلیون دز خواهد بود.
این به غیر از واکسنهای داخلی است اما در عین حال کشور نیازمند واکسن داخلی است.»
در حالی که رئیسجمهوری گفته شاهد سیر نزولی در مبتلایان و آمار مرگومیر هستیم، روز گذشته بیش از 13 هزار و 500 ابتلای جدید و 283 مرگ بر اثر کرونا تایید شد. بنابر اعلام مرکز روابطعمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت، تا کنون یک میلیون و ۲۸۶ هزار نفر دُز اول واکسن کرونا و ۲۶۲ هزار نفر نیز دُز دوم را تزریق کردهاند و مجموع واکسنهای تزریق شده در کشور به یک میلیون و ۵۴۸ هزار و ۶۱۵ دُز رسید.
با این حال، مجموع مجموع جانباختگان کرونا در ایران به ۷۴ هزار و ۵۲۴ نفر رسیده است.
ورود ۹ میلیون دُز واکسن طی یک ماه آتی
کریم همتی، رئیس جمعیت هلالاحمر نیز از ورود ۹ میلیون دُز واکسن کرونا طی یک ماه آتی به کشور خبر داده است. او در حاشیه نشست خبری سهجانبه با روسای نمایندگی فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر و کمیته بینالمللی صلیبسرخ که به مناسبت روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر برگزار شد، در جمع خبرنگاران گفت: «در حوزه تامین واکسن دستگاههای مختلفی وارد عمل شدند و با ورود هلالاحمر در مرحله نخست یک میلیون دُز واکسن وارد کشور شد که در اختیار وزارت بهداشت قرار گرفت.» همتی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا هلالاحمر واکسنهای دیگری نیز وارد میکند یا خیر؟ گفت: طی یک ماه پیشرو برابر برنامهریزی صورت گرفته ۹ میلیون دُز واکسن دیگر نیز وارد کشور میشود.
رئیس جمعیت هلال احمر پاسخی به این سوال خبرنگاران نداده که هلال احمر چه واکسنی را خریداری میکند. او صرفا گفته: «واکسنهایی که تهیه میکنیم تماما مورد تایید سازمانهای معتبر جهانی و همچنین وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو خواهد بود.» با این حال به نظر میرسد سکوت همتی به معنای ورود واکسن چینی به کشور خواهد بود. به نظر میرسد سکوت همتی به معنای ورود واکسن چینی به کشور خواهد بود. خبرگزاری ایسنا نیز، دیروز در خبری نوشت، بر اساس اخبار موثق دریافتی، متعاقب ملاقات محمد جواد ظریف با همتای چینی و توافقات اولیه صورت گرفته در آن ملاقات و تلاشهای وزارت امور خارجه، علاوه بر یک میلیون دُز واکسنی که هفته گذشته از چین وارد شد، به زودی حجم قابل توجهی از واکسن کرونا وارد کشور میشود.
ثبتنام سالمندان جامانده از واکسن
مدتی است که تزریق واکسن به افراد بالای 80 سال در ایران آغاز شده اما هنوز این فرایند کامل نشده است. دیروز دکتر علیرضا رئیسی، سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: «با توجه به اینکه از امروز ساعت ۱۴ سامانه salamat.gov.ir را باز میکنیم، افراد بالای ۸۰ سال که تا الان واکسن نزدند میتوانند وارد سامانه شده و شماره تلفن خود یا همراهشان و کد ملی خود را ثبت کنند. هیچگونه نیازی به حضور در مراکز ما برای ثبت نام وجود ندارد.»
او همچنین با تاکید بر اینکه نوبت واکسیناسیون جاماندگان نمیسوزد، گفت: «دقت کنید اگر واکسیناسیون ۷۵ سالهها را هفته بعد اعلام کنیم نوبت ۸۰ سالهها نمیسوزد و نگران نباشند که تعداد کافی واکسن برای این عزیزان داریم. از طرفی به شدت از تجمع باید جلوگیری شود. امروز همه دستگاههای دولتی و نظامی موظف شدند مکانهای بزرگ خود برای واکسیناسیون را در اختیار ما قرار دهند، بویژه وزارت آموزش و پرورش، وزارت ورزش و وزارت علوم و نیروهای انتظامی تا مکانهای خود را در اختیار ما برای واکسیناسیون قرار دهند.»
سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا همچنین گفت که ممنوعیت تردد بین استانی از ساعت 14 روز سهشنبه آغاز میشود: «در روزهای منتهی به عید فطر از سهشنبه (۲۱ اردیبهشت) ساعت ۲ بعد از ظهر تا شنبه (۲۵ اردیبهشت) ۱۲ ظهر منع تردد در همه شهرها با رنگهای قرمز، زرد و نارنجی داریم.
