بایگانی مطالب نشریه
نمیدانم تا حالا وقتی که در حال خوردن غذایی لذیذ هستید، ناگهان صدای شکستن دندان و درد جانکاهش، را تجربه کردهاید یا خیر؟ در چنین مواقعی ابتدا دچار شوک ناشی از شکسته شدن دندان و بعد تکاپوی فوریت تسکین درد دندان میافتید. سراسیمه و ناراحت، از اینکه دندان نارفیق در میانه راه شما را زمینگیر کرده است. کمی که از درد دندان رها میشوید شروع به مرور خاطرات و مسائلی میکنید که تا پیش از آن برایتان هیچ اولویتی نداشته است. مسواک زدن و کشیدن نخ دندان! کارهایی به این سادگی که همیشه در میان هزار مشغولیت دیگر آنها را فراموش کردهایم. شکستن دندان معمولا باعث بروز چند رفتار موقت در ما میشود. یادمان میآید که مدتهاست این مرواریدهای زیبای دهان را فراموش کردهایم، پس بسرعت در جستجوی دندانپزشک و درمان دندان شکسته میگردیم.
بعد که با هزینههای سنگین ترمیم و بازسازی روبرو میشویم، افسردگی و عذاب وجدان به سراغمان میآید و هزار قول و وعده به خود میدهیم که دیگر رسیدگی به دندانهایمان را از یاد نمیبریم، اگر چه بازهم همه اینها را فراموش میکنیم.
حکایت واکنش احساسی جامعه ایران در برابر حوادثی نظیر پلاسکو و متروپل از همین جنس است. در میانه یک زندگی روزمره و در حالی که همه چیز آرام بنظر میرسد ناگهان، خبری همه روان ما را بهم میریزد و یادمان میآورد که چقدر بیتوجه به همه استانداردها و اصولی بودهایم که سادهاند ولی ما به آنها بیتوجه بودهایم. متاسفانه مطمئن هستم که این درد و رنج همچنان و خیلی نزدیک بازهم جایی دیگر ما را برخواهد آشفت. نه اینکه الزاما منتظر ریزش ساختمان و مرگ هموطنان هستم. بلکه بیشتر در انتظار شنیدن صدای شکستن استخوانهای کالبد اجتماعی که عفونت به سرتاسر آن سرایت کرده است.
کالبد یک اجتماع را 4 رکن تشکیل می دهند. ارکانی که صدها سال جامعه انسانی برای به رسمیت شناختن آنها تلاش کرده است و اکنون در کشور ما، انکار میشوند. یکی از این ارکان رسانهها هستند. در نظامهای مدرن برای جلوگیری از بروز عفونت در درون جامعه ما باید دو کار ساده را انجام دهیم. درست مثل مسواک کردن و نخ کشیدن به دندان. این کارها اصلاح نظام رسانه و دادن آزادی به آنان برای نمایش هر ایراد و تخلف و کمبودی است و دیگر آن که باید نظام وکالت و قضا را بسامان کنیم. با راهاندازی و سالم سازی این دو، هر عفونت، فساد، نابرابری و ظلمی آشکار میشود و دیگر نیازی به داغ و درفش برای تسکین درد نیست.
اگر ما رسانههای آزاد و مستقل داشتیم، از همان ابتدا مانع از بروز فساد در سیستم ساخت و ساز یک برج یا زمینخواری یا رانت یا هر درد و مرضی میشدیم. اگر این قدر نظام وکالت ما وابسته پول و چرخه بیخاصیت دادگاه و قوانین ناتوان در برابر رانت و سفارش نبود، هیچ وقت نباید صدای شیون مردم عزادار را میشنیدیم.
باور کنید اگر مدیران کشور، صدای آرام و مستدل رسانههای رسمی و متین کشور را تحمل کنند و برای شنیدن پند و اندرز آنان وقت بگذارند، نیازی نخواهد بود فریاد مردم معترض در خیابانها و شبنامههای شبکه های اجتماعی را بشنوند و دست به داغ و درفش ببرند تا این صداها را ساکت کنند.
یادتان باشد، هشدار دادهام که با این تنگ نظری و تیشه به ریشه رسانهها زدن، هر لحظه باید منتظر شکستن استخوان جدیدی باشید، اما همه دردهای این شکستنها مانند درد دندان با یک تزریق ساکت نمیشود. نگویید که نگفتم. گوش کنید، صدای ریزش متروپل تنها صدای ترک برداشتن یک استخوان بود.
تخلف محرز شهرداری آبادان در فاجعه متروپل
در حالی که رئیس کمیسیون عمران مجلس از تخلف محرز شهرداری آبادان در پروژه ساخت «متروپل» خبر داده، رئیس کمیسیون اصل 90 از برخورد با متخلفان سخن گفت.
یک هفته پیش اگر کسی از «متروپل» صحبت میکرد یا حتی لابهلای صحبتهایش از سازهای به این نام سخن میگفت، مخاطب ناآشنا به علوم سیاسی و اصطلاحات مرتبط با روابط بینالملل که نمیدانست «متروپل» اصطلاحی است که به وضعیت کشوری قدرتمند نسبت به کشورهای تحتالحمایه و تابعهاش دلالت دارد، احتمالا گمان میکرد که یا صحبت از پلی در میان است یا حتی بحث از ایستگاه مترویی که شاید کنار پلی ساخته شده باشد. در این 5، 6 روزی که از انتشار خبر فروریختن ساختمان «متروپل» در آبادان میگذرد اما اوضاع یکسر متفاوت است. تا جایی که نه فقط در شبکههای اجتماعی و فضای رسانهای برخط و مکتوب، بلکه حتی اگر این واژه را در لغتنامهها و فرهنگ واژگان آنلاین جستجو کنید، کنار تعاریف علمی درباره این اصطلاح مهم در علوم سیاسی و روابط میان کشورها و دولتها در عصر استعمار و استعمارگری، به جملات و گزارههایی از این دست برخواهید خورد؛ «متروپل یعنی درد»، «متروپل یعنی رانت، یعنی ظلم و ستم، یعنی داغ بر دل»، «متروپل یعنی حالتی از بیکفایتی حکومتها!» و حتی «یعنی مادران داغدار»؛ این تعابیر و گزارهها که حالا در برخی فرهنگ واژگان برخط از سوی کاربران پیشنهاد شده البته تنها واکنش احساسی و لحظهای این کاربران است که به این شکل به خبر تلخ فرو ریختن ساختمان «متروپل» در آبادان واکنش نشان داده و به تعبیری اعتراضشان را ابراز کردهاند و علیالقاعده اگر چند روز دیگر به این فرهنگ واژگان و لغتنامههای مشابه سربزنید، دیگر اثری از این بروز احساسات و اعتراضات برجا نمانده است.
مردم شهرهای اصفهان، یزد، شاهینشهر و چند شهر استان خوزستان در سوگ جانباختگان حادثه آبادان اشک ریختند
آنچه اما همچنان پابرجاست و گذر این حدود یک هفته هم چندان تغییری در آن ایجاد نکرده، عملیات امدادرسانی و آواربرداری این حادثه تلخ است که ناظران معتقدند با تاخیر بسیار آغاز شده و در حالی به کُندی ادامه دارد که هنوز حتی معلوم نیست چند نفر از جانباختگان زیر آوار ماندهاند.اما ابهام و وضعیت نامعلوم در آواربرداری و امدادرسانی در پی این حادثه تلخ، تنها نکات ناروشن این پرونده نبوده و در شرایطی که بود و نبود مرد اول ساخت این پروژه ساختمانی در میان کشتهشدگان و جانباختگان این حادثه نیز از جمله نقاط تاریک و معماهایی است که دستکم ابهاماتی در ارتباط با آن وجود دارد، همچنان ابهامات و پرسشهایی در خصوص وضعیت مالکان پروژه ساختمانی متروپل و افراد حقیقی و حقوقی که هر کدام به نحوی در این راستا ذینفع هستند، مطرح است. ابهامات و پرسشهایی که بهخصوص از شامگاه جمعه و پس از آنکه رئیس کمیسیون عمران مجلس در یک گفتوگوی تلویزیونی به بیان نکاتی در این رابطه پرداخت، با شکل و شمایلی تازه مطرح میشود.محمدرضا رضائی کوچی که در ارتباط تصویری با برنامه گفتوگوی ویژه خبری در این رابطه صحبت میکرد، با بیان اینکه «ساختمان متروپل به صورت مشارکت بین بخش خصوصی و شهرداری در حال انجام بوده»، خاطرنشان کرد: «از نظر من تعارض منافع صورت گرفته؛ چرا که شهرداری شریک این ساختمان است و از یک طرف وظیفه نظارت دارد و ما باید در قوانین یک دستگاه نظارتی دیگری را در پروژههای مشارکتی مشخص کنیم.» او یادآور شد: «ابتدای کار با وجود اینکه باید نظام مهندسی برای نظارت ورود میکرد به هر دلیلی یک شرکتی به صورت مشاوره، کار طراحی و نظارت را بهعهده گرفته که با مداخله وزارت راه و شهرسازی نهایتاً نظام مهندسی سه مهندس ناظر بر این پروژه مشخص میکند.»
رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس با تاکید بر اینکه این کمیسیون پیگیر برخورد با متخلفان فروریختن ساختمان متروپل است، از مسئولان درخواست کرد که به این پرونده بهعنوان یک مورد خاص نگاه نشود؛ چرا که نکته مهمتر این است که در فرآیند دستگاههای اجرایی و نظارتی منافذ جدی وجود دارد
او گفت: «در حین اجرای پروژه با وجود اینکه در ابتدا پروانه برای 4 طبقه طراحی شده بود، ولی متأسفانه طبقات بیشتری به این پروژه اضافه میشود؛ یعنی محاسبه اولیه برای چهار طبقه بود، اما در حین ساخت طبقات دیگری به ساختمان اضافه میشود بدون اینکه نقشه اولیه و محاسبات اولیه تغییر کند.»رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: «مهندسان ناظری که نظارت داشتند از طرف نظام مهندسی چندین بار تذکر داده و درخواست توقف کار را داشتند، ولی چون شهرداری در آنجا منافع داشته، متاسفانه توجه نکرد که در این شرایط ابتدا ناظران اول انصراف میدهند و ناظران دیگری جای آنها را میگیرند.» او همچنین با طرح پرسشهایی افزود: «سوال اینجاست زمانی که مهندس ناظر درخواست توقف ساخت را داد، وظیفه شهرداری چیست؟ بعد وزارت راه و شهرسازی بهعنوان ناظر عالیه اینجا چه نقشی دارد؟ فرض بر اینکه مهندس ناظر گزارش داد و شهرداری کار را تعطیل نکرد، اینجا وزارت راه و شهرسازی از نظر من وظیفه دارد در جایگاه نظارت عالیه ورود و کار را متوقف کند.» رئیس کمیسیون عمران مجلس همچنین ادامه داد: «نظام مهندسی آبادان با فرماندار و دادستان وقت مکاتبهای کرده که این پروژه در حال تخلف است، ولی متاسفانه اتفاقی نیفتاده است یعنی شورای شهر، دادستان و فرماندار در جریان کار بودند، این قدر تخلف محرز بوده که یک فرد معمولی هم متوجه تخلف میشد، ولی متاسفانه کسی اقدامی نکرده است.» رضایی کوچی با بیان اینکه «از نظر ما تخلفات شهرداری کاملاً محرز است»، افزود: «شخص شهردار و مجموعهای که وظیفه داشتند کار را تعطیل کنند کاملاً تخلف کردند و تخلفشان محرز است و در گزارشی که برای صحن مجلس و دستگاه قضایی آماده میکنیم، شهرداری از نظر ما کاملاً متخلف است البته نظام مهندسی در سطح استان و کشور هم باید نظارتی میکرد که به نظرم آنجا هم کمکاری شد همچنین وزارت راه و شهرسازی در جایگاه نظارت عالیه کارش را خوب انجام نداده است.»
