بایگانی مطالب نشریه
بازگشت امریکا به برجام، بهشرط قطع رابطه ایران و چین
در حالی که وزیر امور خارجه دولت سیزدهم ساعتی پس از همنشینی بعدازظهر روز سهشنبه با یادگار امام و تاکید بر اینکه «سیاست و رویکرد «نه شرقی نه غربی»، نه انزوا طلبی است، نه دوری از شرق و غرب، در نشستی با چنگ گوئو پینگ کمیسر امنیت خارجی وزارت خارجه جمهوری خلق به گفتوگو نشست و با این دیپلمات پینی در ارتباط با آخرین وضعیت مشارکت جامع راهبردی ایران و چین و اجراییسازی برنامه همکاری جامع تبادلنظر کرد. گروهی از قانونگذاران آمریکایی لایحهای را به سنای این کشور ارائه کردهاند که هرگونه اقدام دولت ایالات متحده در زمینه بازگشت به توافق هستهای را به قطع روابط ایران با چین مشروط میکند.
آنطور که وبگاه کنگره آمریکا روز گذشته در بیانیهای نوشت، «گروهی از سناتورهای آمریکایی از جمله بیل کَسیدی، مارشا بلکبرن و همکارانشان لایحه «پاسخگویی ایران و چین» را برای معطوف ساختن توجه به روابط ایران با چین ارائه کردهاند که در صورت تصویب، الزام یا هزینه کردن برای توافقی هستهای با ایران، مادامی که ایران روابطش را با چین و آنچه «گروههای تروریستی» مانند حماس عنوان شده، قطع نکرده است، ممنوع میشود.» این در حالی است که سناتور کسیدی در این باره گفته است: «دولت نباید بتواند بدون تاییدیه سنا توافق هستهای هولناک دیگری با ایران انجام دهد و ایران باید پاسخگوی رفتار بدش باشد، نه این که با یک سلاح هستهای به آن پاداش داده شود.» همچنین بلکبرن دیگر سناتور امضاءکننده این لایحه مدعی شده است: «توافق اوباما-بایدن همیشه ناکارآمد بود. دولت بایدن نباید دوباره به توافقی ملحق شود که به حکومت ایران مشروعیت میبخشد، به ویژه وقتی آنها به تامین مالی تروریسم، حمایت از حکومت خطرناک کمونیستی چین و تسهیل نسلکشی ادامه میدهند. این لایحه مانع اختصاص یافتن دلارهای مالیاتدهندگان به توانمندسازی این حکومت میشود.»
گروهی از سناتورهای آمریکایی لایحه «پاسخگویی ایران و چین» را برای معطوف ساختن توجه به روابط ایران با چین ارائه کردهاند که در صورت تصویب، الزام یا هزینه کردن برای توافقی هستهای با ایران، مادامی که ایران روابطش را با چین و آنچه «گروههای تروریستی» مانند حماس عنوان شده، قطع نکرده،، ممنوع خواهد شد
در حالی که ریک اسکات، مارکو روبیو، توم تیلیس، مایک براوم و تد کروز نیز ازجمله حامیان این لایحه بحثانگیز هستند، در بیانیهای که روی خروجی وبگاه کنگره امریکا رفت، با تاکید بر اینکه «جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین در مارس ۲۰۲۱ یک توافق راهبردی اقتصادی ۲۵ ساله به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار را امضا کردند تا نفوذ چین در خاورمیانه گسترش یابد»، به این نکته اشاره شده که «چین بهرغم مقررات بینالمللی تحریمها، بزرگترین مشتری نفت ایران است.» این درحالی است که در ادامه این بیانیه آمده است: «به موجب توافق هستهای ایران که توسط اوباما در سال ۲۰۱۵ انجام شد، تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران در اکتبر سال ۲۰۲۰ منقضی شد که اجازه میداد چین به ایران تسلیحات بفروشد و برعکس. دولت بایدن در مذاکراتی حضور دارد که توافق مشابهی را دوباره برقرار کند.»
در بیانیه سنا همچنین تاکید شده که «در صورت تصویب لایحه ارائه شده، هرگونه توافق هستهای با ایران باید به تایید دو سوم اعضای سنای آمریکا برسد. تا زمانی که ایران تمامی توافقهایش را که شامل انتقال پول از چین باشند فسخ کند، شراکت استراتژیک و نظامیاش را با چین فسخ کند، تمامی روابط با نیروهای نیابتیاش از جلمه حماس را پایان ببخشد و نقل و انتقالات پول نقد به آنها را متوقف کند، تخریب تمامی تسلیحات، مواد و زیرساختهای هستهای، موشکی، سایبری و شیمیاییاش را راستیآزمایی کند و حزب کمونیست چین زندانی کردن ایغورها را متوقف کند، الزام هزینه کردن برای توافق هستهای ممنوع میشود و این کار مستلزم ارائه گزارشی مفصل از سوی وزیر امور خارجه به کنگره است که تشریح کند چگونه هرگونه توافق آینده با ایران طبق موارد ذکر شده است.»
این اقدامات سنای امریکا اما در شرایطی انجام شد که چنگ گوئو پینگ در دیدار غروب سهشنبه با وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با ابلاغ سلام و دعوت وزیر امور خارجه چین برای سفر امیر عبداللهیان به پکن، از روند توسعه روابط راهبردی دو کشور ابراز خرسندی کرده است. این درحالی است که امیر عبداللهیان نیز در آن دیدار با تاکید بر ضرورت تقویت روند رو به گسترش روابط، همکاری در سازمانهای بینالمللی را از ابعاد مهم روابط خواند و رایزنی نزدیک در این حوزه را حائز اهمیت دانسته است.
بررسی گزارش پتروشیمی میانکاله در کمیسیون زیربنایی و محیط زیست دولت
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: فرایندی که در احداث پتروشیمی میانکاله رخ داده است خیلی شفاف نیست. علی سلاجقه در گفتوگو با ایسنا در پاسخ به این پرسش که آیا انتقال پتروشیمی میانکاله به استان سمنان صحت دارد گفت: خیر! این خبر صحت ندارد. او در ادامه درباره آخرین وضعیت پتروشیمی میانکاله تاکید کرد: ما گزارشی را به رئیس جمهوری دادهایم و اکنون در دستور کار کمیسیون زیربنایی و محیط زیست دولت است. سلاجقه در مورد نظر خود در زمینه این گزارش گفت: نظر ما این است که فرایندی که در ایجاد پتروشیمی میانکاله رخ داده خیلی شفاف نیست و ما معتقدیم که این فرایند باید شفاف شود.
شواهد، کاهش جمعیت یوز را تایید میکند
مدیرعامل انجمن یوزپلنگ ایرانی با اشاره به آخرین وضعیت یوزپلنگهای آسیایی موجود در زیستگاههای طبیعی حیات وحش گفت: با احتساب یوزهایی که احتمالا شناسایی نشدهاند، جمعیت این گونه در ایران زیر ۳۰ فرد برآورد میشود. مرتضی پورمیرزای در گفتوگو با ایسنا با تشریح وضعیت یوزهای باقی مانده در زیستگاه گفت: براساس آخرین آمار مربوط به یوزهای بالغ و جدا از مادر، در سه سال اخیر تعداد این یوزها به ۱۲ فرد میرسد. همچنین مدتی بعد نیز یکی از یوزها که چند وقتی مشاهده نشده بود، شناسایی شد و این تعداد به ۱۳ فرد رسید. در این مدت از میان تولههای متولد شده، استقلال و یا مرگ شش توله به اثبات نرسیده بنابراین همچنان ممکن است به آمار افزوده شوند. او با اشاره به استانهای محل زندگی این یوزهای آسیایی گفت: یک یوز در خراسان جنوبی، سه یوز در یزد و ۹ یوز در توران سمنان زندگی میکنند.
براساس سرشماری سال ۱۴۰۰، جمعیت فعلی یوزها کمتر از ۳۰ فرد است و طبق آخرین مقاله علمی منتشر شده این عدد کمتر از ۴۰ فرد اعلام شده است
پورمیرزای ضمن اشاره به احتمال وجود یوزهای بیشتر که هنوز شناسایی نشدند، گفت: امکان دارد یوزهای بیشتری خارج از مناطق حفاظت شده و دید دوربینهای ما وجود داشته باشند. این یوزهایی که وضعیت آنها گزارش شده در مناطق حفاظت شده دیده شدهاند و یوزهایی در خارج از زیستگاه دیده میشوند با تصویربرداری دقیقی گزارش نمیشوند. نمیتوانیم آنها را با دقت با شناسنامه یوزهای خود مطابقت دهیم.
