بایگانی مطالب نشریه
پاسخ به سوالاتی درباره تغییر اقلیم
محیط زیست مانند کره زمین بسیار گسترده، پیچیده وغافلگیرکننده است. اما حالا مهمترین زمانی است که باید آگاهی داشت چه اتفاقی برای آن رخ میدهد و چه اقداماتی باید صورت گیرد.
خبرنگاران اقلیم نیویورک تایمز برای افزایش آگاهیبخشی عمومی درباره تغییر اقلیم و محیط زیست از مخاطبان خود خواستند تا هر سوالی در این حوزه دارند را مطرح کنند. صدها سوال برای آنها فرستاده شد. حالا آنها در گزارشی به پاسخگویی به رایجترین سوالها درباره اقلیم پاسخ دادهاند.
اگر زمین در حال گرم شدن است پس چرا شاهد وقوع آب و هوای سرد شدید در برخی مناطق هستیم؟
ارتباط میان تغییر اقلیم و هوای سرد شدید به دلیل پدیدهای موسوم به «جریان جتی» یا بادهای نسبتا قوی و متمرکز در جریان باریک جوی در نیمکره شمالی است؛ بادهای تندی که در سراسر دنیا از غرب به شرق در ارتفاع ۸ تا ۱۴ کیلومتری میوزد. جریان جتی به طور طبیعی به سمت شمال و جنوب حرکت میکند و زمانی که به جنوب میرسد هوای سرد شمال قطب را با خود میآورد.
گردباد قطبی که سیستم وزش باد جداگانهای است حلقهای را اطراف قطب شمال تشکیل میدهد. زمانی که اختلالاتی در این گردباد ایجاد شود- گاهی کشیده و دراز میشود و گاهی به چند تکه تبدیل میشود- جریان جتی به سمت جنوب میرود. به گفته جنیفر فرانسیس، دانشمند ارشد در مرکز تحقیقات اقلیم Woodwell تحقیقات نشان میدهد به دلیل گرمتر شدن کره زمین و آب شدن یخهای قطبی که نشانهای از تغییر اقلیم است، اختلالات در این گردبادها بیشتر از قبل رخ میدهند.
به بیان سادهتر، تغییر اقلیم، مناطق قطبی را گرمتر میکند، اختلال در گردبادهای قطبی را به روشی بیشتر میکند که هوای قطبی را از جنوب خارج میکند.
مکانی که گرفتار سرمای شدید میشود به ماهیت اختلال بهوجود آمده در گردباد قطبی ارتباط دارد. یک نوع اختلال، هوای قطبی را به اروپا و آسیا میآورد. نوع دیگر آن هوای قطبی را به آمریکا میبرد که به گفته جودا کوهن، مدیر پیشبینی هواشناسی فصلی در موسسه تحقیقاتی جوی و محیط زیست «این همان نوع اختلال گردباد قطبی است که رخ دادن آن به سرعت رو به افزایش است».
تاثیر تغییر اقلیم بر تنوع زیستی
گرمتر شدن اقیانوسها باعث نابودی مرجانها شده است. افزایش سطح آب دریاها سواحلی را تهدید میکند که لاکپشتهای دریایی برای تخمگذاری به آن نیاز دارند. دمای بیشتر باعث شده تعداد لاکپشتهای ماده بیشتر شود.
خرسهای قطبی هم مدتهاست که به یکی از نشانههای از بین رفتن تنوع زیستی در دنیای گرمتر تبدیل شدهاند. دانشمندان در تلاشند درک کنند تغییر اقلیم چگونه روی گیاهان و حیوانات تاثیر گذاشته است. نتایج یک تحقیق خبر از نابودی ناگهانی به همراه فروپاشی بخشهای بزرگی از اکوسیستم در امواج میدهد.
با این حال تغییر اقلیم بزرگترین عامل نابودی اکوسیستم نیست. انسان با تغییر کاربری زمین، درست کردن مزارع، روستا، شهرها، جادهها و معادنی که زمانی محل زندگی گونههای بیشمار بودهاند، یکی از عوامل بزرگ نابودی اکوسیستم است. در دریا دلیل اصلی نابودی تنوع زیستی ماهیگیری بیرویه است. آلودگی، اضافه شدن و رشد بیرویه گونههای غیر بومی از بومی و شکار نیز از دیگر عوامل آن است.
علم به وضوح تاکید میکند که برای مقابله با این موضوع دنیا باید سوختهای فسیلی کنار گذاشته شوند؛ خیلی سریعتر از آنچه الان در حال وقوع است. جنگلزدایی باید متوقف شود. مکان زندگی گونههای مختلف فراهم شود و کربن حذف شود. بسیاری از کارشناسان معتقدند که باید از اقتصاد مبتنی بر منابع به اقتصاد گردشی گذار کرد. همانند طبیعت، زبالههای ما شامل لباس، موبایل و مبلمان کهنه باید طوری طراحی شوند که مبنای ساخت چیزهای دیگر در آینده باشند.
حل خشکسالی با لولهکشی آب در سراسر کشور
این ایده که آب را از یک منطقه برداریم و به جای دیگری ببریم در تاریخ آمریکا سابقهدار است. سال ۱۹۱۳ در لسآنجلس آبگذرهایی افتتاح شد تا آب از Owens Valley ۳۷۰ کیلومتر به شمال لولهکشی شود تا رشد آن منطقه پایدار شود.
اما این پروژه علاوه بر هزینه ۲۳ میلیون دلاری آن در زمان، ساکنان Owens Valley را به شدت ناراحت کرد. چون فاصله شهرها از یکدیگر بسیار زیاد است لولهکشی با طول زیاد کار مشکلی است. مهندسی و دریافت مجوزهای مختلف کار راحتی نیست، حتی اگر فرض کنیم که دولتهای محلی و ایالتی بخواهند آب منطقه خود را از دست بدهند.
چین هم با چالشهای مشابهی روبهروست که بتواند آب را از مناطق مرطوب جنوبی به مناطق خشک شمالی برساند اما دولت این کشور کار را برای دریافت مجوزها راحتتر میکند.
چه درختهایی بکاریم؟
اکولوژیستها میگویند که کاشت درختان بومی بهترین انتخاب است. انسان به چوب و دیگر محصولات درخت برای دلایل متعددی نیاز دارد و گاهی کاشت گونههای غیربومی برای این کارکرد جواب میدهد. اما حتی اگر هدف تعیین شده کمک به طبیعت باشد، مزیتهای تجاری بعضی از درختان مانند اکالیپتوس استرالیایی در آفریقا و آمریکای جنوبی باعث میشود کاشت این نوع درختان برتری داشته باشد.
از کجا میدانیم زمین قبلا چقدر گرم بود؟
یکی از یافتههای علم اقلیم این است که دمای جهانی از اواخر سالهای ۱۸۰۰ میلادی ۲درجه فارنهایت بیشتر شده. دماسنج جیوهای اوایل ۱۷۰۰ میلادی اختراع شد و تا اواسط و اواخر قرن ۱۹ دمای محلی بهطور مداوم در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه در آمریکا، اروپا و مستعمرات بریتانیا اندازهگیری میشدند. تا سال ۱۹۰۰ صدها ایستگاه ثبت دما در جهان ساخته شده بود اما بیش از نیمی از نیمکره جنوبی را پوشش نمیداد. برای اندازهگیری دمای سطح دریاها یکی از روشهای متداول قبل از ۱۹۴۰ انداختن سطلی از کشتی به درون آب، بالا کشیدن آن با یک طناب و خواندن دمای داخل آن بود.
دانشمندان اقلیم برای تبدیل این اندازهگیریها به تخمین زدن میانگین دما در جهان در سراسر زمین و دریا، مجبور شدند آنالیز بسیار دقیقی انجام دهند. آنها با استفاده از مدلهای آماری فواصل میان اندازهگیری مستقیم دما را پر کردند. جابهجای ایستگاههای هواشناسی یا نزدیک بودن آنها به شهرهایی که دمای بالای آنها ارتباطی به ترندهای دمایی نداشت را در نظر گرفتند.
غلظت دیاکسیدکربن منتشر شده در سراسر دنیا فرق دارد
میزان دیاکسیدکربن در هوا از مکانی به مکان دیگر متفاوت است. بستگی به پوشش گیاهی و فعالیتهای انسان در اطراف آن دارد.
برای گرمایش جوی راهحل مهندسی وجود دارد؟
به تمام راهحلهای گرمایش جوی مهندسی زمین یا geoengineering یا دستکاری عمدی اقلیم میگویند. مهندسی زمین معمولا در دو دسته قرار میگیرد: حذف دیاکسیدکربن موجود در جو زمین تا اینکه گرمای کمتری محبوس شود که به آن جذب مستقیم هوا میگویند یا کاهش برد نور خورشید به سطح زمین که به آن مدیریت تابش خورشیدی میگویند.
چند تا کمپانی در حال حاضر دستگاههای جذب هوای مستقیم را توسعه دادهاند و بعضی از آنها در مقیاسهای کوچک مورد استفاده قرار میگیرند. به گفته سازمان بینالمللی انرژی، اجرای این پروژهها سالانه ۱۰هزار تن دیاکسیدکربن را جذب میکند؛ کسر کوچکی از ۳۵ میلیارد تن از انتشارات سالانه آلایندههای مربوط به بخش انرژی.
حذف دیاکسیدکربن کافی برای تاثیرگذاری در اقلیم زمان بیشتری میبرد و نیاز به هزاران ماشین و دستگاه دیگر دارد که برای کار افتادن نیاز به انرژی دارند.
بیم و امید در مدیریت جنگلهای شمال
در خبرها آمده که تهیه برنامه ۵ ساله مدیریت جنگلهای هیرکانی به مرحله پایانی رسیده است. «در کتابچههای تدوین شده، عملیات اجتناب ناپذیر شامل برنامه پرورشی، احیاء و نهال کاری، مرمت جاده، حصارکشی و مرمت حصار و … پیش بینی شده که در صورت تخصیص اعتبار در سال جاری اجرایی خواهد شد». (پایان خبر)
واقعیت این است که قوانین و مقررات جنگل در کشور ما از یکصد سال قبل تاکنون با بهرهبرداری عجین بوده است.
