بایگانی مطالب نشریه

گناوه و دیلم در محاصره نفت

کشاورزان گناوه و دیلم می‌گویند گندم‌هایشان بوی نفت گرفته. از هفته پیش بار دیگر تاسیسات نفتی نشت کرده و هفت روستای دیلم و یک روستای گناوه آلوده شده. لوله‌های فرسوده برای آنها که همجوار تاسیسات زندگی می‌کنند، همیشه مشکل‌ساز بوده. هفته پیش نفت از خطوط انتقالی شرکت بهره‌برداری نفت و گاز گچساران به سمت تلمبه‌خانه گوره به رود و زمین‌های کشاورزی دیلم را آلوده کرد. این آلودگی در 1500 هکتار از اراضی کشاورزی روستای شول در گناوه هم تکرار شد. دهیاران و اعضای شورای این روستاها می‌گویند برای حل مشکل مردم کاری انجام نشده و فقط وعده داده‌اند، شرکت‌های نفتی توضیحی نداده‌اند و خسارتی نپرداخته‌اند و در این شرایط کشاورزان نمی‌دانند با محصولات آلوده و زمین‌های نفتی‌شان چه کنند.

دیلم در منتهی‌الیه شمالی استان بوشهر، همسایه مهم‌ترین تاسیسات و شرکت‌های نفتی جنوب کشور است. در بارندگی چند روز پیش، رودخانه «دره‌گپ» طغیان کرد. محسن خواجه‌گیری، عضو شورای روستای بنه‌احمد دهستان لیراوی شمالی بخش مرکزی شهرستان دیلم فیلمی از نفتی که به دره گپ سرازیر شده گرفته و می‌گوید: «ببینید، این دره مملو از گازوئیل است. اگر باران بیاید، زمین‌های حد فاصل لیلتین، بویرات، و بنه‌احمد باز هم آلوده می‌شوند.» روستای بنه‌احمد هم به این دره متصل است که از «گاوزرد» می‌آید. در بارندگی‌های اخیر دیلم، زمین‌های زراعی بعضی از روستاهای دیلم به ویژه گاوزرد آلوده شدند. عضو شورای روستای بنه‌احمد می‌گوید هفت روستا آلوده شده؛ گاوزرد، باباحسنی جنوبی، باباحسنی شمالی، بنه‌احمد، شیخ زنگی، بویرات، لیلتین. «زمین‌های کشاورزی مردم آلوده شده. مردم عده‌ای محصول را کاشته‌اند و عده‌ای در حال کشتند و این آلودگی همه برنامه‌هایشان را به هم ریخته است. زراعت ما همیشه با همین رودخانه ثمر می‌داد اما حالا معلوم نیست چه می‌شود.» او با بخشداری مکاتبه کرده و آنها قول پیگیری داده‌اند اما «هنوز کسی پیگیری نکرده است».
این اولین‌بار نیست که بنه‌احمد آلوده می‌شود. «پارسال هم همین اتفاق افتاد و گزارش کردیم و از شرکت نفت آمدند و ابزاری گذاشتند و آلودگی را جمع کردند. قول دادند و هیچ خسارتی پرداخت نکردند.» امسال چه؟ خواجه‌‌گیری می‌گوید امسال هیچکس حتی نیامده که حتی این فاجعه را ببیند. اهالی بنه‌احمد به این وضع معترض‌اند. آنها پیش از این به شورا نامه نوشته‌اند و بعد از هر بار آلودگی به مسئولان شرکت نفت زنگ زده‌اند، «اما کسی به دادشان نرسیده است».
به گفته عضو شورای روستای بنه‌احمد هفت روستایی که با نشت نفت آلوده شده، 30 هزار هکتار اراضی زراعی را در بر می‌گیرد. او نگران است و می‌گوید: «دره همین حالا هم آلوده است. اگر امشب باران بیاید، آلودگی نفتی همه این وسعت را می‌گیرد.»
دو روز پیش عبدالرسول خالق پناه، رئیس اداره حفاظت محیط زیست دیلم به ایرنا گفته بود که با توجه به قدمت بالا و فرسودگی خطوط لوله‌های انتقال نفت در حوزه استحفاظی دیلم، ضروری است که مسئولان راهکارهای اساسی بدهند و جلوی بروز چنین حوادثی را بگیرند.
فقط آلودگی نصیب مردم شد
نشتی نفت 1500 هکتار از اراضی روستای شول را آلوده کرده است. غلامرضا نعمتی، مدیر انجمن مردم‌نهاد یاوران طبیعت گناوه می‌گوید شرکت نفت و محیط زیست برای بررسی وضعیت به شول که روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گناوه است آمده‌اند و «گفته‌اند فعلا امکان لکه‌برداری نیست و باید بگذاریم هوا خشک شود». نعمتی می‌گوید: «اگر اینطور باشد باید تا تابستان منتظر بمانیم. قرار شد دور منطقه آلوده را بند خاکی بزنند که تا الان نزده‌اند. لوله نفتی چند وقت پیش خراب شد و آمدند تعمیر کردند اما نفتی که ریخته بود را برنداشتند. باران آمد و زمین‌ها را آلوده کرد.» او نگران بارندگی شنبه است. «مردم هنوز محصولشان را برداشت نکرده‌اند. این آلودگی هم مانده. باران بعدی نفت را به همه جا سرازیر می‌کند.»
در روستای شول هم سال‌هاست که نفت فقط برای مردم مشکل‌آفرین بوده. سجاد ملک‌زاده، رئیس شورای این روستا می‌گوید با اینکه در نزدیکی این روستا تاسیسات نفتی و گازی وجود دارد از خدمات اجتماعی شرکت نفت بهره‌ای نبرده و فقط آلودگی نصیب مردم شده‌. «هر سال سه، چهار بار این آلودگی اتفاق می‌افتد و همیشگی است.» آلودگی نفتی اخیر علاوه بر زمین‌های کشاورزی به دامداری‌ها هم صدمه زده است. به گفته او روستای شول با1140 نفر جمعیت ساکن، 8500 هکتار زمین کشاورزی دارد و نزدیک به 1500 هکتار از این زمین‌ها در اطراف خط لوله نفت قرار دارد و همه صدمه دیده‌اند. این 1500 هکتار، زمین‌های زراعی 115 نفر از اهالی روستاست که حالا نمی‌دانند چه کنند. «مردم روستا اعتراض کردند. ما هم نماینده آنهاییم. اما اعتراض به کجا رسید؟ هیچ کجا.» شورا نامه‌ای به محیط زیست گناوه فرستاده و محیط زیست وعده داده که میزان خسارت را بررسی کند تا نفت خسارت را بپردازد اما رئیس شورای روستای شول می‌گوید خسارت نمی‌دهند. تاسیسات نفتی همسایه شول، یکی و دو تا نیست اما هیچ نیرویی از روستاهای همجوار نگرفته. رئیس شورا گله می‌کند که «حتی برای یک درصد مردم ما هم اشتغال ایجاد نکردند، حتی آبدارچی و حراست را از شهرهای دور به اینجا آوردند».
او ادامه می‌دهد: «شول به تجهیزات نفتی نزدیک‌تر از همه جاست. مرتب لوله گاز می‌ترکد و نشتی دارد. وقتی بوی گاز می‌آید، باید 150-60 کیلومتر برویم تا بوشهر و بگوییم بیایید که لوله گاز نشتی دارد. یا برویم تا گچساران. تلفن‌هایمان هم در این روستا آنتن‌دهی ندارد. برای گرفتن یک نشتی باید ده روز معطل شویم. چند بار هم از شرکت نفت شکایت کردیم اما به کارمان نیامد.» در همسایگی شول یک روستای دیگر که سه، چهار کیلومتر با تاسیسات نفتی فاصله دارد اما «چون لوله‌های نفتی راه را بسته‌اند، راه دسترسی روستا مسدود است». روستای «احمد حسین» با 60 نفر جمعیت، زیر نظر شورای بخش مرکزی اداره می‌شود و ملک‌زاده که عضو این شوراست می‌گوید:‌ «شرکت نفت می‌گوید باید پل زد اما خودشان نمی‌زنند. به مردم می‌گویند که شما پل بسازید. مردم که نمی‌توانند. راه دسترسی این روستا خاکی است و با هر باران بسته می‌شود. اهالی این روستا چهار، پنج مرغداری دارند که نه گاز دارد، نه آب دارد. به خاطر لوله‌ها نمی‌شود به آنها گاز و آب رساند.»
اعتراض دهیاران گناوه
محدوده اراضی روستای شول در ابتدای هفته گذشته، منطقه گلخاری در تیر ماه امسال، منطقه بینک در آبان ۹۹، دره فصلی بهون دی‌ماه ۹۹، مردادماه ۹۹ دو مرحله و مهر ۹۸ در نوار ساحلی از نقاط مهم آلوده به مواد نفتی شهرستان گناوه در این مدت است. هشت خط لوله انتقال نفت در جوار روستاهای این بخش عبور می‌کند. دهیاران روستاهای بخش مرکزی گناوه خرداد سال پیش گفته بودند که شرکت‌های نفتی مستقر در این منطقه از اجرای تعهد و مسئولیت‌های اجتماعی خود در قبال روستاهای این شهرستان غافل شده‌اند. در آن جلسه محمد بستانی، دهیار روستای مال قاید گفته بود که از روستای شول تا «مال قاید» گناوه تاسیسات نفتی و خط لوله‌ انتقال فراوانی وجود دارد اما حتی یک ایستگاه آتش‌نشانی در این منطقه نیست و در صورت آتش‌سوزی، امکان مهار و کنترل نیست و خطر ساکنان اطراف این تاسیسات را تهدید می‌کند. مراد منوچهری، دهیار روستای مال خلیفه هم در این جلسه گفته بود: این روستا در زمینه تعیین حریم لوله‌های نفتی سال‌ها است مشکل دارد و هنوز حل نشده‌است. شرکت نفت از سال ۹۲ تاکنون حریم لوله‌ها را چندین بار تغییر و از ۷.۵ در آن سال به ۳۰ و حتی ۶۰ متر رسانده که این روند برای اجرای طرح‌ها، مردم و ساخت سازها مشکل ساز شده‌است.
نامه رئیس شورای دیلم به استاندار
دیروز محمدجواد اکبری، رئیس شورای اسلامی اسلامی شهرستان دیلم در نامه‌ای به استاندار بوشهر نوشت که آلودگی مکرر اراضی این منطقه به‌ویژه مزارع کشاورزی به مواد نفتی نشتی از خطوط لوله منطقه باعث ضایعه‌ای محیط زیستی پدید آورده و انتظار می‌رود از این معضل جدی جلوگیری شود.
در این نامه از استاندار بوشهر خواسته شده تا با درایت و پیگیری از این ضایعه جلوگیری و با جبران خسارت‌های ناشی از این معضل و انجام مسئولیت‌های اجتماعی وزارت نفت، از تخریب بیشتر زمین‌های روستاهای این شهرستان جلوگیری کند.
رئیس شورای اسلامی شهرستان دیلم نوشته که «در بارندگی‌های اخیر شهرستان دیلم، زمین‌های زراعی برخی از روستاهای شهرستان به‌ویژه گاوزرد دچار آلودگی حاصل از انتشار مواد نفتی شده است. فرسودگی خطوط انتقال نفت به جزیره خارگ و همجواری شرکت‌های بهره‌برداری، پمپاژ و انتقال، هر از چند گاهی باعث ایجاد خسارت و ضرر و زیان به کشاورزان و مالکان اراضی این منطقه شده است». اکبری در ادامه این نامه همچنین نوشته است: «عمر و قدمت طولانی این خطوط لوله و نشت نفت، همزمان با بارندگی‌های اخیر باعث شده است تا سرعت تخریب و جریان نفت در زمین‌های آماده کشت جریان بیشتری پیدا کند.» به گفته او با وجود چندین حلقه چاه نفت و تاسیسات نفتی در حوزه استحفاظی این شهرستان، شرکت‌های مربوطه به وظایف، تعهدات و مسئولیت‌های اجتماعی و خدمات ذاتی خود در قبال مردم این شهرستان عمل نمی‌کنند و محیط زیست منطقه را به ورطه نابودی سوق می‌دهند. رونوشت این نامه برای امام جمعه، فرمانداری و دادستان دیلم، مدیرکل حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی و آبخیزداری استان بوشهر و مدیر منطقه نفتی فلات قاره بهرگان ارسال شده است و دهیاران و اعضای شورای شهر منتظر پاسخ‌اند.

بست‌نشینی در زاینده‌رود

در بی‌آبی زاینده‌رود، سیل اعتراضات کشاورزان غرب و شرق اصفهانی رودخانه را بُرد؛ اعتراضی مدنی و مسالمت‌آمیز که در روز گذشته با همراهی انبوهی از مردم اصفهان در بستر رودخانه روبه رو شد. جمعیت انبوهی که شانه به شانه پیکر بی‌جان زاینده‌رود به سوگ نشستند و با کشاورزانی که چند روزی است در بستر رودخانه خیمه زده‌اند، هم صدا شدند. یازده شبانه‌روز؛ همه شب‌ها و روزهای سردی که کشاورزان شرق و غرب اصفهان که نزدیک به دو دهه است، خشکی زاینده‌رود چشم‌های آن را تَر کرده در بستر رودخانه و در دمای 16 درجه، زیر آسمان آلوده شهر و شانه‌به‌شانه پل خواجو همدم و همزبان دیرینه زاینده‌رود، بست نشستند و سرمای استخوان‌سوز پاییز را به جان خریدند تا برای چندمین بار مطالبه خود را فریاد بزنند: « حق‌آبه حق قانونی کشاورزان است.»