او با بیان اینکه احتمال دارد یوزهایی خارج از محدوده شناسایی ما وجود داشته باشند اما عدد بزرگی نیستند، تصریح کرد: شناسنامهها بر اساس مشاهدات محیط بانها و با استفاده از بهترین دوربینها تهیه شدهاند. در مکانهای دیگر که دوربینی وجود ندارد، طعمه کمتر و شرایط زندگی برای یوز نامناسبتر است اما بهطور قطع تعدادی نیز در همین شرایط وجود دارند.
| پیام ما | حالا که این مطلب را میخوانید ۱۰ روز از ریزش ساختمان متروپل آبادان سپری شده است. در شرایطی که صحبت از پایان آواربرداری تا ۳ روز دیگر به میان آمده و معاون اجرایی رئیسجمهور برای استاندار وقت و شهردارآبادان خط و نشان میکشد هنوز تکلیف کارگرانی که در ساختمان متروپل مشغول به کار بودهاند مشخص نیست.
۳۷ فوت شده؛ این آماری است که احسان عباسپور فرماندار آبادان در یازدهمین روز خرداد اعلام کرد و گفت : همچنان جستوجو برای خارجسازی دیگر پیکرها از زیر آوار ادامه دارد. در این ۱۰ روزی که متروپل زخمی عمیق بر زخمهای مردم آبادان افزود خبری از همدلی و همدردی مسئولان اجرایی کشور به ویژه مسئولان ارشد نشنیدیم. عزای عمومی دولت برای آبادانیها چندین روز بعد از وقوع حادثه به اندازه کافی نمک بر زخم آبادانیها و خوزستانیها پاشیده بود. حالا در شرایطی که هنوز تکلیف خیلی از مولفههای انسانی از جمله فقدانیها و اجساد زیر آوارمانده معلوم نیست مدیران ارشد دولت وارد فاز قضاوت و تعیین تقصیر شدهاند. مثلاً سید صولت مرتضوی معاون اجرایی رئیسجمهور به خبرگزاری مهر گفته: ساختمان متروپل با وجود تخلف بسیار سنگین، با حضور استاندار وقت افتتاح شده و به همین خاطر شهردار، مسئولان شورای شهر و استاندار وقت باید پاسخگو باشند. در همین حال صادق خلیلیان استاندار خوزستان نیز درباره محاکمه مسببان و خاطیان حادثه متروپل گفت: حتماً موضوع محاکمه باید به صورت علنی برگزار و این افراد به اشد مجازات محکوم شوند.
کدامیک از مسئولان ارشد کشور سراغ کارگران حاضر در هولدینگ عبدالباقی را گرفتند؟ وزیر کشور ؟ معاون اول رییسجمهور ؟ استاندار خوزستان؟ امام جمعه آبادان ؟
مسئولان اجرایی ارشد کشور که نتوانستند در بیان احساس همدردی تسکینی به حال آبادانیها باشند و بستر گلهمندیها و اعتراضات مردم این شهر را رقم زدند حالا هنوز آواربرداری متروپل تمام نشده عطش تعیین تقصیر برای پیشینیان را سیراب میکنند. این تعجیل در تقسیم تقصیر و سبقت گرفتن در تعیین آن از آن رو عجولانه به نظر میرسد که هنوز تکلیف بسیار از افراد که در متروپل مشغول کار بودهاند معلوم نیست. چه بسا برخلاف خانوادههایی که در محل حاضرند و عزیزشان را میجویند ممکن است خانوادهای هم نداشتهاند. به نظر میرسد پیش از آنکه مسئولان دولت سیزدهم بخواهند مسئولان دولت دوازدهم را مقصر جلوه دهند لازم بود مشخص کنند در شرکت یا هولدینگ عبدالباقی چند نفر مشغول به کار بودهاند. چند کارگر و چند شاغل در دفتر؟ در آن ساختمان سستعنصر که بر بقایای سینِما متروپل آبادان بنا شده چند کارگر مشغول کار بودهاند؟ در کدام طبقات؟
در ۱۰ روزی که از فروریختن ساختمان متروپل آبادان سپری شده محصولات مختلف رسانهای را در وصف آنچه بر آبادانیها با این حادثه رفته دریافت کرده، دیده یا شنیده یا خواندهاید. وصف حال زوج جوانی که کافه مری را در متروپل راهانداخته بودند را شنیدهاید. داستان آن پدری که فرزندش را در نخستین لحظات پس از وقوع حادثه بغل کرده و با عجله میبرد تا نجاتش دهد را جستهاید. ماجرای آن زنی که به میان ماموران رفته بود و با تکتکشان خوش و بش میکرد و به آنها طعنه میزد را از فیلمهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی دیدهاید و احتمالاً به جانش دعا کردهاید. آن فیلم کوتاه از پدری که کیسهای کمحجم در دستش است را دیدهاید که میگوید ۸ سال جنگ را دیده ولی این مدلش را ندیده که فقط از دخترش یک قطعه از پایش را تحویل دهند. عکس صندلی خالی دانشآموزی که دیگر در میان همکلاسیهایش سر امتحان نیست را دیدهاید. فیلمهای سوگواری و سنج و دمام نواختن را هم دیدهاید. اما آیا داستان کارگران روزمزد هلدینگ عبدالباقی را هم شنیدهاید؟ اصلاً کدامیک از مسئولان ارشد کشور سراغ کارگران حاضر در هولدینگ عبدالباقی را گرفتند؟ وزیر کشور؟ معاون اول رئیسجمهور؟ استاندار خوزستان؟ امام جمعه آبادان؟ دادستان مرکز استان خوزستان که اظهارنظرش درباره مرگ «حسین عبدالباقی» بحثبرانگیز شد هیچ سخنی درباره حقوق و سرنوشت کارگران شاغل در هلدینگ عبدالباقی نگفته است. هیچکس سرنوشت کارگران یا کارگرانی که زیر این آوار گرفتار شدهاند را پی نگرفته است.
هیچ نمیدانیم؛ هیچ نمیدانیم که چند کارگر قربانی شده
بررسی اخباری که از متروپل آبادان منتشر شده داده چندانی درباره کارگران متروپل به ما نمیدهد. هیچ یک از نهادهایی که خود را موظف به تعیین هویت و بررسیهای مشابه میدانند فهرستی از فوتشدگان متروپل برپایه شغلشان ارائه نکردهاند. «قاسم منصور آلکثیر» خبرنگار خبرگزاری مهر که به طور مستمر از محل متروپل گزارش میدهد در یکی از استوریهای اینستاگرامش در ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ نوشت : «هنوز اطلاع دقیقی از کارگرهای کشته شده در سانحه متروپل در دست نیست. فقط یکی از جانباختگان که در داروخانه مشغول به کار بوده و از روی کفش کارگریاش متوجه شدند که کارگر است. مخاطبان، بسیار از وضعیت کارگران سئوال میکنند. در اولین فرصت که اطلاعی در این خصوص کسب کنم منتشر میکنم».
اما برای مسئولان ارشد کشور سخن گفت درباره مقصران حادثه اولویت بیشتری نسبت به شفافسازی درباره وضعیت کارگران داشته است.
به جز روایتی که «قاسم آلکثیر» از چگونگی شناسایی کارگر شاغل در داروخانه داده روایتهای مربوط به کارگران به اندازه انگشتان یک دست هم نیستند. ۴ خرداد ۱۴۰۱ و براساس گزارش رئیس جمعیت هلالاحمر کشور، خبری منتشر شد که در آن تصریح شد: فرد نجات یافته زیر آوار ساختمان متروپل آبادان که پس از تقریبا سه روز جستجو زنده از زیر آوار بیرون کشیده شد، «عزیز عچرش» نام دارد و از کارگران ساختمان متروپل است. در همین حال ایلنا، خبرگزاری کار ایران نیز روز ۹ خرداد در گزارشی از تشییع پیکر ۳ کارگر کشته شده متروپل در آرامستان جُرف(یُرف) شهر مینوشهر از توابع شهرستان خرمشهر در استان خوزستان خبرداد. در گزارش ایلنا آمده است: پیش از این اعلام شده بود که در این حادثه تعدادی کارگر ساختمانی جان خود را از دست دادهاند که از این تعداد پیکر بیجان ۱۴ نفر از کارگران از زیر آوار خارج شده است. در عین حال عملیات امداد برای یافتن سایر کارگرانی که هنوز در ساختمان متروپل محبوس هستند، ادامه دارد.
این در حالی است که مصطفی متدین یکی از مدیران قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء با اشاره به اینکه قرارگاه خاتمالانبیا با توجه به وظایف اجتماعی که برعهده دارد از اولین ساعات حادثه متروپل در منطقه حاضر بوده گفت: شاید تا سه روز دیگر عملیات آواربرداری برای کشف پیکرهای موجود را در زیر آوارهای ساختمان متروپل به اتمام برسانیم.
سکونت شهروندانی که در حاشیه متروپل بودهاند
از همان ۲ خرداد که قرار شد منطقه ریختن آوار تا شعاع ۳۰۰ متری تخلیه شود بحث اِسکان موقت ساکنان در این محدوده نیز مطرح بود. حالا در نهمین روز پس از حادثه فرماندار آبادان اعلام کرده: هر کدام از شهروندان ساکن در محدوده متروپل که خانهاش در خطر بوده و یا تخریب شده است میتواند به فرمانداری مراجعه کند تا آنها را اسکان دهیم.
