بایگانی مطالب نشریه

آزادی قدس را حتمی می‌دانیم

سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری با بیان اینکه آینده سرزمین فلسطین را مجاهدین جوان و نوجوان به دست می‌گیرند، گفت: ما بر اساس وعده خداوند و پیامبر گرامی اسلام (ص)، آزادی قدس را حتمی می‌دانیم و این حرکت عظیم که امروز در قالب راهپیمایی شاهد آن هستیم نماد همبستگی امت اسلامی است که به نابودی رژیم صهیونیستی منتهی می‌شود.

کل فلسطین صحنه مقاومت است

رهبر معظم انقلاب اسلامی با برشمردن نشانه‌های بسیار امیدبخش از پیشِ رو بودن آینده‌ای متفاوت به نفع مردم فلسطین از جمله گسترش میدانِ مقاومت به کل فلسطین و در مقابل، ضعیف شدن رژیم اشغالگر و حامی اصلی آن یعنی آمریکا، حوادث سال‌های اخیر فلسطین را به معنای ابطال همه طرح‌های سازش با رژیم صهیونیستی دانستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت روز جهانی قدس در ابتدای سخنانشان با درود به امام بزرگوار که بنیان‌گذار بنیان مبارک روز قدس بودند، و با درود و سلام فراوان به ملت عظیم‌الشأن ایران که امروز با حضور پر انگیزه خود در میدان در همه جای کشور حماسه‌ای با عظمت آفریدند، افزودند: حضور عظیم و مبارک شما در میدان دفاع واقعیِ سیاسی و مردمی از قدس موجب نیرو گرفتن و افزایش استقامت کسانی است که با جسم و جان خود از قدس و مسجدالاقصی دفاع می‌کنند و به امید خدا مبارزه بزرگ فلسطین به نتایج نهایی و مبارک خود نزدیک می‌شود.
به گزارش ایسنا، رهبر انقلاب در ادامه با بیان اینکه امروز قصد دارند به زبان عربی خطاب به دنیای اسلام بخصوص دنیای عرب سخن بگویند، با تأکید بر این واقعیت که تا رژیم غاصب و جنایتکار صهیونیست بر قدس مسلط است، همه روزهای سال را باید روز قدس دانست، گفتند: قدس شریف، قلب فلسطین است و سراسر کشور غصب شده، از بحر تا نهر، ادامه قدس است.
ایشان با تحسین ایستادگی و شهامت کم‌نظیر ملت فلسطین، عملیات فداکارانه جوانان فلسطینی را موجب ایجاد سپر دفاعی برای فلسطین و بشارت‌دهنده آینده‌ای متفاوت دانستند و در بیان نشانه‌های رقم خوردن معادله‌ای جدید در امروز و فردای فلسطین خاطرنشان کردند: امروز «اراده شکست ناپذیر» در فلسطین و همه منطقه‌ی غرب آسیا جایگزین «ارتش شکست ناپذیر» صهیونیست شده و ارتش جنایتکار ناچار شده آرایش تهاجمی خود را به تدافعی تبدیل کند.
شکست‌های پیاپیِ مهمترین حامی رژیم صهیونیستی یعنی آمریکا در جنگ افغانستان، در سیاست فشار حداکثری بر ایران اسلامی، در برابر قدرتهای آسیا، در کنترل اقتصادی جهان و در مدیریت داخلی خود، و همچنین پدیده شکاف عمیق در حاکمیت آمریکایی، مواردی دیگری بود که رهبر انقلاب به‌عنوان نشانه‌های آینده‌ای متفاوت به آنها اشاره کردند.
ایشان با اشاره به دست و پا زدن رژیم صهیونیستی در انبوه مشکلات سیاسی و نظامی، افزودند: جلاد و مجرم قبلی که در رأس رژیم بود، در پی حماسه‌ی سیف القدس به زباله‌دان پیوست و جانشینان امروز او هم هر ساعت در انتظار تیغ برنده حماسه‌ای دیگرند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه با اشاره به نمونه‌های عینی از گسترش مقاومت در سراسر فلسطین مانند تحرک اردوگاه جنین که صهیونیست‌ها را دیوانه کرده است، درخواستِ ۷۰ درصد از فلسطینی‌ها برای حمله نظامی به رژیم غاصب، حرکتهای جهادی مردم فلسطین در بخش‌های شمالی و جنوبی سرزمین‌های ۱۹۴۸، راهپیمایی‌های سنگین در اردن و قدس شرقی، دفاع جانانه جوانان فلسطین از مسجدالاقصی و رزمایش نظامی در غزه، تأکید کردند: کل فلسطین به صحنه مقاومت تبدیل شده و مردم فلسطین بر ادامه جهاد وحدت نظر یافته اند. این پدیده‌های مهم به معنی آمادگی کامل فلسطینی‌ها برای مقابله با رژیم غاصب است و دست سازمان‌های مجاهد را باز می‌گذارد تا هر زمان لازم دانستند وارد عمل شوند.
ایشان پیام مهم این حوادث و آنچه را در سال‌های اخیر در فلسطین رخ داده است، ابطال همه طرح‌های سازش با دشمن صهیونیست خواندند و گفتند: هیچ طرحی درباره فلسطین در غیاب یا بر خلاف نظر صاحبان آن یعنی فلسطینی‌ها اجراشدنی نیست و این یعنی همه توافقات پیش از این مانند اُسلو، یا طرح عربی دو دولتی، یا معامله قرن، یا عادی‌سازی‌های حقیرانه اخیر باطل شده‌اند.
رهبر انقلاب با اشاره به استمرار انواع جنایات رژیم صهیونیستی با وجود از نفس افتادن آن، افزودند: دروغگویان مدعی حقوق بشر در اروپا و آمریکا که در قضیه اوکراین آن غوغا را به راه انداختند، در برابر این همه جنایت در فلسطین مهر سکوت بر لب زده‌اند و از مظلوم دفاع نمی‌کنند بلکه به گرگ خونخوار کمک هم می‌کنند.
ایشان درس بزرگ از این رفتار مزوّرانه قدرتهای نژادپرست غربی را پرهیز از هر گونه تکیه کردن به آنها دانستند و تأکید کردند: تنها با نیروی مقاومت که برگرفته از تعلیم قرآن کریم و احکام اسلام عزیز است، می‌توان مسائل دنیای اسلام و در رأس آن مسئله فلسطین را حل کرد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شکل‌گیری مقاومت در منطقه غرب آسیا را پر برکت‌ترین پدیده این منطقه برشمردند و خاطرنشان کردند: کیان مقاومت بود که بخشهای اشغال‌شده لبنان را از لوث وجود صهیونیست‌ها پاک کرد، عراق را از حلقوم آمریکا بیرون کشید و از شرّ داعش نجات داد، به مدافعان سوری در برابر نقشه‌های آمریکا مدد رساند، با تروریسم بین‌المللی مبارزه می‌کند، به مردم مقاوم یمن در جنگی که به آنها تحمیل شده است یاری می‌رساند، با پنجه افکندن به موجودیت غاصبان صهیونیست به توفیق الهی آنها را به زانو در می‌آورد و با تلاش مجاهدانه، مسئله قدس و فلسطین را در افکار عمومی جهان روز به روز برجسته‌تر می‌کند.
ایشان با یادآوری آیاتی از قرآن کریم که بشارت‌دهنده یاری پروردگار به مؤمنان و صابران است خطاب به مردم فلسطین و جوانان فداکار آن تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران همچنان که بارها گفته و در عمل نیز بر آن پای فشرده است، حامی و طرفدار جبهه مقاومت و مقاومت فلسطین است و حرکت خیانت آمیز عادی‌سازی روابط با رژیم غاصب و سیاست تطبیع‌پذیری را محکوم می‌کند.
رهبر انقلاب با اشاره به اینکه برخی دولت‌های عربی به آمریکا گفته‌اند در حل مسئله فلسطین شتاب کند، افزودند: اگر منظور آنان این است که آمریکا پیش از بیرون رفتن از منطقه، هر مانع را از سر راه تثبیت رژیم غاصب بردارد، اولاً خیانت کرده و برای دنیای عرب ننگ آفریده‌اند، ثانیاً ساده‌لوحی به خرج داده‌اند زیرا کور نمی‌تواند عصاکش کور دگر شود.
ایشان در پایان سخنانشان با درود به روح شهیدان فلسطینی و ادای احترام به خانواده‌های آنان، به اسیران و زندانیان فلسطینی که با اراده‌ی استوار مقاومت می‌کنند تحیت گفتند و افزودند: دست گروه‌های فلسطینی مقاوم را که بخش مهم این مسئولیت بزرگ را بر دوش گرفته‌اند می‌فشارم، و دنیای اسلام به‌ویژه جوانان را به حضور در این میدان عزت و کرامت فرا می‌خوانم.

درخواست آزادسازی واردات خودرو

کارزاری با نام درخواست آزادسازی واردات خودرو در وب‌سایت کارزار در جریان است که با هشتگ #آزادسازی_واردات_خودرو پیگیری می‌شود. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس جمهوری اسلامی ایران آمده است: «مردم شریف ایران شایسته بهره‌مندی از والاترین شرایط زندگی مادی و معنوی می‌باشند. سال‌هاست انحصار و ممنوعیت واردات خودرو حق استفاده از خودروی مناسب و در شأن مردم را از آنان سلب کرده است. طی این سال‌های ممنوعیت واردات خودرو نه‌تنها شاهد بهبود کیفیت خودروهای داخلی نبودیم، بلکه شاهد افت کیفیت نیز هستیم. به‌عنوان نمونه در تصادف ۲۸ خودرو در خوزستان که منجر به فوت چند تن از هموطنانمان شد، حتی یک خودروی داخلی هم ایربگش باز نشد. رقابت در هر امری شرط اولیه برای رشد و پیشرفت است و ممنوعیت واردات در این سال‌ها حق مردم ایران را برای داشتن زندگی مناسب سلب کرده که این سرخوردگی‌ها در فرار سرمایه و نیروی انسانی از کشور بسیار موثر است.»
امضاکنندگان این کارزار می‌خواهند از این راه پیگیر «آزادسازی واردات خودرو» شوند.
این کارزار از ۲۶ دی 1400 آغاز شده و تا ۲۶ اردیبهشت 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از۲۱ هزار و ۵۵۲ نفر امضا شده است.