فرصت اندک برای نجات حریم رودخانهها
چند روز قبل شش مامور اداره برق کرمان در سیل بخش گلباف شهرستان کرمان، جان خود را از دست دادند. آنها برای وصل برق شبکه روستایی رفته بودند که ناگهان دچار سیل میشوند. اما همه موضوع در همین کلمه «ناگهان» خلاصه میشود. آیا این سیل واقعا ناگهانی بوده است؟ آیا بارشهای فصلی در این موقع از سال، ناگهانی محسوب میشود؟ آیا کارمندان اداره برق پیشبینی لازم از وقوع سیل نداشتند؟ آیا ادارات مرتبط پیش از انجام هر عملیاتی در چنین مناطقی، برنامهریزیهای لازم را دارند؟ چه کسی یا چه نهادی پاسخگوی مرگ شش انسان است؟ ایران دورهای سنگین از خشکسالی را پشت سر گذاشته است. برای مثال در استان سیستان و بلوچستان این دوره بالغ بر بیست سال بوده است. این حجم از خشکسالی در این استان یا جنوب و شرق استان کرمان، معنایش تغییر ماهیت زندگی روستایی است. زندگی عشایری و دامداری به حداقل رسیده، مزارع و باغات رو به خشکی نهاده و هویت زندگی روستایی و کشاورزی وجهی دیگر یافته است. اگر زمانی زندگی شهرنشینان به طور جدی و تنگاتنگ نیازمند بهرهمندی از زندگی و محصولات روستائیان بود؛ در سالهای دراز خشکسالی، اینک روستائیان بودند که قوت اصلی و ادامه زندگیشان نیازمند کمکهای شهرنشینان، به خصوص سمنها و خیرین و البته آفت دریافت یارانه بود. حجم زندگی آنها به قدر دریافت یارانه و کمکهای مردمی کوچک و حقیر شد و در عمل به عزت نفس و مناعت طبع روستائیان آسیبی بسیار جدی وارد کرد. اما در این میان یک اتفاق زیستی دیگر نیز رخ داد که بسیار نگرانکننده و قابل تامل است. سالهای دراز خشکسالی موجب از دست رفتن حریم رودخانهها شد. و مردم بومی و روستایی با پیشروی در مسیر رود، خانههای خود درست در این جایگاه برپا کردند. در این میان مقصر به تنهایی مردم نبودند. در سیل سال ۹۸ که به تمام نقاط سیل زده سفر داشتم، متوجه عدول جدی از قانون بودم. برای مثال در شهر معمولان در استان لرستان که خانههایش به طور کلی ویران شده بود، تمام خانهها بدون استثنا بر مسیل رودخانه ساخته شده بودند. خانههایی که با مجوز بنیاد مسکن و با وامهای همین نهاد ساخته شده بود و مقامات با لطف بسیار موافقت کرده بودند که پرداخت اقساط خانههای ویران شده، چند ماهی به تعویق افتد! شاید اگر در هر کجای جهان متمدن میبود، مقامات را به دلیل صدور مجوز ساخت در مسیر رودخانه به دادگاه و زندان میکشاندند و اینجا برعکس، فرجهای چند ماهه برای بازپرداخت اقساط خانهای که دیگر وجود ندارد. دوره ترسالی فرا رسیده است و بارشها کم و بیش در استانهای درگیر خشکسالی آغاز شده است. این بارشها رحمت و ثروت محض است. آب شیرینی که گویا هدیهای برای این مردم است. اما ثروتی که در چشم بر هم زدنی هدر میرود. جمعآوری این سیلابها که زود پدید میآید و زود هم ناپدید میشود، نیازمند سرعت عمل جدی است. حتما راهکارهایی برای جمعآوری این آبهای پراکنده وجود دارد. آبی که در گرمای منطقهای چون سیستان و بلوچستان به سرعت تبخیر میشود و از بین می رود. با توجه به پایان نسبی خشکسالی، دیگر نمیتوان از وقوع این سیلابها غافلگیر شد. بلکه باید منتظر آن و درصدد برنامهریزی فوری و جدی باشیم. ساخت بندهای خاکی، تقویت امور آبخیزداری در مسیلها، جمعآوری آبهای پراکنده در مخازن، هدایت این آبها به باغات و مزارع و دهها کار علمی و اصولی دیگر که قدر مسلم متخصصان از چگونگی انجام آن آگاه هستند، میتواند این هدایای خدادادی را که قطره قطرهاش حکم حیات و جواهر دارد، به موثرترین شکل ممکن مورد استفاده قرار دهد. فرصت زیادی نیست. باید هر چه سریعتر، خانههای برپا شده در حریم رودخانه جمعآوری شده و با کمک کارگروه مدیریت بحران و استانداریها و دیگر نهادهای مرتبط، حریم رودخانهها را بازگردانیم. بارانهای فصلی غافلگیری نیست، فرصتی است برای ذخیره آبهای شیرین.
فلسطین زنده ترین مشترک امت اسلامی است
رهبر معظم انقلاب اسلامی در آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان و روز جهانی قدس با اشاره به تغییر جدی موازنه قوا به نفع دنیای اسلام و جبهه مقاومت، و در مقابل، افول آشکار قدرت آمریکا و رژیم صهیونیستی، عادیسازی روابط با چند دولت ضعیف را مانع حرکت رو به زوال رژیم اشغالگر ندانستند و با تاکید بر اجرای مطالبه منطقیِ همهپرسی از همه ساکنان اصلی فلسطین برای تعیین نظام سیاسی این کشور، خطاب به مجاهدان فلسطینی گفتند: مبارزه مشروع و اخلاقی خود با رژیم غاصب را به قدری ادامه دهید که ناچار به قبول این مطالبه مترقی شود.