احسان عباسپور در اینباره توضیح داد: با توجه به اینکه سازه ناپایدار و خطر ریزش وجود داشته است، مجبور به تخلیه ساختمانهای اطراف تا شعاع ۱۵۰ متر شدیم که از روز دوم تمامی ساکنان منطقه نسبت به ترک محل اقدام کردند.
در همین حال استاندار خوزستان در مورد محاکمه مسببان و خاطیان حادثه متروپل گفت: حتماً موضوع محاکمه باید به صورت علنی برگزار و این افراد به اشد مجازات محکوم شوند.
خلیلیان همچنین توضیح داد: حدود ۳۰ درصد ساختمان متروپل توسط افراد خریداری شده است که باید تعیین تکلیف شوند که از طریق دادستانی مراحل قانونی این امر در دست اقدام است.
او از مسدود یا توقیف شدن کلیه حسابها و اموال مالک ساختمان متروپل خبر داد و افزود: این اموال هم اکنون در اختیار دادستانی است و از محل این اموال هم همه خسارتها به خانواده و افراد متضرر پرداخت میشود؛ البته از این اموال نیز دیه افراد فوتی و مصدومان حادثه پرداخت میشود.
استاندار خوزستان ادامه داد: همه خسارتهای مالی افراد از جمله فوتیها، مصدومان، کارگران شاغل در این ساختمان یا پروژههای مالک متروپل و همچنین کسانی که به خاطر این حادثه کارشان تعطیل یا نقل مکان کردند، احصا شده و در اختیار دادستانی قرار گرفته است.
زخمهای جهانِ گرمتر همهجای زمین دیده میشود؛ از افزایش سطح آب دریاها گرفته تا آب شدن یخچالهای قطبی و جنگلهای سوخته. اما تغییر اقلیم نیز آثار شدیدی روی سلامت روان میگذارد. آثاری که تاکنون قابل مشاهده نبود. کارشناسان و روانشناسان سعی میکنند درک کنند که چگونه رنج و آزار دنیای غیرقابل پیشبینی و ناپایدار، سلامت ذهن و روان ما را شکل میدهد.
تحقیقات نشان میدهند بیش از ۵۰درصد از افراد ۱۶ تا ۲۵ ساله احساس میکنند که نسل بشر رو به انقراض است. همچنین ۵۰درصد میگویند که به فرصتهایی که پدر و مادرهایشان داشتهاند، دسترسی ندارند.
علاوه بر افرادی که خانههای خود را در سیل و آتشسوزیهای گسترده از دست دادهاند، میلیونها نفر با موج گرمای بیسابقه روبهرو شدهاند. «بریت ورای»، محقق دانشگاه استنفورد میگوید که اثرات آن میتواند به گونهای باشد که ادامه دادن به زندگی را سخت کند.
اضطراب ناشی از تغییر اقلیم
سال گذشته گزارشی درباره اضطراب ناشی از تغییر اقلیم و ارتباط آن با اقدامات سیاستمداران در مجله لانست منتشر شد. در این تحقیق، روانشناسان، دانشمندان محیط زیست و روانپزشکان با روشی مبتکرانه از ۱۰هزار نفر در رنج سنی ۱۶ تا ۲۵ سال نظرسنجی کرده بودند. ۷۵درصد از مشارکتکنندهگان جوان، از ۱۰ کشور مختلف، گفتند که آینده، ترسناک است. تقریبا نیمی از آنها از احساسات و افکار خود درباره تغییر اقلیم و اثرات منفی آن بر زندگی روزمره گفتند. آنها میگویند توانایی تمرکز، خواب، خوراک، درس خواندن و لذت بردن از روابطشان تحت تاثیر قرار گرفته است.
بریت ورای، محقق دانشگاه استنفورد در زمینه تغییر اقلیم و سلامت روان در گفتوگو با مجله اسمیتسونین میگوید که زمانی که فردی تشدید تهدیدات الگوهای فرهنگی-رفتاری را درک میکند، اضطراب ناشی از تغییر اقلیم، واکنشی طبیعی و سالم تلقی میشود. اما ورای در ادامه تاکید میکند که اگر این حسها شدیدتر شوند به مشکل بزرگتری تبدیل میشود و آن فرد توانایی عملکرد، دسترسی به رفاه و به شب رساندن روز را از دست میدهد.
استرس، غم و خشم
بریت ورای در کتاب جدید خود با نام «وحشت نسل» راهبردهایی را برای مقابله با مشکلات سلامت روان پیشنهاد میدهد که اغلب هنگام مواجه با بحران اقلیمی رخ میدهد. ورای، اضطراب ناشی از تغییر اقلیم را اینگونه توضیح میدهد که زمانی که فردی متوجه جدی بودن تغییر اقلیم و بحران گستردهتر اکولوژیکی میشود، مجموعهای از احساسات را تجربه میکند. اضطراب یکی از جنبههای آن است. احساسات دیگری نیز همزمان به انسان نفوذ میکنند که کارشناسان سلامت روان و دانشمندان معتقدند از اثرات اضطراب ناشی از تغییر اقلیم است. حس غم و غصه، خشم، درماندگی، ناامیدی و دیگر احساساتی که دشوار و چالشبرانگیزند.
اثرات تغییر اقلیم بر اقلیتها
روانشناسان و مشاوران میگویند که اضطراب ناشی از تغییر اقلیم میتواند برای برخی استرسزا باشد اما برای برخی عامل فکرهایی بسیار تیرهتر است. به گزارش نیویورک تایمز، در نظرسنجی که سال ۲۰۲۰ انجام شد، بیش از نیمی از آمریکاییها اعلام کردند که درباره تاثیر اقلیم روی سلامت ذهنشان نگرانند و بیش از دو سوم آنها گفتند که از دیدن اثرات تغییر اقلیم روی کره زمین استرس میگیرند. جوانان بیشتر از همه ناراحتند.
سیاهپوستان، لاتینتبارها و شهروندان بومی که معمولا در مکانهایی زندگی میکنند که دارای سابقه معدنکاری، حفاری انرژی و دیگر آلودگیها را دارد. کارشناسان میگویند که واکنش احساسی مردم قابل توجیه است. تهدید، واقعی است و همانند افزایش سطح کربن در جو زمین و رسیدن آن به مراحل خطرناک، جدیتر میشود.
استرس اقلیمی، باری روی دوش جوانان
انگیزه «ورای» برای نوشتن این کتاب از تجربهای شخصی آغاز میشود. ورای در سال ۲۰۱۷ نمیتواند تصمیم بگیرد که بچهدار شود یا نه. چون او به عنوان کسی که در معرض اخبار و فجایع تغییر اقلیم قرار داشت، اثرات روحی و روانیاش را در زندگی خود احساس کرده بود. ورای در این پروژه به همراه گروهی از روانشناسان حوزه اقلیم، روانپزشکان، اپیدمولوژیستها و فعالان سعی میکند بار استرس اقلیمی بر دوش جوانان در سراسر دنیا را درک کند. آنها در این تحقیق کشورهای کمدرآمد، متوسط و پولدار را بررسی کردهاند؛ کشورهایی که در معرض تغییر اقلیم قرار گرفتهاند و آنهایی که در برابر فجایع اقلیمی نسبتا مقاومتر بودهاند.
دانشمندان میگویند که اضطراب و استرس ناشی از تغییر اقلیم در سالهای آینده بیشتر میشود. به گفته ورای این یافتهها نشان میدهند نگرانی جوانان فقط به خاطر تغییر اقلیم نیست بلکه به خیانت دولتها و دروغهای سیاستمداران نیز برمیگردد. ورای تاکید میکند که بشر همواره سعی دارد بر طبیعت غلبه کند تا اینکه به دنبال راههای سالم برای ادغام شدن با آن بگردند.
بریت ورای میگوید با نوشتن این کتاب قصد دارد نشان دهد که اگر نسبت به تغییر اقلیم اضطراب دارید احساسی کاملا طبیعی و سالم است. در واقع نشاندهنده آن است که شما به این موضوع اهمیت میدهید، رخدادهای جهان روی شما تاثیر میگذارد و راههای دفاعی ناخودآگاه شما را بیحس نکردهاند
اضطراب، واکنش طبیعی انسان
ورای میگوید با نوشتن این کتاب قصد دارد نشان دهد که اگر نسبت به تغییر اقلیم اضطراب دارید احساسی کاملا طبیعی و سالم است. در واقع نشاندهنده آن است که شما به این موضوع اهمیت میدهید، رخدادهای جهان روی شما تاثیر میگذارد و راههای دفاعی ناخودآگاه شما را بیحس نکردهاند. ورای معتقد است که برای سازگاری بیشتر با مشکلات باید روی خودمان کار کنیم. یکی از راهها پیدا کردن مکانی است که بتوانید این احساسات را به اشتراک بگذارید، صادقانه درباره آن صحبت کنید، احساسات خود بدون قضاوت و بدون خجالت بیان کنید. ورای همچنین تاکید میکند که باید یاد بگیریم چگونه انرژی خود را با وجود نگرانیها دوباره بازسازی کنیم.