با ساخت وساز در حاشیه باغ گیاه‌شناسی مخالفیم

معاون حقوق عامه و پیشگیری از وقوع جرم دادستانی کل کشور با حضور در باغ گیاه شناسی ملی ایران از این مجموعه بازدید کرد.
به گزارش میزان، غلام عباس ترکی در حاشیه این برنامه با اشاره به اینکه هدف از بازدید باغ گیاه شناسی ملی ایران شناسایی و بررسی چالش‌های اصلی این مجموعه در بخش‌های مختلف است،بیان کرد: یکی از چالش‌هایی که در این رابطه مطرح شد ساخت‌وسازهای اخیری است که در ضلع شمالی باغ گیاه شناسی ملی ایران، گودبرداری شده است.
او افزود: احداث ۲۲ بلوک و بالغ بر ۵ هزار و ۵۰۰ واحد در این محل مشکلات متعددی از جمله مشکل آب، آب و هوا و نقض استاندارد‌های ملی و بین المللی را برای باغ به وجود خواهد آورد.
او افزود: موضوعی که در حال حاضر مسلم است، اجرای طرح در خارج از چارچوب مشخص بوده و بدون اینکه استاندارد‌های لازم رعایت شود؛ ساخت‌و‌ساز در این محوطه از نظر دادستانی ممنوع بوده و ما با آن مخالف هستیم.

«تفکیک جنسیت» راه‌حل نیست

مساله تفکیک جنسیت در مترو و اتوبوس مخصوص ایران نیست. بسیاری از کشورهای دیگر دنیا نیز تفکیک را جدی گرفته‌اند و و بسیاری از خدمات مربوط به حمل‌و‌نقل عمومی در این کشورها مشمول چنین طرحی شده است. مکزیک، ژاپن، هند، مصر و … از جمله مشهورترین کشورهایی هستند که این طرح را در کشور خود اجرا می‌کنند. مساله تفکیک جنسیت در مترو، اتوبوس و سایر وسایل حمل و نقل عمومی تاکنون موضوع بحث مقالات علمی – پژوهشی و نیز گزارش‌ها و تحلیل‌های خبری فراوانی بوده است. این موضوع هنوز هم مورد مناقشه است.

مساله «آزار جنسی» و نداشتن «امنیت» مهم‌ترین دلیلی است که موافقان طرح تفکیک جنسیت در وسایل نقلیه عمومی روی آن تاکید می‌کنند. گاردین مدتی پیش در گزارشی این موضوع را تحلیل کرد. بر اساس تحلیل این پایگاه، بیش از نیمی از زنان ژاپنی که از مترو استفاده می‌کنند، دست کم یک بار در واگن‌ها از سوی مردان آزار دیدند. همچنین، بیشترین تجاوزهای جنسی به زنان هندی در اتوبوس‌های خلوت به وقوع می‌پیوندد. فاجعه تجاوز جنسی چند مرد به یک دختر 23 ساله در اتوبوس و سپس قتل آن دختر، شاید مهم‌ترین پرونده و نمونه در این زمینه باشد که جامعه هند را دچاری شوکی بزرگ کرد و باعث شد قوانین بسیاری در این کشور در زمینه تفکیک جنسیت در خدمات حمل و نقل عمومی تصویب شود.
به جز هند و ژاپن، مصر نیز تجربه مشابهی داشته است. گاردین تاکید کرده که در «مصر در سال 2007 واگن‌های مخصوص زنان را در متروی خود ایجاد کرد، زیرا زنان این کشور به شدت خواستار رهایی از موج آزار و اذیت جنسی توسط مردان بودند. تحقیقات سازمان ملل نشان می‌دهد که 99 درصد از زنان و دخترانی که در نظرسنجی این سازمان شرکت کرده بودند، گزارش داده‌اند که حداقل یک بار نوعی از خشونت (جنسی) را در خیابان‌ها تجربه کرده‌اند.»
منتقدان تفکیک جنسیت چه می‌گویند؟
منتقدان معتقدند تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس بیشتر یک راه حل «سطحی» است و عمق بحران و مساله را نشانه نمی‌گیرد. مگان ورت، تحلیلگر «Global Citizen» معتقد است که مسئله آزار جنسی و نگرانی زنان بیشتر به «ساختارهای اجتماعی» یک جامعه مربوط است و اکثرا هم در جوامعی خود را نشان می‌دهد که در آن‌ها، «نابرابری جنسیتی» زیاد است. از نظر ورت، در این جوامع به جای تفکیک جنسیتی و پاک کردن صورت مسئله، باید به سراغ راه حل واقعی رفت و نابرابری اجتماعی را کاهش داد. در غیر این صورت، حتی شخصی که تا محل کارش پیاده رفته یا از خودرو شخصی استفاده می‌کند، نیز نوعی هراس اجتماعی و ترس از آزار جنسی را تجربه می‌کند.
گاردین در گزارش دیگری مدعی شده که تفکیک جنسیتی در مترو و اتوبوس بیشتر در کشورهایی وجود دارد که در آنها، تبعیض اجتماعی بین مردان و زنان زیاد دیده می‌شود. گاردین به عنوان نمونه از امارات متحده عربی یاد می‌کند که از طرح تفکیک جنسیتی در حمل و نقل خود استفاده می‌کند. بر اساس گزارش گاردین، زنان در امارات عملاً شهروندان درجه دوم به حساب می‌آیند و با محدودیت‌های فراوانی روبه رو هستند. زنان حتی از کسب حقوق اولیه خود عاجزند و برای خروج از خانه نیز احتیاج به رضایت همسر خود دارند. در این گزارش همچنین از کشورهایی چون برزیل، اندونزی، مصر و هند نام برده شده که وضعیت بسیار بدی در زمینه برابری جنسیتی دارند و در عین حال، برای حل این مساله عمیق اجتماعی سعی کرده‌اند در مترو و اتوبوس‌های خود طرح تفکیک جنسیت را اجرا کنند.
آموزش و آگاهی بخشی؛ بهترین راه برای حل بحران
یکی از کشورهایی که طرح تفکیک جنسیت در متروها و اتوبوس‌هایش به طور وسیع اجرا می‎شود، مکزیک است. بر اساس گزارش پایگاه «an injustice»، مکزیک در سال‌های اخیر با افزایش ساعت کار و تعداد کارگران زن مواجه بوده و همین امر، رفت‌و‌آمد زنان در ساعت‌های انتهایی شب را افزایش داده است. این موضوع باعث شده تا تعداد آزارهای جنسی به زنان در اتوبوس و مترو زیاد شود. بر همین اساس، زنان اعتراضات زیادی به دولت مکزیک کرده‌اند و دولت نیز مدتی پیش تصمیم گرفت طرح تفکیک جنسیت را در متروهای این کشور به‌طور وسیعی اجرا کند.
با این حال، شواهد گویای این است که مسئله مکزیک صرفا با تفکیک جنسیتی حل نشده و نمی‌شود و آنچه علت اصلی در این زمینه است، «بی‌احترامی» مردان به زنان است که به خود اجازه می‌دهند به زنان دست‌درازی کرده یا آنان را آزار دهند. بر اساس مقاله «امی دانکل گراگلیا» «Dunckel-Graglia» که تحت عنوان «حمل و نقل فقط برای زنان: چگونه حمل و نقل عمومی «صورتی» درک جمعی از تحرک زنان را تغییر می‌دهد» به چاپ رسید، مردان (مکزیکی) زنان را به خاطر نگرانی‌هایشان در مورد «ایمنی جنسی»‌ در مترو و اتوبوس سرزنش می‌کنند و می‌گویند که شکایت زنان نشانه‌ای از «ضعف» آنهاست. گراگلیا معتقد است تا این نگاه تبعیض آمیز تغییر نکند، مساله تجاوز به زنان حل نمی‌شود. بر اساس نظرسنجی این محقق، 77 درصد از زنان مکزیکی معتقدند که اگر مردان برای احترام به زنان «آموزش» ببینند، شاید اصلا دیگر احتیاجی به تفکیک جنسیت در مترو و اتوبوس نباشد.
بر اساس این رای، حتی اگر بپذیریم که تفکیک جنسیتی باید در وسایل حمل و نقل عمومی اجرا ‌شود، باز باید این طرح را با آموزش وسیع عمومی و تغییر دیدگاه‌های تبعیض‌آمیز در مورد زنان، تقویت کنیم تا این مساله در «سطح» نمانده و بتواند واقعا مانع از آزار جنسی زنان و احساس نارضایتی آنها شود.

فرزانه وطن‌پرست

پیام ما | «ایران و کرمان یکی از ایران و کرمان یکی از فرزانه‌ترین دانشمندان خود در حوزه آب، کشاورزی و اقتصاد را از دست داد» این را مهدی ایرانی کرمانی گفت و با تاثر خداحافظی کرد. «ایرانی» دوست دیرین مهدی آگاه بود و حالا در غم از دست دادن دوست دیرینه‌اش جز بیان همین یک جمله چیزی بیشتر نتوانست بگوید.