به گزارش ایسنا، حضرت آیتالله خامنهای ماجرای فلسطین را مهمترین و زندهترین مسئله مشترک امت اسلامی دانستند و گفتند: سیاستهای نظام سرمایهداری ظالم، دست یک ملت را از خانه خود کوتاه کرده و رژیمی تروریست و مردمی بیگانه را در آن نشانده است. رهبر انقلاب با اشاره به منطق عمیقاً سست تاسیس رژیم صهیونیستی افزودند: اروپاییها به ادعای خودشان در سالهای جنگ جهانی دوم به یهودیان ظلم کردهاند، اما میگویند انتقام یهودیان را باید با آواره کردن یک ملت در غرب آسیا و کشتارهای فجیع در آن کشور گرفت و به این شکل، همه ادعاهای دروغینشان درباره حقوق بشر و دموکراسی را تخطئه کردهاند. ایشان با یادآوری این واقعیت که «صهیونیستها از روز اول فلسطین را به پایگاه تروریسم تبدیل کردند»، افزودند: اسرائیل نه یک کشور که یک پادگان تروریستی علیه ملت فلسطین و دیگر ملتهای مسلمان است، بنابراین مبارزه با آن، مبارزه با ظلم و تروریسم و وظیفهای همگانی است. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به حوادث قبل از تاسیس رژیم غاصب یعنی «دخالت فعال غرب در منطقه و به قدرت رساندن دولتهای مستبد یا دستنشانده»، ضعف و تفرقه در امت اسلامی را زمینهساز غصب فلسطین دانستند و افزودند: در آن مقطع، هر دو اردوگاه سرمایهداری و کمونیسم با قارونهای صهیونیست به همافزایی رسیدند؛ انگلیس اصل توطئه را طراحی کرد، سرمایهداران صهیونیست اجرای آن را با پول و سلاح برعهده گرفتند و شوروی اولین دولتی بود که با بهرسمیت شناختن دولت نامشروع، انبوه یهودیان را به آنجا اعزام کرد.
رهبر انقلاب وضع امروز جهان و موازنه قوا را به نفع دنیای اسلام برشمردند و با اشاره به حوادث سیاسی و اجتماعی در اروپا و آمریکا مانند «انتخابات آمریکا و رسوایی مدیران پرمدعای آن» و «مواجهه ناموفق آمریکا و اروپا با کرونای همهگیر و حواشی شرمآور آن» افزودند: اینها نشانههای سیر نزولی و افولیِ اردوگاه غرب است. ایشان نقطه مقابل این اختلالات غرب را افزایش امیدوارکننده تواناییهای ملتهای اسلامی دانستند و گفتند: رشد نیروهای مقاومت در حساسترین مناطق اسلامی و رشد تواناییهای دفاعی و هجومی آنان، رشد خودآگاهی و امید در ملتهای مسلمان، رشد گرایش به شعارهای اسلامی، رشد علمی و استقلالطلبی و خوداتکایی در ملتها، نویدبخش آیندهای بهتر است. حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر لزوم همافزایی کشورهای مسلمان حول قضیه فلسطین و سرنوشت قدس شریف، خاطرنشان کردند: این همافزایی کابوس دشمن صهیونیست و حامیان آمریکایی و اروپایی آن است و طرح ناکام معامله قرن و تلاش برای عادیسازی روابط چند دولت ضعیف عربی با رژیم غاصب، تلاشهای مذبوحانه برای فرار از آن کابوس است. رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: من قاطعانه میگویم این تلاشها به جایی نخواهد رسید و حرکت نزولی و رو به زوال رژیم صهیونیستی آغاز شده و وقفه نخواهد داشت. ایشان، «تداوم مقاومت در داخل سرزمینهای فلسطین و تقویت خط جهاد و شهادت» و «حمایت جهانی دولتها و ملتهای مسلمان از مجاهدان فلسطینی» را دو عامل مهمِ تعیینکننده آینده خواندند و افزودند: این حرکت سراسری، باطلکننده توطئه دشمنان است و همگان از دولتمردان، روشنفکران، عالمان، احزاب، گروهها و جوانان باید جایگاه خود را در آن بیابند و نقش ایفا کنند. حضرت آیتالله خامنهای بخش دیگری از سخنانشان را به زبان عربی، خطاب به جوانان عرب اختصاص دادند. ایشان به همه آزادگان عرب بهویژه جوانان، مردم مقاوم فلسطین و قدس، مرابطون در مسجدالاقصی و همچنین شهدای مقاومت بهویژه شیخ احمد یاسین، سید عباس موسوی، فتحی شقاقی، عماد مغنیه، عبدالعزیز رنتیسی، ابومهدی المهندس و چهره برجسته شهیدان مقاومت شهید قاسم سلیمانی سلام و درود فرستادند. رهبر انقلاب، مجاهدت فلسطینیان و خون پاک شهیدان را عامل برافراشته ماندن پرچم مقاومت و صدها برابر شدن قدرت درونی جهاد فلسطینی دانستند و گفتند: جوان فلسطینی که یک روز با پرتاب سنگ از خود دفاع میکرد، امروز با پرتاب موشک نقطهزن به دشمن پاسخ میدهد. ایشان با تاکید بر اینکه ۷۰ سال اشغالگری، نژادپرستی، قتل، غارت، حبس و شکنجه انسانهای شریف، نتوانسته اراده فلسطینیان را شکست دهد، گفتند: فلسطین زنده است و به جهاد ادامه میدهد و قدس شریف و همه فلسطین به مردم آن برخواهد گشت. حضرت آیتالله خامنهای همه دولتها و ملتهای مسلمان را در قضیه فلسطین دارای مسئولیت دانستند و افزودند: البته محور مجاهدت خود فلسطینیهایی هستند که امروز در درون سرزمین و بیرون آن حدود ۱۴ میلیون نفرند و وحدت و عزم آنان میتواند کار بزرگی را صورت دهد. رهبر انقلاب اسلامی وحدت را بزرگترین سلاح فلسطینیها برشمردند و با تاکید بر حفظ آن در درون جامعه فلسطینی، خاطرنشان کردند: محور این وحدت باید جهاد داخلی و اعتماد نکردن به دشمنان باشد. همچنین دشمن اصلی فلسطینیان یعنی آمریکا، انگلیس و صهیونیستهای خبیث را نباید تکیهگاه سیاستهای فلسطینی قرار داد.