کشاورزان اصفهانی که ماه گذشته با تجمع و درخواست خواندن نماز باران در مقابل دفتر حسین میرزایی، نماینده مجلسی که راه‌حل کوتاه مدت حل معضل آب زاینده رود را توسل به معصومین به ویژه امام موسی جعفر (ع) و نماز باران دانسته بود، نتیجه‌ای نگرفتند، روز دوشنبه 17 آبان‌ ماه با تجمع در مقابل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان و صدا و سیما به عدم تخصیص آب برای کشت پاییزه اعتراض کردند و خواستار بازگشایی زاینده‌رود شدند. اما باز پاسخی دریافت نکردند و هیچ کدام از مسئولان نه تنها صدای آنها را نشنید بلکه حاضر به حضور در جمع آنها نیز نشد؛ موضوعی که این بار بیش از همه دل کشاورزان را به درد آورد. شنیده نشدن صدای کشاورزان و عدم توجه به مطالباتی همچون بازگشایی و توزیع عادلانه آب، سبب شد تا زن و مرد راهی بستر رودخانه شوند و با علم کردن چادر در کف‌زاینده‌رود تا به الان بست بنشینند و خواستار بازگشایی آب همزمان با فرا رسیدن موعد کشت پاییزه شوند. دامنه این اعتراض‌ها اما فقط به شهر اصفهان، محدود نمی‌شود و بلکه بسیاری از کشاورزان در شهرستان‌های مختلف هم با تجمع در بستر خشک رودخانه خواستار جاری شدن آب در زاینده‌رود شدند؛ مطالبه‌ای که در همه این سال‌های خشکسالی بسیار تکرار، اما کمتر شنیده شده. این را کشاورز 75 ساله‌ای می‌گوید که آفتاب پوستش را سوزانده و دست‌های پیر و تاول‌زده‌اش، گواه رنج و سختی‌هایی است که پشت سر گذاشته. اهل «زیار» است و یازده روز است که 25 کیلومتر از خانه‌اش دور شده و به همراه دیگر کشاورزان در رودخانه بست نشسته. می‌گوید: «نزدیک به دو هفته است که اینجاییم، اما هیچ کدام از مسئولان حتی به خودشان یکبار هم زحمت نداده‌اند که به میان ما بیایند و صدایمان را بشنوند. نمی‌دانیم دیگر باید چه کار کنیم تا بتوانیم حق و حقوقمان را بگیریم. همه جا رفته‌ایم و شکایت به آنها برده‌ایم؛ مسئولان استانی گرفته تا وزارت نیرو. اما تاکنون هیچ کدام به ما پاسخ درستی نداده‌اند؛ هر چند برخی‌هایشان می‌گویند باید قید کشاورزی را بزنید و شغل دیگری برای خودتان دست و پا کنید.» بغض راه گلوی پیرمرد را می‌گیرد. غم دنیا توی چشم‌هایش می‌نشیند: «مگر با این سن و سال دیگر می‌توانم شغلم را تغییر بدهم. سوال من این است، آیا کسانی که این حرف را به ما می‌زنند، خودشان حاضر هستند، برای یک لحظه صندلی‌شان را رها کنند. خسته شده‌ایم از این وضعیت. به تنگ آمده‌ایم. خدا شاهد است یخچال‌مان خالی است. این وضعیت بیست سال است که ادامه دارد. دیگر صبرمان تمام شده. از روی زن و بچه‌مان خجالت می‌کشیم.»
انتقال آب، بلای جان زاینده‌رود
کشاورزان اصفهانی سال‌هاست که با فقر دست و پنجه نرم می‌کنند؛ از همان روزهایی که زاینده‌رود به لطف طرح‌های غیرکارشناسی انتقال آب، بخیل شد و از سخاوت دست کشید. حسین، کشاورزی که 62 سال دارد، می‌گوید انگشت انتقاد خود را به سمت این طرح‌ها که در سال‌های دور به تصویب درآمده و اجرایی شده، می‌گیرد و می‌گوید: «خواسته ما توزیع عادلانه آب است. اگر آب نیست، پس چرا برای استان‌های همجوار تامین می‌شود. ولی برای کشاورزان اصفهانی که سال‌هاست دارند می‌سوزند و می‌سازند آب نیست؟» حسین 5 هکتار زمین داشته که در این سال‌های بی‌آبی به ناچار بخش زیادی از آنها را فروخته تا توانسته شب به شب نان به خانه ببرد: «دیگر چیزی برای فروش نداریم. اصلا مگر زمینی که آب ندارد را کسی می‌خرد. سال‌های قبل، زمین‌های کشاورزی را برای تبدیل کردن به باغ می‌خریدند، اما حالا آب برای تر کردن همان باغات هم نیست.» سرمای 16 درجه سیلی می‌زند به صورت تک تک کشاورزان؛ کشاورزانی که از بس صورتشان را با سیلی سرخ کرده‌اند، دیگر جانشان به تنگ آمده. عبدالله که به خاطر خشکسالی چند سالی است بیکار مانده، می‌گوید: «فقط تا برج 9 می‌توانیم، برای کشت پاییزه اقدام کنیم، بعد از آن دیگر فایده‌ای ندارد؛ بنابراین الان باید آب جاری شود. کشاورزان جزء حقابه‌بران اصلی رودخانه هستند. پول داده‌اند، آب خریده‌اند. اصلا آب مهریه زنان‌شان است. از وقتی آب را به جاهای دیگر بردند و صنعت را گسترش دادند، ما را بدبخت کردند. حرف همه این است که آب باید در زاینده‌رود جاری شود. در خردادماه شورای تامین آب استان تصویب کرد که 250 میلیون مترمکعب آب به کشاورزان اختصاص یابد.» این در حالی است که کشاورزان می‌گویند از این میزان سهمیه آبی تنها 62 میلیون مترمکعب آب به آنها تخصیص داده شده و حالا که موعد کشت پاییزه فرا رسیده، دیگری خبری از اختصاص میزان آب باقی‌مانده نیست؛ سهم آبی که براساس گفته‌های مسئولان استانی اختصاص آن به کشاورزان دور از ذهن می‌رسد؛ چرا که حسن ساسانی، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان در گفت و گو با «ایسنا» گفته بازگشایی زاینده‌رود، فعلا امکان‌پذیر نیست و باید چشمان‌مان به آسمان باشد: «درحال حاضر تامین آب امکانپذیر نیست و امیدواریم با بارش‌های آذر و دی و با پایش حجم مخزن سد زاینده‌رود و میزان ورودی به حجم مخزن، در کارگروه سازگاری با کم آبی در این خصوص تصمیم‌گیری کنیم.»
دست از طلب نداریم…
کشاورزها، اما با شنیدن این حرف‌ها نیز دست از تکرار مطالبات خود برنداشتند و همچنان در بستر زاینده‌رود خشک به همراه جمعیت بسیاری از شهروندان اصفهانی دیگر به امید جاری شدن آب به انتظار نشسته‌اند؛ تجمع حداکثری که تصاویر و فیلم‌های آن به سرعت در شبکه‌های اجتماعی مخابره شد و دست به دست گشت و باعث شد تا بالاخره صدای آنها به گوش محمد مخبر، معاون اول رئیس جمهور برسد و او پس از یازده روز تصمیم به شکستن سکوت خود بگیرد. او در گفت و گوی تلفنی با شبکه خبر از دستور خود به دو وزیر نیرو جهاد کشاورزی برای حل مشکل آبریز زاینده‌رود در هر سه استان چهارمحال‌و‌بختیاری، اصفهان و یزد خبر داد و گفت که به دنبال حل مشکلات این استان ها هستیم. از سوی دیگر سفر یک روزه علی اکبر محرابیان، وزیر نیرو و گفت و گو با جمعی از کشاورزان ورزنه و وعده توزیع عادلانه آب نیز نتوانست التیام‌بخش دردها و پایانی بر اعتراض‌های کشاورزان باشد؛ وعده توزیع عادلانه آب البته به شرط اعتماد به دولت و وزیر نیرو و همچنین تصویب اختصاص 3 هزار و 800 میلیارد تومان برای طرح‌های آب‌رسانی و کشاورزی. وزیر نیرو، اما زمان بازگشایی زاینده‌رود برای کشت پاییزه را مشروط به رسیدن ذخیره سد به ۳۲۰ تا ۳۵۰ میلیون متر مکعب دانست که کشاورزان با این طرح مخالفت کردند و خواستار بازگشایی هر چه سریع‌تر زاینده‌رود به منظور آغاز کشت پاییزه شدند. همچنین پنج‌شنبه گذشته، سید رضا مرتضوی، استاندار اصفهان از تخصیص اعتبار برای جبران خسارات کشاورزان سخن به میان آورد؛ آنجا که به «ایسنا» گفت: «هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان از طریق صنایع تامین می‌شود و در اختیار جهاد کشاورزی قرار بگیرد تا به نسبت حقابه کشاورزان بین آن‌ها تقسیم کند.» کشاورزان، اما با دریافت خسارت نیز موافق نیستند بلکه سهم آبه خود را می‌خواهند. محمد که 49 سال دارد، این را می‌گوید: «ما صدقه نمی‌خواهیم. گدایی هم نمی‌کنیم. فقط حق‌مان را می‌خواهیم؛ نه بیشتر و نه کمتر! خواسته اصلی ما اجرای مصوبات 9 ماده‌ای است.» اشاره او به طرحی است به منظور احیای حوضه آبریز زاینده رود که در سال ۹2 با هدف هماهنگی و اعمال مدیریت واحد بر این حوضه آبریز در موضوعات منابع، مصارف و حقابه ها به تصویب شورای آب کشور رسید.
در این طرح وزارت نیرو مکلف شد نسبت به تاسیس واحد مدیریت یکپارچه حوضه آبریز زاینده رود اقدام کرده و شورای هماهنگی حوزه زاینده رود را با حضور استانداران اصفهان، چهارمحال‌و‌بختیاری و یزد و معاونان وزرای نیرو، جهاد کشاورزی، صنعت معدن و تجارت و نمایندگان اصناف کشاورزی برگزارکند. به گزارش ایمنا، تعیین میزان حقابه ها، سهم آبه ها و صاحبان حق اشتراک و حقابه زیست محیطی رودخانه زاینده رود و تالاب گاوخونی وممنوعیت بارگذاری جدید بر منابع آب زاینده رود تا پیش از تعیین تکلیف در این حوضه نیز از جمله بندهای دیگر این طرح ۹ ماده ای است.
ساماندهی برداشت آب در استان های اصفهان، یزد و چهارمحال‌و‌بختیاری و جلوگیری از برداشت های غیرمجاز، فراهم کردن تسهیلات لازم برای تغییر شیوه‌های آبیاری توسط وزارت جهاد کشاورزی در منطقه نیز از دیگر مفاد این طرح است؛ طرحی که اجرا نشد و حالا رسول زرگرپور، استاندار اسبق اصفهان و معاون سابق وزیر نیرو در امور آب و آبفا در گفت و گو با «فارس» اجرای آن را حلال مشکلات زاینده رود می‌داند: «اجرای 9 ماده حوضه آبریز زاینده رود مشکلات آبی این منطقه را در مدت 5 سال حل می کند.» محمد که پنج جریب زمین دارد و منتظر بازگشایی آب برای کشت گندم و جو است، می‌گوید این مصوبات باید اجرا شوند: «مشکل کشاورزان باید یکبار برای همیشه حل شود وگرنه تا زمانی که سهم‌مان را نگیریم، دست از اعتراض نمی‌کشیم.»

توسعه فرع بر محیط زیست است

رئیس‌جمهوری دیروز و همزمان با سالروز ابلاغ سیاست‌های کلی محیط زیستی از سوی رهبر انقلاب، در شرایطی با فعالان و اساتید این حوزه دیدار کرد که مساله محیط زیست ایران به شکل یک ابرچالش رخ نمایان کرده است. خوزستان با کمبود آب شرب مواجه است، زاینده‌رود آب ندارد، سیستان و بلوچستان از خشکی رنج می‌برد و… کارشناسان معتقدند که ایران باید حل مسائل محیط زیستی الگوی توسعه را اصلاح کند. مساله‌ای که دیروز در نشست سید ابراهیم رئیسی هم مطرح شد و با تاکید او بر اولویت محیط زیست بر توسعه همراه شد.