مهدی آگاه، فعال اقتصادی بخش کشاورزی، پژوهشگر حقوق آب از کنشگران نهادهای مدنی و تخصصی درگذشت. انتشار این خبر برای آنها که آگاه را می شناختند بسیار گران آمد زیرا می‌دانستند که یک ایرانی وطن‌دوست و توسعه‌خواه را از دست داده است. همان تعبیری که مهدی ایرانی کرمانی هم در گپ کوتاهش با خبرنگار «پیام ما» بر زبان آورد و از او به عنوان یکی از فرزانه‌ترین دانشمندان حوزه آب، کشاورزی و اقتصاد یاد کرد.
محسن جلال‌پور، نایب رئیس اسبق اتاق بازرگانی ایران هم در یادداشتی در صفحه شخصی‌اش در اینستاگرام درباره آگاه نوشت: «آقای آگاه بدون شک انسانی آزادی‌خواه و بسیار آزاداندیش بود. همیشه او را در قامت معلمی مهربان و صبور می‌دیدم که مهم‌ترین مأموریت خویش را آموزش می‌دانست. شاگردان بسیاری تربیت کرد و دست‌های بسیاری را گرفت. مهدی آگاه تاریخ را خوب می‌دانست و اقتصاد را خوب فهمیده بود، در کشاورزی استاد بود و در تجارت، قهار».
اما مهدی آگاه که بود و چه کرد که دو چهره شناخته شده اقتصادی درباره او چنین توصیف‌هایی به کار می‌برند؟
مهدی آگاه فرزند غلامرضا آگاه و برادر منوچهر آگاه (دانش آموخته اقتصاد، بنیان‌گذار ادارهٔ بررسی‌های اقتصادی بانک ملی ایران و یکی از آخرین روسای سازمان برنامه پیش از انقلاب) بود. پدر او از تجار و کشاورزان شهیر ایران به شمار می‌رود. غلامرضا آگاه همان کسی است که برای نخستین‌بار کاشت پسته را در رفسنجان ترویج کرده است. او در توسعه تجارت پسته هم نقشی اساسی ایفا کرده است. مهدی آگاه پیش از این در گفت وگویی با ماهنامه «دنیای پسته» وابسته به انجمن پسته ایران درباره پدرش گفته: «تا قبل از دهه 40 خورشیدی اروپا اصلاً پسته را نمی‌شناخت. عدم آشنایی با پسته تا حدی بود که اگر یک دانه پسته به یک اروپایی می‌دادیم با پوست به دهان می‌انداخت و نمی‌دانست که پوستش خوردنی نیست! مصرف پسته خیلى اندک و متمرکز بود و توسعه‌ای در بین مردم عادى پیدا نکرده‌ بود، به‌جز ناحیه‌ای کوچک در جنوب فرانسه، نزدیک بندر مارسی که ساکنانش عرب مهاجر بودند و پسته مصرف می‌کردند. اولین تلاش براى صادرات به اروپا از دهه 40 خورشیدی آغاز شد، گرچه قبل از آن هم در سال 1314 مرحوم پدرم، غلامرضا آگاه با شرکت در نمایشگاه بروکسل و پخش بروشور تبلیغاتى سعى در شناساندن پسته به اروپاییان کرده‌بود، اما اولین تلاش پیگیرانه در دهه 40 خورشیدی و توسط «شرکت صادرات پسته ایران» انجام شد. شرکت صادرات پسته ایران در دهه 30 خورشیدى و از گردهمایى خانواده‌های مرشد، آگاه، امین و برخوردار شکل گرفت که همگى این خانواده‌ها از باغداران رفسنجانىِ یزد‌‌ی‌تبار بودند». محسن جلال پور پیش از این درباره غلامرضا آگاه هم نوشته است: «جنگ جهانی دوم، فرصت مناسبی برای غلامرضا آگاه بود تا پسته ایران را به جهان عرضه کند. او مغز پسته را به نام «جیره کماندو» همزمان به ارتش متفقین و آلمان معرفی کرد و به این ترتیب زمینه فروش محصول باغات پسته رفسنجان به کشورهای اروپایی و آمریکا فراهم شد. او تنها به معرفی محصولات خود بسنده نکرد. هنگامی که «نیل آرمسترانگ» نخستین فضانورد جهان که پا به ماه گذاشت، به ایران آمد، هدیه ویژه‌ای به او داد و آن چیزی نبود جز پسته ایرانی که از باغات رفسنجان به عمل آمده بود. فضانورد آمریکایی نیز در مدح پسته ایرانی، یادداشت تاریخی نوشت و آن را به غلامرضا آگاه تقدیم کرد. بعدها به همت او بود که پسته ایران به بازار نیویورک و به دنبال آن اکثر نقاط کشور ایالات متحده آمریکا صادر شد».
مهدی آگاه هم راه پدرش را پی گرفت و هم پا در راه تولید و صادرات پسته گذاشت. آگاه اما به همین بسنده نکرد. او به جز تجارت در نهادسازی و کار پژوهشی هم پیشگام بود. او از جمله بنیان‌گذاران اندیشکده تدبیر آب ایران (وابسته به اتاق بازرگانی) کرمان بود. علاوه بر این عضویت در هیات مدیره بنیاد خیریه علی اکبر صنعتی و فعالیت‌های عام المنفعه دیگری را هم در کارنامه پربارش دیده می‌شود. مهدی آگاه در زمینه حقوق آب و مساله یارانه انرژی هم تحقیق می‌کرد و می‌نوشت. نقد حکمرانی آب در ایران یکی از محورهای مهم سخنان آگاه بود. برای نمونه او سال 90 در گفت وگو با هفته نامه استقامت گفته است: «بیهقی هزار سال پیش می‌گوید من وقایع را آن‌گونه که هست می‌نویسم گرچه جذاب نیست. مردم ما به طور ذاتی قصه جن و پری را بیش‌تر دوست دارند تا واقعیت تاریخی را. این خاصیت ما ملت است که دل می‌بندیم «‌ان‌شاالله ترسالی می‌شود» ­. شما یک چاهی را به عمق 150 متر کنده‌اید، چند هزار سال باید صبر کنیم که این پر شود. چه‌جور طوفان نوح و چه جور زمین قابل نفوذی می‌خواهد که این آب‌ها را ببلعد و پایین ببرد. مردم دوست دارند که استاندار کرمان مصاحبه کند و بگوید که ما در میناب آب شیرین‌کن می‌گذاریم و آب را شیرین می‌کنیم و به ارتفاع دو هزار و 800 متر پمپاژ می‌کنیم، بعد در ارتفاع هزارو 800 متری در کرمان تحویل می‌دهیم و بعد با آن کشاورزی هم می‌کنیم. تخمین خود آقایان این بوده که هر متر مکعب این آب، 2هزارو 800 تومان به پول امروز در بیاید». آگاه را می‌توان از جدی‌ترین منتقدان توزیع رانت در اقتصاد ایران دانست. او بارها نسبت به یارانه پنهان بخش صنعت نوشت و هشدار داد. آگاه سال 96 در گفت‌وگو با مجله تجارت فردا گفته بود: «ما در شرایط بحرانی آب قرار داریم. این سخن درست است. اما مساله این است که در این شرایط بحرانی باید دید تولید چه کالایی -اعم از صنعتی و کشاورزی- آب کمتری می‌برد و ارزآوری بیشتری برای کشور دارد. ما می‌توانیم محصولی را که آب کمتری می‌خواهد تولید و صادر کنیم و در مقابل آن محصولی را که ارزآوری کمی دارد و آب بیشتری می‌خواهد وارد کنیم. اما چون قیمت واقعی تولید در کشور ما مشخص نیست، کلی‌گویی می‌کنیم و می‌گوییم باید کشاورزی را متوقف کرد. اگر بحران آب داریم -که داریم- چرا تنها خواستار توقف کشاورزی هستیم. آیا راهکار مقابله با بحران آب این است که فقط بگوییم کشاورزی را تعطیل کنیم. چرا به صنعت توجه نمی‌کنیم؟
مقامات تمرکز خود را بر تولید فولاد در کشور گذاشته‌اند و هدف این است که به تولید 55 میلیون تن تولید فولاد به روش احیای مستقیم در سال برسیم. صنعت فولاد آب‌برترین صنعت و بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی است. این صنعت با یارانه عظیم انرژی سر پا مانده. بر اساس محاسبات هزینه انرژی سه فرآیند اصلی گندله‌سازی، احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی برای هر تن فولاد به ارزش 289 دلار، بیش از 118 دلار بوده است. قیمت صادراتی این محصول در حدود کمتر از 20 درصد قیمت تمام‌شده آن است. باید دید چرا متولیان صنعت ما روی تولید محصولی تمرکز کرده‌اند و در این شرایط این همه یارانه آب و انرژی را به یک صنعت ورشکسته می‌دهند اما با فرض اینکه کشاورزی توجیه اقتصادی ندارد، می‌خواهند آن را تعطیل کنند». برای آنها که مهدی آگاه را نمی‌شناختند یا دوست دارند که بهتر بشناسند فیلم «می‌برد تا به کجا» مستند تحسین شده «پیروز کلانتری» که در واقع گفت‌وگویی با مهدی آگاه است؛ بهترین منبع برای شناخت او و نگاهش به توسعه پایدار ایران است.

چه بر سر «ارگان» آمد

این روزها شاهد پخش فیلم کوتاهی از گریه سوزناک استاد اسماعیل یغمایی بر ویرانه‌های ارگان عیلامی بهبهان بودیم. گروهی آن گریه‌ را مستقیما به طرح انتقال لوله آب از عرصه ارگان نسبت دادند. گروهی هم در جواب گروه اول، نوشتند و گفتند که آن فیلم مربوط به سال‌های پیش است و ربطی به طرح انتقال آب ندارد. فارغ از آن گفته‌ها و نوشته‌ها، در اینجا می‌خواهم به مسئله‌ای بسیار مهم‌تر اشاره کنم.
گریه‌های سوزناک استاد یغمایی، بیش‌ از آنکه به‌خاطر ویرانی‌های صورت‌گرفته در ارگان یا ارجان باشد، بر بی‌معرفتی‌ است که در حق دستگاه باستان‌شناسی این مملکت روا داشته شده است. برای آنکه این موضوع را بیشتر توضیح دهم، ابتدا فهرست‌وار به مراحلی که تخریب‌ها در عرصه‌ و حریم ارگان شکل گرفت اشاره می‌کنم، پس از آن دو رویکرد در دو زمان مختلف را بر اتفاقی مشابه گواه می‌گیرم تا نشان دهم که «بی‌معرفتی‌‌ها» چه بر سر میراث فرهنگی و باستان‌شناسی ایران آورده است.