ایشان با تاکید بر راهبرد بههمپیوستگی همه فلسطینیان در غزه، قدس، کرانه باختری، سرزمینهای ۱۹۴۸ و اردوگاهها، افزودند: همه فلسطینیها یک واحد را تشکیل میدهند و باید با دفاع از یکدیگر در هنگام فشار، از ابزارهای در اختیار خود استفاده کنند. حضرت آیتالله خامنهای با برشمردن نمونههای امیدبخش از تغییر موازنه قوا به نفع فلسطینیها و ضعف عمیق و همهجانبه رژیم صهیونیستی گفتند: ارتش صهیونیست که خود را «ارتشی که هرگز شکست نمیخورد» معرفی میکرد امروز به ارتشی که «رنگ پیروزی را نخواهد دید» تبدیل شده، در سیاست ناگزیر از چهار انتخابات در دو سال هستند، در امنیت بهطور پی در پی دچار شکست میشوند و میل روزافزون یهودیان به مهاجرت معکوس مایه فضاحت آن رژیم پرمدعا شده است. رهبر انقلاب، تلاش پیگیر رژیم غاصب با کمک آمریکا برای عادیسازی روابط با چند کشور ضعیف و حقیر عربی را نشانه دیگری از ضعف آن رژیم دانستند و گفتند: این روابط کمکی به رژیم صهیونیستی نخواهد کرد، همچنانکه از دهها سال قبل تاکنون که با مصر رابطه برقرار کرد، بسیار ضعیفتر و آسیبپذیرتر شده است.
ایشان افزودند: البته آن کشورها نیز از این رابطه بهرهای نخواهند برد چرا که دشمن صهیونی با تصرف در مال یا خاکشان، فساد و ناامنی را در آنها گسترش خواهد داد.
حضرت آیتالله خامنهای تاکید کردند: علمای مسلمان و مسیحی باید عادیسازی را حرام شرعی اعلام کنند و روشنفکران و آزادگان نتایج این خیانت را که خنجری از پشت به فلسطین است، برای همه تشریح کنند.
رهبر انقلاب، نقطه مقابل روند نزولی رژیم غاصب را افزایش تواناییهای جبهه مقاومت دانستند و گفتند: افزایش قدرت دفاعی و نظامی، خودکفایی در ساخت سلاحهای موثر، اعتماد به نفس مجاهدان، خودآگاهی روزافزون جوانان، گسترش دایره مقاومت به سراسر کشور فلسطین و بیرون از آن، خیزش اخیر جوانان در دفاع از مسجدالاقصی، و انعکاس توامانِ مجاهدت و مظلومیت ملت فلسطین در افکار عمومی بسیاری از مناطق جهان، بشارتدهنده آینده درخشان است.
ایشان منطق مبارزه فلسطینی یعنی «همهپرسی از همه ساکنان اصلی فلسطین برای تعیین نظام سیاسی کشور» را منطقی مترقی و جذاب خواندند و خاطرنشان کردند: بر اساس این منطق که بوسیله جمهوری اسلامی در اسناد سازمان ملل نیز به ثبت رسیده، مبارزان فلسطینی میتوانند یک همهپرسی با شرکت همه ساکنان اصلی فلسطین از هر قوم و دین از جمله آوارگان فلسطینی مطرح کنند که نتیجه این همهپرسی نظام سیاسی کشور را معین میکند. آن نظام سیاسی آوارگان را به داخل برمیگرداند و سرنوشت بیگانگان سُکنیگزیده را تعیین میکند. حضرت آیتالله خامنهای با تاکید بر دنبال کردن این مطالبه مترقی، غیرقابل خدشه و بر اساس دموکراسی رایج گفتند: مجاهدان فلسطینی، مبارزه مشروع و اخلاقی خود با رژیم غاصب را باید به قدری ادامه دهند که ناچار به قبول این مطالبه شود.
طرح پرمناقشه گردشگری در نایبند
لودر خاموش است و مقابلش مردان و زنان و کودکانی با برگههایی در دست ایستادهاند. بعد هم همگی به صف میشوند در کنار یکدیگر و زنجیرهای درست میکنند برای جلوگیری از ساختوساز در پارک ملی نایبند. پارک ملی چند سالی است عرصه تاخت و تاز لودرها شده و قرار است آنجا مرکزی گردشگری بنا کنند. از چند و چون ساخت این مرکز و اینکه قرار است چند طبقه باشد اطلاعی در دست نیست. فعالان محیط زیست اما میگویند دو و نیم هکتار از پارک ملی نایبند در عسلویه در تسخیر بتن و سیمان و لودر و کامیون قرار گرفته. حضور روز گذشتهشان در محل اجرای طرح برای مقابله با همین ساختوساز بود اما تعدادی از فعالان محیط زیست بازداشت شدند. پیگیریهای «پیامما» نشان میدهد، بازداشتیها آزاد شدهاند و دلیل دستگیری نداشت مجوز بوده اما این اتفاقات نگرانی فعالان محیط زیست را درباره تهدید پارک ملی نایبند بیشتر کرده است.