اما رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس نیز از ورود به «فاجعه متروپل» خبر داده و ساعاتی پس از انتشار توضیحات رئیس کمیسیون عمران مجلس تاکید کرده که گزارش نظارتی کمیسیون اصل 90 مبتنی بر گزارش کارشناسی کمیسیون عمران خواهد بود. حسن شجاعی با تاکید بر اینکه کمیسیون اصل ۹۰ پیگیر برخورد با متخلفان فروریختن ساختمان متروپل است، از مسئولان درخواست کرد که به این پرونده بهعنوان یک مورد خاص نگاه نشود؛ چرا که نکته مهمتر این است که در فرآیند دستگاههای اجرایی و نظارتی منافذ جدی وجود دارد. او تاکید کرد: «باید متوجه بود که منافذ موجود آنقدر جدی است که همچنین وقایع عجیبی روی میدهد؛ بنابراین باید اقداماتی انجام شود که جلوی چنین پدیدههای عجیب را بگیرد که سرفصل جدیدی برای پیشگیری از فساد و رانت محسوب میشود.»
این اظهارنظرهای کارشناسی اما در شرایطی مطرح میشود که سوگواری مردم شهرهای خوزستان ادامه دارد و در برخی شهرها هم شکل تجمعهای اعتراضی به خود گرفته است. آنطور که خبرگزاری فارس در گزارشی آورده، این اعتراضها پس از چند روز که با آرامش ادامه یافت، شامگاه جمعه به خشونت کشیده شد. خشونتی که به نوشته این خبرگزاری، در ادامه چنان بود که «پلیس با شلیک گاز اشکآور و تیرهوایی مردم را از محدوده امدادرسانی متفرق کرد.» به نوشته فارس، «مردم شهرهای اصفهان، یزد، شاهینشهر و چند شهر استان خوزستان در سوگ جانباختگان حادثه آبادان اشک ریختند.» این خبرگزاری همچنین نوشته است: «شامگاه جمعه حدود 200 نفر از مردم ماهشهر برای همدردی با جانباختگان حادثه متروپل آبادان گردهم آمدند. در تجمع میدان امام خمینی بندر ماهشهر مردم با سر دادن شعارهایی علیه مقصران و مسببان حادثه آبادان خواستار محاکمه آنها شدند.» در این گزارش همچنین آمده است: «در آبادان هم چند صد تن از مردم با تجمع در محدوده چهارراه امیرکبیر تا سهراه شهید منتظری در سوگ همشهریان خود به عزاداری پرداختند.» «مسئول بیکفایت اعدام باید گردد» و «مرگ بر مسئول بیکفایت» از جمله شعارهای آبادانیها در این اعتراضات خیابانی بود. این در حالی بود که در اهواز هم حدود 200 نفر در عزای مردم آبادان در مقابل کتابخانه مرکزی شمع روشن کردند. همچنین در گلستان شهدای اصفهان هم جمعی از آبادانیهای مقیم این شهر با حضور در جوار مزار شهدا با بازماندگان این حادثه دردناک ابراز همدردی کردند. مردم شاهینشهر نیز یاد درگذشتگان حادثه متروپل را گرامی داشتند. همچنین در یزد صدها تن با حضور در حسینیه امیرچخماق برای جانباختگان حادثه آبادان اشک ماتم ریختند.
درخواست تصویب جریمه نقدی سنگین ریختن زباله در محیط زیست و معابر شهری
کارزاری با نام درخواست تصویب جریمه نقدی سنگین ریختن زباله در محیطزیست و معابر شهری در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #جریمه_نقدی_ریختن_زباله پیگیری شد. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و ریاست فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی آمده است: «احتراماً به استحضار میرساند به نظر میرسد برای اجرایی شدن برخی از قوانین شهری توسط شهروندان، باید سختگیریهایی به عمل آید. لذا از شما درخواست میکنیم برای جلوگیری از ریختن زباله در سطح شهر، جادهها، طبیعت و… قوانین سختگیرانهتری تصویب کنید؛ به طور مثال وضع جریمه نقدی و سنگین برای هر بار رها کردن زباله. »
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «فرهنگسازی در حفاظت از محیط زیست» شوند.
این کارزار از ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۲۵ تیر ۱۴۰۱ ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای محیط زیستی بوده و از سوی بیش از۵ هزار و ۲۳۲ نفر امضا شده است.
جنگ روسیه و اوکراین و خطر قحطی زمینهساز برگزاری نشست شورای امنیت سازمان ملل درباره بحران غذایی جهان در روز یکشنبه هفته گذشته(19می) شد و در این نشست، آمریکا، روسیه را به گروگان گرفتن امنیت غذایی جهان برای فشار بر اوکراین متهم کرد و روسیه در مقابل ادعاهای واشنگتن را کاملا نادرست خواند.
ادامه بحران غذا با جهان چه میکند؟ این یکی از مهمترین سوالاتی است که اکنون پیش روی کشورهای جهان است. اوکراین به عنوان «سبد نان» جهان در نظر گرفته میشود و روسیه و اوکراین با هم تقریبا یک سوم صادرات گندم جهان را تشکیل میدهند. در نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد، کارشناسان هشدار دادند که با ادامه جنگ در اوکراین، کمبود صادرات غلات گرسنگی جهانی را به سطح قحطی میرساند.
بیش از 75 نماینده، وزیر و کارشناس از کشورهای مختلف در نشست شورای امنیت گفتند که بحران جهانی غذایی که قبلاً تحت تأثیر همهگیری کووید-19 و تغییرات آب و هوایی قرار گرفته بود، به دلیل جنگ در اوکراین و کمبود صادرات غلات در سراسر جهان به سوی قحطی سوق پیدا کرده است.
به گزارش رسانه رسمی سازمان ملل متحد، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، با اشاره به اینکه 60 درصد از مردم جهان که دچار سو تغذیه هستند، در مناطقی زندگی میکنند که تحت تأثیر درگیری قرار گرفتهاند، گفت: «وقتی جنگ به راه میافتد، مردم گرسنه میمانند».
آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا، روسیه را به استفاده از غذا به عنوان سلاح متهم کرد. بلینکن، همچنین خطاب به شورای امنیت سازمان ملل متحد، گفت که روسیه نه تنها برای اوکراینیها، بلکه برای میلیونها نفر در سراسر جهان غذا را «گروگان» نگه میدارد
در سال 2021، اکثر 140 میلیون نفری که از گرسنگی حاد رنج میبردند، فقط در 10 کشور زندگی میکردند: افغانستان، جمهوری دموکراتیک کنگو، اتیوپی، هائیتی، نیجریه، پاکستان، سودان جنوبی، سودان، سوریه و یمن. او تاکید کرد: «وقتی این شورا در مورد درگیری بحث میکند، شما درباره گرسنگی بحث میکنید و هنگامی که به توافق نرسید، مردم گرسنه بهای سنگینی را میپردازند.»
او بیان کرد که در ماه آوریل، برنامه جهانی غذا (WFP) و شرکای آن غذا و پول نقد را بین بیش از 3 میلیون اوکراینی توزیع کردند و همچنین گفت که صندوق مرکزی اضطراری 30 میلیون دلار برای تامین نیازهای فوری امنیت غذایی و تغذیه در نیجر، مالی، چاد و بورکینافاسو اختصاص میدهد که البته به اندازه قطرهای در اقیانوس است. او هشدار داد که در سراسر جهان، 44 میلیون نفر در 38 کشور در سطح اضطراری گرسنگی هستند و گفت: «تهاجم روسیه به همسایه خود عملاً به صادرات مواد غذایی اوکراین پایان داده است و 30 درصد افزایش قیمت، غذا اصلی مردم در کشورهای سراسر آفریقا و خاورمیانه را تهدید میکند.»
او با اشاره به اینکه قطعنامه 2417 (2018) شورای امنیت تصریح میکند که کالاها و تدارکات برای بقای غیرنظامیان ضروری است، تاکید کرد: «مهمتر از همه این است که ما باید به جنگ در اوکراین پایان دهیم.»
او گفت: «غذای کافی برای همه در جهان وجود دارد اما مساله توزیع است.». او تاکید کرد: «در دنیای پرجمعیت ما، هرگز مرگ یک کودک، زن یا مرد را بخاطر گرسنگی نمیپذیرم و اعضای این شورا نیز نباید بپذیرند.»
دیوید بیزلی، مدیر اجرایی برنامه جهانی غذا بیان کرد: «وقتی ملتی که سبد نان جهان است، تبدیل به کشوری با طولانیترین صف نان جهان میشود، میدانیم که با مشکل روبهرو شدهایم. حتی قبل از وقوع بحران اوکراین، جهان به دلیل درگیری، تغییرات آب و هوایی و همهگیری کووید-19 با یک توفان بیسابقه و بیسابقه مواجه بود. در طی چندین سال، تعداد افراد گرسنه از 80 میلیون به 323 میلیون نفر رسیده است که 49 میلیون نفر در 43 کشور در معرض خطر قحطی قرار دارند.»
او ادامه داد: «وقتی کشوری مانند اوکراین که غذای 400 میلیون نفر را تامین میکند، از بازار خارج میشود، بازار را با نوسان مواجه میکند. سازمان ملل در تلاش است تا با مردم داخل اوکراین ارتباط برقرار کند، اما این مشکل را در خارج از آن کشور حل نمیکند.»
او بر لزوم راهاندازی بنادر تاکید کرد زیرا 36 کشور بیش از 50 درصد غلات خود را از آن منطقه وارد میکنند. او هشدار داد که ناکامی در باز کردن بنادر در منطقه اودسا اعلان جنگ علیه امنیت غذایی جهانی است و منجر به قحطی، بیثباتی و مهاجرت گسترده در سراسر جهان میشود.