پرده ۱
به گواه پژوهش‌های صورت گرفته، محوطه تاریخی ارجان/ارگان یکی از مهم‌ترین محوطه‌های ایران است که در شمال شهر بهبهان کنونی قرار دارد. ارجان در زمره اولین آثار ارزشمند ایران است که به شماره ۴۴ و در سال ۱۳۱۰ خورشیدی در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. این محوطه از هزاره ششم پیش‌ از میلاد تا دوره قاجار سابقه تمدنی دارد. اما بقایای ادوار عیلامی نو، ساسانی و قرون اولیه اسلامی این محوطه زبانزد عام و خاص است. خصوصا، وجود بقایای یکی ‌از کهن‌ترین و مفصل‌ترین مساجد سال‌های اولیه ظهور اسلام در شهر ارجان/ ارگان گواهی است بر اهمیت این شهر در سده‌های نخست هجری.
تا آنجا که آگاهی داریم، تخریب‌ها در شهر ارجان/ارگان از اواخر دوره قاجار شروع شد. محل مسجد باشکوه صدر اسلام ارجان که امروزه فقط بخش‌هایی از پیِ آن قابل دستیابی است، نزد اهالی ناآگاه آن زمانِ منطقه، معروف به «گچینه» بود؛ یعنی جایی برای استحصال گچ و سنگ لاشه برای ساختمان‌سازی در شهر بهبهان، چون مسجد باشکوه ارجان از مصالحی چون گچ و لاشه سنگ ساخته شده است.
مرحله دوم تخریب‌ها با بهره‌برداری از کارخانه سیمان بهبهان در بهمن ۱۳۵۷ در گوشه شمال شرقی عرصه شناخته‌شده ارجان شروع شد. ادوات کارخانه سیمان بخش وسیعی از عرصه‌ها و اراضی شهر تاریخی ارجان را برای تولید پودر سیمان بلعید و برای همیشه نابود ساخت.
مرحله سوم تخریب‌ها با شروع فعالیت‌های آب‌رسانی و سدسازی در اوایل دهه ۱۳۶۰ توسط سازمان آب و برق خوزستان شروع شد. تیغه بلدوزر سدسازان بقایای ارزشمندی از آرامگاهی متعلق به دوره عیلام نو را عیان ساخت. از آن پس، روند رو به رشد کشاورزی با روش آبیاری نیمه مکانیزه، باعث شد تا اراضی شهر تاریخی ارجان یکی پس ‌از دیگری به زیر کشت رفته و بخش‌هایی از آن برای همیشه نابود شود.
مرحله چهارم تخریب‌ها از زمانی شروع شد که کارشناسان شرکت نفت یکی از مخازن عظیم نفتی را در شمال بهبهان شناسایی کردند. تلاش برای احداث خطوط لوله و حلقه‌های متعدد چاه نفت بخش‌های وسیعی از عرصه و حریم شهر تاریخی ارجان را دستخوش تغییر کرد. در لابلای مراحل تخریبی چهارگانه، از توسعه باغداری و کشاورزی و ظهور و گسترش روستای قدمگاه امام رضا مشرف بر پل تاریخی بکان نیز باید یاد کرد.
پرده ۲
همه ما کم و بیش از داستان کشف آرامگاه عیلامی «کیدین هوتران» در شمال بهبهان در اوایل دهه ۱۳۶۰ آگاهیم. اینکه تیغه بلدوزرهای کارگاه سد‌سازی سازمان آب و برق خوزستان، به مقبره‌ای عیلامی برخورد کرد و با دخالت نیروهای محلی و در نهایت ماموران مرکز باستان‌شناسی وقت، از غارت بیشتر گورنهاده‌های مکشوفه جلوگیری شد. مدتی پس ‌از آن، بدون آنکه عملیات خاکبرداری و سدسازی متوقف شود، به واسطه تلاش و کوشش فراوان، استاد یغمایی فرصت یافت تا به محل کشف آرامگاه بازگشته و آن را با روش‌های علمی کاوش کند. پس از کاوش‌های کوتاه مدت استاد یغمایی، محدوده‌ای که آرامگاه عیلامی در آن کشف شده بود به واسطه فعالیت‌های تکمیلی سدسازی (سد انحرافی شهدا)، برای همیشه در زیر خروارها شن و ماسه و بتن محو شد. امروزه شاید شمار کسانی که از محل دقیق آرامگاه کیدین هوتران باخبرند کمتر از انگشتان یک دست باشد.
درباره اشیای به‌دست‌آمده از آرامگاه عیلامی ارگان، مقالات مختلفی توسط باستان‌شناسان ایرانی و خارجی نوشته شده است ولی مفصل‌ترین مطالعه صورت‌گرفته‌، پایان‌نامه‌ای است که دکتر خاویر الوارز-مون در سال ۲۰۰۶ میلادی در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی از آن دفاع کرده است. نتایج کاوش‌های صورت گرفته توسط استاد یغمایی نیز به‌‌رغم تلاش او برای تدوین و آماده‌سازی، هنوز فرصت چاپ و انتشار نیافته است.
تمام داستان آرامگاه عیلامی کیدین هوترانِ ارگان همین است و امروزه نه محل دقیق آن را می‌دانیم؛ نه می‌دانیم آیا به سان نمونه‌های مشابه‌اش، در کنار زیارتگاه یا معبدی عیلامی قرار داشته و نه می‌دانیم شهر یا آبادی مرتبطی با آن آرامگاهِ مفصل در آن حوالی بوده است. حتی برای ساکنان شریف شهرستان بهبهان این امکان فراهم نیست تا از موهبت وجود چنین اثر گرانقدری برای جذب گردشگر و رونق اقتصادی بهره‌مند شوند.
در سال ۱۳۴۴، ماشین‌آلات راه‌سازی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه، بخشی از آثار عیلامی هفت‌تپه را هویدا ساختند. با تلاش شادروان دکتر عزت‌الله نگهبان و به پشتوانه دستگاه باستان‌شناسی وقت، عملیات راه‌سازی در بخشی که آثار مذکور قرار داشت متوقف شد. پس از مدت اندکی و با رایزنی‌های مختلف دکتر نگهبان، برای اولین بار در تاریخ باستان‌شناسی ایران، اولین گروه باستان‌شناسی ایرانی موفق به دریافت مجوز از هیئت وزیران برای کاوش باستان‌شناسی در خوزستان شد. دکتر نگهبان به نیکی در کتاب وزین «مروری بر پنجاه سال باستان‌شناسی ایران» این داستان درس‌آموز را روایت می‌کند که رئیس حفریات شوش، رومن گیرشمن، برای حفاری در هفت‌تپه سعی کرد تا وزیر فرهنگ وقت را برای دیدار از شوش به آنجا دعوت کند تا در آن گیرودار، طبق روال دهه‌های پیش، مجوز حفریات در هفت‌تپه را نیز از آن هیئت اعزامی فرانسویان کند.
کاوش‌های شادروان دکتر نگهبان در هفت‌تپه برای باستان‌شناسی ایران پر از برکت بود و هنوز هم هست. آن کاوش‌ها از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۵۷ بدون وقفه هر ساله به مدت دو ماه و نیم ادامه یافت. در نتیجه برنامه نجات‌بخشیِ مسئولانه در هفت‌تپه، مجموعه آرامگاهی پادشاه وقت، تپتی آهار، آرامگاه دسته‌جمعی، معابد و زیگورات‌ها یا کاخ‌های شماره ۱ و ۲، دیوار و تالار طویل شمالی و بسیاری دیگر از آثار شناسایی شد. البته پس از انقلاب نیز گروهی به سرپرستی دکتر بهزاد مفیدی کاوش‌ها در هفت‌تپه را به مدت پنج فصل ادامه داد. در مجموع، ۱۹ فصل در هفت‌تپه کاوش باستان‌شناسی با روش‌های علمی صورت گرفت.
نباید به سادگی از شمار «۱۹» فصل کاوش در هفت‌تپه گذشت چون آن نوزده فصل کاوش به خودی خود ۱۹ فصل آموزش نیروهای جوان؛ ۱۹ فصل پژوهش در لایه‌های ناشناخته عیلامی؛ ۱۹ فصل دستاورد ناب درباره یکی از ادوار کمترشناخته‌شده تاریخ این سرزمین را رقم زده است. علاوه بر آن، خدماتی که از برکت وجود دکتر نگهبان و آن پروژه «نجات‌بخشی» در هفت‌تپه باقی مانده به‌سان نگینی درخشان بر تارک باستان‌شناسی خوزستان و ایران می‌درخشد. پایگاه باستان‌شناسی و موزه بی‌نظیری که نگهبان با خون و دل‌های فراوان برپا ساخت در بین تمامی دستاوردهای دستگاه باستان‌شناسی ایران نمونه‌ای است منحصر به فرد. این پایگاه و موزه و به‌خصوص بقایای گور عیلامی تپتی اهار و گور دسته‌جمعی، یکی از مقاصد اصلی گردشگری خوزستان است. کاری که نگهبان در سال ۱۳۴۴ در هفت‌تپه شروع کرد به دست فرزندان این سرزمین به‌رغم تنگناها و کمبود‌های فراوان هنوز هم زنده است و بدون تردید یکی از موفق‌ترین پایگاه‌های میراث فرهنگی ایران است.
در بالا دستاوردهای متنوعی که پس ‌از سال ۱۳۴۴ و کشف بقایای عیلامی هفت‌تپه به دست آمده را فهرست‌وار بیان کردم. در اینجا میل دارم تنها به یکی از مهم‌ترین دستاوردهای آن بیشتر اشاره کنم. تربیت نیروی انسانی مفید، ورزیده، دلسوز و آگاه به مسئولیتش امری است که به راحتی دست‌یافتنی نیست. با نگاهی به تربیت‌شدگان هفت‌تپه درمی‌یابیم که تنها یک پروژه هفت‌تپه تا چه حد توانسته‌ برای باستان‌شناسی این مرز و بوم منشاء خیر باشد. لطفا به این نام‌ها توجه کنید: سیف‌الله کامبخش‌فرد، یحیی کوثری، اردشیر فرزانگان، میرعابدین کابلی، مسعود آذرنوش، پرویز ورجاوند، علی‌اکبر سرفراز، محمدرحیم صراف، جهانگیر یاسی، اسمعیل/احسان یغمایی، فخری‌السادات دانشپورپرور، مهدی رهبر، غلامعلی شاملو، صادق ملک‌شهمیرزادی، علی‌اصغر میرفتاح، عنایت‌اله امیرلو، جمشید حریرچی، زهرا جعفرمحمدی، علی‌محمد خلیلیان، جواد قندگر، احمد کبیری، محمدصالح صالحی، حمید خطیب‌شهیدی، حسن طلایی، حمیده چوبک، جلال‌الدین رفیع‌فر، پروین پورعصمتی، زرین‌تاج شیبانی، جلیل گلشن، علی افروز، عقیل عابدی و بسیاری دیگر از باستان‌شناسان، مرمت‌گران و موزه‌داران ایران همگی در هفت‌تپه تجربه‌ آموختند و برای باستان‌شناسی ایران ساخته شدند.
یک مقایسه سرانگشتی بین واکنش مسئولانه باستان‌شناسان و دستگاه باستان‌شناسی وقت در مواجه با تخریبِ بخشی از بقایای عیلامی در هفت‌تپه و برخورد تهی از تعقل، غیرمسئولانه و کوته‌نظرانه مسئولان بعدی در برابر تخریب بخشی از گور کیدین هوتران در ارجان/ ارگان کافی است تا بدانیم که داستان غم‌انگیز ویرانی‌ها در ارگانی که یغمایی اینچنین برایش می‌گرید معلول چیست.
پرده ۳
در اوایل دهه ۱۳۶۰، گروهی سربرآوردند که در عین داشتن کم‌ترین درکی از کارکردهای دستگاه باستان‌شناسی، چنان وانمود کردند که از جمله سرآمدان میراث فرهنگی و باستان‌شناسی هستند. متاسفانه یکی از آنها که بیشترین زمان تصدی‌گری در مدیریت دستگاه باستان‌شناسی را رقم زده است، باستان‌شناسی نخوانده‌ای بود که از ابتدا تا تقریبا پایان همان دهه مستقیما بر مسند باستان‌شناسی تکیه زد اما هیچ ذهنیتی نسبت به کارکردهای بنیادین آن نداشت. در همان گیر و دار، سازمانی که روزگاری قرار بود نامش «سازمان باستان‌شناسی ایران» باشد، به خواست آنها تغییر نام و ماهیت یافت و تار و پودی کج و معوج از آن بافته شد.
ساختاری که آنها پی ‌ریختند به آنجا انجامید که امروز دستگاه باستان‌شناسی کشور که وظیفه ذاتی‌اش حفاظت از اطلاعات تاریخی و باستانی ایران است در پایین‌ترین حد جایگاهش قرار داشته باشد. با وجود نیروهایی که با جان و دل حاضرند تا به آرزوی دیرینه تهیه و تدوین نقشه باستان‌شناسی ایران جامه عمل بپوشانند، آن طرح هنوز از مرحله رونمایی مقدماتی پیشتر نرفته و هنوز با صد افسوس پس از قریب به یکصد‌ سال ما صاحب یک سامانه اطلاعات باستان‌شناسی نیستیم. سرنوشت قریب به اتفاق محوطه‌های این سرزمین خرابی و ویرانی است و دستگاه باستان‌شناسی آنقدر بی‌دست و پا و ناتوان شده که توان هیچ اقدامی برای حفاظت از آن‌ها را ندارد. کاوش‌های علمی باستان‌شناسی که در واقع دانشگاهی است برای همه آحاد بشر، تعطیل است. میراث فرهنگی پر افتخار ایران بیشتر و بیشتر شناخته نمی‌شود تا درس عبرتی باشد برای همه و در مقابل، یا حوادث طبیعی، یا برنامه‌های توسعه به‌طور مداوم پهنه سرزمینی ما را از وجود ریشه‌های تاریخی خالی و خالی‌تر می‌سازد. مساله مهم‌تر اینکه، خیل عظیم جوانان این مملکت که با دنیایی از امید و آرزو سختی‌های تحصیل را به جان خریدند و مدارج عالی در باستان‌شناسی طی کرده‌اند یا کمتر فرصت می‌یابند تا به‌اندازه توان و زمان‌شان موثر باشند یا هرگز مجالی برای نقش‌آفرینی نمی‌یابند و در نتیجه مغموم و سرافکنده در برابر خود و آینده ایران هستند. به علاوه، مهم‌ترین مشکلی که پیش خواهد آمد، ، فرو رفتن جامعه در گرداب خرافات و سربرکشیدن دوباره سوداگران غارت آثار باستانی است. در سال‌های اخیر که پژوهش‌های علمی باستان‌شناسیِ بسیار اندکی در ایران صورت گرفته است شاهد بازارگرمی گنج‌یابان و متوهمانی هستیم که تمام کارکردشان غارت میراث فرهنگی است.
ریشه ناراحتی‌های استاد یغمایی به سرگذشت عبرت‌انگیز و رفتار غیرمسئولانه با دستگاه باستان‌شناسی ایران برمی‌گردد. دستگاهی که از اوایل دهه ۱۳۶۰ تاکنون به‌رغم توانمندی‌های فراوان باستان‌شناسان ایرانی چه آنهایی که به آموزش مشغولند و چه آنهایی که وظایف پژوهشی دارند همواره به‌سان یک دستگاه کم‌اهمیت، اضافی و در بسیاری از مواقع مزاحم در نزد کسانی است که مطمئنا دلشان برای ایران و میراث فرهنگی‌اش نمی‌تپد. اگر تنها در برهه‌ای از این چند دهه، دستگاه باستان‌شناسی توانی یافت، بر سرش کوفتند و شرایطی پیش آوردند تا تحقیر شود. یغمایی نازنین بر آن بی‌معرفتی‌ها می‌گرید.
البته طی سالیان، گریه‌های باستان‌شناسان را فراوان دیده‌ام. یکی در برابر ویرانی ارگان، یکی در برابر بی توجهی به آتشکده شیان، یکی در برابر ویرانی تپه‌حصار، یکی در برابر تخریب عرصه سیلک و یکی دیگر هم در برابر تخریب اندام آبگیر داریون. ای کاش همگی‌ این صحنه‌ها به مانند آنچه بر یغمایی در ارگان رفت ثبت می‌شد تا همگان بدانند که عاشقیِ تنها کافی نیست بلکه ساختاری منظم و منسجم لازم است تا از تکرار تجربه‌های تلخ بتواند جلوگیری کند.