کم نبودند آنان که سیزدهمین دولت جمهوری اسلامی را دولتی برای حفظ محیط زیست معرفی می‌کردند. آنان توجه به محیط زیست را در کنار رشد اقتصادی از جمله برنامه‌های سید ابراهیم رئیسی اعلام می‌کردند، گواه‌شان هم دعوت 313 فعال محیط زیستی از رئیسی برای ثبت نام در انتخابات بود. دولت که به رئیسی رسید رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاخیری قابل توجه و پس از رایزنی‌ها و کش و قوس‌های بسیار انتخاب شد. علی سلاجقه با اقبال فعالان محیط زیستی روبه‌رو شد و در دولت هم حمایت‌هایی از او شکل گرفت. دیروز هم نخستین نشست تخصصی رئیس جمهوری با فعالان محیط زیست و اساتید این حوزه در سالروز ابلاغ سیاست‌های کلی محیط زیستی ایران توسط رهبری در سال 94 برگزار شد. نشستی که در جریان آن تنی چند از کارشناسان به تشریح دغدغه‌های محیط زیستی خود پرداختند و رئیسی نیز در پاره‌ای از موارد وعده رسیدگی داد. رئیس دولت با تاکید بر لزوم توجه به محیط زیست، بیان کرد: «جامعه بشری باید نسبت به تعرض و طغیان علیه محیط زیست حساس باشد متاسفانه قدرت‌های بزرگ بدترین استفاده را از محیط زیست به عمل می‌آورند و سپس با سازوکاری، از موضوع محیط زیست بعنوان حربه‌ای علیه کشورهای در حال توسعه استفاده می‌کنند همانند مساله حقوق بشر که امروز بزرگترین ناقضان آن مدعی حقوق بشر در سایر کشورها هستند.»
اول، محیط زیست
دوگانه حفظ محیط زیست یا دستیابی به توسعه مدت‌هاست که در ایران مطرح است. فعالان هر حوزه تلاش می‌کنند ایده مدنظر خود را تبلیغ کنند اما نابودی رفته رفته محیط زیست ایران سبب شده تا افکار عمومی بیش از پیش از لزوم توجه به محیط زیست سخن بگویند. رئیس‌جمهوری نیز دیروز با تاکید بر ارجحیت توجه به محیط زیست بر توسعه یافتگی و فعالیت اقتصادی و اینکه توسعه یافتگی فرع بر محیط زیست است، گفت: «اگرچه توسعه یافتگی و فعالیت‌های اقتصادی یک موضوع ضروری است اما حتما باید از پیوست محیط زیستی برخوردار باشد و توجه به محیط زیست در تمام طرح های توسعه و فعالیت اقتصادی به دقت لحاظ شود ضمن اینکه محیط زیست هم باید پیوست اقتصادی داشته باشد.» او همچنین ارائه آموزش در صیانت از محیط زیست را ضروری دانست و گفت: «امروز لازم است رسانه‌‌‌های جمعی، دانشگاه‌ها، حوزه‌ها و صاحبان تریبون در زمینه آموزش ایفای نقش کنند. آموزش می‌تواند به جلب مشارکت عمومی بیانجامد و هر کجا که مردم احساس مسئولیت کرده و مشارکت می‌کنند، مشکلات به راحتی برطرف می‌شود.»
کم آبی، مشکل همه است
رئیس‌جمهوری در ادامه با اشاره به اینکه امروز کمبود آب، مشکل همه مردم کشور در استان‌های مختلف است، گفت: «در جریان سفرهای استانی، مهم‌ترین مشکلی که مردم آن را مطالبه می‌کنند، تامین آب است و در این زمینه معتقدم باید به مدیریت آب در کشور توجه جدی شود و با استفاده بهینه و توجه به ظرفیت‌های اقلیمی می‌توان بخش زیادی از مشکلات موجود را کاهش داد.» رئیس دولت سیزدهم توجه به ظرفیت‌ها و قابلیت‌های مناطق مختلف کشور را ضروری دانست و اظهار کرد: «بی‌تردید دانشگاه‌ها در این حوزه ها مطالعاتی دارند و می‌توانند با نگاه تخصصی، قابلیت‌های هر استان را شناسایی کنند و دولت مکلف است از این یافته‌ها، برای فعال کردن ظرفیت‌های موجود هر استان استفاده کند.» رئیسی با اشاره به مشکل پسماند‌ها در کشور نیز گفت: «برای غلبه بر این مشکل نیازمند ایجاد سازوکار فعال برای مدیریت پسماند در کشور هستیم و ایجاد چنین مجموعه‌ای ضرورت دارد تا مسائل مربوط به حوزه پسماند را به طور متمرکز حل و فصل کند.»
ترال؛ ممنوع
یکی از کارشناسان حاضر در نشست، مساله صید ترال را مطرح کرد. موضوعی که رئیسی نیز به خطرات آن تاکید کرد. رئیس‌جمهور در ادامه خطرات ناشی از صید ترال و دغدغه‌های صیادان بوشهر و بندرعباس در این زمینه اشاره کرد و گفت: «حتما باید جلوی صید ترال گرفته شود چرا که این نوع صید به آبزیان، دریا و حتی صیادان آسیب می‌رساند و از رئیس سازمان محیط زیست می‌خواهم که با جدیت این موضوع را پیگیری کند. سازمان محیط زیست حکم بهداشت را در وزارت بهداشت و درمان دارد و بر درمان مقدم است و اینکه سازمان محیط زیست زیر نظر رئیس‌جمهوری تعریف شده برای این است که نسبت به وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی از جایگاه برتری بر حفظ محیط زیست تاکید کند. صرفا با توصیه نمی‌شود محیط زیست را حفظ کرد و در کنار آن بعضاً اقدام و عمل جدی نیز لازم است.»
این مقام مسئول در ادامه با اشاره به اهمیت مشارکت مردم و سازمان‌های مردم نهاد در صیانت از محیط زیست، گفت: «سازمان‌های مردم نهاد نقش ارزشمندی در حوزه محیط زیست دارند و باید از فعالیت مردم در این حوزه حمایت شود و اینها بهترین پشتوانه برای دولت هستند. توجه به محیط زیست منحصر به مقطع خاص زمانی نیست و همواره باید نسبت به آن دغدغه داشت.» رئیسی همچنین با اشاره به اهمیت توجه به مدیریت آب و آبخیزداری گفت: «باید برای اقلیم‌های مختلف راهکارهای متفاوتی، متناسب با آن اقلیم اتخاذ و اجرایی شود.» رئیس‌جمهوری در ادامه با اشاره به اهمیت حفظ جنگل‌ها خاطرنشان کرد: «جنگل ثروت عظیم ملی و حفظ آن برای نسل‌های آینده ضروری است و همواره باید نسبت به حفظ و صیانت از ثروت‌های عظیم ملی حساس باشیم و غفلت از این سرمایه‌های عظیم می‌تواند کشور را دچار آسیب کند.»

پایان مشعل‌سوزی در پالایشگاه بیدبلند

 

مراسم پایان مشعل‌سوزی و ارسال گازهای اسیدی مجتمع پالایش بیدبلند خلیج فارس به منطقه آغاجاری با حضور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست انجام گرفت.
علی سلاجقه در پایان سفر خود به خوزستان در مراسم مشعل‌سوزی و ارسال گازهای اسیدی مجتمع پالایشگاه بیدبلند خلیج فارس به منطقه آغاجاری گفت: در گلاسگو اعلام کردیم که ایران گام به گام و منطبق با اسناد بالادستی در حال پیش رفتن برای کاهش گازهای گلخانه‌ای است که امروز نماد عینی این کار را در این پالایشگاه دیدیم.
معاون رئیس‌جمهوری افزود: پیش از این، در خوزستان شاهد سوزاندن مشعل‌هایی بودیم که می‌توانستند به جای سوزاندن و جو را آلوده و شهرها را با مشکل محیط زیست مواجه کردن، برای ما ارزش اقتصادی داشته باشند و امروز توانستیم با استفاده از ظرفیت‌های عالی و استفاده از جوانان این مرز و بوم با خاموش کردن این مشعل‌ها به دنیا نشان دادیم که ما می‌توانیم. این کار در سخت‌ترین شرایط تحریم و بدون استفاده از هیچ کدام از ظرفیت‌های خارجی انجام شد.
او بیان کرد: پنج درصد گازهای گلخانه ای را کاهش دادیم اما امروز با افزایش این روند در شرق کارون، حداقل این رقم به ۸ تا ۱۰ درصد رسیده است .
استشمام بوی آمونیاک در ماهشهر
رئیس سازمان محیط زیست در بازدید از خورموسی در ماهشهر نیز با بیان اینکه به هیچ وجه اجازه رهاسازی پساب در دریا داده نمی‌شود، گفت: به دنبال تعطیلی پالایشگاه‌هایی هستیم که چندین بار تذکر گرفته‌اند و پرونده‌های آن‌ها مطرح شده است و در اولین فرصت بر اساس قانون با پالایشگاه‌های آلاینده برخورد می‌شود.
به گزارش روابط‌عمومی اداره‌کل حفاظت محیط زیست خوزستان، سلاجقه با اشاره به استشمام بوی آمونیاک ناشی از فعالیت پتروشیمی‌های آلاینده در ماهشهر گفت: فرزندان این منطقه با استشمام این بوی خطرناک با مشکل مواجه می‌شوند. ذخایر دریایی و آبزیان منطقه نیز با مشکل مواجه شده‌اند.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست همچنین در نشست ارائه گزارش اقدامات زیست محیطی مجموعه منطقه ویژه ماهشهر در حوزه محیط زیست نیز در این ارتباط گفت: فرسودگی و نوع سیستم پتروشیمی‌ها و بوی آمونیاک در منطقه برای مردم ماهشهر پذیرفتنی نیست. رهاسازی پساب پتروشیمی‌ها در دریا نیز قابل پذیرش نیست. روزانه ۲۰ مترمکعب اسید خالص وارد آب این مجموعه می‌شود که پذیرفتنی نیست.
او با بیان اینکه کیفیت آب و خاک و هوا در ماهشهر در اثر فعالیت پتروشیمی‌ها با مشکل مواجه شده است، گفت: اگر دستگاه قضایی خوزستان نمی‌تواند این مسائل را حل کند، در سطح ملی این مسائل را حل خواهیم کرد تا مردم توسعه و زندگی سالم داشته باشند.

درخواست لغو یا اصلاح طرح صیانت از حقوق عامه در مقابل حیوانات

کارزاری با نام درخواست لغو یا اصلاح طرح صیانت از حقوق عامه در مقابل حیوانات در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #صیانت_از_حقوق_عامه می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی آمده است: «مدتی پیش طرحی موسوم به «طرح صیانت از حقوق عامه در مقابل حیوانات مضر و خطرناک» به مجلس ارائه شده که دارای اشکالات جدی است. خواهشمندیم ضمن بررسی اشکالات که در ادامه به تفصیل عنوان می‌شود به‌طور کلی این موضوع را مدنظر قرار دهید که با وجود مشکلات فراوان در جامعه و لزوم توجه و تقدم‌گذاری به حل معضلات معیشتی و ریشه‌یابی و مبارزه با عوامل فساد، رانت و قاچاق و… درگیر کردن نیروهای انتظامی و دستگاه قضایی به بررسی خانه‌های مردم جهت ضبط حیوانات خانگیشان در این برهه زمانی امری عجیب است. تعریف حیوانات وحشی، مضر و خطرناک صحیح نبوده و حیوانات نام‌برده‌شده در این لیست هم‌سطح نیستند. با توجه به اینکه افراد بسیاری در طی سال‌ها اقدام به نگهداری از حیوانات کرده‌اند ممنوعیت ناگهانی نگهداری از حیوانات ممکن است باعث رهاسازی گسترده حیوانات در محیط شهری و یا خارج شهری شود که باعث بروز مشکلات عدیده محیط زیستی می‌شود.»
امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «لغو طرح صیانت از حقوق عامه» شوند.

فرصت‌هایی که از دست می‌رود

سفر هفته گذشته وزیر نیرو به استان‌های اصفهان و چهارمحال و بختیاری و وعده حل مشکل آب اصفهان در عرض دوسال، نه تنها نتوانست منجر به آرامش کشاورزان شود، بلکه کسانی که توقع یک وعده دو هفته‌ای را داشتند، نا امیدتر کرد. البته همین تعهد دو ساله وزیر نیرو برای رفع مشکلات کسری منابع آب مورد نیاز بخش‌های مختلف که از نظر کشاورزان وعده‌ای درازمدت قلمداد شد. از سوی دیگر با انتقادات برخی کارشناسان مدیریت منابع آب در غیرممکن بودن حل مسائل در هم تنیده حوضه آبریز زاینده‌رود در یک بازه کوتاه‌مدت دو ساله بود. به هر روی در سالی که به گواه سخن رییس دولت در جمع فعالان محیط زیستی، سخن اول و آخر تمامی 10 استانی که در عرض سه ماه گذشته به آن سفر داشته‌اند، مطالبه آب و حل مشکلات آبی استان بوده است

نباید هم از وزیر نیرو انتظار داشت که بتواند صادقانه از درازمدت بودن حل کامل مسائل مدیریت آب زاینده‌رود با کشاورزان شرق و غرب اصفهان سخن گوید و به ناچار مجبور باشد به زبان بی‌زبانی با حواله دادن حل مشکلات آبی اصفهان به دو سال آینده از عدم امکان تامین آب مورد نیاز برای کشت پاییزه در عرض چند روز و چند هفته سخن گفته باشد.
در طول تاریخ ایران همواره کم‌آبی به عنوان وِزگی بارز اقلیمی در اغلب مناطق ایران نمایان بوده است. با وجود اتخاذ رویکردهای مختلف در دهه‌های اخیر جهت تامین و انتقال آب به نقاط مختلف به ویژه مناطق کم‌آب، حوادثی که سرعت به وقوع پیوستن آن هر روز در حال کمتر شدن است، نشان داده که چنین رویکردهایی چندان از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار نبوده است.
سابقه انجام مطالعاتی با عنوان «سازگاری با اقلیم خشک و نیمه‌خشک با هدف ایجاد تعادل‌بخشی بین منابع و مصارف در حوضه‌های آبریز» مربوط به اوایل دهه 80 و طرح جسورانه برخی مضامین همچون جنگ آب در ابتدای دهه 90 نشان می‌دهد که آنچنان هم بخش کارشناسی و سیاستی کشور نمی‌تواند ابراز غافلگیری از تجمع روز جمعه مردم اصفهان داشته باشد. فرصت‌هایی که در تمامی ادوار دولت‌های گذشته یکی پس از دیگری برای ارائه یک برنامه درازمدت واقعی ده ساله به مطالبه‌گری جامعه مدنی از دست رفته است، عملا برنامه‌هایی که منجر به ایجاد محدودیت برداشت از منابع آب می‌شوند، به دلیل نبود همسویی با منافع سیاسی کوتاه‌مدت دولت‌ها مورد استقبال آنها نبوده است. منافع اقتصادی و عمدتا سیاسی ناشی از برداشت آب هم که عاید کشاورزان و م عاید دولت‌ها شده است، مانع از برخورد سختگیرانه دولت‌ها در مدیریت و حفاظت از آب شده و خواهد بود.
این نوع سیاستگذاری غیرسختگیرانه دولت‌ها ریشه در نیاز آنان به جلب حمایت سیاسی مردم و سیاست حامی‌پروری دارد و در نهایت منجر به بروز «بی عملی مزمن» در برابر انتظارات شده است. اکنون دیگر در کوران تعدد تبدیل انتظارات آبی به مطالبات اجتماعی، برون رفت از وضعیت موجود قطعا خارج از عهده وزارت نیرو بوده و از جهت دیگری شاید فرصتی تاریخی برای دولت سیزدهم در ایجاد یک «اجماع ملی برای برقراری نظام مدیریت آب» در کشور باشد.
فرصتی که تمامی دولت‌های گذشته به هر عنوانی زمانی با مشغولیت زیاد از حد به ساخت سازه‌های تنظیم و انتقال آب و در زمانی دیگر با مشغول کردن افکار عمومی و تخصصی و بازی با کلمات یکی پس از دیگری از دست رفته است.