کو دونگیو، مدیر کل سازمان خواربار و کشاورزی (فائو) تاکید کرد که در سرتاسر جهان، رفاه در حال تغییر است. کشاورزی یکی از کلیدهای صلح و امنیت پایدار است، اما در پنج سال گذشته شاهد افزایش سطوح جهانی گرسنگی حاد بودهایم. بین سالهای 2018 تا 2021، تعداد افرادی که در شرایط بحرانی در کشورهایی زندگی میکنند که درگیری عامل اصلی ناامنی غذایی حاد بودهاند و به بیش از 139 میلیون نفر رسیده است.
مایکل موسی آدامو، وزیر امور خارجه گابن، گفت که درگیری نه تنها زیرساختهای غیرنظامی را نابود میکند، بلکه از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی نیز استفاده میکند. تاسیسات کشاورزی به عمد هدف قرار میگیرند و افراد آواره به غذا دسترسی ندارند
با توجه به اینکه اوکراین و روسیه با هم 30 درصد غلات و 67 درصد روغن آفتابگردان جهان را صادر میکنند، او تأکید کرد: «آنچه برای یک نفر اتفاق می افتد بر همه ما تأثیر می گذارد.»
او از کشورهای عضو درخواست کرد که به ارائه کمکهای لازم برای ناامنی غذایی در سطح جهان و به حمایت از کمکهای سازمانهای بینالمللی مانند فائو، صندوق بین المللی توسعه کشاورزی (IFAD) و WFP و… ادامه دهند.
سارا منکر، مدیر عامل شرکت تجزیه و تحلیل کشاورزی Gro Intelligence، به شورای امنیت سازمان ملل گفت که جنگ روسیه و اوکراین دلیل بحران امنیت غذایی نیست، بلکه آتشی که مدت زیادی میسوزد را شعلهورتر کرد.
منکر گفت خشکسالی در سراسر جهان به کاهش منابع گندم کمک میکند و منابع غذایی جهانی نیز تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی و کمبود کود است.
او گفت: «در حال حاضر فقط 10 هفته مصرف جهانی در فهرست موجودی در سراسر جهان داریم. شرایط امروز بدتر از سال های 2007 و 2008 است.»
منکر گفت که برآوردهای سازمانهای دولتی رسمی از سراسر جهان نشان میدهد که موجودی گندم 33 درصد از مصرف سالانه را تشکیل میدهد، اما افزود که مدلهای ایجاد شده توسط Gro Intelligence نشان میدهد این رقم ممکن است در واقع به 20 درصد برسد. سطحی که از سال 2007 و 2008 مشاهده نشده است.
او گفت: «نکته مهم این است که اکنون پایینترین میزان غلات در جهان وجود دارد و دسترسی به کودها بسیار محدود است. خشکسالی در مناطق کشت گندم شدیدترین خشکسالی است که در بیست سال گذشته رخ داده و این نگرانیها در مورد ذرت و سایر غلات نیز صدق میکند.»
او گفت که فقدان کود و موجودی کم سابقه در روغنهای پخت و پز و غلات باعث شده چندین دهه پیشرفت اقتصاد جهانی را آشکار کند.
منکر بیان کرد در حالی که روسیه و اوکراین تقریباً یک سوم صادرات گندم جهان را تأمین میکردند و پنج صادرکننده برتر جهانی ذرت بودند، همه بنادر اوکراین بسته هستند. او تاکید کرد که جامعه بینالمللی باید یک واکنش جهانی نشان دهد .
در بحث بعدی این جلسه که تا عصر ادامه یافت، وزرای عالی رتبه و نمایندگان نیز زنگ خطر را در مورد جنگ در اوکراین و تأثیر آن بر بدتر شدن وضعیت جهانی غذا به صدا درآوردند. به ویژه، سخنرانان هشدار دادند که کشورهای آفریقا، آسیا و خاورمیانه با وضعیتی بسیار وخیم روبهرو هستند و خطر قحطی ناشی از صادرات غلات مسدود شده اوکراین را که معمولاً میلیونها نفر را در سراسر جهان تغذیه میکند، برجسته میکند.
شرلی آیورکور بوچوی، وزیر امور خارجه غنا، بیان کرد که شاید برای اولین بار از زمان جنگ جهانی دوم، تأثیر یک درگیری بر امنیت غذایی آشکارا دیده میشود. او با استقبال از تصدیق قطعنامه 2417 (2018) شورای امنیت در مورد ارتباط بین درگیری و گرسنگی، با این وجود تاکید کرد که هنوز کارهای زیادی برای ادغام اهداف صلحسازی در ایجاد سیستمهای غذایی انعطافپذیر وجود دارد. در حالی که بحران کنونی امنیت غذایی جهانی به قبل از تهاجم روسیه به اوکراین برمیگردد، جنگ به وضوح ماهیت بهم پیوسته و شکنندگی سیستمهای غذایی جهانی را آشکار کرده است.
مایکل موسی آدامو، وزیر امور خارجه گابن، با تکرار این نگرانیها، گفت که درگیری نه تنها زیرساختهای غیرنظامی را نابود میکند، بلکه از گرسنگی به عنوان سلاح جنگی نیز استفاده میکند. تاسیسات کشاورزی به عمد هدف قرار میگیرند و افراد آواره به غذا دسترسی ندارند. او تاکید کرد که احترام به قوانین بشردوستانه بینالمللی و قطعنامههای شورا ضروری است و تعهد کشورهای عضو برای اجازه دسترسی بلامانع به کمکهای بشردوستانه بدون سیاسیسازی را یادآور شد. او با استقبال از تأسیس گروه جهانی واکنش به بحران در زمینه غذا، انرژی و امور مالی توسط دبیرکل، از شورا خواست تا تفکر خود را در مورد پاسخگویی در قبال «جنایت قحطی» تعمیق بخشد، زیرا این جنایات غیرانسانی هستند.
شری مورالهاران، وزیر امور خارجه هند، با تاکید بر وضعیت در جنوب آسیا، گفت که جنوب جهانی هم از درگیری در اوکراین و هم از اقدامات انجام شده در واکنش به این موضوع تأثیر نامطلوبی داشته است. او نسبت به احتکار در ذخایر غلات غذایی هشدار داد و به اعلامیه هند در مورد اقدامات جدید در زمینه صادرات گندم اشاره کرد.
بلاول بوتو زرداری، وزیر امور خارجه پاکستان، گفت که 80 درصد از 800 میلیون نفر در جهان دچار سوتغذیه و 40 میلیون نفری که با قحطی مواجه هستند، در کشورهایی زندگی میکنند که جنگ در آن تمام شده است. حتی کسانی که مستقیماً درگیر جنگ نیستند، بهای آن را میپردازند. درگیری در اوکراین پاکستانیها را در معرض خطر گرسنگی قرار میدهد، زیرا کشورش به شدت به گندم و کودهای آن منطقه متکی است.
آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا، روسیه را به استفاده از غذا به عنوان سلاح متهم کرد. بلینکن، همچنین خطاب به شورای امنیت سازمان ملل متحد، گفت که روسیه نه تنها برای اوکراینیها، بلکه برای میلیونها نفر در سراسر جهان غذا را «گروگان» نگه میدارد.
او گفت: «به نظر میرسد دولت روسیه فکر میکند که استفاده از غذا به عنوان یک سلاح به شکستن روحیه مردم اوکراین کمک میکند.»
او با یادآوری تخمینهای WFP و فائو مبنی بر اینکه افراد آسیبدیده از ناامنی غذایی ناشی از درگیریها در سال 2022 به 161 میلیون نفر افزایش مییابد، بیان کرد که جنگ روسیه در اوکراین میتواند 40 میلیون نفر گرسنه اضافه کند. بیاعتنایی آشکار روسیه به قطعنامه 2417 (2018) آخرین نمونهی استفاده از گرسنگی غیرنظامیان برای پیشبرد اهداف خود است. او گفت که عرضه غذا برای میلیونها اوکراینی و میلیونها نفر دیگر در سراسر جهان به معنای واقعی کلمه توسط ارتش روسیه گروگان گرفته شده است و اشاره کرد که 20 میلیون تن غله در سیلوهای اوکراین بدون استفاده قرار دارد زیرا قیمت مواد غذایی سر به فلک کشیده است.
با این حال، نماینده روسیه اتهاماتی مبنی بر اینکه کشورش میخواهد همه را از گرسنگی تلف کند را رد کرد و افزود که تهدیدات بحران جهانی غذا در سال 2022 به وجود نیامده است. عوامل مختلف – از جمله گمانه زنی در بازارهای آتی مواد غذایی غرب و تحریم های اقتصادی غیرقانونی یکجانبه – تقصیر روسیه نیست. همچنین این ادعا روسیه جلوی صادرات محصولات کشاورزی اوکراین را مسدود گرفته است، رد کرد.
نماینده اوکراین پاسخ داد که جنگ تمام عیار روسیه علیه کشورش حدود 400 میلیون نفر را در سراسر جهان که به صادرات غلات اوکراین وابسته هستند، تهدید میکند که به دلیل مسدود شدن بنادر اوکراین تقریباً متوقف شده است. روسیه همچنین غلات اوکراین را برای مصرف خود یا فروش غیرقانونی آن در بازارهای بینالمللی مصادره میکند. هشدار داد که هر کشوری که آگاهانه غلات سرقت شده را خریداری کند، شریک جرم محسوب میشود. او تاکید کرد که این یک جنگ انتخابی از سوی رئیس جمهور ولادیمیر پوتین است. بنابراین، اگر میلیون ها نفر با گرسنگی مواجه شوند، انتخاب او نیز خواهد بود. به محض اینکه مسکو مجبور به پایان دادن به جنگ شود، خطر گرسنگی در آینده پایان مییابد.
همچنین سخنرانان، وزیران و نمایندگان کنیا، آلبانی، مکزیک، نروژ، امارات متحده عربی، ایرلند، بریتانیا، فرانسه، برزیل، چین، رومانی، کانادا، مجارستان، لوکزامبورگ، لیتوانی (همچنین برای استونی و لتونی) ژاپن، گواتمالا، سوئد (همچنین برای دانمارک، فنلاند، ایسلند و نروژ صحبت می کنند)، کرواسی، پاناما، بنگلادش، سوئیس، اردن، اروگوئه، تایلند، ترکیه، مصر، مراکش، ایران، لیختن اشتاین، اسلوونی، الجزایر، مالت، اکوادور، فیجی ( همچنین به نمایندگی از مجمع جزایر اقیانوس آرام)، قبرس، ایتالیا، ونزوئلا، بلغارستان، قطر، اسپانیا، جمهوری دومینیکن (همچنین به نمایندگی از گروه دوستان اقدام در مورد درگیری و گرسنگی)، اتیوپی، بلاروس، ویتنام، بلژیک، جمهوری کره، آفریقای جنوبی، نیوزلند، میانمار، شیلی، هلند، نپال، پرو، پرتغال، لهستان، استرالیا، مالدیو، نیجر، اندونزی، آلمان، موریس، نامیبیا و یونان بودند.