آلودگی نفتی مهم‎ترین چالش خلیج فارس است

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: آلودگی نفتی به‌عنوان مهم‌ترین چالش محیط زیستی خلیج فارس منجر شده خسارت های فراوانی به منابع زیستی به این آبراهه وارد شود.
به گزارش ایرنا، فرهاد قلی‌نژاد دیروز در همایش ملی توسعه پایدار خلیج فارس با محوریت محیط زیست مناطق ساحلی عنوان کرد: نیاز است که کشورهای همسایه در قالب کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون کویت تعهدات خود را در مورد این آبراهه بین‌المللی انجام دهند و از نفوذ فاضلاب و مواد نفتی که منجر به آلودگی این دریا می‌شود، جلوگیری کنند.
او بیان کرد: در ایران نیز قوانین و مقررات داخلی تاکید بر حفظ اکوسیستم‌های دریایی دارد که به همین دلیل از همه شرکت‌های نفتی برنامه مدیریت محیط زیستی خواسته‌ایم که برخی از آنها هم در دریا و هم خشکی این برنامه‌ها را ارائه کردند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر همچنین با اشاره به اینکه از دست رفتن آب‌سنگ‎های مرجانی در خلیج فارس به معنی کاهش مساحت این گونه است، گفت: سازمان محیط زیست برنامه احیای آب‌سنگ‌های مرجانی خلیج فارس را در دست اجرا دارد که امیدواریم با نتیجه‌گیری از این اقدام پژوهشی، فنی و اجرایی بتوانیم در زمینه کشت آب‌سنگ‌های مرجانی و احیا آنها قدم‌های خوبی برداریم.
به گفته او برای برخی از صنایع موجود در خلیج فارس مانند سکوهای نفتی و خطوط انتقال نفت نیز برنامه محیط زیست پیشگیرانه تعریف شده تا «خلیج فارس بیش از این آلوده نشود».
قلی‌نژاد پیرامون طرح مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی نیز گفت: مطالعات این طرح در سواحل ایران انجام شده و همه دستگاه های اجرایی متعدد هستند که تمام تصمیم‌ها را با توجه به این طرح انجام دهند که برای حفظ سواحل و جلوگیری از آلودگی سواحل است. سند آمایش سرزمین نیز در استان بوشهر تدوین شده که باید همه تصمیم‌ها و بویژه در حوزه توسعه صنعتی مبتنی بر این سد صورت گیرد.

تهدید شهرکاوش نشده

فرق ارجان با ارگ بم این است که هنوز از زیر خاک در نیامده. شهری به مراتب بزرگتر، که ۹۰ سال بعد از ثبت ملی، همچنان در معرض تخریب است. یک بار رویش چاه نفت زدند، یکبار به بهانه سد به حریمش تجاوز کردند و بار دیگر راه عبور محصولات کشاورزی را از وسط اولین مسجد ایران زدند و حالا حرف عبور خط انتقال آب از میان این محوطه تاریخی بهبهان در میان است. هفته گذشته در جلسه شورای فنی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، با رای موافق تمامی اعضا به جز پورعلی، مدیرکل دفتر ثبت آثار با این طرح موافقت شد. موضوعی که در صورت ابلاغ نهایی از سمت وزارت میراث فرهنگی، احتمالا ارجان را از گزینه‌های ثبت در فهرست آثار جهانی، خط می‌زند.