پارک ملی نایبند در سال ۵۷ زیرمجموعه مناطق حفاظتشده قرار گرفت و در سال ۸۳ هم این پارک ملی دریایی به ثبت ملی رسید. بیش از ۲۷ هزار هکتار از این منطقه در دریا و بیش از ۲۲ هزار هکتار آن در خشکی قرار دارد و از نظر منابع اکولوژیکی و طبیعی و گونههای جانوری چون جبیر اهمیت دارد. رضا پرتوی سنگی، دبیر شبکه سازمانهای مردم نهاد محیط زیست و منابع طبیعی استان بوشهر به «پیامما» میگوید: «ماجرای ساختوساز در این پارک به سال ۹۵ برمیگردد. آن زمان شرکت آریاساسول از طرحی اقامتی برای کارکنان شرکتش رونمایی کرد و در سال ۹۶ از استانداری و کمیسیونهای مختلف استان مجوز گرفت. این منطقه شامل دو و نیم هکتار بود و از مردم محلی خریداری شده بود. اگرچه خارج از اراضی ملی است اما در نهایت در محدوده پارک ملی قرار داشت.» به گفته او دریافت مجوز برای ساختوساز سبب شد دست صاحبان این پروژه برای ادامه کار باز باشد و از سوی دیگر قوانین موجود که طرحهای گردشگری در کنار پارکهای ملی را مجاز میدانند، عاملی برای افزایش فعالیت این مجموعه شد. «سال ۹۷ سازمان محیط زیست این پروژه را متوقف و اعلام کرد که ساخت پروژه اقامتی در این منطقه نمیتواند عملیاتی شود و باید پروژه گردشگری باشد و مرکز تحقیقات پرندهنگری؛ آکواریوم و سایت گیاه شناسی و … در آن ساخته شود و طرح و سازه باید مناسب پارک ملی باشد. یعنی شامل اکولاژ و آلاچیق که المانهای منطقه را برهم نزند. شرکت تعهد داد کار انجام گیرد اما متاسفانه در سال ۹۸ و ۹۹ مردم متوجه شدند در چندین طبقه سازهای بتنی ساخته شده و همین دلیلی برای شروع اعتراضات مردم و فعالان محیط زیست بود.»
او میگوید فعالان همان زمان به معاونت دریایی و تالابهای سازمان محیط زیست نامه نوشتند و به دنبال آن از طرح بازدید شد اما تغییری رخ نداد. «نکته ناراحتکننده ماجرا هم موافقت شوراهای اسلامی و رضایت اهالی نسبت به این ماجرا بود. ما میگفتیم چطور شرکتی با این همه ثروت و قدرت میتواند اهالی را راضی کند اما نمیتواند طرحی متناسب با محیط زیست منطقه طراحی کند؟ اشتغال مهم است اما نه به قیمت فدا شدن محیط زیست. نمیدانیم با ورود سازههای بتونی و رفت و آمد گسترده قرار است چه بلایی بر سر حیوانات و گیاهان منطقه بیاید. پسماند این ساختوساز کجا خواهد رفت و اصلا چطور به این راحتی این زمین تغییر کاربری داده شده و به این راحتی از کشاورزی و باغداری به اقامتی تغییر داده شده است.»
پرتوی همچنین با گلایه از برخوردهای انجام گرفته در تجمع روز ۱۶ اردیبهشت میگوید: «این مردم برای حفظ محیط زیستشان با دهان روزه و در این گرما به منطقه آمدند و هیچ خشونتی هم نداشتند اما برخورد نادرستی با آنها شد و باعث شد نگرانی از این بابت افزایش پیدا کند. ما درحال حاضر با مهاجرت گسترده افراد بومی در منطقه به دلیل سختی زندگی در عسلویه و ورود افراد غیربومی که برای کار میآیند مواجهیم. این رفتنها نباید باعث شود حفظ محیط زیست منطقه برای افراد از اهمیت خارج شود. ما از طریق کمیسیون محیط زیست مجلس هم پیگیر این ماجرا هستیم و امیدواریم هرچه زودتر فکری به حال این سازههای عظیم بتنی که قرار است پارک ملی را به ورطه نابودی بکشاند، بشود.»
