بایگانی مطالب نشریه
قطبنمای معدنکاری مسئولانه از بین رفت
فعالیت بنیاد معدنکاری مسئولانه RMF متوقف شده؛ این اتفاق میتواند تاثیرات مخربی در زمینه معدنکاری مسئولانه داشته باشد. این بنیاد که سازمان تحقیقاتی مستقلی است، در تلاش بود تا با توسعه ابزارها و چارچوبها، به اشتراک گذاشتن دادههای مورد علاقه عموم و ایجاد تعامل آگاهانه و سازنده بین شرکتهای معدنی و سایر ذینفعان، پیشرفت مداوم در معدنکاری مسئولانه در صنعت را ترویج دهد. از سوی دیگر برای اینکه شرکتهای معدنی نتوانند آن را تحت فشار قرار دهند، پولی از آنها نمیگرفت و دولت سوئیس هزینه این بنیاد را پرداخت میکرد. اینطور که علی سیامکی، مدیرعامل شرکت پایش هوشمند و پژوهشگر معدن میگوید، بودجههای موجود کفاف فعالیتش را نمیدهد و به همین علت اعلام کرده که دیگر نمیتوانند فعالیت کنند. سیامکی در گفتوگو با «پیام ما» درباره این بنیاد و البته نبود ضوابط ویژه برای معدنکاوی مسئولانه در ایران میگوید.
آقای سیامکی، بنیاد معدنکاری مسئولانه RMF چه زمانی و چطور شکل گرفت؟
این بنیاد که در سال 2012 تاسیس شد، سازمان تحقیقاتی مستقلی است که با توسعه ابزارها و چارچوبها، به اشتراک گذاشتن دادههای مورد علاقه عموم و ایجاد تعامل آگاهانه و سازنده بین شرکتهای معدنی و سایر ذینفعان، پیشرفت مداوم در معدنکاری مسئولانه در صنعت را ترویج میدهد. بنیاد RMF از این اصل حمایت میکند که استخراج مواد معدنی و فلزات، ضمن اینکه به شرکتهای معدنی به شیوهای منصفانه و مناسب بهره میرساند، باید به نفع اقتصاد باشد، زندگی مردم را بهبود ببخشد و محیط زیست کشورهای تولیدکننده را در نظر بگیرد. یکی از خروجیهای بنیاد گزارشهای شاخص و چارچوب معدنکاری مسئولانه است. این چارچوب، محتوای اصلی شاخص معدنکاری مسئولانه 2020 را مشخص میکند و منبع جامعی از ابعاد اصلی معدنکاری مسئولانه را بر اساس انتظارات جامعه از شرکتهای معدنکاری بزرگ مقیاس، ارائه میدهد. این چارچوب، به عنوان چکیدهای از متدولوژی RMI 2020، شامل اطلاعات مربوط به مجموعهای از 43 موضوع است که مختصری درباره هریک از این موضوعات و نیز شاخصها و متریکهای بهکاررفته در ارزیابی RMI به منظور سنجش سیاستها و اقدامات شرکت معدنکاری درباره این موضوعات، را ارائه میدهد.
سازمانها باید الزاماتی را تهیه کنند و شرکتهای معدنی باید به آن الزامات توجه کنند. از طرفی شرکتهای معدنی و فولادی ایران برای آنکه بتوانند در جامعه جهانی فعالیت کنند به زودی نیاز دارند تا این اصول را رعایت کنند. بنابراین این الزامات از سوی دولت یا سازمانهای متولی نظیر ایمیدرو باید هرچه زودتر تهیه شود
در این سالها فعالیت این بنیاد تا چه میزان در بهبود فعالیت معدنکاری اثر داشت؟
در واقع یکی از بزرگترین فعالیتهای این بنیاد، ارائه گزارشی به عنوان شاخص و همینطور چارچوب معدنکاری مسئولانه بود. این دو گزارش راهنمایی بودند برای شرکتهای معدنی که چطور بتوانند در پروژههایشان مسئولانه عمل کنند، به محیط زیست، جوامع محلی، نیروی کار و غیره توجه کنند و عملیات معدنکاری در منطقه منجر به ارزش شود. این راهنما بر اساس بررسی سایر راهنماهای موجود در این صنعت بود و بر اساس اهداف و ارزشها و اهداف سازمان ملل بود. از زمانی که این گزارشها ارائه شد، سالانه تمام دادههای منتشر شده به وسیله شرکتهای معدنی، خصوصا شرکتهای معدنی مطرح دنیا، چه دادههایی که از لحاظ کلان مربوط به فعالیت خود شرکت بود و چه دادههایی که مربوط به عملیات آن شرکت در معادنش بود را جمعآوری کردند و بر اساس آن دادهها، به شاخصهایی که تعریف کرده بودند، امتیاز دادند. بعد هم گزارشی تحلیلی درباره وضعیت صنعت در هر کدام از شاخصها ارائه دادند. این کار بزرگی بود که توسط سازمان دیگری انجام نشده و نقشه راهی بود برای شرکتهای معدنی که چه کارهایی باید انجام دهند. برای مثال مسئله آب از جمله مواردی است که در آن شفافیت دادهها و آلایندهها خیلی مهم است و امتیازدهیها بر این اساس بود که شرکتهای معدنی با توجه به انتظاراتی که از آنها میرود چه عملکردی داشتهاند و در چند سال گذشته اطلاعات نشان میداد که فعالیت شرکتهای معدنی با آنچه ذینفعان از آن انتظار دارند فاصله زیادی دارد.
برگردیم به ماجرای فعلی و تمام شدن کار این بنیاد. چرا این اتفاق افتاد؟ آیا فقط موضوع کمبود مالی مطرح است؟
تمام تلاش بنیاد این بود که مستقل عمل کند؛ به همین دلیل تنها منبع مالیاش دولت سوییس بود و نمیخواست وابسته به شرکتهای معدنی باشد و چون این شرکتها تامین مالی میکنند تقاضا هم داشته باشند. به همین دلیل تاکنون مستقل عمل کرد. علت بسته شدن هم این بود که بودجههای موجود کفاف فعالیت را نمیداد و در نهایت اعلام کردند که از سال آینده دیگر نمیتوانند فعالیت کنند.
گفتید بنیاد وضعیت صنعت را بررسی میکند و یافتههای بنیاد از عملکرد صنعت، میتواند راهنمای خوبی برای صنعت باشد. کمی بیشتر درباره جزئیات این یافتهها بگویید.
از جمله یافتههای کلیدی این است که شکافهای بسیاری میان عملکرد شرکتها و خواستهای جامعه وجود دارد. یافتههای بنیاد نشان داده که از زمان انتشار اولین گزارش بنیاد در سال ۲۰۱۸، شرکتها تعهداتشان را در موضوعات سیاسی، محیط زیستی، اجتماعی و حاکمیتی افزایش دادهند و افشا کردند که چه اقداماتی و با چه استانداردی انجام دادهاند. از سویی شرکتها هنوز قادر نیستند ثابت کنند که اقدامات مثبت را ادامه دهند و از سویی دیگر ریسکی وجود دارد که برخی از این اقدامات مثبت در راستای پوشاندن اقدامات منفی شرکتها در حوزه توسعه پایدار است. ضعف دیگر این است که هنوز دادههای شفافی از سایتهای معدنی در دست نیست. شرکتهای بزرگ در کشورهای مختلف عملیات مختلف دارند و داده شفافی از عملکردشان در این شرکتها ارائه ندادهاند. یافته جالب دیگر این است که برخی از این شرکتهای معدنی به خاطر الزامات خارجی مجبورند مسئولانه عمل کنند. بهترین نمونهاش هم به ماجرای سدهای باطله برمیگردد که وقتی به آنها فشار وارد شد اطلاعات مرتبط به ذخیرهسازی سدهای باطله و اینکه چه ریسکی دارد را منتشر کردند.
پیش از آنکه بیشتر درباره این اتفاق صحبت کنیم، کمی درباره تاریخچه معدنکاری مسئولانه هم توضیح دهید.
تاریخچه معدنکاری مسئولانه به حدود ۳۰ سال قبل برمیگردد؛ زمانی که شرکتها متوجه شدند که به دلیل چالشهایی مانند اعتراضات مردم بومی، مشکلات محیط زیستی و غیره، معدنکاری محبوبیتش را از دست داده است. معدنکاری در آمریکا بعد از دخانیات، بیست و چهارمین صنعت محبوب بود و این باعث شد شرکتها و سازمانهای معدنی به فکر بیفتند. در یکی از کنفرانسهای معدنی بانک جهانی، پیشنهادی با عنوان «مجوز اجتماعی عملیات» ارائه شد. این پیشنهاد داده شد که شرکتهای معدنی برای بازیابی اعتبارشان، رابطه نزدیکتری با ذینفعان داشته باشند و به نیازهای آنها توجه کنند و تلاش کنند تا اعتماد ذینفعان را جلب کنند. بعدها بحثهایی مثل مسئولیت اجتماعی شرکتی وارد شد و الزاماتی برای شرکتها گذاشتند که بر اساس آن باید گزارشهایی را در بحث اقتصادی و محیط زیستی و اجتماعی به مردم ارائه میکردند. بعدها سازمان ملل اهداف ۱۷ گانه توسعه پایدار را ارائه کرد و شرکتهای معدنی از آن اهداف الگو گرفتند. مثلا یکی از اهداف سازمان ملل از بین بردن فقر بود و شرکتهای معدنی میگفتند برای رسیدن به این هدف مالیات دادهایم و چه مقدار حقوق دادهاند و چقدر به اقتصاد محلی کمک کردهاند. سازمانی مانند شورای جهانی معدنکاری و فلزات که تقریبا 10 سال قبل تاسیس شد، توسط شرکتهای معدنی بزرگ ایجاد شد و هدفش هم بررسی چالشهای شرکتهای معدنی در حوزه توسعه پایدار بود. این سازمان ۱۰ اصل معدنکاری را نوشت و شرکتهای عضو خودش را ملزم به رعایت آن کرد. بحث جامعه محلی، احترام به تنوع زیستی و مواردی از این دست مطرح بود. شکلگیری همه این سازمانهای مختلف نشان از آن است که صنعت باید مسئولانهتر باشد و حالا که در چارچوب جهانی نگاه میکنیم میبینیم بورس تورنتو یا لندن برایشان مهم است که شرکتهایی که به آنها وارد میشوند گزارش عملکرد داشته باشند و اگر ارایه ندهند نمیتوانند در بورس حاضر شوند یا اگر حاضر شوند رشد خوبی ندارند.
در خاورمیانه، بیشتر کشورها مثل ایران قوانین خاصی برای معدنکاری مسئولانه ندارند. هرچند در کشوری چون ترکیه معدنکاری مسئولانه جدیتر است چون کشورهای خارجی در آن حضور دارند. همچنین در عربستان که شرکت «معادن» فعال است، تا حدی به این موضوعات پایبندند
نبود این بنیاد چقدر در بحث مسئولیت اجتماعی معادن اثرگذار خواهد بود؟
این موضوع را از دو جنبه میتوان بررسی کرد. یک جنبه این است که این بنیاد هدفش این بود که راهنمایی درست کند و وضعیت صنعت را بررسی کند و بر آن اساس واکنش داشته باشد و به صنعت بگوید که به کدام سمت برود. نبود چنین بنیادی میتواند این خلا را ایجاد کند که قرار است چه کسی صنعت را راهنمایی کند تا مسئولانهتر عمل کند. از بعد دیگر نبود راهنمای بنیاد و شاخص و چارچوب معدنکاری مسئولانه است. این گزارش بهصورت سالانه به روز میشد و تغییراتی بر آن اساس میدادند. بر این اساس نبود این بنیاد سبب میشود شرکتهای معدنی از نظر مسئولانه عمل کردن متناسب با تغییرات روز دنیا نباشند. سایر راهنماهای موجود، راهنماهایی بودند که از عمر بعضی از آنها بیست سال هم میگذشت. اما نوآوری بنیاد در این بود که سالانه بررسی و عمل میکرد و شماره جدیدی منتشر میکرد. بنابراین نبود این بنیاد میتواند کمبودی برای صنعت معدنکاری باشد. به این ترتیب، قطبنمایی که معادن را به سمت مسئولانه عمل کردن راهنمایی میکرد از بین رفته است.