رئیس هیات اتحادیه اروپا و نماینده پاپ نیز به عنوان ناظر صحبت کردند. نمایندگان هند و پاکستان نیز برای دومین بار سخنرانی کردند.
پرندگان درصدر فهرست قاچاق آنلاین
گروهی از کارشناسان دپارتمان علوم بیولوژیکی دانشگاه سیمون فریزر کانادا خرید و فروش غیرقانونی حیات وحش را در فضای آنلاین ایران بررسی کردند. انجام این تحقیق در حالی است که گستردگی شبکههای اجتماعی در ایجاد بازارهای جدید و نقش آن در تجارت بینالمللی و تقویت اقتصاد جهانی، موقعیتی را در اختیار عدهای قرار داده تا به خرید و فروش قانونی و غیرقانونی حیات وحش بپردازند. این میان مهار تجارت غیرقانونی حیاتوحش با وجود پلتفرمهای آنلاین کاری چالشبرانگیز است.
تهدیدی روزافزون برای تنوعزیستی جهانی و مانعی بسیار بزرگ برای محافظت از آنها؛ تجارت غیرقانونی حیات وحش همواره در بازار غذا، پوشاک لوکس و داروهای سنتی رایج بوده اما این روزها تمایل به داشتن گونههای حیاتوحش به عنوان حیوان خانگی نیز بیشتر شده است. این در حالی است که تجارت غیرقانونی حیاتوحش باعث کاهش جمعیت و تخریب زیستگاه آنها میشود. علاوه بر آن تحقیقات نشان میدهد در دراز مدت فروپاشی زنجیره غذایی، افزایش احتمال انتقال بیماریهای مشترک میان انسان و دام و گسترش بیماریهای عفونی اتفاق میافتد.
اکثر گونههای آگهی شده (۶۲درصد آنها) در فهرست سرخ گونههای در معرض تهدید IUCN، جزو گونههایی هستند که نگرانی کمتری درباره آنها وجود دارد. اما با توجه به تهدیدات موجود، جمعیت این موجودات در چند سال اخیر کاهش پیدا کرده است
حفاظت از گونههای موجود
گسترش شبکههای مجازی، تجارت غیرقانونی حیاتوحش را راحتتر کرده است. آنها مانند یک بازار تجارت عمل میکنند. در تجارت آنلاین برخلاف شیوههای سنتی آن، داد و ستد در فضایی خصوصی میان افراد ناشناس صورت میگیرد. دور زدن زیرساختهای نظام بانکی، کار نظارت و ردگیری این تراکنشها را مشکلی میکند.
پوریا سرداری از گروه علوم زیستی دانشگاه سیمون فریزر کانادا، فرشاد فلفلیان از دانشکده علوم دارویی دانشگاه بریتیش کلمبیا، علیرضا محمدی از دانشکده منابع طبیعی دانشگاه جیرفت، دانیال نیری از دپارتمان حیات وحش دانشگاه پلیتکنیک هومبولت در کالیفرنیا و همچنین الیزابت او.دیویس از اتحادیه حیاتوحش باغوحش سندیگو به تازگی تحقیقی را منتشر کردند و در آن به بررسی آگهیهای منتشر شده مربوط به پستهای ۱۲۴ کاربر در اینستاگرام و ۱۱۱ پست در تلگرام پرداختند. آنها به دنبال ثبت گستردگی قاچاق آنلاین گونههای بومی حیات وحش در ایران و پیشنهاد راهکارهایی برای مقابله با آن بودهاند؛ مسئلهای که اغلب بهوسیله قانونگذاران و مسئولان نادیده گرفته میشود. آنها در این تحقیق به دنبال پاسخ به چند سوال بودند؛ چه گونههایی از دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران بومی در ایران تجارت میشوند؟ این خرید و فروشها بیشتر در کدام شبکههای اجتماعی اتفاق میافتد؟ در لیست سرخ گونههای در معرض خطر «اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت» یا IUCN، گسترش گونههای در معرض خطر در میان گونههای تجارت شده در چه رتبهای قرار دارند. پژوهشگران برای این تحقیق دادههایی را از آگهیهای منتشر شده در اینستاگرام و تلگرام جمعآوری و آنالیز کردند تا ویژگیهای حفاظت و طبقهبندی گونههای بومی بهرهوری شده را نشان دهند. آنها همچنین به یک الگوی زمانی رسیدهاند که نشان میدهد در چه ماههایی از سال خرید و فروش حیات وحش اتفاق میافتد. محققان با انتشار این گزارش امیدوارند اطلاعات پایهای کافی در اختیار قرار دهند تا مسئولان بتوانند در پیک زمانی انتشار آگهیهای تبلیغاتی اقدامات لازم را انجام دهند.
بهار و تابستان دو فصل پرکار برای تاجران غیرقانونی است. ۶۲درصد از آگهیها در این زمان منتشر میشوند. گرمتر شدن هوا در فصل بهار باعث می شود حیوانات وحشی بومی ایران فعالتر شوند؛ تولیدمثل و گشت و گذار برای تامین منابع بیشتر میشود. شکارچیان غیرقانونی در این مدت فرصت تلهگذاری پیدا میکنند تا حیوان را اسیر کنند
دسترسی آسان به متقاضی
جمعآوری پیوسته دادهها از ۱۶ آوریل ۲۰۱۹ تا یک سال بعد از آن در ۱۶ آوریل سال ۲۰۲۰ ادامه داشته است. این دادهها از گشت و گذار هر روزه میان پستهای منتشر شده در گروههای تلگرامی، کانالها و صفحههای کاربری اینستاگرام در طول سال جمعآوری شده است. این اقدام تا زمانی ادامه داشته که در آن صفحه تبلیغ قدیمی دوباره منتشر شود. ساعت جمعآوری این دادهها نیز بین ۱۲ تا ۱ ظهر به وقت ایران بوده است.
بر اساس این تحقیق، در تلگرام، آگهیها به دو روش در معرض دید عموم قرار میگیرند. در اولین روش، از گروههای عمومی استفاده میشود که افراد ناشناس مختلفی در آن قرار دارند. متقاضیان این حیوانات از طریق لینک دعوت عضو این گروهها میشوند. دومین روش کانالهای تلگرامی هستند که بهوسیله یک یا چند ادمین اداره میشوند. این کانالها معمولا متعلق به افرادی است که بهطور تماموقت یا در حجم وسیعی به تجارت این حیوانات میپردازند. در اینستاگرام، صفحاتی بهوسیله یک یا چند ادمین کنترل میشوند که با هشتگهای مرتبط بازاریابی میکنند. محققان این مقاله با استفاده از الگوریتمهای جستجوگر تلگرام و اینستاگرام توانستند مجموعهای از صفحهها، کانالها و چتهای گروهی را دنبال کنند. گروهها، کانالها و صفحههای مختلفی وجود دارند که تنها به فروش یک رده از جانوران پرداختهاند (مثل کانالهایی که فقط خزندگان میفروشند). دیگر گروها عمومیترند و پستانداران، پرندگان، ماهی و دوزیستان و گاهی بیمهرگانی مانند عقرب را ارائه میدهند.
پرندگان در صدر فهرست آگهیها
نتایج تحقیقات نشان میدهد از ۱۲۴ صفحه کاربری که این آگهیها را منتشر کردهاند، ۶۸ مورد روی اینستاگرام و ۵۶ مورد روی تلگرام بودهاند. پرندگان بالاترین تعداد تبلیغات در این دو پلتفرم آنلاین با ۹۰ پست منتشرشده را دارند. خزندگان نیز بالاترین تنوع گونهای را در این آگهیها دارند. ۴۳درصد از آگهیهای کل گونهها مربوط به خزندگان است و بعد از آن پرندگان با ۳۶درصد در جایگاه دوم قرار دارند. این میزان برای پستانداران و دوزیستان ۱۱درصد و ۹درصد است.
بررسیها همچنین نشان میهد بیشتر این آگهیهای تبلیغاتی بین بهار و تابستان و در ماههای مارس، آوریل، می، ژوئن و جولای منتشر شدهاند.
اکثر گونههای آگهی شده (۶۲درصد آنها) در فهرست سرخ گونههای در معرض تهدید IUCN، جزو گونههایی هستند که نگرانی کمتری درباره آنها وجود دارد. اما با توجه به تهدیدات موجود، جمعیت این موجودات در چند سال اخیر کاهش پیدا کرده است. ۱۵درصد از این گونهها یا در خطر، آسیبپذیر یا در آستانه تهدید قرار دارند. گونههایی مانند فک خزری، بالابان، عقاب صحرایی، لاکپشت مهمیزدار و سمندر لرستانی جزو این دستهها قرار دارند. علاوه بر آن ۲۰درصد از گونهها در لیست سرخ جهانی قرار نگرفتهاند.
این اولین تحقیقی است که به طور گسترده به تجارت غیرقانونی حیات وحش در شبکههای اجتماعی ایران میپردازد. پژوهشگران در این تحقیق مشاهده کردند که فروش پرندگان بیشترین آگهیهای آنلاین و پستانداران کمترین آگهیها را تشکیل میدهند. در سراسر دنیا تجارت غیرقانونی پرندگان بسیار گسترده و پرتقاضا است. تقاضای بسیاری برای پرندگان شکاری به ویژه در میان ثروتمندان کشورهای خلیج فارس وجود دارد. تجارت غیرقانونی پرندگان آوازخان، بزرگترین تهدید جهانی محسوب میشود که به آن «بحران پرندهآوازخان» نیز میگویند. تحقیقات این پژوهشگران نشان میدهد که در دیگر کشورهای خاورمیانه نیز مشکل تجارت غیرقانونی وجود دارد. ۹۷درصد موجوداتی که در لبنان غیرقانونی فروخته میشوند را پرندگان تشکیل میدهند.
بیشتر آمار فروش در بهار و تابستان
بهار و تابستان دو فصل پرکار برای تاجران غیرقانونی است. ۶۲درصد از آگهیها در این زمان منتشر میشوند. گرمتر شدن هوا در فصل بهار باعث می شود حیوانات وحشی بومی ایران فعالتر شوند؛ تولیدمثل و گشت و گذار برای تامین منابع بیشتر میشود. شکارچیان غیرقانونی در این مدت فرصت تلهگذاری پیدا میکنند تا حیوان را اسیر کنند. تولهها معمولا راحتتر گیر میافتند. شکارچیان نیز در این فصل با پشتسر گذاشتن فصول برف و باران و توفان، راحتتر میتوانند وارد جنگل شوند.