هشدارهای ما را کسی نشنید

ضلع شمالی پل خواجو، حدود دو هفته است که میزبان کشاورزان اصفهانی است. آنها به دل رود خشک زده‌اند و می‌پرسند حقابه‌ کشاورزیشان کجاست؟ اما نه خشکی زاینده‌رود جدید است و نه اعتراض کشاورزان و دامداران و دیگر مردم. با این حال در تمام دو دهه گذشته چیز چندانی نصیب این رود نشده و از سویی استفاده از آب‌های زیرزمینی برای کشاورزی هم به یکی از انتقادات موجود در کشور بدل شده است. همین هم دلیلی است که علیرضا دلال‌زاده، کارشناس ارشد سازه‌های هیدرولیکی و پژوهشگری که پروژه‌های بسیاری را با آب منطقه‌ای اصفهان انجام داده به «پیام ما» بگوید که این مشکل چندوجهی است و باید اراده درستی برای حل آن پیدا شود. او می‌گوید اوایل سال 95 در جلسه ارائه نتایج یکی از مطالعاتش به وزیر راه و شهرسازی، استاندار و معاون عمرانی درباره فرونشست زمین هشداری جدی داده اما در پاسخ به او گفتند که موضوع تحت کنترل سازمان زمین‌شناسی است و تلویحا گفتند تشویش اذهان نکند. او به آنها گفت اسناد این بررسی‌ها را نشان دهند، اما این کار را نکردند و حالا با دشت‌های تشنه و دو تالاب خشک شده و رودی تشنه رو در رو هستیم. مشکلاتی که بحرانی شده‌اند و وضعیت قرمز را نشان می‌دهند.

آقای دلال‌زاده، این چندمین بار در سال‌های اخیر است که کشاورزان از مشکل کم‌آبی گله‌مندند و می‌گویند حقابه آنها داده نشده و می‌پرسند چرا زاینده‌رود خشک است. نگاه شما به مسئله آب کشاورزی در اصفهان چیست؟
اولین نکته این است که بدانیم رودخانه زاینده‌رود هرچند حالا خشک است اما در سالیان گذشته هم رودی دائمی و پرآب نبوده و حتی در بعضی از فصول بر اساس اسناد موجود و روایت‌ قدیمی‌ها و حتی آمار سال‌های قبل از احداث سد، آب باریکه‌ای در آن جاری بوده است. بعد از دانستن این نکته باید به مسئله کشاورزی در اقلیم اصفهان بپردازیم؛ بر اساس طومار شیخ‌بهایی که به آن هم بسیار استناد می‌شود، برای شرق اصفهان که آن زمان گندم‌کار بودند، از نیمه آبان تا آخر آبان تمام آب رودخانه را رها می‌کردند و بعد هم از نیمه خرداد‌ماه تا آخر خرداد تمام آب را به شرق می‌رساندند تا در تیرماه محصول برداشت شود. بعد از آن هم در تابستان رودخانه معمولا بسیار کم‌آب ‌شده است. اما حالا در شرق اصفهان برنج‌کاری می‌شود که مناسب این منطقه نیست. البته در منطقه لنجان برنج‌کاری از قدیم بوده. حالا کشاورزان به این وضعیت معترضند و البته به درستی هم معترضند. چرا که در مواقع لازم مطابق حقابه، آب رودخانه در اختیارشان نیست. در حقیقت سیاست‌گذاری در این سال‌ها منطقه را به این سمت کشانده. این سیاست‌های اشتباه بود که سبک زندگی و توقعات ما بر مبنای توسعه آب محور کشاند و سازگاری با طبیعت و ارتقا بهره‌وری رها شد. به عنوان مثال مناطقی داریم که برخی از عشایر در دهه‌های گذشته، کشاورزی را آغاز کردند و یکجانشین شدند. حالا نه زندگی عشایری دارند و نه کشاورزی. این رنج بزرگی برای آن مردم است. اما از طرفی اگر همین امروز هم به این منطقه آب رسانده شود آیا حاضرند دست از چاه‌هایی که حفر کرده‌اند بکشند؟ فکر نمی‌کنم. نه آنکه آنها زیاده‌خواه باشند بلکه در کشور فضایی ایجاد شده که منافع شخصی زودگذر و روزمره بر منافع عمومی و آینده کشور ترجیح داده می‌شود.
وضعیت در داخل شهر چطور است؟ در داخل اصفهان که حالا فرونشست هم آن را به شدت تهدید می‌کند میزان چاه‌های حفر شده چقدر است؟
در داخل خود اصفهان چیزی در حدود 3300 تا 3600 چاه داریم که بخشی از آنها برای نهادهای عمومی و دولتی است. این چاه‌ها برای آبیاری فضای سبز و مواردی از این دست استفاده می‌شود و حالا در این شرایط باید بپرسیم چقدر به این کار نیاز است؟ برای مثال در کوه صفه درختکاری‌های زیادی شده و آب با هزینه زیاد به آنجا منتقل می‌شود و اگر بپرسیم که آیا باید این آبیاری قطع شود، چه کسی می‌پذیرد؟ مردم هم نخواهند پذیرفت و حتما ناراضی خواهند شد اما ما نیازمند تصمیم علمی و فنی جسورانه‌ای هستیم که مقابل این نیازهای توسعه کاذب بایستد و این کار را تعطیل کند. هرچند ممکن است برخوردها و تعارضات اجتماعی هم به دنبال داشته باشد. اما شرایط، سخت، بسیار پیچیده و درهم تنیده است.
اتفاقاتی که شاهد آن هستیم، اعتراض به بی‌آبی و نپذیرفتن مشکل آب، مسائل اجتماعی این حوزه را پررنگ می‌کند. شما که مدتی در دشت مهیار اصفهان با محلی‌ها درباره مشکل فرونشست دشت و تمام شدن آب‌های زیرزمینی صحبت کردید، نظرتان دراین‌باره چیست؟
در دهه 50 برای نخستین بار احساس شد که میزان آب زیرزمینی دشت مهیار اصفهان پایین رفته و همان زمان به عنوان دشت ممنوعه اعلام شد. این در حالی بود که در همان دهه هم مجوز حفر چاه داده شد بود که نباید این اتفاق می‌افتاد. بعد از انقلاب هم شعار خودکفایی داده شد و منابع طبیعی برای کشاورزی مجوزهای فراوانی برای چاه صادر کرد. در سال‌های 63 و 64 زمین با ترک‌هایی که خورد هشدار تمام شدن منابع آب زیرزمینی در این منطقه را داد اما کسی توجهی نکرد و در همان دهه 60 و 70 تعداد چاه‌ها یکباره چندین برابر شد. آنجا کشاورزی وسیع و سابقه‌دار نبود و بخشی از عشایر بودند که یکجانشین شدند. در نتیجه در طول دهه‌ها وضعیت بدتر و بدتر شد. در نهایت این وضعیت دشوار باعث شد طرحی برای دشت‌های در خطر به وجود بیاید. چهار دشت به‌عنوان پایلوت انتخاب شدند تا نظرات مردم و میزان مشارکتشان ارزیابی شود. دشت‌های مهیار، ورامین، ایوانکی در سمنان و یک دشت در استان فارس که همگی درگیر استفاده بیش از حد از آب‌های زیرزمینی و فرونشست هستند. این میان در دشت مهیار بی‌اعتمادی بسیار بالا بود. ما با مردم صحبت کردیم، شرایط را شرح دادیم و البته آنها ترسیدند که بر مشکلاتشان افزوده شود چون به دستگاه‌های دولتی بی‌اعتمادند و از سویی معیشت جایگزینی برایشان تعریف نشده. آنها می‌گفتند تا جایی که می‌شود از آب برداشت می‌کنیم و بعد از اینجا می‌رویم. اینکه کجا می‌روند و چه می‌کنند مشخص نیست؛ اینها مسائل سخت اجتماعی است که با آن روبه‌روییم. پیرمردها که سختی روزگار را چشیده بودند می‌گفتند بله، نباید این کار را کرد اما جوان‌ها می‌گفتند چاره‌ای نداریم و باید امروز خودمان را سیر کنیم.
وضعیت در دشت‌های دیگر استان چگونه است؟
استان اصفهان 35 دشت دارد که بالای 70 درصد آنها دشت ممنوعه هستند. در قانون آب، فقط روی آب‌های سطحی آن هم در صورت وجود قانون و عرف محل مالکیت وجود دارد و آب‌های زیرزمینی مالک ندارد و دولت حق بهره‌برداری را به مردم می‌دهد. اما دولت با مجوزهایی که داد حق مالکیت برای آن‌ها ایجاد کرد. قانون پروانه مصرف معقول و پروانه بهره‌برداری باید به روز شوند که نشدند. علاوه بر اینها در سال 89، قانون تعیین تکلیف چاه‌های آب فاقد پروانه بهره‌برداری هم تصویب شد و چاه‌های بسیار دیگری هم مجوز گرفتند و کار سخت‌تر شد. حتی زمانی دولت حق‌النظاره برای چاه‌های زیرزمینی می‌گرفت اما آن را هم حذف کردند.
به وضعیت زاینده‌رود برگردیم. دو دهه از خشکی رود می‌گذرد و بحث‌هایی میان استان‌های همسایه اصفهان بر سر آب زاینده‌رود بالا گرفته. این شرایط چطور باید درست شود؟
زمانی که تونل اول کوهرنگ زده شد، چهارمحال‌وبختیاری به آب توجهی نداشت و اصفهان هم هزینه زیادی انجام داد و بر اساس قانون برایش علاوه بر حقابه طولانی‌مدت و تاریخی حقابه جدیدی ایجاد شد. حالا در شرایط بی‌آبی آنها می‌خواهند آب را از سرچشمه ببرند برای باغ‌کاری بر روی کوه تا بهره ببرند. این تصور که اگر آب به اینجا بیاید باعث توسعه آن منطقه می‌شود اشتباه است. در منطقه‌ای می‌خواهند باغ‌کاری را رواج دهند که خود مرتع‌خیز است و گیاهان دارویی فراوانی دارد. می‌خواهند 700 متر آب پمپ کنند و مراتع و گیاهان دارویی را به باغ و زمین گندم تبدیل کنند. متاسفانه رفتارهایی از این دست شرایط را سخت‌تر کرده. این در حالی است که زمانی زاینده‌رود آب داشت و مسئولان فکر کردند تا ابد می‌توانند به همه‌جا آب‌رسانی کنند. 14 شهرستان استان اصفهان از زاینده‌رود استفاده می‌کند و حالا همه مانده‌اند. آب کاشان هم از اینجا تهیه می‌شود و در این شرایط چاره دیگری نیست. ما با یک سلسله مسائل پیچیده و در هم تنیده طرفیم.
طرح‌های آب منطقه‌ای در این سال‌ها نتیجه چندانی نداشت. در بالادست حوضه زاینده‌رود، سرشاخه‌هایی مثل پلاسجان قرار دارد که می‌خواستند از سرشاخه‌های دز برای حوضه زاینده‌رود آب بیاورد اما موفق نبود و همه آب در مسیر برداشت می‌شد و مناطقی که اصلا سابقه کشت نداشتند شروع به کشت و کار کردند. اینها مشکلاتی چند وجهی است.
زمانی صحبت از بازچرخانی آب زاینده‌رود هم در میان بود. اینکه آبی را پمپاژ کنند و در انتها همان آب را برگردانند. وضعیت آن طرح به کجا رسید؟
این طرح بر اساس مستندات علمی رد شد. اگر می‌خواهیم آبی را بازچرخانی کنیم، باید بدانیم بخش بزرگی از آن به زمین نفوذ می‌کند و از بین می‌رود و بخش بزرگ دیگری هم در راه برداشت می‌شود. بر اساس مطالعات ما در بازه شهری اصفهان، جریانی به میزان دو مترمکعب در ثانیه باید اول اصفهان باشد تا رودخانه در شهر اصفهان زنده بماند. این میزان آب بیش از 70 یا 80 درصدش به زمین نفوذ می‌کند و چیزی برای پمپ کردن و بازچرخانی نداریم. بعد باید آب بیشتری اضافه کنیم که برداشت غیرقانونی خواهد بود. آب‌های سطحی و زیرزمینی با یکدیگر در ارتباطند. در نتیجه وقتی آب زیرزمینی از بین برود آب سطحی هم وضع خوبی نخواهد داشت. سه دشت نجف‌آباد، اصفهان و لنجان مانند سه‌کاسه مرتبط با یکدیگر بودند که هرکدام کم آب می‌شد، آن یکی آب می‌رساند اما وقتی دیگر آبی نیست، هیچکدام نمی‌تواند به دیگری آب برساند. حالا تمام نهادهای متولی کشور یا دنبال مقصر می‌گردند یا از خود سلب مسئولیت می‌کنند. یادم می‌آید در یکی از جلسات در قوه قضائیه مطرح شد که قوه مجریه و به خصوص وزارت نیرو مقصر است، حالا سوال مطرح است چرا در زمان مناسب نهادهایی مرتبط در این موارد دخالت نکردند؟ قوه مقننه قانون‌گذار و قوه قضاییه مدعی‌العموم چرا وارد نشد و نمی‌شود؟ کجا بودند وقتی به چاه‌ها مجوز داده می‌شد و منابع از بین می‌رفت و کارشناسان هشدار می‌دادند؟ هیچکس پاسخ نمی‌دهد.
شرایط تالاب گاوخونی هم به دلیلی خشکی زاینده‌رود نامناسب است، گویا استان اصفهان تالاب‌های دیگری هم داشته که در طول سالیان متمادی خشک شده‌اند.
بله. اصفهان علاوه بر گاوخونی، تالاب دامنه‌ سمت فریدن، و تالاب شور در گلپایگان را هم داشت. هر دو خشک شدند و حالا جوانترهای ساکن آن مناطق حتی نمی‌دانند چنین تالاب‌هایی وجود داشته. تالاب شور گلپایگان در شرق این منطقه است و اوایل انقلاب برای کشاورزی آن را زهکشی کردند. طرح توسعه کشاورزی دادند و بعد از مدتی تالاب خشکید. تالاب و رودخانه با یکدیگر در تبادل هستند. حالا که زاینده‌رود رمقی ندارد گاوخونی هم بی‌جان شده است. این اتفاق برای دریاچه ارومیه هم به همین ترتیب رخ داد و مناطق دیگر هم شاهد چنین وضعیتی هستند.
شما در ابتدای صحبت‌هایتان که به دشت مهیار اشاره کردید، گفتید از دهه 60 آثار فرونشست عیان شده بود. چطور در دهه‌های بعد هشداری داده نشد و ناگهان ما با وضعیت قرمز فرونشست روبه‌رو شدیم؟
در سال‌های مختلف کارشناسان بارها و بارها هشدار دادند که همین دشت ممنوعه شدن خود یک هشدار جدی است. یادم می‌آید اوایل سال 95 به صورت کاملا جدی در جلسه ارائه نتایج یکی از مطالعات خود به وزیر راه و شهرسازی استاندار و معاون عمرانی هشدار فرونشست دادم. اما گفتند تحت کنترل سازمان زمین‌شناسی است و تلویحا گفتند تشویش اذهان نکنم. گفتم اسناد این بررسی‌ها را نشان دهید، اما این کار را نکردند. چرا؟ چون به‌نظر می‌رسد یا اصلا چنین برررسی‌هایی وجود نداشته یا مطلب دیگر بود. این بی‌توجهی تا جایی ادامه یافت که تبدیل به بحران شد. کارشناسان باید به اجماع عمومی می‌رسیدند و طرح‌های آمایش سرزمین را بررسی و اجرا و اصلاح مستمر می‌کردند. این طرح‌ها می‌گوید هر منطقه تا چه میزان ظرفیت بهره‌برداری دارد و چقدر امکان افزایش جمعیت دارد؟ چند سال پیش از مسئولان شهری پرسیدیم تا کجا قرار است جمعیت اصفهان افزایش پیدا کند؟ آیا برنامه راهبردی داریم؟ 45 سال قبل جمعیت اصفهان با فرانکفورت برابر بود و حدود 600 هزار نفر جمعیت داشت. در حال حاضر فرانکفورت کمی بیشتر جمعیت دارد، اما جمعیت شهر اصفهان و حومه آن تا 3 میلیون نفر برآورد شده است. این نکات در طول سال‌ها مغفول ماند و حالا ما را با وضعیت قرمز مواجه کرده است.
در نهایت چشم‌اندازتان درباره آینده وضعیت آب اصفهان چیست؟
سال‌ها پیش در پاسخ به این سوال گفتم به نظرم مسئولان و تصمیم‌گیران آب استان و حوضه به روزمرگی دچار شده‌اند و به شکلی غیرعلمی و غیرکارشناسی کار می‌کنند. این مشکلات از روزی جدی شد که دولت‌ها فکر کردند صاحب همه چیز مردم هستند. ذی‌حق‌ها را در نظر نگرفتند و البته به خاطر خرج کردن پول نفت و باج منابع طبیعی از جمله آب بر بسیاری از ضعف‌ها سرپوش گذاشتند. حالا چون پول بادآورده نفت و منابع سرشار در میان نیست، مشکلات عیان شده‌اند و کاری هم از دست کسی ساخته نیست. حق حقابه‌داران، حق کشاورزان، حق محیط زیست و … را ندادند و حالا این وضعیت پیش روست. با این حال من خوشبینم و معتقدم محیط زیست خودش جواب این وضعیت را خواهد داد و اگر رفتارمان را درست کنیم روند اصلاح در پیش می‌گیرد. اما شاید هنوز این اراده وجود ندارد و همین مشکل فعلی کشور و اصفهان است. مسئولان و البته مردم باید عواقب تصمیمات اشتباهشان را بپذیرند و بدانند این تصمیم‌گیری‌ها چه اثری در آینده کشور و محیط زیست داشته است. باید بپذیرند و امیدوار باشیم که راه دیگری در پیش گیرند.