برگردیم به بحث مسئولیت اجتماعی در ایران، معادن ایران تاکنون چندان وارد این حوزه نشدهاند و مشکلات معادن با جامعه مدنی همچنان پررنگ است. برای این ماجرا معادن در ایران چه کردهاند؟
بزرگترین شرکتهای معدنی ایران، به نوعی به دولت وابستهاند. این وابستگی باعث میشود از اعتراضات و قوانین موجود مبرا شوند. در دنیا اما شرکتهای معدنی بزرگ در کشورهای دیگر مهمان هستند و اگر در کشور خودشان باشند هم چون خصوصی هستند زیر ذرهبین قرار دارند و اگر اعتراضی رخ دهد باید پاسخگو باشند. اینکه شرکتهای معدنی در ایران زیر نظر دولت هستند باعث شده مصون باشند. شرکتهای بزرگی چون گلگهر، چادرملو، شرکت مس… برنامههای خیرانه مانند ساخت بیمارستان و مدرسه انجام میدهند اما نکتهای که وجود دارد این است که تمام این اقدامات بدون برنامه است. در حالی که مسئولیت اجتماعی معادن باید هدفمند و با مطالعه باشد. باید بررسی شده باشد که ذینفعان چه انتظاراتی دارند و شرکت چطور میتواند در راستای انتظارت عمل کند، البته باید حواسمان باشد که این انتظارات نباید به سمت باجگیری از سوی ذینفعان برود. شرکتهای معدنی از لحاظ محیط زیستی و اجتماعی تاثیرات زیادی دارند و باید با دقت به این موضوعات توجه کنند. اما در ایران این اتفاق نیفتاد. یکی دیگر از علتها این است که بحث توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی همه زیر بخش روابط عمومی قرار گرفته. روابط عمومیها وظایف زیادی دارند و این مورد هم بهصورت غیرشفاف زیرمجموعه کار آنها گنجانده شده و تخصصی هم وجود ندارد. در نتیجه مسئولیت اجتماعی نمیتواند به سرانجام خوشی در این شرکتها برسد. نکته دیگر این است که کشورهای میزبان راهنمایی را برای شرکتها تدوین میکنند و آنها را ملزم میکنند به رعایت آن ولی در ایران این موضوع وجود ندارد. تنها سازمانی که به فعالیت آنها نظارت دارد سازمان محیط زیست است که بسیاری از شرکتها معتقدند سازمان مغرضانه عمل میکند و این نشاندهنده آن است که هنوز شرکتها به اهمیت مسائل محیط زیستی واقف نیستند.
برای اینکه شرکتهای معدنی در ایران به سمت مسئولانه عمل کردن بروند، چه باید کرد؟
سازمانها باید الزاماتی را تهیه کنند و شرکتهای معدنی باید به آن الزامات توجه کنند. از طرفی شرکتهای معدنی و فولادی ایران برای آنکه بتوانند در جامعه جهانی فعالیت کنند به زودی نیاز دارند تا این اصول را رعایت کنند. بنابراین شرکتهایی که این استراتژی را دارند که در سالهای آینده وارد جامعه جهانی شوند، باید از الان خودشان را آماده کنند و این الزامات از سوی دولت یا سازمانهای متولی نظیر ایمیدرو باید هرچه زودتر تهیه شود.
در خاورمیانه، کدام کشورها معدنکاری مسئولانه را در نظر گرفته و انجام میدهند؟
پاسخ به این سوال سخت است چرا که در خاورمیانه، بیشتر کشورها مثل ایران قوانین خاصی برای این موضوع ندارند. هرچند در کشوری چون ترکیه معدنکاری مسئولانه جدیتر است چون کشورهای خارجی در آن حضور دارند. بسیاری از شرکتهای کانادایی در ترکیه معدن دارند و از آنجا که کشورهای مبدا برایشان الزامات توسعه پایدار تعریف کردهاند، آنها هم همین را در ترکیه عملی میکنند. در منطقه همچنین میتوان به عربستان هم اشاره کرد. شرکت «معادن» در عربستان و جامعه جهانی فعال است و آنها تا حدی به این اصول پایبندند.
شهرداری قزوین شبانه به جان درختان باغستان افتاد
تعطیلیها به ویژه تعطیلیهای طولانی زمان سوءاستفاده کنندگان برای ضربه به محیط زیست و میراثفرهنگی است. عموما تخریبها در چنین روزهایی انجام میگیرد. مثل تخریب توسط عوامل اجرایی پروژه کمربندی شهر قزوین که ساعت ۲ بامداد شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ انجام شد. درست زمانی که بسیاری از مردم شهرهای مختلف به مسافرت رفته بودند و عموما رسانهها نیز در موقعیت تعطیلی به سر میبردند. براساس گزارشی که ایسنا منتشر کرده حوالی ساعت ۲ بامداد شنبه ۱۴ خرداد؛ گروهی از عوامل اجرای پروژه کمربندی شهر با ادوات و دستگاه های شهرداری قزوین به باغستان سنتی این شهر (که ثبت ملی شده) حمله و چندین درخت سبز و بارور بادام و پسته کهنسال را قلع و قمع و نابود کردند که با دستور شبانه دادستان و اعتراض شدید استاندار قزوین این عملیات متوقف شد.
موفقیت در تکثیر لاکپشتهای پوزه عقابی در جنوب کشور
این روزها، گرد و غبار، این مهمان ناخوانده، نفس استانهای جنوبی و غربی را به شماره انداخته، آلودگیهای نفتی در اثر نشت لولههای فرسوده دریا را آلوده کرده، توله یوزپلنگهایی که «ایران» به دنیا آورد تلف شدند و شهادت محیطبانهایی که جان را در دست گرفته از این طبیعت نیمهجان حفاظت میکنند، همه حکایت از وضعیت وخیم محیط زیست کشور دارد.
شاید در هفتههای گذشته خبر تولد تولههای مادهیوزپلنگ توران، گونهای به شدت در معرض انقراض، و مرگ دو تولهاش در این بین بیشتر از همه توجه عموم مردم را به خود جلب کرد و در فضای رسانهای کشور بیش از پیش انتشار یافت. ولی چند سالی است جوجه لاکپشتهای پوزهعقابی که در معرض خطر انقراض هستند، مثل تکثیر یوزپلنگهای آسیایی، در استان بوشهر در اسارت تکثیر میشوند. این پروژه که «هچریسایت» نام دارد نه تنها چیزی از پروژه یوزپلنگ آسیایی کم ندارد بلکه به دست متخصصان ایرانی و با مشارکت جوامع محلی در حال انجام است و موفقیت بالای ۸۰ درصد دارد. لاکپشت پوزهعقابی از گونههای به شدت در معرض خطر انقراض در دنیاست چرا که عوامل طبیعی و عوامل انسانساخت سالانه باعث و بانی مرگ و میر این گونههای دریایی شده تا جایی که در گزارشهای بینالمللی درصد بقای آنها را کمتر از 10 درصد تخمین میزنند. در استان بوشهر هر سال در فصل زاد و ولد از اواخر زمستان تا اواسط تابستان اداره کل حفاظت محیط زیست استان بوشهر با احداث هچریسایتهای مصنوعی در سواحل پارک ملی دریایی نایبند، جزایر امالگرم و نخیلو و با استفاده از دانش بومی و مشارکت داوطلبانه جوامع محلی و حمایت شرکت مبین انرژی خلیج فارس اقدام به تکثیر مصنوعی لاکپشتها کرده و در کنار آن اقدامات حفاظتی از جمله منع ورود و مرور گردشگر در این مناطق، گشت و کنترل شبانهروزی در سایتهای تکثیر، نصب تابلوهای هشداردهنده و تابلوهای آموزشی، آموزش جوامع محلی و دانشآموزان، بهکارگیری مشارکت سایر دستگاههای متولی و سایر اقدامات مورد نیاز موفقیت چشمگیری در احیای این گونه به شدت در معرض خطر انقراض داشته است. توجه بیشتر به حفاظت مشارکتی و داوطلبانه جوامع محلی برای احیای گونههای در معرض خطر انقراض بسیار حیاتی است.
لزوم جلوگیری از القای بنبست در کشور
رهبر انقلاب در مراسم ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی که پس از دو سال بهصورت حضوری برگزار شد، درحالی با بیان توصیههایی مهم، مردم و فعالان انقلابی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را به جلوگیری از نفوذ رگههای ارتجاع و سبک زندگی غربی، و قدرشناسی از مسئولان انقلابی سفارش کردند که پیش از آغاز سخنرانی ایشان و بلافاصله پس از آغاز سخنرانی سیدحسن خمینی در قامت متولی آرامگاه امام خمینی و تولیت مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار ایشان، چند نفری با تحریک حاضران و سردادن شعار «مرگ بر ضد ولایتفقیه» همچون آنچه در مراسم سال ۸۹ رقم خورد، سعی کردند در سخنرانی یادگار امام اختلال ایجاد کنند و مانع از ادامه این سخنرانی شوند؛ اقدامی که البته با واکنش انتقادی رهبری مواجه شد و ایشان در انتهای سخنانشان تاکید کردند که با این رفتار مخالفند.
رهبر انقلاب صبح روز شنبه در اجتماع پرشور مردم در مرقد مطهر رهبر کبیر انقلاب به مناسبت سیوسومین سالگرد عروج آن عزیز سفر کرده، امام خمینی را «روح جمهوری اسلامی»، «شخصیتی حقیقتاً استثنایی» و «امامِ دیروز و امروز و فردای ملت ایران» خواندند و تأکید کردند: نسل جوان و هوشمند کنونی برای اداره آینده کشور و رساندن ملت به قلههای پر شکوه به نرمافزاری مطمئن، جامع، شتابدهنده وتحولآفرین یعنی درسها و گفتار و رفتار امام نیاز دارد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، ایشان همچنین با بیان توصیههایی مهم، مردم و فعالان انقلابی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی را به جلوگیری از هویتزدایی از انقلاب و تحریف امام، افشای دروغ و جنگ روانی دشمن، جلوگیری از نفوذ رگههای ارتجاع و سبک زندگی غربی، و قدرشناسی از مسئولان انقلابی سفارش کردند.
رهبر انقلاب در ادامه از دو توطئه و خواب آشفته دشمنان برای ملت ایران پرده برداشتند و گفتند: جزء اول این نقشه، امید بستن دشمنان به اعتراضات مردمی برای ضربهزدن به کشور است که از طریق کار روانی و فعالیت در فضایمجازی و با پول، مزدورپروری و انواع حیلهها به دنبال قرار دادن مردم در مقابل نظام اسلامی هستند.