برای سازگاری و مقاوم شدن در برابر تغییر اقلیم، باید راهکارهای فردی و جمعی پیدا شود. محققان میگویند که بشر یک مزیت ویژه به طور خودکار دارد: توانایی در سازگاری با شرایط چالشبرانگیز. پس میتوان قبل از وخامت گرفتن آن به دنبال راههای پیشگیری بود.
|پیام ما| «به عشق مردم شهر آبادان». این جمله«محمد مومن رومیانی» است. او عضو تیم عملیات آواربرداری جمعیت هلالاحمر شهرستان اندیمشک است. دهم خرداد هفتمین روزی است که او در متروپل مشغول آواربرداری است: «از 8 صبح تا 4 عصر شیفت کاری ماست، هر وقت عملیات آواربرداری کلی تمام شود، یعنی ماشینآلات سنگین احساس کنند چیزی سد راهشان است، شروع به آواربرداری جزیی میکنیم که مسیر را برای ماشینآلایت سنگین باز کنیم.»
او هم شنیده که سازه منحنی شده و میلرزد. ترس به دلش راه نداده و همچنان مشغول است. میگوید: «به عشق مردم شهر آبادان برای نجات هموطنانمان جستوجو میکنیم و ترسی نداریم. با ایمنی کامل به عملیات آواربرداری ادامه میدهیم و تا آخرین لحظه که پیکر آخرین قربانی این حادثه را بیرون بیاوریم، کنار مردم آبادان هستیم.»
آفتاب دهمین روز خرداد در آبادان پشت تهلنجیها مینشیند تا خبر دهد که شب نزدیک است. آتشنشان اندیمشکی میگوید: «در تاریکی شب پیدا کردن مسیرها برای جستوجوی مفقودین سخت است. شبها به مراتب کار جستوجو دشوارتر از روز است. اما از لحاظ خنکی هوا بهتر است. چون در ساعات روز که شیفت هستیم گرما خیلی طاقتفرساست.کار کردن با دستگاههای فِرِز و هوابرش، گرما را غیرقابل تحمل میکند.»
برادرِ محسن نصیری، کنافکار 34 ساله ساختمان عبدالباقی این حرفها را باور ندارد. او در تمام این روزها مشغول آواربرداری بوده تا برادرش را پیدا کند. هیچکس صدای ما را نمیشنود. داریم ناامید میشویم. هنوز برادرم را پیدا نکردهام
آتشنشانان خسته که برای استراحت گوشهای میروند یک داوطلب به صورتشان گلاب میپاشد.این فقط یک برش از تکاپویی است که در خیابان امیری آبادان آنجا که متروپل فروریخته جریان دارد. روز نهم سقوط متروپل، امدادگران همچنان آوار سنگین را کنار میزنند و جستوجو میکنند. شمار کشتهها به 35 نفر رسیده و کسی نمیداند چند نفر دیگر هنوز زیر آوارند. امدادگران هم نمیدانند. آنها زیر آفتاب تند آبادان، سنگ و آهن را کنار میزنند و راه را به زیر ویرانه باز میکنند. میگویند ساختمان میلرزد و کمی منحرف شده. تیمهای نقشهبرداری در ساختمانهای اطراف انحراف احتمالی متروپل را رصد میکنند. معاون عمرانی وزیر کشور گفته ظرف ۷۲ ساعت آینده عملیات آواربرداری به اتمام میرسد اما هنوز افرادی به دنبال گمشدهشان میگردند.
تعدادی از امدادگران به بخش زیرین ضلع شمالی متروپل رسیدهاند. اگر لحظهای غفلت کنند، آوار روی سرشان میریزد. «مسلم طیبی»، از آتشنشانی شیراز سه روز پیش همراه گروهی 10 نفره به آبادان آمده. قبل از آنها، آتشنشانان شیرازی با تجهیزات برش و امداد به متروپل آمده بودند و حالا ابزار جدید برشکاری و نیروهای تازهنفس جایگزین شدهاند. او میگوید نیروها اینجا با سازهای ناپایدار مواجهاند که قابل مهار نیست. ما میخواهیم ساختمان را مهار کنیم و اجساد یا افراد بازمانده را بیرون بیاوریم. به همین دلیل کار با برنامهریزی و مهندسی، آرامآرام جلو میرود. اینجا را نمیشود به سرعت پلاسکو جمع کرد ولی امیدواریم که تا 72 ساعت آینده کار آواربرداری تمام شود.»
شبیه او آتشنشانان دیگری هم وعده معاون عمرانی وزیر کشور را درباره پایان آواربرداری تکرار میکنند. طیبی میگوید: «این روند از دوشنبه شب شروع شده. دو بیل مکانیکی و یک لودر آوردهاند و اگر سازه همینطور پایدار بماند کار تمام میشود. تا هر زمانی که آتشنشانی اینجا هست، ما هم هستیم. لازم باشد تیم عوض میشود و باز هم افراد تازهنفس میآیند.»
منصوریمنش هم از آتشنشانان اهواز است. او میگوید: «دیروز (دوشنبه) 5 نفر از اجساد بازماندگان زیر آوار را در قسمت شمالی ساختمان بیرون آوردند و امروز هم به کمک این دستگاههای مکانیکی، قسمت شمالی را کامل آواربرداری میکنند که راه نفوذی باز شود. امیدواریم بتوانیم باقی اجساد را به داغدیدگان تحویل دهیم.»
آمار استاندار خوزستان، از مفقودان حادثه، با آنچه در خیابان امیری در جریان است، جور در نمیآید. او دیروز به محل حادثه سر زد و گفت: «در بدو شروع کار، آماری که دستگاههای مختلف به ما اعلام کردند در مجموع 38 مفقودی بود. از این تعداد، تاکنون 35 پیکر از زیر آوار خارج کردهایم که سه پیکر مجهولالهویه هستند.» در صورت صحت این آمار همه مفقودان پیدا شدهاند و عملیات آواربرداری به پایان میرسد. برادرِ محسن نصیری، کنافکار 34 ساله ساختمان عبدالباقی این حرفها را باور ندارد. او در تمام این روزها مشغول آواربرداری بوده تا برادرش را پیدا کند. «هیچکس صدای ما را نمیشنود. داریم ناامید میشویم. هنوز برادرم را پیدا نکردهام.» صادق خلیلیان، استاندار خوزستان گفته: «ممکن است افرادی مراجعه و عنوان کنند عزیزانی دارند که از روز حادثه مفقود شدهاند. این مساله راستیآزمایی میشود و در صورت تایید به دنبال آنها میگردیم.»
نیروهای داوطلب در متروپل کم نیستند. مجاهد قاطعی، از آتشنشانی اهواز یکی از آنهاست. خانوادهاش مدام تماس میگیرند و میگویند مواظب باش، نزدیک ساختمان ریخته نرو. دخترش میگوید عکس بفرست اما خیلی شبها اینترنت قطع است.
قاتل محیطبانان استان فارس دستگیر شد
سردار رهامبخش حبیبی فرمانده انتظامی استان فارس گفت: متهم به قتل و همدستش که هفته گذشته دو محیطبان را در کوههای اطراف شهرستان بوانات به قتل رسانده بودند دستگیر شدند.
سردار حبیبی در توضیح این واقعه گفت: ششم خردادماه یک فقره درگیری بین شکارچیان و محیطبانان در ارتفاعات کوههای حفاظت شده “دره باغ” شهرستان بوانات حادث و منجر به آسمانی شدن دو محیطبان و زخمی شدن دیگر همکارشان شده بود که بلافاصله ماموران انتظامی اقدامات فنی خود را جهت شناسایی و دستگیری ضاربان شروع کردند.
او همچنین دراینباره افزود: ماموران پلیس آگاهی از همان لحظات اولیه وقوع با تحقیقات تخصصی و پلیسی موفق شدند در کمتر از ۴ روز قاتل و همدستش که برای شکار غیرمجاز به کوه رفته بودند و با محیطبانان درگیر و اقدام به تیراندازی کرده بودند را شناسایی و آنان را در مخفیگاهشان دستگیر کنند.فرمانده انتظامی استان فارس با اشاره به اینکه متهم به قتل ۳۲ ساله و سابقهدار به همراه همدست ۳۱ ساله خود علت و انگیزه قتل را شکار غیرمجاز اعلام کردند، گفت: متهمان برای سیر مراحل قانونی روانه دادسرا شدند.