در تصویبنامه 8 بندی هیات وزیران در سال 1303 دو بند به مالکیت و نظارت اختصاص داشته و شش بند بعدی مربوط به قطع اشجار، صدور چوب، عوارض دولتی، تعرفه گمرکی و مانند آن است.
این رویه همانطور در تصویب نامه سال 1311 هیات وزیران، قانون سال 1321 مصوب مجلس شورای ملی، قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع مصوب سال 1346 و قوانین و مقررات دیگر از جمله قوانین برنامههای پنجساله توسعه جاری و ساری بوده است.حتی در جزء سه بندی فا از ماده 38 قانون برنامه ششم توسعه که ظاهرا بنایش بر توقف بهرهبرداری است؛ چهار بار واژه بهرهبرداری به کار رفته است. از این گذشته برخی بر این باور هستند که بر اساس این قانون بهرهبرداری بر اساس طرحهای جنگلداری موجود ممنوع اما بر اساس طرحهای جایگزین امکانپذیر است! و دلیلشان این فراز از قانون فوق است: بهرهبرداری از درختان (آسیبدیده) تا پیش از تصویب طرح جایگزین و حداکثر تا پایان سال سوم برنامه صرفاً با مجوز سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور مجاز میباشد و پس از تصویب طرح جایگزین صرفاً براساس این طرح و با مجوز (آن سازمان) خواهد بود.اما از آن طرف دوستداران و علاقهمندان به محیط زیست که زحمت زیادی برای تصویب این قانون کشیدهاند معتقدند منظور از طرح جایگزین استفاده از سایر خدمات جنگل به جز بهرهبرداری چوبی است! و شگفت آنکه تهیه و اجرای این طرحها را از همان کسانی طلب میکنند که تاکنون طرحهای بهرهبرداری به قصد تولید چوب تهیه و اجرا میکردهاند.در این یادداشت قصد زیر سئوال بردن طرحهای غیرچوبی را ندارم؛ اما آیا به آسانی میتوان ساختار شصت ساله طرحهای جنگلداری را که یک عملیاتش بهرهبرداری براساس چوب است بههم ریخت و به جایش ساختار دیگری جایگزین کرد که فاقد سابقه تهیه و اجرا حتی به صورت آزمایشی و پایلوت است. چنین پارادوکسی سبب قفل شدن سیاستگذاری در دستگاه دولتی شده و به ناچار طرح جایگزین دیگری به جای طرح جایگزین مورد نظر عمده کنشگران در دستور کار دستگاه اجرایی قرار گرفته است.این طرح جایگزین مدیریت فنی- حفاظتی جنگلهای هیرکانی نام داشته و تقریبا همان طرحهای جنگلداری سابق ولی بدون برداشت چوب است و اجرای آن منوط به تامین اعتبار دولتی شده است. امید است دولت با تامین اعتبار مورد نیاز این طرح به بلاتکلیفی و سرگشتگی موجود در جریان مدیریت جنگلهای شمال پایان داده و با این اقدام هم امکانی برای جذب دانشآموختگان علوم جنگل فراهم کرده هم جریان ذخیره دانایی و تجربه اداره جنگلها را استمرار داده و برقرار کند؛ اما متاسفانه سابقه و تجربه نشان داده که تامین اعتبار دولتی به میزان کافی و به موقع در حد آرزو باقی مانده و این طرحهای فنی – حفاظتی 5 ساله هم به بایگانی پیوسته تا سیاستی جدید و قانونی جدید از راه برسد.
اواخر دهه هشتاد تفاهمنامهای میان دو مرکز مطالعاتی بزرگ حوزه خزر یعنی مرکز ملی مطالعات و تحقیقات خزر ایران و مرکز مطالعات خزر روسیه در شهر آستاراخان با نام «مرکز کاسپینیتس Caspnitz» امضا شد. تفاهمنامهای که که به گفته مدیر سابق مرکز ملی مطالعات خزر، برنامهها و دستاوردهای زیادی برای یک دوره 3 ساله داشت و زمینه ایجاد امضای تفاهمنامههای چند جانبه دیگری میان کشورهای روسیه، ایران، آذربایجان و قزاقستان در مورد مطالعه و پژوهش بر خزر، این پهنه آبی مشترک ایجاد کرد. با این همه پس از پایان این دوره در سال 1390، این تفاهمنامه با همه جنبههای گوناگونش به دست فراموشی سپرده شد. اما آنچه در حقیقت بیش از 3 دهه بود که از یادها رفت قانونی بود که در سالهای نخستین دهه هفتاد به تصویب رسید. قانونی موسوم به «اجازه تشکیل مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر» با مشارکت دولتهای فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران. دکتر همایون خوشروان، عضو هیات مدیره انجمن مهندسی سواحل و سازههای دریایی و نویسنده و پژوهشگر دریایی کشور است که در زمان تصدیاش بر کرسی ریاست مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر، این تفاهمنامه که براساس این قانون امکان اجرایش میسر میشد، را به امضا رساند. حالا او در گفتوگو با «پیامما» از لزوم توجه به تلاش جمعی و همافزایی دوباره دانش منطقهای برای رفع چالشهای اکوسیستم شکننده خزر و احیای دوباره قانون اجازه همکاری مشترک در این دریاچه کهن میگوید.
تفاهمنامه دوجانبه این دو مرکز علمی چطور شکل گرفت و بر چه محورهایی متمرکز بود؟
ایده این تفاهمنامه در بازدید از مرکز تحقیقات دریای خزر روسیه شکل گرفت. اما مبنای تشکیل آن، قانون اجازه تشکیل مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر با مشارکت دولتهای فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران بود که در سالهای نخستین دهه هفتاد از سوی مجلس شورای اسلامی مصوب شد. آن زمان دانشمند فقید دکتر سرگئی مناخوف ریاست مرکز روسی را بر عهده داشت. از دیدگاه من این تفاهمنامه برگ افتخاری در مدیریت تحقیقات آب کشور بود که موجب شد تا توان تخصصی مراکز مزبور برای مدیریت منابع ساحلی خزر افزایش یابد. مرکز کاسپنیتس نیز میزبان دانشمندان ایران در این مرکز بود. از جمله اتفاقات مثبت این تفاهمنامه حضور ایران در کنوانسیون گشت دریایی خزر بود. همچنین چاپ کتاب مشترک، تدوین مجلد در زمینههای تخصصی خزر، استفاده از دستاوردهای پژوهشی یکدیگر و در نهایت تحقیقات مشترک به نفع حل مشکلات خزر بود. اما متاسفانه این اقدام با تغییر دولت ابتر ماند و طی دهه گذشته دیگر کسی از آن یاد نکرد. طی سالهای 2009 تا 2011 چندین کنفرانس برگزار شد. تفاهمنامههای چند جانبهای با کشورهای حوزه خزر به امضا رسید. البته ترکمنستان آن زمان مرکز تحقیقات خزر نداشت. اگر این تفاهمنامه ادامه پیدا میکرد میشد پروژههای بسیاری ذیل آن تعریف کرد. اما متاسفانه دیگر وزارت نیرو و موسسه تحقیقات آب کشور رغبتی به آن نشان نداد. در حقیقت دغدغه اصلی در این است که چرا این قانون اجرا نمیشود و کاملا فراموش شده است.
از دیدگاه شما چرا این قانون به نتیجه نرسید و از یاد رفت؟
بگذارید کمی عقبتر برگردیم. با توجه به حساسیت و آسیبدیدگی اراضی ساحلی نسبت به افزایش سطح تراز آب دریای خزر طی سالهای 1357- 1374 به میزان 250 سانتی متر و پیگیری مخاطرات و بحران حاصل توسط استانداریهای ساحلی شمال کشور، ضرورت تشکیل مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر برای بررسی عوامل موثر در نوسانات سطح تراز آب دریای خزر و بالا آمدن آب دریا تشخیص داده شد و این موضوع پس از بحث و تبادلنظر در هیات دولت به عنوان لایحهای به مجلس شورای اسلامی برای تصویب ارسال و در نهایت در 26 اردیبهشت 1374 قانونی مصوب شد که به کشور جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه اجازه تشکیل مرکز مشترک و همکاری های متقابل را داد. قانون اجازه تشکیل مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر با مشارکت دولتهای فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامیایران به وزارت نیرو (سازمان تحقیقات منابع آب) اجازه داده میدهد که با مشارکت مرکز هماهنگیهای علمی خزر وابسته به آکادمی علوم فدراسیون روسیه مرکز مطالعات و تحقیقات دریای خزر (مازندران) را تشکیل دهد. اساسنامه مرکز یاد شده به تصویب هیأت وزیران میرسد. همچنین سایر دول ذیعلاقه حاشیه دریای خزر میتوانند به عنوان اعضای جدید مرکز فوق با تصمیم مشترک دولتهای مؤسس و اصلاح اساسنامه،عضو مرکز شوند. آنچه گفتم به صراحت در صورت جلسه مورخ 26 فروردین سال 1372 قید شده است و البته نص قانون دارای جزئیات بیشتری است. مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر رسما در سال 1372 در بدنه شرکت آب منطقهای مازندران شکل گرفت و مصوبه قانونی سال 1374 اهمیت راهبردی این مرکز را در مدیریت جامع منابع آب دریای خزر با همکاری مشترک فدراسیون روسیه افزایش داد. اما متاسفانه هیچ وقت تاسیس مرکز مشترک علیرغم نشستهای متعدد با روسها تحقق نیافت. تا اینکه در سال 1387 با ایجاد بستر مناسب در کمیته مراقبتهای محیطی و همکاریهای مشترک آب و هواشناسی در قزاقستان، اولین نشست تخصصی بین مدیران مرکز ملی مطالعات و تحقیقات دریای خزر و مرکز تحقیقات مسائل دریای خزر، کاسپنیتس برگزار شد و طرفین با بحث و تبادل نظر به این نتیجه رسیدند که تفاهمنامه همکاری مشترکی را برای تحقق اهداف مشروح در قانون مصوب 1374 به امضا برسانند. این تفاهمنامه با حضور ریاست موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو در شهر آستاراخان روسیه به امضا مدیران مراکز تحقیقاتی دریای خزر رسید و پس از آن همکاریهای فی مابین شکل تازهای گرفت و دستاوردهای علمی مناسبی داشت. اما با توجه به اتمام دوره سه ساله این تفاهمنامه در سال 1391، سطح همکاریهای فیمابین کاهش یافت ،عملا مسیر همکاریهای مشترک تضعیف شد و تاکنون اقدام تازهای برای احیاء آن صورت نگرفته است.