رهبر انقلاب در این مراسم که بعد از دو سال به صورت حضوری برگزار شد، با اشاره به ابعاد همچنان ناشناخته شخصیت امام خمینی گفتند: با وجود حرفها و نوشتههای فراوان درباره آن حکیم هدایتگر، ناگفتهها درباره عظمت و قدرت شخصیتی و رهبری او بسیار است و نسل جوان که امام را بهدرستی نمیشناسد، برای ایفای مسئولیت ملی و انقلابی و برداشتن گام دوم انقلاب و اداره بهینه کشور، باید درسهای پیشبرنده و تعیینکننده مکتب امام را بیاموزد تا با اطمینان بهسوی آینده درخشان کشور گام بردارد. ایشان، «انقلاب اسلامی» را «بزرگترین انقلابِ تاریخ انقلابها» خواندند و با مقایسه روند دو انقلاب مشهور معاصر _یعنی انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب شوروی_ با انقلاب اسلامی گفتند: در این انقلابها معنویت مغفول بود و هر دو انقلاب بعد از مدتی کوتاه منحرف شدند و مردم را که باعث پیروزی آنها بودند به کنار زدند و عملاً به دوران گذشته برگشتند اما انقلاب اسلامی بعد از پیروزی هم با انتخابات پیدرپی، تکیه مستمر بر مردم و توجه همزمان به جنبههای مادی و معنوی انسان جلو رفته است که این واقعیات از جمله دلایل برجستهی برتری انقلاب اسلامی بر همه انقلابهای تاریخ، و نشاندهنده عظمت رهبری امام است. ایشان حضور ملت را عامل قطعی پیروزی انقلاب برشمردند اما گفتند: آن دستِ قدرتمند، شخصیتِ فولادین، دلِ مطمئن و زبانِ ذوالفقارگونه که توانست اقیانوس عظیم ملت را به میدان بکشاند و به تلاطم بیاورد و بدون یأس و ناامیدی در میدان نگهدارد و جهت حرکت را به آنها تعلیم دهد، امام بزرگوار و خمینی عظیم بود. حضرت آیتالله خامنهای در تشریح جلوههایی از رهبری پُر مغز و پُر معنای امام خمینی و قدرت نافذ ایشان در تعیین و تعلیم میدان مبارزه، به حوادث خطیر دوران نهضت و جمهوری اسلامی اشاره کردند و افزودند: امام در بیانیههای سال آخر حیاتشان و وصیتنامه خود، میدان مبارزه را حتی برای دوران بعد از خود نیز تعیین و مشخص کرده است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه امام (ره) از نظر خصوصیات شخصی به معنی واقعی کلمه ممتاز بود، به بیان برخی ویژگیهای ایشان پرداختند و گفتند: «پاکی و پرهیزگاری»، «معنویت و حالات عرفانی»، «شجاعت»، «حکمت و عقلانیت»، «محاسبهگری»، «امید به آینده»، «صداقت»، «وقتشناسی و نظم»، «توکل و اطمینان به وعده الهی» و «اهل مبارزه بودن» از جمله خصوصیات بارز امام راحل بود. حضرت آیتالله خامنهای بعد از بیان برخی ویژگیهای ممتاز امام، به تبیین مبانی و اصول مکتب امام پرداختند و افزودند: زیربنای مکتب امام چه در دوران مبارزه و چه در دوران انقلاب «قیام لله» بود و این زیربنا مبنای قرآنی داشت. ایشان هدف قیام برای خدا در همه مراحل را «اقامه حق»، «اقامه عدل و قسط» و «ترویج معنویت» برشمردند و خاطرنشان کردند: امام یک مبارز واقعی بود و در میدان قیاملله حضور دائمی داشت.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: حرکت امام در دوران مبارزه چند نقطه برجسته داشت که عبارتند از نترسیدن، صراحت با مردم، اعتماد به مردم، قدردان مجاهدت مردم بودن و دمیدن امید به دلها. حضرت آیتالله خامنهای سپس به بیان نکات برجسته حرکت امام در دوران ایجاد جمهوری اسلامی پرداختند و خاطرنشان کردند: مهمترین دغدغه و نقشهراه امام در این دوران، فاصلهگذاری میان طرح «جمهوری اسلامی» با «فرهنگ و قاموس غربی» بود. بر همین اساس امام اصرار داشت که جمهوری اسلامی وام گرفته از «جمهوری» و «مردمسالاری» غربی نیست؛ بلکه برگرفته از اصل اسلام است.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از ویژگیهای بارز الگوی جدید امام را، هماهنگسازی دوگانههای بهظاهر متناقض دانستند و گفتند: در الگو و نظام سیاسی جدیدی که امام ارائه کرد، «هم معنویت است، هم رأی مردم»، «هم اجرای احکام الهی است، هم رعایت اقتضائات و مصلحتهای عمومی»، «هم اصرار بر عدالت اقتصادی و رعایت حال ضعفا است، هم اصرار بر تولید ثروت»، «هم نفی ظلم است، هم نفی ظلمپذیری»، «هم تقویت علم و اقتصاد است، هم تقویت بنیه دفاعی کشور»، «هم انسجام و وحدت ملی است، هم پذیرفتن تنوع آرا و گرایشهای مختلف سیاسی»، «هم تأکید بر تقوا و طهارت مسئولان است هم تأکید بر کارشناسی و کاربلدی مسئولان». حضرت آیتالله خامنهای سپس سؤال مهمی را مطرح کردند و گفتند: این مکتب و الگویی که امام طراحی و پایهگذاری کردند تا چه میزان در زمان امام و بعد از ایشان تحقق پیدا کرده است؟ ایشان افزودند: پاسخ من با اطلاع از حقایق کشور این است که «جمهوری اسلامی در همه سرفصلها همچون مردمسالاری، پیشرفتهای علمی، امور دیپلماسی، اقتصادی و خدمات عمومی موفقیتهای بزرگی بهدست آورده که انکار آنها بیانصافی است. البته ناکامیها نیز کم نبوده است؛ یعنی هم پیشرفت داشتیم و هم ضعف و ناکامی.
رهبر انقلاب اسلامی در بیان علت ضعفها و ناکامیها افزودند: برای یافتن علت، امام ما را راهنمایی کرده و میگویند «کارنامه شما در گرو تلاش و مجاهدت است»، یعنی هر جا ملت و مسئولان با اراده قوی وارد میدان شوند، آنجا عرصه پیشرفتها است و هر جا سستی در ارادهها بهوجود آید، موجب عقبماندگی میشود. حضرت آیتالله خامنهای خاطرنشان کردند، البته نقش جبهه گسترده دشمنان از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروز نیز نباید نادیده گرفته شود. ایشان افزودند: این دشمنی را جمهوری اسلامی بهوجود نیاورد؛ بلکه چون ذات جمهوری اسلامی، مخالف ظلم و استکبار و منکرات و موافق معنویت است، طبیعتاً ظالمان و مستکبران و عاملان به منکر و مخالفان معنویت با آن دشمنی میکنند.
حضرت آیتالله خامنهای یکی از ویژگیهای بارز الگوی جدید امام را، هماهنگسازی دوگانههای بهظاهر متناقض دانستند و گفتند: در الگو و نظام سیاسی جدیدی که امام ارائه کرد، «هم معنویت است، هم رأی مردم»، «هم اجرای احکام الهی است، هم رعایت اقتضائات و مصلحتهای عمومی»، «هم اصرار بر عدالت اقتصادی و رعایت حال ضعفا است، هم اصرار بر تولید ثروت»، «هم نفی ظلم است، هم نفی ظلمپذیری»، «هم تقویت علم و اقتصاد است، هم تقویت بنیه دفاعی کشور»، «هم انسجام و وحدت ملی است، هم پذیرفتن تنوع آرا و گرایشهای مختلف سیاسی»، «هم تأکید بر تقوا و طهارت مسئولان است هم تأکید بر کارشناسی و کاربلدی مسئولان»
رهبر انقلاب یکی دیگر از عوامل دشمنی با جمهوری اسلامی را فاصلهگذاری جدی امام با غربیها دانستند و گفتند: حمایت از فلسطین و دادن سفارت رژیم غاصب به ملت فلسطین، انتقاد از ریاکاریها و جنایتهای کشورهای اروپایی و امریکا نمونههای مهمی از فاصلهگذاری امام میان تمدن و تفکر و نظام اسلامی با تمدن و تفکر غربی است. رهبر انقلاب همچنین امتیاز بزرگ امام را آشنا کردن مردم با مفهوم مقاومت و تزریق روح ایستادگی در ملت خواندند و گفتند: به برکت امام امروز ملت ایران ملتی کاملاً مقاوم و مستحکم است و مقاومت به یکی از واژههای برجسته در ادبیات سیاسی دنیا تبدیل شده است. حضرت آیتالله خامنهای در ادامه از دو توطئه و خواب آشفته دشمنان برای ملت ایران پرده برداشتند و گفتند: جزء اول این نقشه، امید بستن دشمنان به اعتراضات مردمی برای ضربه زدن به کشور است که از طریق کار روانی و فعالیت در فضای مجازی و با پول، مزدور پروری و انواع حیلهها به دنبال قرار دادن مردم در مقابل نظام اسلامی هستند. ایشان جزء دوم از این توطئه را القاء محاسبات غلط درباره رو به سقوط بودن جمهوری اسلامی دانستند و افزودند: بدخواهان، ابتدای انقلاب میگفتند شش ماه دیگر انقلاب سقوط خواهد کرد و بعد که محاسبه آنها غلط از آب درمیآمد وعده شش ماه دیگر را میدادند در حالیکه امروز بیش از هشتاد، شش ماه از انقلاب گذشته و آن نهال باریک به درختی تناور و مقتدر تبدیل شده است، و محاسبات امروز آنها نیز همچون گذشته کاملاً غلط است.
رهبر انقلاب تاکید کردند: در جمهوری اسلامی، عاملِ مردم عامل بسیار مهمی است و دشمنان نخواهند توانست ملت را در مقابل نظام اسلامی قرار دهند. ایشان در تحلیل علت محاسبات پیدرپی غلط دشمنان ایران، به نقش تعدادی از مشاوران ایرانیِ خائن در شکل دادن به این محاسبات اشاره کردند و گفتند: این مشاوران خیانتکار نهتنها به کشور خود، بلکه حتی به آمریکاییها هم خیانت میکنند؛ چراکه با این مشورتهای غلط موجب شکست خوردن آنها میشوند.
«رویگردان شدن مردم ایران از دین و روحانیت و نظام اسلامی» نمونهای از مشورتها و محاسبات غلطی بود که حضرت آیتالله خامنهای به آن اشاره و خاطرنشان کردند: علاوه بر بیان این حرفها از جانب آمریکاییها که تحت تأثیر مشاوران ناآگاه و خائن است، معدود افراد سادهلوحی نیز در داخل کشور این سخنان غلط را در رسانهها بیان میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه امروز گرایش مردم به دین و انقلاب یقیناً بیش از ابتدای انقلاب است، به نمونههایی برجسته از حضور شکوهمند مردم در تجلیل از مقاومت و روحانیت اشاره کردند و گفتند: تشییع میلیونیِ بدنِ قطعهقطعه شهید سلیمانی و بزرگداشت آن مرد انقلابی، مبارز و مجاهد، و تشییع جنازه و ابراز احساسات مردم به درگذشت مراجع و فقهای عالیقدری همچون آیتالله صافیگلپایگانی و آیتالله بهجت با گرامیداشت هیچ شخصیت سیاسی و هنری دیگر در کشور قابلمقایسه نیست و نشاندهنده اعتقاد مردم به روحانیت، دین، جهاد و مقاومت است.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مشتاقانه جوانان در مراکز اعتکاف و اجتماعات عظیم معنوی و همچنین راهپیماییهای با شکوه ۲۲ بهمن و روز قدس را نشانههای دیگری از وفاداری ملت به به راه امام بزرگوار دانستند و افزودند: نمونه دیگری از ارادت دینی مردم، اظهار شوق و ارادت آحاد مردم از پیر و جوان و کودک در سراسر کشور به ساحت حضرت ولیعصر(عج) در قالب سرودی است که این روزها پخش شده است. حضرت آیتالله خامنهای در بخش پایانی سخنانشان هفت توصیه مهم خطاب به فعالان عرصههای انقلابی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بیان کردند.