مطالبه برخورد قاطع با مسئولان، مالکان و سازندگان متخلف و مقصر در ریزش ساختمان متروپل آبادان
کارزاری با نام مطالبه برخورد قاطع با مسئولان، مالکان و سازندگان متخلف و مقصر در ریزش ساختمان متروپل آبادان در وبسایت کارزار در جریان است. در بخشی از متن این کارزار خطاب به رئیس قوه قضائیه، محسنی اژهای، آمده است: «از حضرتعالی تقاضای دستور تشکیل کارگروه تخصصی در جهت مشخص شدن علل حادثه و برخورد قاطعانه با عامل یا عاملان این حادثه اعم از مالک یا مالکین، شهردار سابق و فعلی، اعضای شورای شهر اسبق و حال حاضر، استاندار اسبق خوزستان، مدیرعامل اسبق منطقه آزاد اروند و ریاست سازمان نظام مهندسی و کارشناسان شهرداری و مهندسان ناظر این پروژه را داریم.»
این کارزار از 3 خرداد 1401 آغاز شده است و تا 3 تیر 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 54534 نفر امضا شده است.
جنگلهای هیرکانی در دوران گذار، به هیچ وجه رها نشدهاند
پس از انتشار مقالهای در شماره 2281 مورخ 18/2/1401 به قلم دکتر مظفر شیروانی تحت عنوان «توهم احیای جنگلهای فاقد طرح» در صفحه چهارسوق مدیرکل روابط عمومیسازمان منابع طبیعی با ارسال جوابیهای خواستار انتشار آن در روزنامه شد. متن جوابیه به شرح زیر است:
«به استحضار خوانندگان و مخاطبان گرامیمیرساند نویسنده محترم این مقاله به نوعی جزء (ف) ماده 38 قانون برنامه ششم توسعه کشور را نقد نموده و با ارائه ادله فنی، که البته در جای خود قابل احترام است، ضمن برشمردن برخی از آثار مثبت اجرای طرحهای سابق جنگلداری، ایده تنفس جنگلهای شمال را عملاً دارای دوگانگی و غیر قابل اجرا دانسته و در کنار آن با یک قضاوت شاید عجولانه، مدیریت جنگلهای شمال را در دوران گذار، فاقد برنامه و رها شده عنوان نموده است.
فارغ از درستی یا نادرستی مبانی علمیو اجرایی که نویسنده مزبور بر اساس آن جنبههای مختلف رویکرد نوین مدیریت جنگلها در قالب طرح جایگزین را مورد قضاوت قرار داده است، نکته ای که باید بدان توجه میشد اینکه نباید انتظار داشت که سازمان متبوع به عنوان یک دستگاه اجرایی مغایر با تکالیف قانونی بالادستی عمل نموده و از این رو همه اقدامات این سازمان در طول برنامه ششم در راستای مفاد قانون فوقالذکر بوده است. با این حال این سازمان تلاش دارد با برگزاری نشستهای فنی و تخصصی با صاحبنظران ذیمدخل، ضمن بررسی نقاط ضعف و قوت این قانون و ارائه پیشنهادات لازم در فرآیند تدوین برنامه هفتم، دغدغههای موجود را مرتفع نماید.
فاز مطالعاتی طرح های مدیریت پایدار منابع طبیعی منطقه هیرکانی منطبق بر شاخصهای پایداری جنگل است
به منظور تبیین اقدامات سازمانی در طول برنامه ششم اشعار میدارد سازمان متبوع فارغ از تدابیر اندیشیده شده در جهت ارتقاء پوشش حفاظتی، برنامههایی را برای ساماندهی مقوله حفظ و توسعه جنگلهای هیرکانی در بخش فنی و مدیریتی در برنامه ششم در دستور کار داشته و مقدمات لازم را برای تهیه طرحهای جایگزین در این رویشگاه فراهم نموده است. بدین منظور فاز مطالعاتی تهیه طرحهای مدیریت پایدار منابع طبیعی منطقه هیرکانی منطبق بر معیارها و شاخصهای پایداری جنگل در شرف انجام مطالعات بوده که خوشبختانه بخش نیمه تفصیلی این مطالعات به منظور ارزیابی توان اکولوژیک و پهنهبندی حوزههای آبخیز 104 گانه هیرکانی به اتمام رسیده و متعاقب آن مطالعات تفصیلی و تهیه طرحهای اجرایی در هر یک از پهنهها با اولویت حوضههای پایلوت انجام میشود.
اجرای مرحله نخست مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی در سال جاری
به موازات آن با هدف حفظ سرمایههای موجود و ضرورت اجرای توأمان اقدامات فنی و حفاظتی، طرحهای فاز اول مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی (مدیریت فنی و حفاظتی) را در سال گذشته تهیه و به تصویب رسانده و در سال جاری در دستور اجرا قرار داده است. بدین منظور برنامههای مدیریتی مانند جنگلکاری، ایجاد و مرمت حصار، نگهداری راه جنگلی، مرمت ساختمان نظارتی، شناسایی و دفع آفات ، پیشگیری و اطفاء حریق ، ایجاد مرز حائل و… پیش بینی شده که مقرر است در یک بازه 5 ساله در سطحی معادل 1.147.000 هکتار از جنگلهای شمال واقع در 64 حوزه آبخیز تحت عنوان فاز اول مدیریت پایدار ( طرح جایگزین) به اجرا در آید.
رویکرد طرح مدیریت پایدار در واحد حوزه آبخیز فارغ از نگاه اقتصادی یک رویکرد اکوسیستمیاست
رویکرد کلی طرحهای مدیریت پایدار و یکپارچه منابع طبیعی در واحد حوزه آبخیز، فارغ از نگاه اقتصادی یک رویکرد اکوسیستمیو اکولوژیکی جهت حفظ و ارتقای شاخصهای کیفیت پایداری در جنگل است. در این بین بهرهگیری از سایر استعدادهای درآمدزا مانند اکوتوریسم، محصولات فرعی، آبزی پروری و … مورد توجه طراحان قرار خواهد گرفت، لیکن حذف درآمدهای ناشی از برداشت چوب، تأمین منابع مالی از درآمدهای عمومیبرای اجرای طرحهای مصوب را اجتنابناپذیر نموده، امری که باید توجه داشت اختصاص این منابع نه تنها هزینه تلقی نشده بلکه، به مثابه یک سرمایه گذاری پایدار برای منابعی که به عنوان بستر حیات و توسعه پایدار مطرح میباشند خواهد بود.
مدیریت جنگلهای هیرکانی در دوران گذار رها نشده است
در پایان به طور اجمال تأکید مینماید مدیریت جنگلهای هیرکانی در دوران گذار، به هیچ وجه نه تنها رها نشده بلکه تلاش شده به منظور صیانت از این منابع ارزشمند و جلوگیری از خلاء حفاظتی ناشی از خاتمه دادن به طرحهای سابق جنگلداری، پوشش حفاظتی از این جنگلها را با انعقاد قراردادهای منعقده با شرکتهای ذیصلاح به کل پهنه هیرکانی بسط و توسعه داده و به موازات آن مطالعات آمایشی و تفصیلی را برای فراهم نمودن طرحهای مدیریت پایدار به پیش ببرد. در این میان شرایط دشواری که تحریمهای ظالمانه غرب، نوسانات اقتصادی، افزایش تورم و … به جامعه تحمیل نموده را باید به طور مستقل در بروز پدیدههای اجتماعی از جمله دستاندازی و اقدامات سوء متخلفین در بهره برداری نادرست از این منابع ملحوظ نظر قرار داده و به عبارتی نباید آن را به تنهایی به نتیجه اجرا یا عدم اجرای یک سیاست مرتبط نموده، بلکه انتظار میرود در این گونه قضاوتها و برای پیشگیری از تشویش اذهان عمومیهمه جوانب امر بررسی گردد.»
پاسخ ایران روشن است؛ تابآوری اقتصادی و خنثیسازی تحریم
سعید خطیبزاده با تاکید بر اینکه «نظام سلطه به سرکردگی آمریکا» پس از ناامیدی از انواع جنگ با ملت ایران، به «جنگهای اقتصادی و اجتماعی» علیه ایران روی آورده، گفت: «ابزارشان در این زمینه تهدید و ناامید کردن مردم ایران است و پاسخ ایران نیز به این دو حوزه روشن است؛ تابآوری اقتصادی و خنثی کردن تحریمها.»