شما معتقدید که نیاز است این تفاهمنامه یا تفاهمنامههایی مانند آن، به پشتوانه این قانون یک بار دیگر احیا شود؟
بله احیا تفاهمنامه همکاری مشترک، بایستی مطابق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی پیگیری شود و دستاوردهای علمی حاصل از این توافق راه را برای مدیریت جامع منابع آب دریای خزر و بیلان آن هموار کند. مشکلات محیطزیستی عدیدهای که در اثر کاهش سطح تراز آب دریای خزر در سواحل آن رقم خورده است نیازمند همکاری موثر و قاطع مراکز تحقیقاتی منابع آب کشورهای ساحلی خصوصا روسیه است. برای مثال حل مشکل خلیج گرگان نیاز به مدیریت مطالعاتی و اطلاق فکر مشترک دارد. اگر به دستاوردهای تفاهمنامه قبلی توجه کنیم درمییابیم که مدیریت منابع آب دریای خزر بدون همکاری کشورهای حاشیه آن غیر ممکن است. برای مثال گشتهای دریایی مشترک برای اندازه گیری پارامترهای دریایی و محیطزیستی و یا تبادل اطلاعات و یافتههای پژوهشی و آموزش کارشناسان و متخصصان دریایی، تمامی این موارد از طریق تفاهمنامههای همکاری مشترک قابل پیگیری و تحقق است. فراموش نکنیم در دهه 60 شمسی بزرگترین خلیج دریای خزر یعنی قره بغاز به طور کامل خشک شد و روس ها برای احیا و نجات آن مطالعات بسیار مهمی را انجام دادند که نتایج کار آنها میتواند در نجات خلیج گرگان موثر واقع شود.
شما وضعیت خلیج گرگان را در آینده چطور پیشبینی میکنید؟
متاسفانه کاهش شدید سطح تراز آب دریای خزر موجب آسیبدیدگی محیطزیستی خلیج گرگان شده است، وسعت این آبگیر محدود با گذشت زمان در حال کاهش و زیستگاههای مهم آن در حال از بین رفتن است و اکوسیستم های خشکی در حال جایگزینی با اکوسیستمهای آبی هستند. اگر دریای خزر با همین سرعت متوسط 5 سانتی متر در سال دچار پسروی شود خلیج گرگان تا 10 سال آینده به سوی خشکی کامل پیش خواهدرفت و متاسفانه دیگر عملیات لایروبی هم به حیات مجدد آن نمیتواند کمک کند زیرا با افت سطح تراز آب دریای خزر دیگر آبی قابل انتقال به درون خلیج گرگان نیست. بنابراین در حالت طبیعی فرجام خلیج گرگان به سمت خشک شدن کامل تا انتهای قرن بیست و یکم خواهد بود. اما با توجه به اینکه پیشبینیهای اقلیمی در مورد دریای خزر همیشه با دقت لازم همراه نبوده است، امید تغییر بیلان مثبت دریای خزر با افزایش میزان بارش در حوضه آبریز رودخانه ولگا، طی سالهای پیش رو وجود دارد و هنوز هیچ دلیل علمی مشخصی برای رد این نظریه ارائه نشده است. پس مناسب است تا زمان آینده اقدامات پیشگیرانه و سازگارانه با محیط زیست خلیج گرگان را در دستور کار قرار دهیم و ازفرصتهای آبی پیرامون خلیج گرگان برای نجات آن بهرهمند شویم.
با توجه به مسائلی که وجود دارد، پیشنهاد شما برای خروج از این چالش چیست؟
امیدوارم نمایندگان شهرهای ساحلی استان مازندران بر اساس این مصوبه قانونی دولت را مکلف کنند این مرکز مشترک برای مدیریت جامع مناطق ساحلی دریای خزر ایجاد و یا تفاهمنامه همکاری بین این کشورها امضا و عملیاتی شود تا دستاوردهای مورد انتظار تحقق یابد.
درخواست افزودن سنوات دانشگاه به سابقه بیمه برای فارغالتحصیلان دانشگاهی
کارزاری با هشتگ #سابقه_بیمه_دانشگاه پیگیری میشود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی آمده است: «با توجه به اینکه با قانونی درباره افزودن سالهای تحصیل دانشجویان در حال تحصیل به سابقه بیمه ایشان موافقت شده است، ما فارغالتحصیلان دانشگاهی کشور هم از مسئولان و قانونگذاران محترم تقاضا داریم لطفاً افزودن تعداد سالهای سابقه تحصیل افراد فارغالتحصیل هم به سابقه بیمه آنان مورد موافقت قرار گیرد. بسیاری از بیمهگذاران دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و سالهایی را صرف تحصیل کردهاند. افزوده شدن این سالها به سوابق بیمه درخواست آنها از مسئولان است.»
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «افزودن سنوات دانشگاه به سابقه بیمه» شوند.
این کارزار از ۲۳ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۲۳ خرداد ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از۳۳ هزار و ۷۰ نفر امضا شده است.
ابهام درباره شیوه واگذاری زمین پتروشیمی میانکاله
سخنگوی قوه قضاییه دیروز در نشست خبری هفتگی درباره احکام صادر شده پروندههای مهم توضیحاتی دارد. به گفته ذبیحالله خداییان درباره پرونده دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، پتروشیمی میانکاله و پرونده بانک سرمایه سخن گفت.
سخنگوی قوه قضائیه درباره وضعیت پتروشیمی میانکاله و اینکه آیا با توجه به دستورهای مسئولان بررسی و نظارتی نسبت به توقف آن انجام شده است؟ گفت: بعد از طرح موضوع پتروشیمی در فضای مجازی و جامعه از ناحیه معاونت عامه دادستانی کل مکاتبهای با دادستان مرکز مازندران شد و در این مکاتبه با توجه به مصوبه هیات وزیران مبنی بر ممنوعیت استقرار صنایع شیمیایی در صورت دارا بودن فاضلاب صنعتی در تولید خواستار پیگیری شدند و قرار شد تا زمان مشخص شدن موضوع از ادامه عملیات جلوگیری شود و عملیات اجرایی متوقف شده است. او افزود: دادستان مربوطه استعلاماتی از منابع طبیعی استان و امور اراضی به عمل آورده و منتظر پاسخ هستیم که آیا دارای مجوز بوده و درباره نحوه واگذاری زمین و نحوه تامین آب و مسائل زیستی و نوع و درجه خاکی واگذار شده ابهاماتی است که باید روشن شود. او تاکید کرد: در خصوص این موضوع که پروندهای منجر به احضار و جلب شخصی شده باشد، تشکیل نشده است.
صدور احکام متهمان پرونده بانک سرمایه
خداییان در رابطه با آخرین وضعیت پرونده بانک سرمایه و محمد امامی گفت: در خصوص بانک سرمایه پروندههای متعددی تشکیل شد و برخی منتهی به صدور حکم قطعی و اعلام شدند. اخیرا پرونده منتهی به صدور حکم قطعی شده و کسانی که تحت تعقیب اند مجموعا به ۱۷۰ سال محکوم شدند. در این رابطه محمد امامی به جرم اخلال کلان در نظام اقتصادی به ۲۰ سال حبس و رد مال، انفصال از خدمات دولتی، سید احمد هاشمیشاهرودی به ۱۰ سال حبس و رد مال، شهابالدین قندالی به جرم معاونت در اخلال در نظام اقتصادی به ۱۲ سال و ۶ ماه حبس محکوم شدند. یکی از همدستان هم به جرم مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی به ۲۰ سال حبس و رد مال محکوم شده ولی چون حکم غیابی است اسمش را نمیگویم. او افزود: ۶ متهم هم به دو فقره حبس محکوم شدند. ۱۵ نفر هم به حبس و رد وجوه محکوم شدند.
تایید خبر صدور حکم بدوی پرونده امیرحسین مرادی و علی یونسی دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف مهمترین خبر دیروز نشست سخنگوی قوه قضائیه بود.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره جزئیات حکم صادره علیه دو دانشجوی بازداشتی دانشگاه شریف گفت: در مورد این دو نفر دانشجو میدانید که با عنوان اتهام افساد فیالارض تحت تعقیب قرار گرفتند ولی دادگاه این اتهام را محرز تشخیص نداد. او افزود: با توجه به اقدامات تخریب و ایجاد حریق و خرابکاری در تاسیسات عمومی جامعه به اتهام تخریب و خرابکاری در تاسیسات عمومی هر کدام به ۱۰ سال حبس و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و همکاری با گروهک معاند نظام به ۵ سال حبس و با اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یکسال حبس یعنی مجموعا به ۱۶ سال حبس محکوم شدند که مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس اجرایی میشود. خداییان تاکید کرد که احکام این پرونده هنوز قطعی نشده و در مرحله بدوی است.
یک سال قبل و در ماه رمضان بیش از این 170 استاد دانشگاه صنعتی شریف در نامهای به مسئولان ارشد نظام خواستار عفو و آزادی امیر حسین مرادی و علی یونسی شده بودند. آنها در بخشی از این نامه نوشته بودند: «یک فرزند نوجوان و جوان ممکن است سهواً یا عمداً مرتکب خطا شود اما آنچه مهم است مواجههی پدرانه و درسآموز با اوست. از این منظر با توجه به طولانی شدن گرفتاری این دو جوان، بدینوسیله مُصرانه از مقامات عالی رتبه نظام جمهوری اسلامی درخواست میکنیم که با سعه صدر و با لحاظ حداکثر رأفت اسلامی نسبت به اتهامات این دو دانشجوی جوان، آنان را به مناسبت عید سعید فطر مورد عفو یا تعلیق مجازات قرار داده و اجازه دهند که به آغوش خانواده و جمع دانشگاهی خود بازگردند.