رهبر انقلاب در توصیه اول به جوانان هوشمند و فرزانه تأکید کردند: نگذارید دشمن و ضدانقلاب از انقلاب شما هویتزدایی و حقیقت آن را وارونهنمایی کند. ایشان با توصیه به اینکه «نگذارید یاد امام که روح انقلاب است در جامعه کمرنگ شود و امام را تحریف کنند»، توصیه سوم خود را به «جلوگیری از نفوذ ارتجاع» اختصاص دادند و گفتند: ارتجاع به معنی بازگشت به سیاست و سبک زندگی غربی است و نباید گذاشت با نفوذ سبک زندگی غربی که در دوران فاسد پهلوی موجود بود، کشور به سمت ارتجاع برود. ایشان در توصیه چهارم بر «افشای دروغ و فریب و جنگ روانی دشمن» تأکید و با اشاره به نمونهای تازه از این جنگ روانی خاطرنشان کردند: چندی قبل دولت یونان با دستور آمریکاییها نفت کشورمان را دزدید اما وقتی دلاورانِ از جانگذشتهی جمهوری اسلامی، کشتی نفتی دشمن را ضبط کردند، در تبلیغات فراگیر خود ایران را به دزدی متهم کردند، در حالیکه آنها بودند که نفت ما را دزدید و پس گرفتن مال دزدی، دزدی نیست. حضرت آیتالله خامنهای با توصیه به «استفاده از سرمایه ایمان مردم برای تولید عمل صالح»، توصیه ششم خود را به «جلوگیری از القاء بنبست در کشور» اختصاص دادند و گفتند: در فضای مجازی عدهای یا از روی غفلت و یا بخاطر پول، کارشان القاء به بنبست رسیدن کشور است البته در زمان امام هم عدهای در روزنامهها نوشتند کشور به بنبست رسیده است که امام فرمودند این شما هستید که به بنبست رسیدهاید نه جمهوری اسلامی. ایشان در توصیه آخر، «وظیفه قدرشناسی از مسئولان انقلابی» را یادآور شدند و خاطرنشان کردند: امام بزرگوار همچنانکه به مجریان نهیب میزدند در مواردی نیز صریحاً از آنها قدردانی میکردند، بنابراین امروز که دشمن در صدد تخریب مسئولان انقلابی است، وظیفه سنگین قدرشناسی باید ادا شود. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به جلوههایی از فعالیتهای ارزشمند مسئولان در روزهای اخیر، گفتند: چند شبانهروز حضور مستقیم یک وزیر در آبادان و ملاقات رئیسجمهور و معاون او با آسیبدیدگان حادثه و آرامش دادن به آنها، نمونههایی با ارزش و درخور قدرشناسی است؛ البته باید عاملان خرابکاریها در قضیه آبادان و در قضایای دیگر نیز مجازات شوند.
رهبر انقلاب در پایان با اشاره به برخی حواشی در زمان سخنرانی حجتالاسلام سیدحسن خمینی تأکید کردند: شنیدم در زمان سخنرانی جناب آقای حاج سیدحسن خمینی، کسانی سر و صدا کردند. همه بدانند که من با این کارها و سر و صداها مخالف هستم. در ابتدای این مراسم، حجتالاسلام سیدحسن خمینی در سخنانی، امام بزرگوار را منادی استقلال و عزت ملت ایران خواند و گفت: امام یک حقیقت ناب و روح مطهر و نماد و مظهر آرمانهای درخشان اسلامی و مردمی بود.
درخواست سازمان ملل برای آزادی فعالان محیطزیستی
سفیر صلح سازمان ملل در نامهای سرگشاده خواستار آزادی فعالان محیط زیستی بازداشتی شد. به گزارش ایسنا، جین گودال، دانشمند و سفیر صلح سازمان ملل متحد در حفاظت از طبیعت و حیاتوحش، در روز جهانی محیطزیست با انتشار این نامه همچنین خواستار خواستار رفع تحریمها علیه ایران برای حفاظت از پلنگ ایرانی شد. در این نامه اظهار امیدواری شده که جامعه جهانی برای حفاظت از گونههای در معرض خطر انقراض باید فراتر از شرایط سیاسی عمل کند و تحریمهای اقتصادی ایران را لغوکند تا موانع همکاری بینالمللی حفاظت و توسعه برداشته شود. گودال در ادامه این نامه ابراز امیدواری کرده که جامعه جهانی متوجه ضرورت حفاظت از پلنگ ایرانی باشد. مشارکت مستمر از طریق حمایت فنی و مالی مانند افغانستان به منظور اطمینان از شرایط پایدار حفاظت از دیگر موارد این نامه است. در این نامه که تاکنون به امضای فعالان محیط زیست و حیات وحش از ۱۴ کشور جهان از جمله ایران، ترکیه، روسیه، عراق، ارمنستان، گرجستان، افغانستان، ازبکستان، قزاقستان، آلمان، هلند، مکزیک، کانادا و ایالات متحده رسیده، همچنین مطالبه آزادی چند تن از فعالان محیطزیست که (با اتهامات امنیتی) در زندان هستند، مطرح شده است. یک روز پیش از این نیز اینگر آندرسن، مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، در حساب کاربری خود در توییتر، خواستار آزادی، نیلوفر بیانی و دیگر فعالان محیط زیست زندانی شد و نوشت: «ما فقط یک کره زمین داریم. روا نیست کسانی که در راستای حفاظت از زمین فعالیت میکنند، تحت تعقیب قرار گیرند.»
سیدمحمود دعایی درگذشت. حوالی بعدازظهر نیمه خردادماه 1401 بود که خبرگزاریها و دیگر منابع خبری یکی پس از دیگری از درگذشت این «سیاستمدار خوشنام» و «روزنامهنگار و فعال رسانهای دوستداشتی و محبوب» خبر دادند. خبری که احتمالا بسیاری از مخاطبانش را همین که از آن باخبر شدند، به یاد خاطرات و تصاویری انداخت که یا به مراسم وداع با پیکر و ترحیم اهالی فرهنگ و هنر و ادب مربوط بود یا به روزگار حضور بنیانگذار جمهوری اسلامی در دهکده نوفلشاتوی فرانسه. تصاویری که هر سال، در همین روزهای میانی خردادماه از بنیانگذار جمهوری اسلامی روی آنتن شبکههای صداوسیما میرود، بهخصوص آنچه در تمامی این سالها، از آن روزگار خوشِ فجر انقلاب در تصاویر ویدئویی زندگی امام (ره) در نوفلشاتو در ذهنمان مانده، کنار هزار و یک علت و نکتهای که همچنان میتوانند بهلحاظ تاریخی یا جهانی دیگر دیدنی و تاملبرانگیز باشند، حضور جوانان پر شر و شوری که برخی معمم و بعضی مکلا، اینسو و آنسو میدوند تا مبادا کار انقلاب زمین نمانند، از آن جنبههای جذاب این تصاویر مستند و تاریخی است. جوانانی که اگرچه اغلب ناآشنا و ناشناسند اما هستند کسانی در میانشان که در سالهای بعد و پس از پیروزی انقلاب، در حکومت جدید به سمتهایی مهم و کرسیهای موثر در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای نظام جمهوری اسلامی رسیدند و در این دههها در هزاران عکس و فیلم مستند تاریخی-سیاسی دیگر نیز دیده میشوند. در این میان دو طلبه جوان لاغر اندام و پرجنب و جوش هم هستند که با عمامههای سیاهشان در بسیاری از آن تصاویر، کنار دست امام (ره) دیده میشوند. جوانانی که یکی در سالهای بعد به ریاستجمهوری ایران رسید و آن، دیگری اگرچه چندصباحی را در قامت سفیر جمهوری اسلامی در بغداد گذراند و حتی با روی کار آمدن مجلس ششم، مدتی را با ردای نمایندگی مجلس خدمت کرد اما تا میشد از درگیری با عالم سیاست دور ماند و به عشق و علاقهاش مشغول شد و به کار مطبوعات و روزنامهنگاری و اصولاً حشر و نشر با اهل فرهنگ و ادب و هنر پرداخت؛ صحبت از سیدمحمود دعایی است. سرپرست موسسه اطلاعات و روحانی اهل فرهنگی که روز گذشته، در پنجاهونهمین سالگرد قیام پانزده خرداد و یک روز پس از برگزاری سیوسومین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، جان به جانآفرین تسلیم کرد. دعایی که نهفقط آن مدت کوتاه حضور امام در نوفللوشاتو، بلکه از سالیان قبل، همچون مرید و شاگردی راستین، همراه امام (ره) بود، پس از پیروزی انقلاب، دو سالی را حدفاصل سالهای 57 تا 59 دوباره در عراق گذراند و اینبار اما دیگر مسئولیتش، مراقبت از شخص امام و رسیدگی امور بیت امام نبود؛ بلکه وظیفه داشت بهنمایندگی از دولت جمهوری اسلامی، مراقب احوالات ایرانیانی باشد که بههردلیل و به هر شکل، کارشان به عراق و راهشان به بغداد و نجف و کربلا میافتاد. او البته از جمله اعضای مجمع روحانیون مبارز نیز بود اما جز همان دو سالی که درگیر کار سفارت جمهوری اسلامی در بغداد بود و 4 سالی که در «خانه ملت» از تهرانیها نمایندگی میکرد، از سیاست و جهانش دور بود. او که پیش از پیروزی انقلاب بارها به کشورهای مختلف سفر کرد و همهجا از لبنان و عربستان و سوریه و اردن گرفته تا افغانستان و پاکستان درگیر کار و فعالیت سیاسی بود، بلافاصله پس از بازگشت از عراق و تحویل مسئولیت و اتمام ماموریت سفارت، به موسسه اطلاعات رفت و از همان سال 59 تا همین دیروز سرپرست این قدیمیترین روزنامه کشور بود. او را بجز موسسه مطبوعات، البته بارها در مراسم ختم چهرههای فرهنگی و اهالی ادب و هنر پیشکسوت دیدهایم؛ زمانی که چون یک روحانی و در ردای مردان دین، بر پیکر آنان نماز میخواند و همچون دوست و رفیقی صمیمی و دلسوخته برایشان اشک میریخت. پیرمردِ مهربان موسسه اطلاعات و روحانی خوشنامی که شبیه به مردم، صاف و ساده بود و از جنس اهالی فرهنگ، فرهیخته و حامی گفتوگو و مدارا. روحش شاد.
باقی ماندن جسد ۱۵۰ کارگر در آوار کذب است
مدیرعامل جمعیت هلال احمر خوزستان گفت: اخبار مربوط به باقی ماندن ۱۵۰ جسد از کارگران متروپل در طبقه منفی صحت ندارد.
وحید شعبانی در گفتوگو با «پیام ما» توضیح داد: چادرهای تیمهای سحر (ساماندهی حمایتهای روحی و روانی در سوانح) با حضور مشاوران و روانشناسان هلال احمر در کوچه مجاور ضلع شرقی متروپل برپا هستند.
این چادرها محل رجوع خانوادههای داغدار و آشنایان مفقودین است که در این مراجعات فهرستی از اسامی مفقودین تهیه شده است و در اختیار مدیران بحران قرار گرفت است.
او افزود: تا شامگاه پنجشنبه ۱۲ خرداد اجساد اغلب مفقودین این لیست از آوار خارج شده است. بنابراین با گذشت ۱۱ روز از سانحه و عدم مراجعه خانوادههای دیگر، احتمال افزایش فهرست مفقودین زیاد نیست.
وحید شعبانی ادامه داد: آواربرداری در بخش شرقی و جنوبی پیشرفت زیادی داشته است.
