بایگانی مطالب نشریه
ناکامی اقتصادی زنان با افزایش بیکاری
آمار منتشر شده از وضعیت اشتغال کشور نشان میدهد نرخ بیکاری زنان به 16 درصد رسیده است. این موضوع در کنار افزایش اخراجهای زنان، مسائل بسیاری را برای آنان ایجاد کرده است. به نظر میرسد با ورود به دوره جراحی اقتصادی، افزایش قیمتها و کاهش قدرت خرید خانوار، موضوع اشتغال زنان که از گذشته هم مشکلاتی داشته، اکنون با بنبست مواجه شود. این نگرانی به وجود آمده که با شیوع بیکاری در بین زنان و نبود فرصتهای شغلی، میزان فقری که بر زنان تحمیل میشود، افزایش یابد. به طور سنتی همواره نرخ بیکاری زنان تحصیلکرده کارشناسی و کارشناسی ارشد دو برابر مردان بوده و زنان دارای دکتری نرخ بیکاریشان به سه برابر هم میرسد. با وجود اینکه 27 درصد فارغالتحصیلان دانشگاهها زن هستند، 60درصد زنان تحصیلکرده ایرانی بیکارند.
با ورود به این دوره جدید اقتصادی و افزایش 58 درصدی حقوق کارگران و کارکنان بخش خصوصی، زنان بیشتری هم در معرض تعدیل نیرو قرار میگیرند. زیرا بسیاری از کارفرماها توان تامین این میزان افزایش حقوق را ندارند. علاوه بر این موضوع، مساله ناکامیهای زنان در حوزه اشتغالهای خانگی و خویشفرمایی مطرح است زیرا شرایط اقتصادی به گونهای است که فروش محصولات آنها ممکن است با چالشهای زیادی روبهرو شود و امکان اینکه بتوانند حوزههای خوداشتغالی را تقویت کنند محدود است. این این ناکامیها ظرفیتهای نگرانکنندهای را برای جامعه ایجاد میکند، به این دلیل که بخشی از زنان که در حوزههای مختلف اجتماعی فعالیت میکنند تامینکننده نیازهای خانوار هستند. این مساله باید از سوی مسئولان مورد توجه قرار گیرد که اگر فرصتهای شغلی در جامعه ایجاد میشود، باید برای زنان ظرفیت های بیشتری شکل بگیرد و کارفرمایان به نوعی با داشتن حمایتهای قانونی و امتیازاتی نسبت به نگهداشتن کارکنان زن ترغیب شوند. اکنون روزگاری است که زنان و مردان با هم باید تامین هزینه خانوار را بر عهده بگیرند و اداره زندگی با یک درآمد به تنهایی امکانپذیر نیست. علاوه بر مساله اقتصادی در حوزه اشتغال زنان، مساله اجتماعی هم مهم است. در واقع زنان با ورود اجتماع، فرصتهای تازهای را برای کسب مهارتهای اجتماعی فراهم میکنند. دور ماندن آنها از فضای اجتماعی و تامین نشدن منابع مالی برای زندگی خانوار، دو چالش عمده پیش روی زنان بیکار است و کمتوجهی به این موضوع هزینه زیادی برای جامعه دارد. براساس آمارهایی که مرکز آمار منتشر کرده، 65 درصد اشتغالزایی در کشور مربوط به بنگاههای خرد است و 70 درصد شاغلین آن زنان هستند. در طول دو سال گذشته با همهگیری بیماری کرونا و تحریمهای اقتصادی و بحث جراحی اقتصادی، بیکاری زنان بیش از گذشته چالشهای جدیدی را در جامعه فراهم میکند. بسیاری از زنانی که در بنگاههای خرد فعالیت میکنند از داشتن بیمه محرومند و با از دست دادن شغلشان به دلیل نداشتن بیمه حتی امکان اینکه بتوانند از ظرفیتهای بیمه بیکاری استفاده کنند نیز برای آنها وجود ندارد. این اتفاقات موجب بروز نگرانیهای روانی و جسمی برای جامعه میشود. در عین حال گروهی از زنان به شکل مستقل از خانواده زندگی میکنند که با قطع شدن منابع درآمدشان بیش از گذشته دچار چالش میشوند. آمار منتشر شده نشان میدهد از بین جمعیت فعال 2/9 آنها نسبت به سال قبل بیکار هستند که تعدادشان به 2 میلیون و سیصد و هفتاد و چهار هزار نفر میرسد و نرخ بیکاری نسبت به سال 1399 که 6/9 درصد اعلام شده بود، کاهش پیدا کرده است. اما جزئیات نشان میدهد از بین جمعیت بیکار، بالغ بر یک میلیون و 705 هزار نفرشان مرد بودند و نرخ بیکاریشان 9/7 درصد است که نسبت به سال قبل 5 درصد کاهش پیدا کرده است. نرخ بیکاری در میان زنان به 16 درصد رسیده که 4/0 درصد افزایش نشان میدهد. در واقع تعداد بیکاران زن با وجود ایجاد برخی فرصتهای شغلی، نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه افزایش هم داشته است.
در نهایت ضروری است که تصمیمگیران و برنامهریزان به چند نکته توجه کنند. اول ارتقای فرصتهای شغلی برای همه و در نظر گرفتن زنان به عنوان نیمی از جامعه که باید فرصتهای شغلی برای آنها ایجاد شود. دوم ایجاد تسهیلات برای کارفرمایان برای نگهداشتن کارکنان زن با توجه به افزایش حقوقی که برای بخش خصوصی صورت گرفته است. سوم ایجاد فرصتهای برابر بین نیروهای رسمی و نیروهای دولتی که از سوی دولت تعیین شده. چهارم ایجاد ظرفیتهای حمایتی به ویژه بیمهای از سوی سازمان تامین اجتماعی برای زنان خودسرپرست و زنانی که در مشاغل خرد فعالیت میکنند. توجه به این چهار نکته میتواند تا حدود زیادی شیب بیکاری زنان را کاهش دهد و در عین حال به تله فقر افتادن آنها را تا حدی محدود کند.
سارقان دستگیر و سامانههای شهری احیا شدند
| پیام ما | ما نمیدانیم…. شاید امروز که این گزارش را میخوانید اتفاقی دیگر همه ذهنها را به خود خوانده باشد اما مسئولان مدیریت شهری در پایتخت اعلام کردهاند که شهر آرام و سامانههای الکترونیکی آن نیز در دسترس است. فرمانده پلیس تهران هم خبر داده سارقان صندوقهای امانات را شناسایی و دستگیر کردهاند و جای نگرانی نیست.
هفته سوم خرداد ۱۴۰۱ دو روز تعطیل داشت و به همین دلیل خیلی از شهروندان برنامهریزی کرده بودند تا از شامگاه روز چهارشنبه ۱۱ خرداد به سفر بروند. در تهران این وضع دستکم از کیفیت ترافیک قابل لمس بود. وقتی ۱۶خرداد همه به سرکار برگشتند با زمزمه خبرهای خرابکارانه مواجه شدند. نخست خبر آمد که سامانههای الکترونیک شهرداری تهران هک شده است. بعد زمزمه سرقت صندوقهای امانات بانک ملی شعبه خیابان انقلاب زبان به زبان نقل شد و شبکههای اجتماعی درباره آن نوشتند. در همین اثنا خبر رسید که یکی از سامانههای مختل شده شهرداری تهران دوربینهای ثبت و کنترل ترافیک بوده است. وقتی مالباختههای صندوق امانات شعبه بانک ملی خیابان انقلاب در این محل تجمع کردند خبری دیگر در شبکههای اجتماعی دست به دست شد که سامانه ثبت گذرنامههای خروجی در فرودگاه امام خمینی(ره) نیز هک شده و سوابق آن پاک شده است. ۱۷ خرداد، مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران گفت: موساد و منافقین با همکاری یکدیگر قصد اختلال در سیستم شهرداری را داشتند که موفق به انجام کامل آن نشدند. روز ۱۸ خرداد قطار مسافری مشهد – یزد با یک بیل مکانیکی در محدوده طبس این مسیر تصادف کرد و ۲۱ هموطنمان را به قربانی گرفت. غروب ۱۹ خرداد علیرضا زاکانی شهردار تهران با حضور در سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران ضمن بازدید از بخشهای مختلف از مدیران و کارکنان این سازمان قدردانی کرد. ۲۰ خرداد یعنی دیروز نیز دوباره مهدی چمران لب به سخن گشود و گفت: سامانههای شهرداری از شنبه در دسترس است. این در حالی بود که سردار حسین رحیمی فرمانده پلیس پایتخت با نمایش مقدار قابل توجهی سکه، طلا، اسکناسهای خارجی و چند نفر ملبس به لباس زندانی از دستگیری عوامل سرقت صندوق های امانات بانک ملی شعبه خیابان انقلاب اسلامی خبر داد.
رئیس پلیس تهران: بین سارقان، متخصصان مختلف با تخصص در هوا برش، آهنگری، کامپیوتر و دوربین بودند و یک نفر از فروشندگان اموال نیز زن بود. اینها یک ساعت قبل از اطلاع پلیس از مرز هوایی از کشور خارج شدند. دو نفر از آنها سرکرده گروه هستند
پیشتر و در روز ۱۸ خرداد عباس عبدی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی در توییتی نوشته بود: «دزدی از بانک ملی دانشگاه، کار دزدهای معمولی نیست. برایش احتمالات غیر منتظرهای باید در نظر گرفت. بیش از آن که دزدی با هدف کسب پول و طلا باشد امنیت را نشانه رفته است. مثل یک ترور به آن نگاه کنید و نه یک سرقت. اگر سرقت معمولی باشد فوری دستگیر میشوند.» از این روزنامهنگار جامعهشناس درباره ادلهای پرسیدیم که به «خاص بودن سرقت» مجاب کرده است.
او در همین حال به انصافنیوز گفت: این سرقت، در ردیف سرقتهای مسلحانهای که این روزها رسانهای میشود، قرار ندارد. نوع عملیات، نشان میدهد برای آن فکر شده و بهصورت گروهی برای آن به اصطلاح فسفر سوزاندهاند.
همه چیز آرام است …
همان سازمان فاوای شهرداری تهران که علیرضا زاکانی عصر پنجشنبه از کارکنان آن قدردانی کرده بود با صدور اطلاعیهای از رفع اختلال ایجاد شده در شبکه شهرداری خبر داد.
به گزارش ایسنا، بنا براعلام سایت شهر، سازمان فاوای شهرداری تهران در خصوص اختلال ایجاد شده در سامانههای مدیریت شهری اطلاعیهای صادر کرد.
در متن این اطلاعیه آمده است: «به استحضار میرساند، با تلاش بیوقفه و شبانهروزی مدیران و کارشناسان سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران، اختلال بهوجود آمده در شبکه شهرداری برطرف شده است. سامانههای داخلی نیز پس از حصول اطمینان از امنیت کامل آنها به مرور در حال فعالسازی هستند.»
میتوانید ببینید اطلاعاتی از بین نرفته
مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز با حضور در سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران (فاوا) با تاکید بر ایستادگی در مقابل عملیات گسترده انجام شده و خنثیسازی آن، گفت: با توجه به شرایط پیش آمده باید مقداری احتیاط انجام و با برنامه حرکت شود که این مورد نیز در حال انجام است.
به گزارش ایسنا او در این بازدید همچنین تأکید کرد: هر چقدر در این بخش صحبت شود ممکن است باز هم برای تعدادی از افراد غیر قابل قبول باشد که انشاءالله شهروندان تهرانی میتوانند ظرف ۲ تا ۳ روز آینده با مراجعه به سامانهها مشاهده کنند که اطلاعاتی از بین نرفته است.