مطمئناً این برخورد پدرانه و بزرگ منشانه مسئولین نظام جمهوری اسلامی در قبال فرزندان این آب و خاک که گهگاه ممکن است به مقتضای کم تجربگی و شور جوانی خطایی هم مرتکب شوند نور امید را در دل جوانان کشور روشنتر میسازد و بهانه فتنهانگیزی را از بدخواهان کشور سلب میکند». صدور حکم بدوی این پرونده با واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی هم روبهرو شده است. شماری از کاربران از صدور حکم انتقاد کردهاند اما خبرگزاری فارس در گزارشی بدون منبع با اشاره به سوابق خانوادگی یکی از دو متهم پرونده، از حکم دفاع کرده است.
اطاله دادرسی کاهش یافته است
او در پاسخ به سوالی درباره کاهش اطاله دادرسی گفت: ورودی پروندهها به قوه قضائیه افزایش مییابد زیرا کنترل در دست قوه قضائیه نیست هرچند اقدامات خوبی انجام شده است. مشکلی که وجود داشته و بارها ریاست قوه تاکید بر تسریع رسیدگی دارند، کاهش اطاله دادرسی است و علل مختلفی دارد و در سند تحول راهکارهایی پیشبینی شده است. او تاکید کرد: خوشبختانه با سند تحول ما هر ماهه با کاهش اطاله دادرسی روبهرو هستیم و هر ماه در آمار دادگستریها معمولا آمار پروندههای مختومه بیشتر از پروندههای وارده است. اگر چه با کمبود قاضی و کارمند مواجهیم اما چون قوه قضائیه این اختیار را ندارد که نسبت به افزایش کارمند پیش بینی کند نیاز به همکاری بیشتری داریم و امیدواریم در این دوره شاهد همکاری بیشتر دولت باشیم.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره آخرین اقدامات پرونده بورس گفت: اعضای هیات مدیره و مدیرعامل بورس تهران در پرونده خرید، نگهداری و استفاده غیرمجاز از دستگاههای استخراج رمزارز تحت تعقیب قرار گرفتند و این پرونده در دادسرا در جریان رسیدگی است. پرونده ای دیگر توسط سازمان بازرسی کل کشور در ارتباط با ۴ نفر از اعضای هیات مدیره سازمان بورس که همزمان معاون آن سازمان بودند و رئیس وقت سازمان بورس و یکی از مسئولان وزارت اقتصاد تحت عنوان ظاهری گمراه کننده از روند معاملات با عنوان اوراق بهادار و ایجاد قیمتهای کاذب و اغوای اشخاص و انجام معامله در پایان سال گذشته در دادسرای تهران تشکیل شده و مطرح رسیدگی است و هنوز به کیفرخواست منتهی نشده است.
قوه قضائیه با مهاجران افغان با اغماض برخورد کرده است
خداییان در پاسخ به سوالی درباره شناسایی گروههای تفرقهافکن بین ایرانیان و افغانستانیها گفت: بر اساس قانون ورود یا خروج غیرقانونی از مرزها و یا اشتغال به کار اتباعی که مجوز ندارند، جرم محسوب میشود؛ منتهی مسئولان قوه قضائیه در خصوص مهاجران افغان با اغماض برخورد کردند و آنها را به دیده مهمان دیدند. انتظار داریم از مهاجران افغانستانی که وارد کشور میشوند از مراجع رسمی مجوزهای لازم را بگیرند. او افزود: در رابطه با اقدامات تفرقهافکنانه شاهد فعالیت دشمنان دو کشور بودیم خوشبختانه با هوشیاری مسئولان دو کشور و به خصوص مردم نتوانستند به اهداف خود برسند. پروندهای در این رابطه تشکیل نشده است و اگر مواردی از سوی مراکز مربوطه اعلام شود، پیگیری میکنیم.
صدور احکام قطعی پرونده کارکنان منابع طبیعی لواسان
خداییان در پاسخ به سوالی در خصوص پرونده کارکنان منابع طبیعی لواسان گفت: موضوع پرونده ارتشا بود و کسانی که در این پرونده مطرح هستند غالباً رشوه گرفتند و تعدادی هم به اتهام رشا تحت تعقیب اند. ۱۹ نفر از متهمان این پرونده که حکمشان قطعی شده به ۶ ماه تا ۵ سال حبس محکوم شدند. «رشید صفری» و «یدالله اکبری تالارپشتی» به ۵ سال حبس و ۳ سال انفصال، «سیفالله قدیمی» ۵ سال، «غلامعباس وحیدنیا» ۵ سال، «عبدالرضا قلی بیگیان» یکسال و «علیرضا شیرزادی» رئیس وقت اداره امور اراضی سه سال، «فرشاد شعبانی» سه سال حبس، و باقی افراد به ۶ ماه، یکسال و کمتر یا بیشتر از آن محکوم شدند.
انگار به زمین هزار مترمربعی انتهای کوچه عسگری ترکش خورده باشد که ۱۰۰ حفره کوچک و بزرگ روی آن نمایان شده است. حفرهها جای خالی درختانی هستند که شهرداری منطقه یک میگوید، شبانه ریشه آنها را از زمین جدا کرده و در پارک قیطریه کاشته است. در یک وجبی حفرهها علفهای خودرویی سبز شده است. علفهایی که اطراف نهال بلند قامتی در مرکز زمین را هم پوشاندهاند، نهالی که مشخص نیست چرا از چشم شهرداری دور مانده است. اطراف مربع هزار متری، درختان عمرشان بلندتر است. کنارشان نیمکتهای چوبی نشاندهاند، عابران پیاده روی نیمکتها مینشینند و به زمین بایر خیره میشوند. «اینجا تا چند وقت پیش پارک بود، ما صبحها ورزش میکردیم»، زن و مرد میانسالی از کنار زمین عبور میکنند و به بیل مکانیکی که کنار زمین پارک شده، چشم میدوزند: «زمین را زیرورو میکنند تا پارکینگ درست کنند.»
چیذر، مهیای روزهای عزاداری ماه رمضان بود. اتومبیلها دور میدان اصلی محله میچرخند و مغازهها یکی در میان کرکرههای خود را بالا بردهاند. کوچه عسگری سوت و کور بود. چند اتومبیل کنار زمینی پارک شدند که تا چند شب پیش میزبان نهالهای کوچک و بزرگ بود. «شبانه قطع کردند» کمتر عابر پیادهای هنگام عبور از زمین توجهش به زمین خاکی جلب نمیشود. «اینجا قبلا یک آبنما داشت، نیمکت دورش بود، آبنما را خراب کردند، میگفتند قرار است پارکینگ احداث شود، یک کیوسک نگهبانی هم گذاشتند، دیگر خبری نشد، تا چند شب پیش که درختان را بردند.» مرد خودش را ساکن یکی از خانههای بلند و بالای خیابان عسگری معرفی میکند. میگوید سالهای ابتدایی دهه نود این قطعه زمین وسایل ورزشی هم داشته و پناه پیرزنان و پیرمردان بوده است. روایت او و سایر همسایگان زمین یکسان است. همه از گذشتهای در ابتدای دهه نود میگویند. گذشتهای در سال ۹۰ که حتی تصاویر شهرداری منطقه هم گویای رونق زمین بوده است زمین، آب نمای مرمرین داشته و صندلیهایی که با هر مراسمی روی زمین میآمدند. سال ۹۱ قصه متفاوت شد. دور زمین را حصار کشیدند، اهالی خوش خیالانه تصور میکردند، حصارها برای مناسبسازی فضای سبز مستقر شدند. چندی بعد اصل داستان برای اهالی مشخص شد. آب نما تخریب شد و فضا باید برای ساخت پارکینگ مهیا میشد. آن روزها اعتراض اهالی آغاز شد. مردم فضای سبز میخواستند، نامه و استشهاد نوشتند و به گوش شهرداری رساندند. پروژه مدتی بعد متوقف شد. علت توقف اختلافات حقوقی میان پیمانکار و شهرداری بود. ملیحه شاهانی، کارشناس دفتر توسعه محلهای چیذر میگوید، در همین دوران کیوسکی هم در کنار زمین مستقر شد. در سالهای اخیر از زمین کوچه عسگری و پارکینگ خبر تازهای نبود، شاهانی میگوید شهرداری خودش نهال کاشته بود و این نهالها جابهجا شدند تا دوباره پروژه پارکینگ از سر گرفته شود. پروژهای که او میگوید اتفاقا یکی از خواستههای اهالی محله چیذر نیز هست. محلهای که به گفته او در یک راسته حدود ۱۸ بانک و آزمایشگاه شبانهروزی و امامزاده و گلزار شهدا و فروشگاههای زنجیرهای دارد. «ما در تمام نظرسنجیهایی که از این محله داشتیم، شهروندان دو خواسته مهم داشتند، یکی پارکینگ و دیگری فضای سبز، فضاهای تجاری و خدماتی در محله زیاد است و هیچکدام پارکینگ ندارد. برای پارک شدن هم بعضی اهالی چند شرط و شروط گذاشتهاند، عدهای میگویند اگر وسیله بازی داشته باشد، بچهها سروصدا میکنند و …» حرف او را شورایاری هم تایید میکند. علی پرداختی، دبیر شورایاری میگوید دیدگاه مردم در قبال این زمین متفاوت است، آنهایی که در خانههای نزدیک به زمین سکونت دارند، خواهان فضای سبزند و آنهایی که دورتر ساکن و شاغلند، پارکینگ میخواهند «این درخواست سالیان دراز ما بوده است.» گزارهای که شهرداری هم با تکیه بر آن اطلاعیه نوشت و گفت پارکینگ شدن این زمین، خواسته چندساله شورایاری و مردم بوده است.