«روشن است صهیونیستها سناریوی بیجان و نخنمای دیگری را ساختهاند. دههها است رژیم اسرائیل این دروغ را میگوید که ایران ۶ ماه دیگر بمب خواهد داشت، و این دروغ را به انحا مختلف تکرار کرده و این جعل را به شیوههای مختلف تکرار میکند. این مورد اخیر هم از همین نوع است. مدل صهیونیستها این است که هرگاه پیشرفتی بوده، داستانسازی میکنند.» این پاسخ حسین امیرعبدالهیان است به پرسشی که روز پنجم خردادماه پیشروی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی قرار گرفت. پرسشی که فرید زکریا، روزنامهنگار و تحلیلگر برجسته مسائل سیاست خارجی در پنل اختصاصی گفتوگو در اجلاس داووس درحالی لابهلای سوالاتش از وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی مطرح کرد که حدود ۲۴ ساعت پیش از برگزاری آن نشست، والاستریتژورنال روز چهارم خرداد مدعی شده بود که جمهوری اسلامی دو دهه پیش با دسترسی به گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، از آنها استفاده کرده تا بخشی از «فعالیتهای مشکوک خود در زمینه تسلیحات هستهای» را از دید بازرسان آژانس و جامعه جهانی «پنهان» کند. این ادعاهایی است که این نشریه امریکایی اعلام کرده «بر اساس سخنان مقامات اطلاعاتی خاورمیانه» و همچنین «بررسی اسناد داخلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی» به آن دست پیدا کرده است. بنابر ادعای والاستریتژورنال، «در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ اسناد محرمانه آژانس، همراه مدارک ایران به زبان فارسی میان نظامیان ارشد، مقامهای دولتی و مقامهای هستهای جمهوری اسلامی دست به دست شده» و این در حالی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در آن زمان در حال بررسی اطلاعاتی بود تا ادعای خود را مبنی بر «تلاش جمهوری اسلامی برای ساخت سلاحهای اتمی» به اثبات برساند.
والاستریتژورنال هفته پیش ادعا کرده بود که جمهوری اسلامی دو دهه پیش با استفاده از گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سعی کرده که بخشی از «فعالیتهای مشکوک خود در زمینه تسلیحات هستهای» را از دید بازرسان آژانس و جامعه جهانی «پنهان» کند و این در حالی بود که وزیر امور خارجه یک روز پس از انتشار این گزارش، با رد این ادعاها، آن را ادامه «سناریوسازی بیجان و نخنمای صهیونیستها» توصیف کرد
آنچه اما روز گذشته یعنی حدود یک هفته پس از انتشار آن گزارش والاستریتژورنال و کمی کمتر از یک هفته از زمان انجام گفتوگوی حسین امیرعبدالهیان و فرید زکریا، بار دیگر این موضوع را به بحث داغ رسانهها تبدیل کرد، ادعاهایی بود که نخستوزیر اسرائیل پیش کشید. نفتالی بنت دیروز ادعا کرد گزارش اخیر والاستریتژورنال درباره «سرقت اسناد محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سوی ایران» صحیح بوده که در ادامه از طریق گوگلدرایو مدارکی را نیز بهعنوان سند تایید ادعاهایش منتشر کرد. نخست وزیر رژیم صهیونیستی که بار دیگر ادعا کرد جمهوری اسلامی قصد فریب آژانس بینالمللی انرژی اتمی را دارد، در عین حال این ادعا را پیش کشید که دولت صهیونیستی به آنچه «طرح فریب ایران» خواند، دسترسی یافته است. اما شاید اوج این ماجرا آنجا بود که بنت انیمیشنی را از طریق حساب کاربری خود در توییتر به اشتراک گذاشت که ادعاهایش را در خصوص آنچه «سرقت اسناد آژانس از سوی ایران» و «تلاش مقامات جمهوری اسلامی برای پنهان کردن فعالیتهای مشکوک هستهای» را به اثبات برساند. هرچه بود اما آنچه سخنگوی وزارت امور خارجه روز گذشته در جریان نشست خبری خود و در پاسخ به پرسشی در این رابطه و همچنین در خصوص گزارش اخیر مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در رابطه با فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، بهروشنی در رد تمامی این ادعاها بود. سعید خطیبزاده گفت: «متأسفانه این گزارش بازتاب دهنده واقعیت گفتوگوهای ایران و آژانس نیست. بعد از توافقی که بین ایران و آژانس در تهران انجام شد به صورت مکتوب ایران پاسخهایی را به آژانس ارائه کرد و چند دور نشستهای مفصل به صورت حضوری برگزار شد که پاسخهای فنی و ارائه مستندات از سوی ایران صورت بگیرد.» سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی همچنین با بیان اینکه این گزارش، همانی است که آقای گروسی در پارلمان اروپا پیش از دور سوم گفتوگوهای ایران و آژانس به صورت شتابزده اعلام کرد، گفت: «این گزارش از همان موقع و حتی قبل از نشست ایران و آژانس جمعبندی شده بود و به نظر میرسد که شتابزدگی در این جمعبندی وجود دارد.» او با تأکید بر اینکه بنابراین آنچه که در این گزارش دیده میشود چیز جدیدی نیست، افزود: «گزارش ارائه شده منصفانه و متوازن نیست و بیم آن میرود که فشار صهیونیستها و برخی کنشگرها باعث شده باشد مسیر گزارش معمول آژانس از فضای فنی به سیاسی منتقل شود و انتظار ما این است که این مسیر اصلاح شود.» اما در شرایطی که همین گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی موجب نگرانی برخی ناظران حتی طیفی از ناظران ایرانی داخل کشور شده و از جمله حسن بهشتیپور تحلیلگر ارشد سیاست خارجی و روابط بینالملل روز گذشته در گفتوگویی با پایگاه خبری-تحلیلی خبرآنلاین گفته که «احتمال صدور قطعنامه علیه ایران وجود دارد»، خطیبزاده =در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه برخی میگویند که گزارش اخیر آقای گروسی در مورد فعالیتهای هستهای ایران زمینهسازی برای احتمال صدور قطعنامه در شورای حکام آژانس بوده و همچنین تلاشهای رژیم صهیونیستی برای تحتالشعاع قرار دادن روابط ایران و آژانس گفت: «آژانس به عنوان یک نهاد تخصصی و فنی باید حداکثر دقت را میکرد که از مسیر اعتدال، رویکرد فنی و آنچه که در اساسنامهاش به عنوان ماموریت ذکر شده خارج نشود. متأسفانه عناصری مثل رژیم صهیونیستی همواره تلاش کردهاند که هر گاه ابتکاری بوده و یا به تحولی نزدیک شدهایم اقداماتی انجام دهند. ما شاهد رفتارها و مداخلات آنها، سوءاستفادهها و جاسوسیهای آنها از آژانس بودهایم، شاهد خرابکاری و دست بردن آنها در اسناد آژانس بودهایم و این چیز جدیدی نیست و این آژانس است که باید دقت کند که مسیری که آمدهایم را به راحتی تخریب نکند.» این در حالی است که بهگفته بهشتیپور، «صدور قطعنامه علیه ایران، شروعی تازه برای پروندهسازی علیه ایران است.» این تحلیلگر سیاست خارجی گفته است: «ایران پیشتر نیز تجربه چنین روندی را داشته است. برگ به برگ این پروندهها و قطعنامههایی که صادر میشوند، یک نوع مستندسازی علیه ایران است. هرچقدر ما این قطعنامه ها را قبول نداشته یا آنها را ظالمانه بدانیم یا معتقد باشیم که سیاسیکاری آژانس بوده، تأثیری برای پیامدهای منفی آن طبق حقوق بینالملل نخواهد داشت و یک امتیاز منفی بزرگ برای ایران به شمار میرود.» با این همه اما سخنگوی وزارت خارجه نگاهی دیگر دارد. خطیبزاده دیروز همچنین در پاسخ به پرسشی دیگری در ارتباط با اظهارات اخیر رابرت مالی نماینده ویژه آمریکا در امور ایران مبنی بر اینکه شانس رسیدن به توافق با ایران در حد پایینی قرار گرفته و همچنین اظهارات مقامات فرانسه در این خصوص و اینکه آیا ترور اخیر صورت گرفته در تهران به معنای به بنبست رسیدن توافق احیای برجام است، گفت: «اظهاراتی که برخی مقامات آمریکایی با طراحی و یا پاسخ به تحولات داخلی خود مطرح میکنند ملاک ما برای اظهار نظر نیست. اصولا در حوزه مذاکراتی وین کنش ما کاملا روشن است و واکنشی به اظهاراتی که برای مصرف داخلی بیان میشود، نداریم.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی را همان گزارشی خواند که مدیرکل این نهاد پیش از دور سوم گفتوگوهای ایران و آژانس به صورت شتابزده در پارلمان اروپا اعلام کرده و گفت: متأسفانه این گزارش بازتابدهنده واقعیت گفتوگوهای ایران و آژانس نیست
آنچه که برای ما مهم است پیامهایی است که از مجاری مرسوم بین ما و آمریکا در حال رفت و برگشت است. ایران در آن مسیر ابتکارات خود را ارائه کرده است. رفت و برگشت هایی بوده البته متاسفانه تاکنون آمریکا پاسخهای لازم و مورد انتظار را نداده است. اگر آمریکا از تذبذب در رفتار فاصله بگیرد و تصمیم سیاسی خود را بگیرد و اعلام کند قطعا نه تنها بنبستی وجود ندارد بلکه میتوان درصد باقی مانده از توافق را نهایی کرد.» او تأکید کرد: «در حال حاضر توقف گفتوگوها یا به عبارتی مکث صورت گرفته در گفتوگوها به دلیل بیپاسخ گذاشتن ابتکاراتی است که ایران و اروپا ارائه کردهاند و باید ببینیم چه زمانی آمریکا میخواهد تصمیم خود را اعلام کند.»
سخنگوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در پاسخ به پرسشی دیگر در ارتباط با موضوع تحریمها نیز گفت: «این یک واقعیت است که ما در یک رویارویی با نظام سلطه به سرکردگی آمریکا هستیم. آنها با اعمال فشار حداکثری به دنبال این بودند که جمهوری اسلامی ایران فرو بپاشد و این موضوع را پنهان نمیکردند. دیدیم آقای بولتون مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا چه اظهاراتی مطرح میکرد و میگفتند سال بعد ما در تهران هستیم ولی دیدیم که آنها رفتند و ایران سربلند باقی ماند.» خطیبزاده گفت: «آنها از جنگهای دیگر علیه ملت ایران ناامید شدهاند و به انجام جنگهای اقتصادی و اجتماعی علیه ایران روی آوردهاند و ابزارشان در این زمینه تهدید و ناامید کردن مردم ایران است و پاسخ ایران نیز به این دو حوزه روشن است. تابآوری اقتصادی و خنثی کردن تحریمها.»
تخلفات سودآور در کمیسیون ماده ۱۰۰
| پیام ما | آوار فساد و تخلف متروپل ده روزه شد. ساختمانی که در ابتدا برای 9 طبقه ساخته شده بود و بعد سه طبقه اضافه روی خودش تحمل کرد. همزمان با آواربرداری متروپل، مشخص شد که حتی پروانه ساخت هم نداشته است. فروریختن ساختمان نوساز آبادان حالا سایه تخلفات از روی متروپلهای زنده دیگر ایران را هم برداشته است، ساختمانهایی که به گفته حمزه شکیب، سرپرست نظام مهندسی کشور، تعدادشان کم نیست. او میگوید تنها در یک فقره در یکی از استانها میزان ورود پروندههای شهرسازی به کمیسیون ماده 100، 120 درصد بود و این یعنی، تخلفات به قدری برای سازندگان سودآور است که پروندهها دوباره به کمیسیون ماده 100 آورده میشوند.
نام تمام ساختمانهای ناامن ایران، این روزها متروپل است. ساختمانی که بدون توجه به اخطارهای نظام مهندسی کشور قد کشید و حالا توجهات به آن جلب شده است. حمزه شکیب، سرپرست نظام مهندسی کشور دیروز، سه شنبه، ۱۰خرداد به صحن شورای شهر تهران آمد و درباره متروپلها صحبت کرد. او گفت بعد از زلزله رودبار ساختوسازها با کیفیت بهتری انجام شد اما هنوز ایرادات و اشکالات زیادی وجود دارد. او با اشاره به موضوع متروپل آبادان گفت: ساختمان هنوز به بهرهبرداری نرسیده بوده که زیر بار یک دوم بارهای ثقلی خود بوده است و با این وضعیت مواجه شده اگر به بهرهبرداری میرسید تعداد افراد بیشتری در ساختمان حضور داشتند و گرفتار حادثه میشدند. متاسفانه هیچ سازوکار مناسب طراحی و اجرایی برای این ساختمان پیشبینی نشده بود. پلاسکو، موضوع دیگری بود که شکیب به آن اشاره کرد، او گفت پلاسکو روزی نماد ساختمانهای بلند کشور بود و اگر مقررات ایمنی ساختمانها اجرایی میشد، هنوز پلاسکو را داشتیم.
او در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: هزار ساختمان بلندمرتبه داریم که باید به صورت پایلوت برای آنها مواردی را اجرایی کنیم از جمله تدوین دستورالعمل و مکانیزم فوقریزش.
رییس شورای شهر تهران : باید کمیتهای تخصصی متشکل از وزارت راه و شهرسازی و نظام مهندسی تشکیل شود و نهایتا تصمیم جدی و نهایی اتخاذ شود
آتشسوزی، مسئله دیگری بود که شکیب به آن اشاره کرد. موضوعی که احتمالا به بخشنامه تازه زاکانی هم بیارتباط نباشد. بخشنامهای که قرار است، ایمنی ساختمانها را از آتش نشانیها بگیرد. شکیب در ادامه صحبتهایش گفت: اگر آتش سوزی در این ساختمانها اتفاق افتاد باید بدانیم کدام طبقات فروریزش دارد و این اطلاعات را پس از احصاء در اختیار آتش نشانیهای منطقه قرار دهیم تا سازه را بشناسند و در هنگام آتشسوزی مکانیزم فروریزش موجود باشد البته این کار از قبل آغاز شده ولی متاسفانه دنبال نشده است.
شکیب درباره نهضت ملی مسکن هم توضیحاتی داد. او به موضوع مسکن مهر در کرمانشاه هم ارجاعاتی داد، مسکنهای مهر در سرپل ذهاب که زلزله امانشان را برید: بیش از دو میلیون مسکن ساخته شد، از لحاظ کمیتی کاری بزرگ انجام شده است اما باید از لحاظ کیفیت نیز اقدامات لازم را انجام دهیم در زلزله سرپل ذهاب استان کرمانشاه مشاهده کردیم که این ساختمانها تخریب شدند متاسفانه هنگام ساخت ساختمانها از کیفیت غافل میشویم.
او ادامه داد: در ساختمانسازی ۳۰ درصد هزینه برای اسکلت و ۷۰ درصد برای نازککاریها و مواردی از این دست است که در زلزله متاسفانه همه آنها را از دست میدهیم. ما میدانیم در کشوری زندگی میکنیم که زلزلهخیز است لذا در نهضت ملی مسکن باز هم صرفا به کمیت توجه میشود بیتردید باید درس بگیریم و به سراغ تامین کیفیت برویم.
شکیب اما معتقد است که ایران در حوزه دانش مهندسی جزو ۵ کشور برتر دنیاست. او میگوید توان و دانش لازم علم مهندسی در کشور وجود دارد اما این دانش و علم در کشور پیاده سازی نمیشود: چرا که نظامات درون و بیرون سازمانی را رعایت نمیکنیم. باید به سمتی حرکت کنیم که محصول نهایی استاندارد باشد.
سرپرست نظام مهندسی ساختمان کشور در ادامه توضیحاتی درباره ساختمانهای ناامن شهرهای دیگر هم داد. او گفت: متروپل ابتدا برای ۹ طبقه طراحی شده ولی برای این کار از افراد صلاحیتدار استفاده نمیکند و بعد سه طبقه اضافه میکند و برخی ستونها را حذف میکند و سیستم سازهای بسیار عجیبی را که در دنیا مشابه آن وجود ندارد پیادهسازی میکند هیچ قاعده و ضابطهای در آن رعایت نشده و متاسفانه این افراد آنقدر قدرت داشتند که هیچ کس هم نمیتوانست برود و نظارت بکند و خارج از روال معمول این ساختمان اجرا شده البته در استانهای دیگر هم موارد مشابه داریم که باید انشاءالله این روند اصلاح شود. او گفت در یکی از استانها که نامش را نمیآورد، میزان ورود پروندهها به کمیسیون ماده صد، ۱۲۰ درصد بوده و این یعنی تخلفات برای سازندگان سودآور بوده است. به اعتقاد کارشناسان شهری تا زمانی که هزینه تخلفات برای سازندگان گران تمام نشود، تخلفات و فساد تمام نمیشود.
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، در ادامه جلسه در جمع خبرنگاران به لیست ساختمانهای ناامن هم اشاره کرد، لیستی که به تازگی از سوی یکی از سایتهای اینترنتی منتشر شد اما انقلتهایی به آن وارد شد. چمران گفت: من موافق انتشار این ساختمانهای ناایمن هستم اما اینکه مردم بدانند این ساختمانها چه ساختمانهایی هستند، موضوعی است که باید بررسی بیشتری روی آن انجام شود و تصور میکنم شهردار تهران نیز همین نظر را دارد. او همچنین از تشکیل کمیتهای تخصصی برای پیگیری ساختمانهای ناامن صحبت کرد و گفت: نظر من این است که باید کمیتهای تخصصی متشکل از وزارت راه و شهرسازی و نظام مهندسی تشکیل شود و نهایتا تصمیم جدی و نهایی اتخاذ شود. باید ساختمانهای ناایمن مورد پیگیری و بررسی قرار گیرند البته بررسی این موضوع در حال حاضر آغاز شده اما سرعت آن کم است و باید افزایش پیدا کند.