چمران با بیان اینکه از بخش و سامانههای سازمان فاوای شهرداری تهران از جمله سامانه مالی، شهرسازی به شخصه بازدید کردم ادامه داد: مسئولان و مدیران سامانههای مختلف توضیحات و گزارشی از اقدامهای انجام شده ارائه کردند و در ادامه نیز نمونههایی برای بررسی انتخاب شد که تمامی آنها عملیاتی بود.
رییس شورای شهر تهران با اشاره به بیش از ۵۰ هزار دسترسی کارمندی به سامانهها در شهرداری تهران افزود: شهرداری تهران در کنار ارتباط نزدیک با مردم با تمامی نهادها نیز ارتباط نزدیک دارد و به روز کردن تمامی آنها کاری مشکل بود که شهرداری تهران و سایر نهادهای همکار توانستند به خوبی از پس این کار بر بیایند و در مدت کوتاهی کار خود را شروع کنند.
چمران با اشاره به شیطنتها، تخریبها و دروغ پراکنیهای انجام شده برای ایجاد استرس و دلهره به شهروندان مبنی بر سرقت اطلاعات شخصی آن ها از سوی برخی افراد مریض و معلومالحال ادامه داد: خوشبختانه در حمله سایبری انجام شده به اطلاعات مردم آسیبی وارد نشده است و این بدین معنا نیست که دشمنان نمی خواستند این اتفاق بیفتد بلکه نتوانستند به اطلاعات شهروندان آسیبی برسانند و به موقع جلوی این اقدام ایستادگی شد.
سردار رحیمی با بیان اینکه ما مسائل ایمنی بانکها را به صورت فصلی بررسی میکنیم، گفت: ما یک ماه قبل به همین بانک هم تذکر داده و همکاران بنده به این بانک مراجعه و تمام موارد ضعف و ایمنی را تذکر داده بودند و این ثبت شده و سند داریم ولی متاسفانه هیچکدام از موارد رعایت نشد
کشف بخش اعظم اموال مسروقه
همزمان با سخنان مهدی چمران، رییس پلیس پایتخت نیز مشغول تشریح جزئیات دستگیری سارقان بانک ملی شعبه دانشگاه تهران بود و اعلام کرد: بخش اعظم اموال مسروقه مردم کشف شده است.
به گزارش ایرنا،سردار حسین رحیمی درباره عملیات شناسایی و دستگیری سارقان گفت: ما عملا از ساعات اولیه روز دوشنبه ۱۶ خرداد مطلع شدیم که این سرقت به وقوع پیوسته است و بلافاصله بعد از اطلاع و بازدید از صحنه با تشکیل چندین تیم ویژه از مجربترین و توانمندترین کارآگاهان پلیس آگاهی تهران طرح عملیاتی برای به دست آوردن سرنخها از جمله شناسایی سارقین و نحوه سرقت و دستگیری آنها را انجام دادیم.
او در توضیح عملیات پلیس افزود: با تلاش شبانه روزی همکاران کمتر از ۴۸ ساعت از وقوع سرقت، تقریبا تمام سارقان و مرتبطان آنها که بخشی در داخل کشور و بخشی از آنها هم به خارج از کشور متواری شده بودند، دستگیر شدند. بخش اعظمی از اموال مسروقه مردم نیز به لطف خدا و با تلاش همکاران کشف شد و کار کماکان ادامه دارد.
البته سالهاست که قرار است اینترپل «محمد خاوری» را به ایران بازگرداند ولی در مورد سارقان شعبه خیابان انقلاب بانک ملی رویهاش را تغییر داد تا آنجا که رییس پلیس تهران در اینباره گفت: مجرمانی که در خارج از کشور دستگیر شده اند، با هماهنگی پلیس اینترپل در حال تحویل هستند. در عین حال سردار رحیمی هیچ اشارهای نکرد که سارقان در کدام کشور دستگیر شدهاند.
او در خصوص اینکه این اموال در کجا و چه مقدار بوده است، گفت: این اموال در جاهای مختلف و در دست افراد مختلف بوده است و جزئیات مقدار آنها متعاقبا اعلام میشود.
رئیس پلیس تهران ادامه داد: بین سارقان، متخصصان مختلف با تخصص در هوابرش، آهنگری، کامپیوتر و دوربین بودند و یک نفر از فروشندگان اموال نیز زن بود. اینها یک ساعت قبل از اطلاع پلیس از مرز هوایی از کشور خارج شدند. دو نفر از آنها سرکرده گروه هستند.
سردار رحیمی گفت: از مالباختگان میخواهیم که به پلیس آگاهی مراجعه نکنند چون باید مراحل قضایی طی شده و اموال تحویل بانک مرکزی شود و پس از آن به مالباختگان تحویل داده شود.
او در بخش دیگری از سخنانش افزود: در خیلی از جاها این مشکلات را میبینیم. بانکها باید اهتمام جدیتری نسبت به مسایل ایمنی داشته باشند. در یک مرکز ملی که روزانه میلیاردها عملیات بانکی صورت میگیرد و یک هزار صندوق امانات دارد، نیاز به نگهبان ویژه دارد و باید برای مسائل ایمنی و عملیاتی هزینه کنند.
رئیس پلیس تهران با بیان اینکه ما مسایل ایمنی بانکها را به صورت فصلی بررسی میکنیم، گفت: ما یک ماه قبل به همین بانک هم تذکر داده و همکاران بنده به این بانک مراجعه و تمام موارد ضعف و ایمنی را تذکر داده بودند و این ثبت شده و سند داریم ولی متاسفانه هیچکدام از موارد رعایت نشد.
او در خصوص اینکه از عوامل داخل بانک کسی در این سرقت دست داشته است یا خیر نیز پاسخ داد: خیر. از عوامل زحمتکش و تلاشگران بانک هیچ دخالت مستقیمی در این سرقت تاکنون محرز نشده است البته مسئولان بانک مقداری قصور در بحثهای ایمنی داشتهاند که باید رعایت می کردند و دو نفر از کارکنان بانک نیز بازداشت شدهاند.
سردار رحیمی در پاسخ به اینکه چرا این بانک نگهبان نداشته است، گفت: باید از مسئولان بانک این سوال را پرسید. خودشان گفتهاند حراست مرکزی گفته نیاز به نگهبان ندارد و در این سه، چهار روز تعطیلی در این شعبه با این عظمت حتی یک نفر از مسئولان بانک حضور نداشتند.
رئیس پلیس تهران در مورد برخی شایعات که گفته شده اسناد امنیتی در این بانک بوده و ربوده شده است، بیان کرد: اصلا سند امنیتی نبوده و سند امنیتی و این حرفها همه 100درصد کذب است. اموال مردم بوده است و صندوق امانات بوده و هر کسی آن را اجاره و ماهانه هزینه آن را پرداخت می کرده است. اموال ارزشمند شامل طلا، جواهر، سکه و ارز بوده است.
به گزارش ایرنا، برخی کاربران فضای مجازی روز گذشته از سرقت نزدیک به یک هزار صندوق امانت و بخشی از تجهیزات اتاق سرور و مرکز مانیتورینگ شعبه بانک ملی روبهروی دانشگاه تهران در تعطیلات اخیر خبر دادند.
اما بانک ملی ایران در اطلاعیهای درباره سرقت از صندوق های اجارهای شعبه دانشگاه این بانک اعلام کرد که تعداد دقیق صندوقهای اجارهای آسیب دیده در حادثه رخ داده، ۱۶۸ صندوق است. به تعدادی از این صندوقها آسیب رسیده و برخی از صندوقهای این شعبه آسیبی ندیدهاند.
بهسوی قطع تمام دوربینهای فراپادمانی
شامگاه پنجشنبه بود که بالاخره پس از چند روز و چند هفته رایزنی مسئولان ارشد ایران و مسئولان آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گمانهزنی رسانهها و تحلیلگران ایرانی و غیرایرانی درباره سرنوشت همکاریهای ایران و آژانس و آنچه در انتظار پرونده هستهای جمهوری اسلامی است، بالاخره در حالی قطعنامه شورای حکام آژانس با رای اکثریت اعضاء و رای منفی و ممتنع اقلیت، به تصویب رسید که ساعتی پیش از آن، جمهوری اسلامی از اقدامات واکنشی خود در این خصوص پرده برداشته و بر این اساس فعالیت تعدادی از دوربینهای فرا پادمانی آژانس متوقف شد. اما این پایان قائله نبود و حتی میتوان گفت که ماجرا تازه از این نقطه آغاز شد. چه آنکه پس از این تحولات بود که موج جدیدی از واکنشهای مقامهای ایرانی و خارجی به راه افتاد و در شرایطی که داخل کشور از رئیسجمهوری تا رئیس سازمان انرژی اتمی و حتی برخی نمایندگان مجلس به این موضوع واکنش نشان دادند، آنسوی مرزها نیز مقامهای ارشد کشورهای مختلف طرف مذاکرات هستهای و برخی اعضای شاخص شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این رابطه اظهار نظر کردند.
در حالی که نماینده ایالات متحده در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اقدام سازمان انرژی هستهای ایران در قطع برخی دوربینهای فراپادمانی آژانس را «غیرسازنده» خواند و گفت که دنبال تشدید تنش با ایران نیستیم
بر این اساس در حالی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در بیانیهای اعلام کرد که روند جمعآوری دوربینهای نظارتی از تاسیسات هستهای ایران را آغاز کرده، سازمان انرژی اتمی ایران نیز با انتشار ویدیویی از خاموشی تعداد قابلتوجهی از دوربینهای نظارتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی خبر داد. ویدئویی که در آن این مسئله دیده میشود که اپراتورها، برق متصل به دوربینهای فراپادمانی را قطع میکنند. این در حالی بود که رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی نیز در ادامه اعلام کرد که این سازمان فعالیت تعدادی از دوربینهای فرا پادمانی را خاتمه داده و در آینده، به فعالیت باقی این دوربینها نیز خاتمه میدهد. ایران به دلیل رویکرد غیرسازنده آژانس و تصویب قطعنامه اخیر با موضوع ایران، گامهای عملی متقابلی را اتخاذ کرده و این در حالی بود که ایسنا دیروز به نقل از یک منبع مطلع از این خبر داد که ایران کار تولید و نصب نسلهای جدید سانتریفیوژ از جمله IR-۶ و IR-۴ و IR-۲m را سرعت میدهد.
اما در شرایطی که نصب سانتریفیوژهای پیشرفته و غیرفعالسازی دوربینهای فراپادمانی از جمله اقداماتی است که ایران در واکنش به صدور قطعنامه در شورای حکام در دستورکار قرار داد، قطعنامه آژانس، مورد استقبال عربستان سعودی قرار گرفته و وزارت این کشور با صدور بیانیهای اعلام کرد: «عربستان از ایران میخواهد که به همکاری با آژانس و حلوفصل مشکلات برجسته بپردازد. عربستان امیدوار است که اعضای شورای حکام حمایت کامل خود را از آژانس اتمی و مدیرکل آن ارائه دهند.» همچنین نماینده آمریکا در نشست شورای حکام نیز در بیانیهای در واکنش به قطعی دو دوربین نظارتی آژانس اتمی در ایران گفت: «اگر این گزارشها درست باشند، قصد ایران برای کاهش شفافیت در پاسخ به این قطعنامه، شدیدا قابلتاسف است و برای نتیجه دیپلماتیکی به دنبالش هستیم، غیرسازنده است. ما به دنبال تشدید تنشها با ایران نیستیم.»