سال آینده یارانه مشترکان پرمصرف قطع می‌شود

مدیرعامل شرکت توانیر دیروز در مراسم آغاز برنامه سراسری بهینه‌سازی و تعمیرات شبکه‌های توزیع برق گفت: دولت طرحی را مبنی بر حذف یارانه مشترکان پرمصرف در دستور کار دارد که پیش‌بینی می‌کنیم از سال آینده وارد مرحله اجرا شود.
تمرکز ما بیشتر بر فصول گرم سال است. به گزارش ایسنا، محمد حسن متولی‌زاده درباره زمان اجرای حذف یارانه مشترکان پرمصرف برق گفت: بیش از ۸۵ درصد مشترکان الگوی مصرف را رعایت می‌کنند و تعداد محدودی از مشترکان هستند که بالای الگو مصرف دارند و تعداد بسیار محدود دیگری وجود دارند که بیش از دو برابر الگو مصرف می‌کنند، سیاست‌های اخیر وزارت نیرو بر این است که برای این دسته از مشترکان تمهیداتی در نظر گرفته شود. براساس آخرین تصمیمات اخذ شده قرار است یارانه انرژی به مشترکان پرمصرف تعلق نگیرد و این موضوع را از قبل از اجرا اعلام می‌کنیم اما پیش‌بینی ما این است که این طرح از سال آینده اجرایی شود.
مدیرعامل شرکت توانیر درباره بیشترین قبضی که تاکنون صادر شده است، اظهار کرد: بهتر است از این دید به این موضوع نگاه شود که ۲۵ میلیون مشترک از ۳۰ میلیون مشترک به طور متوسط زیر ۳۰ هزار تومان پرداخت می‌کنند و تمرکز ما روی مدیریت و کنترل مشترکان پرمصرف است. اگر ۱۵ درصد مشترکان که بیش از الگو مصرف می‌کنند و مصرف انرژی آنها معادل ۸۵ درصد دیگر است، مدیریت مصرف را در دستور کار خود قرار دهند، هیچ‌گونه خاموشی در کشور اعمال نمی‌شود.
مدیرعامل توانیر در خصوص تامین برق در زمستان با بیان این‌که اولویت اصلی ما در صنعت برق استفاده از گاز طبیعی است، اظهار کرد: اگر در تامین گاز با محدودیت روبه‌رو شویم، برای جلوگیری از خاموشی از سوخت مایع جایگزین استفاده خواهیم کرد. با توجه به این‌که سوخت مایع برای نیروگاه‌ها هزینه بیشتری دارد وزارت نیرو نیز تمایل استفاده از این نوع سوخت را ندارد.
مدیرعامل شرکت توانیر در خصوص میزان مصرف مازوت و گازوئیل در نیروگاه‌ها گفت: با توجه به سرد شدن هوا تا ۱۰۰ میلیون لیتر میزان مصرف سوخت مایع در نیروگاه‌ها افزایش پیدا کرده است. در حال حاضر از نظر ظرفیت‌ نیروگاهی با هیچ محدودیتی مواجه نیستیم. حجم قابل توجهی از نیروگاه‌ها بلااستفاده است و اکنون تنها با مساله تامین سوخت نیروگاه‌ها مواجه هستیم و زمانی که سوخت گاز کم باشد از سوخت جایگزین استفاده خواهیم کرد.

خواندن و به سفر رفتن

کوله‌بار بستن و به سفر رفتن روزگاری کاری سخت و پرخطر بود. آنکه پا در مسیر می‌نهاد خطرات بسیاری را به جان می‌خرید اما وقتی پس از مدت‌ها سیرو‌سفر به خانه خود باز می‌گذشت، حرف‌های بسیاری برای گفتن داشت و مردمان دیار آن مسافر مشتاقانه گوش به داستان‌های عجیبش می‌سپاردند. روز به روز سفر راحت‌تر شده اما خاطرات سفر همچنان شنیدنی‌ است. در گذشته به دلیل مشقات آن دوران، سفر به قصد تفریح، شاید دور از ذهن بود اما اکنون ابزار سفر تغییر کرده و «دور»، «نزدیک» شده و خطر تا حدی جای خود را به هیجان و لذت داده است. از گذشته تا امروز سفر مسیری پیش پای انسان‌هایی بود که به دنبال دیدن و آشنایی با ناشناخته‌ها بودند و خاطرات مواجهه مسافران با دنیایی تازه همیشه شنیدنی بود؛ از زمانی که خاطرات سفر در شب‌نشینی‌های به دور آتش بیان می‌شد تا زمانی که کتاب‌ها داستان مسافران را سینه‌سینه نقل می‌کردند و امروز که شبکه‌های اجتماعی ما را با مسافران همراه می‌کند. این روایت‌ها وارد حوزه ادبیات و فرهنگ شدند و شاخه‌ ادبی ارزشمندی به نام سفرنامه را رقم زدند که پا را فراتر از یک خاطره‌گویی صرف نهادند. در این گزارش می‌خواهیم سری به دنیای سفرنامه‌ها بزنیم.