سعیده مهدیزاده، فعال محیط زیست بوشهر هم که از نزدیک شاهد اتفاقات بوده به «پیامما» میگوید حالا مطالبه فعالان محیط زیست این است که با حکم قانون فعلا ساختوسازی که با شدت بالا در پروژه ساختمانی آریاساسول در حال اجراست متوقف شود و کارشناسان و مراجع قانونی با استناد به قوانین موجود در ارتباط با پارکهای ملی حکم دهند که آیا این ساختوسازها مجاز است یا خیر. «در سایه تعلل نهادهای متولی، این دست تعرضها تا جایی پیش میرود که جامعه در عمل انجام شده قرار گیرد و هزینه اعتراضها بالا برود. ما همچنان میپرسیم مگر بر اساس تعریف، پارک ملی ذخیرهگاه اکولوژیکی نیست؟ مگر نباید هرگونه دخل تصرف و تغییر که منجر به آلودگی و ناامن شدن پارک میشود ممنوع باشد؟ ساخت مجموعه هتلهای چند طبقه و جاری شدن سیل گردشگر به یک پارک ملی چقدر در راستای سیاست حفاظت از این پارک هست؟» این پرسشها، پرسش همه فعالان محیط زیست در استان است. البته به گفته فعالان حالا توقف ساختوساز در پارکی ملی مطالبهای عمومی است. مهدیزاده میگوید این مورد اهمیت دارد چرا که مدل گردشگری در پارکهای ملی با سایر نقاط متفاوت است و باید کاملا بر اساس مدل اکوتوریسم باشد و یکی از اصول اکوتوریسم پرهیز از بازدیدهای مکرر و پرجمعیت در طبیعت پارک ملی است. «پرسش دیگر این است که چرا باید اعتراض نمادین و مسالمتآمیز فعالان محیط زیستی اینگونه خشن در نطفه خفه شود؟ مگر نه بالاترین مرجع قانونگذاری رئیس قوه قضائیه خود مردم را به گزارش تخلفها دعوت کرد پس چرا اکنون قانون از مردمی که فقط خواستند وقوع یک تخلف را گزارش دهند دفاع نمیکند؟» به گفته او پیگیریهایشان از محیط زیست و سایر ارگانهای نظارتی نتیجه خاصی داشته و جوابی که گرفتهاند این بوده که ساختوساز در بخش گردشگری منطقه انجام شده و مجوز دارد. از نگاه این فعال محیط زیست اکنون درستترین راه حل، توقف این روند و از سوی دیگر توجه به حقوق فعالانی است که نگران منطقه و حیات طبیعی و اکولوژیکی آن هستند.
منابع طبیعی مجوز داد
سازمان محیط زیست اما میگوید مجوزها را منابع طبیعی صادر کرده و گفته شده این بخش در محدودهای است که طرح گردشگری میتواند در آن شکل بگیرد. فرهاد قلینژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر هم به «پیامما» میگوید عملیات این طرح در سال ۹۷ به دلیل نداشت پیوست محیط زیستی ۹ ماه متوقف بوده و بعد از بررسیهای مختلف مجوز ادامه کار داده شد. «سازمانهای متولی باید با جدیت کار را پیگیری کنند و بار دیگر بررسی کنند که وضعیت منطقه از چه قرار است.» او به نامه اهالی و شورای شهر عسلویه اشاره میکند و از رضایت آنها میگوید.
طبق گفتههای قلینژاد بر اساس مجوزهای صادره، حریم ۶۰ متری دریا و خلیج نایبند در محدوده طرح قرار ندارد و شرکت مذکور مجاز به محصورسازی ساحل نیست. همچنین ساحل و کاربریهای گردشگری آن باید در اختیار مردم و گردشگران باشد که ادارهکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر بر این روند نظارت دارد. «باید اشاره کرد که زمین مذکور قبل از احداث، زمین کشاورزی دیم بوده، بنابراین دارای پوشش گیاهی و جنگل حرا نبوده است ولی وفق تعهدات شرکت باید نسبت به درختکاری ساحل اطراف با گونههای بومی اقدام کند و همچنین باید تصفیهخانه فاضلاب طرح احداث و انرژی مصرفی آن، انرژی خورشیدی بوده و تمامی سازهها اکولاژ و با معماری سنتی منطقه صورت گیرد.»
این صحبتها در حالی است که قلینژاد خود وضعیت این منطقه را نامطلوب دانسته و میگوید بر اساس بررسی علمی و پژوهشی که سال گذشته درباره روند تغییرات جنگل حرا در نایبند انجام شده، مساحت تالاب و جنگل حرا در بیست سال اخیر به دلیل تغییرات محیطی، در حال کاهش است و بخشهایی از جنگل حرا خشک شده است.
به گفته او کاهش مساحت تالابهای نای بند به دلایل مختلف از جمله کاهش چشمگیر ورود آب شیرین و سیلاب به تالابها به علت «تغییرات در منطقه و تغییر کاربری اراضی کوهپایهای به صنعت» بوده و با وجود این شرایط موضوع حقابه تالاب و جنگل در نظر گرفته نشده و قطع و کاهش ورود آب شیرین موجب تاثیرات سو بر جنگل شده است . همچنین رسوبگذاری در تالاب به دلیل «تغییرات محیطی به ویژه احداث جادهها و اسکلهها بدون توجه به فرایندهای رسوبگذاری» موجب افزایش حجم رسوبگذاری فراوان در تالاب و خسارت به پوشش گیاهی حرا شده است.
حالا با وجود صحبت از خشکی تالابهای نایبند و از بین رفتن جنگلهای حرای این منطقه قرار است طرحی گردشگری در آن اجرا شود و سازههای بتونی را در نزدیکی پارکی ملی برپا کند.
کاهش انتشار متان راه گریز از گرمایش جهانی
بر اساس گزارش جدید سازمان ملل که اخیرا منتشر شده، کاهش شدید انتشار متان برای مقابله با بحران اقلیمی و مهار حوادث آبوهوایی که همین حالا هم به بسیاری از مردم در سراسر جهان آسیب زده، بسیار حیاتی است. به گزارش خبرگزاری گاردین، در سال 2020 افزایش بیسابقهای در میزان گازهای گلخانهای ساطع شده توسط صنعت سوخت فسیلی، گاوداری و زبالههای پوسیده، ثبت شد. حالا اینگر اندرسون، رئیس بخش محیط زیست سازمان ملل میگوید، کاهش انتشار این گازها، قویترین اقدام در دسترس ما در کوتاه مدت برای مقابله با گرمای جهانی است.