شکار بیرویه گونههایی که جمعیت ثابت یا رو به رشد دارند در نهایت باعث کاهش جمعیتشان میشود. در نتیجه حفاظت پایدار از این گونهها امری ضروری است. در این تحقیق تاکید میشود که موسسات دولتی و غیردولتی باید برای آموزش و آگاهیرسانی عمومی درباره تجارت غیرقانونی حیاتوحش سرمایهگذاری کند تا تقاضا برای آنها کاهش پیدا کند. استفاده از راهبردهای بازاریابی برای کاهش تبلیغ درباره خرید و فروش حیاتوحش نیز کمک میکند.
درخواست اجباری شدن کسب گواهینامه روحی و جسمی برای فرزندآوری
کارزاری با نام درخواست اجباری شدن کسب گواهینامه روحی و جسمی برای فرزندآوری در وبسایت کارزار در جریان است که با هشتگ #الزام_گواهی_سلامت_روان_والدین پیگیری شد. در بخشی از متن این کارزار خطاب به معاون محترم رئیسجمهور در امور زنان و خانواده آمده است: «تقاضا میشود شرایطی فراهم شود که قبل از فرزندآوری زوج و زوجه از نظر سلامت کامل روحی و جسمی تأیید شوند تا آسیبهای اجتماعی در جامعه از ریشه بررسی و حل شوند.
درخواست میشود این طرح پیشنهادی را مورد بررسی و تایید قرار دهید. نهال سالم، میوههای سالم بار خواهد داد. ریشه سالم شاخ و برگ سالم خواهد داد.»
امضاکنندگان این کارزار میخواهند از این راه پیگیر «بررسی سلامت جسمی و روحی افراد برای فرزندآوری» شوند.
این کارزار از ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ آغاز شده و تا ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ادامه دارد. همچنین این کارزار از کارزارهای اجتماعی بوده و از سوی بیش از۸ هزار و ۴۲۰ نفر امضا شده است.
طیفی قوی در ایران و امریکا مخالف بازگشت به برجام هستند
| پیام ما | در حالی که وزیر امور خارجه در اجلاس داووس قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا را «مسالهای فرا برجامی» عنوان کرده که البته برای ایران در به نتیجه رسیدن مذاکرات حیاتی است و آنچه را که باعث توقف در مذاکرات شده، «درخواستهای و مطالبات اقتصادی ایران در مسیر تجارت جهانی» خوانده، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران گفته در صورتی که توافق صورت نگیرد، واشنگتن آماده تشدید تحریمها علیه تهران است.
نزدیک به 3 ماه پس از آخرین دور مذاکرات احیای برجام و در حالی که در این بازه زمانی بهنسبت طولانی عملاً انفعال، رکود و سکوت بر مذاکرات هستهای و رفتار دیپلماتیک طرفین برجام حاکم شده، یک هفته گذشته بار دیگر شاهد تحولات و انتشار اخباری بودیم که فارغ از منتح مثبت یا منفی که بر روند این مذاکرات داشتند، بار دیگر توجه افکار عمومی را به این مهم جلب کرد. اخباری که بهخصوص پیرو برگزاری مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس و حضور وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در مجمع جهانی به اوج خود رسید و این در حالی بود که آنچه حسین امیرعبداللهیان در یکی از جلسات و نشستهای داووس و مشخصاً در گفتوگویی با فرید زکریا روزنامهنگار برجسته آمریکایی در ارتباط با علل و عوامل توقف چند ماهه مذاکرات هستهای مطرح کرد، جالبتوجه و محلتامل بود.
وزیر امور خارجه ایران با تاکید بر اینکه اطلاعات زیادی داریم که صهیونیستها سیاست خارجی آمریکا را به گروگان گرفتهاند، گفته است: ایران حتما گزینههای مختلفی روی میز دارد اما مهمترین مساله این است که عوامل فشارهای حداکثری دوره ترامپ از میان برداشته شود
حسین امیرعبداللهیان که در بدو ورود به زوریخ ضمن تشریح برنامهها و اهداف خود از شرکت در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (داووس)، «توسعه مناسبات جمهوری اسلامی ایران با با برخی کشورهای جهان» را مورد اشاره قرار داده و تاکید کرده بود با توجه به تمرکز دستکم 40 درصد برنامه سیاست خارجی دولت سیزدهم بر مسائل اقتصادی و تجاری، او به اجلاس داووس آمده تا دیدگاهها، فرصتها و ظرفیتهای ایران را در این رابطه تشریح کند. اما آنچه در این اجلاس بیش از هر بحث و گفتوگوی دیگر مورد توجه قرار گرفت، صحبتهایی بود که وزیر امور خارجه ایران در گفتوگو با فرید زکریا مطرح کرد. آنجا که او قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست تحریمهای آمریکا را «یک موضوع فرعی» در مذاکرات وین عنوان کرد و گفت که علت اصلی توقف مذاکرات احیای، به «درخواستها و مطالبات اقتصادی ما در مسیر تجارت جهانی» برمیگردد. امیرعبداللهیان که بار دیگر از نقش مخرب اسرائیلیها در مذاکرات احیای برجام سخن گفت، همچنین تاکید کرد که آمریکاییها خیلی خوب میدانند اگر بخواهند به برجام برگردند، باید چه کاری انجام دهند. او با بیان اینکه «در دکترین سیاست خارجی و اعتقادات جمهوری اسلامی، بمب اتم وجود ندارد»، از تایید این نکته از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی سخن گفت و یادآور شد: «ما در حال حاضر به نقطهای رسیدیم که اگر طرف آمریکایی واقعبینانه تصمیم بگیرد، توافق در دسترس است.»
وزیر امور خارجه ایران گفت: «چرا مساله قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا که قاعدتا مسالهای فرا برجامی است، برای ایران در به نتیجه رسیدن مذاکرات حیاتی است؛ اگر بخواهم صادقانه بگویم چه چیزی باعث مکث در مذاکرات شده درخواستهای و مطالبات اقتصادی ما در مسیر تجارت جهانی است و نباید مسئله را به یک موضوع تقلیل داد.» او تاکید کرد: «در واقع موضوع قراردادن سپاه در لیست تروریستی آمریکا یک مسئله فرعی است که از طرف لابی اسرائیلی بزرگنمایی شده و اولویت برای ما منافع ملت ایران است.» امیرعبداللهیان با تاکید بر اینکه اطلاعات زیادی داریم که صهیونیستها سیاست خارجی آمریکا را به گروگان گرفتهاند، ادامه داد: «ایران حتما گزینههای مختلفی روی میز دارد اما مهمترین مساله این است که عوامل فشارهای حداکثری دوره ترامپ از میان برداشته شود.» وزیر امور خارجه خاطرنشان کرد: «اگر آقای بایدن اقدامی در راستای رسیدن به یک توافق خوب و پایدار نکند، ایران حتما گزینه های مختلفی روی میز دارد.» او با بیان اینکه ۲۰ سال پیش نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی ادعا کرد ایران در کمتر از یک سال به بمب اتمی دست مییابد اما ۲۰ سال گذشت و ما بارها گفتهایم در سیاست خارجی ما بمب اتم جای ندارد، افزود: «بارها آژانس از مراکز ما بازدید و اعلام کرد که ایرانیها به دنبال سلاح نیستند ولی رژیم صهیونیستی حرف تکراری خود را تکرار میکند.»
امیرعبداللهیان همچنین در بخشی از سخنانش در داووس از ابتکاری گفت که بهگفته او، بهتازگی از سوی جمهوری اسلامی مطرح شده اما آنچه «بیتصمیمی بایدن» خواند، مانع از به نتیجه رسیدن این ابتکار تازه است. او اما در عین حال تاکید کرد: «من هم مثل وزیر خارجه آمریکا و رابرت مالی در برابر پارلمان کشورم با فشارهای زیادی مواجهم. آنها طیف قوی در داخل دو کشور هستند که مخالف بازگشت به برجام هستند.» او اعلام کرد: «پیامهایی از رابرت مالی و مقامات آمریکا و بایدن دریافت میکنیم که قدری متفاوت از مواضع رسانهای آنهاست.»
اما آنچه وزیر امور خارجه در ارتباط با باقی ماندن نام سپاه پاسداران در فهرست تحریمها در این اجلاس مطرح کرد، در حالی بهزعم برخی ناظران میتواند بار دیگر تحرکی نسبی در مذاکرات احیای برجام ایجاد کند که او اوایل فروردینماه نیز به بیان موضعی در این رابطه پرداخته و گفته بود که مقامات ارشد سپاه پاسداران به او گفتهاند «موضوع سپاه نباید مانعی بر سر توافق باشد»؛ موضعی که آن زمان در روزهای نخست فروردینماه سال جاری، با واکنش تند و تیز طیف تندروی جناح راست شد و از جمله مدیرمسئول روزنامه کیهان با انتقاد شدید از آن صحبتها، خواستار توضیح سپاه پاسداران شد. حسین شریعتمداری در آن زمان در یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت که این موضع وزیر خارجه بهمعنای «تسلیم» و همچنین پذیرش باقی ماندن سپاه در «لیست تروریستی» آمریکا است و این در حالی بود که امیرعبداللهیان در آن سخنان روز 6 فروردینماه خود، موضع سپاه در خصوص اولویت رفع تحریم بر باقی ماندن نام سپاه در فهرست تحریمها از جانب فرماندهان ارشد این نهاد نظامی را مصداق «از خودگذشتگی و ایثارگری» سپاه عنوان کرده بود.
به هر تفسیر حالا سخنان وزیر خارجه ایران در اجلاس داووس در رابطه با درجه اهمیت و اولویت قرار گرفتن نام سپاه در فهرست تحریمها در شرایطی مطرح شده که حدود دو هفته پیش، پس از آنکه انریکه مورا، مذاکرهکننده ارشد اتحادیه اروپا برای دومین بار در سال 1401 به تهران آمد و علاوهبر حسین امیرعبداللهیان، با علی باقری مذاکرهکننده ارشد ایران نیز دیدار کرد، جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی این اتحادیه، نتیجه سفر آقای مورا را «مثبت» ارزیابی کرد و از باز شدن راه برای رسیدن به توافق نهایی خبر داده بود. آنهم در حالی که همان زمان امیرعبداللهیان نیز در توئیتی نوشت: «مذاکره برای لغو تحریمها، با رعایت خطوط قرمز ایران در رسیدن به توافقی خوب، قوی و پایدار در مسیر درست خود پیگیری میشود.»
این در حالی است که رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران روز گذشته در نشست پرسش و پاسخ کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، چشمانداز دستیابی به توافق با ایران را «ضعیف» دانست و گفت در صورتی که توافق صورت نگیرد، «واشنگتن آماده تشدید تحریمها علیه تهران است.»