ارجان سال ۱۳۱۰ ثبت ملی شد. آن زمان این محوطه را بیشتر با پل بکان یا کسری می‌شناختند؛ پلی که به نقل از دولتی مختاران، رئیس اسبق انجمن دوستداران میراث فرهنگی بهبهان، به دست پدر انوشیروان، یعنی قباد ساسانی ساخته شده است. « قبل از این‌که سازمان میراث فرهنگی به وجود بیاید این پل با شماره ۴۴ به ثبت تاریخی رسید.» ۵۰ سال بعد حلقه قدرت کشف شد اما نه با کاوش بلکه با یک تعرض. تعرضی که مختاران در گفت‌وگو با «پیام ما» این گونه شرحش می‌دهد: «حلقه قدرت سال ۱۳۶۱ که آمدند سد شهدا را در حریم ارجان بزنند، کشف شد. به جان منطقه افتادند و زمین را با گریدر مسطح کردند که به قبر کیدین هوتران پسر کورولوش عیلامی رسیدند و حلقه قدرت هم داخل مجموعه بود.» آنطور که مختاران نقل می‌کند درست است که حریم و عرصه در اواخر دهه ۸۰ با تلاش کامیار عبدی، محمدتقی عطایی و شهرام زارع مشخص شد اما سد که سال ۶۱ ساخته شد ۲۰، ۳۰ متر از اثر ثبت ملی تپه همایون زدند. اینجا همان منطقه‌ای است که بعدها وقتی یغماییِ باستان‌شناس به دیدنش رفت و بر فاجعه روی داده سخت گریست. اما یک دهه طول کشید که این گریه‌ها شنیده شود.
چاه نفت از وسط شهر تاریخی
بعد از آن حوالی سال ۸۸ یا ۸۷ روی عرصه چاه نفت زدند. مختاران نقل می‌کند که آن زمان ۲۰۰میلیون تومان جریمه دادند و چاه را بستند: «هنگام حفاری چاه اشیایی برای ۹هزار سال قبل پیدا شد، در یک کشف یک آویز از جنس سنگ مرمر سیاه پیدا شد که در موزه ایران باستان است.»
اوج تخریب‌ها از دهه ۹۰ به بعد اتفاق افتاد؛ زمین‌هایی از عرصه خرید و فروش شده و مناطقی حفاری و اشیا به طور غیرقانونی خارج شده است: «از زمانی که این عده زمام امور را به دست گرفتند ارجان تکه‌تکه شده، بخشی را ویلاسازی کردند و قنات‌هایی که مربوط به زمان ساسانی است تخریب کردند. از یک طرف سودجویان به جان ارجان افتادند و از سمت دیگر بی‌توجهی میراث فرهنگی انواع بلاها را بر سر ارجان آورده.» حالا درست روی این ابرشهر تاریخی که به گواه باستان‌شناسان پنجمین ایالت پارس و مرکز مبادله کالا با کالا بین اصفهان و خلیج فارس و خوزستان است، هندوانه و خربزه و خیار برداشت می‌کنند.
کشت هندوانه و خیار روی ابر شهر تاریخی
برای انتقال محصولات کشاورزی راهی از میان نخستین مسجد ایران کشیدند. این اثر در کاوشی که با تلاش اسماعیل یغمایی در سال ۹۷ صورت گرفت، کشف شد و عباس مقدم، باستان‌شناس و مدیر سابق پایگاه ارجان و چگاسفلی فکر می‌کرد کشف آن محرکی باشد تا ارجان به چشم مسئولان میراث فرهنگی آید: «جاده خاکی از وسط مسجد عبور کرده و با این جاده کشاورزان خیار و هندوانه را از وسط مسجد می‌برند. به چه دلیل این کار را می‌کنند؟ به این دلیل که اینجا اصلا پژوهش قابل استنادی صورت نگرفته.» گویی هیچکس ارزش ارجان را نمی‌داند؛ حتی کشاورزانی که هنگام شخم زمین، سنگ و گچ و بخش‌هایی از معماری قدیمی‌ترین شهر ایران را از زیر خاک بیرون می‌کشند و به کناری می‌اندازند. ۹۰ سال از ثبت ارجان گذشته. اینکه چقدر این ابرشهر که شامل بازار و پل‌ بند و سیستم آبیاری نوین است، کاوش شده و از دل خاک بیرون آمده، سوالی است که جوابش از زبان اسماعیلی یغمایی «هیچ» است.
ارجان را فقط چند نفر شناختند. یکی از همین افراد عباس مقدم بود؛ فردی که طرحی ۵ساله برای کاوش ارجان ارائه داده بود. طرحی با یک جمله مشهور که هنوز مختاران تک‌تک کلماتش را به یاد دارد: «ارجان پنجمین ایالت فارس است، مقدم می‌گفت اگر به من هزینه‌ای دهند که ارجان را از زیر خاک بیرون آورم، چیزی به نمایش در خواهد آمد که بیشترین درآمد منطقه را داشته باشد.» این طرح سال ۹۱ ارائه شد اما سرنوشتش چه شد؟ مقدم این طور به «پیام‌ما» پاسخ می‌دهد:«مثل خیلی از طرح‌های دیگر این طرح هم نه تصویب شد و نه اجرا. معمولا کسانی که مسئول اجرای امورند بودجه را بهانه می‌کنند. من طرح را به پژوهشکده و معاونت میراث برده بودم و حتی کپی آن را به آقای طالبیان (معاون وقت سازمان میراث فرهنگی) نشان دادم اما متاسفانه هیچ ترتیب اثری داده نشد.»
بعد از تمام کارهایی که برای ارجان نشده حالا پای تخریب بزرگتری در راه است. تخریبی که مقدماتش چند سال قبل و ابتدا با مطرح کردن بازنگری و کاهش عرصه و حریم ارجان صورت گرفت. به نقل از یک منبع آگاه، این مسئله چندین مرتبه در وزارتخانه میراث فرهنگی در جلسات مختلف مطرح شده و ۵، ۶ جلسه درباره آن بحث شده و هنوز به نتیجه‌ نرسیده. اما هفته گذشته شورای فنی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با رای حداکثری با گذشتن خط لوله انتقال آب از از نیمه شمالی عرصه ارجان (از همان محل گذر خط انتقال نفت) موافقت کردند. این خبر ابتدا از سمت مسعود صحراگرد، رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بهبهان اعلام شد اما ۲ روز بعد، حکمت‌الله موسوی، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان آن را رد کرد: «تاکنون هیچ‌گونه مجوزی برای اجرای طرح آبرسانی در محوطه تاریخی ارجان در سطح شهرستان، استان و ملی صادر نشده و تا این طرح مراحل کارشناسی‌اش را کامل سپری نکند و اطمینان حاصل نشود از اینکه آسیبی به عرصه و حریم محوطه تاریخی ارجان وارد نمی‌شود، مطمئنا مجوزی صادر نمی‌شود.»
با این حال یک منبع آگاه در وزارتخانه میراث فرهنگی در گفت‌وگو با «پیام ما» از نظر موافق شورای فنی وزارتخانه و رای‌گیری در این شورا خبر می‌دهد. به گفته این منبع در زمان رای‌گیری طالبیان، مشاور وزیر میراث فرهنگی، دارابی، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی، بارانی، مدیر پایگاه میراث ملی ارجان، هادی احمدی روئینی، مدیرکل حفظ و احیاء بناها، محوطه‌ها و بافت‌های تاریخی و سایر اعضا به این طرح رای مثبت داده‌اند و تنها رای مخالف جلسه متعلق به مصطفی پورعلی، مدیرکل دفتر ثبت آثار بوده است. اگر چه شورای فنی با این رای‌گیری نظر مثبت خود را نشان داده اما هنوز وزارت میراث فرهنگی این موضوع را به صورت رسمی اعلام نکرده است.
مطرح شدن خط انتقال در شورای فنی وجاهت قانونی نداشت
تلفن همراه بارانی، مدیر پایگاه میراث ملی ارجان از همان اول هفته خاموش است و پاسخگوی خبرنگاران نیست. تماس با هادی احمدی روئینی، مدیرکل حفظ و احیاء بناها، محوطه‌ها و بافت‌های تاریخی و سایر اعضای حاضر در جلسه نیز بی‌فایده است و هیچ یک از افرادی که رای مثبت به این امر دادند، حاضر به مصاحبه نیستند. این موضوع حتی در مورد مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان نیز که در این جلسه حضور نداشته صدق می‌کند. بعد از سه روز تماس مکرر با رئیس پژوهشکده میراث فرهنگی، مدیرکل میراث فرهنگی استان و دریافت نکردن پاسخ، روابط عمومی میراث فرهنگی خوزستان اعلام می‌کند که چیز بیشتری از مطلبی که چهارم اردیبهشت ماه منتشر شده برای ارائه ندارند و تا زمانی که تصمیمی ابلاغ نشده مصاحبه‌ای انجام نمی‌شود. رضا مهاجری‌نژاد، عضو پژوهشگاه باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی که بدون حق رای در جلسه شورای فنی حاضر بوده از وجاهت قانونی نداشتن مطرح شدن این تصمیم در شورا می‌گوید. او که مدیرکلی میراث فرهنگی استان‌های کردستان، کرمانشاه و مازندران را در سابقه‌اش داشته به «پیام ما» می‌گوید: «نظر شخصی من به عنوان کارشناسی که سابقه حضور در ۵ استان را داشته، این است که مطرح کردن این موضوع که خط لوله از ارجان رد بشود یا نشود ربطی به شورای فنی نداشته و باید ابتدا در شورای ثبت که زیر نظر پایگاه‌هاست مطرح می‌شده. همچنین در این شورا نه مدیر استان و نه مدیر پایگاه‌های کشور حضور نداشتند و اصلا این جلسه وجاهت قانونی نداشت.»
طبق اطلاعاتی که میراث آریا (رسانه وزارت میراث فرهنگی) به نقل از مدیر کل میراث فرهنگی خوزستان منتشر کرده، آن خط انتقال آب بدون دریافت مجوز از سوی وزارت میراث فرهنگی کشیده شده است: «طرح آبرسانی از چند سال پیش آغاز شده و از سد کوثر استان خوزستان برای شهر بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد است، در واقع شکاف مسیر لوله‌گذاری آن در دو سوی این محوطه تاریخی در استان کهگیلویه و بویراحمد و استان خوزستان اتفاق افتاده است بدون آنکه استعلامی از اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان خوزستان اخذ شود.» موسوی تاکید کرده که بهترین راه حل کشیدن این خط از محل خط انتقال نفت است: «براساس گفته کارشناسان و مشاوران اداره آب، اگر می‌خواستند خط لوله آب را از مسیر دیگری عبور دهند و محوطه را دور بزنند با توجه به وسعت آن و بخش‌های کوهستانی که وجود دارد، عملا زمان‌بر و مستلزم هزینه‌های هنگفت بود. در نهایت طرح به این سمت رفت که اگر قرار باشد اتفاق بیفتد، کوتاه‌ترین مسیر انتقال در نظر گرفته شود که همان مسیری بود که خطوط لوله نفت از گذشته در آن منطقه اجرا شده بود. آن‌ها گفتند لوله‌های آب را تحت‌الارضی نمی‌بریم و حاضریم سطح‌الارضی از کنار لوله‌های نفت عبور دهیم و هیچگونه خاک‌برداری و دفن لوله نداشته باشیم.»
خط انتقال آب مانع ثبت جهانی ارجان
مدیرکل میراث فرهنگی استان بر سطحی بودن این لوله‌گذاری تاکید دارد اما از دید باستان‌شناسان کشور این یک تعرض و خطر جدی برای ارجان است. مقدم می‌گوید این کار نه تنها تخریبی بر آثار معماری این منطقه است بلکه، ثبت جهانی اثر را را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. «منطقه‌ای که خط لوله نفت می‌گذرد پر از اثار معماری و حوضچه‌های آب و قنات است. گفتند قصد کندوکاو ندارند و در راستای خط لوله نفت پیش می‌روند. اما سوال این است که همان لوله‌های نفت در عرصه محوطه تاریخی چه می‌کند؟ چه طورمی‌توانند این مسئله را نادیده بگیرند؟ ۴ روز دیگر که بخواهیم این‌ها را برای ثبت جهانی تعیین کنیم، این‌ها را چه کنیم؟»
در این بین اما یغمایی از تعرض به این منطقه با هدف برداشت آثار تاریخی خبر می‌دهد:«زمان شاه قاچاق عتیقه بود، اما یک تا چند منطقه را برمی‌داشتند و کل اثر را تخریب نمی‌کردند. حالا با هدف برداشت آثار تاریخی کل منطقه ارجان را تخریب کردند و هر بار با بهانه‌هایی از درختکاری گرفته تا رد خط کردن خط انتقال آب و غیره منطقه را تخریب کردند.» این باستان‌شناس معتقد است که برای رد کردن این خط انتقال آب کار کارشناسی صورت نگرفته. او می‌گوید: «این افراد راه‌های دیگری هم دارند اما نمی‌خواهند این کار را انجام دهند . درست مثل وقتی که تپه‌های همجوار را به بهانه برداشت شن و ماسه حفاری کردند.»

هشدار درباره هویت‌زدایی و آرمان‌زدایی از دانشگاه

رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز سه شنبه( ششم فروردین) در دیدار صدها نفر از دانشجویان و اعضای تشکل‌های دانشجویی، دانشگاه را جزو اساسی‌ترین مسائل انقلاب خواندند و با تبیین نتایج و دستاوردهای چالش مهم و مستمرِ «نگاه انقلابی و نگاه جریان ضد انقلاب و واپس‌گرا به دانشگاه» گفتند: جمهوری اسلامی به دانشگاه امروز خود افتخار می‌کند و جوان دانشجو، امروز باید با تفکر و اندیشه ورزی، عمیق شدن در مسائل اصلی کشور و پرهیز از هرگونه انفعال و ناامیدی، آرمان‌های انقلاب و کار جدی و واقعی را از مسئولان کشور مطالبه کند.