شبها صدای سنج و دمام اروند را متلاطم میکند: «واویلا، واویلا، عزا و ماتمه.». روزها نگاهها به جانهای جامانده زیر آوار ساختمان فساد ریخته متروپل خیره میماند. چندین روز است که مردم اینجا دو تا آبادان دارند. آبادانی که از چهارراه امیری شروع میشود تا نزدیکی انتهای این خیابان و باقی شهر. مرز بین این دو آبادان، گیتهای امنیتی است. تنها نیروهای امدادی و مدیران بحران با کارتهایی آویز از گردن حق ورود به آبادان آن سوی گیت را دارند. مردم و خانوادههای داغدار که هیچ، همه شهر نزدیک گیت حاضرند. مشکی پوشیدهاند. اشک میریزند. در محدوده خاص که متروپل فروریخته، مردم و امدادگران همدلاند. اینجا خط کمکهای مردمی قطع نمیشود. آب، نوشابه، انواع آبمیوه، کیک، شیرینی، انواع ساندویچهای خانگی و پرسهای غذای رستورانی که در این روزهای سخت معیشتی با اندک پولشان خریدهاند. در گوشهای اطراف گیتهای انتظامی مینشینند. لقمه میگیرند و در دهان نیروهای آتشنشانی و هلالاحمر میگذارند. آن سوی محدوده خاص اما برخی از مردم عصبانی و معترضند.
امدادگران درِ چند خانه را میزنند. خانههای قرار گرفته در کوچهای که یک طرف آن بخش فروریخته متروپل است. از صاحبان خانه تقاضا میکنند برای ایجاد مسیر دسترسی ماشینآلات سنگین به آوارهای متروپل، اگر ممکن است اسباب خانه را خالی کنند و اجازه دهند لودرها تا ساعاتی دیگر خانههایشان را با خاک یکسان کنند تا راهی باز شود. آنها بیهیچ مقاومتی میپذیرند. البته آنقدرها هم عجیب نیست. آبادانیها این رفتار بشردوستانه را از سالهای سخت جنگ به ارث بردهاند. اینجا مردم بیهیچ توقعی ایثار میکنند.
برای دیدن مخروبه متروپل به خیابان اصلی شهر آبادان « امیری» رفتم. عرض این خیابان، ۱۲ متر است. کوچهای ۴ متری در میان این خیابان است. یک نبش آن ساختمان تجاری متروپل است. ساختمانی ۸ طبقه که چندسال پیش ساخته شد ولی طمع سازندگان متروپل را ساکت نکرد. آنها متروپل را دوقلو خواندند و در نبش دیگر کوچه قل دیگر را برافراشتند. قل دوم ۱۱ طبقه دارد. از منفی یک تا ده. اگر ساختمان قدیمی یک قواره زمین را در داخل کوچه اشغال کرده و جای سینمای قدیمی متروپل بالا آمده است. مالکان برای احداث ساختمانهای جدید همه زمینها را تا انتهای کوچه خریدهاند. بزرگی این برج از خیابان امیری پیدا نیست و برای دیدن وسعت آن باید از داخل کوچه آن را دید. به جز همکف و بخشهایی از طبقه اول باقی طبقات در حال ساخت و در مراحل توکاری و نازکاری بود. اگر تمام ساختمان در حال بهرهبرداری بود، با فروریختنش چند قربانی میگرفت؟
علی پهلوان، معاون امداد و نجات هلالاحمر خوزستان میگوید: «در ساعات اولیه سانحه، هیچ نقشهای در دسترس نبود و به نیروهای امدادی ارایه نشد. شکل، جانمایی مکانها، تفکیک بلوکهای مختلف، همه اینها گنگ بود
متروپل نقشه نداشت
هر چه به متروپل میرسد، غیرشفاف است حتی نقشههایش. علی پهلوان، معاون امداد و نجات هلالاحمر خوزستان میگوید: «در ساعات اولیه سانحه، هیچ نقشهای در دسترس نبود و به نیروهای امدادی ارائه نشد. شکل، جانمایی مکانها، تفکیک بلوکهای مختلف، همه اینها گنگ بود. با نجات اولین بازماندگان زنده و کارگرانی که در آن لحظه در برج نبودند و از روایتهای افراد، بخشهای مختلف متروپل و اطلاعاتی از محبوسین به دست آمد.»
در روزهای نخست امید امدادگران به نجات زندگانی بود که هنوز زیر آوارها نفس میکشیدند. آواری بزرگ از تختههای بتنی که میلگردهای آهنی مثل نخهای پرتراکم دور دوک، در همه طرفشان پیچیده شده بود. عملیات آواربرداری سخت و فنی است. در روزهای نخست برای آنکه راه تنفس محبوسین زیر آوار بسته نشود، آواربرداری ساده ولی با دقت و برنامهریزی انجام شده بود اما بعد از چند روز ورق برگشت… امدادگران امیدشان به نجات زیرآوارماندگان نزدیک به صفر رسیده بود. من در روز ششم پس از سانحه به متروپل رسیدم.
اگرچه خانوادههای داغدار متاثر باور به جان باختن عزیزانشان نداشتند اما فرماندهان عملیات امداد و نجات به تجربه میدانستند که احتمال زندهماندن گرفتارشدگان با گذشت ۱۵۰ ساعت از این اتفاق هولناک، اندک است. در اولین دقایق مواجهه ما با حجم عظیم آوار، ماشینآلات سنگین عمرانی و عملیات آواربرداری وارد میدان شدند. بعد از ۳۵ ساعت دسترسی به تعدادی از اجساد میسر شد و چند دقیقه مانده به نیمه شب یکشنبه ۸ خرداد با بهت از جسدی عکس گرفتم که تکه تکه شده بود.
مریم کافه مری کجاست؟
دو کوچه بالاتر از متروپل، مقابل مسجد قائم و بیرون گیت محدوده خاص، تیمهای حمایت روانی در چادرهای هلال احمر مستقر شدهاند. خانوادههای داغدار برای درد و دل، اشتراک غم و البته کسب اطلاعات از روند عملیات به مشاوران و روانشناسان هلال احمر رجوع میکنند. برای درک عواقب سهمگین سانحه متروپل از مخروبه باقی مانده فاصله گرفتم و به این چادرها سر زدم. مرد غمگینی در گوشه چادر بیرمق افتاده است. پیداست که مصیبت دیده. میگویند پدر مریم است. همان زن جوانی که چندی پیش ازدواج کرد و با رامین شوهرش در متروپل « کافه مری» را راه انداخت. پیکر او هنوز پیدا نشده است.
در چادر کناری زن جوانی زار میزند. تلفنش زنگ میخورد، میگوید: «فراموش نمیکنیم. این بچههای طفل معصوم چه گناهی کرده بودند.» از حرفهایش پیدا بود که از اقوام خانواده جلیلیان است. کنج شمال شرقی ساختمان، بر خیابان امیری مغازهای در اجاره آقای جلیلیان بود که آبمیوه میفروخت دو پسر کم سن و سالش هم گاهی به پدر کمک میکردند. آبمیوه فروشی جلیلیان آنقدر به عمق آوار رفته بود که تنها پس از عملیات سنگین آواربرداری و در عصر هشتمین روز پس از سانحه نمایان شد.
یکی از امدادگران آتشنشانی از لحظه دیدن پیکرها میگوید: «وقتی به جلیلیان رسیدیم دو فرزندش را زیر کتف و دستانش پنهان کرده بود و هر سه در آغوش هم جان باخته بودند.»
زهرا امیری از جوانان عضو تیمهای حمایت روانی ابتدا میگوید: «مصاحبه نمیکنم.» اما باز دلش طاقت نمیآورد: «مادر آمنه امینینیا باور نمیکند. هنوز منتظر دخترش است. تعدادی از مشاوران به خانه آنها رفتند. مادر عربی صحبت میکند. مشاوران ما هر چه گفتند، داغ را نپذیرفت. تا اینکه یکی به زبان عربی آب پاکی را روی دستش ریخت.»
اشک به چشم امیری میدود: «مادری از روز اول حادثه هر روز ۸ صبح زنگ میزند و تا قسم نخورم که فرزندش زنده است، آرام نمیشود. آوار که جمع شود چگونه جوابش را بدهم. چه کسی جوابش را میدهد؟»
ستار مومنپور، روانشناس داوطلب دیگری است که در این چادرها مستقر شده. گریان از منزل یک خانواده داغدار برگشته است. سلام و علیکی کردیم. بی آنکه من را بشناسد یا بداند که خبرنگار هستم، درد و دلش باز میشود: «پدرش قسمم داد. گفت به یک یک مسئولان بگویید. خواهش میکنم، اگر پیکر بچهام در لابهلای بتن و آهن هم پرس شده باشد. با قاشق گوشت و استخوانهای خوردش را جمع کنید. در کیسه بریزید تا بتوانم دفنش کنم. من اگر مزار او را نبینم قادر به ادامه زندگی نیستم.»
داغ بزرگ اما درد بیمزاری است. با کارشناس ارشدی از نیروهای امدادی گفتوگو کردیم. او نخواست نامش فاش شود اما هشدار تلخی میدهد: «حجم بتن بسیار زیاد است. لایههای ساختمان مثل کیکی چند طبقه که شکستهباشد، روی هم افتادهاند. با آواربرداری سریع و به کارگیری تجهیزات سنگین بیم آن میرود که پیکرهایی آنچنان متلاشی شده باشند که در بین آوار دیده نشوند، در کامیون بروند و مفقود، همیشه مفقود بماند.»