همزمان در شرایطی که برخی اصولگرایان حامی دولت از جمله محمدکاظم انبارلویی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه «آژانس در نقش جاسوس صهیونیستها ظاهر شده»، تاکید کرد که «ایران باید عضویتش در آژانس را به تعلیق درآورد»، یک نماینده اصولگرای مجلس یازدهم نیز با اشاره به توقف فعالیت دوربینهای فراپادمانی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بر حمایت مجلس از این اقدام تاکید کرد. محمدحسن آصفری که تاکید دارد «رفتار آژانس سبب نمیشود جمهوری اسلامی از حقوق هستهای خود دست بردارد»، همچنین گفته است: «تا زمانی که رفعتحریمها بهطور کامل عملیاتی نشود، ایران هم گزینههای خود را روی میز میآورد.»
اما شاید اوج این واکنشها زمانی بود که ابراهیم رئیسی در جریان بیستوچهارمین سفر استانی خود، در جمع گروهی از مردم کهگیلویه و بویراحمد به قطعنامه اخیر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی واکنش نشان داد و گفت: «ملت ایران در سخن حق خود جدی است. تصور کردید اگر در شورای حکام علیه ایران قطعنامه صادر کنید ما از مواضعمان عقبنشینی خواهیم کرد؟» رئیسی که با حضور در مجموعه ورزشی شهدای دانشآموز شهرکرد، با گروهی از شهروندان چهارمحال و بختیاری دیدار میکرد، همچنین گفت: «به نام خدا و به نام ملت بزرگ ایران یک قدم هم از مواضعمان عقبنشینی نخواهیم کرد. مگر شما با نفوذ سیاسی خودتان چند بیانیه و قطعنامه در سازمانهای بینالمللی علیه ایران صادر نکردید؟ مگر راه به جایی بردید؟!» او همچنین ساعتی بعد با حضور در یک نشست خبری که در پایان این سفر استانی تدارک دیده شده بود، به قطعنامه شورای حکام علیه ایران اشاره کرد و گفت: «با این اقدامات نمیتوان جمهوری اسلامی را وادار به عقبنشینی کرد.» رئیسی گفت: «بر مواضع خود پافشاری میکنیم تا حقوق ملت ایران به رسمیت شناخته شود.» این سخنان رئیسی در حالی مطرح شد که همزمان محمد اسلامی نیز با حضور در یک برنامه تلویزیونی با بیان اینکه «تعداد این دوربینهای فراپادمانی، ۱۷، ۱۸ عدد است»، گفت: «ما فعالیت تعدادی از دوربینها را خاتمه دادیم، بقیهاش را هم امشب و فردا خاتمه خواهیم داد.»
لزوم صرفهجویی در آبیاری فضای سبز تهران
وضعیت مخازن سدهای پنجگانه تامین آب شرب تهران نگران کننده است بهطوریکه حجم آب مخازن سدهای لتیان، ماملو، لار، امیرکبیر و طالقان در هفتادمین روز از سال جاری به حدود ۵۳۰ میلیون متر مکعب رسیده بود که این عدد ۲۷ درصد از حجم آب مخازن در تاریخ مشابه پارسال کمتر است. چنانچه تامین آب استانهای البرز و قزوین را از رقم فوقالذکر کسر کنیم مشاهده میشود که تامین آب شرب تهران که فقط در فصول کم بارش تابستان و پاییز بیش از ۷۰۰ میلیون متر مکعب است در شرایط نامطلوبی قرار گرفته و لذا لازم است در همه زمینههای مصرف آب، صرفه جویی به عنوان هدف اصلی مد نظر قرار گیرد.
با توجه به اینکه در چنین شرایطی استحصال آب از منابع آب زیرزمینی و استفاده از چاههای موسوم به چاه بحران افزایش مییابد لذا در طرف دیگر موضوع باید سعی شود که مصرف آب فضای سبز در این شرایط به طور جدی کاهش یافته تا کمبود در منابع آب سفره های آب زیرزمینی خسارت های دیگری را به بار نیاورد.
مصرف آب برای آبیاری فضای سبز شهر تهران حدود ۳۵۰ میلیون متر مکعب در سال بوده که عمدتا از طریق منابع آب زیرزمینی شهر تهران و تعدادی قنوات استفاده میشود.
در شرایط حاضر کمبود آب در مخازن سدهای پنجگانه تهران محسوس بوده و مکرراً از طرق مختلف و صدا و سیما موضوع کمبود آب در تهران به اطلاع عموم آگاهیرسانی میشود. اما متاسفانه مشاهده میکنیم که هنوز موضوع صرفهجویی و کاهش مصرف آب در بخش فضای سبز شهرداری تهران تبیین نشده و کماکان آبیاری فضای سبز، چمنها و پارکها با شدت تمام همانند سالهای پر بارش ادامه دارد.
یکی از اقداماتی که هم از نظر فرهنگی و تبلیغ برای کاهش مصرف آب از یک طرف و کاهش مصرف آب در فضای سبز تا ۵۰ درصد موثر است، آبیاری فضای سبز در شب هنگام است زیرا به وسیله این روش کاهش تبخیر صورت گرفته و چون شب هنگام دمای هوای پیرامونی کمتر بوده لذا راندمان آبیاری فضای سبز بطور محسوسی افزایش مییابد.
پیشنهاد میشود که شهرداری تهران از ابتدای فصل تابستان تقریبا تمام مجموعه اجرایی معاونت فضای سبز تهران را اعم از کارگران فضای سبز، پارکها، پیمانکاران نگهداری و آبیاری فضای سبز و سایر عوامل اجرایی را به حضور در شیفت شب ملزم کرده و طوری برنامهریزی کنند که مصرف آب برای آبیاری فضای سبز تا ۵۰ درصد کاهش یابد.
درختان «ازباران»، قربانی برنجکاری
از فریدونکنار و تالاب اِزباران هر روز خبری مخاطرهآمیز بر میخیزد. خطری که این بار گرچه چندان بزرگ به نظر نمیرسد اما با واکاوی آن میتوان به حقیقی نگرانکننده رسید. این بار موضوع از دامگاههای فریدونکنار و پرندگان شکار شده عبور کرد و به قطع درختان رسید: قطع درختستانهایی از سپیدار و توسکا و درختان اکالیپتوسِ البته دستکاشت، با نیت کاشت برنج در منطقه و تبدیل اراضی دامگاهی به شالیزار. مسئلهای که به گفته اهالی محلی با بالا رفتن قیمت برنج ایرانی تا سقف 120 هزار تومان اتفاق میافتد. این منطقه سالهاست به عنوان یکی از مناطق پررونق شکار پرندگان مهاجر و زمستانگذرانی یاد میشود و حالا با کاهش صید پرندگان و تعطیلی بازار از یک سو و گسترش مشکلات اقتصادی راهحلی پیش روی جامعه محلی گذاشته است که تجربه پس داده همشهریان و برخی روستاهای مجاور را تکرار کنند. به نظر میرسد پس از «سرخرود» این منطقه دومین منطقه دامگاهی باشد که به شالیزار تبدیل میشود و این میان آنچه از بین میرود نه فقط درخستانهایی است که گرچه بسیاری دست کاشت هستند اما تعداد اصله درختان خودرو و بومی منطقه نیز در میان آنها کم نیست بلکه آب است.
محمد موسوی یکی از اهالی روستای ازباران است که حدود 2 هزار متر دامگاه در غرب تالاب دارد. او میگوید هنوز درختان اراضی خود که بخشی از آن هم اکنون صیفیکاری است را قطع نکرده، اما برای سال آینده این کار را میکند. او در مورد این تصمیم توضیح میدهد: گرانی بسیار زیاد شده است و دیگر از پس زندگی بر نمیآییم. صید پرنده دیگر رونقی ندارد و نمیتوان به کشت صیفیجات بسنده کرد. صیفیجات محصولاتی هستند که ماندگاری ندارند و در کشت اندک ما به فروش صنعتی نمیروند. اگر هم بروند کارخانهها محصولی مانند گوجه را به دلیل تلفات زیاد با قیمت اندک میخرند و عملا سودی عاید ما نمیشود. در مورد محصولات ما و صیفیکاران این منطقه بیشتر محصول در بازارهای محلی به فروش میرسد که طبیعتا خودش به معنای هدررفت بالا و زیان است اما برنج محصولی با ماندگاری بالاست که اکنون کمتر محصول کشاورزی و باغی جز موارد خاص از نظر قیمت با آن برابری میکند. این را در مورد محصولاتی مانند پسته و زعفران و مانند آن نمیگویم بلکه منظورم محصولاتی است که عمده کشت آن در شمال کشور و مازندران انجام میشود.
به دلیل اینکه این اراضی متعلق به مردم است و تقریبا در وسعتی 2000 متری به هر دامگاه با مالکیت خصوصی تعلق دارد نه اداره حفاظت از محیط زیست و نه اداره منابع طبیعی استان دخالتی در مدیریت آن ندارد. از سویی جهاد کشاورزی هم به عنوان متولی حوزه کشاورزی، بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی به ابنیه و مانند آن، حساس است نه به تغییر الگوی کشت که البته این موضوع منطقی نیست. یعنی اداره کل جهاد کشاورزی باید در این زمینه نیز نظارت کند
عیسی محمدنژاد بابلرودی هم یکی دیگر از مالکان است که اراضی خود در منطقه غربی را تبدیل به شالیزار کرده است. او میگوید: «برنج میکارم چون درحالحاضر به وقت و هزینهاش میصرفد. از طرفی مجبور نیستم محصولم را بلافاصله پس از برداشت بفروشم. برنج روی دست کشاورز نمیماند. بماند هم میتواند آن را برای مدت طولانی انبار کند و حتی جلوی در منزلش هم بفروشد. باید چه محصولی بکارم که چنین مزیتی برایم داشته باشد؟» او مدعی که این کار آسیبی به منابع طبیعی نمیزند: «دارم در زمینهای خودم کار میکنم و اختیارش را دارم. شمایی که میگویید چرا زمینهایتان را شالیزار میکنید هزینههای زندگی ما را پرداخت میکنید؟ هر بار برای یک موضوع به ما در این منطقه اعتراض میکنند. یک بار دامگاهها را تیتر رسانهها میکنند. یک بار میگویند کشت آبی در این منطقه زیاد است. در این منطقه کشت دوم دارند و خلاصه هر بار بهانهای. این بار هم به برنج کاری ما ایراد میگیرید. شما راه دیگری پیش پای ما بگذارید که مزیتهای کاشت برنج را داشته باشد ما نکاریم».
دولت متولی این اراضی نیست
اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران و اداره کل منابع طبیعی این استان در پیگیری پیام ما پاسخ میدهند که به دلیل اینکه این اراضی مالکیت خصوصی دارند نه مالکیت ملی، این سازمانها نظارتی بر آن ندارند. موضوعی که سید محمود قاسمپوری، دانشیار دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس نیز بر آن صحه میگذارد.
او میگوید: به دلیل اینکه این اراضی متعلق به مردم است و تقریبا در وسعتی 2000 متری به هر دامگاه با مالکیت خصوصی تعلق دارد نه اداره حفاظت از محیط زیست و نه اداره منابع طبیعی استان دخالتی در مدیریت آن ندارد. از سویی جهاد کشاورزی هم به عنوان متولی حوزه کشاورزی، بر تغییر کاربری اراضی کشاورزی به ابنیه و مانند آن، حساس است نه به تغییر الگوی کشت که البته این موضوع منطقی نیست. یعنی اداره کل جهاد کشاورزی باید در این زمینه نیز نظارت کند.