این درحالی است که نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی واقع در وین در توییتی از تلاش آمریکا برای حفظ تحریمهای دولت ترامپ علیه ایران انتقاد کرده است. در حالی که پیرو اختلافات ایران و آمریکا بر سر مسایل باقیمانده در برجام از یکسو و حمله روسیه به اوکراین و اثرات آن بر مناسبات جمهوری اسلامی و جامعه جهانی از دیگر سو، باعث شده از ۲۰ اسفندماه 1400 تاکنون خبری از همنشینی نمایندگان کشورهای عضو برجام و صحبتها و مذاکرات آنان برای احیای برجام نباشد، میخائیل اولیانوف دیروز در توییتی نوشت: «دو ماه و نیم میشود که مذاکرات وین بر سر برجام متوقف شده است. به نظر میرسد که آمریکا در تلاش است تا برخی تحریمهای اعمالی دولت ترامپ علیه ایران را حفظ کند. اگر واشنگتن واقعا میخواهد به عدم اشاعه هستهای متعهد باشد، به رویکرد سازنده و منظمتری نیاز دارد.» حال باید دید در روزهای آینده پیرو آنچه این چند روز در داووس گذشت، وین میتواند بار دیگر میزبان مذاکرهکنندگان ارشد کشورهای عضو برجام باشد یا همچنان افق روشنی پیشروی تحریمها نخواهد بود.
«بچهها آب …» این جمله در بسیاری از فیلمهایی که «قاسم آلکثیر»، خبرنگار، در استوریهایش از محل حادثه متروپل در آبادان منتشر کرده تکرار میشود. مردمی که بین امدادگران و داوطلبان آب توزیع میکنند. جملهای که یادآور این دیالوگ فیلم «ارتفاع پست» است. همانجا که «نرگس» که «لیلا حاتمی» نقشش را بازی میکند میگوید: «تو خیال میکنی قاسم برای خوشگذرونی و عیاشی داره میره اونور آب؟ اونوقت که وقت خوشگذرونیش بود تو آبادان کنار جاده آب میفروخت… حمالی میکرد … به خدا ما چیز زیادی نخواستیم… گفتیم بریم تو یه جزیرهای که سرمون تو لاک خودمون باشه …» داستان «قاسم» ارتفاع پست واقعیت بود همانقدر که داستان «مریم قربانی» و همسرش »رامین معصومی» و کافه مری واقعیت است. همانقدر که قصه بقیه آنها که برای ساختن رویایی روانه خیابان امیری آبادان شده بودند ولی زیر آوار ماندند واقعی است.
«بچهها آب … ». شاید به چشم ما که از دریچه دوربینهای دیگران به آوار «متروپل» در خیابان امیری آبادان مینگریم آنها عدهای هستند که مرتب در دست و پای امدادگران و تیمهای عملیات نجات میلولند. تا در خوزستان زندگی نکرده باشی نمیدانی نوشیدن آب در آن گرما چه بهشتی درونت رقم میزند. همان آبی که سالهاست آبادانیها طعمش را نچشیدهاند. همان آبی که به دهها نقطه دیگر ایران منتقل شد تا آنجا را آباد کند ولی بر آبادانی آبادان حرام بود. کلاه ایمنی ندارند. متخصص آواربرداری نیستند. کار گروهی نمیدانند. دستشان خالی است. نورافکن ندارند تا تاریکی شب را برای نجات عزیزانشان از دست ندهند. آنها هنوز فقط یک چیز دارند؛ «امید». امید زنده بودن بسیاری که هنوز حتی مسئولان حاضر نیستند تخمین درستی از تعدادشان بدهند. امید زنده بودن مردمی که برخلاف مسئولان هنوز تلاش میکنند زنده از زیر آوار بیرونشان بیاورند. امیدی برای ادامه زندگی؛ همین.
«بچهها آب …». شاید به چشم من و شما که داریم استوریهای اینستاگرام حاضران در خیابان امیری آبادان را میبینیم سنج و دمام زدن فقط نوای سوگواری باشد. شاید من و شما گمان ببریم که برای نجات آنها که زیر آوار ماندهاند لازم است سکوت برقرار باشد تا صدای نالهاشان، صدای نفسشان، صدای تکان دادن بدنشان را بشنویم. نه، آبادانیها به افسانههایشان و اسطورههایشان پناه بردهاند. سنج و دمام را آنها که کنار دریا زندگی میکنند میفهمند. وقتی عزیزشان را دریا گرفته باشد کنار دریا میروند آنقدر سنج و دمام میزنند تا دریا جسدش را پس بدهد. آبادانیها آنقدر سنج و دم زدند تا آوار «مریم» و «رامین» را پس داد. نه زنده. جسدشان را. آبادانیها سنج و دمام میزدند و عکس عروسی «مریم» و «رامین» را بالاسرشان میگردند و همان زمان ما در شبکههای اجتماعی عکس بوسه «نوید محمدزاده» بر همسرش «فرشته..» را دیدیم. خشکمان زد. فرش قرمز کن تا آرامستان آبادان که پایانبخش قصه «کافه مری» بود فاصله بسیار داشت. تازه داشت کافه مری پا خور میشد. دوست رامین قصه کافه مری را گفته است؛ «رامین قبلاً مغازه عکاسی داشت. دو سال قبل با مریم ازدواج کرد. از ۴ ماه پیش آمد در طبقه اول این برج کافه را زد. به عشق مریم اسم کافه را گذاشت مری. تازه داشت رونق میگرفت که … ».
«بچهها آب …». بچههای آبادان و بچههای ۵۲ تیم عملیاتی هلالاحمر. بچههای تیمهای اورژانس و بچههای دیگری که همه جمع شدهاند تا بدون آنکه گوششان را به شایعهها بدهند، بدون آنکه بدانند در سومین روز پس از حادثه، تهرانیها در ورزشگاه ۱۰۰هزارنفری آزادی، بدون آن محدودیتهایی که موقع بازیهای فوتبال میگذارند، زن و مرد جمع شدند تا یک سرود را بشنوند، دارند آخرین تلاشهایشان را میکنند تا شاید کسی دیگر از زیر آوار متروپل زنده بیرون آید. بچههایی که از ظهر دوم خرداد تا به حال خواب به چشمانشان نیامده است. بچههایی که هنوز دلشان میخواهد «خرمشهر» عروس خلیج فارس باشد و «آبادان» دروازه توسعه ایران ولی سهمشان از مرداد ۱۳۶۷ تا به حال بیکاری، بیآبی، ریزگرد، رانت، منطقه آزاد که فقط ماشینهای آنچنانی پلاک اروندی در آن جولان بدهد و همین نوای سنج و دمام بشنوند.
مدتهاست که قصههای آبادان از قهرمانانش خالی شده است. نه از «دریاقلی سورانی یانچشمهای» که با دوچرخهاش رکاب زد تا مانع از محاصره آبادان شود هست و نه از هیچ قهرمان دیگری که برای نجات شهر در تکاپوست. مدتهاست قصههای آبادان قصه قربانی شدن مردمان این شهر است. قصه «قاسم» ارتفاع پست و حالا قصه کافه مری
«بچهها آب … ». دیگر کسی با آب نمیتواند عطش اعتراض «یونس عساکره» را سیراب کند. آن زمان که شهردار وقت پایتخت، خرمشهر را منطقه ۲۳ تهران نامید و پول روانهاش کرد چطور سهم «یونس عساکره» از دکهاش هجوم ماموران شهرداری خرمشهر بود ولی کسی کاری به «حسین عبدالباقی» و ساختمانسازیهایش نداشت. «یونس عساکره» ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ خودش را جلوی شهرداری خرمشهر سوزاند و با ۷۰درصد سوختگی جان باخت. قصه «یونس عساکره» را نه ابراهیم حاتمیکیا و نه هیچ فیلمساز دیگری تبدیل به فیلم نکرد و حالا ما فیلمهای بسیاری از آواری که دوم خرداد ۱۴۰۱ بر سر مردم آبادان فروریخت را به تماشا نشستهایم.
«بچهها آب… ». تا به حال چند نفر از مسئولان ارشد کشور چند روز پی در پی را در خوزستان سپری کردهبودند؟ شاید «احمد وحیدی»، وزیر کشور، نخستین مسئولی باشد ک در روزهای خرداد و زیرآوار ریزگرد، ۴ روز زندگی مدیریتیاش را در خوزستان آبادان سپری کرده است. حتی آن سال که «محمود احمدینژاد» در جمع مردم آبادان و خرمشهر خطاب به «پرویز فتاح»، وزیر وقت نیرو، گفت : «اگه آب آشامیدنی سالم تو لوله خونههاتون نیومد همین پرویز فتاح رو میکنم تو لوله» فقط در حد چندین ساعت در این دو شهر مستقر بود و نفهمید بعد از پایان جنگ ۸ ساله چه بر سر این دو شهر آمده است. مردم این دو شهر مدتهاست که مجبورند آبهای بستهبندی را برای آشامیدن بخرند.
حالا دیگر مدتهاست که قصههای آبادان از قهرمانانش خالی شده است. نه از «دریاقلی سورانی یانچشمهای» که با دوچرخهاش رکاب زد تا مانع از محاصره آبادان شود هست و نه از هیچ قهرمان دیگری که برای نجات شهر در تکاپوست.
مدتهاست قصههای آبادان قصه قربانی شدن مردمان این شهر است. قصه «قاسم» ارتفاع پست و حالا قصه کافه مری. قصه «مریم کعبی» که شناگر بود و نجاتغریق. قصه «مریم قربانی» با شوهرش، که کنجی برای آسودن مردم در آن کافه را ساخته بودند. قصه اعضای خانواده «محمد جلیلیان» که دامادش همه چیزش را فروخت تا بتواند یک بستنیفروشی در متروپل راهاندازی کند. قصه «محسن نصیری» که موتورش را مقابل متروپل پارک کرد و دیگر پیدا نشد. قصه دهها کارگری که در پی لقمهای نان در طبقات مختلف متروپل کار میکردند و شاید حتی بیمه هم
نشده بودند.
رخنه سودجویان به مرمت بناهای تاریخی
منتقدان نبود آموزش، کنار گذاشتن استادان مرمتگر و کمبود جدی اعتبارات را از مهمترین مشکلات حوزه مرمت آثار تاریخی میدانند. از سوی دیگر در سالهای اخیر نقدهای زیادی به شیوه مرمت بناهای تاریخی ایران وارد شده است. انتقادها به این است که متخصصان و پیشکسوتان حوزه مرمت کنار گذاشتهشدهاند و در عوض برخی «سودجویان» با رخنه به این حوزه به بافتهای تاریخی آسیب زدهاند. این روند صحبت از مرمتهای «عامهپسند» را به میان آورده است؛ مرمتی که به هویت بناهای تاریخی آسیب میزند و اگر جلوی آن گرفته نشود میتواند به نابودی بسیاری از آثار ارزشمند بازمانده بینجامد.