نصف‌العیش سفر با سفرنامه
این روزها سفر به یک تفریح دلپذیر تبدیل شده و علاقه‌مندهای زیادی پیدا کرده اما کرونا و محدودیت‌های زندگی گاهی مسافران را خانه‌نشین می‌کند. در این شرایط می‌شود سفرنامه به دست شد و همراه نویسنده مرزهای شهر و کشور را در نوردید و تجسمی نو از سفر را ساخت. در گرمای تابستان رهسپار ارتفاعات هیمالیا در لابه‌لای برگ‌های کتاب شد. با سفرنامه‌ها می‌شود تجربه‌های نزیسته را حس کرد. سفرنامه‌های تاریخی شما را به مشاهده و لمس کوچه پس‌کوچه‌های تاریخ می‌برد؛ جایی که انسان‌ها شکلی دیگر از زندگی را تجربه می‌کردند. مطالعه سفرنامه‌های مسافران خارجی از ایران می‌تواند جلوه بیرونی ایرانی بودن را به ما نمایش دهد تا خوب و بد خود که به آنها خو گرفته‌ایم را از چشمان ناظری بیرونی ببینیم و تامل کنیم.
جایگاه سفرنامه در صنعت گردشگری
یکی از عوامل انگیزه‌بخش برای سفر به یک مقصد اطلاعاتی است که در مورد آن داریم است. گاهی در یک فیلم یا یک رمان مقصدی مطرح می‌شود و اشتیاق مخاطب را برای بازدید از آن برمی‌انگیزد. هر چه مسافری احساس خوب بیشتری نسبت به یک مقصد داشته باشد، احتمال انتخاب آن مقصد برای سفر بیشتر است. در این میان سفرنامه‌ها یکی از عوامل ایجاد این انگیزه هستند و مخاطب گاهی می‌‌تواند همراه آنها سفری ذهنی داشته باشد. آرش نورآقایی، راهنمای گردشگری درباره جایگاه سفرنامه در چرخه گردشگری می‌گوید: «یکی از عوامل موثر و مهم در صنعت گردشگری محتوا است. محتوا است که مقصد را برای مسافر مشخص می‌کند و سفرنامه نوعی محتوای ارزشمند است که هم در کلیت و هم جزئیات آن باعث علاقه‌مند شدن افراد به بازدید از یک مقصد خاص می‌شود.» او نقش سفرنامه‌ها در معرفی ایران به جهان را هم پررنگ می‌داند: «در قرن 17 میلادی خارجیان به ایران آمدند و سفرنامه‌های خود را منتشر کردند و باعث شدند تصویری جذاب از ایران در خارج از مرزها شکل بگیرد و مسافر زیادی به سفر به ایران ترغیب شوند.»
سفر به تاریخ
سفر ذهنی با سفرنامه‌ها محدود به مکان نمی‌شود بلکه با سفرنامه‌ها می‌‌توان در زمان هم سفر کرد. نورآقایی در این مورد می‌گوید: «در برخی سفرنامه‌ها توصیفات خوبی از آیین‌ها، بناها و آثار طبیعی گذشته می‌شود که شاید در شرایط کنونی اثری از آنها وجود نداشته باشد. سفرنامه‌ها روایتگر بخشی از هویت از دست رفته هستند و این یکی از ارزش‌های آنهاست. این مورد می‌تواند برای بازسازی آن اتفاقات یا بناها انگیزه‌بخش باشد و می‌تواند رخدادی در خور تحسین را رقم بزند.»
جای پای سفرنامه‌نویسان
گاهی خواندن یک سفرنامه میان خواننده و شخصیت مسافر یا مسیر سفر یا مقصد با خواننده ارتباطی تنگاتنگ ایجاد می‌کند. نمونه‌هایی از این اتفاق در ایران وجود دارد که یکی از آنها که تبدیل به سفرنامه‌ای خواندنی شده، مربوط به سفر محمدرضا توکلی‌صبوری است. او هزار سال پس از ناصرخسرو مسیر سفر این جهانگرد بزرگ ایرانی را طی می‌کند و مشاهداتش را در قالب کتابی به چاپ می‌رساند. توکلی در مقدمه کتاب سفرنامه خود با نام سفر برگذشتنی می‌نویسد: «مرا سر آن نبود که سر خانه خویش بر صفحه کاغذ نهم و شرح سفر و راز دل با غیر بگویم و سپیدی‌اش بیالایم مبادا که ناگفتنی‌ها گفته آید؛ اما همه این خط‌ها نوشتم تا بدانند که من چه دیدم، چه شنیدم و چه کردم و ناصرخسرو چه. من داستان روزگار خویش نوشتم، همچنان که ناصرخسرو در سفرنامه‌اش داستان روزگار خود بنوشت. من این مسیر را گریستم و رفتم. من این کتاب را گریستم و نوشتم. من این کتاب را می‌گریم و می‌خوانم. همه بر احوال خویش. همه بر احوال خلق. من در لحظه به لحظه سفر سایه این مرد را بر همه وجودم حس کردم و در سایه او رفتم و نوشتم.»
نمونه دیگر از این اتفاق سفر گروه نشنال‌جئوگرافیک به ایران و عبور از کویر مرکزی ایران منطبق بر مسیر سون هدین، جهانگرد سوئدی بود. آرش نورآقایی در مورد استفاده از این پتانسیل در گردشگری می‌گوید: «سفرنامه‌های متعددی در ایران وجود دارد که پتانسیل تبدیل شدن به یک مسیر گردشگری را دارد تا مسافران علاقه‌مند از آنها عبور یا بازدید کنند. این مورد مسلما نمی‌توانند گردشگر انبوهی را درگیر کند اما افرادی که با این علایق وارد این مسیرها و مقاصد می‌شوند می توانند تبلیغ خوبی برای توسعه گردشگری انجام بدهند.»
جای خالی سفرنامه‌ها در توسعه گردشگری
نورآقایی معتقد است توجه به سفرنامه‌ها کم شده. «متاسفانه در حال حاضر توجهی به سفرنامه‌ها وجود ندارد. کسی به این گونه تولید محتوا اهمیت نمی‌دهد و از پتانسیل آنها در جذب گردشگر یا معرفی جاذبه‌ها غافل هستیم. این غفلت هم در تولید سفرنامه‌های جدید و هم در بازآفرینی سفرنامه‌های قدیمی به چشم می‌خورد. سفرنامه‌های قدیمی وجود دارد که می‌توان بر اساس آنها مسیر گردشگری ایجاد کرد اما اراده و خلاقیتی برای وقوع این اتفاق وجود ندارد.» به گفته او دیدن مکان‌هایی که مارکوپولو در ایران بازدید کرده می‌تواند برای بسیاری جذاب باشد و یا برای رونق یک کاروانسرای دور افتاده اینکه چه جهانگردانی روزگاری در آن اقامت داشته‌اند، مهم است و می‌تواند بر محبوبیت و افزایش اعتبار آن بیافزاید؛ پتانسیل‌های بسیار خوبی که از آنها هیچ استفاده‌ای نمی‌شود.
سفرنامه‌نویسی، یک سبک ادبی
سفرنامه‌نویسی (Travel writing) یک ژانر ادبی بسیار محبوب در حال شکوفایی در دنیا است. هر ساله موج جدیدی از سفرنامه‌ها در رسانه‌های چاپی دنیا به راه می‌افتد. آثار سفرنامه‌نویسان معروف جهان مرتبا در فهرست پرفروش‌ترین‌های اروپا و آمریکا قرار می‌گیرند. کارل تامپسون در کتاب «نگاهی به تحولات سفرنامه‌نویسی در غرب» درباره علاقه روز افزون به سفرنامه‌خوانی می‌گوید: «میل شدید خوانندگان به این سبک، ناشران را برای چاپ مجدد بسیاری از سفرنامه‌های قدیمی نایاب تشویق کرده است. در دهه‌های اخیر، سفرنامه‌نویسی علاوه بر برخورداری از موفقیت تجاری، رشد جایگاه ادبی خود را نیز شاهد بوده است. حداقل در بخش اعظم قرن بیستم، این ژانر توسط منتقدان ادبی و مفسران فرهنگی، به عنوان سبکی کم‌اهمیت و تا حدی میان‌مایه، به حاشیه رانده شده، اما اعتبار سفرنامه‌نویسی به سرعت در نیمه دوم قرن بیستم و با ظهور نسلی از سفرنامه‌نویسان تحسین شده چون پاول ثروکس، بروس چاتوین، ریشارد کاپوشینسکی و رابین دیویدسون افزایش یافته است.»

مایوس کردن جوانان نخبه خیانت است

رهبر انقلاب اسلامی دیروز و در جریان دیدار خود با جوانان نخبه، از تشویق جوانان در دانشگاه ها به خروج از کشور و مایوس کردن آنان نسبت به آینده ایران انتقاد کردند. ایشان این اقدام را «خیایت» و «دشمنی» دانستند و در بخش دیگری از بیاناتشان، جوانان را توصیه به آماده کردن خود برای حضور در پست‌های مدیریتی ایران کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صبح دیروز در دیدار نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی، نخبگان را نور چشمان ملت خواندند و با تأکید بر لزوم تمرکز جامعه علمی و نخبگان برای یافتن راه‌حل‌های علمی مشکلات مختلف افزودند: ظرفیت نخبگی جوانان ملت ایران، می تواند زمینه‌ساز پر کردن شکاف علمی کشور با علم جهانی، عبور از مرزهای جهانی علم، ایجاد تمدن نوین اسلامی و تحقق آینده درخشان کشور باشد.
ایشان با تشکر از مطالب مفیدی که نخبگان در این دیدار بیان کردند، نخبگی را موهبت و نعمتی الهی خواندند و افزودند: استعداد و ظرفیت ذهنی تنها شروط تحقق نخبگی نیست بلکه باید با شکرگزاری و قدرشناسی این نعمت، و با کار و تلاش و همت و مجاهدت، استعداد و ظرفیت را به نخبگی تبدیل کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری، رهبر انقلاب در همین زمینه افزودند: البته قدرشناسی و شکر عملی نعمت نخبگی جوان، وظیفه پدر و مادر، معلم و استاد و دستگاه‌های حاکمیتی نیز هست.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: ملت ایران، ملتی بالقوه نخبه است و به همین علت از دیر باز هدف جنگ نرم تحقیرکننده استعمارگران قرار داشته تا استعدادها و توانایی‌های خود را فراموش کند و حتی منکر شود و دروغ بزرگ «ما نمی‌توانیم» را بپذیرد. ایشان با اشاره به خاطرات جواهر لعل نهرو از هند درباره تلاش مستقیم و غیرمستقیم انگلیسی‌ها برای از بین بردن احساس توانایی و اتکای به خود در ذهن ملت هند گفتند: در تاریخ ۲۰۰ ساله اخیر ایران نیز استعمارگران و حاکمان وقت، هم‌صدا ناتوانی ملت ایران را تبلیغ می‌کردند که پیروزی انقلاب به این روند پایان داد.
رهبر انقلاب غفلت و غارت را دو هدف مکمّل استعمارگران از القای ناتوانی در ملتها برشمردند و افزودند: وقتی ملتی از توانایی‌های خود غفلت کرد، غارت او آسان می‌شود. در واقع غفلت، مقدمه غارت و غارت، افزایش‌دهنده غفلت ملتها از توانایی‌ها و استعدادهای درونی است.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به آیات صریح قرآن مجید درباره پیامدهای منفی غفلت افزودند: خداوند در کتاب آسمانی هشدار می‌دهد که دشمن می‌خواهد شما از سلاح و دارایی‌های خود غافل شوید تا راحت حمله کند که این موضوع امروز با توجه به فشارها و جنجال‌ها در دنیا درباره مسئله پهپاد و موشک قابل توجه است.«احساس مسئولیت نخبگان» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب در این دیدار به آن پرداختند و تأکید کردند: هم مسئولان باید به وظایف خود درباره نخبگان عمل کنند، هم جوان نخبه باید در قبال مسائل کشور احساس مسئولیت کند و ضمن مبارزه با موانع و پذیرش برخی سختی‌های گاه اجتناب‌ناپذیر، اجازه ندهد نامهربانی‌هایی که در برخی دستگاه‌ها به نخبگان می‌شود، او را از ادامه راه و تلاش و احساس مسئولیت باز دارد. نکته دیگری که رهبر انقلاب برای نخبگان جوان و استعدادهای برتر علمی بیان کردند «ضرورت توجه به آینده‌ی ترسیم‌شده و هدف‌گذاری‌شده برای ایران عزیز» بود.
ایشان با یادآوری سخنان چند سال قبل خود درباره آینده ایران و ضرورت پیشتازی در عرصه علم جهانی گفتند: باید به‌گونه‌ای حرکت کنیم که در آینده‌ای معقول، ایران منبع علم جهانی بشود و هر کس برای دسترسی به جدیدترین یافته‌های علمی، ناچار از یادگیری زبان فارسی شود، همانگونه که در برهه‌هایی از تاریخ، ایرانیان بر قله‌های دانش جهانی قرار داشتند و کتاب‌های دانشمندان ایران در دانشگاه‌های غرب و شرق مورد تدریس و استناد اهل علم و دانش بود.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای برای رسیدن به این آینده روشن و افتخارآمیز سه مرحله را ضروری دانستند. اول: تلاش فراوان برای پر کردن فاصله کنونی با خطوط مقدم علم جهانی، دوم: عبور از مرزهای دانش جهانی و عرضه کشفیات نوین علمی به جامعه بشری، و سوم: بنا کردن تمدن نوین اسلامی بر پایه علم نافع. ایشان تاکید کردند: اگر نخبگان جوان میهن به این افق روشن چشم بدوزند، حرکت علمی آنها جهت گیری درست خواهد داشت و مشکلات نیز رفع خواهد شد.«لزوم آفرینش علمی» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب در تبیین آن، گفتند: امروز کارهای علمی مهمی در کشور در حال انجام است که غالباً جزو شاخه‌های علمی خلق‌شده به دست دیگران است، در حالی‌که علاوه بر این، باید با خلاقیت و نوآوری، قوانین ناشناخته طبیعت را کشف، و در تولید علم، نوآوری کرد.
ایشان، «مسئله محوری» و حل مسائل کشور را از اهداف مهم جامعه علمی کشور خواندند و با برشمردن مواردی مانند مشکلات آب، محیط زیست، ترافیک، آسیب‌های اجتماعی، تخلیه روستاها، نظام پولی، مالی، مالیاتی، بانکی و مسائل نظام تولید، گفتند: می‌توان برای همه مشکلات کشور راه‌حل علمی پیدا کرد.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در برخی کشورها با وجود آنکه اغلب دانشگاه‌ها خصوصی است اما بودجه‌های دولتی زیادی به آنها داده می‌شود، البته نه به صورت فله‌ای، بلکه به این شکل که دولت برای دانشگاه مسائلی را تعریف می‌کند و چنانچه دانشگاه در حل آن مسائل پیشرفت داشت، بودجه به آن تعلق می‌گیرد. رهبر انقلاب از «هوش مصنوعی» به‌عنوان یک مسئله مهم و آینده‌ساز نام بردند و تأکید کردند: این مسئله در اداره آینده دنیا نقش دارد و باید به‌گونه‌ای عمل کنیم که ایران جزو ۱۰ کشور برتر هوش مصنوعی در دنیا قرار بگیرد. رهبر انقلاب درباره بحث مهاجرت نخبگان، گفتند: امروز در کشور جوانان نخبه می‌توانند رشد و پیشرفت کنند ولی همچنانکه قبلاً هم گفته‌ایم تمایل یک نخبه برای مهاجرت به کشوری دیگر با این نگاه و توجه که بدهکار کشور است و پس از تحصیل بازخواهد گشت، مانعی ندارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: اما مهاجرفرستی و اینکه عناصری در بعضی دانشگاه‌ها، جوان نخبه را از آینده مایوس، و او را به ترک میهن تشویق می‌کنند، صریحاً خیانت به کشور و دشمنی با آن است و دوستی با آن جوان هم نیست.ایشان در ادامه با تأکید بر مسئله مانع‌زدایی از تولید، مهم‌ترین موانع تولید در کشور را موانع فرهنگی همچون «ناامیدی، احساس بی‌آینده بودن، بی‌همتی، بی‌حوصلگی، راحت‌طلبی، سرگرمی‌های مضرّ، احساس ناتوانی و خطرپذیر نبودن» برشمردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانشان با ابراز خرسندی از رشد کمّی شرکت‌های دانش‌بنیان، بر لزوم افزایش کیفیت این شرکت‌ها تأکید و خاطرنشان کردند: در رعایت ضوابط دانش‌بنیان بودن سخت‌گیری شود. ایشان با اشاره به دانش‌بنیان نبودن صنایع بزرگ کشور، خاطرنشان کردند: باید با استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان، صنایع بزرگ مانند خودروسازی نیز دانش‌بنیان شوند.رهبر انقلاب، لازمه رشد و تقویت شرکت‌های دانش‌بنیان را رواج استفاده از محصولات آنها در داخل دانستند و گفتند: وقتی یک محصول دانش‌بنیان در داخل تولید می‌شود، نباید واردات مشابه آن انجام شود، و بخصوص دولتی‌ها و شرکت‌های بزرگ باید از محصولات داخلی استفاده کنند.
ایشان در این زمینه افزودند: البته مجدداً عده‌ای مانند قضیه لوازم خانگی جنجال نکنند که چرا نباید از فلان کشور واردات انجام شود، زیرا لازمه رشد شرکت‌های داخلی، ایجاد بازار داخلی برای آنها است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای البته خطاب به تولیدکنندگان داخلی نیز تأکید کردند: وقتی جلوی واردات گرفته می‌شود، بنگاه داخلی نیز وظایفی دارد و نباید با استفاده از این موقعیت، قیمت‌ها را افزایش، و یا کیفیت محصول را کاهش دهد.
ایشان زمینه‌سازی برای صادرات محصولات دانش‌بنیان را از دیگر وظایف دستگاه‌های دولتی دانستند و گفتند: مردم در بعضی کشورها که خاطره خوبی از ایران دارند، حتی نام دو محصول ایرانی را نمی‌توانند بیان کنند، بنابراین علاوه بر فعالیت دولت و شرکت‌ها برای بازارسازی، بخش خارجی صداوسیما نیز باید برای تبلیغ کالاهای ایرانی، برنامه‌ریزی و اقدام کند.
ایشان با اشاره به گزارشی از معاون علمی رئیس‌جمهور مبنی بر سهم کمتر از یک درصدی شرکت‌های دانش‌بنیان از تولید ناخالص داخلی، تأکید کردند: این سهم باید حتماً افزایش یابد و در طول ۳ تا ۴ سال، حداقل به ۵ درصد برسد.
رهبر انقلاب در پایان، نخبگان را آینده‌سازان و نور چشمان کشور خواندند و افزودند: من در دولت‌های قبلی و کنونی برای استفاده از جوانان نخبه در مدیریت‌های میانی و حتی سطح بالا به مسئولان سفارش کرده‌ام اما شما نیز باید خود را آماده و نقش‌تان را در اداره کشور پیدا کنید.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور، با اشاره به نقش نوآوری در پیشرفت علمی و مقابله با دشمنی‌ها گفت: در برابر تحریم، هرجا تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان کشور زیاد بود، بر مشکلات فائق آمدیم.