به گفته قاسمپوری در حال حاضر نیز در منطقه غربی ازباران، اراضی که به شالیزار تبدیل نشده است با بالا آوردن خاک تبدیل به اراضی کشت صیفیجات شده است: «اتفاقی که رخ میدهد این است که این کشت معمولا در بخشی از زمین انجام میشود مثلا در وسعتی 300 تا 400 متر. اما حالا برخی از دامگاهداران تصمیم گرفتهاند با همه وسعت زمینهایشان که معمولا مساحتی در حدود 2000 متر یا مضربی از آن برای هر مالک است کشت شالی را امتحان کنند که در این منطقه مسبوق به سابقه است».
روند قطع درختان از سالها قبل
قاسمپوری توضیح میدهد: «یک نکته قابل توجه این است که منطقه غربی ازباران منطقهای است که به خاطر تنک بودن درختستانها پرندگان کمتری در آن حضور داشتند و با قطع درختان کمتر هم میشود. البته این منطقه دارای پوشش جنگلی نیست و به همین دلیل از عنوان درختستان برایش استفاده میکنیم که معنای متفاوتی از جنگل دارد. این منطقه از درختستانها براساس آخرین تصویری که من از تصاویر هوایی گوگل دریافت کردم از سالهای قبل تنک و خالی شده بود و موضوع امروز و دیروز نیست. حالا هم به دلیل بالا رفتن قیمت برنج در کنار شرایط پیچیده و سخت اقتصادی برای مردم، اهالی محلی تصمیم به تبدیل اراضی به زمینهای شالیزاری گرفتند که طبیعتا تصمیمی دور از انتظار نیست».
تبلیغات بر برنج فریدونکنار
اداره کل جهاد کشاورزی استان در مورد توسعه برنج کاری در این منطقه پاسخ روشنی نمیدهد و موضوع را به دست پیگیری و پاسخ در آینده میسپارد. اما به نظر میرسد که تبلیغات بر کاشت برنج فریدونکنار از سوی خود این سازمان گسترده باشد. سال 96 از سوی اداره کل جهاد کشاورزی مازندران اعلام شد که برنج طارم محلی فریدونکنار بهعنوان یک محصول محلی در فهرست آثار ملی کشور بهثبت رسیده است. مسئلهای که خود به دلیلی برای توسعه کاشت این محصول آببر بدل شده است و گویی طی 4 سال گذشته همراهی همه ارکان دولت در این منطقه را نیز با خود داشته است.
همان سال محمدرضا ضیایی مدیر جهادکشاورزی شهر ساحلی فریدونکنار اعلام کرد که دغدغههای چندین ساله در حفظ نام و برند برنج فریدونکنار همواره وجود داشت و ادامه داده بود: فرماندار شهرستان مسیر روشنی را ترسیم کرد که با تلاشها و پیگیریهای مجدانه جهاد کشاورزی شهرستان و با همکاری مستمر صنف برنجفروشان شهرستان گامی مهم به سوی اعتلای این محصول شاخص و ناب فریدونکنار برداشته شد و امروز شاهد ثبت ملی برند برنج فریدونکنار هستیم. با ثبت ملی برند برنج فریدونکنار، از این پس شالیکاران زحمتکش فریدونکناری برنج سالم و پاک خود را همراه با یک برند شاخص به اقصی نقاط ایران توزیع میکنند.پس از آن نیز جهاد کشاورزی شهرستان از نشانهای به عنوان نماد برنج فریدونکنار رونمایی کرد تا بر اعتبار فروش این محصول افزوده شود.
اما یک سوال با پرجاست که در شرایط تنش آبی کشور که از سال 97 مازندران به ویژه دشت شرق آن نیز به این بحران وارد شده است کاشت برنج آن هم به روش آبی همچنان راه گشاست و برند این محصول تا کی می تواند در برابر بیآبی مقاومت کند؟
سال 96 از سوی اداره کل جهاد کشاورزی مازندران اعلام شد که برنج طارم محلی فریدونکنار بهعنوان یک محصول محلی در فهرست آثار ملی کشور بهثبت رسیده است. مسئلهای که خود به دلیلی برای توسعه کاشت این محصول آببر بدل شده است و گویی طی 4 سال گذشته همراهی همه ارکان دولت در این منطقه را نیز با خود داشته است
تنش آبی در شرق مازندران
تیر 1400 شرکت آب منطقهای مازندران اعلام کرد که کشاورزان دشت هراز واقع در شهرستانهای آمل، بابل، محمودآباد و فریدونکنار که آب مورد نیازشان از رودخانه مهم و بزرگ هراز تامین میشود، بهدلیل کاهش محسوس روانآب، پمپهای آب چاههای کشاورزی را روشن کردهاند تا در حساسترین مرحله از رشد گیاه برنج دچار مشکل نشوند.
این شرکت اعلام کرد: به دلیل کاهش روانآب رودخانهها این مقدار آب پاسخگوی نیاز شالیزارها نیست، با این که فاصله نوبت رهاسازی آب در رودخانههای مختلف استان ۲ برابر شده است.
طبق آمار رسمی جهاد کشاورزی مازندران از ۲۱۵هزار هکتار اراضی کشاورزی که سال 1400 در استان زیر کشت برنج رفته است ۱۱۰ هزار هکتار آن در دشت هراز واقع است که آب این دشت بزرگ از طریق رودخانه هراز تامین میشود.
شالیزارهای دشت هراز هم اکنون نیز در مرحله خوشهبندی قرار دارند، مرحلهای که براساس کارشناسی نیاز آبی گیاه برنج از حساسیت بالایی برخوردار است تا شیره دانه برنج به درستی شکل بگیرد. در این مرحله اگر آب به اندازه کافی به گیاه نرسد، با توجه به گرمای حدود ۴۰ درجهای هوا که در روزهای اخیر در شرق مازندران و دشت گرگان شاهد بودیم، تنش خشکی زمین سبب پوکی دانه میشود و محصولی که برای سودآوری خاص، کشت میشود از دست میرود.
با وجود اینکه در اطلاعیه سازمان جهاد کشاورزی کشور که سال 1397 استانهای دارای ممنوعیت کشت برنج را اعلام میکرد نام مازندران به چشم نمیآمد اما هشدار کمبود آب در شرق مازندران از ابتدای سال 1400 از سوی شرکت آب منطقهای و سازمان جهاد کشاورزی برای جایگزینی کشت برنج داده شد. درحال حاضر و بنا به اطلاعیه شرکت آب منطقه ای مازندران که در روزهای ابتدای خرداد 1401 منتشر شد؛ به دلیل کاهش آب سطحی رودخانهها فاصله زمانی نوبتبندی آب در رودخانهها نیز بیشتر شده است و کشاورزان با مشکل جدی کمبود آب مواجه هستند. از سویی دیگر شرق مازندران با شروع خرداد 1401، در شهرهای خود قطعیهای منطقهبندی شده آب با ساعات بلند تا 6 ساعت در روز را تجربه میکند اما کشت برنج در این منطقه همچنان روبه توسعه است.
وعده رئیسی برای تحقق عدالت آبی
پیام ما | «به نام خدا و به نام ملت بزرگ ایران، یک قدم هم از مواضعمان عقبنشینی نمیکنیم.» این شاید مهمترین جملهای بود که ابراهیم رئیسی در جریان آخرین استانیاش به استان چهارمحال و بختیاری و در ارتباط با آخرین تصمیم شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به زبان آورد. آنچه رئیس دولت سیزدهم نیمروز پنجشنبه در جمع گروهی از شهروندان استان چهارمحال و بختیاری مطرح کرد، اگرچه با تاکید بر «نام» و «خواست» و «سخن ملت ایران» و مشخصاً همان شهروندان چهارمحال و بختیاری مطرح شد اما بیش از آنکه به مسئله آب بهعنوان مهمترین منبع انرژی که این شهروندان زندگیشان را به آن درگیر میبینند، به «انرژی هستهای» و فعالیتهای جمهوری اسلامی در راستای استفاده از حق مسلم استفاده از این انرژی مربوط بود. با این همه اما رئیسی در جریان این سفر، پیش و پس از صحبت درباره پرونده هستهای ایران، به موضوع آب و برنامههای دولت سیزدهم در خصوص اجرای طرحهای آبی این استان نیز پرداخت و از جمله در نخستین بخش از برنامههای این سفر استانی، از طرحهای آبی استان بهصورت هوایی بازدید کرد و با توضیحات وزیر نیرو و استاندار چهارمحال و بختیاری در جریان روند فعالیت آنها قرار گرفت.
رئیس جمهور عصر پنجشنبه وقتی به همراه تعدادی از وزیران و اعضای کابینه در نشست شورای اداری استان چهارمحال و بختیاری حاضر شد، درباره مدیریت منابع آب گفت: «بنای دولت بر این است که منابع آب را به نفع مردم استان چهارمحال و بختیاری و استانهای همجوار توزیع کند تا حق هیچکس ضایع نشود و عدالت اجرا شود. این مساله مهم باید در طرح جامع آب دیده شود.» او در نشست شورای اداری این استان «اعتماد مردم» را «سرمایه ملی» توصیف کرد، مسئله آب را مسئلهای بسیار مهم ارزیابی و تأکید کرد: «آب در این منطقه نسبت به قبل کمتر شده و نگرانیهای ایجاد شده نیز همین است که آب این منطقه کاهش یافته و به میزان قبل نیست؛ لذا در اینجا کنار کمبود آب، مدیریت آب نیز مطرح است و برای موفقیت در این امر، مشارکت همه مردم لازم است.» او آب شرب را اولویت نخست در این استان عنوان کرد و گفت: «در این استان که از نعمت آب برخوردار است، در برخی شهرها و روستاها شاهد آبرسانی با تانکر هستیم و باید این امر مدیریت شود.»
رئیس دولت سیزدهم با تاکید بر اینکه «طرح جامع برای استفاده از آب شرب، صنعتی و کشاورزی باید مبتنی بر قانون و توام با عدالت تهیه شود و نخبگان استان و منطقه در جریان این طرح قرار گیرند»، دانستن همگان در این خصوص را «ضرورتی بسیار مهم» خواند و گفت: «شرط موفقیت این طرح مشارکت مردم است.»
اما آنچه ابراهیم رئیسی در ادامه سخنانش بهعنوان مهمترین مسئله در مدیریت آب مطرح کرد، «مسئله عدالت» بود. رئیسی گفت: «طرح جامع برای استفاده از آب شرب، صنعتی و کشاورزی باید مبتنی بر قانون و توام با عدالت تهیه شود و نخبگان استان و منطقه در جریان این طرح قرار گیرند، دانستن همگان در این خصوص یک ضرورت بسیار مهم است. شرط موفقیت این طرح مشارکت مردم است لذا باید برای مردم بهصورت کامل تبیین شود و میزان اختصاص آب در هر بخش مشخص و اعلام شود.»
تاکید ابراهیم رئیسی بر لزوم توجه به بحران آب در این استان در حالی صورت گرفته که طی سالهای گذشته همواره شاهد اعتراضات مردم این استان به وضعیت بحرانی آب و تنشهای شدید آبی در این استان بودیم. اعتراضاتی که طبیعتاً کشاورزان استان پیشگامان آن هستند اما بهواقع تنها محدود به این گروه نبوده و با توجه به نگرانیها نسبت به وضعیت آب شرب مردم این استان پرآب، به نظر میرسد بحث از ابعاد دیگر نیز محل تامل است.