همچنین مشاهدات خبرنگار «پیام ما» نشان میدهد دست کم ۱۰ نفر از کارگران هنوز زیر آوار متروپل هستند.
پیام ما | در حالی که رئیسجمهوری دیروز پیگیری اقدامات سازمان حفاظت محیطزیست برای حل مشکل آلایندهها و معضل گرد و غبار را تا حصول نتیجه مطلوب، ضروری خواند و وزیر امور خارجه در نشستی با معاونان و کارشناسان حقوقی این وزارتخانه به بحث و گفتوگو برای یافتن راهکارهای برونرفت از این بحران پرداخت، رئیس سازمان محیط زیست تاکید کرد که در روزهای گذشته با مقامهای دو کشور عراق و سوریه در این رابطه گفتوگو کرده و امیدوار است که ظرف یک ماه آینده تفاهمنامهای را با عراقیها به امضا برساند.
نخستین روزهای همین خردادماهی که حالا آرام به نیمهاش نزدیک میشویم، روزهایی بود که کنار هزار و یک مصیبت و گرفتاری معیشتی و غیر معیشتی، آسمان هم انگار با این خاک سر ناسازگاری گذاشته بود. از همان روزها و بلکه ساعات نخست خردادماه 1401، وقتی بار دیگر تودهای از «گرد و غبار» از آنسوی مرزهای غرب و جنوب غرب کشور وارد شد و به سرعت باد آسمان را از اینسوی مملکت تا آنسو تیره کرد، زندگی از آنچه بود، دشوارتر شد. روزگاری که کنار درد و مصیبت معیشت و غم و اندوه هزار و یک قصور و ندانمکاری، نفس کشیدن هم دشوارتر از همیشه بود و تلختر و سختتر آنکه چارهای هم نبود، مگر آنکه باد، همانطور که آسمان را به سیاهی این توده عظیم گرد و غبار آلوده بود، باز بوزد و آسمان را از این سیاهی، بیالاید. اتفاقی که خوشبختانه افتاد و حالا حال و هوای مملکت از آنچه از روزهای نخست خردادماه 1401 در خاطرمان مانده، متفاوت است.
رئیس سازمان حفاظت از محیطزیست از دیدار وزیران نیرو و جهاد کشاورزی و نهادهای مسئول بحث گرد و غبار دو کشور ایران و سوریه در آینده نزدیک خبر داد و پیشبینی کرد با اقداماتی که طی روزهای آینده انجام میشود و سفرهایی که او به مقصد دیگر کشورهای منطقه در برنامه کاری خود در نظر دارد، زمینهساز دستیابی به تفاهمی مطلوب در 21 تیرماه شود
آنچه البته در آن هیچ تردیدی نیست، این است که نمیتوان چنین معضلی را که به این سادگی زندگی میلیونها ایرانی را مختل میکند، به دست باد سپرد و البته جای خرسندی است که دولت در شرایطی که سخت درگیر تلاطم و دشواریهای پس از حذف ارز ترجیحی است و همزمان تحت فشار تحریمهایی که هنوز پس از نزدیک به یک سال، راهی برای خلاصی از آنها نیافته، دستکم برای حل معضل «گرد و غبار» چند قدمی بر زمین محکم کرده و پیش میرود. دولتی که شاید بیراه نباشد اگر بگوییم دیروز را بیش از موضوع و بحثی، بر همین معضل محیط زیستی تمرکز کرد. آنجا که رئیس دولت در نشست هفتگی هیات دولت و در جمع وزیران و معاونانش بر «ضرورت پیگیری اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست برای حل مشکل آلایندهها و معضل گرد و غبار تا حصول نتیجه مطلوب» تاکید کرد، آنهم در حالی که سخنگوی دولت که در یک نشست خبری به پرسشهای اصحاب رسانه پاسخ میگفت، در بخشی از سخنانش، به همین «رایزنیهای رئیس سازمان محیط زیست برای حل مشکل گرد و غبار با مقامهای کشورهای همسایه» پرداخت. حال آنکه وزیر امور خارجه این دولت که در نشستی با مدیران و کارشناسان ارشد معاونت حقوقی و بینالمللی این وزارتخانه حاضر شده بود، در بخش عمده این نشست به بحث و گفتوگو درباره چند موضوع از جمله «موضوعات مربوط به مهار پدیده گردوغبار و مشکلات محیط زیستی» مشغول بود. دولتی که حالا از قبل آنچه در این ماهها با تعبیر «حاکمیت یکدست» در ادبیات سیاسیمان میشناسیم، مجلسی همسو و همراه را نیز کنار خود میبیند و همین همراهی، هیچ فایدهای که نداشته باشد، دستکم باعث شده حال که دولت بر حل معضل «گرد و غبار» تمرکز کرده، مجلس و نمایندگانش را نیز کنار خود ببیند. نمایندگانی همچون فداحسین مالکی که در قامت یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، از لزوم استفاده از «ظرفیت دیپلماسی پارلمانی برای مقابله با گرد و غبار» گفته و تاکید دارد که دیپلماسی پارلمانی برای مقابله با این معضل محیط زیستی، بسیار موثر است و به همین دلیل نیز باید، فعالتر شده و از این ظرفیت استفاده کرد. این نماینده مجلس که از جمله اعضای مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان در مجلس یازدهم نیز هست، با تاکید بر اینکه «موضوع گرد و غبار بهخصوص استانهای مرزی به چالشی جدی تبدیل شده که باید برایش فکر اساسی کرد»، گفته است: «همانطور که رئیسجمهوری تاکید داشت باید موضوع گرد و غبار را از طریق دستگاه دیپلماسی دنبال کنیم؛ بهخصوص اینکه گرد و غبار از طریق عراق و ترکیه وارد استانهای همجوار شده و حتی به مراکز استانها هم رسیدهاند.» فداحسین مالکی که ابراز امیدواری کرده دستگاه دیپلماسی به این مسئله جدیتر ورود کند، از تمرکز ویژه مجلس بر این موضوع گفته و اضافه کرده است: «از آنجا که دیپلماسی پارلمانی هم در این باره اثرگذار بوده، باید تیمهایی از مجلس در قالب فراکسیونها و کمیسیونها و حتی انجمنهای دوستی پارلمانی به کشورهای عراق، ترکیه، آذربایجان، افغانستان و حتی پاکستان سفر کنند تا موضوع با جدیت مورد پیگیری قرار گیرد.»
رئیس دولت سیزدهم در جریان نشست هفتگی هیات دولت گفت: «پیگیری اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست برای حل مشکل آلایندهها و معضل گرد و غبار تا حصول نتیجه مطلوب ضروری است.»
اینها همه اما بهخصوص آنگاه حائز اهمیت هستند که بدانیم نهاد متولی محیط زیست در بدنه دولت در این مدت چه اقدامی را برای مهار گرد و غبار و یافتن راهحل ریشهای این معضل به انجام رسانده است. موضوعی که باز روز گذشته و در حاشیه برگزاری نشست هفتگی هیات دولت و مشخصاً در گوشهای از حیاط پاستور به آن اشاره شد. وقتی علی سلاجقه در قامت رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست در جمع خبرنگاران حاضر در پاستور حاضر شد و به خبرنگاران از عقد تفاهمنامهای میان ایران و عراق در این رابطه خبر داد که قرار است روز 21 تیرماه به امضای طرفین برسد. او که اخیراً در سفر به کشورهای منطقه، با روسای سازمانهای محیط زیست عراق و سوریه در این زمینه به مذاکره نشسته، با تاکید بر اینکه سفرهایش به کشورهای اصلی منشا گرد و غبار بوده، گفته است: «در کشور عراق نشست بسیار مفصلی با وزیر امور خارجه، وزیر کشور، وزیر کشاورزی، وزیر منابع آبی، وزیر محیط زیست و نهایتا نخستوزیر این کشور داشتیم که همه به اتفاق نسبتبه ابتکار منطقهای جمهوری اسلامی که بتوانیم یک همسویی و همگرایی ایجاد کنیم، نظر واحد داشتند.» سلاجقه که از موافقت طرفین جهت امضای تفاهمنامهای در این رابطه در روز 21 تیرماه خبر داده، همچنین گفته است: «مقرر شد جلسات کارشناسی برای مباحث عملیاتی برگزار شود.» رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست همچنین با اشاره به سفر دیگرش به کشور سوریه، گفته است: «در کشور سوریه خوشبختانه تفاهمنامهای امضا شد که برنامه بسیار خوب و روبهجلویی بود و یک پایلوت اجرایی برای آن در شهر دیرالزور در نظر گرفته شد.»
او همچنین از دیدار وزیران نیرو و جهاد کشاورزی و نهادهای مسئول بحث گرد و غبار دو کشور ایران و سوریه در آینده نزدیک خبر داده و پیشبینی کرده با اقداماتی که طی روزهای آینده انجام می@شود و سفرهایی که او به مقصد دیگر کشورهای منطقه در برنامه کاری خود در نظر دارد، زمینه برای دستیابی به تفاهمی مطلوب در 21 تیرماه فراهم شود. نکتهای که از قضا علی بهادریجهرمی نیز در جریان نشست خبری سخنگوی دولت به آن اشاره کرده و گفته است: «توافقهای بسیار خوبی با وزیران دو کشور عراق و سوریه صورت گرفته و مذاکرات دیگری هم در سایر وزارتخانههای دو کشور در حال انجام است.»
این در حالی است که ابراهیم رئیسی نیز در جریان نشست هفتگی هیات دولت گفته است: «پیگیری اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست برای حل مشکل آلایندهها و معضل گرد و غبار تا حصول نتیجه مطلوب ضروری است.» رئیس دولت سیزدهم که در بخش دیگری از سخنان خود با تسلیت شهادت دو محیطبان در استان فارس در درگیری با شکارچیان غیرمجاز، برای محیطبان دیگر که در این حادثه مجروح شده، آرزوی بهبودی کرده است، همچنین بر لزوم حمایت قاطع از محیطبانان که مقابل متعرضان به قانون و حقوق عمومی میایستند، تأکید کرده است؛ نشانهای دیگر از توجه دولت به محیط زیست و مباحث و مسائل زیست محیطی.
واکاوی دلایل افزایش جهانی قیمت غذا
| پیام ما | رویداد «بیتاک» دوازدهم با حضور متخصصان حوزههای مختلف و علاقهمندان به روندها و مفهوم آینده با تمرکز بر مسئله غذا برگزار شد. در این رویداد آرمین منتظری، روزنامهنگار، مترجم و گوینده پادکست پریسکوپ با تمرکز بر تاثیر جنگ روسیه و اوکراین بر صنعت و بازار جهانی غذا و چالشهایی که در چند سال آینده جهان در اینباره با آنها درگیر میشود درباره سازوکارها، فرایندها، چالشها و راهکارهای احتمالی رویارویی با این ابرچالش صحبت کرد. «بیتاک» رویدادی است درباره آینده و تغییرات آنکه هر دو هفته یکبار برگزار میشود و در آن متخصصان، پژوهشگران و فعالان کسبوکاری حوزههای مختلف درباره روندها و تحولات نوآوریها و فناوریهای آینده صحبت میکنند. در ادامه خلاصهای از ارائه بیتاک دوازدهم با عنوان « چرا غذا گران میشود؟» میخوانید.
موضوعی که میخواهیم در مورد آن صحبت کنیم موضوعی بینالمللی و جهانی است. اتفاقات اخیر در ایران مانند آزادسازی قیمت آرد و گران شدن بعضی از اقلام غذایی هم بیارتباط به این مسئله نیست. بخشی از این ارتباط هم به تحریمها مربوط میشود؛ این که ایران از منابع مالی لازم برای عبور از این بحران برخوردار نیست. به همین دلیل ایران نسبت به کشورهای دیگر در این مورد سریع عمل کرده و اقدامات حداکثری را انجام داده است.