یک کارشناس مرمت بناهای تاریخی هشدار داده است که سودجویان و فرصتطلبان به حوزه مرمت بناهای تاریخی رخنه کردهاند و تعدادشان هم زیاد است. این سوداگران به بافتهای تاریخی آسیب زیادی وارد میکنند و با سودجویی تمام دنبال کسب درآمدهای نامشروع و دلالی در میراث فرهنگی هستند. باید با آنها برخورد جدی شود.
اوایل اردیبهشت نیز وزیر میراث فرهنگی گفته بود: ما ۳۵ هزار بنای تاریخی داریم و کل اعتبارات این حوزه در سال گذشته (1400) به میزان ۲۴۰ میلیارد تومان بود
مجدالدین رحیمی، کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی در گفتوگو با ایسنا در ارزیابی وضعیت مرمت بناها و آثار تاریخی در ایران، سیستم ضعیف آموزش تخصصی، کمبود مدیران متخصص و باتجربه، وجود نگاه تخصصی در بودجه مرمت و تخصیص ندادن درست بودجه در مرمت بناهای تاریخی را از جمله مهمترین عوامل ناکامی مرمت بناهای تاریخی ایران دانست و گفت: «یکی از مشکلات بزرگ در حوزه مرمت، آموزش آن است. چندین سال پیش نظام آموزشی در حوزه مرمت بر مبنای استاد – شاگردی بود و از تجارب ارزشمند افرادی که در حوزه مرمت کار میکردند، استفاده میشد.» به گفته او آموزش تخصصی و آکادمیک مرمت در ایران با شکلگیری و تأسیس مرکز آموزش عالی میراث فرهنگی در قسمتهایی از کاخ نیاوران آغاز شد. در این مرکز، دانشجویان درسهای تخصصی را از استادانی یاد میگرفتند که از باتجربهترین متخصصان اجرایی و مدیریتی مرمت کشور بودند. اما این سیستم آموزشی استمرار نداشت.
از نگاه این کارشناس مرمت با مرور کارنامه مرمتگرانی چون «مرحوم باقر آیتاللهزاده شیرازی» و «علیاکبر سرافراز» در گذشته میبینیم که آنها افرادی بودند که برای حفظ آثار تاریخی از خودگذشتگی میکردند و دیدگاه مادیشان غالب نبود، اما بسیاری از افراد حاضر در امر مرمت امروز سوداگر شدهاند و دنبال این هستند که برای به دست آوردن سود بیشتر به کمکاری و کار غیراصولی روی آورند و با آسیب رساندن به جای مرمت اصولی آثار تاریخی، پولی به جیب بزنند. به همین دلیل است که «در واگذاری کار مرمت به مرمتگران ذیصلاح نباید مناقصه متعارف و مانند احداث ساختمان و راهسازی رفتار شود». چرا که «مرمت یک کار هنری و حساس است و وقتی به افراد سودجو، نااهل و فاقد تخصص سپرده شود خیانت به اثر تاریخی و بیتالمال است.»
بودجه مرمت نیازمند اصلاح
اوایل اردیبهشت امسال عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی گفته بود: «ما ۳۵ هزار بنای تاریخی داریم و کل اعتبارات این حوزه در سال گذشته (1400) به میزان ۲۴۰ میلیارد تومان بود.» به گفته او با این میزان اعتبار، روزانه برای هر پروژه مرمت بناهای تاریخی فقط ۳۰ هزار تومان سرانه اختصاص مییافت، با این همه امسال بودجه تملک دارایی وزارت میراث فرهنگی ۷۸ درصد افزایش یافت. رحیمی، کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی درباره تخصیص بودجه مرمت به ایسنا توضیح داده است: «در حوزه مرمت باید ابتدا بودجه تهیه طرح مرمت داده شود و پس از تهیه طرح مرمت، بودجه اجرایی تخصیص داده شود و اجرای مرمت بدون طرح مصوب باید ممنوع شود. یکی از معضلاتی که در این حوزه وجود دارد، سیستمی است که بر تخصیص بودجه برای مرمت بناهای تاریخی حاکم است. در حال حاضر سیستم بودجه برای مرمت بناهای تاریخی به صورت سال مالی است. نهادهای نظارتی بر ادارات متولی مرمت فشار میآورند که اگر برای مرمت بنایی بودجهای در نظر گرفته میشود باید تا تاریخی که تعیین میکنند، این بودجه خرج شود وگرنه این پول برگشت میخورد. برخی مسئولان هم به همین بهانه مرمت را به هر طریقی حتی به صورت شتابزده و غیراصولی انجام میدهند و برخی مدیران هم ترجیح میدهند از خیر این بودجه بگذرند و آن را برگشت دهند؛ چراکه میدانند انجام پروژه مرمت بناهایشان مثلا در بازه زمانی دو ماهه انجام نمیشود.»
او افزود: «این در حالی است که در دهه ۶۰ چنین مشکلاتی در زمینه بودجه مرمت نداشتیم. بودجه مرمت سنواتی بود، یعنی این بودجه را سر فرصت و طبق اصول برای مرمت بناهای تاریخی هزینه میکردند و در نهایت هر زمان که پروژه تکمیل میشد، سندهای نهایی آن را تنظیم و ارسال میکردند. اینکه بودجهبندی بدون توجه به طرح مرمت به صورت قطره چکانی و محدود تخصیص یابد، یک مشکل جدی است و باید اصلاح شود. مگر کل اعتبارات بودجه سالانه مرمت چقدر است که تخصیص آن را ناقص انجام میدهند؟ باید محدودیت زمانی برای بودجههای مرمت برداشته شود. سیر اداری تصمیمسازی و تصمیمگیری درباره مرمت بنای تاریخی در ادارات ما زمانبر است و با چنین تفکری در بودجهریزی و سیستم سال مالی اقامات مطلوبی پیش نمیرود.»
رحیمی که دارای نشان هنرمند درجه سه رشته مرمت ابنیه تاریخی است، ادامه داد: «مشکل دیگری که در این سیستم وجود دارد این است که امکان دارد تنها بخشی از بودجه مورد نیاز برای مرمت بنایی تاریخی تخصیص داده شود و تمام بودجهای که برای مرمت یک اثر تاریخی لازم است، فراهم نشود و این مسأله به بنای تاریخی آسیب جدی میزند. به طور مثال با بودجه اندک، مرمت یک بنا را آغاز میکنند، بخشهایی از بنا را دستکاری میکنند و با پایان بودجه، ادامه مرمت را رها میکنند، اما مگر میتوان یک بنای در حال مرمت را رها کرد؟ در وضعیتی که بنا را دستکاری کردهاند!؟ اگر وقفهای در ادامه کار رخ دهد آن اثر بیشتر آسیب میبیند و این از مشکلاتی است که به علت بیتوجهی به واقعیتهای بودجهای در حوزه مرمت اتفاق میافتد. وقتی طرح مرمت مصوب وجود داشته باشد باید بر اساس اولویتبندیها و توالی تعیین شده عملیات اجرایی را شروع کرد و بر آن اساس به آنها بودجه اختصاص داده شود و کماکان تا پایان یافتن کامل عملیات تعیین شده در طرح مرمت مصوب، بودجه لازم در موعد مقرر تخصیص و ابلاغ شود تا خللی بر اثر تاریخی وارد نشود.»
از نگاه این کارشناس مرمت بسیاری از افراد حاضر در امر مرمت امروز سوداگر شدهاند و دنبال این هستند که برای به دست آوردن سود بیشتر به کمکاری و کار غیراصولی روی آورند و با آسیب رساندن به جای مرمت اصولی آثار تاریخی، پولی به جیب بزنند
بر این اساس به گفته او در مجموع برای رفع مشکلات در این سه مبحث، باید کارشناس تربیت شود، مدیریت تخصصی داشته باشیم و برای مرمت میراث فرهنگی بودجه مطلوب و واقعبینانه تعیین شود. این کارشناس مرمت با بیان اینکه صدور حکم برای مرمت بناهای تاریخی از جمله اقدامات مثبتی بوده که در حوزه مرمت انجام شده است، توضیح داد: «با صدور حکم مرمت هیچکس حق ندارد بدون حکم در یک بنای تاریخی مداخله کند. امیدوارم این قضیه رها نشود و ادامه داشته باشد و برای هرگونه اقدام مداخلهگرانه با عنوان مرمت، بازسازی، احیاء و … حکم مرمت صادر شود. در غیر اینصورت یگان حفاظت میراث فرهنگی باید با این موضوع برخورد کند، حال متخلف هر کسی که میخواهد باشد از مدیرکل گرفته تا پیمانکار یا مالک. با رعایت این قوانین جلو اقدامات خودسرانه در مرمت گرفته میشود و عملیات مرمت یک بنای تاریخی منطبق بر برنامهریزیهای لازم انجام میشود. نکته بسیار حائز اهمیت در این مورد این است که شورای فنی و افراد صادرکننده حکم مرمت باید دارای تجربه، تخصص و واجد صلاحیتهای لازم باشند تا این چرخه بهدرستی به کار خود ادامه دهد.
مرگ دو خرس قهوهای بر اثر تصادف و شکار
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیات وحش اداره کل حفاظت محیط زیست استان فارس گفت: لاشه یک فرد خرس قهوهای حدودا ۱/۵ ساله در جاده شیراز- اصفهان و حوالی سیوند که در اثر برخورد با خودروها کشته شده بود توسط ماموران محیط زیست مرودشت یافت شد، یک خرس هم بر اثر شکار در اقلید تلف شده است.
لیلا جولایی با بیان اینکه لاشه خرس دوم نیز که بالغ بوده در حوالی روستای بکان واقع در منطقه شکار ممنوع کوه خرسی روز پنجشنبه به اداره حفاظت محیط زیست اقلید گزارش شده، عنوان کرد: پس از حضور ماموران در محل، شکار غیر مجاز این خرس تایید و پرونده به منظور پیگیری به مراجع قضایی ارجاع شد.
جولایی اضافه کرد: خشکسالی، تخریب زیستگاه، برداشت از محصولات جنگلی و آتشسوزیها از جمله عوامل گدار خرسها و عبور از خط آهن و جادهها و نزدیک شدن به مناطق مسکونی است و این عامل ایجاد تعارضات یا برخورد با وسائط نقلیه است و میتواند باعث تهدید جمعیت خرس شود.