رئیسی که وزارت نیرو را مسئول بررسی دلایل کاهش آب و راهکارهای احتمالی افزایش آن خوانده، همچنین گفته است: «طرح جامع آب مبتنی بر عدالت در توزیع آن باید تدوین و الگوی کشت مناسب تدوین شود، مردم نیز باید همکاری کنند و نسبت به یکدیگر بدبین نباشند.» او با تأکید بر اینکه مسئله آب با مدیریت مردم حل میشود، بیان کرد: «بنای دولت بر این نیست که مشکلات را ببیند و بگذرد بلکه معتقدیم با همکاری و مشارکت مردم و نخبگان باید مشکلات را حل کرد، برخی گرهها مردم را رنج میدهد و نباید ادامه یابد؛ بنای دولت بر این است که منابع آب را به نفع مردم این استان و استانهای همجوار توزیع کند تا نگذارد حق هیچکس ضایع شود و عدالت اجرا شود که این مهم باید در طرح جامع آب دیده شود.» او با تأکید بر لزوم آبگیری سد باباحیدر تا آخر سال جاری بیان کرد: «این طرح بیش از ۱۰ سال به درازا کشیده و وقت آن است که سه شهرستان از مواهب سد بهرهمند شوند.» او تصریح کرد: «مبنای پیشرفت و توسعه کشور بر عدالت استوار است و آمایش سرزمینی برای استانها و کشور نسخه خوبی در این زمینه است، بر مبنایی باید حرکت کنیم که مورد توافق همگان باشد.»
استاندار استان چهارمحال و بختیاری در نشست شورای اداری استان که به ریاست رئیسجمهوری برگزار شد، با بیان اینکه استان چهارمحال و بختیاری روزگاری پرآبترین استان کشور محسوب میشد، گفت که اکنون با چالشهای آبی زیادی مواجه شدهایم
این تاکیدات رئیس دولت سیزدهم در نشست شورای اداری استان چهارمحال و بختیاری در حالی صورت گرفت که همزمان وزیر جهاد کشاورزی که رئیسجمهوری را در این سفر همراهی میکرد، گفت: چهارمحال و بختیاری دارای ظرفیتهای بسیار بینظیری در حوزه تولید ماهیان سردابی، خوراک آبزیان و… است که امروز با افتتاح کارخانجاتی که انجام شد میتوان گفت ایران حدودا در خوراک میگو از واردات بینیاز شده است. سید جواد ساداتینژاد بر این اساس اعلام کرد که ظرفیت ۳۷۰ هزار تن تولید این خوراک وجود دارد. همچنین استاندار چهارمحال و بختیاری با بیان اینکه این استان روزگاری پرآبترین استان کشور محسوب میشد، تصریح کرد: «اکنون با چالشهای آبی زیادی مواجه شدهایم.» غلامعلی حیدری گفت: «این استان برای تامین آب شرب و کشاورزی پایدار با مشکلات زیادی مواجه است که نیاز است این مشکلات با نگاه کلان و ملی مدیریت و رفع شود.» این در حالی بود که معاون اجرایی رئیس قوه مجریه نیز در این جلسه حضور داشت و در سخنانی به اجرای طرحهای زیربنایی در این استان پرداخت. سید صولت مرتضوی گفت: «طرحهایی که در نشست شورای اداری چهارمحال و بختیاری به تصویب رسید شامل ۳۱ طرح در حوزه زیربنایی است که این استان را از بنبست خارج میکند.»
سرمایهگذاری جهان درگاز عقبگرد از انرژیهای پاک
وقوع سرمای شدید و ناگهانی در استرالیا، خاموشی برخی از نیروگاههای زغالسنگ، جنگ اوکراین و تلاش اروپا برای قطع وابستگی به گاز روسیه عواملی هستند که باعث شدند قیمت گاز، برق و بنزین به شدت افزایش یابند. افزایش شدید قیمت انرژی در دنیا باعث شده تا کشورهای سراسر جهان برای سرمایهگذاری در تاسیس نیروگاههای گازی جدید بشتابند. اقدامی که میتواند هر گونه شانس بشر را برای محدود کردن گرمایش جهانی از بین ببرد.
برای جلوگیری از فروپاشی اقلیمی یک راه وجود دارد
تحقیقات جدید نشان میدهد آمریکا، آلمان، انگلستان و کانادا برای تحریم روسیه به دلیل حمله به اوکراین، سرمایهگذاریهای خود را برای تولید و توزیع گاز بیشتر آغاز کردهاند. موسسه Climate Action Tracker یا CAT اقدامات دولتها برای کاهش گازهای گلخانهای بررسی میکند و با آنچه در توافقنامههای بینالمللی (معاهده پاریس) متعهد شدهاند، مقایسه میکند. یافتههای تحقیقات جدید این موسسه نشان میدهد که فوریت مشخص شده برای تولید گاز در بحرانیترین دوران تاریخ، وابستگی به سوختهای فسیلی را بیشتر میکند؛ در دورانی که دانشمندان همواره هشدار میدهند چرخش مصمم به سمت انرژیهای با انتشار کربن کمتر در طی چند سال آینده، تنها راه بشر برای جلوگیری از فروپاشی اقلیمی است.
آکسفام در گزارش تازهای اعلام کرده پول مورد نیاز برای کمک به آسیبدیدگان از تغییرات آب و هوایی در دو دهه گذشته ۸۰۰درصد افزایش داشته است. در این گزارش آماده که بودجه کمکهای بشردوستانه سازمان ملل به آسیبدیدگان از تغییرات آب و هوایی نسبت به ۲۰ سال پیش به شدت افزایش یافته اما کشورهای کمککننده نیز نمیتوانند از پس هزینههای تغییر اقلیم برآیند
دهه انتشار کربن بالا ادامه دارد
نیکلاس هونه از موسسه NewClimate که با موسسه CAT همکاری میکند، میگوید که به زودی، شاهد رقابت برای تولید گاز فسیلی، تاسیسات لولهکشی گازی و LNG (گاز مایع طبیعی) و حبس شدن در دهه دیگری با انتشار کربن بالا هستیم.
نویسندگان این تحقیق تاکید میکنند که آمریکا که برای صادرات بیشتر گاز الانجی به اتحادیه اروپا توافقنامه امضا کرده و قرار است آن را با افزایش عملیات فرکینگ تامین کند. آلمان، ایتالیا و مصر نیز برای تامین گاز خود با قطر قرارداد بستهاند. مصر، میزبان نشست بعدی تغییر اقلیم، کاپ۲۷ در شرمالشیخ در نوامبر امسال است.
افزایش سرمایهگذاری برای تولید گاز
کانادا نیز برنامه دارد تا برای تامین تقاضای صادرات، ساخت و ساز سریع تولید جدید گاز الانجی را راهاندازی کند. بر اساس تحقیق موسسه CAT در کل، تولید سوختهای فسیلی در کانادا، آمریکا، نروژ، ایتالیا و ژاپن افزایش یافته است.
در انگلستان نیز توسعه عظیم تولید نفت و گاز در دریای شمال به راه افتاده. کشورهای در حال توسعه نیز دست به کار شدهاند. نیجریه در حال احیای پروژههای لولهکشی گازی است که به حالت تعلیق درآمده بودند. سنگال و چندین کشور دیگر نیز امیدوارند بتوانند ذخایر گازی خود را اکتشاف کنند.
بعد از آنکه جنگ در اوکراین باعث افزایش قیمت انرژی شد، شرکتهای نفت و گاز در سراسر دنیا از سود ناگهانی خود لذت بردند. کاهش محدودیتهای ناشی از همهگیری کرونا و بازگشت تدریجی به روال عادی باعث شده بود تا قیمت انرژی تا قبل از جنگ بالا رفته باشد.
یا الان یا هیچوقت
فوریت تامین گاز در زمانهای رخ میدهد که دانشمندان هشدار «یا الان یا هیچوقت» را درباره اقلیم دادهاند. بر اساس گزارشهای هیئت بیندولتی تغییر اقلیم سازمان ملل، انتشار جهانی گازهای گلخانهای باید تا سال ۲۰۳۰، نصف شوند. برای اینکه به دنیا فرصتی داده شد تا برای محدود کردن افزایش دمای جهانی تا ۱.۵درجه سانتیگراد نسبت به دوران ماقبل انقلاب صنعتی تلاش کند. این هدف سال گذشته در نشست تغییر اقلیم کاپ۲۶ به توافق رسید.
برخی از کشورها معتقدند که تولید گاز در مرحله گذار در آیندهای با انرژی پاک نقش دارد. چون گاز دی اکسید کربن کمتری نسبت به زغال سنگ تولید میکند. اما آژانس بینالمللی انرژی سال گذشته هشدار داد که اگر دنیا قرار است گرمایش جهانی را تا ۱.۵ درجه سانتیگراد محدود کند هیچ نوع اکشتافات جدید گازی و نفتی از امسال نمیتواند اتفاق بیفتند.
به گزارش گاردین تحقیقات دیگری نشان میدهند که جایگزین کردن مستقیم زغالسنگ با انرژیهای تجدیدپذیر بسیار بهتر از این است که از گاز به عنوان عاملی برای گذار استفاده شود.
افزایش ۸۰۰درصدی خسارات رخدادهای آب و هوایی
آکسفام در گزارش تازهای اعلام کرده پول مورد نیاز برای کمک به آسیبدیدگان از تغییرات آب و هوایی در دو دهه گذشته ۸۰۰درصد افزایش داشته است. در این گزارش آماده که بودجه کمکهای بشردوستانه سازمان ملل به آسیبدیدگان از تغییرات آب و هوایی نسبت به ۲۰ سال پیش به شدت افزایش یافته اما کشورهای کمککننده نیز نمیتوانند از پس هزینههای تغییر اقلیم برآیند.
خسارات اقتصادی رویدادهای آب و هوایی شدید در سال ۲۰۲۱ در دنیا حدود ۳۲۹میلیارد دلار بود؛ سومین سال رکورد خسارات وارد شده و تقریبا دو برابر مبلغی که کشورهای ثروتمند به کشورهای فقیر در همان سال پرداخت کرده بودند.
بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲، سازمان ملل به طور میانگین ۱.۶میلیارد دلار برای بودجه سالانه پروژههای بشردوستانه پس از رویدادهای شدید آب و هوایی نیاز داشت. اما از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ این مبلغ سالانه حدودا ۱۵.۵ میلیارد دلار افزایش یافت. یعنی افزایش ۸۰۰درصدی. علاوه بر آن در این گزارش آمده که برای هر ۲ دلاری که برای مقابله با بحرانهای ناشی از تغییر اقلیم نیاز است، کشورهای کمککننده ثروتمند تنها نصف آن را تامین میکنند.
راسل آرمسترانگ، مشاور ارشد سیاست اقلیم آمریکا در آکسفام در گفتوگو با سیانان میگوید: «تغییر اقلیم خسارتبار است و آسیبهایش به سیاهپوستان، بومیان و رنگین پوستان و جوامع آسیبپذیر ادامه دارد. معیشت، فرهنگ، سلامت و شیوه زندگی آنها را مختل میکند». آرمسترانگ در ادامه میگوید: «خسارت اقتصادی ناشی از تغییر اقلیم در جهان بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود که با یارانه دولت برای سوختهای فسیلی برابری میکند. درخواستها برای راهحل نشنیده گرفته شدهاند».