بحث امنیت غذایی بحث جدیدی نیست. این مسئله از اواخر سال 2019 مطرح شد. سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد در سال 2020 گزارشی منتشر کرد و هشدار داد که در دو سه سال آینده، جهان با کمبود غذا، افزایش قیمت مواد غذایی و کاهش سطح تولید اقلام کشاورزی مواجه میشود.
البته دلایل این مسئله همچون زنجیرهای به هم متصل هستند. میتوان گفت در جهان امروز عملکرد هر کشور بر کشورهای دیگر هم تاثیرگذار است. از این رو هر کشوری میتواند در نظم حاکم بر جهان اخلال ایجاد کند. جهان کنونی از حالت تکبعدی بیرون آمده و هر کشور یکی از بازیگران عرصه بینالمللی است.
موضوع کود شیمیایی هم نگرانی مهمی است. بازار کود شیمیایی به ویژه کود پرکاربرد نیترات دچار افزایش قیمت بسیار زیادی شده است. البته کشورهایی که قبلا کود نیترات خود را تهیه کردند یک مقدار خیالشان راحت است. تحریمهای جدید به تولید کودهای شیمیایی که از طریق بلاروس انجام میشد ضربه زده است
به سال 2020 برمیگردیم یعنی زمانی که فائو در مورد احتمال به خطر افتادن امنیت غذایی در دنیا هشدار داد. در نوامبر سال 2020 شاخص قیمت فائو نسبت به ماه قبل 9/3 درصد و نسبت به مدت مشابه سال قبلش 5/6 درصد افزایش پیدا کرد. این گزارش نشان میداد که این افزایش قیمت، بیشترین افزایش قیمت ماهانه از ژوئن سال 2012 و بالاترین افزایش شاخص از دسامبر سال 2014 بوده است.
برای درک بهتر این مسئله به وضعیت کشاورزی جهان در طول سالهای گذشته نگاهی میکنیم. طی 20 سال گذشته، کشاورزی جهان با سه پدیده یا سه عامل اثرگذار روبهرو شده که این عوامل ما را به نقطه کنونی رساندهاند. عواملی مانند:
خشکسالی: خشکسالی دنیا از سال 2000 شروع شد. روند خشکسالی در بخش بزرگی از آمریکای لاتین، آفریقا، خاورمیانه و کشورهایی مثل اتیوپی، کنیا، عربستان، اریتره، سودان و یمن شروع شده است. با کم شدن منابع آبی، آفات هم زیاد میشوند.
عوامل خردتر مانند شیوع آنفولانزای پرندگان در هند، اپیدمی تب خوکی آفریقایی در چین، تصمیم روسیه در دسامبر سال 2020 برای تثبیت قیمت مواد غذایی خود با اعمال سهمیه و وضع تعرفههای صادراتی بیشتر بر مواد غذایی مانند گندم، چاودار، جو و ذرت.
یکی دیگر از عواملی که به بخش کشاورزی بسیار ضربه زد پاندمی ویروس کووید 19 بود. این ویروس باعث بسته شدن مرزهای کشورها شد. با اعمال قرنطینهها، زنجیره حمل و نقل بینالمللی مواد غذایی آسیب دید. این موضوع باعث شد کشورها نتوانند ذخایر استراتژیک خود را به موقع تهیه کنند. این اختلال باعث کمبود عرضه شد. بدیهی است که در اقتصاد با کم شدن عرضه، قیمت بالا میرود.
اگر شرایط جهان عادی باشد صرفا خشکسالی و اتفاقات غیرمنتظرهای مانند ویروس کرونا نمیتوانند الگوهای تجارت جهانی برای اقلام کشاورزی را به هم بزنند. اما مسئله کنونی این است که شرایط جهان عادی نیست. پاندمی کووید19 بیشتر از دو سال ادامه پیدا کرده است. خشکسالی تولیدکنندگان اقلام کشاورزی را با مشکل مواجه کرده و تصمیمهای روسیه در مورد مواد غذایی تولید داخلش وضعیت را بدتر کرد و در نهایت جنگ روسیه و اوکراین اتفاق افتاد. این عوامل باعث شدند که زخمها و مشکلات گذشته سر باز کنند.
جهان تشنه غذای بیشتر بود که جنگ شد
جنگ روسیه و اوکراین دقیقا زمانی رخ داد که جهان تشنه دریافت مواد غذایی بیشتر بود. حالا چرا روسیه و اوکراین مهم هستند؟ روسیه بزرگترین صادرکننده گندم جهان است. اما چنین بازیگری سهمیه صادرات خودش را برای سال 2022 کاهش داده است تا بتواند نیازهای داخلی خود را تامین کند. از طرفی همین امسال کابینه اوکراین قانونی تصویب و اعلام کرد که صادرات چاودار، جو، گندم سیاه، ارزن، شکر، نمک و گوشت را تا پایان سال 2022 ممنوع میکند. روسیه و اوکراین در مجموع بیش از 28 درصد از صادرات جهانی گندم، حدود 19 درصد از صادرات ذرت، حدود 30 درصد از صادرات جو و 78 درصد از صادرات روغن آفتابگردان را به خود اختصاص دادهاند. حتی پیش از جنگ روسیه و اوکراین، وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا در مورد وضعیت بحرانی مواد غذایی پیشبینی کرده بود که عملکرد بخش کشاورزی جهان در سالهای 2021 و 2022 در مورد یک سری کالاهای حیاتی مثل گندم، ذرت و دانههای روغنی بهگونهای پیش میرود که عرضه از تقاضا کمتر شود. جنگ روسیه و اوکراین فقط سرعت وقوع این پیشبینی را افزایش داد.
رابطه کود شیمیایی و قیمت غذا
عامل دیگر افزایش قیمت مواد غذایی که کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفته است، افزایش قیمت انواع کودهای شیمیایی از نیمه دوم سال گذشته است. تصمیم روسیه در اواخر سال گذشته برای ممنوعیت صادرات کود نیترات تا ماه آوریل سال 2022 اوضاع را بدتر کرد. از آن طرف چین هم اعلام کرد که صادرات کودهای فسفات خودش را حداقل تا ژوئیه سال 2022 ممنوع میکند. قیمت بالای مواد غذایی در کنار کمبود کودهای شیمیایی در اواخر سال 2021 باعث شد بسیاری از کشاورزان از جمله کشاورزان اوکراینی برای فصل آینده، زمینهای کمتری را نسبت به برنامهریزی خود زیر کشت ببرند.
کمبود کودهای شیمیایی باعث شد که کشاورزان تصمیم به کشت محصولاتی بگیرند که به کود کمتری نیاز دارند. مثلا در اوکراین محصولاتی مثل ذرت که کود شیمیایی بیشتری مصرف میکنند، کمتر کشت شدند. کاهش کشت مواد غذایی مانند ذرت بر نهادههای دامی سراسر دنیا تأثیر میگذارد. با گران شدن نهادههای دامی، دامهایی که از آن نهادهها تغذیه میکنند قیمت گوشتشان گران میشود. قیمت شیر و تخم مرغ بیشتر میشود. همه اینها زنجیره بههم متصلی هستند.
تاثیر کرونا بر صنعت لجستیک
علاوه بر این اتفاقات، کووید 19 بر بخش انرژی و لجستیک خیلی تأثیر گذاشت. در این جا بیشتر اشاره به گاز طبیعی است و منظور نفت نیست. از اواسط سال 2021 به بعد، اثرات منفی پاندمی کووید 19 کمتر شد. آرام آرام چرخهای اقتصادهای بزرگ دنیا راه افتادند. هجوم دوباره اقتصادهای جهانی برای تولید کردن نیاز به انرژی داشت. نیاز به انرژی افزایش یافت اما انرژی کافی در بازار نبود. با افزایش تقاضا و کمبود عرضه قیمت انرژی بالا میرود.
افزایش قیمت انرژی بر اولین جایی که اثر میگذارد بخش حمل و نقل است. مواد غذایی چه با کشتی، هواپیما یا کامیون یا هر وسیله حمل و نقل دیگری حمل شود در نهایت به شدت وابسته به صنعت لجستیک است و افزایش هزینه سرانه بخش حمل و نقل باعث افزایش قیمت مواد غذایی میشود. تولیدکننده برای حفظ شبکه توزیع خود مجبور میشود که پرداخت هزینه حمل و نقل را انجام دهد. بنابراین هزینه حمل و نقل را به قیمت تولید خود اضافه میکند.
هم چنین محدویتهای طولانی لجستیکی کووید 19 باعث شدند که قیمت اولیه محصولات نهایی از جمله مواد غذایی افزایش پیدا کند. مواد غذایی را نمیتوان خیلی نگهداری کرد و بسیاری از اقلام آن سریع باید حمل و مصرف شوند. بنابراین هر کشوری که پول بیشتری بپردازد میتواند از مواد غذایی برخوردار شود. همین افزایش رقابت باعث افزایش قیمت مواد غذایی میشود.
نکته بعدی بحث نیروی کار است. در دوران کووید 19 خیلی از افراد بیکار شدند یا نمیتوانستند سر کار بروند. بنابراین هزینههای تولید بالا رفت. این عامل هم باعث افزایش قیمت مواد غذایی شد.
افزایش قیمت انرژی بر اولین جایی که اثر میگذارد بخش حمل و نقل است. مواد غذایی چه با کشتی، هواپیما یا کامیون یا هر وسیله حمل و نقل دیگری حمل شود در نهایت به شدت وابسته به صنعت لجستیک است و افزایش هزینه سرانه بخش حمل و نقل باعث افزایش قیمت مواد غذایی میشود
بلاروس و روسیه بزرگترین تولیدکنندگان کود شیمیایی
نباید تصور کرد که اگر همین فردا جنگ روسیه و اوکراین تمام شود، مشکل بازار مواد غذایی حل میشود. پایان این جنگ در آینده کوتاه مدت مشکل بازار مواد غذایی را حل نمیکند. ما با شوکی دو تا چهارساله روبهرو هستیم. البته این که چنین مدت زمانی همین قدر بماند یا بیشتر نشود به مدت زمان ادامه جنگ روسیه و اوکراین بستگی دارد. یک سری از زمینها تبدیل به میدان نبرد شدهاند. به راحتی نمیشود در طول یک سال یا شش ماه یا دو سال این زمینها را به حالت قابل کشت تبدیل کرد. تحرکات نظامی حتی کاشت محصولات ماه آینده را نیز میتوانند متوقف کنند.
موضوع کود شیمیایی هم نگرانی مهمی است. بازار کود شیمیایی به ویژه کود پرکاربرد نیترات دچار افزایش قیمت بسیار زیادی شده است. البته کشورهایی که قبلا کود نیترات خود را تهیه کردند یک مقدار خیالشان راحت است. تحریمهای جدید به تولید کودهای شیمیایی که از طریق بلاروس انجام میشد ضربه زده است. بلاروس یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کودهای پتاس در دنیاست و 17 درصد نیاز دنیا را فقط بلاروس تأمین میکند. روسیه و بلاروس در کل 30 درصد کودهای پتاس دنیا را تأمین میکنند. به خاطر این که این دو کشور در حال حاضر صادراتی ندارند 30 درصد از میزان عرضه این کود در بازار جهانی موجود نیست.
عرضه گاز نیز کاهش پیدا کرده است چون یکی از خطوط لوله روسیه تعطیل شده است. در نتیجه روسیه میزان صادرات گاز به اروپا را کاهش داده است. گاز چه ربطی به کود شیمیایی دارد؟ گاز یکی از مواد اولیه و اساسی تولید کودهای نیترات است. در صورتی که بخش کشاورزی دنیا در تأمین کود خود با مشکل مواجه شود چه اتفاقی میافتد؟ محصولات کشاورزی کمتری تولید میشوند. کاهش محصول باعث کاهش عرضه میشود. کاهش عرضه هم باعث افزایش قیمت مواد غذایی میشود.