کسبه و اهالی اما حرفهایشان متفاوت است. مرد میانسالی که اتفاقا مغازهای در تیرس زمین عسگری دارد، با پارکینگ شدن این زمین مخالف است: «همیشه مردم دوبله پارک میکنند، ما حاضریم باز هم دوبله پارک کنند، اما این زمین پارکینگ نشود و فضای سبز بماند، درختان که نباشند که نمیتوانیم نفس بکشیم. همین چند روز پیش هم یکی از اعضای هیات امنای محل از من برای استشهادنامهای امضا گرفت، ما هم امضا کردیم تا اینجا فضای سبز بماند، پنجاه نفر امضایش کرده بودند، هم کسبه و ساکنان ساختمانها.» درست روبهروی مغازه تعمیرات وسایل خانگی، دو نگهبان پارکینگ بانک خاطرات نزدیکی از ورزش گروهی اهالی در فضای سبز میگویند، صبحهای زود همزمان با آمدن نگهبانها سرکار. روبروی ایستگاه تاکسیهای چیذر که فضای تجاری محله آغاز میشود، خواستهها متفاوت است. تولیت امامزاده چیذر مدتی پیش در گفتوگو با سایت روزپلاس اعلام کرده بود که به عنوان شخصی که در این محله زندگی میکند، ترافیک سنگینی را در محله تجربه میکند. حدادیان که از سرقت شبانه در محله هم گفته بود، تاکید کرده بود: «شهرداری نظرش این است که میخواهد خدمات عمومی ارائه بدهد و پارکینگ عامالمنفعه ایجاد کند که کل منطقه از آن استفاده کنند و بار ترافیکی هم کم شود. لذا این موضوع برای کل منطقه در بلندمدت خوب است.» در امامزاده چیذر، محمود کریمی، مداح مشهور هم مراسم عزاداری برگزار میکند، مراسمی که شهروندان را از نقاط مختلف شهر راهی چیذر میکند.
آوازه قصه پارکینگ شدن زمین عسگری به شورای شهر تهران نیز رسید. شهرداری منطقه یک تهران که بعد از انتشار خبر قطع شدن درختان در جوابیهای تاکید کرده بود «با توجه به حضور مستمر زائرین و گردشگران مذهبی مدتهاست با ترافیک سنگین در ساعات مختلف شبانه روز مواجه بوده» احداث پارکینگ را وارد فاز اجرایی کرده است و «چندین اصله نهال این زمین با بن 15 الی 20 را بوستان قیطریه منتقل کرده است». از سوی پارلمان شهری مورد سوال قرار گرفت. ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران که اقدام شهرداری را کجسلیقگی خوانده بود، تاکید کرد: فصل جابجایی درختان یک فصل مشخص است و از بهار به بعد هر گونه جابجایی طبق ضوابطی که سازمان بوستانها ابلاغ کرده خلاف است چون درختان، درختان قبلی نمیشوند و معمولا خشک میشوند و اگر در جای دیگر غرس شوند نمیرویند. مهدی عباسی رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران نیز گفته بود، شهرداری منطقه برای جابهجا کردن درختان این زمین، درخواستی به کمیسیون ماده هفت نداده بود. یک روز بعد از تذکر اعضای شورا در صحن علنی، بیل مکانیکی مقابل زمین پارک شده بود.
غیر از زمین هزار مترمربعی، فضای سبز دیگری در تیررس نیست. دبیر شورایاری میگوید غیر از پارکینگ، فضای سبز نیز معضل محله است: «ما خواسته بودیم تا در این زمین هر دو خواسته مردم تامین شود، یک گوشه زمین پارکینگ ایجاد شود و گوشه دیگر آن پارک کوچک باشد. ما حتی مناطق دیگری را برای بوستان شدن پیشنهاد داده بودیم.» حمیدرضا حاجوی، شهردار منطقه یک پیش از جابهجا کردن درختان خبر ایجاد پارکینگ عمومی با ظرفیت ۴۰۰ جای پارک در این زمین را به همشهری داده بود. اهالی محل این جمله را احداث پارکینگ طبقاتی معنا کردهاند. به نظر میرسد که فاصله از کوچه عسگری معیاری برای بیتفاوتی نسبت به سرنوشت درختان و فضای سبز زمین است. موضوعی که برنامهریزی شهری باید برای آن پیشتر تدبیری میاندیشید. سید علی جلالی، معمار و طراح شهری میگوید در مواقعی که اهالی یک محله خواستههای متفاوتی دارند، نقش تسهیلگران پررنگ است: «تسهیلگران باید تلاش کنند تا خواستههای شهروندان را بهم نزدیک کنند.» به گفته او عموما مصاحبههای عمیق از ساکنان حقیقی یک محله میتواند منافع جمعی و نیاز و خواست حقیقی اهالی را روشن کند «گاهی گروههای ذینفوذ نیاز و خواستههای شخصی خود را به واسطه نمایندگی از مردم به عنوان خواست جمعی مطرح میکنند ، مصاحبه عمیق عموما این مغایرت را مشخص میکند و خواسته واقعی جمع را روشن میسازد در عین حال سبب میشود تا حقوق اقلیت نادیده گرفته نشود.» میترا عظیمی، استادیار برنامهریزی شهری و توسعه منطقهای دانشگاه علامه طباطبایی اما دیدگاه دیگری دارد. او میگوید در حوزه برنامهریزی شهری، ساخت پارکینگ به هیچ وجه راهحل نیست: «شهرداریها عموما به سمت پرهزینهترین برند ممکن میرود و برای حل مشکل ترافیک، ساخت پارکینگ را در دستور کار قرار میهند، درحالیکه این راه حل منسوخ شده است. شاید در یک مقطع کوتاه ساخت پارکینگ راهحل باشد اما در درازمدت باعث افزایش حجم ترافیک و شدت تردد خواهد شد، چون این کار تقاضای بیشتر برای خودرومحور بودن را بیشتر میکند و تغییری در معضل ترافیک ایجاد نمیشود.» «در منطقه سه هم برای یک کلینیک چشم پزشکی چنین راهحلی پیشنهاد شده بود، پیشنهاد داده بودند فضای سبز کوچک از بین بروند و پارکینگ طبقاتی ایجاد شود، درحالیکه سوال اینجاست که چرا یک کلینیک از ابتدا نباید پارکینگ میداشته و موضوع دیگر اینکه چرا باید برای رفع مشکل باید فضای سبز که سرمایه عمومی است، خرج شود؟ به گفته او به جای احداث پارکینگ، باید مدیریت تقاضای سفر و مسیرها اصلاح شود و تقاضای خودرومحور بودن کاهش پیدا کند. عظیمی میگوید در هر منطقه استاندارد فضای سبز مشخص است و اگر در هر محله این شاخص استاندارد کاهش پیدا کند، خصوصا با این معضل بحران آبوهوایی، مشکلات جبران ناپذیر ایجاد میشود. شاخصی که در تهران به طور متوسط برای هر نفر حدود ۱۶.۴۳ مترمربع است، درحالیکه براساس شاخصهای تعیین شده از سوی سازمان ملل متحد باید برای هر نفر ۲۰ تا ۲۵ مترمربع باشد.
پشت به پشت زمین هزار مترمربعی، باغی موسوم به باغ ادونتیستها پابرجاست. باغی که شهردار سابق منطقه یک وعده داد بود با همکاری ستاد اجرایی فرمان امام به بوستان تبدیل میشود و کمبود فضای سبز منطقه را جبران میکند. باغی که در سال ۹۸ تعدادی از نمایندگان مجلس درباره خشک شدن تعدادی از درختان آن تذکری هم داده بودند. با این حال اهالی امیدوارند باغ ۲۶ هزار مترمربعی که بخشی از آن کاربری آموزشی پیدا کرده استِ، فضای سبز بزرگی برای محله فراهم کند. باغی که درختانش بزرگ و تنومند است و جابهجا کردن درختانش ممکن نیست.
|پیام ما| در روزهای پرغباری که غرب کشور از سر گذراند، بهکارگیری دیپلماسی غبار بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. این میان یکی از موضوعاتی که درباره آن هشدار داده شد، نحوه مدیریت آب و پروژههای بزرگ سدسازیهای کشور ترکیه و تاثیر آن بر ایران بود. دیروز همچنان روزی غبارآلود و خطرناک برای خوزستان و بوشهر بود اما رفتهرفته در ساعات عصر غبار فرونشست. در حالی با شروع خیزش غبار از اسفند گذشته برنامههایی درباره گفتوگو با همسایهها مطرح شده، دیروز سفیر ترکیه در تهران راهی سازمان حفاظت محیط زیست شد و در نشستی با رئیس مرکز امور بینالملل سازمان حفاظت محیط زیست درباره ضرورت تقویت همکاریهای آتی، بحث و تبادل نظر صورت گرفت. سفیر ترکیه در این نشست با اشاره به اینکه محیط زیست مرز نمیشناسد، گفت: «باید همگان از منابع آبی با توجه به شرایط خشکسالی که در این چند سال اخیر دنیا با آن درگیر بوده با مدیریت صحیح استفاده کنند.»
دیروز حسین موسویفر، رئیس مرکز امور بینالملل و کنوانسیونهای سازمان حفاظت محیط زیست در دیدار با دریا اورس، سفیر ترکیه در ایران، گفت: «دولت جمهوری اسلامی ایران آماده است در جهت رفع مشکلات محیط زیستی با برنامهریزی و تعاملات بینالمللی قدمهایی مفید بردارد. مشتاق هستیم که با همکاری دولت ترکیه در خصوص مسئله محیطزیست به برنامه های تدوینی که جنبه عملیاتی نیز داشته باشند برسیم.»
موسویفر همچنین به موضوع خشکسالی اشاره کرد و گفت: « بهدلیل شرایط تغییر اقلیم، خشکسالی از مباحث مهم و اساسی است که باید مورد توجه قرار گیرد و برای برونرفت از این مشکل باید اقدامات اساسی مد نظر باشد.
او در ادامه از دیگر موارد مطرح شده در جلسه را بحث انسداد مرزی منطقه ارس عنوان کرد و گفت: «این انسداد مرزی باعث شده وحوش منطقه در معرض مخاطره قرار بگیرند و توسعه پایدار با چالش اساسی مواجه شود »
موسویفر درباره گرد و غباری که بهویژه در روزهای روزهای اخیر شاهد آن بودیم عنوان کرد: «مسئله گرد وغبار از موضوعاتی است که باید در دستور کار قرار بگیرد چرا که مشکلات عدیدهای برای شهروندان ما به وجود آورده است.»