رخدادهای آب و هوایی که بر اثر تغییر اقلیم بوجود آمدهاند نابرابریهایی را تشدید میکنند که هماکنون در زیرساختهای فیزیکی و اجتماعی وجود دارند. کشورهای کمدرآمد با شدت بیشتری خسارت میبینند
کسری بودجه سازمان ملل برای کمکهای بشردوستانه
از سال ۲۰۱۷، حدودا ۵۴درصد از کشورهای توسعهیافته که در وقوع فجایع بحران اقلیمی امروز مسئولند، کسری بودجه ۳۳میلیارد دلاری به جای گذاشتند. از جنگ گرفته تا کمبود مواد غذایی در سراسر جهان، محققان میگویند که بحران اقلیم فشار بیشتری روی سیستم بشردوستانه سازمان ملل میگذارد که هماکنون کسری بودجه دارد.
رخدادهای آب و هوایی که بر اثر تغییر اقلیم بوجود آمدهاند نابرابریهایی را تشدید میکنند که هماکنون در زیرساختهای فیزیکی و اجتماعی وجود دارند. کشورهای کمدرآمد با شدت بیشتری خسارت میبینند. بر اساس گزارش آکسفام کشورهایی که بیشتر از همه گرفتار رخدادهای آب و هوایی هستند شامل افغانستان، بورکینافاسو، بوروندی، چاد، جمهوری دموکراتیک کنگو، هایتی، کنیا، سومالی، سودان جنوبی و زیمبابوه میشوند.
از آن طرف، کشورهای ثروتمند شامل آمریکا همچنان به انتشار گازهای گلخانهای ادامه میدهند که منجر به وقوع این چنین رخدادهای شدید آب و هوایی میشود.
در مذمت استفاده ابزاری از کلمه مقدس آزادی
اردیبهشت یا خرداد سال 1353 در حال تماشای ویترین کتابفروشی امیرکبیر در مخبرالدوله بودم که دستی بر شانهام قرار گرفت. یکی از همکلاسیهایم در دانشکدۀ علم و صنعت ایران بود عزیزی به نام حمیدرضا هزارخانی. از آن روز الفتی بینمان برقرار شد. هر دو علاقهمندی مشترکی داشتیم: «کتاب». به پیشنهاد ایشان هرگاه کتابی با ارزش _ به تعبیر آن روزها دستمان میرسید به اشتراک میگذاشتیم و گاهی هم با هم مطالعه میکردیم. لذتی داشت. روزی ایشان مقالهای را از کتاب «ایران را از یاد نبریم» برگزیده بود تحت عنوان دموکراسی در شرق. با طمأنیۀ خاصی برایم خواند. فرازهایی از آن را همواره به خاطر داشتم مخصوصاً اینکه آخرینباری بود که با هم بودیم و کتاب خواندیم. ایشان تغییر رشته داد و به دانشگاه صنعتی شریف امروز و آریامهر آن روز منتقل شد. مدتها از ایشان بیخبر بودم تا روزی سوار بر دوچرخۀ کرسی در دانشگاه علم و صنعت دیدمشان. یکیدو ساعت با هم بودیم و من علت انتخاب آن مقاله را جویا شدم و ایشان گفت برای یک جمع دیگری باید در خصوص آزادی و دمکراسی مطالبی ارائه میکردم که با هم وقتی در مورد آن خواندیم و بحث کردیم بسیار مثمر ثمر بود. علیالخصوص که شما در خصوص یادداشتهای سفر به شورویِ ایشان مطالبی را گفتی. گرچه با نظرات شما مخالف بودم ولی هنگام ارائه در آن جمع دوستان فکر کردند که نظرات شما نظر من هم هست برخورد کردند. یک ماه چهل روزی از آن ملاقات نگذشته بود که متأسفانه در روزنامۀ اطلاعات خواندم که در درگیری ساواک به شهادت رسیده. گرچه عضوی از سازمان فدائیان خلق ایران بود اما انسانی پاک و منزه از هر آلودگی بود، فردی وارسته و فرهیخته. سالها بعد در سال 1379 با جمعی از دوستان به فکر ایجاد تشکلی افتادیم تحت عنوان ائتلاف آزادیخواهان ایران. قرار گذاشتیم حزبی خلقالساعه نباشد بلکه به قول سینماگرها اول سناریوی درست و درمانی برایش بنویسیم و بهاصطلاح تشکل را بر تئوری سوار کنیم. با راهنمایی جناب دکتر طبیبیان که جهت مشورت خدمتشان رسیده بودیم مقرر شد در این خصوص یعنی نوشتن سناریو از آقای دکتر غنینژادِ عزیز کمک بگیریم. این حقیر پس از چند ملاقات و طرح موضوع قراردادی منعقد کردیم. چون موفق به اخذ مجوز نشدیم و در انتخابات 1384 تحت عنوان دموکراسی خواهی موضوع ما مورد سوءاستفاده قرار گرفت و مسائل دیگری که به یکی از آنها اشاره خواهم کرد عطایش را به لقایش بخشیدیم. کتاب آزادیخواهی نافرجامِ جناب دکتر غنی نژاد نتیجه همان مسئله است «و اما اشاره به موضوع مرتبط با مسئلۀ دموکراسی شرق» مرحوم استاد فرهیخته جناب اسلامی ندوشن چند مسئله مهم را در آن مقاله متذکر شدهاند. به این جمله بسیار مهم عنایت بفرمایید: «مردم گرسنه میتوانند سر به طغیان بردارند میتوانند خود را از قید اسارت برهانند ولی هیچگاه نمیتوانند آزادی را حفظ کنند.» در همۀ انقلابات جهان حفظ آزادی به یکی از اساسیترین مشکلات مبدل شده ما هم اگر به دنبال ایجاد تشکل بودیم نگران آزادی بودیم. جناب دکتر ندوشن در ادامه فرموده به دست آوردن آزادی مشکل نیست نگاهداری آن مشکل است.
این جملات در سال 1340 به نگارش درآمده اما امروز ما در این برهه از تاریخ با پوست و گوشت آن را لمس میکنیم. فرمودهاند: «یکی از علل ناکامی ما در شرق این است که تا امروز به هیات و تشریفات دمکراسی بیشتر توجه کردهایم تا به اصل و جوهر آن.» اگر شکلگیری احزاب را یکی از ابزار نیل به دموکراسی بدانیم در این چهل و چند سال نمیتوانیم به یک مورد فراگیر اشاره کنیم. به لحاظ شکلی تشکلهای متعددی به وجود آمدهاند اما محتوایی و به قول استاد به اصل و جوهر اصلاً نداریم. از نگاه دکتر اسلامی غرب شرقیان را لایق آزادی و عدالت و برابری نمیداند و به نظر غربیان دموکراسی در مشرقزمین کامیاب نمیشود. استاد این نظر را مذموم میداند و زمامداران شرقی همآوا با غربیان را طوطیصفت قلمداد میکند و فرق ما و غربیان را اینگونه توصیف میکند که مردم کشورهای غرب در گناه دولتهایشان سهمی بزرگ دارند در صورتی که در شرق اگر فردی بی چون و چرا در کار دولتها فضولی کند بدو آن رسد که به سنگ پشت رسیده. با علم به این نقطه نظرات توفیق پیدا کرده بودم که توسط دوست فرزانهام جناب محمد صادقی خدمت استاد اعتباری پیدا کنم و هرازچندگاهی افتخار حضور داشته باشم. در شرفیابیهای محضرشان حظ وافر میبردم. متانت و نجابت، ایراندوستی، بزرگی و بزرگمنشی، مناعت طبع، فرهیختگی، فروتنی، پارساییِ علمی، تقوا، دانشجودوستی، دانشمداری و نثر آکنده از فصاحت و شیوایی. نگارشش دل را راحت، طبع را طراوت و جان را حلاوت میبخشید. نگاهی پرمعنی و کاملاً استادانه داشتند. به قول مرحوم نیکیتین دارای بینش روشن و دقت نظر وافی بودند. در یکی از این شرفیابیها از خدمتشان استدعا کردم که در خصوص ایجاد تشکل ائتلاف آزادیخواهان ایران راهنمایی فرمایند. فرمود فائقی از شما بعید است که از کلمۀ مقدس آزادی استفادۀ ابزاری کنید. آزادی را نباید به آلودگیهای سیاست و تحزب ملوث کرد.
روحش شاد که مرا از گزند جاهلیت رهانید و از بند تحزب آزاد کرد.
متروپل ِ برجا ایستاده و استوار یا مترو پل ِ فرو ریخته! این مرا یا همان تگلاین طلایی میاندازد: بودن یا نبودن ؛ مسئله این است. به راستی کدام یک مهمتر بودند و یا هستند؛ آنقدری که متروپلِ فروریخته مورد توجه قرار گرفت اگر هنوز پابرجا بود و به حیات نباتی و نیم بند خود ادامه میداد به هیچ وجه تا این اندازه مورد توجه واقع نمیشد. اگرچه شرایط نامطلوب خوزستان و نارضایتی شهروندان آن را میتوان یکی از اصلیترین دلایل توجه به این فاجعه دانست اما متروپل را میتوان برایند تمام آن چیزهایی برشمرد که در تمام این سالها مردم خوزستان و ازجمله آبادان به آن معترض بودهاند و شاید از همه بیشتر رانت ؛که بحران کارخانه نیشکر را رقم زد، که خشک کردن هورالعظیم را موجب شد، که سایر پدیدههای مشابه را به وجود آورد.
به بیان دیگر متروپل نماد جریانی شد که در تمام سالها گروهی را به مدد استفاده از امتیازات انحصاری و بیحد و حصر به آقایی رساند تا از این طریق بتوانند اختیار تمام و کمال زندگی مردم را به دست آورند و مجموعهای از بحرانهای محیطی و محیط زیستی را سبب شوند. جریانی متشکل از قدرت و سرمایه؛ و در کنار تمام این جریانات ناکارآمدی نظام اداری و نظارتی به علت عدم تخصص و دانش کافی مزیدی بر علت شد. نه این نوشتار مجال بررسی و نقد علت و معلول جریانات و سیستم مرتبط با آن است و نه تخصص نگارنده کفایت بررسی دقیق چنین پدیداری را دارد. اما تنها در جایگاه یک معمار و طراح شهری میتوانم از منظر حرفهای، نیمنگاهی بر فاکتورهای اصلی این فاجعه بیندازم.
اول از همه سازمان نظام مهندسی و ساختمان کشور؛ که اگرچه در ظاهر امر در این حادثه نقش کمتری و البته به عقیده من منفعلانهای را برعهده داشته است، ولیکن ضعف و ناتوانی آن در مقابله با دخالت ارگانها و سازمانهای غیرتخصصی و نیز جریانهای مالی و سرمایهداری نه تنها باری از دوش آن کم نمیکند بلکه به دلیل آن که متولی امر ساخت و ساز مهندسی در کشور است بیش از همه در این ماجرا نقش دارد. پس از آن هم این مسئولیت بر عهده معاونت معماری و شهرسازی شهرداری است.
به عقیده نگارنده حداقل از دو منظر میتوان ضعف نهادهای نامبرده را مورد بحث قرارداد. یکم: ساختار اداری حاکم بر آنها، دوم: مغشوش بودن وظیفه و رسالت اصلی آنها.