برخی از این رو که ایران منابع گازی عظیمی دارند صحبت از این میکنند که ایران میتواند در آینده صنعت غذا تاثیرگذار باشد. اما برای این که ایران بتواند گاز مورد نیاز اروپا را صادر کند به مشارکتی بینالمللی نیاز دارد. به نظر بهترین گزینههایی که میتوانند گاز اروپا را تامین کنند ایران و قطر هستند. اما فشار تحریمها مانع هر گونه عمل از سوی ایران میشود. اگر ایران از فرصت ایجاد شده استفاده کند و با اروپا قرارداد گازی امضا کند امنیت ایران و امنیت سرمایهگذاری و اقتصادی و زیرساختهایش تقریبا تضمین شده است.
بحث نوسازی ناوگان حملونقل و از رده خارج کردن کامیونهای فرسوده از ناوگان حملونقل داخلی کشور با هدف کاهش مصرف سوخت و آلودگی هوا بیش از از دو دهه است در دستور کار دولتهای مختلف قرار گرفته اما هرگز به مرحلهای از اقدام جدی نرسیده است. تا اینکه از نخستین روزهای فروردین 1399، واردات کامیونهای دست دوم اروپایی و زیر ۳ سال ساخت، به شرط تحویلِ کامیون اسقاط، آغاز شد اما با گذشت یک سال و نیم از اجرا، به دلیل پیچیدگیهای آییننامه واردات که در ماده ۳۰ قانون احکام دائمی برنامههای ۵ ساله وجود دارد و افزایش قیمت خودروی اسقاطی، فرآیند ترخیص ۶ هزار و ۶۰۰ دستگاه کامیون دست دومی که ثبت سفارش شده بود، با وقفه مواجه شد.
در روزهای پایانی شهریور 1400، دادستانی تهران در ترخیص کامیونهای دپو شده در گمرک شهریار که بیشترین تعداد کامیونهای وارداتی در آن قرار داشتند ورود و در مورد تسریع در روند انجام، دستورهای صریحی به دو سازمان گمرک و راهداری ابلاغ کرد. گرچه این اقدامات در روند ترخیص گمرکی کمی راهگشا بود اما به یک سال نرسیده و در فروردین و اردیبهشت امسال؛ کارزاری از رانندگان و واردکنندگان کامیونهای اروپایی به شرط اسقاط به راه افتاد که لغو ماده « الزام به اسقاط فرسوده به ازای واردات کامیون» را درخواست میکرد.
طبق قانون و براساس ماده ۳۰ قانون احکام دائمی ۵ ساله کشور واردکنندگان خودروهای سنگین باری میتوانند کامیونهای تا ۳ سال کارکرده را به ازای اسقاط کامیونهای فرسوده با عوارض گمرکی ۷۵ درصدی به کشور وارد کنند. اجرای این قانون در شرایطی با اعتراض مواجه شده است که بنابر آمار سازمان راهداری و حملونقل جادهای تا پایان 1400، ۳۶۰ هزار و ۴۰۰ دستگاه کامیون در جادهها تردد داشتند که ۴۶ هزار و ۲۸۳ دستگاه بالای ۴۰ سال عمر دارند.
همه واردکنندگان باید این را بپذیرند که اگر کامیونی وارد کشور شد باید معادل همان نیز خودروی فرسوده از چرخه خارج شود، ما گزینهای جز نوسازی ناوگان نداریم
با وجود اعلام رسمی دبیر کانون سراسری انجمنهای صنفی کامیون داران کشور از منتفی شدن حذف «اسقاط فرسوده به ازای واردات» اما اعتراضها به این روند ادامه دارد. واردکنندگان کامیونهای جدید نمیخواهند کامیون اسقاطی تحویل دهند و برای همین منظور حتی در سایت کارزار، اقدام به جمع کردن امضا خطاب به رئیسجمهوری، کردند. در متن این درخواست آمده:«اینجانبان رانندگان کامیونهای وارداتی و گردانندگان اقتصاد کشور خواستار حذف اسقاط و حذف ضمانتنامه راهداری برای پلاک شدن ماشینهای وارداتی خود هستیم. این دو موضوع باعث شده که ماشینهای ما پس از گذشت یک سال که از گمرک ترخیص شده، بدون پلاک جلوی پارکینگ منزل مانده است. این موضوع سفرههای خانواده ما رانندگان را خالی و به مراتب به اقتصاد کشور ضربه وارد کرده است. لذا ما امضاکنندگان این نامه خواستار حذف اسقاط و حذف ضمانتنامه راهداری هستیم و از شما رئیسجمهور مردمی خواهشمندیم اقدامات لازم را مبذول فرمایید.»
اما چرا وارد کنندگان تمایل ندارند کامیونهای اسقاطی خود را تحویل دهند تابه جای آن یک کامیون جدید وارد کنند؟ جواب این سوال را باید در پیچیدگیهای اقتصادی این روزها دنبال کرد.
پای دلالها وسط است
محمود مظاهری یکی از کامیونداران معترض است که هنوز نتوانسته است کامیون خود را تعویض کرده و نمونه اروپایی کارکرده آن را ترخیص کند. او میگوید: دو سال پیش در طرح واردات کامیونهای اروپایی سه سال عمر، ثبت نام کردم. یعنی من و دو پسر عمویم با هم اقدام کردیم. هنگام ثبت ما قیمت یک کامیون اسقاطی ۲۰۰ میلیون تا 250 تومان بود اما هم اکنون که کامیون ما باید ترخیص شود و ما باید اسقاط تحویل بدهیم قیمت آن به بالای یک میلیارد تومان رسیده است. ما قبل از این کامیون خودمان که شریکی بود را به یک دلال 150 میلیون تومان فروخته بودیم. اما اکنون که برای واردات باید کامیون فرسوده ارائه دهیم، همان دلال یک کامیون آورده میگوید باید 1 میلیارد و 150 میلیون پول بدهیم. این پول زیادی است که برای پرداخت آن باید خانهمان را بفروشیم والا از محل دیگری نمیتوانیم آن را تامین کنیم. دولت هم کاملا خودش را کنار کشیده است و بازار دست دلالهاست.
او ادامه میدهد: دلال همان ماشینی که روزی از خودمان خریده را حالا با 6 برابر قیمت به ما میفروشد. اگر هم نخریم برایش اهمیتی ندارد چون خودش در طرح شرکت میکند. این شبکه دلالی به تعداد زیاد ثبت نام کردهاند، بنابراین نیازی نیست کامیونهای 40 و 50 سالهشان را حتی به کسی بفروشند.
صنف از حذف الزام حمایت نمیکند
دبیر کانون سراسری انجمنهای صنفی کامیون داران کشور در این باره میگوید: درست است که تلاشهایی از سوی گروهی برای این موضوع انجام میشود اما صنف رانندگان نمیتواند از این حذف اسقاط فرسوده به ازای واردات حمایت کند.
احمد کریمیادامه میدهد: هم از نظر منافع صنفی، هم مسائل اقتصادی و هم محیط زیستی بخش فرسوده ناوگان ما باید نوسازی شود و این آییننامه فرصت مناسبی برای این اقدام ضروری است. مشکل از آنجا شروع شد که سازمان راهداری و حملونقل جادهای به عنوان متولی در اجرای آن قانون درست و موثر عمل نکرد. طبیعتا نیاز به اصلاح قوانین نیز وجود دارد اما تا زمانی که شرایط به صورت ایدهآل فراهم نیست استفاده از ظرفیتهای قانونی موجود برای ترخیص کامیونهای دپو شده در گمرکات بهترین راهحل به نظر میرسد.
او اضافه میکند: ما متوجه مشکلات پیش آمده هستیم اما حذف این الزام راه چاره نیست. همه واردکنندگان باید این را بپذیرند که اگر کامیونی وارد کشور شد باید معادل همان نیز خودروی فرسوده از چرخه خارج شود. ما گزینهای جز نوسازی ناوگان نداریم. براساس آخرین آمار منتشر شده تا پایان فروردین امسال، 14 هزار دستگاه وارد شده، ۱۱ هزار دستگاه ترخیص و ۳۵۰۰ دستگاه نیز شماره گذاری شده است. همه کامیونهای اروپاییای که ترخیص شدهاند، همه فرآیندهای محیط زیستی، شفافسازی منشا ارزی، خدمات پس از فروش، گواهی استاندارد، گواهی اسقاط و دیگر مراحل را طی کردهاند.
کمیسیون عمران موضوع را به جریان انداخت
حذف الزام روند واردات کامیون طرفداران دیگری جز بخش از کامیونداران نیز پیدا کرده است. رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی طی نامهای به وزرای راه و شهرسازی، اقتصاد و صمت خواستار حل مشکل رانندگان خریدار کامیونهای وارداتی شد. محمدرضا رضایی کوچی در بخشی از این نامه که سوم خرداد منتشر شده است نوشت:«پیرو موارد پیشنهادی جهت تصریح در ترخیص و شمارهگذاری خودروهای وارداتی طبق مصوبه هیأت محترم وزیران آییننامه اجرایی بند 3 ماده 30 قانون احکام دائمیبرنامههای توسعه کشور در جهت نوسازی ناوگان فرسوده رانندگان اقدام به خرید خودروهای وارداتی با کارکرد سه ساله کردهاند و تمام هزینهها را شخصاً و با ارز آزاد و بدون هیچ کمک دولتی اعم از خدمات پس از فروش، آلایندگی استانداردها و هزینههای گمرکی پرداخت نمودهاند و از تخفیف 25 درصدی گمرکی نیز استفاده نکردهاند. لذا در تاریخ 1401.2.11 جلسهای در کمیسیون عمران با حضور مسئولین دستگاههای مربوطه برگزار گردید و راهکارهایی در جهت کمک به چالشها و موانع، مورد تصویب قرار گرفت: با توجه به ماده 4 تبصره یک اسقاط از روند شمارهگذاری کامیونهای وارداتی سه سال کارکرد حذف شود و در صورت عدم حذف اسقاط، صندوقی در ستاد سوخت دایر شود که رانندگان با نرخ تعیین شده دولتی هزینه اسقاط را به صندوق واریز نمایند. ستاد سوخت با تدابیر دولتی و الزام به اسقاط کامیونهای فرسوده گواهی اسقاط در اختیار متقاضیان فعال در حوزه حملونقل صادر نماید.»
نامهای که نه فقط میتواند برسرنوشت ناوگان حملونقل کامیونی کشور تاثیر بگذارد بلکه اثرات سو اقتصادی و محیط زیستی ناشی از آن نیز همچنان گریبانگیر جامعه است.
واردکنندگان کامیونهای جدید نمیخواهند کامیون اسقاطی تحویل دهند و برای همین منظور حتی در سایت کارزار، اقدام به جمع کردن امضا خطاب به رییسجمهوری، کردند
چرا نوسازی کامیونها مهم است؟
چالشها برنحوه نوسازی ناوگان حملونقل کامیونی و مقاومت در آن برابر آن در حالی است که بنا به اعلام ستاد مدیریت حملونقل و سوخت کشور درآمد ارزی از محل نوسازی مصرف سوخت سالانه ۴ میلیارد دلار است. طبق آمار منتشر شده از سوی این ستاد در پایان اردیبهشت امسال و در خصوص ناوگان سنگین باری و مسافری درون و برون شهری اگر صرفاً موضوع سوخت و میزان آلایندگی را به عنوان آیتمهای فرسودگی در نظر بگیریم، ۷۰ درصد ناوگان سنگین ما مشمول فرسودگی است؛ به این معنا که اگر مصرف سوخت بهینه و میزان آلایندگی حداقل شود و نیز ایمنی و بهرهوری به حداکثر وضع موجود برسد، ۷۰ درصد ناوگانی که در حوزه سنگین باری، مسافری، درون و برون شهری و نفت گاز سوز، مشمول این فرآیند نوسازی خواهند شد. طبق این آمار در حال حاضر تنها ۳۰ درصد ناوگان سنگین ما از نظر مصرف سوخت، میزان آلایندگی، بهره وری و ایمنی بهینه هستند.