گزارش اخیر سازمان ملل نشان میدهد که انتشار متان با استفاده از تکنولوژی فعلی و با هزینهای معقول، میتواند تا سال 2030 تقریبا به نصف کاهش پیدا کند. بخش قابل توجهی از این اقدامات در واقع میتواند پولسازی کند، مثل گرفتن گاز متان در سایتهای سوختهای فسیلی.
با رسیدن به هدفِ کاهش انتشار متان، میتوانیم تا سال 2045 مانع افزایش دمای بیش از 0.3 درجه سانتیگراد بشویم و جهان را در مسیر اهداف توافق آبوهوایی پاریس قرار دهیم؛ در توافق پاریس معین شد که نباید دمای جهانی بیش از 1.5 درجه سانتیگراد نسبت به دوران پیشاصنعتی، افزایش یابد.
کاهش انتشار گاز متان، همچنین میتواند بلافاصله باعث کاهش آلودگی هوا شود و از بسیاری از مرگهای زودرس و همچنین از بین رفتن محصولات کشاورزی، جلوگیری کند. گاز متان طی یک دوره 20 ساله در به دام انداختن حرارت، 84 برابر قدرتمندتر از دیاکسیدکربن است و تاکنون نیز باعث 30 درصد گرمای جهانی شده است. اما بر خلاف دیاکسیدکربن که قرنها در اتمسفر باقی میماند، متان در اتمسفر حدود یک دهه باقی میماند و سپس تجزیه میشود.
کاهش انتشار کربن برای پایان دادن به شرایط اضطرار آبوهوایی، بسیار ضروری است، اما بعضی از متخصصان، کاهش دیاکسیدکربن در هوا را شبیه روند متوقف کردن یک نفتکش بزرگ میبینند، در حالی که کاهش انتشار متان را به خاموش کردن موتور یک قایق تندرو و توقف سریع آن تشبیه میکنند.
پروفسور درو شیندل، در دانشگاه دوک که رهبری این گزارش سازمان ملل را بر عهده داشته، میگوید: «ما میبینیم که بسیاری از جنبههای تغییرات آبوهوایی سریعتر از پیشبینیهای ما در دنیای واقعی ظاهر میشوند. مثل افزایش امواج گرمایی، آتشسوزی جنگلها و مراتع، خشکسالیها و توفانهای مهیب. ما کارهای زیادی در این باره نمیتوانیم انجام دهیم، جز همین کاهش انتشار گاز متان که اهرمی قدرتمند و برای مقابله با تغییرات آبوهوایی در کوتاه مدت است. ما باید این کار را برای سعادت همه افراد روی کره زمین طی 20 تا 30 سال آینده انجام دهیم.
او گفته است: «انتشار متان به سرعت در حال افزایش است؛ با سرعتی بیش از هر زمان دیگری در 40 سال گذشته که انتشار متان را ثبت کردهایم. با وجود همهگیری کووید-19 و تعطیلیهای سراسری، باز هم انتشار متان به سمت بالا و افزایشی است؛ متاسفانه با سرعت بسیار بسیار زیاد در حرکتیم؛ آنهم در جهتی اشتباه.»
به گفته پروفسور شیندل، این افزایش تا حدی به دلیل افزایش استفاده از سوختهای فسیلی و خصوصا گازهای تولید شده در پروسه فرکینگ (استخراج نفت از طریق تزریق گاز) است و احتمالا با گرم شدن تالابها، انتشار آنها هم بیشتر میشود. پروفسور شیندل میگوید: «بسیار ضروری و حیاتی است که انتشار متان را برای مقابله کوتاه مدت با تغییرات آبوهوایی کاهش دهیم. اما همچنین ضروری است که کاهش دیاکسیدکربن را هم برای مقابله طولانی مدت با تغییرات آبوهوایی در دستور کار قرار دهیم.
خبر خوب این است که بیشترِ اقدامات موردنیاز برای کاهش متان، هم باعث افزایش سلامت میشود و هم منافع اقتصادی دارد.»
اینگر اندرسون، رئیس بخش محیط زیست سازمان ملل نیز میگوید: «کاهش انتشار متان، قویترین اهرم ما برای کاهش سرعت تغییرات آبوهوایی در 25 سال آینده است. ما نیازمند همکاریهای بینالمللی هستیم تا به سرعت و به شکل اورژانسی بتوانیم تا حد ممکن انتشار متان را در همین دهه کاهش دهیم.»
گزارشی که توسط سازمان ملل و ائتلاف اقلیم و هوای پاک تولید شده، دریافته است که 42 درصد از انتشار متان ناشی از فعالیتهای انسانی، به دلیل کشاورزی، بیشتر گاوها و کودهای آنها و مزارع شالیزار حاصل میشود.
نشت عمدی و غیرعمدی متان از سایتهای حفاری سوختهای فسیلی، معادن زغالسنگ و خطوط لوله، مسئول انتشار 36 درصد متان هستند و تخلیه زبالهها هم 18 درصد را ایجاد میکنند.
این گزارش نشان میدهد که با متوقف کردن تخلیه گاز ناخواسته و آببندی صحیح تجهیزات سایتهای حفاری سوختهای فسیلی، میتوان به شکلی مقرون به صرفه، انتشار متان را تا 60 درصد کاهش داد. سایتهای تخلیه زباله هم میتوانند با ارسال زبالههای ارگانیک به زمینهای دفن زباله، و همچنین با بهبود وضعیت تصفیه فاضلاب، انتشار متان را تا 35 درصد کاهش دهند.