تا پیش از سال 1374 که سازمان نظام مهندسی و ساختمان کشور تاسیس شد سازمان نظام معماری و ساختمان وظایف آنرا عهدهدار بود. سازمانی که همانطور که از اسمش برمیآید نگاهی کیفی و انسانگرایانهتری بر مسئله ساخت و ساز داشت. چرا که اساسا حرفه معماری پرداختن به انسان و کیفیت فضای روزمره اوست. اما به دلایل سیاسی و ارایه تعابیر غلط از حرفه و فن معماری که سابقهای به قدمت ایران را در خود دارد؛ این سازمان منحل و اختیار این امر را تمام و کمال به مهندسان سازه واگذار کردند و در نتیجه نظام معماری و ساختمان جای خود را به نظام مهندسی و ساختمان داد. با هیئت رئیسهای متشکل از ۱۴ مهندس عمران و ۷ مهندس آرشیتکت و البته ۴-۵ نفر از رشتههای دیگر. اگرچه در ابتدا هدف از تاسیس این سازمان را جمع کردن تمام مهندسان مرتبط با ساختمان در زیر یک سقف بیان کردند اما رفته رفته مشخص شد که موضوع چیز دیگری است. ساختمانی که کیفیت به معنای عام کلمه و زندگی و حیات انسانها به طور خاص باید نقش اصلی را در آن ایفا کند تحت استیلای مالکان سرمایهدار و البته خودفروشی برخی مهندسان به کالایی سرمایهای تبدیل شد و مهندسان معمار پایینترین دست را در آن پیدا کردند. در چنین شرایطی بیش از آنکه کیفیت بنا -هم مادی و هم غیرمادی – تعیینکننده ارزش ملک باشد، متراژ فضای زیرساخت و مصالح به کاررفته در ظاهر بنا قیمت آن را مشخص میکند. نگاهی که در بسیاری مواقع برخی از کارفرمایان را برآن میدارد حتی از قطر ستونها کم کرده تا فضای خالص بیشتری را در اختیار خریداران قرار دهند. بر این اساس بیدلیل نیست که در چنین تفکری معماران نه تنها مفید و ارزنده محسوب نمیشوند بلکه از دید کارفرمایان و برخی مهندسان سازه مزاحم به حساب میآیند و نقش آنان تا حد یک نقشهکش و یا ارائه دهنده Presenter تقلیل مییابد. مقصر چنین دیدگاهی بیش از همه سازمان نظام مهندسی کشور است. چرا که با چیدمان هیئت رئیسه به ترتیبی که پیش از آن گفته شد خود مبین چنین دیدگاهی در راس تفکر مهندسی کشور است.نگاهی که صراحتا اعلام میدارد کیفیت فضای کار و زندگی مردم بسیار پایینتر از اقتصاد ساختمان و قیمت تمام شده آن در بازار است. نگاهی که حتی در نظام سرمایهداری امروز دیگر جایگاهی ندارد.
اجرایی نشدن قانون مجریان دارای صلاحیت پس از سالها و نیز مبحث مدیریت و نگهداری ساختمان از دیگر مسائلی است که تنها به دلیل مافیای قدرتمند ساخت و ساز غیرحرفهای در کشور سازمان نظام مهندسی را از عمل کردن به آن ناتوان و درمانده کرده است. مسالهای که اتفاقا متروپل را به این خاک نشاند.
از آن سو معاونت معماری و شهرسازی شهرداری قرار دارد که سالها تمام توان و هم و غم خود را برای اجرایی کردن مقوله نمای ایرانی-اسلامی گذاشته بیآنکه تعریفی روشن و دقیق در مورد آن داشته باشد و متوجه باشد که محدود کردن ساختمان و کلیت آن تنها در نما و نماسازی چه آسیب بزرگی بر پیکره معماری و شهرسازی کشور وارد میسازد.
چطور ممکن است در شرایطی که تمامی کلانشهرهای ما به کاریکاتوری از شهرهای سرمایهداری مبدل شدهاند و شهروندان در آن کمترین حقی ندارند تنها با یک پوسته به ظاهر سنتی به بلاد اسلامی مبدل شوند. کدام یک از اقدامات شهرداری در حوزه معماری و شهرسازی کمترین اعتنایی به مبانی اسلامی داشتهاند که امروز کسی بخواهد مدعی اسلامی بودن معماری و شهرسازی ما شود (البته از نگاه کارشناسانه و حرفهای) به عقیده نگارنده در اینجا هم مسئله نه خود ساختمان و هویت ایرانی -اسلامی آن است بلکه اقتصاد و البته در این مورد به خصوص بهرهمند شدن از رانت قدرت است که سازنده و مالک را بر آن میدارد تا با پرداختن بیشتر به مساله نمای ایدئولوژیک امتیازاتی را به دست آورد. از گرفتن مجوز اشکوب اضافه روی سازهای نامناسب تا تخریب باغات و قطع درختان و یا امتیاز گرفتن لقب کارآفرین برتر همچون عبدالباقیها. گناه دیگر شهرداری را باید در تزریق هویت در شهر به جای آموزش درست و تشویقهای اصولی مرتبط با آن دانست. مسالهای که نه تنها پیشرونده نبوده بلکه خود آفتی شده بر هویت درخشان ایرانی – اسلامی که طی صدها سال در این سرزمین شکل گرفته و به تعالی رسیده است.
اما کلام آخر آن که متروپل را میتوان سمبلی دانست از استیلای قدرت و جریان سرمایهداری بر شهرهای ما که همه چیز را فدای منفعت بیشتر و البته کنترل به جای امنیت میکند و دیگر فرقی ندارد در این میانه قربانی چه و یا که باشد. هوا، منظر، آب، امنیت و آسایش یا جان انسانها. ولی این پدیده ریشهاش نه در زدوبند صرف مالک با مهندس ناظر و یا ارتباطات پشت پرده سیاسی -اقتصادی است بلکه همانطور که بر شمردیم نتیجه یک سیاستگذاری غلط پس از پایان جنگ ۸ ساله است که متاسفانه متروپل را میتوان نه اولین در نوع خود بلکه پرسروصداترین دستاورد آن و زنگ هشداری برای صدها نمونه مشابه دیگر دانست که صدای سست شدن پایه آنها به گوش میرسد.
اصلاح نظام مهندسی ساختمان و احیای نظام معماری در کنار تدقیق اصول و مبانی نظری و البته مبحث ارزش افزوده ساختمان از سویی و هماهنگی شهرداری با سازمانهای ذیصلاح و استفاده از نیروهای متخصص و حرفهای و پرهیز از سیاسیبازی و کوتاه کردن دست مافیا از امنیت و آسایش شهرها را میتوان از جمله اقداماتی دانست که میتواند از بروز فجایعی همچون متروپل پیشگیری کند.
حج مظهر اتحاد است سراغ اختلاف شیعه و سنی نروید
رهبر انقلاب که پیش از نیمروز گذشته در دیدار دستاندرکاران حج به بیان نکاتی در ارتباط با چگونگی برگزاری مراسم حج امسال و تامین امنیت حجاج سخن میگفتند، ضمن توصیه به مسئولان جهت کاهش ایام حج خطاب به بعضی دولتهای خارجی تاکید کردند: «دولتهای عربی و غیر عربی که برخلاف خواست ملتها و برای خواست امریکا، بهسمت عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی رفتهاند، بدانند این نشست و برخاستها هیچ نتیجهای نخواهد داشت، جز استثمار آنها بهوسیله رژیم صهیونیستی.»
رهبر انقلاب صبح دیروز در دیدار دستاندرکاران حج امسال، حج را ستون زندگی انسان و دربردارنده پیامها و درسهای مهمی برای ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان دانستند و بر لزوم تامین امنیت همه زائران بهویژه زائران ایرانی بهعنوان مطالبه جدی جمهوری اسلامی از دولت میزبان تأکید کردند. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای حج را برنامه مدبرانه الهی با زوایا و ابعاد و گسترهای متفاوت از سایر برنامههای دینی خواندند و گفتند: قرآن کریم حکمت حج را در یک جمله کوتاه «قیاماً للناس» یعنی ستون زندگی بشر بیان میکند. حج در بردارنده تعالیم و تمرینهایی است که به بشر و نسلهای پیدرپی میآموزد چگونه ارکان زندگی خود را انتخاب کند. حضرت آیتالله خامنهای «تعلیم همزیستی»، «سادهزیستی» و «اجتناب از گناهان و امور در دسترس اما نیازمند مراقبت» را از جمله درسهای مهم حج برشمردند و در بیان چند توصیه افزودند: همه حجاج و همچنین مسئولان حج قدر این نعمت بزرگ را بدانند و قدردانی آن هم عبارت است از نیت قربت برای خداوند و انجام امور به صورت محکم، متقن و همراه با ابتکار. ایشان حجاج را به ایجاد آمادگیِ درونی برای این سفر معنوی بسیار مهم و پرهیز از امور ناپسندی همچون بازارگردی سفارش مؤکد کردند و گفتند: سوغاتی واقعی سفر حج، قرائت قرآن، نماز و طواف در مسجدالحرام است و نباید وقت گرانبها را برای کارهای بیهوده هدر داد. حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به اینکه حج مظهر اتحاد امت اسلامی است، گفتند: باید همه تلاش بهکار گرفته شود تا هیچ خللی به موضوع اتحاد مسلمانان وارد نشود زیرا ایجاد اختلاف بخصوص اختلاف میان شیعه و سنی از ترفندهای انگلیسیها است.
رهبری حج را مظهر اتحاد امت اسلامی خواندند و گفتند: باید همه تلاش بهکار گرفته شود تا هیچ خللی به موضوع اتحاد مسلمانان وارد نشود؛ زیرا ایجاد اختلاف بهخصوص اختلاف میان شیعه و سنی از ترفندهای انگلیسیها است
رهبر انقلاب اسلامی، تماسهای خوب و روشنگرانه با زائران کشورهای دیگر و استفاده از قرآن و قُرّاء خوب را از جمله زمینههای افزایش اتحاد برشمردند و با تأکید بر اینکه صهیونیستها بلای فوری و نقد جهان اسلام هستند، افزودند: افشای توطئه و طراحی صهیونیستها از کارهای ضروری در حج است و دولتهای عربی و غیر عربی که بر خلاف خواست ملتها و برای خواست امریکا، به سمت عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی رفتهاند، بدانند این نشست و برخاستها هیچ نتیجهای نخواهد داشت جز استثمار آنها بهوسیله رژیم صهیونیستی. حضرت آیتالله خامنهای به وظایف سنگین دولت میزبان و لزوم عمل این دولت بر اساس مصالح دنیای اسلام نیز اشاره کردند و گفتند: تأمین امنیت همه زائران بهویژه زائران ایرانی و جلوگیری از تکرار فجایع گذشته و همچنین تجدید نظر در افزایش هزینهها، از مطالبات جدی جمهوری اسلامی است. ایشان در پایان از مسئولان حج درخواست کردند موضوع کاهش ایام حج را در دستور کار خود قرار دهند و برای آن راهحلی بیابند.
رهبر انقلاب به وظایف سنگین دولت میزبان و لزوم عمل این دولت براساس مصالح دنیای اسلام اشاره کردند و گفتند: تأمین امنیت همه زائران بهویژه زائران ایرانی و جلوگیری از تکرار فجایع گذشته و همچنین تجدید نظر در افزایش هزینهها از مطالبات جدی جمهوری اسلامی است
در ابتدای این دیدار، حجتالاسلام نواب نماینده ولیفقیه در امور حج و زیارت و آقای حسینی رئیس سازمان حج و زیارت گزارشی از تدارکات و برنامههای در نظر گرفته شده برای برگزاری مراسم حج امسال بیان کردند.
درخواست لغو اخذ تاییدیه برای مصوبه افزایش مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی
کارزاری با نام «درخواست لغو اخذ تاییدیه برای مصوبه افزایش مستمری بازنشستگان تامین اجتماعی» در وبسایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی آمده: «همانطور که مستحضرید سازمان تامین اجتماعی متعلق به کارگران و بازنشستگان آن بوده و یک سازمان بینالنسلی است. به طوری که هر سال برای افزایش مستمری بازنشستگان و یا تعیین حقوق کارگران تابع قانون کار و بیمه تأمین اجتماعی، از طریق مصوبه شورای عالی کار و همچنین هیئت امناء سازمان تأمین اجتماعی در این خصوص اقدام میگردد. لذا سازمان تامین اجتماعی در این رابطه از منابع بودجه سالیانه دولتی مستقل بوده و اخذ تاییدیه هیات وزیران دولت برای این مصوبه الزامی نیست.