همچنین میانگین صرفهجویی در مصرف سوخت که از بهینه سازی ۷۰ درصد ناوگان غیر بهینه حاصل میشود حدود ۲۰ درصد از کل مصرف سوخت این بخش است. بنابراین روزانه نزدیک به ۱۰ میلیون لیتر بهینهسازی مصرف سوخت اتفاق میافتد که سالانه به ۴ میلیارد لیتر میرسد. عددی که بنا به گفته سرپرست این رقم، تنها صرفه جویی حاصل از کاهش مصرف سوخت با نوسازی ناوگان است و اگر سایر آیتمهای بسته ۴ گانه که از محل نوسازی ناوگان، شامل کاهش مصرف سوخت، کاهش آلایندگی و ارتقای بهرهوری و ایمنی و سایر آیتمها را هم در نظر بگیریم، اعداد و ارقامیکه به دست میآید، بسیار چشمگیرتر است.
بنا بر اعلام رسمی همین سازمان در حال حاضر تعداد ناوگان نفت- گاز سوز یا دیزلی کشور ۸۸۰ هزار دستگاه است که شامل مجموع ناوگان باری و مسافری شهری و برون شهری است که مصرف میانگین تقریبی آنها در روز بیش از ۵۱ میلیون لیتر است.
درخواست تجدیدنظر در افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارکنان دولت
کارزاری با نام درخواست تجدیدنظر در افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارکنان دولت در سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس جمهور و رئیس مجلس شورای اسلامی آمده است: «طبق قانون بودجه سال ۱۴۰۱ افزایش حقوق کارمندان ۱۰ درصد اعلام شده است، در حالیکه با توجه به ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری، میزان افزایش حقوق کارکنان دولت بایستی حداقل به میزان نرخ تورمی که بانک مرکزی اعلام میکند، تعیین شود. متأسفانه چندین سال است که این موضوع تحقق نیافته و حقوق کارکنان دولت متناسب با افزایش تورم افزایش نداشته و میزان دریافتی آنان و قدرت خریدشان سال به سال کاهش چشمگیر داشته است…لذا با توجه به تورم حدود ۴۰ درصدی، از رئیس جمهوری متعهد و مجلس انقلابی انتظار میرود به این قشر زحمتکش و مظلوم توجه ویژه داشته و درمورد میزان افزایش حقوق سال آینده که اخیرا اعلام شده تجدید نظر نمایند.» این کارزار از 28 اردیبهشت آغاز شده و تا 28 تیر ادامه دارد. همچنین تاکنون از سوی 218954 نفر امضا شده است.
بی عملی کشورها در برابر عواقب تغییر اقلیم
تعداد کشتهشدگان سیل در شمال شرق برزیل تاکنون به ۹۱ نفر رسیده و عده بسیاری همچنان مفقودند. مقامات ایالت پرنومبوکو اعلام کردهاند که صدها نفر از امدادگران ایالتی و فدرالی برای پیدا کردن ۲۶ نفر اعزام شدهاند. بارش سنگین هفته گذشته ایالت پرنومبوکو را در هم کوبید. روز جمعه رانش زمین خانههای مناطق فقیرنشین را زیر آب برد؛ خانههای گلی که در برابر این دسته از بلایای طبیعی آسیبپذیرند.
چهارمین سیل در ۵ ماه گذشته
بارشهای شدید باعث شدند تا در عرض ۵ ماه، ۴ سیل عظیم در این کشور آمریکای جنوبی رخ دهد. بولسونارو در پاسخ به خبرنگاران گفت: «متاسفانه این فجایع در کشوری به پهناوری یک قاره رخ میدهد». بولسونارو اعلام کرد که دولت ۲۱۰ میلیون دلار به کمک به قربانیان اختصاص داده است. تعداد شهرهایی که در ایالت پورنامبوکو اعلام شرایط اضطرارای کردهاند روز سهشنبه به ۲۴ شهر رسید. بلایی طبیعی که ۶هزار و ۲۰۰ نفر را از خانههایشان رانده است.
خطر رانش زمین
ژائیر بولسونارو، رئیسجمهور برزیل، پس از بازدید از مناطق آسیبدیده به خبرنگاران گفت که خیس بودن خاک روی زمین، فرود آمدن هلیکوپتر را مشکل کرده بود. بولسونارو تاکید کرد که بلایای طبیعی مشابهی در کوههای ریو دوژانیرو، جنوب ایالت باهیا و ایالت مناز ژرایس رخدادها است.
کارشناسان میگویند تغییر اقلیم باعث تشدید بارشهای سنگین میشود و هیات بیندولتی تغییر اقلیم شهر رسیفی در ایالت پرنومبوکو را به عنوان یکی از شهرهای آسیبپذیر رتبهبندی میکند. به گزارش گاردین، این منطقه با ۴ میلیون نفر جمعیت در دلتای سه رودخانه واقع شده که دارای دشتهای سیلابی و شبکهای از دهها کانال است.
یکی از مقامات دفاع مدنی ایالتی میگوید که همچنان خطر رانش زمین وجود دارد. بارش باران همچنان ادامه دارد اما با شدت کمتری.
برخی کشورها سعی میکنند با تبعات آن سازگار شوند. دیوار دریایی و سیلبند میسازند. زیرساختهای خود را در برابر رخدادهای آب و هوایی شدید مقاومتر میکنند. اگر گرمایش جهانی ادامه پیدا کند خیلی سریع از نقطه سازگاری ما رد میشود
حذف گازهای گلخانهای فورا باید انجام شود
روزنامه گاردین در گزارش دیگری به نقل از یک دانشمند اقلیم مینویسد که دنیا نمیتواند خود را با راههای خروج از بحران اقلیم وفق دهد. کاترین هیهو، دانشمند ارشد سازمان جهانی محیط زیستی «حفاظت از طبیعت» در آمریکا و استاد دانشگاه تگزاستک میگوید که حتی اگر روی سازگاری با بحران اقلیم حساب باز کنید باز هم جایگزین حذف فوری گازهای گلخانهای نمیشود. هیهو میگوید که دنیا به سمت خطراتی میرود که در عمر ۱۰هزار ساله تمدن بشر دیده نشده است. به گفته هیهو با اینکه دنیا نیاز دارد مقاومتر شود اما به خودی خود نمیتواند از شدت عواقب آن کم کند.
سازگاری با تبعات تغییر اقلیم امکانپذیر نیست
کاترین هیهو میگوید: «مردم شدت اتفاقی را که دارد رخ میدهد، درک نمیکنند». او در ادامه میگوید: «بزرگتر از هر آنچیزی است که تاکنون دیدهایم. بیسابقه است. روی هر موجود زندهای تاثیر میگذارد».
برخی کشورها سعی میکنند با تبعات آن سازگار شوند. دیوار دریایی و سیلبند میسازند. زیرساختهای خود را در برابر رخدادهای آب و هوایی شدید مقاومتر میکنند. اگر گرمایش جهانی ادامه پیدا کند خیلی سریع از نقطه سازگاری ما رد میشود. هیهو در گفتوگو با گاردین تاکید میکند: «اگر به انتشار گازهای گلخانه مثل گذشته ادامه دهیم، هیچ سازگاری امکانپذیر نیست».
اقلیم پایدار تمدن بشر را تضمین میکند
هیهو همچنین هشدار میدهد که اثرات بحران اقلیم در سراسر دنیا احساس میشود. او میگوید: «زیرساختهای ما، هزاران میلیارد دلار ارزش دارند، ساخت آنها سالها طول کشیده و برای دنیای ساخته شده که دیگر وجود ندارد». تغییر زیرساختها هزاران میلیارد هزینه بیشتری میبرد پس اگر به انتشار گازهای گلخانهای ادامه دهیم داریم هزینهها و اثرات آن را بیشتر میکنیم.
هیهو میگوید که زندگی مدرن کاملا در معرض خطر است. او میگوید: «تمدن بشر بر اساس فرضیه اقلیم پایدار است. اما ما بسیار فراتر از محدوده پایدار حرکت میکنیم».
دانشمندان اقلیم برجسته و هیئت بیندولتی تغییر اقلیم اوایل امسال هشدار دادند که ادامهدار شدن گرمایش جهان و فراتر رفتن آن از ۱.۵ درجه سانتیگراد نسبت به دوران ماقبل از صنعتی شدن جهان در سراسر جهان ویرانی به بار میآرود. این ویرانی به شکل سیل، خشکسالی، موج گرما و دیگر فجایع آب و هوایی است. بخشهایی از کره زمین برای کشاورزی نامناسب و غیرقابل زندگی میشود و آسیبهای شدیدی را به جامعه بشری در بسیاری از نقاط وارد میکند.
هیمو معتقد است که خیلیها یافتههای هیئت بیندولتی تغییر اقلیم را کاملا درک نکردهاند. او میگوید: «این تجربه بیسابقهای با اقلیم است». هیهو تاکید میکند که اگر به بحران اقلیم رسیدگی نشود هر چیزی که برایمان ارزش دارد از بین میرود.
اوایل ماه آوریل، اظهارات استوارت کرک، رئیس سرمایهگذاری مسئولپذیر در بانک جهانی HSBC خبرساز شد. کرک پیشنهاد داده بود که موسسات مالی باید برای خطرات تغییر اقلیم تخفیف اعمال کنند تا دنیا به عواقب آن سازگار شود. کرک تاکید میکند که آمستردام پایینتر از سطح دریا ساخته شده و پیشنهاد داد مناطقی مانند میامی که در برابر سیل آسیبپذیرند با خطرات آن سازگار شوند. HSBC اظهارات کرک را نظر شخصی او دانست و او را تعلیق کرد. مدیر اجرایی مدیریت دارایی این بانک اعلام کرد که همچنان به تعهدات رسیدن به انتشار کربن صفر خالص تا سال ۲۰۵۰ پایبند است. هیهو میگوید که بیانات کرک نشاندهنده افکار «انکارکنندگان اقلیم» است که سعی میکنند خطرات ناشی از تغییر اقلیم را تقلیل کنند و بگویند که میتوان عواقب آن را مدیریت کرد.
سازمان محیط زیستی World Wild life در وبسایت خود مینویسد تاثیر شما (انسان) در تغییر اقلیم عمدتا از آنچه شما میخورید، تامین برق مورد نیاز خانه و تلفن همراه شیوه سفر کردن شما از یک نقطه به نقطه دیگر است. به گفته این وبسایت هر شهروند آمریکایی به طور میانگین ۲۰ تن در سال گاز گلخانهای بر اثر همین فعالیتها وارد جو زمین میکند.
گزارش اخیر هیئت بیندولتی تغییر اقلیم هشدار داده بود که انتشار گازهای گلخانهای تا سال ۲۰۲۵ و قبل از افزایش میانگین دما به ۱.۵ درجه سانتیگراد باید کاهش پیدا کند. آنها در این گزارش تاکید کردند که اگر انتشار آلایندهها در تمام بخشها فورا و عمیقا کاهش پیدا نکند، محدود کردن گرمایش زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد اتفاق نمیافتد.