در برهه کنونی، تغییر اقلیم جدیترین تهدید برای امنیت انسانی و امنیت بینالملل تلقی میشود. بحرانی که شدت و تأثیر آن روزبهروز افزایش مییابد. اگر فقر، مبتنی بر میزان دسترسی افراد به منابع مورد نیاز اعم از آب و خوراک و پوشاک و سرپناه و … تعریف شود، میتواند اصلیترین پیامد اجتماعی تغییر اقلیم در نظر گرفته شود. هرچند که در مفهوم عام، فقر نسبی متناسب با فرهنگ و شرایط اجتماعی هر کشور تعاریف و روشهای متفاوتی دارد و چالشهای محیط زیستی و متعاقب آن محرومیت از برخی منابع میتواند به وضعیت پیشین دامن زده یا بستر نوینی برای فقر ایجاد کند. تغییر اقلیم و تغییر در وضعیت زندگی، خواهناخواه وضعیت اقشار مختلف جامعه را که از پیش آمادگی پذیرش شرایط جدید را نداشتهاند، تحتالشعاع قرار میدهد.
هرچند که این مسائل در کشورهای کمبرخوردار با کشاورزیهای توسعهنیافته یا درحالتوسعه که منابع آب کافی و امنیت غذایی و رفاه اقتصادی ندارند، آثار سو بیشتری دارد. مؤلفههای مستقیم و غیرمستقیم فراوانی سبب میشوند تا اقشار ضعیف و کمدرآمد زندگی دشوارتری پیش رو داشته باشند. بالطبع نخستین اثر تغییر اقلیم بر زندگی روستاییان و خانوارهایی که زندگی آنها به طبیعت و کشاورزی وابسته است، رویت میشود. آثار تغییر اقلیم مانند نوسانات بارش و خشکسالی و کمآبی در برخی مناطق جهان سبب فقدان بسیاری مشاغل مرتبط با کشاورزی و زندگی روستایی شده و فقدان شغل، سبب رویآوردن به مشاغل کاذب و مهاجرت و حاشیهنشینی در شهرهای بزرگ میشود. این مسئله در کشورهای با کشاورزی غیرعلمی و پرمصرف از لحاظ منابع آبی و کشورهایی که صنایع آنها متکی بر مصرف آب بالا است به معنای کاهش حجم ذخایر آب زیرزمینی و آسیبپذیری بیشتر است. البته فقر ناشی از تغییر اقلیم فقط به زندگی اقشار ضعیف جامعه محدود نمیماند، کاهش سطح تولید محصولات کشاورزی منجر به افزایش قیمت آنها میشود. کاهش قدرت خرید و نامتناسب بودن درآمد با مخارج و رویآوردن به مشاغل دشوارتر با صرف زمان بیشتر بهعلاوه محدودیت منابع آب سالم و ناامنی غذایی و سایر پیامدهای تغییر اقلیم شرایط را برای فقیر شدن سایر اقشار جامعه نیز مهیا میکند. همانطور که واضح است، تغییر اقلیم میتواند عامل فقر باشد. از سوی دیگر فقر هم میتواند برنامهها و طرحها و سیاستهای کاهش آثار تغییر اقلیم را با مشکل مواجه کند. فقر و کاهش رفاه اجتماعی و معضلات اقتصادی افزایش جمعیت حاشیهنشین، آوارگان و عواقب مهاجرت و مشکلات فرهنگی ناشی از آن و نبود دسترسی همه اقشار به تحصیلات و ناآگاهی درباره تغییر اقلیم و سایر مخاطرات محیط زیستی امکان تابآوری در مواجهه با این چالش را کاهش میدهد. بدون شک کشورهای بدون برنامه و راهکار از تأثیر تغییر اقلیم روی فقر و اثر متقابل فقر روی تغییر اقلیم بیشتر آسیب میبینند. زیرا اقتصاد متناسب با تغییر اقلیم برای آنها تعریف نشده است. هر کشوری باید با توجه به موقعیت خود پیش از آن که چالش تغییر اقلیم به بحران مبدل شود، برنامههایی برای توانایی بازیابی پس از افول و سازگاری با شرایط جدید داشته باشد. راهکارهایی که با کاربست آنها کمترین آسیب متوجه شهروندان شود. تابآوری مردم باتوجهبه آیین و رسوم و فرهنگ و درنظرگرفتن تبعیضها ارتقا یابد. به زنان در تصمیمگیریها و تدوین سیاستها فرصت داده شود تا نابرابریهای جنسیتی تشدید نشود و با برنامهریزیهای دقیق و عادلانه تا حد ممکن آسیبهای اجتماعی کاهش یابد. همان گونه که مبارزه با فقر در زمره مسائل و اهداف بلندمدت هر جامعهای قرار میگیرد، برنامههای جامع تابآوری در مقابل تغییر اقلیم برای جلوگیری از فقر نیز برنامههایی بلندمدت خواهند بود. بدون شک تدوین و اجرای چنین سیاستهایی چه در عرصه داخلی و چه بینالملل بر عهده دولتها است. هرچند که نمیتوان منکر نقش مردم و آگاهیهای اجتماعی در شکلگیری سازوکارهای متناسب با شرایط رشد آگاهیهای اجتماعی از تغییر اقلیم و پیامدهای آن و درک صحیح قانونگذاران و مجریان قوانین و توجه مدیران شهری به این مفهوم، میزان آسیبپذیری شهروندان را کاهش میدهد.
خوابهای تازه مدیریت شهری برای دستفروشان در مترو
«دستفروشان را جمعآوری نمیکنیم»، «اخذ پول از دستفروشان غیرقانونی است»، «برنامه مهمی برای دستفروشان داریم» اینها مهمترین صحبتهای شهردار تهران درباره دستفروشان در ماههای اخیر است. زاکانی که معتقد است مسئولیت دستفروشها با شهرداری است، چندباری گفته که حتی قرار است، جای دستفروشان را هم مشخص کند و 114 پارک را هم مشخص کرده و قرار است آنها را شناسهدار کند. به نظر میرسد که اینبار صحبتهای او قرار است درباره دستفروشان در مترو عملیاتی شود.
مدیرعامل شرکت بهرهبرداری مترو تهران و حومه که مدتی پیش هم از تلاش برای تصویب قانون ممنوعیت ورود دستفروشان به واگنهای مترو از سوی هیات وزیران خبر داده بود، حالا خبر داده که سامانه شناسایی دستفروشان مترویی راهاندازی شده است. مهدی شایسته اصل که مدتی پیش خبر داده بود، بیش از 4 هزار دستفروش در شبکه مترویی تهران فعالیت میکنند، حالا گفته است که قرار است، دستفروشان در جایگاههایی که در ایستگاههای مترو برایشان پیشبینی شده است، فعالیت کنند. او گفته که با راهاندازی یک سامانه دستفروشان مترو میتوانند اطلاعات خود را ثبت کنند. شایسته اصل که تاکید دارد، تاکنون محدودیت زمانی برای دستفروشان در مترو تعیین نشده است، میگوید هدفش از این کار این است که شرایطی فراهم شود تا دستفروشان برای تامین معیشت به جای عبور و مرور در داخل واگنها و سکو ایستگاهها و ایجاد مزاحمت برای مسافران در مکانهای مشخص کالاهای خود را عرضه کرده و از گلایه مسافران بابت حضور دستفروشان کاسته شود. او که تاکید دارد، بسیاری از دستفروشان به ساماندهی و حضور ثابت علاقهمند نیستند گفته: مترو با این کار به دنبال درآمدزایی نیست: «میخواهیم شرایطی ایجاد کنیم تا افرادی که معاششان از این طریق است بتوانند قاعدهمند کار کنند و مواردی که باعث آسیب به مسافران میشود چه در حوزه بهداشت و چه سلامت روان را کنترل کنیم.»
طرحهای ساماندهی و شناسایی جزو کلیدواژههای نامطلوب دستفروشانند. عبارتهایی که در سالهای اخیر منجر به زد و خورد آنها با نیروهای شهرداری شده است
طرحهای ساماندهی و شناسایی جزو کلیدواژههای نامطلوب دستفروشاناند. عبارتهایی که در سالهای اخیر منجر به زد و خورد آنها با نیروهای شهرداری شده است. صحبتهای شایسته اصل اینبار هم واکنش جامعه مدنی و کنشگران شهری را در پی داشته است. در عین حال محمدرضا جوادی یگانه، معاون سابق اجتماعی شهرداری در سال 98 گفته بود که نظرسنجیها حکایت از نارضایتی 50 درصدی مردم از حضور دستفروشان حکایت دارد با این حال آنها از برخورد مدیران با دستفروشان هم راضی نیستند، او با این مثالها همواره پیچیده بودن رفتار مدیران شهری با دستفروشان را تایید کرده بود.
محمد کریم آسایش، کنشگر و پژوهشگر شهری در گفتوگو با پیام ما اما نظر دیگری دارد، او میگوید براساس مصوبه ساماندهی مشاغل سیار و بیکانون در شورای پنجم، شناسنامه کردن دستفروشان جزو تکالیفی است که برای شهرداری تعیین شده است اما این شناسنامه دار کردن، دو هدف دارد. یکی بحث رسمیت بخشی به دستفروشان است و دیگری تلاش برای تشکل یابی آنها. در واقع شهرداری موظف است که کمک کند تا دستفروشان اتحادیه، صنف یا چیزی شبیه این داشته باشند.
او با اشاره به اینکه رویکرد مصوبه شهرداری در واقع تاکید بر عمومی بودن حق دستفروشی است، ادامه میدهد: دستفروشی در این مصوبه در واقع یک حق شمرده شده است، اما مسئله این است که رویکردی که در شهرداری درباره دستفروشی حاکم بوده، آن را حق نمیداند، آن را ناگزیری میداند که باید با آن مواجه شود و مقابله کند. آسایش معتقد است که رویکرد تازه شهرداری و شناسنامه دار کردن، یک هدف اصلی را تایید میکند: «آنها نگاه دستفروش نیازمند را دنبال میکنند و دستفروشی را به رسمیت نمیشناسند، معتقدند که باید شناسایی کنند تا تنها افرادی که نیازمندند حق دستفروشی داشته باشند، افرادی که تحت پوشش نهادهای کمیته امداد و بهزیستی هستند اما مسئله اینجاست که به دلیل بحران اشتغال در کشور که به طبقه متوسط هم رسیده دستفروشی شغلی است که اقشار مختلفی از آن ارتزاق میکنند و حقی است که محدود به گروه خاصی نمیشود.»
راهحل میانه در این راه مسیر کدام است؟ او از تجربیات کره جنوبی و ژاپن مثال میزند، کشورهایی که در واگنهای مترو هم دستفروش داشتند. تجربهای که میثم هاشمخانی، کارشناس اقتصادی هم آن را تایید کرده است، تقسیم واگنها به گروه دستفروشی آسان و دستفروشی ممنوع: «در واقع باید بتوان توازنی برقرار کرد تا برای شرایط خاصی که با آن مواجه هستیم عمل کنیم، اینکه هیچ دستفروشی در مترو نداشته باشیم نیازمند دستیابی به رشد اقتصادی بالایی است که اکنون در کشور ما مهیا نیست.»