رهبر انقلاب با اشاره به در پیش بودن روز جهانی قدس تأکید کردند: با توجه به فداکاری‌های بزرگ مردم فلسطین و اوج‌گیری رذالت و جنایت صهیونیست‌ها، روز قدس امسال با سال‌های قبل متفاوت است و باید با ابراز همدلی و همبستگی با مردم مظلوم و در عین حال مقتدر فلسطین، قدرت و روحیه آن‌ها را افزایش داد.
ایشان در آغاز سخنانشان با ابراز خرسندی از سخنان صادقانه و صریح نمایندگان تشکل‌های دانشجویی افزودند: اینگونه سخنان، مفید و لذت‌بخش است البته بسیاری از این مسائل پاسخ دارد اما مشکل این است که گفت‌و شنودی میان دانشجویان و مسئولان وجود ندارد که ضروری است مسئولان، وزرا و مسئولان دستگاه‌های مختلف با حضور در دانشگاه‌ها به مطالبات و دغدغه‌ها پاسخ دهند و اگر هم در مسئله‌ای پاسخی نداشتند از پیشنهادها و سخنان دانشجویان برای حل آن مسائل بهره بگیرند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنی از امیرمؤمنان در نهج البلاغه، موعظه را احیاگر دل خواندند و در مقام بیان یک موعظه، با استناد به آیه‌ای از سوره مریم گفتند: روز قیامت، روز حسرت است؛ به‌گونه‌ای زندگی کنیم که در آن روز سخت، از انجام دادن یا انجام ندادن یک کار، و گفتن یا نگفتن حرفی، حسرت نخوریم چرا که جبرانش ممکن نیست.
رهبر انقلاب در بحث اصلی خود، مسئله دانشگاه را مسئله‌ای اساسی و چالشی دانستند و گفتند: از همان اول، دو نگاه کاملاً متضاد یعنی «نگاه انقلاب به رهبری امام خمینی» و «نگاه جریان واپس‌گرا و ضدانقلابی» در مسئله دانشگاه به رویارویی پرداختند.ایشان افزودند: نگاه انقلابی، دانشگاه را جایی برای نخبه‌پروری، حل مسائل و پیشرفت کشور می‌دانست اما نگاه دوم، دانشگاه را مکانی برای پرورش مهره‌های مورد نظر غرب می‌دید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین ابعاد دیگر چالش انقلاب و ضدانقلاب درباره دانشگاه افزودند: انقلاب به دانشگاه به عنوان مرکز تولید علم و رشد علمی و در نتیجه تأمین‌کننده اقتدار ملی نگاه می‌کرد اما جریان واپس‌گرای ضدانقلابی، دانشگاه‌ها را مرکز آموختن پس‌مانده‌های کم‌ارزش دانش غربی می‌خواست تا با تربیت استاد و دانشمندِ مصرف‌کننده و مدیریت جامعه به‌دست این افراد، جامعه‌ای مصرفی برای غرب ایجاد کند.ایشان تدیّن و در مقابل آن دین‌زدایی از دانشگاه را بُعد سوم چالش جدی نگاه انقلاب و جریان ضدانقلاب به دانشگاه برشمردند و افزودند: البته به دلایل مختلف، آنها قادر به دین‌زدایی کامل از دانشگاه‌ها نشدند و بسیاری از سرداران و شهیدان دفاع مقدس و شهیدان هسته‌ای، دانش‌آموختگان قبل از انقلاب بودند.
رهبر انقلاب، «هویت بخشی به دانشگاه» را کار بزرگ انقلاب خواندند و افزودند: انقلاب به ملت «هویت، آرمان، شخصیت، استقلال و افق دید» بخشید و به تبع آن، دانشگاه نیز از این خصوصیات برخوردار شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهایی از احساس حقارت و ضعف، و ایستادگی در مقابل مستکبران غربی و شرقی را از نتایج احساس هویت و شخصیت‌یابی دانشگاه دانستند و افزودند: جوانان دانشجو، آن روزها شیرینی احساس استقلال و ایستادگی در مقابل زورگویان را با همه وجود درک می‌کردند.
ایشان حرکت انقلاب در قبال دانشگاه را صحیح، مستحکم و تحسین‌برانگیز خواندند و با اشاره به موفقیت‌های بزرگ این حرکت، افزودند: بعدها نیز انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها و سپس بسیج دانشجویی و بسیج اساتید به عنوان پرچم‌های انقلاب در دانشگاه‌ها برافراشته شدند و مباحث عمیق فکری و نظری در دانشگاه‌ها شکل گرفت.
رهبر انقلاب در جمع‌بندی بخش اول سخنان‌شان گفتند: جمهوری اسلامی می‌تواند به دانشگاه خود افتخار کند اما در عین حال می‌تواند دغدغه دانشگاه را نیز داشته باشد.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: وضعیت امروز دانشگاه‌ها، از لحاظ کمیّت و تعداد دانشجو، تعداد اساتید، حرکت و پیشرفت چشمگیر علمی، تربیت نخبگان برجسته، حضور دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها در عرصه‌های مختلف مدیریتی، و از لحاظ حضور دین در دانشگاه‌ها با اول انقلاب غیرقابل مقایسه است و جمهوری اسلامی می‌تواند حقاً به دانشگاه خود افتخار کند.
ایشان با طرح این سوال که چرا باید در شرایط کنونی نسبت به دانشگاه دغدغه داشت، افزودند: آن جریان وابسته و واپس‌گرای ضدانقلاب که به ریشه‌های خارجی مرتبط بود، هنوز فعال است و با حمایت و هدایت سیاست‌های نو استعماری برای دانشگاه‌ها برنامه‌ریزی می‌کند، بنابراین باید دغدغه داشت.
رهبر انقلاب یکی دیگر از نکات غیرقابل مقایسه دانشگاه‌های امروز با اول انقلاب را میزان تاثیرگذاری بر مسائل کشور دانستند و افزودند: عرصه وسیعی که امروزه دانشگاه‌ها دارند، تأثیرگذاری آن‌ها بر مسائل کشور را به مراتب گسترده‌تر کرده و همین موضوع یکی دیگر از دلایل لزوم دغدغه‌مندی در مورد دانشگاه‌ها است بنابراین باید در خصوص دانشگاه‌ها، در دو حوزه دغدغه جدی داشت: ۱- هویت زدایی ۲- آرمان زدایی.
ایشان افزودند: هویت‌زدایی همان ایدئولوژی‌زدایی است که ایدئولوژی نیز تفکر و ارزش‌ها و هویت یک ملت است.
رهبر انقلاب گفتند: امریکایی‌ها دائماً بر ارزش‌های امریکایی یعنی همان ایدئولوژی خودشان تاکید دارند؛ چگونه کسانی که از ایدئولوژی‌زدایی سخن می‌گویند، حاضر نیستند این موضوع یعنی پایبندی به ایدئولوژی را از امریکایی‌ها یاد بگیرند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: هویت‌زدایی یعنی تحقیر مبانی اندیشه‌ای و رویکردهای تاریخی و ملی کشور، تحقیر گذشته کشور و انقلاب، کوچک‌نمایی کارهای بزرگ و بزرگ‌نمایی برخی عیوب.
ایشان هدف از هویت‌زدایی را جایگزینیِ منظومه فکری غرب به جای هویت ملی و دینی برشمردند و با اشاره به سند ۲۰۳۰ به‌عنوان یکی از مظاهر سلطه نو استعمار غرب افزودند: بر اساس منظومه فکری غرب، باید میراث عظیم اندیشه و فرهنگ در کشور کمرنگ یا محو شود، خیل عظیم جوانان آماده صعود به قله‌های شرف و عزت ملی مایوس و ناامید شوند و احساس بن‌بست به نسل جوان تزریق شود بنابراین باید دغدغه داشت و شجاعانه و با بیان خوب و منطق قوی در مقابل این جریان ایستاد.
رهبر انقلاب، دومین دغدغه مهم را آرمان‌زدایی دانستند و گفتند: یکی از مصادیق آرمان‌زدایی، بی‌تفاوت کردن نسل جوان و دانشگاهی به «فقر و فساد و تبعیض» به عنوان سه شیطان بزرگ و سه عنصر پلید است.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: از جمله مصادیق آرمان‌زدایی، بی‌تفاوت کردن جوانان به سلطه فرهنگی غرب و کم‌انگیزه کردن آنان به شاخص‌های انقلاب اسلامی است.ایشان ایستادگی در برابر ظلم و زیر بار زور نرفتن را از شاخص‌های انقلاب اسلامی برشمردند و بیان کردند: این شاخص‌ها، دنیا را به لرزه درآورد و ملت‌ها را متوجه ایران اسلامی کرد و به دلیل همین شاخص‌ها، در سال‌های گذشته هر رئیس جمهوری و با هر گرایش سیاسی که بر سر کار بوده هنگامی که در سفرهای خارجی در میان ملت‌ها حضور پیدا کرده، مردم برای آن‌ها ابراز احساسات کردند و برخلاف پرچم امریکا که آن را می‌سوزانند، پرچم جمهوری اسلامی را می‌گشایند و باز می‌کنند.
رهبر انقلاب اسلامی، «بازگشت به اسلام ناب و ردّ تحجر» و «موضوع فلسطین» را از دیگر شاخص‌های انقلاب اسلامی دانستند و گفتند: هویت‌زدایی و آرمان‌زدایی دو دغدغه اصلی است که باید در قبال آن‌ها هوشیار بود اما اینکه چه کسانی به دنبال هویت‌زدایی، آرمان‌زدایی و استقلال‌زدایی هستند و تا چه حد موفق بوده یا نبوده‌اند، وظیفه دانشگاهیان و صاحب‌نظران است.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان اهمیت بسیار بیشتر این دغدغه‌ها نسبت به گذشته افزودند: امروز جهان در آستانه یک نظم جدید بین‌المللی است که این نظم، بعد از دوران نظم دو قطبی جهان، و نظریه نظم جهانِ تک قطبی در حال شکل‌گیری است که البته در این دوره آمریکا روز به روز ضعیف‌تر شده است.
ایشان افزودند: قضایای جنگ اخیر اوکراین را باید عمیق‌تر و در چارچوب شکل‌گیری نظم جدید جهانی دید که احتمالاً فرآیندهای پیچیده و دشواری، در پی آن شکل می‌گیرد که در چنین شرایط جدید و پیچیده‌ای وظیفه همه کشورها از جمله جمهوری اسلامی حضور سخت افزاری و نرم‌افزاری در این نظم جدید به ‌منظور تأمین منافع و امنیت کشور و به حاشیه نرفتن است.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: برای انجام چنین وظیفه بزرگی بیشترین مسئولیت برعهده دانشجویان و دانشگاهیان است و بر همین اساس اکنون دغدغه نسبت به دانشگاه‌ها از اهمیت مضاعفی برخوردار می شود.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان این بخش از سخنان خود، اندیشه پردازان، صاحبنظران و نظریه پردازان را به برگزاری جلسات و بحث و بررسی درباره این موضوعات فراخواندند.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنان‌شان چند توصیه کاربردی خطاب به دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی بیان کردند.
توصیه اول ایشان «پرهیز کامل از انفعال و ناامیدی» بود که در این زمینه گفتند: شما باید کانون تزریق امید به بخش‌های دیگر باشید زیرا همچنانکه کشور در بخش‌های مختلف همچون علم و فناوری و سلامت در این سال‌ها پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای داشته است در سایر بخش‌ها نیز همه نابسامانی‌ها قابل رفع است.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان طبیعت دانشجو را مطالبه‌گری دانستند و تأکید کردند: از مسئولان، کار جدی و واقعی مطالبه کنید و آن‌ها را از کار نمایشی برحذر بدارید.ایشان با تأکید بر اینکه مطالبه‌گری باید با ادبیات منطقی، هوشمندانه و جدا بدور از دعوا و تند و تیزی باشد، گفتند: مطالبه‌گری مستدل مانع از این می‌شود که بعضی‌ها در شرایطی که تشکیلات مدیریتی کشور، انقلابی است درباره اهمیت نقش دانشجویان تشکیک کنند، چرا که نقش شما در این دوره بیشتر است.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه افزودند: پرهیز از برخورد تند و تیز به معنای سازشگری و مجیزگویی نیست و من هرگز از اینگونه توصیه‌ها به جوانان و دانشجویان نکرده و نمی‌کنم بلکه مقصود از این توصیه، پرهیز از ادبیات مضرّ و طعنه‌آمیزی است که متاسفانه امروز در فضای مجازی نیز بسیار رایج شده است.
ایشان، عرصه مطالبه‌گری دانشجویان را عرصه متنوعی از مسائل عدالت اقتصادی، فرهنگ و سبک زندگی خواندند و در بیان یکی دیگر از الزامات مطالبه‌گری صحیح گفتند: مبانی اعتقادی و ایمانی خود را با مطالعه و حضور در مجالس عالمان دین و اخلاق، مستحکم کنید.
رهبر انقلاب، نتیجه مطالبه‌گری صحیح را تفکیک ضروریِ آرمان‌ها از عملکردهای ضعیف برخی مدیران دانستند و در بیان توصیه‌ای دیگر، گفتند: مطالبه‌گری شما به‌گونه‌ای باشد که هم در بیان صورتِ مسائل و هم در مقام ارائه راه‌حل‌ها، با دشمن مغرض، مخرج مشترک پیدا نکنید.
«توسعه فعالیت‌های بین‌المللی دانشجویی» نکته دیگری بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر آن افزودند: گروه‌های جوان و دانشجوییِ زیادی در اروپا و آمریکا و همچنین در کشورهای اسلامی علیه سیاست‌های استکباری فعال هستند که ارتباط سالم با آن‌ها هم به این فعالیتهای ضد استکباری توان بیشتری می‌دهد هم با معرفی جمهوری اسلامی به آنها، یک سپر دفاعی برای کشور در مقابل امپراتوری خبری مستکبران ایجاد می‌کند. البته تقویت ارتباط با دانشجویان کشورهای همسایه یعنی افغانستان، پاکستان و عراق مورد تأکید بیشتری است.