برآورد کاهش متان حاصل از کشاورزی تا سال 2030، کمتر و حدود 25 درصد بود. به گفته پروفسور شیندل: «شما میتوانید با تغییر دادن خوراک گاورها و نحوه مدیریت گلهها، تغییراتی را ایجاد کنید اما این موارد تاثیر اندکی دارند. در عوض شما میتوانید با تغییر در رژیم غذایی خود (یعنی با خوردن گوشت کمتر) تا حد زیادی به کاهش انتشار متان کمک کنید اما ما هنوز نمیدانیم که این اتفاق با چه سرعتی رخ میدهد.»
در این گزارش همچنین از سایر اقداماتی صحبت شده که به طور خاص انتشار متان را هدف نمیگیرند اما همچنان میتوانند باعث کاهش میزان انتشار گاز متان شوند؛ اقداماتی نظیر کاهش تقاضا برای گاز فسیلی با افزایش انرژی تجدیدپذیر و بالا بردن بازدهی انرژی و هدر رفتن مواد غذایی کمتر.
این اولین گزارشی است که در مورد متان منتشر میشود و همزمان در مورد فواید کاهش انتشار متان روی سلامتی و موضوعات دیگر سخن میگوید. در گزارش سازمان ملل آمده است: این گاز باعث اوزون در سطح زمین میشود و کاهش 45 درصدی آن تا سال 2030 میتواند از 260 هزار مرگ زودرس در هر سال جلوگیری کند.
بیش از 13 هزار نفر از آنها در آمریکا و 4200 نفر هم در بریتانیا خواهند بود که جانشان را به این دلیل از دست میدهند. اوزون همچنین به محصولات کشاورزی آسیب میزند و کاهش متان میتواند مانعِ از بین رفتن 25 میلیون تُن گندم، برنج، ذرت و سویا در هر سال شود.
پروفسور دِیو ریای از دانشگاه ادینبورگ، کسی که البته عضوی از تیم تحقیقاتی این گزارش نبوده، میگوید: «به ندرت پیش میآید که در دنیا راهحلی را برای تغییرات آبوهوایی پیدا کنید که بتواند برد-برد باشد.»
یک مطالعه علمی اخیر نیز نتیجه میگیرد که کاهش متان همچنین میتواند «احتمال رسیدن بهز نقاط اوج آبوهوایی را کاهش دهد.»
رهبران جهانی از جمله ایمانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، آلبرتو فرناندز از آرژانتین، و نگوین شوان فوک از ویتنام در اجلاس رهبران جهان درباره آبوهوا که به میزبانی ایالات متحده آمریکا در ماه آوریل برگزار شد، همگی خواستار کاهش انتشار گازهای متان شدهاند.
اندکی پس از آن، جو بایدن رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا، محدودیتهای انتشار گاز از میادین نفت و گاز را که توسط دونالد ترامپ لغو شده بود، دوباره بازگرداند.
جاناتان بنکز در گروه ویژه هوای پاک که در آمریکا مستقر است، میگوید: «ما به شدت به یک پیروزی در تغییرات آبوهوایی نیاز داریم کاهش متان، فرصتی را برای یک پیروزی واقعی در کوتاه مدت فراهم میکند. اخیرا تمام کاری که انجام دادهایم این بوده که ناامیدانه سرمان را به دیوار تکیه بدهیم؛ اما جامعه نمیتواند تا ابد به این کار ادامه دهد.»
انتشار فیلم رئیس باغ وحش صفادشت در حال آزار گورخرها
در حالی که رئیس باغ وحش صفادشت پیشتر در گفتوگو با صداوسیما دلیل مرگ یک گورخر را «حمله کارتنخوابها و اراذل و اوباش» در گمرک بازرگان عنوان کرده بود، صبح دیروز فیلمی منتشر شده که علیرضا اشرفی را در حال آزار این حیوان نشان میدهد. این فیلم حالا ابهامات درباره مرگ این گونه وارداتی را بیشتر کرده است.پس از گذشت یک هفته از ورود سه راس گورخر آفریقایی به ایران و نگهداری چندروزه آنها در گمرک، گورخر نر تلف شد اما ماجرای انتقال گورخرها و مرگ یکی از آنها همچنان با ابهامات و اظهارات متناقضی همراه است. فیلمی که دیروز در فضای مجازی منتشر شده نیز علیرضا اشرفی، رئیس باغ وحش صفادشت را در حال زدن گورخرها با با یک ترکه نشان میدهد. او پیش از این گفته بود: «مردم حملهور میشدند. از سوی دیگر درباره مبدا انتقال این حیوانات به کشور هم ابهاماتی وجود دارد. بر اساس توضیح باغ وحش صفادشت، این سه راس گورخر از کشور هلند به ایران منتقل شده و دامپزشکیهای کشور مبدا و مقصد سلامت آنها را بررسی و تایید کردهاند اما در جوابیه مجموعه به کشور بلغارستان اشاره میشود. این در حالی است که شرفی، رئیس مجموعه در یکی از فیلمهایی برای توجیه این اتفاقات منتشر کرده، توضیح میدهد که حیوانات را از هلند خریداری کرده و ناچار شده آنها را به دلیل ندادن اجازه ترخیص، برای 9 ماه در بلغارستان نگهداری کند. او در این توضیحات علاوه بر اینها اشاره میکند که حیوانات در طول مدت نگهداری در بلغارستان به «سوتغذیه» دچار شدهاند.