بدینوسیله ما بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی، از مجلس محترم درخواست داریم که تایید هر گونه مصوبهای در رابطه با افزایش سالیانه مستمری بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی از ید دولت خارج شود تا منبعد از سال جاری صرفاً مصوبه شورای عالی کار و هیئت مدیره سازمان کافی و لازمالاجرا اعلام گردد.»
این کارزار از 15 خرداد آغاز شده و تا 10 تیر 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 59695 نفر امضا شده است.
پیام ما / هنوز تکلیف قربانیان فروریختن ساختمان متروپل در آبادان مشخص نشده است که با واژگون شدن واگنهای قطار مسافربری مشهد – یزد دست به دعا برداشتیم نکند تعداد فوتشدگان بیشتر از آنچه تا کنون اعلام شده شود؛ ساعت از ۴ بعدازظهر روز هجدهم خرداد گذشته و تا این ساعت تعداد فوت شدگان حادثه ۲۱نفر اعلام شده است. آن طنزی که ما به خرداد پرحادثه عادت داریم حالا بیشتر از ظرف روانی ما شده آن هم در هفتهای که شروع آن با سرقتی عجیب از صندوقهای امانات شعبه بانک ملی در مهمترین خیابان پایتخت یعنی خیابان انقلاب اسلامی رقم خورد. خبرها از طبس، جایی که این قطار با ۴۳۰ مسافر و خدمه با بیلمکانیکی برخورد کرده، حکایت از آن دارد که از ۱۱ واگن از این قطار، ۸ واگن در محدوده ایستگاه مزینو از ریل خارج شده است. این را جواد قناعت استاندار خراسان جنوبی گفته بود. ساعت ۱۵ و ۴۶ دقیقه ایرنا خبر داد که تا این ساعت ۸۶ مصدوم به بیمارستانهای نزدیک محل وقوع حادثه منتقل شدهاند. از ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه صبح ۱۸ خرداد این حادثه روی داده تا کنون دو آمار از وضعیت مسافران و خدمه اعلام شده است. یکی اینکه این قطار ۴۳۰ مسافر و خدمه داشته است و دیگر راهآهن اعلام کرده است که این قطار ۳۴۸ مسافر داشته است. به همین دلیل تا زمان تنظیم این گزارش خبرهای دریافتی حکایت از آن داشته که نام برخی از مسافران نه در فهرست فوتشدگان آمده و نه در فهرست مصدومان. البته گزارشی نیز آمده که برخی از فوتشدگان قابل شناسایی نبودهاند. برخلاف ماجرای متروپل از آنجا که نام مسافران و خدمه قطار در هر واگن و هر کوپه آن مشخص است سادهتر میشد فهرستی از حادثهدیدگان و وضعیت آنها ارائه داد. حالا دوباره خاطره آنچه در ۵ آذر۱۳۹۵ در مسیر سمنان – دامغان برای قطاری از مشهد به تبریز میرفت روی داد زنده شد. ماجرایی که در آن ۴۳ هموطنمان را از دست دادیم و مدیرعامل وقت شرکت راه آهن جمهوری اسلامی ایران در پی بروز این سانحه استعفا داد. آن ماجرا فرصت مغتنمی برای منتقدان دولت حسن روحانی و فشار بر «عباس آخوندی» وزیر وقت شهرسازی شد. سوانح قطار در ایران شاید کمتر از سوانح هوایی و در برابر سوانح جادهای بسیار ناچیز باشد اما آنچه در کارنامه خطوط ریلی ثبت شده بسیار تاملبرانگیز بوده است. مثل آنچه در ۲۹ بهمن ۱۳۸۲ در محدوده نیشابور روی داد و در آن ۳۵۰ نفر کشته و ۴۶۰ مجروح برجای گذاشت. در آن سال و یک روز مانده به انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی در نزدیکی ایستگاه خیام در ۱۷ کیلومتری نیشابور رخ داد. برخی از تلفات حتی در ۲۰ کیلومتری انفجار رخ داده بود و به این ترتیب این حادثه بزرگترین سانحه راهآهن در ایران و به گونهای یکی از بدترین حوادث ریلی رخداده در جهان است. با گذشت قریب به ۲۰ سال از آن حادثه هیچگاه بهطور رسمی اعلام نشد که چه چیزی در آن قطار حمل میشد که توانسته معادل انفجار ۱۸۰ تن TNT نیرو تولید کند و صدها کشته برجای بگذارد. بعداً مشخص شد این قطار شامل ۶ واگن بنزین، ۱۰ واگن پنبه، ۱۵ واگن گوگرد، ۷ واگن کود نیترات آمونیوم بودهاست.
یکی از مسافران : قطار در حال حرکت بود که ناگهان ترمز شدیدی گرفت. این ترمز ادامه داشت تا جایی که مسافران تعادل خود را از دست دادند و مثل توپ با اطراف برخورد میکردند. واگن واژگون شد و شیشه واگنی که ما در آن بودیم شکست و ما توانستیم خودمان را از این شیشه به بیرون از قطار برسانیم
با این حال حادثه قطار مشهد – تبریز که در مسیر سمنان – دامغان دچار سانحه شد یکی از مرگبارترین حوادث ریلی در ایران پس از حادثه قطار نیشابور به شمار میرود.
حوالی طبس چه روی داد؟
میرحسن موسوی، معاون مسافری شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگو با ایسنا، درباره حادثه ریلی در حوالی طبس گفت : ساعت ۱۹:۲۰ ۱۷ خرداد قطار مسافری مشهد – یزد حرکت خود را با ۳۴۸ مسافر آغاز کرد و صبح ۱۸ خرداد در ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه این قطار با شماره ۶۸۱ در بلاک عباسآباد – ریزو دچار سانحه شد.
با اعلام این حادثه تیمهای امدادی به محل اعزام شدند. مهدی ولیپور، رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر از افزایش تیمهای امدادی هلال احمر در صحنه حادثه به ۲۲ تیم خبر داد. او گفت: با توجه به شدت حادثه، ۲۲ تیم شامل ۵۲ امدادگر و نجاتگر از استانهای خراسان جنوبی، خراسان رضوی، یزد و اصفهان به همراه ۱۰ خودروی عملیاتی به محل حادثه اعزام شدهاند.
یکی از مسافران این قطار نیز که از سوی عوامل اورژانس به بیمارستان منتقل شده بود، روایتی از لحظه وقوع این حادثه را بیان کرد و به ایسنا گفت: قطار در حال حرکت بود که ناگهان ترمز شدیدی گرفت. این ترمز ادامه داشت تا جایی که مسافران تعادل خود را از دست دادند و مثل توپ با اطراف برخورد میکردند. واگن واژگون شد و شیشه واگنی که ما در آن بودیم شکست و ما توانستیم خودمان را از این شیشه به بیرون از قطار برسانیم.
۲ وزیر در محل حادثه
“احمد وحیدی” وزیر کشور و “رستم قاسمی” وزیر راه و شهرسازی ظهر ۱۸خرداد۱۴۰۱ برای بررسی ابعاد مختلف حادثه و روند رسیدگی به مصدومان در محل حادثه حضور یافتند. این در حالی بود که رئیس جمهور در جلسه هیات دولت به وزیران کشور و راه و شهرسازی ماموریت داد تا علل خروج قطار از ریل را بررسی و با عوامل بروز چنین حوادث تلخی برخورد شود.
در همین حال « سید ابراهیم رئیسی» پس از جلسه هیات دولت در تماس با استاندار خراسان جنوبی، یزد و فرماندار طبس بر بسیج همه امکانات برای امدادرسانی به مصدومان حادثه خروج قطار از ریل در طبس تاکید کرد. رئیسی با تسلیت به خانواده جان باختگان این حادثه تلخ، برای آنان از درگاه خداوند صبر و اجر مسالت کرد. استانداران خراسان جنوبی و یزد و همچنین مسئولان استانی نیز از صبح دیروز در محل حادثه حضور داشتند.
ادعای دادن هشدار به راهآهن
دیروز در شبکههای اجتماعی متنی منتشر شد که حکایت از دادن هشدار به راهآهن درباره استقرار ماشینآلات نگهداری خط و دستگاه زیرکوب بر روی ریل خبر میداد. کانال تحلیل سهنقطه به نقل از سبحان نظری، دبیر انجمن شرکتهای حمل ونقل ریلی به این موضوع اشاره کرده بود. نظری در این اظهارنظر گفته بود: پیش از این هشدارهای زیادی در رابطه با وقوع سوانح در حوزه حمل و نقل ریلی و خروج واگن از ریل به راه آهن داده بودیم چرا که در چند ماه گذشته شاهد افزایش حجم سوانح در این حوزه بودهایم. سانحه صبح دیروز به دلیل قرار داشتن ماشینآلات نگهداری خط و دستگاه زیرکوب بر روی ریل بوده و البته بی دقتی لوکوموتیو ران هم تاثیرگذار بوده است، چرا که هم اکنون بسیاری از متغیرهای تنظیمکننده ایمنی در دست راه آهن است. در برخورد قطار با عابر مشخص است که عابر مقصر است، اما در حال حاضر قرار داشتن ماشین آلات راه آهن و تعمیرات و نگهداری خط بر عهده راهآهن است که باید در این زمینه اطلاعات دقیقتری را ارائه کنند.
پایان عملیات امدادرسانی
براساس گزارشی که ایسنا منتشر کرده جواد قناعت استاندار خراسان جنوبی ضمن اعلام پایان عملیات امداد رسانی در محل حادثه قطار مشهد – یزد گفت پیشبینی میکنیم تا عصر ۱۸خرداد ریل آزاد شود و مسیر برای عبور قطار مشهد-بندرعباس آماده شود.
قناعت، که در محل حادثه حاضر شده بود افزود: بلافاصله پس از وقوع حادثه دستگاههای عضو مدیریت بحران در صحنه حاضر شدند و به جهت بعد مسافت مرکز استان با شهرستان طبس، فرماندار طبس از ساعات اولیه در منطقه حاضر شده و مدیریت میدان را به دست گرفت.
معاون مسافری شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران در گفتوگو با ایسنا، درباره حادثه ریلی در حوالی طبس گفت : ساعت ۱۹:۲۰ ۱۷ خرداد قطار مسافری مشهد – یزد حرکت خود را با ۳۴۸ مسافر آغاز کرد و صبح ۱۸ خرداد در ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه این قطار با شماره ۶۸۱ در بلاک عباسآباد – ریزو دچار سانحه شد
در همین حال حجت الاسلام علی نسایی زهان دادستان مرکز خراسان جنوبی نیز درباره حادثه ریلی اخیر، گفت: شورای قضایی در پی حادثه خروج قطار مسافربری مشهد – یزد هم اکنون تشکیل شده و به محض نهایی شدن مقصران با خاطیان برخورد قانونی و خسارت مردم اخذ میشود.
در پی بروز این سانحه پرستاران و پزشکان یزدی اعلام آمادگی کردند که در محل حادثه حضور پیدا کننده تا سریعتر کار درمان مصدومان انجام گیرد.
همچنین پزشکی قانونی نیز برای شناسایی اجساد فوتشدگان اعلام وضعیت اورژانسی کرده بود.