او در ادامه تاکید کرد: «امیدواریم در راستای این موضوعات با هم افزایی و همگرایی منطقهای به سمت حلوفصل مشکلات حرکت کنیم. آنچه برای کشور جمهوری اسلامی ایران به لحاظ حوزه محیطزیست حائز اهمیت است، گسترش تعاملات و همکاری با کشورهای همجوار همچون کشور ترکیه است که امیدواریم بهموازات روابط خوبی که ملتها باهم دارند، به سمت عملیاتی شدن برنامه وتوافقات بهدستآمده حرکت کنیم و چالشهای محیط زیستی منطقه و بلکه جهان را حلوفصل کنیم.»
رئیس مرکز امور بینالملل سازمان محیط زیست به میزبانی ایران از کشورهای همسایه برای رفع معضلات محیط زیستی اشاره کرد و گفت: «این نشست بهزودی و با تلاش برای دستیابی به سندی بینالمللی در خصوص معضلات محیط زیستی مختلف در منطقه و آثار مخرب آن بر کشورهای همجوار به مدت یک روز و با همکاری دستگاههای ذیربط برگزار میشود.»
موسویفر همچنین ابراز امیدواری کرد که هرچه سریعتر اسناد توافقشده قبلی اجرایی شود و اگر هم لازم باشد اسناد و توافقات جدید و روزآمدی جهت ارتقا همکاریهای فیمابین صورت بگیرد.
در ادامه این نشست دریا اورس، سفیر ترکیه در ایران به ارائه توضیحاتی از فعالیتهای و اقدامات صورت گرفته در کشور ترکیه برای حفظ محیط زیست پرداخت گفت: «کشور ترکیه تمام تلاش خود را بکار خواهد گرفت تا این بستر همکاری با ظرفیتهای خوبی که دارد شکل بگیرد و در آینده با دستور کار جامعتر و متقن حضور داشته باشیم .مسئله محیطزیست، بسیار مهم است و ما باید این نعمت خدادادی را با همه ظرفیتهایی که دارد پاس بداریم تا بتوانیم آن را به نسلهای آینده انتقال دهیم و این نشست میتواند نویدبخش تعاملات و همکاری ها در حوزه محیطزیست باشد.»
سفیر ترکیه در ایران درباره همکاریهای علمی و دانشگاهی هم گفت: «یکی از ظرفیتهای خوبی که هر دو کشور میتوانند از آن بهره بگیرند بحث استفاده از ظرفیتهای علمی دانشگاهها و مراکز علمی هر دو کشور است که با ارائه راهکارهای مناسب علمی و عملیاتی ما را دررسیدن به اهداف مشترک در رفع موانع و مشکلات محیط زیستی کمک میکند.»
به گفته او امروزه ما شاهد تغییر اقلیم آنهم به شکل بسیار جدی در حوزههای مختلف محیط زیستی هستیم که این تغییرات به سایر کشورهای همجوار تسری پیدا میکند که ما همواره با دید کمک به همنوع در تلاش هستیم که کمترین خسارتها به محیطزیست وارد شود .
اورس در ادامه گفت: «مسئله محیط زیست مرز نمیشناسد و همواره باید تعاملات و همکاریها مستمر باشد و دولت ترکیه نیز از این ظرفیت و بستر همکاری استقبال میکند.»
او با اشاره به منابع مدیریت آبی تأکید کرد: «باید همگان از منابع آبی با توجه به شرایط خشکسالی که در این چند سال اخیر دنیا با آن درگیر بوده با مدیریت صحیح استفاده کنند.»
مقایسه روزهای آلوده
در سه سال گذشته
غبار و آلودگی تنها مختص خوزستان نیست. مقایسه شاخص کیفیت هوا از یکم فروردین تا پنجم اردیبهشت در سالهای 99 تا 1401 نشان میدهد روزهای آلوده بیشتر از دو سال گذشته است. بر اساس اطلاعات سازمان حفاظت محیط زیست در طول مدت یاد شده شهر اراک در سال 99، 18 روز و در سال 1400 سه روز پاک داشته اما از ابتدای سال تاکنون هیچ روز پاکی را تجربه نکرده است. در اهواز تعداد روزهای پاک در سال 99، سه روز و در سال 1400 دو روز بوده و با وجود غباری که خیزش آن از اسفند پارسال آغاز شده، در سال 1400 هیچ روز پاکی نداشته است. همچنین مشهد که در طول این مدت در سال 99، ده روز پاک داشت، امسال و سال پیش از هوای پاک بیبهره بود. کرج نیز با داشتن 12 روز پاک در سال 99، در دو سال اخیر هوای پاک را تجربه نکرده است. شهروندان تهرانی نیز اگرچه در سال 99 توانستند 14 روز در هوای پاک نفس بکشند اما در فاصله فروردین تا پنجم اسفند سالهای 1400 و 1401، در هر سال فقط دو روز هوای پاک داشتهاند. در تبریز نیز تعداد روزهای پاک از 22 روز در سال 99، به 8 روز در سال 1401 رسیده و شهروندان اصفهانی با تجربه یک روز هوای پاک در سال 99، در دو سال اخیر در این مدت زمانی هیچ روزی را با تنفس هوای پاک به شب نرساندهاند.
در همین حال با اینکه اهواز، کرج و تهران در سالهای 99 و 1400 شرایط خطرناک را از فروردین تا پنجم اردیبهشت تجربه نکرده بودند، بر اساس اعلام سازمان محیط زیست در این مدت اهواز دو روز و کرج و تهران نیز هر کدام یک روز خطرناک را تجربه کردهاند. اراک هم بدون تجربه روز ناسالم در دو سال گذشته، از ابتدای سال تاکنون 6 روز ناسالم را از سر گذرانده است.
نگرانی دوباره از وضعیت هورالعظیم در تابستان
صبح دیروز خبر رسید که گرد و غبار شدید، بعد از ۲ روز در بیشتر شهرهای خوزستان فرونشسته است. با این حال در ساعات بعد مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد هوای ۵ کلانشهر در شرایط ناسالم، دو کلانشهر قابل قبول و اهواز همچنان در وضعیت خطرناک قرار دارد.
در حالی گردوغبار برخاسته از کشورهای همسایه مهمترین بحران این روزهای خوزستان بوده است، تالاب مرزی هورالعظیم در جنوب غرب کشور در خوزستان و در انتهای حوضه آبریز کرخه، از بهار پارسال و در پی تنش آبی در حوضه کرخه با بحران خشکی مواجه شده است. چنان که مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان با ابراز نگرانی از وضعیت کمآبی هورالعظیم در تابستان پیش رو، خواستار جلب همکاری کشاورزان برای عدم کشت تابستانه در حوضه کرخه شده است. طبق مطالعات حقابه هورالعظیم، بر اساس این مطالعات برای حداقل ۱۰۰ هزار هکتار از مساحت تالاب هورالعظیم ۱.۸ میلیارد مترمکعب حقابه تعیین شده. این در حالی است که ورودی به این تالاب در برخی مواقع به صفر میرسد. محمدجواد اشرفی به ایرنا گفته است: «با توجه به کاهش بارندگی و خالی بودن سد کرخه، شرایط خوبی برای هورالعظیم در تابستان پیش رو پیشبینی نمیشود و امسال همه باید همکاری کنند تا در حوضه کرخه کشاورزی صورت نگیرد در غیر این صورت در تالاب هورالعظیم با بحرانهایی همچون مرگ و میر آبزیان و ماهیان روبهرو خواهیم شد.»
او با بیان اینکه در حال حاضر ۶۳ درصد از تالاب هورالعظیم آب دارد، افزود: «مخازن یک و ۲ و ۳ این تالاب وضعیت بهتری نسبت به مخازن ۴ و ۵ دارند. با توجه به تنش آبی در بالادست حوضه کرخه، آبی که باید به هورالعظیم برسد به هیچ وجه جوابگوی نیازهای تالاب نیست و برای تابستان امسال به شدت نگران شرایط هورالعظیم هستیم.»
این درخواست در حالی مطرح شده که سازمان آب و برق خوزستان نیز ممنوعیت کشت تابستانه را در حوضه کرخه و ممنوعیت کشت شلتوک را در سراسر خوزستان اعلام کرده است. خشک شدن هورالعظیم، مرگ و میر ماهیها و تلفات گاومیشهایی که دراینتالاب زندگی میکنند، اعتراض اجتماعی را در تابستان پارسال در برخی شهرهای خوزستان به دنبال داشت.
در استان تهران ۸۰ درصد مردم زیر خط فقر مسکن هستند
معاون شهرسازی شهردار تهران با بیان اینکه ۴۳ درصد تهرانیها مستاجرند گفت: بر اساس مطالعات ۴۲ درصد مردم در کشور زیر خط فقر مسکن هستند که این رقم در استان تهران ۸۰ درصد است.
به گزارش ایسنا، حمیدرضا صارمی دیروز با حضور در جلسه علنی شورای شهر تهران در مورد قرارگاه جهادی مسکن توضیحاتی به اعضای شورا داد. او در ابتدا توضیح داد: تهران سالانه به ۱۵۰ هزارواحد نیاز دارد و بر اساس آمارهای جهانی در بحث مسکن فقط شهر دمشق وضعیتی بدتر از ما دارد.
صارمی با بیان این که در سال گذشته تنها ۵۳۰۰ پروانه صادر شده اما این اتفاق فقط در تهران نشان میدهد گلوگاهی وجود دارد و باید رفع شود گفت: آمارها نشان میدهد وضعیت در این حوزه خوب نیست و امسال حتی تعداد پروانههای صادره به نسبت سال ۹۹ هزارو ۷۰۰ پروانه کمتر شده و این در حالی است که بسیاری از مناطق همچون منطقه ۲۱ ظرفیت پذیری جمعیت دارد.
او با بیان این که فکر نکنید که اگر در تهران ساختوساز و تراکم کاهش یابد جمعیت کم میشود بلکه این جمعیت به حومه و حاشیه تهران میرود، گفت: تهران سالانه به ۱۵۰ هزار واحد مسکونی احتیاج دارد و این به گونهای است که ازسال ۹۳ تعداد واحدها به سالانه۶۵ هزارواحد رسیده است و بهرغم فشار تقاضا عرضه پایین آمده است به گونهای که یک متر واحد مسکونی مثلا در خیابان کارگر شمالی در سال ۹۷ ،۷ میلیون بوده اما حالا ۸۰ میلیون شده و این افزایش در عرض ۳ سال رخ داده است.