عطش‌آب‌های‌ ژرف

دولت برای کم‌آبی برنامه دارد. این جمله بارها در اظهارات رئیس‌جمهور و وزیر نیرو در چند ماه اخیر به انحا مختلف تکرار شده است. اما گاهی این برنامه‌ها به سمت و سویی می‌رود که موجب نگرانی می‌شود. برنامه‌ای که کلیدواژه‌های اصلی آن پروژه‌های انتقال آب، شیرین‌سازی آب دریا و بیش از همه بهره‌برداری از آب‌های ژرف است. سیاست‌های دولت در خصوص منابع آب وقتی نگران‌کننده می‌شود که اظهارات عجیب و تصمیمات برخی مسئولان، جای اظهار نظرها و هشدارهای کارشناسان را می‌گیرد. مسئولانی در یک استان از حفر صد حلقه چاه ژرف می‌گویند و در استانی دیگر دستور مطالعه برای بهره‌گیری از آب ژرف صادر می‌کنند. سوال اساسی در تب فراگیری که این روزها بین برخی استان‌ها در مورد استخراج آب ژرف دیده می‌شود، این است که مسئولان این استان‌ها تا چه اندازه در مورد این منابع آب استراتژیک اطلاعات دارند و از ضرورت حفظ آنها با خبرند؟

«مطالعاتی در استان‌های فارس، سیستان‌ و ‌بلوچستان، خراسان جنوبی و بخش‌هایی از استان‌های یزد و اصفهان انجام شده است. نتایج اجرای ۳ چاه اکتشافی در استان سیستان و بلوچستان بسیار مثبت بوده، پالایش آب‌های استخراج شده از چاه‌های ژرف بسیار کم‌هزینه‌تر از شیرین‌سازی آب دریا و از سوی دیگر این آب‌ها فاقد هر نوع آلاینده فلزات سنگین و رادیواکتیو هستند» این جملات بخشی از گزارش معاونت علمی و فناوری رئیس‌جمهوری درباره وضعیت منابع آب ژرفی (ابرحوضه‌ای) ایران است که چندی پیش سورنا ستاری آن را ارائه کرد. موضوع استحصال آب‌های ژرف سال‌هاست مطرح شده و همواره با انتقاداتی از سوی کارشناسان حوزه آب مواجه بوده، اما سرعت گرفتن این امر در دولت سیزدهم به این نگرانی‌ها دامن زده است. بعد از انتشار گزارش معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری که از ابتدا یکی از حامیان سرسخت و مجریان پروژه استخراج آب ژرف در منطقه سیستان بود، استان‌هایی که مطالعاتی در مناطق مختلف آنها برای استحصال آب ژرف صورت گرفته به دنبال حل مسئله آب با این راهکار هستند.
در حال حاضر به گفته دبیر کارگروه تخصصی آب، خشکسالی، فرسایش و محیط‌ زیست معاونت علمی و فناوری ۴ شرکت دانش‌بنیان روی آب‌های ژرف در استان‌های مختلف مطالعه و بررسی علمی انجام می‌دهند. نادر قلی‌ابراهیمی تاکید دارد که معاونت علمی در این پروژه صرفا کار مطالعاتی و اکتشافی انجام می‌دهد و در خصوص انتقاداتی که حوزه محیط زیست به این اقدامات طرح می‌کند، می‌گوید: «این کار صرفاً توسعه فناوری است و هنوز به هیچ مرحله تولیدی یا مصرف نرسیدیم و کار ما صرفاً مطالعاتی و اکتشافی است، موضوع بهره‌برداری از پروژه در اختیار وزارت نیرو است و قطعاً اگر پروژه روزی به بهره‌برداری برسد یکی از الزامات آن پیوست محیط زیستی آن خواهد بود. ما به دنبال آن هستیم که بدانیم آیا مطالعات زمین‌شناسی قابل استفاده و کاربردی است یا خیر و آیا مدل‌های استخراج‌شده از مطالعات زمین‌شناسی با حفاری‌های اکتشافی و گمانه‌ای ما تطبیق دارد یا خیر و اینکه آیا در آبخوان، آب وجود دارد؟ با چه حجمی و با چه کیفیتی و با چه شرایطی قابل بهره‌برداری است» اما اظهارات برخی مسئولان استانی نشان می‌دهد که بهره‌برداری از آب ژرف را یک راه حل جدی برای مسئله آب قلمداد کرده‌اند. از جمله حبیب‌الله دهمرده نماینده زابل در مجلس بعد از حفر سومین چاه ژرف در منطقه سیستان و به آب رسیدن این چاه، در اظهاراتی عجیب گفت: «همه ما باید شکرگزار این نعمت الهی باشیم به امید روزی که طبق برنامه حداقل 100 حلقه چاه ژرف در سیستان حفر شود. اگر بند کمال خان در کشور افغانستان حق‌آبه منطقه سیستان را بسته اما خداوند متعال راه‌های دیگری پیش روی ما قرار داده است. خروج آب روزانه چاه ژرف سوم یک میلیون لیتر آب روز است که ظرفیت دارد با نصب پمپ درون چاهی به هشت میلیون لیتر در روز برسد و کیفیت فعلی آن مناسب برای کشاورزی بوده که با تصفیه مختصر برای شرب نیز مناسب خواهد بود» در کنار این اظهارات نماینده مجلس، در خبرها هم آمده بود: «جمع قابل توجهی از مردم سیستان در پی رسیدن چاه ژرف سوم به آب، با حضور در محل حفر چاه، به امامت امام جمعه زابل نماز شکر به جا آوردند و انتشار خبر رسیدن چاه به آب موجی از شادمانی را میان مردم سیستان به راه انداخته است» این اخبار با گزارش‌ها و اخباری که از معاونت علمی ریاست جمهوری منتشر می‌شود در تناقض است. به نظر می‌رسد آب‌های ژرف در حال تبدیل شدن به ابزاری برای پروپاگاندا بین برخی مسئولان شده که از آن برای ایجاد امیدی واهی در دل مردمی که کم‌آبی زندگی و سلامتشان را تهدید می‌کند استفاده می‌کنند.
موضوع آب‌های ژرف این روزها در استان‌های مختلف هم دنبال می‌شود. این سیاست شعارگونه گویا تنها بنا نیست به سیستان محدود شود و در استان‌هایی که معاونت علمی دست به مطالعه و بررسی زده است، این تصور ایجاد شده که مسئله آب با استحصال آب‌های ژرف حل می‌شود. اخیرا سردار رضا پورشمسی فرمانده سپاه الغدیر یزد، با اشاره به اقدامات سپاه در زمینه آب‌های ژرف عنوان کرده است: «امسال با پیگیری انجام شده توسط نمایندگان استان یزد، قرار بر این است که اعتباری برای شروع تحقیقات آب‌های ژرف به یزد اختصاص دهند. محوریت اصلی ما در این حوزه گفتمان آب است زیرا بالاخره معضل آب مشکلی ملی است بر این اساس گفتمان کشوری را در دستور کار داریم تا مردم بتوانند با درک بهتری به این مسئله نگاه کنند»
بدون اتخاذ سیاست استقرار نظام آب، بحران آب کشور حل شدنی نیست
سید علیرضا شریعت؛ دبیرکل فدراسیون صنعت آب در گفت‌وگو با «پیام ما» با اشاره به اینکه مسئله آب در ایران موضوع جدیدی نیست و در طول دوره‌های مختلف برای مواجهه با این مسئله راهکارهای علمی و عملی توسط متخصصان ارائه شده، اما متاسفانه چندان مورد توجه متولیان امر قرار نگرفته است می‌گوید: «در کنار این راهکارهای علمی و تخصصی در دوره‌هایی هم شاهد این بودیم که برای حل مسئله آب راهکارهای رویایی و غیر‌اصولی ارائه شد. در مقطعی موضوع باروری ابرها مطرح شد، و همه معتقد بودند مسئله آب را می‌توانیم با باروری ابرها حل کنیم در زمانی دیگر موضوع انتقال آب در صدر اخبار قرار گرفت و تنها راهکار حل مسئله عنوان شد اما در نهایت از منظر علمی با شکست مواجه شد. اخیرا هم موضوع آب‌های ژرف متاسفانه از زبان کسانی مثل وزیر نیرو با قدرت بیان شده و پیگیری می‌شود. سال‌هاست با این مسئله مواجهیم که برای حل مشکلات جدی سیاست‌های رویایی اعمال می‌شود و هزینه‌های بسیار سرسام آور صرف و بعد به فراموشی سپرده می‌شود.»
شریعت در خصوص اهمیت آب‌های ژرف برای کشور می‌گوید: «آب‌های ژرف در طبقه‌بندی منابع آب، جزو آب‌های تجدید ناپذیر محسوب می‌شوند. این آب هم املاح و هم شوری بسیار بالایی و مهمتر اینکه حجم محدودی دارد. بنابراین مسئله استحصال آب ژرف پرهزینه و در عین حال محدود است. تجربه استحصال آب ژرف در دنیا محدود است به این دلیل که کشورها در غالب موارد مدیریت منابع آب را به برداشت از تمامی منابع موجود ترجیح داده‌اند و بسیاری از کشورها هنوز به این مرحله نرسیده‌اند که بخواهند به سراغ آب‌های ژرف که به عنوان آب‌های استراتژیک هم شناخته می‌شوند، بروند» شریعت پیگیری و تاکید بر بهره‌برداری از آب‌های ژرف را یک طرح رویایی می‌داند و می‌گوید: «به نظر می‌رسد هدف این است که مردم مدتی امیدوار شوند، کشاورزان از نگرانی بیرون بیایند و چه بسا صنایع باز هم در مناطق کم‌آب مستقر شوند» راهکار حل مسئله آب از دیدگاه دبیرکل فدراسیون صنعت آب اما توجه به اقتصاد آب است: «اگر بتوانیم یکبار برای همیشه در رابطه با تعرفه آب یک اقدام عملی و جدی انجام دهیم، بخشی از مسائل آب حل می‌شود. آب باید قیمت واقعی خود را پیدا کند. اگر آب قیمت واقعی خود را پیدا کند مصرف‌کننده چه در بخش خانگی و چه بخش صنعت به سراغ روش‌های کاهش مصرف خواهد رفت. از طرفی مهم‌ترین مسئله این است که سرمایه‌گذار مجاب می‌شود در این صنعت سرمایه‌گذاری کند. وقتی قیمت آب واقعی شود، صنعت به سمت بازچرخانی آب می‌رود، در کشوری با شرایط ایران، بر اساس آمارهای رسمی تنها 9 درصد آب‌های مصرفی، بازچرخانی می‌شود، این فاجعه است برای کشوری که در یک منطقه خشک و نیمه خشک قرار دارد. وقتی قیمت آب واقعی شود کشاورز به سمت تجمیع اراضی و کشت محصولات کم آب‌بر و استراتژیک می‌رود و از طرفی برای صنایع صرفه اقتصادی ندارد که در مناطق کم‌آب مستقر شوند و در نتیجه انتقال آب از دریا کاهش پیدا می‌کند. شاه کلید این مسئله این است که قیمت آب واقعی شود.» شریعت معتقد است: «سیاست ما در رابطه با آب تا زمانی که رویاپردازانه است و هر بار هم یک چنگی می‌زنیم به یک گوشه‌ای برای باروری ابرهای و انتقال آب و آب‌های ژرف هیچ کدام به جایی نمی‌رسد. ما در فدراسیون صنعت آب ایران به این شعار رسیدیم که: «بدون اتخاذ سیاست استقرار نظام آب، بحران آب کشور حل شدنی نیست.» نظام آب باید شکل بگیرد. راه گریز از این مسئله این اقدامات رویا پردازانه نیست، رفتن به سمت مدیریت منابع آب و مدیریت مصرف آب و تعیین قیمت واقعی آب است» به رغم تمام اظهارات همراه با نگرانی کارشناسان حوزه آب برخی هنوز استحصال آب ژرف را از زمین‌های تشنه کشور فوران امید از عمق سه هزار متری می‌دانند و این سیاست را که عواقب آن نه تنها در این روزگار که در آینده نسل‌های بعد را تحت تاثیر تبعات خود قرار خواهد دارد، تشویق می‌کنند.