از بلدیه تا شورای ششم مشروطیت شهری در احتضار

اندیشه شورایی و اداره امور شهری و منطقه‌ای با نظارت مستقیم نمایندگان مردم و مطابق قانون، جزو یکی از هسته‌های اصلی اندیشه و میراث انقلاب مشروطه بوده است که در انقلاب اسلامی سال 1357 و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز تداوم داشت و گذار و گسستی بنیادین از الگوی اداره فرمانفرمایی شهر توسط والیان و کلانتران بود که برگرفته از شیوه اربابان و خان‌های فئودال در روستاها بود. قوت این ساختار در مشروطیت را می‌توان در قانون انجمن بلدیه مشاهده کرد به نحوی که مطابق قانون بلدیه، ریاست اداره بلدیه با ریاست انجمن بلدیه بود، اعضای اداره بلدیه و مستخدمین آن و وظایف و مقرری آنها را انجمن معین می‌کرد، ترتیب تکالیف و وظایف اداره بلدیه و دوایر جزو او و نوشتن دستورالعمل آنها برعهده انجمن بلدیه بود و در واقع اداره بلدیه به طور کامل نقش بازوی اجرایی انجمن بلدیه را ایفا می‌کرد.

جایگاه بلدیه چنان بود که در وظایف و فلسفه آن ذکر شده بود: «مقصود اصلی تاسیس بلدیه حفظ منافع شهرها و ایفای حوائج اهالی شهرنشین است» و «اداره کردن آن چه اهالی شهر برای اصلاح امور بلدیه به موجب قانون می‌دهند» و می‌توانست «به اسم شهر بیع و شراء و هر گونه معاملات نماید و به جاهای لازم شکایت کند و در محاکمات عدلیه اقامه دعوا‌ نماید و مدعی و مدعی‌علیه واقع شود» و حتی با اطلاع به حکومت انتخابات محله‌ای را که تشخیص می‌داد در آن تخلف شده را باطل نموده و دوباره برگزار کند (لازم به ذکر است که انجمن بلدیه از نمایندگان هر محله تعیین می‌شد و در واقع انجمن بلدیه اختیار اصلاح خود در صورت تخلفات را داشت).
این اندیشه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز انعکاس پرطنینی داشت به نحوی که طبق اصل هفتم آن، شورا جزو ارکان تصمیم‌گیری و اداره کشور و هم‌ردیف با مجلس شورای اسلامی است و مطابق با اصل یکصد و سوم قانون اساسی «استانداران‏، فرمانداران‏، بخشداران‏ و سایر مقامات‏ کشوری‏ که‏ از طرف‏ دولت‏ تعیین‏ می‏‌شوند در حدود اختیارات‏ شوراها ملزم‏ به‏ رعایت‏ تصمیمات‏ آنها هستند» و شهرداری نیز در این چارچوب نقشی اجرایی دارد و این شوراست که در رأس امور قرار دارد.
با اینکه قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور مصوب 1375 و الحاقات بعدی آن برخلاف قانون تشکیلات شوراهای اسلامی کشوری مصوب 1361، دارای فاصله از این نقش است اما هنوز روح کلی جایگاه فرادستی شورا را با قوت حفظ کرده است.
گرچه در دوره‌های مختلف می‌توان شاهد ضعف شورا در اعمال شئون نظارتی خود بود اما در شورای ششم تهران با روند متفاوتی مواجه هستیم. روندی که اقداماتِ بدون مصوبه‌ شورا و بدون اطلاع و ارائه برنامه توسط شهرداری توسط به رویه غالب بدل شده است و شورا هم به جز برخی تذکرهای پراکنده(نظیر تذکر حبیب کاشانی در مورد قرارگاه مسکن، تذکرهای ناصر امانی و زهرا شمس احسان در مورد قرارگاه اجتماعی، بوستان مادر و کودک، تذکر مهدی چمران در مورد بخشنامه شهرداری در مورد ساخت و سازها) اقدام جدی برای اصلاح این رویه و الزام شهرداری به قاعده‌مندی و تمکین به شورا انجام نداده است یا اگر در موردی مانند طرح«نظام‌نامه مدیریت محله» که برای قاعده‌مندی ایده‌های«قرارگاه نخبگان» و… ورود کرده است در عمل با تسلط نهادی شهرداری در طرح و واگذاری کامل سیاستگذاری به آن‌، نقش خود را سلب کرده است.
این وضعیتی مخاطره‌آمیز برای نهاد شورا فارغ از محتوای سیاست‌ها، گرایش سیاسی و شخصیت حقیقی اعضای آن است و تداوم آن می‌تواند به بلاموضوعی نهاد شورا بینجامد. این نقد به وضعیت را باید ورای نقد به این یا آن سیاست یا ترکیب شورا و به عنوان یک نگرانی دلسوزانه برای نهاد شورای شهر در نظر گرفت.

سعی‌اش مشکور و اجرش باخدا

ما برای استفاده درست از آب و نعمت‌های طبیعی، نیاز به حکایتی تازه و سفری سخت داریم، مانند آنچه که عطار نیشابوری در «منطق الطیر» به نظم درآورد. عطار در عرض ماجرا و سیر مرغان، حکایت‌های حکیمانه‌ای می‌گنجاند و هفت وادی عرفان را معرفی می‌کند. اصل داستان، سفری بسیار سخت و پرخطر است برای پاک شدن و به نقطه عزیمتی تازه رسیدن.حضور آقای مهدی آگاه در بنیانگذاری و تاسیس اندیشکده آب ایران، یادآور شروع این سفر سخت است که می‌بایست برای شروع این حکایت در نظر گرفت. این سفر پاد افره و عقابی است که در اثر استفاده بیش از حد از مخازن آب زیرزمینی گرفتار آن شده‌ایم ، خطای بزرگی که جبران نشد. این جبران دغدغه اصلی بود که این فقید تازه درگذشته را به دنبال خود می‌کشید.

آشنایی شخصی و همنشینی من با ایشان ، تازگی‌ها و نوآوری‌های بسیاری از حکمت‌های جدید و کهن را برایم به ارمغان آورد. در درجه اول وجدان انسانی که در بخش خصوصی آن هم در شرایط ناسالم اقتصادی ایران توانست تاب آورد و ارزش‌های وجودی انسانی و ملی را همراه با عطر و طعم زیبایی‌ها و نمادهای جامعه بومی ‌کرمان در خود و با خود در این همنشینی و همفکری‌ها عرضه کند.
نگاهی درون‌زا و از خود داشت که نه تنها تقلیدی و عاریتی نبود بلکه بدون مصلحت‌اندیشی شخصی ابراز می‌شد. از جمله در زمینه آب، که دغدغه اصلی‌اش بود و در این حوزه با اتکا به آخرین یافته‌های علمی ‌سخن می‌گفت و دانشش در مواردی به سطح معرفت و حکمت ارتقاء یافته بود. معرفت آبی که حکمت و شیرینی خاصی داشت، به ویژه وقتی از آب زیر زمینی و قنات سخن می‌گفت.
به پژوهش، نوآوری و حضور جوانان و توسعه ظرفیت‌ها در فضایی آزاد برای گفت‌و‌گو و اظهارنظر اهتمام زیادی داشت و خاطرات بسیار ی از این اهتمام وجود دارد که ترجیحا بهتر است توسط خود این افراد برای ثبت و ضبط در حافظه جامعه، بازگو شود و باقی بماند.
تلاش و حمایت این فقید سعید در بنیانگذاری، گشایش افق و امید به آینده در اندیشکده تدبیر آب ایران بسیار ستودنی است و بهره‌هایشان قابل ارزشگذاری نیست و فقط باید گفت سعی‌اش مشکور و اجرش با خدا.