او با بیان این که بر اساس مطالعات ۴۲ درصد مردم در کشور زیر خط فقر مسکن هستند، گفت: در استان تهران ۸۰ درصد زیر خط فقر مسکن هستند که البته باید بگویم بر اساس تعریفها اگر سهم هزینه مسکن در سبد خانوار بیش از ۳۰ درصد باشد، خط فقر مسکن اعلام میشود. و باید دولت ملزم شود که نگاه ویژهتری به مسکن تهران داشته باشد. چراکه آمارها نشان میدهد سهم مسکن در سبد خانوارها ۸۰ درصد است.
او با بیان این که سهم مسکن در سبد هزینه خانوار تهرانی از سال ۹۶ به بعد به ۶۵درصد رسیده است گفت: یعنی اگر متوسط درآمد یک خانواده ۱۰ میلیون تومان باشد ۶ و نیم میلیون به اجاره اختصاص داده میشود.
او با بیان این که بعد خانوار یک نفره درتهران۱۱ درصد، دو نفره ۲۳ درصد و ۳ نفره ۳۰ درصد است گفت: ۳۴ درصد جامعه تهران خانوارهای ۱و ۲ نفره تشکیل میدهند و این در حالی است که ۴۳ درصد تهرانیها مستاجر هستند و اما متوسط کشور ۲۵ درصد است و اجارهنشینی در مناطق ۴ و ۱۵ بیشتر است.
ایران و تغییر اقلیم تاثیرگذاری و آسیبپذیری
در عصر حاضر معضلات محیط زیستی بهویژه تغییر اقلیم چالشی بزرگ پیش روی همه جهان است. رویدادهای پس از صنعتیشدن و فرایندهایی که طی آن بسیاری از کشورها توسعه یافتند، عواقب زیانباری را برای همه نقاط جهان در پی داشت. خاورمیانه و شمال آفریقا بیش از سایر بخشهای جهان در معرض آثار زیانبار تغییر اقلیم هستند. ایران نیز با تهدیدات جدی تغییر اقلیم مواجه است. میتوان گفت میزان آسیبپذیری ایران از تغییر اقلیم بیش از متوسط جهان خواهد بود. هرچند که در برهه کنونی نیز تغییر اقلیم در ایران قابلمشاهده است. ایران به دلیل داشتن اقتصاد متکی بر سوختهای فسیلی و تولید گازهای گلخانهای ناشی از احتراق آنها در فهرست کشورهای تاثیرگذار بر گرمایش زمین قرار میگیرد. البته میزان انتشار گازهای گلخانهای در ایران در دهههای اخیر افزایشیافته است.گرمایش زمین و تغییر اقلیم و افزایش دمای هوا برای ایران تهدیدی جدی محسوب میشود. ایران کشوری خشک و نیمهخشک با منابع محدود آب شیرین و مساحت قابلتوجه بیابانی و نیمهبیابانی است. چنین پیشبینی میشود که در پی افزایش ۲ درجهای دمای ایران و تغییرات رواناب همه حوضهها تا سال ۲۰۳۰ که البته بیشینه درصد کاهش آن برای حوضههای کرخه و کارون تخمین زده شده، خشکسالی شدید و سیلاب پیش رو باشد. این میزان افزایش دما حجم تبخیر آب را به ۳۷ میلیارد متر مکعب افزایش داده و میزان تغذیه آب زیرزمینی را تا ۲۰ درصد کاهش میدهد. تغییر الگوی بارش و کاهش بارندگی و افزایش تبخیر مسبب تبدیل بسیاری از تالابها به کانون ریزگردها خواهد شد. البته برخی مناطق نیز مرطوبتر خواهند شد و برای بعضی مناطق سیلاب پیشبینی میشود. بهرهبرداری نامتناسب و تاکید بر توسعه بدون توجه به درهمتنیدگی آن با مفهوم محیط زیست منجر به خشکشدن تالابها و قناتها و چشمهها و دریاچهها و بروز و تشدید خشکسالیها شده است. تغییر اقلیم نیز طول مدت و میزان خشکسالی را افزایش داده و از این پس نیز تصاعدی تشدید میکند.تامین آب آشامیدنی برای جمعیت کشور ایران بهویژه شهرهای بزرگ مشکلی جدی در آینده است. کمبود بارش و پایان یافتن منابع آب زیرزمینی و افزایش تبخیر رطوبت خاک به نوبه خود کیفیت بستر کشاورزی و مراتع و کارایی زمینهای دیم را کاهش داده و زمینهساز افزایش زمینهای شور میشود. فشار مضاعف شرایط مذکور سبب سوق دادن چرای دام به منطقههای ممنوع و در تعاقب آن تضعیف پوشش گیاهی و فرسایش خاک میشود. بحران آب و کاهش رواناب سطحی توان تولید برقآبی ایران را نیز دچار مشکل میکند.محدودیت آب شیرین سالم در مقابل تقاضای موجود برای آن میتواند زمینهساز بروز بیماریهای مرتبط با آب شود. کاهش شدید سفرههای آب زیرزمینی و استخراج آب از سفرههای باقیمانده عواقبی نظیر فرونشست زمین که خود تهدیدی برای تاسیسات شهری است، را در پی خواهد داشت. به طور کل الگوی تغییرات دما در ایران مانند افزایش بیشینه و کمینه دمای شبانهروز و ایجاد امواج گرما و روزهای بسیار گرم در جنوب شرق و روزهای بسیار سرد در شمال شرق و روزهای خشک در نواحی غربی و جنوب شرقی و بروز خشکسالی و ایجاد چشمههای گردوغبار و پدیده ریزگرد در شهرهای غرب و جنوبغربی و شرقی و تغییرات الگوی بارش و بحران آب و ناامنی غذایی و کمبود انرژی مسائلی هستند که میتوانند مؤلفههای تهدیدآمیز برای سلامت جمعیت مردم ایران تلقی شوند.
تأثیر تغییر اقلیم بر همه ابعاد میتواند بستری برای شکلگیری بحرانهای اجتماعی باشد؛ بحرانهایی که میتوانند با مهاجرت اقلیمی و تغییر الگوی سکونت و تمرکز جمعیت و ازبینرفتن داراییهای مردم و سرمایههای اجتماعی، ماهیت اجتماعی و امنیتی ایران را دستخوش تغییر کنند. به دنبال تغییر الگوی بارندگی و با توجه به وابستگی خانوارهای روستایی ایران به کشاورزی و دامداری اقتصاد خانوادههای روستایی دچار اختلال خواهد شد. در پی بروز چنین معضلاتی، مهاجرت و جابهجایی جمعیت نخستین واکنشهای اجتماعی خواهد بود. مهاجرتهای اجباری و حاشیهنشینی و افزایش جمعیت کلانشهرها مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را به دنبال خواهد داشت.
از سوی دیگر رویآوردن جهانیان به انرژیهای پاک برای کشوری مانند ایران که اقتصاد آن بر نفت متکی است، به معنای کاهش درآمد اقتصادی است. فقدان بومیشدن و نبود درک صحیح از تغییر اقلیم و ناتوانی در پیشبینی معضلات سبب شده است تا ایران برای مواجهه با آثار این معضل آمادگی کامل نداشته باشد. البته قوانینی مانند اصلاح الگوی مصرف انرژی و سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف مدنظر بودهاند. اما تخصیص نیافتن بودجه مناسب و برنامهریزیهای نامتناسب و غیرکاربردی و ناآگاهی برخی متولیان درباره مفهوم محیط زیست و ترجیح نگاه سیاسی به نگاه علمی مانع اجرای آنها بوده است.
به طور کل کاهش انتشار گازهای گلخانهای در ایران مشکل است. تعهدات ناگهانی ملی و بینالمللی ایران به طرحهای کاهش انتشار بدون تدوین برنامههای اصولی و راهکارهای سازگاری با شرایط نوین خسارات جبرانناپذیری را بر پیکره اقتصاد پرکربن ایران وارد خواهد کرد. در شرایط اقتصادی کنونی کاهش انتشار مترادف با کاهش حجم تولید در صنعت و معادن و حملونقل و استخراج سوختهای فسیلی و… است. با توجه به این مهم که در حال حاضر همه مسئولان در جریان آثار و پیامدهای تغییر اقلیم هستند، باید آسیبهای احتمالی رصد شود. برنامه متعادلی مبتنی بر ارزیابی آثار و همسو با تعهدات بینالمللی در ابعاد انرژی و کشاورزی و آب و… صورت گیرد. چالشها و توانمندیهای ساختاری ایران شناسایی شود. در راستای تأمین انرژی، بر انرژیهای پاک خصوصاً انرژی خورشید و باد و همچنین انرژی گداخت هستهای سرمایهگذاری شود و بستر مناسبی برای کسب دانش و فناوری در این حوزهها فراهم شود. افزایش آگاهی عمومی نسبت به تغییر اقلیم و فرهنگسازی و هدایت افکار عمومی میتواند به تدوین سیاستها و قوانین ملی منجر شود. با اصلاح الگوی تولید محصولات کشاورزی به سمت محصولات با آب بری کمتر و جلوگیری از فرسایش خاک و ارتقای بهرهوری منابع تولیدی و جبران کمبود آب با بهرهجویی از تصفیه فاضلاب و بهینهسازی مصرف مواد غذایی و آب و انرژی میتوان تا حدودی از شدت عواقب تغییر اقلیم کاست.
بارگذاری جدید صنعتی در تهران خیانت است
معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه اجازه بارگذاری صنایع جدید در تهران را نمیدهیم، گفت: واحدها و لکههای صنعتی باید ساماندهی شود و بارگذاریهای جدید و نامتعارف خیانت در حق نسل آینده است. این در حالی است که شنیدهها حاکی از آن است که دولت در حال مقرراتزدایی از قانون سال ۴۶ است که ایجاد صنایع تا شعاع ۱۲۰کیلومتری تهران را ممنوع کرده بود و با این اقدام ورود صنایع تا این شعاع از تهران امکانپذیر میشود. روزنامه پیامما با تیتر «تبر بر کمر تهران» به بررسی تبعات این تصمیم پرداخته بود. حالا علی سلاجقه در آیین افتتاحیه مدول دوم سیستم تصفیه فاضلاب شهرک صنعتی نصیر آباد رباط کریم همزمان با گرامیداشت هفته زمین پاک به این موضوع اشاره کرد و بارگزاری جدید را خیانت توضیف کرد.