تهدید بقای مر کز تمدن ایرانی

محققان محیط زیستی درباره تاثیر مخرب عملکرد بشر بر تغییرات اقلیمی هشدار داده و بحرانی بودن وضعیت را بیان واقعیت تلخ وضعیت کره زمین توصیف کرده‌اند. با گرم شدن کره زمین، موج هوای گرم افزایش یافته، فصول گرم طولانی‌تر و فصول سرد کوتاه می‌شوند و همچنین نوسانات شدید آب‌وهوایی که منسوب به تغییرات اقلیمی هستند، شدیدتر و متناوب‌تر می‌شوند. ده سال گذشته گرم‌ترین دوران تاریخ ثبت شده بشر بود و معضل گرمایش جهانی به حدی شدت یافته که ۲۰۰ کشور جهان را به چاره‌جویی برای مبارزه با این مشکل واداشته است. دلیل گرمایش بی‌سابقه زمین انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از مصرف سوخت‌های فسیلی است.

دانشمندان می‌گویند اگر می‌خواهیم از بدترشدن عواقب تغییرات آب‌وهوایی جلوگیری کنیم، افزایش دما باید کند شود. ایسنا در گزارشی درباره تاثیر تغییرات اقلیمی بر مرکز تمدن ایرانی با اشاره به اینکه گرمایش زمین باید تا سال ۲۱۰۰ تا ۱.۵ درجه سانتی‌گراد حفظ شود نوشته است: اگر اقدامات بیشتری انجام نشود، سیاره همچنان تا پایان این قرن بیش از ۲ درجه سانتی‌گراد گرم می‌شود و این یعنی تهدیدی بزرگ برای زمین.
گزارشی در سال ۲۰۲۱ توسط گروه Climate Action Tracker نشان داد که جهان تا پایان قرن به سمت ۲.۴ درجه سانتی‌گراد گرمایش می‌رود.
به عقیده اندیشمندان این حوزه، اگر اقدام جدی برای توقف گرمایش جهانی انجام نشود و در آینده دمای زمین از ۴ درجه سانتی‌گراد هم فراتر رود منجر به موج‌های گرمای ویرانگر، از دست دادن خانه‌های میلیون‌ها نفر به دلیل بالا آمدن سطح دریاها و از دست دادن غیرقابل برگشت گونه‌های گیاهی و جانوری می‌شود.
در گزارش ایسنا آمده است: با گرم شدن زمین، برخی از مناطق ممکن است غیرقابل سکونت شوند، زیرا زمین‌های کشاورزی به بیابان تبدیل می‌شوند. در مناطقی دیگر، برعکس اتفاق می‌افتد و با بارش شدید باران باعث سیل‌های ویرانگر می شود. مردم کشورهای فقیرتر بیشترین آسیب را خواهند دید زیرا پول لازم برای سازگاری با تغییرات آب‌وهوایی را ندارند.
گرمایش جهانی از سال‌های ۱۸۵۰ میلادی تاکنون جهان با شیب ملایمی آغاز شده و زمین حدود ۱.۲ درجه سانتی گراد گرمتر از قرن نوزدهم است و میزان CO۲ موجود در جو ۵۰ درصد افزایش یافته است. بر اساس مطالعه جدید ناسا، ادامه تغییرات آب‌وهوایی تا سال ۲۰۳۰ بر تولید ذرت و گندم تأثیر می‌گذارد.
تبعات تغییرات اقلیمی به چه صورت نمایان می‌شود؟
ابوالفضل مسعودیان، مدیر گروه جغرافیای طبیعی دانشکده علوم جغرافیایی و برنامه‌ریزی دانشگاه اصفهان تغییرات اقلیمی را اینگونه توصیف کرد: «تغییر اقلیم را می‌توان از دو منظر طبیعی و انسانی تعریف کرد؛ از منظر طبیعی تغییر اقلیم به این معنا است که آب‌وهوایی در یک محل دیده می‌شوند که قبلاً دیده نمی‌شدند. برای مثال اگر در گذشته تعداد روزهای یخبندان در اصفهان بیشتر بوده، در سال‌های اخیر از تعداد روزهای یخبندان کاسته شده است و یا در گذشته روزهای برفی در اصفهان بیشتر و بوده و در سال‌های اخیر کمتر شده می‌توان چنین پدیده‌هایی را تغییر اقلیم نامید.»
او افزود: «در این صورت نشانه تغییر اقلیم این است که پدیده‌هایی در محل دیده می‌شوند که قبلا یا دیده نمی‌شدند و یا کمتر دیده می‌شدند؛ یا پدیده‌هایی که قبلاً دیده می‌شدند یا دیگر دیده نمی‌شوند و یا کم تر دیده می‌شوند.»
این دکتری جغرافیای طبیعی (اقلیم‌شناسی) با بیان اینکه از منظر انسانی تغییر اقلیم یعنی هر نوع تغییر در پدیده‌های آب‌وهوایی که مردم را ناچار به تغییر روش زندگی خود کند، تصریح کرد: «درست همان طور که در ماه‌های اخیر همه‌گیری کرونا مردم را ناچار کرد روش زندگی خود را تغییر دهند. همان طور که با تغییر فصل مردم ناچار می‌شوند، خوراک و پوشاک خود را با شرایط آب‌وهوایی فصل تنظیم کنند تغییر اقلیم نیز آنها را ناچار می‌کند شیوه زندگی خود را عوض کنند. مثلاً با گرم شدن هوا و کم شدن ریزش برف و افزایش باران‌های سیل‌آسا و کمبود آب نمی‌توان به همان روشی کشت و کار کرد که در هواهای سرد و برفی قدیم امکان‌پذیر بود.»
مسعودیان اضافه کرد: «گرچه اقلیم به طور طبیعی همواره دستخوش دگرگونی و تغییر است، اما مردم هم در این تغییرات نقش دارند. تغییراتی که مردم در محیط ایجاد می‌کنند بر آب و هوا اثر می‌گذارد. مثلاً مصرف سوخت در خودروها و خانه‌ها هوای شهرها را تغییر می‌دهد و مردم تاوان این تغییرات را می‌پردازند.»
او در پاسخ به این پرسش که تبعات تغییرات اقلیمی‌به چه صورت نمایان می‌شود؟ گفت: «فرض کنید در شهری زندگی می‌کنید که هر روز مقدار زیادی مواد سمی در هوای آن رها می‌شود، شهروندان با تنفس این مواد سمی‌آرام‌آرام بیمار می‌شوند و گذشته از تحمل درد و رنج هزینه‌های سنگینی برای درمان می‌پردازند و سرانجام از این بیماری‌ها می‌میرند. باز فرض کنید در جایی بسیار دور از شهر شما مردمانی بوته‌زارها را شخم می‌زنند تا در آن کشت و کار کنند تا این که بارش‌های سیل‌آسا بر زمین می‌بارد و سیلاب در آبکندها به جریان می‌افتد تا به شهر شما می‌رسد و خانمان شما را با خود می‌برد و زباله‌هایی که در گردش‌های بیرون از شهر در طبیعت رها کرده بودید را بر سر شما هوار می‌کند. موضوع این است که طبیعت ممکن است حق شما را بلافاصله کف دستتان نگذارد، اما مطمئن باشید بالاخره با شما تسویه حساب می‌کند و نتیجه بدرفتاری‌هایتان را به شما خواهد چشاند.»
بزرگترین خطر تغییر اقلیم چیست؟
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان معتقد است که تغییر اقلیم خواه طبیعی باشد و خواه نتیجه دستکاری‌های مردم در طبیعت می‌تواند تندرستی مردم را به مخاطره بیندازد و اضافه کرد: «تغییر اقلیم نیاز به آب و انرژی را بیشتر کند و هزینه زندگی را افزایش می‌دهد، برخی از گیاهان یا جانوران را از روی زمین ناپدید می‌کند، خطر سیل و خشکسالی را زیادتر می‌کند، آفات گیاهی و جانوری را فراوان‌تر می‌کند و برخی از مشاغل را از بین ببرد. با این حال بزرگ‌ترین خطر تغییر اقلیم آن است که چون به آرامی‌رخ می‌دهد توجه مردم را جلب نمی‌کند و به همین دلیل مقابله با آن را جدی نمی‌گیرند.»
مسعودیان با بیان اینکه تغییر اقلیم جلوه‌های زیادی دارد، اما گرمایش جهانی یعنی افزایش مداوم دمای هوا مهمترین جلوه آن است، عنوان کرد: «دمای زمین طی دهه‌های اخیر دائماً رو به افزایش بوده و در ایران شدت گرمایش سریع‌تر هم بوده است. گرمایش جهانی موجب ذوب یخ‌های قطبی و در نتیجه بالا آمدن سطح آب اقیانوس‌ها می‌شود. به همین دلیل مناطق بسیار پرجمعیتی که در سواحل وجود دارند در معرض خطر هستند. از این گذشته در کشور ما ایران که مراکز تمدنی چند هزار ساله مانند اصفهان و جیرفت و یزد و کرمان وابسته به پوشش برفی کوهستان‌های زاگرس و کوه‌های مرکزی هستند بر اثر گرمایش جهانی نابود می‌شوند. طی سده‌های متمادی دمای این کوهستان‌ها امکان دریافت و نگهداشت برف را فراهم می‌کرد و این پوشش برفی چشمه‌ها و قنات‌ها و رودهایی را تغذیه می‌کردند که مراکز تمدنی ایران، آبادی خود را مدیون آنها بودند. با گرم شدن هوا نه تنها این امکان از بین می‌رود، بلکه امکان رخداد سیل افزایش می‌یابد. پس نه تنها گرمایش جهانی به دلیل ذوب یخ‌های قطبی و بالا آمدن سطح آب اقیانوس‌ها و دریاها بقای جزایر و سکونتگاه‌های ساحلی را تهدید می‌کند بلکه بقای مرکز تمدن ایرانی را نیز تهدید می‌کند.»
او با بیان اینکه شدت گرمایش جهانی در ایران و خاورمیانه سریع‌تر از میانگین جهانی است، اظهار کرد: «از طرف دیگر چون جمعیتی که در این منطقه از جهان زندگی می‌کنند، از امکانات تمدن جدید و فناوری‌های پیشرفته و دانش نوین بی‌بهره‌اند و به دلیل اینکه درگیر منازعات ویران‌کننده و بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی هستند، آسیبی که از گرمایش خواهند دید بسیار فراتر و سنگین از دیگر مناطقی است که توان اقتصادی، ثبات سیاسی و توان فنی بالاتری دارند.»
به گفته این استاد جغرافیا اگر اصفهان بخواهد حیات چندهزار ساله خود را ادامه دهد و از صفحه روزگار ناپدید نشود باید همه چیز خود را برای زندگی در آب‌وهوایی گرمتر بازسازی کند. مردمی دیگر باید شهر را چنان بازسازی کنند که مصرف آب و انرژی و هزینه تولید کشاورزی و صنعتی را بهینه کنند و به شدت کاهش دهند. میلیون‌ها نفر در جهان به آب و برق دسترسی ندارند و میلیون‌ها نفر امنیت غذایی ندارند و میلیون‌ها نفر سرپناه مناسب ندارند. توده‌های عظیم فقرای جهان بیش ترین آسیب را از تغییرات آب‌وهوایی خواهند دید و گرمایش جهانی به مهاجرت‌های دسته جمعی، منازعات و درگیری‌ها، مشکلات امنیتی، گسترش حاشیه‌نشینی و فقر منجر می‌شود. کسانی از گرمایش جهانی سر سالم به در خواهند برد که خود را با این واقعیت سازگار کنند و از تخریب محیط و فشار بر منابع آب و انرژی دست بردارند.