براساس گزارشی که ایرنا منتشر کرده است او در این مراسم افزود: ۴۸ لکه صنعتی اطراف شهر تهران وجود دارد که نیازمند ساماندهی است زیرا بسیاری از این واحدها غیرمجاز ایجاد و تخلفاتی در این زمینه انجام شده و اساسا کسی که متخلف است و کسی که غیرمجاز کاری را انجام می دهد در از بین بردن محیط زیست هم از هیچ چیز ابایی ندارد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر ضرورت توجه بیشتر به موضوع مجموعهها و صنایع دانش بنیان یادآور شد: در زمینه شرکتهای دانشبنیان و استقرار آنها در امتداد شعاع و نیز شرکتهای صنایع غذایی در توسعهای مشکلی نداریم ولی در مورد صنایع آلاینده، اعلام میکنم در استان تهران مجوز نخواهیم داد و اجازه بارگذاری جدید را نمیدهیم.
سلاجقه ادامه داد: بارگذاری صنعت در استان تهران با توجه به آنچه دیده و تجربه کردهایم، اصلا شایسته نیست و موضوع شعاع ۱۲۰ کیلومتر، آن هم در غرب تهران به سمت کرج و قزوین و در مسیر باد غالب معنی و مفهومی ندارد و اساسا این اشباع صنعت و نوع استقرار و آلودگیهای آن، استانهای تهران و البرز را به شدت تحت الشعاع و تحت تاثیر قرار داده است.
معاون رئیس جمهور اظهارداشت: تغییرات اقلیمی باعث شده توزیع و مقدار یکی از اصلی ترین شاخص های اقلیم یعنی بارش و نزولات آسمانی به لحاظ مکانی و زمانی دچار تغییر شود و این خود موجب شده که به لحاظ شرایط اقلیمی، ایران جزو کشورهای کم بارش محسوب شود.
وی اضافه کرد: هر چند اگر در کشور میانگینها را در نظر بگیریم، از کمتر از ۱۰ میلی متر در لوت و بیشتر از ۲ هزار میلی متر در انزلی باز هم آب به اندازه کافی وجود دارد اما پراکنش و توزیع آن بر اساس سایر نعمت هایی که خدا داده و جایگزین آب کرده متفاوت است.
سلاجقه با اشاره به اینکه با قرارگیری در این چرخه یکی از بحثهای مهم، موضوع استفاده از آب در بخش صنعت است، افزود: استفاده از آب در بخش صنعت بر اساس نوع صنعت و میزان مصرف آن کاملا متفاوت است و صنایع آب بر به ویژه صنایع غذایی باید در فرایند تولید، مدیریت، رعایت الگوی مصرف و بازچرخانی آب را در اولویت برنامههای خود قرار دهند.
منابع آب و خاک کشور در مرز خطر قرار گرفته است
رییس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر این واقعیت که امروز در منابع آب و خاک کشور، به عنوان مجرم هستیم و با نگاه به آمار و اطلاعات موجود در مرز خطر قرار گرفته ایم، گفت: با نگاه به ظرفیتهای آبی محدود کشور تنها با مدیریت اصولی و منطقی میتوانیم از این آستانه عبور کنیم و در این زمینه با توجه به آمار ارائه شده، بازچرخانی حدود ۱۷۷ هزار متر مکعب در شبانه روز در مجموع صنایع کشور خوشبختانه موضوع مهم و قابل توجهی است که البته این مقدار آب هم باید به نحو مطلوب مدیریت شود.
سلاجقه با بیان اینکه با طرح مساله جدیدی در دنیا مانند رد پای آب و آب مجازی، کلید واژههایی به وجود آمد که یک بار معنایی، اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده است، تصریح کرد: بعد از کلید واژه آبهای مجازی، ردپای آب مطرح شد یعنی در فرایند تولیدی، برای محصول نهایی چقدر آب مصرف و هزینه شده تا این محصول به دست آمده و قیمت تمام شده محصول نهایی را در کشوری مثل کشور ما باید بر مبنای میزان حجم آب مصرف شده برای آن کالا محاسبه کنیم.
وی اظهار داشت: اگر کشور می خواهد پایدار باشد باید قیمت تمام شده کالاها بر مبنای میزان حجم آب مصرفی برای تولید آن باشد.
سلاجقه با تشریح اینکه صنعت و محیط زیست دو بال یک کشور هستند و از هیچ کدام از این دو نمیتوانیم بگذریم، گفت: با عنایت به فرمان سال مقام معظم رهبری در مجموعههای دانش بنیان، امیدواریم صنایع به این سمت و سو حرکت کنند زیرا مساله صنعت و محیط زیست همه ابعاد حیات ما را تحت شعاع قرار می دهد.
وی افزود: محیط زیست هیچ وقت مخالف صنعت نیست و ما باید روز به روز با پیشرفت دانش بشر از ظرفیتهای جدید استفاده کنیم و در این زمینه دانش بنیان کردن یکی از اصول اساسی کار است.
سلاجقه عدم اجرای طرحها بدون اخذ مجوزهای زیست محیطی و ارزیابیهای لازم را از جمله موضوعات مطرح شده مهم در دولت دانست و افزود: ما در بحث صنایع آن هم در استان تهران اشباع شدیم و بطور واقعی با تبعات مختلف آن مواجه هستیم.
محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده و چهره فرهنگی پیشکسوت در ۹۷ سالگی در کانادا از دنیا رفت.
شیرین بیانی، نویسنده و پژوهشگر و همسر محمدعلی اسلامی ندوشن با اعلام این خبر به ایسنا گفت: ایشان دو روز گذشته (پنجم اردیبهشتماه ۱۴۰۱) جهان فانی را وداع گفتند. در عرض پنج سال ضعف و از پا افتادگی فراوان داشتند و در عرض دو روز کسالت ما را ترک کردند.
همسر اسلامی ندوشن درباره مراسم تشییع پیکر او و اینکه آیا به ایران منتقل میشود نیز گفت: چون کسالت نداشت در این فکرها نبودیم؛ در همین جا (کانادا) به طریق اسلامی به امانت به خاک سپرده میشوند.
محمدعلی اسلامی ندوشن متولد ۱۳۰۴ در ندوشن یزد بود. او دانشآموخته حقوق بینالملل از فرانسه بود و استاد پیشین دانشگاه تهران، که علاوه بر درسهای حقوقی، به تدریس نقد ادبی، سخنسنجی و ادبیات تطبیقی نیز میپرداخت. اسلامی ندوشن سالها زندگی خود را صرف تحقیق در آثار علمی و ادبی ایران و ترجمه آثار نویسندگان جهان کرد و آثارش بهصورت کتاب در بیش از ۵۰ جلد در زمینههای گوناگون اعم از ادبی، فرهنگی و اجتماعی به چاپ رسیده است.برخی از کتابهای محمدعلی اسلامی ندوشن عبارتاند از: «ماجرای پایانناپذیر حافظ»، «چهار سخنگوی وجدان ایران»، «تأمّل در حافظ»، «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه»، «روزها» (سرگذشت – در چهار جلد) و «باغ سبز عشق».
دلایل مرگ پلنگ قائمشهر بررسی شود
یک روز پس از مرگ پلنگ سرگردان قائمشهر با دو گلوله، استاندار مازندران به معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری ماموریت داد تا زوایای مختلف این ماجرا را با فوریت ظرف ۴۸ ساعت با تشکیل کارگروه مرتبط پیگیری کند.
بر اساس اعلام روابط عمومی استانداری مازندران محمود حسینیپور در دستور خود نوشته است: «هرچند تامین امنیت و جان مردم در پی ورود یک قلاده پلنگ به محیط عمومی شهر قائمشهر ضرورت داشت و متولیان امر باید از جان مردم حراست میکردند، اما باید به شیوههای صحیح و با استفاده از ابزارهای مدرن نسبت به زندهگیری این گونه کمیاب اقدام میشد.»
استاندار مازندران خطاب به روحالله سلگی عنوان کرد: «به جنابعالی ماموریت میدهم به فوریت ظرف ۴۸ ساعت آینده با تشکیل کارگروهی نسبت به بررسی زوایای مختلف این حادثه اقدام و گزارش نهایی را به اینجانب اعلام فرمایید. لازم است بررسی شود که چرا دستگاههای متولی به خصوص سازمان حفاظت محیط زیست استان با تاخیر چند ساعته نسبت به بیهوش کردن پلنگ سرگردان در شهر اقدام کرده و در نهایت نیز کوتاهیها منجر به تلف شدن این حیوان شده است؟ باید ضمن برخورد با عوامل خاطی، با انجام اقدامات پیشگیرانه مانع تکرار چنین حوادث تلخ شد و همچنین بررسی شود یک قلاده پلنگ چگونه وارد شهر شده است؟»
این پلنگ که صبح یکشنبه در قائمشهر دیده شده بود، پس از حمله به یک مامور نیروی انتظامی هدف اصابت گلوله قرار گرفت و به دلیل شدت جراحات وارد تلف شد. این وقایع پیش از رسیدن محیط زیست و انجام عملیات بیهوشسازی رخ داد. در همین ارتباط دیروز سهیل اولادزاد، فعال محیط زیست به «پیام ما» گفت: «در مازندران یک اسلحه بیهوشی بیشتر نداریم و دامپزشکی که برای مدیریت ماجرا آمد، از چمستان نور آمده بود که دو ساعت تا قائمشهر فاصله دارد.»
سمیه رفیعی، رییس فراکسیون محیط زیست مجلس نیز به ایسنا گفت: «چه توجیهی دارد که یک استان پهناور فقط یک تفنگ بیهوشی برای حیات وحش داشته باشد؟ چرا نباید این تفنگها در همه پاسگاههای محیطبانی باشد و دامپزشکان معتمد نیز در شهرستانها آموزش ببینند تا در مواجهه با این گونه وقایع بتوان از کمک آنها استفاده کرد؟ متاسفانه وظیفه بخشهای مختلف در مواجهه با این واقعه درست نبوده است.»
